خانه > اهلبیت علیهم السلام, بانوان, مقالات > ویژگی‌های یک دختر نمونه از نگاه اسلام

ویژگی‌های یک دختر نمونه از نگاه اسلام

 

 

 

دختر

 

فرزند دختر از منظر قرآن
در نظر مؤمنان به دین اسلام، دختر و پسر با هم تفاوتی ندارند. هر دو نعمت و حسنه ای هستند که خداوند متعال برای تداوم نسل بشر و تشکیل خانواده و عشق ورزی به پدر و مادر داده می شود. اما در نظر کفار و مشرکان، فرزند دختر مطلوب و قابل مقایسه با پسر نبوده و نیست. در این مقاله نویسنده کوشیده است که نگاهی اجمالی به دختر در آیات قرآن کریم داشته باشد. با هم مطلب را از نظر می گذرانیم.

 

 

نگاه قرآن به دختر 

 

نگاه اسلام و قرآن به زن به عنوان موجودی از نظر آفرینش و خلقت همسان با مرد می باشد و خداوند می فرماید: یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُواْ رَبَّکمُ الَّذِی خَلَقَکم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَ بَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً کثِیرًا وَ نِسَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ الَّذِی تَسَاءلُونَ بِهِ وَالأَرْحَامَ إِنَّ اللّهَ کانَ عَلَیْکمْ رَقِیبًا.۱ ؛ اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید و از خدایى که به [نامِ‏] او از همدیگر درخواست مى‏کنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مَبُرید، که خدا همواره بر شما نگهبان است.

 

 هر چند که قرآن تفاوت هایی میان زن و مرد قایل است و از نظر جسمی آنان را ناتوان و سست تر از مردان و در مجادله و گفت و گوهای جدلی ضعیف تر از ایشان می شمارد. آنان را آفریده هایی می شمارد که در زیورآلات و زینت رشد و پرورش می یابند و از احساسات و عواطف قوی تر از مردان برخوردارند. همین عواطف قوی به گونه ای عمل می کند که گاه احکام عقلی را زیر پا می گذارند و این توهم پدید می آید که ایشان از نظر عنصر عقل ناقص هستند؛ در حالی که قوت و قدرت عواطف و احساسات موجب می شود تا عقل عقب نشینی کند و فرصت بیشتری به عواطف و احساسات بدهد؛ این مسئله ای است که برای بقای نوع بشر بدان نیاز است؛ زیرا عواطف و احساسات قوی زن موجب می شود که مسئولیت بار سنگین نه ماهه آبستنی را تحمل کند و پس از تولد از فرزندش چون گرامی تر از مایه جانش محافظت و مراقبت کند.

 

از این رو دیده می شود که بسیاری از زنان حتی جان خویش را برای محافظت و مراقبت از فرزند می دهند که حکم عقل مقتضی آن است که چنین نکنند و جان خویش را به سلامت دارند نه آن که برای دیگری به خطر افکنند و یا حتی از دست بدهند. این گونه است که چیرگی عواطف و احساسات در زن به عنوان نقص عقل دانسته می شود که به معنا و مفهوم کنارگذاری عقل در هنگام قوت احساسات و عواطف است نه فقدان وجودی و یا نقص ذاتی آن در زن؛ زیرا که قرآن بیان می دارد که ماهیت زن آن است که برگرفته از همان نفس حضرت آدم(ع) می باشد؛ بنابر این تفاوتی میان مرد و زن از این لحاظ نیست و همان گونه که از ویژگی های نفس برخوردار می باشد زن نیز این گونه است با تفاوت های جزیی که موجب نمی شود تا حکم کلی میان زن و مرد متفاوت باشد؛ هر چند که در جزئیات به دلایل پیش گفته تفاوتی ها و اختلافاتی پدید می آید.

 

هر چند که دختر و زن از یک جنس به شمار می آیند ولی تفاوت هایی است که بیان آن می تواند در تبیین نگرش قرآن به دختر و جنس زن به طور کلی مفید باشد. دختر همان فرزند مادینه انسان است که با نگاه به مسئله فرزندی مورد تحقیق و پژوهش قرارمی گیرد نه از جهت جنس آن.

 

اى مردم، از پروردگارتان که شما را از «نفس واحدى» آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید، و از آن دو، مردان و زنان بسیارى پراکنده کرد، پروا دارید و از خدایى که به [نامِ‏] او از همدیگر درخواست مى‏کنید پروا نمایید و زنهار از خویشاوندان مَبُرید، که خدا همواره بر شما نگهبان است.

 

احترام به دختر

 

 

 

در اسلام و قرآن احترام به دختر به عنوان یک ویژگی انسانی مورد توجه و تأکید قرار گرفته است. احترام به دختر می بایست به گونه ای باشد که در عمل خود را نشان دهد. از این روست که در آموزه های قرآنی این احترام به شکل عملی نشان داده می شود و تنها در حرف و شعار بسنده نمی شود. احترام به شخص به معنای احترام به عقل و هوش اوست و این که از پیشنهادها و آرا و نظریات وی استفاده شود.

 

در داستانی که قرآن درباره دختران شعیب گزارش می کند، شیوه درست برخورد با دختران به روشنی تبیین می گردد و احترام واقعی و عملی نشان داده می شود. حضرت شعیب (ع) هنگامی که با پیشنهاد به کارگیری حضرت موسی (ع) به دلیل قدرت بدنی و امانت از سوی دختران رو به رو می شود، آن را می پذیرد و نشان می دهد که مشاوره با دختران و زنان هنگامی که با دلیل و برهان همراه باشد نه تنها نادرست نیست بلکه امری درست و راست می باشد. دختران شعیب (ع) به جهت تیزهوشی دریافته بودند که حضرت موسی (ع) شخصی افزون بر قدرت و قوت بدنی که در مواجه با دیگر چوپانان و آب دهی به گوسفندان نشان داده بود، دارای رفتاری درست می باشد و فردی امین می باشد. آنان در یک گفت و گوی کوتاه و برخوردی ساده دریافته بودند که حضرت موسی(ع) انسانی امین می باشد. ۲

 

و در  سوره نحل به دفاع از شخصیت و حقوق دختران پرداخته و به شدت کسانی که از شنیدن دختردار شدن خویش چهره کبود و دگرگون می سازند را سرزنش می کند که این چگونه رفتار زشت و زننده ای است که در پیش می گیرند؟ دختران همانند پسران هستند و از نظر خداوند تفاوتی در میان ایشان نیست. بنابراین نباید از شنیدن دخترداری رو سیاه کنند و خشمناک گردند و از مردم به جهت این خبر بگریزد و متواری شود و با خود اندیشد که آیا با خواری او را نگه دارد و یا زنده در گور و خاک کند؟ این چه حکم و اندیشه زشت و ناپسندی است؟! ۳

