خانه > مقالات > مختصات جنگ اقتصادی

مختصات جنگ اقتصادی

«جنگ اقتصادی»، یکی از واژگان پرکاربرد در ادبیات رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌خصوص در دوران پسابرجام است که خصومت نظام سلطه را در میدانی جدید و با سازوکاری متفاوت ترسیم می‌کند.

«جنگ اقتصادی» یکی از واژگان پرکاربرد در ادبیات رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌خصوص در دوران پسابرجام است که خصومت نظام سلطه را در میدانی جدید و با سازوکاری متفاوت ترسیم می‌کند؛ به این معنا که مانند جنگ‌های واقعی، نبردی تمام‌عیار میان کشور ما و نظام سلطه در جریان است، با این تفاوت که در جنگ اقتصادی، هدف دشمن، فتح خاک‌ریز‌های جبهه خودی با استفاده از خلأ‌ها و غفلت‌هاست تا به‌زعم خود از این طریق، عقبه انقلاب را خالی کند.

آمریکا و اذنابش که در تقابل نظامی با قوای مسلح جمهوری اسلامی، طرفی نبسته‌اند و از عواقب سنگین حمله به کشورمان به‌خوبی آگاهند، میدان نبرد را به حوزه اقتصاد منتقل کرده‌اند و به فرموده رهبر معظم انقلاب در جمع روز گذشته کارگران، «وزارت خزانه‌داری» آمریکا نقش «اتاق جنگ» و قرارگاه عملیاتی را بر عهده دارد.

ازاین‌رو باید گفت که هر جنگی، نیازمند نیروی آماده به رزم، تجهیزات نظامی و از همه مهم‌تر نقشه راه است و لذا هیچ‌کس نمی‌تواند از اقتصاد رو به رشد و بهبود شاخص‌های آن دم بزند، الا اینکه با واقع‌بینی، میدان جنگ را کاملاً رصد کرده و برای همه جبهه‌ها برنامه و طرح عملیاتی داشته باشد.

راه‌های مقابله با جنگ ارزی دشمن

امروز وزارت خزانه‌داری آمریکا رسماً به وزارت جنگ اقتصادی تبدیل‌شده و برای این کار ساختار‌ها و استراتژی‌هایی تعریف کرده است.

دولت‌های مختلف آمریکا با محوریت این وزارتخانه از سال ۱۳۸۵ رویکردی تنظیم کردند تا ایران را عملاً از بازار نفت خارج کنند و در اواسط سال ۱۳۹۱، با تحریم نفتی ایران و حذف بانک‌های ایرانی از شبکه بانکی بین‌المللی (سوئیفت)، فاز مهمی از تشدید تقابل مالی واشنگتن علیه تهران کلید خورد.

از سوی دیگر، با اجرایی شدن برجام، سیلی از کالا‌های مصرفی وارد کشور شد که بسیاری از کارخانه‌ها را نیمه تعطیل و تعداد زیادی از واحد‌های تولیدی را به توقف فعالیت‌هایشان مجبور کرد.

به‌این‌ترتیب، «نفت»، «سوئیفت» و «واردات بی‌رویه» در پازل جنگ اقتصادی، از ادوات تهاجم محسوب می‌شوند که قرارگاه فرماندهی (وزارت خزانه‌داری آمریکا) برای هرکدام، نقش ویژه‌ای تعریف کرده است.

جای تعجب است که در تمام سال‌های پس از جنگ تحمیلی، بخشی از بدنه مسئولین، هنوز با خوش‌بینی به غرب نگاه می‌کنند و به اهمیت این جنگ واقف نشده‌اند که ثمره آن، در تک‌محصولی شدن اقتصاد و عدم تدبیر اساسی برای ترسیم رهیافتی‌های عملیاتی در خروج از این مخمصه بروز و ظهور یافته است؛ لذا چنانچه بخواهیم در مقابل پاتک نفتی دشمن، تک مناسبی را طراحی کنیم و از کم‌کاری‌ها و غفلت‌هایی که سرنوشت کشور را به درآمد‌های نفتی گره‌زده و ناامنی در اقتصاد را افزایش داده است، فاصله بگیریم، اولین گام این است که از اقتصاد نفتی یا اقتصاد «بچه پولداری» فاصله بگیریم و امورات مالی کشور را بر مبنای چرخه مالی غیرنفتی استوار سازیم.

متأسفانه موتور اقتصاد ایران، وابستگی تاریخی شدیدی به دلار‌های نفتی دارد و هرگاه که گلوگاه شریان نفتی فشرده‌شده، معیشت میلیون‌ها نفر نیز در تنگنا قرارگرفته است؛ بنابراین، تغییر جهت‌گیری‌ها از «اقتصاد نفتی» به سمت اقتصاد «مولد و مردمی»، یک گزینه نیست، بلکه یک الزام اجتناب‌ناپذیر به شمار می‌آید.

خنثی کردن سازوکار سوئیفت هم گرچه شاید زمان‌بر باشد، اما شدنی است. آمریکا برای اعمال تحریم‌های مالی علیه هر کشوری، به قانون یا همگامی سایر کشور‌ها نیازی ندارد و وزارت خزانه‌داری این کشور با استفاده از بستر سوئیفت به‌راحتی می‌تواند آن‌ها را از چرخه دلار حذف کند. در چنین شرایطی، ایجاد روابط پایدار پولی با کشور‌های مقصد اصلی مصارف ارزی ایران، به توان جمهوری اسلامی در خنثی کردن عملیات آفندی آمریکا کمک شایانی می‌کند.

این موضوع به دلایل بسیاری از جمله موقعیت ژئوپولتیکی و قابلیت تراز شدن مبادلات ارزی با همسایگان یا کشور‌های متحد مثل روسیه، باعث می‌شود که تحریم‌ها چندان بر کشور مؤثر واقع نشوند و اثربخشی آن‌ها به صفر نزدیک گردد.

نکته قابل‌تأمل در این میان، آن است که تأکید مصرح رهبر حکیم انقلاب اسلامی بر «شکستن ارزش و آقایی دلار در زندگی اقتصادی»، اولین بار، در جمع فرماندهان نظامی بیان گردید که اشاره و استعاره‌ای لطیف در خصوص بکارگیری سلاح دلار در جنگ اقتصادی را به ذهن متبادر می‌کند.

قصه واردات، اما سر دراز دارد. افزون بر بلیه قاچاق کالا که آمار‌های تکان‌دهنده‌ای از ورود آن از مبادی رسمی و غیررسمی کشور به گوش می‌رسد، واردات بی‌رویه هم بخش تولیدات داخلی را کم‌رمق و کم رونق کرده است. از سوی دیگر، برخی عذر بدتر از گناه می‌آورند که، چون تولیدات فعلی جوابگوی نیاز داخلی نیست و از طرفی، با تحریم مواد اولیه، قطعات و فناوری‌های نوین روبه‌رو هستیم، چاره‌ای جز واردات نیست!

واردات برخی از اقلام دم‌دستی که گاهی ذکر آن‌ها مایه طنز و بیشتر باعث شرم می‌شود، نشان می‌دهد که اراده محکمی در استقلال اقتصادی وجود ندارد، اما فارغ از این ماجرا، این‌یک واقعیت است که اگر از تولید داخلی حمایت همه‌جانبه می‌شد، تحریم‌ها، بی‌نیازی، مقاومت و پویایی اقتصاد را به ارمغان می‌آوردند.

از سوی دیگر، «حمایت از کالای ایرانی»، چنانچه به یک فرهنگ و مطالبه عمومی تبدیل شود، از این قدرت برخوردار است که بازار واردکنندگان کالا‌های خارجی و مصرفی را کساد کرده و به فکر تولید در داخل بیفتند، اما به این شرط که تمام ارکان کشور از مسئولین گرفته تا همه اقشار جامعه با همه توان وارد گود شوند.

اگر مردم حقیقتاً از جوانب و عوارض مصرف کالا‌های خارجی و درنتیجه، ضربه‌پذیری تولیدات داخلی آگاه باشند، با جان‌ودل در برابر تهدیدات قد علم می‌کنند، اما زمانی که بر اثر عدم مدیریت اقتصادی، پول ملی، صرف خرید دستاورد کارگران خارجی شود، زمینه نفوذ امنیتی بیگانگان نیز فراهم‌شده و مقصود دشمن از به راه انداختن جنگ اقتصادی محقق می‌شود؛ و بالاخره باید گفت که به هزیمت کشاندن جنگ مالی – اقتصادی آمریکا، در گرو توجه عملی و به‌دور از شعارزدگی به توان و ظرفیت داخل کشور، اجرای شایسته نقشه راه اقتصاد مقاومتی و قطع امید کامل از همه کشور‌هایی است که در تحریم ایران اسلامی، لحظه‌ای تردید نکردند و اگر این اتفاق بیفتد، یقیناً هیچ‌کدام از نقشه‌های شوم دشمنان، کارگر و مؤثر نخواهند بود.

