خانه > مقالات, موضوعات قرآنی > ۹ شاهد که در روز قیامت علیه شما شهادت می‌دهند

۹ شاهد که در روز قیامت علیه شما شهادت می‌دهند

خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «روزی که شاهدان به پا می خیزند»، اما این شاهدان چه کسانی هستند؟

 

به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ یکی از مسائل مهم قیامت وجود گواهان مختلف است، گرچه خدا نیازی به شاهد ندارد ولی انسان طوری است که هر چه حضور شاهدها را بیشتر احساس کند، برای تربیت و تقوای خود عامل مهمتری می‌یابد. برای نمونه توجه شما را به ماجرایی خواندنی جلب می‌کنم؛ روزی جناب عقیل خدمت حضرت علی(ع) رسید و تقاضای سهم بیشتری از آن امام عادل(ع) نمود، حضرت(ع) فرمود روز جمعه بیا ، عقیل هم آمد، حضرت دست او را گرفت و به نماز جمعه برد و آن جمعیت انبوه را به عقیل نشان داد و سپس فرمود: سهم بیشتر از بیت‌المال دادن، یعنی دزدیدن حق این همه مردم، عقیل که نگاهی به آن جمعیت کرد از درخواست خود پشیمان شد و رفت.
آری حضور مردم و گواهان و شاهدان هرچه بیشتر باشد شرمندگی زیادتر است، بعد از این مقدمه  وارد اصل بحث می‌شویم که گواهان در قیامت متعددند و قرآن می‌فرماید: « یَوم یَقوم الاشهاد» (آیه ۵۱ سوره مؤمن) روزی که شاهدان به پا می خیزند. اما این شاهدان چه کسانی هستند؟ با مراجعه به قران کریم و استفاده از آیات، مطلب را مورد بررسی قرار می‌دهیم.
اولین شاهد خداست
در قرآن می‌خوانیم: «اِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَىْ ءٍ شَهیدٌ» (آیه ۱۷ سوره حج) همانا خداوند بر همه چیز گواه است و همچنین در آیه‌ای دیگر می‌خوانیم: «إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلَیْکُمْ رَقِیبًا» (آیه ۱ سوره نساء) همانا خداوند مراقب شماست، و نیز «کَانَ اللّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ مُّحِیطًا» (آیه ۱۲۶ سوره نساء) و خداوند بر همه چیز احاطه دارد، پس با این استناد اولین گواه و شاهد در دنیا و آخرت ذات مقدس الهی است.
دومین شاهد پیامبران‌اند
یکی دیگر از شاهدان در قیامت پیامبران بزرگوار(ع) هستند که قرآن می‌فرماید: «وَجِئْنَا بِکَ عَلَى هَؤُلاء شَهِیدًا» (آیه ۴۱ سوره نساء) ما تو را، قیامت در حالی که گواه مردم هستی حاضر می‌کنیم، در جای دیگر می‌خوانیم: «وَیَوْمَ نَبْعَثُ فِی کُلِّ أُمَّةٍ شَهِیدًا عَلَیْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِکَ شَهِیدًا عَلَى هَؤُلاء» (آیه ۸۹ سوره نحل) روزی که از میان هر قوم و امتی شاهدی از خودشان بر می‌انگیزیم بنابراین شاهد هر امتی در قیامت پیامبر همان امت خواهد بود و شاهد تمام انبیاء شخص رسول اکرم(ص) است.
سومین گواه امامان معصوم(ع) هستند
در قران کریم می‌خوانیم: «وَکَذَلِکَ جَعَلْنَاکُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِّتَکُونُواْ شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ وَیَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیدًا»(آیه ۱۴۳ سوره بقره) و بدین گونه ما شما را یک امت معتدل و میانه قرار دادیم تا شاهد بر مردم باشید و رسول خدا(ص) هم بر شما شاهد باشد.
برای متوجه شدن این آیه باید مراجعه کنیم به تفسیر آن، که در تفسیر صافی در رابطه با این آیه حدیثی را از کتاب کافی نقل کرده که امام محمد باقر(ع) فرمودند: که آن امت وسط (که شاهدانند) تنها ما هستیم، و نیز در همان تفسیر چنین می‌خوانیم که امام صادق(ع) فرمودند: در هر دوره و قرنی امامی هست که گواه و شاهد بر مردم هستند. لذا سومین شاهد در روز قیامت امامان معصوم(ع) هستند.
چهارمین شاهد فرشتگان هستند
در قران می خوانیم: «وَجَاءتْ کُلُّ نَفْسٍ مَّعَهَا سَائِقٌ وَشَهِیدٌ» (آیه ۲۱ سوره ق) روز قیامت هر انسانی در پیشگاه عدل الهی حاضر می‌شود در حالی که در کنار او هم فرشته‌ای است که او را به محشر سوق می‌دهد و هم فرشته‌ای است که شاهد کارهای انجام شده اوست.
چهارمین شاهد در روز قیامت فرشتگان هستند، فرشتگانی که در قیامت گواه بر اعمال انسانند ممکن است همان گروه از مامورانی باشند که اعمال ما را در دنیا ضبط می‌نمایند و ممکن است سایر فرشتگان باشند.
پنجمین شاهد زمین است
 
یکی دیگر از شاهدان زمین است که در قرآن کریم می‌خوانیم: «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبَارَهَا» (آیه ۴ سوره زلزال) زمین در قیامت خبرهایش را بازگو می‌کند.
شهادت زمین در آن روز یا به وسیله ی وضع و نظامی که پیدا کرده است، همانگونه که ما به یکدیگر می گوئیم چشم تو شهادت می‌دهد که دیشب خواب نکرده‌ای و رنگ تو گواه آن است که ترسیده‌ای و یا عصبانی یا شاد شده‌ای، زمین آن روز هم دچار زلزله‌ای بسیار بزرگ می‌شود و بعد از کنده شدن کوه‌ها و به حرکت در آمدن آن‌ها و بهم خوردن و قطعه قطعه و سپس شن شدن آن‌ها با ما حرف ها دارد، وضع و نظام آن روز به ما مطالبی را می‌فهماند، همانگونه که دایره‌های تنه درخت پس از بریده شدن به ما تاریخ آن را می‌فهماند و همانگونه که نوشته ها به ما مقدار اطلاعات نویسنده را می‌گوید، زمین هم همانطور است و طبق این معنا مراد از شهادت دادن زمین، گواهی اوضاع آن است نه گفتگو و کلام.
در حدیثی می‌خوانیم که رسول خدا(ص) در هر منطقه‌ای دو رکعت نماز به جا می‌آورد و می‌فرمود این مکان بر نماز ما شهادت می‌دهد.
ششمین گواه وجدان است
یکی از شاهدان در آن روز، وجدان زنده و عقل و چشم بیدار شده انسان است که در قرآن آیات بسیاری آمده است که بارها انسان با کمال صراحت به گناه و انحراف خود اقرار می‌کند، اقراری از عمق جان و از تمام وجود، اقراری که شاید از اقرار هر شاهدی پر سوز و گدازتر است، جالب این که در آن روز خداوند هم همان وجدان را قاضی قرار می‌دهد و به انسان خطاب کرده و می‌فرماید: «اقْرَأْ کَتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا» (آیه ۱۴ سوره اسراء) نامه عمل خود را بخوان! امروز روح و روان تو برای این که علیه تو گواهی دهند کافی است، همچنین در مناجات می‌خوانیم که می‌فرمایند: خدایا! هرگاه حساب مرا به خود من واگذار کنی جزای خویش را جز قهر و غضب و آتش دوزخ تو چیز دیگری نمیدانم.
هفتمین شاهدان اعضای بدن هستند
یکی از شاهدها در قیامت اعضای بدن (دست و پا و پوست و زبان) هستند که قرآن می‌فرماید: «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ» (آیه ۲۴ سوره نور) روزی که زبان ها و دست و پاهای مردم بر ضررشان گواهی می‌دهند و گاهی بر دهانشان مهر خورده و تنها ددست و پاها سخن می‌گویند.
جالب آنکه انسان که این گواهی را از چشم و گوش و پوست خود می‌بیند با کمال ناراحتی و شرمندگی به پوست خود می‌گوید چرا در این روز از آن گناهان رسوا و شرم آوری که توسط تو مرتکب شده‌ام پرده برداشته و گواهی می‌دهی؟!
پوست جواب می‌دهد، خداوندی که همه چیز را به نطق و گفتگو در می‌آورد ما را نیز به گواهی و سخن گفتن وادار نمود.
هشتمین شاهد زمان است
یکی دیگر از شاهدان زمان (وقت) است که امام علی(ع) فرمود: «ما من یوم یمر علی ابن ادم الا قال له ذلک الیوم انا یوم جدید و انا علیک لشهید …اشهد لک به یوم القیمه»
هیچ روزی بر انسان نمی‌گذرد مگر آن روز به انسان هشدار می‌دهد که من امروز برای تو روز نو هستم و گواه کارهایی خواهم بود که در من انجام می‌دهی و در روز قیامت به انها شهادت خواهم داد، بنابراین سعی کن در این روز استفاده کامل خودت را در راه سعادت ابدی انجام دهی.
نهمین گواه خود عمل است
و اخرین شاهد در قیامت خود اعمال و کرده‌های انسان است که به صورت جسم در برابر انسان نمودار می‌شوند که در قرآن کریم می‌خوانیم:

