خانه > اهلبیت علیهم السلام > نمونه‏ هایی از سیره امام جواد علیه‏ السلام

نمونه‏ هایی از سیره امام جواد علیه‏ السلام

امام نهم(ع) در مقابل مصائب و گرفتارى‏هاى روزگار به شدّت شکیبا و بردبار بود. آن حضرت در مقابل حوادث سخت و پیشآمدهاى ناگوار هیچ‏گاه برآشفته و مضطرب نمى‏شد بلکه با اتکال به خداى متعال به صبر و تحمّل روى مى‏آورد.

انسان به طور فطرى دوستدار کمال و فضیلت‏هاى انسانى است. او به افراد کمال یافته و آراسته به فضائل و زیبایى‏هاى معنوى و حقیقى، عشق مى‏ورزد و بى‏اختیار آنان را تحسین مى‏کند. رمز توفیق امامان شیعه را در صید دلهاى پاک و مستعد مى‏توان در همین نکته جستجو کرد. چرا که امامان معصوم(ع) جامع فضائل و مناقب و شایسته‏ترین انسان‏هاى عصر خود بوده‏اند و حقیقت جویان و سعادت طلبان عالم که وجدانى آگاه و عقلى پویا دارند – بدون در نظر گرفتن آئین و اعتقادات خود – با مطالعه زندگى، رفتار و سیره ائمّه اطها(ع) از عمق جان شیفته آنان مى‏شوند و در موارد بسیارى مطالعه همین سیره و اخلاق، آنان را به سوى حق و حقیقت راهنمون مى‏شود. دقیقاً قرآن کریم مهم‏ترین راز موفقیت رسول اکرم‏(ص) را در همین زمینه مى‏داند و مى‏فرماید: «اِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیم»(۱)؛ اى رسول ما! تو یقیناً داراى اخلاق عظیم و برجسته‏اى هستى.
عبدالکریم پاک‏نیا در شماره ی ۶۵ فصلنامه ی کوثر نوشت: به همین مناسبت در این فرصت براى آشنایى بیشتر با پیشواى نهم(ع) فرازهائى زرّین از سیره تربیتى و ویژگى‏هاى اخلاقى آن بزرگوار را نقل مى‏کنیم:
صبر و بردبارى‏
امام نهم(ع) در مقابل مصائب و گرفتارى‏هاى روزگار به شدّت شکیبا و بردبار بود. آن حضرت در مقابل حوادث سخت و پیشآمدهاى ناگوار هیچ‏گاه برآشفته و مضطرب نمى‏شد بلکه با اتکال به خداى متعال به صبر و تحمّل روى مى‏آورد. البته این در صورتى بود که به شخص حضرت مشکلات روى مى‏آورد؛ اما در مورد اصول اسلامى و حدود الهى کاملاً در مقام دفاع برآمده و موضع‏گیرى‏هاى اساسى و حساب شده داشت. مدارا با همسر ناشایست، بردبارى در قبال ستم‏هاى حاکمان مستبد و صبر در ناملایمات فراوان زندگى همانند شهادت پدر، نمونه‏ هایى از بردبارى آن حضرت است. آن بزرگوار صبر بر مصائب را از بهترین صفات نیک‏مردان قلمداد کرده و مى‏فرمود:
«اَلصَّبْرُ عَلَى المُصیبَةِ مُصیبَةٌ عَلَى الشَّامِتِ بِها(۲)؛ شکیبائى بر ناملایمات و مصائب، بر شماتت کنندگان مصیبت زده ناگوار است.»
مردى از حضرت جواد(ع) تقاضا کرد که وى را سفارشى بنماید. امام(ع)فرمود: آیا اگر موعظه کنم، آن را پذیرفته و عمل مى‏کنى؟ گفت: بلى. امام فرمود: «تَوَسَّدِ الصَّبرَ، وَاعْتَنِقِ الفَقر(۳)؛ صبر را تکیه‏گاه و پشتوانه خود قرار داده، در رویارویى با فقر و ناکامى آن را در آغوش گیرد.»
ابن مهران مى‏گوید: حضرت جواد(ع) در نامه‏اى به یک مرد مصیبت زده چنین نگاشت: «حادثه ناگوار مرگ فرزندت را یادآور شدى و اضافه نمودى که فرزند از دست رفته‏ات محبوب ترین فرزندت بود. روش خداوند متعال این گونه است که از والدین دوست داشتنى‏ترین فرزند را مى‏گیرد تا پاداش مصیبت دیده را عالى‏تر و بهتر عنایت کند. خداوند، پاداش تو را زیاد کند و جزاى نیک در عزایت عنایت فرماید و به تو صبر عطا نموده و دلت را محکم گرداند. او، خداى قادر و تواناست و به زودى جانشین شایسته‏اى در عوض فرزند از دست رفته‏ات به تو ارزانى دارد. امیدوارم که خداوند دعایم را در حقّ تو بپذیرد. ان‏شاء الله تعالى.»(۴)
شجاعت در گفتار
امام جواد(ع)تمام فضائل اخلاقى و کمالات انسانى را از اجداد طاهرین خود به ارث برده بود. یکى از خصلت‏هاى والائى که آن گرامى به تمام معنا حائز بود، شجاعت و صراحت لهجه در گفتارهاى حق‏ طلبانه بود.
روزى مأمون الرشید از گذرگاهى عبور مى‏کرد، کودکانى که در کوچه بازى مى‏کردند از مشاهده موکب سلطنتى مأمون ترسیده و پا به فرار گذاشتند. فقط یک کودک در جاى خود ایستاده بود. مأمون به نزد کودک رسیده و از او پرسید: چرا تو مثل دیگر بچه‏ها فرار نکردى؟ و از سر راه ما کنار نرفتى؟ کودک با کمال شجاعت اظهار داشت: «من گناهى مرتکب نشده‏ام تا به خاطر ترس از کیفر آن فرار کنم و راه هم که براى خلیفه تنگ نیست تا با کنار رفتنْ آن را بگشایم. تو از هر کجاى راه دوست دارى، بگذر!»
مأمون که از منطق قوى و صراحت لهجه کودک تعجب کرده بود، گفت: تو کیستى؟ کودک با افتخار تمام گفت: «من، محمد بن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسین بن على بن ابى‏طالب‏(ع) هستم.» مأمون پرسید: چقدر از علوم و دانش مطلع هستى؟ امام جواد(ع) فرمود: «علوم و گزارش‏هاى آسمانى از من بپرس!» مأمون با او خدا حافظى کرده و رفت. او، یک باز شکارى داشت که در سفرها براى تفریح با آن به شکار مى‏پرداخت. وقتى از امام نهم(ع) فاصله گرفت، پرنده شکارى را براى صید رها کرد و باز شکارى به سرعت در آسمان‏ها به پرواز در آمد و لحظاتى از افق دید خلیفه ناپدید شد. سپس بازگشت، در حالى که او ماهى کوچکى در منقار خود داشت که هنوز نمرده بود. مأمون از آن صید غیر عادى تعجب کرد. آن ماهى را در کف دست خود گرفته و به سوى شهر آمد. وقتى به همان محلّ بازى کودکان رسید، دوباره همه کودکان پراکنده شدند اما امام جوادعلیه السلام از جاى خود حرکت نکرد. مأمون پرسید: اى محمد! در دست من چیست؟ فرمود: «اى خلیفه! پدرم از پدرانش و آنان از رسول خدا(ص) و آن حضرت توسط جبرئیل از پروردگار عالمیان نقل کرده است که: خداوند متعال دریاهائى آفریده است که بخار آب از آن دریاها بلند شده و ماهیان ریز دریا را همراه خود به آسمان برده و ابرهاى متراکمى را تشکیل مى‏دهند. پادشاهان بازهاى شکارى خود را به آسمان مى‏فرستند و آنان، آن ماهى‏هاى ریز را شکار کرده و به نزد شاهان مى‏آورند. پادشاهان آنها را به کف دست گرفته و تلاش مى‏کنند تا سلاله نبوّت و جانشین پیامبر(ص) را با آن بیازمایند.»
مأمون که از هوش سرشار، علم بى‏کران و منطق عقلانى و شجاعت آن سلاله نبوّت به شدّت متعجب شده بود، بى‏آنکه از ته دل راضى باشد، زبان به تحسین امام جوادعلیه السلام گشوده و گفت: راست گفتى و پدرانت و پروردگارت هم صادقانه سخن گفته‏اند. به راستى که تو فرزند امام رضاعلیه السلام هستى.(۵)
جود و احسان‏
معروف‏ترین لقب پیشواى نهم شیعیان «جواد» است. آن رهبر فرزانه را به خاطر جود و عطاى فراوانش به این نام خوانده‏اند که برگرفته از نامهاى زیباى پروردگار متعال است. در فرازى از دعاى امام صادق‏علیه السلام مى‏خوانیم: «أَنتَ اللّهُ لا اله الاّ أنْتَ الجَوادُ الماجِدُ»۶٫
و در فرازى از دعاى روز بیست و ششم ماه مبارک رمضان، همنوا با امام زین ‏العابدین‏ علیه السلام مى‏خوانیم: «یا اللّهُ یا جَواداً لا یَبْخَلُ یا اللّهُ لَکَ اْلأسْماءُ الْحُسنى‏۷؛ خداوندا! اى بخشنده‏اى که در او بخل راه ندارد. خداوندا! تو داراى نامهاى زیبا هستى!»
