خانه > مقالات > چه می شود که خدا خرمشهر را آزاد می کند؟  

چه می شود که خدا خرمشهر را آزاد می کند؟  

این سئوال از این جهت مهم است که نبردهای آتی ما از جنس ” نبرد خرمشهرها ” است و آزاد کردن خرمشهرها کار خداست ؛ حالا ما در نبرد خرمشهرها چگونه باید عمل کنیم تا در نقطه نهایی، خدا خرمشهر را آزاد کند؟

چه می شودکه علیرغم تمام محاسبات مادی و وجود غیرممکن ها، خدا خرمشهر را آزاد میکند؟ این سئوال از این جهت مهم است که نبردهای آتی ما از جنس ” نبرد خرمشهرها ” است و آزاد کردن خرمشهرها کار خداست ؛ حالا ما در نبرد خرمشهرها چگونه باید عمل کنیم تا در نقطه نهایی، خدا خرمشهر را آزاد کند؟

برای درک این مسأله، نگاهی مجدد به شرایط عملیات الی بیت المقدس ضروری است:

 

– در این عملیات کمتر از ۱۵۰ گردان در چهار قرارگاه عملیاتی برای مقابله با ۲۰۰ گردان دشمن سازماندهی شدند.

 

– مرحله اول عملیات که از دهم اردیبهشت شروع شد و حدود شش روز طول کشید. نیروهای ایرانی بخشی از جاده اهواز – خرمشهر را بازپس بگیریم ولی خرمشهر آزاد نشد.

 

– مرحله دوم عملیات، بلافاصله از روز شانزدهم اردیبهشت شروع شد و به مدت ۴ روز طول کشید. مناطقی از محدوده منطقه پاسگاه زید تا شمال شلمچه، کوشک و طلائیه آزاد شد ولی خرمشهر آزاد نشد.

 

– مرحله سوم عملیات روز ۲۰ اردیبهشت و با هدف پیشروی به سمت خرمشهر آغاز شد، ولی توفیق رفیق نبود و علی رغم تلاشهای بی امان ده روز اخیر، بازهم خرمشهر آزاد نشد.

 

– ۲۰ روز عملیات در شرایط بسیار سخت در کنار ضدحمله های شدید عراق، جان نیروهای ایرانی گرفته بود؛ حدود ۵۰۰۰ شهید و بیش از ۱۵۰۰۰ مجروح سازمان تیپها و لشکرهای مختلف را به هم ریخته بود.

 

– با توجه به اینکه اکثر فرماندهان، خواستار توقف عملیات و بازسازی یگانها بودند ولی حسن باقری میگفت که ما تا خرمشهر را آزاد نکنیم از اینجا نخواهیم رفت: «کجا برویم، اصلاً روی برگشت داریم؟ مردم که بیابان نمی‌خواهند، آن‌ها خرمشهر را می‌خواهند… خداوند کمی ما را تحت‌فشار قرار می‌دهد اماخرمشهر را به مردم بازمی‌گرداند»

 

– علی رغم همه مشکلات، نیروهای باقیمانده مجددا سازماندهی و روز اول خرداد به خط دفاعی عراق در نهر خین حمله کردند و پس از دو روز درگیری، با شکستن خط دفاعی عراق، محاصره خرمشهر در قسمت خاکی در حال کامل شدن بود.

 

– صبح روز سوم خرداد و علیرغم تصمیم قرارگاه مبنی توقف عملیات برای بازسازی یگانها، خبر عجیب و غیرمنتظره ورود لشکریان ۸ نجف؛ نیروهای حاج احمد کاظمی و بعد از آن لشکر ۱۴ امام حسین علیه‌السلام؛ نیروهای حاج حسین خرازی به خرمشهر و تسلیم شدن عجیب‌تر و غریب‌تر عراقیها در بی سیم ها طنین انداز می شود. همه باور میکنند که خرمشهر را خدا آزاد کرد؛ همان جمله ای که احمد کاظمی در بی سیم تکرار میکند…

آقا در کتاب طرح کلی اندیشه اسلامی، نقلی دارند از یکی از بزرگان تاریخ معاصر [ص۴۶۳]؛ نقلی که با آیات قرآنی هم منطبق است.
آن وقتی که می‌توانید مبارزه کنید، وقتی دیدید که دارید شکست می‌خورید باز هم مبارزه کنید تا برسید به آن لحظه‌ای که دیگر یقین می‌کنید که هان حتما شکست خواهید خورد، باز هم مبارزه کنید.
وقتی در آن لحظه‌ای که یقین دارید حتما شکست می‌خورید باز به تلاش و کوشش و مبارزه خود ادامه دهید، آن وقت پیروزی و فتح نصیبتان خواهد شد. آیه قرآن تقریبا نظیر همین مطلب را می‌گوید یا تحقیقا. می‌فرماید که: ” حَتَّی إِذَا اسْتَیْأَسَ الرُّسُلُ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ کُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا” (یوسف/۱۱۰)
امتحان سپاه طالوت (قرآن)
خداوند سپاه طالوت را با آب رودخانه امتحان نموده و تعداد کمی از آنها در این آزمایش موفق شدند.

امتحان شدن سپاه طالوت با آب رودخانه: «فلما فصل طالوت بالجنود قال ان اللـه مبتلیکم بنهر فمن شر ب منه فلیس منی ومن لم یطعمه فانه منی الا من اغتر ف غر فة بیده فشر بوا منه الا قلیلا منهم فلما جاوزه هو والذین آمنوا معه قالوالا طاقة لنا الیوم بجالوت وجنوده قال الذین یظنون انهم ملاقو اللـه کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیر ة باذن اللـه واللـه مع الصابر ین:
و هنگامی که طالوت (به فرماندهی لشکر بنی اسرائیلمنصوب شد، و) سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسیله یک نهر آب، آزمایش می‌کند؛ آنها (که به هنگام تشنگی،) از آن بنوشند، از من نیستند؛ و آنها که جز یک پیمانه با دست خود، بیشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده کمی، همگی از آن آب نوشیدند. سپس هنگامی که او، و افرادی که با او ایمان آورده بودند، (و از بوته آزمایش، سالم به در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از کمی نفرات خود، ناراحت شدند؛ و عده‌ای) گفتند: «امروز، ما توانایی مقابله با (جالوت) و سپاهیان او را نداریم.» اما آنها که می‌دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخیز، ایمان داشتند) گفتند: «چه بسیار گروه‌های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‌های عظیمی پیروز شدند! » و خداوند، با صابران و استقامت کنندگان) است.»

بر طبق این آیه لشکریان طالوت در برابر آزمون بزرگى قرار گرفتند، و آن مساله مقاومت شدید در برابر تشنگی، و چنین آزمونى براى لشکر طالوت – مخصوصا با سابقه بدى که براى بنی اسرائیل در بعضى جنگها داشتند – ضرورت داشت ، چرا که پیروزى هر جمعیتى ، بستگى به مقدار انضباط و قدرتایمان و استقامت در مقابل دشمن و اطاعت از دستور رهبر و فرمانده دارد. طالوت مى خواست بداند انبوه لشکر تا چه اندازه ، فرمان او را اطاعت مى کنند، به ویژه اینکه آنها با تردید و دودلى و حتى اعتراض ، رهبرى او را پذیرفته بودند، گر چه در ظاهر تسلیم شده بودند ولى شاید هنوز در باطن ، شک و تردید بر دلهاى آنها حکومت مى کرد، به همین دلیل مامور مى شود که آنها را امتحان کند، تا روشن شود، آیا این سربازان که مى خواهند در برابر شمشیر آتشبار دشمن بایستند، توانائى تحمل مقدارى تشنگى را دارند یا نه ؟ولى اکثریت آنها از بوته این امتحان سالم بیرون نیامدند، چنانکه قرآن مى گوید: آنها همگى جز عده کمى از آنها، از آن آب نوشیدند (فشربوا منه الا قلیلا منهم [۲]

توفیق تعداد کمی از سپاه

توفیق تعداد کمی از سپاه طالوت در امتحان: «فلما فصل طالوت بالجنود قال ان اللـه مبتلیکم بنهر فمن شر ب منه فلیس منی ومن لم یطعمه فانه منی الا من اغتر ف غر فة بیده فشر بوا منه الا قلیلا منهم فلما جاوزه هو والذین آمنوا معه قالوا لا طاقة لنا الیوم بجالوت وجنوده قال الذین یظنون انهم ملاقو اللـه کم من فئة قلیلة غلبت فئة کثیر ة باذن اللـه واللـه مع الصابر ین: و هنگامی که طالوت (به فرماندهی لشکر بنی اسرائیل منصوب شد، و) سپاهیان را با خود بیرون برد، به آنها گفت: «خداوند، شما را به وسیله یک نهر آب، آزمایش می‌کند؛ آنها (که به هنگام تشنگی،) از آن بنوشند، از من نیستند؛ و آنها که جز یک پیمانه بادست خود، بیشتر از آن نخورند، از من هستند» جز عده کمی، همگی از آن آب نوشیدند. سپس هنگامی که او، و افرادی که با او ایمان آورده بودند، (و از بوته آزمایش، سالم به در آمدند،) از آن نهر گذشتند، (از کمی نفرات خود، ناراحت شدند؛ و عده‌ای) گفتند: «امروز، ما توانایی مقابله با (جالوت) و سپاهیان او را نداریم.» اما آنها که می‌دانستند خدا را ملاقات خواهند کرد (و به روز رستاخیز، ایمان داشتند) گفتند: «چه بسیار گروه‌های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‌های عظیمی پیروز شدند! » و خداوند، با صابران و استقامت کنندگان) است.»

 

۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴۹.
۲. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲، ص۲۴۲.
۳. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۴۹.
۴. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، تفسیر مجمع البیان، ج۲، ص۱۴۵.

 

۱۳۹۵/۰۳/۰۳

بیانات در دانشگاه افسرى و تربیت پاسداری امام حسین علیه‌السلام

پس از برگزاری مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان و اهدای سردوشی و رژه

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌ (۱)
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین سیّما بقیّةالله فی الارضین.

