خانه > مقالات, مهارت زندگی > عوامل بی برکتی در زندگی از دیدگاه قرآن و روایات

عوامل بی برکتی در زندگی از دیدگاه قرآن و روایات

عوامل بی برکتی در زندگی از دیدگاه قرآن و روایات
پیامبر اکرم(ص) فرمود: « بَیْتٌ لَا صِبْیَانَ فِیهِ لَا بَرَکَةَ فِیهِ؛ خانه‌ای که بچه در آن نیست، برکت در آن نیست.»

به گزارش آوا، عواملی وجود دارد که باعث بی برکتی در زندگی می شود.
۱- موسیقی،‌ قمار و شراب
امام صادق (علیه السلام) فرمود: « لَا تَدْخُلُ الْمَلَائِکَةُ بَیْتاً فِیهِ خَمْرٌ أوْ دَفٌّ أوْ طَنْبُورٌ أوْ نَرْدٌ وَلَا یُسْتَجَابُ دُعَائُهُمْ وَتُرْفَعُ الْبَرَکَةُ عَنْهُمْ؛ فرشتگان به خانه‌ای که در آن شراب و [آلات موسیقی، مانند:] دایره، طنبور، یا [آلات قمار، مانند:] نرد باشد، داخل نمی‌شوند و دعای اهل آن خانه مستجاب نمی‌شود و برکت از [زندگی] آنها برداشته می‌شود.»
۲- نبودن فرزند
رسول اعظم (صل الله علیه و آله) فرمود : « بَیْتٌ لَا صِبْیَانَ فِیهِ لَا بَرَکَةَ فِیهِ؛ خانه‌ای که بچه در آن نیست، برکت در آن نیست.»
۳- مهجوریت قرآن
حضرت علی (علیه السلام) فرموده است: «اَلْبَیْتُ الَّذِِی لَا یُقْرَاُ فِیهِ الْقُرْآن وَلَا یُذْکَرُ اللهُ فِیهِ تَقِلُّ بَرَکَتُهُ وَتَهْجُرُهُ الْمَلَائِکَةُ وَتَحْضُرُهُ الشَّیَاطِین؛ خانه‌ای که در آن،‌ قرآن تلاوت نشود و یاد خداوند نباشد،‌ ‌برکتش کم می‌شود و فرشتگان از چنین خانه‌ای دوری می‌کنند و شیاطین در آن حاضر می‌شوند.»
۴- قسم خوردن برای فروش کالا
روزی امیرمؤمنان (علیه السلام) وارد بازار شد و خطاب به اهالی بازار فرمود: «السَّلَامُ عَلَیْکُمْ اَهْلَ السُّوقِ، اِتَّقُوا اللهَ فِی الْحَلْفِ فَاِنَّهُ یُزْجِی (یُنْفِقُ) السّلْعَةَ وَیَمْحَقُ الْبَرَکَةَ؛سلام بر شما ای اهالی بازار! در قسم خوردن از خدا پروا کنید که باعث کم‌شدن کالا و از بین رفتن برکت می‌شود.»
۵- چاپلوسی
امام صادق (علیه السلام) در روایتی چنین فرمود: «اَیُّمَا مُؤْمِنٍ خَضَعَ لِصَاحِبِ سُلْطَانٍ أوْ مَنْ یُخَالِطُهُ عَلَی دِینِهِ طَلَباً لِمَا فِی یَدَیْهِ مِنْ دُنْیَاهُ اْخْمَلَهُ (اَهْمَلَهُ) اللهُ وَمَقَتَ عَلَیْهِ وَوَکَلَهُ اِلَیْهِ فَاِنْ هُوَ غَلَبَ عَلَی شَیءٍ مِنْ‌ دُنْیَاهُ وَصَارَ فِی یَدِهِ مِنْهُ شَیءٌ نَزَعَ اللهُ الْبَرَکَةَ مِنْهُ؛ هر مؤمنی که برای صاحب سلطه و یا کسی که در آمیختن با آن به ضرر دینش است، تواضع و فروتنی کند و منظورش از این فروتنی به دست آوردن چیزی باشد که در دست اوست، خدواند او را رها کرده، بر او خشم می‌گیرد و او را به همان شخص وا می‌گذارد. و اگر حتّی [مالی از این راه به دست آورد و] از دنیای این افراد چیزی به او برسد،‌ خداوند برکت را از آن مال برمی‌دارد.»
۶- خیانت در شراکت
رسول خدا (صل الله علیه و آله) می‌فرماید: «یَدُاللهِ فَوْقَ اَیْدِی الْمُشْتَرِکِینِ مَا لَمْ یَخُنْ اَحَدُهُمَا صَاحِبَهُ فَاِذَا خَانَ اَحَدُهُمَا رَفَعَ اللهُ یَدَهُ عَنْ اَیْدِیَهُمَا وَذَهَبَتِ الْبَرَکَةُ مِنْهُمَا؛ دست [قدرت و عنایت] خداوند تا زمانی بالای دستان افراد شریک است که یکی از آنها به دیگری خیانت نکند. هنگامی‌که یکی از آنها مرتکب خیانت شود، خداوند دست خود را از دست آنها بر‌می‌دارد و برکت را از آنها می‌برد.»
۷- مال حرام
امام موسی کاظم (علیه السلام) به شخصی به نام داوود،‌ چنین فرمود: «یا داوود! اِنَّ الْحَرَامَ لَا یَنْمِی وَاِنْ نَمَی لَا یُبَارَکُ لَهُ فِیهِ وَمَا اَنْفَقَهُ لَمْ یُوجَر عَلَیْهِ وَمَا خَلَّفَهُ کَانَ‌ زَادَهُ اِلَی النَّار؛مال حرام زیاد نمی‌شود، اگر هم زیاد شود برکت ندارد و آنچه از مال حرام انفاق شود،‌ پاداش ندارد و آنچه را هم باقی بگذارد برای رفتن او به جهنم، خرج خواهد شد.»
۸- سستی ورزیدن در خواندن نماز
حضرت فاطمه زهرا (س) می‌فرماید که از پدرم رسول خدا (صل الله علیه و آله) پرسیدم: «کسی که در خواندن نماز سستی بورزد و در اقامه آن کوتاهی کند،‌ چگونه است؟» آن حضرت فرمود: «چنین شخصی به شانزده خصلت در دنیا و آخرت، مبتلا می‌شود: پیامد نخست از پیامدهای منفی دنیایی بی‌توجهی به نماز، این است که «یَرْفَعُ اللهُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِهِ؛ خداوند برکت را از روزی او برمی‌دارد. پیامد دوم آن این است که «یَرْفَعُ اللهٌ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ؛ خداوند، برکت را از عمر او می‌گیرد.»
