خانه > مهارت زندگی > روش های همدلی کردن با همسر

روش های همدلی کردن با همسر

هیچ عاملی سریعتر و قاطع‌تر از هفت رفتار مخرب (انتقاد، سرزنش، گله و شکایت، باج، مقایسه، غرغر، تهدید) رابطهٔ جنسی را از بین نمی‌برد.

بررسی طلاق عاطفی از دیدگاه تئوری انتخاب (۱۲)
برای داشتن یک رابطه جنسی موفق مرد چه نقشی دارد؟

هیچ عاملی سریعتر و قاطع‌تر از هفت رفتار مخرب (انتقاد، سرزنش، گله و شکایت، باج، مقایسه، غرغر، تهدید) رابطهٔ جنسی را از بین نمی‌برد.
رابطه جنسی همسران

در سلسله مقالات طلاق عاطفی بر اساس تئوری انتخاب؛ گفتگو و ارتباط موثر به عنوان یکی از ضروری‌ترین عوامل بهبود رابطه‌های آسیب دیده بین زوجین بررسی شد. تا زمانی که زوجین نتوانند به گونه‌ای درست و سازنده با هم گفتگو کنند به ادراکات، نیازها و خواسته‌های خود نزدیک نخواهند شد و حاصل آن چیزی جز همین سردی و بی تفاوتی و طلاق عاطفی نیست.

حال طی دو مقاله، به بررسی یکی دیگر از عوامل مهم و مؤثر در روابط زوجین اشاره می‌پردازیم: رابطهٔ جنسی .
عاملی که برخی پژوهشگران آنرا نود درصد یک زندگی رضایت بخش و مطلوب می‌دانند.

رابطهٔ جنسی، با توجه به پررنگ بودنش در دوران نامزدی و ابتدای ازدواج، با گذشت سالها کم کم افول می‌کند و همین امر، سبب دوری زوجین از هم می‌گردد. رابطه جنسی پس از گذشت ده سال از ازدواج، سیر نزولی میابد، به گونه‌ای که ممکن است یک یا دوبار در هفته انجام شود که اصلاً شباهتی به رابطهٔ مصرانه و عاشقانه اول ازدواج ندارد.

تئوری انتخاب معتقد است: “این کاهش کشش جنسی بعد از ازدواج، به علت به کارگیری کنترل بیرونی (در مقالات ابتدایی توضیح داده شد) از سوی یک یا هردوی زوجین در مقابل همسر خود است. هیچ عاملی سریعتر و قاطع‌تر از هفت رفتار مخرب (انتقاد، سرزنش، گله و شکایت، باج، مقایسه، غرغر، تهدید) رابطهٔ جنسی را از بین نمی‌برد.”

در این مقاله، به بررسی نقش مرد نوع نگاه او به این قضیه و وظایفش در امور جنسی می‌پردازیم.

نقش  مرد در رابطهٔ جنسی

برای داشتن یک رابطه جنسی موفق مرد باید بتواند نقش خود را به خوبی ایفا کند. مردان بر خلاف زنان نمی‌توانند یک رابطه را سرهم بندی کنند. شاید یکی از بزرگترین نگرانی‌های شوهری که دچار طلاق عاطفی شده و دلش می‌خواهد رابطهٔ خود با همسرش را حفظ کند نگرانی در مورد عملکرد جنسی خود است.

سوالی که اضطراب می‌آورد

اکثر مواقع این فکر از ذهن مرد می‌گذرد که “آیا این بار می‌توانم به گونه‌ای عمل کنم که هر دو راضی باشیم؟” این سؤال برای مرد اضطراب ایجادمی کند و بالطبع عملکرد او را تضعیف می‌نماید.

واکنش مرد در کاهش اضطراب

بسیاری از مردان متأهل برای رفع این نگرانی  از داشتن رابطهٔ جنسی اجتناب می‌کنند. در واقع ترجیح می‌دهند نه ریسک کنند، نه چیزی را از دست بدهند. همسر چنین مردی شاید متوجه این اضطراب بشود اما معمولاً راه مقابله با آن را نمی‌داند.

واکنش زوجین در مقابل این اضطراب

زن و شوهر هر دو در این مواقع ترجیح می‌دهند حرفی نزنند. از نگاه زن بهترین راه این است که غیرفعال و راضی باشد زیرا هرقدر پرتوقع‌تر باشد بر اضطراب و نگرانی مرد می‌افزاید. بسیاری از مردان صبر می‌کنند تا پروستاتشان پر شود تا از لحاظ جسمی توانایی عملکرد بهتری داشته باشند  ولی این انتظار، تعداد دفعات رابطه را کاهش می‌دهد و این واکنش زوجین آنها را به اتفاقی به مراتب بدتر می‌انجامد.

نتیجه واکنش زوجین

در مقابل این اضطراب  زن خود را کم توقع نشان می‌دهد و مرد تداد دفعات رابطه را کمتر می‌نماید و نتیجهٔ این واکنش زوجی پدیده‌ای به نام زود انزالی است که برای مرد اضطراب بیشتری می آوردو برای زن  دلسردی بیشتر.

رابطه جنسی ایده آل

اگر مردی بخواهد سال‌های متمادی با یک همسر رابطه خشنود داشته باشد باید به همسرش حمایتی از سر مهر و دلگرم‌کننده نثار کند. اگر زن شخصیتی پرشور دارد برای اطمینان از اینکه شوهرش به او توجه دارد نیازمند یک رابطه جنسی عاشقانه صبور و محبت‌آمیز است. مرد نیز برای اطمینان از موفقیت در عملکردش حین و بعد از هم‌خوابگی به تحسین و تمجید زیادی از طرف همسرش نیاز دارد و چنانچه مواقعی موفق نشود زن باید با عشق و حمایت و دلگرمی بسیار او را مطمئن سازد که ” اشکالی ندارد و هیچ‌کس در تمامی زمینه‌ها نمی‌تواند بی‌عیب باشد.”

زن به‌هیچ‌وجه نباید دست به رفتارهای مخربی چون سرزنش و انتقاد بزند زیرا زمانی که شروع به این رفتارها نماید بر ناتوانی شوهرش خواهد افزود.

در مقالهٔ بعد آسیب‌های جدی به رابطه جنسی، علت ایجاد روابط نامشروع و یک راهکار مؤثر در ایجاد رابطهٔ جنسی خشنود موردبررسی قرار خواهد گرفت. 

