خانه > اهلبیت علیهم السلام, مقالات > عبادت و بندگی پیامبر اکرم

عبادت و بندگی پیامبر اکرم

هنگام شب، زندگی معمولی انسان تعطیل است. تاریکی و خلوت، بهترین فرصت را در اختیار انسان قرار می‌دهد تا فارغ از همه چیز در قدرت لایزال خداوند اندیشه کند و گذشته و آینده‌اش را محاسبه نماید. تهذیب نفس و تربیت روح و صفای دل در همان لحظات است که همه در حال استراحت هستند و فقط انسان است و خدای خویش.

در کوی عشق، شوکت شاهی نمی‌خرند        اقرار بندگی کن و اظهار چاکری

از منظر قرآن، مقام عبودیت، بارزترین ویژگی پیامبران الهی است که خداوند متعال با این امتیاز، از آن گرامیان نام می‌برد. در سوره‌ی «ص» درباره حضرت داوود علیه‌السلام می‌فرماید: «وَ اذْکُرْ عَبْدَنَا دَاوُودَ ذَا الاْءَیْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ»؛ و به خاطر بیاور، بنده ما داوود صاحب قدرت را، که او بسیار توبه‌کننده بود. قرآن مقام عبودیت ایوب علیه‌السلام را این چنین توصیف می‌کند: «وَ اذْکُرْ عَبْدَنَا أَیُّوبَ إِذْ نَادَی رَبَّهُ أَنِّی مَسَّنِیَ الشَّیْطَـنُ بِنُصْبٍ وَ عَذَابٍ»؛ و به خاطر بیاور بنده ما ایّوب را، هنگامی که پروردگارش را خوانده و گفت: پروردگارا! شیطان مرا به رنج و عذاب افکنده است. (ص، آیه ۴۱)

علاوه بر مقام عبودیت انبیای بزرگ الهی که کلام وحی آن را بزرگ‌ترین امتیاز برای ایشان می‌شمارد، پیامبر گرامی اسلام را با صفت بنده بودن معرفی می‌کند. اکنون دو نمونه از این آیات را می‌خوانیم:

۱) «تَبَارَکَ الَّذِی نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلَی عَبْدِهِ لِیَکُونَ لِلْعَــلَمِینَ نَذِیرًا»؛ با برکت است خداوندی که قرآن را بر بنده‌اش نازل کرد تا بیم‌دهنده‌ی جهانیان باشد. (فرقان، آیه ۱)

۲) «فَاَوْحی اِلی عَبْدِهِ ما اَوْحی»؛ خداوند آن‌چه را وحی کردنی بود، [در معراج] به بنده‌اش وحی کرد. (نجم، آیه ۱۰)

آری، مهم‌ترین ویژگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله که قرآن بر آن تأکید دارد، مقام عبودیت و بندگی مطلق آن حضرت است که مناجات‌ها، دعاها و شب‌زنده‌داری‌های او، نمود و جلوه‌ای از این ویژگی است.

با این اوصاف، خداوند متعال، باز هم رسول گرامی اسلام را به عبادت و بندگی خالص ترغیب و تشویق می‌کند و می‌فرماید: «إِنَّا أَنزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَـابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّینَ»؛ ما این کتاب را به حقّ بر تو نازل کردیم. پس خدا را عبادت کن در حالی که دین خود را برای او خالص می‌گردانی. (زمر، آیه ۲)

هم‌چنین در سوره‌ی حجر، آن حضرت را در برابر مشکلات، این‌گونه بیمه می‌کند:

«وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ، فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُن مِّنَ السَّاجِدِینَ، وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّی یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ»؛ ما می‌دانیم سینه‌ات از آن‌چه آن‌ها می‌گویند تنگ می‌شود (و تو را سخت ناراحت می‌کنند)، پروردگارت را تسبیح و حمد گو و ازسجده‌کنندگان باش و پروردگارت را عبادت کن تا یقین (مرگ) تو فرا رسد. (حجر، آیات ۹۷ الی ۹۹)

سنگر مستحکم بندگی

تمایل خاتم انبیاء صلی الله علیه و آله به عبادت‌های سحری، رمز موفقیت آن حضرت در صحنه‌های مختلف زندگی و مبارزه با دشمنان اصول و ارزش‌های اسلامی بود. گریه‌های شبانه، بیتوته‌های غار حرا، تفکر در صنع الهی و خلقت آسمان‌ها و زمین و نظاره کردن جمال و جلال الهی با چشم دل، وجود آن رسول خاتم را برای نزول وحی و ارتباط با روح القدس آماده کرده بود. پیامبر هر چه داشت از تهجّد و سحرخیزی‌ها و عبادت‌های شبانه و عبودیت در برابر حضرت حق بود.

