خانه > مناسبتی, موضوعات قرآنی > علل بی‌آبرویی در قیامت از نگاه قرآن

علل بی‌آبرویی در قیامت از نگاه قرآن

بی‌گمان قیامت، خاص‌ترین لحظه زندگی انسان‌هاست؛ چرا که در آنجا هرکسی آنچه را از خود برای خود ساخته مشاهده می‌کند. از این‌رو، دادگاهی است که شاهد اصلی آن، تجسم اعمال است.

محمد شاه‌حسینی

بنابراین دیگر نیازی است تا زبان سخن بگوید؛ چرا که همه اعضا و جوارح با شکل و شمایل جدیدی که به دست آورده فریاد می‌زند که « گرگ، خوک، پلنگ، گاو، گوسفند، شتر» و مانند آن است؛ چرا که هر شکل و شمایلی از اعضا و جوارح نشان از واقعیت تلخ اعمال و رفتار آدمی در زندگی دنیا دارد. زبان‌هایی که چنان بلند و آویزان است که مردمان از روی آن عبور می‌کنند، شکم‌های برآمده ، بدن‌های منکوس(سر و ته شده)، کسانی که گوشت خود را قیچی می‌کنند، مردان و زنانی که لجن شده‌اند، بدن‌هایی که گوشت‌هایشان آب می‌شود و فرو می‌ریزد و ده‌ها و صدها حالت کاریکاتوری تلخ و وحشتناک که گاه شنیدن آنها موها را بر تن، سیخ می‌کند.
پست‌تر از این جانوران و وحوش انسانی، کسانی هستند که سنگ شده و از حالت حیوانی و جانوری نیز بیرون رفته و سوخت دوزخ و دوزخیان شده‌اند. اینها بخشی از تصویری است که قرآن و روایات معتبر از صحنه شگفت قیامت ارائه می‌دهد. از جمله این تصاویر، حالت‌های شگفت انسان‌هایی است که بر پیشانی، بینی و پاهایشان علامت و نشانه‌هایی از خواری و ذلت گذاشته شده است.
نویسنده در این مطلب بر آن است تا تصویر قرآنی کسانی را که در قیامت گرفتار بی‌آبرویی می‌شوند بیان و عوامل و علل این بی‌آبرویی و خواری را در قیامت شرح دهد.

