خانه > مقالات, موضوعات قرآنی > آثار قناعت در زندگی

آثار قناعت در زندگی

قناعت در رفتار اقتصادی به معنای اکتفا کردن به اندک و ضداسراف‌کاری است. باید توجه داشت که قناعت بار منفی ندارد، زیرا در تقابل با حرص و آزمندی و اسراف و زیاده‌روی است.

به گزارش مشرق، قناعت به معنای مصرف از دارایی‌های خود در حد کفاف بی‌آنکه خود را گرفتار قرض کند و دست تمنا به سوی این و آن دراز نماید، یکی از فضایل اخلاقی است که در اسلام مورد تائید و تاکید قرار گرفته است. در مطلب حاضر ابعاد قناعت و آثار و برکات آن در زندگی بیان شده است.

***
قناعت به اندک دنیا
قناعت طبع اصطلاحی رایج در فرهنگ عامه است. هرگاه کسی از وضعیت خویش سخنانی بر زبان می‌راند که نشانه‌های نارضایتی و ناخشنودی در آن باشد، به او سفارش می شود که قانع باشد و قناعت طبع داشته باشد.

قناعت در لغت به معنای خرسندی، رضا به قسمت، بسنده کردن، بسنده کاری، راضی شدن به اندک چیز، خرسند گردیدن به قسمت خود، آسان قرار گرفتن در مآکل و مشارب و ملابس و غیر آن و راضی شدن بدانچه سد خلل کند از هر جنس که اتفاق افتد گفته‌اند. (نگاه کنید: لغت‌نامه دهخدا، فرهنگ‌نامه معین، ذیل واژه قناعت)

فرهنگ‌شناس قرآنی راغب اصفهانی می‌نویسد: قناعت در لغت به معنای اکتفا کردن به اندک از آنچه مورد نیاز است. (مفردات الفاظ قرآن کریم، ص ۴۱۳؛ ذیل واژه قنع) ابن منظور، «قنع» را به «رضی» و «قناعت» را به «الرضا بالقسم»، رضایت داشتن به قسمت خود، معنا کرده است. (لسان العرب، ذیل واژه)

باید توجه داشت که قناعت به حرکت خروس در هنگام دفاع می‌گویند که پرهای خود را به سمت چشم و سر خویش جمع می‌کند تا آن را بپوشاند و سپر دفاعی خود قرار دهد. عرب می‌گوید: قنع تفنیعا الدیک: خروس پرهای اطراف گردن خود را به طرف سر برگردانید. به قانع، از آن رو قانع می‌گویند که به ابزارها و داشته‌های خود بسنده می‌کند و با حرص و طمع دست نیاز به سوی آن دراز نمی‌کند.

در اصطلاح علم اخلاق، قناعت که مقابل حرص است، ملکه نفسانی است که موجب اکتفاء به قدر نیاز از مال است بدون اینکه تلاش و سختی در طلب زائد کند و این صفتی است پسندیده که کسب سائر فضائل متوقف بر آن است. (جامع‌السعادات، ج ۲، ص ۱۰۰)

صفت اخلاقی قناعت موجب می‌شود که شخص به مقدار نیاز و ضرورت بسنده کند و زاید بر آن را نطلبد. ولی حرص صفتی است که موجب می‌شود انسان به گردآوری دارایی بیش از نیاز بپردازد. ریشه حرص حب دنیا می‌باشد و انسان را به جهت اشتغال به دنیا و گردآوری دارایی، از آخرت و عمل نیک باز می‌دارد. در مقابل، چون قناعت باعث اکتفا به مقدار کم و رضایت به آنچه هست می‌شود، انسان را در تحصیل آخرت و عزت نفس خود توانا می‌سازد. (جامع‌السعادات، ج، ۲، صص ۱۰۰-۱۰۱)

قناعت در رفتار اقتصادی به معنای اکتفا کردن به اندک و ضداسراف‌کاری است. باید توجه داشت که قناعت بار منفی ندارد، زیرا در تقابل با حرص و آزمندی و اسراف و زیاده‌روی است. چنان که قناعت در ادبیات و فرهنگ اسلامی به معنای ریاضت کشیدن و کم‌مصرف کردن نیست، بلکه مفهوم آن صحیح مصرف کردن است که در ادبیات اقتصادی امروز جهان با واژگانی نظیر بهره‌وری، کارآیی، بهینه‌سازی مصرف و مانند آن بیان شده و به عنوان یک رفتار هنجاری و درست، مورد ستایش و تشویق است.

این صفت و فضیلت اخلاقی با تکرار  تمرین در انسان به صورت ملکه‌ای درمی‌آید که باعث راضی شدن به چیز کم و نگه‌داشتن نفس از زیاده‌خواهی می‌شود. شریعت مقدس اسلام برای هر چیزی حکمی دارد که به افعال مکلفین تعلق می‌گیرد. همچنین در ارتباط با حوزه رفتار اقتصادی و مصرف نعمت‌ها خواهان اجتناب از افراط و تفریط و نیز اسراف و تبذیر است. این گونه است که شریعت اسلام، حد و حدود هر چیزی را در مصرف شخص معین کرده است. پس بر مکلف است تا بیشتر از آن حدی که معین شده و نیز بیشتر از حد لزوم، خرج نداشته باشد و هزینه نکند. به بیان دیگر می‌توان گفت: قناعت، رضایت به کم در مصرف و حسن تدبیر معاش بدون دوست داشتن زیاده از حد زندگانی است.

حقیقت قناعت، رضایت به کفاف دنیا
چنانکه دانسته شد در کتب اخلاقی و لغوی قناعت را به رضایت به کم دنیا دانسته‌اند، اما امیر مومنان امام علی(ع) حقیقت قناعت را رضایت به کفاف دنیا می‌داند.

در حقیقت امام علی(ع) قناعت را بهره‌مندی از دنیا به اندازه کفایت و رفع نیاز می‌داند. ایشان در بیان ویژگی انسان قانع می‌فرماید: کسی که به اندازه کفایت زندگی، از دنیا بردارد به آسایش دست یابد و آسوده خاطر گردد در حالی که دنیاپرستی کلید دشواری و مرکب رنج و گرفتاری است. (دشتی، محمد، نهج‌البلاغه، ص ۷۴)

پس برخلاف تعریفی که در کتب لغت آمده است، امام علی(ع) ملاک قناعت را مقدار و بهره‌مندی کم از دنیا نمی‌داند، بلکه بهره‌مندی به اندازه کفاف و رفع نیاز را ملاک قناعت بیان می‌فرماید.