 

پدر و دختر

 

خداوند در آیات ۸ تا ۴۱ سوره تکویر رفتار زشت اعراب جاهلی را به نقد می کشد و از این که خود را صاحب جان دختران می شمارند و به خود حق می دهند که آنان را بکشند و زنده به گور کنند مورد سرزنش قرار می دهد و می پرسد که جان دختران و حق حیات دختران از آن خداست که ایشان را آفریده و جان داده است و کسی را نرسد که این حق را از ایشان سلب کند و جانشان را بگیرد. آن گاه می پرسد که این دختران را به چه گناهی می کشند؟ در حقیقت از نگاه قرآن دختر بودن با پسر بودن یکی است و ویژگی دختری موجب نمی شود که مستحق مرگ شود. این در حالی است که اعراب برای دختران و زنان حق حیاتی قایل نبوده اند و خداوند با چنین سرزنش و سخنان عتاب آمیز می کوشد تا جایگاه دختران را در نظام آفرینش تثبیت کند و زمینه های احترام و بزرگداشت دختران را فراهم آورد.

 

اهمیت پیامبر(ص) به دختر در اندیشه و بینش قرآنی دختران آن چنان از جایگاه و مقام والایی برخوردار می باشند که پیامبر(ص) در مهم ترین مسایل اجتماعی و سیاسی آنان را وارد می سازد و در مسئله مباهله دختر خویش را به همراه می برد. این در زمانی است که اعراب دختران را زنده به گور می کردند و از شنیدن دختر ننگ و عار را در خانه تجسم می کردند. پیامبر با همراه بردن دختر خویش نشان داد که دختران در پیشگاه خداوند از چنان مقام و منزلتی برخوردارند که با دختران می توان به مباهله رفت و به نام ایشان از خداوند خواست تا دشمنان را نیست و نابود کنند. این رفتار بیانگر چند مطلب است:نخست این که مقام دختر در نظر پیامبر(ص) همانند مقام پسران است، دوم این که در مسائل مهم و اساسی می توان از مشارکت ایشان بهره برد هر چند که این امور اساسی و مهم در مسایل سیاسی و اجتماعی باشد. سوم آن که دختران در پیشگاه خداوند از مقام و منزلتی برخوردارند که می توان به آن قسم یاد کرد و در اموری چون مباهله از این مقام و منزلت بهره برد. چنان که شخص برای شفاعت می کوشد تا شخصی را که دارای وجه وجیهی است با خود همراه ببرد. دختران در نزد خداوند از چنین مقامی برخوردارند. چهارم آن که دختران می توانند به همراه بزرگ تر خویش در مسایل اجتماعی و سیاسی مشارکت فعال داشته باشند. ۴

 

خداوند در آیات ۵۳ و ۶۳ سوره آل عمران آن چنان برای دختر ارزش و اهمیت قایل می شود که خود در نام گذاری وی دخالت می کند و نامش را مریم می گذارد. این در حالی است که همسر عمران از این که دختری زاییده است که نمی تواند در خدمت خانه خدا باشد اندوهگین بود. خداوند نه تنها این مساله را حل می کند بلکه وی را برای خدمت کاری خانه می پذیرد تا نشان دهد که تفاوتی میان زن و مرد و دختر و پسر برای بندگی نیست هر چند که به علل شرایط جسمی دختران و زنان از برخی از اعمال معاف شده اند. با این همه اجازه می دهد که دختر عمران این مسئولیت را بپذیرد.

 

در تحلیل قرآنی دختر هدیه خداوند به انسان هاست و انسان ها می بایست از این نعمت خداوند و رحمت وی خشنود شوند. در این بینش هیچ تفاوتی میان دختر و پسر از این جهت نیست و هم دختر و هم پسر به عنوان هدیه الهی به بشر مورد تاکید قرار می گیرد و خداوند در قرآن از آنان به هبه یاد می کند. (شوری آیه ۹۴)

 

اگر نیازی به گفت و گو با مردان نامحرم پیش آمد می بایست دختران با رعایت حیا در رفتار و گفتار و حرکات از هرگونه گمان و ظن سوئی جلوگیری کنند.(قصص آیه۵۲)

 

ویژگی های دختران

 

دختران در تبیین و تحلیل آموزه های قرآنی موجوداتی هستند که به طور ذاتی دارای حیا و عفت هستند و از این روست که حیا و عفت در ایشان به عنوان یک ارزش اهمیت می یابد؛ زیرا بیانگر حفظ طبیعت و سلامت روح و روان ایشان است و کسانی که بی عفتی و بی حیایی را در پیش می گیرند در حقیقت گرفتار شده و از فطرت سالم و طبیعت خدادادی خویش دور شده اند.

 

دختر بچه ای در حال بوسیدن قرآن

 

دشمنان دین و بشریت می کوشند تا برای افزایش فساد و تباهی در زمین دختران را از فطرت سالم خویش دور سازند و به بی حیایی بکشانند. از این روست که فرعون که شخصی فاسد و مستکبر بوده و خداوند وی را متهم به فساد در زمین می کند در این اندیشه باطل دختران بنی اسرائیل را زنده می داشت و آنان را به بی حیایی سوق می داد .

 

قرآن کار بیرونی زنان و دختران را نادرست بر نمی شمارد ولی شرط حیا و عفت را همواره مورد تاکید قرار می دهد. به این معنا که اگر دختری برای کار در بیرون می رود می بایست حیا و عفت را رعایت کند. البته کار کردن می تواند مقطعی باشد و یا دایمی. یعنی می تواند به شکل اشتغال نیز باشد چنان که دختران شعیب به شغل چوپانی و گله داری و آب دهی به گوسفندان مشغول بودند. اما در همان زمان اشتغال به گونه ای رفتار می کردند که از اختلاط با مردان دور باشند. اشتغال داشته باشند.

 

از دیگر شروط اشتغال و کار کردن دختران حیا و آزرم داشتن و گفت و گو با مردان است. به این معنا که اگر نیازی به گفت و گو با مردان نامحرم پیش آمد می بایست دختران با رعایت حیا در رفتار و گفتار و حرکات از هرگونه گمان و ظن سوئی جلوگیری کنند.