قیامت خودساخته انسان
قیامت صحنه‌ای است که بازیگر اصلی آن انسان و اندیشه‌ها و رفتارهایش است. به این معنا که حتی فضای آن را انسان‌ها در دنیا می‌سازند. بنابراین، قیامت هر انسانی با انسانی دیگر متفاوت است و فضایی که در آن بر انگیخته می‌شود ارتباط محکمی با اندیشه‌ها و رفتارهای دنیوی‌اش دارد. از این رو برخی انسان‌ها حتی مرگ و زندگی‌های متعدد را درک نمی‌کنند و تنها با یک زندگی و یک مرگ مواجه می‌شوند. به این معنا که مرگ ایشان همان آغاز قیامت و زندگی جاودانه است و بی‌آنکه مرگ‌ها و زندگی‌های دیگری را تجربه کنند، جاودانه در نزد خداوند به سر می‌برند و از نعمت‌های بهشتی و رضوان الهی بهره می‌برند. از جمله کسانی که این‌گونه است به گواهی آیه ۱۶۹ سوره آل عمران شهیدان هستند که مرگ ایشان زندگی در نزد پروردگار و بهره‌مندی از رزق الهی است.
این در حالی است که گروهی دیگر، زندگی‌ها و مرگ‌های متعدد و میقات‌های سخت و دشواری را تجربه می‌کنند که با توجه به نوع اندیشه‌ها و رفتارهایشان در دنیا گوناگون است؛ چرا که برخی می‌بایست در هر میقات پنجاه هزار سال دنیایی را تحمل کنند تا به میقات دیگر در آیند و این فرآیند گذر از قیامت برای آنها بسیار طولانی است. برای برخی دیگر از انسان‌ها، عالم برزخ، یک فرآیند تکاملی است و برای برخی دیگر، آغاز عذاب و شکنجه‌های برزخی است. خداوند در آیه ۴۶ سوره غافر در‌باره عذاب‌های برزخی آل فرعون به عنوان پیش درآمدی بر عذاب‌های قیامتی می‌فرماید: النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْهَا غُدُوًّا وَعَشِیًّا وَیَوْمَ تَقُومُ السَّاعَهُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ؛ [اینک هر] صبح و شام بر آتش عرضه مى‏شوند، و روزى که رستاخیز برپا شود [فریاد مى‏رسد که:] «فرعونیان را در سخت‏ترین [انواع‏] عذاب درآورید.»
در حقیقت هر انسانی در قیامت با آنچه خود ساخته مواجه می‌شود و حتی فضایی که در آن برمی‌خیزد و زنده می‌شود را خود رقم می‌زند و می‌سازد. از این رو باید گفت که قیامت با همه جزئیات آن برای هر انسانی با انسانی دیگر متفاوت است، چرا که هر کسی آنچه را ساخته بی‌کم و کاست می‌بیند و این در حالی است که همه در یک جا ممکن است محشور شوند، ولی نوع حشر هر کسی با دیگری تفاوت دارد. این همانند آن است که همه در یک جا گرد آمده باشیم ولی یکی در درون اندوهگین ، دیگری شاد و سومی بی‌تفاوت است و یا یکی همه جهان با همه فراخی‌اش تنگش می‌آید و آن دیگری دنیا برایش تیره و تار است، چون در دل نگران و مضطرب است. آن یکی به سبب انتظار، زمان بر او کند می‌گذرد و آن دیگری، زمان برای او چون برق می‌رود، چون شاد و خوشحال است.
بنابراین هر کسی سازه‌های خویش را در قیامت با تجسم اعمال می‌بیند. از این رو لازم نیست تا چیز دیگری به عنوان گواه حال و شاهد اعمال وی سخن بگوید و بازجویی پس دهد. خداوند در آیاتی بیان می‌کند که همه اعضا و جوارح به جای زبان سخن می‌گویند. این سخن گفتن می‌تواند به همان گونه‌ای باشد که زبان سخن می‌گوید؛ چرا که آن نیز عضوی از اعضای بشر است که خداوند به آن نطق عنایت کرده است. بنابراین همان‌گونه که به عضو زبان قدرت تکلم و سخن گفتن داده شده می‌تواند به هر عضو دیگری نیز این قدرت را بدهد بلکه حتی جمادات نیز به قدرت الهی می‌توانند زبان شوند و سخن بگویند. همین طور می‌تواند به معنای این باشد که هر عضوی حقیقت عمل را نشان می‌دهد و با تمام وجودش از اعمال و رفتار شخص سخن به میان می‌آورد. این در حالی است که شخص به اعضای خود اعتراض می‌کند که چرا سخن می‌گوید و حقیقت دنیوی او را آشکار می‌کند.(فصلت ، آیات ۱۹ تا ۲۱)
عوامل بی‌آبرویی بشر در قیامت
انسان عاقل، به شخصیت خویش بیش از مال و جان ارزش قائل است. از این رو نسبت به عرض و شخصیت خود بسیار حساس است؛ چرا که حقیقت وجودی خود را در شخصیت و عرض و آبروی خویش می‌بیند و حاضر است تا مال و جانش را برای حفظ شخصیت، اعتبار ، آبرو و عرض خود بدهد.