نام «جواد» یادآور جود و بخشش و احسان پروردگار متعال است که در وجود مقدس حضرت امام محمدتقى‏(ع) تجسم یافته است و کرامت و احسان پدران بزرگوارش را در اذهان زنده مى‏کند. در اینجا برخى از نمونه‏هاى جود و احسان حضرتش را به نظاره مى‏نشینیم:
۱_ على بن مهزیار مى‏گوید: حضرت امام محمدتقى‏(ع)را دیدم که نماز واجب و غیر واجب خود را در یک قباى خز طارونى به جا مى‏آورد و براى من هم قباى خز دیگرى بخشید و فرمود: «این لباس را من در موقع انجام نماز پوشیده‏ام.» و به من فرمود: «این لباس اهدائى را در هنگام نماز خواندن بپوش.»۸
۲_ امام جواد(ع) در کمک رسانى به محرومان و درماندگان نهایت تلاش خود را به عمل مى‏آورد و تا حدّ امکان به آنان کمک مى‏کرد.
محمد بن سهل بن یسع قمى از افرادى است که به افتخار دریافت لباس متبرّک از امام نهم‏(ع) نائل آمده است، او در این مورد مى‏گوید:
من در شهر مکه مجاور بودم. از آنجا به مدینه آمده و به حضور امام جواد(ع) رسیدم. در نظر داشتم که از آن امام عالیقدر در خواست کنم که به من لباسى به عنوان تبرّک عنایت کند، اما فرصت نشد و از محضرش خدا حافظى کرده و بیرون آمدم. در پیش خود گفتم: حالا که حضوراً نتوانستم خواسته‏ام را به آقا بیان کنم، پس طىّ نامه‏اى از محضر آن گرامى خواسته‏ام را طلب مى‏کنم.
نامه‏اى نوشته و تقاضایم را در آن اظهار کردم. سپس تصمیم گرفتم که به مسجد رفته و دو رکعت نماز بخوانم آنگاه صد مرتبه به درگاه الهى استخاره نمایم، اگر به دلم افتاد، که نامه را به حضورش مى‏فرستم و اگر نیفتاد، نامه را پاره کرده و به دور بریزم.
نماز را خواندم و بعد از نماز به دلم افتاد که نامه را به حضورش نبرم و آن را پاره کرده و از شهر مدینه بیرون آمدم و در همین موقع که به راه افتاده بودم، پیکى از راه رسید و لباسى را که در بقچه‏اى پیچیده بود، به همراه داشت. او از اهل کاروان از محمد بن سهل قمى مى‏پرسید تا اینکه به من رسید و مرا شناخت. به من گفت: مولاى تو! (امام جواد(ع)) این لباس را برایت فرستاده است. لباس‏هاى تقدیمى امام، دو لباس نرم و نازک بودند.
احمد بن محمد گفته است: محمد بن سهل از دنیا رفت؛ من غسل دادم و در آن دو لباس اهدائى امام‏علیه السلام او را کفن کردم.(۹)
نیکوکارى‏
خدمت به مردم و رفع نیازهاى آنان در متن زندگى امامان معصوم‏(ع) قرار دارد. امام جواد(ع) نیز در این عرصه پیشتاز بود. آن بزرگوار مى‏فرمود: «ثَلاثٌ یُبَلِّغْنَ بِالْعَبدِ رِضْوانَ اللَّهِ کَثْرَةُ الاسْتِغْفارِ وَ خَفْضُ الْجانِبِ وَ کَثْرَةُ الصَّدَقَةِ»(۱۰)؛ انسان با داشتن سه خصلت پسندیده مى‏تواند به مقام رضوان و خشنودى الهى برسد: زیاد طلب آمرزش کردن، نرمخوئى و مدارا با مردم و زیاد صدقه دادن.»
از منظر امام جواد(ع) «خدمت رسانى» به مردم، در اثر نزول رحمت الهى بر انسان است و اگر فردى در این عرصه کوتاهى و سهل‏انگارى نماید، ممکن است نعمت‏هاى الهى را از دست بدهد. به این جهت، آن حضرت فرمود: «ما عَظُمَتْ نِعمَةُ اللّهِ عَلى‏ عَبْدٍ الاّ عَظُمَتْ عَلَیهِ مَؤُونَةُ النّاسِ. فَمَنْ لَمْ یَتَحَمَّلْ تِلْکَ الْمَؤُونَة فَقَدْ عَرَضَ النِّعمَةَ لِلزَّوالِ»(۱۱)؛ نعمت خداوند برکسى فراوان نازل نمى‏شود مگر اینکه نیاز مردم به وى بیشتر مى‏شود. هرکس که در رفع این نیازمندى‏ها نکوشد و سختى‏هاى آن را تحمل نکند، نعمت الهى را در معرض زوال قرار داده است.»
آن گرامى اعمال نیک و آثار خدمت به دیگران را براى نیکوکاران مفیدتر از افراد نیازمند مى‏داند و مى‏فرماید: «نیکوکاران به نیکى کردن بیشتر نیاز دارند تا افراد محتاج و نیازمند؛ چرا که انسان‏هاى خیّر، پاداش اخروى، افتخار و نام نیک را در پرونده اعمال خود ثبت مى‏کنند. هرکسى که به خدمت‏گزارى و نیک رفتارى با مردم و اهل درد مى‏پردازد، اوّل به خودش خیر و نیکى مى‏رساند. پس او تشکر و قدردانى را در عملى که براى خود انجام داده است، از دیگرى توقع نداشته باشد.»(۱۲)
خدمتگزار صادق‏
مردى از اهالى سیستان که در یک سفرى با امام محمدتقى(ع) همراه شده، خاطره‏اى شنیدنى از آن سفر را گزارش کرده است، او مى‏گوید:
در سال اوّل خلافت معتصم من با امام نهم همسفر شدم. در همه موارد با هم بودیم. روزى در سر سفره غذا نشسته بودیم که عرض کردم: فدایت شوم! فرماندار شهر ما، یکى از دوستان و شیفتگان شما اهل‏بیت(ع) است. مأمورین او براى من مالیات نوشته و پرداختن آن برایم سنگین است. شما لطف کنید و نامه‏اى براى او بنویسید که با من مدارا کند. امام فرمود: «من او را نمى‏شناسم.» گفتم: فدایت شوم! همان طورى که عرض کردم، او از محبّین شما اهل‏بیت‏علیهم السلام است. نامه شما براى من در نزد او خیلى کارساز و مشکل گشا خواهد بود. امام کاغذى را برداشته و چنین نوشت:
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم؛ اما بعد، حامل این نامه به تو، نکته زیبائى را یادآور شد که تو به آیین پسندیده‏اى گرایش دارى! مطمئنّاً تو در مقابل عمل نیک، پاداش نیکى خواهى داشت. به برادرانت احسان کن و بدان خداوند عزیز و جلال از ریزترین اعمال و رفتارت سؤال خواهد کرد.»
مرد سجستانى در آخر مى‏گوید: قبل از رسیدن من به سیستان، حسین بن عبدالله نیشابورى (فرماندار سیستان) از نامه امام با خبر شده بود و هنگامى که من به شهرم نزدیک مى‏شدم، هنوز دو فرسخ مانده بود که به استقبالم آمد. نامه را به او دادم. او آن را بوسیده و روى چشمانش گذاشت و به من گفت: چه مى‏خواهى؟ گفتم: در دفتر محاسبات شما براى من مالیاتى نوشته‏اند که توان پرداخت آن را ندارم. دستور داد آن را براى من ببخشند و اضافه کرد: «تا زمانى که من فرماندار شهر شما هستم، تو را از خراج و مالیات معاف کردم.» سپس از خانواده‏ام پرسید و من وضعیت اقتصادى خود و خانواده‏ام را برایش شرح دادم. او دستور داد که در مورد مشکل معیشتى من اقداماتى انجام شود و مقدارى هم اضافه به من کمک کرد.
تا او زنده و در منصب فرماندارى سیستان بود، از من مالیات و خراج نگرفتند و احسان و عطایایش را تا آخر از من قطع نکرد.(۱۳)
پى‏نوشت‏ها:
۱_(قلم / ۴٫)
۲_(کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۹۵٫)
۳_(تحف العقول، ص ۴۵۵٫)
۴_(الکافى، ج ۳، ص ۲۰۵٫)
۵_(مناقب، ج ۴، ص ۳۸۸؛ منتهى‏الآمال، ج ۲، ص ۳۲۷؛ مفتاح الفلاح، ص ۱۷۲٫)
۶_(الکافى، ج ۲، ص ۵۸۳٫)
۷_(اقبال الاعمال، ص ۲۲۵٫)
۸_(من لایحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۶۲؛ وسائل‏الشیعه، ج ۴، ص ۳۵۹٫)
۹_(بحارالانوار، ج ۵۰، ص ۴۴؛ فتح الابواب، ص ۲۴۳٫)
۱۰_(کشف الغمه، ج ۳، ص ۱۹۵٫)
۱۱_(همان.)
۱۲_(همان، ص ۱۹۲٫)
۱۳_(تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۳۳۴٫)
منبع:شفقنا

