خانه > اهلبیت علیهم السلام, مقالات, منبر > میلاد امام زمان عج الله تعالی فرجه

میلاد امام زمان عج الله تعالی فرجه

 

♻ ماهیت بحث :مسلمان با درسِ انتظار فرج می‌آموزد و تعلیم می‌گیرد که هیچ بن‌بستی در زندگی بشر وجود ندارد که نشود آن را باز کرد و لازم باشد که انسان ناامید دست روی دست بگذارد و بنشیند و بگوید دیگر کاری نمی‌شود کرد. در مشکلات امروز کشور هم همینطور است.  اگر تولید ملّی شتاب بگیرد، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

﷽بسم الله الرحمن الرحیم

مناسبت : میلاد امام زمان عج الله تعالی فرجه

موضوع : انتظار یعنی زندگی بدون بن بست!

عنوان : زندگی بدون بن بست!

پیام :مقام معظم رهبری؛ اگر تولید ملّی شتاب بگیرد، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد!
انگیزه سازی

امام صادِق علیه السلام فرمودند: إِنَّ فِی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ لَشَبَهاً مِنْ یُوسُفَ .
بین مهدی امت و یوسف نبی یک وجه شباهتی وجود دارد. همانا برادران یوسف افرادى بودند عاقل و با اندیشه، فرزندان و زادگان پیامبران، آنان بر یوسف وارد شدند، با او سخن گفتندو گفتگو کردند، وبا وى تجارت نمودند، آمد وشد داشتندو علاوه برآن برادرانش بودندو او برادر ایشان بود با این همه او را نشناختند تا اینکه او خود خویشتن را به آنان معرّفى کردو به ایشان گفت:
«من یوسفم» در این وقت ایشان او را شناختند، فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ الْمُتَحَیِّرَةُ أَنْ یَکُونَ اللَّهُ جَلَّ وَعَزَّ یُرِیدُ فِی وَقْتٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ أَنْ یَسْتُرَ حُجَّتَهُ عَنْهُمْ؟ پس چگونه است که این امّت سرگردان انکار مى‏کند که خداى عزّ و جلّ در وقتى از اوقات اراده کند که حجّت خویش (امام زمان عج الله تعالی فرجه) را از ایشان بپوشاند.
یوسف، ملک مصر برایش مقرّر بودو میان او و پدرش هجده روز راه فاصله بود، اگر خدا مى‏خواست او را به محلّ یوسف آگاه گرداند مسلّما بر آن قادر بود. پس این امّت چه انکارى مى‏دارد که خداوند با حجّت خویش نیز چنان کند که با یوسف کردو آن صاحب مظلوم شما که حقّش مورد انکار قرار گرفته، صاحب این امر،میان مردم آمد و شد نماید، در بازارهایشان گام برداردو قدم بر فرشهاى ایشان گذاردو آنان او را نشناسند، تا اینکه خداوند او را اجازه فرماید که خودش را معرّفى کند، همان گونه که خداوند یوسف را اجازه فرمود، درآن هنگام که برادرانش به اوگفتند: إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قالَ أَنَا یُوسُفُ. [۱]

توجه به این نکته که غیبت امام زمان عج الله تعالی فرجهبمعنای کناره گیری ایشان از جامعه نیست، مفهوم واقعی و حقیقی انتظار را برای ما روشن می کند.

انسان هایی که معنای واقعی غیبت رو درک کنند ، هیچ وقت ناامید نمی شوند. ناامیدی کار انسان های بی صاحب است. نه کسانی که صاحب و مراقب دارند.

اقناع اندیشه

خداوند متعال در قرآن ما را موظف به انتظار حقیقی در ارتباط با امام زمان می نماید:

یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُواوَ اتَّقُواْ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون[۲]

