خانه > اهلبیت علیهم السلام > ولایت پذیری و ولایت ستیزی

ولایت پذیری و ولایت ستیزی

شعائر الهی رشد شعور انسان در حوزه دین را فراهم کرده و شور، اشتیاق و نشاط در حوزه محبت به خداوند و  اهل بیت(ع) را افزایش می‌دهد.

ولایت گریزی که پس از واقعه غدیر از سوی مردم رخ داد سبب ولایت ستیزی و وقوع حادثه دردناک عاشورا شد.

ولایت ستیزی

یکی از اصول کلی و اساس تربیت اسلامی و شعار خداباوران از هیچ کس نترسیدن و تنها از خدا ترسیدن  است.

ولایت و ولایت ‌پذیری از اصول اعتقادی و عملی اسلام است؛ زیرا نبوت از اوصل دین و امامت از پایه ‌های اعتقادی اسلام می ‌باشد. ولایت فقیه نیز دارای جایگاه استمرار ولایت، حرکت انبیاء و ائمه (علیهم السلام) است.
قرآن کریم نشانه عمده نفاق را ولایت ‌گریزی و  ولایت ستیزی  می‌ داند: «وَیَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ یَتَوَلَّى فَرِیقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ وَمَا أُوْلَئِکَ بِالْمُؤْمِنِینَ * وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ إِذَا فَرِیقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ».(۹) منافقان حاکمیت حق و حکومت بر مبنای ولایت الهی را مخالف منافع خود می‌ دانند. از این رو با ولایت با شیوه ‌‌های مختلف عملی مبارزه و ستیز می ‌کنند. هر چند در میدان گفتار و شعار، ولایتی ‌تر از همگان به چشم می ‌آیند.

نپذیرفتن حکومت دینی

قرآن معیار ایمان را تسلیم و پذیرش قلبی و عملی دستورهای ولایت می ‌داند: «إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِآیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللّهَ کَانَ عَزِیزًا حَکِیمًا».(۱۰) گروه نفاق با نفی حکومت دینی، حاکمیت طاغوت را با جان و دل پذیرفته‌اند: «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَن یَتَحَاکَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن یَکْفُرُواْ بِهِ وَیُرِیدُ الشَّیْطَانُ أَن یُضِلَّهُمْ ضَلاَلًا بَعِیدًا».

حریم‌ شکنی

هرگونه ارتباط دوستانه و رفت و آمد مسلمانان با دشمنان، همانند آنان شدن است: «فَلاَ تَقْعُدُواْ مَعَهُمْ حَتَّى یَخُوضُواْ فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ إِنَّکُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ

قرآن با تعیین حریم برای ولایت، مسلمانان را به حفظ آن موظف نموده است؛ از جمله اطاعت بی ‌چون و چرا از اوامر ولی ‌امر؛ زیرا اگر ولی ‌امر مورد اطاعت نباشد، نظام اسلامی راه به جایی نخواهد برد، اما منافقان افزون بر سرپیچی از فرامین ولی حق، دیگران را نیز در شکستن حریم ولایت ترغیب و از این کار اظهار رضایت و خوشحالی می ‌کنند: «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللّهِ وَکَرِهُواْ أَن یُجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَقَالُواْ لاَ تَنفِرُواْ فِی الْحَرِّ قُلْ نَارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَّوْ کَانُوا یَفْقَهُونَ»؛ «بر جاى‏ ماندگان به [خانه] نشستن خود پس از رسول خدا شادمان شدند و از اینکه با مال و جان خود در راه خدا جهاد کنند کراهت داشتند و گفتند در این گرما بیرون نروید بگو اگر دریابند آتش جهنم سوزان‏تر است».

 

ماهیت فتنه ولایت ستیزی است و محال است این ماهیت تغییر کنند و عنصر ماندگاری انقلاب اسلامی اطاعت از ولایت است که در حماسه های مختلف امت حزب الله از جمله انتخابات و راهپیمایی ها به زیبایی به منصه ظهور رسیده است.

ولایت پذیری درکربلا

 

تعبیر مقام معظم رهبری به بهترین شکل بیانگر وفای اصحاب سیدالشهدا(علیه السلام) است. ایشان فرمودند: غدیر عاشورای عوام بود و عاشورا غدیر خواص، در غدیر با آنکه بیعت کردند جفا کردند و در عاشورا با آنکه بیعت از آنان برداشته شد وفا کردند.واقعیت امر همان است که رهبر انقلاب فرمودند.