 

ویژگی دیگر دختران آن است که نیازمند کسی هستند که ایشان را ولایت و سرپرستی کند. از این روست که پدر و پدربزرگ پدری بر دختر در امر ازدواج نخست وی ولایت دارد. همان گونه که مادر نیز در برخی از امور خاص بر دختران ولایت دارد که در آیه ۵۳ سوره آل عمران به مساله ولایت همسر عمران بر دخترخویش برای خدمت برای خانه خدا اشاره شده است. البته به نظر می رسد که این ولایت کامل مادر بر دختر نیازمند اذن پدر و ولی می باشد. اما در برخی از موارد ولایت داشته و این ولایت قابل اثبات است.

 

آیات قرآنی با بیان این مطالب و نا گفته های دیگر می کوشد تا جایگاه حقیقی زن و دختر را معرفی کند و آنان را به مقام و منزلتی برساند که لایق و شایسته آن هستند. این نگرش و بینش بر خلاف نگرش و بینشی است که برخی از جوامع آن را ترویج می کنند. در نگرش برخی از جوامع ارزش زن و دختر در جلوه های ظاهری است تا برای بهره کشی جنسی از آنان استفاده شود. در کتب جامعه شناسی اقتصاد به این مساله اشاره شده است که علت خروج زنان از خانه و اشتغال در بیرون نیاز کارخانه های ماشینی پس از عصر صنعت بوده است که کارگران مرد هم گران و هم کم بودند و نیازهای کارخانه های ماشینی را برآورده نمی ساخت. از این رو کار در بیرون از خانه تبلیغ شد و در حال حاضر نیز برای بهره کشی ها دیگر روی این مساله تبلیغ می شود. زنان و دختران از جهاتی کم توقع و پرکار هستند و انتظارات کارفرمایان را برآورده می سازند و حقوق کم و دستمزدهای کم را می پذیرند.

 

بنابراین سخن گفتن از حقوق برابر و عدم تبعیض در برخی از جوامع تنها برای ایجاد بستر و زمینه هایی است که بتوانند به گونه ای بهتر و آسان تر به بهره کشی از دختران و زنان بپردازند. این در حالی است که زن و دختر در اسلام از مقام واقعی برخوردار می باشد و هرگونه بهره کشی و استثمار از آنان نهی شده است.

 

 

نویسنده: بشری بهشتی

گروه دین و اندیشه تبیان، تلخیص فاطمه محمدی

 

 


 

 

1. نساء / ۱ .

 

2. قصص /۶۲- ۳۹ .

 

3. نحل / ۸۵ و ۵۹ .

 

4. آل عمران / ۶۱ .

جایگاه دختران در آیات و سیره ائمه(ع)/ دختر از دید اسلام هدیه الهی است

روز دختر در مشهد
در عصر کنونی که جامعه غربی در اوج بهره کشی از زنان و دختران تلاش می کند با قانونمند کردن ضدّ ارزش های خود برای دیگر جوامع و فرهنگ ها، فشارهای فراوان را به خصوص بر مسلمانان وارد سازد توجّه به جایگاه دختران در سخن و سیره معصومان (ع) داروی شفابخش روزگار ماست.

 امروز روز میلاد با سعادت بانوی با کرامت اهل بیت حضرت معصومه (س) و آغاز دهه کرامت است. ‌دهه پر برکتی که آغازش میلاد مبارک دختر گرامی هفتمین امام شیعیان و پایانش میلاد مسعود خورشید تابناک ایران زمین حضرت علی بن موسی الرضا (ع) گره خورده است. روز میلاد حضرت معصومه (س) اما یک مناسبت دیگر را هم در دل خود جای داده است و روز میلاد دختر پاکدامن امام هفتم، بهترین بهانه است تا روز ملی دختران نام گیرد.

یکی از موضوعات مهم اجتماعی امروز جایگاه و نقش دختر در عرصه خانواده و اجتماع است. وقتی کمی دقت کنیم هنوز هستند انسانهای که جاهلانه پسر را بر دختر ترجیح می دهند و به تعبیر قران کریم با شنیدن نام دختر چهره انان عبوس می شوند که به همین جهت به تندی مخاطب خدای سبحان قرار می گیرند.

این تلقی که ریشه تاریخی دارند ناشی از جهل انان و یکی از مصادیق جاهلیت مدرن است. با سیری در منابع اسلامی می توان فهمید که دختر در اندیشه اسلامی چه جایگاه والایی داشته و دارد.

در اندیشه اسلامی دختر از انچنان جایگاهی برخوردار است که پیامبر اسلام در مهمترین مسائل اجتماعی آنان را وارد می سازد در قضیه مباهله دختر خویش را همراه خورد برد در حالی که در ان زمان اعراب دختران را زنده به گور می کردند. هم چنانکه خدای سبحان در چندین ایه از قران کریم بر عدم تفاوت بین دختر و پسر اشاره می کند. آیات ۸۴ و ۸۵ سوره انعام بر این عدم تفاوت  تصریح دارد: وَوَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنَا وَنُوحاً هَدَیْنَا مِن قَبْلُ وَمِن ذُرِّیَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیْمَانَ وَأَیُّوبَ وَیُوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ (۸۴) وَزَکَرِیَّا وَیَحْیَى وَعِیسَى وَإِلْیَاسَ کُلٌّ مِّنَ الصَّالِحِینَ۸۵٫

دراین ایات خدای سبحان حضرت عیسی(ع) فرزند حضرت مریم(س) را از فرزندان حضرت ابراهیم(ع) می شمارد که خود اشاره به آن است که در اندیشه اسلامی هیچ تفاوتی میان فرزندان دختر و پسر نیست. این در حالی است که در  ان زمان  تنها فرزندان پسری را از نوادگان و فرزندان خویش بر می شمردند و فرزندان دختری خویش را فرزندان دیگران و پدران دیگر می شمردند. خدای سبحان  در آیات ۳۵ و ۳۶ سوره آل عمران مستقیما خودش نام دختر را انتخاب می کند و تنها نامی است که خدای سبحان انتخاب کرده برای یک دختر. ( اذ قالت امرات عمران رب انى نذرت لک ما فى بطنى محررا فتقبل منى انک انت السمیع العلیم (۳۵) فلما وضعتها قالت رب انى وضعتها انثى و اللّه اعلم بما وضعت و لیس الذکر کالانثى و انى سمیتها مریم و انى اعیذها بک و ذریتها من الشیطان الرجیم(۳۶))

در تعبیر بسیار جالب دیگری خداوند در ایه ۴۹ سوره شوری از دختر به عنوان هدیه استفاده می کند وانسانها باید از این هدیه خداوند خوشحال شوند. بدیهی است این تعبیر بهترین تعبیر ممکن برای دختر است، همچنانکه برای پسر چنین تعبیری بکار نرفته است. در ادبیات معصومین (ع)هم چنین ادبیاتی متداول است. هم چنانکه پیامبر اسلام (ص) در تعبیری از دختران به باقیات صالحات تعبیر می شود.

