خانه > مناسبتی > شهادت «حضرت امام زین العابدین -۱۳مهر روز نیروى انتظامى؛

شهادت «حضرت امام زین العابدین -۱۳مهر روز نیروى انتظامى؛

شاهد و راوى واقعه خونبار کربلا که از آغاز حرکت پدر بزرگوار خویش به سمت کوفه و تا #آخرین لحظات شهادت او و تمامى اهل بیت و یاران ایشان، شاهد و ناظر این واقعه تاریخى بودمحرم الحرام؛ شهادت «حضرت امام زین العابدین»(ع) (۹۴ یا ۹۵ ق)
راوى نهضت حسینى و
#افشاگر ماهیت دستگاه فاسد اموى‌

شاهد و راوى واقعه خونبار کربلا که از آغاز حرکت پدر بزرگوار خویش به سمت کوفه و تا #آخرین لحظات شهادت او و تمامى اهل بیت و یاران ایشان، شاهد و ناظر این واقعه تاریخى بود
، کسى نبود جز حضرت امام على ابن الحسین(ع)؛ کسى‌که #سخت‌ترین لحظات زندگى را با دیدن فجیع‌ترین صحنه‌هاى جنایت بار یزیدیان نسبت به عزیزترین نزدیکان خود در بستر بیمارى #تحمل کرد و بعد از آن نیز رسالت دفاع از اهل بیت امام حسین(ع) را در شرایط سخت اسارت و نیز دفاع از حریم خاندان وحى و ابلاغ پیام نهضت حسینى را بر عهده گرفت و با شجاعت تمام و به شایستگى این وظیفه را به انجام رساند؛ آنگونه که تامل و تدبر در تاریخ زندگى آن امام عظیم الشأن نشان دهنده شخصیت و جایگاه بارز ایشان در تاریخ شیعه به‌عنوان مکتب شهادت و هدایت است.

آن امام بزرگوار پس از وقایع #عاشورا در شرایط سخت فشار و اختناق سیاسى در حدود ۳۴ سال مسؤولیت امامت شیعیان را به‌عهده داشت و سرانجام در ۲۵ محرمِ سال ۹۴ ه.ق به دست #هِشام‌بن عبدُالمَلِک در زمان خلافت ولیدبن عبدالملک مسموم و در ۵۷ سالگى به شهادت رسید و در کنار مرقد مطهر عموى بزرگوارش، حضرت امام حسن‌مجتبى(ع) در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

* رسالت ویژه امام سجاد(ع)
حضرت امام زین‌العابدین(ع) پس از واقعه‌ى پرشور کربلا، به همراه دیگر افراد #خاندان اهل‌بیت(ع) به کوفه و شام برده مى‌شوند.

ایشان به همراه عمّه‌ى بزرگوار خود، حضرت زینب کبرى(س) #رسالت حسینى را با #افشاى ماهیت دستگاه #فاسد اموى و معرفى راه پاک ثاراللَّه به‌عنوان مسیر صحیح به‌سوى نجات، کامل مى‌کنند.

آن امام بزرگوار در طول این مدت با تحمل #سختى‌ها و مرارت‌هاى اسارت و با شجاعت و علم امامت در #مقابل دستگاه ستمگر حاکم که از تمامى ابزارهاى تبلیغاتى استفاده مى‌کرد تا قیام حسینى را موجه جلوه داده و مقابله با گروه #خوارج عنوان نماید و از این طریق علاوه بر استحکام پایه‌هاى حکومت خود، جنایت‌هاى خود را نیز توجیه نماید،

با خطبه‌هاى رسا و اقدامات عملى خود نه تنها برنامه دشمنان را ناکام گذاشت و ماهیت #جنایتکار و ستمگر حکومت را برملا کرد بلکه #حقانیت قیام عاشورا و مظلومیت آن‌را براى همیشه تاریخ به اثبات رساند و از هیچ #تهدیدى حتى شهادت نهراسید و درس ایستادگى و عزت مندى حتى در سخت‌ترین شرایط و در مقابل تهدیدها و خدعه‌هاى دشمن را به شیعیان و پیروان خود ابلاغ فرمود

۳-بیدارگرى #کوفیان پیمان شکن‌
حضرت زین العابدین(ع) روز دوازدهم محرم در غل و زنجیر اسارت و در شرایط سخت بیمارى همراه با کاروان بلا و محنت وارد شهر دروغ و #فریب کوفه شد؛ کاروانى که زمانى نه چندان دور زندگى در اوج #عزت در عهد خلافت عدالت امیرمومنان على(ع) را تجربه کرده بود؛ و این شهر سیره فاطمى را در #رفتار زینب(س) دیده و زبان زد زنانش شده بود.

اما خاطره کوفیان نه تنها اسیر #جهل و نادانى زمانه بلکه بنده هوى و #هوس و فریب شد و عزیزترین و محبوبترین بندگان خداوند را زمانیکه فریاد «هل من ناصر» سرداد تنها گذاشت و پس از آن نیز در کمال #وقاحت وبى‌شمرى پذیراى خاندان او شد.

در این شرایط بود که امام على بن الحسین(ع) هنگام ورود به این شهر خدعه و نیرنگ در سرزنش مردم شهر کوفه و براى این‌که این خفتگان عهدشکن را بیدار کند به آنان چنین فرمود:
«مردم، آن‌که مرا مى‌شناسد، مى‌شناسد. آن‌که مرا #نمى‌شناسد خود را به او مى‌شناسانم. من على، فرزند حسین، فرزند على بن ابیطالبم. من پسر آنم که حرمتش را در هم شکستند و نعمت و مال او را به غارت بردند و خاندان وى را اسیر کردند.
من پسر آنم که در کنار نهر فرات سر بریدند، در حالى که نه به کسى ستم کرده و نه با کسى مکرى به کار برده بود.
من پسر آنم که او را از قفا سر بریدند و این مرا فخرى بزرگ است.
مردم آیا شما به پدرم #نامه ننوشتید؟ و با او بیعت نکردید؟ و پیمان نبستید؟ و فریبش ندادید؟ و به پیکار او برنخاستید؟ چه زشت‌کارانید و چه بداندیشه و کردارید. اگر رسول خدا به شما بگوید: فرزندان من را کشتید! و حرمت مرا در هم شکستید! شما از امت من نیستید، به چه رویى به او خواهید نگریست؟»

این سخنان که از قلب رنجور امام سجاد(ع) برمیخواست، تحولى شگرف در کوفیان ایجاد کرد و از هر سو بانگ گریه برخاست. مردم یکدیگر را سرزنش کردند. سپس على بن الحسین(ع) بر این نکته تأکید کرد که «سیرت ما باید چون سیرت رسول خدا باشد که نیکوترین سیرت است.» مردم کوفه که مجذوب سخنان حماسى و مخلصانه سید ساجدان قرار گرفته بودند، فریاد برآوردند که ما #فرمانبردار توایم و از تو نمى‌بریم و با هر کس که گویى پیکار مى‌کنیم و با آن‌که خواهى در آشتى به‌سر مى‌بریم!
یزید را مى‌گیریم و از ستمکاران بر تو بیزاریم. امام على بن الحسین(ع) که با خوى و خصلت کوفیان آشنا بود، فرمود: «هیهات!اى فریبکاران دغل‌باز،اى اسیران شهوت و آز. مى‌خواهید با من هم کارى کنید که با پدرانم کردید؟ نه به خدا.
هنوز زخمى که زده‌اید خون‌فشان است و سینه از داغ مرگ پدر و برادرانم سوزان است. تلخى این غم‌ها گلوگیر و اندوه من تسکین‌ناپذیر است. از شما مى‌خواهم نه با ما باشید نه بر ما

۴-ایستادگى #شجاعانه در مقابل شقى‌ترین انسان‌ها
امام زین العابدین(ع) در زمان ورود به کوفه همراه اسیران کربلا نزد پسر زیاد حاکم ظالم و ستمگر کوفه برده شدند.

وقتى اسیران آل محمد(ص) را وارد #کاخ ابن زیاد نمودند، عبیدالله‌بن زیاد از نام او پرسید فرمود: «من على فرزند حسینم» ابن زیاد گفت: مگر خداوند على بن الحسین را نکشت؟ امام سجاد(ع) فرمود:
«برادرى داشتم که مردم او را کشتند.» پسر زیاد گفت: خداوند او را کشت، امام(ع) فرمود: «#الله یتوفى الانفس حین موت‌ها.» استدلال امام(ع) اشاره به این بوده که آن‌ها برادرش را کشتند و خداوند او را قبض روح کرد.
ابن زیاد که مست غرور و کینه بود از این حرکت استدلالى سیّد عارفان درمانده گشت و سخت خشم گرفت و دستور داد تا او را #بکشند. ولى امام على بن الحسین(ع) با قاطعیت و شجاعت و با روحیه #شهادت‌طلبى تمام در پاسخ ابن زیاد فرمود: «أ بالقتل تُهِدّدنى؟ أما علمت انّ القتلَ لَنا عادةً و کرامتنا الشَّهادة؛ آیا من را از مرگ مى‌ترسانى؟ مگر نمى‌دانى شهادت میراث کرامت و افتخار ماست.»