اما مصادیق ولایت پذیری در عاشورا چه بود؟ در پاسخ باید گفت: ولایت پذیری یعنی خود را ندیدن و مطیع امر ولی امر بودن و سعادت را در اطاعت دیدن، ولایت پذیری یعنی وقتی هدف را مطلوب مولا دیدند از مرگ در راه این هدف نهراسند چنانکه حضرت علی اکبراین گونه بود چنانکه از پدر پرسید آیا ما برحقیم؟ پدر فرمود آری و او گفت پس از مردن باکی نیست. (ابصارالعین ص۸۶) این پاسخ علی اکبر یعنی اوَلا حق آن چیزی است که امام تعریف کند ثانیاً برای رسیدن به حق اگر لازم باشد باید جان داد وثالثاً در اطاعت از مولا تا دادن جان شیرین باید پیش رفت، این یعنی ولایت پذیری یعنی اطاعت محض یعنی سعادت را در شهادت دیدند، ولایت پذیری یعنی باید احساس خودرا در خدمت ولایت قرار دارد یعنی جایی که امر مولا باشد محبت برادر و خواهری در حاشیه قرار می گیرد یعنی وقتی مقابل چشمان خواهر برادرش را به بی رحمانه ترین شکل می کشند اما آن برادر ولی امر او باشد و به او دستور بدهد که به خیمه برگردد او بدون درنگ امر مولا را اطاعت کند چنانکه حضرت زینب (سلام الله علیها) این گونه بود (لهوف ۱۴۲) ولایت پذیری یعنی حیاتی بعد از ممات امام خود نخواهد و با آنکه ولی امر بیعت را از او برداشت بگوید ما چنین نخواهیم کرد و خدا ما را پس از توزنده نگه ندارد (طبری۲/۲۳۸) چنانکه عباس این گونه گفت ولایت پذیری یعنی در اوج شجاعت و دلیری بودن و برای نبرد بی تابی کردن اما آنگاه که ولی امر دستور به آوردن آب می دهد اطاعت بکند (حماسه کربلا ص۲۸۸) ولایت پذیری یعنی تشنه باشی و در کنار آب اما آب نوشیدن را پیش از سیراب شدن مولایش بر خود حرام کند و بگوید والله ماهذافعال دینی (مقتل العباس، مقرم ص۱۸۶) ولایت پذیری یعنی هیچ نگاهی به خود نکند و برای خود پس از مولایش ارزشی نبیند و بگوید، یا نفس من بعد الحسین هونی و بعده لا کنت ان تکونی(حماسه کربلاص۲۹۲) ولایت پذیری یعنی اینکه چنان یقین به هدف مولای خود داشته باشد که نه یکبار بلکه اگر صد بار زنده شود و کشته شود و باز زنده شود در رکاب امامش بجنگد (لهوف ص۱۱۹)این مفهوم ولایت پذیری است نگوییم که اینان امامزادگان بودند و طبیعی بود که چنین ولایت پذیر باشند زیرا حسین اگر برادری مانند عباس داشت برادرانی مانند محمد بن حنیفه و عمر اطرف نیز داشت که به همراه امامشان نیامدند تلخ تر آنکه عمر اطراف اوَل کسی باشد که با عبدالله بن زبیر بیعت کند (منتهی الاآمال بخش ذکر اولاد ذکور امیرالمومنین).

 

ولایت گریزی در کربلا

ولایت گریزی یعنی جهل به مقام امامت ویا آنکه امام را تا آنجا که به نفع او سخن بگوید پذیرا باشد و شاید اساسا او را امام نداند و یا امر او را مطاع نپندارد ولایت گریزی یعنی در مقابل امام موضع گرفتن و سخن خود را بالاتر از او دانستن، ولایت گریزی یعنی به امام خود بگوید تو را از فرزندانم بیشتر دوست دارم اما نه خود می آیم نه فرزندانم را می فرستم چون هم تو کشته می شوی وهم فرزندانم. چنانکه محمد (لهوف ص۸۴ به نقل از رسائل کلینی- ترجمه الامام الحسین ص۶۱) ولایت گریزی یعنی به امام حق بگویی اجتماع مسلمین را برهم مزن و در مقابل امامت خروج نکن چنانکه عبدالله بن عمر وعمرة دختر عبدالرحمن گفته اند (فتوح- ابن اعثم ۵/۴۳-۴۲) ولایت گریزی یعنی تا نیمه های راه بیاید فرزندانش را بفرستد اما خود نیاید مانند عبدالله بن جعفرکه چنین کرد (طبری ۵/۳۸۷) و ولایت گریزی یعنی از امام خود دعوت کنند، نامه ها بفرستند،ازمردم تعهد بگیرند که پیمان شکنی نکند اما خود نخستین پیمان شکنان باشند آنگونه که سلیمان بن صرد خزاعی بود. (طبری۵/۲۶۱-۲۶۰٫