«فَالْیَوْمَ لَا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَلَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ» (آیه ۵۴ سوره یاسین) امروز بر کسى هیچ ستم نمى‌‏رود جز در برابر آنچه کرده‌‏اید پاداشى نخواهید یافت، و نیز «وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا» (آیه ۴۹ سوره کهف) روز قیامت انسان رفتار و کردار دنیای خود را در برابر خود حاضر می یابد.

خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ستم نمى کند، بلکه اگر کار نیکى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد.

 به گزارش مشرق، انسان های زیرک همیشه دنبال معاملاتی هستند که دو خصلت در آنها باشد: یکی آنکه طرف معامله اهل خیانت نباشد و کلاه سرشان نگذارند، دوم اینکه در این تجارت سود مناسب و معقولی عایدشان شود.

حالا اگر کسی بود که در معامله با شما کوچکترین ظلمی مرتکب نمی شد و از طرفی در یک معامله ساده سود چندین برابر (۱۰ تا ۷۰۰ برابر!) نصیبتان می گردید آیا درنگ می کردید!؟

خداوند متعال بارها در قرآن کریم نسبت به این دو امر تاکید دارد که اولا حتی به اندازه ذره ای کوچک به کسی که با او وارد تجارت شود ظلم نمی کند، ثانیا اگر شما مثلا هزار تومان صدقه بدهید خدا ۱۰ برابر آن را پاداش می دهد، اگر صد هزار تومان به برادر مسلمانت که نیاز مالی داشت قرض دادی ۱۸ برابر سود می دهد. حتی در آیاتی به سود ۷۰۰ برابری نیز اشاره شده است! انصافا کدام تجارتی چنین سودی برای ما به ارمغان خواهد آورد!؟

در آیه ۴۰ سوره نساء می خوانیم: «إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِیماً.»
«همانا خداوند، به مقدار ذرّه اى هم ستم نمى کند و اگر کار نیکى باشد آن را دوچندان مى کند و از جانب خویش نیز پاداش بزرگى عطا مى کند.»

سه نکته

ذره یعنی چقدر؟
امروز به “اتم” که کوچکترین جزء اجسام است نیز ذره گفته مى ‏شود.

مثقال به معنى سنگینى است و تعبیر “مِثْقالَ ذَرَّةٍ” به معنى سنگینى یک جسم فوق العاده کوچک است. یعنی خدا می فرماید حتی به اندازه سنگینی یک اتم در حساب و کتاب اعمال ما ظلم نخواهد کرد و نه تنها ظلم نمی کند : «وَنَضَعُ الْمَوَازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیَامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئًا وَإِن کَانَ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنَا بِهَا وَکَفَی بِنَا حَاسِبِینَ؛ ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‏کنیم، پس به هیچ کس کم ‏ترین ستمی نمی ‏شود، و اگر به مقدار سنگینی یک دانه خردل (کار نیک و بدی) باشد، ما آن را حاضر می‏کنیم و کافی است که ما حساب کننده باشیم.» (۴۷ سوره انبیاء) بلکه اگر کار نیکى انجام شود آن را مضاعف مى نماید و پاداش عظیم از طرف خود در برابر آن مى دهد: إِنَّ اللَّهَ لا یَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَکُ حَسَنَةً یُضاعِفْها وَ یُوْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظیماً: در حقیقت، خدا هم وزن ذرّه ای ستم نمی کند و اگر [ آن ذرّه ، کارِ ] نیکی باشد دو چندانش می کند، و از نزد خویش پاداشی بزرگ می بخشد. (۴۰، نساء)

ذره هایی که روزی به چشم می آیند!

مثقال ذره در حقیقت همان چیزی است که اگر در دنیا خیر کنی در آخرت خیرش را ببینی.

همان مثقال ذره ای که اگر در دنیا شر کنی، دلی را برنجانی یا غفلت کنی، در آخرت پاسخش را می بینی.

در قیامت مثقال ذره ها را حساب می کنند[ فَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ، وَمَن یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرّاً یَرَهُ‏ (پس هر کس به مقدار ذرّه‏اى کار نیک کرده باشد همان را ببیند و هرکس هم وزن ذره‏اى کار بد کرده باشد آن را ببیند سوره زلزله آیه ۷-۸)]، کارهای بزرگ و درشت که حساب کردن ندارد!

مثقال ذره همان پیامکی است که می فرستی و در نوع جملاتش، حتی نوع سلام کردنش ملاحظه نمی کنی که آن را برای چه کسی ارسال می کنی!

مثقال ذره حساب و کتاب زمانی است که ساعت ها وقت خود را با دوستان در شبکه های اجتماعی می گذرانیم، می خندیم و حرف های زیبا رد و بدل می کنیم اما به همسر و فرزندان و پدر و مادر که می رسیم یا اخم بر چهره داریم و یا حتی برایشان وقت نداریم!!

مثقال ذره که می گویند، یعنی همان چند لحظه ای که بوی عطر زن نامحرم تمام مردی را به هم می ریزد!!

مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که با ناز و عشوه برای نامحرمی می خندی، با چادرت ادای عفاف را برای ربودن دل کسی در می آوری و فکرش را ساعت ها درگیر همان یک لبخند و یک نگاه خودت می کنی!

مثقال ذره که می گویند یعنی همان چند لحظه ای که حواست به حجابت نیست، با لباسی ناشایست در انظار عمومی خودنمایی می کنی و جوانی نیز در همان حوالی است.

مثقال ذره یعنی همان که در پایان صحبت هایت در مکان های عمومی، اداره و محل کارت از روی ادب، جانم و قربانت می گویی و رابطه ای را به همین اندازه سرد می کنی!

مثقال ذره یعنی همان چند لحظه ای که با فروشنده مغازه صمیمی می شوی و نمی دانی که این صمیمیت پایه های زندگی او را فرو خواهد ریخت.

قدر این مثقال ها پیش ما خیلی کوچک است و به حساب نمی آید وگرنه در نظام آفرینش ما همین ذره ذره ها حساب و کتاب دارد.

باور کنیم مثقال ذره، چیزهای عجیب و غریب نیستند، مثقال ذره که می گویند همین هاست.

همین کارهای کوچکی که ابتدایش خیلی کوچک است، اما ذره  ذره که جلو برود معلوم نیست چه عواقب خطرناکی برای زندگی خیلی ها به دنبال دارد!

امان از روزی که پرده ها کنار برود و همه چیز روشن شود.[یَوْمَ تُبْلَى السَّرَائِرُ (روزی که همه پرده ها کنار رود و راز ها فاش شود. سوره طارق آیه ۹)]

از طرفی هم خدا این مثقال ذره ها را در جهت مثبت خیلی خوب می خرد و خریدار خوبی است؛ جنس کم را می‌ خرد؛ معامله با او ارزش دارد: «فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ» (زلزله/۷) مثقال یک ذره‌ است. یعنی به اندازه‌ی وزن یک ذره!

