خانه > موضوعات قرآنی > عیب جوئی و لغزش یابی

عیب جوئی و لغزش یابی

همه می دانند که عیب جویی از صفات زشت و ناپسند به شمار می رود و جستجوی عیب ها و لغزش های مردم و آشکار کردن آن ها، بی شک ناشی از دشمنی و حسد است، و گاه در وجود انسان حالت و صفت زشتی پدید می آید که از آشکار شدن عیب دیگران، احساس رضایت و خوشنودی می کند، هر چند که از روی عداوت و کینه نباشد و هر که در آیات و احادیث تتبع داشته باشد، می داند آن که در پی عیب جوئی و رسوا کردن مسلمین است بدترین و خبیث ترین مردم است، خدای تعالی می فرماید: وَلاَتَجَسَّسُوا؛ کنجکاوی عیوب مردم مکنید. (سوره حجرات، ۱۲)

۱ ـ عیب جویی در آیات قرآنی:

کسانی که به جای انتقاد سالم و سازنده به فکر این باشند که عیوب مردم را آشکار کنند و از حیثیت و اعتبار آنان بکاهند، مرتکب گناهی بس عظیم گشته اند که به خاطر آن عذابی دردناک پیش رو خواهند داشت.

قرآن مجید در این باره می فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»؛ کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم باایمان شیوع یابد عذاب دردناکی برای آنها در دنیا و آخرت است، و خداوند می داند و شما نمی دانید. (سوره نور، آیه ۱۹)

یک انسان مسلمان به حکم وظیفه اسلامی، انسانی و اخلاقی موظف است در صورتی که از برادر دینی خود اشتباه و خطایی را مشاهده کرد در خفا به او تذکر دهد تا در صدد رفع آن گناه برآید و چاره ای بیندیشد که از این پس، گِرد آن گناه نگردد نه این که با دیدن یک کار خطا و اشتباه و چه بسا به صرف این که از دیگران شنیده است و تحقیق نکرده آبروی مسلمانی را ببرد و در نتیجه خود را نیز مستحق آتش دوزخ کند.

در این جا نکته جالب توجه این است که قرآن مجید نمی گوید کسانی که فحشاء را در میان مؤمنان شایع می کنند. اهل عذابند بلکه می فرماید کسانی که دوست دارند نسبت های ناروا درباره مؤمنان شایع شود، اهل عذابند و این خود دلالت می کند بر این که آبروی مسلمان نزد خداوند بسیار محترم است و او اجازه نمی دهد که هر چه درباره مؤمنان گفته و شنیده می شود، برای دیگران بازگو گردد زیرا اگر انسان با چشم خود ببیند، کسی گناهی را انجام داده حق ندارد سرّ او را فاش کند، چه رسد به این که از دیگران شنیده و خود ندیده باشد. (دقت کنید.)

امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ قَالَ فِی مُؤمِنٍٍ مَا رَأَتهُ عَینَاهُ و َسَمِعَتهُ أُذُنَاهُ فَهُوَ مِنَ الَّذِینَ قَالَ الَّلهُ عَزَّوَجَلَّ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الفَاحِشَةَ…؛ کسی که درباره انسان مؤمن هر چه را دیده یا شنیده بازگوید آن را بین مردم شایع کند جزو کسانی است که خدای متعال درباره آنان فرموده است: إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الفَاحِشَةَ… (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۴۰)

نکته:

حال که بحث به این جا رسید، بد نیست که اندکی پیرامون راه های مبارزه با اشاعه فحشاء صحبت کنیم:

چگونه می توان با توطئه دوستداران شیوع فحشاء (شایعه پردازان) مبارزه کرد و نقشه های شوم آنان را نقش بر آب ساخت ؟ به نظر حقیر، بهترین راه، مبارزه منفی است. مبارزه منفی اشکال گوناگونی دارد که. از میان آن ها به دو راه اشاره می کنیم:

۱ ـ عدم مجالست با عیب جویان:

افراد عیب جو همانند مگس روی آلودگی ها می نشینند و تنها روی جنبه های منفی انگشت می گذارند و جنبه های مثبت اشخاص را نمی بینند، چنان که بزرگی فرموده است:

همان طور که مگس دنبال نقاط فاسد بدن می گردد و مواضع صحیح و سالم را ترک می کند افراد زبون و فرومایه مانند مگس روی ناپاکی ها و آلودگی ها می نشینند و دنبال کارهای زشت و عیوب مردم هستند و خوبی های آنان را نادیده می گیرند.

بنابراین، باید از معاشرت و همنشینی با آن ها خودداری کرد و گذشته از این که نباید آنان را به عنوان دوست برگزید بلکه باید این گونه افراد را در ردیف دشمن ترین مردم نسبت به خود به حساب آورد زیرا ممکن است در اثر رفت و آمد نقطه ضعفی را مشاهده کنند و یک روز آبروی انسان را ببرند. از این رو امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: لِیَکُن أَبغَضُ النَّاسِ إِلَیکَ وَأَبعَدُهُم مِنکَ أَطلَبُهُم لِمَعَائِبِ النَّاسِ؛ باید دشمن ترین مردم نزد تو و دورترین آنها از تو، کسانی باشند که بیشتر در صدد یافتن خطاهای مردم هستند. (غررالحکم، ص۴۱۹)

۲ ـ بی اعتنایی به عیب جویان:

راه دیگری که برای جلوگیری از اشاعه فحشاء وجود دارد بی اعتنایی به کسانی است که می خواهند با شایعه پراکنی و عیب جویی از دیگران از قبح و زشتی گناهان بکاهند و آن را در نظر مردم بی اهمیت جلوه دهند.

این قبیل افراد با ذکر عیوب دیگران، جو جامعه را آلوده کرده و بدین وسیله برای تعمیم فساد و گسترش گناه زمینه سازی می کنند. پس اگر به سخن آنها ترتیب اثر داده نشود و در همه جا با بی اعتنایی مردم روبرو شوند، ناگزیر دست از این کار زشت برمی دارند.

أَبِی الْحَسَنِ مُوسَی علیه السلام قَالَ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الرَّجُلُ مِنْ إِخْوَانِی یَبْلُغُنِی عَنْهُ الشَّیْءُ الَّذِی أَکْرَهُ لَهُ فَأَسْأَلُهُ عَنْهُ فَیُنْکِرُ ذَلِکَ وَقَدْ أَخْبَرَنِی عَنْهُ قَوْمٌ ثِقَاتٌ فَقَالَ لِی یَا مُحَمَّدُ کَذِّبْ سَمْعَکَ وَ بَصَرَکَ عَنْ أَخِیکَ فَإِنْ شَهِدَ عِنْدَکَ خَمْسُونَ قَسَامَةً و َقَالَ لَکَ قَوْلًا فَصَدِّقْهُ وَ کَذِّبْهُمْ وَ لَاتُذِیعَنَّ عَلَیْهِ شَیْئاً تَشِینُهُ بِهِ وَتَهْدِمُ بِهِ مُرُوَّتَهُ فَتَکُونَ مِنَ الَّذِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا والْآخِرَة؛ شخصی به نام محمد بن فضیل می گوید: خدمت امام هفتم حضرت موسی کاظم علیه السلام رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم، درباره یکی از برادران دینی من کاری را نقل می کنند که من آن را ناخوش دارم ولی هنگامی که از خود او سؤال می کنم انکار می کند با این که گروهی از افراد موثق و مورد اعتماد این خبر را برای من نقل کرده اند. حضرت فرمود: ای محمد گوش و چشم خود را در مقابل برادر مسلمانت تکذیب کن و اگر پنجاه نفر به عنوان شاهد قسم یاد کردند و درباره او چیزی به تو گفتند ولی خود او انکار کرد به گواهی آنان ترتیب اثر مده، سخن او را بپذیر و گفته آنها را قبول مکن. سپس فرمود: مبادا چیزی را که مایه عیب و ننگ او و وسیله درهم کوبیدن شخصیت و شرف انسانی او می گردد منتشر کنی زیرا در زمره کسانی قرار خواهید گرفت که خداوند درباره آنها فرموده است: کسانی که دوست می دارند زشتی ها در میان مؤمنان پخش شود برای آنها است عذابی دردناک در دنیا و آخرت. (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۱۴)

۲ ـ نکوهش عیب جویی در احادیث اهل بیت علیهم السلام

برخی از مردم تنها به نقاط ضعف دیگران می پردازند و خطاهای خود را فراموش می کنند؛ امیرالمؤمنین علی علیه السّلام می فرماید: شَرُّ النَّاسِ مَن کَانَ مُتَتَبِّعًا لِعُیُوبِ النَّاسِ عُمْیًا لِمَعَایِبِهِ؛ بدترین مردم کسی است که عیوب مردم را دنبال کند و عیوب خود را نبیند. (غررالحکم، ص۴۲۱)

عالمی فرموده: یُبصِرُ أَحَدُکُمْ القَذَاةَ فِی عَینِ أَخِیهِ و َیَدَعُ الجِذْعَ فِی عَینِهِ؛ بعضی از شما خاری را در چشم برادر خود می بینید ولی شاخه درختی را در چشم خود نمی بینید.

