حجاب و عفاف در اسلام

لباس و پوشاندن بدن یکی از نیازهای انسان است که او را از سرما و گرما #محافظت می‌کند و افزون بر این می­تواند مایة تجمل و #زینت نیز ‌باشد و همراه با رنگ و مدل­های خاص، در تحریک یا عدم #تحریک غریزة جنسی خود یا دیگران #مؤثر واقع شود و آنگاه که سبب تحریک نامشروع گردد لازم است از آن بپرهیزد.
مراد از عفتِ در #پوشش، پرهیز از پوشش‌های تحریک­زاست و تحریک­زاییِ لباس هم به چهارگونه ممکن است انجام پذیرد:
۱٫ یا به #نوع و مدل لباس است(مانند لباس‌های کوتاه، تنگ و چسبان)
۲٫ یا به #رنگ لباس است (مثل رنگ­های برّاق، روشن و جذّاب)
۳٫ یا به #جنس لباس است(مانند لباس­های نازک و بدن­نما؛ و یا بسیار نرم یا زبر در خصوص لباس­های زیر)
۴٫ یا به نوع آرم و #تصویر و کلمات خاصی که بر روی لباس نقش بسته است.

حجاب، واژة عربی است به معنای منع کردن؛ و از آنجا که به صورت اسم فاعل به ­کار رفته، به­معنای #مانع و منع­کننده می­باشد. به پرده، حجاب می­گویند، زیرا مانع از دیدن است.

و به دربان، حاجب گفته می­شود، زیرا وی مانع از ورود افراد است. و به چادر بانوان نیز حجاب گویند چون مانع از دیده شدنِ نمودها و جاذبه­های جنسیتی آنان است
این واژه در قرآن کریم به­معنای پرده­ای که مانع از نگاه و اختلاط باشد نیز به­کار رفته است:
 وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ ذَلِکُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکُمْ وَقُلُوبِهِنَّ  و هنگامی که چیزی از وسایل زندگی را از آنان(زنان) درخواست می­کنید از پشت پرده درخواست ­کنید؛ این کار برای پاکی دل­های شما و آنان بهتر است!
ـ مجمع البحرین، ج۲، ص۳۴٫
ـ احزاب (۳۳) آیة ۵۳٫

واژة #عفاف به معنای خویشتنداری و پرهیز می­باشد و پرهیز، پدید آمدنِ حالتی است برای نفس، که آدمی را از غلبة شهوت باز می­دارد و اغلب همراه با #ظهور و بروز و نمود #بیرونی است.

مثلاً فرد عفیف به محضِ مواجهه با #صحنة تحریک­زا، بی­درنگ چشم فرو می­گیرد و بدین­ترتیب عفت #دیدگانش را پاس می­دارد و یا از پوششِ تحریک­زا و اغواگر می­پرهیزد و بدین­گونه در ظاهر، حجاب و عفت در پوشش را رعایت می­کند. و به عکس فرد بی­عفت چون در نفسِ خویش حالت پرهیز ندارد رفتارهای بیرونی­اش غالباً تحریک­زا و فسادآور است و به فرمودة امام صادق علیه­السلام: فسادِ #ظاهر، ناشی از فساد باطن می­باشد.
«فَسادُ الظّاهرِ مِن فَسادِ الباطِنِ».

تاثیرظاهربرباطن
«ظاهر انسان دست­اندرکار نقش­زنی بر باطن اوست؛ هر گاه نقشی بر پیکر انسان نمودار شود، شبحی با #رنگ و بوی خود در باطن خواهد افکند.
شگفت تر آن ­است که اگر این نقش با تَکَلُّف و تَصَنُّع نیز به خود بسته شود، باز طنینی درونی خواهد داشت …». نگاهی دوباره به تربیت اسلامی، خسرو باقری، ص ۹۰
امیرمؤمنان علیه‌السلام : «إن لَم تَکُن حَلِیماً فَتَحَلَّم فَإنَّهُ قَلَّ مَن تَشَبَّهَ بِقَومٍ إلا أوشَکَ أن یَکُونَ مِنهُم».
اگر بردبار نیستی پس خود را بردبار جلوه ده؛ چه، کم پیش می­آید که کسی خود را به گروهی شبیه سازد و جزو آنها نشود.
میزان الحکمه، ح۴۳۱۸
توصیه لقمان به فرزندش. وَ لاتُصَعِّر خَدَّکَ لِلنّاسِ وَلاتَمشِ فِی الارضِ مَرَحَاً… و از مردمان[به نخوت] رخ برمتاب، و در زمین به تکبر راه مرو … . لقمان،آیة ۱۸٫

 

نتیجه:
کیفیت و ویژگی ظاهری و بیرونی انسان می‌تواند در دگرگونی #باطن و درون، مؤثر باشد؛ همان‌سان که روح و باطن انسان می‌تواند در ظاهرش تأثیر بگذارد.
پس یکی از راههای #اصلاح درون آن است که آدمی لباس و پوشش را اصلاح کند.

امیرمؤمنان علیه‌السلام : «عَلَیکُمْ بِالصَّفیقِ مِنَ الثِّیابِ فإنَّ مَن رَقَّ ثَوبُهُ رَقَّ دِینُهُ».
لباس­هایی که بدن را به­خوبی می­پوشانند، بپوشید؛ چرا که هرکس لباسش نازک و بدن­نما شود، عقاید و رفتارهای دینی­اش نیز #ضعیف و سست گردد. میزان الحکمه، ح۱۸۱۰۹٫

در علم روان‌شناسی ثابت شده است که رنگ­ها در روان انسان و اسم افراد، در شخصیت درونی آن‌ها مؤثر است با اینکه رنگ و اسم از امور ظاهری هستند.

 

#سفارش قرآن کریم به رعایت عفت در پوشش و لباس

 وَالْقَواعِدُ مِنَ النِساءِ الَّتی لایَرْجونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أن یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِجاتٍ بِزینَةٍ و أن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَّهُنَّ نور
،آیه۶۰٫
بر زنان وانشسته و سالخورده‌ای که امید ازدواج ندارند، گناهی نیست که لباس‌ها]چادر و مقنعه‌[ی خود را کنار بگذارند به شرط آنکه خودآرایی نکنند و زینتی را آشکار نسازند و اگر عفّت بورزند ]و خود را بپوشانند[ برای آنان بهتر است.
بی‌شک وقتی حجاب برای زنان سالخورده، دارای فایده و سودمند باشد برای زنان و دختران جوان #سودمندتر است و فایده­های فراوان در پی دارد.


+ دو = 6