خانه > مقالات > فضایل اخلاقی و رفتاری شهید رجایی

فضایل اخلاقی و رفتاری شهید رجایی

هرچند دوران ریاست جمهوری شهید رجایی کوتاه بود ولی وی در این مدت کوتاه توانست نشان دهد که رئیس جمهور موفق چه ویژگی هایی را باید دارا باشد.

در مورد دلایل موفقیت شهید رجایی شاید در مطبوعات کمتر پرداخته شده است اما خود آن شهید بزرگوار در مورد دلایل موفقیتش می گفت: اگر از من رمز موفقیت را بپرسید من هم مثل بسیاری از افرادی که انقلاب را قبول داشتند، واقعاً به انقلاب عشق می ورزیدم، واقعاً انقلاب را مذهبی می دیدم. واقعاً این آرزو را نه امروز بلکه سال های سال بود که داشتم. اگر توجه داشته باشید من معمولاً در مقدمه صحبتم بخشی از یک دعا را می خواندم، آرزوی صمیمانه ما بود و حالا مطمئن هستم به آن حکومت رسیدیم. من در ابتدای نخست وزیری گفتم «فرهنگ سرچشمه» را قبول دارم. بعضی ها که کوردل و کورذهن بودند خیال می کردند که من حالا می روم سرچشمه می ایستم و به هر کس که از آن جا بگذرد می گویم تو بیا وزیر آموزش و پرورش یا وزیر کار بشو، آنها نفهمیدند، آنها از آمریکا آمده بودند، از پاریس آمده بودند، نمی دانستند فرهنگ سرچشمه یعنی چه؟ نمی دانستند که در اول محرم سرچشمه چه خبر بود و واقعاً چه کسانی به خاطر این انقلاب سینه های خود را جلو می دادند و تیر می خوردند. من عمیقاً به این فرهنگ معتقد هستم و در هیچ یک از مراحل، چه در مجلس، چه در سازمان ملل، چه در مراحل مختلف که با سفرای کشورهای خارجی رو به رو می شوم، به هیچ وجه از آن فرهنگ عدول نکرده ام، شدیداً به آن فرهنگ معتقدم و آن را فرهنگ اصلی انقلاب می دانم و معتقدم هر کس که با این فرهنگ آشنایی داشته باشد و اعتقاد داشته باشد، قطعاً مقام والایی در این جمهوری پیدا خواهد کرد و این هم از این آیه قرآن سرچشمه می گیرد که: «ان العزّه لله و لرسوله و للمؤمنین»

ویژگی های دولت شهید رجایی که مورد پسند مردم بوده همیشه مورد استناد سیاستمداران و روسای جمهور ایران نیز هست و آنها همیشه سعی می کنند خود را ادامه دهنده راه و منش شهید رجایی معرفی کنند.

اینکه چرا سیاستمداران همچنان شهید رجایی را الگو می دانند سؤالی است که در این گزارش به دنبال پاسخ آن خواهیم بود.

دولتی که اسوه بود

ستار هدایت خواه، کارشناس سیاسی به این سوال این طور پاسخ می دهد: شهید رجایی الگو و اسوه یک دولتمرد مسلمان و انقلابی در طراز انقلاب اسلامی بود. پایبندی به آموزه های دینی باعث شد که علی رغم عمر کوتاه، دولت وی به عنوان اسوه و الگو معرفی شود.

وی در گفت و گو با خبرنگار سرویس گزارش کیهان می گوید: دولتمرد مسلمان یعنی اینکه فرد هم در عرصه زندگی شخصی و هم عرصه زندگی سیاسی و اجتماعی خود پایبند به اسلام باشد. این شهید برای عینیت بخشیدن به آموزه های دینی در عرصه مدیریت خود تلاش کرد و با پایبندی به آموزه های دینی و اسلامی کوشید اسلام را در عرصه های مختلف سیاسی، اجتماعی و مدیریتی خود عملی کند.

برهانی، مدرس دانشگاه و هم سلولی شهید رجایی با اشاره به ارتباطی که بعد از انقلاب با دومین رئیس جمهور ایران داشت، می گوید: «صداقت، پاکی و دیانت از جمله ویژگی های شخصیتی بارز ایشان بود و در کنار آن وی هر آنچه را که در توان داشت به نفع مردم صرف می کرد»

وی با نقل خاطره ای از شهید رجایی به گزارشگر کیهان می گوید: در سلول، او به من گفت اینکه در بعضی از کتاب های انقلاب گفته می شود انقلاب فرزندان خود را می خورد درست است یا نه؟ گفتم آقای رجایی اگر این انقلاب پیروز شد و تو را نخورد معلوم است که این حرف درست نیست. یعنی اگر انقلاب پیروز شد و شما قربانی نشدید این حرف درست نیست ولی اگر عکس بود معلوم است که این حرف درست است.

در همین رابطه نصرالله پژمانفر، نماینده مجلس معتقد است: دولت شهید رجایی اگر چه زمان کوتاهی بقا داشت اما تصمیمات و خدمات خوبی برای مردم داشت و در کنار این خدمات متفاوتی که داشت توانست از نظر عاطفی با مردم ارتباط خوبی داشته باشد لذا مردم دوران وی را دورانی باشکوه و مثبت تلقی می کردند و به همین دلیل مردم در موقع شهادت وی بالاترین حس عاطفی را داشتند و به همین دلیل از دولت شهید رجایی با عنوان دولتی کارآمد و خدمتگزار یاد می کنند.

ذوب در رفع نیاز مردم

دولت شهید رجایی توجهی ویژه به مردم داشت. چرا این توجه صرف در روحیه و زندگی و مدیریت شهید رجایی رشد یافته و اجرایی شد؟

مردم قبل از انقلاب با نظامی دیکتاتور روبه رو بودند که به مردم بهایی نمی داد ولی شهید رجایی بعد از انقلاب توجه ویژه ای به مردم سراسر کشور داشت و همان طور که حضرت امام تاکید داشتند دولت باید مردمی حرکت کند؛ شاخص هایی هم که برای دولت شهید رجایی که عامل ماندگاری آن شده می توان در کنار مردمی بودن برشمرد، ساده زیستی و نگاه خاص آن به محرومان است.

این را می شود در کلام هم محلی شهید رجایی هم یافت.

حمید رضا مقدم فر، هم محلی شهید رجایی و معاون فرهنگی سپاه می گوید: رجایی نماد یک مجری و مقام عالی اجرایی کشور در شکل مطلوب آن است و به عنوان نماد و ارزش در فرهنگ شکل گرفته است و همه تلاش می کنند با یکی از ابعادی که دولت شهید رجایی داشت خود را منسوب به آن شهید کنند اما در بعضی ابعاد دیگر لنگ می زنند مثلا در تابعیت از ولایت. آقای رجایی تا زمان شهادت تابع محض ولایت بود و اشاره و تقریر ولایت برای وی تکلیف بود اگر احساس می کرد امام (ره) فلان چیز را دوست دارد اگرچه تکلیفی از جانب ایشان نبود ولی مورد علاقه امام (ره) بود انجام می داد.