با این حال نقش تعیین کننده زن در بقاء و رشد جامعه بشری همیشه مورد توجّه مثبت و منفی اندیشمندان، سیاستمداران، مدیران و رهبران جوامع بوده است. تاریخ، گویای این واقعیت است که زن در کنار مرد در تمدّن بشری ـ مستقیم و غیر مستقیم ـ نقش آفرین بوده است، ولی از دیرزمان و با انگیزه های مختلف از حقوق الهی و انسانی خود محروم گردیده است. تاریخ، این حقیقت را در سینه خود ثبت کرده است که پیامبران و اولیای الهی در احقاق حقوق و هم در ایفای نقش سالم و سازنده زنان، برترین جریان سازی و هدایت را داشته اند.

پیامبر (ص) و دخترش فاطمه (س)

در عصری که جهان، غرق در جهل و نادانی، ظلم و ستم، غارتگری و وحشیگری به سر می برد، و به این زندگی افتخار و مباهات می کرد، خداوند پیامبری را برانگیخت که “رحمة للعالمین” بود و منجی انسانها از سیاهی، او هم با شرک و بت پرستی مبارزه کرد و هم با سنّت ها و ضدّ ارزش هایی همچون تحقیر و زنده به گور کردن دختران.

پیامبر اکرم (س) این رسالت عظیم را، هم در سخن و هم در عمل انجام می داد. آن حضرت در برخورد با دخترش فاطمه (س) همگان را به حیرت وا می داشت. دست دخترش فاطمه (س) را می بوسید و می فرمود: «پدرش فدای او باد.» و زمانی که حضرت عازم سفر بود فاطمه (س) آخرین کسی بود که پیامبر از او خداحافظی می کرد و در بازگشت نیز زودتر از هر کسی به دیدن وی می رفت و می فرمود: «بوی بهشت را از دخترم فاطمه استشمام می کنم.» رسول مکرّم اسلام (س) با این سخنان و برخورد عملی با دختر خود، علاوه بر شناساندن مقام و عظمت اهل بیت (س) و تأکید بر ادامه سلسله ولایت و امامت از طریق دختر خود، می خواستند به تمامی انسانها ثابت کنند که در آخرین دین الهی، «دختران و زنان» از کرامت و جایگاه خاصّی برخوردارند. و به حق می توان پیامبر اسلام (ص) را بنیانگذار تکریم دختران و زنان دانست.

در حدیثی نقل شده است که به رسول گرامی اسلام (س) خبر دادند، خداوند به وی دختری عطا کرده است؛ حضرت نگاهی به اصحابش کرد، آثار ناخشنودی را در چهره آنان نمایان دید. لذا فرمود: «این، چه حالتی است که در شما می بینم؟ خداوند گُلی به من داده است که آن را می بویم و (اگر نگران روزی او هستید) روزی او با خداست.»

دختر؛ هدیه الهی

در سیره امامان معصوم (ع) نیز اگر کسی از داشتن فرزند دختر احساس ناخشنودی می کرد، آن بزرگواران با آنان برخورد می کردند و سعی داشتند تا رسوبات جاهلی را از ذهن آنان پاک کنند. در حدیثی چنین نقل شده که فردی از یاران امام جعفر صادق (ع) دختردار شد، حضرت نزد او رفت، دید خشمگین است، فرمود: “اگر خداوند به تو وحی کند که آیا می خواهی چیزی را من برای تو انتخاب کنم یا تو برای خودت انتخاب می کنی؟ چه پاسخ می دهی؟” آن مرد گفت: به خدا عرض می کنم: آنچه را تو برایم بپسندی و انتخاب کنی، می پسندم. امام صادق (ع) فرمود: “اکنون خداوند فرزند دختر را برای تو انتخاب کرده است.” سپس فرمود: “آن عالم و ولیّ خدا (خضر علیه السلام ) که همراه موسی (ع) بود و آن پسر بچه را کشت، خداوند از قول او فرمود: ما آن پسر را کشتیم چراکه بیم آن بود پدر و مادرش را به طغیان و کفر وادارد، از این رو خواستیم پروردگارشان به جای او فرزندی پاک تر و با محبّت تر به آن پدر و مادر بدهد.” امام صادق (ع) در ادامه فرمود: خداوند به آن دو، دختری عنایت کرد که از او و نسل وی هفتاد پیامبر به دنیا آمدند.

در فرهنگ اهل بیت (ع) که ریشه در وحی و کلام الهی (قرآن) دارد، زنان و دختران از جایگاه خاصّی برخوردارند. تعابیر زیبا و بلندی که برای دختران به کار گرفته شده است، حاکی از این موضوع است. در سخنان معصومان علیهم السلام از دختران با واژه هایی چون: ریحانه (گل)، قواریر (بلورها)، و حسنه (نیکی) یاد شده است؛ که هر یک، نشان از امتیاز و ویژگی خاصّ طبیعی و روحی دختران دارد. در اینجا به برخی از سخنان معصومان علیهم السلام اشاره می کنیم:

روایات در باب دختردارى

مستحب است انسان، در صورتى که از دختر داشتن محروم است، دست نیاز به جانب حق بردارد، و براى دختردار شدن با حال اخلاص به درگاه حق دعا کند و بنالد. ابراهیم خلیل آن پیامبر بزرگ با داشتن فرزندى چون اسماعیل و اسحاق به درگاه حق جهت دختردار شدن نالید. امام صادق (علیه السلام) دعاى او را بدین صورت نقل مى کند : اِنَّ اِبْراهیمَ سَأَلَ رَبَّهُ اَنْ یَرْزُقَهُ اِبْنَةً تَبْکیهِ وَ تَنْدُبُهُ بَعْدَ مَوْتِهِ. از حضرت حق درخواست دختر کرد تا حداقل پس از مرگش گریه کننده و ناله کننده و خلاصه مجلس گرم کن و یادآور داشته باشد.

هدفى که در این روایت بازگو شده خیلى مهم نیست، آنچه مهم است اصل مطلب است که پیغمبرى اولوالعزم از داشتن دختر محروم بود، براى رسیدن به این نعمت دعا کرد. اینکه انسان پدر دختر باشد افتخار دارد، چراکه رسول باکرامت اسلام پدر دختر بود، این همرنگى با رسول خدا در زندگى، که با عنایت شدن دختر به انسان تحقق پیدا مى کند واقعاً افتخار دارد، امام صادق (علیه السلام) فرمود : کانَ رَسُولُ اللّهِ اَبا بَنات. پیامبر بزرگوار خدا پدر دختران بود.