از نظر آن حضرت (ع) همان‌طوری که توجه به دنیا بیش از حد نیاز، رسیدن به مرحله دنیاپرستی است و این مرحله انسان را گرفتار مادیات و محبت دنیا و شهوات می‌سازد (آل عمران، آیه ۱۴) از این منظر چنین گرایش و حرص و آزی باطل و ناروا است؛ همچنین انسان نباید به دنیا پشت کند و وظایف خود را به عنوان خلیفه‌الله انجام ندهد و به زهد باطل و رهبانیت رو آورد که در اسلام مردود است و او را از تلاش اجتماعی و فعالیت اقتصادی باز می‌دارد. (حدید، آیه ۲۷)

پس انسان متقی و مومن کسی است که به وظایف و تکالیف خود در دنیا عمل می‌کند و به فعالیت اقتصادی می‌پردازد چنانکه پیامبران از جمله پیامبر(ص) به فعالیت اقتصادی و تجارت می‌پرداخت و امیرمومنان (ع) در تولید اقتصادی و ایجاد بوستان و باغات نخل بسیار تلاش داشت. بنابراین، هر مسلمان و مومنی باید اهل تلاش باشد و برای اقتصاد و عمران و آبادانی دنیا و بهره‌گیری از ثروت برای انفاق و اطعام و پرداخت زکات تلاش نماید و به وظیفه آبادانی زمین به عنوان خلیفه‌الله اقدام کند. (هود، آیه ۶۱)

این معنا از قناعت که امیرمومنان امام علی(ع) بیان کرده با آنچه اهل لغت و حتی علمای علم اخلاق گفته‌اند در تضاد است. آنچه اسلام می‌گوید آن است که انسان راضی به قسمت خود باشد نه آنکه دست از تلاش و کوشش و فعالیت اقتصادی برکشد. بر هر انسانی است که حرص و آز و طمع را کنار بگذارد، ولی برای تولید تلاش کند و برای کفاف خویش و انفاق به دیگران فعالیت اقتصادی داشته باشد.

امام علی(ع) در تفسیر قناعت آن را به بسندگی به میزان کفاف تفسیر کرده و فرموده است: هر کس به مقدار کفایت، قناعت کند، آسایش می‌یابد و برای خویش زمینه گشایش فراهم می‌کند. (کافی، الاسلامیه، ج ۸، ص ۱۹؛ نهج‌البلاغه، صبحی صلاح ص ۵۴۰، حکمت ۳۷۱)

باید توجه داشت که واژه کفاف از ریشه کف به معنی خودداری و حفظ و ضبط آمده و در اصلاح به معنای آنچه حاجت آدمی را برمی‌آورد و مانع درخواست و تمنای ازغیر می‌گردد، می‌باشد به زبان ساده‌تر کفاف به معنی کفایت کردن یا کافی بودن است. حضرت علی(ع) فرموده‌اند: خوشا به حال کسی که به یاد معاد و بازگشت باشد، برای روز حساب کار کند و در زندگی به اندازه کفایت قناعت کند و از خدا راضی باشد. (نهج‌البلاغه فیض‌الاسلام حکمت ۴۱)

قناعت عملی
زهد: مصدر الزهاده و به معنای به اندازه کفایتت بگیر یا بردار آمده است.
ممکن است کسی در عمل به ناچار به خاطر مسائل و مشکلات مالی و اقتصادی قناعت‌پیشه باشد ولی در اصل، قلب او راضی نباشد، چنین فردی قناعت عملی در زندگی ندارد. اگر از دنیا روی‌گردان بود و به آن وابسته نبود و قلبش نیز راضی و خشنود و قانع باشد زاهد است.

زهد مانند سدی یا نیرویی است در جلوی هوس‌ها و خواهش‌های افراط‌طلبانه نفس که مزاحم سیر تکاملی انسان به سوی کمال است. زهد همانند قناعت است از این جهت که به انگیزه رسیدن به کمالات بالاتر از کمالات دنیوی است. حضرت علی(ع) می‌فرمایند: کسی که غم گذشته نخورد و از آینده خوشحال نشود هر دو جانب زهد را در اختیار گرفته است. (جلوه‌های حکمت. اصغر ناظم‌زاده. ص۲۷۹) (کنایه از اینکه حقیقت زهد ترک تمام وابستگی‌های گذشته و آینده است.)

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: من زهد فی‌الدنیا هانت علیه‌المصائب؛ کسی که در دنیا زاهد باشد گرفتاری‌ها برایش آسان شود. (نهج‌الفصاحه. ص۲۸۱)

واژه قانع در قرآن
واژه قانع در آیه ۳۶ سوره حج به کار رفته است. خداوند می‌فرماید: و اطعموا القانع و المعتر؛ و قانع و معتر را اطعام دهید. در تفسیر مجمع‌البیان آمده است: واژه «قانع» به مفهوم کسی است که به آنچه دارد و یا به او می‌دهند قناعت می‌ورزد، و «معتر» آن کسی است که تقاضای کمک می‌کند. به باور برخی «قانع» کسی است که تقاضای کمک می‌کند، و «معتر» کسی است که خود به زبان، تقاضا نمی‌کند، اما خویشتن را در شرایط کمک‌خواهی و اطعام قرار می‌دهد.

از حضرت باقر و صادق علیهما السلام آورده‌اند که «قانع» کسی است که به هرچه به او دادی بسنده نماید و خشم نگیرد و روی ترش ننماید و چهره در هم نکشد، اما «معتر» کسی است که دست کمک‌خواهی به سوی دیگران می‌گشاید. (تفسیر مجمع‌البیان، ج۱۶، ص۲۱۷، ذیل آیه ۳۶ سوره حج)

نسبت قناعت و تنبلی
قناعتی که در اصطلاح قرآنی و روایی‌ بیان می‌شود، کاملاً  ضد تنبلی و عدم فعالیت اقتصادی است؛ زیرا اگر یکی از وظایف هر مسلمانی پس از اقامه نماز، انفاق از مال است (بقره، آیات ۲ و ۳)؛ نمی‌تواند این انفاق انجام گیرد مگر آنکه فعالیت اقتصادی و تولیدی باشد که افزون بر تأمین نیازهای شخص، قابلیت انفاق و کمک مالی به دیگران را داشته باشد. پس اصولاً نباید قناعت را به معنی تنبلی و عدم فعالیت اقتصادی دانست؛ زیرا قناعت در حوزه مصرف است به اینکه شخص از وسایل و نعمت‌هایی که در اختیار دارد، به درستی و به شکل بهینه مصرف کند و نسبت به مال و اموال، حرص و آزمندی نداشته و طمع نکند و برای به دست آوردن مال و ثروت به هر کاری تن ندهد و با قرض کردن خود را زیر بار دین دیگری نبرد.