امرهایى که در این آیه آمده یعنى أمر” اصبروا” و” صابروا” و” رابطوا” و” اتقوا” همه مطلق و بدون قید است اما در روایتی از امام باقر علیه السلام اینگونه تفسیر شده است که می فرمایند :
“اصْبِرُوا” عَلَى أَدَاءِ الْفَرَائِضِ وَ “صابِرُوا” عَدُوَّکُمْ وَ “رابِطُوا” إِمَامَکُمُ الْمُنْتَظَر [۳]
مرابطه عبارت است از وصل کردن همه نیروها و کارهای افراد جامعه، در جمیع شؤون زندگى دینى، چه در حال شدت و چه در حال رخا و خوشى[۴].با توجه به اینکه رابطوا از باب مفاعله و رابطه دوطرفه بین الاثنینی می باشد، مفهوم واقعی انتظار را برای ما روشن می نماید که همان ارتباط عمیقی است که باید در تمام شئون زندگی با حضرت داشته باشیم.
بمانند زمان حضور حضرت.
لذا در روایتی از امام سجاد علیه السلام علت ترجیح اصحاب آخرالزمان بر تمام اصحاب ائمه همین حقیقت انتظار تبیین شده است:إِنَّ أَهْلَ زَمَانِ غَیْبَتِهِ الْقَائِلِینَ بِإِمَامَتِهِ وَ الْمُنْتَظِرِینَ لِظُهُورِهِ أَفْضَلُ أَهْلِ کُلِّ زَمَانٍ لِأَنَّ اللَّهَ تَعَالَى ذِکْرُهُ أَعْطَاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ وَ الْأَفْهَامِ وَ الْمَعْرِفَةِ مَا صَارَتْ بِهِ الْغَیْبَةُ عِنْدَهُمْ بِمَنْزِلَةِ الْمُشَاهَدَه.[۵]

آنوقت چنین انسان هایی که غیبت امام برای اونها به منزله مشاهده هست ، هیچ مشکل و گرفتاری نمیتواند آنها را ناامید و مأیوس نماید. چرا که خود را بی کس و بی صاحب نمی بینند.

وقتی به ما می‌گویند منتظر فرج باشید، فقط این نیست که منتظر فرج نهایی باشید، بلکه معنایش این است که هر بن‌بستی قابل گشوده شدن است. فرج، یعنی این؛ فرج، یعنی گشایش. مسلمان با درسِ انتظار، فرج می‌آموزد و تعلیم می‌گیرد که هیچ بن‌بستی در زندگی بشر وجود ندارد که نشود آن را باز کرد و لازم باشد که انسان ناامید دست روی دست بگذارد و بنشیند و بگوید دیگر کاری نمی‌شود کرد؛
نه، وقتی در نهایتِ زندگیِ انسان، در مقابله‌ی با این‌همه حرکت ظالمانه و ستمگرانه، خورشیدِ فرج ظهور خواهد کرد، پس در بن‌بست‌های جاری زندگی هم همین فرج متوقَّع و مورد انتظار است. این، درس امید به همه‌ی انسانهاست؛ این، درس انتظار واقعی به همه‌ی انسانهاست؛ لذا انتظار فرج را افضل اعمال دانسته‌اند؛[۶] معلوم می‌شود انتظار، یک عمل است، بی‌عملی نیست.
نباید اشتباه کرد، خیال کرد که انتظار یعنی این‌که دست روی دست بگذاریم و منتظر بمانیم تا یک کاری بشود. انتظار یک عمل است، یک آماده‌سازی است، یک تقویت انگیزه در دل و درون است، یک نشاط و تحرک و پویایی است در همه‌ی زمینه‌ها.
این، در واقع تفسیر این آیات کریمه‌ی قرآنی است که: «و نرید ان نمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثین»[۷] یعنی هیچ‌وقت ملت‌ها و امت‌ها نباید از گشایش مأیوس شوند.[۸]

پرورش احساس

حقیقت انتظار با ارتباط با امام زمان گره خورده است و منتظر واقعی همواره به دنبال تقویت ارتباط خود با صاحب الامر می باشد. اما برای ایجاد و تقویت این ارتباط باید سه گام برداشت:

گام اول.ارتباط معرفتی:

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ«وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها» قَالَ نَحْنُ وَ اللَّهِ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى الَّتِی لَا یَقْبَلُ اللَّهُ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِمَعْرِفَتِنَا .[۹]

اولین قدم این است که معرفت خودمون رو به امام زمان افزایش بدیم. اگر به این باور رسیدیم که حضرت در همه حال از احوال ما با خبر است و به ما توجه دارد ، دیگر در زندگی به هیچ بن بستی برخورد نخواهیم کرد. انتظار فرج یعنی زندگی بدون بن بست . چون خود را در محضر امام زمان می بینیم .