منبع:روزنامه حمایت

سنگرهای مقاومت در جنگ اقتصادی

تهیه و تنظیم: کامران پورعباس

رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه­‌ای در ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۷ درباره‌‌ «اتاق جنگ آمریکا» علیه ایران صحبت نموده و فرمودند: «امروز آنچه مطرح است برای دشمنان ما، جنگ اقتصادی است. اتاق جنگ آمریکا علیه ما عبارت است از وزارت خزانه‌داری آمریکا که همان وزارت اقتصاد و دارائیشان است؛ آنجا اتاق جنگ با ما است.»
نشریه خط حزب‌الله در شماره صد و سی و یک خود تیتر اول را به این موضوع اختصاص داد:
«رهبر انقلاب روز دوشنبه، اتاق جنگ آمریکا علیه ایران را معرفی کردند حال سؤال این است:
اتاق جنگ ایران کجاست؟»
در ادامه ابتدا بخش‌هایی از سرمقاله­‌ای که ذیل این تیتر ذکر شده را بدون کوچک‌ترین توضیحی نقل نموده و سپس با استناد به آن راه مقابله با جنگ اقتصادی دشمن را تبیین و تحلیل می‌نماییم.
مهم‌ترین بازیگرانِ اتاق عملیات جنگ اقتصادی آمریکا 
«آمریکایی‌ها برای آنکه بتوانند در «جنگ اقتصادی» دست برتر را به همراه داشته و سازوکارهای اجرایی آن را پیاده کنند، نیاز به یک «اتاق عملیات جنگ اقتصادی» داشتند. این اتاق جنگ از سه نهاد مهم تشکیل شده است.»
وزارت خزانه‌داری آمریکا
«اولین نهاد که مهم‌ترین آن هست و نقش فرماندهی در جنگ اقتصادی را ایفا می‌کند، «وزارت خزانه‌داری آمریکا» است. مأموریت اصلی این بخش، شکل‌دهی ساختار تحریم‌های بانکی و غیربانکی، حفظ ساختار مذکور، اعمال تحریم‌های اقتصادی و در نهایت تنبیه افراد و نهادهایی است که از این تحریم‌ها تخلف می‌کنند. هدف اصلی وزارت خزانه‌داری، ایجاد فضای ناامن اقتصادی برای افراد و نهادهای هدف است.»
وزارت خارجه‌ آمریکا
«نهاد مهم دیگر در اتاق فرماندهی جنگ اقتصادی، «وزارت خارجه‌‌ آمریکا» است. مأموریت اصلی این نهاد همراه کردن بازیگران مهم خارجی در اعمال تحریم‌ها علیه ایران است. مسئولان وزارت خزانه‌داری از اصطلاح «دیپلماسی مالی» برای تبیین این وضعیت استفاده کردند؛ چراکه بخشی از اقدامات وزارت خزانه‌داری و وزارت خارجه‌‌ آمریکا سفر به کشورهای مختلف طرف تجاری ایران و توجیه آنها برای همراه شدن در اعمال تحریم‌ها بوده و هست.

برای مشخص شدن ابعاد این موضوع، خوب است به گزارش بازوی نظارتی کنگره‌‌ آمریکا ‌اشاره کرد. این گزارش که در سال ۲۰۱۳ تهیه شده است، بیان می‌کند که وزارت خزانه‌داری با همکاری وزارت خارجه‌‌ آمریکا در مدت دو سال، ۱۴۵ مؤسسه‌‌ مالی را در شصت کشور جهان درباره‌‌ تحریم ایران توجیه کردند.»
سازمان سیا
«نهاد دیگر درگیر جنگ اقتصادی علیه ایران، سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) است. این نهاد تمرکز اصلی‌اش بر کشف روش‌های پیچیده‌‌ دور زدن تحریم است. اطلاعاتی که از طرق جاسوسی و امنیتی به دست می‌آید، در اختیار وزارت خزانه‌داری قرار می‌گیرد تا توسط آن بررسی شود و برخوردهای لازم صورت گیرد.»
اتاق عملیات جنگ اقتصادی ما کجاست؟
«متأسفانه با همه‌‌ توصیه‌هایی که رهبر انقلاب در این زمینه داشتند، و با همه‌‌ اقداماتی که اتاق جنگ آمریکا علیه ایران انجام داد، آرایش اقتصادی کشور تغییر خاصی نسبت ‌به گذشته نکرد.

انتظار این بود که با توجه به جنگ اقتصادی، اقدامات مهمی‌ در راستای کاهش وابستگی به نظام اقتصادی جهان در ایران صورت گیرد که این مهم صورت نپذیرفت.

حتی اقدامات پدافندی در مقابله با تحریم‌ها به‌کندی و در بیشتر موارد بعد از مشاهده شدن آثار تحریم‌ها صورت می‌پذیرفت.

منظور از اقدامات پدافندی، کارهایی مانند کاهش استفاده از شبکة سوئیفت، یا پیگیری پیمان‌های پولی دوجانبه است که می‌تواند تا حد بسیار زیادی ضربه‌پذیری نظام بانکی ایران را نسبت ‌به تحریم‌ها کاهش دهد. پیمان پولی هم هزینه‌‌ اعمال تحریم را برای آمریکا افزایش می‌دهد و هم قدرت رصد و ‌اشراف آن را به چالش می‌کشد.
با توضیحات فوق، واضح است که جنگ اقتصادی، یک واقعیت انکارنشدنی است و دشمن در حال طراحی و اجرای برنامه‌های مستمر برای افزایش فشار اقتصادی علیه ایران است تا بتواند مسائل باقی‌مانده‌ خودش را با ایران حل کند. بنابراین در جنگ اقتصادی باید متناسب با جنگ، آرایش اقتصاد را شکل‌ داد. اما متأسفانه در اقتصاد کشور آرایش جنگی وجود ندارد.

باید همه‌‌ مسئولین و نخبگان کشور به این باور برسند که ریشه‌ اصلی آسیب‌پذیری ما در جنگ اقتصادی، ‌ درونی است و تنها با تکیه به درون مرتفع می‌شود. کشوری که استعداد ساخت تجهیزات پیشرفته و بسیار پیچیده‌‌ نظامی ‌و هسته‌ای دارد، به‌راحتی می‌تواند مشکلات اقتصادی را حل کند. تنها نیاز به اراده و تمرکز بر ظرفیت‌های داخلی است.»
اقتصاد مقاومتی 
راه مبارزه با جنگ اقتصادی
با توجه به آنچه ذکر شد می‌­توان گفت راه پیروزی در جنگ اقتصادی و غلبه بر توطئه‌های پیچیده و پردامنه اقتصادی اتکا بر «اقتصاد مقاومتی» و «اقتدار درونزا» است که این مقوله‌ها مدت‌هاست مورد تأکید و اصرار رهبری هستند.
رهبر معظم انقلاب اسلامی سال‌ها قبل اصطلاح اقتصاد مقاومتی را وارد ادبیات کشور نمودند و در طی سال‌های اخیر بارها بر اصل قرار دادنِ اقتصاد مقاومتی و دل‌خوش نکردن به لبخند و وعده­‌های دشمنان و مستکبران اصرار ورزیده­‌اند. تکرار و اصرار زیاد رهبری بر اقتصاد مقاومتی در سال‌های اخیر شاید نشانگر بی­‌توجهی یا کم‌توجهی مسئولان به این مقوله باشد.
در عرصه اقتصاد مقاومتی تا کنون انتظارات رهبری برآورده نشده است و آنچه از ظواهر امر برمی­‌آید آن است که حرف و نظریه­‌پردازی در این عرصه بیشتر از عمل بوده است. البته گاهی آمارهایی هم در برخی زمینه­‌های مربوط به اقتصاد مقاومتی ارائه می­‌شود و ادعای موفقیت‌ها و پیشرفت­‌هایی می­‌شود اما مردم اثر آن را در زندگی­شان احساس نمی­‌کنند. کلی‌گویی مسئولان معضلی بود که سال‌ها با آن مواجه بودیم. شاید همین امر موجب شده است تا رهبر انقلاب هر سال موضوع را محدودتر و مصداقی‌­تر نمایند و سال گذشته موضوع تولید و ‌اشتغال را مطرح نموده و امسال نیز مقوله «حمایت از کالای ایرانی» را شعار سال قرار دهند.
جوان مومن انقلابی 
کلید پیروزی در جنگ اقتصادی
جوان مومن انقلابی حلال مشکلات کشور است و هر جا که وارد شده استکبار جهانی و اذنابش را به زانو درآورده و پیروزی­‌های درخشان و باورنکردنی به دست آورده است. نمونه آن جنگ تحمیلی است، نمونه آن مبارزه با داعش است، نمونه آن پیشرفت‌های خارق‌­العاده و شگفت‌­انگیز در صنعت هسته‌­ای و پژوهشکده رویان و… است.
دفاع از مدیریت و جوانان مومن و انقلابی و حزب‌­اللهی و محکومیت دشمنی با آنها رویکرد همیشگی رهبر انقلاب است.
در عرصه اقتصادی متاسفانه کمتر به نیروهای جوان مومن انقلابی توجه شده و این عرصه بیشتر جولانگاه سوء­استفاده­‌گران، سودجویان و مفسدان بوده است و نتیجه هم همین معضلات و نابسامانی‌های گسترده اقتصادی است که ملاحظه می­‌نماییم.
در عرصه اقتصاد و جنگ اقتصادی و‌ حمایت از کالای ایرانی اگر نیروهای مومن و انقلابی و جهادی وارد شوند ان‌شاء‌الله حضورشان راهگشا و حلال مشکلات و دشمن‌­شکن خواهد بود.
رهبر انقلاب در سخنرانی نوروزی­شان در سال ۹۷ فرمودند: 
«جوانان ما در همه‌ میدان‌ها سرمایه‌‌ امید کشورند؛ جوانان خیلی باارزشند. در صنایع برتر، جوان‌ها هستند که مشغول فعّالیّتند؛ در مسائل فرهنگ و هنر، جوان‌ها هستند که مشغول فعّالیّتند؛ در نظامی‌گری و فرماندهی، جوان‌ها هستند که نقش‌آفرینی می‌کنند؛ در مدیریت هم هرجا جوان‌ها باشند، مدیریّت، مدیریت با‌نشاط‌تری خواهد بود و توصیه‌ ما این است که در مدیریّت‌های مختلف، جوان‌ها بیشتر به کار گرفته بشوند و بیشتر مورد استفاده قرار بگیرند…. همه‌‌ این مشکلات، به توفیق الهی و به هدایت الهی، به دست جوان‌های ما قابل حل است. دشمن از بالندگی نسل جوان ما به شدّت نگران و عصبانی است.»۰۱/۰۱/۱۳۹۷
ضرورت تشکیل اتاق جنگ اقتصادیما با محوریت جوانان مومن انقلابی
به امید آنکه هر چه زودتر اتاق جنگ اقتصادی ما با محوریت جوانان مومن انقلابی تشکیل گردد.
به امید آنکه مسئولان قدر این نیروها را بدانند و در عرصه اقتصادی و مقابله با جنگ اقتصادی به آنان اعتماد و اتکا نمایند و آنگاه حماسه­‌آفرینی و افتخارآفرینی و ظفرمندی‌شان را نظاره­‌گر باشند. ان‌شاء‌الله و به امید
آن روز.