روز شیرین و زیبایی است برای من در میان شما جوانان عزیز و انقلابی با دلهای پاک و جانهای پرانگیزه که حقیقتاً برای آینده‌ی این کشور و آینده‌ی این انقلاب امیدهای فراوانی را شما به‌وجود می‌آورید. اوّلاً میلاد مسعود قطب عالم امکان حضرت مهدی (عجّل‌الله فرجه و ارواحنا فداه) را تبریک عرض میکنم؛ ان‌شاءالله همه‌تان امروز و فردا جزو منتظران واقعی و یاران حقیقی آن بزرگوار باشید.

روز سوّم خرداد هم از روزهای فراموش‌شدنی نیست؛ از روزهایی است که در تاریخ کشور ما و در تاریخ انقلاب اسلامی عزیز ایران این روز میدرخشد. نماد است؛ نماد پیروزی حق بر باطل و نماد قدرت الهی و دست قدرتی که امام بزرگوار فرمودند: دست قدرتی دارد ما را حمایت میکند. چنین روزی است روز سوّم خرداد و روز آزادی خرّمشهر. به شما فارغ‌التّحصیلان عزیز، همچنین به شما سردوشی‌بگیران عزیز تبریک عرض میکنم. راه خوبی را آغاز کرده‌اید؛ وارد مسیر خوبی شده‌اید؛ خداوند به شما توفیق بدهد ان‌شاءالله؛ این راه را با جدّیّت، با عزم راسخ، با انگیزه‌ای مضاعف ان‌شاءالله پیش ببرید.

در مورد فتح خرّمشهر، اغلب شما جوانها آن روز نبودید یا اگر هم بودید کودک بودید خیلی، کوچک بودید؛ روز فتح خرّمشهر حادثه‌ی عظیمی بود. شاید هنوز چند ساعت از خبر نگذشته بود که بنده از [ساختمان‌] ریاست جمهوری میرفتم طرف بیت امام که خدمت امام (رضوان‌الله تعالی علیه) برسم. در این خیابان و سر راه، مردم غوغا کرده بودند؛ مثل یک راه‌پیمایی، مثل یک تظاهرات [بود]. ماشین ما را که میدیدند، می‌آمدند جلو تبریک میگفتند. در همه‌ی کشور یک جشن عمومیِ خودجوش به وجود آمد؛ مسئله این‌قدر مسئله‌ی مهمّی بود.
البتّه مردم آن روز غالباً نمیدانستند چه اتّفاقی افتاده است که این فتح به وجود آمده. از آن فداکاری‌ها، از آن ریزه‌کاری‌ها، از آن تلاشهای عجیب و باورنکردنی، مردم اطّلاع نداشتند؛ امروز هم خیلی‌ها اطّلاع ندارند. من توصیه میکنم این کتابهایی که درباره‌ی جزئیّات عملیّات «الی‌بیت‌المقدّس» هست که به فتح خرّمشهر منتهی شد، همچنین بقیّه‌ی عملیّات -«فتح‌المبین» و دیگر عملیّات- را همه بخوانند؛ بخوانند و ببینند چه اتّفاقی افتاده. بنده یک وقتی تشبیه کردم دفاع مقدّس را به یک تابلوی خیلی بزرگ و باشکوهی که آن بالا نصب کرده‌اند؛ ما از این پایین آن تابلو را می‌بینیم و تحسین میکنیم؛ امّا اگر نزدیک برویم، ریزه‌کاری‌هایی که در این تابلو به‌کار رفته، هنرمندی‌هایی که به‌کار رفته، جزئیّاتی که در این تابلو هست، آن به‌هم‌آمیختگی رنگهای مختلف، نقشهای مختلف، قلمهای مختلف را ببینیم، ده‌برابر تحسین ما بیشتر خواهد شد. این کتابهایی که نوشته‌اند، این جزئیّات را درواقع برای ما که از دور این تابلو را دیده‌ایم، تشریح میکنند. خب، حادثه‌ی بزرگی بود.

امّا بزرگ‌تر از این حادثه، این بود که امام (رضوان الله علیه) -آن مرد خدا، آن حکیم الهی به معنای واقعی کلمه- وقتی خرّمشهر آزاد شد، وقتی این‌همه مجاهدت به‌بار نشست، این‌همه جوانها عرق ریختند، این‌همه شهید دادیم، این‌همه زحمت کشیدیم، فرمود که خرّمشهر را خدا آزاد کرد؛ خرّمشهر را خدا آزاد کرد! این مهم است؛ معنای این چیست؟ معنای این آن است که اگر شما مجاهدت کردید، قدرت خدا می‌آید پشت شما. لشکر بی‌عقبه، کاری نمیتواند بکند؛ لشکری که عقبه دارد، [نیروی‌] احتیاط دارد، نیروی ذخیره‌ی فراوان دارد، همه کار میتواند بکند. حالا اگر لشکری عقبه‌اش، ذخیره‌اش عبارت بود از قدرت الهی، این لشکر دیگر شکست‌بخور است؟ امام این را به ما فهماند؛ فهماند که وقتی مجاهدت میکنید، وقتی تنبلی نمیکنید، وقتی وارد میدان میشوید، وقتی نیروهای خودتان را به صحنه وارد میکنید، اینجا قدرت خدا است که پشت سر شما است، [لذا] خرّمشهر را خدا آزاد میکند. با این منطق، همه‌ی دنیای مسخّرِ استکبار را هم خدا میتواند آزاد کند. با این منطق، فلسطین هم میتواند آزاد بشود. با این منطق، هر ملّتی میتواند مستضعف نماند؛ به شرطی که این منطق تحقّق پیدا کند. وقتی ما این منطق را داشتیم، شکست‌ناپذیر میشویم. وقتی با این منطق وارد میدان شدیم، ترس و مرعوب شدن [نخواهد بود]؛ قدرت نظامی یا تبلیغاتی یا پولی و مالی و اقتصادیِ قدرتها در مقابل ما، دیگر ترسناک و هولناک نخواهند بود؛ متّکی هستیم به قدرت خدا. البتّه قدرت خدا پشت سر آدمهای تنبل نمی‌آید؛ پشت سر ملّتهایی که حاضر نیستند فداکاری کنند نمی‌آید. قدرت خدا پشت سر آن کسانی می‌آید که وارد میدان میشوند، حرکت میکنند، تلاش میکنند، خودشان را برای همه کار آماده میکنند؛ اینها متّکی‌اند به قدرت الهی. ذلِکَ بِاَنَّ اللهَ مَولَی الَّذینَ ءامَنوا وَ اَنَّ الکٰفِرینَ لا مَولی‌ لَهُم؛(۲) این آیه‌ی قرآن است؛ خدا، مولای شما است؛ شما مولایی دارید که همه‌ی عالمِ وجود تحت قدرت او است؛ این مولای شما است و کافرین ندارند.

در جنگ بدر وقتی‌که کفّار بنا کردند شعار دادن و بتهای خودشان را اسم آوردن، پیغمبر فرمود به مسلمانها بگویید: اَللهُ مَولانا وَ لا مَولی‌ لَکُم؛(۳) خدا مولای ما است، پشتیبان ما است، قدرت ما متّکی به قدرت او است و شما ندارید این را؛ همین‌جور هم شد.

الان ۳۷ سال، ۳۸ سال است که دارند از همه‌ی امکانات استفاده میکنند برای اینکه این رویش مبارک را، این جمهوری اسلامی را، این انقلاب مجسّم را شکست بدهند و نتوانسته‌اند؛ اَللهُ مَولانا. ملّت ایران در صحنه است؛ به یک عدّه آدمهای کنارنشسته‌ی نق‌زنِ غُرزن یا پیرو شهوات نگاه نکنید؛ ملّت در صحنه است، ملّت در میدان است. در میان این ملّت، زمره‌ی عظیمی حضور دارند که حاضرند جانشان را فدا کنند؛ این همان چیزی است که قدرت خدا را می‌آورد پشت سرِ انسان؛ این یعنی جنگ نامتقارن.

معنای جنگ نامتقارن این است که دو طرفِ جنگ از منابع مختلف‌الحالی، با هویّتهای مختلف برخوردارند؛ این جنگ نامتقارن است؛ یعنی هرکدامِ از این دو طرف امکاناتی دارند، منابع قدرتی دارند که طرف دیگر آن را ندارد. ما با استکبار جهانی در حال جنگ نامتقارنیم؛ چرا؟ ممکن است او یک امکاناتی داشته باشد که ما نداشته باشیم امّا ما هم امکاناتی داریم که او ندارد؛ آن امکان چیست؟ توکّل، اعتماد به خدا، اعتماد به پیروزی نهایی، اعتماد به قدرت انسان، به قدرت اراده‌ی انسان مؤمن؛ این را ما داریم؛ این شد جنگ نامتقارن. در جنگ نامتقارن اراده‌ها هستند که با هم میجنگند؛ هر اراده‌ای غلبه پیدا کرد، پیروز خواهد شد. در میدان، اراده را ضعیف نکنید؛ در میدان نبرد، اراده را دچار تزلزل نکنید؛ اگر یک طرفِ جنگ در میدان نبرد اراده‌اش سست شد، قطعاً شکست خواهد خورد. نگذارید اراده‌تان سست بشود، نگذارید تبلیغات دشمن و وسوسه‌های دشمن، در اراده و عزم راسخ شما تزلزل ایجاد کند؛ این اراده‌ی مستحکم را نگه دارید؛ این ضامن پیروزی است.

[امروز] جنگ نظامی مطرح نیست؛ امروز برای کشور ما جنگ نظامیِ سنّتی و متعارف احتمال بسیار بسیار ضعیفی است لکن جهاد باقی است؛ جهاد یک چیز دیگر است. جهاد فقط به‌معنای قتال نیست، فقط به‌معنای جنگ نظامی نیست؛ جهاد یک معنای بسیار وسیع‌تری دارد.

