بیانات امام خامنه ای

زندگی را ساده بردارید، البته ما خیلی هم اهل زهد و تقوا نیستیم. خیال نکنید. آن سادگی که ما می‌گوییم، آن سادگی زُهّاد و عُبّاد و اینها نیست. سادگی به نسبت این کارهایی است که مردمِ امروز می‌کنند. و الّا نه، سادگی ما را اگر چنانچه آن مردان خدا بیایند نگاه کنند شاید هزار تا ایراد هم به آنچه که ما سادگی می‌دانیم بگیرند.

زندگی را ساده قرار دهید. زندگی را آن طوری که خدای متعال می‌پسندد قرار دهید و از طیّبات الهی بهره‌مند شوید بر حسب اعتدال و عدالت. هم اعتدال و میانه‌روی و هم عدالت. یعنی ملاحظه‌ی انصاف را بکنید، ببینید دیگران چطوری‌اند. خیلی بین خودتان و دیگران فاصله درست نکنید.

یکی از موجبات سعادت خانواده‌ها و اشخاص، این است که تقیّدات زاید و تجمّلات زیادی و پرداختن بیش از اندازه‌ی لازم به امور مادی، از زندگیها دور شود. لااقل بخش اصلیِ زندگی محسوب نشود. یک چیز حاشیه‌ای، یک کنار باشد. زندگی را از اوّل باید ساده برداشت و محیط زندگی را باید محیط قابل تحمّلی کرد. ساده زندگی کردن منافاتی با رفاه هم ندارد. آسایش هم که اصلاً در سایه ساده زندگی کردن است.

سایت امام خامنه ای

زندگی امام خمینی (ره)

محمدرضا ناصری: گاهی که امام برای زیارت یا کار دیگری از خانه خارج شده یا بازمی‏گشتند، می‏فرمودند: آقای فلانی، برای فلان شخص یک عبا بخرید. یعنی ایشان در خیابان و حرم مواظب بودند که اگر طلبه‏ای وضع خوبی ندارد، فوری دستور می‏دادند که برای او عبا بخرید. یک ‌روز شخصی پیش حضرت امام آمده بود و عبای خود را نشان داد و گفت:عبای من پاره است.امام به دنبال عبای خود گشت و بعد آن را به او نشان دادند و گفتند: ببین! عبای من هم پاره است.

پایگاه خبری جماران

خاطرات شهدا

مادر شهید همت: یک بار که محمد ابراهیم به شهرضا آمده بود به او گفتم: « مادر! بیا اینجا یک خانه برایت بخرم و همین جا زندگی ات را سر و سامان بده » محمد ابراهیم گفت: « ننه جان! شما غصه ما را نخور ، خانه ی من عقب ماشینم است.» پرسیدم: « یعنی چه خانه ات عقب ماشینت است؟» گفت: « جدی میگم ، اگه باور نداری بیا و ببین » همراهش رفتم. درب صندوق عقب ماشین را باز کرد. وسایل مختصری را توی صندوق عقب ماشین چیده بود. سه تا کاسه ، سه تا بشقاب ، سه تا قاشق ، یک سفره پلاستیکی کوچک ، دو قوطی شیر خشک برای بچه و یک سری خرده ریز دیگر. گفت: « این هم خانه ، می بینی که خیلی هم راحت است » گفتم : « آخه اینطوری که نمیشه » گفت: « دنیا را گذاشته ام برای دنیا دارها ، خانه هم باشد برای خانه دارها.»

وبلاگ اینجا سیم دلت به آسمان وصل می شود

دوست شهید خرازی: برای مرخصی می خواستیم با شهید خرازی برویم اصفهان. گفت:” بیا با اتوبوس برویم.” گفتم: حاجی خیلی گرم است گفت: ” گرما؟ پس این بسیجی ها توی این گرما چه کار می کنند؟ با همان اتوبوس می رویم تا حالمان کمی جا بیاید.”

سایت مدرسه علمیه الزهرا ساری

مادرشهید محمد تقی رضوی: مدتی در جبهه بود و خبری از او نداشتیم. تعطیلات عید برای دیدن او و همسرش به اهواز رفتیم. از زندگی اش تصور دیگری داشتیم. با مشاهده ی زندگی ساده ی او حیرت کردم و بی اختیار گریه ام گرفت. تمام زندگی اش دو عدد پتو بود؛ آن هم پتویی که از جهاد به امانت گرفته بود. بالش هم نداشتند که زیر سر بگذارند. بالش تقی اُور کتش بود و بالش خانمش هم چادرش….