یک دستور‌العمل برای اقتصاد مقاومتی 

پیش‌فرض این نوشتار، پردازش خوانِش دیگری از مفهوم «اقتصاد مقاومتی»، یعنی «مقاومت اقتصادی» است؛ در واقع پرداختن به مبحث از زاویه‌ی نگاه «علم مبارزه».

هدف این نوشتار، پرداختن به مبحث اقتصاد مقاومتی از زاویه‌ی نگاه «علم مبارزه» است. پیش‌فرض این مطلب، به کارگیری و پردازش خوانِش دیگری از این مفهوم، یعنی «مقاومت اقتصادی» می‌باشد. هر مقاومتی که در هر یک از حوزه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و نظامی مطرح می‌شود در نسبت با «اشغال و محاصره‌ی» آن حوزه توسط نیروی متخاصم موضوعیت می‌یابد. این حوزه‌های قدرت از حیث صلابت به سه دسته‌ی نرم‌، نیمه‌سخت و سخت نیز قابل تفکیک هستند.

«منازعه‌ی اقتصادی» غرب با ایران در طول دوران پس از انقلاب اسلامی شکل گرفت و نظام سلطه مسیر اشغال و محاصره‌ی اقتصادی ایران را در دو سطح نرم و نیمه‌سخت، در برنامه‌ای مشخص طرح‌ریزی و پیاده‌سازی نموده است. از این‌رو برای مقابله با دشمن در این جنگ تمام‌عیار، فرآیند «مقاومت» موضوعیت می‌یابد و اقتصاد مقاومتی به عنوان یک گفتمان از این‌جا می‌آغازد. بنابراین بررسی این منازعه باید در دو بُعد نرم و نیمه‌سخت صورت بگیرد و جبهه با «مقاومت اقتصادی» سازمان یابد.

بعد نرم این منازعه از حیث تفکر اقتصادی حاکم در متون علمی و نظام دانشگاهیِ موجود به بحث گذارده می‌شود. بررسی بعد نیمه‌سخت نیز دارای اهمیت است، که از طریق فرآیندهای إعمال فشار در نظام اقتصادی‌ـ‌مالی و از جانب کشورهای مستکبر رقم می‌خورد و به غلط مصطلح «تحریم» خوانده می‌شود.

با توجه به ضرورت سازمان‌دهی جنبش‌های مقاومت در این منازعه‌ی اقتصادی، در ابتدای مبحث به ضرورت شکل‌گیری این جنبش‌ها و ویژگی‌های آن‌ها پرداخته شده است؛ البته اساساً «جنبش‌های مقاومت» در حوزه‌ی قدرت سخت شکل گرفته‌اند، اما بررسی تاریخی جنبش‌های نظامیِ چریکی برای پاسخ به سه سوال کلیدی در این حوزه مطرح است:

۱٫شکل‌گیری «جنبش‌های مقاومت اقتصادی» در عرصه‌های نیمه‌سخت و نرم چه ضرورتی دارند؟

۲٫از اساس چه زمانی مسئله‌ی «مقاومت» و ایجاد جنبشی پیرامون آن موضوعیت می‌یابد؟

۳٫اقدامات اصلی بعد از تشکیل «جنبش مقاومت اقتصادی» چه می‌باشد؟

در نهایت نیز این اقدامات محوری در قالب «دکترین کدآمایی» به عنوان علم این مبارزه و به‌صورت نسخه‌ای برای اجرا تجویز می‌شود و پروژه‌ی SSR غرب علیه مردم ایران که برای تضعیف پایه‌های قدرت انقلاب اسلامی برنامه‌ریزی و عملیاتی شده است نیز تبیین می‌گردد.

بخش یکم

معرفی جنبشهای مقاومت در عرصه‌ی سخت

جنبش‌های مقاومت در واکنش به یک «محاصره و اشغال» شکل می‌گیرند. جنبش‎های ‌مقاومت، زمانی آغاز می‌شوند که جایی مورد اشغال و محاصره قرار گرفته باشد و توان ارتشِ کلاسیک برای مواجهه‌ی با آن وجود ندارد. برای مثال در لبنان ارتش کلاسیک به شکل مرسوم وجود ندارد و ارتش لبنان به پشتوانه‌ی جنبش مقاومت حزب‌الله ‌لبنان است که می‌تواند در مقابل رژیم صهیونیستی ایستادگی کند. همچنین در فلسطین به دلیل نبود ارتش و نیروهای نظامی سازمان‌یافته برای مقابله با تجاوزات رژیم صهیونیستی، گروهی از جوانان فلسطینی به‌طور خودجوش جنبش مقاومت راه انداخته‌اند و تلاش می‌کنند که در مقابل اشغال سرزمینشان ایستادگی و مقاومت نمایند. «جبهه‌ی پایداری عرب» در تاریخ سیاسی کشورهای عربی، اصطلاحی بوده است که پیش از این در زمان جمال عبدالناصر[۱] و حافظ اسد[۲]برای مقابله با رژیم صهیونیستی مطرح شد.

«جمال عبدالناصر»

«حافظ اسد»

در تاریخ معاصر ایران نیز میرزا کوچکخان در شمال و رئیس‌علی دل‌واری در جنوب زمانی‌که کشور اشغال شد، برای شکستن حلقه‌ی محاصره، جنبش مقاومت پدید آوردند؛ اتفاقی که در جنوب لبنان و فلسطین نیز رخ داد که با شروع حمله‌ی اسرائیل، برای بیرون راندن متجاوزِ اشغال‌گر، جنبش ‌مقاومت به عنوان یک ضرورت موضوعیت پیدا کرد.

جنبش‌های مقاومت در کشورهای مختلف اروپایی نیز وجود داشته‌اند از جمله جنبش مقاومت یوگسلاوی، جنبش مقاومت لهستان، جنبش مقاومت مناطق اشغالی شوروی، جنبش مقاومت فرانسوی‌ها زمانی‌که آلمان آن‌جا را اشغال کرده بود،

جنبش‌های مقاومت در آفریقا و آسیا نیز موضوعیت داشته از جمله: جنبش مقاومت الجزایر زمانی‌که به تصرف فرانسه درآمده بود و جنبش مقاومت ویتنام زمانی که آمریکا آن‌جا را تحت اشغال خود داشت. همچنین جنبش مقاومت افعانستان به رهبری احمد شاه مسعود[۳]، جنبش مقاومت شیعیان در عراق با دو جریان حزب‌الدعوه با محوریت نوری المالکی و مجلس اعلای شیعیان با محوریت مرحوم آیت الله حکیم نیز سابقه داشته‌اند.

دلیل شکل‌گیری تمام این جنبش‌های مقاومت در دو مفهوم کلیدیِ «محاصره» و «اشغال» خلاصه می‌شود؛ چراکه تنها راه برون‌رفت از محاصره، برای شکستن هژمونی و تسلط دشمن، ایجاد این جنبش‌های مقاومت بوده است. اندکی مطالعات تاریخی به ما نشان می‌دهد که شکل‌گیری این جنبش‌ها در بیرون راندن متجاوزین در هر یک از کشورهای مذکور ثمرات گسترده‌ای را در بر داشته است؛ چه این‌که این جنبش‌ها در کشورهایی مانند ایران، لبنان و فلسطین بر مبنای اعتقاد به اندیشه‌های اسلامی شکل گرفته باشند، و چه این‌که در دیگر کشورها برآمده از روحیات ملی‌گرایانه و حتا فطری در حفاظت از کیانِ سرزمینی و حریم ملی‌شان بوده باشد.