آگه از عیب عیان خود نئیم پرده های عیب مردم می دریم

از حضرت امیر علیه السّلام آمده است: أَکْبَرُ الْعَیَْبِ أَنْ تَعِیبَ غَیْرَکََبِمَا هُوَ فِیکَ؛ بزرگترین عیب آن است که دیگری را به چیزی که در خودت هست سرزنش کنی. (غررالحکم، ص۲۵۵)

امام صادق علیه السلام فرمود: أَبْعَدُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ أَنْ یَکُونَ الرَّجُلُ یُوَاخِیَ الرَّجُلَ وَ هُوَ یَحْفَظُ عَلَیْهِ زَلَّاتِهِ لِیُعَیِّرَهُ بِهَا یَوْماً مَا؛ دورترین حالات انسان از خدا این است که با کسی طرح دوستی بریزد و لغزش های او را به خاطر بسپارد تا روزی او را رسوا سازد. (بحارالانوار، ج۷۲، ص۲۱۹)

امام باقر علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرموده است: عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ إِسْمَاعِیلَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ جَبَلَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله ثَلَاثُ خِصَالٍ مَنْ کُنَّ فِیهِ أَوْ وَاحِدَةٌ مِنْهُنَّ کَانَ فِی ظِلِّ عَرْشِ اللَّهِ یَوْمَ لَا ظِلَّ إِلَّا ظِلُّهُ رَجُلٌ أَعْطَی النَّاسَ مِنْ نَفْسِهِ مَا هُوَ سَائِلُهُمْ وَرَجُلٌ لَمْ یُقَدِّمْ رِجْلًا وَ لَمْ یُؤَخِّرْ رِجْلًا حَتَّی یَعْلَمَ أَنَّ ذَلِکَ لِلَّهِ رِضًا و َرَجُلٌ لَمْ یَعِبْ أَخَاهُ الْمُسْلِمَ بِعَیْبٍ حَتَّی یَنْفِیَ ذَلِکَ الْعَیْبَ عَنْ نَفْسِهِ فَإِنَّهُ لَا یَنْفِی مِنْهَا عَیْباً إِلَّا بَدَا لَهُ عَیْبٌ و َکَفَی بِالْمَرْءِ شُغُلًا بِنَفْسِهِ عَنِ النَّاس؛ در هر کس سه صفت و یا یکی از آن ها باشد روز قیامت که هیچ سایه ای جز سایه لطف الهی نیست او در سایه عرش خدا خواهد بود:

  1. مردی که رفتارش با دیگران آنچنان باشد که همان رفتار را نسبت به خود از دیگران انتظار دارد.
  2. مردی که گامی بر ندارد جز این که رضا و خشم خدا را در آن کار بداند.
  3. کسی که تا عیبی را از خویشتن دور نساخته از برادرش در آن باره عیب جویی نکند زیرا بی شک هر کس عیبی را از خود دور سازد باز عیبی دیگر در خویشتن خواهد دید و هر کس به خود بپردازد مجال عیب جویی از دیگران را نخواهد داشت. (کافی، ج۲، ص۱۴۷)

۳ ـ عیب زدایی آری عیب جویی نه!

کتمان عیب خیانت است! همان گونه که عیب جویی زشت و حرام است، کتمان عیب نیز خیانت است زیرا مؤمن باید مانند آئینه باشد و زشتی ها و زیبایی های برادر دینی خود را نشان بدهد، منتها به خود او نه به دیگران که شأن آئینه همین است.

امام صادق علیه السّلام فرمود: مَنْ رَأَی أَخَاهُ عَلَی أَمْرٍ یَکْرَهُهُ فَلَمْ یَرُدَّهُ عَنْهُ و َهُوَ یَقْدِرُ عَلَیْهِ فَقَدْ خَانَهُ؛ کسی که برادر دینی خود را، گرفتار عمل ناپسندی می بیند و می تواند او را از این کار باز دارد، اگر چنین نکند به او خیانت ورزیده است. (بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۹۰)

تا این جا بحث درعیب جویی بود که در زشتی آن هر چه بگوییم کم گفته ایم. اکنون نوبت می رسد به عیب زدایی که در خوبی آن هر چه بگوییم کم گفته ایم. اما باید دانست که فرق میان این دو بسیار ظریف و لطیف است؛ زیرا عیب جویی و عیب زدایی به حسب ظاهر هر دو با یادآوری و بازگو کردن عیوب است، ولی اولی با انگیزه تحقیر و آبروریزی است و دومی به قصد خیر خواهی و اصلاح، اولی با دشمنی و خصومت و دومی با دلسوزی و نصیحت توأم است. اگر انگیزه انسان در ذکر عیوب دیگران خیرخواهی باشد قهرا کیفیت برخورد مشفقانه و آبرومندانه خواهد بود ولی اگر هدف آبروریزی و تحقیر باشد، قهرا با تحقیر و توهین ادا می شود.

به همین جهت، کسی که می خواهد عیب دیگری را به او تذکر دهد باید با حسن نیّت و دلی پاک و بی آلایش، نقایص او را یادآوری کند و در حال سخن گفتن کمال ادب و احترام را رعایت نماید و دقت کند که به شخصیت طرف مقابل خود، اهانت روا ندارد و انتقاد صحیح و سالم و سازنده به نیش زدن و عیب جویی تبدیل نگردد که نتیجه معکوس خواهد داشت. برای این که هیچ انسانی از خطا و اشتباه مصون نیست و هیچ کس نمی تواند ادعا کند که مرتکب خطا و اشتباه نمی شود جز ائمه معصومین علیهم السّلام که آنان نیز با این که از مقام عصمت برخوردارند خود را در برابر پروردگار، گناهکار و ناقص می دانند. به عنوان نمونه، امام زین العابدین علیه السّلام عرض می کند: إِلَهِی إِلَیکَ أَشـْکُو نَفْسًا بِالسُّوءِ أَمَّارَةٌ وَإِلَی الْخَطِیئَةِ مُبَادِرَةٌ وَبِمَعَاصِیکَ مُولِعَةٌوَ لِسَخَطِکَ مُتَعَرِّضَةٌ؛ خدایا به تو شکایت می کنم از نفسی که مرا بسیار به بدی ها وامی دارد و به هر خطا سبقت می گیرد و به معصیت تو حرص می ورزد و مرا در معرض خشم و غضب تو می افکند.

با این که [[امام سجاد علیه السلام معصوم است و هیچ گناهی از او سر نزده، اما خود را گناهکار می داند. بنابراین همه مردم دارای عیب ها و نقایصی هستند که باید به آنها تذکر داده شود، چون خداوند عالم، تمام افراد بشر را یکسان نیافریده است و همان طوری که صفات نیک و پسندیده در آنان وجود دارد، عیوبی نیز در آن ها هست ولی انسان نباید عیب جویی کند بلکه باید با بیان مشفقانه و توأم با محبّت او را متنبّه سازد تا هم آبروی او را از بین نبرد و هم احساساتش را جریحه دار نکند، چون اسلام برای حیثیت و آبروی مؤمن، ارزش و اهمیت خاصی قائل است و بازگو کردن عیوب مردم نیز یک ضرورت است و این ضرورت را می توان به صورت پنهانی و خصوصی انجام داد تا به شخصیت مؤمن لطمه ای وارد نشود که: اَلضُّرُوراتُ تُقدِّرُ بِقدرِها نیازهای اضطراری باید در چارچوب خودشان ارزیابی شوند، یعنی از آن محدوده، نباید تجاوز کند.

