خانه > اهلبیت علیهم السلام, مقالات, مناسبتی > به بهانه دهه ولایت “پیام‌های غدیر به نسل امروز

به بهانه دهه ولایت “پیام‌های غدیر به نسل امروز

پیام غدیر مبارز با سقیفه‌سازی است با اشاره به واقعه غدیر خم، پیام غدیر  مبارز با سقیفه‌سازی ست و بعد از واقعه غدیر، سقیفه اتفاق افتاد تا باطل را حق جلوه دهند.

 

باید باطل را بشکافیم و به‌دنبال حق و حقیقت باشیم. امروز نیز سقیفه‌سازی ادامه دارد اما شکل و ظاهر آن عوض شده است که بعضاً در قالب شبکه‌های مجازی بروز و ظهور می‌کند.

راه‌های مبارزه با فضاسازی کذائی را تغییر و تقویت و تعمیق در نگرش‌های فرهنگی و پنج اصل خداباوری، خردورزی، قانون‌مداری، شایسته‌سالاری و عملگرایی را برای تقویت مبانی فرهنگی لازم و ضروری دانست.

ما باید نمادی از فرهنگ اسلامی باشیم، تکریم مردم و ارائه خدمات به آنها، اجرای قانون و عدالت بر اساس ضوابط، توسعه برنامه فرهنگی و ایجاد فضای پویا لازم ست.

وظیفه نسل حاضر در قبال غدیر چیست؟

هیجدهم ذی‌الحجه یادآور واقعه‌ای تاریخی است که در آن رسول خدا(ص) به امر خداوند متعال حضرت علی(ع) را به‌عنوان خلیفه و جانشین خود در منصب امامت و ولایت امت منصوب کرد.

وظیفه  نسل حاضر در قبال غدیر چیست؟به گزارش خبرنگارحوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛آنچهپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در روز غدیر بر همه مسلمانان تکلیف فرموده اند. این است که امیرالمؤمنین علی علیه السلام و ائمه از فرزندان ایشان تا حجة بن الحسن (عج) را مولای خویش بدانیم و قید غلامی ایشان را بر گردن انداخته، به لوازم آن مقید گردیم. متأسفانه آنچه از واقعه ی غدیر تا کنون، مورد فراموشی قرار گرفته، توجه مبحث ولایت امیرالمومنین (ع) است.

از همان لحظات اولیه در سال دهم هجری بسیاری از مردم، منافقانه با امیرالمؤمنین (ع)دست بیعت دادند و آنگونه که پیامبر صلی الله علیه و آله دستور فرموده بودند با دل و جان، دست و زبان، تسلیم علی بن ابی طالب علیه السلام نشده و به ولایت امام علی (ع)تن ندادند، هم اکنون که ما در زمان ولایت آخرین وصی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرار گرفته ایم باید منصفانه درباره ی وضعیت خویش به داوری بنشینیم که چقدر در انجام این وظیفه ی قلبی و جوارحی خود موفق بوده ایم؟ حداقل در روز غدیر که متعلق به وجود مقدس ولی عصر (عج)است, چقدر از صاحب غدیر و حقوق ایشان یاد می شود؟ گاهی بی توجهی و غفلت شیعیان نسبت به ایشان چنین می نماید که عهد پیامبر صلی الله علیه و آله در بین مسلمانان زمان غیبت هم به دست فراموشی سپرده شده و در روز غدیر هم آن چنان که شایسته است، حق امام علیه السلام ادا نمی شود. با وجود اینکه جشن ها و مراسمی به مناسبت این روز برگزار می شود و این عید مورد اکرام و بزرگداشت قرار می گیرد ولی پیام غدیر که همان فرمان ولایت حجة بن الحسن(عج) است در این زمان کاملاً مسکوت باقی می ماند و ما که مدعی تشیع در زمان غیبت حضرت مهدی (عج)هستیم در پایبندی به مفاد این خطبه مرتکب قصور گشته ایم و چه بسا وظیفه ی خود را هنوز نشناختیه ایم.

بنابراین کسی که حضرت مهدی (عج) را مولای خود می داند همواره باید اعمال خویش را در جهت رضایت ایشان قرار داده و مورد بررسی قرار دهد که مرتکب کوتاهی در ایفای نقش سر سپردگی نگشته و چیزی از حقوق ایشان را پایمال نکرده باشد.پس آنگاه که دستان مبارک صاحب غدیر را از فراسوی قرنها می فشاریم باید بدانیم که تبریکش به ما چه می گوید؟ این کاروان هزار و چهار صد ساله که از گذرگاه پر خطر سقیفه عبور کرده از سپردن میراث جاودانه ی غدیر به دست ما چه انتظاری دارد؟باید بدانیم که امروز پرچم سبز غدیر در دست صاحب آن حضرت بقیة الله (عج) بر بلندای تاریخ می درخشد و شیعه مکلف است که با صدایی رسا اعلام کند که اگر در روز غدیر سال دهم هجری در کنار برکه ای با علی علیه السلام دست بیعت داده است و شنیده است آنچه را که پیامبرمان گفت و تسلیم شده است به آن امری که از جانب پرودگار آورد اینک با قلب و جان و زبان و دستش با یادگار غدیر و موعود غدیر هم پیمان می شود تا این نبأ عظیم را به نسلهای آینده برساند.

هیجدهم ذی‌الحجه یادآور واقعه‌ای تاریخی است که در آن رسول خدا(ص) به امر خداوند متعال حضرت علی(ع) را به‌عنوان خلیفه و جانشین خود در منصب امامت و ولایت امت منصوب کرد، تا ترازو شاخص حاکم اسلامی برای همه مسلمانان تبیین شود و در حافظه تاریخی بماند و چراغ راه امت پیامبر(ص) تا آخر باشد هر چند که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) بخشی از مسلمانان به پیام این واقعه مومن ماندند و تا پای جان برای تثبیت پیام غدیر تلاش کردند اما بسیاری هم متوجه پیام آسمانی غدیر نشدند و با ذهن بشری خود به تحلیل واقعه پرداختند تا کارآمدی تدبیر الهی پیامبر اسلام در لابه‌لای هیاهوها دیده نشود و امت پیامبر از ثمره شیرین و گوارای آن بی‌بهره بمانند. واقعه‌ی غدیر از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت دارای درخشندگی خاصی در تاریخ اسلام از لحاظ سند، اطمینان از اصل و فرع آن، کثرت راویان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمین، دارای قدرت و استحکامی بی‌نشیر است که در راس راویان نام اهل بیت رسول خدا(ص) یعنی علی و فاطمه و حسن و حسن علیه‌السلام می‌باشد. نزول آیه ۶۷ و ۳ سوره مائده در ارتباط با این رویداد بزرگ است که بر طبق نظر مفسران نام‌آور شیعه و سنی، شان نزول این آیات مربوط به واقعه غدیر خم است
.
علامه امینی در ابتدای جلد نخست الغدیر می‌فرماید:
«در نظر خردمندان ارج و شرف هر چیز وابسته به نتیجه و به اندازه ثمر آن است. مهم‌ترین مطلبیکه با توجه به نتیجه‌اش دارای موقعیت شایانی است، آن بخش‌هایی است که پیدایش ادیان را نشان می‌دهد و مذاهب بر آن پایه‌گذاری مشده و سرچشمه‌ی عقاید ملت‌ها و جمعیت‌هایی قرار گرفته است، از این رو این بخش از تاریخ که مبدا پیدایش اعتقادات و مقدسات ملت‌هاست به ابدیت راه جسته است و هیچ‌گاه تاریخ جهان آن را فراموش نمی‌کند و با جاودانگی و همیشگی در سراسر دوران خودنمایی می‌کند. داستان غدیر از بااهمیت‌ترین موضوعات این بخش از تاریخ است، زیرا مذهب آن ملت‌ها و طوایفی که آل رسول را پیروی کردند بر این واقعه پایه‌گذاری شده است.»
به عبارتی دیگر با فرارسیدن عید غدیر، این واقعه بزرگ تاریخی در اسلام دل‌ها متوجه یک امر مهم اعتقادی و اجتماعی و سرنوشت‌ساز در زندگی می‌شود که آن «ولایت و رهبری جامعه دینی» است. در تاریخ اسلام دو حادثه مهم و بزرگ خودنمایی می‌کند که از یکی رسالت و از دیگری امامت به‌وجود آمد. نخستین حادثه نزول وحی بر قلب مبارک پیامبر اسلام بود که رسالت پیامبر(ص) را در پی داشت و دومین حادثه غدیر بود که امامت را به‌وجود آورد و در حقیقت ادامه رسالت بود یعنی روز غدیر همان قدر اهمیت دارد که روز بعثت در رسالت پیامبر اعظم.
اهمیت این مطلب را از نزول آیه ۶۷ سوره مائده به‌خوبی درک می‌کنیم “یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرین»، پیامبر گرامی اسلام(ص) هم فرمان خداوند را ابلاغ کرد من کنت مولاه فعلی مولاه
و لذا وقتی پیامبر امر خداوند متعال را به امت ابلاغ کرد آیه ۳ سوره مائده نازل شد که: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» در جهان امروز، زمینه و عطش فراوان برای فهم دیقیق پیام غدیر و باز تعریف آن فراهم شده است.

انقلاب اسلامی ما و ثمرات بی‌شمار آن در داخل و خارج نگاه‌ها را متوجه مذهب تشیع که برگرفته از پیام غدیر است نموده است. بر همه کسانی که تریبونی در اختیار دارند و شنونده‌ای، مخصوصا مبلغین و سخنرانان و مداحان گرانقدر لازم است که پیام غدیر را به جامعیت بیش تری به ویژه برای نسل جوان بازگو کنند و بعضی شبهات را که از ناحیه مغرضین و غافلین و جاهلین راجع به مساله ولایت مطرح می‌شود عالمانه پاسخ گویند.
پیام غدیر از منظر امام خمینی(ره)
ولایتی که در غدیر است به معنای حکومت است نه معنای مقام معنوی، مساله، مساله حکومت است. مساله سیاست است خدای تبارک و تعالی این حکومت و این سیاست را امر کرد که پیغمبر به حضرت امیر واگذار کند. صحیفه ج ۲۰ ص ۱۱۳-۱۱۵
روز غدیر از بزرگ‌ترین اعیاد مذهبی است، این عید عیدی است که متعلق مستضعفان است. عید محرومان است عید مظلومان جهان است. عیدی است که خدای تبارک و تعالی به‌وسیله پیامبر اکرم (ص) برای اجرای مقاصد الهی و ادامه تبلیغات و ادامه راه انبیاء، حضرت امیر را منصوب فرمودند. صحیفه ج ۱۹ ص ۱۶۳
پیام غدیر از منظر مقام معظم رهبری
عید غدیر را فرمودند «عیدالله الاکبر» از همه اعیاد در تقویم اسلامی این عید بالاتر است، پر مغزتر است، تاثیر این عید از همه اعیاد بیش‌تر است. چرا؟ چون تکلیف امت اسلامی در زمینه‌ی هدایت در زمینه حکومت در این حادثه غدیر معین شده است. حرفی نیست که بر طبق توصیه پیامبر اعظم در غدیر عمل نشد، پیغمبر هم طبق بعضی روایات خبر داده بود که عمل نخواهد شد اما مسئله غدیر، مسئله ایجاد یک شاخص است. یک معیار و میزان است تا آخر دنیا مسلمانان می‌توانند این شاخص را این معیار را جلوی خودشان قرار بدهند و تکلیف مسیر عمومی امت را معین کنند. ۱۵/۰۹/۱۳۸۸

خصوصیت غدیر در مساله ولایت است، آن عاملی که ضامن اجرای احکام است، حکومت اسلامی و حاکمیت قران است والا اگر آحاد مردم، ایمان و عقیده و عمل شخصی داشته باشند لیکن حاکمیت چه در مرحله قانون‌گذاری و چه در مرحله اجرا در دست دیگران باشد، تحقق اسلام در آن جامعه به انصاف دیگران بستگی دارد. ۱۶/۰۱/۱۳۷۸
پیام‌های دیگر غدیر به نسل امروز
اسلام دین کامل و جامع است و برنامه‌ای مدون برای اداره زندگی بشر در تمام عرصه‌های فردی و اجتماعی دارد و لذا «دین از سیاست جداناپذیر است» پیام جاودانه غدیر. تربیت انسان دینی احتیاج به تاسیس یک جامعه دینی دارد و تاسیس آن فرایندی است که تنها از طریق حکومت دینی امکان‌پذیر است.

انقلاب اسلامی ایران به عنوان جلوه‌ای از عینیت و تحقق آرمان پیامبر در غدیر خم و نیز با اجرایی کردن نظریه حاکمیت ولایت فقیه به‌عنوان استمرار امامت کارآمدی دین را برای اداره بشر اثبات نمود. غدیر مرکز ثقل تاریخی اندیشه سیاسی در اسلام و سند تاریخی تفکیک‌ناپذیری دین از سیاست است. راهبرد پیوسته دین در عرصه روابط اجتماعی ملت‌ها به‌ویژه ملت‌های مسلمان دعوت به اصول و مبانی مشترک است. اگر پیام غدیر در صدر اسلام عملی می‌شد امامت امام معصوم و حاکمیت آن باعث ایجاد وحدت در امت پیامبر می‌شد و ثمره این وحدت رسید به آرمان‌شهری که خداوند متعال با حاکمیت دین وعده داده بود می‌شد.

ما در زمان خود ثمره حاکمیت امامت را دیده‌‌ایم که جامعه‌ی ما از میان این همه طوفان ها، بحران‌ها و چالش‌های متفاوت که هر یک می‌توانست باعث گسیختگی ملت ما شود به سلامت عبور کرد و نمام تهدیدها با مدیریت ولایت فقیه به فرصت تبدیل و ما امروز زمینه‌ساز باز تولید تمدن اسلامی با مرکزیت ایران اسلامی هستیم. نظریه ولایت فقیه تضمین‌کننده حضور پیوسته دین در قلمرو زندگی بشر است و لذا ما دفاع نظری و عملی از ضرورت حضور انسان کامل در قلمرو زندگی انسان اثبات کننده حقانیت «غدیر» است.

رسالت اصلی انقلاب اسلامی ایران به عنوان پیش‌درآمد انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) استقرار عدالت است زیرا که عدالت علت تامه، معنویت در جامعه می‌باشد در صورت استقرار نسبی عدالت، جمهوری اسلامی مدل موفق از مدیریت دینی به شایستگی معرفت اسلام علوی و مبشر اسلام مهدوی خواهد بود. استقرار عدالت جوهره اصلی پیام غدیر است در سایه حاکمیت انسان کامل. پیام غدیر به نسل ما این است؛ سعادت و رستگاری جامعه انسانی تنها در گرو جاری شدن احکام الهی در تمامی زمینه های فردی و اجتماعی تحت زعامت و مدیریت انسان کامل و الهی است.