امام جواد (ع)؛ ویژگی های اخلاقی، عمر کوتاه و خدماتِ بزرگ

 امام جواد (ع)؛ ویژگی های اخلاقی، عمر کوتاه و خدماتِ بزرگ
اشاره امام نهم که نامش «محمد»، کنیه اش «ابو جعفر» و معروف‏ترین القاب او «تقی» و «جواد» است، در ماه رمضان سال ۱۹۵ هجری قمری در شهر «مدینه» دیده به جهان گشود. پدر آن حضرت «امام علیّ بن موسی الرضا علیهما السلام» امام هشتم شیعیان بود. مادر او نیز «سبیکه» نام داشت که از خاندان «ماریه قبطیه» همسر پیامبر اکرم(ص) به شمار می رفت و از نظر فضائل اخلاقی در درجه والایی قرار داشت و برترین زنان زمان خود بود؛ به طوری که امام رضا – علیه السلام – از او به عنوان بانویی منزه و پاکدامن و با فضیلت یاد می کرد. ضمن عرض تسلیت و تعزیت به محضر حضرت بقیة الله الأعظم(عج)، مراجع عظام تقلید و عموم شیعیان و پیروان اهل بیت(ع) در سراسر جهان، مقاله کوتاه زیر، تقدیم علاقه مندان ارجمند می شود.
۱- دلیل شناخت کمتر نسبت به امام جواد(ع) امام جواد(ع) به دو دلیل، در بین مردم  نسبت به دیگر امامان(ع) کمتر شناخته شده است:
اول) کمی سن و کوتاه بودن عمر آن حضرت: بنابر آنچه در تاریخ آمده است، امام جواد(ع) در ۸ سالگی به امامت رسید و در سن ۲۵ سالگی به شهادت رسید. لذا کوتاه بودن عمر حضرت جواد(ع) یکی از دلایلی است که می توانیم بگوییم که امام جواد(ع) نسبت به ائمه دیگر که از عمر بیشتری برخورد بودند، کمتر در بین مردم مطرح شده است. اما در واقع مطابق آنچه در منابع حدیثی شیعه آمده، ما در مورد امام جواد(ع) معارف کم نداریم، یعنی دانستنی ها و مطالب زیادی داریم که متاسفانه این ها کمتر در میان شیعه مطرح شده است. اگر نویسندگان و اهل تحقیق بتوانند در این زمینه میراث فرهنگی و علمی زندگی دوران امام جواد(ع) را برای مردم تشریح و مطرح کنند، شاید بتوان گفت که آنچه که در مورد امام نهم حضرت جواد(ع) وجود دارد، نسبت به ائمه دیگر کمتر نیست.
دوم) شرایط خاص دوران امام(ع):
امام جواد(ع) در دوره و زمان خاصی از تاریخ زندگی می کردند که با پیچیدگی ها و مسائلی روبه رو شد که این موارد در زندگانی سائر امامان شیعه(ع) کمتر وجود داشت. امام(ع) در دوران حکومت «مأمون» و «معتصم» عباسی زندگی کردند. در این  دوران حکومت عباسیان در افولی قرار گرفته بود که با مرگ مأمون عباسی و قدرت گرفتن معتصم، رو به نزول بیشتر گرایید. زمانی که یک حاکم قدرتمند در در جامعه زندگی می کند بر روی تمام مسائل آن زمان تاثیر دارد؛ مانند وقتی که «یزید» به حکومت رسید و امام حسین(ع) در برابر او قیام کرد و آن حادثه مهم اتفاق افتاد و نقطه اوجی شد که در زمان سایر ائمه و امامان معصوم(ع) وجود ندارد.
۲- ویژگی های اخلاقی و علمی امام جواد الائمه(ع)
۱٫ اخلاق حسنه حضرت جواد الائمه(ع) این ویژگی را از جدّ بزرگوارشان پیامبر مکرم حضرت محمدبن عبدالله(ص) به ارث بردند. در قرآن هم تاکید شده که مسلمانان از اخلاق پیامبر(ص) الگو و سرمشق بگیرند، به مسلمانان توصیه که در رفتار و زندگی خودشان در تمام مراحل باید از پیامبر(ص) الگو بگیرند. فرزندان پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) مانند پیامبر بزرگوار(ص) متّصف و متخلّق به آن اخلاق نیکو و حسنه هستند.
۲٫ علم فراوان یکی از ویژگی های دیگر امام جواد(ع) علم فراوان و وسیع ایشان است؛ چنانچه پدران بزرگوارشان هم این علم وسیع (علم لدنی) را داشتند و به معنای واقعی کلمه عالم بودند. این امر در مناظراتی که ایشان انجام دادند که نمونه های آن وجود دارد قابل مشاهده است. ما شیعیان معتقد هستیم که این علم از طریق اجدادشان منتقل شده، یعنی به قدرت الهی، علم پیامبر(ص) به امام علی بن ابی طالب(ع) و نسل به نسل تا حضرت مهدی موعود(عج) منتقل شده و این علم لدنی که خداوند در اختیار این الگوهای بشریت گذاشته در نزد امام جواد(ع) هم بوده است.
۳٫ تقوا و پارسایی امام جواد(ع) مانند همه امامان شیعه، الگوی کامل تقوا و پارسایی و نمونه بارز عبادت، بندگی و سجده های طولانی برای خداوند بودند. ۴٫ ادب و گشاده رویی با دوست و دشمن امام جواد(ع) با همگان با ادب و احترام برخورد می کردند. این امر باعث جذب مخالفان و دشمنان امام به سوی ایشان می شد. سازش و نرم خویی با دوستان و شیعیان نیز از صفات ایشان است.
۵٫ حرّیت و آزادگی همه ائمه اهل بیت(ع) از این ویژگی برخوردار بودند. آن بزرگواران هیچ گاه تسلیم ظلم و ستم نمی شدند و حاضر بودند در این راه تمام سختی ها را تحمل کنند. این ویژگی الگویی برای ماست که در هیچ زمانی ظلم و ستم را قبول نکنیم و با آزادگی، اعتقادات و مبانی خودمان را مطرح کنیم و تسلیم فتنه ها و توطئه های دشمنان قسم خورده اسلام و مخالفان نشویم. در این زمان که حمله به مقدسات مسلمانان از سوی آمریکائی ها و صهیونیست ها با چاپ و نشر کاریکاتورها و فیلم ها شروع شده مسلمانان و به ویژه پیروان واقعی اهل بیت(ع) می بایست با وحدت و یکپارچگی خاص با حضور در راه پیمائی ها و تظاهرات به مبارزه با استکبار جهانی برخیزند که همین کار هم کردند.
۳- کرامات مهم در زندگی حضرت جواد(ع) اول) تولد حضرت(ع) تولد امام جواد(ع) ـ که در اواخر عمر امام رضا(ع) رخ داد ـ یک کرامت الهی بود؛ آن چنانکه امام رضا(ع) بارها از حضرت جواد(ع) به عنوان مولودی پرخیر و برکت یاد می کرد. «ابو یحیای صنعانی» می گوید: روزی در محضر امام رضا – علیه السلام -، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود:«این مولودی است که برای شیعیان ما، با برکت تر از او زاده نشده است». دو تن از شیعیان به نام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» هم می گویند: در محضر امام رضا – علیه السلام – بودیم که ابو جعفر را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آری، این همان مولودی است که در اسلام بابرکت تر از او زاده نشده است». دلیل این خیر و برکت و کرامت خاصّ این بود که عصر امام رضا(ع) عصر ویژه ای بوده و تعیین جانشین و معرفی امام بعدی، با مشکلاتی روبرو شده بود که در عصر امامان قبلی، بی سابقه بود؛ زیرا از یک سو پس از شهادت امام کاظم(ع) گروهی که به «واقفیه» معروف شدند، براساس انگیزه های مادی، امامت حضرت رضا(ع) را انکار کردند و از سوی دیگر امام رضا(ع) تا حدود چهل و هفت سالگی دارای فرزند نشده بود و چون احادیث رسیده از پیامبر حاکی بود که امامان دوازده نفرند که نه نفر آنان از نسل امام حسین خواهند بود، فقدان فرزند برای امام رضا(ع)، هم امامت خود آن حضرت، و هم تداوم امامت را زیر سؤال می برد و واقفیه این موضوع را دستاویز قرار داده امامت حضرت رضا(ع) را انکار می کردند. گواه این معنا، اعتراض «حسین بن قیاما واسطی» از سران «واقفیه» بود که طی نامه ای به امام رضا(ع) او را متهم به عقیمی کرد و نوشت: چگونه ممکن است امام باشی در صورتی که فرزندی نداری؟!  امام(ع) هم در پاسخ نوشت: “از کجا می دانی که م دارای فرزندی نخواهم بود، سوگند به خدا بیش از چند روز نمی گذرد که خداوند پسری به من عطا می کند که حق را از باطل جدا می کند”.
دوم) امامت حضرت(ع) در کودکی اینکه امامت به قدرت الهی به یک نوجوان هشت ساله که هنوز به سن بلوغ نرسیده است منتقل شد یک کرامت مهم بود؛ آنچنانکه پیش از این، نبوت به حضرت عیسی(ع) در نوزادی داده شده بود.
سوم) مناظرات علمی حضرت(ع) مناظراتی که امام(ع) با دانشمندان فرقه ها و مذاهب مختلف در این دوره دارد، بسیار مهم است. اینکه چگونه یک نوجوان می تواند در مناظرات و بحث های مختلف اسلامی و فکری با دانشمندان آن زمان، آنان را مغلوب کند، هم کرامتی بزرگ بود و هم علامتی بر حقانیت امامت ایشان.
