خانه > مقالات, موضوعات قرآنی > پنج ویژگی نجات بخش در متقین

پنج ویژگی نجات بخش در متقین

آنچه باعث می شود تا متقین از قرآن بهره مند شوند پنج خصلت است که آنها با تکیه بر فطرت پاک خدادادی صاحب آن شده اند (المیزان، ج۱، ص ۴۵)

آن پنج خصلت عبارتند از: 
۱٫ به نادیدنی هایی که وحی از آن خبر می دهد ایمان دارند (یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ)،

۲٫ داشتن ارتباط با خدا (یُقِیمُونَ الصَّلَوهَ)،

۳٫ بی هیچ چشم داشتی از هر آنچه که خدا روزی آنها کرده به دیگران انفاق می کنند (ممِّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ)،

۴٫ به آنچه که بر تو و پیامبران پیش از تو وحی کردیم ایمان دارند (یُؤْمِنُونَ بمِا أُنزِلَ إِلَیْکَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِکَ)

۵٫ به جهان پس از مرگ، ایمان دارند و هرگز آن را فراموش نمی کنند(المیزان، ج۱، ص ۴۶) (بِالاَخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ)
شرح مطالب:

قرآن وسیله هدایت همه مردم است؛ «هُدیً لِلنّاسِ»[بقره،۱۸۵]همانند خورشید بر همه می تابد،

ولی تنها کسانی از آن بهره می برند که فطرتِ پاک داشته و در برابر حقّ خاضع باشند؛
«هُدیً لِلْمُتَّقِینَ» همچنان که نور خورشید،تنها از شیشه ی تمیز عبور می کند،نه از خشت وگِل.لذا فاسقان ،ظالمان ،کافران،دل مردگان،مسرفان و تکذیب کنندگان از هدایت قرآن بهره مند نمی شوند.
۵دسته از هدایت قرآن بی بهره اند

- «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفاسِقِینَ» توبه،۸۰٫

 - «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ» مائده،۵۱٫

 - «لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ» مائده،۶۷٫

- «لا یَهْدِی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کَفّارٌ» زمر،۳٫

 - «لا یَهْدِی مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ کَذّابٌ» غافر،۲۸٫

سؤال:این آیه درباره قرآن ومطالب آن می فرماید: «لا رَیْبَ فِیهِ» هیچ شکّی در آن نیست.در حالی که خود قرآن شکّ وتردید مخالفان را در این باره بیان می دارد:یک جا می فرماید:

«إِنَّنا لَفِی شَکٍّ مِمّا تَدْعُونا إِلَیْهِ مُرِیبٍ» [ هود،۶۲٫]ما درباره آنچه ما را به آن می خوانی،در شکّ هستیم.
و در مورد شکّ در وحی ونبوّت نیز می خوانیم: «بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْ ذِکْرِی» [ص،۸٫]
درباره ی قیامت نیز آمده: «لِنَعْلَمَ مَنْ یُؤْمِنُ بِالْآخِرَهِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِی شَکٍّ» [سبأ،۲۱٫]
بنابراین چگونه می فرماید: «لا رَیْبَ فِیهِ» هیچ شکّی در قرآن ومحتوای آن نیست؟

پاسخ:مراد از جمله «لا رَیْبَ فِیهِ» آن نیست که کسی در آن شکّ نکرده و یا شکّ نمی کند، بلکه منظور آن است که حقّانیت قرآن به قدری محکم است که جای شکّ ندارد و اگر کسی شکّ کند به خاطر کور دلی خود اوست.

چنانکه در آیه ۶۶ سوره نمل می فرماید: «بَلْ هُمْ فِی شَکٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ»

پیام ها:

۱-قرآن در عظمت،مقامی بس والا دارد. «ذلِکَ» در ادبیات عرب،« ذلِکَ »اسم اشاره به دور است.در اینجا به قرآن که در پیش روی ماست،با «ذلِکَ» اشاره می کند که از عظمتِ دست نایافتنی قرآن حکایت می کند.

۲-راهنما باید در روش دعوت و محتوای برنامه خود،قاطع و استوار باشد.

جمله ی «لا رَیْبَ فِیهِ» نشانگر استواری و استحکام قرآن است.