بررسی طلاق عاطفی از دیدگاه تئوری انتخاب (۸)

روش های همدلی کردن با همسر

پایداری زندگی سالم در میان همسران، بدون توجه به اصول یک گفتگوی موثر وهمدلی کردن با همسر امکانپذیر نیست. در این مقاله تلاش می شود تا شیوه های درست همدلی کردن با همسر را در اختیار مخاطبان قرار دهد.
همدلی همسران

همان طور که در مقاله ی قبل ذکر شد، در ایجاد یک رابطه ی موثر میان همسران، سه اصل اساسی وجود دارد: رابطه مطلوب با خود (همدلی با خود) ، همدلی با دیگری و خوب گوش دادن . اصل اول و سوم در مقالات قبل مورد بررسی قرار گرفت . حال در این مقاله و مقاله ی بعد ، اصول اساسی “همدلی ” و آن چیزهایی که همدلی به حساب نمی آید را مورد بررسی قرار می دهیم .

اینکه زن و شوهر مهارت همدلی کردن را بلد باشند، سبب می گردد که به صورت مطلوب به خواسته های خویش در زندگی نزدیک شوند و عدم آگاهی از این مهارت ، زوجین را هر روز از یکدیگر دور و دورتر می سازد .

همدلی ، یعنی گشودن قلب و ذهن خود نسبت به قلب و ذهن طرف مقابل .
همدلی ، یعنی فهمیدن آنچه واقعا در درون طرف مقابل روی می دهد .
همدلی ، یعنی درک احساس ، هیجانات و اتفاقات وجودی طرف مقابل .

همدلی ، اولین قدم است جهت شروع یک گفتگوی سالم. وقتی طرف مقابل احساس کند با او همدلی نمی شود و احساساتش درک نمی شود، دریچه های قلبش را می بندد و مسلما با این دریچه های بسته، هیچ گفتگویی به نتیجه ی مطلوب نخواهد رسید .

گویی فردی که احساس می کند مورد همدلی قرار نمی گیرد، در ابتدای گفتگو دو پنبه درون گوشهایش می گذارد تا به هیچ وجه صحبت های طرف مقابل را نشنود و در واقع ، پیام او را دریافت نکند .

در این صورت است که یا رابطه ی میان زوجین قطع می شود، یا دچار تنش می گردد؛ زیرا مقصود اصلی پیام میان زوجین مخابره نشده و همسران در طوفانی از سوء تفاهم ها، دچار تلاش های نافرجام می شوند .

متاسفانه یادگیری و یادآوری مهارت همدلی، در جامعه ی ما جایگاهی ندارد و جهت زندگی سالم و خوش، از سوی بزرگ ترهای زوجین ، تنها به عباراتی چون : مهربانی ،  گذشت، ساختن (گاهی سوختن و دم نزدن ) و غیره اشاره می شود . متاسفانه کمتر افرادی هستند که قبل از خطبه ی عقد، دوره ی آموزشی “گفتگوی موثر و اصول همدلی”  را آموخته باشند و متوجه این اصل اساسی باشند که “پایداری زندگی سالم در میان همسران، بدون توجه به اصول یک گفتگوی موثر، امکانپذیر نیست.” 

پس همان طور که گفته شد، مقدمه و اصل بنیادین شروع و ادامه ی یک گفتگوی موثر میان زوجین ، رعایت کردن اصول همدلی است .

موانع همدلی

همدلی موانعی دارد ؛ بدین معنا که گاها افراد برای همدلی کردن، دست به رفتارهایی می زنند و شروع به صحبت هایی می کنند که اصلا همدلی نیست. مثلا وقتی همسر یا دوست مان مورد رنجشی واقع شده، اگر متوجه جملاتی که برای همدلی استفاده می کنیم نباشیم، سبب رنجش بیشتر او می گردیم و با هدف نزدیکتر شدن به او ، ناخواسته از وی دورتر میشویم.

۱-نصیحت کردن

اولین رفتاری که همدلی محسوب نمی شود ، نصیحت کردن است . نصیحت هم می تواند زبانی و کلامی و هم رفتاری باشد. وقتی یکی از زوجین، در رابطه با رنجی که می برد صحبت می کند ، جملاتی مثل : ” حالا اشکالی نداره ” ، ” حالا ارزش تو بیشتر از این حرف هاست ، ” تو بزرگی کن ” ، ” حالا سعی کن از این قضیه چیزی یاد بگیری ” و غیره ، کاملا طرف مقابل را مطمئن می سازد که مورد درک واقع نشده و احساس و شرایط او کاملا نادیده گرفته می شود .

تئوری انتخاب معتقد است که: “افراد در شرایط گوناگون، صلاح کار خود را بهتر از هرکس دیگری می دانند و آنقدر هوش و ذکاوت دارند که متوجه شوند بهترین رفتار در این شرایط چیست”؛ و اگر شروع به مطرح کردن مشکل می نمایند و نیاز به مورد همدلی شدن را ابراز می کنند، فقط و فقط به خاطر این است که به قول تئوری انتخاب، نیاز به عشق و تعلق خود را ارضاء نمایند و مطمئن شوند احساساتشان برای همسرشان مهم است و مورد درک واقع می شوند . بعد از این اطمینان و رسیدن به آرامش،  خود به دنبال حل مساله شان می گردند و با ذهنی گشاده مشکل خود را حل می کنند .

و حال اگر در این شرایط ، مورد نصیحت واقع شوند ، از همسر خود مایوس شده ، و راه برای جدایی بیشتر مهیا گردیده است .

۲-روی دست کسی بلند شدن

دومین عاملی که مانع همدلی می گردد، این است که در مقابل صحبت های همسرمان یا فرد دیگری بگوئیم : ” ای بابا ! این که چیزی نیست، بذار من برات تعریف کنم چه اتفاقی برام افتاده”. این نوع برخورد که اغلب ما با آن روبرو شده ایم، اصلا به همدلی نزدیک نیست و به هیچ وجه به درک احساس طرف مقابل کمکی نمی کند .

البته احتمال این وجود دارد که قصد و نیت فرد خیر است و او مثلا می خواهد با کوچک تلقی کردن عامل رنج، به همسرش کمک کند، ولی واقعیت این است که فرد در این شرایط، احساس خوبی ندارد و کاملا مطمئن می شود که مورد همدلی واقع نشده است .

۳-آموزش دادن

یکی دیگر از موانع همدلی این است که اگر فردی از ناراحتی و مشکل خود صحبت می کند، بخواهیم سریعا به او آموزش دهیم که چه کاری درست است و چه کاری نادرست. در واقع آموزش دادن در این شرایط، نوعی توهین به احساسات طرف مقابل است.

گاهی زن یا شوهر در زندگی زناشویی ، فقط دلشان می خواهد مورد همدلی واقع شوند و آموزش دادن ، تنها دلیل قطع همدلی و دور شدن از یکدیگر است .