این گفتگوى مستدل و شجاعانه امام به ابن زیاد که در حال اسارت بیان مى‌شد حقانیت قیام عاشورا را اثبات کرد و نیز واقعیت حکومت را به همگان شناساند که مدعیان خلافت هیچ اطلاعى از دین و #شریعت ندارند و به ناحق بر این منسب نشسته‌اند و سعى دارند با توسل به #جبرگرایى، گناهان خود را توجیه نمایند.

امام على بن الحسین(ع) با وقوف و آگاهى کامل به این نیرنگ سیاسى امویان، هم در کاخ ابن زیاد و هم در قصر یزید در شام، به مبارزه با این پندار فکرى امویان پرداخت و با استدلال به آیات قرآن آن‌را مورد حمله قرار داد

۵-مبارزه با دستگاه تبلیغاتى بنى امیه و بیدارگرى #وجدان‌هاى خفته‌

از زمان به قدرت رسیدن معاویه در شام، او که مرد حیله و تزویر بود بهترین راه حفظ دستگاه #حکومت را هدایت مردم به تبعیت از برنامه‌هاى خود با استفاده از دین انحرافى مى‌دانست و با همین راهبرد سال‌ها ذهن مردم را تغییر داد و توانست بنیان‌هاى حکومت خود را با استفاد از حیله و خدعه و پنهان کردن چهره واقعى خود در زیر نقاب #تقدس و دیندارى مستحکم نماید.
او در این مسیر تا آن اندازه موفق بود که مردم شام دشنام حضرت امیر(ع) را فریضه خود بعد از نمازهاى جمعه مى‌دانستند و بر آن مداومت مى‌نمودند. او حتى سیره خلفاى سلف را در انتساب خلیفه بعد از خود نقض کرد و فرزند خود یزید که فردى #شرابخوار و فاسد وبى‌اعتقاد به دین و شریعت بود همچون پادشان بر منصب #خلافت گمارد و در این‌راه از هیچ تلاشى ازجمله جنگ علیه با مسلمین در خلافت امام على(ع) و امام حسن(ع) دریغ نکرد.

در این شرایط #زمانه بود که امام حسین(ع) قیام علیه این حکومت فاسد که دین را کاملا از مسیر اصلى آن منحرف کرده بود بر مبناى اصل امر به #معروف و نهى از منکر بر خود #واجب دانست و با شهادت خود در این مسیر، تا حد زیادى پرده از این واقعیت ننگین حکومت یزید بر داشت و مردم زمانه را از خواب غفلت و جهالت بیدار کرد.
اما آنچه که کامل‌کننده این نهضت بود و پیام #حقیقت‌طلبى این قیام را به وجدان‌هاى خفته مردم شام و دیگر بلاد مى‌رساند و پرده از چهره حکومت بر مى‌داشت و عدم پایبندى آنان به #تعهدهاى دینى و اخلاقى و رسوایى‌ها و فجایع آن‌ها را روشن مى‌ساخت، اسارت امام سجاد(ع) و اهل بیت امام حسین(ع) و سیر از کربلا تا شام و حضور در میان مردم و تقابل و مواجهه مستقیم آنان با جریان تبلیغاتى دشمنان بود.

دشمن در راستاى تکمیل برنامه تبلیغاتى خود و براى بهره بردن از فاجعه‌اى که مرتکب شده بود، امام سجاد(ع) را همراه با کاروان اسرا در غل و زنجیر و به شکلى خاص وارد این شهر کرد؛ چنان‌که امام باقر(ع) از زبان پدرش على بن الحسین(ع) روایت مى‌کند که حضرت فرمود: «من را بر شترى که عریان بود و جهازى نداشت سوار کردند و سر مقدس پدرم حسین را بر نیزه‌اى نصب نموده بودند… با این وضع وارد دمشق شدیم.»

از اینرو وظیفه خطیر امام سجاد(ع) در این شرایط سخت حضورِ در شام و در تمامى مسیر آن، شناساندن خاندان وحى و اهل بیت عصمت که عِدل قرآن بودند به مردم و حقانیت اقدام آنان و نیز جایگاه ایشان به‌عنوان رهبران واقعى و صاحبان منسب هدایت و امامت دین اسلام بود. تبلور این وظیفه در زمان حضور امام سجاد(ع) در مجلس یزید در شام و مسجد اموى و قرائت #خطبه و مهاجه با او نمایان مى‌شود. آن امام بزرگوار که برنامه دشمن را به‌خوبى شناخته بود، به هنگام ورود به مجلس یزید در حالى که یزید به شعر حصین‌بن حمام مرّى تمثل جسته و به شادى پرداخته بود شجاعانه و عالمانه خطاب به او فرمود: «براى تو قرآن از شعر سزاوارتر است:
«ما أصاب من مصیبة فى الارض و لا فى أنفسکم الاّ فى کتابٍ من قبل أن نبرأها انَّ ذلک على الله یسیر. لکیلا تأسوا على مافاتکم و لاتفرحوا بما اتاکم و الله لایحبُّ کلَّ مختالٍ فخورٍ.»
این بیان مستدل قرآنى سید عابدان بود که یزید را منکوب و خشمگین کرد و موجب شد بگوید: «پدرت خویشاوندى را برید و حق مرا ندیده گرفت و بر سر قدرت با من به ستیز برخاست.
خدا با او آن کرد که دیدى.» امام سجاد(ع) به تمسک به آیه قرآن و با هدف شناساندن اصل و نسب یزید و شخصیت فاسد و ظالم او براى مردم و عدم حقانیت او در این منسب چنین جواب داد:
«اى پسر معاویه و هند و صخر، پیش از آن‌که تو به دنیا بیایى، پیغمبرى و حکومت از آن پدر و نیاکان من بوده است. در روز بدر و احد و احزاب، پرچم رسول خدا در دست پدر من بود و در همان نبردها پدر تو و جد تو پرچم کافران را در دست داشتند.»
آنگاه فرمود:
«اى یزید اگر مى‌دانستى چه کرده‌اى و بر سر پدر و برادر و عموزاده‌ها و خاندان من چه آورده‌اى به کوه‌ها مى‌گریختى و بر ریگ‌ها مى‌خوابیدى و ناله سر مى‌دادى. سر پدرم حسین فرزند على(ع) پسر فاطمه(س) که ودیعت رسول خدا است، بر در شهر شما آویزان است؟ روز قیامت که مردمان جمع شوند، تو جز خوارى و پشیمانى نخواهى داشت

۶-خطابه‌هاى حضرت سجاد(ع) در شام؛ #افشاگر ماهیت ظالمانه حکومت‌

خطبه‌هاى آتشین و مستدل حضرت سجاد(ع)، تحولى عظیم در محیط سیاسى شام و بینش مردم نسبت به دستگاه اموى ایجاد کرد و معادلات یزید را برهم زد و خطمشى او را نسبت به اهل بیت کاملا تغییر داد و واقعیت نهضت حسینى را براى همیشه ماندگار و جاودانه کرد.

در همان زمان و پس از این خطبه‌هاى حضرت، #مردم مردم حاضر در مسجد که از بزرگان شهر و ارکان حکومت یزید هم جزوشان بودند، به‌شدت تحت #تأثیر این بیانات قرار گرفتند و زمینه بیدارى آنان فراهم شد.
در همان مجلس عده‌اى زبان به اعتراض گشودند و وقتى یزید خواست نماز بگزارد، عده‌اى با او نماز #نخواندند و پراکنده شدند. به‌علاوه، وضع عمومى شهر به‌گونه‌اى شد که یزید به ناچار در مقابل درخواست بازماندگان حادثه کربلا که‌خواستند براى مصائب امام حسین(ع) عزادارى کنند، #تسلیم شد و جایى را به نام «دارالحجاره» براى آن‌ها اختصاص داد و آن‌ها #هفت روز به اقامه ماتم پرداختند. ذکر امام حسین(ع) کم‌کم همه شهر را فرا گرفت، تا جایى که یزید #قرآن‌را به قسمت‌هاى کوچک تقسیم کرد و بین مردم توزیع کرد تا قرآن بخوانند و توجه‌شان از حسین(ع) منصرف شود، ولى هیچ‌چیز نمى‌توانست آن‌ها را منصرف سازد. یزید که اوضاع را نامناسب دید تصمیم به #انتقال کاروان اسرا به مدینه گرفت.

از دیگر آثار این خطبه این بود که یزید در رفتار خود با اهل بیت و به‌ویژه امام زین‌العابدین(ع) تجدید نظر کرد. او که در ابتدا تصمیم داشت سر مبارک حضرت سیدالشهدا(ع) را تا #چهل روز بر بالاى #مناره مسجد جامع شهر نگه دارد، دستور داد آن‌را پایین آورند و با احترام کامل به قصر ببرند.

