آرامش

عوامل اطمینان
الله نزل أحسن الحدیث کتبا متشبها مثالی تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم ثم تلین جلودهم و قلوبهم الی ذکر الله ذلک هدی الله یهدی به من یشاء و من یضلل الله فما له من هاد(۳۲)؛

خداوند بهترین سخن را نازل کرده، کتابی که آیاتش (در لطف و زیبایی و عمق و محتوا) همانند یکدیگر است؛ آیاتی مکرر دارد (با تکراری شوق انگیز) که از شنیدن آیاتش لرزه بر اندام کسانی که از پروردگارشان می ترسند می افتد؛ سپس برون و درونشان نرم و متوجه ذکر خدا می شود؛ این هدایت الهی است که هرکس را بخواهد با آن راهنمایی می کند؛ و هرکس را خداوند گمراه سازد، راهنمایی برای او نخواهد بود!
تأثیر آرامش در زندگی
هو الذی أنزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمنا مع ایمنهم و لله جنود السموت و الارض و کان الله علیما حکیما(۳۳)؛ او کسی است که آرامش را در دلهای مؤمنان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزایند؛ لشکریان آسمانها و زمین از آن خداست، و خداوند دانا و حکیم است.
اهمیت آرامش روحیه در مقابل دشمن و در مصائب
الا تنصروه فقد نصره الله اذ أخرجه الذین کفروا ثانی اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصحبه لا تحزن ان الله معنا فانزل الله سکینته علیه و أیده بجنود لم تروها و جهل کلمه الذین کفروا السفلی و کلمه الله هی العلیا و الله عزیز حکیم(۳۴)؛ اگر او را یاری نکنید، خداوند او را یاری کرد؛ (و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت؛) آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند، در حالی که دومین نفر بود (و یک نفر بیشتر همراه نداشت)؛ در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود می گفت: غم مخور، خدا با ماست! در این موقع، خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد؛ و با لشکرهایی که مشاهده نمی کردید، او را تقویت نمود؛ و گفتار (و هدف) کافران را پایین قرداد، (و آنها را با شکست مواجه ساخت؛) و سخن خدا (و آیین او)، بالا (و پیروز) است؛ و خداوند عزیز و حکیم است!
آرامش انسان در شب
ألم یروا أنا جعلنا لیسکنوا فیه و النهار مبصرا ان فی ذلک لایت لقوم یؤمنون(۳۵)؛ یا ندیدند که ما شب را برای آرامش آنها قرار دادیم و روز را روشنی بخش؟! در این امور نشانه های روشنی است برای کسانی که ایمان می آورند (و آماده قبول حقند).
دعای پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مایه آرامش خاطر مسلمین
خذ من أمولهم صدقه تطهرهم و تزکیهم بها و صل علیهم ان صلوتک سکن لهم و الله سمیع علیم(۳۶)؛ از اموال آنها صدقه ای (بعنوان زکات) بگیر، تا بوسیله آن، آنها را پاک سازی و پرورش دهی! و (به هنگام گرفتن زکات،) به آنها دعا کن؛ که دعای تو، مایه آرامش آنهاست؛ و خداوند شنوا و داناست!
از عوامل آرامش همسر است
و من ءایته أن خلق لکم من أنفسکم أزوجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم مؤده و رحمه ان فی ذلک لایت لقوم یتفکرون(۳۷)؛ و از نشانه های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد؛ در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند!
آرامش از نعمتهای مهم الهی
و ضرب الله مثلاً قریه کانت ءامنه مطمئنه یاتیها رزقها رغدا من کل مکان فکفرت بأنعم الله فاذقها الله لباس الجوع و الخوف بما کونوا یصنعون(۳۸)؛ خداوند (برای آنان که کفران نعمت می کنند،) مثلی زده است: منطقه آبادی که امن و آرام و مطمئن بود؛ و همواره روزیش از هر جا می رسید؛ اما به نعمتهای خدا ناسپاسی کردند؛ و خداوند به خاطر اعمالی که انجام می دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید!
امنیت واقعی
الذین ءامنوا و لم یلبسوا ایمنهم بظلم أولئک لهم الامن و هم مهتدون(۳۹)؛ (آری،) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنی تنها از آن آنهاست؛ و آنها هدایت یافتگانند!