مقدم فر ادامه می دهد: این برای شهید رجایی حجت بود و نه تنها دنبال اعتراض نبود بلکه آن را تکلیف می دانست چه برسد به اینکه قهر کند و درخانه بنشیند. دولت های دیگر هم باید در عمل خود را نشان دهند.

اما آنچه که برای شهید رجایی مهم و مطرح بود در کل باید در ارزش ها و اصول انقلاب دانست. آن هم ارزش هایی که امام (ره) بر آنها تاکید داشتند به نظر هر وقت کسانی از این ارزش ها زاویه گرفتند مشکلاتی به وجود آمد که دکتر سید مسعود خاتمی تحلیلگر مسائل سیاسی معنای این جمله را دنبال نکردن احکام اسلام می داند و می گوید: مقداری دولت نهم و دهم به آن سمت می رفت اما پایان خوبی نداشت.»

حجت الاسلام سید علی محمد بزرگواری، نماینده مجلس یکی از دلایل باقی ماندن یاد شهید رجایی در دل مردم و مسئولین را روحیه خدمتگزاری و ساده زیستی وی می داند و تصریح می کند: وی همیشه خود را از جنس مردم و خدمتگزار مردم می دانست. وی زمانی که در دولت بنی صدر به عنوان نخست وزیر به خدمت مشغول بود رنج های فراوانی را متحمل شد و در زمان اندکی که به عنوان رئیس جمهور اسلامی ایران منصوب شد، هیچ گاه خود را از مردم جدا نکرد و همواره خود را خدمتگزار مردم می دانست.

وی با اشاره به خصوصیات مدیریتی شهید رجایی اضافه می کند: شهید رجایی در امور کشور، حزبی و جناحی عمل نمی کرد و تنها در راه آرمان های امام خمینی (ره) و انقلاب گام برمی داشت و هدف وی خدمت به مردم بود. وی در به کارگیری نیروهای کابینه از جریانات سیاسی به دور بود و تنها هدف خدمت به مردم و پیشرفت کشور را داشت.

همه می خواهند رجایی باشند

محمد کریم عابدی، فعال سیاسی در این باره می گوید: «علاقه مردم به دولت رجایی باعث شده که سایردولت ها خود را ادامه دهنده رجایی معرفی کنند گرچه دراین میان دولت نهم و دهم دولتی بود که با شعارکمک به محرومان وعدالت روی کارآمد و تا حدودی نیز توانست با اجرای برنامه هایی چون طرح مسکن مهر، پرداخت یارانه و دیگرموارد آن را عملی کند.

دولت رجایی به رغم مدت زمان کوتاه از تشکیل آن توانست خود را به عنوان دولتی مردمی معرفی کرده و در یادها باقی بماند که همین امر باعث شده تا دولت های ما با الگو گرفتن از دولت شهید رجایی آن را سرمشق قرار دهند.

وی به دلیل سادگی و بی آلایشی از سوی مردم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و در واقع شهید رجایی با زندگی ساده و بی آلایشی رأی و نظر مردم را به خود جلب کرد و با تأسی از امام خمینی (ره) که می فرمودند: «به من خدمتگزار بگویید بهتر است» باعث شد که دولت او سرمشق دولت های بعدی قرار گیرد و همیشه در یادها زنده بماند.

اینکه دولت ها خود را ادامه دهنده شهید رجایی می دانند موضوع و امری مهم و ارزنده است اما بی تردید تنها با پافشاری بر راه آن شهید در شعار نمی توان ادامه دهنده راهی بود که توسط وی در بین روسای جمهور ایران بنیانگذاری شد.

معاون فرهنگی سپاه با تایید بر این موضوع می گوید: در مورد منش رجایی حرف زیاد است هر چند وی دوران کوتاهی داشتند. دولت ها باید در عمل نشان دهند که شبیه وی هستند و در تبعیت از ولایت شعار ندهند و در عمل خود را نشان دهند. مثلا در حوزه فرهنگی یک کتاب چاپ شده در مورد دغدغه های فرهنگی رهبری که بخش زیادی از دغدغه های حضرت آقا در آنجا آمده است اگر دولت و وزیر فرهنگ ارشاد اسلامی، آموزش عالی و آموزش و پرورش این دغدغه های فرهنگی را پیگیری کنند و در آنها تبعیت از رهبری را ببینیم شهید رجایی این کار را می کرد. در مورد ساده زیستی هم باید ببینم چه مقدار از وزرایی که انتخاب می شوند ساده زیست هستند و زندگی آنها به مردم نزدیک است و چند درصد در جنوب شهر زندگی می کنند؟ از جانب دیگر شهید رجایی اصولگرا بود اگر مسئولان می خواهند مثل وی باشند بدانند که شهید رجایی از ریل گذاری که امام (ره) انجام دادند خارج نشد و در حوزه های مختلف سیاست خارجی، داخلی، فرهنگی و اجتماعی از این مسیر خارج نشوند.

چطور مثل او باشیم

این که روسای جمهور بعد از شهید رجایی باید چگونه عمل کنند که ادامه دهنده آن شهید باشند موضوع ساده اما در اجرا مسئله دشواری است.

دکتر خاتمی این کار را ساده می داند اما تصریح می کند: کسی که بر سر کار می آید باید به معنای واقعی مردمی باشد بدین معنا که از توده مردم باشد همان طور که امام (ره) می فرمایند وقتی جنگ می شود توده مردم می روند اگر کسی بخواهد مشی این شهید را ادامه دهد اول باید از خود همین مردم باشد و اگر بخواهد مشی اشرافی داشته باشد ادامه راه برایش خیلی سخت خواهد بود مثلا بنی صدر هم این گونه می گفت اما بنی صدر در بین مردم بزرگ نشده بود و نمی توانست نیروهای اشرافی را از خود دور کند وقتی که برای اینکه رای بیاورد صحبت ها و مسائلی طبقات پایین جامعه را مطرح کرد در هنگامی که رای آورد به سمت حکومت شاهانه رفت و بساط شاهی را پهن کرد و اگر چند سال رئیس جمهور بود با شاه فرقی نداشت برای اینکه ذات مردمی نداشت و در فرانسه درس خوانده و به اینجا آمده بود بعد هم که به ایران آمد با مردم زاویه پیدا کرد. پس شرط اول مردمی بودن است و شروط بعدی هم در وصیت نامه امام (ره) آمده است و شاخص ها را اگر در بیاوریم از وصیت نامه ایشان مشخص است امام (ره) صراحتا فرمودند اگر انقلاب دست نااهلان باشد یک شبه به انقلاب ضربه می زنند یا با دشمن معامله می کنند امام (ره) کسی را می خواست که ویژگی های آن در بیانات ایشان هست و شهید رجایی این گونه بود رهبری هم امروز روی آن ویژگی ها تاکید می کنند.