۹- نگفتن بسم الله هنگام خوردن غذا
از پیغمبر اکرم (صل الله علیه و آله) سؤال شد: «آیا شیطان می‌تواند با انسان هم‌ غذا شود؟» فرمود: «آری»، کُلُّ مَائِدَةٍ لَمْ یُذْکَر بِسْمِ الله عَلِِیْهَا یَأکُلُ الشَّیْطَانُ مَعَهُمْ وَیَرْفَعِ اللهُ الْبَرَکَةَ عَنْهَا؛ هر غذائی که نام خدا بر آن برده نشود، شیطان با آنان هم غذا می‌گردد و خداوند برکت را از آن سفره برمی‌دارد.»
۱۰- اسراف
امام صادق (علیه السلام) فرمود: «اِنَّ مَعَ الْاِسْرَافِ قِلَّةُ الْبَرَکَةِ؛اسراف کردن،‌ باعث کم‌شدن برکت می‌شود.»
همچنین امیر مؤمنان علی (علیه السلام) نیز می‌فرماید: «التَّبْذِیرُ قَرِینُ مُفْلِسٍ؛ زیاده‌روی،‌ همراه و همنشین با [انسان] تنگدست است.»
۱۱- پرداخت‌ نکردن زکات
رسول خدا (صل الله علیه و آله) می‌فرماید: «اِذَا مُنِعَتِ الزَّکَاةُ مُنِعَتِ الْاَرضُ بَرَکَاتِهَا؛ وقتی که زکات منع شود، زمین نیز از برکت هایش منع می‌شود.»
۱۲- امر به معروف و نهی ازمنکر نکردن
پیامبر خدا (صل الله علیه و آله) فرمود: «لَا تَزَالُ اُمَّتِی بِخَیْرٍ مَا اَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ فَاِذَا لَمْ یَفْعَلُوا ذَلِکَ نَزَعَتْ مِنْهُمُ‌ الْبَرَکَاتِ وَسَلَّطَ بَعْضُهُمْ عَلَی بَعْضٍ؛ امت من تا زمانی که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند وضعشان خوب است اما اگر این گونه کارها را ترک کنند،‌ برکت از میان آنها برداشته می‌شود و برخی از آنها بر دیگری تسلط [و برتری] خواهد یافت.»
۱۳- نیت های آلوده
امام علی (علیه السلام) می‌فرماید: «عِنْدَ فَسَادِ النِّیَّةِ تَرْتَفِعُ الْبَرَکَةُ؛ وقتی نیتها، ناپاک و آلوده شوند،‌ برکتها از بین می‌روند.
۱۴- عمل منافی عفت
امام رضا (علیه السلام) فرموده است: «اِیَّاکَ وَالزِّنَا فَاِنَّهُ یَمْحَقُ الْبَرَکَةَ وَ یَذْهَبُ بِالدِّینِ؛ از زنا بپرهیزید که برکت را نابود و دین را از بین می‌برد.»
۱۵- جنایت
حضرت علی (علیه السلام) فرمود: «اِذَا ظَهَرَتِ الْجِنَایَاتُ اِرْتَفَعَتِ الْبَرَکَاتُ؛ زمانی که جنایتها آشکار شود، برکتها هم از بین می‌روند.»
۱۶- کوتاهی در قبال برادران دینی
رسول خدا (صل الله علیه و آله) فرمود: «مَنْ حَبَسَ عَنْ اَخِیهِ الْمُسْلِمِ شَیْئاً مِنْ حَقٍّ حَرَّمَ اللهُ عَلَیْهِ بَرَکَةَ الرِّزْقِ اِلَّا اَنْ یَتُوبَ؛۲۱ کسی که حق برادر مسلمان خود را ندهد،‌ خداوند، برکت را از روزی [او] برمی‌دارد،‌ مگر اینکه توبه [و آن را جبران] کند.»
۱۷- خوردن غذای داغ
نقل شده است که پیامبر (صل الله علیه و آله) می‌خواست غذایی را میل کند. وقتی دست برد و متوجه شد که غذا داغ است،‌ فرمود: «دَعُوهُ حَتَّی یَبْرُدَ فَاِنَّهُ اَعْظَمُ بَرَکَةً؛ بگذارید تا غذا خنک شود که برکت بیش‌تری به همراه خواهد داشت.»
البته منظور از اینکه داغ نخورند این است که صبر کنند تا غذا خودش خنک شود؛ و گرنه فوت‌کردن غذا،‌ خود یکی از عوامل بی‌برکتی است که در روایات به آن اشاره شده است.»
۱۸- خشم و غضب خداوند
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «اِنَّ اللهَ تَعَالَی اِذَا غَضِبَ عَلَی اُمَّةٍ ثُمَّ لَمْ یَنْزِلْ بِهَا الْعَذَابَ اَغْلَی اَسْعَارَهَا وَ قَصَّر اَعْمَارَهَا وَلَمْ تُربِحْ تُجَّارُهَا وَلَمْ تَغْزُر أنْهَارُهَا؛ وقتی خداوند بر امّتی خشم و غضب کند و نخواهد که بر آنها عذاب فرو فرستد،‌ قیمتها را در آن جامعه بالا می‌برد، عمرها را کوتاه می‌کند و کاسبهایش نفع نمی‌برند و نهرها و چشمه‌هایش جوشان نخواهد شد.»
۱۹- دشنام دادن
امام باقر (علیه السلام) فرموده است: «مَنْ فَحَشَ عَلَی اَخِیهِ الْمُسْلِمِ نَزَّعَ‌ اللهُ مِنْهُ بَرَکَةَ رِزْقِهِ وَ وَکَّلَهُ اِلَی نَفْسِهِ وَاَفْسَدَ‌ عَلَیْهِ مَعِیشَتَهٌ؛ کسی که به برادر مسلمان خود دشنام دهد، خداوند برکت را از روزی او برمی‌دارد و او را به خودش واگذار می‌کند و زندگی‌اش را تباه می‌سازد.»