وبلاگ رهپویان معرفت

سیره پیامبران

امام علی علیه السلام : موسی (ع) به خدا عرض کرد: پروردگارا من به آن چه از نیکی به سویم فرستادی نیازمندم. به خدا، موسی جز نانی که آن را بخورد از خدا چیزی نخواست، زیرا وی از سبزی زمین می خورد تا آن جا که به دلیل لاغری تن و تکیدگی گوشت بدن، رنگ آن سبزی از پوست شکم او نمایان بود. و اگر بخواهی از حضرت داوود (ع) بگویم که به دست خود از لیف خرما زنبیل می بافت و از بهای آن، گرده ای نان جوین تهیه می کرد و می خورد. و اگر بخواهی از عیسی بن مریم (ع) بگو یم که سنگ را بالین خود می کرد و جامه ی خشن می پوشید و خوراک نا گوار می خورد و خورش او گرسنگی بود و چراغش در شب، ماه و پناهگاهش در زمستان، شرق و غرب زمین بود. 
پیامبر (ص) روی زمین غذا می خورد و همچون بندگان می نشست و به دست خود کفشش را پینه می زد و جامه ی خود را وصله می کرد و بر الاغ بی پالان سوار می شد و دیگری را در کنار خود سوار می کرد. رسول خدا (ص) از سیره ی پادشاهان و نوع نشست و برخاست و رفت و آمد و تشریفات آنها سخت بیزار بود. مردی نزد پیامبر آمد تا با وی سخن گوید، اما چون پیامبر (ص) را دید، دست پاچه شد و به لرزه افتاد. حضرت به او فرمود: راحت باش، من که پادشاه نیستم، من فرزند همان زنم که گوشت خشکیده می خورد.

سایت راسخون

سیره اهل بیت

امام علی (ع) و ساده زیستی : امام علی علیه السلام: به خدا سوگند، این جامه ی پشمین خود را آن قدر وصله کرده ام که از وصله کننده ی آن شرم دارم. ابواسحاق سبیعی می گوید: یک روز جمعه بر دوش پدرم سوار بودم و امام علی (ع) خطبه می خواند. دیدم آن حضرت دست خود را تکان می دهد، گویا با آستین پیراهنش خود را باد می زند. به پدرم گفتم : آیا امیرمؤمنان گرمش است ؟ گفت : او گرما و سرما را چیزی به حساب نمی آورد، بلکه پیراهنش را شسته و چون پیراهنی جز آن نداشته، آن را مرطوب به تن کرده است و چنین می کند تا خشک شود.

 امام علی علیه السلام هنگامی که باخبر شد کارگزارش عثمان بن حنیف در جشن عروسی جوانی بصری شرکت کرده که در آن مجلس بسیار ریخت و پاش شده، نامه ای به او نوشت و ضمن توبیخ او به خاطر شرکت در آن مهمانی، زندگی خود را چنین توصیف کرد:
… بدان که پوشاک پیشوای تو در این دنیا، جامه ای پاره و پشمین و طعامش، خوراکی ناگوار و قرص نانی جوین است و پیوسته به اینها بسنده می کند. شما نمی توانید چنین زندگی کنید، ولی مرا به زهد و پاکدامنی و کوشش در راه حق و عدالت یاری کنید. به خدا سوگند در این دنیا درهم و دینار و طلایی نیندوخته و از غنیمت های آن ثروتی پس ­انداز نکرده ام و به جز این ردای کهنه که بر تن دارم، جامه دیگری برای خویش تدارک ندیده­ ام…اگر بخواهم برایم آسان است که از شهدهای پاک و مغز نان گندم و جامه های زربافت و ابریشمی بهره گیرم، ولی دستم را از دامان این آرزوهای فریبنده کوتاه کرده ام و مرا رغبتی نیست که با حرص و ولع دهان به طعام های خوش­گوار و شیرین آشنا کنم.

سایت تبیان نیوز

حضرت زهرا (س) و ساده زیستی : وقتی سلمان چادر کهنه ی ایشان را دید که با لیف خرما دوازده جای آن وصله شده بود، متعجب گردید و با گریه چنین گفت : دختران قیصر و کسری در سندس و حریرند و دختر محمد (ص) روپوشی کهنه بر تن دارد که دوازده جای آن وصله شده است. آن حضرت گفت : یا رسول الله (ص)! سلمان از لباسم تعجب کرده است، قسم به آن که تو را به حق مبعوث فرمود،  پنج سال است که من و علی جز یک پوست گوسفند نداریم که روزها بر روی آن به شترمان علف می دهیم و چون شب فرا می رسد آن را فرش می کنیم و بالش ما از پوستی است که درون آن از لیف خرما پر شده است.