ویژگیهای جنبش مقاومت

«جنبش مقاومت» از قاعده‌ی جنگ نامنظم استفاده می‌کند؛ اما منظور از جنگ نامنظم، جنگِ بی‌نظمی نیست؛ بل‌که جنگِ کلاسیک در مقابل جنگِ غیرکلاسیک است. در جنگ کلاسیک از روش‌ها و آئین‌نامه‌های مشخصی بهره می‌برند که در گذشته آزمون شده و حداقل یک‌بار مورد اجرا قرار گرفته است؛ اما جنگِ نامنظم یا غیرکلاسیک به اقداماتی گفته می‌شود که تابه‌حال روش‌های آن تجربه نشده و آئین‌نامه‌ی مشخصی ندارد و اکنون برای اولین بار است که اجرا می‌شوند. به تعبیر چارلی بکویث در کتاب نیروی دلتا[۴]:

«بهترین سرباز جنگ نامنظم، شخصی است که قبلاً بهترین سرباز جنگ منظم بوده باشد».

اما نیروهای چریک با استفاده از روش جنگ نامنظم، ملزومات مصرفی و مایحتاجِ ضروری جنبش‌های مقاومت را که شامل سه عنصر حیاتیِ دارو، غذا و مهمات می‌شود از دو طریق تأمین می‌کنند:

۱٫نیروی‌های پشتیبانی

۲٫غنائم دشمن

البته راه‌های دیگری مانند قاچاق، سوء استفاده‌های مالی، پول‌شویی و ارتباط با جریان‌های فاسد بین‌المللی مبنای کسب درآمد در سازمان‌های چریکیِ فاسد می‌باشد؛ مانند القاعده که در سراسر جهان از راه قاچاق مواد مخدر کسب درآمد می‌کند و کشور کلمبیا که با دارابودن بیش از ۷۰ سازمان‌ چریکی، از طریق گروگان‌گیری، ترانزیت مواد مخدر و… به امرار معاش می‌پردازند.

سازمان‌های چریکی برای به ستوه آوردن دشمن و به‌هم زدن سیادت دشمن در جنگ‌های نامنظم از ۳ نوع عملیات استفاده می‌کنند؛ که عبارتند از: کمین، تاخت و دستبرد.

«عملیات کمین[۵]» یک تاکتیک نظامی است که در آن نیروها باید برای مدت طولانی در موضع مشخصی مستقر بوده و از روش‌های غافل‌گیری و اختفاء برای حمله به نیروهای بی‌خبرِ دشمن استفاده کنند.

«عملیات تاخت[۶]» شامل حملات قدرتمند و غافل‌گیرانه‌ی نیروهای چریک علیه مسیرهای حمل‌ونقل، گروه‌های متفرق نظامی، استحکامات و تأسیسات، شرکت‌های بزرگ اقتصادی و افراد غیرنظامی مشهور می‌باشد.

«عملیات دستبرد[۷]» تکی (حمله‌ای) است محدود به داخل مواضع دشمن که برای اجرای مأموریت ویژه‌ای و بدون قصد نگهداری زمین انجام می‌گیرد. برای مثال عمل‌کرد نیروهای نظامی آمریکا در ابتدای انقلاب در ایران بعد از اِشغال سفارتشان و گروگان گرفتن اعضای سفارت، عملیات دست‌برد نام داشت که به وسیله‌ی آن قصد داشتند سناتورهای آمریکایی را از ایران خارج کنند.

پانویس

[۱] . دومین رئیس‌جمهور مصر در سال‌های ۱۹۵۴تا ۱۹۷۰ میلادی. وی در این سال‌ها تلاش زیادی در جهت آزادسازی فلسطین، تشکیل جنبش کشورهای غیرمتعهد و مقابله با نظام سلطه‌ی غرب بروز داد.

[۲] . رئیس جمهور سوریه در سال‌های ۱۹۷۱ تا ۲۰۰۰ میلادی.

[۳] . لازم به توضیح است که این جریان در افغانستان مقابل جریان طالبان شکل گرفت.

گروه طالبان، زمانی‌که افغانستان به وسیله‌ی شوروی اشغال شده بود، به‌وسیله‌ی آمریکا مبتنی بر دکترین مُسکیتو – به معنای پشه- به وجود آمد تا مانند پشه، خرسِ شرق یعنی شوروی را به ستوه آورد؛ وجه تسمیه‌ی عنوانِ خرس به نقشه جفرافیایی شوروی بازمی‌گردد. (کتاب جنگ جهانی چهارم-کنت دمارانش-نشر روزنامه اطلاعات-ص ۱۲)

اقتصاد مقاومتى با استراتژى مقاومت اقتصادى

دکترین اقتصاد مقاومتى چیست؟ چگونه باید با مقاومت اقتصادى از حصر و اشغال بیرون آمد؟ استراتژى تولى‌صرف در اقتصاد مقاومتى چگونه عمل مى‌کند؟

  • دکترین اقتصاد مقاومتى چیست؟
  • چگونه باید با مقاومت اقتصادى از حصر و اشغال بیرون آمد؟
  • استراتژی تولى‌صرف در اقتصاد مقاومتى چگونه عمل می‌کند؟
  • تولید در حصر، مصرف در اشغال چگونه مى‌تواند نیاز کشور را به واردات حداقلى کند؟

«اقتصاد مقاومتى با استراتژى مقاومت اقتصادى»

امروز جمهوری اسلامی ایران از نظر معیشتی و اقتصادی در حصر دشمن قرار دارد که به اشتباه واژه‌ی تحریم برای آن استفاده می‌شود. از سوی دیگر به واسطه‌ی حضور نهادهای اصلی الگوی معیشتی اکانامی در کشور، که یک الگوی معیشتی ربوی است، در وضعیت اشغال قرار دارد. به عبارت دیگر، حصر و محاصره‌ی اقتصادی از یک سو و اشغال توسط نهادهای ربوی اکانامی، مثل بانک، بورس و بیمه از سوی دیگر. اگر کشوری هم‌زمان در حصر و اشغال دشمن بود، تنها، گروه‌های مقاومت می‌توانند کشور را از حصر و اشغال نجات دهند و سیادت دشمن را در عرصه‌ی اقتصاد بر هم زنند.

در یک چنین شرایطی واژه‌ی اقتصاد مقاومتى معنا می‌یابد و توسط مقام معظم رهبری به عنوان یک استراتژی ارائه می‌گردد. این استراتژی کاملاً‌ با ریاضت اقتصادی متفاوت است. تاکتیک ریاضت اقتصادی، برای اقتصادی کاربرد دارد، که در شرایط حصر و اشغال به سر نمی‌برد. تاکتیکی که بسیاری به اشتباه آن‌را به عنوان ساز و کار رقم خوردن اقتصاد مقاومتى پیشنهاد می‌دهند.

بجای پوتین ها، بند کفش های کار را سفت تر ببیندیم

الزامات مقابله با جنگ اقتصادی دشمن

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام در روز چهارشنبه گذشته و در آستانه برگزاری کمیسیون مشترک برجام در اروپا با شرکت ۱+۴، بیانات بسیار مهمی ایراد فرمودند که شامل چند بخش بود.

به گزارش کارگرآنلاین به نقل از روزنامه جوان، معظم‌له پس از اشاره به سابقه دشمنی‌ها و بدعهدی‌های امریکا که آن را غیرقابل اعتماد ساخته و هرگونه انعطاف را نیز موجب گستاخی بیشتر آن می‌کند، به علل بی‌اعتمادی به کشورهای اروپایی نیز پرداخته و سابقه بدعهدی آنان در مذاکرات قبلی، سکوت‌شان در برابر نقض برجام از سوی امریکا و همراهی و تقسیم نقش با امریکا در مذاکرات منتهی به برجام را توسط اروپایی‌ها یادآور شدند و شروطی را نیز برای اثبات دوری اروپایی‌ها از بی‌صداقتی‌ها و بدعهدی‌های گذشته مورد اشاره قرار دادند و شرط‌هایی را برای مذاکره با آنان تعیین کردند.

اما بخش مهم‌تر این سخنرانی را باید در تأکید معظم‌له بر این دانست که مسئله اصلی کشور اقتصادی است. موضوعی که پیش از این هم بارها از سوی ایشان مورد تصریح قرار گرفته و در همان حال که آن را مسئله فراگیر می‌دانند که مردم را نیز با خود درگیر کرده، اما در حال حاضر بر ماهیت خصمانه و تهدیدآمیز آن پافشاری دارند و آن را نوعی جنگ تمام‌عیار معرفی می‌کنند و از نگاه ایشان؛ «دشمن ما اتاق جنگ را به جای وزارت دفاع برده در وزارت خزانه‌داری و به شکل فعالی مشغول هستند.

پیش از این هم معظم‌له با اشاره به جنگ اقتصادی دشمن اتاق عملیات آن را وزارت خزانه‌داری امریکا دانسته بودند که حکایتی از پیامدهای خطیر و جایگاه مهم آن نزد دشمن است. از آنجا که هدف امریکا در تمامی دشمنی‌ها از جمله تشدید فشارهای تحریمی پس از نقض برجام براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران است و از جنگ نظامی با کشورمان مأیوس می‌باشد، بی‌تردید امریکا ایجاد بی‌ثباتی و آشوب از راه جنگ اقتصادی را دنبال می‌کند و لذا رهبر حکیم انقلاب ضمن هوشیارباش به مسئولان به بیان راهکارهای عملیاتی نیز پرداخته و حل این مسئله را مستلزم پایبندی مسئولان به موارد ذیل می‌دانند:

۱- باور به حل مشکلات اقتصادی با ظرفیت‌های داخلی که ما را از معطلی مجدد برای گشایش‌های نسیه و احتمالی ناشی از همکاری اروپایی‌ها معاف و اراده استفاده از توان داخلی را در مسئولان رقم زند.