۴-دلداری

یکی دیگر از مواردی که همدلی محسوب نمی شود ، دلداری دادن است . جملاتی از قبیل : ” حالا اشکالی نداره ” ، ” تو آنقدر هوشمند هستی که بتونی دوباره شرایطت رو بسازی”، “چیزی نشده که! خدا رو شکر تنت سالمه”، “حالا خوبه بلایی سر بچه ها نیومد”، و غیره ، فرد را به هیچ وجه، از اینکه مورد درک شدن واقع شده، مطمئن نمی سازد .

به قول تئوری انتخاب ، وقتی نیازهای زوجین در مسیر زندگی ارضاء نمیشودامیدی به برقراری رابطه ی نزدیک بین همسران نیست. یکی از نیازهای اساسی زوجین ، نیاز به عشق و احساس تعلق است، که یکی از المان های اساسی این نیاز، مورد درک واقع شدن است و اینکه فرد مطمئن شود همسرش احساسات او را به رسمیت می شناسد و سعی در درک او دارد . تا در این شرایط ، همسران به هم نزدیکتر شوند و مجال ارتباط سالم ، مهیا گردد .

در این مقاله ، به ۴ مانع از موانع ۱۰ گانه همدلی اشاره کردیم . در مقاله ی بعد به بررسی دیگر موانع خواهیم پرداخت .

ادامه دارد …

بررسی طلاق عاطفی از دیدگاه تئوری انتخاب (۹)

موانع پیش روی همدلی کردن با همسرتان را بردارید

همدلی کردن، موانعی دارد؛ بدین معنا که گاها افراد برای همدلی کردن دست به رفتارهایی می زنند و شروع به صحبت هایی می کنند که اصلا همدلی نیست و بیشتر موجب دوری و سردی رابطه می شود.
همدلی


همدلی
، اولین قدم است جهت شروع یک گفتگوی سالم. وقتی طرف مقابل احساس کند با او همدلی صورت نمی گیرد و احساساتش درک نمی شود ، دریچه های قلبش را می بندد و مسلما با این دریچه های بسته، هیچ گفتگویی به نتیجه ی مطلوب نخواهد رسید .

گویی فردی که احساس می کند مورد همدلی قرار نمی گیرد ، در ابتدای گفتگو دو پنبه درون گوشهایش می گذارد تا به هیچ وجه صحبت های طرف مقابل را نشنود و در واقع ، پیام او را دریافت نکند. در این صورت است که یا رابطه ی میان زوجین قطع می شود، یا دچار تنش می گردد؛ زیرا مقصود اصلی پیام میان زوجین مخابره نشده و همسران در طوفانی از سوء تفاهم ها، دچار تلاش های نافرجام می شوند .

تئوری انتخاب عامل تمام اختلالات روانشناختی بشر را دو چیز می داند : مسئولیت گریزی و عدم واقع بینی . فردی که خود را مسئول خشم و غم و اضطراب خود نمی داند و دیگری را عامل عصبانیت و احساس ناخوشایندش می داند به خود اجازه می دهد هر نوع رفتار ناشایستی انجام دهد و دیگری را مقصر بداند .

همدلی، موانعی دارد؛ بدین معنا که گاها افراد برای همدلی کردن ، دست به رفتارهایی می زنند و شروع به صحبت هایی می کنند که اصلا همدلی نیست. مثلا وقتی همسر یا دوست مان مورد رنجشی واقع شده، اگر متوجه جملاتی که برای همدلی استفاده می کنیم نباشیم، خود سبب رنجش بیشتر او می گردیم و با هدف نزدیکتر شدن به وی، ناخواسته از او دورتر میشویم .

در کل ، ۱۰ عامل وجود دارد که سبب برهم زدن بیان همدلانه می شود . ۴ مورد آنرا در مقاله ی قبل مورد بررسی قرار دایم و حال ، به بررسی ۶ عامل دیگر می پردازیم :

مقاله “روش های همدلی کردن با همسر ” را در اینجا بخوانید

۱-حواس پرتی

یکی دیگر از موانع همدلی، پرت کردن حواس طرف مقابل و در واقع مسدود کردن و متوقف کردن احساسات طرف مقابل است. اینکه به فرد اجازه ندهیم احساساتش را بیان کند، و یا اینکه از بیان احساس همسرمان نوعی ترس به دل راه دهیم، مسلما قدم در راه جدایی و دوری بیشتر برداشته ایم .

بهترین حالت این است که فرآیند  بیان تجربه ی احساس، در شرایطی امن و صمیمی طی شود، تا به درک بهتر نائل گردد؛  که در این شرایط، همدلی تسهیل می گردد و موانع  گفتگوی موثر و سالم میان همسران، از بین می رود .

جملاتی مثل : ” حالا بلند شو دست و صورتت رو بشوی ” ، ” حالا بی خیال ، بعدا درباره اش با هم صحبت می کنیم ” ، ” باشه حالا، فقط اگه بدونی چه فیلمی دانلود کردم! می خوای بذارم باهم ببینیم ” و غیره ، درسته ظاهری خوب و خوشایند دارد، ولی نیاز به همدلی طرف مقابل را ارضاء نمی کند؛ و  او را مطمئن می سازد که  احساسش، رنجی که دارد می برد ، هیجانش ، و غیره ، آنقدرها هم که باید، مهم نیست .

۲- بازجویی کردن

گاهی درشرایطی که فرد از ما همدلی می خواهد، شروع می کنیم به سوال و کنکاش که مثلا : ” خوب ! تو کی رفتی اونجا ؟ ” ، ” خوب ! بگو ببینم چه کسانی اونجا بودن ؟ ” ، ” اصلا چی شد که تو تصمیم گرفتی این کارو بکنی ؟ ” ، ” مگه نمی دونستی از این آدم آبی گرم نمیشه ؟ ” ، ” مگه خودت تجربه نکرده بودی قبلا ؟ ” .

این سوالها، در شرایطی که همسرمان یا شخص دیگری دارد، به هیچ وجه به او کمک نمیکند که حالش بهتر شود. در این موقعیت، باید آنچه دارد تجربه اش می کند و آنچه دارد احساس می کند را ، فقط و فقط به رسمیت شناخت.

ارزیابی اتفاقات، تجربه اندوزی، بررسی سود و زیان های کار، همه و همه در مرحله ی بعد از همدلی باید صورت بگیرد.  برای رسیدن به قله ی دوم ، باید صحیح و سلامت از قله ی اول گذشت. بدین ترتیب می توان ادعا کرد که قدم اول جهت هرنوع مذاکره و ارتباط موثر ، همدلی صحیح و سلامت است .