روایات :
آرامش با رضایت
الامام علی (علیه السلام): من وثق بأن ما قدر الله له لن یقوته استراح قلبه(۴۰)؛ امام علی (علیه السلام): هر که اطمینان داشته باشد که آنچه خدا برایش مقدر کرده است به او می رسد، دلش آرام گیرد.
آرامش با همسر
قال علی (علیه السلام): الزوجه الموافقه احدی الراحتین(۴۱)؛ امام علی (علیه السلام): زن سازگار، یکی از دو آسایش است.
آرامش با قناعت
عن علی (علیه السلام): من اقتصر علی بلغه الکفاف فقد انتظم الراحه و تبوا خفض الدعه(۴۲)؛ امام علی (علیه السلام): هر که به اندازه کفاف بسنده کند، آسایش یابد و در منزلگاه آسودگی فرود آید.
آرامش با تقوا
قال علی (علیه السلام): الزهد فی الدنیا الراحه العظمی(۴۳)؛ امام علی (علیه السلام): زهد و بی اعتنایی به دنیا بزرگ ترین آسایش است.
آرامش با یقین
عن علی (علیه السلام): الروح و الراحه فی الرضا و الیقین و الهم و الحزن فی الشک و السخط(۴۴)؛ امام علی (علیه السلام): خوشی و آسایش در خرسندی و یقین است و غم و اندوه در شک و ناخرسندی.
آرامش با عدم دل بستگی
عنه (علیه السلام): أروح الروح الیاس من الناس(۴۵)؛ امام علی (علیه السلام): خوش ترین آسایش، دل نبستن به مردم است.
آرامش مؤمن
الامام الصادق (علیه السلام) لاصحابه: لا تتمنوا المستحیل قالوا و من یتمنی المستحیل فقال أنتم ألستم تمنون الراحه فی الدنیا قالوا بلی فقال الراحه للمؤمن فی الدنیا مستحیله(۴۶)؛ امام صادق (علیه السلام): خطاب به اصحاب: آرزوی محال نکنید! عرض کردند: مگر چه کسی آرزوی محال می کند؟ فرمود: شما؛ مگر نه این که آرزومند آسایش در دنیا هستید؟ عرض کردند: چرا. فرمود: آسایش برای مؤمن در دنیا محال است.
آرامش با اعتماد به خدا
الامام الحسن (علیه السلام): من اتکل علی حسن الاختیار من الله لم یتمن أنه فی غیر الحال التی اختارها الله له(۴۷)؛ امام حسن (علیه السلام): هر که به حسن انتخاب خداوند تکیه کند، جز آن وضعی را که خدا برایش برگزیده است، آرزوی داشتن وضعی دیگر نکند.
آرامش با رضایت از مقدرات
الامام علی (علیه السلام): ان أهنا الناس عیشا من کان بما قسم الله له راضیا(۴۸)؛ امام علی (علیه السلام): شیرین ترین زندگی را کسی دارد که به آنچه خدا قسمت او کرده، خرسند باشد.
آرامش با اطاعت از خدا
عنه (علیه السلام): رأسش طاعه الله الصبر و الرضا عن الله فیما أحب العبد أوکره(۴۹)؛ امام صادق (علیه السلام): نتیجه فرمانبرداری از خدا، خرسندی به کار خداست، چه خوشایند بنده باشد چه ناخوشایند او.
داستانها :
آرامش با ایمان
استاد سید احمد خاتمی می فرمودند: جوانی پای درس ما می آمد. در جاده تهران، قم در اتوبان حادثه ای برایش پیش آمد و به رحمت خدا رفت. تک پسر هم بود. پدرش حدود ۷۰، ۸۰ سال، و تنها امیدش به همین پسر بود. ما بلافاصله دیدن این پدر رفتیم، دیدیم این پدر پیرمرد ریش سفید نشسته و روایاتی را که در باب صبوری در مرگ اولاد است را می خواند و اشک می ریزد، دیدم این پدر مؤمن آتش درونش را با روایات اهل بیت (علیهم السلام) آرام می کند.
