خانه > مقالات, منبر > شب قدر و بخشیده نشدن چهار گروه

شب قدر و بخشیده نشدن چهار گروه

دست نیاز و تضرع به درگاه پروردگار دراز می‌کنیم و از درگاه خداوند آمرزش می‌طلبیم بر آنچه از سر غفلت انجام داده‌ایم و با دلی پر از امید به فردایی بهتر، خویش را برای تزکیه نفس آماده می‌کنیم.

در این رابطه حجت السلام سید محمود حسینی طباطبایی در گفت و گو با دادمردان اظهار داشت: ماه رمضان و شب های قدر فرصت خوبی برای بیداری و بصیرت دل ها است و در این شب ها انسان به قوی کردن اراده و نفس خود در برابر وسوسه های شیطان توجه می کند.

وی ادامه داد:مراد از قدر، تقدیر و اندازه ‏گیرى است و شب قدر شب اندازه ‏گیرى است و خداوند متعال در شب قدر حوادث یک سال را تقدیر می ‏کند و زندگى، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسانها و امورى ازاین قبیل را دراین شب مقدر می ‏گرداند.

وی با اشاره به اینکه در روایات ائمه اهل بیت علیهم السلام شب قدر از شب‏هاى ماه رمضان و یکى از سه شب نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم است، افزود: در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان تقدیر امور و سرنوشت‌ها، در شب بیست و یکم تحکیم آن و در شب بیست و سوم امضاء مقدرات برای یکسال انسان رقم می خورد.

وی در ادامه با اشاره در این شبها دعا برای تعجیل فرج مولا فراموش نشود، بیان کرد:از اعمال مشترک شب قدر غسل کردن،که بهتر است مقارن غروب آفتاب است و خواندن ۲ رکعت نماز که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه سوره‌ی توحید را خوانده و بعد از نماز هفتاد مرتبه گفته شود: اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ خواندن زیارت عاشورا، به جا آوردن صد رکعت نماز، قرآن به سر گذاشتن و احیا نگهداشتن این شبها از دیگر اعمالی است که باعث بخشایش و آمرزیده شدن گناهان می گردد.

طباطبایی خاطر نشان کرد: در شب قدر ۴ گروه مورد بخشش واقع نمی شوند:

۱- کسی که شرابخوار است، شربخوار را اگر توبه نکند خداوند حتی در شب قدر نیز نمی بخشد. یکی ازمحرمات قطعی در اسلام، نوشیدن شراب است.

۲- کسی که عاق والدین است، یکی از گناهان کبیره که برای مرتکب آن وعده عذاب داده شده است ، عاق والدین است. مراد از عاق والدین این است که انسان پدر و مادر خود را باگفتار وکردار خود ناراحت کند و به آنها بی احترامی نماید ، گرچه این بی احترامی بسیار اندک باشد.

۳- کسی است که قطع رحم کند. یکی از رذایل اخلاقی و گناهان کبیره ، قطع رحم است . قطع رحم به معنای رسیدگی نکردن و محبت نداشتن نسبت به نزدیکان است، و از نظر شرعی امر بسیار ناپسندی به شمار می‌رود.

۴- انسان پرکینه

وی در پایان با اشاره به اینکه شب قدر، پر ارزش ترین وقت سال است، گفت: چه خوش است در این شب پر فیض، دست نیاز به سوی خالق بی نیاز برآوردن و عفو و رحمت و وصال و لقای او را طلب کرد.