در بین جهادها جهادی هست که خدای متعال در قرآن آن را «جهاد کبیر» نام نهاده: وَ جٰهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا؛(۴) در سوره‌ی مبارکه‌ی فرقان است؛ «بِه‌» یعنی به قرآن، «جٰهِدهُم بِه‌» یعنی به‌وسیله‌ی قرآن با آنها جهاد کن؛ جِهاداً کَبیرًا. این آیه در مکّه نازل شده. درست توجّه کنند جوانهای عزیز!

در مکّه جنگ نظامی مطرح نبود؛ پیغمبر و مسلمانها مأمور به جنگ نظامی نبودند، کاری که آنها میکردند کار دیگری بود؛ همان کار دیگر است که خدای متعال در این آیه‌ی شریفه میگوید: وَ جٰهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا. آن کارِ دیگر چیست؟ آن کارِ دیگر، ایستادگی و مقاومت و عدم تبعیّت [است.] فَلا تُطِعِ الکٰفِرینَ وَ جٰهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا؛(۵) از مشرکین اطاعت نکن. اطاعت نکردن از کفّار همان چیزی است که خدای متعال به آن گفته جهاد کبیر. این تقسیم‌بندی غیر از تقسیم‌بندی جهاد اکبر و جهاد اصغر است: جهاد اکبر که از همه سخت‌تر است، جهاد با نفْس است، همان چیزی است که هویّت ما را، باطن ما را حفظ میکند؛

جهاد اصغر، مجاهدت با دشمن است، منتها در بین جهاد اصغر یک جهاد هست که خدای متعال آن را «جهاد کبیر» نام نهاده که آن همین است. «جهاد کبیر» یعنی چه؟ یعنی اطاعت نکردن از دشمن، از کافر؛ از خصمی که در میدان مبارزه‌ی با تو قرار گرفته اطاعت نکن. اطاعت یعنی چه؟ یعنی تبعیّت؛ تبعیّت نکن. تبعیّت نکردن در کجا؟ در میدانهای مختلف؛ تبعیّت در میدان سیاست، در میدان اقتصاد، در میدان فرهنگ، در میدان هنر. در میدانهای مختلف از دشمن تبعیّت نکن؛ این شد «جهاد کبیر».

این تبعیّت نکردن آن‌قدر مهم است که خدای متعال پیغمبر خود را مکرّر به آن توصیه میکند. آیه‌ی تکان‌دهنده‌ی اوّل سوره‌ی مبارکه‌ی احزاب: بِسمِ‌اللهِ‌الرَّحمنِ‌الرَّحیم * یٰاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکٰفِرینَ؛ [میفرماید] «اِتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرین»! پیغمبر! تقوا داشته باش و از کافران تبعیّت نکن؛ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حکیمًا،(۶) ما میدانیم مشکلات تو را، ما میدانیم فشارهایی که بر تو وارد میکنند تا تو را وادار به تبعیّت کنند -تهدید میکنند، تطمیع میکنند- امّا شما مراقب امر و نهی الهی باش، اِتَّقِ اللهَ، حواست جمع باشد. وَ لا تُطِعِ الکٰفِرین؛ این اطاعت نکردن از کافرین، آن چیز بزرگ و مهمّی است که خدای متعال با این لحن با پیغمبرش حرف میزند.

خب، اطاعت از کافرین نکن، پس چه‌کار کن؟ وَ اتَّبِع ما یوحی‌ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرًا.(۷) [میفرماید:] یٰاَیُّهَا النَّبِیُّ اتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرینَ و المُنفِقینَ اِنَّ اللهَ کانَ عَلیمًا حکیمًا * وَ اتَّبِع ما یوحی‌ اِلَیکَ مِن رَبِّکَ اِنَّ اللهَ کانَ بِما تَعمَلونَ خَبیرا؛(۸) از آنها تبعیّت نکن؛ تو برنامه داری؛ تو برنامه‌ی کار داری، برنامه‌ی زندگی داری؛ وحی الهی تو را تنها نگذاشته است؛ قرآن در اختیار تو است، اسلام در اختیار تو است، برنامه‌ی اسلام در اختیار تو است؛ این راه را برو. ببینید اینها همه آیات اوّل سوره‌ی احزاب است؛ پشت سر هم؛ اوّل، اِتَّقِ اللهَ وَ لا تُطِعِ الکفِرینَ وَ المُنفِقین؛(۹) بعد، وَ اتَّبِع ما یوحی‌ اِلَیکَ مِن رَبِّک؛(۱۰)

پشت سر [آن‌]، جواب این سؤال است که خب، خطر وجود دارد، فشار می‌آورند؛ وَ تَوَکَّل عَلَی اللهِ وَ کَفی‌ بِاللهِ وَکیلا؛(۱۱) در مقابل همه‌ی این فشارها به خدا تکیه کن؛ به خدا تکیه کن. توکّل معنایش این نیست که کار را رها کنید بنشینید تا خدا بیاید عوض شما کار را انجام بدهد؛ این نیست؛ توکّل این است که شما راه بیفتید، عرق بریزید، تلاش کنید، آن‌وقت یقین داشته باشید که خدای متعال شما را کمک خواهد کرد؛ امروز مسئله‌ی جمهوری اسلامی این است.

مسئله‌ی جمهوری اسلامی این است که دشمن مستکبر، درصدد به‌زانو درآوردن انقلاب است؛ با چه چیزی؟ با نفوذ دادن فرهنگ خود، با فشار اقتصادی خود، با انواع و اقسام تلاشهای سیاسی خود، با گستره‌ی عظیم تبلیغات خود، و با عوامل خائنی که در اختیارش هستند، درصدد تکان دادن فضای جمهوری اسلامی است تا آن را به تبعیّت بکشانند. آنچه استکبار را از جمهوری اسلامی بشدّت غضبناک میکند، مسلمان بودن مردم ایران نیست؛ آن، عبارت است از اینکه مردم به‌خاطر این مسلمان بودن، حاضر نیستند زیر بار استکبار بروند؛ حاضر نیستند تبعیّت کنند؛ این است که دشمن را غضبناک میکند. سعی میکنند این را زیر پوشش‌هایی بپوشانند امّا واقعیّت قضیّه این است. مسئله‌ی هسته‌ای بهانه بود، حتّی مسئله‌ی موشکها -این قضیّه‌ی موشکها که راه انداخته‌اند، «موشک، موشک» که البتّه هیچ فایده‌ای هم ندارد و هیچ غلطی هم نمیتوانند بکنند- بهانه است؛ مسئله‌ی حقوق بشر، مسائل گوناگون دیگر، همه بهانه است. مسئله، عدم تبعیّت است.

اگر جمهوری اسلامی حاضر بود تبعیّت استکبار را قبول بکند، با موشکش هم میساختند، با انرژی هسته‌ای و انواع و اقسام چیزهایی که در این زمینه وجود دارد میساختند و اسم حقوق بشر را هم اصلاً نمی‌آوردند. جمهوری اسلامی، با تعلیم الهی، حاضر نیست از دشمن مستکبر کافر تبعیّت بکند، از جبهه‌ی کفر و استکبار تبعیّت بکند؛ این است علّت اصلی؛ همه‌ی تلاششان [برای‌] این است.

البتّه سعی میکنند این را به زبان نیاورند امّا گاهی اظهاراتشان آنها را لو میدهد. همین چند روز قبل از این، یک مسئول آمریکایی، اتّهاماتی را که علیه جمهوری اسلامی هست ردیف کرد: موشک و چه و چه و «ایدئولوژی»! از دستشان درمیرود؛ خودشان را لو میدهند. [این ایدئولوژی‌] یعنی تفکّر؛ تفکّر اسلامی که وادار میکند شما را که زیر بار دشمنِ کافر و جبهه‌ی کفر و استکبار نروید. این است که موجب دشمنی است، و همین است که موجب اقتدار شما است؛ همین است که موجب اقتدار شما است. این انگیزه است که ملّت ایران را سرپا نگه داشته است؛ این انگیزه است که عزم راسخ را در ملّت ایران نگه داشته است؛ ایستادگی. حفظ هویّت انقلابی و اسلامی برای نظام جمهوری اسلامی و برای ملّت ایران؛ این آن‌چیزی است که دشمن از آن بشدّت شاکی است؛ چاره‌ای هم ندارد. خیلی تلاش کردند بلکه بتوانند مراکز تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی را به حیطه‌ی قدرت خودشان در بیاورند، [امّا] نتوانستند و به توفیق الهی و به حول و قوّه‌ی الهی نخواهند توانست.

شما پاسدار انقلابید، پاسدار انقلاب. البتّه همه‌ی ملّت ایران پاسدار انقلابند یا باید باشند، امّا شما سازمانی هستید که به این نام مفتخر و سربلند است: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. این جهاد کبیر را، شما باید سرلوحه‌ی کارتان قرار بدهید. امروز هم نسبت به سپاه، از همه بیشتر عصبانی هستند؛ در اسمهایی که می‌آورند، در فحّاشی‌هایی که میکنند، در تهمتهایی که میزنند، از همه بیشتر، سپاه را آماج این بدگویی‌ها و این دروغ‌گویی‌ها قرار میدهند؛ علّت این است که سپاه نشان داده که ایستاده است. این روحیّه و این جهت‌گیری و این حالت را از دست ندهید.