برهانی در اینجا با اشاره به اینکه به طور نسبی بیشتر دولت های بعد از انقلاب به فکر انقلاب بودند، تصریح می کند: شهید رجایی تلاش می کرد تا آنجایی که می تواند برای انقلاب تلاش کند، تلاش وی صادقانه بود.

وی اضافه می کند: «بهترین راهکار و معیار برای دولت های بعدی عمل و کمتر حرف زدن است یعنی بتوانند از استعدادهای داخلی مملکت به نحو احسن استفاده و مدیریت کنند برای اینکه ضعف ما بیشتر مدیریتی است و کمبود سرمایه انسانی و فکری نداریم و می توانیم خوب بدرخشیم»

اما حجت الاسلام بزرگواری نماینده مجلس شورای اسلامی با اشاره به تشکیل دولت جدید که می تواند ادامه دهنده راه شهید رجایی باشد، اظهار می دارد: حجت الاسلام روحانی فردی با تجربه در مسائل سیاسی و اقتصادی ایران است، او کمی و کاستی دولت های هاشمی، خاتمی و احمدی نژاد را دیده و درک کرده است.

به عقیده بنده روحانی می تواند با رفع کردن نواقص دولت های قبلی دولتی خوب و کارآمدی داشته باشد تا مانند دولت رجایی در یادها ماندگار شود.

جریان های سوء مدیریت

باید از آسیب هایی که ممکن است دولت ها را گرفتار کند اجتناب کرد. دولت احمدی نژاد اقدامات خوبی داشت اما از زمانی که امتیازاتی برای خود قائل شدند و جریان های انحرافی در بین آنها جا باز کرد دیدیم که به این دلیل و حواشی آن از چشم مردم افتاد و مردم در مقابل آن واکنش نشان دادند. خدمت کردن به مردم توفیق است و تا این خدمت باشد مردم قدردان خدمتگزاران هستند.

از طرف دیگر در ارتباط با بحث جریان های سوءاستفاده گر و مرتبط با جریان های خارج کشور، نباید همسو با آنها حرکت شود برخی از مسئولینی که متاسفانه در دولت سازندگی و اصلاحات بودند و در دولت احمدی نژاد هم به نسبت کمتر تمایل داشتند به مسیری بروند که با خط رهبری و امام (ره) فاصله داشت طبیعی است که به خاطر این انحرافاتی که از خط رهبری و امام (ره) داشتند از چشم مردم افتادند.

پژمانفر در همین مورد اظهار می کند: اگر مردم حس کنند از شعارها و اهداف اولیه انقلاب و ویژگی های اساسی فاصله گرفته شده از دولت فاصله می گیرند و دیدگاه مثبتی به آنها پیدا نمی کنند وقتی دولتی در برنامه خود استکبارستیزی را به عنوان ارزش مطرح نکند و در سیاست خارجی هم آن را نداشته باشد نمی تواند در بین مردم محبوب باشد چون ما در بین کشورهای جهان اسلام به عنوان پناهگاه و پایگاه اساسی در حمایت از مستضعفین و ایستادگی در مقابل مستکبرین هستیم اگر دولتی در بحث های اقتصادی زمینه های رانت خواری و ویژه خواری را ایجاد کند از آنچه که مشی نظام است فاصله بگیرند این دولت دیگر مردمی نیست در فرمایشات رهبری هم می بینیم که تاکید شده در مسائل فرهنگی هم دولتمردان مسیر انقلاب را طی کنند اگر این گونه نباشند نمی توانند محبوب باشند و طبیعتا مردم از آنها فاصله می گیرند و حمایت نمی کنند.

اصلی ترین توجهی که دولت باید داشته باشد توجه ویژه به مردم است، دولت شهید رجایی سعی می کرد مراقبت کند کسانی سرکار نیایند که نگاه ابزاری به مردم داشته باشند. محمد شیخ کارشناس سیاسی هم با تاکید بر مطلب فوق معتقد است: در مورد اینکه دولت ها چه ویژگی هایی داشته باشند سال های سال است که حضرت امام و مقام معظم رهبری در بیانات خود به آن اشاره می کنند که نگاه ویژه ای به محرومان داشته باشند.

دولت جدید هم باید به این موضوع توجه کند هر چند ممکن است فشارهایی از جانب احزاب و اشخاص مختلف برای سهم خواهی وجود داشته باشد.

شاید بهتر باشد از همه دولتمردان در دولت جدید خواست بازنگری در کار خود داشته باشند و به این موضوع توجه کنند که چرا مردم نام شهید رجایی را هنوز در ذهن خود زنده و جاوید نگه داشته اند؟ مسئولان باید توجه کنند که نام امام (ره) در دل های مردم ایران وجهان روزبه روزعزیزتر می شود، از وزرا و رئیس جمهور می خواهیم که شعار ندهند و خود را وقف اسلام و ملت کنند ومانند رجایی کم حرف و پرعمل باشند. نه همانند رئیس جمهور اول ایران که پرحرف و کم عمل بود. همان طورکه مقام معظم رهبری فرمودند دولت یازدهم تجربیات دولت های گذشته را بگیرد و نقاط قوت آنان را برجسته و نقاط ضعف آنها را از بین ببرد.

شهید رجائی در سال ۱۳۱۲هجری شمسی، در قزوین متولد شد. در سن ۴ سالگی از نعمت داشتن پدر محروم شد و تحت تکفل مادری مهربان قرار گرفت. درسال ۱۳۲۷ به تهران مهاجرت کرد و سال بعد وارد نیروی هوائی شد. در مدت ۵ سال خدمت در نیروی هوائی، دوره متوسطه را با تحصیل شبانه گذراند. در سال ۱۳۳۵ به دانشسرای عالی وارد شد و دوره لیسانس خود را در رشته ریاضی به پایان برد و به سمت دبیر ریاضی در وزارت فرهنگ استخدام گردید.

در اردیبهشت ۱۳۴۲ به علت فعالیتهای سیاسی علیه رژیم طاغوت دستگیر و ۵۰ روز زندانی شد. پس از آزادی با شهید باهنر به سازماندهی مجدد هیئت موتلفه پرداخت و داوطلبانی را به جبهه فلسطین اعزام کرد. پس از بازگشت در سال ۱۳۵۳ دستگیر و دو سال در زندانهای انفرادی رژیم پهلوی انواع شکنجه ها را تحمل نمود.