۴- شاگردان امام جواد(ع) امام جواد(ع) با وجود کوتاهی دوران حیات و امامت، شاگردان بزرگی را تربیت می کنند؛ امثال «حضرت عبدالعظیم حسنی»، «جناب علی بن مهزیار اهوازی»، «فضل بن شاذان نیشابوری»، «محمد بن سنان زاهری»، «ابونصر بزنطی کوفی» و «دعبل خزاعی» از شاگردان آن حضرت هستند که نزد ایشان، رشد علمی یافته و تربیت شدند و یا از آن حضرت(ع) حدیث نقل کردند. روایان احادیث جواد الائمه(ع) تنها محدثان شیعه نبودند؛ بلکه علماء و دانشمندان اهل تسنن نیز معارف و حقایقى از اسلام را از آن حضرت نقل کرده‏اند. به عنوان نمونه «خطیب بغدادى‏» احادیثى با سند خود ازآن حضرت نقل کرده است. همچنین «حافظ عبدالعزیزبن اخضر جنابذى‏» در کتاب معالم العترة الطاهرة و مؤلفانى مانند «ابو بکر احمدبن ثابت»، «ابواسحاق ثعلبى» و «محمدبن مندة بن مهربذ» در کتب تاریخ و تفسیر خویش روایاتى از آن حضرت نقل کرده‏ اند.
۵- شهادت امام جواد(ع) مأمون خلیفه عباسی که چون سایر خلفای بنی‌عباس از نفوذ باطنی امامان معصوم(ع) در بین مردم هراس داشت سعی کرد ابن الرضا(ع) را تحت مراقبت خاص خویش قرار دهد که یکی از حیله‌های وی برای اینکار ازدواج دخترش با امام بود. لذا دختر خویش «ام الفضل» را به ازدواج حضرت امام جواد(ع) درآورد تا مراقبی دائمی و از درون خانه، بر امام گمارده باشد. دلیل دیگری که مأمون دختر خود را به ازدواج امام در آورد کشاندن امام به سمت خود بود؛ چرا که تصور می کرد امام با این وصلت مجذوب مادیات و جاه و مقام شده، قداست وی خدشه دار و از راه اصلی منحرف، شیعیان متفرق شده و مأمون خود قوی می شود. مأمون همچنین می خواست با این وصلت علویان را از اعتراض و قیام بر ضد خود باز داشته، خود را دوستدار و علاقه مند به آنان نشان دهد. امام جواد(ع) نیر ـ که مانند بقیه امامان(ع) از آینده اطلاع داشت و هیچ کاری را بدون آگاهی انجام نمی داد ـ بخوبی از دسیسه های مأمون آگاه بود و با علم به وصلت با دختر وی رضایت داد. یکی از دلایل پذیرش این وصلت از سوی امامان، حفظ شیعیان از دسیسه های کینه توزانه مأمون حفظ کند. لذا امام(ع) اگرچه تن به این ازدواج داد، اما شواهد تاریخی گواه این حقیقت است که مأمون نتوانست به حیله‏ های از پیش تعیین شده خود دست یابد. امام جواد(ع) تا پایان خلافت مأمون در مدینه ساکن بود و پس از مرگ مأمون به دستور معتصم عباسی و در سال ۲۲۰ هجری قمری، به همراه همسرش(ام الفضل) به بغداد رفت. ایشان در ماه ذی قعده همان سال مسموم و در آخر آن ماه به شهادت رسید. مزار مطهر آن حضرت در کاظمین(بغداد) و در کنار قبر جدش «امام کاظم(ع)» هم اکنون قبله حاجات عابدان و موحدان و پیروان اهل البیت(ع) از سراسر جهان است.است. “سلام الله علیه یوم وُلد و یوم استشهد و یوم یُبعث حیّا”
۶- معرفی منابع امام جواد(ع) درباره تاریخ اهل بیت عصمت و طهارت(ع) ـ عموماً ـ و امام جواد(ع) ـ خصوصاً ـ کتاب های فراوانی منتشر شده است که هم به صورت تشریحی و هم توصیفی در این مورد بحث کرده است. مانند کتاب معجم ما کتب عن الرسول(ص) و اهل بیته(ع) اثر «عبدالجبار الرفاعی» که در واقع یک دایرة المعارف بزرگ می باشد و در ۱۰ جلد چاپ شده است. کتاب الذریعة الی تصانیف الشیعة از «مرحوم آغا بزرگ تهرانی» و سائر کتب رجالی و حدیثی و تاریخی بزرگان شیعه مانند «شیخ کلینی»، «شیخ مفید»، «شیخ صدوق»، «علامه برقی» و «شیخ طوسی» هم پر است از آثار مختلف که اهل علم و نخبگان با آنها آشنا هستند. به غیر از این کتاب ها، منابع زیر را نیز می توان معرفی کرد:
الف) کتاب‌های عربی ۱٫ اعلام الهدایة؛ الامام محمدبن علیّ “الجواد”علیه السلام؛ لجنه التالیف فی المجمع العالمی لاهل البیت(ع)، قم المقدسه ۱۴۲۲ق، ۲۵۱ص. ۲٫ الامام التاسع أبو جعفر محمد الجواد علیه السلام، الشیخ محمدحسن القبیسى العاملى، بیروت: ۱۴۰۳ه ـ ۱۹۸۳م ، ۱۱۷ص . ۳٫ الامام الجواد علیه السلام، السید عبدالرزاق الموسوى المقرّم ، النجف الاشرف: المطبعة الحیدریة، ۱۳۷۱ه، ۱۰۳ص. ۴٫ الامام الجواد علیه السلام، لجنة التألیف فى مؤسسة البلاغ، طهران: مؤسسة البلاغ، ط ۲ ۱۴۰۹ه ۱۹۸۹م ، ۱۱۹ص. ۵٫ الامام الجواد علیه السلام؛ قدوة و أسوة، السید محمدتقى المدرسى، طهران: رابطة الاخوة الاسلامیة ۱۳۶۳ش / ۱۹۸۴م، ۷۲ص. ۶٫ الامام الجواد علیه السلام من المهد الى اللحد، السید محمدکاظم القزوینى، بیروت: مؤسسة البلاغ، ۱۴۰۸ه. ۷٫ الامام محمد بن على الجواد علیه السلام، عبد الزهراء عثمان محمد، مشهد: مجمع البحوث الاسلامیة، ۱۴۰۸ه ۱۴۹ص۲۰ . ۸٫ الامام المعجزة محمد الجواد علیه السلام؛ سیرة و دراسة و تحلیل، کامل سلیمان ، بیروت: دار الکتاب اللبنانى . ۹٫ الحیاة السیاسیة للامام الجواد علیه السلام؛ نبذة یسیرة؛ السید جعفر مرتضى العاملى، بیروت: الدار الاسلامیة، ۱۴۰۵ه ـ ۱۹۸۵م، ۱۱۷ص. ۱۰٫ محمد الجواد علیه السلام، الامام المعجزة(سیرة و دراسة و تحلیل)، کامل سلیمان، بیروت: الشرکة العالمیة ـ ۱۹۸۸م، ۳۶۰ص . ۱۱٫ مسند الامام الجواد علیه السلام، الشیخ عزیز الله العطاردى. مشهد: الموتمر العالمى للامام الرضا(ع) ، ۱۴۱۰ه، ۳۵۵ص . ۱۲٫  أبوجعفر؛ محمد الجواد علیه السلام…[تاسع أئمة اهل البیت الطاهر"صلوات الله علیهم اجمعین"،مولده و وفاته و مدة عمره و مدفنه فی اعیان الشیعة] السید محسن الامین العاملی، بیروت: دارالتعارف للمطبوعات، ۱۴۰۳ه ـ ۱۹۸۳م . ب) کتاب‌های فارسی ۱٫ پیشوایان هدایت؛ جواد الائمه، حضرت امام محمدتقی(ع) ؛ تألیف: گروه پژوهش مجمع جهانی اهل بیت(ع)؛ ترجمه: اداره ترجمه مجمع جهانی اهل بیت(ع)، قم: انتشارات مجمع جهانی اهل بیت(ع) وزیری، ۳۸۵ ص. ۲٫ امام جواد(ع)، گروه نویسندگان مؤسسة البلاغ، ترجمه: محمود شریفى، تهران، سازمان تبلیغات اسلامى، ۱۳۶۸، جیبى، ۱۶۸ص؛ ۳٫ امام محمد تقى(ع)، سید کاظم ارفع، تهران، مؤسسه انتشاراتى فیض کاشانى، ۱۳۷۰، رقعى، ۴۹ ص؛ ۴٫ پیشواى نهم حضرت امام محمدتقى(ع)، گروه نویسندگان، چاپ مکرر، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۳۷۱، رقعى، ۵۶ ص؛ ۵٫ تحلیلى از زندگانى و دوران امام محمدتقى(ع)، فضل الله صلواتى، اصفهان، انتشارات خرد، ۱۳۶۴، رقعى، ۶۱۰ص؛ ۶٫ تحلیلى از زندگانى و زمان امام جواد(ع)، گروه نویسندگان، زیرنظر قوام الدین وشنوى قمى، قم، مؤسسه احیاء و نشر میراث اسلامى، ۱۳۵۹، جیبى، ۱۳۸ص؛ ۷٫ ذکر حالات حضرت امام محمدتقى(ع) و… ، عباس فیض قمى(م۱۳۹۴ق)، قم، چاپ خانه قم، ۱۳۶۴ق، رقعى، ۳۲۰ص؛ ۸٫ حضرت امام جواد(ع)، گروه کودکان و نوجوانان بنیاد بعثت، بازنویسى: مهدى رحیمى، چاپ دوم، تهران، بنیاد بعثت، ۱۳۷۴، رقعى، ۶۸ص؛ ۹٫ حضرت امام محمدتقى(ع)، عبدالامیر فولاد زاده، تهران، انتشارات اعلمى، ۱۳۵۹، وزیرى، ۳۵ص؛ ۱۰٫ حضرت امام محمدتقى(ع)، فضل الله کمپانى(م۱۴۱۴ق)، تهران، انتشارات مفید،۱۳۶۲؛ ۱۲٫ حضرت امام محمدتقى(ع)، میر ابوالفتح دعوتى، قم، انتشارات شفق، بى تا، وزیرى، ۳۲ص؛ ۱۳٫ زندگانى امام جواد(ع)، احمد صادقى اردستانى، قم، انتشارات نقش، ۱۳۷۶ش، رقعى، ۲۵۰ص؛ ۱۴٫ زندگانى امام جواد(ع)، سیف الله یعقوبى قمشه‌اى، تهران، مسجد الغدیر، ۱۳۶۴، رقعى، ۱۲۴ص؛ ۱۵٫ زندگانى امام محمدتقى(ع)، حسین عمادزاده(۱۴۱۰ق)، تهران، شرکت سهامى طبع کتاب، ۱۳۴۱ش۱۳۸۲/ق، وزیرى، ۳۳۴ص؛ ۱۶٫ زندگانى امام محمدتقى(ع)؛ نهمین پیشواى معصوم، عبدالرحیم عقیقى بخشایشى، قم، انتشارات نسل جوان، ۱۳۵۷ش ، جیبى، ۱۱۹ص؛ ۱۷٫ زندگانى امام نهم حضرت امام جواد(ع)، نوشته: هیئت تحریریه مؤسسه در راه حق، ساده‌نویسى، دفتر تحقیق و تألیف کتب درسى، چاپ سوم، تهران، سازمان نهضت سواد آموزى، ۱۳۷۵، رقعى، ۲۴ص؛ ۱۸٫ زندگانى حضرت امام جواد(ع)، مرتضى مدرسى چهاردهى(۱۴۰۷ق)، چاپ پنجم، تهران، انتشارات موسوى، ۱۳۶۱، رقعى، ۲۵۲ص؛ ۱۹٫ زندگانى سیاسى امام جواد(ع)، تألیف: سید جعفر مرتضى عاملى، ترجمه: سید محمد حسینى، چاپ دوم، قم، دفتر انتشارات اسلامى، ۱۳۶۷، رقعى، ۱۴۴ص؛ ۲۰٫ زندگى امام جواد(ع)، سید محمد حسینى شاهرودى، تهران، انتشارات فیض کاشانى، ۱۳۷۵، وزیرى، ۲۲۴ ص؛ ۲۱٫ نگاهى بر زندگى امام جواد(ع)، محمد محمدى اشتهاردى، تهران، نشر مطهر، ۱۴۱۶/ق، رقعى، ۱۴۴ص؛ ۲۲٫ نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد(ع)، تألیف: سید عبدالرزاق موسوى مقرّم(۱۳۹۱ق)، ترجمه: پرویز لولاور، مشهد، بنیاد پژوهش‌هاى اسلامى، ۱۳۷۱ ش، وزیرى، ۱۷۷ص. ۲۳٫ امام جواد(ع)، امید امیدار، قم، انتشارات شفق، ۱۳۵۵، جیبى، ۳۲ ص.