حیات طیب در سایه قناعت
امیرمؤمنان امام‌علی(ع) قناعت طبع را از صفات متقین دانسته و در تفسیر آیه ۹۷ سوره نحل، حیات طیب و زندگی پاک را به قناعت تفسیر نموده‌اند. از امام علی(ع) درباره تفسیر «حیاه طیبه» در این آیه شریفه پرسیدند: من عمل صالحاً من ذکر أو أنثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیبه؛ کسی که عمل صالح انجام دهد خواه مرد، خواه زن و مؤمن باشد او را زنده می‌کنیم به زندگی پاکیزه»؟ آن حضرت(ع) فرمودند: «مراد از این زندگی که خداوند در پاداش اعمال صالح مرد و زن مؤمن می‌دهد، قناعت است». (سفینه البحار، جلد۲، صفحه۴۵۲ ماده «قنع»)

آثار قناعت
قناعت آثار و برکات بسیاری دارد که به برخی از آنها اشاره می‌شود.
۱- سرمایه‌ای بی‌پایان: «القناعه مال لاینفد»: «قناعت سرمایه‌ای است که تمام شدنی نیست». (سفینه البحار، ج۲، ص۴۵۱). پیامبر(ص) می‌فرماید: قناعت سلطنتی است که از بین نمی‌رود و مرکب رضایت خداوند است که صاحبش را به خانه خدا سوق می‌دهد، پس توکل خود را به خدا در آنچه به تو  داده نشده، نیکو گردان و راضی به آنچه داده شده‌ای باش و بر آنچه می‌رسد، صبر کن، زیرا علامت محکم بودن و جدی بودن است». (مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ترجمه و شرح حسن مصطفوی، صفحه ۱۲۷)

۲- پادشاهی در قناعت: امام‌علی(ع) می‌فرماید: کفی بالقناعه ملکا و بحسن الخلق نعیما پادشاهی در قناعت است و حسن خلق برای انسان نعمت است. (نهج‌البلاغه فیض‌الاسلام. حکمت ۲۲۰)

۳- رضایت خداوند: امام‌ صادق(ع) می‌فرمایند: هر که به معاش اندک خدا راضی گردد خدا هم به عمل اندک او راضی شود (اصول کافی. ج۳٫ ص۲۰۷٫ حدیث۳)

۴- موجب عزت انسان: حضرت علی(ع) عزت و سربلندی انسان را نتیجه قناعت می‌دانند. (میزان الحکمه، ج۸، ح۱۶۸۶۰)

۵٫ سبکی حساب در روز قیامت: حضرت علی(ع) فرموده‌اند: اقنع بما اوتیته حف علیک الحساب؛ به آنچه داده‌ شدی قناعت ورز تا حساب روز قیامت بر تو سبک و آسان شود. (میزان الحکمه، ج ۸، ص ۲۸۳ -۲۸۲)

۶٫ بی‌نیازی از مردم: رسول خدا(ص) فرمودند: هر که می‌خواهد بی‌نیازترین مردم باشد باید به آنچه در دست خداست اعتمادش بیشتر از آنچه در دست دیگران است بوده باشد. (اصول کافی. ج ۳٫ ص ۲۰۹٫ حدیث ۸٫) حضرت علی(ع) می‌فرمایند: القناعه راس الغنی؛ قناعت، راس بی‌نیازی و ثروت است. (میزان‌ الحکمه ص ۲۸۱ – ۲۰۸)

۷٫ هدایت: پیامبر اکرم(ص) فرمودند: خوشا به حال آنکه با اسلام هدایت شود و معیشت او به حد کفاف باشد و قناعت کند. (نهج‌ الفصاحه. شماره ۱۹۸۰)

۸٫ خوشی زندگی: امام علی(ع) می‌فرماید: اطیب العیش القناعهًْ؛ خوش‌ترین زندگی،  با قناعت است. (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص ۳۹۱، ح ۸۹۸۲)

۹٫ مصونیت از گرسنگی: قناعت و صرفه‌جویی، راهی درست برای گرفتار نشدن به گرسنگی و کمبودها، هنگام پیش‌آمدهای ناگوار و بحران‌های  اقتصادی و تحریم‌ها و قحطی‌ها است. (یوسف، آیات ۴۷ و ۴۸)

۱۰٫ آمادگی برای شرایط بحرانی: صرفه‌جویی و قناعت در مصرف برای ایجاد آمادگی برای مقابله با شرایط بحرانی از دیگر آثار قناعت است (همان)

۱۱٫ فضیلت اخلاقی: قناعت‌ورزی، بر اساس آموزه‌های قرآنی یک فضیلت است و کسی که قناعت می‌ورزد به این فضیلت دست می‌یابد که از نظر قرآن موجب ارزشمندی انسان می‌شود. این مطلب را می‌توان از آیه ۳۶ سوره حج به دست آورد؛ زیرا امام صادق(ع) درباره «اطعموا القانع و…» فرمود: قانع کسی است که به آنچه به او می‌دهی راضی می‌شود و نسبت به آن ناراحتی، ترش‌رویی و دهن کجی نمی‌کند. (الکافی، ج ۴، ص ۴۹۹، ح ۲؛ تفسیر نور الثقلین، ج ۳، ص ۴۹۸، ح ۱۳۴) بنابر این می‌توان استفاده کرد که روحیه قناعت، از نظر آموزه‌های قرآنی ارزشمند و یک فضیلت والا است.

۱۲٫ راحتی و آسایش: امام علی(ع) درباره این اثر قناعت می‌فرماید: هر کس به مقدار کفایت، قناعت کند، آسایش می‌یابد و برای خویش زمینه گشایش فراهم می‌کند. (کافی، الاسلامیه، ج ۸، ص ۱۹؛ نهج البلاغه، صبحی صالح ص ۵۴۰،‌ حکمت ۳۷۱) از همین روست که امام صادق(ع) حریص را که ضد قناعت عمل می‌کند، دور از آسایش و راحتی می‌داند و می‌فرماید: حرم الحریص خصلتین و لزمته خصلتان. حرم القناعهًْ فافتقد الراحهًْ و حرم الرضا فافتقد الیقین؛ حریص از دو خصلت محروم شده و در نتیجه دو خصلت را با خود دارد: از قناعت محروم است و در نتیجه آسایش را از دست داده است، از راضی بودن محروم است و در نتیجه یقین را از دست داده است. (خصال، صدوق، ص ۶۹، ح ۱۰۴)

۱۳٫ بی‌نیازی و استغنا: از دیگر آثار قناعت بی‌نیازی است. امام صادق(ع) می‌فرماید: آدم دیندار چون می‌اندیشد، آرامش بر جان او حاکم است. چون خضوع می‌کند متواضع است. چون قناعت می‌کند، بی‌نیاز است. به آنچه داده شده خشنود است. چون تنهایی را برگزیده از دوستان بی‌نیاز است. چون هوا و هوس را رها کرده آزاد است. چون دنیا را فرو گذارده از بدی‌ها و گزندهای آن در امان است. چون حسادت را دور افکنده محبتش آشکار است. مردم را نمی‌ترساند و لذا از آنان نمی‌هراسد و به آنان تجاوز نمی‌کند پس از گزندشان در امان است. به هیچ چیز دل نمی‌بندد پس به رستگاری و کمال فضیلت دست می‌یابد و عافیت را به دیده بصیرت می‌نگرد پس کارش به پشیمانی نمی‌کشد. (امالی، مفید، ص ۵۲، ح ۱۴)

۱۴٫ راضی شدن خدا به عمل اندک: امام صادق(ع) می‌فرمایند: هر که به معاش اندک خدا راضی گردد خدا هم به عمل اندک او راضی شود. (اصول کافی. ج ۳٫ ص ۲۰۷٫ حدیث ۳)

۱۵٫ عمل اندک: امام رضا(ع) فرموده‌اند: کسی که جز به روزی زیاد قناعت نکند، جز عمل بسیار او را بس نباشد و هر که روزی اندک کفایتش کند عمل اندک هم کافی‌اش باشد. (اصول کافی ج ۳، ص ۲۰۷٫ حدیث ۵)