۳-توانِ قرآن بر هدایت پرهیزکاران،خود بهترین دلیل بر اتقان و حقّانیت آن است. «هُدیً لِلْمُتَّقِینَ»

۴-تنها افراد پاک وپرهیزکار،از هدایت قرآن بهره مند می شوند. «هُدیً لِلْمُتَّقِینَ» هرکس که ظرف دلش پاکتر باشد،بهره مندی و نورگیری او بیشتر است. [هدایت دارای مراحل و قابل کم و زیاد شدن است. «وَ الَّذِینَ اهْتَدَوْا زادَهُمْ هُدیً»]

«۳»الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ

(متّقین)کسانی هستند که به غیب ایمان دارند و نماز را به پای می دارند و از آنچه به آنان روزی داده ایم،انفاق می کنند.

نکته ها:

قرآن،هستی را به دو بخش تقسیم می کند:عالم غیب [غیب به خداوند متعال،فرشتگان،معاد و حضرت مهدی علیه السلام اطلاق شده است.عالم شهود.متّقین به کلّ هستی ایمان دارند،ولی دیگران تنها آنچه را قبول می کنند که برایشان محسوس باشد.

حتّی توقّع دارند که خدا را با چشم ببینند و چون نمی بینند،به او ایمان نمی آورند. چنانکه برخی به حضرت موسی گفتند: «لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتّی نَرَی اللّهَ جَهْرَهً» [.بقره،۵۵٫]ما هرگز به تو ایمان نمی آوریم،مگر آنکه خداوند را آشکارا مشاهده کنیم.

این افراد درباره ی قیامت نیز می گویند: «ما هِیَ إِلاّ حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما یُهْلِکُنا إِلاَّ الدَّهْرُ» [جاثیه،۲۴٫]جز این دنیا که ما در آن زندگی می کنیم،جهان دیگری نیست،می میریم و زنده می شویم و این روزگار است که ما را از بین می برد.

چنین افرادی هنوز از مدار حیوانات نگذشته اند و راه شناخت را منحصر به محسوسات می دانند و می خواهند همه چیز را از طریق حواسّ درک کنند.

متّقین نسبت به جهان غیب ایمان دارند،که برتر از علم و فراتر از آن است.در درونِ ایمان،عشق،علاقه،تعظیم،تقدیس و ارتباط نهفته است،ولی در علم،این مسائل نیست.

پیام ها:

۱-ایمان،از عمل جدا نیست.در کنار ایمان به غیب،وظایف و تکالیف عملی مؤمن بازگو شده است.«یؤمنون…یقیمون…ینفقون»

۲-اساسی ترین اصل در جهان بینی الهی آن است که هستی،منحصر به محسوسات نیست. «یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ»

۳-پس از اصل ایمان،اقامه ی نماز و انفاق از مهم ترین اعمال است. «یُؤْمِنُونَ…یُقِیمُونَ…

یُنْفِقُونَ» (در جامعه ی الهی که حرکت وسیر الی اللّه دارد،اضطراب ها و ناهنجاری های روحی و روانی و کمبودهای معنوی،با نماز تقویت و درمان می یابد و خلأهای اقتصادی و نابسامانی های ناشی از آن،با انفاق پر و مرتفع می گردد.)

۴-برگزاری نماز،باید مستمر باشد نه موسمی و مقطعی. «یُقِیمُونَ الصَّلاهَ» (فعل مضارع بر استمرار و دوام دلالت دارد.)

۵-در انفاق نیز باید میانه رو باشیم. «مِمّا رَزَقْناهُمْ»

۶-از هرچه خداوند عطا کرده(علم،آبرو،ثروت،هنر و…)به دیگران انفاق کنیم.

«مِمّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ» امام صادق علیه السلام می فرماید:از آنچه به آنان تعلیم داده ایم در جامعه نشر می دهند.[بحار،ج ۲،ص ۱۷٫]

۷-انفاق باید از مال حلال باشد،چون خداوند رزق هر کس را از حلال مقدّر

۸-اگر باور کنیم آنچه داریم از خداست،با انفاق کردن مغرور نمی شویم.بهتر می توانیم قسمتی از آن را انفاق کنیم. «مِمّا رَزَقْناهُمْ»

«۴»وَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ وَ بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ

و آنان به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پیش از تو(بر پیامبران)نازل گریده،ایمان دارند و هم آنان به آخرت(نیز)یقین دارند.