امام زمان (عج) و ساده زیستی امام صادق علیه السلام : به خدا سوگند، لباس مهدی (عج) جز پوشاکی درشت و خوراک او جز خوراکی سخت نخواهد بود.

سایت راسخون

حدیث

 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : هر کس زنى داشته باشد که آن زن ، با او ناسازگارى کند و به آنچه خداوند متعال ، روزىِ مرد کرده است قانع نباشد و بر شوهر خود سخت بگیرد و آنچه را در توان او نیست ، بر وى تحمیل کند ، خداوند ، از آن زن ، هیچ کار نیکى که نگهدار او از آتش باشد ، نمى پذیرد و تا زمانى که چنین است ، خداوند بر او خشمگین است .

پایگاه اطلاع رسانی حدیث شیعه

امام علی علیه السلام : خوشا به حال پارسایان در دنیا که به آخرت دل­بسته ­اند. ایشان گروهی هستند که زمین را فرش و خاک آن را بستر و آب آن را شربت گوارا قرار داده ­اند.

سایت تبیان نیوز

قرآن

سوره مبارکه هود آیات ۱۵ و ۱۶ : مَنْ کانَ یُریدُ الْحَیاةَ الدّنْیا وَ زینَتَها نُوَفّ ِ إِلَیْهِمْ أَعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ أُولئِکَ الّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی اْلآخِرَةِ إِلاّ النّارُ وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فیها وَ باطِلٌ ما کانُوا یَعْمَلُونَ.

کسانی که زندگی دنیا و زیور آن را بخواهند، [مزد] کارهایشان را در دنیا به طور کامل به آنان می دهیم و به آنان در آنجا کم داده نخواهد شد. اینان کسانی هستند که در آخرت جز آتش برایشان نخواهد بود و آنچه در دنیا، کرده اند به هدر رفته و آنچه انجام می داده اند، باطل شده است.

سوره مبارکه حدید آیه ۲۰ : اِعلَمُوا انَّما الحَیوةُ الدُنیا لَعِبٌ وَ لَهوٌ وَ زینَةٌ وَ تفاخُرٌ بینَکم و تکاثُرٌ فی الاَموال و الاولادِ کَمَثَلِ غَیبٍ اَعجَبَ الکفار نَباتُهُ ثُمَّ یَهَیجُ فَتَریهُ مُصفَراً ثُمَّ یَکونُ حُطاماً و فِی الاخرةِ عَذابٌ شَدیدٌ وَ مَغفِرَةٌ مِن اللهِ وَ رضوانٌ وَ مَالحیوةُ الدُنیا الّا مَتاعٌ الغُرور.

بدانید که زندگی دنیا در حقیقت بازی و سرگرمی و آرایش و فخر فروشی به یکدیگر و فزون خواهی در اموال و فرزندان است. [مَثَل آنها] مثل بارانی است که رستنی آن [باران] کشاورزان را به شگفتی آورد. سپس [آن کشت] خشک شود و آن را زرد بینی. آن گاه خاشاک شود و در آخرت [دنیاپرستان را] عذابی سخت است و [مؤمنان را] از جانب خدا آمرزش و خشنودی است و زندگانی دنیا، جز کالای فریبنده نیست.

 

ماجرای لقمه حلال و تولد مقدس اردبیلی

لقمه آثار وضعی خاص دارد، تمام حرکات پدر و مادر روی فرزند اثر می‌گذارد، بنابراین شرع می‌فرماید: از همان اول که می‌خواهی خواستگاری بروی دقت کن، چه گلدانی را برای‌ آینده خود انتخاب می‌کنی، چون مادر نقشش، نقش اثرگذار است

به گزارش فرهنگ نیوز، دعای مشهوری منسوب به امام زمان(عج) است که حضرت در این دعا حدود چهل درخواست از ذات اقدس الهی می‌کند به همین منظور به شرح دعای حضرت ولی‌عصر(عج) به روایت حجت‌الاسلام سیدحسین هاشمی‌نژاد کارشناس مذهبی اشاره می‌شود که بخشی از آن در ادامه می‌آید:

«اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفیقَ الطّاعَةِ وَ بُعْدَ الْمَعْصِیَةِ وَ صِدْقَ النِّیَّةِ وَ عِرْفانَ الْحُرْمَةِ وَ اَکْرِمْنا بِالْهُدى وَالاْسْتِقامَةِ وَسَدِّدْ اَلْسِنَتَنا بِالصَّوابِ وَالْحِکْمَةِ وَامْلاَ قُلُوبَنا بِالْعِلْمِ وَالْمَعْرِفَةِ وَ طَهِّرْ بُطُونَنا مِنَ الْحَرامِ وَالشُّبْهَةِ وَاکْفُفْ اَیْدِیَنا عَنِ الظُّلْمِ وَالسَّرِقَةِ وَاغْضُضْ اَبْصارَنا عَنِ الْفُجُورِ وَالْخِیانَةِ وَاسْدُدْ اَسْماعَنا عَنِ اللَّغْوِ وَالْغیبَةِ وَ تَفَضَّلْ عَلى عُلَماَّئِنا بِالزُّهْدِ وَالنَّصیحَةِ وَ عَلَى الْمُتَعَلِّمینَ بِالْجُهْدِ وَالرَّغْبَةِ وَ عَلَى الْمُسْتَمِعینَ بِالاْتِّباعِ وَالْمَوْعِظَةِ وَ عَلى مَرْضَى الْمُسْلِمینَ بِالشِّفاَّءِ وَالرّاحَةِ وَ عَلى مَوْتاهُمْ بِالرَّاْفَةِ وَالرَّحْمَةِ وَ عَلى مَشایِخِنا بِالْوَقارِ وَالسَّکینَةِ وَ عَلَى الشَّبابِ بِالاِنابَةِ وَالتَّوْبَةِ وَ عَلَى النِّساَّءِ بِالْحَیاَّءِ وَالْعِفَّةِ وَ عَلَى الاْغْنِیاَّءِ بِالتَّواضُعِ وَالسَّعَةِ وَ عَلَى الْفُقَراَّءِ بِالصَّبْرِ وَالْقَناعَةِ وَ عَلَى الْغُزاةِ بِالنَّصْرِ وَالْغَلَبَةِ وَ عَلَى الاْسَراَّءِ بِالْخَلاصِ وَالرّاحَةِ وَ عَلَى الاْمَراَّءِ بِالْعَدْلِ وَالشَّفَقَةِ وَ عَلَى الرَّعِیَّةِ بِالاْنْصافِ وَ حُسْنِ السّیرَةِ وَ بارِکْ لِلْحُجّاجِ وَالزُّوّارِ فِى الزّادِ وَالنَّفَقَةِ وَاقْضِ ما اَوْجَبْتَ عَلَیْهِمْ مِنَ الْحَجِّ وَالْعُمْرَةِ بِفَضْلِکَ وَ رَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ»

*انفاق از مال حرام

همان‌گونه که باغبان و کشاورز هنگام کشت و زرع سعی دارند که هسته و دانه‌ای را کشت کنند که دارای مغز و سالم باشد تا بتوانند محصول شایسته از آن بردارند در مورد انفاق هم انسان باید سعی کند، انفاق او از مال حلال و طیب باشد، زیرا انفاق از مال حرام مانند تخم پوک و بی‌مغز است که چنین بذری هرگز حاصل نخواهد داشت.

خداوند تبارک و تعالی می‌فرماید: «أَنفِقُواْ مِن طَیِّبَاتِ مَا کَسَبْتُمْ» انفاق کنید از مالی که پاکیزه باشد و از کسب حلال آن را به دست آورده باشید.

در حدیث نبوی(ص) آمده است: بعضی‌ها قیامت محشور می‌شوند که مثل کوه‌ها حسنات دارند و خیلی کفه حسناتشان سنگین است، ولی خداوند همه اعمال او را مانند غباری پراکنده می‌کند و امر می‌شود که این‌ها را ببرید به طرف آتش دوزخ! سلمان عرض کرد: یا رسول‌الله! این افراد را برای ما توصیف کن که چه کسانی هستند که می‌آیند به محشر و اعمالشان همانند کوه‌ها است، ولی امر می‌شود که به آتش بروند. حضرت(ص) فرمودند: این‌ها کسانی هستند که در دنیا روزه می‌گرفتند، نماز می‌خواندند و قسمتی از شب را به گریه و ناله می‌گذراندند، ولی یک صفت بد داشتند و آن اینکه اگر از مال حرام چیزی به دستشان می‌آمد می‌چسبیدند و از مال حرام رو بر نمی‌گرداندند و حرام می‌خوردند.