پیام غدیر؛ عصمت، حجیّت و خلافت عترت(ع)
یا اَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغ ما اُنزِلَ اِلَیکَ مِن رَبّکَ…
واقعه غدیرکه در ذی الحجه سال دهم هجری، هنگام بازگشت رسول خدا(ص) از حج اتفاق افتاد، حادثه ای تاریخی نیست که در کنار دیگر وقایع بدان نگریسته شود. غدیر تنها نام یک سرزمین نیست. یک تفکر است، نشانه و رمزی است که از تداوم خط نبوّت حکایت می کند. غدیر نقطه تلاقی کاروان رسالت با طلایه داران امامت است.
آری غدیر یک سرزمین نیست، چشمه ای است که تا پایان هستی می جوشد، کوثری است که فنا برنمی دارد، افقی است بی کرانه و خورشیدی است عالمتاب.در غدیر،عترت، همتای قرآن معرفی می شود: إنّی تارِک فیکُم الثَّقَلَینِ کِتابَ اللّهِ وَ عِترَتی، و این دو همتای وزین تا همیشه، جدایی ناپذیرند: لَن یَفتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ.
پس عترت بسان قرآن است و اوصاف قرآنی دارد. اگر قرآن خود را«نور»، «هادی»، «بَیان»، «تِبیان»، «شِفاء»، «حَقّ» و… وصف کرده، عترت نیز چنین خواهد بود، چرا که نور و ظلمت، هادی و مضل، شفاء و درد، حق و باطل، بیان و ابهام همتای هم نیستند، تنها نور با نور، حق با حق، شفاء با شفاء، و… می توانند دو ثقل جدایی ناپذیر باشند، و این یعنی عصمت عترت، یعنی حجیّت کلام، فعل و تقریر آنان.
زیرا آنچه نور است، ظلمت را در آن راهی نیست، و آنچه حق است، از باطل به دور است، و هادی، از اضلال مبرا است، و بیان و تبیان، مجمل نیست تا روشنگر بخواهد و این یعنی عصمت و حجیت سنّت آنان.«فَماذا بَعدَالحَقِّ اَلاَّ الضَّلال».

در غدیر، عترت به مقام مولایی و جانشینی رسول الله(ص) برمی نشیند. رسول صلا می دهد.:اَیُّهاالنّاسُ مَن اَولی بِالمُؤمِنینَ مِن اَنفَسِهِم؟ امّت پاسخ را به خدا و رسول وامی گذارد و پیامبر(ص) می فرماید: اِنَّ اللّهَ مَولای وَ اَنَا مَولَی المُؤمِنینَ وَ اَنَا اَولی بِهِم مِنَ اَنفُسِهِم.
مسلمانان به مولایی و اولویت رسول اعتراف می کنند و ایشان این منصب را به جانشین خود وامی گذارد و می گوید: فَمَن کُنتُ مَولاهُ فَعَلِیّ مَولاهُ.
مولی بودن علی(ع) بر مولی و اولی بودن پیامبر(ص) مترتب می گردد، حال معنای مولی چه می تواند باشد؟ آیا علی پسرعم پیامبر است؟ آیا علی همسایه رسول الله است؟ آیا علی ناصر و یاور رسول خدا است؟ و آیا…؟ مگر می توان این معانی را بر مولی و اولی مترتب ساخت؟ مگر این معانی شایسته تبریک است و به گفتن بَخٍّ بَخٍّ لَکَ یَابنَ اَبِی طالِبٍ اَصبَحتَ وَاَمْسَیْتَ مَولایَ وَ مَولی کُلِّ مُؤمِن وَ مُؤمِنَةِ سزاوار؟ مگر تبریک را برای امری حادث و نو ابراز نمی کنند؟ مگر علی از آن زمان که ازمادر زاده شد، پسرعم رسول نبود؟ و مگر وی در مکه و مدینه، پیش از هجرت و پس از آن یاور و ناصر و همراه رسول خدا نبود؟ چه واقعه تازه ایی اتفاق افتاده که صحابه زبان به تبریک گشودند؟ آیا این چیزی جز نصب علی به جانشینی است؟
هم از این روست که رسول الله(ص) دست به دعا برمی دارد:اَللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وَ عادِ مَن عاداهُ وَ اَحِبَّ مَن اَحَبَّهُ وَ اَبغِض مَن اَبغَضَهُ وَانصُر مَن نَصَرَهُ، وَاخذلْ مَن خَذَلَهُ.
این بود پیام غدیر: عصمتِ عترت، حجّیت سنّت عترت، جانشینی و خلافت عترت.

چکیده سخن، آنکه غدیر،اوج ابلاغ ولایت است که آیه اکمال در شأن آن فرود آمد و امام علی(ع) در خطبه غدیریه بدان استناد جُست، و برای ماندگاری آن در جان و دل مسلمانان، آداب شرعی و دینی برایش منظور گشت.
در نقل این واقعه شیعه و سنّی، زنان و مردان نقش داشتند، و بیش از همه شاعران در جاودانگی غدیر کوشیدند.
عالمانی سخت کوش و والامقام و ارجمند همچون علامه امینی، میرحامدحسین هندی و علامه سیدعزیز طباطبایی، در احیا و پاسداشت نام و یاد غدیر بسی رنج ها به جان خریدند.
…گرچه می دانیم بحر در کوزه و دریا در غدیر نمی گنجد، هم به قدر تشنگی خود، جرعه ای از آن زلال را با نام ویژه نامه حدیث غدیر به کام تشنگان فضل و اندیشه می چکانیم، باشد که از کرانه غدیر به کناره کوثر بنشاندمان.
ارباب فضیلت و معرفت، تأخیر این ویژه نامه را به دیده اغماض خواهند نگریست و قصور دست اندرکاران را خواهند بخشید.

پیام غدیر و منشور ولایت علی

پیامبر بزرگ اسلام پس از قریب به بیست سه سال تلاش سخت و توان فرسا در راه انجام رسالت،اکنون از ملکوت اعلا، ندای این«ارجعی»می شنود؛درحالی که هنوز پیامش جهانگیر نگردیده و«مدینه یی»را که براساس اصول و تعالیم نورانی اسلام و یکتاپرستی،بنیاد نهاده است در معرض هجوم دشمنان و بداندیشان و دنیاطلبان می بیند،دشمنانی که سینه هایشان از کینه ی این مکتب الهی نوبنیاد و بنیان گزار آن می جوشد تا به هر نحو که ممکن باشد آن بنا را بر سر اهلش ویران ساخته و امتیازات جاهلی از دست رفته را دوباره تجدید نماید.

این نگرانی مدت ها بود که به قلب پیامبر چنگ می زد و او را نسبت به آینده ی مکتب و پیروان آن،پریشان خاطر می داشت.

او برای تداوم اسلام و ادراه ی اور مسلمانان،به امر خداوند متعال، پسر عم خود،علی را که از کودکی در دامان خویش پروده بود،در نظر داشت و به همین جهت و علی رغم میل این و آن،در هر مناسبتی، موضوع جانشینی وی را به امت خود،گوشزد کرده بود.

لیکن در این اواخر،تهدید مخالفان و داعیه داران،نسبت به پیامبر، رنگ جدی تری به خود گرفته و خاطر او بیش از پیش دچار دغدغه و تشویش ساخته بود.

پیامبر در واپسین سالهای زندگیش،دستور داد تا مسلمانان برای انجام عبادت حج،آماده ی سفر گردند تا در کنار رهبر و راهنمای آسمانی خود،راه رسم این نیایش بزرگ را یک بار و برای همیشه بیاموزند.

در اجرای چنین هدفی بود که پیشاپیش قریب یکصد و بیست، هزار و به قولی هفتاد هزار نفر از مسلمانان و پیروان خود،راهی آن سفر شد و در طول این مسافرت،آن چه از مناسک حج،که باید به آنان بیاموزد،آموخت و آن چه باید به آن ها بگوید،گفت.

اما به اظهار خود او،در طی این سفر عبادی،از سوی حق تعالی مکرر فرمان یافت که یک بار دیگر و در حضور انبوه عظیم مسلمانان حج گزار،رسمی تر و قاطع تر از هربار،علی را به خلافت و امامت بر امت اسلام تعیین کند؛باری مناسک حجپایان یافت و پیامبر با قصد مراجعت به مدینه و پس از وداع با خانه ی خدا و با شهر زادگاهش همراه کاروان عظیم مسلمانان به راه افتاد.

روز هیجدهم ماه ذی الحجه بود که به بیابان«جحفه»رسیدند؛ آن جا که کاروانیان از هر دسته و از هر قبیله راه دیار خود می گرفتند و از دیگر هم سفران جدا می گشتند.

در همین بیابان بود که فرشته ی امین وحی خداوند،در گوش پیامبر فرمان حق را نجوی کرد که:
«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک»

(ای پیامبر آن چه از سوی خدا بر تو نازل گردید.به مردم باز رسان وگرنه رسالت پروردگارت را انجام نداده یی و خداوند،ترا از بدسگالی مردمان،محافظت خواهد کرد.)

دستور قاطع پروردگار و پیام تهدیدآمیز او،مجال هیچ درنگ و تأمل برای پیامبر،باقی نگذاشت؛چه اگر در اجرای آن دستور و از ابلاغ آن پیام،کوتاهی کند هم سنگ آن است که رسالتی انجام نداده است و با این وعده که خدا در مورد حفظ و حیات او داده است دیگر، بدون هیچ دغدغه و نگرانی تصمیم گرفت که آن پیام و دستور را به مرحله ی اجرا درآورد.مگر این دستور چه بود که به این درجه از اهمیت قرار داشت که عدم اجرای آن،هم سنگ نابودی اساس رسالت و آن همه کوشش و رنج پیامبر بود؟

حضرتش،لختی دیگر،خود در مورد محتوای آین پیام آسمانی توضیح خواهد داد و به همین منظور،فرمان داد تا رفتگان،بازپس گردند و واپس ماندگان در محل،فراهم آیند و بالاخره در آن بیابان که جز خار مغیلان کم تر بوته و درختی دیده می شد،کاروانیان فرود آمدند و در کنار آن آبگیر کهن که«غدیر خم»نام داشت،انجمن کردند.

زمین و هوا از لهیب خورشید نیمروزی،چنان داغ و تفته بود که گروهی از رنج حرارت،جامه ها،زیر پای نهاده بودند.

هیچ کس به درستی نمی دانست که منظور پیامبر از اجتماعی چنین و بویژه در آن محل نامساعد و شرایط نامطلوب آن چیست؟و هرکس در ذهن خود می کاوید که راهی به مقصود او بگشاید.

آری،پیامبر می خواست که بر حسب فرمان تهدیدآمیز و قاطع پروردگار،سرنوشت و مسیر آینده ی مکتب و امت خود را تعیین کند؛ همان مکتبی که برای تأسیس و پایداری آن به شمار هر سر مویش؛ رنجی جانکاه دیده و بردباری و استقامت نموده بود.

اکنون،سهمگین ترین و سرنوشت سازترین نقطه ی عطف تاریخ اسلام و حیات معنوی و مادی انسان در آستانه وقوع است.

نزدیک پنج ساعت از طلوع خورشید بر آن صحرا می گذشت و و آبگیر کهن و تهی با همان وضع طبیعی اش همچون میدان های بزرگ نمایش و ورزش،پذیرای آن انبوه انسان ها بود.

با نزدیک شدن لحظه های ابلاغ،سکوتی سنگین بر مرد و زن آن انجمن افتاد،حتا جرس اشتران و ستوران نیز بی صدا و خاموش گشتند.

پیامبر گرامی،با چهره یی نورانی و مصمم که از فرط گرما و شاید
حافظ » شماره ۲۳ (صفحه ۱۰)
از گرانی بار رسالت و ابلاغ آن پیام بزرگ،افروخته و عرق کرده بود،بر چند پاره سنگ و به قولی بر جهاز شتران،فراز آمد.مردم،او را چونان نگین پربهاء انگشتری،در میان گرفته بودند و به سیمای جذاب و خواستنی او که گذشت شصت و سه بهار بر آن سایه افکنده بود،چشم دوخته و به دیدار او خستگی و گرمای طاقت سوز خورشید را یک سره از یاد بردند.

اکنون نه تنها کاروانیان،که همه ی هستی گوش سپرده بودند تا گفتار رهبر محبوب خود و آن مخلوق برتر و در حقیقت پیام آسمان ها را بشنوند.

از ماجرای آن روز غدیر که به سال دهم هجری و با حضور آن گروه عظیم از مردم جزیرة العرب اتفاق افتاد،بیش از هزار و چهارصد سال گذشته است.اما هنوز آن واقعه هم چنان زنده و غیرقابل تردید باقی ست و پیام آن روز هنوز در گوش انسانیت طنین خود را حفظ کرده است؛چرا که آن ماجرا،داستان تنها آن روز و آن پیام،پیام تنها آن روزگار نبود بلکه در حقیقت طرح مدینه ی فاضله یی بود که اگر تشکیل یافته و رییس آن مدینه در خانه اش زندانی نشده بود،عمل به اسلام اصیل،ادامه می یافت و با پیگیری روش پیامبر و گسترش تعالیم نورانی قرآن و عادت کردن و تربیت شدن تدریجی نسل هایی چند،راه تاریخ،تصحیح می گشت و آن نامردمان،پست که به دست اسلام کوبیده شده بودند،دوباره جان نمی گرفتند و مسیر انسان به تعالی و تکاملی که شایسته بود می افتاد و به روایت جماعت پیامبر خود فرموده بود که:

«و ان ولیتموها علیا وجدتموه هدایا مهدیا یسلک بکم علی الطریق المستقیم»

(اگر خلافت و ولایت را به علی بسپارند،خواهید یافت که او رهبری راه دان است که شما را در راه راست و صراط مستقیم،رهسپار خواهد ساخت.)

و امروز که ما از آن ماجرا یاد می کنیم،نه به منظور بدگویی و سرزنش این و آن است،بلکه به حقیقت،ابراز تاسفی بزرگ،به بزرگی انقراض معنویت در این نسل از آدم است که از عدم اجرای پیام آن روز «غدیر»بشریت را می گدازد.سخن از حق همیشه ضایع شده علی نیست؛بلکه تذکر انحرافی ست به عمق تاریخ و به گستردگی زمان و به وسعت دامنه ی حق در همه ی کائنات و به دیگر سخن: مصدوم کردن حق و خشکانیدن سرچشمه ی آب حیات است در همه ی پهنه های زیست عینی و ذهنی انسان.۱

باری،واقعه ی غدیر و خطابه یی ک پیامبر گرامی اسلام در آن روز بر آن گروه عظیم از مسلمانان،القا فرمود،به تواتر نقل گردیده؛بلکه کثرت طرق و اسناد آن روایت چند برابر حد تواتر است و با گذشت چندین قرن،هنوز قطعی بوده و تردید را به حریم آن راهی نیست و به گفته ی ضیاء الدین مقبلی دانشمند سنی مذهب:«اگر حدیث غدیر مسلّم نباشد،هیچ امر مسلّمی در اسلام وجود ندارد».۲

در میان اهل سنّت،صدها دانشمند و مورخ و حافظ حدیث و مفسر قرآن و متکلم و حتا ادیب و لغوی،حدیث غدیر را روایت کرده و در کتب خود نوشته اند.

از دانشمندان و مولفان متقدم-تا آن جا که تحقیق و تفحص شده بیست و شش مجلد کتاب،پیرامون همین مسأله باقی مانده است و از آن جمله:

کتاب الولایه،تألیف مورخ شهیر و مفسر نامدار سنّی مذهب، محمد بن جریر طبری(متوفی ۳۱۰ هـ.ق.)که ظاهرا نخستین دانشمندی ست که در این موضوع،کتابی مستقل تدوین کرده و در آن به هفتاد و پنج طریق،حدیث غدیر را روایت نموده است و به نقل کتاب (معجم الادبا،تالیف حموی،ج ۱۸،ص ۸۰)،نام برده کتابی دیگر نیز به نام فضائل علی بن ابیطالب نگاشته است.