در آیات وحیانی قرآن، بارها به این شاخصه‌ی آن گرامی اشاره شده است. قرآن کریم می‌فرماید:

«إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً، إِنَّ نَاشِئَةَ الَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْـئا وَ أَقْوَمُ قِیلاً، إِنَّ لَکَ فِی النَّهَارِ سَبْحًا طَوِیلاً، وَ اذْکُرِ اسْمَ رَبِّکَ وَ تَبَتَّلْ إِلَیْهِ تَبْتِیلاً»؛ در حقیقت ما به تو گفتاری گران‌بها القا می‌کنیم. مسلّماً نماز و عبادت شبانه پابرجاتر و با استقامت‌تر است و تو در روز، تلاش مستمر و طولانی خواهی داشت و نام پروردگارت را یاد کن و تنها به او دل ببند. (مزمل، آیات ۵ الی ۸)

به این جهت علی علیه‌السلام در مناجات‌های خود می‌فرمود: «اِلهِی کَفَی بِی عِزّا أَنْ اَکُونَ لَکَ عَبْدا»؛ خدایا این عزّت و افتخار برای من کافی است که فقط بنده تو باشم. (مرآة العقول، ج ۸، ص ۱۴)

مهم‌ترین پشتوانه رسالت

بدون تردید، تحمّل وحی الهی، ادامه‌ی راه پرفراز و نشیب رسالت و مقاومت در برابر مشرکان سخت و لجوج، به یک پشتوانه‌ی قوی و بی‌منتهای معنوی نیاز داشت و آن هم به غیر از تهجّد و عبادت‌های شبانه و ارتباط با خالق هستی به دست نمی‌آمد.

علّامه طباطبایی در تفسیر آیات سوره‌ی مزّمّل که گذشت می‌فرماید: «قرآن کریم، کلام الهی است و از حیث فهم معنایش ثقیل است و پیامبر صلی الله علیه و آله آن را از ساحت عظمت و کبریایی حق گرفته است و این کلام پاک را جز نفوس پاک و مطهر از هر پلیدی، نمی‌فهمند. هم‌چنین اجرای پیام‌های حیات‌بخش قرآن نیز در جامعه [انسانی که با خرافه و جهل عجین شده] امری سنگین و دشوار است و با موانع بسیاری رو به رو است. به همین سبب، خداوند می‌فرماید: «ما این قرآن را که سخن ثقیلی است بر تو القا می‌کنیم» و [چون] دریافتن این کلام بلند و متعالی نیاز به روحی بلند و دلی پاک و مطهر دارد و تفکر و مناجات و شب‌زنده‌داری و خلوت با خدای عالمیان می‌تواند چنین آمادگی را ایجاد کند، به همین جهت می‌فرماید: «قُمِ الَّیْلَ إِلاَّ قَلِیلاً، نِّصْفَهُ أَوِ انقُصْ مِنْهُ قَلِیلاً، أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً»؛ در شب [برای تهجد] به پا خیز؛ مگر اندکی از شب را. نیمی از شب را، یا کمی از آن کم کن یا بر نصف بیفزای و قرآن را شمرده شمرده و با تأمّل بخوان. (مزمل، آیات ۲ تا ۴)

خداوند متعال در این آیات برای این‌که پیامبر صلی الله علیه و آله پیام وحیانی خدا را دریافت و به اصلاح جامعه قیام کند، نخست، دستور سحرخیزی و عبادت شبانه می‌دهد. آری، اصلاح جامعه به خودسازی فردی نیاز دارد که جهاد اکبر و زیربنای انجام رسالتی عظیم و بزرگ است.

دعای صبح و آه شب، کلید گنج مقصود است      بدین راه و روش می رو که با دلدار پیوندی

هنگام شب، زندگی معمولی انسان تعطیل است. تاریکی و خلوت، بهترین فرصت را در اختیار انسان قرار می‌دهد تا فارغ از همه چیز در قدرت لایزال خداوند تفکر و اندیشه کند و گذشته و آینده‌اش را محاسبه نماید. تهذیب نفس و تربیت روح و صفای دل در همان لحظات است که همه در حال استراحت هستند و فقط انسان است و خدای خویش. دعا، مناجات و تلاوت قرآن با تدبّر، بهترین راه تقویت ایمان، استقامت و تقوا است.