اگر کسى دختر نداشت ولى داراى خواهر بود، باز هم درى از رحمت حق بر وى باز شده، امام ششم (علیه السلام) مى فرماید : مَنْ عالَ ثَلاثَ بَنات اَوْ ثَلاثَ اَخَوات وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ.

رسول حق (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود : نِعْمَ الْوَلَدُ اَلْبَناتُ، مُلْطِفاتٌ، مُجَهِّزاتٌ مُؤْنِساتٌ، مُبارَکاتٌ، مُفَلِّیاتٌ. دختران چه خوبند، مهربان و نرمخو، مددکار و آماده به کار، انیس انسان، بابرکت، و علاقه مند به پاکیزگى.

امام ششم (علیه السلام) فرمود : مَنْ عالَ اِبْنَتَیْنِ، اَوْ أُخْتَیْنِ، اَوْ عَمَّتَیْنِ اَوْ خالَتَیْنِ حَجَبَتاهُ مِنَ النّارِ. کسى که دو دختر، یا دو خواهر، یا دو عمه، یا دو خاله را سرپرستى کند، سرپرستى آن دو او را از آتش جهنم حفظ مى کند.

امام صادق (علیه السلام) فرمود : اَلْبَناتُ حَسَناتٌ وَ الْبَنُونَ نِعْمَةٌ، وَ الْحَسَناتُ یُثابُ عَلَیْها وَ النِّعْمَةُ یُسْأَلُ عَنْها.دختران حسناتند، پسران نعمت حقند، بر حسنات بهره مى دهند، و از نعمت بازپرسى مى کنند.

رسول حق (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود : اِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى عَلَى الاِْناثِ اَرَقُّ مِنْهُ عَلَى الذُّکُورِ، وَ ما مِنْ رَجُل یُدْخِلُ فَرْحَةً عَلى اِمْرَأَة بَیْنَهُ وَ بَیْنَها حُرْمَةٌ اِلاّ فَرَّحَهُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ. خداوند به دختر مهربانتر از پسر است، کسى که باعث خوشحالى دخترش شود، خداوند روز قیامت او را خوشحال مى کند.

رسول حق (صلى الله علیه وآله وسلم) درباره ارزش دختر داشتن فرمود : خَیْرُ اَوْلادِکُمْ اَلْبَناتُ. بهترین فرزندان شما دختران هستند.

رسول حق (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود : هر کس سه دختر یا سه خواهر را سرپرستى کند بهشت بر او واجب است، عرضه داشتند دو نفر را اگر سرپرستى کند ؟ فرمود : باز هم، گفتند اگر یک دختر یا یک خواهر را فرمود : باز هم.

ویژگی‌های یک دختر نمونه از نگاه اسلام
خدایی که خود خالق زیباییهاست شایستگی زن را به چیزهای دیگری می داند و در منظر او که داور حقیقی است ملاک های سنجش شایستگی یک زن ملاک های دیگری است که خود باید بدست آورد نه آنچه همچون زیبایی خدادادی است. در این مقاله سعی شده است ویژگی های زن شایسته در قران فهرست شود. برخی از این ویژگی ها، ویژگی های انسان شایسته است که زن شایسته نیز باید از آن برخوردار باشد و برخی ویژگی های مخصوص به زن شایسته با توجه به خلقت ویژه زن است:


۱- یاد خداوند
از اوصاف و ویژگی های زن نمونه و شایسته، یاد بسیار و پیوسته خداوند، در زندگی است. خداوند این صفت را از نشانه های مؤمنان راستین برشمرده و از آنان چنین تمجید فرمود:
اِنّ المُسلِمینَ و المُسلمتِ و المُؤمنین و المُؤمنت … والذّاکرِینَ اللّه کَثیرا و الذّاکِرتِ اَعَداللّه لَهُمَ مَغِفرهً و اَجرا عظیما (۱)
مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان باایمان … و مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند، خدا برای [همه [آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است.»
در آیه پیش ۲۴ همین سوره خداوند به زنان پیامبر(ص) توصیه فرمود تا هماره به یاد آیات الهی و سخنان حکمت آمیزی که در خانه شان نازل می شود باشند
واذکُرنَ ما یُتلی فی بُیوتُکنَ مِن ایتِ اللّه ِ و الحِکَمه اِنّ اللّه کانَ لَطیفا خَبیرا
و آنچه را که از آیات و ]سخنان] حکمت [ آمیز] در خانه های شما خوانده می شود یاد کنید در حقیقت خدا همواره دقیق و آگاه است.»
خداخواهی و آخرت طلبی زنان نیز معیار و ملاک اصلی شایستگی و برتری آنان در مقایسه با دیگر زنان جهان است؛ خداوند سبحان این حقیقت را به زنان پیامبر(ص) که باید الگوی دیگر زنان مؤمن باشند چنین بیان فرموده است:
یایُهَا النَبّی قُل لاَزِوجِک … و ان کُنتّن تُرِدنَ اللّه و رَسولَهُ و الدّارَ الاخِرَهَ فِانّ اللّه اَعَدّ لُلمُحِسنِت مِنکنّ اَجرا عَظیما (۲)
ای پیامبر به همسرانت بگو … و اگر خواستار خدا و فرستاده وی و سرای آخرتید، پس به راستی خدا برای نیکوکاران شما پاداش بزرگی آماده گردانیده است.»
خداوند متعال این صفت را درباره همسر باایمان فرعون که او را بانوی نمونه و مثال زدنی حتی برای مردان روزگار دانسته و چنین یاد می فرماید:
وَ ضَرب اللّه ُ مَثَلاً لِلَذیَن امَنوا امراَتَ فرعَون اِذ قالَت رَبِ ابنِ لی عِندکَ بَیتا فِی الجنّه (۳)
و برای کسانی که ایمان آورده اند، خدا همسر فرعون را مثل آورده آنگاه که گفت: پروردگارا پیش خود در بهشت خانه ای برایم بساز…»
و همچنین خدای بزرگ در توصیف و ستایش از اهل بیت علی (ع)، فاطمه(ع)، حسن(ع) و حسین(ع) از آنان به «ابرار» (نیکوکاران) یاد کرده و صفت خداخواهی آنان را این چنین بیان می فرماید:
انّ الاَبرار … و یُطمِعونَ الطّعامَ عَلی حُبه مِسکینا و یَتیما و اَسیرا اِنّما نُطِعمُکم لِوَجه اللّه لا نُریدُ مِنکُم جزاءً ولا شُکورا (۴)
به یقین ابرار و [نیکان] … و به پاس دوستی [خدا] بینوا و یتیم و اسیر را خوراک می دادند ما برای خشنودی خداست که به شما می خورانیم و پاداش و سپاسی از شما نمی خواهیم.