نکته ها:

ابزار شناخت انسان،محدود به حس و عقل نیست،بلکه وحی نیز یکی از راههای شناخت است که متّقین به آن ایمان دارند.انسان در انتخاب راه،بدون راهنما دچار تحیّر و سرگردانی می شود.باید انبیا دست او را بگیرند و با منطق و معجزه و سیره ی عملی خویش، او را به سوی سعادت واقعی راهنمایی کنند.

از این آیه و دو آیه قبل بدست می آید که خشوع در برابر خداوند متعال(نماز)و داشتن روحیّه ایثار و انفاق و تعاون و حفظ حقوق دیگران و امید به آینده ای روشن و پاداش های بزرگ الهی،از آثار تقواست.

پیام ها:

۱-ایمان به تمام انبیا و کتب آسمانی،لازم است.زیرا همه آنان یک هدف را دنبال می کنند. «یُؤْمِنُونَ… ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ»

۲-تقوای واقعی،بدون یقین به آخرت ظهور پیدا نمی کند. «بِالْآخِرَهِ هُمْ یُوقِنُونَ»

۳-احترام قرآن،قبل از کتب دیگر است. «…بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ…»

۴-پیامبر اسلام،آخرین پیامبر الهی است.کلمه «مِنْ قَبْلِکَ» بدون ذکر «مِنْ بَعْدِکَ » نشانه ی خاتمیّت پیامبر اسلام و قرآن است.

«۵»أُولئِکَ عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

تنها آنان از جانب پروردگارشان بر هدایتند و آنان همان رستگاران هستند.

نکته ها:

* پاداش اهل تقوا که به غیب ایمان دارند و اهل نماز و انفاق و یقین به آخرت هستند، رستگاری و فلاح است.رستگاری،بلندترین قلّه سعادت است.زیرا خداوند هستی را برای بشر آفریده و بشر را برای عبادت و عبادت را برای رسیدن به تقوا و تقوا را برای رسیدن به فلاح و رستگاری.

 - «خَلَقَ لَکُمْ ما فِی الْأَرْضِ جَمِیعاً» بقره،۲۹٫

 - «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاّ لِیَعْبُدُونِ» ذاریات،۵۶٫

 - «اعْبُدُوا رَبَّکُمُ… لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» بقره،۲۱

- «فَاتَّقُوا اللّهَ… لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ» مائده،۱۰۰

* در قرآن،رستگاران ویژگی های دارند؛از جمله:

الف:در برابر مفاسد جامعه،به اصلاحگری می پردازند.[ آل عمران،۱۰۴٫]

ب:امر به معروف و نهی از منکر می کنند.[ آل عمران،۱۰۴]

ج:علاوه بر ایمان به رسول خدا صلی الله علیه و آله،او را حمایت می کنند.[اعراف،۱۵۷]

د:اهل ایثار هستند.[حشر،۹]

ه:در قیامت از حسنات،میزانِ سنگین دارند.[اعراف،۸٫]

رستگاری،بدون تلاش به دست نمی آید و شرایط و لوازمی دارد،از آن جمله در قرآن به موارد ذیل اشاره شده است:

  • برای فلاح و رستگاری،تزکیه لازم است. «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّاها» [شمس،۹٫]
  • برای فلاح و رستگاری،جهاد لازم است. «جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ»[مائده،۳۵]
  • برای فلاح و رستگاری،خشوع در نماز،اعراض از لغو،پرداخت زکات، پاکدامنی، عفت،  امانتداری،وفای به عهد و پایداری در نماز،لازم است.

پیام ها:

۱-هدایتِ ویژه الهی،برای مؤمنان واقعی تضمین شده است. «هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ»

۲-ایمان وتقوا،انسان را به فلاح ورستگاری می رساند. «لِلْمُتَّقِینَ، یُؤْمِنُونَ، اَلْمُفْلِحُونَ»
برگرفته از تفسیر نمونه


3 × شش =