حضرت علی علیه السّلام فرمود: نُصْحُکَ بَیْنَ المَلَإِ تَقْرِیعٌ؛ نصیحت کردن در میان مردم نوعی سرکوبی است. (غررالحکم، ص۲۲۵)

امام حسن عسگری علیه السّلام فرمود: مَنْ وَعَظَ أَخَاهُ سِرّاً فَقَدْ زَانَهُ و َمَنْ وَعَظَهُ عَلَانِیَةً فَقَدْ شَانَه؛ کسی که برادر دینی خود را در نهان، پند دهد زینت بخش او شده است و اگر آشکارا عیب او را به او بگوید، او را خوار نموده است. (بحارالانوار، ج۷۱، ص۱۶۶)

نصیحت در نهانی بهتر آید گره از جان و بند از دل گشاید

۴ ـ سرانجام شوم عیب جویی

الف: اگر هدف از ذکر خطا و لغزش های دیگران رسوا کردن آن ها باشد، بی تردید، روزی فرا می رسد که خداوند او را در بین مردم رسوا خواهد کرد.

امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل می کند که فرمود: یَا مَعْشَرَ مَنْ أَسْلَمَ بِلِسَانِهِ و َلَمْ یُسْلِمْ بِقَلْبِهِ لَا تَتَبَّعُوا عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ فَإِنَّهُ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ الْمُسْلِمِینَ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثْرَتَهُ یَفْضَحْهُ؛ ای کسانی که به ظاهر اسلام آورده اید ولی اسلام در قلب شما رسوخ نکرده است در جستجوی لغزش های مسلمانان نباشید تا آنان را رسوا کنید زیرا کسی که در مقام پیدا کردن خطاهای مردم باشد خدا عیوب او را آشکار و وی را رسوا خواهد کرد. (اصول کافی، ج۲، ص۳۵۵)

و در روایت دیگری آمده است خداوند او را رسوا خواهد کرد هر چند درون خانه و به طور پنهانی گناهی مرتکب شود.

ب: نزدیکی عیب جو به کفر و دوری او از خدا:

کسانی که با برادر دینی خود به ظاهر، حرف از دوستی می زنند و اعتماد او را به خود جلب می کنند ولی در باطن با او دشمن هستند و لغزش ها و اشتباهات و نقاط ضعف وی را به طور دقیق نگاه می دارند تا در فرصت مناسب او را مفتضح کنند سرانجام خود را به مرز کفر نزدیک می کنند.

امام صادق علیه السلام فرمود: أَبْعَدُ مَا یَکُونُ العَبدُ مِنَ الَّلهِ أَن یَکُونَ الرَّجُلُ یُوَاخِی الرَّجُلَ وَ هُوَ یَحفُظُ عَلَیهِ زَلاته لِیُعَیِّرَهُ بِهَا یَومًا مَا؛ دورترین حالات انسان از خدا این است که با کسی طرح دوستی بریزد و لغزش های او را به خاطر بسپارد تا روزی او را رسوا سازد. (بحارالانوار، ج۷۹، ص۲۱۹)

۵ ـ راه های درمان عیب جویی

الف ـ تقویت ایمان و اعتقاد:

مهمترین عاملی که در مبارزه با عوامل فساد و بیماری های معنوی و نفسانی مؤثر و کارساز است، عنصر ایمان است؛ ایمان به خدا و روز حساب. اگر کسی به خداوند متعال و روز جزا واقعا ایمان داشته باشد کمتر مرتکب گناه کبیره به ویژه گناهانی مانند عیب جویی و تهمت و غیبت و… می شود. چگونه ممکن است کسی به حساب و کتاب و پاداش قیامت معتقد باشد و از ارتکاب گناه پروا نداشته باشد؟ مگر آنان که به زبان ایمان آورده و قلبا مؤمن نیستند، چنان که خداوند متعال می فرماید: «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَکِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا یَدْخُلِ الْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ…»؛ عرب های صحرانشین گفتند: ما ایمان آورده ایم. به آنها بگو: شما ایمان نیاورده اید ولی بگویید اسلام آورده ایم یعنی ظاهرا تسلیم شده اید اما هنوز ایمان در قلب شما وارد نشده است… (سوره حجرات، ۱۴)

ب ـ یاد خدا:

امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرماید: ذِکْرُ اللَّهِ دَوَاءُ أَعلاَلِ النُّفُوسِ؛ ذکر خدا، داروی بیماری دلها است. (غررالحکم، ص۱۸۸)

ج ـ اشتغال به عیوب خود:

کسی که به عیوب خود واقف و معترف باشد، هرگز در صدد عیب جویی دیگران برنمی آید. خودخواهی و خودپسندی است که انسان را مغرور ساخته و به کنکاش در عیوب مردم وامی دارد، انسانی که خود را سراپا عیب و نقص می بیند، شرم دارد از این که دیگران را به خاطر همان عیوب سرزنش کند، چنانکه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: طُوبَی لِمَنْ شَغَلَهُ عَیْبُهُ عَنْ عُیُوبِ النّاسِ؛ خوشا به حال کسی که عیب خودش، او را از عیوب مردم باز دارد. (بحارالانوار، ج۶۴، ص۳۵۰)

و همچنین حضرت علی علیه السّلام فرمود: مَن نَظَرَ فِی عَیبِ نَفسِِهِ اِشتَغَلَ عَن عَیبِ غَیرِهِ؛ هر کس به عیب خود بنگرد، از عیب جویی دیگران باز می ایستد. (بحارالانوار، ج۷۲، ص۴۹)

به قول شاعر:

هر کسی گر عیب خود دیدی ز پیش کی بُدی فارغ خود از اصلاح خویش
غافلند این خلق و از خود بی خبر لاجرم گویند عیب همدگر
چشم فرو بسته ای از عیب خویش عیب کسانت شده آئینه پیش
عیب کسان منگر و احسان خویش دیده فرو کن به گریبان خویش

خلاصه این که انسان مؤمن باید آن چنان سرگرم عیوب خویش باشد که هرگز به جستجو کردن عیوب مردم نپردازد همان گونه که احساس درد، انسان بیمار را از درد دیگران باز می دارد؛ گرچه آن جمله از باب مبالغه و اهمیت خودسازی است؛ اما وظیفه فرد مسلمان، این است که جامع نگر باشد، همچنان که در فکر خویش و برطرف کردن عیوب خودش است، باید همچون برادری دلسوز با روش صحیح در فکر ارشاد دیگران به عیب هایشان باشد.

یک سوال:

انسان چگونه به عیوب خود واقف می شود؟

پاسخ:

انسان می تواند از سه راه به عیب های خود آگاه شود:

  1. مراقبت و محاسبه، یعنی اگر انسان مواظب اعمال و رفتار خویش ‍ باشد و خود را مورد محاسبه و حسابرسی قرار دهد، به ویژه اگر خویشتن را با معیارها و الگوهای مورد قبول صالحان و پارسایان مقایسه کند، چون خود را فاقد فضایل و کمالات آنها می بیند، بخوبی می تواند به عیوب خویش پی ببرد.
  2. عبرت گرفتن از رفتار و کردار افراد بزهکار و نادرست و بد اخلاق، که به قول سعدی، لقمان علیه السلام را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان.
  3. معاشرت با دوستان مخلص و صدیق که از نصیحت دریغ نداشته باشند و از روی خیرخواهی، عیوب او را بدون مجامله و تملّق تذکر دهند.