۲- ایمان و عمل صالح
ایمان به همراه انجام عمل صالح لازمه جداناپذیر ایمان دینی و مهم ترین صفت زن نمونه و ویژگی بانوان شایسته در نگاه وحی است. بررسی آیات قرآن به ما می فهماند که ایمان توأم با عمل صالح، سرمایه اصلی بشر برای نیل به قله رفیع سعادت و نیک بختی در دنیا و آخرت است:
مَن عَمِلَ صلِحا مِن ذَکَر اَو اُنثی و هُوَ مُؤمِن فَلَنُحییِنّهُ حَیوهً طَیِبهً و لَنَجزیَنهُم اَجرَهُم بِاَحسَنِ ما کانوا یَعمَلون (۵)
هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعا او را با زندگی پاکیزه ای، حیات [حقیقی] بخشیم، و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام می دادند، پاداش خواهیم داد.»
و مَن یَعمَل مِن الصّلِحتِ مِن ذَکَر اَو اُثنی و هُوَ مُؤمنُ فاُولئکَ یَدخُلونَ الجَنّهَ و لایُظلمون نَقیرا (۶)
کسانی که کارهای شایسته کنند چه مرد باشند یا زن در حالی که مؤمن باشند، آنان داخل بهشت می شوند. و به قدری گودی پشت هسته خرمایی یعنی به مقدار بسیار اندکی مورد ستم قرار نمی گیرند.»

۳- اطاعت خدا و رسول و تسلیم در برابر فرامین آنان
اطاعت کامل از خدا و رسول او و تسلیم بی چون و چرا در برابر فرامین و رهنمودهای آنان، از دیگر اوصاف زنان شایسته و بانوان نمونه است. آیات بسیاری براین حقیقت گویا است:
ما کانَ لِمؤمن و لا مؤمِنَه اِذا قَضَی اللّه و رَسولُهُ اَمرا اَن یَکونَ لَهُمُ الخِیَرهُ مِن اَمرِهِم و مَن یَعصِ اللّه َ و رسَولَهُ فَقَد ضَلَ ضَللاً مُبینا (۷)
هیچ مرد و زن مؤمنی را نرسد که چون خدا و فرستاده اش به کاری فرمان دهند، برای آنان در کارشان اختیاری باشد و هر کس خدا و فرستاده اش را نافرمانی کند قطعا دچار گمراهی آشکاری گردیده است.»

۴- پاکی و پاکدامنی
زن نمونه و شایسته از منظر قرآن، زنی است عفیف و پاکدامن و بانویی است پاک و منزه از هر نوع آلودگی، پلیدی و زشتکاری، آیات مربوط به این موضوع به دو دسته قابل تقسیم است:

۱- آیاتی که به مطلق پاکی و دوری از هر گونه پلیدی و زشتکاری نظر دارد.
۲- آیاتی که بر عفت و پاکدامنی زنان و منزه بودن آنان از هر نوع آلودگی جنسی و روابط نامشروع با نامحرمان دلالت دارد.

دسته اول را می توان با استشهاد به دو آیه به عنوان نمونه ذکر کرد:
۱-  وَ اِذ قالَتِ المَلئَکةُ یامَریمُ انّ اللّه َ اصطَفکِ وَ طَهَرک ِوَ اصطفک ِعَلی نِساء العلَمینَ (۸)
و [یاد کن] هنگامی را که فرشتگان گفتند: ای مریم، خدا تو را برگزید و پاک ساخته و تو را بر زنان جهان برتری داده است» خداوند در این آیه حضرت مریم (ع) را به دلیل پاک بودنش بر زنان جهان برتری داده و از زنان برگزیده و شایسته زمانه برشمرده است.
این مطلب، نشان دهنده اهمیت و ارزش والای صفت پاکی برای زنان و نیز پیام آور این حقیقت است که این صفت، از معیارهای برتری و شایستگی هر زنی است.
۲- … والطّیبتُ لِلطّیبینَ و الطّیِبونَ لِطّیبتِ اُولئکَ مُبَرّونَ مِمّا یَقولونَ لَهُم مَفغِرهُ ورِزقُ کَریم (۹)
و زنان پاک برای مردان پاکند، و مردان پاک برای زنان پاک. اینان از آنچه درباره ایشان می گویند برکنارند؛ برای آنان آمرزش و روزی نیکو خواهد بود.»

اما دسته دوم بسیارند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
۱- الیوم اُحلّ لکم الطیبت … المحصنت من الذین اوتوا الکتب من قبلکم اذا اتیتموهن اجورهن محصنین غیر مسافحین ولا متخذی اخدان (۱۰)
امروز چیزهای پاکیزه برای شما حلال شده … و نیز حلال شد نکاح زنان پارساى مؤمنه و زنان پارساى اهل کتاب در صورتى که شما اجرت و مهر آنان را بدهید و پاکدامن باشید نه زناکار و رفیق‏باز».
۲- خداوند متعال در توصیف و تمجید از حضرت مریم(ع) که از زنان برگزیده الهی در جهان است ایشان را زنی عفیف و پاکدامن معرفی کرده و چنین می فرماید:
«والتی احصنت فرجها فنفخنا فیها من روحنا و جعلنها و ابنها ایه للعلمین؛(۱۱) و آن [زن را یاد کن] که خود را پاکدامن نگاه داشت، و از روح خویش در او دمیدیم و او و پسرش را برای جهانیان آیتی قرار دادیم.»
۳- خداوند سبحان در آیه ۱۲ سوره ممتحنه پاکدامنی و دوری از آلودگی به انحراف جنسی (زنا) را شرط قبولی توبه زنان و همچنین شرط پذیرش بیعت آنان با پیامبر اسلام(ص) دانسته است که نشان دهنده اهمیت والای این صفت در سلسله اوصاف زنان نمونه و شایسته از منظر قرآن مجید است
یایها النبی اذا جاءک المومنت یبایعنک علی ان لا یشرکن باللّه شیا ولا یسرقن ولا یزنین … فبایعهن واستغفر لهن اللّه ان اللّه غفور رحیم (۱۲)
ای پیامبر چون زنان باایمان نزد تو آیند که [ با این شرط [با تو بیعت کنند که چیزی را با خدا شریک نسازند … و دزدی نکنند، و زنا نکنند … با آنان بیعت کن و از خدا برای آنان آمرزش بخواه، زیرا خداوند آمرزنده مهربان است.»
۴- خداوند در توصیف و تمجید زنان نمونه و شایسته، ایشان را به پاکدامنی و امانت داری در غیاب شوهر توصیف کرده و چنین ستوده است: فالصلحت قنتتُ حفِظتُ للغیب بما حفظ اللّه ُ (۱۳) پس زنان شایسته مطیع شوهران و در غیبت آنان حافظ (حقوق آنها) باشند».