کتاب الولایة فی طریق حدیث الغدیر،تألیف حافظ،ابن عقده همدای(متفی،۳۳۳ هـ.ق)که حدیث مزبور را با یکصد و پنج طریق، نقل کرده است.۳

کتاب طریق حدیث الغدیر،تألیف ابو طالب،عبد اللّه بن احمد بن زیر انباری(متوفی ۳۵۶،هـ.ق)۴

کتاب ابو بکر«محمد بن عمرو بن تمیمی بغدادی،معروف به«جعابی»متوفی ۳۵۵ هـ.ق با یکصد و بیست و پنج طریق.۵

علاوه بر این ها،کتب و تألیفات بسیار به وسیله ی دانشمندان شیعه در این زمینه نگارش یافته و از آن جمله است کتاب بسیار ارجمند عبقات الانوار شامل بیست جلد که دروازه جلد آن،به وسیله ی دانشمند،مورخ و محقق نامدار«میر حامد حسین هندی»تألیف گردیده و هشت جلد دیگر،تألیف و تکمیل فرزند برومند و عالم اوست.

کتاب قیم الغدیر در بیست مجلد،تألیف آیت الّله علامه شیخ عبد الحسین امینی،قدس سره که به حق می توان آن را دایرة المعارف شیعه در موضوع تاریخ اسلام و ولایت علوی دانست.

و در همین سده و همین روزگار نیز بسیاری از مححقان و محدثان و مؤلفان اهل سنت،به ذکر حدیث غدیر آن پرداخته اند و از جمله: «احمد زینی و حلان مکی شافعی در الفتوحات الاسلامیه،شیخ یوسف بنهانی بیروتی،الشرف الموید،سید مومن شبلنجی مصری،نور الابصار، شیخ محمد عبده،تفسیر المنار،عبد الحمید آلوسی بغدادی،نشر اللئالی،شیخ محمد،حبیب اللّه شنقیطی،کفایة الطالب،دکتر احمد،
………………………………………………………. حافظ » شماره ۲۳ (صفحه ۱۱)
فرید رفاعی،تعلیقات معجم الادبا،استاد احمد زکی مصری،تعلیقات الاغانی،استاد احمد نسیم مصری،تعلیقات دیوان مهیار دیلمی،استاد محمد محمود رافعی،شرح الهاشمیات،حافظ،ناصر السنة حضرمی، تشنیف الاذان،دکتر عمر فروخ،حکیم المعمرة۶

همان طور که پیش از این اشاره شد،حدیث غدیر در کتب مورخان تا یکصد و بیست و پنج طریق دارد که از میان آن راویان،اسامی اشخاص زیر را همگی از مشاهیر صحابه ی پیامبر اسلامند،نمونه می آوریم:

۱-ابو بکر بن ابی قحافه،۲-عمر بن الخطاب،۳-عثمان بن عفان،۴-طلحة بن عبد الله تمیمی،۵-زبیر بن عوام،۶-عباس بن عبد المطلب،۷-اسامة بن زید بن حارثه،۸-انس بن مالک،۹-جابر بن عبد اللّه انصاری،۱۰-سعد بن ابی وقاص،۱۱-عبد الرحمن بن عوف، ۱۲-حسان بن ثابت،۱۳-سعد بن عباده،۱۴-ابو ایوب الانصاری،۱۵- عبد اللّه بن مسعود،۱۶-سلمان فارسی،۱۷-ابو ذر غفاری،۱۸-عمار یاسر،۱۹-مقداد بن اسود،۲۰-سمرة بن جندب،۲۱-سهل بن حنیف، ۲۲-ابی بن کعب،۲۳-امیر المومنین،علی،و از بانوان:۲۴-اسما بنت عمیس،۲۵-ام سلمه،همسر پیامبر،۲۶-عایشه،دختر ابو بکر،۲۷- ام هانی،بنت ابی طالب،۲۸-صدیقه ی طاهره،فاطمه زهرا،دختر رسول خدا(ص).۷

حال که واقعه ی غدیر و پیام آن روز،از مهم ترین وقایع تاریخ اسلام است و اکنون که بیش از یکصد میلیون مسلمانان،در جهان، براساس فرمان حق و بر طبق وصیت لازم الاطاعه ی پیامبر خود اسلام و معارف و احکام دینی را از ناحیه ی نورانی علی،امیر المومنین و ائمه ی طاهرین،صلوات اللّه علیهم اجمعین،تلقی می کنند.دریغ است که بسیاری از این پیروان راستین اسلام و تشیع از خطابه ی غرا و پیام انسان ساز پیامبر خود،در روز غدیر،به قدر شایسته آگاه نباشند و یا به سبب ناآشنایی با زبان تازی،از درک و استفاده از آن محروم بمانند و به همین جهت،ترجمه ی پارسی آن گرامی گفتار،بر طبق متن مروری در کتاب ارجمند،احتجاج طبرسی،دانشمند و محقق عظیم الشان قرن ششم هجری ۸که از مصادر معتبر کتب روایت است، به عمل آمد؛هرچند که مر آن مایه نبود که بتوانم آن بلاغت و جاذبه را که در آن متن شریف است در ترجمه،تأمین نمایم ولی:

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید

در پایان،ناگفته نماند که مرا در این کار،منظور همان بود که گفته آمد و گرنه،در سر نه هوای رهنمودی به گمشده یی داشته ام که«لیس علیک هداهم و لکن اللّه یهدی من یشاء…»و نه در دل،اندیشه ی احقاق حقی نسبت به آن مظلوم تاریخ و آن ولی مطلق؛که با همه خردی و بی خردی،این قدر دانم که نه حق را به کار چون منی نیاز است و نه کوشش این بی دست وپا را قدری و منزلتی؛تنها به همین شادم که گردی در پی این کاروان باشم که به«او»سوگند،مرا همین افتخار،سرشار می دارد.

پی نوشت ها

(۱)-با اقتباس جمله هایی از کتاب حماسه ی غدیر،تألیف محمد رضا حکیمی.

(۲)-الغدیر،ج اول،الکلمات حول سند الحدیث.

(۳)-تهذیب النبوة،ج ۷،ص ۳۳۷٫

(۴)-نجاشی،ص ۱۶۱٫

(۵)-الغدیر،ج اول،ص ۱۵۲-۱۵۸٫

(۶)-الغدیر،ج اول، ص ۱۴۷-۱۵۱٫

(۷)-الغدیر،ج اول،ص ۵-۲۳٫

(۸)-ابو منصور،احمد بن علی بن ابیطالب الطبرسی.

پایان مقاله
نویسنده : صادقی، علی اکبر؛ استاد دانشگاه شهید بهشتی

عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره):

پیام غدیر، احیاء روحیه انقلابی‌گری در جامعه است

عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) گفت: پیام غدیر، احیاء روحیه انقلابی‌گری در جامعه است و لازمه آن این است که رهبر یک انقلاب، آرمان های انقلاب را در مقطع پس از پیروزی بشناسد.

به گزارش ایسنا، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر جواد سلیمانی، در همایش «غدیر، ولایتمداری و استکبارستیزی»، اظهار کرد: در فراز و فرود انقلابی‌گری، آرمان نهایی رسول خدا(ص) و امام(ره) هریک در زمان خود، احیاء کلمة‌الله و بسترسازی حیات طیبه برای جامعه بشری است.

وی در خصوص فرضیه‌هایی که برای واقعه غدیر مطرح می‌شود، بیان کرد: بعضی گمان می‌کنند واقعه غدیر برای براندازی حکومت طاغوت است؛ به این معنا که امامت برای این است که طاغوت زمان خود را زمین بزنیم و این درحالی است که رسول خدا، خود این حاکمیت را داشت و طاغوت زمان خود را بر زمین زد.

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: برخی نیز شاید بر این باورند که پیام غدیر، ایجاد و تثبیت حکومت اسلامی است؛ درحالی که رسول خدا، خود حکومت اسلامی را بنا نهاد، آن را تثبیت کرد و جنگ‌هایی که علیه حکومت انجام شد، دفع کرد.

سلیمانی اضافه کرد: همین داستان درمورد مقام معظم رهبری و تأیید ایشان توسط خبرگان مطرح است و م‍َثل حضرت امام، مثل رسول خداست که البته فاصله آن دو زیاد است؛ یعنی یکی معصوم و دیگری دارای مقامات اعتباری است؛ ضمن این که پیام انتصاب مقام معظم رهبری نیز ایجاد و یا تثبیت حکومت نبوده‌است.

وی تصریح کرد: همان اطاعتی که از ولی خدا می‌شود، از ولی فقیه هم باید داشت و ولی خدا هرکس که باشد، حرفش حجت است، با این تفاوت که امیرالمومنین و رسول خدا معصوم‌ هستند، اما ولی فقیه این‌گونه نیست.

این عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) خاطرنشان کرد: شاید بعضی دیگر گمان کنند که پیام غدیر تبیین دین است که البته باوجود درستی این پیام، پذیرفتن آن برای توجیه غدیر کافی نیست.

سلیمانی ادامه داد: یک تحلیل نیز آن است که پیام غدیر چیز دیگری است و آن یک خلأ است که پس از رسول خدا در جامعه احساس می‌شد؛ یعنی استمرار روحیه انقلابی‌گری و پیامبر(ص) با غدیر به دنبال پرکردن این خلأ بود.

وی با اشاره به این که انقلاب در هر مقطعی، هدف و اقتضائی دارد، افزود: مقطع پس از تثبیت یک حکومت نیز دارای اقتضائاتی جدید است و رسول خدا(ص) احساس می‌کند پس از او باید انقلاب استمرار یابد؛ در این صورت کسی می‌تواند این روحیه انقلابی را احیا کند که خود انقلابی باشد و نیازهای جامعه را پس از تثبیت حکومت دینی بداند.

این استاد حوزه و دانشگاه، آرمان‌خواهی، برنامه داشتن در رسیدن به آرمان، مقاومت و مقابله با موانع برای تحقق آرمان را سه ویژگی یک عنصر انقلابی برشمرد و تأکید کرد: اگر رهبر یک جامعه فاقد هریک از این ویژگی‌ها باشد و نیز قدرت مقاومت و استمرار مبارزه را نداشته باشد، انقلابی نیست.

سلیمانی با بیان این که انقلاب رسول خدا نه یک انقلاب مقطعی، بلکه انقلابی جهانی است، ادامه داد: پیامبر گرامی اسلام به سلاطین مختلف برای دعوت آنان به اسلام نامه نوشت و این یعنی حکومت ایشان جهانی است و محدود به منطقه خاصی نبوده‌است؛ همانطور که امام(ره) معتقد بود که انقلاب ما محدود به ایران نبوده و نقطه آغاز انقلاب جهانی امام عصر است.

عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با تأکید بر این نکته که آرمان و هدف نهایی رسول خدا احیاء کلمة‌الله در جامعه بشری است، خاطرنشان کرد: هدف میانی که رسول خدا(ص) و امام(ره) تعقیب می‌کردند، در درجه اول براندازی رژیم طاغوت زمان و سپس ایجاد حکومت اسلامی و دفع حملات علیه آن، یعنی تثبیت نظامی یک حکومت است.

وی ضمن اشاره به این که انقلاب در جریان و ادامه است، تصریح کرد: فصل پس از تثبیت انقلاب، دوران زندگی همراه با رفاه برای مسلمانان و انقلابیون است؛ اما جامعه اسلامی در اواخر عمر رسول خدا(ص) و همینطور حضرت امام(ره) دچار یک برش و دودستگی شد و دو برش اقلیت ضد انقلاب و اکثریت انقلابی ایجاد شد.

سلیمانی اضافه کرد: پس از رحلت رسول خدا (ص) و همچنین امام(ره) فصل جدیدی آغاز و تغییراتی در برش‌ها ایجاد شد؛ به طوری‌ که سه جریان انقلابی، غیر انقلابی و ضد انقلابی به‌وجود آمد.

وی تصریح کرد: عامل فروپاشی حکومت حضرت علی(ع) نیز مارقین و ناکسین و یا قاسطین نبود؛ بلکه جریانی به سردستگی ابوموسی اشعری و سران اصحاب در مکه بود که از آن در کتاب «جریان‌شناسی صدر اسلام» تحت عنوان اعتزال قدرت‌طلب و اعتزال ‌عافیت‌طلب یاد شده‌است.

سلیمانی با بیان این که جریان غیر انقلابی باعث فروپاشی حکومت امیرالمومنین(ع) بود، افزود: این جریان در کنار حضرت بود و روی ایشان شمشیر نمی‌کشید؛ درعین حال روش‌ها و برنامه‌های حضرت را تندروی می‌دانست.

این عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) دو تفکر جریان غیر انقلابی را این‌گونه عنوان کرد: اولا این جریان معتقد بود که ولایت، فاقد قداست است و در درجه دوم خود را مخالف استکبارستیزی و دشمنی با جریان ضد انقلابی و مقابله با بنی امیه می‌دانست که این دو اختلاف جدی بین جریان انقلابی و غیر انقلابی است.

وی با بیان این که ملاک مشروعیت ولایت فقیه، نصب آسمانی است، افزود: درحالی که ولی فقیه و فقها برای مردم حجت هستند و خداوند آنان را تعیین کرده و حاکم قرار داده‌است، پس از مدتی از انقلاب اسلامی، در مقالات و نشریات مباحثی پیرامون ملاک مشروعیت مطرح شد.

وی پیرامون این نظریه‌ها ادامه داد: درحالی که نظریه نصب، مشروعیت ولایت فقیه را نصب آسمانی و مقبولیت را رأی مردم می‌دانست، نظریه انتخاب بر این باور بود که مشروعیت و مقبولیت هر دو با مردم و مثال آن مثال وکیل و موکل است و در آخر نظریه تلفیقی، هم به نصب آسمانی و هم به رأی مردم درمورد مشروعیت ولایت فقیه قائل بود.

سلیمانی تاکید کرد: هرکس رهبر انقلابی می‌شود، در عصر بعد از تثبیت حکومت، باید اقتضای دولت اسلامی را بداند، همانطور که امیرالمومنین معتقد بود که ابتدا باید ارزش‌های دینی در حکومت اسلامی پیاده شده و پس از این کار فتوحات ادامه یابد.

وی با بیان این موضوع که فصل ریزش خواص انقلابی نه در دوران مبارزه با طاغوت، بلکه در زمان تشکیل حکومت اسلامی و دوران رفاه است، افزود: زمانی که کارکرد غیرانقلابی، ضد انقلابی شود باید با آن جنگید؛ ضمن این که خلیفه دوم نیز در اواخر خلافت خود به این نتیجه رسید که در قضیه تشکیل دیوان و تقسیم نامساوی بیت‌المال اشتباه کرده، به علاوه فرهنگ استفاده از غنایم و فتوحات نیز وجود نداشت و این‌ مسائل موجب اختلاف طبقاتی شد که در نتیجه آن روحیه انقلابی در جامعه از بین رفت.