 رسول میرزایی
برکت به معنای پایداری خیر الهی در چیزی و رشد و افزایش آن، درخواستی است که هر انسان مومن از خدا دارد. بار‌ها یکی از دعاهایی که در حق شما شده و یا شما در حق دیگری کرده اید، این بوده است: خدا به زندگی شما برکت دهد!،‌ خدا در مالت برکت دهد! خدایا در زندگی و مالم برکت ده! اما این که چگونه می‌توان به زندگی و چیزی برکت داد، مساله‌ای است که هر مومنی دوست دارد تا علل و عوامل آن را بشناسد؛ زیرا می‌داند برکت در چیز خوبی به معنای پایداری خیر و رشد و بهره گیری بهینه و کامل از آن است. در مطلب پیش رو عوامل مختلف برکت زایی در زندگی مورد بررسی قرار گرفته است.
مفهوم شناسی برکت
واژه «برکت» از ریشه «برک» به معناى ثبات و دوام است، از این رو، خیر و خوبى فراوان و بادوام، برکت نامیده مى شود. ابن فارِس، در این باره آورده است: الباءُ وَ الرّاءُ وَ الکافُ أصلٌ واحِدٌ، وَ هُوَ ثَباتُ الشَّى ءِ، ثُمَّ یَتَفَرَّعُ فُروعا یُقارِبُ بَعضُ‌ها بَعضا ؛ باء و راء و کاف، یک معناى اصلى دارد و آن ثبات داشتن چیزى است، سپس، معانى دیگرى ـ که به هم نزدیکند ـ، از آن برگرفته شده است،( معجم مقاییس اللغة: ج ۱ ص ۲۲۷ «مادّه «برک» )
ابن منظور مى گوید :برکت، یعنى رشد و افزایش، و «تبریک»، دعاى برکت خواستن براى انسان و غیر اوست،.. و «بارِک عَلى مُحَمَّدٍ وَ عَلى آلِ مُحَمَّدٍ»، یعنى: آنچه از کرامت و شرافت که بر محمّد و خاندان محمّد داده اى، براى او و خاندانش ثابت و ماندگار بدار،..، زَجّاج، گفته است: «تَبارَکَ»، بر اساس سخن اهل لغت، صیغه تَفاعُلِ کلمه برکت است،.. و ابن عبّاس، روایت کرده است که: معناى برکت، فراوانى در هر خیرى است، (لسان العرب: ج ۱۰ ص ۳۹۵ ـ ۳۹۶ مادّه «برک» )
خیر (خوبى)، اگر با دو ویژگى همراه باشد، برکت نامیده مى شود: یکى، کثرت و فراوانى ؛ و دیگرى، ثبات و دوام، براى مثال، نسل بابرکت، به معناى کثرت و دوام فرزندان نیکْ سیرت است، یا عمر بابرکت، زندگى همراه با خیر فراوانى است که آثار آن، پایدار مى ماند.
کلمه «برکت»، در قرآن و حدیث، دقیقا در همان معناى لغوى، یعنى خیر فراوان و بادوام به کار رفته است، در قرآن، این کلمه و مشتقّات آن، سى و سه بار در باره آفریدگار جهان، قرآن، فرشتگان، انبیا، انسان، آسمان، زمین، کعبه، آب باران و… به کار رفته است،
مفسّران برکت را به معناى خیر نافع(تفسیرالتحریروالتنویر، ج‌۲۲‌-‌۲۴، جزء‌۲۴، ص‌۲۴۴) و امرى غیر محسوس و اعمّ از مادّى و معنوى مى‌دانند و بین آن و نظام جارى اسباب و مسببات منافاتى نمى‌بینند، چنان‌که معتقدند برکت، امرى نسبى است و در هر چیزى به حسب هدفى است که در آن نهفته است.( المیزان، ج‌۷، ص‌۲۸۰‌-‌۲۸۲)
عوامل ایجادی برکت
انسان برای اینکه به برکت دست یابد، می‌بایست علل و عوامل آن را شناسایی کند، البته برای ایجاد و نیز حفظ برکت در چیزی شناخت موانع نیز ضروری است؛ زیرا علت تام، زمانی شکل می‌گیرد که مقتضی موجود و موانع مفقود باشد. پس اگر مقتضی شناسایی و ایجاد شود ولی موانع ناشناخته بماند یا برطرف نشود، برکتی ایجاد نخواهد شد و حفظ و صیانت نمی‌شود. بنابراین شناخت اسباب و عوامل ایجادی و موانع آن لازم و ضروری است چنان که تحقق بخشیدن به عوامل و برطرف کردن موانع ضرورت دارد.
نکته‌ای که نباید در مساله برکت آن را نادیده گرفت، نقش اسباب معنوی و مادی در کنار هم است. در آموزه‌های اسلامی این معنا بار‌ها مورد تاکید قرار گرفته است که جهان مادی و دنیا، دارالاسباب است. حضرت امیر المؤمنین (ع) می‌فرماید: ابی الله ان یجری الاشیاء الّا باسبابها؛ سنت خداوند بر آن است که افعال و اشیاء را به وسیله اسبابشان به جریان بیندازد.(بحارالأنوار، ج۲، ص ۹۰، باب ۱۴، حدیث ۱۴ و ۱۵ و همان، ص ۱۶۸، باب ۲۲، حدیث ۱) امام صادق(ع) نیز مى فرماید: ابى اللّه ان یجرى الاشیاء الاّ بأسباب، فجعل لکل شى ءٍ سبباً؛ خداوند ابا دارد از اینکه امور را جز از طریق اسباب فراهم آورد، پس براى هر چیزى سببى قرار داده است». (میزان‌الحکمه، ح ۸۱۶۶، ج ۳، ص ۱۲۳۱) این بدان معناست که خداوند هر چیزی را از طریق اسباب آن تحقق می‌بخشد. پس انسان ‌ها باید این اسباب را بشناسند و آن را به کار گیرند. البته دعا نیز همانند دیگر اسباب الهی است. با این تفاوت که دعا، سببی جامع است که همه امور را در بر می‌گیرد، در حالی که دیگر اسباب مادی از چنین جامعیتی برخوردار نیستند، بلکه می‌بایست برای هر چیزی سبب مناسب آن را شناخت و به کار گرفت. در اینجا به مهم‌ترین و اصلی ترین علل و عوامل مادی و معنوی ایجاد برکت به شکل فراگیر و کلی اشاره می‌شود.