شاید بی‌آبرویی و خواری در دنیا بزرگ باشد ولی نسبت به آخرت بسیار کم اهمیت و کوچک و ناچیز است؛ چرا که خواری و بی‌آبرویی در آخرت، چنان است که همه بشریت از آغاز آفرینش و تا پایان تاریخ بشریت به همراه جنیان و فرشتگان، شاهد و ناظر آن هستند. خداوند دنیا را به گونه‌ای آفریده است که حتی بسیاری از فرشتگان از خواری و ذلت شخص آگاهی پیدا نمی‌کنند و همچنان به سبب ستاریت خداوند، بر ایشان پوشیده می‌ماند. اما در قیامت همه پرده‌ها کنار می‌رود و شخص در برابر دیدگان همگان رسوا و خوار می‌شود.
انسان‌هایی که برای خود خواری و بی‌آبرویی و پستی در آخرت را خریده‌اند، از جمله کسانی هستند که پوست بدن‌هایشان، می‌سوزد وبریان و آب می‌شود و دوباره می‌روید. (معارج ، آیات ۱۵ و ۱۶ و نساء ، آیه ۵۶) یا مانند انسانی که پوست سفیدش سیاه می‌شود (مدثر، ایات ۲۷ و۲۹) و یا چشمانش کور می‌شود و دیگر قدرت دیدن ندارد. (طه ، آیه ۱۲۵) این گونه خواری و بی‌آبرویی در آخرت برایشان ظاهر می‌شود، چون در حقیقت در دنیا بی‌آبرو، کور، سیاه چهره و پست بودند ولی چون دنیا قابلیت بروز آن صفات باطنی ایشان را نداشت، در آخرت این‌گونه به نمایش گذاشته می‌شود. خداوند در آیات ۱۰۶ و ۱۰۷ آل عمران درباره چهره‌های کافران و مومنان می‌فرماید: «روزى که چهره‏هایى سفید و چهره‏هایى سیاه مى‏شوند، آنها که چهره‏هایى سیاه دارند به آنها گفته مى‏شود: آیا پس از ایمان کافر شدید؟ پس بچشید عذاب را به جهت کفرتان. و آنها که چهره‏هایى سفید دارند در رحمت خداوند خواهند بود و جاودانه در آن مى‏مانند.» و در آیه ۲۷ سوره یونس سیاهی چهره کافران را این گونه ترسیم می‌کند:«آنچنان چهره‏هایشان تاریک است که گویى پاره‏هاى شب ظلمانى صورتهایشان را پوشانده است.»؛ چرا که روز قیامت ، روز آشکار شدن سریره‌ها و سرشت انسانی است.( سوره طارق ، ایه ۹)
خداوند در آیات بسیاری از جمله آیات ۶ تا ۸ سوره زلزله، ۳۰ و ۱۸۰ آل عمران، ۴۹ سوره کهف، ۱۶ سوره طور، ۷ سوره تحریم، ۱۲ تا ۱۴ سوره تکویر، ۳۵ سوره توبه، ۵۴ سوره یس، ۹۰ سوره نمل، ۱۹ سوره احقاف، ۷۰ سوره زمر، ۲۷۲ سوره بقره، ۱۰ سوره نساء ، ۴۸ سوره زمر، و ۷۲ و ۹۸ سوره اسراء به مسئله تجسم اعمال تصریح و‌اشاره دارد.
نشانه‌گذاری بینی‌ها
یکی از حالات بی‌آبرویی و تحقیر شدن آدمی در قیامت، نشانه‌گذاری روی بینی هاست. خداوند در آیاتی چند بیان می‌کند که به منظور تحقیر و بی‌آبرو کردن تکذیب‌کنندگان و کافران، بینی‌هایشان را نشانه‌گذاری می‌کند. از جمله این آیات آیات ۱۰ و ۱۵ و ۱۶ سوره قلم است که در آن از وسم و نشانه‌گذاری روی بینی کافران به اسلام خبر می‌دهد. خداوند در این آیات روشن می‌سازد که در قیامت یکی از راه‌های شناسایی دشمنان پیامبر(ص) نشانه‌هایی است که روی بینی‌هایشان پدید می‌آید. (المیزان، ج ۱۹، ص ۳۷۲)
هدف از نشانه‌گذاری روی بینی بر اساس همین آیات، تحقیر و اهانت وخوارکردن دشمنان آن حضرت(ص) است تا روز قیامت در برابر همه هستی کوچکی خود را بفهمند و بدانند که بر خلاف بزرگی و فخری که در دنیا می‌فروختند و خود را برتر از مومنان می‌شمردند تا چه اندازه خوار و پست و حقیر بودند.
از نظر قرآن، کسانی که به این بدبختی در آخرت دچار می‌شوند کسانی هستند که دارای خصوصیات و صفاتی می‌باشند که بینی‌ای چون خرطوم فیل سزاوار آنها است.
از همین آیات می‌توان یازده خصوصیت و ویژگی برای خرطوم‌داران به دست آورد که عبارتند از: ۱- افترا به قرآن و افسانه خواندن آن؛ ۲- بخل ورزی ؛ ۳- بی‌مبالات ی در سوگند؛ ۴- تجاوزکاری؛ ۵- تکذیب قرآن؛ ۶- درشت خویی؛ ۷- تکذیب پیامبر(ص)؛ ۸- سخن چینی؛ ۹- عیب جویی؛ ۱۰- فرومایگی ؛ ۱۱- گناهکار بودن.