عضو هیأت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) پیام غدیر را حفظ روحیه انقلابی‌گری در تاریخ دانست و تصریح کرد: انقلاب اسلامی، برای تمام جهان است و این انقلاب دارای مراحلی است که یک مرحله آن پس از تثبیت و پیروزی انقلاب، تشکیل حکومت حقیقی اسلامی و دیگری تشکیل جامعه حقیقی اسلامی است‌.

سلیمانی پیرامون افول روحیه انقلابی‌گری به سخن «وَ قَد فُتِحَ بابُ الْحَرْبِ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ اَهْلِ الْقِبْلَه» از امیرالمومنین اشاره کرد و ادامه داد: ایشان به این نکته اشاره دارند که دوران افول روحیه انقلابی‌گری، دوران جنگ با برادران انقلابی شماست که مسلمان هستند و هرکسی نمی‌تواند در این دوران پیروز شود مگر این که دارای بصیرت و صبر بوده و نیز علم به مواضع حق داشته باشد.

وی پیرامون دو ویژگی بصیرت و علم به مواضع حق گفت: بصیرت به این معناست که فرد بتواند در درجه اول، زاویه‌داران با انقلاب را بشناسد، آنان را دسته‌بندی و طبقه‌بندی کرده و بداند با هریک از دسته‌ها چگونه باید برخورد کند؛ همچنین علم به مواضع حق در صورتی حاصل می‌شود که مبانی اندیشه اسلامی و نظام اسلامی و جریان‌شناسی فکری، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را بداند و در این صورت است که می‌تواند مقابل رشد جریان غیر انقلابی بایستد.

مهم ترین پیام های خطبه غدیر خم چه بود؟

 

پیامبر (صلى الله علیه و آله) در اولین بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذکر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.

به گزارش خبرنگار اتاق خبر ۲۴

در فرهنگ مسلمانان، بعضی روزها به دلیل برکت و خیری که در آنهاست، عید نامیده شده است. یکی ازاین روزها، روز عید غدیر خم، یعنی هیجدهم ذیحجه است که رسول اکرم(ص)، امام علی علیه السلام را به جانشینی خود به مردم معرفی کرد. البته جانشینی علی علیه السلام سال ها پیش در مکه و در جمع خاندان هاشم انجام گرفته بود، ولی در غدیر، به اطلاع عموم رسید. غدیر، نه تاریخ است، نه جغرافیا و نه روایت، بلکه ماجرای ولایت است، حتی بعضی از بزرگان دین اسلام این ماه را «شهرالولایه‌» نامیدند، چرا که در ‌ماه‌  ذی‌حجه‌الحرام‌ هم‌ علاوه بر واقعه غدیر،‌روز مباهله هم  اتفاق افتاد‌ که در  ‌آن‌ هم‌  به وضوح به  ‌مسأله‌ ولایت‌  اشاره شده است.

غدیر کجاست؟

در زبان عربی، به سرزمین‌هایی که در مسیر سیلاب قرار دارند و آب سیل‌ها با عبور از میان آن‌ها به دریا می‌ریزد “وادی” گفته می‌شود. در این مسیرها، آب‌گیرهایی طبیعی به وجود آمده که پس از عبور سیل از آن‌ها، آب‌های باقی‌مانده در آن جمع می‌شوند. به چنین گودال‌ها و آب‌گیرهایی در عربی “غدیر” می‌گویند. منطقه‌ی “غدیر خم” نیز در مسیر سیلاب‌هایی واقع شده است که پس از عبور از غدیر به “جُحْفه” می‌رسند و سپس تا دریای سرخ ادامه پیدا می‌کنند و آب سیل‌ها را به دریاها می‌ریزد.

در مناطق مختلف عربستان، غدیرهای زیادی در مسیر سیل‌ها وجود دارد که با نام‌گذاری از یکدیگر شناخته می‌شوند. این غدیر هم برای شناخته شدن از غدیرهای دیگر، به نام “خم” نامگذاری شده است.

 

غدیر در ۳ یا ۴ کیلومتری جحفه واقع شده و جحفه (یکی از میقات‌های ۵ گانه) نیز در ۶۴ کیلومتری مکه قرار دارد. در جحفه راه اهالی مصر، مدینه، عراق و شام از یکدیگر جدا می‌شود. غدیر خم به علت وجود آب و چندین درخت کهنسال، محل توقف و استراحت کاروانیان بود. این سرزمین گرمایی طاقت فرسا و شدید دارد.

جبرئیل در این محل بر پیامبر نازل شد و به حضرت محمد(ص) فرمود:

“ای پیامبر! آن چه را از سوی پروردگارت بر تو نازل شده (به مردم) برسان. اگر این کار را نکنی، رسالت الهی را به انجام نرسانده‌ای”

ماجرای غدیر چه روز و چه ساعتی اتفاق افتاد؟

در مورد تاریخ غدیر تقریبا اختلافی بین منابع نیست. بر اساس بسیاری از منابع اهل سنت و شیعه،‌ وقوف پیامبر صلّی اللّه علیه و آله در عرفه، روز جمعه بوده است، بنابراین، روز غدیر آن سال که نه روز پس‌ از عرفه و هجدهم ذی حجه است، یکشنبه بوده است. اما این گردهمایی در چه ساعتی از روز روی داده است؟ طبرسی در این‌باره می‌نویسد:جبریل زمانی که پنج ساعت از روز گذشته بود بر پیامبر نازل شد. فتال نیشابوری نیز گزارشی را می‌آورد و می‌نویسد: پنج ساعت از روز گذشته بود که جبرئیل پیام ابلاغ رسالت را برای پیامبر آورد.

چند نفر در غدیر جمع شدند؟

طبق نقل قول های مختلف تعداد جمعیت حاضر در غدیر از ۱۳۰۰ نفر تا ۱۲۰ هزار نفر گزارش شده است. اما نکته بسیار مهم این است که بیشترین تعداد جمعیت حاضر در غدیر، طبق‌ روایاتی که در منابع پنج قرن اولیه آمده، هفده‌ هزار نفر گزارش شده است. رقم‌های‌ بالاتر مربوط به بعد از قرن پنجم است.

خلاصه اى از خطبه های واقعه غدیر

در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرین سفر پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) به مکه براى تعلیم حج و اعلام ولایت ائمه (علیهم السلام) آغاز شد. در این سفر بیش از یکصد و بیست هزار نفر آن حضرت را همراهى کردند که در شرایط آن زمان سابقه نداشت.

بلافاصله پس از پایان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مکه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدیر خم – که کمى قبل از محل جدا شدن کاروان‌ها بود ـ حضور یابند.

سه روز پس از پایان مراسم حج، سیل جمعیت به سوى غدیر حرکت کردند.

با رسیدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پیامبر (صلى الله علیه و آله) صادر شد و مرکب‌ها از حرکت ایستادند و مردم پیاده شدند و هر کس جایى براى توقف سه روزه آماده کرد.

به دستور پیامبر (صلى الله علیه و آله)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زیر چند درخت کهنسال را آماده کردند و روى درختان، پارچه اى به عنوان سایبان قرار دادند. در زیر سایبان، منبرى به بلندى قامت پیامبر (صلى الله علیه و آله) از سنگ‌ها و روانداز شتران ساختند به طورى که حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.

هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پیامبر (صلى الله علیه و آله) بر فراز منبر ایستادند و امیرالمؤمنین (علیه السلام) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بایستند. قبل از شروع خطابه، امیرالمؤمنین (علیه السلام) بر فراز منبر یک پله پائین‏تر در طرف راست آن حضرت ایستاده بودند.

پیامبر اکرم نگاهى به سمت راست و چپ جمعیت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع کنند.

سپس سخنرانى تاریخى و آخرین خطابه رسمى خود را براى جهانیان آغاز کردند. با در نظر گرفتن این شکل خاص از منبر و سخنرانى که دو نفر بر فراز منبر در حال قیام دیده مى‏شوند به استقبال سخنان حضرت مى‏رویم که آن را مى‏توان در یازده بخش ترسیم نمود:

بخش اول: حمد و ثنای الهی

پیامبر (صلى الله علیه و آله) در اولین بخش سخن به حمد و ثناى الهى پرداختند و صفات قدرت و رحمت خداوند را ذکر فرمودند، و به بندگى خود در مقابل ذات الهى شهادت دادند.

بخش دوم: فرمان الهی برای مطلبی مهم

در بخش دوم، حضرت سخن را متوجه مطلب اصلى نمودند و تصریح کردند که باید فرمان مهمى درباره على بن ابى طالب علیه السلام ابلاغ کنم، و اگر این پیام را نرسانم رسالت الهى را نرسانده ام و ترس از عذاب او دارم.

بخش سوم: اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام

در سومین بخش، حضرت امامت دوازده امام (علیهم السلام) را تا آخرین روز دنیا اعلام نمودند تا همه طمع‌ها یکباره قطع شود. از نکات مهم در سخنرانى حضرت، اشاره به عمومیت ولایت آنان بر همه انسان‌ها در طول زمان‌ها و در همه مکان‌ها و نفوذ کلماتشان در جمیع امور بود، و نیابت تام ائمه (علیهم‌السلام) را از خدا و رسول در حلال و حرام و جمیع اختیارات اعلام فرمودند.

بخش چهارم: بلند کردن امیرالمومنینعلیه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله

براى آن که هرگونه ابهامى از بین برود و دست منافقین از هر جهت بسته باشد، در بخش چهارم خطبه، پیامبر (صلى الله علیه و آله) با دست‌هاى مبارک بازوان امیرالمؤمنین (علیه السلام) را گرفتند و آن حضرت را از جا بلند کردند تا حدى که پاهاى آن حضرت محاذى زانوان پیامبر قرار گرفت. در این حال فرمودند: «من کنت مولاه فهذا على مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره واخذل من خذله»؛ «هر کس من نسبت به او از خودش صاحب اختیارتر بوده ام این على هم نسبت به او صاحب اختیارتر است. خدایا دوست بدار هر کس على را دوست بدارد، و دشمن بدار هر کس او را دشمن بدارد، و یارى کن هر کس او را یارى کند، و خوار کن هر کس او را خوار کند.»

سپس کمال دین و تمام نعمت را با ولایت ائمه (علیهم السلام) اعلام فرمودند و بعد از آن خدا و ملائکه و مردم را بر ابلاغ این رسالت شاهد گرفتند.

بخش پنجم: تاکید بر توجه امت به مسئله امامت

در بخش پنجم حضرت صریحا فرمودند: «هر کس از ولایت ائمه (علیهم السلام) سر باز زند اعمال نیکش سقوط مى‏کند و در جهنم خواهد بود.» بعد از آن شمه اى از فضائل امیرالمؤمنین (علیه السلام) را متذکر شدند.

بخش ششم: اشاره به کارشکنی های منافقین

مرحله ششم از سخنان پیامبر (صلى الله علیه و آله) جنبه غضب الهى را نمودار کرد. حضرت با تلاوت آیات عذاب و لعن از قرآن فرمودند: «منظور از این آیات عده اى از اصحاب من هستند که مأمور به چشم‏پوشى از آنان هستم، ولى بدانند که خداوند ما را بر معاندین و مخالفین و خائنین و مقصرین حجت قرار داده است، و چشم‏پوشى از آنان در دنیا مانع از عذاب آخرت نیست.»

سپس به پیشوایان گمراهى که مردم را به جهنم مى‏کشانند اشاره کرده فرمودند: «من از همه آنان بیزارم.» اشاره اى رمزى هم به «اصحاب صحیفه ملعونه» داشتند و تصریح کردند که بعد از من مقام امامت را غصب مى‏کنند و سپس غاصبین را لعنت کردند.

بخش هفتم: پیروان اهلبیت علیهم السلام و دشمنان ایشان

در بخش هفتم، حضرت تکیه سخن را بر اثرات ولایت و محبت اهل بیت (علیهم السلام) قرار دادند و فرمودند: «اصحاب صراط مستقیم در سوره حمد شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) هستند.»

سپس آیاتى از قرآن درباره اهل بهشت تلاوت کردند و آنها را به شیعیان و پیروان آل محمد (علیهم‌السلام) تفسیر فرمودند. آیاتى هم درباره اهل جهنم تلاوت نمودند و آنها را به دشمنان آل محمد (علیهم السلام) معنى کردند.

بخش هشتم: حضرت مهدیعجل الله فرجه الشریف

در بخش هشتم مطالبى اساسى درباره حضرت بقیة الله الاعظم حجة بن الحسن المهدى (ارواحنا فداه) فرمودند و به اوصاف و شئون خاص حضرتش اشاره کردند و آینده اى پر از عدل و داد به دست امام زمان عجل الله فرجه را به جهانیان مژده دادند.

بخش نهم: مطرح کردن بیعت

در بخش نهم فرمودند: پس از اتمام خطابه شما را به بیعت با خودم و سپس بیعت با على بن ابى طالب (علیه السلام) دعوت مى‏کنم. پشتوانه این بیعت آن است که من با خداوند بیعت کرده ام، و على هم با من بیعت نموده است. پس از این بیعتى که از شما مى‏گیرم از طرف خداوند و بیعت با حق¬‌تعالى است.

بخش دهم: حلال وحرام، واجبات و محرمات

در دهمین بخش، حضرت درباره احکام الهى سخن گفتند که مقصود بیان چند پایه مهم عقیدتى بود: از جمله این که چون بیان همه حلال‌ها و حرام‌ها توسط من امکان ندارد با بیعتى که از شما درباره ائمه (علیهم السلام) مى‏گیرم به نوعى حلال و حرام را تا روز قیامت بیان کرده ام. دیگر این که بالاترین امر به معروف و نهى از منکر، تبلیغ پیام غدیر درباره امامان (علیهم السلام) و امر به اطاعت از ایشان و نهى از مخالفتشان است.

بخش یازدهم: بیعت گرفتن رسمی

در آخرین مرحله خطابه، بیعت لسانى انجام شد. حضرت با توجه به آن جمعیت انبوه و شرائط غیر عادى زمان و مکان و عدم امکان بیعت با دست براى همه مردم، فرمودند: «خداوند دستور داده تا قبل از بیعت با دست، از زبان‌هاى شما اقرار بگیرم.»

سپس مطلبى را که مى‏بایست همه مردم به آن اقرار مى‏کردند تعیین کردند که خلاصه آن اطاعت از دوازده امام (علیهم السلام) و عهد و پیمان بر عدم تغییر و تبدیل و بر رساندن پیام غدیر به نسل‌هاى آینده و غائبان از غدیر بود. در ضمن بیعت با دست هم حساب مى ‏شد زیرا حضرت فرمودند: «بگویید با جان و زبان و دستمان بیعت مى‏ کنیم.»

بیعت عمومى

پس از اتمام خطابه پیامبر (صلى الله علیه و آله)، دو خیمه بر پا شد که در یکى خود آن حضرت و در دیگرى امیرالمؤمنین (علیه السلام)، جلوس فرمودند.

تمام مسلمانان به دستور پیامبر خدا با عنوان عنوان امیرالمؤمنین به حضرت علی علیه السلام سلام و با او بیعت کردند و تبریک مى ‏گفتند.

زنان نیز، با قرار دادن ظرف آبى که پرده اى در وسط آن بود بیعت نمودند. به این صورت که امیرالمؤمنین (علیه السلام) دست مبارک را در یک سوى پرده داخل آب قرار مى‏دادند و در سوى دیگر زنان دست خود را در آب قرار مى‏ دادند.