علل و اسباب معنوی برکت فراگیر
۱٫ خدا: از آن جایی که برکت به معنای خیر فراوان و با دوام است، در ایجاد آن باید به ریشه و خاستگاه خیر توجه کرد. شکی نیست که خیر از مصادیق حق است چنانکه شر از مصادیق باطل است. همان گونه که خداوند حق محض و بحت است(فصلت، آیه ۵۳)، همچنین خدا خاستگاه و منشای هر حقی است.(بقره، آیه ۱۴۷؛ آل عمران، آیه ۶۰) امیرمومنان علی(ع) نیز در مناجاتش با خداوند به این امر اشاره کرده و می‌فرماید: یا مُنشِئَ البَرَکاتِ مِن مَواضِعِها؛ اى خاستگاه و پدیدآورنده برکت ‌ها از جایگاه هایشان(بحارالأنوار: ج ۸۶، ص ۲۲۵، ح ۴۵) آن حضرت (ع) همچنین خدا را به عنوان جاعل البرکات، قراردهنده آن(بحارالأنوار: ج ۸۶، ص ۳۳۵، ح ۷۲ )، ومُخرِجَ البَرَکاتِ مِن مَعادِنِ‌ها ،بیرون آورنده برکت ‌ها از معادنشان(بحارالأنوار: ج ۵۲، ص ۳۹۱، ح ۲۱۴ )، وَلِیَّ البَرَکاتِ(بحارالأنوار: ج ۹۰، ص ۱۶۱، ح ۱۱ )،معرفی می‌کند. و پیامبر(ص) نیز خدا را به مُنزِلَ البَرَکاتِ، فرو فرستنده برکت ‌ها (بحارالأنوار: ج ۹۵ ص ۲۸۱ ح ۴ وص ۳۹۹ ح ۳۳ ) ستوده و امام حسین(ع) نیز خدا را مُجرِیَ البَرَکاتِ عَلى أهلِها، جارى کننده برکت ‌ها بر اهلش (بحارالأنوار: ج ۹۱ ص ۳۲۲ ح ۹) می‌داند.
بنابراین باید خداوند را علت تام برکت دانست. از این روست که برخی در معنای برکت گفته‌اند که آن خیر الهی کثیر و بادوام است. به این معنا که اصولا برکت تنها ارتباط با خداوند دارد و این خداست که به چیزی برکت می‌دهد و یا برکت را از آن سلب می‌کند و کثرت و دوام خیر را از آن بر می‌دارد. پس خاستگاه و علت العلل و مبدا و منشا همه برکات جهان خداوند تبارک و تعالی است. اوست که همه برکات را پدید و فرود آورده و رحمت و برکتش، همه چیز را فرا گرفته است، از این رو، مبارکِ مطلق (بى قید و شرط)، خداست و صفت و اسم «مبارک»، یکى از صفات بارى تعالى است و همه آفریده ها، چه بدانند و چه ندانند، چه بخواهند یا نخواهند، به اندازه ظرفیت و شایستگىِ خود، از برکات الهى، برخوردارند. پس خداوند به عنوان علت و منشا و خاستگاه اصلی برکت است و هر کسی برکت می‌خواهد باید متوجه این منشا و مبدا باشد و از او بخواهد.اما موارد دیگری که گفته می‌شود،‌در حقیقت زمینه ساز و اسباب و عوامل جلب نظر و توجه خداوند به شخص است تا در زندگی و یا امور و اشیای او برکت دهد.
۲٫ ایمان:  چنانکه بیان شد برکت ارتباط تنگاتنگی با خدا و ایمان به او دارد؛ زیرا وقتی سخن از برکت می‌کنیم به معنای خیر الهی به بنده از طریق داوم بخشی به خیری و کثرت آن است. بنابراین،‌ در ذات برکت، ایمان به خدا نهفته است. کسی خواهان برکت است که باور داشته باشد که خداوند منشا خیر و افزایش و کثرت و تداوم آن است. از این رو در آیات قرآنی بصراحت از رابطه مستقیم ایمان به خدا و برکت، سخن به میان آمده است.
خداوند در این باره می‌فرماید: «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى ءَامَنُواْ وَاتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَیْهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ ؛  اگر اهل آبادى ‌ها ایمان مىآوردند و تقوا می‌داشتند، برکت هایى را از آسمان و زمین، بر آنان مى گشادیم» .(اعراف، آیه ۹۶)