بنابراین خصوصیات یاد شده در انسان موجب می‌شود که در آخرت گرفتار تحقیر، بی‌آبرویی، فرومایگی و پستی با علامت و نشانه‌ای بر بینی چون بینی خرطوم فیل داشتن مواجه شود. در حقیقت از نظر قرآن، هر یک از این ویژگی‌های انسانی در دنیا موجب خواری و بی‌آبرویی و بی‌شخصیتی فرد می‌شود، ولی چون دنیا قابلیت این را ندارد تا باطن اعمال آدمی را نشان دهد، نمی‌تواند ببیند که با بخل‌ورزی یا عیب‌جویی و سخن‌چینی خود، برای خود خرطوم فیلی درست می‌کند.
بی گمان داستان پینوکیو که با هر دروغی، بینی‌اش دراز و بلند می‌شد، نمایشی از این حقیقت و باطن اعمال و رفتار زشت و ناپسند آدمی است. انسان‌هایی که به ظاهر با شخصیت هستند ولی اهل بخل و سخن‌چینی و بدگویی و بدکاری می‌باشند، اگر انسان چشم برزخی داشت می‌توانست ببیند که این افراد در حقیقت انسان‌های بی‌شخصیتی هستند که بر روی چهره‌شان به جای بینی، خرطوم فیل است. بر اساس آیه ۴۹ سوره کهف، قیامت تنها صحنه آشکار‌سازی اعمال آدمی است. به این معنا که انسان هر آنچه در دنیا انجام داده آنجا می‌یابد: و وجدوا ماعمِلوا حاضراً. بنابراین آنچه در قیامت از خرطوم به جای بینی در خود می‌یابد، همان سازه‌های خود در دنیاست؛ چرا که انسان شاکله خود را می‌سازد و شخصیت خود را می‌پروراند. شاکله انسانی، ترکیبی از اعیان ثابت آدمی در علم الهی و رفتار و اندیشه‌های اوست که هویت وماهیت او را می‌سازد. اینکه شیخ‌اشراق، سهرودی می‌گوید که انسان دارای ماهیت نیست به این معنا ست که همواره در حال شدن است و چون تا دم مرگ شکل و ماهیت ثابتی نیافته نمی‌توان از برای انسان ماهیتی تصور کرد، چرا که هر انسانی ماهیت خود را می‌سازد و شاکله وجودی خود را پدید می‌آورد. از این رو برای انسان «حد یقف» از دو سوی صعود و سقوط نیست و تا بی‌نهایت می‌تواند عروج یا سقوط کند.
نمونه‌های از تجسم اعمال
شیخ بهایى با توجه روایات زیادى که درباره تجسم اعمال آمده در کتاب «الاربعین» مى‏گوید: «الحق ان الموزون فى النشأه الاخرى هو نفس الاعمال لا صحائفها؛ «در روز قیامت در ترازوى اعمال عملى را که انسان انجام داده مى‏آورند نه صحیفه‏اى که رویش نوشته شده است»
در ادامه به برخی از روایات مربوط به تجسم‌اعمال اشاره می‌شود. این روایات می‌تواند سریره باطنی ما را برای خود ما آشکار سازد و چشم برزخی را به ما عنایت کند؛ چنانکه می‌تواند برای کسانی که می‌خواهند خواب‌های خود را تعبیر کنند از آن بهره گیرند، چرا که این تجسم اعمال را ما در عالم برزخ نیز این گونه می‌بینیم. بنابراین در اینجا با آوردن این روایات می‌خواهیم چشم برزخی خود را در همین دنیا باز کنیم و واقعیت اعمال و حقیقت رفتار خود را بدانیم و بشناسیم و به چهره واقعی خود که ساخته‌ایم و یا می‌سازیم توجه کنیم و از خود شرم و حیا کنیم پیش از آنکه در قیامت بی‌آبرو و خوار شویم از چهره و ماهیتی که برای خود ساخته‌ایم.
۱- محمد بن مسلم از امام باقر(ع) از معناى آیه «سیطوقون ما بخلوا به یوم القیامه» (آل عمران، آیه ۱۸۰) سؤال مى‏کند، آن حضرت در پاسخ مى‏فرماید: «هیچ بنده‏اى نیست که از پرداختن زکات خوددارى کند مگر اینکه خداوند آن را روز قیامت مبدل به اژدهایى آتشین مى‏کند که طوق گردن او مى‏شود.» (تفسیر عیاشى۱ص۲۰۷)
۲- قیس بن عاصم یکى از صحابى مشهور پیامبر اکرم(ص) مى‏گوید: با جماعتى از «بنى تمیم» خدمت پیامبر اکرم رسیدم، عرض کردم: اى پیامبر خدا ما را موعظه کن، زیرا کار ما طورى است که از صحرا و بیابان‏ها عبور مى‏کنیم، پیامبر اکرم در پاسخ وى فرمود: «اى قیس! با عزت، ذلت است و با حیات، مرگ، و با دنیا آخرت، و هر چیزى حسابگرى دارد، و هر اجلى کتابى، اى قیس! تو همنشینى خواهى داشت که با تو دفن مى‏شود در حالى که او زنده است، و تو با او دفن مى‏شوى در حالى که تو مرده‏اى، اگر او گرامى باشد تو را گرامى مى‏دارد و اگر پست باشد تو را تسلیم مى‏کند. او فقط با تو محشور مى‏شود، تو نیز فقط با او، و تنها با او سؤال مى‏شوى، پس آن را صالح قرار ده، چرا که اگر صالح باشد موجب آرامش تو است و اگر فاسد باشد مایه وحشت تو است، و او عمل تو است!» (خصال صدوق، ابواب الثلاهًْ، ح ۹۳.