در روز قیامت چندین گردنه و ایست بازرسى وجود دارد؛ یعنى زمانى که انسان وارد صف محشر مى ‏شود باید در هفتاد مورد حساب و کتاب پس بدهد: یکى از ایستگاه‏ های خطرناک«مرصاد» نام دارد. در این ایستگاه، بازرسى کننده خود خداوند است.

 به گزارش مشرق، آیت الله مظاهری درگفتاری با موضوع رعایت حق الناس و خلوص و یک رنگى بر زندگى و کار ادارى هشدار داده اند که در روز قیامت چندین گردنه و ایست بازرسى وجود داردکه یکى از این ایستگاه‏ های خطرناک«مرصاد» نام دارد و بازرسى کننده خود خداوند است.

در روز قیامت چندین گردنه و ایست بازرسى وجود دارد؛ یعنى زمانى که انسان وارد صف محشر مى‏شود باید در هفتاد مورد حساب و کتاب پس بدهد: یکى از ایستگاه‏ ها خطرناک«مرصاد» نام دارد. در این ایستگاه، بازرسى کننده خود خداوند است.

«إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» «۱» آیه مذکور دو معنا دارد:

۱- خداوند در کمین‏گاه تو بوده و ناظر اعمالت مى‏باشد؛

۲- در روز قیامت حساب و کتاب تو که مربوط به حق‏الناس است با خداست و خداوند قسم خورده است که به عزت و جلالم سوگنداز حق الله ممکن است بگذرم اما از حق‏الناس نخواهم گذشت. (۱)- فجر (۸۹) آیه ۱۴٫

حضرت على (ع) در نهج‌‏البلاغه مى‏‌فرماید: خدایا پناه مى‌‏برم به تو از پلیس راه دوم (مرصاد)، که حتى اگر خارى در دست رفته باشد از آن هم سوال مى‏‌کنى که آیا این خار از درخت خودت بود یا از درخت دیگرى.

آرى، از این پلیس راه نمى‏‌گذرند جز سبکبارها. بابا طاهر عریان حدیث پیامبر (ص) را این گونه به شعر درآورده است:

موکه چون اشترى قانع به خارم خورم خارى خروارى به بارم‏
با این خرج قلیل و بار سنگین هنوز در روى صاحب شرمسارم‏

سعدى نیز بسیار عالى سروده است:

یکى قطره باران ز ابرى چکید*** خجل شد چو پهناى دریا بدید

مى‏گوید: قطره بارانى به دریا افتاد و خود را در مقابل دریا و عظمت آن کوچک دید و با خود گفت: ان جا که دریا است من نیستم، یک قطره در مقابل دریا چیست؟! از آن جا که خود را کوچک شمرد و عملش را ناچیز دید سرانجام همین قطره داخل همان صدف افتاد و درّ و لولو شد.

آرى خود را «نیست» حساب کرد و «هست» شد.

چه خوب است که انسان همیشه اعمال خودش را با اعمال على (ع) مقایسه کند، على (ع) بعداز پیغمبر اکرم (ص)- آن ۲۵ سالگى که خانه‏‌نشین بود- بیکار ننشست و همواره کارش خدمت به خلق خدا بود؛ در این دوران ۲۵ ساله، على (ع) ۲۶ باغ (نخلستان) براى فقرا درست کرد و براى هر یک از آن باغ‌‏ها قناتى حفر نمود.

قنبر مى‏گوید: امیرالمومنین (ع) در یکى از قنات‏ها- که کم آب بود- در حال کندن چاه بودند، هنگام ظهر از قنات بیرون آمدند نماز خوانده و بعداز نماز فرمودند: قنبر! ناهار چه دارى؟ گفتم: یاعلى! کدوى پخته. على (ع)

دستان مبارکش را با آبى که از چشمه قنات بیرون مى‏‌آمد شستند و فرمودند: غذا را بیاور. قنبر مى‌‏گوید: على کدوى پخته را مى‌‏خوردند و زیر لب این کلمات را زمزمه مى‏کردند که: لعنت خدا باد بر آن کسى که به خاطر شکم به جهنم رود؛ شکمى که مى‏‌توان آن را با نان جو و کدوى پخته سیر کرد.

على؛ کدوى پخته را خورد و براى کندن قنات، داخل چاه رفت. کلنگ آقا در حال کندن به سنگى خورد و آب فوران کردو دیگر نتوانست کارش را ادامه دهد، ازچاه بیرون آمد، دیدم محاسن مبارکش گل‏‌آلود است، در این هنگام بود که بستگان و خویشان على به نخلستان آمدند و وقتى فراوانى آب را دیدند متعجب شدند! على در حالى که هنوز از چاه بیرون نیامده بود، یک پایش این طرف چاه و پاى دیگرش را در آن طرف چاه قرار داشت چشمش به خویشان و اقوامش افتاد، فرمود: قنبر قلم ودوات بیاور. قنبر مى‏‌گوید رفتم و قلم و دوات آوردم آقا در کنار همان چاه رو به قوم وخویشانش کرده و فرمودند: چشم داشتى به این چاه نداشته باشید، این چاه و قنات مال فقرا و بیوه زنان است؛ مال یتیم‌‏ها است. در همان حال، قنات را براى مستضعفین وقف کردند و از چاه بیرون آمدند. «۱» راوى مى‌‏گوید: بعدازظهر در حالى که آفتاب گرم و سوزان بود از خانه بیرون آمدند، دیدم على در وسط آفتاب ایستاده است، جلو رفتم و عرض کردم: یاعلى! همه مردم در استراحتند شما هم استراحتى کنید، در این گرماى سوزان چرا این جا ایستاده‌‏اى؟ فرمود: مى‏ترسم شخصى مشکلى داشته باشد وخجالت بکشد در خانه‏‌ام را بزند.

آرى، همه در استراحتند اما على (ع) به فکر دیگران است، اما با این حال، از قصور و تقصیرش مى‏‌گوید، مى‏نالد وغش مى‏کند. هزار رکعت نماز مى‏خواند ولى باز فریاد و ناله‏‌اش بلنداست؛ از خوف خدا به حالت اغما مى‏‌افتد و از صداى ناله‌‏اش نه فقط اهل خانه بلکه دیگران نیز بیدار مى‏‌شوند.

اگر خداى نکرده شیطان وسوسه‏‌اى کرد و خواست شمارا از راه عجب به جهنم بکشاند على را به یاد آورید و خود را با او مقایسه کنید، خواهید دید که کارهاى شما در مقابل کارهاى على ذره و قطره‌‏اى است در مقابل دریا. اگر مى‌‏خواهید سیر و سلوکى داشته باشید، اگر مى‏‌خواهید به رستگارى برسید، اگر مى‌‏خواهید اهل بهشت شوید باید دو چیز را در نظر داشته باشید:

۱- خلوص و یک رنگى بر زندگى، بر کار ادارى وخلاصه بر تمام‏ اعمال شما حاکم باشد.
۲- مواظب باشید که شیطان با عجب، شما را به انحراف نکشاند.

البته بدیهى است کسى که خدمت به خلق خدا کند، کسى که نماز شب بخواند و یا هر عمل نیک دیگر انجام دهد خوشحال مى‏‌شود، تنها چیزى که هست این که: انسان نباید به عمل خود ببالد و آن را بزرگ بیند.

امام صادق(ع) فرمود: در روز قیامت عذاب هفت نفراز همه سخت‌تر است، فرزند آدم(ع) که برادرش را کشت، نمرود که با حضرت ابراهیم(ع) در مورد خداوند بحث و خدا را انکار کرد و دو نفر از بنى اسرائیل که قوم خود را یهودى و مسیحى کردند.

 به گزارش مشرق، شیخ صدوق در کتاب «ثواب الاعمال و عقاب الاعمال» درباره کیفر قابیل فرزند خطارکار حضرت آدم(ع) و دو نفر از بنی اسرائیل و دو تن از امت اسلام با توجه به روایات رسیده این چنین نقل می کند:

- راوى می گوید از امام صادق(ع) شنیدم که فرمودند: در روز قیامت عذاب هفت نفر از همه سخت‌تر است: فرزند آدم(ع) که برادرش را کشت، نمرود که با حضرت ابراهیم(ع) در مورد خداوند بحث و خدا را انکار کرد، دو نفر از بنى اسرائیل که قوم خود را یهودى و مسیحى کردند، فرعون که گفت: من بالاترین خداى شما هستم و دو نفر از این امت که یکى از آن‌ها بدتر از دیگران است و در تابوتى شیشه‌اى در زیر جهنم در دریاهایى از آتش قرار دارد.