گناهانی که بخشیده نمی شوند کدامند؟

گناهان نا بخشودنی,گناه کردن

 گناهانی که بخشیده نمی شوند کدامند؟

حجت الاسلام والمسلمین شیخ حسین انصاریان درپاسخ به این پرسش  که گناهانی که بخشیده نمی شوند کدامند؟ این چنین پاسخ داده است:
یأس و نومیدی از رحمت و مغفرت الهی از بزرگترین گناهان است؛ زیرا آنچه سبب یأس از رحمت و مغفرت پرودگار عالم می شود، ضعف اعتقاد به قدرت و کرم و رحمت بی پایان اوست و قرآن مجید آن را از صفات کفار قرارداده است و می فرماید:(وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ،  و از رحمت خدا مأیوس نشوید؛ که تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می‏شوند!)[i]
هر شخصی که مرتکب گناهی می شود تا وقتی مأیوس نباشد در صدد توبه بر آمده و با استغفار آمرزیده می­شود ولی شخص مأیوس آمرزیده شدنی نیست زیرا امیدی به آمرزش و مغفرت الهی ندارد تا توبه نماید.
خداوند تبارک و تعالی خودش را در قرآن به قبول کننده توبه توصیف می­فرماید:(وَ هُوَ الَّذی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تَفْعَلُونَ،  او کسی است که توبه را از بندگانش می‏پذیرد و بدیها را می‏بخشد، و آنچه را انجام می‏دهید می‏داند.)[ii]
و اسماء شریفه تواب، غفار، غفور، غافرالذنب، قابل التوب را از اسماء خود قرار داده است و به طور عموم گناهکاران را به سوی خود دعوت فرموده و آنها را امر به توبه کرده و برای علاج یأس در این مورد تامل در مفاد این آیه شریفه کافی است که فرمود: (قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ،  بگو: ای بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را می‏آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است)[iii]
در این آیه شریفه چند نکته ظریف وجود دارد که بسیار قابل توجه می­باشد:
خداوند فرمود: (یا عِبادِیَ) که متضمن لطف خطاب است و نفرمود ( یا ایها العصاة) ای گناهکاران، فرمود (أَسْرَفُوا) که مشتمل بر رفق در خطاب است و نفرمود (اخطئوا)
فرمود (لا تَقْنَطُوا) که صریحاً دلالت بر نهی از نومیدی و حرام بودن یأس از آمرزش دارد.
جمله قبل را به جمله (إِنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ) مؤکد فرمود که عمومیت داده آمرزش خود را به تمام گناهان فرمود (جَمیعًا) یعنی همه گناهان و آن را مخصوص به بعضی نکرد و موکد فرموده آن را به جمله (إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ) که خدا بخشاینده  و مهربان است.
پس بنابراین تمامی گناهان قابل بخشش بوده و نبایستی از درگاه حضرت حق ناامید گشت؛ اما آن چه مهم است توفیق توبه و عمل به شرایط آن از جمله ندامت و پشیمانی از گناه و عزم و تصمیم جدی بر ترک گناه و عدم بازگشت و ارتکاب مجدد آن واین که اگر گناهی را که مرتکب شده از حق الناس است بر ای توبه بایستی رضایت آن شخص را تحصیل نماید و اگر از حق الله است، از ارتکاب آن خودداری نماید و چنانچه اعمالی را ترک نموده که قضا و یا کفاره دارد، آنها را جبران نموده و …
در خاتمه توجه شما را به حدیثی در این زمینه جلب می نمائیم:
(جابر نقل می­کند که زنی خدمت رسول خدا(ص) آمد، عرض کرد: زنی بچه خود را به دست خود کشته، آیا برای او توبه است؟ فرمود قسم به خدائی که جان محمد (ص) در قبضه قدرت اوست، اگر آن زن هفتاد پیغمبر را کشته باشد و پشیمان شود و توبه نماید و خدای تعالی صدق او را بداند که دیگر به هیچ گناهی رجوع نمی­نماید توبه­اش را قبول می­فرماید و گناهانش را عفو می­کند به درستی که توبه کننده از گناه مثل کسی است که گناه نکرده است.)[iv]
[i]- سوره یوسف آیه ۸۷ .
[ii]-سوره شورا آیه ۲۵٫
[iii]-سوره زمر آیه ۵۳٫
[iv]-لئالی الاخبار باب ۳ صفحه ۲۳٫
منبع:shafaqna.com