۵- تقواپیشگی
زن نمونه و شایسته از دیدگاه قرآن، زنی است با تقوا که آن را در تمامی عرصه های زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی (روابط و مناسبات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی) مراعات می کند. با اندک تأمل در آیات قرآن این حقیقت به دست می آید که تقواپیشگی از ارزشمندترین و والاترین منزلت ها برای انسان ها از زن و مرد است:
یایها الناس انا خلقنکم من ذکر و اُنثی و جعلنکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عنداللّه اتقکم ان اللّه علیم خبیر (۱۴)
ای مردم ما شما را از مرد و زنی آفریدیم، و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید. در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست. بی تردید، خداوند دانا و آگاه است.»

۶- راستگویی
قرآن، یکی از اوصاف زنان نمونه و شایسته را صداقت و راستگویی معرفی کرده است. در آیه ۳۵ سوره احزاب چنین می خوانیم:
والصدقین و الصدقت … اعداللّه لهم مغفره و اجرا عظیما؛ مردان و زنان راستگو … خدا برای [همه] آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است.
خداوند متعال در توصیف و تمجید از حضرت مریم(ص) که خداوند او را در آیه ۴۲ سوره آل عمران از زنان برگزیده الهی در جهان دانسته است او را زنی راستگو معرفی کرده و چنین فرموده: ما المَسیحُ ابنُ مَریَم َاِلاّ رَسولُ قد خَلَت مِن قَبِله الرُسُلُ و اُمُهُ صِدیقَهُ …
مسیح، پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او [نیز] رسولانی آماده بودند و مادرش زنی بسیار راستگو بود.»(۱۵)

۷- حجاب و پوشش مناسب
از دیگر ویژگی ها و اوصاف زن نمونه و بانوی شایسته از نگاه وحی، حجاب و پوشش مناسب است اصل حجاب و پوشش برای زنان صرف نظر از مقدار و چگونگی آن و پرهیز از ظاهر شدنشان در انظار نامحرمان بدون پوشش مناسب، سیره مستمر و قطعی مسلمانان از صدر اسلام تا عصر حاضر است و نیز از مسائلی است که تمامی عالمان و فقیهان همه مذاهب و فرق اسلامی در طول تاریخ بر آن اتفاق نظر و به اصطلاح اجماع داشته و دارند و به جرئت می توان گفت: هیچ فقیه و اسلام شناس ژرف نگری در آن تردیدی نکرده است افزون بر این سیره قطعی و اجماع مسلم و نیز روایات گوناگون و فراوان از شیعه و اهل تسنن، آیات بسیاری بر این مسئله دلالت دارد که در اینجا تنها به دو آیه به عنوان شاهد و نمونه اشاره می شود.
۱- و قُل لِلمُؤمنت … و لا یُبدینَ زینَتهُنَ اِلاّ ما ظَهَرَ مِنها ولیَضربِن بِخُمُرهنّ علی جُیِوبِهنّ ولا یُبدینَ زینتَهُنّ الاّ لِبُعولَتِهِنّ… (۱۶)
و به زنان باایمان بگو: دیدگان خود را [ از هر نامحرمی] فرو بندند و پاکدامنی ورزند و زیورهای خود را آشکار نگردانند مگر آنچه که طبعا پیداست. و باید روسری خود را بر گردن خویش [ فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان و … آشکار نسازند.»
۲-  یایّهاَ النّبیُ قُل لاَِزوجِکَ و بَناتکِ و نِساء المُؤمِنین یُدنینَ عَلیهنّ مِن جَلبیبهنّ ذِلکَ ادنی اَن یُعرَفنَ فلا یُؤذَینَ وَ کانَ اللّه ُ غَفورا رَحیما (۱۷)
ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: پوشش های خود را بر خود فروتر گیرند. این برای آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است.»
با توجه به دو آیه یاد شده و روایات وارده در تفسیر آن و نیز با نظر به دیدگاه مفسران و فقیهان در این باره، جایی برای تردید در لزوم رعایت حجاب و پوشش برای زنان و همچنین اهمیت و جایگاه والای این مسئله در سلسله تعالیم الهی باقی نمی ماند و نیز این حقیقت به روشنی آشکار می شود که حجاب و پوشش، سمبل اسلام خواهی و نماد پیروی از تعالیم قرآنی است و از همین نکته می توان به رمز و راز و فلسفه حجاب ستیزی استعمارگران غرب و شرق و نیز غربزدگان و بیگانه پرستان خودباخته و سکولار در کشورهای اسلامی پی برد.

۸- پرهیز از خودنمایی و خودآرایی
پرهیز از خودنمایی و خودآرایی و نیز هر گونه رفتار، گفتار و حرکتی که موجب جلب توجه نامحرمان و تحریک آنان گردد، از دیگر اوصاف و ویژگی های زن شایسته و بانوی نمونه است دو آیه از قرآن در این زمینه شایان ذکر است.
۱- و قُل لِلمُؤمنتِ … ولا یَضرِبنَ بِاَرجُلِهِنّ لِیُعلَمَ ما یُخفینَ مِن زینَتِهِنّ (۱۸)
و به زنان باایمان بگو: … پاهای خود را [ به گونه ای به زمین ]نکوبند تا آنچه از زینت شان نهفته می دارند معلوم گردد.»
مرحوم علامه شهید آیت اللّه مرتضی مطهری رضوان اللّه تعالی علیه در توضیح و تفسیر آیه یاد شده و درباره فلسفه حجاب، کلام حکیمانه ای در خصوص مسئله خودنمایی و خودآرایی زنان دارند ایشان فرمودند: اما علت اینکه در اسلام دستور پوشش اختصاص به زنان یافته است این است که میل به خودنمایی و خودآرایی مخصوص زنان است. از نظر تصاحب قلب ها و دل ها، مرد شکار و زن شکارچی، همچنان که از نظر تصاحب جسم و تن، زن شکار است و مرد شکارچی؛ میل زن به خودآرایی از این حس شکارچی گری او ناشی می شود. در هیچ جای دنیا سابقه ندارد که مردان لباس های بدن نما و آرایش های تحریک کننده به کار برند. این زن است که به حکم طبیعت خاص خود، می خواهد دلبری کند و مرد را دلباخته و در دام علاقه به خود اسیر سازد، لهذا انحراف تبرج و برهنگی از انحراف های مخصوص زنان است و دستور پوشش هم برای آنان مقرر گردیده است.(۱۹)
۲- ولا تَبرجّنَ تَبَرجّ الجِهلیه الاولی… (۲۰)
و مانند روزگار جاهلیت قدیم زینت های خود را آشکار مکنید…»
شهید مطهری در ترجمه و توضیح دو آیه یاد شده چنین آورده اند:
مانند دوران جاهلیت نخستین به خودنمایی و خودآرایی از خانه بیرون نشوید. مقصود از این دستور زندانی کردن زنان در خانه نیست زیرا تاریخ اسلام به صراحت گواه است که پیغمبر اکرم(ص) زنان خود را با خود به سفر می برد و آنان را از بیرون شدن منع نمی فرمود.
بلکه مقصود از این دستور آن است که زن به منظور خودنمایی از خانه بیرون نشود.(۲۱)
در پایان این نکته شایان توجه و یادآوری است که خودآرایی زنان برای جلب توجه دیگران ،هر چند ممنوع و بسیار ناپسند شمرده شده است؛ ولی خودآرایی برای جلب توجه و دلبربایی از همسران مجاز و بسیار پسندیده و بلکه مورد تشویق و تأکید قرار گرفته است و زنانی که از این نظر بی تفاوت و یا ضعیف عمل می کنند مورد سرزنش شدیدند.