- راوى از امام باقر(ع) پرسید: اولین کسى که وارد جهنم می شود کیست؟، فرمودند: ابلیس و دو نفر دیگر که در سمت راست و چپ او هستند.

- اسحاق بن عمار صیرفى مى‌گوید: به امام کاظم(ع) عرض کردم: درباره آن دو نفر چیزى بگویید و من درباره آن دو مطالب زیادى از پدرتان شنیده‌ام، فرمودند: اى اسحاق! اولى همانند آن گوساله و دومى همانند سامرى است.

عرض کردم: بیشتر بفرمایید.

فرمودند: به خدا سوگند آن‌ها عده‌اى را مسیحى، یهودى و مجوسى کردند، خداوند کار آن‌ها را نبخشد.

عرض کردم: بیشتر بفرمایید.

فرمودند: سه نفر هستند که خداوند به آن‌ها نظر رحمت نمى‌افکند، آن‌ها را پاک نمی کند و عذاب دردناکى براى آنها مهیاست.

عرض کردم: فدایت گردم، اینان کیستند؟

فرمودند: کسى که از جانب غیر خدا ادعاى امامت کند یا امام از طرف خدا را بدنام کند و یا گمان کند آن دو نفر بهره‌اى از اسلام داشته‌اند.

عرض کردم: بیشتر بفرمایید.

فرمودند: اى اسحاق! برایم فرقى ندارد که آیه محکمى از قرآن را محو کنم، پیامبرى حضرت محمد(ص) را انکار کنم، گمان کنم در آسمان خدایى نیست یا در امامت بر حضرت على(ع) پیشى بگیریم (یعنى گناه این کارها با گناه انکار امامت امیرالمؤمنین(ع) و ادعاى امامت خودم برابر است).

عرض کردم: فدایت شوم، بیشتر بفرمایید.

فرمودند: ای اسحاق! همانا در جهنم دره‌اى به نام «سقر» است، از زمانى که خداوند آن را آفریده، نفس نکشیده است، اگر خداوند به اندازه سر سوزنى به او اجازه تنفس بدهد، بدون شک همه زمینیان را آتش مى‌زند و همانا جهنمی‌ها از گرما، بدبویى، کثیفى و عذاب‌هایى که خداوند براى اهل این دره آماده کرده، گریزانند و همانا بدون شک در این دره کوهى است که همه کسانى که در این دره هستند از گرما، بدبویى، کثیفى و عذاب‌هایى که خداوند براى ساکنان این کوه مهیا کرده است، گریزان هستند.

و همانا بدون شک در این چاه افعى‌ای است که همه اهل این چاه از پلیدى، بدبویى، کثیفى و سم‌هایى که خداوند عزوجل در نیش آن براى اهلش مهیا کرده، گریزان هستند و همانا و بدون تردید در شکم این افعى هفت صندوق است که پنج نفر از امت‌هاى گذشته و دو نفر از این امت در آن هستند.

عرض کردم: فدایت شوم این پنج نفر و دو نفر کیستند؟

فرمودند: آن پنج نفر عبارتند از: قابیل که هابیل را کشت، نمرود که با حضرت ابراهیم(ع) درباره وجود خدا بحث کرد و منکر خدا شد و گفت: من زنده می کنم و می میرانم، فرعون که گفت: من بالاترین خداى شما هستم، یهودا که گروهى را یهودى کرد و بولس که عده‌اى را مسیحى کرد و دو تن بیابانى از این امت.

منظور از «حساب آسان» در قیامت

پرسش : منظورکریم از «حساب یسیر» چیست؟
پاسخ اجمالی: منظور از حساب آسان این است که سخت گیرى و دقت در آن نباشد، از سیئات بگذرد و حسنات را پاداش دهد. پیامبر(ص) می فرماید: سه چیز در هر کس باشد، خداوند حساب او را آسان مى کند، عرض کردند: آن سه چه چیز کدامند؟ فرمود: عطا کنى به کسى که تو را محروم کرده، و پیوند برقرار سازى با کسى که از تو بریده، و عفو کسى را که به تو ستم کرده است. از سویی دقت در حساب قیامت، به میزان عقل انسان ها بستگى دارد، از این رو امام باقر(ع) می فرماید: «خدا در قیامت در حساب بندگان به اندازه عقلى که در دنیا به آنها داده، دقت مى کند».
پاسخ تفصیلی:

بعضى از مفسرین گفته اند: منظور حساب سهل و آسان آن است که سخت گیرى و دقت در آن نباشد، از سیئات بگذرد و حسنات را پاداش دهد.
در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلىعلیه وآله) مى خوانیم: «ثَلاثٌ مَنْ کُنَّ فِیْهِ حاسَبَهُ اللّهُ حِساباً یَسِیْراً، وَ اَدْخَلَُه الْجَنَّهَ بِرَحْمَتِهِ».
قالُوا: «وَ ما هِىَ یا رَسُولَ اللّهِ؟! قالَ: تُعْطِى مَنْ حَرَمَکَ، وَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَکَ وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَکَ»؛ (سه چیز در هر کس باشد، خداوند حساب او را آسان مى کند، و او را به رحمتش دروارد مى سازد.
عرض کردند: آن سه چه چیز کدامند اى رسول خدا؟!
فرمود: عطا کنى به کسى که تو را محروم کرده، و پیوند برقرار سازى با کسى که از تو بریده، و عفو کنى کسى را که به تو ستم کرده است). (۱)
این مطلب نیز از روایات استفاده مى شود که: دقت و سخت گیرى در حساب در قیامت، به میزان عقل و دانش انسان ها بستگى دارد، چنان که امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: «اِنَّما یُداقُّ اللّهُ الْعِبادَ فِی الْحِسابِ یَوْمَ الْقِیامَهِ عَلى ما آتاهُمْ مِنَ الْعُقُولِ فِی الدُّنْیا»؛ (خداوند دردر حساب بندگان به اندازه عقلى که در دنیا به آنها داده است، دقت و سخت گیرى مى کند!). (۲)، (۳)

پی نوشت:

(۲). «نور الثقلین»، جلد ۵، صفحه ۵۳۷؛ «کافى»، جلد ۱، صفحه ۱۱ (با اندکى تفاوت).

اوضاع حساب و کتاب در قیامت

 

 


 

وقتی که واژه حساب را در قرآن بررسی می کنیم، می بینیم که این واژه به شکل های مختلف ۴۷ بار در قرآن آمده است که در هشت مورد آن خداوند به عنوان «سریع الحساب » معرفی شده، یعنی حسابرسی او سریع، بدون کندی و با سرعت انجام می شود. پنج آیه از قرآن هم روز قیامت را به عنوان «یوم الحساب » خوانده است.

 

 


 

قیامت

حسابرسی و حسابگری

نخستین حکمت و نصیحت لقمان به پسرش توحید و خداشناسی بود که زیربنای همه کمالات، معارف و ارزش ها به حساب می آید.

حال، به تشریح دومین حکمت و نصیحت او می پردازیم. او به فرزندش چنین می گوید: «یا بنی انها ان تک مثقال حبة من خردل فتکن فی صخرة او فی السماوات او فی الارض یات بها الله ان الله لطیف خبیر; پسرم! اگر به اندازه سنگینی خردلی (کار نیک یا بد) باشد، و در دل سنگی یا در (گوشه ای از) آسمان ها و زمین قرار گیرد، خداوند آن را به حساب می آورد و حاضر می سازد، خداوند دقیق و آگاه است.» (۱)

در این آیه دو مطلب مهم مطرح است:

۱- مساله وسعت احاطه و علم و قدرت خدا، که بخشی از خداشناسی است و بیانگر نظم و حساب گری دقیق خدا می‌باشد.

۲- مساله حسابرسی بنده خدا، یعنی او باید به اعمال خود توجه داشته باشد، و همواره به حسابرسی اعمال خود بپردازد و با حسابرسی دقیق، رفتار خود را با فرمان خدا هماهنگ کند و بداند که در دنیا و آخرت، حساب دقیقی در کار است و روزی او را به پای حساب می کشند و او به نتیجه اعمال خود (از خوب و بد) در دنیا و آخرت خواهد رسید.