رمز استجابت دعا و استغفار از گناه چیست؟

  • زمان: شب قدر
  • مکان: مصلی بزرگ تهران
باید عمیقاً این حس را پیدا کنی که «خدایا! غیر تو کسی را ندارم» /در شب قدر همین «اِلهی مَن لی غَیرُک» را از عمق جان بگو؛ اثر عجیبی دارد!/ چهار نیاز کلیدی ما در شب قدر: مغفرت، تقرب، رفع گرفتاری‌ها، بهبود وضع آخرت/ شرط مهم رسیدن به این حاجات، احساس تنهایی و پناهجویی به خداست؛ اینکه احساس کنم کسی جز خدا در این عالم، من را پناه نمی‌دهد/ طبق «آیۀ ۱۱۸ سورۀ توبه» رسیدن به احساس تنهایی و پناه بردن به خدا سه مرحله دارد. در شب قدر، باید تمام این مراحل را در یک لحظه با فکر خودت طی کنی…

استاد پناهیان

  • ما در این شب‌های قدر، چندتا نیاز کلیدی داریم که باید دنبال برآورده شدن آنها باشیم:
  1. مغفرت: اولین نیاز ما این است که خدا واقعاً گناهان ما را ببخشد تا تغییر کنیم و  این تغییر را در زندگی‌مان حس کنیم. اگر بخشیده بشویم واقعاً تغییری در زندگی‌مان پدید می‌آید و یک تجربۀ خوب معنوی پیدا خواهیم کرد که همیشه دوست داریم آن‌را ادامه دهیم.
  2. تقرب: نیاز دیگر ما این است که گناهان‌مان بخشیده شود تا لذت تقرب و نزدیک شدن به خدا را بچشیم. وقتی کسی شیرینی عفو خدا و نزدیک شدن به خدا را تجربه کرد، حس زیبایی از این تجربه پیدا خواهد کرد که دیگر نمی‌تواند از این خدا فاصله بگیرد!
  3. رفع گرفتاری‌ها: نیاز دیگرمان برطرف شدن گرفتاری‌هایمان است تا راحت‌تر زندگی کنیم و برای خدا بندگی کنیم. اصلاً گرفتاری‌ها و حاجات ما در واقع بهانه‌هایی برای ارتباط ما با خدا هستند؛ ما معمولاً به بهانۀ احتیاجات‌مان درِ خانۀ خدا کشیده می‌شویم و در خانۀ خدا رفتن چقدر زیباست!
  4. بهبود وضع آخرت: نیاز بعدی ما این است که وضع قیامت خودمان را اصلاح کنیم؛ از لحظۀ جان دادن تا روز حساب و کتاب و نجات از دوزخ و صعود به عالی‌ترین درجات بهشت. خوش به سعادت کسی که این‌قدر عاقل و بلندنظر است که از الان برای قیامتش اشک می‌ریزد!
  • حالا سؤال این است که این نیازها را چطور برآورده کنیم؟ یکی از رموز مهمش این است که احساس بی‌کسی و تنهایی است. رمز استجابت دعا و بخشیده شدن گنا‌هان «احساس تنهایی و بی‌پناهی نسبت به همۀ عالم، و حسّ پناهجویی و پناه بردن به خداوند» است. یعنی واقعاً این حسّ را داشته باشیم که «خدایا من هیچ‌کسی را غیر تو ندارم و کسی جز تو من را پناه نمی‌دهد»  این احساس را با فکر خودت پیدا کن و الا اولین بار که این حسّ را تجربه خواهی کرد «لحظۀ جان دادن» است!
  • در سورۀ توبه، آیه‌ای هست که نشان می‌دهد خدا کِی توبۀ آدم‌ها را می‌پذیرد؟ و اصلاً یکی از دلایل نام‌گذاری سورۀ توبه به‌دلیل همین آیه است: «وَ عَلىَ الثَّلَاثَةِ الَّذِینَ خُلِّفُواْ…وَ ظَنُّواْ أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْه»(توبه/۱۱۸)

مراحل سه‌گانه:

  1. سه نفر در مدینه بودند که برای جنگ تبوک نرفته بودند، اتفاقاً آن جنگ هم صورت نگرفت و کسی شهید و زخمی نشد، لذا اینها در نزد مردم، خیلی ضایع شدند. وقتی پیامبر(ص) با اصحاب‌شان برگشتند، اینها خدمت پیامبر(ص) رفتند و گفتند «ببخشید که ما نیامدیم! پشیمان هستیم» اما پیامبر(ص) آنها را تحویل نگرفت! مؤمنین و حتی خانواده‌های خودشان هم به تأسی از پیامبر(ص) آنها را تحویل نگرفتند! لذا آنها خیلی تنها شدند و زمین با همۀ بزرگی‌اش برایشان تنگ شد «و ضَاقَتْ عَلَیهِْمُ الْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ» این اولین مرحلۀ احساس تنهایی بود.
  2. وقتی خیلی دل‌شان گرفت با هم به کوه رفتند که توبه کنند. بعد از مدتی گفتند؟ انگار ما داریم خودمان به همدیگر روحیه می‌دهیم! بیایید هرکدام‌مان تنهایی برویم یک گوشه‌ای گریه کنیم. «وَ ضَاقَتْ عَلَیْهِمْ أَنفُسُهُم» این مرحلۀ دوم احساسِ تنهایی آنها بود.
  3. مرحلۀ سوم احساس تنهایی آنها این بود: «وَ ظَنُّواْ أَن لَّا مَلْجَأَ مِنَ اللَّهِ إِلَّا إِلَیْه» یعنی این حس برای‌شان پدید آمد که «خدایا من غیر تو کسی را ندارم» وقتی این احساس تنهایی عمیقاً در وجودشان شکل گرفت، خدا به سوی آنها توبه کرد تا آنها بتوانند توبه کنند «ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ لِیَتُوبُوا»
  • و بعد می‌فرماید: «إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیم» پس خدا تواب است؛ اما برای کسانی که احساس تنهایی کنند و بدانند که غیر از خدا کسی را ندارند! شما در شب قدر، باید تمام این سلوک را در یک لحظه با فکر خودتان طی کنید!
  • در شب قدر هرکسی در خلوت خودش بگوید «خدایا من غیر تو کسی را ندارم!» همین الهی، من لی غیرک را اگر از عمق جان بگویی، اثر عجیبی در عالم دارد! بگو: خدایا! من برای حاجاتم و بخشش گناهانم کسی را غیر تو ندارم! برای رسیدن به محضر مهدی فاطمه کسی غیر تو ندارم…

    خواهش حجت الاسلام پناهیان: شب۲۳ام را به دعا برای فرج اختصاص دهیم و حاجت شخصی نداشته باشیم/کسی به کسی التماس دعا نگوید

    شب ۲۳ با موضوع فرج بسیار تناسب دارد، چون سحر شب ۲۳ سالی که بنا باشد حضرت ظهور بفرمایند، منادی صدا خواهد و قریب الوقوع بودن ظهور را اعلام خواهد کرد. انگار پروردگار عالم به گریه‌ها و تضرع‌ها نگاه می‌کنند، بعد تصمیم ظهور را اعلام می‌فرمایند. اگر همه یکپارچه و متضرعانه فریاد بزنند، در عالم تغییرات شگرفی را شاهد خواهیم بود.

    یادداشت حجت الاسلام پناهیان در آستانۀ آخرین و مهمترین شب قدر به شرح زیر است:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بیایید شب بیست و سوم را به دعا برای فرج اختصاص دهیم. یک دانه حاجت شخصی نداشته باشیم. اگر برای فرج دعا کنیم حاجات شخصی ما را نیز برآورده خواهند کرد.

    شب بیست و سوم برای غریب مدینه، امام زمان(ع) دعا کنیم. چنگ بزنیم به زمین و آسمان: خدا بس است دیگر.

    شب بیست و سوم کسی به کسی التماس دعای شخصی نگوید.

    شب بیست و سوم وقتی از خانه خارج می‌شویم، به نیت دعا برای فرج خارج بشویم؛ خیلی موثر است.

