خانه > اهلبیت علیهم السلام > قیام امام حسین(ع) چه رابطه ای با حکومت حضرت مهدی (عج) دارد؟

قیام امام حسین(ع) چه رابطه ای با حکومت حضرت مهدی (عج) دارد؟

علت و انگیزه اصلی قیام امام حسین یک چیز بوده است و بقیه چیزهایی که گفته می شود به منزله شاخه ها و زیر مجموعه آن علت اصلی می باشند و آن عبارتست از پاسداری از آئین اسلام و ترویج و گسترش آن در جامعه و تبیین و توضیح معارف آن برای مردم، و چون دین در واقع باز نمود فطرت و سرشت انسان است پس می توان از این هدف تعبیر به «بیداری و آگاهاندن مردم» نمود.

 چنانکه در زیارت اربعین امام حسین (ع) می خوانیم: (خدایا من شهادت می دهم که امام حسین) خون پاکش را در راه تو به خاک ریخت تا بندگانت را از جهالت و گمراهی نجات دهد[ زیارت اربعین.].

و از اینجا می توانیم رابطه تنگاتنگ قیام امام حسین (ع) و قیام حضرت مهدی (عج) را درک کنیم. که در واقع ظهور امام زمان (عج) و حکومت آن حضرت مکمل قیام امام حسین است.

برای روشن شدن این مطلب چند نکته را تذکر می دهیم:

همه ائمه (ع) نور واحد هستند یک هدف دارند و هیچ تفاوتی با هم ندارند. و بر اساس شرایط زمانی، نحوه عملکرد آنها فرق دارد، یعنی اگر امام صادق علیه السلام یا هر امام دیگر در زمان امام حسین (ع) بود، همان گونه تصمیم می گرفت و عمل می کرد که امام حسین(ع) انجام داد.

در خصوص ارتباط تنگاتنگ امام زمان عج با امام حسین (ع) نکاتی وجود دارد که باید توجه نمود:

الف- از منظر قرآن:
آیات زیادی از قرآن کریم با توجه به تفاسیر ائمه علیهم السلام این ارتباط مستحکم را بیان می کند. چنانکه در تفسیر آیه شریفه: «و آن که مظلوم کشته شده به سرپرستش قدرتی داده ایم، (اما در قتل اسراف نکند) چرا که او یاری می شود.»[اسراء، آیه ۳۳٫]

امام رضا(ع) می فرماید: این آیه در مورد امام حسین(ع) و امام مهدی(ع) نازل شده است[کافی، ج ۸، ص ۲۵۵٫].

و امام باقر(ع) می فرماید: مراد آیه حسین بن علی علیه السلام است که مظلوم کشته شد و ما اولیای دم اوییم؛ و چون قائم ما قیام کند به خون خواهی حسین بر می آید[تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۹۰٫].

ب- از منظر روایات:
در روایات متعددی آمده که امام زمان علیه السلام انتقام گیرنده خون امام حسین علیه السلام است. چنانکه امام حسین (ع) به فرزندش امام سجاد (ع) می فرماید:
«سوگند به خدا که خون من از جوشش باز نمی ایستد تا سرانجام خداوند مهدی(ع) را برانگیزد»[مناقب ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۸۵٫]

و چنانکه در دعای ندبه آمده است:«کجاست آن که کشته کربلا را خون خواهی می کند»

و نیز در زیارت عاشورا می خوانیم: «از خداوند می خواهم روزی ام کند که همراه آن یاری شده –از اهل بیت محمد صلی الله علیه و آله- به خون خواهی ات برخیزم.»

و همچنین شعار امام زمان (عج) و یاورانش در هنگام قیام و ظهور «یا لثارات الحسین(ع) »[النجم الثاقب، ص ۴۶۹، بحار ج ۹۹، ص ۱۹۴٫]یعنی «ای خون خواهان حسین(ع) » می باشد.