انسان عاقل و مؤمن همان طور که در مقاطع مختلف خود را به پزشک معالج عرضه می کند تا مبادا به بیماری پنهان و مزمنی دچار شود، در مسائل اخلاقی نیز باید به طبیب و معلّم اخلاق مراجعه کند. آری، دوستان واقعی و با ایمان می توانند در این مسیر بهترین راهنما برای او باشند و او را نسبت به بیماری یا بیماری هایش آگاه کنند تا هر چه زودتر در صدد معالجه برآید. البته این راه در صورتی موفقیت آمیز است که انسان دردمند، به نصیحت ناصحان مشفق و دوستان مخلص گوش فرا دهد و از آن ها بخواهد که او را در مورد اشتباهات و لغزش هایش متنبّه سازند.

از این رو امام هفتم علیه السّلام فرمود: اِجتَهِدُوا فِی أَن یَکُونَ زَمَانُکُم أَربَعَ سَاعَاتٍ سَاعَةٌ لِمُنَاجَاتِ اللّهِ و َسَاعَةٌ لِأَمرِ المَعَاشِ وَ سَاعَةُ لِمُعَاشِرَةِ الاِخوَانِ وَ الثّقَاتِ الّذِینَ یُعَرّفُونَکُم عُیُوبَکُم وَ یُخلِصُونَ لَکُم فِی البَاطِنِ وَ سَاعَةٌ تُخَلّونَ فِیهَا لِلَذّاتِکُم فِی غَیر مُحَرّمٍ و َبِهَذِهِ السّاعَةِ تَقدِرُونَ عَلَی الثّلاثه سَاعَاتٍ.

سعی کنید اوقات شبانه روز خود را به چهار قسمت تقسیم کنید:

  1. یک قسمت برای عبادت و خلوت با خدا
  2. یک قسمت برای تأمین معاش و تحصیل هزینه زندگی
  3. قسمتی برای رفت و آمد و معاشرت با برادران مورد اعتمادی که شما را به عیوبتان آگاه می سازند و قلبا نسبت به شما خلوص و صفا دارند
  4. و قسمتی را نیز برای تفریح و لذایذ مشروع خود اختصاص دهید و به وسیله این ساعت ساعت استراحت می توانید خود را برای ساعات دیگر آماده کنید. (بحارالانوار، ج۷۵، ص۳۲۱)

امام صادق علیه السّلام فرمود: أَحَبُّ إِخْوَانِی إِلَیَّ مَنْ أَهْدَی إِلَیَّ عُیُوبِی؛ محبوب ترین برادر نزد من کسی است که عیوبم را به من اهدا کند. (بحارالانوار، ج۷۵، ص۲۴۹)

پس کسی که ادعای دوستی می کند ولی عیوب انسان را تذکر نمی دهد و هر گونه نقص و عیبی که می بیند، بی تفاوت از آن می گذرد، دوست واقعی نیست و چه بسا دشمن انسان (از روی دشمنی و بدون توجه) خدمتی به انسان می کند و عیوب او را تذکر می دهد، که اگر تذکّر نمی داد او نمی توانست به سادگی به عیوب خود پی ببرد.

از صحبت دوستی برنجم کاخلاق بدم حسن نماید
عیبم هنر و کمال بیند خارم گل و یاسمن نماید
دل چو آزرده شود خرسند کردن مشکل است

بار خدایا به همه ما توفیق پیراستن نفس از آلایش های شیطانی و آراسته شدن به صفات رحمانی و ملکوتی عطا بفرما.

تمسخر و عیب جویی از دیدگاه قرآن

خدای متعال، مسخره کردن را که اهانتى است بدون دلیل کلاً حرام کرده است (حجرات – ۱۱)

اصولاً مسخره کردن هاى بدون جهت عقلانى حرام است، مثلاً در آیه (۲:۶۷) حضرت موسى(ع) در پاسخ اسرائیلیان که بدو گفتند: آیا ما را در این کشتن گاو به مسخره گرفته اى؟

فرمود: به خدا پناه مى برم که از نادانان باشم، با آنکه موساى رسول کجا و این اسرائیلیان نکبت بار کجا؟

که قطعاً اگر اینجا مسخره اى هم بود از شخصى بسیار شایسته نسبت به اشخاصى ناشایسته بود، و این خود دلیل است بر اینکه اصولاً مسخره کردن بدون جهت جهالت است، آرى به عنوان اعتداى به مثل و پاداشى همانند درست است.

چناکه در (۴۹:۱۱) کافران حضرت نوح(ع) را در سازمان کشتى به مسخره گرفته بودند، که اصولاً کشتى با این عظمت آنهم در میان خاک و دور از آب خود نادانى است، نوح هم در پاسخشان فرمود:

اگر شما اکنون ما را به مسخره مى گیرید، ما نیز شما را در آینده طوفان جهانشمول به مسخره مى گیریم، که این خود تمسخرى است معلّل، و اصولاً هر تعدّى پاسخى همانند دارد، و در عین حال اینجا هم تمسخرشان از سوى امواج طوفان بوده است و نه سخنى که از حضرت نوح(ع).

در این صورت دیگرى و دیگران را بدون هیچ جهتى عاقلانه به مسخره گرفتن بسى جاهلانه است، زیرا اگر شخصی گمراه باشد، کوشش راستان که در راه اند بایستى صد در صد به مصرف راهوارى او گردد، آرى اگر در این میان تعدّى به شما کرد اگر شایسته بود پاسخى همانند به او بدهید، و اگر هم با شکیبائى شما وى توقف کند ـ و بهتر اینکه به راه بیاید ـ بر حَسَب آیۀ قرآنى « لهو خیرٌ للصابرین » این خود براى شکیبایان بسى بهتر است، و اگر هم چاره اى جز نابود کردن او نیست، هم او را بدون مسخره نابود کنید، تا دیگران از خطرش همچنان در امان بمانند.

سپس از خودهاتان عیب جوئى نکیند، که اینجا عیب جوئى از دیگر مؤمنان نخست برگشتى به خود عیب جو دارد، و سپس به کل مؤمنان برگشت مى کند، که در جمع، عیب جوئى شما نسبت به دیگران داراى سه بعد است:

۱ـ مورد خصوصى عیب جوئى

۲ـ کل مؤمنان

۳ـ این عیب جوئى برگشت به خود شما دارد، و این ثالوث منحوس از کلمه انفسکم پیداست.

آرى عیب جوئى و جویا شدن عیوب دیگران حرام است، زیرا که آزارى است نسبت به دیگران وحتى خود انسان، ولى عیب گوئى به گونه اى شایسته و پنهان خود سازماندهى به دیگران است، و چنانکه انسان همیشه باید نسبت به خودسازیهاى پیاپى انسانى و ایمانى خود کوشش و کاوش کند، نسبت به دیگران نیز چنان است، که همۀ مؤمنان اجسامشان متعدّد و ارواحشان یکى است، و این روح ایمانى است که با وحدت در کثرت اجسادشان، افکارشان، عقایدشان، اخلاقشان و اعمالشان حکم فرماست.

وحدت ایمانى مؤمنان در جاى جاى قرآن نمایان است، که اینجا « انفسکم » و جاهاى دیگر « بعضکم من بعض » و همانند این تعبیرات وحدانى وجود دارد.

سپس با لقبهاى زشت و نازیبا یکدیگر را مخاطب قرار ندهید، آرى با اسم ها و لقب هاى نیک هر چه زیباتر و بهتر، بهتر و زیباتر است، ولکن لقب هاى بد جعلى که یا از خودهاشان و کسانشان باشد، و یا از طرف شما، صدا کردن یکدیگر با این القاب فسوق بعدالایمان است، و چه بد نامى است فسوق بعد از ایمان، زیرا اینگونه برخوردهاى نازیبا با مؤمنان خود خروج از ایمان است.

« یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِّن قَوْمٍ عَسَىٰ أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَىٰ أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الِاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُولَـٰئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ » ﴿حجرات – ۱۱)

ای اهل ایمان، مؤمنان هرگز نباید قومی قوم دیگر را مسخره و استهزا کنند، شاید آن قوم که مسخره می‌کنند از خود آنان بهتر باشند.