 

 

ولایت ستیزی در کربلا

نگاه سومی که در عاشورا به ولایت بود تهاجم و مقابله با امام بود،ابن سعد می گوید می دانم که پسر فاطمه­ای و نوه­ی رسول خدا اما با تو می جنگم تا به حکومت ری برسم. (الفتوح۲/۳۷۲)ولایت ستیزی یعنی شمر بگوید با آنکه می دانم پدر و مادر وجد تو بهترین خلائقند اما باید تورا بکشم.(پیشین) ولایت ستیزی یعنی کوفیانی که نامه­ی لبیک یا حسین نوشته بودند در کربلا در مقابل امام بایستند ونامه هایشان را انکار کنند. (تاریخ یعقوبی۲/۲۴۴) ولایت ستیزی یعنی حتی بر بدن قطعه قطعه شده رحم نکنند و با اسبهای تازه نعل شده بر بدن او بتازند و استخوان صدر و ظهر را یکی کنند. (لهوف ص۱۶۲) ولایت ستیزی یعنی یزیدی که خود پدر و جدش هرگز مسلمان نشدند و نبودند درمقابل امام حق­بایستند و با چوب خیزران بر لب و دندان او بزند و مستانه بخندد و شعر «لیت اشیاخی ببدر شهدوا» بخواند (فتوح ۵/۱۱) ولایت سیزی یعنی همان خط سیر ابوسفیانها و ابوجهلها و یعنی چیدن میوه تلخی که در سایه بان نبی ساعده (سقیفه) کاشته شد.

 

تحلیل و نتیجه:

از آنچه نگاشته شد دانسته می شود که هر دریایی راشان نگهداری گوهر نیست و هر زمینی راشایستگی پذیرش باران نیست چنانکه هر دلی را شایسته پذیرش ولایت نیست ودر می یابیم که فراریان احدازخود اشخاصی مانند عبدالله بن عمر را به جا گذاردند تا فراریان عاشورا باشند و مشرکان که در جنگ احد با رسالت نبی مکرم اسلام می جنگیدند از خود یادگارانی مانند یزید به جا گذاردند تادر عاشورا با ولایت سبط احمد بجنگد. و جان نثاران احد ازخود یادگارانی مانند عباس بن علی به جای گذاردند تا با جان از امام خود در عاشورا دفاع کنند و این یعنی در هر زمانی احد و عاشورا تکرار شدنی است و ولایت پذیران به فوز عظیم رسیدند و چون گوهری کمیاب شدند و ولایت گریزان به ندامت کشیدند و توَاب شدند ولایت ستیزان تا ابدیت زمان معدوم و در خواب شدند، همانطور که احد در عاشورا تکرار شد عاشورا نیز در هر زمانی تکرار می شود و هماره این سه گروه عرصه گردانان عاشورا هستند،اطاعت از ولی امریعنی فوز عظیم یعنی شهادت در رکاب امام حسین، اما پیمان شکنی و ولایت گریزی یعنی همان کاری که با مسلم کردند همان را بر سر حسین بیاورند، کوفیان اگر به نائب امام زمان خود یعنی مسلم خیانت
نمی کردند و پیمان نمی­شکستند در عاشورا نیز پیمان شکنی نمی کردند آنها چون با مسلم پیمان شکنی کردند آن جرات را پیدا کردند که در مقابل امام زمانشان حسین نیز بایستند، اکنون نیز هرکه درمقابل ولی امرخود و نائب امام زمان خود بایستد و پیمان شکنی کند تردیدی نیست که او در مقابل امام زمان خود نیز خواهد ایستاد. این درس جاودان عاشوراست. قال تبارک الله و تعالی: اَنا هدیناه السبیل،اماشاکرا و اما کفورا (انسان۳).

ولایت ستیزی از زمان انبیا و اولیا الهی بوده و امروزه نیز وجود دارد.
ولایت ستیزان را از عوامل فتنه در کشور دانست و گفت: کسی که ولایت ستیز است، ممکن است کافر نباشد هم چنان که ابن ملجم مرادی، از زمان صدر اسلام جزء افراد متدین محسوب می شد اما همین شخص قاتل امیرالمومنین(ع) شد.
وی با بیان این که ولایت ستیزی یکی از  مهم ترین دلایل وقوع قیام عاشورا بود، افزود: امروزه افرادی هستند که در مقابل ولایت و رهنمود ها و هدایت های ایشان ایستادند و می خواهند با ایجاد فتنه در کشور مقابل نظام بایستند.