جوانهای عزیز! بچه‌های عزیز من! فردا مال شما است، آینده مالِ شما است؛ شما هستید که باید این تاریخ را با عزّتش محفوظ نگه دارید؛ شما هستید که این بارِ مسئولیّت را بردوش دارید؛ خرّمشهرها در پیش است؛نه در میدان جنگ نظامی، [بلکه‌] در یک میدانی که از جنگ نظامی سخت‌تر است. البتّه ویرانی‌های جنگ نظامی را ندارد؛ بعکس، آبادانی به دنبال دارد، امّا سختی‌اش بیشتر است. اینکه ما گفتیم اقتصاد مقاومتی، یعنی بخش اقتصادیِ این سیاستِ بزرگ و اساسی، مقاومت اقتصادی است. اینکه گفتیم جوانهای مؤمن و حزب‌اللّهی و انقلابی کارهای فرهنگی خودجوش را رها نکنند و دنبال بکنند، و همه‌ی دستگاه‌های فرهنگی کشور را دعوت کردیم و میکنیم که در این جهت حرکت کنند، این، بخش فرهنگیِ این عدم تبعیّت است، این جهاد بزرگ است، جهاد کبیر است. اینکه از همه‌ی استعدادهای موجود کشور دعوت میکنیم که استعدادهای خودشان را در خدمت پیشرفت این کشور به کار بیندازند و به صحنه بیاورند و به میدان بیاورند و از مسئولان دولتی و سایر مسئولان دعوت میکنیم که از این استعدادها استقبال بکنند، این آن بخشِ فعّالِ اجتماعیِ این جهاد کبیر است. این جهاد کبیر ابعادی دارد: جٰهِدهُم بِه‌ جِهادًا کَبیرًا.(۱۲)

این به‌معنای قطع رابطه‌ی با دنیا نیست؛ بعضی‌ها برای اینکه این سیاست الهی را بکوبند، بدروغ میگویند «انقلابیّون میگویند با دنیا قطع رابطه کنید»؛ نه، ما قائل به قطع رابطه‌ی با دنیا نیستیم، قائل به حصار کشیدن دُور کشور هم نیستیم؛ رفت‌وآمد بکنند، رابطه داشته باشند، مبادله بکنند، دادوستد بکنند، امّا هویّت و شخصیّت اصلی خودشان را از یاد نبرند؛ این حرف ما است: وَ اَنتُمُ الاَعلَونَ اِن کُنتُم مُؤمِنین؛(۱۳) مثل نماینده‌ی نظام اسلامی حرکت بکنند، مثل نماینده‌ی نظام اسلامی سخن بگویند. با همه، با هرجا که مصلحت کشور اقتضا میکند، قرارداد ببندید، امّا مثل نماینده‌ی ایران اسلامی و نماینده‌ی اسلام پشت میز قرارداد بنشینید. همه هوشمندانه حرکت کنند؛ این جهاد هوشمندی لازم دارد، این جهاد اخلاص لازم دارد. این جهاد مثل جهاد نظامی نیست که کسانی در آنجا بدرخشند و چه شهیدشان، چه زنده‌شان و چه جانبازشان مثل قهرمان نشان داده بشوند -که ماها افتخار میکنیم به این شهدا و این جانبازان و ایثارگران- این جهاد جهادی است که ممکن است کسی خیلی هم زحمت بکشد، امّا چهره‌ی او را هیچ‌کس نشناسد؛ اخلاص لازم دارد این جهاد.

امروز، دشمن از اینکه بتواند به نظام اسلامی ضربه‌ی اساسی وارد کند ناامید است، چون میداند در داخل به‌قدر کافی انگیزه و ایمان و صدق و آمادگی وجود دارد؛ لذا ناامیدند از اینکه بتوانند ضربه‌ی اساسی وارد کنند، امّا ناامید نیستند از اینکه بتوانند نفوذ کنند. ابزارهای نفوذ هم امروز زیاد است.

سعی دارند جوان ایرانی را به شکلی بار بیاورند که خودشان می‌پسندند. اگر جوان ایرانی به شکل آمریکاپسند و استکبارپسند رشد کرد، آمریکا دیگر برای پیاده کردن نقشه‌های خود در ایران خرجی و هزینه‌ای نخواهد داشت؛ این جوان خودش مثل نوکر بی‌جیره‌ومواجب برای آنها کار خواهد کرد؛

میخواهند جوان ایرانی را این‌جوری بار بیاورند. چهار تا آدم بی‌هویّت جوری حرف زدند و جوری عمل کردند که یک آمریکایی چند سال قبل آمد ایران و وقتی برگشت، گفت کسانی در ایران هستند که اسلحه دستشان است و منتظر دستور ما هستند که شلّیک کنند! چهار تا آدم بی‌هویّت را دیده بود، فریب خورده بود. مشکل بزرگ آمریکایی‌ها این است که کشور ما را نمی‌شناسند، مردم ما را نمی‌شناسند، نمیتوانند هم بشناسند.

مشکل استکبار این است که بیشتر به ظاهر نگاه میکند؛ به رنگ‌ولعاب ظاهری نگاه میکند، [امّا] باطن را نمیتواند ببیند. اقتدارش هم اقتدار ظاهری و اقتدار بر جسمها است؛ بر دلها نمیتواند آن‌چنان‌که مایل است اقتدار پیدا کند. اشتباه کردند. امّا از نفوذ کردن ناامید نیستند؛ میخواهند نفوذ کنند، میخواهند دلها را تسخیر کنند، میخواهند ذهنها را تغییر بدهند.

این یک وظیفه‌ی بزرگ بر دوش همه‌ی غمخواران ملّت ایران و غمخواران کشور، از جمله شما جوانهای عزیز پاسدار و سازمان بزرگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قرار میدهد. کار شما فقط جنگیدن نیست؛ سپاه پاسداران، پاسدار انقلاب است. البتّه جنبه‌ی نظامی در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مطلقاً نباید تضعیف بشود؛ همچنان‌که شایسته‌ی یک سازمان نظامی است، باید به بهترین وجه و در نوترین شکل و مبتکرانه‌ترین گونه‌ی کار ادامه داشته باشد؛ امّا فقط این نیست. وظیفه‌ی تبیین، امروز بر دوش همه است؛ از جمله بر دوش شما. اینکه بنده روی تبیین این‌همه تکیه میکنم، برای خاطر این است که امروز این جهاد کبیر به میزان زیادی متوقّف به تبیین است؛ تبیین، بیان کردن، روشنگری؛ امروز روشنگری لازم است. سعی کنید ذهنها را با عمق‌یابی، به اعماق حقایق و مسائل برسانید. این دانشگاه شما میتواند کارهای بزرگی را در این زمینه انجام بدهد و میتواند تبیین را یکی از برنامه‌های اساسی خودش قرار بدهد؛ هم در بین مجموعه‌ی خودی، هم در قلمروِ وسیع‌تری، تا آنجایی که امکاناتش اجازه بدهد.

شعارهای انقلاب را باید حفظ کرد؛ این یکی از هدفها است. یکی از کارهای بزرگ و [یکی‌] از بخشهای بزرگ این جهاد عظیم -جهاد بزرگ- عبارت است از حفظ شعارهای انقلاب. شعارها هدفها را نشان میدهند، شعارها راه را به ما نشان میدهند، شعارها مثل علامتهایی هستند که در راه میگذارند برای اینکه انسان راه را اشتباه نکند؛ اَلیَمینُ وَ الیَسارُ مَضَلَّةٌ و الطَّریقُ الوُسطی‌ هِیَ الجادَّة؛(۱۴) به چپ و راست نغلتند، راه مستقیم و صراط مستقیم را بروند؛ هنر این شعارها این است، نقشش این است. در مورد این شعارها و حقایق هم فقط به احساسات اکتفا نشود. من البتّه برای احساسات نقش زیادی قائلم، برای عواطف نقش زیادی قائلم، امّا کافی نیست؛ لازم است امّا کافی نیست. عمق، تعمّق و ژرف‌نگری در همه‌ی این شعارها باید وجود داشته باشد. سعی کنید در مسائل تعمّق کنید؛ وقتی عمق‌یابی کردید، این ایمانِ مستقر با هیچ نیرویی از شما جدا نخواهد شد. مشکل اینهایی که می‌بینید یک روز تندتر از همه‌ی تندهایند و یک روز ۱۸۰ درجه به این‌طرف میغلتند، عمق نداشتن آن ایمان است. داشتیم ما؛ اوایل انقلاب بعضی‌ها بودند که آن‌چنان تند و آتشی بودند که انقلابی‌های اصلی و قدیمی و سابقه‌دار را هم قبول نداشتند و به آنها هم ایراد میگرفتند امّا سطحی بودند؛ این سطحی‌بودن بلای جانشان شد، از این‌طرف ۱۸۰ درجه غلتیدند؛ مَمشایشان عوض شد. عمق و ژرفا [داشته باشید]؛ بروید در اعماق فکر و اندیشه و از راهنمایی استادهای صالح در این راه استفاده کنید.

کادرسازی یکی دیگر از کارها است. آینده مال شما است؛ در آینده شماها میتوانید سهم بسزایی در به وجود آوردن و اهدا کردن کادرهای شایسته و صالح به نظام عمومی کشور و نظام مدیریّت کشور داشته باشید. تجربه‌های متراکم انقلاب را، این تجربه‌های انبوه این ۳۷ سال را تدوین کنید؛ این یک کار علمی است، یک پژوهش علمی – تاریخی است. امروز ما احتیاج داریم به اینکه یک نگاهی به گذشته داشته باشیم؛ راه‌هایی که آمدیم، کارهایی که کردیم، کارهایی که کردند، تجربه‌هایی که از سَر گذراندیم، این نشیب‌وفرازهای عجیب و غریبی که در سر راه بوده است و انقلاب توانسته خود را از این پیچ‌وواپیچ راه‌های گوناگون پیش ببرد به سمت اهداف و متوقّف نشود، این احتیاج به تدوین دارد؛ این احتیاج به کار علمی دارد. دانشگاه شما دانشگاه متفاوتی است؛ البتّه این خطاب من فقط به دانشگاه شما نیست، به همه‌ی دانشگاه‌ها و به همه‌ی مراکز علمی و به حوزه‌های علمیّه است؛ امّا خب، دانشگاه امام حسین، دانشگاه امام حسین است! دانشگاه متفاوتی است؛ مسئولیّت بیشتری بر عهده‌ی شما است.