۹- چشم پاکی
از اوصاف زنان نمونه و بانوان شایسته چشم پاکی و پرهیز از هر گونه نظر آلوده به شهوت و نگاه لذت آلود به نامحرمان است به سخن دیگر چشم چرانی و خیره شدن به نامحرمان برای همه مردان و زنان مؤمن ممنوع و ناپسند است.
قرآن در این بار چنین می فرماید:
قل للمؤمنینَ یَغضُوا مِن اَبصرهم … و قُل لِلمُؤمنت یَغضُضنَ مِن ابصرِهنِ(۲۲) به مردان باایمان بگو: دیده فرو نهند … و با زنان باایمان بگو دیدگان خود را [ از هر نامحرمی] فرو بندند … .
شهید مطهری در تفسیر آیه چنین فرمودند خلاصه این دستور این است که زن و مرد نباید به یکدیگر خیره شوند نباید چشم چرانی کنند نباید نگاههای مملو از شهوت به یکدیگر بدوزند. نباید به قصد لذت بردن به یکدیگر نگاه کنند …

۱۰- حیا و آزرم
خداوند متعال در قرآن کریم با دعوت زنان به آزرم و حیا، نمونه ای از حیای شایسته را در ضمن ماجرای دختران شعیب(ع) و حضرت موسی(ع) بیان می فرماید: وَلَمّا وَرَدَ مآء مَدیَنَ وَجَد عَلَیهِ اُمّهً مِنَ النّاسِ یَسقونَ وَ وَجَدَ مِن دونِهَمُ امرَاَتَینِ تَذودانِ قالَ ما خَطبُکُما قالَتا لانَسقی حَتّی یُصدِرَ الرِّعاُء وَ اَبونا شَیخٌ کَبیرٌ فَسَقی لَهُما ثُمَ تَوَلی اِلَی الظِّلِّ فَقالَ رَبّ اِنّی لِمآ اَنزَلت َاِلَیّ مِن خَیرٍ فَقیرٌ فَجاءتهُ اِحدهُما تَمشی عَلَی استِحیاٍء قالَت اِنّ اَبی یَدعوکَ لِیَجزِیَکَ اَجرَ ما سَقَیتَ لَنا فَلَمّا جاءَُ وَ قَصَ عَلَیهِ القَصَصِ قالَ لا تَخَف نَجَوتَ مِنَ القَومِ الظّلِمینَ (۲۳)؛ و چون بر آب مدین رسید، گروهی از مردم را بر آن یافت که [دام های خود را ]آب می دادند، و پشت سرشان دو زن را یافت که [گوسفندان خود را] دور می کردند، [موسی [گفت: منظورتان [از این کار] چیست؟ گفتند: [ما به گوسفندان خود [آب نمی دهیم تا شبانان]همگی گوسفندان شان را [برگردانند، و پدر ما پیری سالخورده است پس برای آن دو، [گوسفندان را ]آب داد آنگاه به سوی سایه برگشت و گفت: پروردگارا، من هر خیری که سویم بفرستی سخت نیازمندم پس یکی از آن دو زن در حالی که به آزرم گام برمی داشت نزد وی آمد [و] گفت: پدرم تو را می طلبد تا تو را پاداش آب دادن [گوسفندان [دهد و چون [موسی[ نزد او آمد و سرگذشت [خود ]را بر او حکایت کرد [وی] گفت مترس که از گروه ستمگران نجات یافتی.
آنچه در این ماجرا شایان توجه و درس آموز است نکته ای است که در جمله «تمشی علی استحیاء» نهفته است و برجسته ترین کمالات زنان، حیا و آزرم می باشد؛ زیرا از مجموع صفات و ویژگی های برجسته دختران شعیب تنها صفت شرم و حیا اختصاص به ذکر یافته است.

پی نوشتها:
۱٫ احزاب، آیه ۳۵٫
۲٫ احزاب، آیه ۲۸ و ۲۹٫
۳٫ تحریم، آیه۱۱٫
۴٫ انسان، آیه ۵ ۹٫
۵٫نحل، آیه ۹۷٫
۶٫ نسا، آیه۱۲۴٫
۷٫احزاب، آیه ۳۶٫
۸٫ آل عمران، آیه ۴۲٫
۹٫ نور، آیه۲۶٫
۱۰٫ مائده، آیه ۵٫
۱۱٫ انبیاء، آیه ۹۱٫
۱۲٫ممتحنه، ۱۲
۱۳٫نساء، آیه ۳۴
۱۴٫ حجرات، آیه۱۳٫
۱۵٫مائده، آیه ۷۵٫
۱۶٫ نور، آیه ۳۱٫
۱۷٫ احزاب، آیه ۵۹٫
۱۸٫ نور، آیه ۳۱٫
۱۹٫ مسئله حجاب، ص۷۳٫
۲۰٫ احزاب، آیه ۳۲ و ۳۳٫
۲۱٫ مسئله حجاب، ص۱۵۲٫
۲۲٫ نور، آیه ۳۰ و ۳۱٫
۲۳٫ قصص، آیه ۲۳ ۲۵٫

منابع:
(۱) قرآن کریم
(۲) اصول و ویژگی های خانوادگی زن نمونه از منظر قرآن ، مجله پیام زن ، تیر ۱۳۸۸ ، شماره ۲۰۸٫

منبع: موسسه تحقیقات و نشر معارف اهل البیت


شش − = 0