هم‌چنین محل #سکونت اهل بیت را عوض کرد و به آن‌ها محبت کرد. علاوه براین او که قصد داشت از این حادثه به نفع حکوکت خود استفاده کند، نه تنها به این هدف نرسید بلکه سعى کرد خود را از آن مبرا کند و گناه #قتل سیدالشهدا(ع) را به گردن ابن زیادبى‌اندازد تا آن اندازه که یزید او را #لعن و نفرین کرد و گفت: «اگر من بودم، هرگز حسین را نمى‌کشتم

حضرت سجاد(ع) و تداوم نهضت حسینى در سخت‌ترین شرایط

پس از واقعه کربلا، شیعیان در بدترین شرایط، از لحاظ کمى و کیفى و نیز موقعیت سیاسى و اعتقادى، قرار گرفتند. کوفه، که مرکز گرایش‌هاى شیعى بود، تبدیل به مرکزى جهت سرکوبى شیعه گردید. شیعیان واقعى امام حسین(ع) که در مدینه و مکه بوده و یا موفق شده بودند که از کوفه به او ملحق شوند، در کربلا به شهادت رسیدند. گرچه بسیارى هنوز در کوفه بودند، امّا تحت شرایط سختى که ابن زیاد در کوفه به‌وجود آورده بود، جرأت ابراز وجود نداشتند.

زندگى امام سجاد(ع) در مدینه و دور بودن از عراق فرصت هدایت جریانات شیعى کوفه را از امام گرفته بود. در چنین شرایط سختى که جز سرکوبى شیعه به‌وسیله حاکمان وقت همچون زبیریان و امویان نشان روشنى ندارد و تصور نابودى اساس تشیع وجود داشت، امام سجّاد(ع) بود که با حضور و فعالیت خود، شیعه را از یکى از سخت‌دوران‌هاى حیات خویش عبور داد. در این زمان آن حضرت مقابله با جریان‌هاى انحرافى، نقل احادیث فقهى شیعه، تجسم اخلاق و معنویت امامت در مقابل فساد و هرزگى دستگاه خلافت، دستگیرى از مستمندان و فقرا، معرفت بخشى به شیعیان با بیان دعاها و مناجات‌هاى حکیمانه و نیز نقل رخدادهاى حادثه کربلا به شیوه‌هاى گوناگون را در دستور کار خود قرار داد و به‌خوبى توانست حقیقت نهضت حسینى یعنى احقاق اسلام واقعى را محقق نمایند.

مقام معظم رهبرى در توصیف جایگاه و شخصیت آن امام بزرگوار چنین مى‌فرمایند: «آن‌چهره مظلوم‌بى‌صداى سربه‌زیرِ منفعلى که از امام سجاد درست کردند، به‌کلى برخلاف واقع است؛ چهره‌ى حقیقى امام سجاد(ع) چهره یک مبارزِ قهرمانِ خستگى ناپذیرِ آشتى ناپذیرِ پیگیرى است، که با تدبیر تمام، با دقت کامل راه‌ها را مى‌شناسد و انتخاب مى‌کند و به سمت هدف‌ها این‌راه‌ها را مى‌پیماید، خودش خسته نمى‌شود و دشمن را خسته مى‌کند؛ و بالاخره دشمن وقتى هیچ کار دیگرى نتوانست بکند، آن‌حضرت را مسموم کرد.»۲

 

- گفتگوى مستدل و شجاعانه امام به ابن زیاد که در حال اسارت بیان مى‌شد حقانیت قیام عاشورا را اثبات کرد و نیز واقعیت حکومت را به همگان شناساند که مدعیان خلافت هیچ اطلاعى از دین و شریعت ندارند و به ناحق بر این منسب نشسته‌اند و سعى دارند با توسل به جبرگرایى، گناهان خود را توجیه نمایند. امام على بن الحسین(ع) با وقوف و آگاهى کامل به این نیرنگ سیاسى امویان، هم در کاخ ابن زیاد و هم در قصر یزید در شام، به مبارزه با این پندار فکرى امویان پرداخت و با استدلال به آیات قرآن آن‌را مورد حمله قرار داد.

 

- وظیفه خطیر امام سجاد(ع) در این شرایط سخت حضورِ در شام و در تمامى مسیر آن، شناساندن خاندان وحى و اهل بیت عصمت که عِدل قرآن بودند به مردم و حقانیت اقدام آنان و نیز جایگاه ایشان به‌عنوان رهبران واقعى و صاحبان منسب هدایت و امامت دین اسلام بود.

 

- امام سجاد(ع) بعد از حادثه عاشورا، مقابله با جریان‌هاى انحرافى، نقل احادیث فقهى شیعه، تجسم اخلاق و معنویت امامت در مقابل فساد و هرزگى دستگاه خلافت، دستگیرى از مستمندان و فقرا، معرفت بخشى به شیعیان با بیان دعاها و مناجات‌هاى حکیمانه و نیز نقل رخدادهاى حادثه کربلا به شیوه‌هاى گوناگون را در دستور کار خود قرار داد و به‌خوبى توانست حقیقت نهضت حسینى یعنى احقاق اسلام واقعى را محقق نمایند

به مناسبت ۱۳مهر روز نیروى انتظامى؛

نیروى انتظامى؛

پاسدار امنیت و اقتدار کشور

 

-از ارکان‌هاى حفظ اقتدار کشور و حفاظت و صیانت از نظم و امنیت و تأمین آسایش عمومى و فردى جامعه اسلامى و نگهبانى و پاسدارى از دستاوردهاى انقلاب اسلامى، نیروى انتظامى جمهورى اسلامى ایران است که با رشادت مردى‌ها و شجاعت و دلاورى‌هاى سربازان خود و تقدیم نمودن ۱۳ هزار شهید که ۸ هزار شهید مربوط به دوران دفاع مقدس بوده و مابقى در راستاى تأمین امنیت مردم در داخل کشور و در مرزها و در راه مبارزه با اشرار به‌خصوص قاچاقچیان مواد مخدر و نیز عوامل و گروهک‌هاى وابسته به دشمنان نظام اسلامى به شهادت رسیدند، این وظیفه خویش را تاکنون به احسن وجه به انجام رسانده است. هم‌چنین نیروى انتظامى ۲۲ هزار جانباز تقدیم انقلاب اسلامى کرده که از این تعداد ۱۲ هزار و ۵۰۰ جانباز مربوط به دوران دفاع مقدس است.

به همین منظور در تقویم جمهورى اسلامى ایران، به مناسبت بزرگداشت سربازان فداکار و جان برکف این نیروى ارزشمند انتظامى کشور و نیز توجه به جایگاه و مقام پلیس، هر سال یک هفته به نام نیروى انتظامى با هدف توسعه مشارکت دستگاه‌هاى دولتى، سازمان‌هاى غیر دولتى و اقشار اجتماعى در جهت رسیدن به عالى‌ترین سطح امنیت برگزار مى‌گردد

ارتقا اقتدار و کارآمدى نیروى انتظامى از منظر مقام معظم رهبرى‌

نیروى انتظامى به‌دلیل جایگاه و اهمیتى که در نظام اسلامى و نیز به‌دلیل #ارتباط مستقیمى که با عموم مردم دارد، همواره ارتقاء #توانمندى‌ها و نیز افزایش کارآمدى آن و نیز اقدام به موقع و رشادت این نیرو، مد#نظر مقام معظم رهبرى قرار داشته و به آن توصیه نموده‌اند و هم‌چنین این نیروى توانمند و مقتدر را مایه افتخار و سربلندى نظام اسلامى عنوان فرموده‌اند.
فرمانده کل قوا با تأکید بر این‌که نیروى انتظامى با تأمین امنیت مردم، #زمینه‌ساز تأمین #آبروى نظام جمهورى اسلامى مى‌شود، امنیت کشور را در ناامنى کنونى منطقه، مثال‌زدنى خوانده و خاطرنشان مى‌فرمایند:
«در شرایطى که دست‌هاى آلوده دشمنان، بذر #تروریست را در منطقه پاشیده‌اند، تأمین امنیت کشور و هم‌چنین مقابله نیروى انتظامى با #مفاسد و اشرار، بسیار حائز اهمیت است و این نقش باید از بُعدِ علمى، تحقیقى، تجربى و مهارت‌آموزى در مراکزى همچون دانشگاه نیروى انتظامى، روزبه‌روز تقویت و با جدیت پیگیرى شود.»
از اینرو ایشان تأکید مى‌نمایند که: «ما باید نیروى انتظامى در #طراز جمهورى اسلامى و #دولت اسلامى و یک جامعه اسلامى و قرآنى داشته باشیم و به توفیق الهى مى‌توانیم به چنین هدفى برسیم.»