خردل، گیاهی است که دانه های بسیار ریز مانند دانه های خشخاش دارد و در آیه فوق، اشاره به این است که اعمال انسان، اگرچه بسیار کوچک باشد گم نمی شود، بلکه در معرض حساب رسی دقیق الهی قرار می گیرد.

مساله دقیق حسابگری خداوند به گونه ای است که اگر ذره ای از اعمال انسان در دل سنگی یا در گوشه آسمان ها و زمین باشد، خداوند آن را حاضر می کند. با توجه به عظمت آسمان ها و وسعت شگفت انگیز آنها، به اهمیت حسابرسی خداوند بیشتر پی می بریم.

امروز علم کیهان شناسی ثابت کرده، که فاصله بعضی از ستارگان ثابت آسمان نسبت به زمین به قدری زیاد است که میلیون ها سال نوری لازم است تا نور آنها به زمین برسد، با توجه به این که سرعت سیر نور در هر ثانیه سیصد هزار کیلومتر است، حال اگر اندکی از اعمال انسان در گوشه ای از همین ستارگان که آنقدر با زمین فاصله دارند باشد، خداوند آن را نزد او حاضر می کند.

مساله نامه های اعمال، میزان و ثبت اعمال توسط دو فرشته رقیب و عتید که در قرآن به طور مکرر، از جمله در آیه ۱۸ سوره «ق » مکرر آمده، همه بیانگر حساب گری و حساب رسی دقیق خداوند در قیامت است. بنابراین، نباید از مساله حساب و کتاب غافل ماند

 

بنابراین، این نصیحت لقمان، بسیار هشدار دهنده و خطیر است و باید همچون آژیر بلند خطری، بیداربخش و تکان دهنده باشد. عظمت وسعت آسمان ها را با یک مثال می توان بهتر فهمید، نور خورشید تقریبا در هشت دقیقه به زمین می رسد و فاصله مرکز خورشید با زمین ۲۴ میلیون فرسنگ است. اینک با توجه به وسعت دوری فاصله ستارگان ثابت با زمین، می توانید عظمت وسعت آسمان ها را دریابید.

 

حسابگری در آیات دیگر قرآن

وقتی که واژه حساب را در قرآن بررسی می کنیم، می بینیم که این واژه به شکل های مختلف ۴۷ بار در قرآن آمده است که در هشت مورد آن خداوند به عنوان «سریع الحساب » معرفی شده، یعنی حساب رسی او سریع، بدون کندی و با سرعت انجام می شود.

پنج آیه از قرآن هم روز قیامت را به عنوان «یوم الحساب » خوانده است.(۲) که این نام یکی از مشهورترین نام های قیامت است و اصولا قیام قیامت به خاطر آن است; در آیه ۴۷ سوره انبیاء می خوانیم: «و نضع الموازین القسط لیوم القیامة فلا تظلم نفس شیئا وان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها وکفی بنا حاسبین; ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می کنیم، پس به هیچ کس کم ترین ستمی نمی شود، و اگر به مقدار سنگینی یک دانه خردل (کار نیک و بدی) باشد، ما آن را حاضر می کنیم، و کافی است که ما حساب کننده باشیم

اعمال

 

مسأله نامه های اعمال، میزان و ثبت اعمال توسط دو فرشته رقیب و عتید که در قرآن به طور مکرر، از جمله در آیه ۱۸ سوره «ق » مکرر آمده، همه بیانگر حسابگری و حسابرسی دقیق خداوند در قیامت است. بنابراین، نباید از مساله حساب و کتاب غافل ماند.

امام صادق(علیه السلام) فرمود: «حق علی کل مسلم یعرفنا ان یعرض عمله فی کل یوم و لیلة علی نفسه فیکون محاسب نفسه، فان رای حسنة استزاد منها، و ان رای سیئة استغفر منها لئلا یخزی یوم القیامة; به هر مسلمانی که ما را می شناسد، (و امامت ما را پذیرفته) سزاوار است که هر روز و هر شب، کردارش را نزد خود مورد بررسی قرار دهد، اگر آن را نیک یافت بر آن بیفزاید و اگر آن را گناه یافت، از آن استغفار و توبه کند تا در قیامت رسوا نگردد.» (۳)

یکی از مسائل که در روایات متعدد آمده، مساله عرض اعمال بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان (علیهم السلام) است که این موضوع نیز در جای خود بیانگر حساب و کتاب دقیق است به طوری که حتی اعمال ما را در طول هفته چند بار به محضر پیامبر (صلی الله علیه وآله) و امامان معصوم (علیهم السلام) عرضه می کنند.

در این باره در اصول کافی شش روایت آمده است در روایت اول از امام صادق (علیه السلام) می خوانیم: «تعرض الاعمال علی رسول الله، اعمال العباد، کل صباح ابرارها و فجارها فاحذروها، و هو قول الله تعالی: اعملوا فسیری الله عملکم و رسوله; در هر بامداد، کردار بندگان نیکوکار و فاسق، بر رسول خدا (صلی الله علیه وآله) عرضه می شود، پس (از کردار ناشایسته) برحذر باشید، و همین است معنی سخن خدا (در قرآن آیه ۱۰۵ توبه) : بگو عمل کنید، خداوند و فرستاده او و مۆمنان اعمال شما را می بینند.» (۴) درباره عرض اعمال بر امامان (علیهم السلام) نیز، در این باب، چند روایت ذکر شده است. (۵)

حساب گری در مرحله چهارم، مقدمه توبه و جبران و ترمیم خواهد شد، چنان که امیرمۆمنان علی (علیه السلام) فرمود: «ثمرة المحاسبة صلاح النفس; میوه و نتیجه حساب گری، پاک سازی و بهسازی روح و روان است»

 

تجزیه و تحلیل درباره حسابگری

در روایات آمده که شخصی از امیرمۆمنان علی (علیه السلام) پرسید: محاسبه یعنی چه؟ و انسان چگونه باید به حسابرسی خود بپردازد؟

آن حضرت در پاسخ چنین فرمود: «وقتی صبح شد و انسان دوباره به کارهای روزمره ادامه داد، شب که فرا رسید، به وجدان خود رجوع کند و خطاب به آن بگوید: ای وجدان! امروز بر عمر تو گذشت و هرگز دیگر باز نمی گردد، و خداوند از تو در مورد این روز که در چه راهی به مصرف رساندی سۆال می کند که چه عملی انجام دادی؟ آیا خدا را یاد کردی و از او شکر گزاری نمودی، و حق برادر مۆمنت را ادا کردی؟ و اندوهش را برطرف ساختی؟ و در غیاب او آبرویش را حفظ نمودی؟ و پس از مرگ او، حرمت او را در میان بستگانش نگهداشتی؟ و از موقعیت خود برای او بهره بردی؟ و مسلمانی را یاری کردی؟ چه کار نمودی؟ … اگر وجدان او در پاسخ او بگوید: کارهای نیک انجام داده ام، پس خدا را به بزرگی یاد نموده و سپاس گزاری کند، ولی اگر در پاسخ از گناه خود سخن گفت، استغفار و توبه نماید.»(۶)

 

شیوه ای برای محاسبه اعمال

علمای اخلاق شیوه محاسبه را این گونه ترسیم نموده اند: هنگامی که مۆمن صبح از خواب برخاست تا شام باید پنج مرحله را بپیماید:

۱- مشارطه ۲- مراقبه ۳- محاسبه ۴- معاتبه ۵- مکافئه یعنی: نخست با خود شرط کند و عهد ببندد که گناه نکند، سپس لحظه به لحظه مراقب باشد که مبادا گناهی از او سر زند و عهدش شکسته شود.

پس از آن، هنگام شب، حساب رسی کند که آیا گناهی از او سر زده یا نه؟ اگر دید گناهی کرده، خود را مورد سرزنش قرار داده و با عتاب و نکوهش نفس اماره توبه کند.