یک نکته هم این است که تبیین را اساس کار بدانید. بنده میبینم گاهی اوقات یک جماعتی، یک افرادی، جوانهای احتمالاً صالح و مؤمنی با یک کسی مخالفند یا با یک جلسه‌ای مخالفند، بنا میکنند هیاهو کردن و جنجال کردن و شعار دادن؛ بنده با این کارها موافق نیستم. این هیچ فایده‌ای ندارد؛ این را من از قدیم به کسانی که در این کارها بودند، همواره سفارش کرده‌ام. اینکه بروند در یک مجلسی، چون فلان‌کس سخنرانی میکند که شما مثلاً او را قبول ندارید -ممکن هم هست حق با شما باشد یا نباشد- برویم این مجلس را خراب کنیم، به‌هم بزنیم؛ نه، این هیچ فایده‌ای ندارد. فایده در تبیین است، فایده در کار درست است، در کار هوشمندانه است؛ اینها است که فایده دارد. گاهی اوقات بعضی‌ها از روی اغراضی این کارها را میکنند، به پای بچّه‌های مؤمن و حزب‌اللّهی می‌اندازند؛ حواستان به این هم باشد.

آخرین مطلبی که عرض میکنم این است؛ همه‌ی آنچه گفتیم، همه‌ی آنچه باید بکنیم، همه‌ی آنچه توانایی‌های ما رَسا(۱۵) برای انجام آن است، متوقّف به این است که به خدای متعال تضرّع کنیم، توجّه کنیم، توسّلاتمان را با خدا افزایش بدهیم. رابطه‌ی دلها با خدای متعال، آن رابطه‌ای است که اگر تأمین شد، پشتوانه‌ی هویّت انقلابی و عزم و اراده‌ی ما است که خواهد توانست این زمینه‌ای را که بحث کردیم فراهم کند.

جوانهای عزیز اُنس‌تان را با قرآن حفظ کنید؛ بحمدالله بین جوانهای ما حافظ قرآن زیاد است. به حفظ قرآن، تلاوت قرآن، تدبّر در قرآن، تأمّل در آیات الهی [اهمّیّت بدهید]؛ به نماز توجّه کنید، نماز خوب، نماز با توجّه، نماز با احساس حضور در مقابل پروردگار. حضور قلب یعنی دل در هنگام نماز حاضر باشد، اینجا باشد. گاهی ما داریم نماز میخوانیم دلمان جای دیگر است؛ حضور قلب یعنی دلمان همین‌جا باشد، در سجّاده‌مان باشد، متوجّه نمازمان باشد، جای دیگر نباشد. این را شما جوانها تمرین کنید؛ ممکن است اوّل هم سخت باشد لکن تمرین کنید، آسان خواهد شد، عادت شما خواهد شد. اگر امروز تمرین کردید، همیشه به دردتان خواهد خورد؛ اگر در جوانی تمرین نکرده باشید، وقتی به سنّ امثال بنده رسیدید، کار سخت خواهد شد. با نماز، با قرآن، با توسّلات، با دعاهای ماه شعبان، با مناجات شعبانیّه [اُنس بگیرید]. ماه رمضان در پیش است؛ با ایّام و لیالی مبارک ماه رمضان خودتان را تصفیه کنید، معطّر کنید، نورانی کنید، ان‌شاءالله خواهید توانست همه‌ی این کارهای بزرگ را انجام بدهید.

یاد امام عزیزمان بخیر؛ رحمت خدا بر آن مرد بزرگ که این راه را به روی ما گشود و رحمت خدا بر شهیدان عزیز و درود بر خانواده‌های شهیدان و جانبازان.

والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته‌

۱) در ابتدای این دیدار -که در محلّ دانشگاه امام حسین (علیه‌السّلام) برگزار شد- سرلشکر پاسدار محمّدعلی جعفری (فرمانده کلّ سپاه) و دریادار پاسدار مرتضی‌ صفّاری (فرمانده دانشگاه) گزارشی ارائه کردند.
۲) سوره‌ی محمّد، آیه‌ی ۱۱؛ «چرا که خدا سرپرست کسانی است که ایمان آورده‌اند، ولی کافران را سرپرست و [یاوری‌] نیست.»
۳) خصال، ج ۲، ص ۳۹۷ و ۳۹۸
۴) سوره‌ی فرقان، بخشی از آیه‌ی ۵۲؛ «… و با [الهام گرفتن از] قرآن با آنان به جهادی بزرگ بپرداز.»
۵) همان‌
۶) سوره‌ی احزاب، آیه‌ی ۱
۷) سوره‌ی احزاب، آیه‌ی ۲؛ «و آنچه را که از جانب پروردگارت به سوی تو وحی میشود، پیروی کن که خدا همواره به آنچه میکنید، آگاه است.»
۸) سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۲؛ «…به آنچه میکنید آگاه است.»
۹) سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۱؛ «از خدا پروا بدار و کافران و منافقان را فرمان مبر…»
۱۰) سوره‌ی احزاب، بخشی از آیه‌ی ۲؛ «و آنچه را که از جانب پروردگارت به‌سوی تو وحی میشود، پیروی کن…»
۱۱) سوره‌ی احزاب، آیه‌ی ۳؛ «و بر خدا اعتماد کن، همین بس که خدا نگهبان [تو] است.»
۱۲) سوره‌ی فرقان، بخشی از آیه‌ی ۵۲؛ «… با [الهام گرفتن از] قرآن با آنان به جهادی بزرگ بپرداز.»
۱۳) سوره‌ی آل‌عمران، بخشی از آیه‌ی ۱۳۹؛ «… و اگر مؤمنید، شما برترید.»
۱۴) نهج‌البلاغه، خطبه ۱۶ (با اندکی تفاوت)
۱۵) توانا، لایق‌

 

بیت المقدس و فتح خرمشهر۱

بیت المقدس و فتح خرمشهر۱

پیام جهانی فتح

 

مقدمه

صدام و نظامیان بعثی، همه همت، توان و تدبیر خود را برای حفظ اشغال خرمشهر، از آغاز تصرف آن، به کار گرفتند و این شهر قشنگ را به زعم خود به یک دژ نفوذ ناپذیر و غیر قابل تصرف تبدیل کرده بودند. آنان با کشیدن حصارهای دفاعی متعدد به دور این شهر و احداث خاکریزهای دفاعی گسترده، با تخریب خانه‌های مردم و نیز ایجاد استحکامات گسترده، که با تعبیه میدان‌های مین و چیدن سیم خاردارهای زیادی به دور آنان صورت گرفته بود، از پدافند قطعی خود برای حفظ این شهر مطمئن شده و حتی فکر مقابله با عملیات احتمالی هوابرد و هلی‌بُرن از سوی نیروهای ایرانی را نیز کرده بودند و هرجا فضا و زمین مساعدی برای فرود آمدن نیروها از هوا بود، آن ناحیه را با کاشتن عمودی تیرآهن‌های متعدد،‌ برای اقدام نظامی از آسمان، ناممکن ساخته بودند.‏همه این اقدامات، نشان از عزم جدی صدام، برای نگهداری و ادامه اشغال این شهر از سوی نظامیان بعثی عراقی داشت. صدام حتی پس از ۲۵ روز نبرد شبانه‌روزی رزمندگان اسلام در عملیات بیت‌المقدس و درست هنگامی که آنان به دروازه‌های غربی خرمشهر نزدیک می‌شدند، همچنان به تقویت نیروهای نظامی خود در این شهر می‌پرداخت و برای جلوگیری از پیروزی قطعی رزمندگان اسلام، سربازان جدیدی را وارد این شهر برای ادامه تصرف آن می‌کرد، به گونه‌ای که بیشترین نظامیان عراقی، در جریان عملیات بیت‌المقدس، از داخل بندر خرمشهر به اسارت گرفته شدند.

خبر آنلاین-یادداشتی ازسردارحسین علایی

 

 

ایرانِ انقلابی

طی چند قرن هر بار با هر کشوری درگیر می شدیم یا می جنگیدیم، قسمتی از خاک کشورمان، ایران، را از دست می دادیم. بعضی وقت ها هم بدون درگیری و جنگ، قسمتی از خاک که نه کشوری را از دست می دادیم؛ نمونه اش بحرین. سرزمینی که فقط هفت سال قبل از پیروزی انقلاب اسلامی آن را از دست داده بودیم. یعنی سال ۱۳۵۰٫ عراق هم با حمایت قدرت های جهانی و با همین خیال آمده بود. و امیدوار بود حداقل خرمشهر را برای خودش نگه دارد که نتوانست.

قلب مقاومت ص ۷۹

نماد مقاومت

فاینشنال تایمز:«خرمشهر به منزله کلید پیروزی جنگ است. خرمشهر تنها سمبل واقعی پیروزی عراق و سمبل مقاومت سرسختانه ی نیروهای ایرانی است.»

گزارش های خبری ویژه بیت المقدس- روز ۵ خرداد ۶۱

تکیه گاه مذاکرات

روزنامه ی دویچه سانتونگ، چاپ آلمان:«بغداد آخرین تکیه گاهش را برای مذاکره و حفظ آبرویش از دست داده است و از نظر نظامی دیگر صدام نجات دادنی نیست، حتی اگر ایرانی ها به عراق وارد نشوند.»

گزارش های خبری ویژه بیت المقدس- روز ۵ خرداد ۶۱

پشیمانی حامیان سفت و سخت

خبرگزاری رویتر:«فهد، پادشاه عربستان سعودی که برای تامین هزینه های جنگ میلیارد ها دلار به عراق قرض داده، خواستار خاتمه ی جنگ شد و گفت جنگ ثبات منطقه ی خلیج، که یک چهارم نفت جهان غیر کمونیست را تامین می کند، به خطر انداخته است. اردن و سایر کشورهای عربی، که حامی سفت و سخت عراق بوده اند و حتی به این کشور نیرو اعزام کرده اند، اکنون کاملا سکوت کرده اند. رادیوهای عراقی و روزنامه های این کشور دائما تاکید می کنند که عراقی ها هیچ گاه قصد نداشتند که خاک ایران را تصرف کنند. هدف اصلی وارد کردن تلفات به ارتش ایران برای جلوگیری از نقشه های توسعه طلبانه شان برای جهان عرب بوده است».