و خود حضرت در ابتدای ظهور همین ندا را می دهد: «ای اهل عالم منم شمشیر انتقام گیرنده و ای جهانیان جد من حسین(ع) را تشنه کام کشتند …»[ الزام الناصب، ج ۲، ص ۲۸۲٫]

نتیجه اینکه قیام امام مهدی مکمل قیام امام حسین است و باید منتظر ظهور آن حضرت بود تا آثار درخشان این انقلاب ظاهر گردد.

اهداف مشترک‏:۱-۱ مبارزه با ظلم و ستمگری:
امام حسین (ع) حکومت یزید را سبب نابودی دین می داند و می فرماید:
« عَلَى‏ الْإِسْلَامِ‏ السَّلَامُ‏ إِذْ قَدْ بُلِیَتِ الْأُمَّةُ بِرَاعٍ مِثْلِ یَزِیدَ»
آنگاه که امت گرفتار فرمانروایی چون یزید گردند باید فاتحه اسلام را خواند. به همین جهت امام با قاطعیت می‏گوید: «مثلی لایبایع مثله»
حضرت مهدی (ع) نیز با هیچ‏کس سر سازش ندارد، چنانکه در بیان علل غیبت حضرت، یکی از علل را هم مقابله با طاغوت و نداشتن بعیتی از آنها را ذکر کرده اند.
«ما منّا احدٌ الاَّ و یقع فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه الاّ القائم… لئلا یکون لاحد فی عنقه بیعة اذا خرج»
امام حسن(ع) فرمود: هر کدام ازما (اهل بیت(ع)) در زمان خود بیعت حاکمان و طاغوت‏های زمان را (از روی تقیه) به عهده داریم، مگر قائم… تا هنگامی که قیام می‏کند بر گردنش بیعت حاکمی نباشد.

حسین (ع)،باشهادت خود،باعث رسوایی و درنتیجه نابودی دولت بنی امیه شد. مهدی (ع) نیز با ظهور خود، باعث رسوایی و تزلزل تمامی دولت‏های مستکبر، خواهد شد؛
«اذا قام القائم ذهب دولة الباطل»هنگامی که قائم قیام کند، هردولت باطلی از بین می‏رود.

دردعای ندبه می خوانیم : « أینَ قاسم شوکه المعتدین أینَ هادم ابنیه الشّرک و النّفاق أینَ مبید اهل الفسوق و العصیان و الطّغیان …أینَ مبید العتاه و المرده» «کجاست درهم شکننده شوکت؟ ستمگران کجاست ویران کننده بناهای شرک و نفاق؟ کجاست هلاک کننده اهل فسق و گناه و طغیان؟… کجاست هلاک کننده مستکبران و سرکشان؟»

درروایات نیز آمده است: «یبلغ سلطانه المشرق و المغرب»
دولت مهدی (عج) شرق وغرب جهان را فرا گیرد. «اذا قام القائم لایبقی ارض الاّ نودی فیها شهادة انلا اله الا الله و ان محمداً رسول الله»
هنگامی که مهدی (عج) قیام کند زمینی باقی نمی‏ماند مگر آن که گلبانگ توحید و رسالت پیامبر در آن بلند گردد.

امام حسین (ع) میفرماید:
خدا قائم ما آل محمد (ص) را آشکار می کند تا از ستمگران انتقام بگیرد… او همان کسی است که زمانی طولانی غائب می شود، سپس ظهور می کند و زمین را پر از عدل و داد می سازد همانسان که از ظلم و جور پر شده باشد.