بنابراین، وجود این نیروى انتظامى مقتدر در شرایط کنونى کشور که دولت‌هاى غربى از روش‌ها و راه‌هاى مختلف و با برنامه‌هاى #نفوذ و تهاجم خود، #امنیت داخلى و خارجى ما را مورد تهدید قرار داده‌اند بیش از پیش احساس مى‌شود و لازم است که این نیرو نظامى در راستاى هرچه بیشتر توان نظامى و امنیتى خود و با استفاده از دانش و #تجهیزات نظامى و انتظامى به روز و راهبردى توان رزمى و امنیتى خود را ارتقا دهد

نیروى انتظامى و ضرورت تعامل با مردم‌

علاوه بر توجه به این امر مهم، لازم است که نیروى انتظامى براى بهبود هرچه بیشتر کارکرد خود در رسیدن به هدف‌هاى مدنظر، #جلب همکارى‌هاى مردمى را با افزایش پشتوانه و اعتماد عموم ملت ایران در دستور کارخود قرار دهد؛
مسأله‌اى که مقام معظم رهبرى نیز بر آن تأکید داشته و خواهان آن هستند که مسؤولان انتظامى کشور، همراه کردن اقتدار در اجراى قانون و #محبت و صمیمیت با مردم را مدنظر قرار دهند.
ایشان در این‌باره متذکر شده اند: «آنچه مهم است استمداد از خداوند متعال و حفظ رابطه‌ى با #خداى متعال است. آنچه در درجه‌ى بعد مهم است، ارتباط صمیمانه‌ى با #مردم است؛
اقتدار را همراه کنید با #محبّت و صمیمیّت نسبت به مردم. آنچه مهم است پایبندى به قانون است؛ هیچ کارِ بى‌قانون انجام نگیرد. و بالاخره آنچه مهم است جرئت و #گستاخیِ لازم در اجرای قانون است؛ آن‌جایى که قانون هست، ملاحظه‌ى هیچ‌کس را نکنید؛ با #جرئت وارد بشوید، با دلیرى وارد بشوید، وظیفه‌اى را که قانون بر عهده‌ى شما گذاشته است انجام بدهید.
از قانون #تخطّى نباید کرد، در اجراى قانون هم هرگز #تأمّل و تردید نباید ورزید. آن‌جایى که قانون است باید اجرا کنید. مشکل عمده‌ى کشورها و ملّت‌ها همین است که در اجراى وظیفه‌ى دینى خود، وظیفه‌ى وجدانى خود، وظیفه‌ى عقلانى خود و وظیفه‌ى انسانى خود دچار تردید و تأمّل مى‌شوند
رویکردها و سیاست‌هاى کلى نیروى انتظامى در جهت تحقق اهداف و مأموریت‌ها

۱. توسعه فرهنگ قانون گرایى و #خودکنترلى، پرهیز از نافرمانى مدنى و التزام عملى به انضباط اجتماعى‌

۲. جلب اعتماد و #مشارکت دستگاه‌هاى دولتى و غیردولتى، اقشار اجتماعى براى سهیم شدن در چرخه تولید و پایدارى امنیت اجتماعى‌

۳. ارتقاء #سرمایه‌هاى اجتماعى پلیس با ارائه خدمات انتظامى و اجتماعى مضاعف به عموم مردم‌

۴. توسعه رویکرد جامعه محورى و تقدم #پیشگیرى اجتماعى بر عملیات انتظامى و کاهش هزینه‌هاى تأمین نظم و امنیت‌

۵. ارتقاى همکارى بین #نهادهاى مجرى قانون در راستاى توسعه امنیت پایدار در سراسر کشور

۶. ارائه پیام پلیس و #آموزش‌هاى همگانى مبتنى بر نیازهاى فرهنگى، اجتماعى و انتظامى مناطق مختلف کشور

۷. برنامه‌ریزى درجهت پیشگیرى از آسیب‌هاى اجتماعى و #کاهش جرایم در حوزه فضاى #مجازى‌

نگاهى اجمالى به ماموریت امنیت و انتظامى نیروى انتظامى‌

۱. فرماندهى #مرزبانى ناجا

مراقبت و کنترل مرزهاى کشور، ارجاى معاهدات و پروتکل‌هاى مرزى، به‌منظور دستیابى به امنیت پایدار و استفاده حداکثرى از مشارکت مرزنشینان در تأمین امنیت و نظم مرزها و جلوگیرى از قاچاق کالا، ارز، انسان، موادمخدر، از آن سوى مرزها جهت ایجاد امنیت مشترک مرزى، توسعه اشتغال و رونق اقتصادى براى مرزنشینان و جلوگیرى از سرایت ناامنى و نفوذ مجرمین حرفه‌اى و بین‌المللى به داخل کشور.

۲. پلیس #راهور ناجا

اجراى طرح‌هاى راهبردى در حوزه فرهنگ ترافیک، حمل و نقل و انضباط اجتماعى، آموزش قوانین راهنمایى و رانندگى با اتکا به فناورى نوین و پیشرفته براى کاهش تصادفات و صدمات جانى و مالى شهروندان و تسهیل در امداد و نجات و فوریت‌هاى جاده‌اى، همکارى و هماهنگى با سایر سازمان‌ها و متخصصین امر و استفاده از جوانان داوطلب همیار پلیس براى انجام بهینه مأموریت‌هاى راهور و ارائه آموزش‌هاى همگانى به مردم در حوزه ترافیک به مردم و به‌منظور التزام عملى آنان به رعایت قوانین و مقررات رانندگى از سطوح پیش دبستانى، دبستانى ازجمله اقدامات پلیس راهور ناجا مى‌باشد

۳. پلیس پیشگیرى ناجا

رویکرد اجتماعى و جامعه محور ناجا، پلیس در حوزه نظم و امنیت عمومى با هدف جلب اعتماد عمومى و مشارکت مردم در تأمین نظم و امنیت پایدار، پیشگیرى، مراقبت، کنترل از وقوع جرم و ناهنجارى‌هاى اجتماعى، کاهش هزینه‌هاى انتظامى، اجراى فعالیت‌هاى #فرهنگى و اجتماعى، آموزش به دستگاه‌ها، نهادها، سازمان‌ها و سایر طبقات اجتماعى به‌منظور جلوگیرى از وقوع جرم و ناامنى، تقویت کانون‌ها و نهادهاى مردمى و #مشارکتى، تلاش براى گرایش آحاد جامعه به فعالیت‌هاى داوطلبانه و سرانجام شناسایى، #کشف و مبارزه با عاملین جرایم #مشهود و بر هم زنندگان نظم اجتماعى از اهداف پلیس پیشگیرى است.

۴. پلیس اطلاعات و امنیت عمومى ناجا

آگاه‌سازى مردم در برابر تهدیدها و آسیب‌هاى امنیتى، شناسایى، کشف و خنثى‌سازى توطئه‌هاى دشمنان علیه نظام و بنیان‌هاى فکرى و اخلاقى جامعه، جلوگیرى از ایجاد بسترهاى #هنجارشکنى و تهاجم فرهنگى دشمنان به نوجوانان، جوانان، دانش آموزان و… مقابله با #برنامه‌هاى مخرب اجتماعى بیگانگان و جلوگیرى از القا تفکرهاى دروغین و الحادى به جوانان و سایر اقشار اجتماعى، ساماندهى کنترل، نظارت بر فعالیت‌هاى #صنوف و کنترل امنیتى صدور گذرنامه، جمع آورى اخبار و پرورش و انتشار آن به مبادى مربوط، همکارى با سایر دستگاه‌هاى امنیتى کشور ازجمله مأموریت‌هاى پلیس اطلاعات و امنیت عمومى مى‌باشد
۵. پلیس اگاهى ناجا

کشف علمى جرائم، بهره مندى از خرد نظریه پردازان جرم شناس، جامعه شناس، روانشناس و اساتید دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالى کشور، استفاده از روش‌هاى علمى و آزمایشگاه‌هاى توسعه و گسترش سامانه‌هاى جامعه رایانه‌اى در خصوص شناسایى مجرمان حرفه‌اى، سرقت‌هاى پیچیده، قتل آدم ربایى، گروگان‌گیرى و… به روزرسانى تجهیزات آزمایشگاهى و مراکز تحقیقات جنایى به‌منظور سهولت در تغییر تاکتیک و تکنیک‌هاى شناسایى، کشف و مبارزه با مجرمان همپاى سرعت تغییر در روش‌هاى بزهکاران، تجزیه و تحلیل عوامل مؤثر در بروز جرائم خشن و آسیب‌هاى اجتماعى و پیشگیرى از وقوع آن‌ها در جامعه با مشارکت اقشار مختلف در راستاى افزایش احساس و امنیت در بین شهروندان ازجمله اقدامات پلیس آگاهى ناجا مى‌باشد.

۶. پلیس مبارزه با مواد مخدر ناجا
یکى از مسائل ویران‌کننده در جوامع انسانى پدیده شوم اعتیاد و مواد مخدر است که زندگى میلیون‌ها انسان را د رسطح جهان تحت تأثیر قرار داده است و زیان‌هاى فراوانى به کشورها تحمیل نموده است. ازاین‌رو پلیس جمهورى اسلامى ایران به‌منظور پیشگیرى از قاچاق مواد مخدر و سوء مصرف آن با تقویت توسعه، تجهیز و استفاده از امکانات انتظامى با این بلاى خانمان سوز مبارزه نموده، با رویکرد پیشگیرى از خطرات و آسیب‌هاى آن‌را براى عموم مردم اطلاع‌رسانى مى‌نماید. بر همین اساس همکارى بین‌المللى و منطقه‌اى براى مبارزه با مواد مخدر و تلاش کارکنان در شناسایى، کشف و مقابله با قاچاق مواد مخدر در سطح کشور و صیانت از قاطبه بشریت حوزه بین‌المللى و منطقه‌نیز اقدامات گسترده‌اى را در ماموریت خود دارد تا با کاهش سوء مصرف مواد مخدر بالاخص صنعتى به کاهش آسیب‌هاى اجتماعى و جرائم کمک نماید

.