ابوالقاسم سعدبن عبدالله اشعری قمی روایت می کند:
مسائل چندی داشم که می خواستم شخصا از امام حسن عسگری علیه السلام سئوال نمایم لذا با احمد بن اسحاق که وکیل امام بود بحضور امام عسگری شرفیاب شدیم و احمد کیسه های زری با خود داشت که شیعیان بوی داده بودند تا تقدیم امام نماید ، وقتی اجازه حضور و شرفیابی یافتیم و بر حضرت وارد شدیم طفلی را در حضور امام دیدیم در کمال حسن و جمال ، احمد همیان را نزد امام نهاد و امام به آن طفل فرمود :
اینها تحف و هدایای شیعیان تو است . همیان را بگشای و متصرف شو .کودک گفت : مولای من آیا سزاوار است که دست پاک خود را به مال حرام دراز کنم ؟

امام عسگری به احمد بن اسحاق فرمود : پسر اسحاق همیان را بگشای و آنچه در او است بیرون آور تا صاحب الامر حلال را از حرام جدا سازد.احمد همیان را گشود و کیسه ای را بیرون آورد و امام زمان عج فرمود : این کیسه مال فلانی است که در قم محله فلان ساکن است و در آن ۶۲ اشرفی (سکه طلا) است ، ۴۵ عدد از آن قیمت ملکی است که از پدر به او رسیده و فروخته است و ۱۴ اشرفی بهای لباسهائی است که فروخته است و سه اشرفی هم اجاره بهای دکان است .امام حسن عسکری علیه السلام : فرمود راست گفتی پسرم ، بگو در میان آنها چه چیز حرام است ؟

امام زمان علیه السلام فرمود : یک سکه زری که در تاریخ فلان ضرب شده و یک دینار قیچی شده ناقص که یکدانگ و نیم است این دو دینار حرامند و ما بقی حلال و علتش هم این است که خریدار ملک مقدار یکمن و نیم ریسمان این شخص نزد همسایه اش بود که به سرقت رفت و صاحب ریسمان تصدیق گفتار همسایه را نکرد و تاوان از او خواست و ریسمانی باریکتر از ریسمان مسروقه اما با همان وزن تاوان گرفت و فروخت و این دو دینار بهای آن است و حرام می باشد .

وقتی احمد کیسه را گشود دو دینار به علامت و نشانیئهایی که امام زمان عج فرموده بود پیدا شد که احمد جدا کرد و باقی را تسلیم آنحضرت نمود و کیسه دیگری را از همیان بدر آورد ، امام زمان علیه السلام فرمود : این مال شخص ساکن فلان محله قم است و محتوی پنجاه سکه اشرفی است و ما دست به سوی آن دراز نمی کنیم . عرض شد چرا ؟

فرمود این بهای گندمی است که بین مالک و برزگرانش مشترک بوده و به هنگام توزین سهم خود را بیشتر کیل گرفت و مال برزگران در آن است . امام حسن عسگری علیه السلام فرمود : راست گفتی پسرم . سپس به احمد فرمود: این کیسه ها را بردار و وصیت کن که به صاحبش برسانند.

سعدبن عبدالله در مقام پرسش مسائل خود از امام عسگری علیه السلام برآمد که امام فرمود: از فرزندم بپرس . و اشاره به حضرت صاحب الزمان ع فرمود و سعد مسائل خود را مطرح کرد و پاسخ کافی و وافی دریافت نمود و حتی بعضی از مسائل که از خاطرش محو شده بود . حضرت حجت بن الحسن عسگری علیه السلام بیادش آورد و پاسخ آنها را هم بیان فرمود[۱۰]

 

رفتار سازی

گام دوم.ارتباط محبتی:

باید یک رابطه مستمر محبتی وعاطفی رو با حضرت داشته باشیم. امام زمان عج الله تعالی فرجه یکبار از سید عبدالکریم کفاش پرسیده بود: اگر هفته ای یکبار ما را نبینی چه خواهی شد؟عرض کرده بود:آقا جان می میرم.حضرت فرموده بودند: اگر چنین نبودی ،ما را نمی دیدی.