در مرحله پنجم، چالش به وجود آمده از گناه را با کارهای نیک و مناسب جبران کند. بنابراین حساب گری در مرحله چهارم، مقدمه توبه و جبران و ترمیم خواهد شد، چنان که امیرمۆمنان علی (علیه السلام) فرمود: «ثمرة المحاسبة صلاح النفس; میوه و نتیجه حساب گری، پاک سازی و بهسازی روح و روان است.» (۷)

 

پی نوشت ها:

۱٫ لقمان، آیه ۱۶٫

۲٫ ابراهیم، آیه ۴۱، ص، آیه ۱۶، ۲۶، ۵۳، غافر، آیه ۲۷٫

۳٫ همان، ج ۷۸، ص ۲۷۹٫

۴٫ محدث کلینی، اصول کافی، ج ۱، ص ۲۱۹٫

۵٫ همان، ص ۲۱۹ و ۲۲۰٫

۶٫ بحار، ج ۷۰، ص ۷۰٫

۷٫ غرر الحکم، میزان الحکمة، ج ۲، ص ۴۰۹٫

فرآوری : زهرا اجلال

بخش قرآن تبیان  

چگونگی حساب روز قیامت از دید قرآن و روایات/ توجه به روز حساب باعث محاسبه نفس می شود

چگونگی حساب روز قیامت از دید قرآن و روایات/ توجه به روز حساب باعث محاسبه نفس می شود

اعتقاد به “حساب روز قیامت” از اعتقادات قطعی مسلمانان است و در قرآن مجید و روایات اشارات زیادی به این موضوع شده که بیانگر اهمیت آن است.

به گزارش خبرگزاری مهر، یکی از اعتقادات مسلمین باور به “حساب در قیامت” است که پروردگار، بندگان خود را درباره گفتار و رفتار بلکه نیات و مقاصد به محاسبه کشیده و از عملکرد آنها سوال خواهد کرد. باید متوجه بود که هر فردی در زندگی خود چه مقدار سخن گفته و تا چه اندازه از خوب و بد عمل کرده، تمام لحظات عمرش را در چه راهی گذرانیده، در زندگی چه هدف هایی داشته و به سوی چه کاری حرکت نموده است.

در خصوص حساب روز جزا، آیات و روایات فراوانی وارد شده است از جمله خداوند متعال در آیه ۲۸۴ سوره بقره می فرماید: “اگرآنچه در نفس هایتان می باشد آشکار کنید یا پوشیده دارید خداوند شما را به آن محاسبه خواهد فرمود”. در آیه ۴۷ سوره انبیا هم آمده است: “و اگر عمل به اندازه دانه خردلی باشد، آن را خواهیم آورد و ما را کافی است که خود حسابگر باشم”. همچنین آیه ۲۶ سوره غاشیه می فرماید: “به درستی که به سوی ماست بازگشتشان، آنگاه حساب آنان بر عهده ماست”.

“یونس بن عمار” نقل می کند امام صادق(ع)فرمود : پرونده ها در قیامت بر سه قسم است؛ پرونده ای است که در آن نعمتهای خدا نوشته شده و پرونده ای است که درآن، حسنات ثبت گردیده و دیوانی است که در آن گناهان ضبط شده است. در وقت حساب، میان پرونده نعمت ها و حسنات مقابله اندازند پرونده نعمت ها دیوان حسنات را فرا گیرد، باقی می ماند دیوان سیئات، فرزند مومن آدم را برای حساب می خوانند،قرآن در بهترین صورت جلو او افتد، پس می گوید پروردگارا! من قرآنم و این است بنده مومن تو که نفس خود را بخواندن من به تعب انداخته و شب خود را به خوش خواندن من گذرانیده و هنگامی که شبها برای عبادت بر می خاست گریه می کرد، او را خرسند نما چنانکه مرا خوشحال نموده،حضرت فرمود؛ خداوند عزیز جبار می فرماید؛ دست راست خود را باز نما؛ پس آن را از خشنودی خداوند عزیز جبار پُِرسازد و دست چپ او را از رحمت خدا، آنگاه گفته شود این است بهشت،برای تو مباح است،بخوان و بالا رو،چون آیه ای را بخواند یک درجه بالا رود.۱

از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: نفسهای خود را محاسبه کنید، پیش از آنکه شما محاسبه شوید، زیرا در قیامت پنجاه ایستگاه است که هر ایستگاه مثل هزار سال است از آنچه می شمارید. یعنی هزار سال دنیایی آنگاه این آیه را تلاوت فرمودند؛ در روزی که اندازه آن هزار سال است از آنچه می شمارید.۲

حضرت علی(ع) در آخر عمر شریف خود در شب نوزدهم ماه رمضان که در منزل ام کلثوم مهمان بودن بعد از آنکه ام کلثوم برای پدر بزرگوارش شیر و نمک حاضر کردند حضرت گریان گردید و فرمود؛ دخترم برای من در یک سفره دو نان خورش حاضر کردی، مگر نمی دانی من به پسر عموی خود رسول خدا(ص) اقتدا کرده ام. دخترم! هر که خوراک و پوشاک او در دنیا بهتر باشد، ایستادن او در قیامت نزد حق تعالی بیشتر است، دخترم! در حلال خدا حساب است و در حرام او عقاب….۳

بدون شک حساب در قیامت بسیار دقیق است، باید از خداوند استمداد نمود و از او توفیق طلبید و به دامان پیمبر و آل علیهم السلام چنگ زد زیرا بسیار مشکل است. چنانکه از امام زین العابدین(ع) به این مضمون روایت شده، وقتی که خلایق محشور می شوند همه به گردن هم و به سر و روی یکدیگر ریخته و ضجه می کشند با اضطراب شدید لرزان و گریان با هول و هراس بپاخیزند،صدای منادی بلند شود. چنانکه تمام نفسها به عقب بر می گردد همگی چشم باز نموده، سرها را بر کشند، می شنوند که گفته می شود؛ حکم به عدالت است در این روز جور و ستمی نیست، میان شما به عدالت حکم خواهد کرد،در این روز حق ضعیف را از ستمگر خواهم گرفت. پس منادی ندا در دهد،ای مردم بشنوید که خدا می فرماید؛ منم بسیار بخشنده؛ همه خوشحال شوند…آنگاه امر شود که برای حساب آماده شوند، بعد فرمان داده شود که پرونده ها را بیاورند و میزانها نصب گردد و پیمبران حاضر شوند، ائمه و شهدا بر قوم خود گواه باشند، سپس حساب دقیق شود،حسابهای مخلوق با یکدیگر جمع و تفریق گردد،مظلمه ها به حساب آید گرچه نسبت به کافر باشد.۴

ممکن است این سوال برای برخی افراد پیش آید که خداوند چگونه پرونده این همه مخلوق را در روز قیامت حساب می کند؟ جواب چنین سوالی را حضرت علی(ع) فرموده است. روایت شده از آن بزرگوار پرسیدند؛ چگونه خداوند خلایق را با اینهمه زیادی حساب می نماید؟ حضرت فرمود؛ به همان گونه که با زیادیشان روزی می دهد، آنها را حساب خواهد نمود. پرسیدند؛ چگونه آنها را حساب می کند.با اینکه او را نمی بینند؟حضرت فرمود؛چنانکه آنها را روزی می دهد او را نمی بینند.۵

——————-

۱- بحارالانوار ،ج ۳، ص ۲۳۶

۲- سفینة البحار، ج ۱، ص ۲۵۰

۳- منتهی الامال، ج ۱، ص ۱۸۲

۴- بحار، ج ۳، ص ۲۳۶

۵- بحار، ج ۳ ، ص ۲۳۷

ک

پیامبر اسلام (ص) دو صفت را برای کسانی که بدون حساب وارد بهشت می شوند را بیان می‌کند.