امام کاظم(ع) فرمود: حرام زیاد نمی‌‌شود و اگر زیاد شود، برکت در آن نخواهد بود و اگر انفاق شود اجری ندارد و آنچه به جای بگذارد توشه اوست به سوی آتش.

*ماجرای ۴۰ حسنه و ۴ خطا و واکنش امام صادق(ع)

در زمان امام صادق(ع) مرد عابدی بود که به تقوا و دیانت شهرت داشت و مکرر در محضر امام صادق(ع) سخن از ارادت و اخلاص عوام‌ الناس نسبت به او به میان می‌آمد، یک روز حضرت امام صادق(ع) او را در بازار دیدند و آهسته به دنبال او راه افتادند، حضرت دید آن مرد جلوی دکان نانوایی ایستاد و همین که چشم صاحب دکان را غافل دید، آهسته دو عدد نان برداشت و در زیر جامه خویش مخفی کرد و راه افتاد و در مقابل مغازه میوه‌فروشی ایستاد و تا چشم میوه‌فروش را غافل دید و دو عدد نار برداشت و زیر جامه خود پنهان کرد و راه افتاد و به سراغ مرد مریضی رفت و نان‌ها و انارها را به او داد.

امام(ع) خود را به او رسانید و فرمود: من امروز کار عجیبی از تو دیدم و جریان را بازگو کرد، آن مرد نگاهی به قیافه امام(ع) کرد و گفت: البته تو فرزند رسول خدا(ص) هستی و دارای شرافت هستی، اما افسوس که تا این اندازه جاهل و نادانی! حضرت(ع) فرمود: چه جهالتی از من دیده‌ای؟‌ گفت: همین پرسشی که می‌کنی. مگر نمی‌دانی که خداوند در قرآن فرموده است هر کار نیکی ده برابر پاداش دارد، و باز فرمودند هر کار بد فقط یک برابر کیفر دارد، روی این حساب من دو نان و دو انار دزدیدم، مجموعاً چهار خطا شد، اما از آن طرف آن دو نان و دو انار را در راه خدا صدقه دادم، مجموعاً چهل حسنه می‌شود و چهار را از چهل کم می‌کنیم می‌شود سی و شش، بنابراین سی و شش حسنه خالص دارم. حضرت(ع) فرمودند: جاهل تو هستی، مگر آیه قرآن را نشنیده‌ای که می‌فرماید: فقط عمل پرهیزکاران را می‌پذیرد، خدا صدقه‌ای را می‌پذیرد که از مال طیب و پاک باشد، انفاقی را می‌پذیرد که از کسب حلال باشد.

پیامبر اکرم(ص) فرمود: همانا خداوند تبارک و تعالی پاکیزه و طاهر است و قبول نمی‌کند مگر پاکیزه و طاهر را، امام صادق فرمود: خداوند تبارک و تعالی قبول نمی‌کند صدقه‌ای را که از کسب حرام باشد و در روایت دارد خداوند حج و عمره‌ای را که از کسب حرام باشد نمی‌پذیرد.

همچنین در روایت دیگری امام صادق(ع) فرمود: هنگامی که مردی مالی از غیر حلال به دست آورد و سپس به حج بروند و لبیک بگوید ندا می‌رسد، حج تو قبول نیست و این عبادت بر تو مبارک نیست و اما اگر از حلال باشد و لبیک بگوید ندا می‌رسد، عبادت تو قبول است و بر تو مبارک باشد و باز فرمود: چهار چیز در چهار مورد پاداش ندارد، خیانت، مکر در معاملات، دزدی و ربا در حج و عمره و جهاد و صدقه پاداش ندارد.

*اثر لقمه حرام در نسل/ کسب حرام در کجا خودش را نشان می‌دهد

لقمه آثار وضعی خاص دارد، تمام حرکات پدر و مادر روی فرزند اثر می‌گذارد، بنابراین شرع انور می‌فرماید: از همان اول که می‌خواهی خواستگاری بروی دقت کن، چه گلدانی را برای‌ آینده خود انتخاب می‌کنی، چون مادر نقشش، نقش اثرگذار است.

خاتم‌الانبیاء(ص) فرمودند: سعادتمندِ سعادتمند است در شکم مادر و شقی هم شقی است در شکم مادر، نمی‌فرماید: فی صلب ابی، نفرموده سعاتمند است وقتی که در صلب پدرش باشد، بطن مادر را ملاک قرار داده است.