۱۶٫ شکرگزاری: حضرت علی(ع) فرمودند: قانع‌ترین مردم باش تا شکرگزارترین آنان باشی. (ارشاد القلوب. جزء اول. ص ۱۱۸)

۱۷٫ تزکیه و اصلاح نفس: حضرت علی(ع) فرموده‌اند: قناعت بهترین عامل برای سامان دادن به نفس و اصلاح آن است. (میزان الحکمه. ج ۸٫ ح ۱۶۸۶۱)

برخی عوامل ایجادی قناعت

در آیات قرآن و روایات، علل و عواملی بیان شده که موجب تحقق فضیلت و ملکه قناعت در انسان می‌شود. از جمله علل و عوامل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

۱٫ ایمان به خدا: ‌ایمان به خدا مهم‌ترین عامل در قناعت‌ورزی انسان است؛ زیرا کسی که به خداوند ایمان دارد می‌داند هر چیزی به کفاف در اختیار بنده‌اش گذاشته می‌شود. (نحل، آیه ۹۷) از پیامبر(ص) درباره آیه «فلنحیینه حیوهًْ طیبهًْ» پرسش شد، حضرت فرمود: آن قناعت و رضایت به تقسیم روزی از جانب خداوند است. (مجمع البیان، ج ۶-۵، ص ۵۹۳؛ الکشاف،‌ج ۲، ص ۶۳۳)

۲٫ عمل صالح: عمل صالح بستری برای تحقق و رضایتمندی به قسمت الهی است که نصیب هر کسی می‌شود و این گونه شخص به میزان کفاف از هر چیزی مصرف می‌کند (همان)

۳٫ همت والا: ریشه قناعت را باید در همت والای شخص دانست. امام علی(ع) در این باره فرموده است:‌من شرف الهمهًْ لزوم القناعهًْ؛ پایبندی به قناعت، از والایی همت است. (تصنیف غرر الحکم و درر الکلم ص ۳۹۱، ح ۸۹۹۹)

۴٫ اجتناب از حرص: چنانکه گفته شد حرص ضد قناعت است. از همین رو، برای تحقق قناعت باید از حرص اجتناب کرد. امام علی(ع) می‌فرماید: از حرص، با قناعت انتقام بگیر، چنانکه با قصاص از دشمن انتقام می‌گیری. (شرح نهج‌ البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۲۰، ص ۳۱۴، ح ۶۰۷)

منبع: کیهان

قناعت دارای آثار مادی و معنوی فراوانی است که اگر انسان بدان توجه داشته باشد، رغبت و میل او به کسب این صفت پسندیده، یعنی قناعت بیشتر می شود.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان،   در  مطلب ذیل به برخی از فواید قناعت از زبان امام علی علیه السلام اشاره می کنیم:
۱- عزت و سربلندی
همه انسان ها خواهان شخصیت، عزت و سربلندی هستند. فردی که دارای مناعت طبع و عزت نفس است، نزد همگان عزیز و سربلند و باهمت جلوه می کند، ولی کسی که به دیگران طمع و چشم داشت دارد، خود را ذلیل و اسیر ساخته و مردم با چشم حقارت به او می نگرند.

امام علی علیه السلام در این باره چه زیبا می فرماید:
قَدْ عَزَّ مَنْ قَنِع[۱]؛ کسی که قناعت کرد، عزیز شد.

سعدی می گوید:

قناعت توانگر کند مرد را
خبر کن حریص جهانگرد را
قناعت کن ای نفس، بر اندکی
که سلطان و درویش، بینی یکی
چو سیراب خواهی شدن زآب جوی
چرا ریزی از بهر برف آبروی


بیشتربخوانید : یاد مرگ و قیامت چه آثار و فوایدی برایمان دارد؟


۲- بی نیازی واقعی
فقر و احتیاج چیزی است که همه از آن نفرت دارند، چنان که غنی بودن و بی نیازی مورد علاقه همه است. بسیاری از مردم چون بی نیازی را در جمع آوری ثروت، امور مادی و تهیه تجملات می دانند، لذا تا آن جا که توان دارند، در تحصیل آنها تلاش می کنند، ولی هر اندازه انسان از این امور بیشتر بهره مند باشد، به خاطر حفظ و اداره آنها، دایره احتیاجاتش زیادتر خواهدبود و تنها چیزی که موجب بی نیازی انسان می گردد، قناعت به اموری است که برای انسان فراهم شده و احتیاجات ضروری او را برطرف می سازد. امام علی علیه السلام می فرماید:

ثَمَرَةُ القَناعَةِ الغِنی[۲]؛ میوه قناعت بی نیازی است.

همچنین فرمود: وَ لا کنزَ أَغنَی مِنَ القَناعَةِ[۳] ؛ هیچ گنجی بی نیاز کننده تر از قناعت نیست.

حضرت علی علیه السلام می فرماید:
القناعَةُ مالٌ لاینفَدُ[۴] ؛ قناعت، ثروتی است پایان ناپذیر.

همچنین آن حضرت می فرماید:
الغِنَی الاکبَرُ الیأسُ عَمّا فِی أَیدِی النّاسِ[۵] ؛ برترین بی نیازی و دارایی، نومیدی است از آن چه در دست مردم است.

همچنین می فرماید:
مَن قَنَعَ بِما رَزَقَهُ اللّهُ فَهُوَ مِن اغنی النّاسِ[۶] ؛ هر کس بدان چه خدا روزیش نموده قناعت ورزد او از غنی ترین مردم است.

چون قناعت را پیمبر گنج گفت
هرکسی را کی رسد گنج نهفت؟

۳- آسایش خاطر و آرامش روان
بیشتر مردم سعی می کنند که آسایش و راحتی خود را با به دست آوردن مال و کسب مقام و تجملات زندگی فراهم سازند و هرگاه موفق نشدند آنها را به دست آورند، نگران شده و خود را بدبخت می دانند؛ در صورتی که امور یاد شده نه تنها موجب آسایش و راحتی انسان نمی گردد، بلکه بیشتر موجب ناراحتی و سلب آسایش می باشد. آن چه موجب آسایش و راحتی جسم و روح انسانی است، قناعت وبی توجهی به اموری مادی دنیا است. امام صادق علیه السلام می فرماید:

مَن قَنَعَ بِالمَقسُومِ استَراحَ مِنَ الهَمِّ وَ الکربِ وَ التَّعَبِ[۷] ؛ هرکس به مقداری که روزی او است قناعت کند از پریشانی، غصه و رنج راحت می شود.

امام علی علیه السلام می فرماید:
مَن قَنَعَ لَم یغتَمّ[۸] ؛ انسان قانع غمگین نمی شود.

امام حسین علیه السلام هم در حدیثی زیبا می فرماید:
القُنُوعُ راحَةُ الابدانِ[۹] ؛ قناعت مایه آسایش تن و بدن است (که بیشترین تلاش انسان فراهم کردن راحتی و آسایش است).

۴- حریت و آزادی
قناعت باعث آزادی فکری و روحی و استقلال انسانی است. همچنان که طمع موجب بردگی و خواری انسان است.