معیار ارزش انسان

اساساً معیار ارزش انسان نزد خدای متعال به نمازها، دعاها، نیایش‌های عاشقانه و خالصانه و مقام عبودیت اوست؛ هم‌چنان که قرآن می‌فرماید: «قُلْ مَا یَعْبَأُ بِکُمْ رَبِّی لَوْلَا دُعَاؤُکُمْ»؛ [ای رسول ما!] بگو اگر دعا و مناجات شما نباشد، پروردگارم هیچ ارزشی برای شما قائل نیست. (فرقان، آیه ۷۷) طبق این آیه، ارزش واقعی یک انسان نزد خداوند به شهرت، دارایی، علم و مقام نیست؛ بلکه به عبودیت، خضوع، دعا و التماس در مقابل پروردگار جهانیان بستگی دارد. هر کسی ارتباطش با خداوند بیش‌تر باشد، نزد خداوند مقام والاتری دارد.

وقتی از امام باقر علیه‌السلام از تفسیر این آیه سؤال شد که آیا تلاوت قرآن افضل است یا دعای بسیار؟ امام فرمود: «دعای فراوان» و آیه فوق را تلاوت کرد.

در حقیقت، اعمال و رفتار ما، هر چقدر هم در ظاهر، عالی باشد، امّا بدون سرسپردگی و فروتنی در مقابل خدا، سودی ندارد. بی‌شک، شرافت انسان به معرفت و اطاعت او بستگی دارد و در غیر این صورت با سایر حیوانات مساوی خواهد بود.

در خلوت شبهای تار

از مطالب گذشته روشن می‌شود که چرا خداوند بارها در قرآن، رسول گرامی اسلام را به تهجّد و شب‌زنده‌داری دعوت می‌کند و می‌فرماید: «وَ مِنَ الَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِی نَافِلَةً لَّکَ عَسَیا أَن یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَّحْمُودًا»؛ و پاسی از شب را به تهجّد [و عبادت و شب‌زنده‌داری] بپرداز تا برای تو به منزله‌ی نافله‌ای باشد. امید است که پروردگارت تو را به مقامی ستوده برساند. (اسراء، آیه ۷۹) و تهجّد به معنای بیداری بعد از خواب است. آری:

هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ         از یمن دعای شب و ورد سحری بود

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز برای عمل به این دستور خداوند و اظهار عبودیت و بندگی، عبادت‌های خود را به نحو شایسته‌ای انجام می‌داد. امام صادق علیه‌السلام ضمن بیان چگونگی نمازهای شبانه‌ی رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمایند: «آن حضرت، چون شب می‌خواست بخوابد، ظرف آب سرپوشیده‌ای را بالای سرش می‌گذاشت و مسواک خود را هم در کنارش قرار می‌داد و می‌خوابید. چون از خواب بیدار می‌شد به آسمان نگاه می‌کرد و آیات «اِنَّ فِی خَلْقِ السَّمواتِ وَالاَرْضِ وَاخْتِلافِ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ…» را از سوره‌ی آل‌عمران می‌خواند. سپس دندان‌هایش را مسواک می‌کرد و وضو می‌گرفت و به محل عبادت خود می‌رفت و چهار رکعت از نماز شب را می‌خواند که رکوع هر رکعتش به قدر قرائت و سجودش به قدر رکوع آن طول می‌کشید؛ به حدّی که گفته می‌شد کی سر از رکوع برمی‌دارد و به سجده می‌رود؟! و هم‌چنین سجده‌اش به حدّی طولانی بود که گفته می‌شد چه وقت سر برمی‌دارد؟ آن‌گاه به بستر خود برمی‌گشت و آن‌قدر که مشیّت الهی بود می‌خوابید و سپس بیدار می‌شد، می‌نشست و چشمانش را به آسمان می‌دوخت و همان آیات را تلاوت می‌فرمود. آن‌گاه مسواک می‌کرد و وضو می‌گرفت و به محل عبادتش می‌رفت و به خواندن چهار رکعت دیگر از نماز شب به همان صورت اوّل می‌پرداخت و دوباره به بستر خود بازمی‌گشت و مقداری دیگر نیز می‌خوابید. سپس بیدار می‌شد، نگاه به آسمان می‌کرد و همان آیات را تلاوت می‌فرمود و دوباره مسواک کرده، وضو می‌گرفت و مابقی نماز شب (شفع و وتر) را می‌خواند. سپس برای ادای فریضه‌ی صبح وارد مسجد می‌شد.»