و نیز بین زنان با ایمان قومی دیگری را سخریّه نکنند که بسا آن قوم از خود آن زنان بهتر باشند، و هرگز عیبجویی (از همدینان) خود مکنید و به نام و لقب‌های زشت یکدیگر را مخوانید که پس از ایمان به خدا نام فسق (بر مؤمن نهادن) بسیار زشت است و هر که توبه نکند چنین کسان بسیار ظالم و ستمکارند.

منبع:فرقان

گردآوری:گروه قرآن سایت تبیان زنجان

نتایج منفی عیب جویی کردن

چگونه عیب جویی کردن از دیگران را کنار بگذاریم؟

همانگونه که عیب جویی زشت و حرام است کتمان عیب نیز خیانت است زیرا مومن باید مانند آیینه باشد و زشتی ‌ها و زیبایی ‌های برادر دینی خود را نشان بدهد. منت‌ها به خود او نه به دیگران ، که شأن آیینه همین است .

عاقبت عیب جویی از دیگران

عیب در لغت به معنی کمبود در ذات چیزی یا صفتش می‌باشد و در مقابل آن صحت و سلامتی است.[ مصطفوی، حسن؛ التحقیق، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸، اول، ج ۸، ص ۲۷۰] عیب جویی یکی از رذایل اخلاقی است که قرآن با تعبیر‌های مختلف از آن نهی کرده و عیب‌جو را مورد نکوهش قرار داده است.[ خرمشاهی، بهاء الدین؛ دانش نامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان و ناهید، ۱۳۷۷، اول، ج ۲، ص ۱۵۰۱] عیب‌پوشی نقطه مقابل تجسس و عیب جویی است و در فضیلت و شرافت آن همین بس که یکی از اوصاف خدای سبحان است (خداوند ستار العیوب است).[نراقی، مهدی؛ علم اخلاق اسلامی، (جامع السعادات) ترجمه جلال الدین مجتبوی، تهران، حکمت، ۱۳۶۶، دوم، ص ۳۶۰]ریشه و اساس پیدایش این عیب‌جویی در دل انسان از دیدگاه علم اخلاق می‌تواند موارد زیر باشد:

۱- عیب جویی نتیجه عداوت و حسد است به این معنا که اگر کسی کینه و دشمنی دیگری را در دل داشته باشد به دنبال عیوب او می‌افتد تا آن‌ها را پیدا کند و رسوایش سازد.

۲- تجسس ممکن است در برخی موارد از آثار طغیان قوه شهوت باشد به این معنا که شخص بدون اینکهکینه و حسد نسبت به دیگران داشته باشد دنبال لغزش‌ها و عیوب آن‌ها می‌افتد.[حقانی زنجانی، حسین؛ پژوهشی در ارزش‌های اخلاقی، تهران، دانشگاه الزهرا، ۱۳۸۳، اول، ص ۱۱۷] به طوری که در این قوه نوعی پستی و زبونی پدید می‌آید که فرد بیمار از آشکار شدن زشتی‌‌ها و عیوب دیگران، شاد می‌شود.[ علم اخلاق اسلامی، پیشین، ص ۳۶۳٫] ۳- بدگمانی از عوامل دیگر عیب جویی و بدگویی است.[ پژوهشی در ارزش‌های اخلاقی، پیشین، ص ۱۲۹]

نتایج منفی عیب جویی کردن

راه علاج

هر کسی با مراجعه به نفس خویش متوجه می‌شود که خودش مانند دیگران خالی از عیوب نیست و خداوند از روی لطف، صفات بد و زشت و اشتباهات او را از دیگران مخفی کرده است.[ پژوهشی در ارزش‌های اخلاقی، پیشین، ص ۱۲۰] توجه به این نکته همچنین توجه به آثار شوم عیب جویی بر خود فرد و دیگران،‌چه دنیوی و چه اخروی، از مهمترین راهکار‌های درمان این صفت زشت است. حضرت امیر (علیه السلام) در این باره می‌فرماید: «مَنْ نظَرَ فی عَیْبِ نَفْسِهِ اِشْتَغَلَ عَنْ عَیْبِ غَیرِهِ »[ محمدی ری‌شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ترجمه حمید رضا شیخی، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۹، دوم، ج ۹، ث ۴۲۱۶٫] «هر که عیب خود را ببیند از پرداختن به عیب دیگران باز ایستد.»

تجسس ممدوح یا عیب جویی جایز

لازم به تذکر است که اطلاع از عیوب دیگران و تجسس در امور مردم در برخی موارد، مذموم نیست، از جمله:۱- عیب جویی از خود در جهت خودیابی و خودسازی (رفع اشکالات و دفع بیماری‌‌های اخلاقی). ۲- کشف عیوب دیگران در انتخاب افراد مسئول برای مسئولیت‌‌های اجتماعی و نیز انتخاب همسر و…۳- عیب جویی از بیگانگان و زیر نظر گرفتن افراد اجنبی و مشکوک، جهت جلوگیری از رسیدن به اهداف شوم خود.۴- در عیوبی که فراگیر هستند، برخی از آن‌ها را مورد توجه قرار دادن و بازگو کردن آن جهت اخطار و هشدار به دیگران.۵- بازگو کردن برخی عیوب به افراد ذی‌صلاح و دلسوز و مربی جهت علاج و اصلاح.[ همان، ص ۲۴۱٫]

بازگو کردن عیوب مردم

چون اسلام برای حیثیت و آبروی مومن ارزش و اهمیت خاصی قائل است و بازگو کردن عیوب مردم نیز یک ضرورت است باید این امر مهم را به صورت پنهانی و خصوصی انجام داد تا به شخصیت مومن لطمه ای وارد نشود.می‌گویند: نیاز‌های اضطراری باید در چارچوب خودشان ارزیابی شوند یعنی از آن محدوده نباید تجاوز کرد .حضرت علی (ع) فرمود: «نصیحت کردن در میان مردم نوعی سرکوبی است.» « فهرست غرر /ص۳۸۲»امام حسن عسگری (ع) فرمود: « کسی که برادر دینی خود را در پنهان پند دهد زینت بخش او شده است ، اما اگر در برابر دیگران نصیحتش کند موجب سرشکستگی او می‌شود . » « تحف العقول / ص ۳۶»

عیب جویی کردن از دیگران
عیب جویی کردن از دیگران

نصیحت در نهانی بهتر آید / گره از جان و بند از دل گشاید

پیامبر گرامی‌اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: عیب‌‌های مومنان را جستجو نکنید، زیرا هر که دنبال عیب ‌های مومنان باشد، خداوند عیب ‌های او را دنبال کند و هر که خداوند تعالی عیوبش را جستجو کند، او را رسوا سازد گرچه درون خانه‌اش باشد.

هدیه ای به نام عیب

امام صادق (ع) می‌فرمایند: «محبوب‌ترین برادر نزد من کسی است که عیوبم را به من اهدا کند.» «تحف العقول ، ص ۲۷۳ – اصول کافی – وسائل شیعه »پس کسی که ادعای دوستی می‌کند ولی عیوب انسان را تذکر نمی‌دهد و هر گونه نقص و عیبی که می‌بیند بی‌اعتنا از آن می‌گذرد دوست واقعی نیست و چه بسا دشمن انسان ( هر چند از روی دشمنی ) خدمتی به انسان می‌کند و عیوب او را تذکر می‌دهد ، که اگر تذکر نمی‌داد او نمی‌توانست به سادگی به عیوب خود پی ببرد .

کتمان عیب خیانت است

همانگونه که عیب جویی زشت و حرام است کتمان عیب نیز خیانت است زیرا مومن باید مانند آیینه باشد و زشتی‌ها و زیبایی‌های برادر دینی خود را نشان بدهد منت‌ها به خود او نه به دیگران ، که شأن آیینه همین است .امام صادق (ع) فرمودند: « کسی که برادر دینی خود را گرفتار عمل ناپسندی می‌بیند و می‌تواند او را از این کار باز دارد اگر چنین نکند به او خیانت ورزیده است .» « بحار الانوار چاپ بیروت، ج۷۲/ص۶۵»عیب‌زدایی و عیب‌جویی از جمله ویژگی ‌های انسان مومن و متخلّق ( کسی که خود را تغییر بدهد و با کس دیگر همخو شود و خوشخویی کند ) به اخلاق حسنه است. همه می‌دانند که عیب جویی از صفات زشت و ناپسند به شمار می‌رود ولی عیب زدایی از صفات بسیار خوب و پسندیده است زیرا انسان در صورتی کامل می‌شود که عیوب خود را برطرف سازد و شکی نیست که تمام افراد بشر جز معصومان نواقص و کمبودهایی دارند و هیچ یک از گناه و اشتباه خالی نیستند .