امام علی علیه السلام می فرماید:
استَغنِ عَمَّن شئتَ تَکن نَظیرُهُ[۱۰] ؛ (با قناعت) خود را از هرکسی بی نیاز گردان تا (در شخصیت و آزادگی) مانند او گردی.

بنابراین وقتی انسان به آن چه دارد قانع باشد و چشم داشتی به دیگران نداشته باشد، در تمام کارهایش خود تصمیم می گیرد و آزادانه رفتار می کند و با کمال صراحت همه جا سخنش را می گوید و نظر خود را اظهار می دارد.

۵- خودسازی
امام علی علیه السلام می فرماید:

اعوَنُ شَی ءٍ عَلی صَلاحِ النَّفَسِ القَناعَةُ[۱۱] ؛ آنچه برای بهبود نفس آدمی بیش از هرچیز کمک می کند، قناعت است.

۶- آسانی حساب
امام علی علیه السلام می فرماید:
اقنَع بِما اوتیتَهُ یخُفُّ عَلیک الحِسابُ[۱۲] ؛ به آنچه به تو داده شده قناعت کن تا حساب تو سبک باشد.

۷- سبک باری
امام علی علیه السلام می فرماید:
مَن رَضِی مِنَ اللّهِ بِالیسیرِ مِنَ المَعاشِ رَضِی اللّهُ مِنهُ بِالیسیرِ مِنَ العَمَلِ[۱۳] ؛ هرکس در امر معاش بر خدا آسان گیرد (قناعت ورزد) خداوند در عمل بر او آسان گیرد.

۸- سلامت دین
امام علی علیه السلام می فرماید:
اقنَعُوا بِالقَلِیلِ مِن دُنیاکم لِسَلامَةِ دِینِکم[۱۴] ؛ به کمی از دنیای خود قانع باشید به خاطر سلامت دینتان.

پی نوشت:
[۱] . تصنیف غررالحکم، ص ۳۹۲٫
[۲] . غررالحکم، ص ۳۵۹، ح ۱۳٫
[۳] . نهج ‏البلاغه، حکمت ۳۷۱٫
[۴] . همان، حکمت ۵۷٫
[۵] . همان، حکمت ۳۴۲٫
[۶] . بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۴۵٫
[۷] . بحارالانوار، ج ۶۸، ص ۳۴۹٫
[۸] . غررالحکم، ص ۳۹۳٫
[۹] . بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۲۸٫
[۱۰] . جامع ‏السعادات، ج ۲، ص ۸۲٫
[۱۱] . غررالحکم، ح ۳۹۱٫
[۱۲] . بحارالانوار، ج ۷۷، ص ۱۸۷٫
[۱۳] . کافى، ج ۲، ص ۱۳۸٫
[۱۴] . غررالحکم، ح ۳۹۳٫

منبع:تبیان

  1. قناعت

    قناعت به معنای اکتفا کردن به اندازه نیاز است در مقابل حرص که به زیاده طلبی گفته می شود. قناعت از فضابل اخلاقی مورد تأکید اسلام و از ویژگی هاى افراد باایمان و انسان هاى با فضیلت است.

    محتویات

    معناى قناعت

    قناعت به معنای اکتفا کردن به اندازه نیاز است در مقابل حرص که به زیاده طلبی گفته می شود. راغب اصفهانى مى گوید: القِناعَةُ اَلاِجتِزاءُ بِالیَسِیرِ مِنَ الاِعراضِ المُحتاجِ إلَیها؛ قناعت اکتفا به مقدار ناچیزى از وسایل زندگى در حدّ ضرورت و نیاز است.و در جاى دیگر گفته است: القِناعَةُ الرِّضا بِما دُونَ الکَفافِ؛ قناعت راضى بودن به کمتر از مقدار کفاف است. طریحى حدّ کفاف را این گونه تفسیر مى کند: الکَفافُ ما یَکُفُ عَنِ المَسألَةِ و َیَستَغنى؛ کفاف آن اندازه از امکانات زندگى است که انسان را از دیگران بى نیاز کند و او را از سؤال و ذلت باز دارد.

    فضیلت و اهمیت قناعت

    قناعت یکى از ویژگی هاى افراد باایمان و از امتیازات انسان هاى با فضیلت است، رسول خدا (ص) می فرمایند: « خِیارُ اُمَّتی ، القانِـعُ و شِرارُهُمُ ، الطامِعُ » بهترینان امّت من، قناعت کنندگان و بدترین آنها، طمعکاران هستند.[۱] این فضیلت زمانی به دست می آید که انسان با همت بلند قلبش را از دوستی دنیا خالی کرده و توجهش را به زندگی ابدی و آخرت معطوف داشته باشد. در این صورت است که انسان می تواند متاع ناچیز دنیا چشم پوشیده و جز به اندازه نیازش از آن توشه بر ندارد. امام على علیه السلام می فرمایند:« مِن شَرَفِ الهِمَّةِ ، لُزومُ القَناعَةِ .» از بلند همّتى است، پایبندى به قناعت.[۲] در واقع انسان عاقل و رشد یافته این حقیقت را به خوبی درک می کند که زندگی دنیا فرصت کوتاهی است برای اصلاح نفس و آمادگی برای سفر آخرت و زندگی ابدی بنابراین همه همتش را صرف آبادی دنیای فانی نکرده و جز به اندازه نیاز به جمع آوری متاع دنیا اقدام نمی کند. از این رو در روایات اهلبیت صفت قناعت نشان دهنده کمال عقل انسان دانسته شده است: امام على علیه السلام می فرمایند:« مَن عَقلَ ، قَنِعَ»؛کسى که عاقل باشد، قانع است.[۳] بنابراین قناعت نتیجه عقلانیت و شناخت انسان نسبت به مبدأ و مقصد و جایگاهش در عالم وجود است؛ از این رو امیرالمؤمنین علی (ع) می فرمایند :«یَنبَغی لمَن عَرَفَ نفسَهُ ، أن یَلزَمَ القَناعَةَ و العِفَّةَ»؛ براى کسى که خود را بشناسد، شایسته است که به قناعت و عزّت نفْس چنگ در زند.[۴]

    آثار قناعت

    بهره مندی انسان از روحیه قناعت آثار و پیامدهای خوبی در زندگی دنیا و آخرت او خواهد داشت.