۳- «هنگامى که خداوند مؤمنى را روز قیامت محشور مى‏کند و از قبر برمى انگیزد یک مثال همراه او از قبر بیرون مى‏آید و جلو او مانند راهنما حرکت مى‏کند، هرگاه به چیزى که موجب هول و هراس مى‏شود برسد مى‏گوید نگران نباش و نترس، بشارت باد تو را به اینکه خوشحال و مورد کرامت خدا هستى و در پیشگاه خداوند محاسبه بسیار آسانى دارى. دستور مى‏دهد به این شخص که روانه بهشت شود. آن مثال و شبه همین طور در جلوى او حرکت مى‏کند و به او مى‏گوید: خدا تو را بیامرزد! تو کیستى که این همه مایه سرور و خوشبختى من و راهنماى من شدى؟ مى‏گوید: من همان سرورى هستم که بر دل برادر مؤمن وارد کرده بودی و اکنون خداوند از همان سرور مرا آفریده است.» ( مصابیح الانوار ۴۷/۱۴۹:۲)
۴- ابو بصیر از امام باقر یا امام صادق(ع) روایت مى‏کند: «هنگامى که بنده مؤمن مى‏میرد همراه او در قبر شش صورت وارد مى‏شود که یک صورت از همه زیباتر است… صورتى در طرف راست، صورتى در طرف چپ، صورتى در پیش رو و دیگرى در پشت سر و دیگرى در پایین پا و آن صورتى که از همه زیباتر است بالاى سر او قرار مى‏گیرد. و هر گاه عذابى از سمت راست آید صورت سمت راست مانع مى‏شود و همچنین از پنج جهت دیگر. صورتى که از همه زیباتر است خطاب به بقیه کرده و مى‏گوید: شما کیستید؟ خدا جزاى خیرتان دهد؟ صورت طرف راست مى‏گوید: من نمازم، و آن که دست چپ است مى‏گوید: من زکاتم، و آن که پیش او است مى‏گوید: روزه‏ام، و آن که پشت سر است مى‏گوید: حج و عمره‏ام، و آن که پایین پا است مى‏گوید: من نیکى هایى هستم که نسبت به برادرانت کردى. سپس آنها به آن صورت زیبا مى‏گویند: تو کیستى که از همه زیباترى؟ مى‏گوید: «أنا الولایه لآل محمد(ص)»، «من ولایت آل محمدم.» (بحار الانوار ۵۰/۲۳۵)
۵- از رسول خدا(ص) روایت شده است که فرمود: «هنگامى که مؤمن از قبرش خارج مى‏شود عمل او به صورت زیبایى در برابر او ظاهر مى‏شود و مى‏گوید: تو کیستى؟ به خدا سوگند من تو را شخصى صادقى مى‏بینم. او در جوابش مى‏گوید: من عمل تو هستم و او براى مؤمن نور و روشنایى و راهنما به سوى بهشت است.» (کنزالعمال ج۱۴ص ۳۸۹۶۳)
۶- از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: «هنگامى که میت در قبر گذارده مى‏شود، شخصى در برابر او آشکار و مجسم مى‏شود و به او مى‏گوید: اى انسان! ما سه چیز بودیم: یکى رزق تو بود که با پایان عمرت قطع شد و دیگرى خانواده‏ات بود که تو را گذاشتند و رفتند و من عمل تو هستم که با تو مانده‏ام، ولى من از هر سه براى تو کم ارزش‏تر بودم.» (فروع کافی، ج ۳ ، ص ۲۴۰ )
۷- در روایتى از پیامبر اکرم(ص) آمده است: «هنگامى که من به معراج رفتم وارد بهشت شدم. بهشت زمین هموارى بود فرشتگانی دیدم که مشغول ساختمان بودند و گاهى از احداث ساختمان دست نگه مى‏داشتند. از آنها فلسفه این کار را سؤال کردم، گفتند: مصالح ما تمام مى‏شود و منتظر مصالح هستیم، گفتم: مصالح ساختمانى شما چیست؟ گفتند: تسبیحات اربعه (سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اکبر). (وسایل الشیعه ، ج ۱۰، ص ۱۸۹)
۸- امام باقر(ع) طى حدیثى از رسول خدا(ص) نقل مى‏کند که آن حضرت فرمود:«هر کس یک «سبحان الله» بگوید خداوند برایش در بهشت یک درخت غرس مى‏کند و هر کس «الحمدلله» بگوید خداوند یک درخت برایش در بهشت مى‏کارد و هر کس «لا اله الا الله» بگوید خداوند یک درخت برایش در بهشت غرس مى‏کند و هر کس
«الله اکبر» بگوید خداوند نیز یک درخت در بهشت غرس مى‏کند. شخصى از قریش از رسول گرامى اسلام(ص) پرسید: بنابراین، ما باید در بهشت درختان زیادى داشته باشیم! حضرت فرمود: بله، ولکن مبادا آتشى بفرستید و تمام این درخت‏هاى غرس شده را بسوزانید. و این کلام خداوند عزو جل است که مى‏فرماید: اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از خداوند و رسولش اطاعت کنید و اعمالتان را باطل نکنید.» (وسائل الشیعه ج ۵، ص ۱۸۶.