۲ اصلاح‏گری‏:
امام حسین(ع) و مهدی(ع) دو اصلاح‏گرانی سترگ‏اند. امام حسین(ع) می‏فرماید:
انِّی لَمْ‎اَخْرُجْ اَشِراً وَ لا بَطِراً ولا مُفْسِد‎اً وَ لاظالِماً، وَ ‎اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الِاصلاحِ فِی اُمةِ جَدِّی محمد ˆاُریدُ اَنْ آمُرَ بِالْمَعْروفِ و اَنْهی عَنِ المُنْکَرِ و اَسیرَ بِسیرةِ جَدِّی محمدˆو اَبی عَلیِّ بنِ‌ اَبِی‌ طالِبٍ»
من نه از روی سرمستی و گستاخی و نه برای فساد و ستم‎گری حرکت کردم بلکه تنها برای طلب اصلاح در امّت جدم حرکت کردم می‎خواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم و به سیرة جدم و پدرم علی بن‌ابی‌طالب عمل کنم. در مورد حضرت مهدی نیز آمده است: «لیصلح الامة بعد فسادها»
خداوند به وسیله حضرت مهدی(ع) این امت را پس از آن‏که تباه شده‏اند، اصلاح می‏کند.

۳- بیداری امّت:
هدف مهدی(ع)، نجات انسان‏ها از بردگی فکری و برداشتن زنجیرهای اسارت از آنان است. امام باقر (ع) می‏فرماید:
«اذا قام القائم ذهب دولةالباطل»
هنگامی که قائم قیام کند، هر آینه باطل از بین می‏رود.
هدف امام حسین (ع) نیز در «زیارت اربعین» چنین بیان شده است: «و بذل مهجة فیک لیستنقذ عبادک من الجهالة و حیرة الضالة»
خون خود را تقدیم تو کرد، تا انسان‏ها را از نادانی و گمراهی رهایی بخشد. پس هدف هر دو، احیای دین و جلوگیری از انحطاط ارزش‏ها است.

۴- برگرداندن عزّت‏ دین:
عزّت اساس حرکت حسینی و مهدوی است و می‏تواند اساس سیاست راهبردی حکومت دینی در سطح روابط بین المللی باشد. حکومت دینی – به عنوان زمینه ساز دولت کریمه مهدوی – از هرگونه رابطه و مذاکره‏ای که شائبه ذلّت داشته باشد، پرهیزمی‏کند.
منتظر «دولت عزیز»، خود باید عزیز باشد، چرا که حکومت جهانی حضرت مهدی را عزّت بخش حقیقی دین معرفی کرده اند. در فرازهای پایانی دعای افتتاح آمده است:
«اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّبِهَاالْإِسْلَامَ‏وَأَهْلَهُ‏ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أَهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَى طَاعَتِکَ وَ الْقَادَةِ فِی سَبِیلِکَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَةَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»

امام در روز عاشورا فرمودند:
«أَلَا وَ إِنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ بَیْنَ السَّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ یَأْبَى اللَّهُ ذَلِکَ لَنَا وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ حُجُورٌ طَابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ أُنُوفٌ حَمِیَّةٌ وَ نُفُوسٌ أَبِیَّةٌ مِنْ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَةَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْکِرَامِ»
فرمود: این زنازاده‏ پسر زنازاده مرا در بین دو امر ثابت نگاه داشته است:
۱- شمشیر کشیدن،
۲- ذلّت و خوارى (یعنى انتظار دارد که ما با آنان جنگ کنیم یا تسلیم و دلیل آنها شویم) ولى چقدر بعید است که ما ذلّت و خوارى را قبول نمائیم؟! خدا و رسول و مؤمنین و عقلهاى پاک و پاکیزه پذیرفتن این امر را براى من قبول نخواهند کرد، ما قتلگاه‏ها را بر فرمانبردارى ناکسان مقدّم میداریم.

بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است

نه ظلم کن به کسی، نی به زیر ظلم رو که این مرام حسین است و منطق دین است

امام حسین(ع) می‏فرماید:
«والله لا‎اعطیکم بیدی اعطاءَالذلیلِ و لا اَفِرُّ فِرارَ العبید»
به خدا قسم دستم را (به نشانة بیعت) از روی خواری و ذلّت به شما نمی دهم و مانند بردگان فرار نمی‏کنم. باز فرمود: «موتٌ فی عِزٍّ خیرٌ من حیاةٍ فی ذُلٍّ»
مرگ در عزت، بهتر از زندگی در ذلّت است.