    گنج بى پایان

    نیازمند حقیقی کسی است به داشته های فراوانش راضی نبوده و همواره بیش از آن را طلب نماید. او به اندازه همه نداشته هایش فقیر و نیازمند است. و به عکس اگر قلب انسان به آنچه دارد راضی باشد در واقع غنی و بی نیاز است. بنابراین ریشه غنی و بی نیازی در جان آدمیزاد است نه در ثروتهای انباشته او. رسول خدا (ص) می فرمایند: « لَیسَ الغِنَى فِی کَثرَةِ العَرضِ وَ إِنَّمَا الغِنَى غَنَاءُ النَّفسِ » ؛ بى نیازى به فراوانى ثروت نیست، بى نیازى تنها در روحیه بى نیازى است.[۵] انسان قانع با کنترل و محدود کردن خواسته های نفسش به بی نیازی می رسدو او شادمانی و آسایشی را که حریصان با بزرگترین گنجها به دست نیاورده اند با قناعت به دست می آورد. به همین دلیل در روایات از قناعت به بزرگترین ثروتها یاد شده ا ست. رسول گرامى اسلام صلّى اللّه علیه و آله فرمود: « القَنَاعَةُ کَنزٌ لَا یَفنَى » ؛ قناعت گنجى است که فانى نمى شود. [۶] و امام على علیه السلام در این باره مى فرماید: « لَا کَنزَ أَغنَى مِنَ القَنَاعَةِ» ؛ گنجى بى نیاز کننده تر از قناعت نیست.[۷]

    آسودگی در زندگی

    از مهمترین نتایج قناعت آسایش در زندگی دنیاست. انسان حریص همواره جسم و جانش برای به دست آوردن مادیاتی که اشتغال زیاد حتی فرصت استفاده از آن را به او نخواهد داد فرسوده می سازد و همواره با ترس از دست دادن داشته هایش و اندوه به دست نیاوردن خواسته های نامحدودش زندگی می کند. اما انسان قانع راه تعادل را در پیش گرفته و بیش از مقدار نیاز و تکلیف در طلب منافع مادی نمی کوشد. از سوی دیگر ترسی از کم شدن اندوخته هایش و اندوهی نسبت به نرسیدن به خواسته هایش ندارد چنانکه امام على علیه السلام فرمود:« مَن قَنِعَ ، لم یَغتَمَّ » کسى که قانع باشد ، اندوهگین نشود.[۸] بنا براین انسان قانع همواره در آسایش راحتی زندگی می کند. امام على علیه السلام می فرمایند« أنعَمُ الناسِ عَیشا ، مَن مَنَحَهُ اللّه ُ سُبحانَهُ القَناعَةَ و أصلَحَ لَهُ زَوجَهُ »؛ خوشترین زندگى را کسى دارد که ، خداوند سبحان قناعت را ارزانى اش دارد…[۹] همچنین در بخشى از سفارش خود به فرزند بزرگوارش حسین علیه السلام ـ می فرمایند:« لا مالَ أذهَبُ بالفاقَةِ مِن الرِّضا بالقُوتِ و مَنِ اقتَصَرَ على بُلغَةِ الکَفافِ ، تَعَجَّلَ الراحَةَ و تَبَوَّأ خَفضَ الدَّعَةِ .»؛ هیچ ثروتى فقر زداتر از خشنودى به قُوت، نیست و هر که به کفافِ زندگى بسنده کند، به زودى به آسایش دست یابد و زندگى آسوده و مرفّهى به دست آورد.[۱۰] نیز فرزند بزرگوارشان امام حسین علیه السلام می فرمایند :« القُنوعُ ، راحَةُ الأبدانِ .»؛قناعت ، مایه آسایش تن است.[۱۱]

    عزّت و سرفرازى

    حرص و زیاده خواهی انسان را ذلت درخواست و التماس به دیگران و آلودگی و ذلت عصیان پروردگار مبتلا می کند. اما انسان قانع خواسته هایش اندک است و از درخواست بی نیاز است. امام على علیه السلام می فرمایند :« ثَمرَةُ القَناعَةِ ، الإجمالُ فی المُکتَسَبِ و العُزوفُ عنِ الطَّلَبِ»میوه قناعت، میانه روى در کسب و کار است و خویشتندارى از دست دراز کردن سوى مردم .[۱۲] بنابراین قناعت موجب عزت یافتن انسان است. امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: « لا أَعَزَّ مِن قانِعٍ » ؛ هیچ کس از شخص قانع عزیزتر نیست.[۱۳]

    زندگى پاکیزه

    از امیرمؤمنان على علیه السلام پرسیدند منظور از (حیات طیّبه) در آیه شریفه:« مَن عَمِلَ صالِحا مِن ذَکَرٍ او انثى وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحیِیَنَّهُ حَیوةً طَیِّبَةً ». (سوره نحل: ۹۷) چیست؟ فرمود: « هِیَ القَنَاعَةُ » ؛ حیات طیّبه قناعت است. [۱۴]

    آسان شدن حساب قیامت

    روشن است انسانی که در دنیا به حد کفاف قانع بوده و بند تعلقات مادی را از وجودش گسسته باشد از حساب و کتاب دقیق قیامت به آسانی گذر خواهد کرد. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمودند :« اِقنَعْ بما اُوتِیتَهُ ، یَخِفَّ علَیکَ الحِسابُ .»؛ به آنچه داده شده اى قانع باش، تا حسابت سبک شود.[۱۵]

    میانه روی در کسب و کار

    افرا در کسب و کار، زندگی انسان را از تعادل خارج کرده و فرصتی برای بهره مند شدن از فرصت زندگی برای زندگی کردن را از انسان می گیرد. قناعت موجب می شود انسان در کسب و کارش متعادل و فرصت کافی برای عبادت و کسب فضایل انسانی و تفریح و استراحت پیدا کند. امام علی(ع) می فرمایند:« ثَمرَةُ القَناعَةِ ، الإجمالُ فی المُکتَسَبِ و العُزوفُ عنِ الطَّلَبِ » میوه قناعت، میانه روى در کسب و کار است و خویشتندارى از دست دراز کردن سوى مردم .[۱۶]

    خودسازی

    این صفت از مهم ترین عوامل خودسازی است. زیرا سرچشمه بسیاری از رذایل اخلاقی در دنیا دوستی و حرص است که جز با اراسته شدن به قناعت اصلاح نمی شود. امیرالمؤمنین (ع) قناعت را عامل مقابله با حرص شمرده و فرموده اند:« انتَقِمْ مِن حِرصِکَ ، بالقُنوعِ ، کما تَنتَقِمُ مِن عَدُوِّکَ ، بالقِصاصِ »؛ از حرص خود با قناعت انتقام بگیر همان گونه که از دشمن خود با قصاص انتقام می گیری. [۱۷] به همین جهت در روایات قناعت به عنوان یکی از مهمترین عوامل در خودسازی انسان دانسته شده است. امام على علیه السلام :« أعوَنُ شیءٍ على صَلاحِ النَّفسِ ، القَناعَةُ» بهترین کمک براى خودسازى، قناعت است. [۱۸] و در حدیث دیگری می فرمایند:« کیفَ یَستَطیعُ صَلاحَ نفسِهِ ، مَن لا یَقنَعُ بالقَلیلِ؟» کسى که به اندک قانع نیست، چگونه مى تواند خودسازى کند؟![۱۹]

    سلامت دین

    امام على علیه السلام می فرمایند : « اِقنَعُوا بالقَلیلِ مِن دُنیاکُم لِسلامَةِ دِینِکُم ؛ فإنَّ المؤمنَ البُلغَةُ الیَسیرَةُ مِن الدنیا تُقنِعُهُ»؛ براى سالم ماندن دینتان، به اندکى از دنیاى خود قانع باشید ؛ زیرا که مؤمن را اندک کفاف دنیا، قانع مى سازد.[۲۰]