۲- بی‌اعتمادی به نسخه‌های غربی برای حل مسائل اقتصادی که نه‌تنها با شرایط بومی کشور تناسب و انطباقی ندارد بلکه در بسیاری موارد، نوعی کلاهبرداری برای چپاول منابع و حفظ وابستگی در پوشش طرح‌های کارشناسی به حساب آمده و محاسبات مسئولان را به ضرر منافع ملی و حل مشکلات بر هم می‌زند و موجب خسارت‌های آشکار و پنهان می‌شود.

۳- تنها در حد اضطرار امور اقتصادی و تولید به طرف‌های خارجی سپرده شود که موجب سوءاستفاده و فرصت‌طلبی آنان برای حفظ انحصار نشده و در بزنگاه‌های تاریخی به نقض تعهد بدون پرداخت غرامت منجر نگردد. تجربه خروج شرکت‌های بزرگ اروپایی از کشور به بهانه تحریم‌های امریکایی، تجربه گرانسنگی در این زمینه به حساب می‌آید.

۴- تشکیل ستاد مقابله با جنگ اقتصادی در دولت و همراهی وزارت خارجه با آن که در مقابل اقدام امریکا در استفاده از وزارت خزانه‌داری برای پیشبرد جنگ اقتصادی و تشدید تحریم‌ها عمل کند و وزارت خارجه نیز فعال هم به طرح دعاوی حقوقی در محافل بین‌المللی بپردازد و هم به حل گره‌های احتمالی با استفاده از ظرفیت‌ دیپلماتیک مشارکت داشته باشد.

به عبارتی اگر ظرفیت‌هایی که بر روی مذاکره و توافق سیاسی با طرف‌های خارجی متمرکز شده به سمت استفاده از ظرفیت‌های داخلی و بهره‌گیری از منابع خارجی غیر از امریکا و اروپا هدایت شود امکان فرار از فشارهای تحریمی و بلکه شکست دشمن در این جنگ اقتصادی فراهم می‌شود.
اگر ظرفیت‌هایی که بر روی مذاکره و توافق سیاسی با طرف‌های خارجی متمرکز شده به سمت استفاده از ظرفیت‌های داخلی و بهره‌گیری از منابع خارجی غیر از امریکا و اروپا هدایت شود امکان فرار از فشارهای تحریمی و بلکه شکست دشمن در جنگ اقتصادی فراهم می‌شود.

الزامات پیروزی در جنگ اقتصادی

علی احمدی مدرس دانشگاه گفت: برای اقدام در زمینه اقتصاد مقاومتی ابتدا باید الزمات آن را شناخت تا هم در این زمینه ها فرهنگ سازی و آگاه سازی انجام شود و هم مقدمات اجرایی آن با تشکیل اتاق فکر و برنامه ریزی و هدایت آن انجام گیرد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی بسیج اساتید فارس علی احمدی مدرس دانشگاه در خصوص اقتصاد مقاومتی و دلایل عدم تحقق آن نوشت: مقام معظم رهبری ۱ فروردین ۹۳ در حرم مطهر رضوی فرمودند: «اقتصاد مقاومتی یعنی آن اقتصادی که مقاوم است با تحریکات جهانی، با تکانه های جهانی، با سیاست های آمریکا و غیر آمریکا زیرو رو نمی شود اقتصادی است متکی به مردم».

اقتصاد مقاومتی در سال ۱۳۹۰ به عنوان راهبرد و گفتمان اصلی مسیر پیشرفت کشور مطرح شده، برای اولین بار در سال ۱۳۸۹ به طور صریح و آشکار و در سال های قبل از آن به صورت غیر مستقیم در قالب مقاومت و پایداری ملت انقلابی و نظام جمهوری اسلامی ایران در عرصه های نظامی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به عنوان تنها راهکار مقابله با توطئه های گوناگون دشمن از سوی رهبر معظم انقلاب مطرح شده است.

تحقق اقتصاد مقاومتی نیازمند بستر سازی در عرصه های خودباوری و توانایی فکری و عملی، تولید ملی، کار و تلاش مفید، تامین منابع انسانی و مالی، سیاست گذاری، برنامه ریزی و کار آفرینی و مانند آن است تا همه نیاز های جامعه فراتر از تقاضا تولید و عرضه شود، بی آن که تحت تاثیر هرگونه فشار جوامع سلطه گر استکباری قرار گیرد و از پویایی و شکوفایی بازماند.

با وقوع انقلاب اسلامی که یکی از اهداف و اصلی ترین محور آن استقلال ملی در همه ابعاد بر پایه ایدوئولوژی اسلامی بود یعنی بر محور توحید، لذا سعی شد در همه زمینه ها این استقلال به واقعیت برسد از قبیل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و… ولی در زمینه اقتصادی متاسفانه این امر به دلایل زیر و با توجه به شعار «نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی» و لزوم توجه به این بسیار مهم و حیاتی محقق نشد.

دلایل عدم تحقق استقلال اقتصادی

  1. وابستگی شدید اقتصادی قبل از انقلاب:به علت میراث رژیم پهلوی یعنی وابستگی اقتصادی به نفت که بر اساس فایده و سود دولت استعماری آمریکا طراحی شده بود تا ایران صرفا یک تولید کننده نفت آن هم نه با تکیه بر توان ملی بلکه دانش وارداتی، که حتی عمال آن نیز خارجی بودند باقی بماند و درآمدهای حاصل از فروش نفت نیز در بانک ها و موسسات غربی انباشته می شد و یا صرف خرید تجهیزات نظامی یا کالاهای تولیدی غربی می شد و هیچ کمکی به تامین زیر ساخت ها و تقویت بنیه اقتصادی کشور در جهت خود کفایی نمی شد.
  2. جنگ تحمیلی و تحریم:روبرو شدن انقلاب نوپای ایران با بحران های سیاسی و امنیتی، گروهک ها، ترورها و منافقین و در سال ۱۳۵۹ شروع جنگ تحمیلی هشت ساله که خسارات زیادی به کشور وارد ساخت بعد از انقلاب و هدایت های امام راحل(ره) جهت رشد و نمو اقتصاد اسلامی و با این شعار مقدس که ما می توانیم سعی شد در اقتصاد نیز مستقل شویم ولی با بروز مشکلات بر سر راه کشور مثل جنگ هشت ساله، تحریم ها و موانع غربی ها،
  3. عدم باور به تحقق استقلال اقتصادی:نداشتن تئوریسین اقتصاد اسلامی که مبنا و اساس و زیر بنای استقلال اقتصادی جمهوری اسلامی بود جهت اجرایی کردن آن و از طرف دیگر بر سر کار آمدن کسانی که عمدتا تحصیل کرده مکاتب اقتصادی غربی بودند که باعث شد عملا در تحقق این آرمان بزرگ و محوری دچار مشکل شویم و دشمن در همه مراحل انقلاب از این حربه استفاده کند و زنگ خطرها در طول این ۳۷ سال باعث نشد که مسئولین اقدامات جدی و اساسی برای رهایی اقتصاد از چنگال تحریم ها بنمایندو همواره با این سخن که اقتصاد را نمی شود منزوی کرد و یا بدون تعامل با جامعه جهانی نمی شود چرخ اقتصاد را در شرایط کنونی جهانی بر روی دنده پیشرفت و توسعه انداخت از اقدام در این زمینه خودداری نموده اند.

مهمترین عامل عدم تحقق اقتصاد مقاومتی عدم باور قلبی و التزام عملی برخی افراد در داخل کشور بوده است که در دوره های مختلف و طولانی مسئولیت نهادهای مالی و اقتصادی و بانکی کشور را برعهده داشته اند و الان هم متاسفانه مهمترین سد در اجرای اقتصاد مقاومتی می باشند.

برای توفیق در عرصه اقتصاد در برهه زمانی حساس کنونی باید اقدام عملی قابل توجهی از سوی متصدیان دولتی در این راستا صورت گیرد.

رهبر معظم انقلاب پس از طرح این دغدغه به صورت شعار سال های گذشته برای برجسته کردن این موضوع و در راس امور قرار دادن آن نهایتا در ابتدای امسال در حرم مطهر رضوی به طرح این موضوع با مردم و ذکر مشخصات و جزئیات دقیق آن پرداختند تا این موضوع از حالت ظاهری و انحراف در اجراء به حرکتی ملی و جهادی تبدیل شده و با بسیج مردمی در این جنگ نابرابر و وارد کردن همه مردم، زمینه فرهنگ سازی و تحقق این امر را فراهم نمایند و به نظر می رسد به همین دلیل امسال را «سال فرهنگ و اقتصاد با عزم ملی و مدیریت جهادی» نام نهادند.

برای اقدام در زمینه اقتصاد مقاومتی ابتدا باید الزمات آن را شناخت تا هم در این زمینه ها فرهنگ سازی و آگاه سازی انجام شود و هم مقدمات اجرایی آن با تشکیل اتاق فکر و برنامه ریزی و هدایت آن انجام گیرد.