۵ احیاء حقیقی سنت‏:
عصرامام حسین(ع)، عصر غربت دین بود و عصر انتظار نیز چنین است. قیام حسین و فرزندش مهدی(ع) برای احیای دین است.
منتظر مهدی، باید از دین و ضرورت، قلمرو، و زبان آن و… تحلیلی عمیق داشته باشد؛ تا در این عصر – که عصر شبهات و فتنه‏ها است – بتواند زمینه ساز حرکت مهدی (عج) باشد.

حسین بن‌علی در نامه‎ای که ضمن آن از بزرگان بصره دعوت به همیاری و همراهی با وی کرده است، علّت و هدف از نهضت خویش را چنین بیان می‎کند:
«اَنَا اَدْعُوکُمْاِلی کِتابِ الله ِوَ سُنَّةِ نَبِیِّهˆفَاِنَّ الْسُنَّةَ قَدْ اُمیتَتْ وَ اِنَّالْبِدْعَةَ قَدْ اُحْیِیَتْ»
من شما را به کتاب خدا و سنّت پیامبرش می‎خوانم. همانا سنّت پیامبر(ص) به کلی از بین رفته است و بدعتها زنده شده است‎، اگر سخـن مرا بـشنوید، شما را بـه راه راسـت هدایت خـواهم کرد.

در مورد حضرت مهدی(عج) هم آمده است:
«یحیی میّت الکتاب والسنة» چون مهدی قیام کند، آنچه را که از کتاب و سنت متروک مانده، زنده خواهدساخت.
او دین را نه تنها احیاء می نماید، بلکه آنرا جهانی و فراگیر می سازد؛ «اذا قام القائم لایبقی ارض الاّ نودی فیها شهادة انلا اله الا الله و ان محمداً رسول الله»[۱۹] هنگامی که مهدی (عج) قیام کند زمینی باقی نمی‏ماند مگر آن که گلبانگ توحید و رسالت پیامبر در آن بلند گردد.

از مجموع این سخنان، این اهداف را می‎توان استفاده کرد:

الف ـ احیاء حقیقی دین و ترویج حقّ و عمل به آن

ب ـ بیدار سازی و اصلاح امّت

ج ـ عدم پذیرش زندگی ذلّت‌بار و ننگین دنیا و انتخاب زندگی باسعادت آخرت.

آیه‌ای از قرآن که به ظهور حضرت مهدی(عج) اشاره دارد
وی با بیان اینکه در قرآن نامی از امام حسین(ع) و حضرت مهدی(عج) مشاهده نمی‌شود گفت: آیاتی در روایات معصومان و پیامبر اکرم(ص) تعبیر شده‌اند که در اصطلاح تخصصی قرآن و حدیث «آیات تأویلی» نامیده می‌شوند؛ در تأویل آیاتی که از ائمه اطهار رسیده است، تعداد زیادی به قیام حضرت مهدی(عج) و بعضی دیگر نیز به طور مشترک به هردو قیام اشاره دارند که به عنوان مثال در آیه‌ی ۵۴ سوره مائده خداوند میفرماید:
«یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ،
اى کسانى که ایمان آورده‌اید هر کس از شما از دین خود برگردد به زودى خدا گروهى [دیگر] را مى ‏آورد که آنان را دوست مى دارد و آنان [نیز] او را دوست دارند [اینان] با مؤمنان فروتن [و] بر کافران سرفرازند در راه خدا جهاد مى‌کنند و از سرزنش هیچ ملامتگرى نمى‌ترسند این فضل خداست آن را به هر که بخواهد مى‏ دهد و خدا گشایشگر داناست»، که این آیه به طور تام به ظهور حضرت مهدی(عج) تعبیر شده است.


شش × 8 =