چگونه به عیوب خود پی ببریم؟

پس انسان برای عیب زدایی یا بهتر بگویم برطرف کردن عیوب خود اول باید آن‌ها را بشناسد . اما چگونه انسان به عیوب خود آگاه می‌شود ؟پاسخ: انسان می‌تواند از سه راه به عیب خود واقف شود:

۱٫ مراقبت و محاسبه ؛ یعنی اگر انسان مواظب اعمال و رفتار خویش باشد و خودش را مورد محاسبه و حسابرسی قرار دهد ، به ویژه اگر خود را با معیار‌ها و الگو‌های مورد قبول صالحان و پارسایان مقایسه کند چون خودش را فاقد فضیلت‌های آن‌ها می‌بیند به خوبی می‌تواند به عیوب خویش پی ببرد.

ندیدن عیب خود و عیب جویی کردن

۲٫ عبرت گرفتن از رفتار و کردار افراد بزهکار و نادرست و بداخلاق، که به قول سعدی، لقمان را گفتند: ادب از که آموختی ؟ گفت: از بی ادبان. ۳٫ معاشرت با دوستان مخلص و صدیق که از نصیحت کردن تو دریغ نداشته باشند و از روی خیرخواهی عیوب تو را بدون تملّق و چرب زبانی تذکّر دهند .بله ، دوستان واقعی و با ایمان می‌توانند در این مسیر بهترین راهنما برای انسان باشند.از این رو است که امام صادق (ع) فرمودند:

« سعی کنید اوقات شبانه روز خود را به چهار قسمت تقسیم کنید: یک قسمت برای عبادت و خلوت با خدا ، یک قسمت برای تأمین معاش و تحصیل (به دست آوردن) هزینه زندگی ، قسمتی برای رفت و آمد و معاشرت با برادران مورد اعتمادی که شما را به عیوبتان آگاه می‌سازند و قلبا نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را نیز برای تفریح و لذایذ مشروع خود اختصاص دهید. به وسیله این ساعت استراحت می‌توانید خود را برای ساعت دیگر آماده کنید . » « بحار الانوار / چاپ بیروت ج ۷۵/ ص ۳۲۱؛ تحف العقول ، ص ۳۰۷»

عیب‌جویی نکن

پیامبر گرامی‌اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: عیب‌‌های مومنان را جستجو نکنید، زیرا هر که دنبال عیب ‌های مومنان باشد، خداوند عیب ‌های او را دنبال کند و هر که خداوند تعالی عیوبش را جستجو کند، او را رسوا سازد گرچه درون خانه‌اش باشد.(کتاب نهج الفصاحه)بعضی ‌ها در دیدن هم خسیس اند!گروهی از مردم هستند که بدی ‌های مردم را می‏بینند و مهم می‏شمارند ولی خوبی ‌ها را نمی‏بینند یا نمی‏خواهند ببینند، و اگر دیدند آن‌ها را ناچیز و غیر قابل اعتنا می‏شمارند و برای خوبی آن‌ها ارزشی قائل نیستند.

این گروه عینک بدبینی به چشم دارند و همواره در جستجوی بدی‌های مردمند. اگر کسی ده‌ها صفت خوب داشته باشد و یک صفت بد، صفات خوبش را نادیده می‏گیرند و حتی یک بار هم از آن‌ها نام نمی‏برند، ولی روی آن صفت بد انگشت می‏گذارند و مکرر به زبان می‏آوردند. اینان بیمارند و به مرض عیب‌جویی مبتلا هستند. اولیای گرامی‌اسلام به پیروان خود توصیه کرده‌اند آنان را دشمن خود بدانید و از معاشرت با این فرومایگان ناپاکدل بپرهیزید که از شرشان در امان نخواهید بود.

حضرت علی(ع) فرموده‌اند:البته باید دشمن ترین آدم ‌ها نزد تو و دورترین اشخاص از تو کسانی باشند که در عیب‌جویی از مردم اصرار بیشتری دارند. و نیز فرموده‌اند: از آمیزش و مجالست با عیب جویان پرهیز کن که همنشین آنان از آسیب‌شان در امان نمی‏ماند.

امام جعفر صادق (ع) در حدیثی گهربار فرموده است: هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متکبران است.حفص بن غیاث مى گوید: عرض کردم: اگر گنهکارى را ببیند و به سبب بى گناهى و پاکدامنى خود، خویشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا که او آمرزیده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى علیه السلام را نخوانده‌اى؟ «اصول کافى، جلد۸، صفحه۱۲۸» / روزنامه آرمان

عیب جویی، آثار منفی بسیاری دارد که در این جا به برخی از این آثار اشاره می شود:

۱- محرومیت از محبت دیگران

امام علی (ع) فرمود:

مَنْ تَتَبَّعَ خَفِیاتِ الْعُیوبِ حَرَّمَهُ اللَّهُ مَوَدَّاتِ الْقُلُوب[۱]

کسی که در پی عیوب پنهانی دیگران باشد، خداوند او را از دوستی دیگران، محروم می گرداند.

۲- طرد شدن از جامعه

عیب جویان نه تنها به اهداف خود نمی رسند، بلکه با این عمل ناپسند خود، بیش از پیش مطرود جامعه می شوند و دیگر کسی به آنها اعتماد نخواهد کرد.

۳- عیب جویی و افترا

عیب جویی زمینه تهمت را برای شخص عیب جو فراهم می آورد، زیرا کسی که مورد عیب جویی واقع شود، آتش انتقام در درون وی شعله ور می شود و اگر نتواند خشم درونی خود را با ذکر عیوب واقعی عیب جو تسکین دهد، افترا می زند و او را با صفات و اعمال زشتی که از آنها منزّه است، متّهم می سازد. امام سجاد (ع) در این باره فرمودند:

مَنْ رَمَی النَّاسَ بِمَا فِیهِمْ رَمَوْهُ بِمَا لَیسَ فِیه[۲]

کسی که مردم را به عیبی که در آنها وجود دارد منتسب کند، مردم او را به عیبی که ندارد، منتسب خواهند کرد.

۴- از بین رفتن شوق انجام کار

عیب جویی از دیگران سبب می شود که آنها شوق لازم را نسبت به انجام کارهایی که دارند از دست بدهند، مثلًا اگر مدیر یک مؤسسه یا معلم یک کلاس، تنها به ضعف های کارگران و شاگردان بپردازد، نه تنها عیوب آنها اصلاح نمی شود؛ بلکه از ادامه کار یا درس باز می مانند و شاید آن مؤسسه و یا مدرسه را برای همیشه ترک کنند.

۵- کینه ورزی

از آنجایی که انسان حبّ نفس دارد، از انتقاد و عیب جویی گریزان است و کسانی را که مرتّب از او انتقاد می کنند، دشمن می دارد.

امام علی (ع) فرمود:

الِانتِقادُ عَداوَةٌ

انتقاد، سبب دشمنی است.

۶- اختلاف و جدایی

یکی از آثار عیب جویی، بروز اختلاف در جامعه است.

امام علی (ع) فرمود:

الِاستِقصاءُ فُرقَةٌ[۳]

مو شکافی در عیوب دیگران، سبب جدایی است.

خانمی می گفت: «در ابتدای ازدواج قرار بود با همسرم برای خودسازی، عیوب یکدیگر را بگوییم و پنهان نکنیم. کم کم عیب گویی ما تبدیل به عیب جویی شد و هر یک می خواستیم نظر خود را ثابت کنیم و پافشاری می کردیم و به تدریج کار ما به خشونت کشید و امروز در آستانه طلاق و جدایی هستیم. »

۷- خطر جانی و هلاکت

گاهی عیب جویی برای عیب جویان بسیار گران تمام می شود و اهانت شدگان، تنها به اظهار خشم و خشونت و گفتن سخنان تند و زننده اکتفا نمی کنند، بلکه قدم را فراتر می گذارند و زمینه نابودی شخص عیب جو را فراهم می آورند.