۳-توضیح دادن

بسیاری از افراد در شرایط بحرانی، به جای همدلی کردن ، شروع می کنند به توضیح و تفسیر آنچه اتفاق افتاده است. به نظرتان چرا این توضیح دادن ، مانع همدلی است؟

تئوری انتخاب در پاسخ به این پرسش می گوید : “وقتی شما در حال توضیح دادن شرایط هستید، در واقع دارید خودتان را بیان می کنید و مسئولیت کار را او را به عهده میگیرید و در واقع او را تایید می کنید”. در حالیکه فرد در این وضعیت، فقط نیاز دارد خودش، افکارش، احساساتش و غیره را بیان کند؛ و به این اطمینان برسد که خانواده اش، همسرش ، دوستانش و غیره ، سعی می کنند او را درک نمایند و سعی می کنند بفهمند در درون او چه میگذرد.

تایید کردن طرف مقابل، به معنای همدلی نیست. تنها ثمره ی همدلی این است که به فرد کمک کنیم تا در این شرایط، خودش را، هیجانات و احساساتش را به درستی بشناسد و بهتر بتواند احساساتش را مدیریت کند .

۴-تصحیح کردن

یکی دیگر از موانع همدلی این است که بخواهیم رفتار و ادراک طرف مقابل را تصحیح و اصلاح نمائیم و سریعا به او بگوییم که کجای کارش ایراد داشته و مثلا کدام عکس العمل بهتر بوده است. این افراد بدون برداشتن قدم همدلی ، به سراغ فکر درست، کنش و اقدام مناسب و رفتار شایسته می روند.

تصحیح باورها و یافتن خطاهای شناختی همسر و اطرافیانمان، به هیچ وجه کاری عبث و بیهوده نیست، اما وقتی فردی ، مثلا به خاطر داشتن باوری ناکارآمد و ناسالم، دچار خطایی شده، قضاوت سریع و سعی در اصلاح ادراک او، نه تنها حالش را بهتر نمیکند بلکه پنبه ای در گوش او میگذارد  تا تصحیحات شما را نشنود . می دانید چرا ؟

چون افراد به گفته تئوری انتخاب، حرفها و توصیه های کسی را میشنود و میپذیرند که آن فرد، در دنیای مطلوبشان قرار دارد. فردی که همدلی نمی داند، سریع قضاوت می کند و سعی در درک احساسات دیگری ندارد، در دنیای مطلوب او جایی نخواهد داشت. پس تصحیح کردن و انتقاد در شرایط سخت، همدلی نیست و تنها راهی است جهت بیرون رانده شدن از دنیای مطلوب همسر یا عزیزانمان  و این است مقدمه ی قطع رابطه ، ایجاد رابطه ی تنش زا و یا طلاق عاطفی .

۵-همدردی یا دلسوزی

شاید به ظاهر ، همدلی با همدردی مشابه است  اما در معنا بسیار متفاوت از هم هستند. گاهی افراد جهت همدلی کردن از این جمله ها استفاده می کنند : “من می فهمم تو چی کشیدی ” ، یا ” درکت می کنم ” . این جملات برخلاف ظاهر مناسب شان اصلا تاثیر خوبی نمی گذارد . چرا ؟

چون هر فردی منحصر به فرد است، پس شرایط و اتفاقاتی که برای شخصی می افتد نیز منحصر به فرد و تنها خاص اوست. پس هیچ انسانی در شرایط صد درصدی شرایط دیگری قرار ندارد و در این صورت  نمی تواند احساس او را کاملا درک کند و بفهمد که مثلا او واقعا در آن شرایط چه کشیده است .

پس عبارت “درکت می کنم ” ، بیشتر از اینکه رنگ و بوی همدلی داشته باشد، رنگ و بوی همدردی و دلسوزی دارد . در این شرایط به کار بردن این جمله مناسب تر است : ” من در شرایط تو نیستم ، من واقعا نمیتونم درک کنم تو چی کشیدی ، ولی تمام سعی خودم رو می کنم که به حرف های تو گوش بدم ، تا حدودی بتونم درکت کنم  تو الان ناراحت و عصبانی هستی و من به احساسات تو احترام میگذارم .”

۶ – قصه گویی

گاهی اوقات افراد به جای همدلی کردن شروع به قصه گویی می کنند و مثلا می گویند : ” این اتفاقی که برای تو ایجاد شده ، منو یاد یه خاطره ای انداخت ” ، یا ” این اتفاقی که میگی ، عینا برای فلانی هم پیش اومد و او این کارها را انجام داد ” . در حالیکه در مورد قبلی گفتیم که هرکس شرایط منحصر به فردی دارد و در واقع هر کس  قصه ی خودش را دارد .

بیان قصه گویی، مثل مورد توضیح دادن دوباره بیان ماست از شرایط. در این صورت ما فرصت طی کردن فرآیند بیان احساس و اطمینان از مورد درک واقع شدن را  از همسرمان میگیریم .

استفاده از تمثیل ، قصه و حکایت در میان گفتگوها ، به هیچ وجه نامناسب نیست اما زمانی که زمان همدلی است  به کاربردنش جایز نیست و سبب دوری زوجین از هم میگردد .

۱۰ عاملی که عنوان شد ، موانعی هستند جهت بیان همدلانه .

بیان همدلانه، شاهراه ارتباط موثر است و فردی که مهارت همدلی را یاد نگرفته، مسلما نمی تواند ارتباطی موثر و مطلوب با همسرش ایجاد نماید .

مسئولیت خودمان را بپذیریم

به قول تئوری انتخاب، وقتی نیازهای زوجین در مسیر زندگی ارضاء نمیشود، امیدی به برقراری رابطه ی نزدیک بین همسران نیست. یکی از نیازهای اساسی زوجین، نیاز به عشق و احساس تعلق است، که یکی از اِلمان های اساسی این نیاز، مورد درک واقع شدن است و اینکه فرد مطمئن شود همسرش احساسات او را به رسمیت می شناسد و سعی در درک او دارد  تا در این شرایط همسران به هم نزدیکتر شوند و مجال ارتباط سالم مهیا گردد .

یک نکته ی مهم در بحث همدلی این است که افراد  از طریق همدلی نسبت به احساسات خود آگاهی می یابند و آنرا میپذیرند؛ این پذیرش سبب رفتار مسئولانه می شود ؛ یعنی افراد میپذیرند که مسئول احساسات و افکار خود هستند .

مسئولیت پذیری یکی از ارکان اساسی تئوری انتخاب است ؛ زیرا اگر افراد نتوانند مسئولیت افکار، اعمال و احساسات خود را بپذیرند و نتوانند احساس خود را بیان کنند و در مقابل نتوانند سعی در درک احساسات دیگری نمایند و در کل نتوانند در برقراری رابطه ی سالم با دیگران موفق شوند به موجودات خطرناکی تندیل خواهند شد . چرا ؟

چون مسئولیت افکار و احساسات خود را بر دوش دیگری می گذارد. تئوری انتخاب  عامل تمام اختلالات روانشناختی بشر را دو چیز می داند : مسئولیت گریزی و عدم واقع بینی . فردی که خود را مسئول خشم و غم و اضطراب خود نمی داند و دیگری را عامل عصبانیت و احساس ناخوشایندش می داند به خود اجازه می دهد هر نوع رفتار ناشایستی انجام دهد و دیگری را مقصر بداند .