باید یک رابطه مستمر محبتی وعاطفی رو با حضرت داشته باشیم. امام زمان عج الله تعالی فرجه یکبار از سید عبدالکریم کفاش پرسیده بود: اگر هفته ای یکبار ما را نبینی چه خواهی شد؟عرض کرده بود:آقا جان می میرم.حضرت فرموده بودند: اگر چنین نبودی ،ما را نمی دیدی.
دلدادگی شهدا به امام زمان مثال زدنی است. آقای مسجدیان یکی از فرماندهان شهید تورجی زاده از دلدادگی این شهید بزرگوار به امام زمان عج الله تعالی فرجه میگوید:
اولین روزهای سال ۶۳ بود. نشسته بودم داخل چادر فرماندهی ، جوان خوش سیمایی وارد شد. سلام کرد و گفت : آقای مسجدیان نیرو نمی خواهی!؟ گفتم : تا ببینم کی باشه!گفت : محمـــد تــورجی ، گفتم این محمد آقا کی هست؟ لبخندی زد و گفت : خودم هستم.نگاهی به او کردم و گفتم : چیکار بلدی؟
گفت: بعضی وقت ها می خونم. گفتم اشکالی نداره ، همین الآن بخون!همانجا نشست و کمی مداحی کرد. سوز درونی عجیبی داشت. صدایش هم زیبا بود. اشعاری در مورد حضرت زهـــــرا سلام الله علیها خواند.
علت حضورش را در این گردان سوال کردم. فهمیدم به خاطر بعضی مسائل سیاسی از گردان قبلی خارج شده.کمی که با او صحبت کردم فهمیدم نیروی پخته و فهمیده ای است.گفتم : به یک شرط تو رو قبول می کنم . باید بی سیم چی خودم باشی ! قبول کرد و به گردان ما ملحق شد.مدتی گذشت. محمد با من صحبت کرد و گفت : می خواهم بروم بین بقیه نیروها. گفتم : باشه اما باید مسئول دسته شوی. قبول کرد. این اولین باری بود که مسئولیت قبول می کرد.
بچه ها خیلی دوستش داشتند. همیشه تعدادی از نیروها اطراف محمـــد بودند. چند روز بعد گفتم محمـــد باید معاون گروهان شوی.قبول نمی کرد، با اسرار یه من گفت : به شرطی که سه شنبه ها تا عصر چهارشنبه با من کاری نداشته باشی!با تعجب گفتم : چطــور؟با خنده گفت : جان آقای مسجدی نپرس!قبول کردم و محمد معاون گروهان شد. مدیریت محمد خیلی خوب بود. مدتی بعد دوباره محمد را صدا کردم و گفتم : باید مسئول گروهان بشی.رفت یکی از دوستان را واسطه کرد که من این کار را نکنم. گفتم : اگه مسئولیت نگیری باید از گردان بری!کمی فکر کرد و گفت : قبول می کنم ، اما با همان شرط قبلی!گفتم : صبــر کن ببینم. یعنی چی که تو باید شرط بذاری؟! اصلا بگو ببینم . بعضی هفته ها که نیستی کجا می ری؟اصرار می کرد که نگوید. من هم اصرار می کردم که باید بگویی کجا می روی. بالأخره گفت. حاجی تا زنده هستم به کسی نگو، من سه شنبه ها از این جا می رم مسجد جمکــــران و تا عصر چهارشنبه بر می گردم.با تعجب نگاهش می کردم. چیزی نگفتم. بعد ها فهمیدم مسیر ۹۰۰ کیلومتری دارخــوئیــن تا جمکـــران را می رود و بعد از خواندنن نماز امام زمـــان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر می گرد.یکبار همراهش رفتم. نیمه های شب برای خوردن آب بلند شدم. نگاهی به محمــد انداختم.سرش به شیشه بود. مشغول خواندن نافله بود. قطرات اشک از چشمانش جااری بود.در مسیر برگشت با او صحبت می کردم. می گفت: یکبــــار ۱۴ بار ماشین عوض کردم تا به جمکران رسیدم. بعد هم نماز را خواندم و سریع برگشتم!

گام سوم.ارتباط مسلکی

امام زمان عج الله تعالی فرجه: فَلْیَعْمَلْ کُلُّ امْرِئٍ مِنْکُمْ بِمَا یَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنَا وَ یَتَجَنَّبُ مَا یُدْنِیهِ مِنْ کَرَاهَتِنَا وَ سَخَطِنَا.فَإِنَّ أَمْرَنَا بَغْتَةٌ فُجَاءَةٌ حِینَ لَا تَنْفَعُهُ تَوْبَةٌ وَ لَا یُنْجِیهِ مِنْ عِقَابِنَا نَدَمٌ عَلَى حَوْبَةٍ. [۱۲]

سومین قدم این است که سبک زندگی و رفتارهایمان را بر اساس آنچه که ایشان می پسندند ، قرار بدهیم.

وقتی از آیت الله بهجت پرسیدند در دوران غیبت چگونه با حضرت ارتباط برقرار کنیم ، ایشان فرمودند بهترین راه ارتباط ، اطاعت از ایشان است. اگر از دستورات ایشان اطاعت کردیم ، ارتباط ما با ایشان روز به روز بیشتر خواهد شد.