۸- خطر رسوایی

اگر هدف از عیب گویی دیگران، رسوا کردن آنها باشد، بی تردید روزی خواهد رسید که خداوند او را در میان مردم رسوا کند.

پیامبر (ص) فرمود:

لَا تَطْلُبُوا عَثَرَاتِ الْمُؤْمِنِینَ فَإِنَّ مَنْ تَتَبَّعَ عَثَرَاتِ أَخِیهِ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثَرَاتِهِ وَ مَنْ تَتَبَّعَ اللَّهُ عَثَرَاتِهِ یفْضَحْهُ وَ لَوْ فِی جَوْفِ بَیتِه[۴]

لغزش های دیگران را جستجو وپیگیری ننمایید. چون هرکس لغزش های برادر مؤمن خود را جستجو نماید، خداوند لغزش های او را دنبال می کند و کسی را که خداوند لغزش هایش را دنبال نماید، رسوایش خواهد کرد گرچه در میان خانه اش باشد.

به تجربه ثابت شده است کسانی که در پی عیوب دیگران هستند، افرادی هم در پی عیوب آنها هستند و به طور طبیعی عیوب آنها نیز برملا می شود. اگر کسی به دنبال این است که ضعف های دیگران را افشا نماید، خداوند شرایط را به گونه ای فراهم می آورد تا ضعف های او نیز برای دیگران آشکار شود.

۹- عذاب قیامت

از عواقب عیب جویی، عذاب دردناک روز قیامت است. قرآن می فرماید:

الَّذِینَ یلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِینَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ فِی الصَّدَقاتِ وَ الَّذِینَ لا یجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَیسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ[۵]

کسانی که عیب جویی و مسخره می کنند مؤمنانی را که علاوه بر ادای واجبات مالی، با صدقات مستحب فقیران را دستگیری می کنند، خداوند هم در مقابل، آنان را مسخره می کند و برای آنها عذاب دردناکی خواهد بود.

پی نوشت ها

[۱] . غررالحکم، ح ۹۶۵۶٫

[۲] . بحارالانوار، ج ۱۷، ص ۱۶۰٫

[۳] . میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۰۸٫

[۴] . اصول کافى، ج ۲، ص ۳۵۵٫

[۵] . توبه/ ۷۹٫

اگر می‌خوای رسوا نشی، عیبجویی نکن!


همانگونه که عیب جویی زشت و حرام است کتمان عیب نیز خیانت است زیرا مومن باید مانند آیینه باشد و زشتی ها و زیبایی های برادر دینی خود را نشان بدهد منتها به خود او نه به دیگران ، که شأن آیینه همین است .


عاقبت عیب جویی از دیگران از دیدگاه حضرت محمد(صلی الله علیه و آله)

عیب” در لغت به معنی کمبود در ذات چیزی یا صفتش می‌باشد و در مقابل آن صحت و سلامتی است.[ مصطفوی، حسن؛ التحقیق، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸، اول، ج ۸، ص ۲۷۰] عیب جویی یکی از رذایل اخلاقی است که قرآن با تعبیرهای مختلف از آن نهی کرده و عیب جو رامورد نکوهش قرار داده است.[ خرمشاهی، بهاء الدین؛ دانش نامه قرآن و قرآن پژوهی، تهران، دوستان و ناهید، ۱۳۷۷، اول، ج ۲، ص ۱۵۰۱]

عیب پوشی نقطه مقابل تجسس و عیب جویی است و در فضیلت و شرافت آن همین بس که یکی از اوصاف خدای سبحان است. (خداوند ستار العیوب می‌باشد).[ نراقی، مهدی؛ علم اخلاق اسلامی، (جامع السعادات) ترجمه جلال الدین مجتبوی، تهران، حکمت، ۱۳۶۶، دوم، ص ۳۶۰]

ریشه و اساس پیدایش این صفت مذموم در دل انسان از دیدگاه علم اخلاق می تواند موارد زیر باشد:

۱- عیب جویی نتیجه عداوت و حسد است به این معنا که اگر کسی کینه و دشمنی دیگری را در دل داشته باشد به دنبال عیوب او می‌افتد تا آنها را پیدا کند و رسوایش سازد.

۲- تجسس ممکن است در برخی موارد از آثار طغیان قوه شهوت باشد به این معنا که شخص بدون اینکه کینه و حسد نسبت به دیگران داشته باشد دنبال لغزشها و عیوب آنها می‌افتد.[ حقانی زنجانی، حسین؛ پژوهشی در ارزشهای اخلاقی، تهران، دانشگاه الزهرا، ۱۳۸۳، اول، ص ۱۱۷] به طوری که در این قوه نوعی پستی و زبونی پدید می‌آید که فرد بیمار از آشکار شدن زشتی‌ها و عیوب دیگران، شاد می‌شود.[ علم اخلاق اسلامی، پیشین، ص ۳۶۳٫]

۳- بدگمانی، عامل دیگری بر عیب جویی و بدگویی است.[ پژوهشی در ارزشهای اخلاقی، پیشین، ص ۱۲۹]

راه علاج:

هر کسی بامراجعه به نفس خویش متوجه می‌شود که خودش مانند دیگران خالی از عیوب نیست و خداوند از روی لطف، صفات بد و زشت و اشتباهات او را از دیگران مخفی کرده است.[ پژوهشی از ارزشهای اخلاقی، پیشین، ص ۱۲۰] توجه به این نکته همچنین توجه به آثار شوم عیب جویی بر خود فرد و دیگران،‌چه دنیوی و چه اخروی، از مهمترین راهکارهای درمان این صفت زشت است.

حضرت امیر (علیه السلام) در این باره می‌فرماید:

«مَنْ نظَرَ فی عَیْبِ نَفْسِهِ اِشْتَغَلَ عَنْ عَیْبِ غَیرِهِ »[ محمدی ری شهری، محمد؛ میزان الحکمه، ترجمه حمید رضا شیخی، قم، دارالحدیث، ۱۳۷۹، دوم، ج ۹، ث ۴۲۱۶٫] «هر که عیب خود را ببیند  از پرداختن به عیب دیگران باز ایستد.»

حضرت علی -علیه السلام -فرموده اند: البته باید دشمن ترین آدم ها نزد تو و دور ترین اشخاص از تو کسانی باشند که در عیب جویی از مردم اصرار بیشتری دارند

تجسس ممدوح یا عیب جویی جایز:

لازم به تذکر است که در پی عیوب دیگران افتادن و تجسس در امور مردم و به طور کلی عیب جویی، بعضاً نه تنها مذموم نیست بلکه واجب است از جمله:

۱- عیب جویی از خود در جهت خودیابی و خودسازی (رفع اشکالات و دفع بیماری‌های اخلاقی).

۲- کشف عیوب دیگران در انتخاب افراد مسئول برای مسئولیت‌های اجتماعی و نیز جهت انتخاب همسر و…

۳- عیب جویی از بیگانگان و زیر نظر گرفتن افراد اجنبی و مشکوک، جهت جلوگیری از رسیدن به اهداف شوم خود.

۴- در عیوبی که فراگیر هستند، برخی از آنها را مورد توجه قرار دادن و بازگو نمودن آن جهت اخطار و هشدار  به دیگران.

۵- بازگو نمودن برخی عیوب به افراد ذی‌صلاح و دلسوز و مربی جهت علاج و اصلاح.[ همان، ص ۲۴۱٫]

آیا همه جا می توان به دیگران عیوبشان را تذکر داد؟

چون اسلام برای حیثیت و آبروی مۆمن ارزش و اهمیت خاصی قائل است و بازگو کردن عیوب مردم نیز یک ضرورت است باید این امر مهم به صورت پنهانی و خصوصی انجام داد تا به شخصیت مۆمن لطمه ای وارد نشود که می گویند : نیازهای اضطراری باید در چارچوب خودشان ارزیابی شوند یعنی از آن محدوده نباید تجاوز کرد .