۳٫ تقوا: ایمان به خداوند مقتضی ایمان به اموری چون ایمان به غیب از جمله عوالم دیگر غیر از عالم ماده و دنیا، عالم فرشتگان، عالم آخرت، حساب و کتاب و جزا در روز قیامت، بهشت و دوزخ، ارسال رسولان، انزال کتب آسمانی و انجام اعمالی چون نماز و انفاق و مانند آن است که در یک کلمه تقوای الهی است. (بقره، آیات ۲ تا ۵) مفهوم تقوا هر چند که به معنای وقایه و سپر گرفتن از خشم خداست؛ ولی این وقایه زمانی تحقق می‌یابد که از نواهی الهی اجتناب و به اوامرش عمل شود. پس مراد از تقوا چنین معنای عام و فراگیری است. از این رو در جلب نظر الهی و کسب برکت، دو شرط اساسی ایمان و تقوا در کنار هم مطرح شده است و خداوند می‌فرماید: اگر اهل آبادى‌ها ایمان مى آوردند و تقوا می‌داشتند، برکت هایى را از آسمان و زمین، بر آنان مى گشادیم» .(اعراف، آیه ۹۶)  به این معنا که اسباب اصلی در برکت که انسان می‌بایست بدان توجه کند و اهتمام نماید، ایمان و تقواست و بقیه امور در حکم بستر و زمینه ساز برای این دو امر عمل می‌کنند.
خداوند در آیات ۲ و ۳ سوره طلاق بر نقش تقوا در افزایش روزی و بهره مندی شخص از نعمت و خیر الهی از جایی که گمان نمی‌کند، تاکید می‌کند و مردم را به تقوا تشویق و ترغیب می‌کند تا برکت را در آن بجویند. خداوند در این باره می‌فرماید: «و هر کس از خداوند پروا کند، خداوند، برایش راه خروجى [ از مشکلات] قرار مى دهد و او را از جایى که گمان نمىکند، روزى مى بخشد؛ و هر کس بر خدا تکیه کند، او برایش بس است. خداوند، کار خویش را به سامان مى‌رساند. به یقین، خداوند براى هر چیزى، اندازه‌اى قرار داده است» .
همین مطلب را با گزارشی از قوم یهود مورد اشاره قرار داده ومی فرماید: «واگر آنان، تورات و انجیل و آنچه را از سوى پروردگارشان بر آنان نازل شده بود، بر پا مى داشتند، از بالاى سر و از زیر پاهایشان [از نعمت هاى الهى] برخوردار مى شدند. برخى از آنان، گروهى میانه رو و بیشترشان، زشت کردار بودند» .(مائده، آیه ۶۶) پس اینکه مردم اگر تقوا داشته باشند خیر و برکت از آسمان و زمین به سوی مردم می‌آید و آنان از برکات معنوی و مادی الهی بهره مند می‌شوند، خود گواه روشنی است که تقوا از مهم‌ترین علل و عوامل کسب روزی و نیز برکت در زندگی و نعمت هاست.
۴٫ استغفار: یکی از عوامل بسترساز برای رسیدن به مقام تقوا و ایمان، استغفار است. وقتی انسان استغفار می‌کند، خود را تحت پوشش غفران الهی می‌برد و از پیامدهای خطا،‌ اشتباه و گناهانش در امان می‌ماند. از این روست که پیامبران از جمله حضرت نوح(ع) به مردمش می‌فرماید که استغفار کنند تا از نعمت‌های الهی برخوردار شوند.آن حضرت (ع)می فرماید:  «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا یُرْسِلِ السَّمَآءَ عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَ یُمْدِدْکُم بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَل لَّکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَل لَّکُمْ أَنْهَارًا؛ پس گفتم: از پروردگارتان، آمرزش بخواهید، که او آمرزنده است. باران آسمان را فراوان بر شما، فرو مى ریزد و شما را با اموال و فرزندان، یارى مى رساند و برایتان، باغ هایى قرار مى دهد و برایتان، نهرهایى قرار مى دهد» .( نوح،  آیات ۱۰ ـ ۱۲ ) در آیات قرآنی برای استغفار سه کارکرد اساسی دفع بلایی که می‌خواهد بر آدمی بیاید، رفع بلایی که آمده است و انسان می‌خواهد از شر آن رهایی یابد‌ و جلب منفعت و نعمتی که از آن بهره مند نیست، بیان شده است. پس انسان می‌تواند با استغفار، شرایط خود را بهبود بخشد و در گام نخست، رفع بلا و دفع بلا کرده و جلب منفعت و نعمتی کند و در ادامه ،برکت را بخواهد.
اسباب و عوامل مادی برکت
انجام برخی از کار‌ها موجب برکت است. این اعمال می‌تواند شامل اموری چون عبادات، انفاق، احسان و مانند آن باشد. در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
۱٫انفاق: انفاق مال به مال برکت می‌دهد و آن را افزایش می‌بخشد و استمرار آن را تضمین می‌کند.( کنزالعمّال: ج ۳ ص ۶۴۳ ح ۸۳۰۴ ؛ الکافی: ج ۴ ص ۹ ح ۲؛ غرر الحکم: ج ۳ ص ۲۶۰ ح ۴۴۲۶)
۲٫ اطعام: اطعام طعام از اسبابی است که تاثیر شگرفی در برکت امور دارد.( تنبیه الخواطر: ج ۱ ص ۱۷۱)