گزارش های خبری ویژه بیت المقدس- روز ۵ خرداد ۶۱

سرنوشت جنگ

خرمشهر در روند تحولات جنگ تحمیلی به عنوان نماد و مظهر مقاومت ایران و پیروزی عراق به شمار می رود. به همین دلیل عملیات بیت المقدس و نتایج آن می توانست به یک معنا سرنوشت جنگ را مشخص نماید. مواضع و استحکامات عراق در خرمشهر و آمادگی برای مقابله با رزمندگان این امیدواری را برای حامیان جهانی و منطقه ای رژیم بعث به وجود آورد که عراق با حفظ خرمشهر، ضمن فرسایش توان نظامی ایران فرصت لازم را برای ارتش عراق جهت مقابله با وضعیت جدید فراهم خواهد ساخت. سرعت عمل قوای ایران با اتکا به تاکتیک ویژه عبور از کارون و سقوط مواضع عراق و آزادسازی زودهنگام خرمشهر، نه تنها امیدهای حامیان صدام را بر باد داد، بلکه دامنه نگرانی های آنان را در مورد سرنوشت سیاسی رژیم بعث و آینده منطقه گسترش داد.

آغاز تا پایان. محمد درودیان.ص ۵۸

اهمیت فتح خرمشهر

بی تردید فتح خرمشهر، از دو جهت بسیارحایز اهمیت بود.نخست این که، با این پیروزی بزرگ، جنگ وارد مرحله نوینی شد و قوای اسلام با حمله های کوبنده خود، مرحله به مرحله پیروزی های تازه ای را به ارمغان می آوردند؛ دوم این که این فتح باعث شد که آمریکا و سایر قدرت های استعماری، حساب کار خود را بکنند و از موضع تهاجم و حمله، به موضع دفاع بیفتند. آنان پیش از این، می پنداشتند که عراق خواهد توانست پس از پیروزی بر ایران، جای گزین رژیم دست نشانده سابق و ژاندارم منطقه که با انقلاب اسلامی از میان رفته بود، گردد تا حافظ و نگهبان منافع آنان در منطقه شود، اما پس از فتح خرمشهر نه تنها اندیشه تصرف ایران غیرممکن شد؛ بلکه ترس و وحشت سقوط صدام وجودشان را فرا گرفت و آن ها را وادار کرد که صدام را از سقوط نجات دهند.

پرتال امام خمینی

عملیات اعجاب آور

رادیو دولتی صدای آمریکا پس از پنج شبانه روز سکوت و امتناع از انعکاس خبر فتح خرمشهر توسط نیروهای ایرانی، سرانجام در «گزارش ویژه» ۱۳۶۱‎/۳‎/۸خود می گوید:
«به رغم مشکلات تدارکاتی، نا آرامی های ناشی از انقلاب و کاهش تدریجی قدرت عملیات نیروی هوایی ایران، ماشین نظامی ایران به گونه ای اعجاب آور عمل کرد».
روزنامه گاردین چاپ انگلستان درباره فتح خرمشهر می نویسد: «سقوط خرمشهر یعنی سقوط آخرین و مهمترین افتخار جنگی عراق که ایرانی ها با بازپس گرفتن آن، این برگ برنده را که به وسیله آن عراق می کوشید ایران را به پای میز مذاکره بکشاند، از دست بغداد ربودند».

پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس -عملیات بیت المقدس از نگاه ناظران جهانی

سخت ترین گردو

رادیو دولتی انگلستان که در شامگاه نهم اردیبهشت ۱۳۶۱ اعلام می کرد: « چنانچه ایرانیان در صدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سخت ترین «گردو» را برای شکستن برگزیده اند»، سرانجام ناچار شد سکوت خود را بشکند و طی گفتاری در روز پنجم خردادماه سال شصت و یک، یعنی دو روز پس از فتح خرمشهر توسط رزمندگان ایران اسلامی، حیرت زده اعلام کند: «از زمانی که خبرنگاران غربی از نیروهای عراقی در خرمشهر دیدن کرده و از روحیه خوب آنها گزارش داده اند، بیش از سه یا چهار روز نمی گذرد که ناگهان همه شهر از دست عراقی ها بیرون کشیده شد.»

پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس -عملیات بیت المقدس از نگاه ناظران جهانی

شکست فاجعه آمیز

فاینشنال تایمز چنین نوشت: «سقوط خرمشهر و اسارت هزاران سرباز عراقی را فقط می توان یک شکست فاجعه آمیز دانست و ارتش عراق تحقیر ناشی از آن را نمی تواند فراموش کند. ارتش عراق، توانست خرمشهر را پس از یک ماه جنگ شدید و تحمل تلفات سنگین به تصرف خود در آورد، در حالی که ایرانیان، پس از یک حمله که کم تر از دور روز به طول انجامید، آن را باز پس گرفتند و این عمل، افزون بریک ضربه استراتژیک، از نظر روانی، ضربه عظیمی به ارتش عراق وارد کرد. »

منبع: پرتال امام خمینی

فتح خرمشهر،یکمسأله عادینبود

روزنامه فرانسوی لیبراسیون می نویسد: «پس از باز پس گیری خرمشهر توسط ایرانیان، بلافاصله آمریکا و اروپا و برخی از کشورهای منطقه خلیج فارس، ابتکارات متعددی را برای پایان دادن به این جنگ به کار گرفتند تا به این ترتیب، از سقوط صدام جلوگیری کنند .» … دشمنان نظام و انقلاب با تکیه بر محاسبات غلط مادی و غفلت از قدرت الهی، خرمشهر را تسخیرناپذیر و فتح آن را ناممکن می دانستند. بدین جهت، وقتی خبر فتح خرمشهر در رسانه ها و مطبوعات پخش شد؛ دشمنان اسلام را بهت زده و حیرت زده ساخت. بر همین اساس و بر مبنای همین طرز تفکر دینی بود که امام خمینی ( س)درباره توجه خاص حضرت حق در فتح خونین شهر و ارتباط این مسأله با امدادهای غیبی چنین فرمودند: «فتح خرمشهر، یک مسأله عادی نبود. این که پانزده الی بیست هزار نفر به صف برای اسارت بیایند و تسلیم شوند، مسأله عادی نیست، بلکه مافوق طبیعت است .» صحیفه امام ، ج ۱۶ ، ص ۲۷۰

منبع: پرتال امام خمینی

به خطر افتادن منافع آمریکا

این پیروزی بزرگ، آمریکایی ها را غافلگیر و به صورت فزاینده ای نگران کرد. در این زمینه لوس آنجلس تایمز چنین نوشت: «هرگونه تحولی در منطقه منافع آمریکا را به خطر می اندازد. بنابراین، حمله ایران که روز جمعه آغاز شد، برای آمریکا از اهمیت بسیاری برخوردار است. چنین به نظر می رسد که پیروزی ایران، آرامش دوستان آمریکا را در منطقه به هم خواهد زد. ژنرال هیگ وزیر خارجه وقت آمریکا هم ضمن ابراز نگرانی از پیروزی ایران، چنین واکنش نشان داد: «آمریکا در برابر هرگونه تغییر اساسی در منطقه خلیج فارس که ناشی از جنگ ایران و عراق باشد، بی تفاوت نخواهد بود. »

پرتال امام خمینی

رژیم سازشکار در آینده ی ایران؟!!

فتح خرمشهر، در نظر استکبار جهانی و وابستگان آن، به منزله سقوط رژیم عراق و فروپاشی کشورهای منطقه به شمار می آمد. بدین جهت، تئوریسین های سیاسی آمریکا از جمله کسینجر در این مورد چنین اظهار نظر کردند: «اگر عراق جنگ را برده بود، امروز نگرانی و وحشت در خلیج فارس نبوده و منافع ما در منطقه به آن اندازه که اینک در خطر قرار دارد، دچار مخاطره نمی شد. در هر حال با توجه به اهمیتی که توازن قوا در این منطقه دارد، این به نفع ماست که هر چه زودتر آتش بس برقرار کرده و به تدریج به رژیم سازشکاری که در آینده، احیانا جای گزین رژیم ایران می شود، نزدیک شویم. »

پرتال امام خمینی

تغییر وضع ما در دنیا

وقتی جوانان ما خرّمشهر را باز پس گرفته بودند، اوایل ریاست جمهوری بنده بود. یک هیأت جهانی به ایران آمد و رئیس آن – قریب به این مضمون – به من گفت: امروز در دنیا وضع شما با یک سال پیش از زمین تا آسمان تفاوت کرده است. او راست می‌گفت. دنیا باور نمی‌کرد جوانان ما، بسیجیان ما، سپاه نورسِ ما و ارتش ضربت دیده ما بتوانند خرّمشهر را با آن همه استحکاماتی که دشمن و پشتیبانانش درست کرده بودند، پس بگیرند. وقتی جوانان ما خرّمشهر را پس گرفتند، مرزها را پس گرفتند و توانستند خطّ آبی مشترک را هم پس بگیرند و با رفتن به فاو، دشمن را تحقیر کنند. ما که قصد نداشتیم فاو را نگه داریم؛ این تحقیر رژیمِ صدّام بود.

بیانات در جمع دانش آموزان-۲۶/۶/۸۲

بسیار مهم

در ساعت ده و پنجاه و پنج دقیقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ،۱۳۶۱ خبرگزاریهای بین المللی، در گزارشهایی که با عنوان «بسیار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره کردند، برای نخستین بار ضمن استناد به بیانیه نظامی صادره از سوی حکام بغداد، اعلام داشتند که عراق «تلویحاً» به شکست خود اعتراف کرده است. به نوشته وزیر خارجه وقت جمهوری اسلامی ایران، خبرگزاری رسمی عراق ـ آی. ان. ا ـ طی یک اطلاعیه کوتاه ضمن آنکه از خرمشهر با عنوان « بندر خرمشهر» نام برد، اعلام کرد: «سخنگوی ارتش عراق اعلام کرده است بندر خرمشهر را ترک کرده و تا مرزهای بین المللی عقب نشینی کرده اند. خبرنگار عراق افزود که عقب نشینی نیروهای عراقی، از روز یکشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده بود.»