شهید رجائی در سال ۱۳۵۸، مسئولیت وزارت آموزش و پرورش را به عهده گرفت و به دنبال تمایل مجلس در تاریخ ۱۸/۵/۱۳۵۹ به عنوان اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران به مجلس معرفی و با رأی قاطع به نخست وزیری انتخاب شد و با عزل بنی صدر از جانب امام به عنوان رئیس جمهوری اسلامی ایران معرفی گردید و سرانجام در هشتم شهریور ماه ۱۳۶۰ توسط ایادی دشمنان انقلاب به فیض رفیع شهادت نائل آمد. اگر بخواهیم بهتر و دقیق تر به زندگی شهید رجایی نگاه کنیمچیزی که بیشتر به چشم میآید، سخت کوشی اوست. شهید رجایی پس از آنکه از نعمت پدر محروم گردید برای تأمین زندگی خود و خانواده از هیچ تلاشی فروگذار نکرد او با انجام کارهای به ظاهر کم ارزشی چون دستفروشی و… روزها را میگذراند و شبها وقت خود را صرف درس خواندن میکرد چراکه هدفی با ارزش در مقابل او قرار داشت و او را در راهی که انتخاب کرده بود مصمم تر می کرد. زندگی افرادی چون شهید رجایی میتواند الگویی مناسب برای ما باشد ما که شاید لحظه ای نتوانیم تصور چنین شرائطی را برای خود داشته باشیم. اما از همه مهمتر این است که او با تلاش و کوشش خود توانست سرانجام در برهه های حساس از انقلاب نقش مهمی ایفا نماید و در عرصه علم و عمل به چهره ای نمونه و ماندگار بدل گردد.

زندگی نامه شهید رجایی

شرح درد اشتیاق/ «مروری بر دوران کودکی، محیط خانوادگی و سیره اخلاقی شهید محمدعلی رجایی»

راز ماندگاری

زندگینامه شهید باهنر

شهید حجت الاسلام دکتر محمد جواد باهنر، در سال ۱۳۱۲ هجری شمسی در خانواده ای پیشه ور در شهر کرمان به دنیا آمد.

پس از اخذ دیپلم در سال ۱۳۳۲ به قم رفت و سطوح عالی علوم اسلامی را در حوزه علمیه قم سپری نمود؛ فقه را در محضر مرحوم آیت الله بروجردی، اصول را در محضر امام خمینی (ره) و تفسیر و فلسفه را نزد مرحوم علامه طباطبائی فرا گرفت و سپس به تحصیلات دانشگاهی رو آورد و در دو رشته علوم تربیتی و دکترای الهیات از دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد.

شهید باهنر در اسفند ماه ۱۳۴۲ پس از ایراد سخنرانی هائی در مسجد «هدایت»، «الجواد» و«حسینیه ارشاد»، به مناسبت سالگرد حادثه فیضیه دستگیر و به زندان های کوتاه مدت محکوم شد و از سال ۱۳۵۰ ممنوع المنبر گردید.

وی در سال ۱۳۵۷ به فرمان امام به عضویت شورای انقلاب اسلامی درآمد و به دنبال انتخاب شهید رجائی، به عنوان نخست وزیر دولت رجایی انتخاب شد.

خردمند به خون خفته

پرونده یک نخست وزیر

هنر شهیدباهنر (شهادت شهید باهنر)

ویژگیهای اخلاقی شهیدان رجایی و باهنر

امید به ایجاد جامعه ای اسلامی، نخستین و مهم ترین هدف شهید رجایی در تمام دوران حیات فردی و اجتماعی او بود. چه آن روز که به عنوان معلمی ساده، تعلیم نوجوانان و جوانان این کشور را بر عهده داشت و چه آن روز که با آراء چهارده میلیون نفر به عنوان رئیس جمهوری برگزیده شد، هیچ گاه جز در مسیر تعالیم اسلام و اهداف متعالی آن گام برنداشت.

شهید رجایی، ولایت فقیه را دستاورد بزرگ انقلاب اسلامی می دانست و همه را به حمایت از آن سفارش می کرد: «آنچه که ما فریاد می کنیم این است که رهبری در ایران صرفا باید به ولایت فقیه باشد ولو این که بسیاری از روشن فکران و بسیاری از کسانی که محتوای انقلاب اسلامی ما را در نیافته اند، این مطلب عظیم و این دستاورد مشترک انقلاب ما را در نیابند.»

فعالیت ها و خدمات شبانه روزی شهید باهنر نسبت به نظام اسلامی و مردم شهیدپرور، هیچ گاه او را از توسل و عرض ادب به پیشگاه مقام رسالت و ولایت باز نمی داشت؛ چرا که وی موفقیت خویش را مرهون همین توسلات می دانست. بدین ترتیب وی کوچک ترین سوء ادب و کژاندیشی را نسبت به این خاندان شایسته چشم پوشی نمی دانست.

یکی از ویژگی های اخلاقی شهید باهنر نظم ایشان بود. با نگاهی هرچند گذرا تأثیرعمیق نظم در زندگی سراسر افتخار ایشان در صحنه های علم و عمل، به راحتی نمایان می شود. از دیگر صفات پسندیده آن شهید، صبر ایشان در مقابل ناملایمات و مشکلات بود. او در برابر مشکلات، هرگز عصبانی نمی شد؛ بلکه همواره با صبر و متانت آنها را حل می کرد و از کنارشان به راحتی می گذشت.

شهادت رجایی و باهنر

رجایی پاسدار ارزش ها

سیره قرآنی شهید رجائی

مقلد حقیقی امام و طرفدار مرجعیت و روحانیت

محمدعلی رجایی، رئیس جمهور راست گفتار و درست کردار

جنگ با «رّجاءِ» به خدا و با «هُنرِ» ایمان

چراغدار ناپیدا

شهیدان رجایی و باهنر از نگاه دیگران

ملتی که قیام کرده است در مقابل همه قدرت های عالم، ملتی که برای اسلام قیام کرده است، برای خدا قیام کرده است، برای پیشرفت احکام قیام کرده است، این ملت را با ترور نمی شود عقب راند؛…گرچه خود واقعه و خود این افرادی که شهید شده اند، در نظر همه ما عزیز و ارجمندند.آقای رجایی و آقای باهنر هر دو شهیدی هستند که با هم در جبهه های نبرد با قدرت های فاسد هم جنگ و هم رزم بودند. مرحوم رجایی به من گفتند که من بیست سال است که با آقای باهنر همراه بودم و خدا خواست که با هم از این دنیا به سوی او هجرت کنند.(صحیفه امام، ج‏۱۵، ص ۱۳۴)