همنشینی با فقرا و آرامش
عون بن عبدالله گفت: من تا وقتی که با ثروتمندان رفت و آمد داشتم، متأثر و ناراحت بودم؛ زیرا لباس بهتر می دیدم و مرکب بهتر از مرکب خودم را نزد دیگران مشاهده می کردم و غبطه می خوردم. بعد از مدتی (از آنها دور شده و) به همنشینی با فقرا روی آوردم و از آن فکر و خیال و حسرت راحت شدم(۵۰).
معجون شش ماده
گویند انوشیروان بر بوذرجمهر حکیم خشمگین شد و او را زندانی کرد. پس از مدتی از وضع او جویا شد، دید بوذرجمهر در گوشه زندان با کمال آرامش و خونسردی نشسته است. پرسید چگونه بدین حالت صبر کرده و با کمال اطمینان نشسته ای؟ گفت: مرا معجونی است شش ماده که هر روز کمی از آن را می خورم در نتیجه قوت قلب و اطمینان برایم فراهم می شود. گفت: طرز ساختن آن را به من بیاموز! گفت: ۱- اطمینان و امیدواری به خدا ۲- آنچه از جانب خدا مقدر شده خواهد شد ۳- شکیبائی بهترین چیزی است که شخص مورد آزمایش بکار می برد. ۴- اگر صبر نکنم چه کنم؟ ۵- ممکن است وضعی از این بدتر هم که من دارم پیش بیاید. ۶- از ساعتی تا ساعت دیگر امید فرج است. روشن است که برگشت مفاد هر شش جمله مربوط به دین و مذهب است که آدمی را در برابر گرفتاریها و مشکلات زندگی کمک می نماید(۵۱).
اعتماد به خدا و آرامش
یکی از بزرگان نقل می کرد که در هواپیمانشسته بودیم و از تهران به بغداد می رفتیم که خلبان زنگ خطر را زد و مهماندار گفت وضع خیلی خطرناک است، چرخ های هواپیما باز نمی شود. رنگ از روی همه پرید. دو مرتبه مهماندار آمد و گفت به تهران بی سیم زدیم، تهران گفت می خواهی به تهران برگرد، می خواهی به عراق برو! باید آنقدر دور بزنی تا بنزین هواپیما تمام شود تا چه پیش آید و ما چاره ای غیر از این نداریم. می گفت: دیدم رنگ از روی همه پریده و دیگر حال حرکت ندارند، اما من صاف نشسته بودم. کسی که پهلوی من نشسته بود رو به من کرد و گفت: آقا مگر کری؟ گفتم نه! گفت. مگر نشنیدی چه گفت؟ گفتم: چرا! گفت: پس چرا نمی ترسی؟ نیم ساعت دیگر به زمین می افتیم و همه می میریم. گفتم: هنگامی که سواره طیاره می شدم، گفتم: و من یتوکل علی الله فهو حسبه، و یک آیه الکرسی هم خواندم. روایت داریم اگر کسی آیه الکرسی بخواند خدا حفظش می کند. اگر بناست بمیرم اگر بترسم هم می میرم، اما اگر مقدر نباشد خدا همه ما را حفظ می کند. وقتی مردم این شهامت را از من دیدند پیش من می آمدند و وصیت می کردند. من می گفتم اگر بمیرم همه می میریم و اگر زنده بمانیم هم همه زنده می مانیم چرا نزد من وصیت می کنید؟ آنها خیال می کردند که من زنده هستم و آنها مرده!
یک وقت به بغداد رسیدیم و طیاره پایین آمد. نگاه کردیم دیدیم آمبولانس ها همه آماده اند، دکترها و پرستارها آمده بودند. وقتی خلبان زنگ خطر زد که نزدیک است بنزین تمام شود کمربند را ببندید حتی یک نفر هم نتوانست کمربند خودش را ببندد. من بلند شدم کمربند همه را بستم و بعد هم کمربند خودم را بستم. یک دفعه زنگ خطر زده شد هواپیما به پایین رفت و بر روی زمین خزید. طیاره تقریبا له شده بود، اما حتی یک نفر از ما صدمه ندیده بود. من اولین کسی بودم که با پای خودم پایین آمدم. همه تعجب می کردند اما بقیه را از هواپیما بیرون می آوردند و درون آمبولانس می گذاشتند و به بیمارستان می بردند.