    پذیرش عمل اندک

    امام صادق علیه السلام می فرمایند :« مَن رَضِیَ مِن اللّه ِ بِالیَسیرِ مِن المَعاشِ ، رَضِیَ اللّه ُ مِنهُ بِالیَسیرِ مِن العَمَلِ .» ؛کسى که به معاش ( روزى ) اندک خدا خرسند باشد، خداوند به عمل اندک او خرسند شود.[۲۱]

    پا نویس

  2. کنز العمّال: ۷۰۹۵
  3. غرر الحکم : ۹۴۳۵
  4. غرر الحکم : ۷۷۲۴
  5. غرر الحکم : ۱۰۹۲۷
  6. بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۰
  7. مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۲۲۶
  8. نهج البلاغة، ص ۵۴۰
  9. غرر الحکم : ۷۷۷۱
  10. غرر الحکم : ۳۲۹۵
  11. بحار الأنوار : ۷۷/۲۳۸/۱
  12. بحار الأنوار : ۷۸/۱۲۸/۱۱
  13. غرر الحکم : ۴۶۳۴
  14. غررالحکم، ص۳۹۲
  15. نهج البلاغة، ص۵۰۸
  16. بحار الأنوار : ۷۷/۱۸۷/۳۷
  17. غرر الحکم : ۴۶۳۴
  18. غرر الحکم : ۲۳۳۹
  19. غرر الحکم : ۳۱۹۱
  20. غرر الحکم : ۶۹۷۹
  21. غرر الحکم : ۲۵۴۹
  22. الکافی : ۲/۱۳۸/۳

    قناعت، راه خوش بختی

    قناعت، از فضیلت های مهم اخلاقی و صفات پسندیده انسانی است که از گرفتار شدن انسان به رذیلت دنیادوستی که ریشه همه خطاهاست جلوگیری می کند. در رهنمودهای اولیای الهی با تعابیر مختلفی از فضیلت و ارزش قناعت سخن به میان آمده و تأکید شده است که خوش ترین زندگی را کسی دارد که به صفت قناعت آراسته است و گرنه انسان های حریص و آنهایی که در تمام لحظات زندگی به دنبال تحصیل ثروتند، اگر تمام دنیا را به آنها بدهند سیر نمی شوند و در نتیجه لحظه ای در زندگی از آرامش و آسایش برخوردار نیستند. علی علیه السلام افزون بر تصریح به این حقیقت که حریص هرچند همه امکانات دنیا را در اختیار داشته باشد باز فقیر است، می فرمایند: «خوش ترین زندگی را کسی دارد که خداوند متعال نعمت قناعت را به او عنایت کرده است».

    بی نیازی، دست آورد قناعت

    برخورداری از بی نیازی مادی و داشتن ثروت و امکانات بیشتر مالی یکی از خواست های مهم افراد بشر در زندگی است. اغلب به خاطر افراط، عده ای آن چنان فریفته مال و ثروت می شوند که تمام لحظات زندگی شان را صرف تحصیل آن می نمایند و گمان می کنند که با این روش به بی نیازی دست خواهند یافت؛ غافل از آن که فقر و دارایی ریشه در نفس آدمی دارند. اگر انسان به تهذیب نفس بپردازد در عین کم داشتن قانع و بی نیاز می شود، ولی اگر از این امر غفلت کند و حرص و آز در وجود او ریشه بدواند، هرقدر ثروتمند باشد، بی نیاز نمی شود. علی علیه السلام در این باره تصریح می کنند: «به جستجوی بی نیازی برخاستم، آن را جز در قناعت ندیدم. شما هم قناعت کنید تا بی نیاز شوید».

    راه دست یابی به قناعت

    از جمله اموری که مانع دست یابی به صفت قناعت می شوند حرص و آز است. این صفت یکی از نمودهای حبّ دنیاست که انسان را وادار می سازد که همواره به دنبال جمع کردن ثروت بیشتر باشد و به هیچ حدّی از آن کفایت نکند. واضح است کسی که به این رذیله اخلاقی آلوده شد هرگز به صفت پسندیده قناعت نمی تواند آراسته شود. تنها راه برخورداری از قناعت ریشه کن ساختن صفت حرص از وجود آدمی است. علی علیه السلام در اشاره به این حقیقت می فرمایند: «تا زمانی که حرص از بین نرود قناعت تحقق پیدا نمی کند».

    گرامی ترین مردم

    در فرهنگ اسلامی ارزش و اعتبار افراد از راه میزان آراستگی آنها به فضیلت های اخلاقی و صفات انسانی و دوری آنها از صفت های ناپسند نفسانی مشخص می شود. بدون تردید برخورداری از قناعت. پرهیزگاری، ترک حرص و آزمندی از جمله اوصافی است که زمینه تحقق سعادت واقعی انسان را فراهم می سازد. از این حقیقت در روایات ائمه اطهار علیه السلام با تعابیر متفاوتی یاد شده است. علی علیه السلام با توجه به آثاری که این اوصاف در زندگی و روند رشد معنوی انسان دارند می فرمایند: «گرامی ترین مردم کسی است که قناعت و پارسایی و دوری از حرص و طمع را پیشه خود سازد؛ چرا که حرص و طمع فقر بالفعل و قناعت بی نیازی آشکار است که همگان آن را در افراد آراسته به صفت قناعت می توانند به آسانی مشاهده کنند».

    قناعت، راهی برای اصلاح نفس

    در بینش اسلامی مهم ترین راه تحصیل کمال واقعی انسان اصلاح نفس است. لذا از آن به عنوان بزرگ ترین و برترین جهاد یاد می شود. واضح است به انجام رساندن این مسئولیت بزرگ همانند سایر اهداف شرط هایی دارد که بدون در نظر گرفتن آنها تحصیل این هدف امکان پذیر نیست. از جمله اموری که از آن به عنوان زمینه ساز اصلاح نفس یاد شده داشتن قناعت در زندگی است؛ چرا که برخورداری از این فضیلت، صفاتی چون اسراف و تبذیر و طمع را که هر یک به گونه ای مانع اصلاح نفسند، از آدمی دور می کند. علی علیه السلام می فرمایند: «قناعت از مؤثرترین عوامل اصلاح نفس است».

    پاک ترین نوع زندگی

    در هر جامعه ای با توجه به نوع فرهنگ و نظام ارزشی حاکم بر آن برای زندگی شایسته و مناسب ویژگی های مخصوصی ذکر می شود. به سبب حاکمیت جهان بینی های مادی، در اغلب جوامع، گونه ای از زندگی به عنوان زندگی خوب و موفق یاد می شود که از امکانات مالی و دارایی بیشتری برخوردار باشد. ولی در بینش اسلامی صالح ترین و مطلوب ترین زندگی آن است که به جای محور قرار گرفتن دارایی، در آن برخورداری از ارزش های الهی و فضیلت های انسانی مهم دانسته شود و اساس زندگی را اوصاف شایسته اخلاقی تشکیل دهد. بر این اساس در رهنمودهای اولیای الهی به ویژگی هایی برمی خوریم که متأسفانه امروزه بر اثر دور شدن از ارزش های الهی حتی در جوامع اسلامی هم کم تر به چشم می خورد؛ به عنوان مثال علی علیه السلام می فرمایند: «پاک ترین زندگی آن زندگی است که در آن به قناعت اکتفا شود».

