خانه > مقالات > هدف خلقت انسان چیست

هدف خلقت انسان چیست

سلام اگر انسان اون دنیا بگه من نمیخواستم خلق بشم تا آزمایش بشم خدا منو نابود کن از صحنه خلقت …… چی میشه؟؟؟؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
البته این پرسش می تواند از ناحیه دو نفر مطرح گردد: گاهی این سؤال از منظر کسی مطرح می شود که در دنیا چنین سؤالی نداشته است و سپس در قیامت با مواجه شدن با حساب و کتاب الهی و یا مشاهده نتیجه مردودی در امتحانات و آزمون هائی الهی در دنیا چنین درخواستی می نماید (و البته ظاهر سؤال شما از همین منظر می باشد) البته چنین درخواستی در قیامت فقط از جانب چنین افرادی می باشد و الا کسانی که نتیجه زحمات و تلاش های خود در دنیا را در آخرت می یابند و خود را غرق در نعمت الهی می بینند هرگز چنین درخواستی نمی کنند.
اما گاهی این سؤال از طرف کسی است که در حال حاضر و در دنیا چنین درخواست و یا اعتراضی دارد و نسبت به خلق خود و یا آزمایش خود معترض است.
پاسخ گروه اول روشن است و خداوند متعال نیز در قرآن به چنین پرسش هائی از جانب اهل دوزخ اشاره می نماید و پاسخ می دهد،برخی از این افراد هنگام مواجه شدن با عذاب دردناک الهی که قبلا وعده آن را شنیده بودند. ولی به تمسخر آن را نادیده گرفته بودند. اما در قیامت پشیمان می شوند و درخواست برگشت به دنیا جهت جبران گذشته می کنند(۱) و یا همانند سؤال شما درخواست می کنند که ای کاش خاک بودیم و اصلا به دنیا نمی آمدیم. (۲) اما پاسخ خداوند به این گروه که در دنیا فرصت های بی شمار خداوند و آیات و نشانه ها و دلائل آشکار الهی را نادیده گرفتند این است که هرگز چنین اتفاقی نمی افتد و حتی در قیامت فرصت جبران نیز از دست می رود. (۳)
اما پرسش گروه دوم بسیار رایج می باشد و ممکن است کسی سؤال نماید که اصلا برای چه خلق شدم ؟و یا اکنون به خلق شدنم در دنیا رضایت ندارم و یا اصلا نمی خواستم خلق شوم تا آزمایش شوم و … .
در پاسخ این گروه ذکر چند نکته لازم است:
۱٫ اگر افرادی دوست نداشتند به دنیا بیایند و از به دنیا آمدنشان ناراضی هستند، امری درونی و در اختیار آن هاست؛ یعنی می توانند ناراضی باشند؛ اما این امر، واقعیت ها را تغییر نمی دهد، مثلا بنده دوست دارم که زمستان گرم باشد و تابستان سرد، یا اصلا فصل سردی نباشد، یا در برابر ویروس ها بیمار نشوم و … اما قوانین و قواعدی در عالم برقرار است که بر اساس اصول خود عمل می کند. میل و خواسته من و دیگری در عملکرد آن ها تاثیری نخواهد داشت.
اصل به دنیا آمدن یک انسان هم از همین قبیل است؛ در واقع بر اساس یک رابطه علٌی و معلولی و در نتیجه ازدواج و پیوند والدین خلق شده و به دنیا آمده است، همانند ولادت دیگر موجودات عالم و همانند رخ دادن همه حوادث ریز و درشت عالم که تابع علتهای خود است؛ چنان که نسل های بعدی هم از نتیجه ازدواج این فرد به وجود خواهند آمد.
این یک قانون عام در عالم است که حضور ما در این عالم حضوری اختیاری نیست و نمی توانست اختیاری باشد، یعنی به صورت اجباری و در مسیر یک فرایند ثابت علت و معلولی به دنیا آمده ایم که این فرایند متاثر از آفرینش کلی خداوند و قوانینی است که او در عالم نهادینه فرموده.
۲٫ در هر حال چه در قرار گرفتن در این وضع راضی باشیم و چه نباشیم ، با عقل مان درک می کنیم که وضع آینده ما چه در دنیا و چه در دنیای دیگر، مرتبط با نحوه رفتارهای ما در دنیاست. می توانیم با حرکتی حساب شده و عاقلانه وضع مناسبی را برای آینده خود رقم بزنیم. پس مسلماً به دنیا آمدن ما جبری و به دور از اختیار ماست، اما باید دانست که هر جبری مذموم و ناپسند نیست؛ مثلا اختیار داشتن ما نیز (بنا بر قانون علیت) در اختیار ما نیست. چه بخواهیم یا نخواهیم، موجود دارای اختیار آفریده شدیم، اما می توانیم از اختیار داشتن استفاده نیک یا بد داشته باشیم.