الزامات پیروزی در جنگ اقتصادی(اقتصاد مقاومتی)

  1. مردمی سازی اقتصاد:
  2. یکی از ویژگی ها و مختصات اصلی و استثنایی انقلاب ما مردمی بودن آن است. این ویژگی که از همان روزهای آغازین انقلاب به صورت صد درصدی همزاد و همراه انقلاب بوده است، کارآمدی و نقش بی بدیل خود را در حضور گسترده مردم در عرصه هایی همچون: دفاع مقدس، مقابله با گروهک های مسلح و ضد انقلاب، مقابله با تحریم سی ساله اقتصادی، جنگ نرم، عرصه سازندگی و سایر عرصه ها به نمایش گذاشته است.
    مهمترین رکن اقتصاد مقاومتی مردم هستند که باید با نگاه ملی و سرمایه ای و با روحیه خودباوری و ایمان به اینکه می شود با تکیه به خداوند و مردم کشور که هزینه های بسیار سنگین تری مانند جوانان برومند خود را جهت اعتلای این نظام داده اند چرخ اقتصاد را بدون اینکه باج بدهیم بچرخانیم. مسئولین باید با اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی و مردمی سازی اقتصاد که از الزامات آن فعال سازی بخش خصوصی و تعاونی می باشد در این زمینه اقدام نمایند.
  3. فرهنگ سازی:
  4. فرهنگ سازی و فراهم کردن فضای اعتقادی و مذهبی جامعه برای تحمل سختی های این راه:
    الف) زمانی که این راهبرد از طریق جو عمومی کشور به یک مطالبه تبدیل شد(مانند انرژی هسته ای) لزوما مسئولین نیز بایستی در جهت تحقق آن گام بردارند و گرنه با نه گفتن مردم در انتخابات ها مواجه می شوند. پس هنر مهم تصدی گری و وام دادن نیست بلکه فقط فرهنگ سازی در میان آحاد مردم است.
    ب) برجسته سازی نمونه های برتر اقتصاد مقاومتی در سطح کشور و منابع قابل پرورش و جایگزین اقتصاد نفتی.
    ج) ترویج فرهنگ عمومی کار و تولید به طوری که تولید مهمترین آرمان مردم جامعه تبدیل شود آن وقت سرمایه های خردی که گاهی اوقات در بازار ارز، سکه و زمین باعث تورم و کمبود می شود به سمت تولید و تشکیل تعاونی برای رونق اقتصادی سرازیر می شود.
  5. اقتصاد بدون نفت:
  6. یکی از الزامات و ارکان اقتصاد مقاومتی، اقتصاد بدون نفت و جلوگیری از خام فروشی است.
    «ما نفت را ضایع می کنیم… خام فروشی دامی است که میراث سال های متمادی قبل از انقلاب است و متاسفانه کشور گرفتار آن شده است و باید تلاش شود که ملت ایران از این تله نجات پیدا کند.» (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار کارگزاران نظام ۹۱/۵/۳)
  7. اقتصاد دانش بنیان:
  8. یکی از محورهای مهم رویکرد اقتصاد مقاومتی حرکت به سمت اقتصاد دانش بنیان است. مبنای تولید در دنیا به تولید علم و فناوری و استفاده از آن ها وابسته است. از منظر مقام معظم رهبری یکی از بهترین مظاهر و موثرترین مولفه های اقتصاد مقاومتی، شرکت های دانش بنیان اند که می توانند اقتصاد مقاومتی را پایدارتر کنند.
    «اگر شرکت های دانش بنیان جدی گرفته شوند و از توسعه کمی و کیفی آن ها حمایت شود، به واسطه ثروت آفرینی از طریق علم، اقتصاد کشور به شکوفایی حقیقی خواهد رسید»(بیانات در دیدار جمعی از پژوهشگران و مسئولان شرکت های دانش بنیان ۹۱/۸/۵)
  9. تولید ملی:
  10. اگر تولید ملی بر مدار صحیح خود قرار گیرد و کشورمان به جایگاه و منزلت واقعی خود در عرصه اقتصادی دست یابد ضمن این که اغلب مشکلات و تنگناهای موجود از جمله: تورم و گرانی، بی ثباتی والتهاب بازارمرتفع خواهد شد، سرمایه های ملی در مسیر صحیح خود قرار گرفته و از خروج فراوان ارز برای و ارادات کالاهای مختلف جلوگیری، روحیه استغناء ملت و دولتمردان، رفاه و آسایش مردم تامین، امنیت سرمایه گذاری محقق و خطرات ناشی از تضیقات اقتصادی دشمن خنثی خواهد شد
    مقام معظم رهبری درسخنرانی تاریخ ۹۳/۱/۱در حرم مطهر رضوی، تولید ملی را یکی از الزامات اساسی تحقق اقتصاد مقاومتی می دانند و به موارد زیر اشاره می کنند:
    ۱- حمایت مسئولان از تولید ملی
    ۲- توجه صاحبان سرمایه و نیروی کار به تولید ملی
    ۳- ترجیح فعالیت تولیدی بر فعالیت های دیگر توسط صاحبان سرمایه
    ۴- ترویج تولید ملی توسط مردم در همه سطوح
    ۵- ضرورت مصرف تولیدات داخلی توسط همه به ویژه مسئولان
  11. مدیریت زمان، منابع و نیروی انسانی:
  12. شاه کلید رسیدن به اقتصاد مقاومتی مدیریت وقت و زمان که در متون دینی ما نیز بر آن تاکید زیادی شده و همچنین بهره گیری درست از منابع ، معادن خدادای، موقعیت ژئوپولوتیکی در جهت تامین نیازها و پرورش و حفظ سرمایه های انسانی برای دست یابی به اقتصاد مقاومتی می باشد.
  13. مدیریت مصرف:از نظر کارشناسان و علمای علم اقتصاد مصرف یکی از بخش های بسیار مهم اقتصاد بوده و تبعا در سایر بخش های اقتصادی و غیر اقتصادی تاثیر شگرف دارد.
    متاسفانه با وجود تاکید شارع مقدس اسلام و تاکید پیشوایان و رهبران دینی در رعایت الگوی مصرف و ضرورت عقلانی مبنی بر رعایت اقتصاد، صرفه جویی و قناعت و اجتناب از اسراف، تبذیر، تجمل گرایی و لزوم سوق دادن سرمایه های جامعه اسلامی در مسیر سازندگی و تعالی کشور، شاهد تضییع و مصرف بی رویه و بیمارگونه منابع کشور توسط آحاد جامعه و دولتمردان در بخش های مختلف هستیم.
    «ما مردم مسرفی هستیم، ما اسراف می کنیم، اسراف در آب، اسراف در نان، اسراف در وسایل گوناگون و تنقلات، اسراف در بنزین.»(مقام معظم رهبری در خطبه های نماز عید  سعید فطر ۸۶/۷/۲۱

درآمدی بر اقتصاد مقاومتی – دکترین کدآمایی جمهوری اسلامی

بررسی ابعاد اقتصاد مقاومتی از دیدگاه استراتژیک به دو دلیل ضروری است:

ابتدا از حیث مفهوم «مقاوم‌‌سازی» اقتصاد. علوم استراتژیک، علوم بقاء جامعه و تمدن است و مقاوم‌‌سازی اقتصاد، مقاوم‌‌سازی یکی از ارکان اساسی جامعه است. دلیل دوّم، موضوع «جنگ تمام‌عیار اقتصادی» است. طبق بیان رهبر معظم انقلاب اسلامی «تحریم از حدود زمستان سال ۱۳۹۰‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‎‎‎، به جنگ اقتصادی تبدیل شده است، یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی علیه ملت ایران». مقاوم‌‌سازی اقتصادی، و جنگ تمام‌عیار اقتصادی، یک بررسی استراتژیک را می‌‌طلبد‎. مجله‌ی خردنامه‌ی همشهری موضوع اقتصاد مقاومتی را با حسن عباسی در میان گذاشته و نظر او را در این مورد جویا شده است. از نظر وی اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد ایرانی است.

«الگوی ایرانی معیشت» صفتی است که حسن عباسی به دانش «کدآمایی» می‌دهد؛ و کدآمایی را علم اقتصاد ایرانی می‌‌خواند و از این زاویه، مفهوم اقتصاد مقاومتی را دکترین بنیادی کدآمایی جمهوری اسلامی می‌‌داند.

آنچه در پی آمده، حاصل این پرسش و پاسخ است.

تلقی استراتژیک از اقتصاد مقاومتی چیست؟

بسم الله الرحمن الرحیماقتصاد مقاومتی را مقاوم‌‌سازی اقتصاد خوانده‌‌اند؛ مقاوم‌‌سازی اقتصاد، یک مؤلفه‌‌ی استراتژیک است، زیرا با استحکام درونی اقتصاد می‌‌توان به استحکام درونی جامعه رسید. استراتژی علم بقاء جامعه است؛ هرآنچه که موجب مقاوم‌‌سازی و استحکام بنیان‌‌های جامعه شود، یک گزاره‌‌ی استراتژیک محسوب می‌‌شود.