و متاسفانه ، این است عامل بنیادین بسیاری از طلاق های قانونی و عاطفی میان همسران .

در مقاله ی بعد در راستای سلسله مقالات طلاق عاطفی مبتنی بر تئوری انتخاب ، به بررسی دیگر المان های ارتباط موثر و زبان زندگی خواهیم پرداخت . 

بررسی طلاق عاطفی از دیدگاه تئوری انتخاب (۱۰)

الگوی ارتباطی شما با همسرتان کدام است؟

چرا زوجین در برقراری رابطه کلامی مسالمت آمیز موفق نمی‌شوند و اکثر همسرانی که می‌بینیم، یا رابطه‌ای تنش‌زا باهم دارند، یا به‌جایی رسیده‌اند که قطع رابطه و پرهیز از هم‌کلامی، می‌تواند برایشان بهتر باشد؟

زوج جوان

در مقالات قبل، ضرورت یادگیری ارتباط مؤثر جهت رسیدن به اهداف مشترک در زندگی بعد از ازدواج مورد بررسی قرار گرفت. در این مقاله به بررسی سه نوع رابطه‌ای می‌پردازیم که در تعاملات انسانی اطراف خود شاهد آن هستیم.

۱-الگوی ارتباطی قطع رابطه

گاهی بسیاری از زوجین درگذر زمان و درحرکت به سمت روزمرگی، ارتباطشان و نوع گفت‌وگوی‌شان مختصر و محدود به بیان کلماتی کوتاه و در حد نیاز می‌گردد. عباراتی مثل” چطوری؟”، “چیزی نیاز داری؟”، “من میتونم کمکت کنم؟”. این نوع رابطه را میتوان به‌گونه‌ای  قطع رابطه نامید که بامعنای اصلی رابطه که بیان نیازها و تلاش جهت رسیدن به تفاهم مشترک است فاصله بسیاری دارد.

۲-الگوی ارتباطی تنش‌زا

در این نوع رابطه تنش و عدم توانایی در برقراری رابطهٔ سالم، بسیار دیده می‌شود و زوجین مدام در حال نزاع و کشمکش هستند.

۳-الگوی رابطهٔ مسالمت‌آمیز

در این رابطه زوجین یاد گرفته‌اند که نیازهای خود را به‌گونه‌ای سالم و مؤثر بیان کنند و از نوع رابطه‌شان احساس رضایت داشته باشند.

زبان زندگی، به نوع سوم رابطه نزدیک است و زمانی محقق می‌گردد که زوجین بدانند در مسیر ازدواج هم به خواسته‌ها و نیازهای خود دقت کنند و هم نیازهای همسرشان را مدنظر قرار دهند .

و اما سؤال این مقالهٔ  این است چرا زوجین در برقراری این نوع رابطه موفق نمی‌شوند و اکثر همسرانی که می‌بینیم، یا رابطه‌ای تنش‌زا باهم دارند، یا به‌جایی رسیده‌اند که قطع رابطه و پرهیز از هم‌کلامی، می‌تواند برایشان بهتر باشد؟

در جواب به این سؤال ، به ۴ عاملی اشاره می‌کنیم که می‌تواند مانع بزرگی باشد جهت برقراری ارتباط مسالمت‌آمیز:

۱-قضاوت اخلاقی

زمانی که زوجین افکار، رفتار و اعمال همدیگر را مورد قضاوت ارزشی قرار می‌دهند و مثلاً می‌گویند “این رفتار تو زشت است”یا “این فکر تو بد و ناپسند است”، در این زمان زوجین فراموش می‌کنند که آنچه برای آن‌ها ناپسند است ممکن است موردپسند همسرشان باشد و درواقع زوجین با متر خود به‌اندازه گیری سلایق و علایق همسرشان می‌پردازند و آن‌ها را قضاوت می‌کنند.

قضاوت اخلاقی؛ یعنی معیارهای خود را به‌عنوان یک معیار و استاندارد درست قرار دادن و متوقع از دیگری بودن که طبق آن‌ها رفتار کند و افکار و اعمالش را منطبق بر آن قرار دهد.  برچسب زدن به رفتار دیگری بر طبق معیارهای خود، به‌جای مشاهدهٔ دقیق رفتارهای همسر و دادن بازخورد درست و منطقی به آن.

۲- انکار مسئولیت افکار و اعمال خودمان

دومین عاملی که سبب می‌شود زوجین رابطهٔ مسالمت‌آمیزی با خود نداشته باشند، عدم مسئولیت‌پذیری و نپذیرفتن رفتارهای خود است. در این صورت، ممکن است از این عبارات استفاده کنند “تو باعث شدی من این رفتار رو با تو داشته باشم”، گاهی زوجین در ارتباط با یکدیگر از برخی برخوردهای فیزیکی و کلامی استفاده می‌کنند و خیلی حق‌به‌جانب می‌گویند” من این نوع رفتارهای خشن و تند را دوست ندارم، ولی توکاری انجام می‌دهی که مرا مجبور به این رفتارها می‌کنی” درحالی‌که تئوری انتخاب معتقد است ما در تمام شرایط زندگی، مسئول رفتارهای خودمان هستیم و رفتارهای دیگری، هرچند نامطلوب و زشت نباید سبب انتخاب رفتاری نامناسب از طرف ما گردد.

اگر زوجین شیوه‌های ارتباط مؤثر را یاد نگرفته باشند، نمی‌توانند از طریق شیوه‌های مناسب همسرشان را مجاب نمایند و بی‌شک جهت ادارهٔ زندگی، دست به رفتارهای نامطلوب می‌زنند و چون دیگری را عامل رفتارهایشان می‌دانند، مسئولیت رفتار خود را نمی‌پذیرند. بر اساس مبانی تئوری انتخاب این عدم مسئولیت‌پذیری سبب عدم برقراری ارتباط مسالمت‌آمیز و به‌کارگیری زبان زندگی در صحبت‌ها و مراودات زوجین می‌گردد.

۳-مقایسه

سومین عاملی که در برقراری ارتباط مؤثر ایجاد مشکل می‌نماید مقایسه کردن و به رخ کشیدن خصوصیات دیگری در مقابل همسر است. در مقالات ابتدایی این سلسله مقالات، هفت رفتار مخرب موردبررسی قرار گرفت، که یکی از آسیب‌زاترین آن‌ها، عادت به مقایسه نمودن در روابط زوجین معرفی شد.