۳٫ انجام کارهای نیک: این امری است که بار‌ها در روایات به عنوان سبب برکت بیان شده است.( غرر الحکم: ج۴ ص۲۰۵ ح۵۸۴۰ )
۴٫ صله رحم: می‌تواند به معنای صلوات باشد؛ زیرا پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) پدران امت هستند و مسلمان مومن باید با ایشان از طرق گوناگون از جمله صلوات ارتباط خویش را حفظ کند. البته صله رحم با خویشان نیز این تاثیر را دارد که در روایات بسیار بیان شده است.( الکافی: ج ۲ ص ۱۵۷ ح ۳۳)
۵٫  میانه روی: از دیگر اسباب برکت است.( الکافی: ج۲ ص ۱۲۲ ح ۳)
۶٫ طهارت و نظافت: این نیز از علل برکت و اسباب آن بیان شده است.( صحیح البخاری: ج ۳ ص ۱۳۱۲ ح ۳۳۸۶؛ کنزالعمّال: ج ۹ ص ۲۷۷ ح ۲۶۰۰۴ )
۷٫ ازدواج: در آیات و روایات به عنوان یکی از اسباب برکت به ویژه در مال بیان شده است.( الکافی: ج ۵ ص ۳۳۰ ح ۲)
هم چنین اسباب دیگری چون عیادت مریض، مشورت با عاقل، آسان گرفتن درخرید و فروش، غذا خوردن دسته جمعی، افزایش پیمانه به نفع مشتری، عقیقه کردن، سحری خوردن، روزه گرفتن، دعا کردن و مانند آن به عنوان عوامل برکت زایی بیان شده است.
اسباب برکت در امور خاص
همان طوری که گفته شد، برخی از اسباب و عوامل در ایجاد برکت فراگیر نقش دارند. اما اگر بخواهیم در یک امر خاصی برکت ایجاد شود می‌توان با شناخت اسباب خاص آن، در تحقق آن برکت سرعت و شتاب بخشید.
۱٫ اسباب برکت در عمر: اگر بخواهیم عمری با برکت داشته باشیم، می‌توانیم با نیکوکاری و حسن عمل(غرر الحکم: ج ۳ ص ۲۶۲ ح ۴۴۳۴ )، عدالت ورزی در میان مردم(کنزالعمّال: ج ۶ ص ۱۴ ح ۱۴۶۳۱)، صله رحم و ارتباط با خویشان (الکافی: ج ۲ ص ۱۵۶ ح ۲۹؛ و نیز  ۱۵۲ ح ۱۷ )، نیکی به مردم (مسند ابن حنبل: ج ۵ ص ۴۴۱ ح ۱۶۰۷۹)، نیکی به پدر و مادر(کنزالعمّال: ج۱۶ ص۴۶۸ ح۴۵۴۸۳ )، نیکی به خانواده(الکافی: ج ۸ ص ۲۱۹ ح ۲۶۹)، صدقه(کنزالعمّال: ج ۶ ص ۳۷۱ ح ۱۶۱۱۱ ) انجام زیاد کارهای نیک(غرر الحکم: ج ۳ ص ۲۱۲ ح ۴۲۳۹ )، خوش رفتاری با همسایه(الکافی: ج ۲ ص ۶۶۷ ح ۷) و کوتاه کردن آرزوها(المواعظ العددیة: ص ۵۸.)، نیت حج دوباره(الکافی: ج ۴ ص ۲۸۱ ح۳)، زیارت قبر امام حسین(ع)( تهذیب الأحکام: ج ۶ ص ۴۲ ح ۸۶ )،داشتن وضوی کامل و مداوم (کنزالعمّال: ۱۵ ص ۹۰۹ ح ۴۳۵۷۱؛ بحارالأنوار: ج ۶۹ ص ۳۹۶ ح ۸۱.  )، پرهیز از شر رسانی به دیگران(بحارالأنوار: ج ۶۸ ص ۱۹ ح ۲۸ .)، نماز در مسجد سهله(بحارالأنوار: ج ۱۰۰ ص ۴۳۶ ح ۶ .)، دعا و نیایش(بحارالأنوار: ج ۹۸ ص ۱۷۷ ح ۲ .) می‌توانیم به عمرمان برکت دهیم.
۲٫ اسباب برکت خانه: اگر بخواهیم خانه‌ای با برکت داشته باشیم این کار‌ها را به عنوان اسباب برکت انجام دهیم: قربانى کردن به هنگام ساختنِ خانه(الکافی: ج ۶ ص ۲۹۹ ح ۲۰)، اطعام کردن(الکافی: ج ۴ ص ۲۹ ح ۲)، داشتن دختر(جامع الأخبار: ص ۲۸۵ ح ۷۶۵)، سلام دادن به هنگام ورود به خانه(علل الشرائع: ص ۵۸۳ ح ۲۳)، نام گذارى اهل خانه به نام پیامبران(کنزالعمّال: ج ۱۶ ص ۴۲۱ ح ۴۵۲۲۱).
۳٫ اسباب برکت در رزق: در روایات، اسباب خاصی برای برکت در رزق و روزی بیان شده است که از جمله آن‌ها عبارت است از: نیت خیرداشتن(الکافی: ج ۲ ص ۱۰۵ ح ۱۱)، خوش اخلاقی و خوش خویی(الفردوس: ج۲ ص۱۴۰ ح۲۷۱۳؛ بحارالأنوار: ج ۷۷ ص ۲۸۷ ح ۱ )، مودت و محبت(غرر الحکم: ج ۱ ص ۲۴ ح ۵۹ )، گفتار نیک(الخصال: ص ۳۱۷ ح ۱۰۰)، رفتار نیک با همسایه(الاُصول الستة عشر: ص ۲۴۵ ح ۳۰۹)،‌صدق و راستی(تحف العقول: ص ۱۴، بحارالأنوار: ج ۷۷ ص ۶۷ ح ۶ .)، سخاوت، بخشندگی و عطیه دادن(کنزالعمّال: ج ۶ ص ۳۵۰ ح ۱۶۰۰۹)، رفق و مدارا(الکافی: ج ۲ ص ۱۱۹ ح ۷ )، امانت داری(الکافی: ج ۵ ص ۱۳۳ ح ۷)، قناعت(الجعفریّات: ص ۱۶۰)، رضایت به قسمت الهی (بحارالأنوار: ج ۷۷ ص ۱۸۵ ح ۱۰؛ کنزالعمّال: ج ۳ ص ۳۹۰ ح ۷۰۹۰)
هم چنین در آیات و روایات برخی از مشاغل چون کشاورزی و دامداری و مانند آن از کارهای با برکت دانسته شده است که اشتغال به این امور برکت در مال و عمر و امور دیگررا افزایش می‌دهد. به هر حال بیان همه امور و اسباب در یک مقاله دشوار است و به همین میزان بسنده می‌شود.