ما با اینها بخصوص با مرحوم باهنر، سالهاى متمادى مأنوس بودیم، با مرحوم رجائى‏ هم همین‏ جور؛ از قبل از انقلاب تا دوران مسئولیّتها و در مجلس و بیرون مجلس؛ واقعاً خصوصیّاتى داشتند که ما اینها را بایستى از یاد نبریم. به نظر من ایمانشان به این راه، به این اهداف، اهدافى که امام ترسیم کرده و جمهورى اسلامى مظهر آن اهداف است، شاخص خیلى مهمّى است؛ اخلاصشان؛ روحیّه‏ ى خدمتگزارى‏ اى که در اینها وجود داشت که واقعاً شب و روز نمى‏ شناختند و براى خدمتگزارى کار می کردند. روحیّه‏ ى مردمى بودن و انس با مردم، تماس با مردم، از نزدیک پاى صحبت مردم نشستن..‏براى خودشان از مقامى که داشتند، کیسه ندوخته بودند؛ این یکى از چیزهاى مهم است. این‏جور نباشد که ما فکر کنیم حالا که یک مسئولیّتى داریم، این را وسیله‏ اى قرار بدهیم براى تأمین آینده؛ همچنان‏که در مسئولان بسیارى از کشورهاى دنیا این هست و این را وسیله ‏اى قرار می دهند. براى اینکه در آینده در هیئت مدیره ‏ى فلان شرکت عضو باشند، در فلان مرکز مالى حسّاس سهم داشته باشند. پایبندى به مبانى انقلاب و امثال اینها؛ اینها خصوصیّت این دو شخصیّت بود؛ اینها را باید در نظر داشته باشیم و خودمان را با اینها تطبیق بکنیم. (بیانات مقام معظم رهبری حفظه الله در دیدار رئیس‏ جمهور و اعضاى هیأت دولت به‏ مناسبت هفته ‏ى دولت ‏۰۴/ ۰۶/ ۱۳۹۴)

نگرشی به تعامل رهبر و پیرو؛ امام خمینی و شهید محمدعلی رجایی

فضایل اخلاقی و رفتاری شهید رجایی(۱) (۲)

شهید باهنر به روایت همسر

شهید باهنر از نگاه برادر

آرامش مردان خدا؛ گفت وگو با: دکتر ایرج شگرف نخعی

در سایه سار خاطرات

به یاد دارم حدود دو هفته قبل از شهادت شهید رجایی و باهنر، یک شب، خصوصی من و یکی دیگر از برادرها در خدمت شهید رجایی بودیم. به مناسبتی صحبت از مسائل امنیتی پیش آمد و من اصرار نمودم که شما سعی کنید از نظر امنیتی در یک وضع بهتر و حساب شده تری قرار بگیرید که بعد، شهید رجایی فرمودند: «این چهارده – پانزده روز هم بر ما خواهد گذشت و ما باید در مسیر ارزشها باشیم.»

این مسأله دقیقاً دو هفته قبل از شهادت ایشان بود و تقریباً حدود دو هفته بعد از این جلسه، شهادت رجایی و باهنر اتفاق افتاد.(راوی: حسین مظفری نژاد، مجله شاهد، ش ۲۱۴، ص ۲۵)

فرزند ملت

شهید رجایی

کجایند مردان بی ادعا

درسی از شهید رجایی

عجب رییس جمهوری!!!

الگوهای خدمتگزاری(۱) (۲) (۳)

شیدائیان شهادت (یادی از شهیدان رجایی و باهنر)

اولین سخنران جلسه ما؛ گفت وگو با: حسین شریعتمداری و محمد محسنی نیا

تعادل طلایی؛ گفت وگو با: مهندس مهدی کلهر

مدیریت کارآمد

زلال اندیشه ها

شهید رجایی: «رهبری در ایران مسئله مرجعیت است و این کلمه ولایت فقیه، به تعبیر یکی از دوستان، تنها مشخصه قانون اساسی جدید از قدیم می تواند باشد؛ یعنی آن جوهره انقلاب اسلامی است. ما ولایت فقیه را به عنوان عالی ترین دستاوردهای انقلاب اسلامی در قانون اساسی خود گنجانیده ایم. دولت [نیز] خود را موظف می داند که این قانون اساسی را که خونبهای صدها هزار شهید، معلول و اسیر و تبعیدی است با تمام قوا در جامعه پیاده کند.»

شهید باهنر: «ملت قهرمان ما تصمیم گرفته است خطّ اسلام و امام را رها نکند و صمیمانه در صحنه بماند تا حکومت و قوانین بر خط حاکمیت اسلام حفظ شود. برای ما شرق و غرب مطرح نیست. برای ما مسئله حقوق ملی و انسانی و آزادی و استقلال مطرح است. ما نمی خواهیم در حوزه اقتدار این و یا آن ابر قدرت قرار بگیریم. ما در هر حال برای مقابله و مقاومت آماده ایم و تسلیم، در فرهنگ انقلاب ما راه ندارد. نیروی عظیمی در اختیار ملت است. این سرمایه نباید از بین برود. ما بایستی این انقلاب را تا کسب پیروزی نهایی ادامه دهیم.» (گلبرگ، شماره ۱۸)

آخرین وصیت شهید رجایی

انقلاب اسلامی از دیدگاه شهید محمد جواد باهنر

کتاب شناسی شهید دکتر محمد جواد باهنر

شهد شیرین شهادت

در ساعت سه عصر، صدای انفجار مهیبی از ساختمان نخست وزیری برخاست. کارکنان به طرف محل انفجار دویدند. جمعیت زیادی از راه رسید. همه نگران رجایی و باهنر بودند. رجایی از چند روز قبل به فرمان حضرت امام خانواده اش را در یکی از واحدهای مسکونی نهاد ریاست جمهوری ساکن کرده بود تا دیگر مجبور به رفت وآمد به خانه اش نباشد. کمال، پسر سیزده ساله رجایی از دور شاهد شعله های آتش بود. او با حالی آشفته به مادرش تلفن کرد و ماجرا را با او در میان گذاشت تا همسر شهیدرجایی خودش را برساند. پیکرهای خونین و سوخته رجایی و باهنر را به بیمارستان منتقل کردند. شدت انفجار به حدی بود که ابتدا هیچ کس نتوانست کشته شدگان را شناسایی کند. جنازه ها را به بیمارستان انقلاب منتقل کرده و پیکر شهیدرجایی را در سردخانه قراردادند.