روایات مختلف در مورد عید غدیر

روایات مختلفی درباره  عید غدیر نقل شده که هرکدام از آنها به نوعی اهمیت این روز بزرگ را نشان می دهد.حضرت امام رضا علیه السلام به نقل از جدّش امام صادق علیه السلام درباره این روز می فرماید: «روز غدیر خم، درآسمان مشهورتر از زمین است» یا امام صادق علیه السلام از پدر بزرگوارش حضرت باقرالعلوم علیه السلام فرمودند: «شیطان چهار بار ناله نومیدی سر داد؛ روزی که مورد لعن خدا قرار گرفت، روزی که از آسمان به زمین هبوط کرد، روزی که پیامبر اسلام به پیامبری مبعوث شد، و روز عید غدیر خم».

مومنان در روز عید غدیر چه وظیفه ای دارند؟

امیرمؤمنان علی علیه السلام درباره وظایف مؤمنان در روز عید غدیر فرمود: «[در این روز] با گسترش دادن در هزینه و لوازم خانواده‏ تان به سوی آنان بروید و به برادرانتان نیکی کنید. خدای را برای آنچه به شما بخشیده است، سپاس گویید. با هم باشید؛ که خداوند، جدایی و پراکندگی شما را سامان می‏ بخشد. به یکدیگر نیکی کنید؛ که خداوند، الفت شما را پایدار می‏ سازد. نعمت‏های خدا را به همدیگر هدیه دهید؛ که خداوند چندین برابر عیدهای پیشین و عیدهای آینده به شما پاداش می ‏دهد؛ پاداشی که ویژه چنین روزی است. نیکی‏ کردن در این روز، ثروت را ثمر بخش می‏ سازد و بر عمر می‏ افزاید. هم‏دردی کردن و مهرورزی با یکدیگر در این روز، رحمت خداوندی را جلب می‏ کند. آن اندازه که توان دارید از فضل خداوند برای برادران و خانواده‏ تان با بذل آنچه موجود است، آماده و فراهم سازید. لبخند و شادمانی را میان خویش و در برخوردهایتان آشکار سازید و ستایش و سپاس خداوند را بر آنچه به شما بخشیده است، نمایان کنید».

پیام غدیر به نسل ما چیست؟

خبرگزاری تسنیم: هیجدهم ذی‌الحجه یادآور واقعه‌ای تاریخی است که در آن رسول خدا(ص) به امر خداوند متعال حضرت علی(ع) را به‌عنوان خلیفه و جانشین خود در منصب امامت و ولایت امت منصوب کرد.۱

پیام غدیر به نسل ما چیست؟

هیجدهم ذی‌الحجه یادآور واقعه‌ای تاریخی است که در آن رسول خدا(ص) به امر خداوند متعال حضرت علی(ع) را به‌عنوان خلیفه و جانشین خود در منصب امامت و ولایت امت منصوب کرد، تا ترازو شاخص حاکم اسلامی برای همه مسلمانان تبیین شود و در حافظه تاریخی بماند و چراغ راه امت پیامبر(ص) تا آخر باشد هر چند که بعد از رحلت پیامبر گرامی اسلام(ص) بخشی از مسلمانان به پیام این واقعه مومن ماندند و تا پای جان برای تثبیت پیام غدیر تلاش کردند اما بسیاری هم متوجه پیام آسمانی غدیر نشدند و با ذهن بشری خود به تحلیل واقعه پرداختند تا کارآمدی تدبیر الهی پیامبر اسلام در لابه‌لای هیاهوها دیده نشود و امت پیامبر از ثمره شیرین و گوارای آن بی‌بهره بمانند. واقعه‌ی غدیر از ابعاد مختلف و از جهات متفاوت دارای درخشندگی خاصی در تاریخ اسلام از لحاظ سند، اطمینان از اصل و فرع آن، کثرت راویان و اعتماد بزرگان و علمای مسلمین، دارای قدرت و استحکامی بی‌نشیر است که در راس راویان نام اهل بیت رسول خدا(ص) یعنی علی و فاطمه و حسن و حسن علیه‌السلام می‌باشد. نزول آیه ۶۷ و ۳ سوره مائده در ارتباط با این رویداد بزرگ است که بر طبق نظر مفسران نام‌آور شیعه و سنی، شان نزول این آیات مربوط به واقعه غدیر خم می‌باشد.

علامه امینی در ابتدای جلد نخست الغدیر می‌فرماید:

«در نظر خردمندان ارج و شرف هر چیز وابسته به نتیجه و به اندازه ثمر آن است. مهم‌ترین مطلبیکه با توجه به نتیجه‌اش دارای موقعیت شایانی است، آن بخش‌هایی است که پیدایش ادیان را نشان می‌دهد و مذاهب بر آن پایه‌گذاری مشده و سرچشمه‌ی عقاید ملت‌ها و جمعیت‌هایی قرار گرفته است، از این رو این بخش از تاریخ که مبدا پیدایش اعتقادات و مقدسات ملت‌هاست به ابدیت راه جسته است و هیچ‌گاه تاریخ جهان آن را فراموش نمی‌کند و با جاودانگی و همیشگی در سراسر دوران خودنمایی می‌کند. داستان غدیر از بااهمیت‌ترین موضوعات این بخش از تاریخ است، زیرا مذهب آن ملت‌ها و طوایفی که آل رسول را پیروی کردند بر این واقعه پایه‌گذاری شده است.»

به عبارتی دیگر با فرارسیدن عید غدیر، این واقعه بزرگ تاریخی در اسلام دل‌ها متوجه یک امر مهم اعتقادی و اجتماعی و سرنوشت‌ساز در زندگی می‌شود که آن «ولایت و رهبری جامعه دینی» است. در تاریخ اسلام دو حادثه مهم و بزرگ خودنمایی می‌کند که از یکی رسالت و از دیگری امامت به‌وجود آمد. نخستین حادثه نزول وحی بر قلب مبارک پیامبر اسلام بود که رسالت پیامبر(ص) را در پی داشت و دومین حادثه غدیر بود که امامت را به‌وجود آورد و در حقیقت ادامه رسالت بود یعنی روز غدیر همان قدر اهمیت دارد که روز بعثت در رسالت پیامبر اعظم.

اهمیت این مطلب را از نزول آیه ۶۷ سوره مائده به‌خوبی درک می‌کنیم “یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرین”، پیامبر گرامی اسلام(ص) هم فرمان خداوند را ابلاغ کرد من کنت مولاه فعلی مولاه

و لذا وقتی پیامبر امر خداوند متعال را به امت ابلاغ کرد آیه ۳ سوره مائده نازل شد که: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دیناً» در جهان امروز، زمینه و عطش فراوان برای فهم دیقیق پیام غدیر و باز تعریف آن فراهم شده است. انقلاب اسلامی ما و ثمرات بی‌شمار آن در داخل و خارج نگاه‌ها را متوجه مذهب تشیع که برگرفته از پیام غدیر است نموده است. بر همه کسانی که تریبونی در اختیار دارند و شنونده‌ای، مخصوصا مبلغین و سخنرانان و مداحان گرانقدر لازم است که پیام غدیر را به جامعیت بیش تری به ویژه برای نسل جوان بازگو کنند و بعضی شبهات را که از ناحیه مغرضین و غافلین و جاهلین راجع به مساله ولایت مطرح می‌شود عالمانه پاسخ گویند.

پیام غدیر از منظر امام(ره)

ولایتی که در غدیر است به معنای حکومت است نه معنای مقام معنوی، مساله، مساله حکومت است. مساله سیاست است خدای تبارک و تعالی این حکومت و این سیاست را امر کرد که پیغمبر به حضرت امیر واگذار کند. صحیفه ج ۲۰ ص ۱۱۳-۱۱۵

روز غدیر از بزرگ‌ترین اعیاد مذهبی است، این عید عیدی است که متعلق مستضعفان است. عید محرومان است عید مظلومان جهان است. عیدی است که خدای تبارک و تعالی به‌وسیله پیامبر اکرم (ص) برای اجرای مقاصد الهی و ادامه تبلیغات و ادامه راه انبیاء، حضرت امیر را منصوب فرمودند. صحیفه ج ۱۹ ص ۱۶۳

پیام غدیر از منظر مقام معظم رهبری(مدظله العالی)

عید غدیر را فرمودند «عیدالله الاکبر» از همه اعیاد در تقویم اسلامی این عید بالاتر است، پر مغزتر است، تاثیر این عید از همه اعیاد بیش‌تر است. چرا؟ چون تکلیف امت اسلامی در زمینه‌ی هدایت در زمینه حکومت در این حادثه غدیر معین شده است. حرفی نیست که بر طبق توصیه پیامبر اعظم در غدیر عمل نشد، پیغمبر هم طبق بعضی روایات خبر داده بود که عمل نخواهد شد اما مساله غدیر، مساله ایجاد یک شاخص است. یک معیار و میزان است تا آخر دنیا مسلمانان می‌توانند این شاخص را این معیار را جلوی خودشان قرار بدهند و تکلیف مسیر عمومی امت را معین کنند. ۱۵/۰۹/۱۳۸۸

خصوصیت غدیر در مساله ولایت است، آن عاملی که ضامن اجرای احکام است، حکومت اسلامی و حاکمیت قران است والا اگر آحاد مردم، ایمان و عقیده و عمل شخصی داشته باشند لیکن حاکمیت چه در مرحله قانون‌گذاری و چه در مرحله اجرا در دست دیگران باشد، تحقق اسلام در آن جامعه به انصاف دیگران بستگی دارد. ۱۶/۰۱/۱۳۷۸

پیام‌های دیگر غدیر به نسل امروز

اسلام دین کامل و جامع است و برنامه‌ای مدون برای اداره زندگی بشر در تمام عرصه‌های فردی و اجتماعی دارد و لذا «دین از سیاست جداناپذیر است» پیام جاودانه غدیر. تربیت انسان دینی احتیاج به تاسیس یک جامعه دینی دارد و تاسیس آن فرایندی است که تنها از طریق حکومت دینی امکان‌پذیر است. انقلاب اسلامی ایران به عنوان جلوه‌ای از عینیت و تحقق آرمان پیامبر در غدیر خم و نیز با اجرایی کردن نظریه حاکمیت ولایت فقیه به‌عنوان استمرار امامت کارآمدی دین را برای اداره بشر اثبات نمود. غدیر مرکز ثقل تاریخی اندیشه سیاسی در اسلام و سند تاریخی تفکیک‌ناپذیری دین از سیاست است. راهبرد پیوسته دین در عرصه روابط اجتماعی ملت‌ها به‌ویژه ملت‌های مسلمان دعوت به اصول و مبانی مشترک است. اگر پیام غدیر در صدر اسلام عملی می‌شد امامت امام معصوم و حاکمیت آن باعث ایجاد وحدت در امت پیامبر می‌شد و ثمره این وحدت رسید به آرمان‌شهری که خداوند متعال با حاکمیت دین وعده داده بود می‌شد. ما در زمان خود ثمره حاکمیت امامت را دیده‌‌ایم که جامعه‌ی ما از میان این همه طوفان ها، بحران‌ها و چالش‌های متفاوت که هر یک می‌توانست باعث گسیختگی ملت ما شود به سلامت عبور کرد و نمام تهدیدها با مدیریت ولایت فقیه به فرصت تبدیل و ما امروز زمینه‌ساز باز تولید تمدن اسلامی با مرکزیت ایران اسلامی هستیم. نظریه ولایت فقیه تضمین‌کننده حضور پیوسته دین در قلمرو زندگی بشر است و لذا ما دفاع نظری و عملی از ضرورت حضور انسان کامل در قلمرو زندگی انسان اثبات کننده حقانیت «غدیر» است. رسالت اصلی انقلاب اسلامی ایران به عنوان پیش‌درآمد انقلاب جهانی حضرت مهدی(عج) استقرار عدالت است زیرا که عدالت علت تامه، معنویت در جامعه می‌باشد در صورت استقرار نسبی عدالت، جمهوری اسلامی مدل موفق از مدیریت دینی به شایستگی معرفت اسلام علوی و مبشر اسلام مهدوی خواهد بود. استقرار عدالت جوهره اصلی پیام غدیر است در سایه حاکمیت انسان کامل. پیام غدیر به نسل ما این است؛ سعادت و رستگاری جامعه انسانی تنها در گرو جاری شدن احکام الهی در تمامی زمینه های فردی و اجتماعی تحت زعامت و مدیریت انسان کامل و الهی می باشد.

مقام معظم رهبری: مهمترین پیام غدیر تعیین «امامت» به عنوان ضابطه و قاعده حکومت در اسلام است

رهبر معظم انقلاب اسلامی ، مهمترین پیام غدیر را تعیین «امامت» به عنوان ضابطه و قاعده حکومت در اسلام بیان کردند.

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی روز سه شنبه در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم به مناسبت عید سعید غدیر خم، ضمن تبریک این عید بزرگ به مسلمانان افزودند: واقعه غدیر، پایه گذاری قاعده حکومت در جامعه اسلامی است و نشان می دهد اسلام به غیر از ضابطه امامت و ولایت، مدلهای حکومتهای سلطنتی، شخصی، زر و زور، زیاده خواه، متکبر، پیرو شهوات و اشرافی را قبول ندارد.

ایشان با اشاره به ویژگیهای منحصر به فرد امیرالمومنین حضرت علی(ع) به ویژه خصوصیات حکومتی ایشان از جمله عدالت، انصاف، هدایت جامعه به تقوا ،اجتناب از زخارف (چیزهای پوچ و باطل)دنیا،تاکید کردند: ایمان عمیق، سبقت در اسلام، فداکاری در راه اسلام، اخلاص، ایثار و گذشت، از صفات و خصوصیات معنوی و انسانی این امام بزرگوار است .

حضرت ایت الله خامنه ای در بیان اهمیت موضوع غدیر ، با اشاره به دستور خداوند به پیامبر اعظم(ص) مبنی بر اینکه ابلاغ رسالت در گروی ابلاغ امامت است، گفتند: این اعتقاد اسلامی مبتنی بر مبانی مستحکم و استدلال های غیرقابل خدشه است اما پایبندی به این اعتقاد و بیان آن، نباید با تحریک احساسات برادران اهل سنت، همراه باشد زیرا این کار خلاف سیره ائمه معصومین(ع) است…رهبر معظم انقلاب اسلامی با تأکید بر اهمیت وحدت در دنیای اسلام افزودند:تحریک احساسات دیگر فرق اسلامی به اسم شیعه، در واقع «شیعه انگلیسی» بوده و نتیجه آن، ظهور گروههای خبیث و مزدور وابسته به امریکا و سرویس جاسوسی انگلیس همچون داعش و النصره است که جنایات و ویرانی های زیادی را در منطقه به راه انداخته اند.

حضرت آیت الله خامنه ای، هدف اصلی دشمن در شرایط کنونی را اخلال در اقتصاد ایران با هدف ایجاد نارضایتی مردم از نظام اسلامی دانستند و با اشاره به تأکید های مکرر خود برای تحقق اقتصاد مقاومتی، افزودند: در چنین شرایطی، وظیفه دولت، مجلس و مسئولان بخشهای مختلف و همچنین آحاد مردم، برنامه ریزی و اقدام در نقطه‌ی مقابلِ هدف‌گیری دشمن است.