شیخ صدوق درباره‌ی نماز شب پیامبر صلی الله علیه و آله روایت می‌کند که حضرت رسول صلی الله علیه و آله، هفتاد بار در نماز «وتر» استغفار می‌کرد و سپس می‌فرمود: «هذا مَقامُ الْعائِذِ بِکَ مِنَ النّارِ»؛ خدایا! این مقام کسی است که از آتش جهنم به تو پناهنده می‌شود. هم‌چنین آن حضرت در قنوت نماز «وتر» این‌گونه با خدا نجوا می‌کرد: «خدایا! مرا در زمره‌ی هدایت‌شدگان رهبری فرما و از عافیت‌یافتگان قرار ده. عطاهایت را برایم مبارک فرما و مرا از شرور حتمی، نجات ده. خدایا! کسی بر تو حکومت نمی‌کند و تمام حکومت، تنها از آن توست. ای خدای کعبه! تو پاک و منزهی. از تو آمرزش می‌خواهم و به سویت بازمی‌گردم و به تو ایمان می‌آورم و توکّل می‌کنم و لا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاَّ بِکَ یا رَحِیم.»

بنده شکور خداوند

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله همواره و در تمام لحظات زندگی، خود را در محضر خداوند متعال احساس می‌کرد؛ امّا این احساس حضور، در هنگام عبادت به اوج خود می‌رسید. امام باقر علیه‌السلام فرمود: «پیامبر چنان در حال عبادت، ادب حضور را رعایت می‌کرد که انگشتان پاهایش متورم می‌شد.»

وقتی یکی از همسران آن حضرت از کوشش فراوان پیامبر صلی الله علیه و آله در انجام نمازهای نیمه شب و سحرخیزی‌های ممتد و مکرّر آن حضرت، تعجب کرده و گفت: «ای رسول خدا! مگر نه این است که خدای متعال، گناهان گذشته و آینده‌ی تو رابخشید؟! چرا این قدر به خود زحمت می‌دهید و شب‌بیداری می‌کشید و این همه ناله و مناجات و دعا می‌کنید؟!» رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «اَفَلا اَکُونَ عَبْدا شَکُورا»؛ آیا بنده شکرگزاری نباشم؟!

رسول خدا صلی الله علیه و آله می‌فرمود: «جبرئیل درباره برپایی نماز شب، آن قدر به من سفارش کرد که من گمان کردم برگزیدگان و نیکان امّت من، هرگز سحرخیزی و شب‌زنده‌داری را ترک نخواهند کرد.»

خداوند درباره‌ی شب‌زنده‌داری و برکات آن به پیامبر خدا صلی الله علیه و آله بسیار سفارش کرده است. رسول خدا نیز این آیات را همواره نصب العین خود قرار داده بود و تلاوت می‌کرد که: «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَسَبِّحْهُ لَیْلاً طَوِیلاً»؛ و بخشی از شب را در برابر او سجده کن و مقداری طولانی از شب او را تسبیح گوی. (انسان، آیه ۲۶)

خاتم رسولان صلی الله علیه و آله نه تنها خود در عمل به شب‌زنده‌داری قیام می‌کرد، بلکه به پیروانش نیز می‌فرمود: «بر شما باد به برپاداشتن نماز شب و سحرخیزی؛ به درستی که نماز شب، عادت انسان‌های نیکوکارِ قبل از شماست. شب‌زنده‌داری، انسان را به خدا نزدیک می‌کند، کفّاره معصیت‌های گذشته است و از گناه و آلودگی‌های باطنی در آینده محافظت می‌کند.»

امّ‌سلمه در گزارشی از چگونگی عبادات و راز و نیازهای شبانه پیامبر صلی الله علیه و آله می‌گوید: «وقتی در نیمه‌های شب، متوجه عدم حضور پیامبر صلی الله علیه و آله شدم به جستجو پرداختم و با کمال شگفتی دیدم حضرت در نیمه‌های تاریک شب در گوشه‌ای ایستاده، دست‌ها را به سوی آسمان دراز کرده و اشک از چشمانش سرازیر است و با خداوند راز و نیاز می‌کند و با لحنی آکنده از عشق و سوز و معرفت می‌گوید: «اَللّهُمَّ لا تَنْزَعْ مِنِّی صالِحَ ما اَعْطَیْتَنِی اَبَدا، اَللّهُمَّ لا تَشْمُتْ بِی عَدُوّا وَلا حاسِدا اَبَدا، اللّهُمَّ وَ لاتَرُدَّنِی فِی سُوءٍ اسْتَنْقَذْتَنِی مِنْهُ اَبَدا، اللّهُمَّ وَلا تَکِلْنِی اِلی نَفْسِی طرْفَةَ عَیْنٍ اَبَدا»؛ پروردگارا! هرگز از من نیک‌ترین عطاهایت را بازپس‌ نگیر! خدایا! مرا در معرض شماتت دشمن و افراد حسود قرار نده! بارلها! مرا دوباره به حوادث بد و ناگوار که نجات داده‌ای برنگردان! بار پروردگارا! مرا [یک لحظه] به اندازه چشم به هم زدن به نفس خودم واگذار مکن!»