هیچ کس نمی دانست که این پیکر سوخته، بدن شهیدرجایی است. به فکر یکی از اطرافیان او رسید که از روی دندان ها می توان فهمید که پیکر سوخته، بدن شهیدرجایی است یا خیر؟ اما سوختگی آن چنان بود که دهان رجایی به سادگی باز نمی شد. لحظاتی بعد یکی از پزشکان از راه رسید و پس از شستن لب ها با آب اکسیژنه، دهان را باز کرد و دندان ها دیده شد، اما باز هم کسی او را نشناخت. همسر شهید رجایی به بیمارستان آمد و در سردخانه پیکر سوخته شهید رجایی را شناسایی کرد.

با شنیدن خبر شهادت رجایی و باهنر، مردم به خیابان ها ریختند و ایران در سوگ رئیس جمهور و نخست وزیر خود فرو رفت. با طلوع آفتاب روز نهم شهریور ماه سال ۱۳۶۰ مردم در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و با سردادن شعار«رجایی، رجایی! راهت ادامه دارد! » پیکر او و شهید باهنر را تا بهشت زهرا مشایعت کردند. (سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

۸ شهریور ۱۳۶۰؛ انفجار دفتر نخست وزیری

خاطره رهبر معظم انقلاب از شهادت رجایی و باهنر

خاطره آیت الله مهدوی کنی از انفجار دفتر نخست وزیری

رشحاتی از قلم

آزاد گشتند، هرچند آزاده بودند

زنده تر شدند، اگر چه آنها را کشتند

آرام یافتند، در عین بی قراری

خود سوختند، اما دلهایی را ساختند

آفتابِ حُسنشان، جلوه گر کرد عالمی را

اخلاص، درس آموز مکتبشان بود و ایثار، طریقتشان

چون مِهر از کرانه آفاق سر برآوردند و چون ماه در گوشه گاهِ سپهر،

ظلمت شب را پرتو افشانی کردند

هم روشن نگر بودند، هم روشنگر

و چه می توان جُست در تکاپوی حیات بهتر از روشنی

آیینی داشتند، آیینه وار، پاک و شفاف

و آدابی داشتند، در معاشرت، صمیمی و صادق

اینک آنها دیگر نیستند، اما گوهر کلامشان و جوهر کردارشان را در جای جای عرصه گاه «هنر» و «همت» می بینیم.

آری رجایی؛ رجای واثِق ملت بود و باهنر، «هنر» همیشه جاودانه امت؛ نامشان باقی است و راهشان پررهرو (اشارات، شماره ۶)

شهادت رجایی و باهنر آغاز هفته دولت

یک جفت پروانه شهید

راه رجا بسته نیست

 

دوران مبارزه

در کتاب سیره شهید رجایی از دوران مبارزه ایشان اینطور یاد شده‏ است: «شهید رجایی، یک مبارز واقعی بود و در خانه نیز یک سری فعالیت‌های مخفیانه علیه رژیم انجام می‌داد. ایشان فرد بی‌باکی بودند و با وجود این که مدتی سرباز نظام بودند در جلسات فداییان اسلام شرکت می‌کرد. بسیار رازدار بود و در روابط خود با دیگران این اصل را رعایت می‌کرد. به خصوص در جریان فعالیت‌های سیاسی‌ که انجام می‌داد. به خاطر فعالیت‌های سیاسی که داشتند بیشتر مواقع در خانه تلفن را خودشان بر می‌داشتند و در را خودشان باز می‌کردند تا از این طریق حتی همسرشان از برخی از فعالیت‌های ایشان مطلع نشود.

در اداره برخی تشکیلات، نقش محوری داشت ولی به ندرت اطرافیان از این امر آگاه می‌شدند. در تبلیغ و رساندن پیام امام بسیار مجدانه تلاش می‌کردند و با جرأت اعلامیه‌ها را به دست مردم می‌رساندند. در جلسه‌های حسینیه ارشاد شرکت می‌کردند و آن محل را سنگر بچه مسلمان‌ها خطاب می‌کرد. در دفعات مکرری که توسط ساواک دستگیر شد تمام اطلاعات خود را از بین می‌برد و با وجود شکنجه‌های بسیار هیچ‌گونه اطلاعاتی در اختیار ساواک قرار نمی‌داد.

شهید رجایی در مدرسه رفاه نیز فعالیت زیادی کردند و چون تعداد زیادی از افراد مسئول مدرسه رفاه به زندان افتاده بودند ایشان نیز همیشه مورد سوءظن ساواک بود. شهید رجایی در استقرار امام خمینی (ره) در مدرسه رفاه نقش اساسی داشتند؛ ولی به خاطر مسایل امنیتی، بسیاری از نزدیکان وی از این امر اطلاع نداشتند.

شهید رجایی بدون تکبر به هر کاری دست می‌زد و با وجود مسئولیت‌های بزرگی که داشتند بزرگی و کوچکی کار برایشان اصلاً مطرح نبود. ایشان هیچ‌گاه حقیقت را فدای مصلحت نمی‌کرد و با توکل بر خدا به دیگران امید می‌داد. جرأت و شجاعت نیز در تصمیم‌گیری‌ها و رفتار شهید بسیار مشهود بود. ایشان در جریان دستگیری ساواک با وجودی که از آن‌ها آسیب بسیار دیده بود بسیار رئوف برخورد کرد و بد رفتاری با آن‌ها را مثل برابر بودن با رژیم به حساب می‌آورد.»

مقاومت در زندان

شهید رجایی با نهایت شجاعت و شهامت در زندان‌های انفرادى رژیم پهلوى، انواع و اقسام شکنجه‌ها را تحمل نمود و چون کوهى استوار مقاومت کرد. در اثر این مقاومت‌ها او را به زندان قصر و سپس به اوین فرستادند. او در زندان به ماهیت واقعى منافقین پى برد و از آن‌ها تبرى جست. دوران زندان مجموعاً ۴ سال به درازا کشید.
در کتاب سیره شهید رجایی درباره زندانی شدن و شکنجه‌های ساواک آمده است: «مرحله دوم زندانی شدن شهید رجایی در تهران بود که ۴ سال طول کشید و علت اصلی آن کتاب‌هایی از ایشان بود که لو رفته بود. فشار ساواک، به خاطر این بود که فکر می‌کرد ایشان عامل توزیع کتاب‌های سازمان مجاهدین خلق است. با وجودی که در زندان یک سال مرتب هر روز صبح جیره کتک داشتند، هیچ گاه نتوانستند از او اعتراف بگیرند. ایشان هیچ گاه در شکنجه‌های خود کسانی که در فعالیت‌ها با ایشان همکاری می‌کردند را لو نمی‌داد و همیشه در زیر شکنجه‌ها خدا را شکر می‌کردند. ساواک هم که نمی‌توانست اطلاعاتی از او کسب کند بر مقدار شکنجه‌ها اضافه می‌کرد. در مدتی که در زندان اوین بودند در کنار هم بندهای خود که مارکسیست بودند و مجاهدین را قبول نداشتند اوج غربت را تجربه کردند. ایشان در زندان الگوی اخلاق بودند و معنویت خاصی داشتند. همه کارهایشان را سر وقت انجام می‌دادند و حتی در زندان نماز جماعت و نماز شب را به جای می‌آوردند.»