به گزارش حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران جوان؛ رسول خدا (ص) در مورد کسانی که بدون حساب وارد بهشت می شوند می فرماید: روز قیامت که فرا می رسد خداوند متعال دو بال به بعضی انسان ها مرحمت می کند. همچون جعفر طیار، با بال هایشان پرواز می کنند ، از این طرف به آن طرف.
ملائکه می گویند: شما از کجا آمدید ؟ در بهشت هنوز باز نشده است!
آیا شما حساب را دیده اید؟
می گویند نه .
از پل صراط رد شدید؟ می گویند نه ، ما پل صراط هم ندیدیم.دوباره به آنها می گویند آیاجهنم را دیده اید؟ می گویند: ما جهنمم را هم ندیدیم
 و در آخر می گویند: ما اصلا هیچ چیز را ندیدیم .
 در این هنگام است که ملائکه می گویند:شما امّت کدام پیغمبر هستید؟
آنها پاسخ می دهند ما از امت پیامبر آخر الزمانیم.
سپس ملائکه می گویند: قسم می دهیم شما رابه خدا،بگویید که عملتان در دنیا چه بوده است که متسحق این نعمت عظما شدید؟ آنگاه آن جماعت در پاسخ می گویند:ما دو خصلت داشتیم ، یعنی در ما این دو خصلت بود و خدا ما را به واسطه آن دو خصلت به این منزلت عظما رساند.
ملائکه می گویند:آن دو خصلت چه بوده که به واسطه آن دوتا خصلت ، شما دو بال پیدا کردید و آمدید در بهشت؟
 سرانجام آن گروه می گویند:
۱٫ ما اگر خلوت می کردیم حیا می کردیم که گناه کنیم.
۲٫ به کمی روزی که خدا برای ما کرده راضی بودیم.
برگرفته از سخنرانی آیت الله مجتهدی(ره) ، مسکن الفواد ج ۱ ص ۸۴

ا

عده ای بدون حساب وارد بهشت می شوند

بهشت

 

روایاتی که درباره بدون حساب وارد بهشت شدن و همین طور حرام شدن عذاب جهنم هست. آیا صحیح هست؟ چه اعمالی باعث می‌شود انسان بدون حساب وارد بهشت و جهنم بر او حرام شود؟ چون گاهی روایات و یا داستان‌هایی از سرگذشت گذشتگان می‌خوانیم که با این‌که مرتکب کارهای بدی بودند، ولی به خاطر یک کار خوب بخشیده شدند و به بهشت رفتند، اساساً چنین چیزی امکان دارد؟ آیا می‌شود خدا اشتباهات عمدی و یا گمراهی‌های جزیی را ببخشد؟

پاسخ:

یک. کسانی که بدون حساب‌رسی وارد بهشت می‌شوند:

همان‌گونه که می‌دانیم، فضل و رحمت خدای متعال وسیع و گسترده است، به گونه‌ای که شامل تمام انسان‌ها و تمام موجودات می‌شود: «وَ رَحْمَتی‏ وَسِعَتْ کُلَّ شَیْ‏ء»؛[۱] رحمتم همه چیز را فراگرفته است. اقتضای این وسعت و گستردگی، امید داشتن به بخشش تمام گناهان -صرف نظر از حساب‌رسی دقیق و موشکافانه – است.

از آیات قرآن و روایات استفاده می‌شود که ایمان به خدای تعالی، شهادت در راه خدا، مودت و دوستی اهل بیت، عفو و گذشت نسبت به انسان‌ها و… باعث می‌شود تا انسان بدون حساب‌ وارد بهشت شود؛ لذا گروهی از انسان‌ها که دارای این ویژگی‌ها باشند، بدون حساب‌رسی وارد بهشت شده و از نعمت‌های بی‌کرانش بهره‌مند خواهند شد. در این فرصت برخی از آنها را با استناد به روایات وارده از معصومان(علیهم السلام) برمی‌شماریم.

۱٫ مۆمنان: «فَأَمَّا الْمُۆْمِنُونَ فَیَنْجُونَ وَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ … بِغَیْرِ حِساب»‏؛[۲] امّا مۆمنان نجات مى‌‌‏یابند و بدون حساب وارد بهشت مى‌‏شوند.

۲٫ اولیای خدا: «…لِأَنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ الْعَارِفِینَ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ وَ الْحُجَّةِ فِی أَرْضِهِ وَ شُهَدَاءَهُ عَلَى خَلْقِهِ الْمُقِرِّینَ لَهُمُ الْمُطِیعِینَ لَهُمْ‏ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ … بِغَیْرِ حِسابٍ»؛[۳] اولیای الهی که به خدا و رسولش و حجّت‌‏‌هاى خدا در زمین و شاهدین او بر خلقش معرفت دارند و به حق آنان اقرار دارند و مطیع آنان هستند، بدون حساب وارد بهشت مى‏‌‌شوند.

۳٫ شیعیان: «… قُلْتُ لِوَجْهِ رَبِّی الْحَمْدُ أَسْأَلُکَ عَنْ قَوْلِ اللَّهِ تَعَالَى إِنَّ إِلَیْنا إِیابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا حِسابَهُمْ …… وَهَبْنَاهُ لَهُمْ حَتَّى یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ … بِغَیْرِ حِساب‏»؛[۴] قبیصه جعفى می‌گوید از امام صادق(علیه السلام) در ارتباط با آیه «إِنَّ إِلَیْنا إِیابَهُمْ* ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا حِسابَهُمْ»[۵] پرسیدم، فرمود در باره ما نازل شده است. وی می‌‌گوید به امام گفتم من از تفسیر آن می‌‌پرسم، فرمود بسیار خوب قبیصه! روز قیامت که مى‌‏‌شود خداوند حساب شیعیان را به ما مى‌‌‏سپارد؛ آنچه بین آنها و خدا است پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از خدا تقاضاى بخشش می‌کند و آنچه بین آنها و بین مردم است از مظالم پیامبر اکرم از طرف آنها پرداخت مى‌‏کنند و آنچه بین ما و آنها است به آنها مى‏‌بخشیم تا بدون حساب وارد بهشت شوند.

آنچه که در این روایات بیان شده، به طور مطلق نیست؛ یعنی این‌گونه نیست که فردی به مجرد گرفتن چند روز روزه و یا محبت اهل بیت(علیه السلام) بدون حساب و کتاب وارد بهشت شود. بلکه انسان باید در جهتی حرکت کند که استحقاق دریافت این رحمت را داشته باشد

 

4. شهیدان کربلا: «عَنْ هَرْثَمَةَ بْنِ سُلَیْمٍ قَالَ: غَزَوْنَا مَعَ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ غَزْوَةَ صِفِّینَ فَلَمَّا نَزَلْنَا بِکَرْبَلَاءَ صَلَّى بِنَا …. … بِغَیْرِ حِسابٍ‏‏»؛[۶] هرثمة بن ابى مسلم می‌گوید با على بن ابى‌طالب(علیه السلام) به نبرد صفین رفتیم؛ هنگام برگشت در کربلا توقف کرد، نماز بامداد را در آن خواند و از خاکش بر گرفت و بوسید، سپس فرمود خوشا به حال تو اى خاک پاک، باید از تو قومى محشور شوند که بی‌حساب به بهشت روند.

 

5. علاقه‌مندان به دوستان خدا: «فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) قَالَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَقَدْ حَقَّتْ کَرَامَتِی أَوْ قَالَ مَوَدَّتِی لِمَنْ یُرَاقِبُنِی وَ یَتَحَابُّ بِجَلَالِی ….. … بِغَیْرِ حِساب‏»؛[۷]

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)می‌فرماید؛ خداوند فرمود: کسانی سزاوار محبّت من هستند که مرا [همواره] در نظر داشته باشند و به خاطر جلال و عظمت من، دوستى ورزند. چهره‌‏‌هاى ایشان، در روز قیامت از نور است و بر تخت‌‏‌هایى از نور قرار دارند و جامه‌‌‏‌هایى سبز، بر تن مى‌‌‏‌کنند. کسى پرسید، ای رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ایشان چه کسانی هستند. فرمود آنان نه گروه پیامبرانند و نه شهیدان، بلکه آنان با دوستان خداى تعالى دوستى کرده‌‌‏اند و بی‌‌حساب داخل بهشت می‌شوند.

«أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَهُم الَّذِینَ قَالَ لَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ … بِغَیْرِ حِساب‏»؛[۸] دوستان و علاقه‌مندان آنها(دوستان خدا) کسانی هستند که خدای متعال در مورد آنها فرمود به غیر حساب وارد بهشت می‌شوند.