    بگذارید آقا امام زمان -ارواحنا فداه- که همه جا حضور دارند و عنایتشان هست، ببینند همۀ مجالس متوجه حضرت هستند، به‌خدا از مؤمنین تشکر خواهند کرد. یک شب را تا به صبح به دعا و تضرع برای نزدیک شدن ظهور اختصاص دهیم.

    کاش مومنین در شب بیست و سوم الهی العفوها را به نیت زمینه‌سازی برای ظهور بگویند. و ابراز شرمندگی‌ها را به‌خاطر فراهم نکردن مقدمات ظهور بگویند. شب بیست سوم با موضوع فرج بسیار تناسب دارد، چون سحر شب بیست و سوم آن سالی که بنا باشد حضرت ظهور بفرمایند، منادی صدا خواهد کرد و قریب الوقوع بودن ظهور را اعلام خواهد کرد. انگار پروردگار عالم به گریه‌ها و تضرع‌ها نگاه می‌کنند، بعد تصمیم ظهور را اعلام میفرمایند.

    شب بیست سوم مهمترین شب قدر است. آن را به مهمترین حاجت بشریت اختصاص دهیم. اگر برای نجات مظلومان عالم دعا نکنیم خودمان هم دچار بلا خواهیم شد. شب بیست و سوم چشم تمام مظلومان و ستم دیدگان عالم به دعای شماست. اگر همه یکپارچه و متضرعانه فریاد بزنند، در عالم تغییرات شگرفی را شاهد خواهیم بود.

    شب قدر و بخشیده نشدن چهار گروه

    شب قدر و فضایل آن«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. شب قدر را نیز به این دلیۀ قدر گفته اند که سرنوشت یکساله انسان در این شب مقدر می شود. چه کسی ، صاحب فرزند می شود ، چه کسی ازدواج می کند ، چه کسی از خانه می خرد ، چه کسی ماشین می خرد و چه کسی بیمار می شود و چه کسی از دنیا می رود. در این شب – که شب نزول قرآن به شمار مى‏آید – امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى که در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد. به همین خاطر این شب شب دعا و اسغاثه به درگاه خدای عالم است که مقدرات ما را به بهترین صورت معین کند. خصوصا این که امشب ، از همه شبهای قبلی مهمتر است و احیای این شب ، برابر بلکه بهتراز احیای هزار ماه یعنی بیش از ۸۰ سال است .

امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بکذا و کذا و فى امر الناس بکذا و کذا .» در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر کارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود. در این شب مقدر می شود که آیا امام عصر (عج) ظهور کند یا نه .

یحیى بن علاء گوید : « حضرت صادق (علیه السلام ) سخت بیمار بود، دستور داد او را به مسجد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) بردند. آنجا تا صبح شب بیست و سوم ماه رمضان بیتوته کرد»[۱]

حضرت موسی (ع) عرض کرد : «الهى ارید قربک.» مى‏خواهم به تو نزدیک شوم

فرمود :« قربى لمن استیقظ لیلة القدر.» قرب من از آن کسى است که شب قدر بیدار شود.

عرض کرد :« الهى ارید رحمتک.» خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم

فرمود :« رحمتى لمن رحم المساکین لیلة القدر.» رحمتم از آن کسى است که در شب قدر به مسکینان رحمت کند.

عرض کرد :«الهى ارید الجواز على الصراط .» خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم

فرمود :« ذلک لمن تصدق بصدقة فى لیلة القدر.» آن، از آن کسى است که در شب قدر صدقه‏اى بدهد.

عرض کرد :« الهى ارید من اشجار الجنة و ثمارها.» خداوندا! از درختان بهشت و از میوه‏هایش مى‏خواهم

فرمود :« ذلک لمن سبح تسبیحه فى لیلة القدر.» آنها از آن کسى است که در شب قدر تسبیحش را انجام دهد.

عرض کرد :«الهى ارید النجاة من النار.» خداوندا! رهایى از جهنم را مى‏خواهم

فرمود :« ذلک لمن استغفر فى لیلة القدر.» آن، از آن کسى است که در شب قدر استغفار کند.