رهبر معظم انقلاب اسلامی ،حرکت عمومی جمهوری اسلامی ایران را به برکت جوان های بی‌شماری که برای احیای اسلام و اقامه دین تلاش بی‌وقفه می کنند، خوب توصیف کردند و تصریح کردند: این جوانها هر دشمنی از جمله امریکا و رژیم صهیونیستی را به زانو در خواهند آورد.

 

پیام غدیر و منشور ولایت علی

منبع : مجله حافظ » نیمه اول بهمن ۱۳۸۴ – شماره ۲۳ ,

پیامبر بزرگ اسلام پس از قریب به بیست سه سال تلاش سخت و توان فرسا در راه انجام رسالت،اکنون از ملکوت اعلا، ندای این«ارجعی»می شنود؛درحالی که هنوز پیامش جهانگیر نگردیده و«مدینه یی»را که براساس اصول و تعالیم نورانی اسلام و یکتاپرستی،بنیاد نهاده است در معرض هجوم دشمنان و بداندیشان و دنیاطلبان می بیند،دشمنانی که سینه هایشان از کینه ی این مکتب الهی نوبنیاد و بنیان گزار آن می جوشد تا به هر نحو که ممکن باشد آن بنا را بر سر اهلش ویران ساخته و امتیازات جاهلی از دست رفته را دوباره تجدید نماید.

این نگرانی مدت ها بود که به قلب پیامبر چنگ می زد و او را نسبت به آینده ی مکتب و پیروان آن،پریشان خاطر می داشت.

او برای تداوم اسلام و ادراه ی اور مسلمانان،به امر خداوند متعال، پسر عم خود،علی را که از کودکی در دامان خویش پروده بود،در نظر داشت و به همین جهت و علی رغم میل این و آن،در هر مناسبتی، موضوع جانشینی وی را به امت خود،گوشزد کرده بود.

لیکن در این اواخر،تهدید مخالفان و داعیه داران،نسبت به پیامبر، رنگ جدی تری به خود گرفته و خاطر او بیش از پیش دچار دغدغه و تشویش ساخته بود.

پیامبر در واپسین سالهای زندگیش،دستور داد تا مسلمانان برای انجام عبادت حج،آماده ی سفر گردند تا در کنار رهبر و راهنمای آسمانی خود،راه رسم این نیایش بزرگ را یک بار و برای همیشه بیاموزند.

در اجرای چنین هدفی بود که پیشاپیش قریب یکصد و بیست، هزار و به قولی هفتاد هزار نفر از مسلمانان و پیروان خود،راهی آن سفر شد و در طول این مسافرت،آن چه از مناسک حج،که باید به آنان بیاموزد،آموخت و آن چه باید به آن ها بگوید،گفت.

اما به اظهار خود او،در طی این سفر عبادی،از سوی حق تعالی مکرر فرمان یافت که یک بار دیگر و در حضور انبوه عظیم مسلمانان حج گزار،رسمی تر و قاطع تر از هربار،علی را به خلافت و امامت بر امت اسلام تعیین کند؛باری مناسک حجپایان یافت و پیامبر با قصد مراجعت به مدینه و پس از وداع با خانه ی خدا و با شهر زادگاهش همراه کاروان عظیم مسلمانان به راه افتاد.

روز هیجدهم ماه ذی الحجه بود که به بیابان«جحفه»رسیدند؛ آن جا که کاروانیان از هر دسته و از هر قبیله راه دیار خود می گرفتند و از دیگر هم سفران جدا می گشتند.

در همین بیابان بود که فرشته ی امین وحی خداوند،در گوش پیامبر فرمان حق را نجوی کرد که:
«یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک»

(ای پیامبر آن چه از سوی خدا بر تو نازل گردید.به مردم باز رسان وگرنه رسالت پروردگارت را انجام نداده یی و خداوند،ترا از بدسگالی مردمان،محافظت خواهد کرد.)

دستور قاطع پروردگار و پیام تهدیدآمیز او،مجال هیچ درنگ و تأمل برای پیامبر،باقی نگذاشت؛چه اگر در اجرای آن دستور و از ابلاغ آن پیام،کوتاهی کند هم سنگ آن است که رسالتی انجام نداده است و با این وعده که خدا در مورد حفظ و حیات او داده است دیگر، بدون هیچ دغدغه و نگرانی تصمیم گرفت که آن پیام و دستور را به مرحله ی اجرا درآورد.مگر این دستور چه بود که به این درجه از اهمیت قرار داشت که عدم اجرای آن،هم سنگ نابودی اساس رسالت و آن همه کوشش و رنج پیامبر بود؟

حضرتش،لختی دیگر،خود در مورد محتوای آین پیام آسمانی توضیح خواهد داد و به همین منظور،فرمان داد تا رفتگان،بازپس گردند و واپس ماندگان در محل،فراهم آیند و بالاخره در آن بیابان که جز خار مغیلان کم تر بوته و درختی دیده می شد،کاروانیان فرود آمدند و در کنار آن آبگیر کهن که«غدیر خم»نام داشت،انجمن کردند.

زمین و هوا از لهیب خورشید نیمروزی،چنان داغ و تفته بود که گروهی از رنج حرارت،جامه ها،زیر پای نهاده بودند.

هیچ کس به درستی نمی دانست که منظور پیامبر از اجتماعی چنین و بویژه در آن محل نامساعد و شرایط نامطلوب آن چیست؟و هرکس در ذهن خود می کاوید که راهی به مقصود او بگشاید.

آری،پیامبر می خواست که بر حسب فرمان تهدیدآمیز و قاطع پروردگار،سرنوشت و مسیر آینده ی مکتب و امت خود را تعیین کند؛ همان مکتبی که برای تأسیس و پایداری آن به شمار هر سر مویش؛ رنجی جانکاه دیده و بردباری و استقامت نموده بود.

اکنون،سهمگین ترین و سرنوشت سازترین نقطه ی عطف تاریخ اسلام و حیات معنوی و مادی انسان در آستانه وقوع است.

نزدیک پنج ساعت از طلوع خورشید بر آن صحرا می گذشت و و آبگیر کهن و تهی با همان وضع طبیعی اش همچون میدان های بزرگ نمایش و ورزش،پذیرای آن انبوه انسان ها بود.

با نزدیک شدن لحظه های ابلاغ،سکوتی سنگین بر مرد و زن آن انجمن افتاد،حتا جرس اشتران و ستوران نیز بی صدا و خاموش گشتند.

پیامبر گرامی،با چهره یی نورانی و مصمم که از فرط گرما و شاید
حافظ » شماره ۲۳ (صفحه ۱۰)
از گرانی بار رسالت و ابلاغ آن پیام بزرگ،افروخته و عرق کرده بود،بر چند پاره سنگ و به قولی بر جهاز شتران،فراز آمد.مردم،او را چونان نگین پربهاء انگشتری،در میان گرفته بودند و به سیمای جذاب و خواستنی او که گذشت شصت و سه بهار بر آن سایه افکنده بود،چشم دوخته و به دیدار او خستگی و گرمای طاقت سوز خورشید را یک سره از یاد بردند.

اکنون نه تنها کاروانیان،که همه ی هستی گوش سپرده بودند تا گفتار رهبر محبوب خود و آن مخلوق برتر و در حقیقت پیام آسمان ها را بشنوند.

از ماجرای آن روز غدیر که به سال دهم هجری و با حضور آن گروه عظیم از مردم جزیرة العرب اتفاق افتاد،بیش از هزار و چهارصد سال گذشته است.اما هنوز آن واقعه هم چنان زنده و غیرقابل تردید باقی ست و پیام آن روز هنوز در گوش انسانیت طنین خود را حفظ کرده است؛چرا که آن ماجرا،داستان تنها آن روز و آن پیام،پیام تنها آن روزگار نبود بلکه در حقیقت طرح مدینه ی فاضله یی بود که اگر تشکیل یافته و رییس آن مدینه در خانه اش زندانی نشده بود،عمل به اسلام اصیل،ادامه می یافت و با پیگیری روش پیامبر و گسترش تعالیم نورانی قرآن و عادت کردن و تربیت شدن تدریجی نسل هایی چند،راه تاریخ،تصحیح می گشت و آن نامردمان،پست که به دست اسلام کوبیده شده بودند،دوباره جان نمی گرفتند و مسیر انسان به تعالی و تکاملی که شایسته بود می افتاد و به روایت جماعت پیامبر خود فرموده بود که:

«و ان ولیتموها علیا وجدتموه هدایا مهدیا یسلک بکم علی الطریق المستقیم»

(اگر خلافت و ولایت را به علی بسپارند،خواهید یافت که او رهبری راه دان است که شما را در راه راست و صراط مستقیم،رهسپار خواهد ساخت.)

و امروز که ما از آن ماجرا یاد می کنیم،نه به منظور بدگویی و سرزنش این و آن است،بلکه به حقیقت،ابراز تاسفی بزرگ،به بزرگی انقراض معنویت در این نسل از آدم است که از عدم اجرای پیام آن روز «غدیر»بشریت را می گدازد.سخن از حق همیشه ضایع شده علی نیست؛بلکه تذکر انحرافی ست به عمق تاریخ و به گستردگی زمان و به وسعت دامنه ی حق در همه ی کائنات و به دیگر سخن: مصدوم کردن حق و خشکانیدن سرچشمه ی آب حیات است در همه ی پهنه های زیست عینی و ذهنی انسان.۱

باری،واقعه ی غدیر و خطابه یی ک پیامبر گرامی اسلام در آن روز بر آن گروه عظیم از مسلمانان،القا فرمود،به تواتر نقل گردیده؛بلکه کثرت طرق و اسناد آن روایت چند برابر حد تواتر است و با گذشت چندین قرن،هنوز قطعی بوده و تردید را به حریم آن راهی نیست و به گفته ی ضیاء الدین مقبلی دانشمند سنی مذهب:«اگر حدیث غدیر مسلّم نباشد،هیچ امر مسلّمی در اسلام وجود ندارد».۲

در میان اهل سنّت،صدها دانشمند و مورخ و حافظ حدیث و مفسر قرآن و متکلم و حتا ادیب و لغوی،حدیث غدیر را روایت کرده و در کتب خود نوشته اند.

از دانشمندان و مولفان متقدم-تا آن جا که تحقیق و تفحص شده بیست و شش مجلد کتاب،پیرامون همین مسأله باقی مانده است و از آن جمله:

کتاب الولایه،تألیف مورخ شهیر و مفسر نامدار سنّی مذهب، محمد بن جریر طبری(متوفی ۳۱۰ هـ.ق.)که ظاهرا نخستین دانشمندی ست که در این موضوع،کتابی مستقل تدوین کرده و در آن به هفتاد و پنج طریق،حدیث غدیر را روایت نموده است و به نقل کتاب (معجم الادبا،تالیف حموی،ج ۱۸،ص ۸۰)،نام برده کتابی دیگر نیز به نام فضائل علی بن ابیطالب نگاشته است.

کتاب الولایة فی طریق حدیث الغدیر،تألیف حافظ،ابن عقده همدای(متفی،۳۳۳ هـ.ق)که حدیث مزبور را با یکصد و پنج طریق، نقل کرده است.۳

کتاب طریق حدیث الغدیر،تألیف ابو طالب،عبد اللّه بن احمد بن زیر انباری(متوفی ۳۵۶،هـ.ق)۴

کتاب ابو بکر«محمد بن عمرو بن تمیمی بغدادی،معروف به«جعابی»متوفی ۳۵۵ هـ.ق با یکصد و بیست و پنج طریق.۵

علاوه بر این ها،کتب و تألیفات بسیار به وسیله ی دانشمندان شیعه در این زمینه نگارش یافته و از آن جمله است کتاب بسیار ارجمند عبقات الانوار شامل بیست جلد که دروازه جلد آن،به وسیله ی دانشمند،مورخ و محقق نامدار«میر حامد حسین هندی»تألیف گردیده و هشت جلد دیگر،تألیف و تکمیل فرزند برومند و عالم اوست.

کتاب قیم الغدیر در بیست مجلد،تألیف آیت الّله علامه شیخ عبد الحسین امینی،قدس سره که به حق می توان آن را دایرة المعارف شیعه در موضوع تاریخ اسلام و ولایت علوی دانست.

و در همین سده و همین روزگار نیز بسیاری از مححقان و محدثان و مؤلفان اهل سنت،به ذکر حدیث غدیر آن پرداخته اند و از جمله: «احمد زینی و حلان مکی شافعی در الفتوحات الاسلامیه،شیخ یوسف بنهانی بیروتی،الشرف الموید،سید مومن شبلنجی مصری،نور الابصار، شیخ محمد عبده،تفسیر المنار،عبد الحمید آلوسی بغدادی،نشر اللئالی،شیخ محمد،حبیب اللّه شنقیطی،کفایة الطالب،دکتر احمد،
حافظ » شماره ۲۳ (صفحه ۱۱)
فرید رفاعی،تعلیقات معجم الادبا،استاد احمد زکی مصری،تعلیقات الاغانی،استاد احمد نسیم مصری،تعلیقات دیوان مهیار دیلمی،استاد محمد محمود رافعی،شرح الهاشمیات،حافظ،ناصر السنة حضرمی، تشنیف الاذان،دکتر عمر فروخ،حکیم المعمرة۶

همان طور که پیش از این اشاره شد،حدیث غدیر در کتب مورخان تا یکصد و بیست و پنج طریق دارد که از میان آن راویان،اسامی اشخاص زیر را همگی از مشاهیر صحابه ی پیامبر اسلامند،نمونه می آوریم:

۱-ابو بکر بن ابی قحافه،۲-عمر بن الخطاب،۳-عثمان بن عفان،۴-طلحة بن عبد الله تمیمی،۵-زبیر بن عوام،۶-عباس بن عبد المطلب،۷-اسامة بن زید بن حارثه،۸-انس بن مالک،۹-جابر بن عبد اللّه انصاری،۱۰-سعد بن ابی وقاص،۱۱-عبد الرحمن بن عوف، ۱۲-حسان بن ثابت،۱۳-سعد بن عباده،۱۴-ابو ایوب الانصاری،۱۵- عبد اللّه بن مسعود،۱۶-سلمان فارسی،۱۷-ابو ذر غفاری،۱۸-عمار یاسر،۱۹-مقداد بن اسود،۲۰-سمرة بن جندب،۲۱-سهل بن حنیف، ۲۲-ابی بن کعب،۲۳-امیر المومنین،علی،و از بانوان:۲۴-اسما بنت عمیس،۲۵-ام سلمه،همسر پیامبر،۲۶-عایشه،دختر ابو بکر،۲۷- ام هانی،بنت ابی طالب،۲۸-صدیقه ی طاهره،فاطمه زهرا،دختر رسول خدا(ص).۷

حال که واقعه ی غدیر و پیام آن روز،از مهم ترین وقایع تاریخ اسلام است و اکنون که بیش از یکصد میلیون مسلمانان،در جهان، براساس فرمان حق و بر طبق وصیت لازم الاطاعه ی پیامبر خود اسلام و معارف و احکام دینی را از ناحیه ی نورانی علی،امیر المومنین و ائمه ی طاهرین،صلوات اللّه علیهم اجمعین،تلقی می کنند.دریغ است که بسیاری از این پیروان راستین اسلام و تشیع از خطابه ی غرا و پیام انسان ساز پیامبر خود،در روز غدیر،به قدر شایسته آگاه نباشند و یا به سبب ناآشنایی با زبان تازی،از درک و استفاده از آن محروم بمانند و به همین جهت،ترجمه ی پارسی آن گرامی گفتار،بر طبق متن مروری در کتاب ارجمند،احتجاج طبرسی،دانشمند و محقق عظیم الشان قرن ششم هجری ۸که از مصادر معتبر کتب روایت است، به عمل آمد؛هرچند که مر آن مایه نبود که بتوانم آن بلاغت و جاذبه را که در آن متن شریف است در ترجمه،تأمین نمایم ولی:

آب دریا را اگر نتوان کشید هم به قدر تشنگی باید چشید

در پایان،ناگفته نماند که مرا در این کار،منظور همان بود که گفته آمد و گرنه،در سر نه هوای رهنمودی به گمشده یی داشته ام که«لیس علیک هداهم و لکن اللّه یهدی من یشاء…»و نه در دل،اندیشه ی احقاق حقی نسبت به آن مظلوم تاریخ و آن ولی مطلق؛که با همه خردی و بی خردی،این قدر دانم که نه حق را به کار چون منی نیاز است و نه کوشش این بی دست وپا را قدری و منزلتی؛تنها به همین شادم که گردی در پی این کاروان باشم که به«او»سوگند،مرا همین افتخار،سرشار می دارد.