همین اطلاعیه تلکس بین المللی خبرگزاری عراق، عصر روز چهارم خرداد ۱۳۶۱ به صورت دیگری از سوی رادیو صوت الجماهیر بغداد به اطلاع افکار عمومی عراق رسانده شد: «یک سخنگوی ارتش عراق اعلام کرده است که نیروهای پیروزمند قادسیه صدام پس از آنکه تمامی حمله های قوای دشمن مجوس و نژادپرست فارس را در مناطق الخفاجیه (سوسنگرد) و الاحواز (اهواز) با اقتدار کامل دفع کردند… صبح روز ۲۴/۰۵/۱۹۸۲(۰۳/۰۳/۱۳۶۱)در یک جابه جایی تحسین برانگیز، عقب نشینی تاکتیکی (!) خود را از جبهه محمره (خرمشهر) با موفقیت کامل انجام داده اند. مجد و افتخار بر لشکریان پیروزمند صدام حسین. این دعاوی درست در شرایطی از رادیوی دولتی بغداد پخش می شد که خبرگزاری آمریکایی «یونایتدپرس» در ساعت بیست و چهار و بیست و دو دقیقه همان روز، در گزارش ارسالی خود از بیروت، سربازان عراقی را در حال فرار توصیف کرد و نوشت: «… سربازان در حال فرار عراق، سرگرم گریختن از خرمشهر و مناطق اشغالی هستند.»

پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس -عملیات بیت المقدس از نگاه ناظران جهانی
کلید بصره

رئیس رژیم بعثى عراق که پیوسته ادعا مى کرد چنانچه ایران بتواند خرمشهر را بازپس گیرد، کلید شهر بصره را به ایرانیان خواهد داد، با دریافت این ضربه سهمگین چنان مات و مبهوت شد که نه تنها وفاى به عهد خود را فراموش کرد بلکه پس از پایان این عملیات و آزادى خرمشهر، به دلیل بیم از آسیب پذیرى بیشتر در مقابل تهاجمات گسترده تر نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران، در پوشش شعار «صلح طلبى و لزوم آمادگى براى نبرد با اسرائیل به مناسبت اشغال جنوب لبنان» در آستانه تشکیل کنفرانس کشورهاى غیرمتعهد ، به صورت یک طرفه اعلام آتش بس کرد و دست به عقب نشینى عمومى از سایر مناطق اشغالى زد و شکست خفت بار خود و به ویژه از دست دادن خرمشهر را یک عقب نشینى تاکتیکى عنوان کرد.

تبیان-مقاله ی خرمشهر از اسارت تا رهایی

نبرد تن و تانک

در عین حال که در این عملیات یک شهر مهم و حساسی چون خرمشهر آزاد می‌شود، اما بصره هم تهدید می‌شود و دشمن در آن ایام نه تنها برای بصره، بلکه نگران بغداد می‌شود و در خاطرات صدام هست که گفته ما زمانی که خرمشهر را ترک کردیم یک تیپ بیشتر برای دفاع از بغداد نداشتیم. مسئله بعدی و مهم در این عملیات این است که در مرحله سوم، دشمن با عقب‌نشینی از جفیر مواضع پدافندی جدیدی تشکیل می‌دهد و در روز ۱۹ اردیبهشت سال ۶۱ بچه‌ها تک هماهنگ شده‌ای برای آزادی خرمشهر انجام می دهند، اما موفق نمی‌شوند. فشارهای دشمن عموما به این صورت بوده که با حمله نیروهای زرهی به پیاده، درصدد تجزیه نیروهای پیاده به گروه‌های کوچک و در نهایت از بین بردن آنها بود، یعنی نبرد تن و تانک روی می‌دهد و در کل ما در عملیات بیت‌المقدس نزدیک به هفت هزار نفر شهید می‌دهیم.

خبرگزاری ایسنا به نقل از سردار باقرزاده

دفع عملیات های بعدی

در مرحله سوم عملیات تلاش عراق این بود که جلوی عملیات بعدی را بگیرد و در این فعل و انفعالات پاسگاه شهابی را تصرف می‌کند. چهار روز تبلیغات گسترده‌ای از سوی رسانه‌ها‌ی غربی و کشورهای عربی صورت می‌گیرد. در اجلاس سران کشور‌های عربی خلیج فارس بررسی می‌کنند که چه کاری می‌توانند برای صدام انجام دهند تا حرکات جدیدی انجام شود. بعد از چهار روز که مباحث بی‌نتیجه می‌ماند واجلاس به ریاض کشیده می‌شود، با عملیات متقابل از سوی نیروهای اسلام، پاسگاه شهابی آزاد می‌شود و در نهایت در مرحله‌ چهارم عملیات، خرمشهر آزاد می‌شود.

خبرگزاری ایسنا به نقل از سردار باقرزاده

دو روز، روزه نذر پاکستانی‌ها

دو روز روزه نذر پاکستانی‌ها برای آزادسازی خرمشهر،گزاره چندان معمولی در  تاریخ جنگ‌های دنیانیست.
اول خرداد سال ۶۸ جماعتی پاکستانی در پیشاور جمع می‌شوند. جماعتی که رهبرشان سید حسین عارف‌الحسینی گوشش را از رادیوی کوچک ترانزیستوری‌اش دور نمی‌کند تا حتی برای لحظه‌ای آخرین اخبار اشغال خرمشهر ، سرزمینی در جنوبی‌ترین نقطه ایران را از دست ندهد. پاکستانی‌های داستان ما به شدت از اشغال نه چندان طولانی مدت خرمشهر نگران شده‌اند. نذر می‌کنند تا زمان آزادی خرمشهر ایران، آنها در پاکستان روزه بگیرند. دو روز بعد خبر آزادسازی خرمشهر در پاکستان را اول بار بلندگوی یک مسجد محلی اعلام می‌کند. شهر به جوش و خروش در می‌آید؛ صدای تیرهای هوایی پاکستانی‌ها، رسم قدیمی آنها در هنگام خوشحالی کل شهر را بر می‌دارد و شهر کاملا تعطیل می‌شود. یک شهر پاکستان برای آزاد شدن یک شهر ایران سه روز تعطیل می‌شود.

 

فتح خرمشهر، فتح ارزش‌ها

خرمشهر به دلیل واقع شدن در محل تلاقی رودخانه کارون و اروندرود از شمال به اراضی شوره زار دشت آزادگان، از شرق به شادگان، از جنوب به رودخانه کارون و شهر آبادان و از غرب به کشور عراق محدود می‌شود. و از طرف دیگر رودخانه کارون این شهر را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده است.

تاریخ‌نویسان خرمشهر را بازمانده شهر «بیان» (معرب پیان) می‌دانند که تا سده چهار هجری‌قمری آثاری از آن بر جا بود. این شهر در زمان حکومت شیخ خزعل به دلیل اینکه قسمت عظیمی از سواحل شهر در بیشتر روز‌های سال به علت جزر و مد دریا به رنگ قرمز درمی‌آمد «محمره» نام گرفت و در سال ۱۳۱۴ خورشیدی به نام «خرمشهر» تغییر یافت هرچند که در زمان جنگ تحمیلی با عنوان «خونین شهر» هم از آن یاد می‌شد.

اسوه مقاومت

خرمشهر حدیث مقاومت و جانبازی دلیرمردان، سمبل شجاعت، پایمردی و سند افتخار ملتی است که برای دفاع از حیثیت خود از جوانان برومند خویش گذشتند تا بر دروازه شهر خونین، برای همیشه تاریخ حجله فتح و ظفر ببندند.

خرمشهر تاریخ مجسم و نمونه عینی صلابت و استواری جوانان جان بر کفی است که صادقانه و بی‌ریا و گمنام به استقبال شهادت رفتند چرا که معتقد بودند مرگ سرخ به از زندگی توام با ذلت و خواری است.

خرمشهر حدیث به معراج رفتگانی است که با خون وضوی عشق ساختند و ققنوس‌وار در آتش عشق دفاع از میهن اسلامی سوختند و با دشمن نساختند.

خرمشهر دفتری است ناگشوده و نانوشته که اوراق زرین آن را باید با خون نگاشت چرا که آن سرزمین مقدس، قدمگاه مردان شیردلی بوده است که با عشق مقدس به استقبال مرگ رفتند.

تاریخ پر فراز و نشیب خرمشهر سرشار از حماسه‌های غرورآفرین و مقاومت دلیرمردان ایرانی است که با شور و شوق وصف‌ناپذیر به استقبال خطر رفتند و جان بر کف ماندگارترین و حماسی‌ترین لحظه‌های تاریخ را به نام خود و ایران در برگ‌های زرین تاریخ قرن ثبت کردند. مهم‌ترین برهه‌های تاریخی که بر خرمشهر گذشته است را می‌توان در این چند فصل خلاصه کرد.

۱-    سال ۱۲۱۷ (هجری-شمسی) این شهر بندری نخستین بار به تصرف ارتش عثمانی قرار گرفته و «محمره» نامیده شد.

۲-    سال ۱۳۲۰ (هجری- شمسی) همزمان با جنگ جهانی دوم این شهر به تصرف ارتش انگلستان درآمد و چندین سال طول کشید تا خرمشهر دوباره خرمشهر شد.

۳-    سال ۱۳۵۹ در ۳۱ شهریور ماه سردار دروغین قادسیه (رژیم بعثی عراق) با هدایت و حمایت امریکا و دیگر کشورهای غربی و شرقی با خیال تصاحب ۳ روزه خوزستان به این شهر حمله کرد اما با مقاومت مردم و فرزندان خرمشهر در دستیابی سریع به اهدافش و اشغال سه روزه خوزستان ناکام ماند.