توضیح در مورد “شاهدان” و “میزان” روز قیامت (یاد مرگ)

در قرآن داریم : روزی که شاهدان گواهی می دهند و بپا می خیرند. از این آیه مشخص می شود که شاهدان متعدد هستند .علاوه بر خداوند که اولین و اصلی ترین شاهد ما در دنیا و گواه در قیامت است ، شاهدان دیگری هم هستند.

در قرآن داریم که خدا بر هر چیزی شاهد است و بر اعماق وجود ما احاطه دارد. ناظر و شاهد بودن خداوند در این عالم از باب بربوبیت خدا است . شاهد بودن خدا در دنیا شبیه به مراقبت یک پرستار از بیمار یا مراقبت یک پدر و مادر دلسوز از فرزندش است.

پس نگاه خداوند نگاه امداد و تربیت است که موجب رشد است نه نگاه یک پلیس یا مراقب که می خواهد مچ بگیرد . البته خداوند شخصی را که تخلف می کند می بیند ولی اصل نگاه خدا برای تربیت و ربوبیت است .

اگر انسان به این توجه داشته باشد خجالت می کشد که در مقابل خدای مهربان گناه بکند.

طلبه ای که درسش تمام شده بود و می خواست به ایران برگردد ، یکی از علما به او گفت که این آیه را زیاد بخوان که می فرماید: آیا نمی دانی که خدا تو را می بیند ؟ این آیه باید تکرار بشود تا در جان انسان بنشیند.

حضرت امیرالمومنین می فرماید : بپرهیزید از اینکه در خلوت معصیت کنید زیرا کسی شما را نگاه می کند که خودش (حاکم) در قیامت شاهد است. از طرفی انسان باید خوشحال باشد که تحت نظارت چنین چشمانی است.

آیت الله اراکی می فرمودند: سالها قبل دخترم که بسیار متدین است می خواست تنها به حج مشرف بشود و می ترسید . ایشان به من گفت که من چکار کنم و من به او گفتم که در آنجا شما میهمان خدا هستی و ذکر یا حفیظ یا علیم را زیاد بگو. وقتی دخترم برگشت به من گفت که من وقتی سیل جمعیت را در طواف دیدم وحشت کردم و در گوشه ای از مسجد الحرام نشستم و ذکر یا حفیظ یا علیم را گفتم .