۳٫ اگر از زاویه دیگر بررسی کنیم می بینیم اگر موجودی امکان و شرایط به وجود آمدن را داشته باشد، اما خداوند این فرصت را از او دریغ کرده،او را به وجود نیاورد ، قدرت و فیاضیت مطلق خود را زیر سوال برده است؛ پس ایجاد بستر به وجود آمده هر موجودی که لیاقت خلقت را دارد، به واسطه صفات الهی لازم بوده و کمال و ارزش محسوب می گردد. پس اساس این ساختار کلی در عالم و حقیقت خلقت موجودات و جریان دادن نظام علی و معلولی در آن امری مطلوب و قابل قبول بلکه مورد خواست و مطالبه عقل است و عدم آن امری نادرست شمرده می شود.
۴٫ در نگاهی دقیقتر باید گفت اصلا کسب رضایت از هر کس برای خلقت امکان ندارد چون قبل از خلقت کسی نیست تا از او پرسیده شود که مایل است خلق شود یا نشود یا به چه گونه و با چه کیفیتی خلق شود . اختیار دادن در خلق شدن و چگونگی آن ، مشروط به این است که کسی باشد تا از او سؤال شود دوست داری خلق شوی یا نه! و پس از خلقت نیز دیگر سؤال از خلقت اختیاری بی فایده است، چون تحقق یافته. اگر آفریده نشده، سؤال از او بی معنا است، چون وجود ندارد تا سؤال شود. پس این نوع انتخاب و اختیار حیات عقلاً ممکن نبود، نه آن که ممکن بود و خدا آن را از ما دریغ کرد.
۵٫ اگر هم چنین امکانی وجود داشت به جهت اینکه در عالم طبیعت هر چیزی براساس نظام اسباب و مسببات به وجود می آید ،آمدن افراد بعدی متوقف بر به دنیا آمدن انسان های قبلی است؛ لذا اگر هم فردی به خلقت خود معترض باشد. اما در نسل او هستند افرادی که سرنوشت خوبی دارند و دوست دارند خلق شوند، باز هم خلق نکردن این شخص که در نسل او انسان های خوب هستند باعث خلق نشدن آن ها می شود و لذا باز هم این اشکال به قوت خود باقی می ماند.
۶٫ از طرف دیگر در حقیقت همه انسانها مخلوق خداوند هستند و نمی توانند به افعال الهی و حقیقت آن ها درک و احاطه کامل داشته باشند لذا نباید توقع داشت که بتوان به صورت کامل درک نمود خداوند چرا فردی را خلق نموده است همانطور که اصل خلقت انسان برای ملائکه قابل حل نبود و لذا به خداوند اعتراض نمودند (۴) لذا نمی توان درک کاملی از فلسفه خلقت انسان داشت؛ اگر چه برخی جوانب آن بر ما روشن است.
۷٫ البته می توان پاسخ این پرسش را در تبیین هدف خداوند از خلقت انسان نیز جستجو نمود که در نهایت مشخص می شود که خلقت جهان و از جمله انسان، نتیجه صفات کمالیه خداوند است.
خداوند فیض و بخشش دارد و لازمه آن این است که هر چه امکان وجود دارد، فیض و هستی خداوند را دریافت کند. چون قابلیت وجود برای جهان هستی و تک تک انسان ها در زمان خود وجود داشت، لذا خداوند آن ها را آفرید. بنا بر این، خلقت انسان نتیجه فیاض مطلق بودن خداوند می باشد و با تمامی نظم و زیباییش، جلوه گر جلال و جمال خداست.
می توانید جهت مطالعه بیشتر در زمینه فلسفه خلفت انسان به منابع زیر مراجعه فرمائید:

- معارف قرآن، آیت الله مصباح یزدی، ج ۱-۳ . ( خداشناسی – کیهان شناسی – انسان شناسی)
- منشور جاوید، آیت الله جعفر سبحانی، ج۴٫
- فلسفه آفرینش ، دکتر عبدالله نصری.
- سید حسن ابراهیمیان، انسان‏شناسی.
- راز آفرینش : پرسش و پاسخ های دانشجویی – حمید رضا شاکرین و … .
- سایت تبیان: www.tebyan.net.

پی نوشت‏ها:
۱٫ مؤمنون (۲۳) آیه ۹۹٫
۲٫ نباء (۷۸) آیه ۴۰٫
۳٫ مومنون (۲۳) آیه ۱۰۰٫
۴٫ بقره (۲) آیه ۳۰
۵٫ اسراء (۱۷) آیه‏ ۲۰٫
۶٫ ملک (۶۷) آیه ۲٫
۷٫ ذاریات (۵۱) آیه ۵۶٫

دسته هامقالات برچسب ها:


نُه − 1 =