مقایسه کردن دو بعد دارد؛ یکی مقایسهٔ خود با دیگری و مقایسهٔ همسرمان با فردی دیگر. در هردو صورت به سبب ناکارآمد بودن این رفتار، نتیجهٔ مطلوب حاصل نمی‌شود؛ زیرا بهترین حالت ایجاد رابطهٔ سالم، پذیرش غیرمشروط و بی‌قیدوشرط  همسر است .

۴-تقاضای طلبکارانه

زن و شوهرها خیلی اوقات درخواست‌های منطقی از هم دارند و تنها قصد بیان نیازهای اساسی‌شان رادارند، اما متأسفانه آن‌ها با لحنی آمرانه (امرونهی گونه) و طلبکارانه بیان می‌کنند که چون طرف مقابل احساس تحقیرشدگی می‌کند به آن گوش نمی‌دهد و خود را نسبت به آن بی‌تفاوت نشان می‌دهند. همسران در این صورت مقاومت کرده و این خود سبب شروع بحث و مشاجره می گردد. بعضاً نیازهای معقول همسر ، تنها با لحنی طلبکارانه ، پرتوقعی و زیاده‌خواهی برداشت می‌شود.

این موضوع را باید مدنظر داشت که در ارتباط با افراد، با “انسان” طرف هستیم نه کامپیوتر و وسایل الکترونیکی.  همان‌طور که درمقالات قبل اشاره شد، در وجود تمام انسان‌ها چیزی به نام “نیاز به قدرت” وجود دارد. در ارتباطات انسانی باید حواسمان باشد که همان‌طور که ما نیاز به قدرت داریم، طرف مقابلمان هم نیاز به قدرت دارد و اگر با تقاضاهای طلبکارانهٔ ما روبرو شود، نیاز به قدرتش خدشه‌دار می‌شود و مانعی می‌گردد در مقابل ارتباط مسالمت‌آمیز .

در طی این مقاله و مقالات قبل ، ضرورت یادگیری یک شیوهٔ مطلوب ارتباطی و الگوهای کارآمدی که طی تحقیقات بسیار در جوامع مختلف جهان توانسته‌اند مؤثر باشند را موردبررسی قراردادیم. در مقالهٔ بعد، به بررسی هدف اصلی ارتباط مؤثر که نزدیک شدن ادراک‌ها به هم است و حالاتی که می‌توان از این نوع ارتباط مؤثر استفاده کرد، خواهیم پرداخت.

بیشتر بخوانید

فرمان زندگی در اختیار همسرانچرا همسرم دوست من نیست ؟رابطه ی رضایت در زندگی زناشویی با نیازهای اساسی انسانمن تو او در دایره ی ازدواجبا جان دل به “همسر” گوش سپاریدروش های همدلی کردن با همسرموانع پیش روی همدلی کردن با همسرتان را بردارید

 

بررسی طلاق عاطفی از دیدگاه تئوری انتخاب (۱۱)

همسران چگونه بدون خشونت باهم ارتباط بگیرند؟

دو انسان هر چقدر به یکدیگر نزدیک و از هم شناخت داشته باشند تا زمانی که لب به سخن باز نکنند و خواسته هایشان را برای هم شرح ندهند نمی توانند انتظار داشته باشند تا دیگری بدون گفتن نیاز، آن را برطرف سازد.
گفت و گوی همسران

در مقالات قبل، ضرورت ایجاد یک رابطه سالم میان همسران و مراحل اصلی و کلیدی زبان زندگی مورد بررسی قرار گرفت. زن و شوهر باید بتوانند نیازهای اساسی خود را بیان کنند و در جهت رسیدن به آرامش و احساس رضایت هم بکوشند.

توانایی ارتباط مؤثر و یادگیری زبان زندگی، ضروری‌ترین ارکان یک رابطهٔ زناشویی است. متاسفانه برخی همسران نیازهای خود را بیان نمی‌کنند چون شیوهٔ ابراز آنرا نمی‌دانند و اغلب صحبت‌هایشان به مشاجره ختم می‌شود درحالیکه یکدیگر را در دریایی از سوءتفاهم‌ها تنها می‌گذارند و هرکس، از ظن خود یار دیگری می‌شود، نه از سر واقعیت و ویژگی‌های واقعی طرف مقابل. در این صورت است که زوجین تصمیمی به مراتب بدتر از طلاق قانونی می‌گیرند و رسماً وارد طلاق عاطفی می‌شوند.

در چنین شرایطی همسران یا نیازهای خود را بیان نمی‌کنند ، یا ترجیح می‌دهند با شخصی دیگر در یک رابطهٔ موازی از نیازهایشان بگویند. در این صورت است که خیانت ، وارد حریم خانواده‌ها می‌شود و چون سمی مهلک ، شخصیت تمام اعضای خانواده را برای تمام عمر مسموم می‌نماید .

حال در این مقاله، به بررسی سه حالتی می‌پردازیم که در آن، از زبان زندگی و ارتباط بدون خشونت استفاده می‌نماییم:

۱- بیان صادقانه خود

بسیاری از انسانها از اینکه خود و ویژگی‌های واقعی خود را به صورت جرات مند، ولی صادقانه ابراز نمایند واهمه دارند. علتش این است که این افراد، مدام نگران این هستند که اگر خود را همانگونه که هستند بیان نمایند، شاید طرد شوند و از طرف دیگران پس زده شوند. 

اگر همسران، به تمام نکات گفته شده در مقالات گذشته دقت نمایند و به تمام مراحل آن، با همان ترتیبی که اشاره شد عمل نمایند، بی شک در بیان صادقانهٔ خود نیز موفق خواهند شد. زدن نقاب بر روی شخصیت و در واقع نقش بازی کردن برای همسر، شرایطی غیرقابل پیش بینی و فضایی مه آلود و غبارگرفته ایجاد می‌نماید که قطعاً در بهبود روابط زوجین مؤثر نیست. زن و شوهر وقتی نقاب از چهره برمی دارند، به خود حقیقی خویش نزدیک می‌شوند و نیازهای اساسی خود را بیان می‌نمایند.

احتمال کمی وجود دارد که شما خودرا صادقانه بیان نمایید و با مقاومت همسرتان روبرو شوید. زمانی مقاومت و مشاجره ایجاد می‌شود که افراد، از رفتارهای مخربی چون مقایسه و توهین و سرزنش (و دیگر رفتارهای اشاره شده در مقالات قبل) استفاده می‌نمایند.