نمونه‏ هایی از سیره امام جواد علیه‏السلام

امام جواد علیه السلام

عیادت

امام جواد علیه‏السلام ، وقتی خبر بیماری کسی را می‏شنید، به عیادتش می‏شتافت و از او دلجویی می‏کرد. روزی امام جواد علیه‏السلام به عیادت یکی از یاران خود رفت. وقتی در بالین او نشست، متوجه شد بیمار گریه می‏کند. حضرت فرمود: «ای بنده خدا! آیا از مرگ می‏ترسی؟ اگر چرک و کثافات تو را فرا گرفته و موجب ناراحتی شود و جراحات و زخم‏های پوستی در بدن به وجود آید و بدانی که شستشوی در حمام، همه ناراحتی‏ها وامراض را از بین می‏برد، آیا دوست داری وارد حمام شده و بدنت را بشویی و از زخم‏ها و آلودگی‏ها پاک شوی؟» بیمار مقداری آرام شد و رو به امام کرد و گفت: البته که دوست دارم. امام فرمودند: «مرگ برای مؤمن همانند حمامی است که انسان را از تمام رنج‏ها و سختی‏ها رهانیده و به سوی شادکامی می‏برد». بیمار از کلام امام آرام گرفت و عافیت و نشاط پیدا کرده، نگرانی‏اش از بین رفت. پرهیز از تجمل غذای امام جواد علیه‏السلام همانند جد بزرگوارش امیرمؤمنان علیه‏السلام خیلی ساده و به دور از تشریفات بود. ایشان همانند تنگدستان جامعه غذا می‏خورد و با دیگران هم غذا می‏شد. امام جواد علیه‏السلام از این که در کاخ‏های عباسیان به آسودگی و در رفاه زندگی کند و امور دینی شیعیان را به فراموشی بسپارد، راضی نبود و اگر شرایطی برای ترک اقامت در بغداد فراهم می‏شد، آن شهر را ترک می‏کرد. یکی از یاران امام می‏گوید: در بغداد بر امام جواد علیه‏السلام وارد شدم و زندگی او را مشاهده نمودم. با خود گفتم: حال که امام به این زندگی مرفه رسیده، هرگز به مدینه باز نمی‏گردد. امام لحظه‏ای سر به زیر افکند و آن‏گاه سر برداشت. دیدم رنگ چهره امام از اندوه زرد شده است. حضرت رو به من کرد و فرمود: ای حسین! نان جوین و نمک نیمکوب در حرم رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله بهتر از این‏هاست. به همین دلیل امام در بغداد نماند و به همراه همسرش ام الفضل به مدینه بازگشت و تا سال ۲۲۰ در مدینه بود.

هدیه دادن

هدیه دادن از آداب و رسوم زیبایی است که در اسلام نیز به آن سفارش شده و باعث ایجاد دوستی و از بین رفتن کینه وکدورت می‏شود. امامان معصوم نیز برای خشنود کردن دیگران، به آنان هدیه می‏دادند. هنگامی که امام جواد علیه‏السلام از مدینه عازم عراق شد، خانواده خود را مورد لطف و مهربانی قرار داد. حضرت فرزند عزیزش امام هادی علیه‏السلام را روی زانوهای خود نشاند و فرمود: فرزندم! چه چیزی دوست داری تا از عراق برایت هدیه بیاورم؟. امام هادی علیه‏السلام فرمودند: دوست دارم برایم شمشیری برّان بیاوری. حضرت فرزند دیگرش موسی مبرقع را نیز مورد خطاب قرار داد و فرمود: تو چه می‏خواهی تا هنگام برگشتن برایت هدیه بیاورم. او جواب داد من دوست دارم برایم اسبی بیاوری.

امام جواد فرمودند: «مرگ برای مؤمن همانند حمامی است که انسان را از تمام رنج‏ها و سختی‏ها رهانیده و به سوی شادکامی می‏برد».

نهی از منکر

در مجلس مأمون عباسی، شخصی آوازخوان و تارزن به نام «مُخارق» بود که ریش بلندی داشت. مأمون عباسی از اوخواست تا کاری کند امام جواد علیه‏السلام از حالت معنوی بیرون آمده، قلب او به امور دنیا سرگرم شود. مخارق در مقابل امام جواد علیه‏السلام نشست و شروع به آواز خوانی کرد. اهل مجلس اطراف او را گرفتند، ولی امام نهم توجهی نکرد. وقتی حضرت مشاهده نمود که آوازخوان از کار زشت خود دست برنمی‏دارد، فریادی کشید و فرمود: ای ریش بلند! از خدا بترس. مخارق از فریاد امام چنان وحشت زده شد که ساز و تار از دستش افتاد، دستش فلج شد و تا آخر عمر هم بهبودی نیافت. مأمون او را طلبید و ماجرا را پرسید. او گفت: هنگامی که امام جواد علیه‏السلام بر سرم فریاد کشید، آن چنان وحشت زده شدم که هنوز هم ترس و وحشت تمام وجودم را فرا گرفته است.

امام جواد علیه السلام

بخشش

بخشش در راه خدا، یکی از ویژگی‏های بارز اهل‏بیت پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است و آنان برای جلب رضایت پروردگار، کمک‏های فراوانی به نیازمندان می‏کردند. نهمین پیشوای مسلمین حضرت جواد علیه‏السلام نیز همانند اجداد بزرگوار خود به مستمندان کمک می‏کرد. برنامه عملی امام جواد علیه‏السلام براساس نامه‏ای بود که از طرف پدر بزرگوارش امام رضا علیه‏السلام از خراسان برای ایشان فرستاده شده بود. امام رضا علیه‏السلام در این نامه به فرزند عزیزش نوشت: «من به خاطر حقی که بر تو دارم، از تو می‏خواهم که هرگاه تصمیم به خارج شدن از منزل داری، از درِ بزرگ داخل و خارج شوی. هنگامی که سوار مرکب خود می‏شوی، همراه خود طلا و نقره بردارو هر کس از تو درخواست کمک نمود، به او نیکی کن…».