 نگاهی به عوامل برکت زا و برکت زدا
۲۵

رابطه معنویت و برکت

آن گاه که در سایه سار معنویت و تقوا، برکات معنوی بر مردم باریدن گیرد، برکت های مادی نیز کم کم رخ می نمایند و در این گونه موارد ظاهر می شوند:

۱٫ فزونی در نان و غذا: رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «گرده ها و قرص های نان خود را کوچک بگیرید؛ زیرا با هر قرص کوچک نانی، برکت وجود دارد».

۲٫ برکت در مال: با بخشش و انفاق مال، برکت مال فزونی می یابد و علی علیه السلام هم در اهمیت این امر می فرماید: «برکة المال فی الصدقه».

۳٫ فرزند صالح: داشتن فرزندان صالح، از مظاهر خیر و برکت است. امام باقر علیه السلام درباره خیرآوری فرزند می گوید: «هیچ فرزندی بر عبدالمطلب هدیه نشد که برکتش از علی علیه السلام بیشتر باشد؛ مگر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ».

این برکت ها در سایه عبادت و حق گرایی و وظیفه شناسی تداوم می یابد. دعا و ارتباط با خداوند، برکت های زندگی را زیاد می کند. احترام به بزرگ ترها نیز در افزایش رزق و روزی تأثیرگذار است. در برخی روایت ها آمده است: «سه چیز است که در آن برکت وجود دارد: معامله مدت دار، قرض به هم دادن و مخلوط کردن گندم و جو برای مصرف خانه، نه برای فروش».

پیام متن:

۱٫ فزونی در نان و غذا، برکت در مال و فرزند صالح از مظاهر برکت هستند.

۲٫ عواملی چون حق شناسی، شکرگزاری و قرض دادن، مایه افزایش رزق.

عوامل برکت زدا

گناهان و نافرمانی ها، موجب سلب برکت در مال و عمر و زندگی است. در آیه ای آمده است: «ولکن کذّبوا فَاَخذناهم بما کانوا یکسبون» (اعراف: ۹۶)، «آنان، یعنی قوم هود، صالح، شعیب، نوح و لوط آیات الهی و پیامبران را تکذیب کردند و ما هم آنها را به کیفر اعمال زشت خویش رساندیم».

در بیان این آیه مرحوم طبرسی می نویسد:

آنان مردمی بودند که مرتکب گناه شدند و پیامبران را تکذیب کردند، خداوند هم درهای برکت آسمانی خود را به روی آنان بست و به خاطر کردار بدشان آنان را گرفتار تنگ دستی و مجازات کرد.

ترک نماز، از عوامل برکت زداست. حضرت زهرا علیهاالسلام درباره رخت بربستن برکت از عمر و مال انسان بی نماز می فرماید: «یَرْفَعُ اللّه ُ الْبَرَکَةَ مِنْ عُمْرِهِ وَ یَرْفَعُ اللّه ُ الْبَرَکَةَ مِنْ رِزْقِه».