بلی، وقتی اعتماد به خدا باشد انسان پشتوانه دارد. تمام دلهره ها، اضطراب خاطرها، غصه ها و ترس ها در این دنیا برای این است که بشر به خدا اعتماد ندارد. اگر اعتماد به خدا باشد دیگر نه فقط انسان، ترس، دلهره، نگرانی و اضطراب خاطر ندارد، بلکه به تمام معنا شجاع است، نشاط دارد و می تواند با اعتماد و توکل به خدا از تمام بن بست ها خودش را نجات دهد(۵۲).
قرآن و آرامش
دکتر سید محمود مرعشی فرزند مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی (رحمه الله) فرمودند: آیت الله مرعشی نجفی به خویشاوندان و نزدیکان و بویژه به فرزندان خود سفارش می کرد که در منزل هیچ وقت قرآن را دور از دسترس قرار ندهند بلکه در طاقچه یا جایی بگذارند تا همیشه دیده شود و می فرمود: یادتان نرود که هرگاه چشمتان به آن می افتد، چند آیه ای از آن را تلاوت کنید و کوشش نمایید تا آیاتی از آن را حفظ کنید. و توصیه می کردند که حتما با وضو و طهارت قرآن را تلاوت کنید. اگر می خواهید توفیق از شما سلب نشود هر روز یک جزء یا هر مقدار که می توانید، قرآن بخوانید زیرا قرآن به شما آرامش خاطر و امنیت می بخشد(۵۳).
ایمان در کودکی
کودکانی که از اول با ایمان به خدا تربیت می شوند، اراده ای قوی و روانی نیرومند دارند. از دوران کودکی رشید و با شهامت هستند و نتایج درخشان ایمان از خلال گفتار و رفتارشان به خوبی مشهود است.
یوسف صدیق (علیه السلام) فرزند یعقوب پیامبر (علیه السلام) است. این کودک محبوب درس خداپرستی را از پدر بزرگوار خود فراگرفته و در دامن یعقوب طفل با ایمانی بار آمده است. برادران بزرگتر او به وی حسد بردند و تصمیم به ایذای او گرفتند. کودک را با خود به بیابان آوردند و پس از رفتارهای خشن و ناراحت کننده به فکر قتلش افتادند. بعدا از کشتن او صرف نظر نمودند، به چتهش افکندند و سرانجام طفل را به کاروان مصری به عنوان غلام فروختند.
ابوحمزه از علی بن حسین (علیهم السلام) سؤال کرد: روزی که یوسف به چاه افکنده شد، چند ساله بود؟ حضرت در جواب فرمود: نه ساله!
از کودک نه ساله ای که در چنین وضع سخت و شرایط ناراحت کننده دچار شده، جز اضطراب و جزع انتظار دیگری نیست. ولی نیروی ایمان در این کودک اثر عجیب و حیرت زایی گزارده است.
موقعی که یوسف را از چاه خارج کردند و به غلامی معامله نمودند، یکی از حضار به وضع کودک دقت کرد و از روی رأفت و مهربانی گفت: نسبت به این طفل غریب نیکی کنید. یوسف که این جمله را شنید با اطمینان خاطر و آرامش روان گفت: آن کس که با خداست گرفتار غربت و تنهایی نیست(۵۴).
اشعار :
آرامش در کنار خلق خدا
آرامش و رامش همه در صحبت خلق است – ای آهوک از سر بنه این خوی رمیدن (سنایی)
آسایش دنیا و آخرت
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است – با دوستان مروت، با دشمنان مدارا (حافظ)
نکات :
عوامل آرامش و دلگرمی
دستیابی به اطمینان و آرامش می تواند عوامل گوناگونی داشته باشد، ولی در رأس آنها آگاهی و علم جلوه ویژه ای دارد:
- کسی که می داند ذره مثقالی از کارش حساب دارد، مثقال خیره یره (زلزال، ۷) نسبت به تلاش و فعالیتش دلگرم است.
- کسی که می داند براساس لطف و رحمت الهی آفریده شده، الا من رحم ربک و لذلک خلقهم (هود، ۱۱۹) امیدوار است.