شرایط اقتصاد کنونی ایران، شرایط یک محاصره‌ی کامل و وقوع یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی است. محاصره و سپس جنگ تمام‌عیار اقتصادی، مؤلفه‌‌هایی استراتژیک محسوب می‌‌شوند. اقتصاد مقاومتی، سازوکار آفند و پدافند در این جنگ تمام‌عیار اقتصادی است.
سابقه و تاریخ اقتصاد مقاومتی چیست؟

اقتصاد مقاومتی، یک دکترین اقتصادی بومی است و ریشه در تاریخ اقتصاد ایران دارد. اقتصاد ایرانی با مفهوم «کدآمایی» شناخته شود؛ کدآمایی، الگوی ایرانی معشیت است، که قدمت آن به تاریخ ایران باستان می‌رسد. حدود ۲۵ سال پیش که در دانشکده‌های علوم نظامی، تاریخ استراتژی را تدریس می‌‌کردم، اقتصاد استراتژیک هر یک از تمدن‌‌ها، موضوع جذابی بود که مطالعه‌‌ی آن، بقاء آن تمدن یا جامعه را نمایش می‌‌داد. تاریخ استراتژیک ایران به‌‌ویژه ایران باستان نیز حاکی از بهره‌‌مندی ایرانیان از تلقی استحکام اقتصادی به عنوان مؤلفه‌‌ای استراتژیک است. در حین تدریس تاریخ استراتژی ایران باستان، موضوع بسیار جذاب، موضوع الگوی معشیت ایرانی است که به کدآمایی معروف شد. «آما» و «آمایش» معشیت، درواقع آماده‌‌سازی و تدارک معاش با منابع موجود است که مؤلفه‌‌ی اصلی آن «خودکفایی» و استقلال است.

کدآمایی، تدارک و آماده‌‌سازی معشیت عمومی با منابع موجود و بدون وابستگی به منابع بیرونی است. در فرهنگ ایرانی، دو مفهوم کدخدا برای مردان و کدبانوبرای زنان، با همین حکمت شناخته می‌‌شود. حکمت کدبانویی و حکمت کدخدایی، از قوه و توان کسی حکایت می‌‌کند که می‌‌تواند بدون بهره‌‌گیری از منابع بیرونی، و تنها با اکتفا به منابع درونی، معشیت را برآورده کند. کدبانو، زنی است که با آنچه در خانه و مزرعه و آغل گوسفندان در اختیار دارد، زندگی خانواده را سامان می‌‌دهد؛ غذا، لباس (از پشم گوسفندان)، و سوخت و انرژی (از هیزم و مدفوع حیوانات)، را از منابع اطراف خود تهیه و تدارک می‌‌نماید. در کنار کدبانو که تدبیر منزل و کلبه می‌‌کند، کدخدا، مردی است که تدبیر اجتماع و جامعه را نموده و با منابع فرهنگی- اقتصادی- اجتماعیِ قوم و قبیله‌‌ و طائفه‌‌ی خود، روستا را مدیریت می‌کند. فرهنگ کدخدایی و کدبانویی، ریشه در فرهنگ کدآمایی دارد. کدآمایی، دانش ایرانی اقتصاد است که با «اکونومی» غربی یا همان اقتصاد مدرن تمایز ماهوی دارد. تعریف اکونومی مدرن این است: «تخصیص بهینه‌‌ی منابع محدود به نیازهای نامحدود». اما در کدآمایی، تنظیم و تحدید نیازها به منابع موجود است: اولاً نیازها محدود شده و در چارچوب طبیعی برآورد می‌‌شوند؛ و ثانیاً منابع موجود نه منابع محدود؛ زیرا در تلقی اکونومی مدرن، روی برخی منابع محدود تمرکز می‌‌شود که در مالکیت آن‌‌ها نیست؛ مانند نفت خام. در اکونومی مدرن، این توجیه‌‌پذیر است که منابع محدود نفت در کشورهای اسلامی یا منابع محدود معدنی آفریقا را به روش‌‌های گوناگون به کنترل خود درآوردند، چون تعریف علم اقتصاد آن را توجیه می‌کند. در واقع پرسش این است که «کدام منابع محدود؟ منابع محدود، مربوط به چه کسی است؟!» اما در کدآمایی، منابع موجود و تحت مالکیت خود مطرح است. از تعریف کدآمایی، قناعت برمی‌آید. پس در کدآمایی، نیازها تعدیل می‌‌شود، به منابع موجود قناعت می‌‌شود، و در نتیجه اصل کفایت رقم می‌‌خورد. نقطه‌‌ی عزیمت، کفایت منابع و قناعت در نیازهاست. از این نقطه به بعد، با تولید روزافزون، گسترش کیفی و کمّی در معشیت پدید می‌‌آید.

تاریخ اقتصاد مقاومتی را در تاریخ الگوی معشیت ایرانی باید جست‌‌وجو کرد. الگوی معشیت ایرانی، همان کدآمایی است. کدآمایی در تفکیک و تنظیم نقش‌‌ها به گونه‌‌ای جنسیتی مردان را کدخدا و زنان را کدبانو می‌پروراند. نیاز حیاتی امروز جامعه‌‌ی ایرانی، برای بقاء خود در یک تلقی استراتژیکی، بازتعریف نقش‌‌های زنان و مردان، در امروزی کردن مفهوم کدبانو و کدخداست. در یک جمله، اقتصاد مقاومتی، دکترین دانش کدآمایی است که زنان را که بانوی امروزی، و مردان را کدخدای امروزی می‌‌خواهد.
درون‌‌زایی یکی از مؤلفه‌‌های اقتصاد مقاومتی است. درون‌‌زا بودن اقتصاد مقاومتی چیست و ریشه‌‌ی آن در کدآمایی، کجاست؟

مقاوم‌‌سازی اقتصاد که هدف نهایی اقتصاد مقاومتی است، نمی‌‌تواند پدیده‌‌ای بیرونی یا با هدایت از بیرون باشد. استحکام درونی اقتصاد ملّی در چهار حوزه‌‌ی تنظیم و کاهش تقاضا، تولید بومی (با استحصال منابع موجود، و تبدیل آن منابع به کالا)، سپس عرضه‌ی‌‌ مطلوب و فروش، و در نهایت در مصرف بهینه دیده می‌‌شود. اقتصاد مقاومتی در هر یک از این چهار حوزه نگاه درونی دارد: ابتدا این که تقاضا باید طبیعی و عقلانی شود. تبلیغات به‌‌گونه‌‌ای مخرب عامل ذائقه‌‌سازی شده و به نیازهای غیرواقعی دامن زده و تقاضا را افزایش داده است. سپس تولید بومی، نه واردات منابع تولید از بیرون، یا ورود کالاهای خارجی. تکیه بر منابع داخلی برای تولید، و تکیه بر نیروی کار کیفی و کیفی‌سازی نیروی کار، کیفی‌سازی تولید است. ضمن این‌‌که واردات، نیروی کار داخلی را معطل می‌‌کند.

عرضه مطلوب و فروش مبتنی بر معیارهای «بیع» در اسلام، عامل سوم درون‌‌زایی اقتصاد مقاومتی است. احتکار کالا، و رواج دلالی و واسطه‌‌‌‌گری، تنها دو نمونه از مصادیق عرضه و فروش مخرب و فرساینده‌‌ی استحکام درونی اقتصاد ملّی است. و در نهایت، مصرف بهینه است. اسراف و تبذیر، عامل اساسی فرسایش استحکام اقتصاد ملی است. هر یک از این چهار حوزه در رویه‌‌ی غلط، به سستی اقتصاد ملّی منجر می‌‌شود و در تدبیر صحیح به استحکام آن می‌‌انجامد. هیچ‌یک از این حوزه‌‌ها راه‌‌کار بیرونی ندارد. کاهش و تعدیل تقاضا، عاملی درونی است؛ اتومبیل سواری با قیمت میلیاردی، یا تقاضا برای چیپس و پفک، معقول نیست. تعدیل تقاضا، نیاز به فرهنگ‌‌سازی در درون جامعه دارد. ارتقاء فرهنگ کار، و ارتقاء وجدان کاری کارگر و کارمند، گزاره‌‌ای درونی است. اصلاح الگوی مصرف، مقوله‌‌ای درونی است. در نتیجه این اقتصاد، عوامل مقاومتی فرساینده‌‌ی درونی اقتصاد را بررسی نموده و آنها را استحکام می‌‌بخشد. درون‌‌زا بودن استحکام معیشت، روح کلی کدآمایی است. روح حاکم بر عمل کدخدا و کدبانو، استحکام‌بخشی به نظام معشیت خانواده و جامعه، از دورن خانواده و جامعه است.

منتقدین اقتصاد مقاومتی، مقوله‌‌ی ترویج کاهش تقاضا را به عنوان گزاره‌‌ی اقتصاد ریاضتی معرفی می‌‌کنند.

مغلطه می‌‌کنند. اقتصاد ریاضتی، کاهش نیاز طبیعی و ضروری را هدف می‌گیرد. اقتصاد مقاومتی، تقاضای نامعقول را نشانه می‌رود.