حضرت علی (علیه السلام) فرمود : « نصیحت کردن در میان مردم نوعی سرکوبی است . » « فهرست غرر /ص۳۸۲»

امام حسن عسگری (علیه السلام) فرمود : « کسی که برادر دینی خود را در پنهان پند دهد زینت بخش او شده است ، اما اگر در برابر دیگران نصیحتش کند موجب سرشکستگی او می شود . » « تحف العقول / ص ۳۶»

نصیحت در نهانی بهتر آید                           گره از جان و بند از دل گشاید

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: عیب‌های مۆمنان را جستجو نکنید، زیرا هر که دنبال عیب های مۆمنان باشد، خداوند عیب های او را دنبال کند و هر که خداوند تعالی عیوبش را جستجو کند، او را رسوا سازد گرچه درون خانه‌اش باشد

هدیه ای به نام عیب

امام صادق (علیه السلام) می فرمایند : «محبوب ترین برادر نزد من کسی است که عیوبم را به من اهدا کند.»

 « تحف العقول ، ص ۲۷۳ – اصول کافی – وسائل شیعه »

پس کسی که ادعای دوستی می کند ولی عیوب انسان را تذکر نمی دهد و هر گونه نقص و عیبی که می بیند بی تفاوت از آن می گذرد دوست واقعی نیست و چه بسا دشمن انسان ( هر چند از روی دشمنی ) خدمتی به انسان می کند و عیوب او را تذکر می دهد ، که اگر تذکر نمی داد او نمی توانست به سادگی به عیوب خود پی ببرد .

کتمان عیب خیانت است

همانگونه که عیب جویی زشت و حرام است کتمان عیب نیز خیانت است زیرا مومن باید مانند آیینه باشد و زشتیها و زیباییهای برادر دینی خود را نشان بدهد منتها به خود او نه به دیگران ، که شأن آیینه همین است .

امام صادق (علیه السلام) فرمودند : « کسی که برادر دینی خود را گرفتار عمل ناپسندی می بیند و می تواند او را از این کار باز دارد اگر چنین نکند به او خیانت ورزیده است .» « بحار الانوار چاپ بیروت ، ج۷۲/ص۶۵»

عیب زدایی و عیب جویی از جمله ویژگی های انسان مومن و متخلّق ( کسی که خود را تغییر بدهد و با کس دیگر همخو شود و خوشخویی کند ) به اخلاق حسنه صفت عیب زدایی است .

همه می دانند که عیب جویی از صفات زشت و ناپسند به به شمار می رود ولی عیب زدایی از صفات بسیار خوب و پسندیده است زیرا انسان در صورتی کامل می شود که عیوب خود را برطرف سازد و شکی نیست که تمام افراد بشر جز معصومین نواقص و کمبودهایی دارند و هیچ یک از گناه و اشتباه خالی نیستند .

چگونه به عیوب خود پی ببریم؟

پس انسان برای عیب زدایی یا بهتر بگویم برطرف کردن عیوب خود اول باید آنها را بشناسد . اما چگونه انسان به عیوب خود آگاه می شود ؟

پاسخ : انسان می تواند از سه راه به عیبه ای خود واقف شود :

۱٫ مراقبت و محاسبه ؛ یعنی اگر انسان مواظب اعمال و رفتار خویش باشه و خودش رو مورد محاسبه و حسابرسی قرار بده ، به ویژه اگر خود را با معیارها و الگوهای مورد قبول صالحان و پارسایان مقایسه کنه چون خودش رو فاقد فضیلتهای آنها می بینه به خوبی می تونه به عیوب خویش پی ببرد .

۲٫ عبرت گرفتن از رفتار و کردار افراد بزهکار و نادرست و بد اخلافق ، که به قول سعدی لقمان را گفتند : ادب از که آموختی ؟ گفت : از بی ادبان

صله رحم

۳٫ معاشرت با دوستان مخلص و صدیق که از نصیحت کردن تو دریغ نداشته باشند و از روی خیرخواهی عیوب تو را بدون تملّق و چرب زبانی تذکّر دهند .

بله ، دوستان واقعی و با ایمان می توانند در این مسیر بهترین راهنما برای انسان باشند در صورتی که او هم به نصیحت های آنها گوش دهد و از آنها بخواهد او را در مورد اشتباهات و لغزشهایش آگاه و راهنمایی کنند .

از این رو است که امام صادق (علیه السلام) فرمودند :

« سعی کنید اوقات شبانه روز خود را به چهار قسمت تقسیم کنید : یک قسمت برای عبادت و خلوت با خدا ، یک قسمت برای تأمین معاش و تحصیل (به دست آوردن) هزینه زندگی ، قسمتی برای رفت و آمد و معاشرت با برادران مورد اعتمادی که شما را به عیوبتان آگاه می سازند و قلبا نسبت به شما خلوص و صفا دارند ، و ساعتی را نیز برای تفریح و لذایذ مشروع خود اختصاص دهید و به وسیله این ساعت { : ساعت استراحت } می توانید خود را برای ساعت دیگر آماده کنید . » « بحار الانوار / چاپ بیروت ج ۷۵/ ص ۳۲۱؛ تحف الغقول ، ص ۳۰۷»

اگر می‌خوای رسوا نشی، عیبجویی نکن

پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله فرمودند: عیب‌های مۆمنان را جستجو نکنید، زیرا هر که دنبال عیب های مۆمنان باشد، خداوند عیب های او را دنبال کند و هر که خداوند تعالی عیوبش را جستجو کند، او را رسوا سازد گرچه درون خانه‌اش باشد.(کتاب نهج الفصاحه)

امام صادق (علیه السلام) فرمودند : « کسی که برادر دینی خود را گرفتار عمل ناپسندی می بیند و می تواند او را از این کار باز دارد اگر چنین نکند به او خیانت ورزیده است »

بعضی ها در دیدن هم خسیس اند!

گروهی از مردم هستند که بدی های مردم را می‏بینند و مهم می‏شمارند ولی خوبی ها را نمی‏بینند یا نمی‏خواهند ببینند، و اگر دیدند آنها را ناچیز و غیر قابل اعتنا می‏کند و خوبی آنها ارزشی قائل نیستند. این گروه عینک بدبینی به چشم دارند و همواره در جستجوی بدیهای مردمند. اگر کسی دهها صفت خوب داشته باشد و یک صفت بد صفات خوبش را نادیده می‏گیرند و حتی یک بار هم از آنها نام نمی‏برند، ولی روی آن صفت بد انگشت می‏گذازند و مکرر به زبان می‏آوردند. اینان بیمارند و به مرض عیب جویی مبتلا هستند. اولیای گرامی اسلام به پیروان خود توصیه کردند آنان را دشمن خود بدانید و از معاشرت با این فرومایگان ناپاکدل بپرهیزید که از شرشان در امان نخواهید بود.

حضرت علی -علیه السلام -فرموده اند:

البته باید دشمن ترین آدم ها نزد تو و دور ترین اشخاص از تو کسانی باشند که در عیب جویی از مردم اصرار بیشتری دارند.

و نیز فرموده اند:

از آمیزش و مجالست با عیب جویان پرهیز کن که همنشین آنان از آیسبشان سالم نمی‏ماند.

امام جعفر صادق علیه‌السلام در حدیثی گهربار فرموده است: هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متکبران است.

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود : هر کس خودش را بهتر از دیگران بداند، او از متکبران است. حفص بن غیاث مى گوید: عرض کردم: اگر گنهکارى را ببیند و به سبب بى گناهى و پاکدامنى خود، خویشتن را از او بهتر بداند چه؟ فرمودند: هرگز هرگز! چه بسا که او آمرزیده شود اما تو را براى حسابرسى نگه دارند، مگر داستان جادوگران و موسى علیه السلام را نخوانده اى؟ «اصول کافى، جلد۸، صفحه۱۲۸ »

فراوری: زهرا اجلال            

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


هشت + 5 =