روزه

 

6. انسان‌های با گذشت: «عن النبی صلّى اللَّه علیه و آله قال إذا کان یوم القیامة نادى مناد ….. یدخلون‏ الجنّة بغیر حساب»‏.[۹] از پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) روایت شده است: روز قیامت که می‌شود منادى ندا می‌کند هر کس پاداشش با خدا است وارد بهشت شود. می‌گویند چه کسى اجرش با خدا است؟ می‌گویند آنان که مردم را عفو می‌کردند، این دسته بدون حساب وارد بهشت می‌شوند.

۷٫ روزه‌داران ماه رجب: «وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ خَمْسَةَ أَیَّامٍ کَانَ حَقّاً ……َ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِساب‏»،[۱۰] هر کس پنج روز از ماه رجب را روزه بگیرد، بر عهده خدا است که روز قیامت او را خشنود سازد، و روز رستاخیز در حالى مبعوث مى‌‏شود که چهره‌‏اش مانند ماه شب چهارده مى‌‏درخشد، و به شمار دانه‌های شن براى او حسنه نوشته مى‌‏شود، و بى‏‌حساب او را به بهشت می‌برند.

 

دو. کسانی که آتش جهنم بر آنان حرام است:

اگر چه تمامی کسانی که بدون حساب و کتاب وارد بهشت می‌‌شوند عذاب جهنم بر آنان حرام است. اما در عین حال گروهی از انسان‌‌ها به عنوان خاص در روایات از آنها نامبرده شده است که در این‌جا به چند نمونه اشاره می‌کنیم.

۱٫ چشمی که از ترس خدا بگرید: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَا مِنْ عَیْنٍ إِلَّا وَ هِیَ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا عَیْناً بَکَتْ مِنْ خَوْفِ اللَّهِ ….»؛[۱۱] امام صادق(علیه السلام) فرمود: هیچ چشمى نیست جز این‌که روز قیامت گریان است، مگر چشمى که از ترس خدا گریسته باشد، و هیچ چشمى نیست که از ترس خداى عز و جل به اشک خود پر شود، جز این‌که خداوند همه آن بدن را به آتش دوزخ حرام گرداند.

۲٫ کسانی که خشم و شهوت خویش را کنترل کنند: «عَنِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ مَلَکَ نَفْسَهُ إِذَا رَغِبَ …..»؛[۱۲] هر کس هنگام خشم و رغبت و ترس و شهوت، خویش را نگه‌دارد، خداوند جسمش را بر آتش حرام کند.

۳٫ کسانی که هنگام یاد اهل بیت گریان شوند: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) قَالَ: مَنْ ذُکِرْنَا عِنْدَهُ فَفَاضَتْ عَیْنَاهُ حَرَّمَ اللَّهُ وَجْهَهُ عَلَى النَّارِ»؛[۱۳] کسى که ما را نزد او یاد کنند، پس از چشمانش اشک بیاید خداوند متعال صورتش را بر آتش حرام مى‌‏‌نماید.

از آیات قرآن و روایات استفاده می‌شود که ایمان به خدای تعالی، شهادت در راه خدا، مودت و دوستی اهل بیت، عفو و گذشت نسبت به انسان‌ها و… باعث می‌شود تا انسان بدون حساب‌ وارد بهشت شود؛ لذا گروهی از انسان‌ها که دارای این ویژگی‌ها باشند، بدون حساب‌رسی وارد بهشت شده و از نعمت‌های بی‌کرانش بهره‌مند خواهند شد

۴٫ رکوع و سجده کنندگان: «…وَ قَالَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ …..»؛[۱۴] پیامبر فرمود: … «نماز را بپا دار از زوال آفتاب تا سرخى اول شب». و آن ساعتى است که در آن روز، قیامت دوزخ را می‌آورند، مۆمنى نیست که در این ساعت توفیق سجده یا رکوع یا نماز را داشته باشد، مگر آن‌که خدا تنش را بر آتش حرام کند.

۵٫ کسی که هفت روز از ماه رجب را روزه بگیرد: «… وَ مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ سَبْعَةَ أَیَّامٍ فَإِنَّ لِجَهَنَّمَ ….»؛[۱۵] و هر کس هفت روز از رجب را روزه بگیرد، خداوند در برابر روزه هر روز، درى از درهاى هفت‌‏‌گانه دوزخ را به روى او مى‌‏‌بندد و بدنش را بر آتش دوزخ حرام مى‏‌‌گرداند.

۶٫ عمار یاسر: «دَمُ عَمَّار وَلَحمُهُ حَرامٌ علَى النَّارِ أن تَأکُلَهُ أو تَمَسَّهُ»؛[۱۶] گوشت و خون عمار بر آتش حرام است که او را بسوزاند.

گفتنی است؛ آنچه که در این روایات بیان شده، به طور مطلق نیست؛ یعنی این‌گونه نیست که فردی به مجرد گرفتن چند روز روزه و یا محبت اهل بیت(علیه السلام) بدون حساب و کتاب وارد بهشت شود. بلکه انسان باید در جهتی حرکت کند که استحقاق دریافت این رحمت را داشته باشد و فردی که فریب شیطان را خورده و اقدام به اصلاح خودش نمی‌کند؛ به حقوق مردم تجاوز می‌کند، به بسیاری از احکام و دستورات الهی پایبند نیست؛ نمی‌تواند مصداق این روایات باشد.

 

پی نوشت:

[۱]. اعراف، ۱۵۶٫

[۲]. هلالى، سلیم بن قیس‏، کتاب سلیم بن قیس الهلالی، محقق، مصحح، انصارى زنجانى خوئینى، محمد، ج ‏۲، ص ۶۰۸، الهادى، قم، چاپ اول، ۱۴۰۵ ق.‏

[۳]. همان، ص ۶۱۱- ۶۱۲٫

[۴]. کوفى، فرات بن ابراهیم، تفسیر فرات الکوفی، محقق، مصحح کاظم، محمد، ص ۵۵۲، مۆسسة الطبع و النشر فی وزارة الإرشاد الإسلامی، تهران،چاپ اول، ۱۴۱۰ق‏.

[۵]. غاشیه، ۲۵- ۲۶٫

[۶]. نصر بن مزاحم، وقعة صفین، النص، محقق، مصحح، هارون، عبد السلام محمد، ص ۱۴۰- ۱۴۱، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۴ ق.‏

[۷]. ابن بابویه، محمد بن على‏، التوحید، محقق / مصحح: حسینى، هاشم‏ ، ص ۲۶۸ ، جامعه مدرسین، قم، چاپ اول، ۱۳۹۸ ق.‏

[۸]. الإحتجاج على أهل اللجاج، ج ‏۱، ص ۶۳، نشر مرتضى، مشهد، چاپ اول، ۱۴۰۳ ق.‏

[۹]. طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ‏۹، ص ۵۱، ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش.

[۱۰]. ابن بابویه، محمد بن على، ‏ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص ۵۵، دار الشریف الرضی للنشر، قم، چاپ دوم، ۱۴۰۶ ق.‏

[۱۱]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفارى، على اکبر، آخوندى، محمد، ج ‏۲، ص ۴۸۲، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق‏..‏

[۱۲]. ابن بابویه، محمد بن على‏ الأمالی، النص، ص ۳۲۹، کتابچى، تهران، چاپ ششم، ۱۳۷۶ ش.‏

[۱۳]. ابن قولویه، جعفر بن محمد، کامل الزیارات، النص، ص ۱۰۴، دار المرتضویة، نجف اشرف، چاپ اول، ۱۳۵۶ ش.‏

[۱۴]. الأمالی، النص، ص: ۱۸۹

[۱۵]. ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، النص، ص: ۵۵

[۱۶]. احمدى میانجى، على‏، مکاتیب الأئمة علیهم السلام، محقق، مصحح، فرجى، مجتبى‏، ج ‏۱، ص ۸۰، دار الحدیث‏، قم، چاپ اول، ۱۴۲۶ ق.‏

بخش اعتقادات شیعه تبیان

چگونه بدون حساب وارد بهشت شویم؟

پنجشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۳، ۰۳:۰۰ ب.ظ

پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

اخـــلاقـــتـــان را نـــیــکــو کــنــیـد

و با همسایگان خود مهربان باشید 

و زنــانــتــان را گـــرامــی بــداریــد 

تا بدون‏ حساب وارد بهشت شوید.

وسائل الشیعة  ج ۱  ص

کپی مطالب با ذکر صلوات آزاد است


9 + = پانزده