خب سوال اصلی اینجا است که چگونه بفهمیم الان درخواست اصلی حضرت از ما چیست ؟

خود حضرت پاسخ دادند که ؛

وَ أَمَّا الْحَوَادِثُ الْوَاقِعَةُ فَارْجِعُوا فِیهَا إِلَى رُوَاةِ حَدِیثِنَا فَإِنَّهُمْ حُجَّتِی عَلَیْکُمْ وَ أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ [۱۳]

این بیان حضرت یعنی اینکه وقتی ولی فقیه زمان شما کلیدی ترین و حیاتی ترین موضوع جامعه و زندگی را مسئله تولید ملی تعیین میکند ، این تعیین حضرت حجت هم خواهد بود . چون خود ایشان ما را به این راهنما هدایت کردند.

یعنی اگر امروز امام زمان هم در جامعه ما حضور داشتند همین دستور رو میدادند. لذا اگر میخواهیم رضایت امام زمان رو بدست بیاریم باید ناامیدی هارا کنار بگذاریم و به مثابه یک منتظر واقعی با تمام قدرت و قوت به حمایت و فعالیت در عرصه تولید ملی برویم تا بتوانیم در جنگ تمام عیار اقتصادی امروز پیروز شویم.

شما فکر میکنید چرا مقام معظم رهبری در ابتدای امسال عموم مردم رو خطاب قرار دادند؟ عمده دلیل این است که انقلاب ما با حرکت و جنبش مردم بود که به نتیجه رسید.

امام در سال ۴۲ قیام کرد. ولی مردم ۱۵ سال بعد پای این انقلاب ایستادند که امام هم به موفقیت رسیدند. در جنگ هم تا زمانی که جبهه های مردمی و نیروهای مردمی و خواست و اراده مردم محقق نشده بود ، ما یکسره زمین و زمان رو به دشمن واگذار میکردیم. پیروزی های جنگ ما از آنجا شروع شد که مردم اراده کردند.

در این عرصه هم تا مردم اراده نکنند ، کار به جایی نخواهد رسید. این درست است که مسئولین نقش بسزایی در این مسائل دارند. اما همواره این کوتاهی های مسئولین بوده است و چیز تازه ای نیست. لذا حضرت خطاب رو عموم مردم قرار دادند تا این اراده در وجود همه ما اراده شود…..

از منظر نائب امام زمان زندگی جامعه امروز ما و مملکت ما زندگی در بن بست ، نیست . بلکه حل تمام مشکلات به همین تولید ملی بستگی دارد. پس اگر منتظر واقعی امام زمان هستیم ، باید یأس و ناامیدی به خود راه ندیم و با همه این سیاه نمایی ها مقابله کنیم و به پسر فاطمه اثبات کنیم که آماده یاری ایشان در زمان ظهور هستیم.

مقام معظم رهبری زندگی منتظران را زندگی بدون بن بست میداند و حل تمام مشکلات را در یک موضوع بیشتر نمیداند :

اگر چنانچه تولید ملّی را همه تعقیب کنند و دنبال‌گیری کنند، بسیاری از مشکلات اقتصادی، مشکلات معیشتیِ مردم -هم مسئله‌ی اشتغال، هم مسئله‌ی سرمایه‌گذاری و بقیّه‌ی چیزها- حل خواهد شد. آسیبهای اجتماعی به میزان زیادی کاهش پیدا خواهد کرد؛ یعنی محور، تولید ملّی است. بنابراین اگر تولید ملّی شتاب بگیرد، بسیاری از مشکلات حل خواهد شد. [۱۴]

 

 