۲- دریافت همدلانه

دریافت همدلانه یعنی افراد، توانایی این را داشته باشند که دریچه‌های قلب خود را به سمت همسرشان بگشایند تا بتوانند حرف او را، نیاز او را و هرآنچه قصد دارد به ما بفهماند را متوجه شویم. دریافت همدلانه یعنی بتوانیم از دریچه نگاه همسرمان به مشکل بنگریم و دیدگاه‌های او را نیز مدنظر قرار دهیم.

دریافت همدلانه اصلاً به این معنا نیست که او را تأیید می‌کنیم، بلکه بدین معناست که سعی می‌کنیم احساس و فکر او را درک نماییم و سعی می‌کنیم خواسته‌هایش را متوجه شویم. اینکه الان همسر ما چه فکر و نیتی دارد و بر اساس کدام نیازش این کار را انجام می‌دهد، می‌تواند در نوع برخورد و رابطهٔ ما بسیار مؤثر باشد.

تا وقتی همسران نتوانند دریافت پذیرش همدلانه داشته باشند، یا به قطع رابطه و طلاق عاطفی می‌رسند، یا زندگی‌شان را به میدان جنگ و منازعه تبدیل خواهند کرد. 

با توجه به مورد اول و دوم که دراین مقاله اشاره شد، رابطهٔ مسالمت آمیز زمانی ایجاد می‌شود که همسران هم بتوانند خود را صادقانه بیان کنند، هم در مقابل بیان صادقانهٔ همسر، پذیرش همدلانه داشته باشند و سعی در درک و پذیرش همراه با همدلی داشته باشند. در مقالات قبل، چگونگی بیان همدلانه و هرآنچه مانع همدلی است را مورد بررسی قرار دادیم.

۳-همدلی با خود

سومین عاملی که زوجین را به سمت رابطهٔ مسالمت آمیز هدایت می‌کند، همدلی کردن با خود است؛ یعنی شفقت ورزی و مهربانی با خود؛ رفاقت با احساسات خود. جنگیدن با احساسات درونی و داشتن احساس گناه، هیچگاه زوجین را به سمت رابطهٔ بهتر هدایت نخواهد کرد. احساسات، هیچ گاه بوی خوشی ندارند و ممکن است حالت خوبی برای ما ایجاد نکنند؛ مثل ترس، خشم، اضطراب، غم، احساس توهین و تحقیر و غیره؛ طبیعی است که آنها را نپذیریم ولی آنچه به ما کمک می‌کند این است که احساسات دوست ما هستند و هر کدام جهت رساندن ما به زندگی بهتر تلاش می‌کنند.

اگر احساسی در ما هست که به ما هشدار می‌دهد تا کاری برای بهتر شدن زندگی‌مان انجام دهیم، باید آن صدای درونی را به رسمیت شناخت و با همدلی آنرا پذیرفت.

در مقالات قبل مفصلاً ۴ مرحلهٔ ارتباط مؤثر را توضیح دادیم: ۱- بیان روشن موقعیت ۲- بیان احساس ۳- بیان نیاز ۴- بیان درخواست. واینکه ترتیب این مراحل حتماً باید رعایت شود. حال در انتهای بحث رابطهٔ مؤثر زوجین در سلسله مقالات طلاق عاطفی مبتنی بر تئوری انتخاب، به یکی از مهمترین اصول ارتباط سالم می‌پردازیم.

همانطور که ذکر شد بیان درخواست، آخرین مرحلهٔ ارتباط مؤثر است. ولی اینکه این درخواست چگونه بیان شود، از خود درخواست مهمتر است.

ویژگی‌های بیان درخواست:

۱- بیان روشن، واضح و عینی درخواست
اینکه از همسرتان بخواهید با شما مهربان‌تر باشد، یعنی چی؟ اینکه شمارا در آغوش بگیرد و ببوسد مدنظر شماست؟ اینکه بعد از اتمام کارتان به دنبال شما بیاید منظور شماست؟ اینکه در مقابل دیگران با لحنی آرام‌تر و با کلامی مهرآمیز صحبت کند مدنظر شماست؟ بیان روشن درخواست، یعنی دقیقاً بگویید منظور و خواستهٔ شما چیست و از همسرتان چه انتظاری دارید.

۲- درخواست‌تان امکان‌پذیر باشد
توجه به اینکه چه درخواستی از همسرتان دارید و اینکه آیا برآوردن آن برای همسرتان امکان‌پذیر است و آیا توانایی ارضای آن را دارد، مهم است. اینکه همسر شما با خواسته‌ای از طرف شما روبرو شود که نشدنی است، تمام سه مرحلهٔ ارتباط مؤثر که قبل از بیان درخواست بیان نموده بودید تخریب می‌شود و مسیر مشاجره و دوری هموار می‌گردد.

۳- مربوط به زمان حال باشد
نه آنچه شما قرار است در آینده اتفاق بیفتد، نه آنچه درگذشته اتفاق افتاده است، هیچ‌کدام برای حال شما سودمندی ندارد. وقتی شما عادت می‌کنید که در زمان حال زندگی کنید، می‌توانید با درخواست‌هایی روشن و واضح، آینده‌ای بهتر را برای خانوادهٔ خود رقم بزنید.
با توجه به بررسی کامل ارتباط مؤثر میان زوجین و اینکه استفاده از زبان زندگی می‌تواند راهگشا و کلید اصلی روابط مطلوب باشد و اتمام این مبحث، در ادامه سلسله مقالات طلاق عاطفی مبتنی بر تئوری انتخاب، به موضوع رابطهٔ جنسی و اهمیت بی‌بدیل آن در روابط زوجین خواهیم پرداخت.

عمده‌ترین مشکلات زوج‌های جوان بعد از ازدواج

همواره دوران اول زندگی زوج‌های جوان با مشکلات و گاه بحث‌های زیادی همراه است. بحث‌هایی که ناشی از عدم شناخت همدیگر و تجربه نداشتن برای حل مشکلات‌شان می‌شود. زوج‌های جوان اگر راهکار غلبه بر این مشکلات را ندانند، سرخورده شده و تصور می‌کنند که انتخاب اشتباهی برای زندگی مشترک داشته‌اند. در ادامه راهکارهایی برای حل مشکلات ۳ سال اول زندگی که سخت‌ترین روزهای زندگی مشترک زوجین است، ارائه می‌دهیم.

به همسرتان فرصت تفریح با دوستانش را بدهید

معمولا بعد از تمام شدن ماه عسل مرد می‌خواهد که زندگی مشترکش را منظم و مثل تمام زندگی‌های دیگر ادامه دهد. در این بین حق داشتن تفریحات تک نفره‌ای را نیز برای خود محفوظ می‌داند. نکته‌ای که باعث رنجش همسرش می‌شود و او را دچار این اشتباه می‌کند که همسرش نسبت به او سرد شده و بعد از ازدواج توجه‌ای به او ندارد. بهتر است قبل از اینکه دچار چنین سوءبرداشت‌هایی شوید با همسرتان صحبت کنید و از احساس درونی خودتان برایش بگویید، تکلیف تفریحات دوستانه تک نفره و میزان آن‌ها را هم روشن کنید. به هر حال هر دوی شما لازم است که ساعاتی را با دوستان قدیمی خود بگذرانید.