    قناعت، راه بی نیازی

    از نشانه های خوش بختی انسان در زندگی آن است که به اندازه ای از امکانات مادی و توانایی مالی برخوردار باشد که مجبور نشود که دست به سوی دیگران دراز کند. به منظور در امان ماندن از این پیش آمد ناگوار توصیه های زیادی از ناحیه رهبران الهی برای افراد بشر عرضه شده است که از جمله آنها سفارش به پرهیز از سستی و بی کاری و خودداری از اسراف و ریخت وپاش در زندگی و ضرورت داشتن برنامه دقیق برای زندگی است. در این زمینه یکی از مهم ترین رهنمودها رعایت اصل قناعت است. علی علیه السلام می فرمایند: «هرکس به آن مقدار از روزی که خداوند قسمت او قرار داده است قناعت کند، از آنچه در دست مردم است بی نیاز می شود».

    حفظ دین با قناعت

    از مهم ترین عوامل تهدید دین و اعتقادات انسان، نداشتن نگرش مناسب به ثروت است. گاهی انسان در نتیجه فریفته شدن به زرق وبرق مال دنیا، حتی تمام احکام الهی و ارزش های اخلاقی و انسانی را زیرپا می گذارد تا به آن دست یابد و گاهی هم بر اثر نداشتن برنامه مناسب در مصرف آن چه به دست آورده است دچار اسراف و تبذیر می شود و در نتیجه از حدود الهی تجاوز کرده به خود و سایر افراد جامعه ضرر می رساند. در مجموعه تعالیم الهی اسلام، هم در زمینه شیوه های به دست آوردن مال و هم در نحوه مصرف آن احکام و مقرراتی وضع شده است. علی علیه السلام درباره مال دنیا و چگونگی برخورد با آن به پیروان خود توصیه می کنند: «به منظور سالم ماندن دینتان به مقدار کم از مال دنیا قانع باشید؛ زیرا انسان با ایمان را اندکی از مال دنیا قانع می سازد».

    آسوده ترین مردم

    اگر از مردم سؤال شود که «دوست دارید از چه نوع زندگی برخوردار باشید؟»، بدون تردید اغلب آنها در پاسخ خواهند گفت: «دوست داریم زندگی خوب و راحتی داشته باشیم». امّا در پاسخ به این پرسش که «چگونه می توان به یک زندگی راحت دست یافت؟» دیدگاه ها و نظریه های مختلفی وجود دارد. عده ای معتقدند از طریق تلاش های بی وقفه شبانه روزی دست یابی به زندگی راحت میسر است. برخی دیگر اعتقاد دارند داشتن دارایی بیشتر زمینه داشتن یک زندگی خوب را فراهم می سازد. اما علی علیه السلام می فرمایند: «آسوده ترین مردم در زندگی فردی است که قناعت را پیشه خود سازد».

    قناعت، راه درمان طمع

    یکی از صفت های زشت نفسانی که در نتیجه عدم تزکیه نفس در وجود انسان پیدا می شود طمع است. صاحب این صفت به سبب علاقه بیش از حدی که به مال دنیا دارد، همیشه چشم به مال مردم دارد و به آنچه خود دارد اکتفا نمی کند. از جمله آثار این صفت ناپسند آن است که یقین و اعتماد انسان را به خدا کم می کند و فرد را در دید مردم خوار و بی مقدار می سازد. بعلاوه این صفت فرد را وادار می سازد که عزت نفس و شخصیت واقعی خود را نادیده گرفته، به تملّق گویی افراد بپردازد و در نتیجه هر روز بیش از پیش از منزلت انسانی فاصله گیرد و از درگاه خداوند دورتر شود. علی علیه السلام فرمود: «هرکس قناعت کند طمع او کم می شود و انسان قانع از آفات و ضررهای طمع در امان می ماند».

    پاک دامنی، ره آورد قناعت

    به سبب آثار بدی که افراط و تفریط در پی دارد، در تعالیم حیات بخش اسلامی همواره به میانه روی در کارها و عدم تجاوز از حدّ اعتدال در امور تأکید می شود. بر این اساس چون تبعیت از شهوات نفسانی انسان را از منزلت واقعی خود دور می سازد، در مجموعه رهنمودهای دینی توصیه شده است که افراد از راه مطیع ساختن قوه شهویه بر قوه عاقله، بکوشند از هرگونه افراط و تفریط در برآوردن خواهش های نفسانی جلوگیری کنند تا از این طریق زمینه سالم ماندن نفس از همه آلودگی های معنوی فراهم گردد. یکی از عوامل مهم پاک دامنی و حفظ سلامت نفس آراستگی به قناعت و راضی بودن به حدّ ضرورت در تأمین نیازهاست. علی علیه السلام در این باره می فرمایند: «نفس قانع انسان را در دست یابی به طهارت معنوی و تحصیل پاک دامنی یاری می کند».

    قناعت، حیات طیّبه

    روزی شخصی از علی علیه السلام درباره حیات طیبه ای که در آیه ۹۷ سوره نحل به آن اشاره شده است سؤال کرد. آن حضرت در جواب فرمودند: «مراد از حیات طیبه قناعت است».

    قناعت، نشانه سعادت

    در سخنان اولیای الهی در موارد زیادی از اوصاف خوشبخت ترین انسان ها سخن به میان آمده است. واضح است آن بزرگواران از طریق ذکر این اوصاف تلاش نموده اند تا مردم را به کسب این قبیل اوصاف که سعادت جاودانه آنها را در پی خواهد داشت، تشویق کنند. علی علیه السلام از اوصاف پسندیده انسان های سعادتمند این گونه یاد می کنند: «خوش بخت کسی است که همواره به یاد قیامت باشد و برای روز جزا بکوشد و به مقدار ضرورت قانع باشد و از خداوند در هر حال خشنود باشد».

    قناعت، صفت انبیاء

    یکی از اوصاف مشترک همه انبیای الهی که مسئولیت هدایت مردم را به عهده داشته اند، برخورداری از یک زندگی ساده و همراه با زهد و قناعت است. علی علیه السلام در این باره می فرماید: «خداوند متعال فرستاده های خود را در اراده شان نیرومند گرداند. گرچه از نظر ظاهر تهی دست و دارای زندگی بسیار ساده بودند، اما زندگی آنها پیوسته همراه با قناعتی بود که دل ها و دیده ها را پر از بی نیازی می ساخت؛ هرچند که فقر آنها چشم ها و گوش ها را از ناراحتی لبریز می ساخت».

    نتیجه خرسندی به قناعت

    علی علیه السلام در وصیت های حیات بخش خود به فرزند بزرگوارشان امام حسین علیه السلام ، آن حضرت را به بسنده کردن به مقدار ضرورت از مال دنیا و در نظر داشتن اصل قناعت سفارش می کنند و می فرمایند: «هیچ دارایی هم چون خرسند بودن به قوتی که خداوند آن را روزی انسان ساخته است فقر را از انسان دور نمی سازد». بنابراین هرکس در زندگی به مقدار کفاف بسنده کند، طولی نمی کشد که به آسایش و راحتی دست می یابد و زندگی آسوده ای به دست می آورد.


+ نُه = 14