-اقدامات و اهداف دولت رجایی

شروع به کار دولت رجایی هم زمان با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و وجود مسایل مهمی چون تداوم بحران اشغال سفارت آمریکا در تهران، گروگان‌گیری و فشارهای همه جانبه‌ آمریکا علیه ایران بود؛ اما از اولین اقدامات دولت رجایی در زمینه‌ اقتصادی، تشکیل ستاد بسیج اقتصادی کشور، سهمیه‌بندی چند قلم کالای اساسی و مورد نیاز و چاپ و توزیع کوپن بین مردم بود.
اهداف و برنامه‌های شهید رجایی
رجایی هدف و برنامه دولت از اجرای این طرح را توزیع ثروت و امکانات بیت‌المال به صورت مساوی و عادلانه در بین مردم اعلام کرد. پس از شروع جنگ، اسکان آوارگان و مهاجرین جنگ از دیگر مسایل اساسی دولت رجایی بود در این راستا از استانداران خواست که امکانات خود را برای اسکان آوارگان جنگ بسیج کنند. بازدید و دیدار از جبهه‌های جنگ و اردوگاه‌های اسکان مهاجرین جنگ، موضوع‌ دیگری بود که رجایی را پیوسته به جنگ مرتبط می‌کرد.
همچنین شهید رجایی برای حل معضل بیکاری که مرتبط با جنگ تحمیلی بود، دستور تشکیل کمیته‌ای مرکب از استانداران درگیر مسایل جنگ و وزارتخانه‌هایی که با کارخانه‌ها و مسایل کار سر و کار دارند را داد تا به این معضل رسیدگی کنند. در واقع دولت رجایی با یک اقتصاد ضعیف، فقیر و تقریباً ورشکسته روبرو بود.
دولت شهید رجایی در مقابله با بحرانهای اجرایی
علاوه براین دولت رجایی با یک بحران اجرایی نیز مواجه بود. به دلیل اختلاف در بینش و منش با بنی‌صدر، کابینه بدون حضور یک سوم وزیران تشکیل شد و اگر آن شرایط انقلابی و روحیه خاص نیروهای انقلابی نبود، هر کدام از بحران‌های مبارزه مسلحانه حزب دموکرات کردستان، حزب کومله، سازمان چریک‌های فدایی خلق ایران و گروه فرقان که هر یک تلاش گسترده‌ای در جهت تجزیه‌طلبی و مخالفت با جمهوری اسلامی ایران می کردند، به تنهایی قادر به ساقط کردن دولت بودند.
سیاست خارجی دولت شهید رجایی 
دیدگاه شهید رجایی در زمینه سیاست خارجی بر این مبنا بود که «ما سیاست را بر اساس اعتقاداتمان بنا می‌کنیم و چون اعتقاد ما عوض نمی‌شود، اصول سیاست خارجی ما هم عوض نمی‌شود.» رجایی کشورهای خارجی را در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران به چهار گروه تقسیم کرد: کشورهای برادر، کشورهای دوست، کشورهای بی‌طرف، کشورهای متخاصم.
او این تقسیم‌بندی را به دلیل وجود دیدگاه در سیاست خارجی ضروری می‌پنداشت و تدوین سیاست خارجی را بدون این تقسیم‌بندی غیرممکن می‌دانست. وی معتقد بود که باید بر اساس اهدافمان، با خانواده‌ سیاسی جهان برخورد کنیم. در یک نگاه کلی، سیاست خارجی دولت شهید رجایی، مکتبی، انقلابی و منعکس کننده نوعی آرمان گرایی اسلامی بود و عملاً نظام نو پای جمهوری اسلامی را در برخورد با واقعیت‌های رایج در عرصه روابط بین‌المللی دچار برخورد و مواجهه با اندیشه‌ها و قدرت‌های بزرگ و نظام‌های سلطنتی در کشورهای اسلامی کرد.