امّ‌سلمه با دیدن این حالت عرفانی و سراسر عشق و خلوص پیامبر صلی الله علیه و آله به گریه افتاد تا این‌که پیامبر متوجه او شد و فرمود: «ای امّ‌سلمه! چرا گریه می‌کنی؟» گفت: «ای رسول خدا! پدر و مادرم به فدایت! شما با آن مقام و منزلت که نزد خدای متعال داری این‌گونه با تضرّع و خشوع و التماس دعا می‌کنی و حاجت می‌طلبی؟» پیامبر فرمود: «ای امّ‌سلمه! من چگونه خود را در امان ببینم که خداوند یک لحظه «یونس بن متی» را به خودش واگذار کرد و او را به حالش رها کرد و او به آن حادثه دردناک گرفتار شد.»

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در انجام دعا و عبادات، نهایت تلاش خود را انجام داد و زیباترین حالات روحانی را اطرافیانش از آن وجود گرامی مشاهده می‌کردند. احمد بن فهد حلّی از دانشمندان بزرگ امامیه در قرن هشتم و نهم هجری با نقل روایتی می‌نویسد: «حضرت محمد صلی الله علیه و آله هنگامی که به دعا و راز و نیاز می‌پرداخت، دست‌هایش را بلند می‌کرد و همانند فقیر درمانده و گرسنه‌ای که طعام می‌خواهد به درگاه الهی ناله و زاری می‌کرد.»

آرام‌بخش‌ترین مونس

یکی از برنامه‌های سحرخیزان و عاشقان خدا تلاوت قرآن در خلوت با حضرت حقّ است. تلاوت قرآن، دل‌ها را صفا می‌بخشد، انسان را به سوی دیار خوبان و پاکان هدایت می‌کند و اندیشه‌های زلال وحیانی را در وجود افراد شکوفا می‌سازد. امیدواری، رستگاری و بندگی را به ارمغان آورده، انسان را با پیام‌های حیات‌بخش وحی پیوند می‌دهد.

امام باقر علیه‌السلام درباره‌ی تلاوت‌های رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: «آهنگ صدای پیامبر صلی الله علیه و آله در هنگام تلاوت قرآن، آن‌چنان زیبا بود که دل‌ها را جذب می‌کرد و از همه مسلمانان دل‌رباتر می‌خواند.»

رسول خدا صلی الله علیه و آله قبل از تلاوت قرآن از شیطان به خدا پناه می‌برد و می‌فرمود: «اَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجِیمِ.» وقتی به آیه ۶۱ یونس می‌رسید (که نظارت و علم و آگاهی خداوند را بر اعمال بندگان بیان می‌کند) گریه شدیدی به آن حضرت دست می‌داد و از خوف جلال و عظمت الهی منقلب می‌شد.

خداوند در آن آیه می‌فرماید: «وَ مَا تَکُونُ فِی شَأْنٍ وَ مَا تَتْلُوا مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَ لاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کُنَّا عَلَیْکُمْ شُهُودًا إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَ مَا یَعْزُبُ عَن رَّبِّکَ مِن مِّثْقَالِ ذَرَّةٍ فِی الأرْضِ وَ لاَ فِی السَّمَآءِ وَ لا أَصْغَرَ مِن ذَلِکَ وَ لا أَکْبَرَ إِلاَّ فِی کِتَـبٍ مُّبِینٍ»؛ در هیچ حال و اندیشه‌ای نیستی و هیچ قسمتی از قرآن را تلاوت نمی‌کنی و هیچ عملی را انجام نمی‌دهید؛ مگر این‌که ما گواه بر شما هستیم، در آن هنگام که در آن وارد می‌شوید و هیچ چیز در زمین و آسمان، از پروردگار تو مخفی نمی‌ماند؛ حتی به اندازه سنگینی ذرّه‌ای و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر؛ مگر این‌که همه آن‌ها در کتاب آشکار [و لوح محفوظ علم خداوند] ثبت است.

نویسنده: عبدالکریم پاک‌نیا تبریزی

منبع: مجله «مبلّغان»، شماره ۱۱۲


× شش = 36