پی نوشت ها

(۱)-با اقتباس جمله هایی از کتاب حماسه ی غدیر،تألیف محمد رضا حکیمی.

(۲)-الغدیر،ج اول،الکلمات حول سند الحدیث.

(۳)-تهذیب النبوة،ج ۷،ص ۳۳۷٫

(۴)-نجاشی،ص ۱۶۱٫

(۵)-الغدیر،ج اول،ص ۱۵۲-۱۵۸٫

(۶)-الغدیر،ج اول، ص ۱۴۷-۱۵۱٫

(۷)-الغدیر،ج اول،ص ۵-۲۳٫

(۸)-ابو منصور،احمد بن علی بن ابیطالب الطبرسی.

پایان مقاله
نویسنده : صادقی، علی اکبر؛ استاد دانشگاه شهید بهشتی/

پیام غدیر، ولایت و حکومت

 

عنوان: پیام غدیر، ولایت و حکومت
تاریخ: ۱۳۶۵/۰۲/۰۲
محل: تهران، حسینیۀ جماران
موضوع: پیام غدیر، ولایت و حکومت
مناسبت:
حضار: خامنه‌ای، سید علی (رئیس جمهور) ـ موسوی، میرحسین (نخست‌وزیر) ـ هاشمی رفسنجانی، اکبر (رئیس مجلس شورای اسلامی) ـ مسئولان کشوری و لشکری ـ روحانیون ـ مسئولان ستادهای پشتیبانی کشور

بسم اللّه‌ الرحمن الرحیم

پیام غدیر، ولایت و حکومت

امیدوارم ان‌شاءاللّه‌، این عید مبارک به همۀ ملتهای مظلوم و بخصوص به ملت شریف ما مبارک باشد. خداوند ان‌شاءاللّه‌ که با عنایات خاصۀ خود نظری به این ملت بزرگ که باید گفت پرچمدار اسلام در این عصر هستند، به اینها عنایت خاصی بفرماید و آنها را از عنایات خاصۀ خود نصیب بزرگ عنایت بفرماید.

من دربارۀ شخصیت حضرت امیر چه می‌توانم بگویم و کی چه می‌تواند بگوید. ابعاد مختلفه‌ای که این شخصیت بزرگ دارد، به گفتگوی ماها و به سنجش بشری در نمی‌آید. کسی که انسان کامل است و مظهر جمیع اسماء و صفات حق تعالی است، ابعادش به حسب اسماء حق تعالی باید هزار تا باشد و ما از عهدۀ بیان حتی یکی‌اش نمی‌توانیم برآییم. این شخصیت که جامع تضاد است، امور متضاده در او جمع است، کسی نمی‌تواند در حول و حوش او سخن بگوید؛ از این جهت، من در این موضوع بهتر می‌دانم که ساکت باشم. لکن مسئله‌ای را که بهتر است ما بگوییم، انحرافاتی است که برای ملتها و خصوصاً، برای شیعیان این حضرت پیش آمده است در طول تاریخ و دستهایی که این انحرافات را از اول به وجود آورده‌اند و توطئه‌هایی که بوده است در طول تاریخ و اخیراً در این سالهای اخیر، سده‌های اخیر پیش آمده است، آنها را عرض کنم.

مسئلۀ غدیر، مسئله‌ای نیست که بنفسه برای حضرت امیر یک مسئله‌ای پیش بیاورد، حضرت امیر مسئلۀ غدیر را ایجاد کرده است. آن وجود شریف که منبع همۀ جهات بوده است، موجب این شده است که غدیر پیش بیاید. غدیر برای ایشان ارزش ندارد؛ آن که ارزش دارد خود حضرت است که دنبال آن ارزش، غدیر آمده است. خدای تبارک و تعالی که ملاحظه فرموده است که در بشر بعد از رسول اللّه‌ کسی نیست که بتواند عدالت را به آن طوری که باید انجام بدهد، آن طوری که دلخواه است انجام بدهد مأمور می‌کند رسول‌اللّه‌ را که این شخص را که قدرت این معنا را دارد که عدالت را به تمام معنا در جامعه ایجاد کند و یک حکومت الهی داشته باشد، این را نصب کن. نصب حضرت امیر به خلافت این طور نیست که از مقامات معنوی حضرت باشد؛ مقامات معنوی حضرت و مقامات جامع او این است که غدیر پیدا بشود. و اینکه در روایات ما و از آن زمان تا حالا این غدیر را آن قدر ازش تجلیل کرده‌اند، نه از باب اینکه حکومت یک مسئله‌ای است، حکومت آن است که حضرت امیر به ابن عباس می‌گوید که «به قدر این کفش بی‌قیمت هم پیش من نیست»[۱]آنکه هست اقامۀ عدل است. آن چیزی که حضرت امیر ـ سلام‌اللّه‌ علیه ـ و اولاد او می‌توانستند در صورتی که فرصت بهشان بدهند، اقامۀ عدل را به آن‌طوری که خدای تبارک و تعالی رضا دارد انجام بدهند، اینها هستند، لکن فرصت نیافتند. زنده نگه‌داشتن این عید نه برای این است که چراغانی بشود و قصیده‌خوانی بشود و مداحی بشود، اینها خوب است، اما مسئله این نیست. مسئله این است که به ما یاد بدهند که چطور باید تبعیت کنیم، به ما یاد بدهند که غدیر منحصر به آن زمان نیست، غدیر در همۀ اعصار باید باشد و روشی که حضرت امیر در این حکومت پیش گرفته است باید روش ملتها و دست‌اندرکاران باشد. قضیۀ غدیر، قضیۀ جعل حکومت است، این است که قابل نصب است و الاّ مقامات معنوی قابل نصب نیست یک چیزی نیست که با نصب آن مقام پیدا بشود؛ لکن آن مقامات معنوی که بوده است و آن جامعیتی که برای آن بزرگوار بوده است، اسباب این شده است که او را به حکومت نصب کنند و لهذا، می‌بینیم که در عرض صوم و صلوة و امثال اینها می‌آورد و ولایت مجری اینهاست. ولایتی که در حدیث غدیر است به معنای حکومت است، نه به معنای مقام معنوی. و حضرت امیر را همان طوری که من راجع به قرآن عرض کردم که قرآن ـ در روایات است این ـ نازل شده است به منازل مختلف، کلیاتش سبع و الی سبعین و الی زیادتر، تا حالا رسیده است به دست ماها به صورت یک مکتوب، حضرت امیر هم این‌طور است، رسول خدا هم این‌طور است. مراحل طی شده است، تنزل پیدا کرده است. از وجود مطلق تنزل پیدا کرده است، از وجود جامع تنزل پیدا کرده است و آمده است پایین تا رسیده است به عالم طبیعت، در عالم طبیعت این وجود مقدس و آن وجود مقدس و اولیای بزرگ خدا. بنابراین، اینکه حدیث غدیر را ما حساب کنیم که می‌خواهد یک معنویتی را برای حضرت امیر یا یک شأنی برای حضرت امیر درست کند نیست. حضرت امیر است که غدیر را به وجود آورده است، مقام شامخ اوست که اسباب این شده است که خدای تبارک و تعالی او را حاکم قرار بدهد.

حکومت عدل، ضامن اجرای احکام اسلام

مسئله، مسئلۀ حکومت است، مسئله، مسئلۀ سیاست است، حکومتْ عِدْلِ[۲]سیاست است، تمام معنای سیاست است. خدای تبارک و تعالی این حکومت را و این سیاست را امر کرد که پیغمبر به حضرت امیر واگذار کنند، چنانچه خود رسول خدا سیاست داشت و حکومت بدون سیاست ممکن نیست. این سیاست و این حکومتی که عجین با سیاست است، در روز عید غدیر برای حضرت امیر ثابت شد. اینکه در روایات هست کهبُنِیَ الاسلامُ عَلی خَمْس[۳]این ولایت، ولایت کلی امامت نیست. آن امامتی که هیچ عملی مقبول نیست، قبول نمی‌شود، الاّ به اعتقاد به امامت، این معنایش این حکومت نیست. خوب، ما بسیاری از ائمه‌مان حکومت نداشتند. ما الآن معتقدیم که حضرت امیر در یک برهه از زمان به حکومت رسید، حضرت امام حسن هم یک مدت بسیار بسیار کمی به حکومت رسید، باقی ائمه حکومت نداشتند. آنکه خدای تبارک و تعالی جعل کرد و دنبالش هم برای ائمۀ هدی جعل شده است، حکومت است؛ لکن نگذاشتند که این حکومت ثمر پیدا بکند. بنابراین، حکومت را خدا جعل کرده است برای حضرت امیر ـ سلام اللّه‌ علیه ـ این حکومت یعنی سیاست، یعنی عجین با سیاست. از اعوجاجهایی که پیدا شده است مع‌الأسف، این است که، یعنی اعوجاج زیاد پیدا شده اما بزرگترینش این است که دستهایی از زمان سابق از زمان خلفای اموی و خلفای عباسی ـ علیهم لعنة اللّه‌ـ از آن زمان دستهایی پیدا شده است که بگویند که دین علی‌حده از مسائل است و سیاست علی حده از حکومت است. هرچه طرف پایین آمده است، این قوت گرفته است تا وقتی بازیگرهای دنیا که دیدند باید دین را یک چیز تعبدی قرار داد. این بازیگرها آمدند و این طور کردند که ماها هم باورمان آمده بود که دین چکار دارد به سیاست، سیاست مال امپراتورها. این معنایش این است که تخطئه کنیم خدا را و رسول خدا را و امیرالمؤمنین را، برای اینکه حکومت سیاست است، حکومت که دعا خواندن نیست، حکومت که نماز نیست، حکومت روزه نیست. حکومت، حکومت عدل، اسباب این می‌شود که اینها اقامه بشود، اما خود حکومت یک دستگاه سیاسی است. آن که می‌گوید دین از سیاست جداست، تکذیب خدا را کرده است، تکذیب رسول خدا را کرده است، تکذیب ائمۀ هدی را کرده است.

و اینکه این قدر صدای غدیر بلند شده است و این قدر برای غدیر ارج قائل شده‌اند ـ و ارج هم دارد ـ برای این است که با اقامۀ ولایت یعنی با رسیدن حکومت به دست صاحب حق، همۀ این مسائل حل می‌شود، همۀ انحرافات از بین می‌رود. اگر حکومت عدل بپا شود، اگر گذاشته بودند که حضرت امیر ـ سلام‌اللّه‌‌علیه ـ حکومتی را که می‌خواهد بپا کند، تمام انحرافات از بین می‌رفت و محیط یک محیط صحیح و سالم می‌شد که آن وقت مجال برای همۀ اشخاص که دارای افکار هستند، عرفا که دارای افکار هستند، حکما که دارای افکار هستند، فقها، همه برای آنها مجال هم پیدا بشود. از این جهت، اسلامبُنِیَ عَلی خَمْس، نه معنایش آن است که ولایت در عرض این است، ولایت اصلش مسئلۀ حکومت است، حکومت هم این‌طوری است، حکومت حتی از فروع هم نیست.

آن چیزی که برای ائمۀ ما قبل از غدیر و قبل از همه چیزها بوده است، این یک مقامی است که مقام ولایت کلی است که آن امامت است که در روایت هست کهالْحَسَنُ وَ الْحُسَین امامان قاما اَوْ قَعَدا[۴]وقتی قعد است که امام نیست. امام به معنای حکومت نیست، آن یک امام دیگری است و آن مسئلۀ دیگری است. آن مسئله، مسئله‌ای است که اگر او را کسی قبول نداشته باشد اگر آن ولایت کلی را قبول نداشته باشد، اگر تمام نمازها را مطابق با همین قواعد اسلامی شیعه هم بجا بیاورید باطل است، این غیر حکومت است آن در عرض اینها نیست، آن از اصول مذهب است، آنی است که اعتقاد به او لازم است و از اصول مذهب است. و انحرافی که پیدا شده است ـ علاوه بر همۀ انحرافات ـ همین انحراف است که ما باور کردیم که سیاست به ما چه ربط دارد. غدیر آمده است که بفهماند که سیاست به همه مربوط است، در هر عصری باید حکومتی باشد با سیاست، منتها سیاست عادلانه که بتواند به واسطۀ آن سیاست اقامۀ صلوة کند، اقامۀ صوم کند، اقامۀ حج کند، اقامۀ همۀ معارف را بکند و راه را باز بگذارد برای اینکه صاحب افکار، یعنی آرام کند که صاحب افکار، افکارشان را با دلگرمی و با آرامش ارائه بدهند. بنابراین، این‌طور نیست که ما خیال کنیم که ولایتی که در اینجا می‌گویند، آن امامت است و امامت هم در عرض فروع دین است، نخیر؛ این ولایت عبارت از حکومت است، حکومت مجری اینهاست، در عرض هم به آن معنا نیست، مجری این مسائل دیگر است. این انحرافات خیلی زیاد است، نمی‌شود همه‌اش را احصاء کرد.