مثال مشخصی می‌زنید؟

مثال مشخص، پدیده‌ی «شومینه» در بناها و ساختمان‌های ایرانی است. سال گذشته (۱۳۹۲) یک بررسی میدانی انجام دادیم، تا این پدیده‌ی زائد را واکاوی کنیم. شومینه، یک پدیده‌ی غربی است که مانند یک غده‌ی سرطانی در معماری ایرانی ریشه دوانده است. از نظر هدر دادن انرژی، این وسیله‌ی گرمایشی اصلاً مقرون به صرفه نیست. از هر هزار خانه‌ای که در آن شومینه ساخته شده، تنها یک خانواده از آن استفاده می‌کنند. در ایران امروز بیش از پنج میلیون خانه‌ی مجهز به شومینه وجود دارد. هر شومینه، بیش از یک متر مربع از سطح خانه را اشغال می‌کند. در هر شومینه، بیش از یک تن مصالح ساختمانی مرغوب مانند آجرنسوز به‌کار می‌رود. هر شومینه با هزینه‌ای بیش از یک میلیون تومان ساخته می‌شود. اکنون این اعداد را در تعداد شومینه‌های موجود در کشور ضرب کنید:

  • پنج میلیون خانه‌ی مجهز به شومینه در ایران وجود دارد؛
  • یعنی پنج میلیون متر مربع زیر بنایر هدررفته؛
  • یعنی پنج میلیون تن مصالح مرغوب ساختمانی هدررفته؛
  • یعنی ۵/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰(پنج هزار میلیارد) تومان هزینه‌ی هدررفته‌ی ساخت این تعداد شومینه در کشور.

این منابع زمین، مصالح و هزینه، برای ساخت پدیده‌ای هدررفته است که غیرضروری بوده و بلااستفاده است. تنها عامل ضرورت آن، مُد است که هر خانه‌ای، یک شومینه‌ی دکوری و غیرقابل‌استفاده داشته باشد.در اقتصاد مقاومتی در تعدیل تقاضا، زدودن این موارد و مصادیق نامناسب که مصداق واقعی اسراف محسوب می‌شود مورد نظر است.

تعامل اقتصاد مقاومتی با اقتصاد بین‌الملل چگونه است؟

مؤلفه‌های روابط بین‌الملل و سیاست خارجی جمهوری اسلامی به ترتیب «عزت»، «حکمت» و «مصلحت» است؛ اقتصاد مقاومتی در عرصه‌ی روابط بین‌الملل جمهوری اسلامی از این مؤلفه‌ها مستثنی نیست. اقتصاد مقاومتی که درون‌زاست، چون به استحکام درونی اقتصاد ملی منتج می‌شود، حتی‌المقدور استقلال اقتصادی را جست‌و‌جو می‌کند و کاهش وابستگی را در پی دارد. از این‌رو اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد فعال و مهاجم استنه یک اقتصاد منفعل. اقتصاد منفعل، اقتصادی است وابسته که تعامل آن با اقتصاد بین‌الملل تلاش برای واردات است. اما اقتصاد مقاومتی چون بر مبنای اصل خودکفایی و قناعت عمل می‌کند حتی‌المقدور از واردات، بی‌نیاز است، و در مقابل، چون به تولید توجه می‌کند، امکان صادرات فراهم می‌شود، و در نتیجه فعال و مهاجم است.

اقتصاد مقاومتی پشتوانه‌ی سیاست خارجی است؛به مؤلفه‌ی عزت می‌انجامد، زیرا وابستگی را کم می‌کند و در صادرات، موجب وابستگی و نیاز دیگران به کالای ایرانی می‌شود. پس اقتصاد مقاومتی، بسته و درون‌گرا نیست، بلکه درون‌زا و برون‌گرا است. برون‌گرایی آن هم منفعلانه نیست بلکه فعال و مهاجم است؛ به مصلحت کشور نیست که وابسته باشد و دشمنان هرگاه اراده کردند با محاصره‌ی اقتصادی و تحریم، از نیازهای اقتصادی به عنوان اهرم فشار سیاسی علیه مردم ایران استفاده کنند. با توجه به مؤلفه‌ی مصلحت در سیاست خارجی کشور، اقتصاد مقاومتی این حربه را از دست دشمن خارج می‌کند.

تعامل با دنیای خارج از کشور در حوزه‌ی اقتصاد، اگر به وابستگی بیشتر بینجامد، تعامل سازنده نیست. تعامل سازنده مبتنی بر اقتصاد مقاومتی از الگوی مناسبات ظروف مرتبطه در فیزیک تبعیت می‌کند: تعامل سازنده در قاعده‌ی ظروف مرتبطه، تعاملی است از بالا به پایین؛ مانند ظرف پر از آب در بالا که به ظرف تهی در پایین آب می‌رساند. در واقع اقتصاد مقاومتی در عرصه‌ی اقتصاد خارجی به «تراز» مثبت تجاری منجر می‌شود. «تراز» منفی تجاری با سایر کشورها، بستر و زمینه‌ای است که به دشمن در تحریم‌ها کمک می‌کند؛ تعامل مبتنی بر «تراز» منفی تجاری، تعامل مخرب است نه تعامل سازنده.

جایگاه عدالت در اقتصاد مقاومتی کجاست؟

عدل و عدالت، یعنی «هرچه سر جای خود». بدن انسان وقتی در برابر بیماری‌ها مقاوم می‌شود و بنیه‌ی جسمی انسان تقویت می‌شود، امکان بیمار شدن کاهش می‌یابد. انسان باید تلاش کند که حتی‌المقدور بیمار نشود؛ این جلوه‌ای از عدالت است؛ یعنی هرچه سر جای خود. این‌که انسان بیمار شود، یعنی چیزی سر جای خود نیست؛ آن گم شده، سلامت است. بهبودی و شفای بیمار، هنگامی است که سلامت بازگردد و بیمار سالم شود.

اقتصاد مقاومتی، مقاوم‌سازی اقتصاد در برابر بیماری‌های اقتصادی است. بیماری‌های اقتصادی ناقض عدالت اقتصادی هستند: فساد اقتصادی، دلالی، احتکار، پول‌شویی، ارتشاء، اختلاس، رانت، و قاچاق، نمونه‌های بیماری‌های اقتصادی هستند. این بیماری‌ها، موجب ظلم اقتصادی در جامعه می‌شوند. ظلم در مقابل قسط است. قسط، کارکرد اصلی دین است. مفهوم قسط این است که سهم هرکس هرچه هست باید به او پرداخت شود. اقتصاد مقاومتی، بخشی از فرآیند تحقق عدل و قسط است.
الزامات تحقق اقتصاد مقاومتی چیست؟

اقتصاد مقاومتی به عنوان دکترین کدآمایی، الزامات گوناگونی دارد که به بخشی از موارد آن می‌توان پرداخت؛ مانند:

۱٫نفی مدل‌های اقتصادی لیبرالیستی مانند مکتب نئوکینزی، مکتب پولی، مکتبشیکاگو، و…. .

۲٫حذف پول بدون پشتوانه‌ی دلار از مبنای مناسبات اقتصادی ایران.

۳٫ایجاد پیمان پولی دوجانبه میان ایران و تک‌تک کشورهای جهان، و حذف پول ثالث در تجارت خارجی.

۴٫قرار دادن بازار سرمایه در کنار و هم‌عرض سایر بازارها، مانند بازار صنعت، بازار مسکن،بازار غذا، بازار لباس و…. . اکنون بازار سرمایه، بازار هژمون در نسبت با سایر بازارهاست.

۵٫(با توجه به تجربه‌ی آمریکا در شکل‌گیری جنبش ضد طمع) ساماندهی تبلیغات و ممانعت از ذائقه‌سازی منفی. حرص و ولع و طمع، به عنوان مؤلفه‌ی کلیدی سبک زندگی آمریکایی، به مرور در بین مردم ایران در حال فرهنگ‌سازی است.

۶٫اصلاح ساختاری و تحول اداری. بسیاری از سازمان‌ها و نهادهای موجود، مخل مقاوم‌سازی اقتصاد هستند؛ برای نمونه، نهاد بانک در ایران، بسترساز ربای سازمان‌یافته و بسیاری از بیماری‌های اقتصادی است.

۷٫نظریه‌پردازی در حوزه‌ی اقتصاد مقاومتی و سپس ایجاد رشته‌ی تحصیلی کدآمایی، برای تحقق تولید علم در حوزه‌ی اقتصاد بومی.

۸٫بسط فرهنگ کدآمایی و ضرورت مقاوم‌سازی اقتصاد. سبک زندگی کدبانویی، قلب فرهنگ کدآمایی است.

۹٫تدارک آرایش جنگی در اقتصاد کشور. با توجه به این‌که جنگ تمام‌عیار اقتصادی علیه مردم ایران جریان دارد، ساختار عمومی جامعه و نهادهای اقتصادی کشور بایستی آرایش جنگی مناسب در برابر محاصره وتهاجم اقتصادی دشمن بگیرند. در برابر جنگ تمام‌عیار اقتصادی دشمن، هنوز قرارگاه و مرکز فرماندهی جنگ اقتصادی در کشور تشکیل نشده است.

۱۰٫حذف قوانین مخل اقتصاد مقاومتی، در مجلس شورای اسلامی.

۱۱٫پیدایش جنبش اجتماعی اقتصاد مقاومتی در میان توده‌های مردم.

چقدر به آینده‌ی اقتصاد مقاومتی خوش‌بین هستید؟

اقتصاد مقاومتی چاره‌ی گریزناپذیر بیماری اقتصادی کنونی کشور است. بقاء جامعه و تمدن ایرانی در گرو اقتصاد مقاومتی است. آینده‌ی ایران با توجه به اقتصاد مقاومتی، آینده‌ای روشن است. انشاالله

 

دسته هامقالات برچسب ها:


سه − = 2