عرض کرد :«الهى ارید رضاک.» خداوندا! خشنودى تو را مى‏خواهم

فرمود :« رضاى لمن صلى رکعتین فى لیة القدر.»[۲] خشنودى من از آن کسى است که در شب قدر دو رکعت نماز بگذارد .

ز حضرت امام باقر(ع) نقل کرده، که وقتی از حضرتش پرسیدند: آیا شما می دانید که لیلة القدر کدام شب است؟ حضرت فرمودند: چگونه ندانیم، و حال آن که در شب قدر فرشتگان برگرد ما طواف می کنند.

چهار گروه بخشیده نمی شوند

عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبَّاسِ می گوید : پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) فرمودند :  وقتی شب قدر می شود خدای متعال جبرئیل را با گروهی از فرشتگان به زمین می فرستد در حالی که در دستش پرچم سبز وجود دارد. پرچم را بر پشت کعبه می زند . جبرئیل ۶۰۰ بال دارد که دوبالش را فقط در شب قدر باز می کند که شرق و غرب را می گیرد. جبرئیل و فرشتگان به زمین می آیند و بر تمام انسانهای که در حال عباتند سلام می گویند . و با آنها مصافحه می کنند و بر دعای آنها آمین می گویند تا فجر طلوع کند. وقتی صبح شد ، جبرئیل فرمان می دهد که ای فرشتگان آماده شوید برمی گردیم. ملائکه به جبرئیل می گویند : خداوند با امت پیامبر اسلام چه کرد ؟ جبریئل می گوید : خدا همه آنها را بخشید مگر چهار دسته را.

اوّل : ّّّکسی که شرابخوار است . شربخوار را اگر توبه نکند خداوند حتی در شب قدر نیز نمی بخشد. یکی ازمحرمات قطعی در اسلام، نوشیدن شراب است.

رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در مورد شراب، ده نفر را لعنت فرمود:«زارع، نگهدار، آبگیر، خورنده، ساقی، آورنده، گیرنده، فروشنده، خریدار، سودبرنده.» یعنی هر کس به هر نحوی در شرابخوری نقش داشته باشد، مورد لعن پیامبر است. فرمودند :« هر کس شراب بنوشد نمازش تا چهل روز، قبول نیست.»

فرمودند :« شارِبُ الخَمرِ لا تُصَدِّقوهُ إذا حَدّثَ ، ولاتُزَوِّجوه  إذا خَطَبَ ، ولا تَعودوهُ إذا مَرِضَ ، ولا تَحْضَروهُ إذا ماتَ ، ولا تأتَمِنوهُ على أمانَةٍ.» یعنی ” اگر فرد شرابخوار سخنی گفت، او را تصدیق نکنید. اگر از دخترتان خواستگاری کرد، او را رد کنید. اگر بیمار شد به عیادتش نروید، و اگر مُرد، در تشییع و تدفین او حاضر نشوید. به او اعتماد نکنید و امانتی به او نسپارید.»”

فرمودند :«شرابخور را تا سه بار، تازیانه بزنید و در دفعه چهارم بکشید

فرمودند :« کسی که به اختیار خود بر سر سفره‌ای بنشیند که در آن شراب بنوشند، ملعون است، و ملعون است.»

منصور دوانیقی دومین خلیفه عباسی ، از جنایتکاران بزرگ تاریخ است ، وی نسبت به امام صادق (ع) اهانتها و جسارتها کرد، از جمله آن حضرت را به اجبار، مدتی به حیره آورد (این شهر نزدیک کوفه بود).‌هارون بن جهم می‌گوید: در حیره بودیم ، یکی از صاحب منصبان لشکر منصور، جمعی را به خانه خود دعوت کرد، از جمله امام صادق (ع) را نیز به آن مجلس فرا خواند، وقتی که سفره را پهن کرده و غذا را آوردند، یکی از مهمانان آب خواست ، برای او بجای آب ، قدحی از شراب آوردند، امام صادق (ع) تا متوجه این موضوع شد، بی درنگ برخاست و فرمود: پیامبر خدا (ص) فرموده : ملعون است کسی که کنار سفره ای که در آن شراب هست بنشیند در آنجا ننشست و رفت.