تشنه معرفت

حضرت عبدالعظیم حسنی، از شاگردان برجسته امام جواد علیه‏السلام می‏گوید: به محضر مبارک امام جواد علیه‏السلام رسیدم و از حضرت درخواست حدیثی نمودم که از پدران بزرگوارش نقل شده باشد. حضرت فرمودند جد بزرگوارم امیرمؤمنان علیه‏السلام فرمودند: «تا وقتی مردم با هم تفاوت داشته باشند، در خیر و سعادت هستند و وقتی یکسان شدند هلاک می‏شوند». گفتم: ای فرزند رسول خدا! باز هم بفرمایید. فرمود: امیرمؤمنان علیه‏السلام فرمودند: «اگر عیب شما بر دیگری آشکار شود، همدیگر را دفن نمی‏کنید». گفتم: باز هم بفرمایید. فرمود: امام علی علیه‏السلام می‏فرماید: «همنشینی با اشرار و انسان‏های بد، سبب بدگمانی به خوبان می‏شود». عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! باز هم بفرمایید. حضرت فرمودند: امیرمؤمنان فرموده است: «بدترین توشه برای سفر قیامت، ظلم و ستم کردن بر بندگان خداست». گفتم: باز هم بفرمایید. حضرت فرمودند: امیرمؤمنان علی علیه‏السلام فرمود: «تدبیر و اندیشه قبل از اقدام به کار، تو را از پشیمانی حفظ می‏کند».

امیرمؤمنان علیه‏السلام فرمودند: «تا وقتی مردم با هم تفاوت داشته باشند، در خیر و سعادت هستند و وقتی یکسان شدند هلاک می‏شوند».

شریک جرم

ستم و تجاوز به حقوق دیگران، از گناهان بزرگی است که جز با بخشیدن صاحب حق، بخشیده نمی‏شود. در شرع مقدس اسلام مسئولیت و کیفر ظلم، افزون بر این که متوجه ظالم است، کسانی را هم که به طور غیر مستقیم با آن ظلم در ارتباط بوده‏اند در برمی‏گیرد. پیشوای نهم شیعیان امام جواد علیه‏السلام در بیانی می‏فرماید: «کسی که به شخص ستمگر کمک کند یا به ستم کردن دیگران رضایت داده و خوشحال شود، در کیفر ستم مانند ستمکاران سهیم است». پیام رستگاری یکی از آرزوهای دیرینه جوامع بشری، سعادت و خوشبختی آنان در تمام زمینه‏های زندگی است. این امر، در جوامع اسلامی از اهمیت زیادی برخوردار بوده و مسلمانان افزون بر نیک‏بختی دنیوی، خواهان سعادت اخروی و هم‏نشینی با رهبران و اولیای الهی در جهان پس از مرگ هستند. برای رسیدن به این مقام والا، راهنمایی‏هایی از بزرگان دین رسیده که عمل به آن‏ها، ضامن نیک بختی و هم نشینی با اولیای الهی شمرده شده است. اسماعیل بن سهل می‏گوید: به امام جواد علیه‏السلام نامه نوشته و از ایشان خواستم چیزی به من تعلیم دهد تا با عمل کردن به آن، در دنیا و آخرت همراه آنان باشم و از آنان جدا نشوم. حضرت در جواب نامه نوشتند: «سوره قدر را زیاد بخوان و لب‏های خود را به استغفار و طلب آمرزش تازه کن».

امام جواد علیه السلام

نصیحت

امام جواد علیه‏السلام همواره در خدمت مردم بود و از هدایت آنان غفلت نمی‏کرد. درِ خانه آن حضرت به روی تمام مردم باز بود و ایشان نیز به تمام درخواست‏های آنان پاسخ می‏داد. روزی شخصی خدمت امام جواد علیه‏السلام رسید و از حضرت درخواست نصیحت و موعظه نمود. امام رو به او کرد و فرمود: آیا گفته مرا قبول می‏کنی تا تو را نصیحت کنم؟ سؤال کننده گفت: آری، ای فرزند رسول خدا، امام فرمود: «صبر و تحمل را بالش خود قرار بده و با تنگدستی دست به گردن شو و آرزوها و درخواست‏های نفسانی را ترک کن و با هوای نفس خود مخالفت نما. بدان که در حقیقت تو هیچ‏گاه از نظر و نگاه خداوند دور نیستی و خدای متعال تمام کارهای تو را می‏بیند و به آن‏ها بیناست. پس مواظب باش و دقت کن که چگونه با خدای خود معامله می‏کنی». اهل معروف ابوهاشم جعفری یکی از شاگردان بزرگ امام جواد علیه‏السلام می‏گوید: روزی در نزد امام جواد علیه‏السلام نشسته بودم. امام در ضمن بیانات خود فرمود: در بهشت، دری به نام «معروف» است که فقط اهل معروف و کارهای شایسته از آن در وارد می‏شوند. با شنیدن این کلام، در قلب خود خداوند را حمد و ستایش کردم و از این که می‏توانم نیازهای مردم را برآورده کرده (و از اهل معروف باشم) خوشحال شدم. امام جواد علیه‏السلام نگاهی به من کرد و فرمود: «ای اباهاشم! کسانی که در دنیا اهل معروف و کارهای نیک باشند، در آخرت هم اهل معروف هستند (و از همان در وارد بهشت می‏شوند). خداوند تو را از آنان قرار داده و مورد لطف و رحمت خود قرار دهد».

صبر و تحمل را بالش خود قرار بده و با تنگدستی دست به گردن شو و آرزوها و درخواست‏های نفسانی را ترک کن و با هوای نفس خود مخالفت نما. بدان که در حقیقت تو هیچ‏گاه از نظر و نگاه خداوند دور نیستی و خدای متعال تمام کارهای تو را می‏بیند و به آن‏ها بیناست. پس مواظب باش و دقت کن که چگونه با خدای خود معامله می‏کنی».

زینت‏

امام جواد علیه‏السلام در بیانی کوتاه و جامع، زینت‏های انسان را برشمرده و همگان را به زینت کردن خود به آن‏ها توصیه می‏کردند. آن حضرت می‏فرماید: «پارسایی و عفت، زینت تنگدستی و شکر، زینت توانگری است. صبر و شکیبایی، زینت بلا و گرفتاری و تواضع و فروتنی، زینت حَسَب و نَسَب است. شیوایی و رسا بودن زینت کلام، و عدالت، زینت ایمان و وقار و آرامش، زینت عبادت است. فروتنی، زینت علم، ادب نیک، زینت عقل، و گشاده رویی، زینت حلم و بردباری است.ترک منت، زینت معروف، و خضوع و خشوع، زینت نماز و بذل و بخشش، زینت نفس آدمی است». روزگار رهایی ظهور وقیام امام زمان(عج) از اساسی‏ترین پرسش‏ها و دغدغه‏های شیعیان از دیر زمان بوده و هست. شاگردان و دوستداران اهل بیت در فرصت‏های مناسب، درباره این رویداد بزرگ اسلامی از امام سؤال می‏کردند. روزی عبدالعظیم حسنی، شاگرد نمونه امام جواد علیه‏السلام درباره امام زمان(عج) و ظهور ایشان سؤال کرد. امام در پاسخ او فرمود: «قائم ما، مهدی است که به امر خدا مردم را به دین خدا راهنمایی می‏کند. او سومین فرزند از نوادگان من است. خداوند کار ظهور او را در یک شب فراهم می‏کند و جهان را پر از عدل و داد کرده و زمین را از اهل کفر پاک می‏سازد. مهدی کسی است که انتظار ظهورش برای همگان واجب، و در هنگام غیبت، اطاعت از وی لازم است. اصحاب او به اندازه اصحاب بدر، ۳۱۳ نفر هستند. قسم به خدا اگر از دنیا فقط یک روز بماند، آن روز آن قدر طولانی می‏شود که ایشان ظهور کرده و جهان را از عدل و داد پر کند».

امام جواد ع

انتخاب همسر

امروزه بالا رفتن سن ازدواج، یکی از مشکلات مهم و اساسی جوانان است. اگرچه این مسأله علل گوناگونی دارد، ولی انتخاب همسر مناسب، از عواملی است که فکر بیشتر خانواده‏ها را به خود مشغول کرده است. امام جواد علیه‏السلام در پاسخ نامه ابراهیم محمد که درباره ازدواج دخترش از حضرت نظرخواهی کرده بود، معیار همسر نمونه را با استناد به روایت رسول گرامی اسلام حضرت محمد صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم بیان کرده و می‏فرماید: ای ابراهیم! رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «اگر خواستگاری برای دختر شما آمد که اخلاق و دینداری او مورد رضایت شما بود، دختر خود را به او بدهید». پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در ادامه این روایت، از بالا رفتن سن ازدواج به عنوان یک آفت اجتماعی یاد کرده و می‏فرماید: «اگر دختر خود را به همسر مناسب ندادید و پسر و دختر بزرگ شده و بدون همسر باقی بمانند، فتنه و فساد بزرگی دامنگیر جامعه خواهد شد».

پاداش محبت

محمد بن ولید کرمانی می‏گوید: از امام جواد علیه‏السلام پرسیدم: برای دوستان و خدمتگزاران شما چه اجر و پاداشی است؟ حضرت فرمود: غلام امام صادق علیه‏السلام روزی مشغول نگهداری مرکب امام بود که گروهی از اهل خراسان به دیدن امام صادق علیه‏السلام آمدند. یکی از آن‏ها به غلام گفت: از امام بخواه که مرا به جای تو به خدمتکاری قبول کند تا من غلام او باشم و در عوض تمام دارایی من مال تو باشد. غلام پذیرفت و نزد امام رفت و جریان را برای امام تعریف کرد. حضرت صادق علیه‏السلام فرمود: اگر تو از خدمتگزاری ما سیر شده‏ای من قبول می‏کنم و چون مدت زیادی همراه ما بودی نخست نصیحتی می‏کنم، آن وقت اختیار با توست. بدان چون روز قیامت شود، رسول گرامی اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به خدا تمسک می‏جوید و امیرمؤمنان علیه‏السلام به پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و امامان علیهم‏السلام به امیرمؤمنان علیه‏السلام و شیعیان و دوستداران ما به امامان علیهم‏السلام متوسل شده و داخل جایگاه آنان می‏شوند. غلام از شنیدن این سخن، رو به حضرت کرد و گفت: در خدمت شما می‏مانم و آخرت را بر دنیا اختیار می‏کنم.

رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «اگر دختر خود را به همسر مناسب ندادید و پسر و دختر بزرگ شده و بدون همسر باقی بمانند، فتنه و فساد بزرگی دامنگیر جامعه خواهد شد».

خشم زمین

علی بن مهزیار اهوازی، نماینده امام جواد علیه‏السلام در اهواز و از خواص حضرت می‏گوید: در شهر اهواز فراوان زلزله می‏آمد تا جایی که‏تصمیم گرفتم آن شهر را ترک کرده و به شهر دیگری نقل مکان کنم. اما قبل از آن که تصمیم خود را عملی کنم، موضوع را به وسیله نامه با امام جواد علیه‏السلام در میان گذاشتم. آن حضرت درجواب نامه من نوشت «شهر خود را ترک نکنید، بلکه به مردم بگویید روز چهارشنبه، پنج شنبه وجمعه را روزه گرفته و غسل کنند و در روز جمعه با لباس‏های پاک و تمیز، از شهر خارج شده و به دعا و نیایش با خداوند بپردازند تا خداوند بدین وسیله، بلای زلزله را از شما برطرف کند». علی بن مهزیار می‏گوید: ما دستورات حضرت را اجرا کردیم و زلزله آرام گرفت و زندگی مردم به حالت عادی برگشت».

خورشید زندگی

بکربن صالح از یاران امام رضا علیه‏السلام و امام جواد علیه‏السلام می‏گوید: دامادم در نامه‏ای به ابوجعفر نوشت: پدری دارم که عقیده فاسدی داشته و با اهل‏بیت پیامبر دشمنی می‏ورزد. او با من هم بدرفتاری کرده و مرا آزار و اذیت می‏دهد. ای مولای من! نخست از تو می‏خواهم برای توفیق من دعا کنی، و دوم اینکه نظر مبارک شما را در مورد پدرم بدانم؟ آیا علیه او افشاگری کرده و فساد عقیده او را به دیگران بگویم، یا این که با او مدارا کنم؟ امام جواد علیه‏السلام در جواب نامه فرمودند: «شرح حال تو را فهمیدم. ان‏شاءاللّه‏ از دعا کردن در حق تو غفلت نمی‏کنم. بدان که مدارا کردن با پدرت برای تو بهتر است؛ زیرا بعد از هر مشکلی، گشایشی است. صبر و حوصله داشته باش که عافیت و خیر و پیروزی مخصوص پرهیزکاران است». بکر بن صالح می‏گوید: «طولی نکشید که خداوند قلب پدر دامادم را دگرگون کرد و از مخالفت با فرزند خویش و اهل‏بیت پیامبر دست برداشت»

منبع: سایت حوزه

سیره و زندگینانه امام جواد(ع)؛ از تولد تا شهادت

میلاد امام جواد
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: علمای شیعه همگی بر فضل، بزرگواری، علم، حلم و دیگر کمالات آن حضرت تصریح کرده اند و او را همچون جدش رسول خدا (ص) و علی ابن ابی طالب علیه السلام جامع خوبیها شمرده اند و علمای بزرگ اهل سنت نیز همگی بر فضیلت و برتری امام (ع) بر اهل زمان خود اعتراف کرده اند.

از ویژگی های ولادت امام نهم علیه السلام این است که شیعیان از مدتها قبل بی صبرانه منتظر ولادت آن حضرت بودند. احادیث زیادی از رسول خدا (ص) و امامان پیشین، ولادت امام جواد (ع) را خبر داده بودند. امام رضا از پدرش موسی بن جعفر (ع) و از رسول خدا (ص) نقل می کند که فرمود: پدرم فدای پسر بهترین کنیزان باد، پسر همان (زنی) که اهل “نوبه” است.

به رغم این روایات، انتظار شیعیان تا مدتها نه تنها برآورده نشد که تبدیل به نگرانی گشت؛ چون آن که آنان می دیدند بیش از ۴۵ سال از زندگانی امام هشتم (ع) سپری شده است و هنوز فرزند پسری ندارد. بیم آنان بیش تر از آن جهت بود که دستگاه جور و ستم عباسی بر آن حضرت یورش برده و قبل از آن که فرزندش شود او را به شهادت برساند. این نگرانی با تبلیغات و پخش شایعات از سوی سران واقفیه مبنی بر زنده بودن امام کاظم (ع) و غیبت آن حضرت و عقیم بودن امام رضا (ع) به اوج خود رسید به حدی که برخی نسبت به امامت پیشوای هشتم (ع) نیز دچار تردید شدند.

سرانجام مولود منتظر در شب دهم ماه رجب سال ۱۹۵ هجری به دنیا آمد. مورخان و محدثان نسبت به سال ولادت باسعادت نهمین پیشوای شیعیان، حضرت امام محمد تقی علیه السلام، اتفاق نظر دارند و همگی تولد آن بزرگوار را به سال ۱۹۵ هجری در مدینه منوره نوشته اند و به ماه و روز میلاد اختلاف نظر دارند.

هنگامی که بارداری “خیزران” معلوم شد، “حکیمه” دختر موسی بن جعفر (ع) ، خدمت برادرش امام رضا (ع) نامه ای نوشت و آن حضرت را از این امر مطلع ساخت. وقتی که فرزند به دنیا آمد امام هشتم (ع) طبق سنت حضرت رسول خدا (ص) و پدرانش علیهم السلام امام جواد (ع) را تحنیک ( جویدن خرما و مالیدن آن به کام نوزاد است که رسول خدا (ص) نسبت به نوزادان انجام می داد) کرد و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گذاشت. آن حضرت آن شب را تا صبح در کنار گهواره فرزندش بود و با او نجوا می کرد و اسرار الهی و علوم غیبی را به او تعلیم می داد. حضرت رضا (ع) در همان شب ولادت، شیعیان را از تولد فرزند خود آگاه کرد و فرمود: حق تعالی به من پسری عنایت کرد که چون موسی بن عمران شکافنده دریاهاست و نظیر عیسی بن مریم (ع) است که حق تعالی مادر او را مقدس و مطهر گردانید و طاهر و مطهر آفریده شده بود. با شنیدن این خبر دل شیعیان شاد، چشم آنان روشن و نگرانی ایشان برطرف شد و خدا را بر این نعمت سپاس گفتند.

با ولادت آن گرامی، دشمنان و بدخواهان به ویژه واقفیه مایوس و ناکام شده از موضع خود عقب نشستند و دوستان و شیعیان شادمان شدند و شک و تردید آنان به یقین و استواری ایمان تبدیل گشت و به همین دلیل پدر بزرگوارش فرموده است: “این مولود، مولودی است که در اسلام، پربرکت تر از او برای شیعیان ما زاده نشده است”.

امام هشتم شیعیان، نام مولودش را به نام جدش رسول خدا (ص) “محمد” گذاشت. زیرا در صحیفه ای که از آسمان نازل شده بود، آن حضرت، کنیه “ابوجعفر” را برای فرزندش انتخاب کرد و همواره او را با این کنیه می خواند و چون در نام و کنیه با پیشوای پنجم “امام محمد باقر” (ع) مشترک بود، نزد مورخان و محدثان به “ابوجعفر ثانی” مشهور گشت. کنیه دیگر و غیر مشهور آن حضرت “ابوعلی” است که به مناسبت فرزند گرانقدرش “علی النقی” بر آن حضرت گذاشته بودند. در کتاب های تاریخ و حدیث لقبهای زیادی برای پیشوای نهم (ع) ذکر شده است از جمله: “تقی”، “جواد”، “مرضی”، ” متوکل”،” متقی”، ” زکی”، “متجب”، “مرتضی”، “قانع”، “عالم ربانی”، “رضی”، “مختار”، “صادق”، “صابر” و “فاضل”. همچنین در میان شیعیان و اهل سنت به لقب “باب المراد” مشهور بود، زیرا حاجت های مردم را بسیار برآورده می ساخت و کرامتهای بی شماری از آن حضرت دیده شده ولی مشهورترین لقب های امام نهم (ع) “تقی” و “جواد” است.

هر یک از این القاب برای امام (ع) بیانگر ویژگی های اخلاقی و روحی، برجستگی های معنوی و رفتاری و فضایل و کمالات نفسانی است که آن حضرت را از دیگران ممتاز می ساخته است. آن حضرت باتقواترین فرد اهل زمان خود بود و کسی در جود و بخشش در مرتبه آن حضرت قرار نداشت.

پدر ایشان حضرت علی بن موسی الرضا (ع) است. مادر آن حضرت بانوی پاکدامن و بافضیلتی است که به جمیع کمالات معنوی و اخلاقی دست یافته بود و شایستگی آن را داشت که صدف گوهر و وجود امام جواد (ع) گردد و آن بزرگوار را در دامان پاک خود پرورش دهد. مورخان نام های متعددی برای او ذکر کرده اند: سبیکه، ریحانه، دره، صفیه، حصانه، ولی امام رضا او را خیزران نامید و کنیه مبارکش “ام الحسن” بود. این بانوی بافضیلت که مسعودی او را برترین زنان عصر خود می شمارد بانویی بود که او را همراه با جمعی از بزرگان از آفریقا برای فروش به مکه معظمه آورده بودند و چون مقدر گشته بود که رحم مطهر او بستر پرورش امام باشد، افتخار همسری ثامن الائمه را پیدا کرد.