مشکلات زندگی مشترکتان را به خانه پدر و مادرتان نکشانید

یکی از اشتباهاتی که ممکن است زوج‌های جوان در اوایل زندگی مشترک مرتکب شوند، صحبت با پدر و مادر درباره اتفاقات ناراحت‌کننده و بحث‌ با همسرشان است. معمولا در این موارد والدین از روی دلسوزی و محبت، از فرزند خود جانب داری کرده و به اختلاف زوجین بیش از پیش دامن می‌زنند. در هر حال شما باید بدانید که هرگز نباید در این موارد با والدین خود صحبت کنید. سعی کنید تجربه حل مشکلات با همسرتان را دو نفره پشت بگذارید، اگر نتوانستید مهارت‌هایتان در برخورد با این مشکلات را با مطالعه یا مراجعه به مشاور افزایش دهید.

همسرتان دشمن شما نیست

یکی از مشکلات همیشگی زوج‌های جوان این است که چرا هنگام اختلافات خانوادگی همسرشان از آن‌ها طرفداری نمی‌کند. بهتر است که توقع همیشگی از همسر برای دفاع از شما را کنار بگذارید. در این باره با هم صحبت کنید و اجازه دهید همسرتان به عنوان یک ناظر بیرونی شما را مورد قضاوت قرار دهد، نه یک طرفدار دائمی. همسران در این مورد باید صبور باشند و علاوه بر اینکه به دنبال حل مسئله باشند، اشتباه و خطای خود را نیز بپذیرند.

خودتان را عقل کل ندانید

سعی کنید در تمام امور زندگی با همسرتان مشورت کنید. مشورت کردن علاوه بر پیدا کردن راه حل بهتر، باعث نزدیکی شما به همسرتان نیز می‌شود. همچنین مشورت باعث می‌شود که از تجربیات شریک زندگی‌تان بهره برده و اگر در جایی دچار اشتباه شوید، شماتت نشنوید. یادتان باشد که هیچ چیز به اندازه خودخواهی و تک روی در زندگی مشترک باعث ایجاد دلخوری و تیره شدن روابط همسران نمی‌شود.

فقط عیب‌های همسرتان را نبینید

پس از شروع زندگی مشترک مطمئنا متوجه عیوبی در همسرتان می‌شوید که باعث ناراحتی شما خواهد شد. اول اینکه در این مورد حتما در یک محیط خصوصی با هم صحبت کنید و راه شماتت را در پیش نگیرید. نکته دوم اینکه سعی کنید، گذشت داشته باشید و از کنار این عیوب اگر خیلی بزرگ نیستند، عبور کنید. نکته آخر هم اینکه همیشه روی عیوب همسرتان تمرکز نکنید و از او یک هیولا نسازید. همسرتان هم مثل تمام انسان‌های دیگر دارای نقاط قوت و ضعف است. پس سعی کنید، نقاط ضعف و قوت او را در کنار هم ببینید.

احساساتتان را به زبان بیاورید

یکی از نکات بسیار مهم در زندگی مشترک به زبان آوردن احساسات و حرف‌های درونی است. برای بیان این حرف‌ها از نیش و کنایه یا جملات غیرمستقیم استفاده کنید. ساده، صریح و با احترام حرف دلتان را به همسرتان بگویید، اگر اشتباهی مرتکب شده‌اید از او عذرخواهی کنید یا اگر در میانه صحبت با او حوصله حرف زدن ندارید، از او بخواهید که در زمان دیگری با هم صحبت کنید. در هنگام حرف زدن با همسرتان مثل یک رفیق صمیمی پیش بروید و به دنبال رسیدن به زبان مشترک باشید.

برای انجام کارهای خانه با هم هماهنگ باشید

هیچ گاه انجام کاری را وظیفه همسرتان ندانید. برای انجام کارهای خانه به همسرتان کمک کنید. دقت داشته باشید هماهنگی شما با همسرتان برای انجام کارهای خانه مهم است، نه تقسیم وظایف خانه به صورت مساوی. خانم‌ها برای حل این مساله می‌توانند لیستی از کارهای خانه را بنویسند و از همسرشان درخواست کنند که مسئولیت انجام چند کار از آن لیست را با تمایل خودش به عهده بگیرد. خانم‌ها یادشان باشد که با احترام از همسرشان درخواست کمک کنند و وقتی همسرشان در حال انجام آن کار است، با ایرادگیری مداوم او را کلافه نکنند. آقایان نیز یادشان باشد که مسئولیت‌های محول شده را با بی‌حوصلگی انجام ندهند و همسرشان را در انجام کارهای خانه دست تنها نگذارند.

هرگز پشت سر همسرتان غیبت نکنید

حتی برای درددل کردن نیز پشت سر همسرتان غیبت نکنید. به هر حال ممکن است روزی این اختلاف شما حل شده و ناراحتی‌تان برطرف شود اما تصویر بدی که در ذهن دوست یا آشنایان از همسرتان می‌سازید، از ذهن آن‌ها پاک نمی‌شود. این جملات فریب دهنده را هم کنار بگذارید که «پیش خودت بمونه» یا «به کسی از این موضوع چیزی نگو» به هر حال همیشه آن افراد هم کسی را در زندگی‌شان دارند که به او همین جملات را بگویند و حرف‌های شما به گوش همسرتان برسد.

تکلیف مسائل مالی را روشن کنید

یکی از مشکلات اصلی زوج‌های جوان در دوران ابتدای زندگی مشترک مسائل مالی است. احتمال دارد که مرد شما برای ساختن آینده برنامه‌هایی داشته باشد ولی شما بیشتر به وضعیت فعلی زندگی‌تان فکر کنید. بهتر است که در این باره با هم صحبت کنید و به نظرات مشترکی برسید. همسرتان را از رازهای مالی‌تان با خبر کنید و در هنگام پرداخت بدهی‌ها کنارش باشید. اگر می‌خواهد به والدینش کمک مالی کند و آن‌ها در شرتیط سختی هستند، حتما او را همراهی کنید. به خرج و مخارج زندگی‌تان سر و سامان دهید و در صحبتی که با همدیگر دارید، اولویت‌ها را مشخص کنید تا احساس بد ولخرجی کردن از طرف همسرتان به سراغ‌تان نیاید.


هشت + = 10