دوّمی عاق والدین است. یکی از گناهان کبیره که برای مرتکب آن وعده عذاب داده شده است ، عاق والدین است. مراد از عاق والدین این است که انسان پدر و مادر خود را باگفتار وکردار خود ناراحت کند و به آنها بی احترامی نماید ، گرچه این بی احترامی بسیار اندک باشد.

سید قطب در تفسیر فى ظلال ، حدیثى به این مضمون از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل مى کند که مردى مشغول طواف بود و مادرش را بر دوش گرفته طواف مى داد، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را در همان حال مشاهده کرد عرض کرد آیا حق مادرم را با این کار انجام دادم ، فرمود: نه حتى جبران یکى از ناله هاى او را (به هنگام وضع حمل ) نمى کند!

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند : «کُنْ بَارّاً وَ (اقْصُرْ ) عَلَى الْجَنَّةِ وَ إِنْ کُنْتَ عَاقّاً فَاقْصُرْ عَلَى النَّارِ »[۳] یعنی “[با پدر و مادر] نیکو رفتار باش و در بهشت جاى گیر، و اگر عاق والدین باشى در آتش دوزخ خواهى بود”.

پیامبر اکرم (صلی اللّه علیه و آله وسلم) فرمودند: «مَن اَصبَحَ مُسخِطاً لِاَبَوَیهِ اَصبَحَ لَهُ بابانِ مَفتوحانِ اِلَى النّارِ» یعنی “هر که صبح کند در حالى که بر پدر و مادر خود خشمگین باشد، دو در جهنم به روى او گشوده است.” و در روایت دیگر فرمودند :« مَنْ أَصْبَحَ مَرْضِیّاً لِأَبَوَیْهِ أَصْبَحَ لَهُ بَابَانِ مَفْتُوحَانِ إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِنْ کَانَ وَاحِدٌ مِنْهُمَا فَبَابٌ وَاحِد»[۴] یعنی ” هرکس پدر و مادرش از او راضی باشند دو در بهشتی به رویش بازخواهد شد و اگر یکی از آنها باشند یک در باز می گردد”.

امام باقر ( علیه الّسلام) فرمودند : « إِنَّ أَبِی نَظَرَ إِلَى رَجُلٍ وَ مَعَهُ ابْنُهُ یَمْشِی وَ الِابْنُ مُتَّکِئٌ عَلَى ذِرَاعِ الْأَبِ قَالَ فَمَا کَلَّمَهُ أَبِی ع مَقْتاً لَهُ حَتَّى فَارَقَ الدُّنْیَا»[۵]یعنی ” پدرم مردى را دید که پسرش همراه او بود و پسر بر بازوى پدر تکیه کرده بود، فرمود: پدرم از کار آن پسر ناراحت شد وتا زنده بود با آن پسر سخن نگفت.”

امام صادق ( علیه الّسلام) فرمودند:« مَنْ نَظَرَ إِلَى أَبَوَیْهِ نَظَرَ مَاقِتٍ وَ هُمَا ظَالِمَانِ لَهُ لَمْ یَقْبَلِ اللَّهُ لَهُ صَلَاةً»[۶] یعنی ” هر که به پدر و مادر نگاه تند و خشم آلود کند، اگر چه به وى ستم کرده باشند، خداوند نمازش را نمى پذیرد.”

در حدیث قدسی وارد شده است: «به عزت و جلال و بلندى شأنم سوگند! اگر عاق والدین مثل همه انبیا عمل کند از او نمى پذیرم »

‏پیامبراکرم (صلی اللّه علیه وآله) در سخنی فرمود: « مَا مِنْ وَلَدٍ بَارٍّ یَنْظُرُ إِلَى وَالِدَیْهِ نَظَرَ رَحْمَةٍ إِلَّا کَانَ لَهُ بِکُلِّ نَظْرَةٍ حِجَّةً مَبْرُورَةً » یعنی” هر فرزند نیکوکاری که با نظر مهرانگیز به پدرومادرش می‏نگرد، خداوند برای هر نگاه او پاداش یک حج‏شایسته به او داده می شود”.