ذات اقدس احدیت، خلقت زن را چنین قرار داد که در دوران بارداری زن دم حیض نبیند،‌ زن در ماه یک هفته حیض می‌بیند و وقتی حائض شد نماز از او ساقط می‌شود، روزه ساقط می‌شود و چیزهایی هم بر او حرام می‌شود اما همین که باردار شد، دیگر دم حیض نمی‌بیند، چرا؟! علت پزشکی‌اش این است که از آن خون کثیف طفل تغذیه می‌کند، اما علت معنوی والایی دارد، خداوند خلقت زن را چنین قرار داد که در دوران بارداری دم حیض نبیند تا ارتباطش با خدا قطع نشود، چون باید فیض به بچه در رحم مادر از ناحیه نماز و دعای مادر برسد و مادر نقشش کلیدی است، لذا مرد غذایی را که به خانه می‌برد، می‌خورد و از آن غذا نطفه منعقد می‌شود، آن لقمه اگر حرام باشد در نسل اثر می‌گذارد، لذا پیغمبر(ص) فرمودند: کسب حرام در نسل خودش را آشکار می‌کند.

و به دو شکل لقمه حرام خودش را در نسل نشان می‌دهد یا در آینده انسان‌های حرام‌خوار، بچه‌هایشان ذلیل و خوار می‌شوند و یا اینکه منحرف و فاسق و فاجر می‌‌شوند.

*سرانجام سیبی که برای چهار برادر بود

و اگر لقمه پاک و طیب باشد سبب نورانیت فرزند می‌‌شود، در تاریخ نقل شده است یک جوانی بر سر جوی آبی نشسته بود، دید یک سیب زیبایی روی آب می‌آید دست برد و سیب را گرفت و خورد وقتی که خورد متوجه این نکته شد که خوب! این سیب مال چه کسی بود؟ تو خوردی! جریان آب را گرفت و دنبال کرد دید آب از درون باغی می‌آید، درب باغ را زد، باغبان بیرون آمد، گفت: آقا یک سیب از باغ شما در جریان آب افتاد، بیرون آمد، من خوردم مرا حلال کن، صاحب باغ گفت این باغ مال چهار برادر است یک چهارمش حق من بود حلال کردم، سه چهارمش مال سه برادرم است، گفت: خوب آدرس آن‌ها را بده تا بروم حلالیت بطلبم.

گفت: یکی از آن‌ها در فلان محله است. دیگری در فلان محله و برادر دیگر در کشور همسایه است، آدرش را گرفت و آمد درب خانه آن دو برادر قصه را گفت و حلیت گرفت رفت به کشور مجاور و درب خانه برادر آخر را زد، درب را باز کردند، گفت من از ایران آمده‌ام، قصه این است که یک سیب خورده‌ام مال باغ شما بوده است، آمده‌ام حلیت بگیرم، گفت: به یک شرط حلالت می‌کنم، گفت: به چه شرطی گفت: من یک دختری دارم که هم کور است هم کر است هم لال است، راضی می‌شوی با او ازدواج کنی، گفت: بله، به خاطر اینکه از حرام نجات پیدا کنم، وارد خانه شد و خطبه عقد را خواندند و رفت به حجله دید دختر، حوریه‌ای است از حوریه‌های بهشت هم چشمان قشنگ دارد و هم تکلم خوبی دارد و هم شنوایی رسائی دارد، بیرون آمد به پدر دختر گفت: مگه نگفتی دخترم کر است و کور است و لال است، گفت: دروغ نگفتم، گفتم کور است چون تا به حال چشمش به نامحرمی نیفتاده، گفتم: لال است چون تا به حال با نامحرم تکلم نکرده است. گفتم: کر است چون تا به حال صدای نامحرم به گوشش نرسیده است، گفت: خوب! چرا این‌ را برای ما تهیه دیدی و به من پیشنهاد کردی؟

گفت: شب‌های زیادی دعا می‌کردم که خدایا چنین دسته گلی به من دادی صالحه، وجیه، مومنه، خدایا یک داماد مؤمنی هم به من بده، نمی‌دانم این دختر را به دست که بدهم، تو که در خانه من را زدی، دیدم به خاطر یک چهارم سیب بلند شدی از ایران آمده‌ای حلالیت بگیری، دیدم تو لیاقت داری این دسته‌ گل را تصاحب کنی و خدا هم از آن پدر و مادر یک پسری خلق کرد به نام شیخ احمد مقدس اردبیلی که سنبل علم، تقوا و ضرب‌المثل نورانیت و قداست است، نقش پدر و مادر و نقش لقمه اثر وضعی دارد.