هرگاه کم فروشی در میان مردم رواج یابد، خداوند آنان را به خشکسالی و قحطی دچار می سازد، چنان که حضرت علی علیه السلام درباره زیان های کم فروشی می فرماید: «اذا طُفِفَتِ الْمِکْیالُ، اَخَذَهُمُ اللّه ُ بِالسَّنینَ وَ النَّقْصِ».

همچنین اگر زکات مال پرداخت نشود، به فرمایش حضرت امیر علیه السلام :

اذا مَنَعوُ الزَّکاةَ، مَنَعَتِ الاْرَضُ بَرَکاتِها مِنَ الزَّرْعِ و الثِّمارِ وَالْمَعادِنِ.

هرگاه که مردم زکات خود را نپردازند، زمین برکت خود را از زراعت و میوه ها و معدن ها دریغ می دارد.

پیام متن:

ایمان و تقوا، از عوامل برکت زا و گناه، بی نمازی، کم فروشی و عدم پرداخت زکات، از عوامل برکت زدا.

اسباب برکت زدا در روایت ها

ترک امر به معروف و نهی از منکر، عامل دیگر از بین رفتن برکت است، همان گونه که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید:

تا زمانی که مردم امر به معروف و نهی از منکر کنند و بر کارهای خیر به یکدیگر یاری رسانند، نعمت ها و خیرات از آنها رخت برنمی بندد، اما اگر این دو را ترک کنند، برکات از آنها گرفته خواهد شد.

همچنین از دیدگاه امام علی علیه السلام خیانت، یکی دیگر از عوامل برکت زداست و ایشان می فرماید: «اذا ظهرتْ الخِیاناتُ، ارتفعتْ البرکاتُ؛ زمانی که خیانت ها آشکار شود، برکات از بین خواهد رفت». در حقیقت، گناهان اخلاقی و اقتصادی و اجتماعی، فاجعه های دردناک و هستی سوز جامعه بشری هستند که باعث خشم خداوند می شوند. رسول گرامی اسلام در هشداری می فرماید:

هرگاه خداوند بر امتی خشمگین شود و آن گاه بر آنان عذاب نازل نگرداند؛ نرخ های آنان را بالا می برد، عمرهای آنها را کوتاه می کند، تجارت شان را به سود نمی رساند، میوه های درختان شان را سالم و بی آفت نمی کند، چشمه ها و نهرهای آن ها را پر آب نمی گرداند و باران را از آنان دریغ می دارد.

رباخواری، رشوه خواری و دیگر درآمدهای نامشروع عامل دیگر برکت زدایی شمرده می شود، چنان که امام موسی بن جعفر علیه السلام می فرماید: «به درستی که حرام برکت ندارد و اگر هم نشو و نمای ظاهری داشته باشد، برکتی در آن نیست».

نکته مهم این است که شرط دست یابی به برکت های آسمانی و زمینی، داشتن ایمان و تقوای بالاست و در پرتو تقرب الهی و اطاعت و فرمان برداری از تعالیم انسان ساز اسلامی و دوری از کجروی ها و سرکشی ها است که خداوند خیرات و برکات خویش را به بندگان هدیه می کند.

پیام متن:

ترک امر به معروف و نهی از منکر، خیانت، رباخواری و رشوه خواری؛ از عوامل برکت زدا.

عوامل برکت زا

برکت؛ به معنای فزونی، بسیاری، خجستگی، یمن، نیک بختی و سعادت است.

نظام طبیعت و عالم هستی را نظام علت و معلول و عالم سبب و مسبب دانسته اند. در پیدایش و استمرار برکت، نیت ها و کردار آدمی نقش به سزایی دارد.

خداوند متعال در قرآن به زیبایی به این اصل اشاره می کند که:

وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ

و اگر مردم شهرها ایمان آورده و به تقوا گراییده بودند، قطعا برکاتی از آسمان و زمین بر ایشان می گشودیم.

علامه طبرسی در تفسیر این آیه می نویسد:

خداوند می فرماید: از شرک و گناهان بپرهیزید تا ما درهای برکات و خیرات تکامل بخش را، از آسمان به وسیله آمدن باران و از زمین به خاطر روییدن گیاهان و به وجود آمدن میوه ها نازل گردانیم. همان گونه که حضرت نوح علیه السلام به امت خویش وعده داد و گفت: «یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْرارًا» (نوح: ۱۱) البته برکات آسمان به «دعا» و برکات زمین به «آسان انجام شدن حوائج و نیازمندی» هم تفسیر شده است.

اگر اعمال بندگان بر اساس معیارهای الهی شکل گیرد، رضایت خداوند را به همراه خواهد داشت و برکت های بی پایان الهی نصیب شان خواهد شد.

امام رضا علیه السلام می فرماید:

خداوند متعال به یکی از پیامبران وحی فرستاد که: «هرگاه من اطاعت شوم، راضی می گردم و آن گاه که رضایت داشتم، برکت می دهم و برکت من هم بی پایان است».

گفتنی است در سایه اجرای عدالت، جامعه به کمال معنوی می رسد و در این صورت، عنایت الهی شامل حال آنان می گردد و پس از آن، بارش برکات را شاهد خواهیم بود، چنان که حضرت علی علیه السلام به این مهم اشاره می کند که:

«بِالعَدْلِ تَتَضاعَفُ الْبَرَکاتُ؛ به سبب عدل، برکات چند برابر می شود».

از این سخنان بر می آید که در برکت، جنبه الهی و معنوی هم بسیار تأثیرگذار است و این به فزونی، تعالی و ماندگاری نعمت کمک می کند و در نهایت، انسان را به سلامت دنیوی و سعادت اخروی نزدیک می سازد.


9 × پنج =