انحراف از سیرۀ پیامبر و ائمه (ع) در سیر و سلوک

خیال کردند یک دستۀ زیادی که معنای عرفان عبارت از این است که انسان یک محلی پیدا بشود و یک ذکری بگوید و یک سری حرکت بدهد و یک رقصی بکند و اینها، این معنی عرفان است؟! مرتبۀ اعلای عرفان را امام علی ـ سلام‌اللّه‌‌علیه ـ داشته است و هیچ این چیزها نبوده در کار. خیال می‌کردند که کسی که عارف است باید دیگر بکلی کناره گیرد از همه چیز و برود کنار بنشیند و یک قدری ذکر بگوید و یک قدری تغنی بشود و یک قدری چه بکند و دکانداری. امیرالمؤمنین در عین حالی که اعرف خلق اللّه‌ بعد از رسول اللّه‌ در این امت، اعرف خلق‌اللّه‌ به حق تعالی بود مع‌ذلک، نرفت کنار بنشیند و هیچ کاری به هیچی نداشته باشد، هیچ وقت هم حلقۀ ذکر نداشت، مشغول بود به کارهایش، ولی آن هم بود. یا خیال می‌شود که کسی که اهل سلوک است، اهل سلوک باید به مردم دیگر کار نداشته باشد، در شهر هر چه می‌خواهد بگذرد، من اهل سلوکم، بروم یک گوشه‌ای بنشینم و وِرد بگویم و سلوک به قول خودش پیدا کند. این سلوک در انبیا زیادتر از دیگران بوده است، در اولیا زیادتر از دیگران بوده است، لکن نرفتند تو خانه‌شان بنشینند و بگویند که ما اهل سلوکیم و چکار داریم که به ملت چه می‌گذرد هر که هر کاری می‌خواهد بکند. اگر بنا باشد که اهل سلوک بروند کنار بنشینند، پس باید انبیا هم همین کار را بکنند و نکردند. موسی بن عمران اهل سلوک بود، ولی مع‌ذلک، رفت سراغ فرعون و آن کارها را کرد، ابراهیم هم همین طور، رسول خدا هم که همه می‌دانیم. رسول خدایی که سالهای طولانی در سلوک بوده است، وقتی که فرصت پیدا کرد، یک حکومت سیاسی ایجاد کرد برای اینکه، عدالت ایجاد بشود. تبع ایجاد عدالت فرصت پیدا می‌شود برای اینکه هر کس هر چیزی دارد بیاورد. وقتی که آشفته است نمی‌توانند، در یک محیط آشفته نمی‌شود که اهل عرفان، عرفانشان را عرضه کنند، اهل فلسفه، فلسفه‌شان را، اهل فقه، فقه‌شان را، لکن وقتی حکومت یک حکومت عدل الهی شد و عدالت را جاری کرد و نگذاشت که فرصت طلبها به مقاصد خودشان برسند، یک محیط آرام پیدا می‌شود، در این محیط آرام همه چیز پیدا می‌شود. بنابراین، «ما نُودِی بِشِیءٍ مِثْلَ ما نُودِیَ بِالوِلایَه» برای اینکه حکومت است. به هیچ چیز مثل این امر سیاسی دعوت نشده است و این امر سیاسی بوده است، زمان پیغمبر بوده است، زمان امیرالمؤمنین بوده است، بعدها هم اگر یک فرصت پیدا می‌شد، آنها هم داشتند این معنا را. انحرافات زیاد شده است. بعضی از اهل علم خودمان هم همین معانی را دارند: «لباس جندی حرام است، لباس شهرت است، به عدالت مضر است». حضرت امیر عادل نبوده؟! حضرت سید الشهدا هم عادل نبوده؟! حضرت امام حسن هم عادل نبوده؟! پیغمبر اکرم هم عادل نبوده؟! برای اینکه لباس جندی داشتند! اینها را تزریق کردند به ما، به ما آن طور دستهای توطئه‌گر تزریق کردند که ماها هم باورمان آمده است. تو چکار داری به اینکه چه میگذرد! تو مشغول درست باش! تو مشغول فقهت باش! تو مشغول فلسفه‌ات باش! تو مشغول عرفانت باش! چکار داری که چه می‌گذرد! در آن وقت، اوایلی که این مسائل پیش آمد، یکی از رفقای ما که بسیار خوب بود، بسیار مرد صالحی بود و اهل کار هم بود، لکن من وقتی یک قضیه را صحبت کردم که در این قضیه ما باید تحقیق کنیم، گفت به ما چکار دارد، حاصل امر سیاسی است به ما چکار دارد! این طور تزریق شده بود که یک مرد عالم روشنفکر متوجه به مسائل، این طور می‌گوید که به ما چکار دارد. پیغمبر هم می‌گفت سیاست به ما چکار دارد؟ امیرالمؤمنین هم که حکومت داشت، می‌گفت سیاست… حکومتی داشت برای ذکر گفتن و برای قرآن خواندن و برای نماز خواندن و همین دیگر؟! حکومت بود، ولایت بود و تجهیز جیوش بود ـ عرض می‌کنم ـ حکومتها در نصب کردن اینها بود، همه‌اش سیاست است اینها.

آنی که می‌گوید که آخوند چکار دارد به سیاست، آنی که با آخوند خوب نیست، این با اسلام بد است. می‌خواهد آخوند را کنار بگذارد ـ که می‌تواند یک کاری توی مردم انجام بدهد ـ و هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند و لهذا، این طور شد. البته علمای ما در طول تاریخ این طور نبود که منعزل از سیاست باشند. مسئلۀ مشروطیت یک مسئلۀ سیاسی بود و بزرگان علمای ما درش دخالت داشتند، تأسیسش کردند. مسئلۀ تحریم تنباکو یک مسئلۀ سیاسی بود و میرزای شیرازی ـ رَحِمَه اللّه‌ ـ این معنا را انجام داد. در زمان‌های اخیر هم مدرس، کاشانی، اینها مردم سیاسی بودند و مشغول کار بودند، اما به قدری قدرت داشت این دست قوی توطئه گر که نمی‌شد از فکر حتی اهل علم محترم هم بیرون کرد به اینکه نه، مسئله این طور نیست، مسئلۀ حکومت در زمان پیغمبر بوده و سیاست هم بوده در زمان امیرالمؤمنین بوده و سیاست هم بوده، و اینکه همه نقل کرده‌اند و این قدر غدیر را بزرگ کرده‌اند، برای اینکه به ما بفهمانند، تعلیم بدهند به ما که این طوری باید باشد.

اشکالتراشی بعضی مقدسین در قضیۀ جنگ

ما الآن مبتلای به جنگیم. یک دسته‌ای در همین قضیه هم دارند اشکالتراشی می‌کنند، نه یک اشخاصی باشند که حالا تأثیری داشته باشند، اما هستند. هستند اشخاصی که می‌گویند که بیایید صلح بکنیم، بیایید یک سازشی بکنیم. ما از تاریخ باید این امور را یاد بگیریم؛ به حضرت امیر تحمیل کردند، مقدسین تحمیل کردند، آنهایی که جبهه‌شان داغ داشت و اضر[۵]مردم‌اند بر مسلمین، آنها تحمیل کردند به حضرت امیر حکمیت را و تحمیل کردند آنکه حَکَم باید بشود، بعد که حضرت امیر با فشار اینها نتوانست، می‌خواستند بکشندش اگر نکند؛ برای اینکه آنها[پیشنهاد]کرده بودند که چه باید چه بشود؛ «حَکَم قرار بدهید، قرآن است، قرآن است این». این ابتلا را حضرت امیر داشت، الآن نظیر او را ما داریم. اینکه می‌گویند، این ور و آن ور می‌افتند که بگذارید یک حکمیتی پیدا بشود، بیایند حکم، حکم پیدا بشود که کارها را انجام بدهد، تشخیص بدهد که کی چی است، دنیا نمی‌داند که کی متجاوز است؟! ما از آن قضیه باید عبرت بگیریم و زیر بار حکمیت[نرویم]. ما در این هفت سالی که بوده است فهمیدیم که این حکمها کی‌ها هستند و اینهایی که می‌خواهند صلح ایجاد کنند کی‌ها هستند. قصۀ امام حسن و قضیۀ صلح، این هم صلح تحمیلی بود؛ برای اینکه امام حسن، دوستان خودش، یعنی آن اشخاص خائنی که دور او جمع شده بودند، او را جوری کردند که نتوانست خلافش بکند، صلح کرد؛ صلح تحمیلی بود. این صلحی هم که حالا به ما می‌خواهند بگویند، این است. بعد از اینکه صلح کردند، به حسب روایت، به حسب نقل، معاویه به منبر رفت و گفت که تمام حرفهایی که گفتم، من قرار دادم، زیر پایم؛ مثل پاره کردن این مردیکه آن قراردادها را. آن صلح تحمیلی که در عصر امام حسن واقع شد، آن حکمیت تحمیلی که در زمان امیرالمؤمنین واقع شد و هر دویش به دست اشخاص حیله‌گر درست شد، این ما را هدایت می‌کند به اینکه نه زیر بار صلح تحمیلی برویم و نه زیر بار حکمیت تحمیلی. ما باید خودمان به حسب رأی خودمان، به حسب رأی ملتمان، آن طوری که الآن همۀ ملت دارند می‌گویند، ما باید این جنگ را ادامه بدهیم تا وقتی که ان‌شاءاللّه‌ پیروزی حاصل بشود و نزدیک است ان‌شاءاللّه‌، منتها اگر بخواهد ملت ما نزدیکتر بشود این پیروزی، زیاد نزدیک بشود ـ که به صلاح ملت ماست و به صلاح ملت عراق است و به صلاح منطقه است ـ باید مجهز بشود، باید در این برهۀ زمان به تمام معنا مجهز بشود برای جبهه‌ها.

آقایان گفتند که در بسیاری از جاها در کشور یک چیزهایی هست که ابزاری است برای جهاد سازندگی، برای جبهه، و زیادی است آنجا. من عرض می‌کنم که اگر یک ابزاری در یک جایی زیادی است و تشخیص دادند فرمانداران، استانداران و ائمۀ جمعه تشخیص دادند که این در اینجا دیگر اضافه است، زیادی است، لازم نیست اینجا، لازم است که برای جبهه برود. اگر بخواهید که کشورتان آباد بشود، کشورتان اسلامی بشود و زود بشود، طولانی نشود، باید مجهز بشوید و با همۀ قوا مجهز بشوید تا اینکه کلک این مرد را بکنید. در آن اوایل گفته شد به اینکه سیلی خواهد خورد صدام، صدام سیلی را خورده، الآن گیج است، الآن نمی‌داند چه می‌کند. واقعاً نمی‌داند الآن چه می‌کند، از یک طرف اشتلم می‌کند، از یک طرف التماس می‌کند، از یک طرف گدایی می‌کند، این الآن در حال گیجی است. و من خوف این را دارم که اگر این دیوانه بشود، بیشتر از این که الآن هست اگر به واسطۀ شکست دیوانه بشود، به کشور عراق یک طور صدماتی وارد کند، بگوید حالا که من غرق شدم، بگذار همه غرق بشوند، یک همچو موجودی است این. من خوف این را دارم که به اعتاب عالیات هم این تجاوز کند و خداوند ان‌شاءاللّه‌، مهلتش ندهد. باید کاری کرد که یک سیلی دیگری بخورد و برود سراغ کارش، یا خودکشی کند یا فرار کند از اینجا به یک جای دیگری و برود دنبال کارهایی که هست.

ایجاد انحرافات و غفلت بعد از غدیر خم

در هر صورت انحرافاتی که بعد از غدیر خم پیدا شد و ماها هم غفلت کردیم ـ همه نه ـ بسیاری از ماها، اکثریت شاید غفلت کردند و ما را کناره‌گیر کردند، نگذاشتند که در امور مسلمین دخالت بکنیم، اسباب این گرفتاریهایی شده است که الآن در سرتاسر کشورهای اسلامی داریم می‌بینیم، در همه جا این مسائل هست. باور کردند علمای اهل سنت به اینکه اطاعت از هر قلدری باید کرد، این هم به دست اشخاص قلدر پیدا شده است. امکان دارد یک همچو چیزی که پیغمبر اسلام احکام بفرستدو بگوید از آتاتورک که احکام ما را محو می‌کند اطاعت کنید؟! این را کدام عقل می‌پذیرد؟ پیغمبر اسلام احکام بفرستد، خدای تبارک و تعالی احکام بفرستد بگوید که نماز بخوانید، بعدش هم بگوید اطاعت کنید از آتاتورک که می‌گوید نماز نخوانید! از کدام بشنویم، از خدا یا از آتاتورک؟! این را چه عقلی باور می‌کند؟ آن اولوالامری که در قرآن وارد شده است، واضح است که کسی است که تِلو[۶]رسول خداست، اللّه‌ هست، رسول خدا هست اولوالامر، او باید یک همچو صفاتی داشته باشد. معقول نیست که خدای تبارک و تعالی مردم را وادار کند که از رضاخان که همۀ جهات شرعی و اسلامی را کنار می‌گذاشت، شما اطاعت کنید؛ دین بفرستد بعد بگوید از کسی که لادین است اطاعت کنید؛ یعنی، شما هم لادین بشوید، می‌شود این؟! این انحرافاتی است که پیدا شده است و مع‌الأسف، دست‌های قوی‌ای این انحرافات را ایجاد کردند و ما و دیگران در حال غفلت هستیم. از انحرافات زیادی که دست‌های قوی دشمنهای اسلام دست در آن داشتند، همین اختلافاتی است که بین طوایف مختلف هست؛ اختلاف سنی و شیعه، البته سنی و شیعه در بسیاری از عقاید مختلف‌اند، باید هم باشند. من نمی‌گویم باید باشند ولی خوب هستند دیگر، آزادند. اما این اسباب این بشود که ما کارشکنی کنیم که نبادا یک وقتی یک کشوری مسلط بشود و امریکا را بیرون کند، کارشکنی کنیم که نبادا یک وقتی بتوانیم یک نفری که دارد اسلام را به هم می‌زند، دارد یک کشوری را از بین می‌برد، ما بخواهیم او را از بین ببریم، کار شکنی کنیم. بعض آخوندها، آخوندهای درباری، کتاب نوشتند در همین زمان در مکه منتشر کردند؛ باز کتاب تفرقه. اینها نمی‌دانم چه فکر می‌کنند، جز این است که اینها نوکر امریکا یا بعض بلاد دیگر هستند که اینها را وادار به این می‌کنند که یک همچو مسائلی را بگویند و تفرقه ایجاد کنند؟ در بین خود ما هم خوب، تفرقه هایی هست؛ این شیخی است و آن صوفی است و آن اخباری است و آن اصولی است. و عقاید مختلف اسباب اختلافات خارجی چرا بشود؟ چرا در این امری که همه مشترک هستیم با هم نباشیم؟ اینها جوری است که یک تربیتی پیدا شده است به دست این توطئه‌گرها که از جوانی، از بچگی ما را تربیت کردند به این طور که شماها باید یک طوری کنید که دیگران نباشند، آنها هم یک جور دیگری شما نباشید، همه با هم مختلف، از این اختلاف نتیجه‌اش را آنها می‌برند، عقل چه اقتضا می‌کند!

من از خدای تبارک و تعالی عاجزانه استدعا می‌کنم که این جمهوری اسلامی را قدرت عنایت کند و اسلام را در همه‌جا تقویت کند و مسائل اسلامی را در همه جا تقویت کند، و افکار مختلفی که در این امور هست، خدای تبارک و تعالی این افکار را برگرداند به یک فکر صحیح، به یک فکر اسلامی، به یک فکری که باید مشی کرد به آن طوری که باید اداره کرد یک کشور اسلامی را.

والسلام علیکم و رحمة‌اللّه‌

۱ـ نهج‌البلاغه، خطبۀ ۳۳.
۲ـ برابر، همان.
۳ـ «اسلام بر پنج چیز بنا نهاده شده است». اصول کافی، ج ۲، ص ۱۸، باب دعائم الاسلام، ح ۱.
۴ـ «حسن و حسین، هر دو امامند، چه قیام کنند و چه بنشینند». علل‌الشرایع، ج ۱، ص ۲۱۱، باب ۱۵۹، ح ۲.
۵ـ پرضررترین.
۶ـ دنبال.

 


سه + = 7