- کسی که می داند خداوند در کمین ستمگران است، ان ربک لبالمرصاد (فجر، ۱۴) آرامش دارد.
- کسی که می داند خداوند حکیم و علیم است و هیچ موجودی را بیهوده خلق نکرده است علیم حکیم خوش بین است.
- کسی که می داند راهش روشن و آینده اش بهتر از گذشته است، و الاخره خیر و أبقی (اعلی، ۱۷) قلبش مطمئن است.
- کسی که می داند امام و رهبرش انسانی کامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، انی جاعلک للناس اماما (بقره، ۱۲۴) آرام است.
کسی که می داند کار نیک او از ده تا هفتصد بلکه تا بی نهایت برابر پاداش دارد ولی کار زشت او یک لغزش بحساب می آید دلخوش است. مثل الذین ینفقون أموالهم فی السبیل الله کمثل حبه أنبتت سبع سنابیل فی کل سنبله مائه حبه (بقره، ۲۶۱)
- کسی که می داند خداوند نیکوکاران را دوست دارد، ان الله یحب المحسنین (بقره، ۱۹۵) به کار نیکش دلگرم می شود.
- کسی که می داند کار خیرش آشکار و کار شرش پنهان می ماند، یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح شاد است.
عوامل اضطراب و نگرانی
یکی از شایع ترین بیماری های قرن حاضر اضطراب و افسردگی است. برای این بیماری که دارای علائمی همچون انزواطلبی، در خود فرورفتن، خودکم بینی و بیهوده انگاری است، دلایل بسیاری را ذکر کرده اند، از جمله:
- شخص افسرده از اینکه همه چیز را مطابق میل خود نمی بیند دارای افسردگی شده است، در حالی که ما نباید بخاطر اینکه چون به همه آنچه می خواهیم نرسیدیم، از مقدار ممکن آن هم دست برداریم و تسلیم شویم.
- شخص افسرده با خود فکر می کند که چرا همه مردم مرا دوست ندارند، و حال آنکه این امر غیرممکنی است و حتی خدا و جبرئیل هم دشمن دارند. لذا انسان نباید توقع داشته باشد که همه او را دوست بدارند.
- شخص افسرده گمان می کند که همه مردم بد هستند، در صورتی که چنین نیست و خداوند به فرشتگانی که این توهم را داشتند پاسخ داد.
- شخص افسرده گمان می کند که همه ناگواری ها از بیرون وجود اوست، در حالی که عمده تلخی ها عکس العمل و پاسخ خصلت ها و کردارهای خود ماست.
- شخص مضطرب از شروع در کارها نگران است و احساس ترس و تنهایی می کند. حضرت علی (علیه السلام) برای رفع این حالت می فرماید: اذ خفت من شی ء فقع فیه (بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۳۶۲) از هر چه می ترسی خود را در آن بینداز، که ترس هر چیز بیشاز خود آن است.
- شخص مضطرب نگران آنست که آینده چه خواهد شد. این حالت را می توان با توکل برخدا و پشتکار درمان کرد.
- چون در بعضی کارها ناکام شده است، نگران است که شاید در تمام امور به این سرنوشت مبتلا شود.
- چون بر افراد قدرت های ناپایدار تکیه دارد، با تزلزل آنها دچار اضطراب می شود.
- و خلاصه اموری همچون عدم قدردانی مردم از زحمات آنها، گناه ترس از مرگ تلقین های خانواده به اینکه نمی دانی و نمی توانی، قضاوت های عجولانه، توقعات نابجا و تصورات غلط، علت بسیاری از افسردگی ها و اضطراب ها می باشد که با یاد خدا و قدرت و عفو و لطف او می توان آنها را به آرامش و شادابی مبدل ساخت.
امام خمینی (رحمه الله) چه کرد که در پایان وصیت نامه بسیار مهم خود فرمود: من با دلی آرام و قلبی مطمئن و ضمیری شاد و روحی امیدوار به فضل الهی از خدمت شما مرخص می شوم.

 

دسته هامنبر, موضوعات قرآنی برچسب ها:


+ 8 = هفده