رئیس‏جمهور منتخب مردم پس از بنی صدر

با کارشکنی‏های بنی ‏صدر و همفکرانش در جناح موسوم به لیبرال‌ها از یک طرف و نیروهای موسوم به خط امام (ره) از طرف دیگر و با اوج‌گیری اختلافات و کارشکنی‌ها در شرایط بحرانی که مسایلی از قبیل جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی کشور با آن درگیر بود. ابتدا حضرت امام (ره)، در ۲۰ خردادماه ۱۳۶۰ بنی‌ صدر را از فرماندهی کل نیروهای مسلح برکنار و سپس نمایندگان فراکسیون نیروهای خط امام در اواخر خردادماه طرح عدم کفایت سیاسی رئیس‌جمهور را مطرح کردند. روز ۳۱ خردادماه طرح عدم کفایت بنی‌ صدر تصویب و در ۱ تیرماه حضرت امام (ره) حکم عزل بنی‌ صدر را از مقام ریاست جمهوری صادر کرد و وظایف ریاست جمهوری به طور موقت به عهده شورای موقت ریاست جمهوری متشکل از محمد علی رجایی (نخست‌وزیر)، آیت‌الله بهشتی (رئیس دیوان عالی کشور) و هاشمی رفسنجانی (رئیس مجلس) گذارده شد.
معرفی رجایی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری دوم
پس از عزل بنی صدر و فرار وی از کشور، مردم برای انتخاب رئیس‌جمهور جدید آماده شدند. مجموعاً ۷۱ نفر برای‌ انتخابات‌ ثبت‌ نام‌ کردند که‌ شورای‌ نگهبان‌ از بین‌ آن‌ها صلاحیت‌ ۴ نفر یعنی‌ عباس‌ شیبانی، علی‌ اکبر پرورش، حبیب‌اللّه‌ عسگراولادی‌ و محمدعلی‌ رجایی‌ را تأیید و در ۲۱ تیرماه ۱۳۶۰‌ رسماً اعلام‌ کرد.
شهید رجایی‌ به‌ خودی خود اعتقادی‌ به‌ نحوه‌‌ انتخابات‌ مرسوم‌ در جامعه‌ نداشت‌ و دست‌ به‌ چنین‌ کاری‌ نیز نزد. او می‌گفت: «من‌ معتقدم‌ که‌ این‌گونه‌ تبلیغاتی‌ که‌ برای‌ کاندیداها می‌شود، تبلیغات ناشی‌ از نظام‌ سرمایه‌داری‌ است.»  او آرزو داشت‌ که‌ روزی‌ فرا برسد که‌ تبلیغات ‌انتخاباتی‌ نیز مردمی‌ شود. با شروع‌ زمان‌ مجاز تبلیغات‌ انتخاباتی، احزاب، جمعیت‌ها، گروه‌ها و کلاً نیروهای خط‌ امام‌ (ره)، یکپارچه‌ و با تمام‌ امکانات‌ به‌ حمایت‌ از رجایی‌ پرداختند که از جمله‌ آنان می‌توان‌ به حزب‌ جمهوری‌ اسلامی، جامعه‌‌ مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم، جامعه‌ روحانیت‌ مبارز، سازمان‌ مجاهدین‌ انقلاب‌ اسلامی، جامعه‌‌ اسلامی‌ دانشگاهیان، خانه‌‌ کارگر، سازمان‌ فجر اسلام، دفتر تحکیم‌ وحدت، اتحادیه‌ انجمن‌های‌ اسلامی‌ دانش‌آموزان، نهضت‌ زنان‌ مسلمان‌ و ده‌ها نهاد انقلابی، انجمن‌ و … اشاره کرد.
دیدگاه‌های شهید رجایی
شهید رجایی در تنها برنامه تلویزیونی که در مدت مجاز تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری پخش ‌شد شرکت و به بیان باورها و دیدگاه‌ها و اعتقادات خود پرداخت: «به یاری خداوند به عنوان مقلد امام (ره)، فرزند ملت، هماهنگ کننده سه قوه برای پذیرفتن مسئولیت جدید آمادگی خود را اعلام می‌کنم… همیشه معتقد بودم که این مردم بزرگترین عنصرشان، عنصر رهبری مذهبی است و در مرجعیت خلاصه می‌شود. من به عنوان رئیس‌جمهور فرمان قانون اساسی را به عنوان جدی‌ترین و اصیل‌ترین برنامه در دوران کارم به گوش خواهم پذیرفت.
آن چه که هر سه قوه را مطیع می‌کند آن چه که برای هر سه قوه ملاک و معیار هست غیر از ولایت فقیه هست؟ که خود قانون اساسی است، پس به یاری خدا و پشتیبانی شما هم میهنان عزیز از اصل و عنصر عالی ولایت فقیه استفاده خواهیم کرد. من به عنوان رئیس‌جمهور امیدم این است که نظام اسلامی در این جامعه پیاده شود قانون اساسی و اجرای اصل ۴۴ به آن جامعه را از این نابرابری، از این ناهمگونی و از این اختلاف کشنده بیرون خواهد آورد.»
انتخاب رجایی به عنوان رئیس‌جمهور
دومین‌ انتخابات‌ ریاست‌جمهوری‌ در ۲‌ مرداد ۱۳۶۰ برگزار گردید. روز ۵ ‌مردادماه‌ با شمارش‌ آراء داخل‌ کشور، محرز و مسلم‌ شد که‌ رجایی‌ اکثریت‌ مطلق‌ رأی ‌مردم‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است. شورای‌ نگهبان‌ در ۱۰ مردادماه ۱۳۶۰‌ صحت انتخابات‌ را تأیید و اعلام‌ کرد که‌ رجایی‌ با اکثریت‌ مطلق‌ آراء اخذ شده‌ به‌ عنوان‌ رئیس‌جمهور انتخاب‌ شده‌ و این‌ انتخاب مورد تأیید آن‌ شورا است.
در همین‌ روز وزارت‌ کشور تأییدیه‌ شورای‌ نگهبان‌ را به ‌اطلاع‌ امام‌ خمینی (ره) رساند. روز ۱۱ مرداد همزمان‌ با عید فطر در حسینیه‌ جماران، امام‌ خمینی ‌(ره) حکم‌ ریاست‌جمهوری‌ شهید رجایی‌ را تنفیذ کرد. پس‌ از تنفیذ حکم، رجایی‌ نیز طی‌ یک‌ سخنرانی‌ به‌ دیدگاه‌های‌ خود اشاره‌ و تأکید کرد که‌ در پاسخ‌ به‌ رأی‌ قاطع‌ و اعتماد بالای‌ مردم‌ به‌ وی‌ که‌ در واقع‌ رأی‌ به‌ اسلام‌ است، در جهت‌ جامه‌ عمل‌ پوشاندن‌ به‌ خواست‌های ‌اسلامی‌ و انقلابی‌ مردم‌ و ایجاد یک‌ جامعه‌‌ اسلامی، تمام‌ تلاش‌ خود را به کار خواهد گرفت‌ و نخست‌وزیر را نیز از بین‌ مطمئن‌ترین‌ و با سابقه‌ترین‌ عناصر انقلابی‌ انتخاب ‌خواهد کرد. وی‌ در ۱۲ مرداد ۱۳۶۰ در جلسه‌‌ علنی‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی، مراسم ‌تحلیف‌ را به‌ جا آورد و بدین ‌ترتیب‌ با انجام‌ تمام‌ مراحل‌ مقرر در قانون، رسماً رئیس‌جمهور شد و از این‌ روز به‌ بعد در مقام‌ ریاست‌جمهوری‌ انجام‌ وظیفه‌ کرد.
انتخاب باهنر به عنوان نخست‌وزیر، اولین اقدام شهید رجایی
اولین اقدام شهید رجایی در مقام ریاست جمهوری، معرفی محمد جواد باهنر به عنوان نخست‌وزیر به مجلس شورای اسلامی بود که در روز ۱۲ مردادماه ۱۳۶۰ صورت گرفت. باهنر نیز در ۱۴ مرداد از مجلس رأی اعتماد گرفت و وزیران کابینه‌اش نیز در جلسه علنی مورخ ۲۶ مردادماه از مجلس رأی اعتماد گرفتند و بدین ترتیب یک دولت تمام عیار انقلابی و مکتبی، قوه مجریه را در اختیار گرفت.
دوران ریاست جمهوری رجایی، بحرانی‌ترین دوران
شرایط زمانی که رجایی به عنوان دومین رئیس‌جمهور انتخاب شد به دلیل وقوع حوادث بسیار مهمی همچون عزل بنی‌صدر، اقدامات مسلحانه و براندازانه مخالفان جمهوری اسلامی، ترورهای پی در پی، جنگ تحمیلی و محاصره اقتصادی، یکی از بحرانی‌ترین مقاطع تاریخی کشور بود که رجایی توانست از عهده آن برآید.
  1. ۲۸ بهمن ۱۳۹۵ در ۰۸:۱۶ | #1

    ممنون بابت اطلاع رسانیتون.


− 2 = یک