حاضران از آن حضرت پرسیدند: « وَ إِنْ نَظَرَ کُلَّ یَوْمٍ مِائَةَ مَرَّةٍ » یعنی ” گرچه فرزند در یک روز صدبار این گونه به پدر ومادرش بنگرد آن همه پاداش را دارد؟”. پیامبر (صلی اللّه علیه وآله) در پاسخ فرمودند: « نَعَمْ اللَّهُ أَکْبَرُ وَ أَطْیَبُ »[۷] یعنی ” آری خداوند بزرگ‏تر و پاک‏تر است”.

تو و ثروتت از آن پدر است

مردى از پدرش نزد پیامبر شکایت کرد. حضرت پدر را خواست و پرسش نمود، پدر پیر گفت: روزى من قوى و پولدار بودم و به فرزندم کمک مى‏کردم، امّا امروز او پولدار شده و به من کمک نمى‏کند. رسول خداصلى الله علیه وآله گریست و فرمود: هیچ سنگ و شنى نیست که این قصه را بشنود و نگرید! سپس به آن فرزند فرمود: «اَنتَ و مالُک لاَبیک» تو و دارایى‏ات از آنِ پدرت هستید.

رفتارمرحوم شیخ اعظم انصاری با مادرش

مرحوم شیخ اعظم انصاری، مادرش را تا نزدیک حمام به دوش می گرفت و او را به زن حمامی سپرده، می ایستاد تا او را به خانهبرگرداند. هر شب به دست بوسی مادر می آمد و صبح با اجازه او از خانه بیرون می رفت. شیخ انصاری به رغم آن که کار و تدریس بسیاری داشت، ولی تمام نمازهای واجب عمر مادرش را قضا کرد.

سومی کسی است که قطع رحم کند. یکی از رذایل اخلاقی و گناهان کبیره ، قطع رحم است . قطع رحم به معنای رسیدگی نکردن و محبت نداشتن نسبت به نزدیکان است، و از نظر شرعی امر بسیار ناپسندی به شمار می‌رود. قطع رحم اگر براساس مجوزات شرعی و عقلی و یا بخاطر موانع موجود صورت نگیرد بلکه بصورت مستمرو ناشی از خبث باطنی و یا بی توجهی به خویشان و اقربا باشد ، هم جزو اخلاق رذیله است و هم جزو گناهان کبیره.

حضرت امیر المؤمنین – علیه السلام – در خطبه‏اى فرمودند که: «پناه مى‏برم به خدااز گناهانى که مرگ صاحب خود را تعجیل مى‏کنند.عبد الله بن کوا عرض کرد که: یا امیر المؤمنین! آیا گناهى هست که در فناى آدمى تعجیل کند؟ فرمود: بلى، قطع رحم.به درستى که: اهل خانواده‏اى با هم اجتماع مى‏کنند و دوستى مى‏نمایند، ومواسات و نیکوئى مى‏کنند با یکدیگر، در حالى که ایشان اهل فسق و فجورند، ولى به‏جهت دوستى و نیکوئى با هم، خدا روزى ایشان را وسیع مى‏نماید.و اهل یک خانواده‏از هم دورى مى‏کنند، و قطع رحم مى‏نمایند، ایشان را محروم مى‏سازد و حال اینکه ازاهل تقوى و پرهیزکارى هستند.[۸]

 

[1] - امالى طوسى ، ص  ۶۷۶و بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۴٫

[۲] - مستدرک الوسائل، ج ۷ صفحه ۴۵۶٫

[۳] - وسائل‏الشیعة ۲۱ ۵۰۰

[۴] - مستدرک‏الوسائل ۱۵ ۱۷۵

[۵] - الکافی ۲ ۳۴۹

[۶] - الکافی ۲ ۳۴۹

[۷] - بحارالأنوار ۷۱ ۸۰

[۸] - کافى، ج ۲، ص ۳۴۷، ح ۷٫


+ 5 = هشت