[1] بحار الأنوار، علامه مجلسی، ج ۵۲ ص ۱۵۴؛
إِنَّ فِی صَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ شَبَهاً مِنْ یُوسُفَ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ کَأَنَّکَ تَذْکُرُهُ حَیَاتَهُ أَوْ غَیْبَتَهُ قَالَ فَقَالَ لِی وَ مَا یُنْکَرُ مِنْ ذَلِکَ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَشْبَاهُ الْخَنَازِیرِ- إِنَّ إِخْوَةَ یُوسُفَ ع کَانُوا أَسْبَاطاً أَوْلَادَ الْأَنْبِیَاءِ تَاجَرُوا یُوسُفَ وَ بَایَعُوهُ وَ خَاطَبُوهُ وَ هُمْ إِخْوَتُهُ وَ هُوَ أَخُوهُمْ- فَلَمْ یَعْرِفُوهُ حَتَّى قَالَ أَنَا یُوسُفُ وَ هذا أَخِی فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ الْمَلْعُونَةُ أَنْ یَفْعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِحُجَّتِهِ فِی وَقْتٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ کَمَا فَعَلَ بِیُوسُفَ إِنَّ یُوسُفَ ع کَانَ إِلَیْهِ مُلْکُ مِصْرَ وَ کَانَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ وَالِدِهِ مَسِیرَةُ ثَمَانِیَةَ عَشَرَ یَوْماً فَلَوْ أَرَادَ أَنْ یُعْلِمَهُ لَقَدَرَ عَلَى ذَلِکَ لَقَدْ سَارَ یَعْقُوبُ ع وَ وُلْدُهُ عِنْدَ الْبِشَارَةِ تِسْعَةَ أَیَّامٍ مِنْ بَدْوِهِمْ إِلَى مِصْرَ فَمَا تُنْکِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ یَفْعَلَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَزَّ بِحُجَّتِهِ کَمَا فَعَلَ بِیُوسُفَ أَنْ یَمْشِیَ فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأَ بُسُطَهُمْ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ فِی ذَلِکَ لَهُ کَمَا أَذِنَ لِیُوسُفَ قَالُوا- أَ إِنَّکَ لَأَنْتَ یُوسُفُ قالَ أَنَا یُوسُفُ.
سدیر صیرفى گوید: شنیدم امام صادق علیه السلام میفرمود: همانا صاحب الامر علیه السلام شباهتهائى بجناب یوسف علیه السلام دارد، بحضرت عرضکردم: گویا امر زندگى یا امر غیبت آن حضرت را یاد میکنید، فرمود: خوک‏وشان این امت چه چیز را انکار میکنند؟! همانا برادران یوسف نواده‏گان و فرزندان پیغمبران بودند و با او (در مصر) تجارت و معامله کردند و سخن گفتند. بعلاوه ایشان برادر او و او برادر ایشان بود، با وجود این همه او را نشناختند تا آنکه خودش گفت: «من یوسفم و این برادر منست» پس چرا لعنت‏شدگان این امت انکار میکنند که خداى عز و جل در یک زمانى با حجت خود همان کند که با یوسف کرد. (یعنى او را تا مدتى غایب کند که چون او را ببینند نشناسند). همانا یوسف سلطان (مشهور و مقتدر) مصر بود و فاصله میان او و پدرش ۱۸ روز راه بود، اگر میخواست پدرش را بیاگاهاند میتوانست، ولى یعقوب و فرزندانش پس از دریافت مژده یوسف، فاصله میان ده خود و شهر مصر را در مدت نه روز پیمودند. پس این امت چرا انکار میکنند که خداى- جل و عز- با حجت خود همان کند که با یوسف کرد، بطورى که او در بازارهاى ایشان راه رود و پا روى فرش آنها گذارد (با وجود این او را نشناسند) تا خدا در باره او اجازه دهد، چنان که بیوسف اجازه فرمود و آنها گفتند همین تو خود یوسف هستى؟!! گفت: من یوسفم.

[۲] آل عمران/۲۰۰

[۳] الغیبة للنعمانی/ص۲۷

[۴] ترجمه المیزان/ج‏۴/ص۱۴

[۵] بحارالأنوار/ج‏۵۲/ص۱۲۲

[۶] بحارالانوار،مجلسی،ج۵۰ص۳۱۷ح۱۴

[۷] سوره مبارکه القصص آیه ۵

[۸]۱۳۸۴/۰۶/۲۹   بیانات‌ در دیدار اقشار مختلف مردم به ‌مناسبت نیمه‌‌ی شعبان

[۹] تفسیرنورالثقلین/ج‏۲/ص۱۰۳

[۱۰]تنقیح المقال/ج ۲/ص ۱۸

[۱۱] کتاب یازهرا /  به نقل از سردار علیمسجدیان ( فرمـــاندهوقتگردانامامحسنعلیهالسلام )

[۱۲] مکیال المکارم/ج۲/ص۴۶

[۱۳] کمال الدین و تمام النعمة / ج‏۲ / ۴۸۴ / ۴۵ باب ذکر التوقیعات الواردة عن القائم ع ….. ص : ۴۸۲

[۱۴] پیام نوروزی سال ۹۷


× چهار = 28