۷. پلیس فضاى تولید و تبادل اطلاعات ناجا

رشد فناورى و بهره مندى از شبکه‌هاى مجازى آسودگى‌هاى متعددى براى انسان امروزى به‌وجود آورده است. لیکن همپاى ایجاد این فرصت‌ها افزایش فعالیت مجرمان اینترنتى و کلاهبرداران و تبهکاران در این حوزه در حال گسترش بوده و مجرمان حرفه‌اى براى اقدام‌هاى غیر قانونى خود به این حوزه کوچ نموده‌اند. بنابراین پلیس فتا براساس وظیفه ذاتى با توان علمى، به کارگیرى تجهیزات و امکانات نوین و نیروهاى خبره و متخصص فناورى اطلاعات و ارتباطات نسبت به شناسایى و کشف جرم با مجرمانى که با ورود به درگاه‌هاى الکترونیکى امنیت مالى و اقتصادى، خانوادگى، هویتى و… مردم را به خطر مى‌اندازد مقابله نموده تا با ایجاد فضاى امن مردم در بستر اینترنت با آسودگى خاطر و امنیت کامل به فعالیت بپردازند.

۸. پلیس بین‌الملل ناجا

همکارى و توسعه امنیتى با پلیس سایر کشورهاى جهان، مبارزه با جرایم سازمان یافته، استرداد مجرمین بین‌المللى، برنامه‌ریزى در جهت خنثى‌سازى تهدیدات امنیتى جوامع انسانى، استیفاى حقوق ابتاع جمهورى اسلامى در سایر کشورها، تبادل اطلاعات و همکارى‌هاى امنیتى با اینترپل و مشارکت در اجلاس و کنگره‌هاى علمى پلیس بین‌الملل در راستاى ارتقاء امنیت جهانى است.

شاخصه‌هاى نیروى انتظامى

در تراز انقلاب اسلامى چیست؟

امنیت یکى از نیازهاى اصلى همه‌ى جوامع بشرى است. پلیس یا نیروى انتظامى را ازجمله نهادهاى اصلى دخیل در ایجاد، حفظ و افزایش امنیت دانسته‌اند. پلیس براى انجام وظایف ذاتى خود و ارائه بهترین خدمات به مردم، نیازمند دو مقوله‌ى اصلى اقتدار و اعتماد مردمى است. اقتدار باعث ایجاد توانایى اقدام است و امین دانسته‌شدن توسط مردم زمینه‌ساز موفقیت پلیس در انجام وظایف و اقدامات خود است.

نتایج تحقیقات متعدد نشان دهنده‌ى آن است که پلیس براى آن‌که بتواند به اقتدار لازم دست یابد باید از زمینه‌ها و عوامل ایجاد اقتدار برخوردار شود که برخى از مهم‌ترین این عوامل عبارتند از:
اتکا و وابستگى به خداى متعال به‌عنوان اصلى‌ترین عامل اقتدار و قدرت و تلاش مداوم براى کسب معنویت،
اتصال به مردم و کسب حمایت مردمى،
سخت‌کوشى، مجاهدت و آمادگى براى فداکارى،
آموزش و تربیت صحیح نیروى انسانى،
اعتماد به نفس و باور به توانایى‌هاى خود،
سازماندهى و مدیریت مناسب، نظم و انضباط نظامى، قانون‌گرایى و
پایبندى به اصول در عین انعطاف، همکارى و هماهنگى با سایر نهادهاى حکومتى،
آشنایى با رسانه‌ها و جنبه‌هاى رسانه‌اى اقتدار و استفاده صحیح از ابزارهاى نوین رسانه‌اى، و در نهایت برخودارى از تجهیزات و امکانات لازم. پلیسى که این ویژگى‌ها و شاخصه‌ها را در خود گردآورى کند، مورد اعتماد و اطمینان مردم نیز قرار مى‌گیرد.
در عین حال عوامل زیر را مى‌توان در جلب #اعتماد مردم بسیار مؤثر دانست:
معنویت حقیقى و کار براى خدا، تأمین معاش و رسیدگى مادى و مالى لازم به نیروهاى انتظامى، رفتار مهربانانه پلیس با مردم در عین اقتدار، و کارآمدى و توانمندى پلیس در انجام وظایف و ایجاد امنیت

 

امنیت

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): نِعْمَتَانِ مَجْهُولَتَانِ الْأَمْنُ وَ الْعَافِیَةُ. (فتال نیشابورى، ۱۳۷۵ش، ج‌۴۷۲:۲) ترجمه: حضرت رسول اعظم(ص) فرمودند: دو نعمت است که قدر و جایگاه آن نزد مردم مجهول و ناشناخته است، امنیت و عافیت.

امنیت یکى از نیازهاى اصلى همه‌ى جوامع بشرى است. پلیس یا نیروى انتظامى را ازجمله نهادهاى اصلى دخیل در ایجاد، حفظ و افزایش امنیت دانسته‌اند. مشخص است که تأمین امنیت به‌صورت جامع آن منحصر در وظایف پلیس نیست و نهادهاى #مختلفى در تأمین امنیت دخالت دارند، اما پلیس درهر کشورى با این #شاخصه برجسته شده است که نام آن با امنیت گره خورده است و یکى از اصلى‌ترین عوامل ایجاد، حفظ و افزایش امنیت در جامعه است.

امروزه وظایف پلیس در عرصه‌هاى مختلف به‌حدى پیچیده و گسترده شده است که تقریبا همه‌ى آحاد جامعه به‌نحوى از انحاء با برخى از ماموران نیروى انتظامى و نیروهاى پلیس سر و کار دارند. #گستردگى #وظایف و وسعت خدماتى که پلیس قرار است در اختیار مردم بگذارد باعث شده است که در هر کشورى پلیس آن کشور نمادى از حاکمیت و یکى از چهره‌هاى اصلى حکومت محسوب شود که قضاوت در مورد آن کشور و وضعیت آن توسط مردم با قضاوتى که از پلیس و عملکرد آن دارند رابطه دارد. از ورزش گرفته تا سیاست، در شهرها و روستاها و جاده‌ها، در سفر و در منزل مردم به‌نحوى از انحاء از خدمات پلیس برخوردارند و به‌نوعى نیازمند به‌سر و کار داشتن با پلیس هستند.

به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامى:
«اهمیت نیروى انتظامى که این‌قدر ما روى آن تکیه مى‌کنیم، ناشى از اهمیت #مأموریّت نیروى انتظامى است. اهمیت هر انسانى به‌قدر آن مسؤولیّتى است که بر دوش مى‌گیرد و این انسان یا این مجموعه یا این سازمان به همان اندازه اهمیت پیدا مى‌کند. مأموریّتى که شما آن‌را بر عهده گرفته‌اید، استقرار #امنیت در کشور است.
امنیت خیلى مهم است؛ آن‌جایى که امنیت نیست، مردم قدر امنیت را مى‌فهمند؛ آن‌جایى که مرد از خانه خارج مى‌شود، زن از خانه خارج مى‌شود، جوان و فرزند از خانه خارج مى‌شوند بدون این‌که #خاطرجمع باشند که دوباره به خانه بر خواهند گشت؛ خیابان ناامن است، کوچه ناامن است، بیابان ناامن است، حوادث در انتظار شهروندان است؛ آن‌جایى که انسان‌ها در داخل خانه‌ى خودشان احساس ناامنى مى‌کنند، اینجا است که انسان مى‌فهمد امنیت چقدر مهم است.

ایجاد این امنیت، استقرار این امنیت، عمومیّت بخشیدن به این امنیت، کار شما است. مهم‌ترین سازمانى و مجموعه‌اى که این وظیفه‌ى مهم را بر دوش گرفته است، نیروى انتظامى است و این خیلى کار مهمّى است. بنابراین سازمان با نگاه به این مأموریّت اهمیت پیدا مى‌کند.» (بیانات در دیدار فرماندهان نیروى انتظامى جمهورى اسلامى، ۶/۰۲/۱۳۹۴)

از سوى دیگر پلیس براى انجام وظایف ذاتى خود و ارائه بهترین خدمات به مردم، نیازمند دو مقوله‌ى اصلى اقتدار و اعتماد مردمى است. اقتدار باعث ایجاد توانایى اقدام است و امین دانسته‌شدن توسط مردم زمینه‌ساز موفقیت پلیس در انجام وظایف و اقدامات خود است. پلیسى که مقتدر نباشد توان انجام وظایف و کارویژه‌هاى خود را پیدا نمى‌کند و پلیسى که امین مردم نباشد و مردم به آن اعتماد و اطمینان نداشته باشند در انجام وظیفه‌ى خود به تقابل با مردم رسیده و دچار شکست و فشل مى‌شود

عوامل دخیل در اقتدار:

به نظر مى‌رسد که عوامل متعددى در اقتدار نیروى انتظامى مؤثر هستند. ازجمله مهم‌ترین این عوامل مى‌توان به موارد زیر اشاره کرد
اتکاى به خدا و کسب معنویت‌
از منظر اسلامى اقتدار حقیقى و منشاء قدرت فقط خداى متعال است. از این جهت هر نوع عزت و قدرت و جایگاهى که از جانب خداى متعال نباشد، دروغین و غیر واقعى است.
این سخن البته جنبه‌هاى فلسفى، کلامى و عقیدتى جدى دارد و اگر بخواهیم به دقت سخن بگوییم اقتدار و قدرت فقط از آن خداى متعال است. به تعبیر قرآن کریم:
«الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعا» (النساء: ۱۳۹)
ترجمه: همان کسانى‌که کافران را به جاى مؤمنانْ سرپرست و دوست خود مى‌گیرند؛ آیا عزت و قدرت را نزد آنان مى‌طلبند؟ یقیناً همه عزت و قدرت فقط براى خداست.
خداى متعال این معنا را در قرآن کریم بارها به مومنان متذکر شده است که قدرت و عزت و اقتدار از آن اوست:
«وَ لا یَحْزُنْکَ قَوْلُهُمْ إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً هُوَ السَّمیعُ الْعَلیم» (یونس: ۶۵) ترجمه: و گفتار [بى‌اساس و تبلیغاتِ نارواىِ ]مخالفان، تو را غمگین نکند؛ زیرا همه عزت و توانمندى براى خداست؛ او شنوا و داناست.
بر همین اساس است که در توصیه‌هاى بزرگان دینى ما تأکید بر بعد معنوى در کار پلیس همیشه مورد توجه بوده است.
به‌همین‌دلیل رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار مسؤولان و روحانیون عقیدتى سیاسى نیروى انتظامى، با اشاره به ارتباط بسیار نزدیک نیروى انتظامى با آحاد مردم و مسؤولیت این نیرو در تأمین امنیت و آرامش مردم تأکید کردند:
«به‌دلیل حساسیت وظیفه نیروى انتظامى و تأثیرگذارى عمیق عملکرد این نیرو در جامعه، نقش عقیدتى سیاسى در نیروى انتظامى و ارتقاى ارزش‌هاى معنوى این نیرو بسیار مهم است.» (بیانات رهبرى در جمع مسؤولان و روحانیون عقیدتى سیاسى نیروى انتظامى، ۷ /اسفند/ ۱۳۸۰)

مشخص است که این اعتقاد به معنى نفى اسباب و علل مادى و ظاهرى نیست بلکه به معنى متوقف نشدن در این اسباب و علل است. به عبارت دیگر همه عوامل دیگرى که براى اقتدار در این مقاله ذکر مى‌شود و یا در جاهاى دیگر بیان شده است، در طول این عامل مطرح مى‌شود و نه در عرض آن

* ۲. اتصال به مردم و حمایت مردمى‌

جایگاه مردم در ایجاد اقتدار جایگاهى بسیار مهم است. اصولا چون اقتدار را به معنى اعمال زور و قدرتى گرفتیم که مردم آن‌را بپذیرند و مشروع و مقبول بدانند، پس متصل به مردم بودن و حمایت مردمى داشتن از عوامل اصلى اقتدار نیروى انتظامى خواهد بود.

پلیسى که مردم او را #قبول دارند و براى دستورات او #احترام و حرمت قائل هستند از اقتدار بالاترى برخوردار خواهد بود و حمایت و پشتیبانى مردمى باعث موفقیت و اثر گذارى اقدامات آن خواهد شد.
به‌طور کلى در همه‌ى اجزاء حکومت این قاعده صادق است که اتصال به مردم و حمایت مردمى زمینه ساز موفقیت آن‌هاشود. در نظام اسلامى ما نیز امام خمینى(ره) همیشه بر نقش و جایگاه حمایت مردم در موفقیت نظام اصرار داشتند و به این مناسبت بود که فرمودند:

«اگر یک ملتى پشتوانه حکومتى نباشد این حکومت نمى‌تواند درست بشود. این نمى‌تواند برقرار باشد.» (امام خمینى، ۱۳۷۸ش، ج‌۴۵۹:۱۱)

از این‌رو #امام خمینى خطاب به نیروهاى انتظامى متذکر مى‌شدند که با پشتیبانى ملت مى‌توان بر همه‌ى شرارت‌ها و مشکلات فائق آمد و این اتصال به مردم است که نیروهاى انتظامى را در انجام وظایف خویش موفق مى‌سازد:
«شما امروز قواى انتظامى مملکت اسلامى هستید و رهبر همه شما و همه ما وجود مبارک بقیه الله است و باید ماها و شماها طورى رفتار کنیم که رضایت آن بزرگوار را که رضایت خداست به دست بیاوریم. شما در سرتاسر کشور، با تعهد باید از داخل شهرها، را حفظ کنید و امروز با شما ملت هم موافق هستند و پشتیبان شما هستند و شما باید با پشتیبانى ملت مى‌توانید که این شرارت‌هائى که گاهى در سطح شهرها مى‌شود، جلویش را بگیرید با نصیحت و الا با قدرت.» (امام خمینى، ۱۳۷۸ش، ج‌۱۴۰:۱۴)
پس یکى از عوامل مهمى که مى‌توان اقتدار نیروى انتظامى را ایجاد و در آن مؤثر باشد اتصال به مردم و کسب حمایت مردمى است

* ۳. سخت‌کوشى و مجاهدت و آمادگى فداکارى‌

از دیگر عوامل مؤثر در اقتدار نیروى انتظامى آن است که نیروى انتظامى آماده‌ى فداکارى و انجام کارهاى سخت و سنگین باشد و این اقدامات را خدمت به ملت خود و مجاهدت در راه خدا بداند.

دستگاهى که براى مردم خود فداکارى کند و مردم شاهد از خود گذشتگى نیروهاى آن براى خدمت به خود باشند، به‌طور قطع حمایت مردمى بیشترى را کسب مى‌کند و در نتیجه اقتدار و توانایى آن در انجام کارها افزایش مى‌یابد.
به‌عنوان مثال وقتى مردم جانفشانى نیروهاى انتظامى کشور را در حفظ #مرزهاى کشور مى‌بینند و یا شاهد #خدمات شبانه‌روزى نیروهاى پلیس در سطح جاده‌هاى کشور در ایام #تعطیلات و… هستند، به‌طور طبیعى میل و #علاقه‌ى آن‌ها به #همکارى با پلیس بیشترشود و این امر باعث افزایش اقتدار پلیس است.

رهبر معظم انقلاب اسلامى در بیان همین امر و اثر این اقدام در افزایش اقتدار نیروى انتظامى بیان مى‌دارند:

«جوانان مؤمنِ ما در سازمان‌هاى مسلّح ازجمله در نیروى انتظامى با کمال رشادت و قدرت ایستاده‌اند و از امنیّت این کشور دفاع کرده‌اند. من مى‌خواهم به شما بچّه‌هاى عزیزم، جوان‌هاى عزیزم بگویم شما تنها سازمانى هستید که در سرتاسر کشور در مقابل چشم مردم حضور دارید. خدمت شما را، تلاش شما را، فداکارى شما را مردم مى‌بینند؛ در شهرها، در روستاها، در جادّه‌ها، در مرزها، در پایانه‌هاى مسافرى، در کوه‌ها و دشت‌ها، در مناطق خطرناک، در همه جا؛ در همه‌ى فصول سال، نیروى انتظامى جلو چشم مردم است.
ما هیچ سازمانى را نداریم که این‌طور در یک #پهنه‌ى با این وسعت، همیشه در مقابل چشم مردم باشد. توانایى‌هاى شما، آبروى نظام جمهورى اسلامى است. قدرت شما، رشادت شما، اقدام شما، حرکت بجا و به موقعِ شما، مایه‌ى افتخار و سربلندى نظام جمهورى اسلامى است.

هنگامى که شما با یک جریان مفسده‌آمیز -مثلاً جریان موادّ مخدر، جریان #شرارت در شهرها، جریان سرقت، جریان ناامنى‌هاى گوناگون- سینه به سینه مواجه مى‌شوید، #فداکارى مى‌کنید و در این‌راه زحماتى را متحمّل مى‌شوید، مردم به چشم خودشان تلاش شما را مى‌بینند. علاوه بر این‌که نیاز مردم را که امنیّت است، تأمین مى‌کنید، براى نظام اسلامى هم #آبرو تأمین مى‌کنید. این براى یک کشور مایه‌ى آبرو است.» (بیانات رهبرى در مراسم دانش‌آموختگى دانشجویان دانشگاه علوم انتظامى، ۲۶/۶/ ۱۳۹۶
۴-اعتماد به نفس و باور به توانایى‌هاى خود

عامل مهم دیگرى که در اقتدار نیروى انتظامى اثرى جدى دارد، مسأله اعتماد به نفس و باور به توانایى‌هاى خود است. در این عرصه هم پرسنل نیروى انتظامى باید به چنین باور و اعتمادى برسند و هم فرماندهان و مدیران و تصمیم گیران بالا باید چنین ایده و نظرى داشته باشند تا اقتدار و توانایى عملى پلیس در واقع افزایش یابد.
اگر این ایده و فکر به جامعه منتقل شود، فضاى فکرى و اندیشه‌اى حاصل از چنین ایده‌اى باعث دو چندان شدن اقتدار و توانایى عملى نیروى انتظامى مى‌گردد.
از همین روست که رهبرى معظم انقلاب اسلامى با اشاره به برنامه دشمن براى #تضعیف روحیه مردم، مسؤولان و نیروهاى مسلح و القاى روحیه