۳۴ روز مقاومت

۳۱ شهریور ۱۳۵۹ خرمشهر زیر آتش سنگین ارتش عراق قرار گرفت. انبوهی از آتش خمپاره‌ها و توپ‌های دشمن روی شهر باریدن گرفت. همه غافلگیر شده بودند و حیران، شهر در آتش می‌سوخت و صدای انفجار لحظه‌ای قطع نمی‌شد. طولی نکشید که بیمارستان پر شد از انبوه مجروحان و شهدا. زنان و کودکان و سالخوردگان آواره بیابان‌ها و جاده‌ها شدند و مردم به خصوص جوانان روی به مسجد جامع و دیگر پایگاه‌ها آوردند تا برای مقاومت سازمان‌دهی شوند.

مسجد جامع خرمشهر نقش اساسی در این مدت داشت: مرکز پشتیبانی، امداد و اطلاعات جنگ، توزیع اسلحه‌ها، ساخت بمب دستی، توزیع غذا، توزیع نیروهای اعزامی، استقرار بی‌سیم مادر، مقر فرماندهی و در واقع مسجد جامع مثل مادری بود که فرزندان خویش را زیر بال و پر گرفته بود. و مانند قلبی بود که علی‌رغم تلاش دشمن در تخریب مراکز نظامی و پشتیبانی شهر با سلاح‌های دوربرد تا آخرین ساعت‌ها می‌تپید و تلاش‌ فرزندان خرمشهر همچون محمد جهان‌آرا، بهروز مرادی، احمد شوش، بهنام محمدی، امیر رفیعی، محمددشتی‌زاده، نورانی و… و یاران اندک آنان اگر چه نتوانست خرمشهر را نجات دهد ولی دشمن را در دست‌یابی سریع به اهدافش ناکام گذاشت تا اینکه پس از سی و چهار روز پایداری و مقاومت در چهارم آبان ۱۳۵۹ (هـ.ش) خرمشهر، خونین شهر شد و به دست دشمن افتاد.

۵۷۸ روز اسارت

خرمشهر یکی از استراتژیک‌ترین بنادر خاورمیانه و از بنادر صادراتی و وارداتی ایران به دلایل بسیاری از جمله موارد ذیل به مدت ۱۹ ماه در اشغال متجاوزان عراقی بود.

۱-    موانع طبیعی، وجود چند رودخانه پرآب از جمله کارون، کرخه، اروندرود و نیز وجود نخلستان‌های وسیع و همچنین دشت‌های شنی و رملی بزرگی همچون دشت عباس و غیره و نیز باتلاق‌های غیرقابل دسترسی.

۲-    استحکامات نظامی دشمن، مانند سیم‌های خاردار حلقه‌ای، میدان‌های گسترده مین، کانال‌های مصنوعی پر از آب، پدافندهای هوایی و زمینی مستقر در منطقه.

۳-    اهمیت این شهر و تأثیر آن در روحیه ارتش عراق و خلل‌ناپذیر نشان دادن اراده فرماندهی نظامی و نیز جایگاه آن در دفاع از شهر بصره.

۴-    تجهیزات و امکانات رفاهی دشمن در این منطقه نشان می‌داد رژیم بعثی عراق خرمشهر را به عنوان نماد پیروزی خود در جنگ به حساب آورده و قصد داشت به هر قیمت، این شهر را در تصرف نیروهای خویش نگهدارد.

۵-    باز پس‌گیری خرمشهر می‌توانست از نظر سیاسی تأثیر زیادی در منطقه و معادلات بین‌المللی داشته باشد و مواضع و حمایت کشورهای حامی «صدام حسین» را نیز تحت‌الشعاع خود قرار دهد.

اما سرانجام به لطف خداوند متعال و مساعدت همه مردم به ویژه رزمندگان و شش هزار شهید در خون غلتیده نبرد بزرگ و سرنوشت‌ساز و غرورآفرین بیت‌المقدس با رمز یا علی‌ابن‌ابیطالب(ع) در چهار مرحله با هدف آزادسازی خرمشهر اجرایی شد.

مرحله اول: ۵۷ گردان از سپاه ارتش در قالب سه قرارگاه عملیاتی (قدس در شمال- خاتم در مرکز، نصر در جنوب) تحت فرماندهی قرارگاه کربلا در تاریخ ۱۰/۲/۶۱ عملیات را شروع کردند و رزمندگان با عبور از رودخانه کارون موفق شدند قسمتی از جاده اهواز- خرمشهر را فتح کنند.

مرحله دوم: در شامگاه ۱۶/۲/۶۱ این عملیات با هدف پیشروی قرارگاه فتح و نصر به سمت مرز عراق آغاز شد که علاوه بر بخش دیگر جاده اهواز- خرمشهر مناطقی همچون جفیر، پادگان حمیر و هویزه آزاد شدند.‌

مرحله سوم: در تاریخ ۱۹/۲/۶۱ مرحله سوم عملیات آغاز شد اما به دلیل هوشیاری دشمن و تمرکز نیرو در خطوط پدافندی، رزمندگان در انجام مأموریت توفیق نیافتند و تکرار این عملیات در روز بعد نیز به شکست انجامید.

مرحله چهارم: در تاریخ ۱/۳/۶۱ مرحله چهارم با هدف آزادسازی خرمشهر با رمز یا محمدبن‌عبدالله (ص) آغاز شد و در برابر تک سریع و غافلگیرانه رزمندگان اسلام و درگیری شدید بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی خرمشهر از لوث متجاوزان تطهیر و به طور کامل آزاد شد و پرچم پرافتخار ایران برفراز مسجد جامع و پل تخریب‌ شده خرمشهر به اهتزاز درآمد.

فتح خرمشهر

خبر آزادی خرمشهر آن‌چنان شگفت‌آور بود که در سراسر میهن اسلامی ما مردم را به وجد آورد. با اعلام خبر فتح خرمشهر مردم ایران بسان خانواده‌ای بزرگ که فرزند از دست رفته خود را بازیافته اشک‌های شادی و شعف خود را نثار روح شهدای حماسه‌آفرین صحنه‌های شورانگیز این نبرد کردند.

برای پی‌بردن به عظمت این نبرد حماسی کافی است بدانیم که نیروهای متجاوز عراق پیش از نبرد سرنوشت‌ساز رزمندگان ما برای آزادی خرمشهر در اطلاعیه‌ای به نیروهای خود دستور داده بودند که دفاع از خرمشهر را به منزله دفاع از بصره، بغداد و تمام شهرهای عراق محسوب دارند.

فتح خرمشهر ضربه‌ای سهمگین و کمرشکن به توان رزمی و جنگ طلبی‌های دشمن مهاجم وارد ساخت که در یک تحلیل فشرده باید گفت: فتح خرمشهر باعث شد تا توازن نظامی مورد نظر امریکا در منطقه خاورمیانه بر هم بخورد.

به دنبال فتح خرمشهر وزیر امور خارجه «اسبق» امریکا (الکساندر هیک) رسماً در شورای امور خاورمیانه وزارت خارجه‌شان گفت: پیروزی‌های اخیر ایران در جنگ با عراق برای امریکا نگران‌کننده است و منافع غرب خصوصاً امریکا را در منطقه به خطر انداخته است.

آزادی خرمشهر مرهون ایثار کسانی است که مسجد جامع را پایگاه مقاومت مردمی کردند و شش هزار شهید در خون خود غلتیدندتا تاریخ حماسه خرمشهر جاودانه بماند. همچنان که پس از ۲۷ سال خاطره شیرین آزادسازی خرمشهر در اذهان ملت ایران همچنان غرورآفرین است و یاد همه آنان که با چهره‌های غبارگرفته از خاک خونین‌شهر در حالی که لبخند پیروزی بر لب داشتند در مسجد جامع جمع شده و یاد فاتحان خرمشهر، شهید محمد جهان‌آرا، شهید حسین خرازی، زنده‌یاد حاج احمد متوسلیان، شهید مهدی باکری، شهید حسن باقری، شهید صیادشیرازی، شهید احمدکاظمی و… را گرامی می‌داریم.

آری سوم خردادماه یادآور حماسه‌ای پرشکوه از تجلی قدرت ایمان و عظمت اراده رزمندگان فداکاری است که با عینیت بخشیدن به مفهوم والای ایثار و از خودگذشتگی آزادی خرمشهر را به ارمغان آوردند که همواره در تاریخ کشور این ایثارگری‌ها، رشادت‌ها و حماسه‌های پرشور فراموش نشدنی است.

آن روز‌ها پیر جماران و فرمانده کل قوا به مناسبت این پیروزی چنین فرمودند:

فتح خرمشهر فتح خاک نیست، فتح ارزش‌های اسلامی است، خرمشهر شهر لاله‌های خونین است، خرمشهر را خدا آزاد کرد. مبارک باد بر ملت عظیم‌الشأن ایران این چنین فرزندان سلحشور و جان بر کفی که نام آنان و کشورشان را جاویدان کردند و مبارک باد بر اسلام بزرگ این متابعانی که در دو جبهه با دشمن باطنی و دشمنان ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند.

و چه زیبا فرمود خلف شایسته او فرمانده کل قوا مقام معظم رهبری(مدظله‌العالی) که:

«حماسه فتح خرمشهر و عملیات عظیم بیت‌المقدس در این کشور خواهد ماند، هم در آن روزی که این حادثه اتفاق افتاد، هم هر وقت که این گونه حوادث برای افکار مردم تشریح گردد»

فرا رسیدن سوم خردادماه سالروز فتح شهر عشق و شهادت، خونین‌شهر- خرمشهر قهرمان و روز مقاومت،ایثار و پیروزی بر امت حزب‌الله مبارک‌باد.

منابع    اطلس راهنما ۲

-        خرمشهر در جنگ، تهیه مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ

-        اخبار، فتح خرمشهر

-        نشریه روایت نزدیک

-        پیام امام خمینی(ره) به مناسبت آزادسازی خرمشهر ۳/۳/۶۱

-        بیانات مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) ۳//۳/۷


− 3 = شش