 

«چه مسایلی گاهی اوقات موجب تضعیف ولایت می​شود؟» گفت: هر عبادتی به سهولت می​تواند سنگ و مانع راه قرار گرفته و ما را از حقیقت عبادت باز دارد. روز اول که داستان خلقت انسان آغاز شد خدا داستانی را طراحی کرد که پر از درس برای ما است. آغاز داستان خلقت حضرت آدم با پدیده مخالفت با ولی روبرو می​شویم. ولایت گریزی وقتی به نمایش گذاشته شد که بر شش هزار سال عبادت تکیه داشت. حتی عبادت نیز می​تواند مانع راه باشد. وقتی خدا نهیب می​زند، ابلیس می​گوید جبران می​کنم. خدا می​گوید چگونه؟! ابلیس می گوید هزار سال برای تو نمازی می​خوانم که کسی نخوانده است. خدا گفت: دوست دارم عبادت شوم اما آن​طور که خودم می​خواهم نه آن طور که تو می​خواهی.

 

حضرت علی(ع) تا آخر نگران عاقبت بخیری خود بود. وقتی ابن ملجم در محراب مسجد به فرق حضرت ضربه وارد می​کند، حضرت امیرالمومنین می​فرماید: «فزت برب الکعبه» که یعنی امام تا آخرین لحظه نگران عاقبت بخیری خود بود. هر کسی که نسبت به عاقب بخیری خود نگرانی نداشته باشد قطعا دچار مکر الهی شده است. هر کسی را دیدید که احتمال خطا در آن وجود داشت حتما به عاقبت بخیری توصیه​اش کنید.

 

خوارج به حضرت علی(ع) خرده می​گرفتند که شما فلان جا عدالت را رعایت نکردید. تا می​رسد به آن اوج که یکدفعه می​بینید حضرت موسی بن عمران(ع) که با خضر همراه است از وی همین سوالات را می​پرسد و خضر در پاسخ می​گوید سوال نکن و بعد که می​بیند موسی سوال می​کند خضر هم گفت خداحافظ!

 

 

 

 

در جاهایی نمی​شود عدالت را اجرا کرد، باید با ولایت همراه باشیم و نیز جاهایی آنچه تو فکر می​کنی عدالت نیست و باید با ولی فقیه همراه باشی. ولایت بر عدالت مقدم است و باید این مسئله در جامعه تثبیت شود. در تاریخ اولین جایی که جلوی پیامبر(ص) ایستادند بر سر صلح حدیبیه و مسئله عدالت بود. عدالت​گرایی بدون ولایت​مداری گاهی انسان را به مرحله بدی می​رساند. البته مراحل اتمام حجت و لطف خدا وجود دارد که باید آن را فرصت شمرد.

وی افزود: ما باید از این مرحله عبور کنیم. اگر کسی از این مرحله عبور کرد بعید می​دانم مرحله سخت دیگری باقی بماند. عموم مردم و نیز خواص ما اگر بصیرت داشته باشند انشاء الله خود را به سرعت به حضرت مهدی(عج) می رسانند.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به روش خوارج در صدر اسلام گفت: خوارج قرآن زدگی هم داشتند. شبی حضرت امیرالمومنین(ع) به همراه کمیل از مکانی گذر می کردند که ناگهان متوجه صدای زیبای تلاوت قرآن شدند. کمیل ایستاد تا گوش کند. حضرت امیر(ع) کمیل را صدا زد و گفت برویم. کمیل گفت آقا گوش بده، چقدر زیبا قرآن می​خوانند. حضرت گفت بیا کمیل که بعدا موضوعش را برای تو خواهم گفت. بعد از جنگ جمل حضرت امیر(ع) کمیل را صدا می​زند و یکی از جسد های دشمن را نشان می​دهد. می گوید صدای زیبای قرآن آن شب از آن این فرد است.

پناهیان در بخش دیگر سخنان خود با اشاره به آیه ۱۶ سوره توبه«أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تُتْرَکُوا وَلَمَّا یَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِینَ جَاهَدُوا مِنْکُمْ وَلَمْ یَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلَا رَسُولِهِ وَلَا الْمُؤْمِنِینَ وَلِیجَةً» خاطرنشان کرد: «ولیجه» در این آیه کسی است که در قلب آدم نفوذ می​کند و فکر آدم را تحت کنترل قرار می​دهد. این فرد ممکن است رفیق آدم باشد یا یک دوست. آدم باید تمام راه ها را برای این افراد ببندد. هر «ولیجه» غیر از ولایت طاغوت می شود.

 


× 1 = شش