«نمى شود و نمى‌توانیم»، خاطرنشان کردند:
«نیروهاى مسلح جمهورى اسلامى ایران باید با توکل بر خدا و اعتماد به‌نفس، روز به روز توانایى‌ها و ظرفیت‌هاى خود را افزایش دهند و با ابتکار و همت بلند، کمبودها و خلأها را جبران کنند… ایشان، پیشرفت‌هاى نظامیِ کنونی کشورمان را غیرقابل مقایسه با دوران جنگ دانستند و گفتند:

با توکل به خدا، اعتماد به نفس، و انضباط و پیگیرى مدیریتى، امروز نیز مى‌توانیم موانع را برطرف کنیم.
ایشان هم‌چنین با اشاره به تلاش دشمن در جلوگیرى از تقویت نیروهاى مسلح، خاطرنشان کردند: دشمن، هر یک از بخش‌هاى نیروهاى مسلح همچون ارتش، سپاه، نیروى انتظامى و بسیج را به‌نحوى مى‌کوبد تا از درون تهى شوند اما نیروهاى مسلح باید از لحاظ سازماندهى روز به روز قوى تر شوند.» (رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار فرماندهان ارشد نیروهاى مسلح، ۲۰ /۱/۱۳۹۶)

* ۵. سازماندهى و مدیریت مناسب‌

روحیه و معنویت مناسب یک عامل مؤثر در موفقیت واقتدار نیروى انتظامى است. اما نباید از عامل سازماندهى مناسب، مدیریت کارآمد، تخصصى‌سازى و برنامه‌ریزى هدفمند، توجه به عوامل جدید امنیت زدا، توجه به شیوه‌هاى نوین امنیت‌سازى و عواملى از این دست غفلت کرد. روحیه و معنویت بالا، بدون سازماندهى و مدیریت صحیح و عواملى که ذکر شد نمى‌تواند همه‌ى بار نیروى انتظامى را بردوش بکشد.
بر همین اساس است که رهبرى معظم انقلاب در همین فرازى که از ایشان نقل شد معنویت را در کنار سازماندهى و مدیریت مناسب مطرح کردند:

«با توکل به خدا، اعتماد به نفس، و انضباط و پیگیرى مدیریتى، امروز نیز مى‌توانیم موانع را برطرف کنیم.» (رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار فرماندهان ارشد نیروهاى مسلح، ۲۰ /۱/۱۳۹۶)

* ۶. نظم و انضباط نظامى‌
مشخص است که نیروى انتظامى از عوامل اصلى ایجاد نظم و جلوگیرى ازبى‌نظمى در جامعه است. چنین نیرویى به‌عنوان بخشى از نیروهاى مسلح باید خود از نظمى مثال زدنى برخوردار شود تا بتواند در عرصه‌ى اقتدار و کارآمدى موفق باشد.
اگر نیروى انتظامى خود از نظم لازم برخوردار نباشد و یا انضباط جدى نظامى را رعایت نکند، به‌طور قطع جایگاه اجتماعى و حمایت مردمى لازم براى رسیدن به اقتدار مورد نیاز را پیدا نخواهد کرد. از این جهت تخلف و اشکال در پلیس نسبت به هرجاى دیگر کشور بدتر و زشت‌تر جلوه مى‌کند زیرا پلیس خود حافظ نظم است ونظمى و تخلف در آن از هرجاى دیگرى بدتر خواهد بود.

رهبر معظم انقلاب اسلامى در بیان این تذکر به مسؤولان و فرماندهان نیروى انتظامى متذکر مى‌شوند:
«شما با نیروهاى نظامى دیگر فرق دارید؛ شما بین مردمید و مردم با شما مماسّند؛ خداى نکرده هرگونه تخلّفى، اشکالى، ایرادى، کج‌رفتارى‌اى، بدعملى‌اى فوراً بین مردم منعکس مى‌شود؛ بیش از سایر دستگاه‌ها. شاید کمتر دستگاهى در سطح کشور داریم که به‌قدر شما با مردم مخلوط باشد و همراه باشد؛ لذا اگر خداى نکرده اشکالاتى وجود داشته باشد، خطایى باشد، خیانتى باشد، مشکلى باشد، بلافاصله در بین جامعه منعکس مى‌شود؛
وقتى منعکس شد، آن‌وقت فقط آبروى نیروى انتظامى نیست که مى‌رود – همان‌طور که عرض کردیم، نیروى انتظامى نماینده‌ى حاکمیّت اسلامى است، نماینده‌ى نظام جمهورى اسلامى است در مردم – آبروى همه خواهد رفت.» (بیانات در دیدار فرماندهان نیروى انتظامى جمهورى اسلامى، ۶/۰۲/۱۳۹۴)

* ۷. قانون‌گرایى و پایبندى به اصول در عین انعطاف‌
اصولا اقتدار نیروى انتظامى براى اجراى قانون است. این‌که گفته مى‌شود نیروى انتظامى باید اقتدار داشته باشد براى آن است که قانون در کشور اجرا شود. اگر نه از اقتدار منظور قدرت نمایى به مردم و یا ارعاب و ترس ایجاد کردن نیست.
بر همین مبنا نیروى انتظامى براى کسب اقتدار لازم باید خود مجرى قانون و پایبند به قانون و عمل‌کننده‌ى به آن باشد. به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامى: «یک مسأله‌ى دیگرى هم که خیلى به‌نظر من مهم است قانون‌گرایى است.
این قانون‌گرایى دو عرصه دارد؛ یک عرصه در مواجهه‌ى با مردم؛ یعنى شما ببینید که کجا تخلّف از قانون مى‌شود، آن‌جا در مقابلش بِایستید، یک عرصه‌ى دیگر در درون سازمان؛ به‌معناى این‌که عضو نیروى انتظامى در داخل سازمانِ نیرو به‌معناى واقعى کلمه قانون‌گرا باشد و رعایت قوانین را بکند؛ آن‌جا قانون‌گرایى بایستى بیش از همه‌جا در جریان باشد؛ و طبعاً سلامت نیرو؛ سلامت. من به فرماندهان محترم قبلى هم در طول این چند سال همواره سفارش مى‌کردم، حالا هم به فرمانده‌ى محترم و مسؤولان نیروى انتظامى تأکیداً سفارش مى‌کنم که مسأله‌ى سلامت نیرو را دستِ‌کم نگیرید؛ سلامت نیرو. (بیانات در دیدار فرماندهان نیروى انتظامى جمهورى اسلامى، ۶/۰۲/۱۳۹۴).
البته باید توجه داشت که اقتدار نیروى انتظامى در یک نظام اسلامى باید قدرت در عین عطوفت و اقتدار همراه با انعطاف باشد. از همین رو رهبرى معظم انقلاب اسلامى متذکر شدند:
«ما این‌را که بیاییم و حالت و شکل به‌اصطلاح بازى سینمایى وهالیوودى بدهیم به کار پلیس خودمان در خیابان، نمى‌پسندیم. ما مى‌خواهیم کار به‌معناى واقعى کلمه انجام بگیرد؛ یعنى قاطعیّت، اقتدار درعین‌حال با عدالت، با مروّت، با ترحّم؛ جاهایى بایستى با ترحّم همراه باشد؛ این مظهر اسلام است. ذات مقدّس پروردگار از این طرف رحمانِ رحیم است، از آن طرف صاحب عذاب الیم است؛ یعنى این دو در کنار هم مورد توجّه قرار مى‌گیرد. این باید بیاید همین‌طور در پایین این هرم و پخش بشود در زندگى ما و رفتارهاى ما و کارهاى ما که ازجمله درمورد پلیس این معنا بایستى وجود داشته باشد.» (بیانات در دیدار فرماندهان نیروى انتظامى جمهورى اسلامى، ۶/۰۲/۱۳۹۴)

* ۸. همکارى سایر نهادهاى حکومتى‌

نیروى انتظامى یک دستگاه از مجموعه حاکمیت نظام است. در هر کشور پلیس بخشى از حاکمیت یا دولت است که ذیل هر بخشى از حاکمیت که قرار داشته باشد، از این جهت فرقى نمى‌کند که نیازمند همکارى و همراهى سایر نهادها و دستگاه‌هاى حکومتى است. پلیس به‌علت گستردگى وظایف و وسیع بودن محدوده‌ى عمل خود نیازمند همکارى نهادهاى مختلف است. به‌عنوان مثال پلیس براى انجام وظایف مختلف خود با نهادهاى مختلف زیر همکارى جدى دارد: قوه مجریه ازجمله وزرات کشور، وزارت راه، وزرات دادگسترى، وزارت صنایع، وزرات ارتباطات و فن‌آورى اطلاعات، وزرات بهداشت و… قوه قضائیه ازجمله پزشکى قانونى و…، شهردارى‌ها، صدا و سیما و رسانه‌ها، مجلس و…

تقریبا کمتر نهادى را در کشور مى‌توان یافت که پلیس براى انجام بخشى از کارهاى خود مجبور به همکارى و همراهى با آن‌ها نباشد، از ثبت احوال و اسناد کشور تا راه‌سازى و…

در چنین شرایطى اگر سایر نهادها به وظایف خود به‌خوبى عمل کنند و نیازمندى‌هاى پلیس را در انجام مقتدرانه وظیفه خود فراهم نمایند امکان داشتن یک پلیس مقتدر فراهم مى‌شود. در غیر این صورت اگر قانون مناسب براى مبارزه با ناامنى یا جرم نباشد و یا دستگاه قضا با مجرمان دستگیر شده از سوى پلیس به‌صورت مناسب برخورد نکند و یا شهردارى و راه‌سازى و… وظایفى را که در قبال ایجاد امنیت دارند انجام ندهند پلیس در انجام وظایف خویش ناتوان جلوه خواهد کرد.