امام جواد فرزندانی صالح، متقی و با فضیلت داشت که از برجسته ترین مردمان زمان خود بودند. تعداد فرزندان آن حضرت، دو پسر به نام های علی بن محمد، امام دهم (ع) و موسی معروف به مبرقع و دو دختر به نام های فاطمه و امامه.

امامان معصوم علیه السلام از نظر داشتن صفات عالی انسانی و از جمله مکارم اخلاق در حد اعلای کمال هستند. سجایا و مکارم اخلاقی امامام معصوم از والاترین منبع اخلاق سرچشمه گرفته است. آنان اخلاق نیک را از جد گرامیشان پیامبر اسلام (ص) به ارث برده اند و آیینه تمام نمای رسول خدا (ص) هستند. فضائل و مکارم اخلاقی امام جواد (ع) به گونه ای بود که همگی حتی مخالفان و دشمنان بدان اعتراف کرده و با دیدن آن خصال برجسته ناخودآگاه مجذوب آن وجود الهی شده، زبان به مدح و ستایش می گشودند.

عبادت های پیوسته امام و نیایش های شبانه آن حضرت مشهور بود. اظهار نیازمندی به درگاه ایزد متعال خصوصیت ویژه همه امامان و از جمله امام جواد (ع) بود. دعاهای فراوانی از امام جواد در کتب ادعیه نقل شده است: از جمله دعای ایشان در طلب توبه، طلب خیر، طلب روزی و …که حاکی از اظهار نیاز پیوسته ایشان به قادر متعال است.

زهد امام جواد (ع) نیز مانند دیگرفضایل ایشان نمود بسیار داشت. با اینکه مدتی در کاخ مامون زندگی می کرد و خلیفه نیز سعی داشت او را به سوی مظاهر مادی جلب کند ولی ایشان به هیچ وجه بدانها دلبستگی نداشت.

امام جواد برای تربیت شیعیان و مسلمانان در زمینه های مختلف اخلاقی و تربیتی، بیاناتی دارد که توجه به آنها برای شیعیان شایسته و لازم است. امام جواد به تاخیر انداختن توبه، امروز و فردا کردن، اصرار بر گناه و ایمن شدن از مکر خدا برحذر می دارد و مومن را به سه نیاز واقعی اش توجه می دهد: توفیق خدایی، واعظ نفسانی و قبول نصیحت، برای هر چیزی زینتی می شمرد و از متوجه شدن انحصاری به زینت های مادی هشدار می دهد.

یکی از راه های شناسایی هر فرد،توجه به اظهارنظر مخالفان و موافقان درمورد وی است. امام جواد (ع) شخصیتی بی نظیر و جامع کمالات و فضایل علمی و اخلاقی بود که دوست و دشمن را تحت تاثیر قرار داد، و به اعجاب و تحسین واداشت. امام هشتم علی بن موسی الرضا (ع) همیشه آن حضرت را با احترام یاد می کرد.

علمای شیعه همگی بر فضل، بزرگواری، علم، حلم و دیگر کمالات آن حضرت تصریح کرده اند و او را همچون جدش رسول خدا (ص) و علی ابن ابی طالب علیه السلام جامع خوبیها شمرده اند. علمای بزرگ اهل سنت نیز همگی بر فضیلت و برتری امام (ع) بر اهل زمان خود اعتراف کرده اند.

امام جواد علیه السلام دوران کودکی را تحت تربیت و سرپرستی پدر بزرگوارش سپری کرد. در آن دوران برخلاف تمام کودکان به تفکر و تعمق می پرداخت و سرگرمی های کودکانه او را به خود مشغول نمی کرد . امام هشتم علیه السلام از همان اوان کودکی و از زمان تولد به تعلیم فرزندش می پرداخت و علوم الهی را به او سپرد.

این تعلیم و تعلم از جانب امام (ع) و فرزندش در حضر و سفر ادامه داشت. هر گاه امام رضا (ع) به سفر می رفت، با نوشتن نامه به فرزندش مطالب مفید و لازم را به ایشان یادآوری می کرد. هنگامی که آن حضرت به قصد خراسان مدینه را ترک کرد، فرزندش را به عنوان وصی و جانشین خود معرفی کرد و اهل بیت و شیعیانش را، اطاعت و فرمانبری از آن حضرت فراخواند.

وقتی امام هشتم (ع) به دست مامون به شهادت رسید، امام جواد (ع) به قدرت خداوند در طوس حاضر شد و آن حضرت را غسل داد و کفن کرد و بر بدن پدر نماز خواند و خاندانش را از شهادت امام (ع) آگاه کرد. و دستور داد مهیای عزاداری شوند. قرض های پدرش را پرداخت و در آن سن کودکی وظیفه و مسئولیت امامت را عهده دا شد.

امام جواد (ع) در سال ۲۰۲ هجری در حالی که هفت سال و اندی داشت به امامت رسید. امامت از نظر شیعه به معنی جانشینی پیامبر (ص) و داشتن علم، شایستگی ها و مسئولیت های رهبری اوست. شیعیان از دو راه امامان خود را شناخته و آنان را از بین مدعیان دروغین امامت تشخیص می دادند. – توجه به معرفی پیامبر و امامان پیشین – توجه به ویژگی های فردی و فضایل و کمالات متعالی و برتر امام

از آن جا که امامت امام جواد (ع) ویژگی های خاصی داشت و آن حضرت در دوران خردسالی عهده دار امامت می گشت و این مسئله پیامدهای گوناگونی را در پی داشت؛ پیشوایان معصوم به ویژه امام هشتم (ع) سعی می کردند زمینه را برای پذیرش امامت آن حضرت آماده سازند.

امام جواد (ع) بخش عمده زندگی خود را همزمان با مامون خلیفه دوروی عباسی گذراند. او با مکر و حیله های فراوان سعی داشت امام (ع) را از مقام قدسی پایین آورده و به زر، زیور و فساد خلافت بیالاید و روش خود را که در مورد امام رضا علیه السلام به سنگ خورده بود، در مورد امام جواد علیه السلام به هدف برساند.

او در نخستین اقدام ،امام جواد (ع) را به مرکز خلافت احضار کرد تا علاوه بر نظارت مستقیم بر ایشان به اهداف خود جامه عمل بپوشاند. مامون در راستای اجرای مقاصد خود، دخترش را به عقد امام درآورد و سعی کرد مجلس باشکوه و با اسراف و ریخت و پاش های فراوان به راه اندازد به طوری که هم امام را در ان سهیم جلوه دهد و هم توجه آن حضرت را به مظاهر دنیوی جلب کند ولی امام (ع) با برخورد عفیفانه خود او را ناکام ساخت.

مامون که نتوانسته بود قداست امام را خدشه دار کند و تمام اقداماتش را ناکام می دید . تصمیم به قتل آن حضرت گرفت و شبی در حال مستی بر او حمله کرد ولی امام (ع) به طور معجزه آسایی نجات یافت.

امام جواد از کسانی که با ظالمان و حاکمان ستمگر همراه بودند، تنفر داشت و این تنفر خود را نیز اعلام می کرد و با این که مامون سعی داشت با کشاندن امام (ع) به دستگاه خلافت، آن حضرت را با خود همراه نشان دهد اما امام (ع) با رد هر گونه همکاری و اظهار علاقه به بازگشت به مدینه اعلام کردند که نه با مامون همراه است و نه از بودن در دستگاه خلیفه راضی. امام جواد (ع) ازدواج با دختر مامون را پذیرفت تا هم خود را از خطر مرگ برهاند و هم موقعیت خوبی برای شیعیان فراهم سازد؛ زیرا با بودن امام (ع) در دربار شیعیان از آزادی بهره مند می شدند.

امام جواد علیه السلام در جامعه اسلامی از موقعیت بالایی برخوردار بود و در امور مربوط به امامت فعالیت گسترده ای داشت. از این رو معتصم عباسی هنگامی که به خلافت رسید، آن حضرت را به بغداد احضار کرد تا او تحت نظر خود داشته باشد و از گسترش نفوذ امام (ع) جلوگیری کند. شکست علمی فقهای درباری، از جمله قاضی القضات، وی را به سعایت امام (ع) وا داشت. او عمل خلیفه به فتوای امام و رد فتوای علمای درباری را شکستی برای دستگاه خلافت و پیروزی برای امام جواد جلوه داد و معتصم با شنیدن سخنان قاضی متوجه عمق خطر شد و تصمیم گرفت هر چه زودتر نقشه قتل امام (ع) را اجرا کند.

معتصم این بار کسی را برای اجرای این توطئه انتخاب کرد که یقین داشت به وسیله او به هدف پلید خود می رسد و او مامور و جاسوس ویژه دستگاه خلافت در اندرون خانه امام (ع) یعنی ام الفضل دختر مامون بود.

“ام الفضل” زهر دریافتی از معتصم را در انگور قرار داد و خدمت امام جواد (ع) آورد و آن حضرت را مسموم کرد. امام علیه السلام در آخر ذیقعده سال ۲۲۰ هجری در حالی که ۲۵ سال از عمر پربرکتش می گذشت به شهادت رسید و پیکر پاکش در کنار جد بزرگوارش حضرت موسی بن جعفر (ع) در قبرستان قریش در بغداد به خاک سپرده شد.بارگاه ملکوتی این دو پیشوای معصوم به کاظمین معروف است و زیارتگاه و کعبه آمال شیفتگان حق و دوستداران مکتب امامت و ولایت است.


+ دو = 8