 

* ۹. رسانه‌ها و جنبه‌هاى رسانه‌اى اقتدار

باید توجه داشت که در فضاى رسانه‌اى کنونى و با رسانه‌هاى جدیدى که ظهور کرده است، درک از اقتدار در موارد فراوانى به اندازه خود اقتدار واقعى اثر و اهمیت دارد. فضاى رسانه‌اى کنونى دنیا به گونه‌اى است که گاه با یک عملیات رسانه‌اى گسترده مى‌توان از یک پروژه موفق چهره‌اى شکست خورده ارائه کرد و یا از یک اقدام ضعیف و یک اجراى ناتوان، تصویرى موفق و کارآمد رسم کرد. مسلم است که بازى با افکار عمومى و فریب آن از منظر اسلامى کارى نادرست و به‌لحاظ شرعى نیز حرام مسلم است. اما باید توجه داشت که دشمنان و مخالفان نظام اسلامى به این نکات اخلاقى و شرعى توجهى ندارند و گاه تلاش مى‌کنند تا با قدرت رسانه‌ها اقتدار پلیس در کشور را بشکنند. از سوى دیگر گاه خطاها و اشکالات موجود در نیروى انتظامى در رسانه‌هاى مختلف چنان بروز و ظهورى مى‌یابد که اقتدار این نیرو را خدشه دار مى‌کند. در چنین شرایطى نیروى انتظامى کشور باید هم اقتضائات فضاى رسانه‌اى جدید را بشناسد و هم با آن هماهنگ و بر آن مسلط باشد. مسلم است که هدف از این اقدام فریب افکار عمومى نیست، بلکه جلوگیرى از فریب افکار عمومى توسط دشمنان ملت است. شاید از همین جهت و لزوم توجه به برداشت افکار عمومى از اقدامات پلیس است که رهبرى در دیدار با فرمانده و مسؤولان نیروى انتظامى بر تصویرى که در ذهن مردم از پلیس شکل مى‌گیرد تأکید کردند و مخاطبان را به توجه به این تصویر توصیه نمودند: «برنامه‌ها را بر «عقل و منطق»، «عزم و اقتدار» و «قانونگرایى و عطوفت» استوار کنید تا تصویرى کاملاً مطلوب از ناجا در ذهن مردم قدرشناس ترسیم شود. ایشان شکل‌گیرى یک تصویر کاملاً مطلوب از نیروى انتظامى را در ذهن مردم ضرورى دانستند و تأکید کردند: باید تصویر یک «یار مهربان و مقتدر» از نیروى انتظامى، در ذهن مردم ترسیم شود. رهبر انقلاب اسلامى افزودند: «اقتدار و قاطعیت بدون‌بى‌رحمى»، «سلامت درونى»، «حضور بهنگام و سریع»، «عطوفت و کمک به مردم»، و «قانون گرایى» عواملى هستند که موجب ارائه تصویرى مثبت از نیروى انتظامى خواهد شد.» (رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار فرماندهان و مسؤولان نیروى انتظامى، ۱۹/۲/۱۳۹۵)

 

پلیس در انجام وظیفه‌ى خود و در دست یابى به اقتدار لازم براى این کار نیازمند اعتماد مردمى و امین شناخته شدن از سوى مردم است. ازاین‌روست که گفته مى‌شود مسأله اعتماد به نیروى انتظامى به‌عنوان نهاد حافظ امنیت اجتماعى و تنها نهاد مشروع در استفاده از قدرت قهریه کمى مسأله را پیچیده مى‌کند. کاهش اعتماد به نیروى انتظامى، اول باعث کاهش کارآیى و تأثیر منفى بر عملکرد نیروى انتظامى دارد. این خود متعاقباً در عملکرد کل نظام سیاسى و اجتماعى در تأمین نظم و امنیت اجتماعى خواهد داشت. اعتماد به پلیس، ارزشى محورى براى این سازمان به شمار مى‌آید و هرگونه خدشه از جانب هر فرد یا گروه در درون یا بیرون، تهدیدى براى مؤثرترین نهاد اجتماعى و در نهایت تهدیدى براى امنیت و نظم جامعه خواهد بود.

اما عوامل کسب اعتماد مردم و امین شناخته شدن پلیس از سوى مردم کدام است؟ در جواب به این سؤال باید گفت که بخش قابل توجهى از آنچه به‌عنوان عوامل ایجاد اقتدار در نیروى انتظامى ذکر شد در ایجاد اعتماد و امین شناخته شدن نیز مؤثر است. زیرا این دو مفهوم بسیار نزدیک به یکدیگر هستند. مثلا وقتى نیروى انتظامى منظم، قانون‌گرا، آموزش دیده، آشناى با رسانه و فضاهاى رسانه‌اى جدید، مورد حمایت سایر نهادها و دستگاه‌ها باشد و با اخلاص و براى خدا کار کند و اقتدار و قدرت حقیقى را از جانب خدا بداند چه دلیلى دارد که مردم به چنین پلیسى اعتماد نکنند و آن‌را امین خود ندانند.۲

 

- پلیس براى انجام وظایف ذاتى خود و ارائه بهترین خدمات به مردم، نیازمند دو مقوله‌ى اصلى اقتدار و اعتماد مردمى است. اقتدار باعث ایجاد توانایى اقدام است و امین دانسته‌شدن توسط مردم زمینه‌ساز موفقیت پلیس در انجام وظایف و اقدامات خود است. پلیسى که مقتدر نباشد توان انجام وظایف و کارویژه‌هاى خود را پیدا نمى‌کند و پلیسى که امین مردم نباشد و مردم به آن اعتماد و اطمینان نداشته باشند در انجام وظیفه‌ى خود به تقابل با مردم رسیده و دچار شکست و فشل مى‌شود.

 

- از دیگر عوامل مؤثر در اقتدار نیروى انتظامى آن است که نیروى انتظامى آماده‌ى فداکارى و انجام کارهاى سخت و سنگین باشد و این اقدامات را خدمت به ملت خود و مجاهدت در راه خدا بداند. دستگاهى که براى مردم خود فداکارى کند و مردم شاهد از خود گذشتگى نیروهاى آن براى خدمت به خود باشند، به‌طور قطع حمایت مردمى بیشترى را کسب مى‌کند و در نتیجه اقتدار و توانایى آن در انجام کارها افزایش مى‌یابد.

 

- عامل مهم دیگرى که در اقتدار نیروى انتظامى اثرى جدى دارد، مسأله اعتماد به نفس و باور به توانایى‌هاى خود است. در این عرصه هم پرسنل نیروى انتظامى باید به چنین باور و اعتمادى برسند و هم فرماندهان و مدیران و تصمیم گیران بالا باید چنین ایده و نظرى داشته باشند تا اقتدار و توانایى عملى پلیس در واقع افزایش یابد. اگر این ایده و فکر به جامعه منتقل شود، فضاى فکرى و اندیشه‌اى حاصل از چنین ایده‌اى باعث دو چندان شدن اقتدار و توانایى عملى نیروى انتظامى مى‌گردد.

 

- اصولا اقتدار نیروى انتظامى براى اجراى قانون است. این‌که گفته مى‌شود نیروى انتظامى باید اقتدار داشته باشد براى آن است که قانون در کشور اجرا شود. اگر نه از اقتدار منظور قدرت نمایى به مردم و یا ارعاب و ترس ایجاد کردن نیست. بر همین مبنا نیروى انتظامى براى کسب اقتدار لازم باید خود مجرى قانون و پایبند به قانون و عمل‌کننده‌ى به آن باشد.

 

- دشمنان و مخالفان نظام اسلامى به این نکات اخلاقى و شرعى توجهى ندارند و گاه تلاش مى‌کنند تا با قدرت رسانه‌ها اقتدار پلیس در کشور را بشکنند. از سوى دیگر گاه خطاها و اشکالات موجود در نیروى انتظامى در رسانه‌هاى مختلف چنان بروز و ظهورى مى‌یابد که اقتدار این نیرو را خدشه دار مى‌کند. در چنین شرایطى نیروى انتظامى کشور باید هم اقتضائات فضاى رسانه‌اى جدید را بشناسد و هم با آن هماهنگ و بر آن مسلط باشد


شش × 9 =