یک دفعه دیدم که تعدادی دور یک نفر حلقه زده اند و ایشان امام زمان (عج) بودند. من هم وارد آن حلقه شدم. من عبای حضرت را گرفتم و هفت مرتبه طواف کردم . در طول این هفت دور یک تنه به من نخورد. در انتهای طواف حضرت را ندیدم. دختر آیت الله اراکی از حفاظت خدا استفاده کرد. پس شاهد بودن خدا برای امداد رسانی است .

حالا اگر خدا شاهد است پس چرا شهود دیگری هم هستند؟ این جنبه ی تربیتی دارد . یک دسته از شهود ملائکه هستند و ناظر اعمال بد و خوب ما هستند.

از امام صادق (ع) سوال شد که چرا بجز خدا ملائک هم شاهد هستند. امام فرمود :وقتی کسی بداند که چشم های متعددی او را می بیند بیشتر از خودش محافظت می کند.

 

در جای خلوتی که ما فکر می کنیم کسی ما را نمی بیند دهها و صدها چشم ما را نگاه می کند.

شخصی نزد امام حسین (ع) آمد و گفت که من اراده ی ضعیفی دارم و اهل گناه هستم .شما به من نصیحتی بکنید. امام فرمود: پنج کار را بکن و هر گناهی خواستی انجام بده: از رزق خدا استفاده نکن ،از حکومت و ولایت خدا بیرون برو،جای خلوتی پیدا کن که خدا تو را نبیند ،وقتی ملک الموت آمد او را از خودت دفع کن یعنی این قدرت را داشته باش و وقتی ملک جهنم (مالک) خواست تو را وارد دوزخ بکند بگو که من به دوزخ نمی روم و قدرت مقاومت داشته باش.

در مورد مناجات شعبانیه داریم که همه ی ائمه این مناجات را می خواندند و بر آن مداومت داشتند .یکی از فرازهای این دعا می فرماید : خدایا گناهانی را از من در دنیا پوشاندی در حالی که من محتاج تر هستم که در آخرت کسی آنها را نبیند ، خدایا من را در مقابل بینندگان آخرت رسوا نکن .

ما باید از خدا بخواهیم که ستاریت خداوند در آخرت هم شامل حال ما بشود. شاهد بعدی انبیاء هستند .

در قرآن داریم : ما از هر امتی یک شاهد می آوریم . شاهد کسی است که در دنیا دیده است و از جزئیات اعمال خبر دارد و دارای عدالت است و آن را کم و زیاد نمی کند .این فرد، معصوم هر امت و پیامبر آن امت است. هر پیامبری شاهد و گواه بر اعمال امتش است حتی اگر از دنیا برود باز هم از برزخ ناظر بر اعمال امتش است.

در ادامه آیه می فرماید : و ای پیامبر، تو را شاهد بر همه ی آنها قرار می دهیم . حضرت علی (ع)می فرمایند: پیامبر شاهد بر همه ی شهدا ( انبیاء) است.

دسته ی بعدی شاهدان ائمه و معصومین هستند .

 

در سوره توبه آیه ۱۰۵ داریم: هر کاری می خواهید بکنید خدا ، رسول و مومنین اعمال شما را می بینند.

کدام مومن این قدرت را دارد که از زوایای قلب ما با خبر بشود و شهادت بدهد؟ اینها ائمه و معصومین هستند. فردی نزد امام رضا (ع) رسید و گفت که برای من و خانواده ام دعا کنید. امام فرمود : مگر ما شما را دعا نمی کنیم؟ و بعد امام آیه بالا را خواندند.

پس نظارت ائمه هم مثل نظارت خداست .ائمه مظهر رحمت خدا هستند و آنها ما را نگاه می کنند و برای ما دعا می کنند. ائمه و پیامبران در قیامت هم شفیع ما هستند. وای به حال کسانی که قرار است ائمه شفیع آنها بشوند ولی خصم آنها بشوند. پس ما باید مواظب باشیم که از این نگاه مهربان استفاده بکنیم نه سوءاستفاده .

دسته بعدی شهود، ملائکه هستند. در سوره ی ق آیه ۲۱ داریم: در محشر هر فردی فرشته ای در پشت دارد که او را به سمت دادگاه می برد و ملکی هم در جلو است که شاهد است. به این فرشتگان نویسندگان کریم می گویند زیرا آنها در نوشتن اعمال خیر ما عجله دارند و آنرا ده برابر ثبت می کنند. وقتی انسانی عمل شری انجام می دهد هر دو ملک محزون می شوند ولی ملک سمت چپ تا هفت ساعت گناه را نمی نویسد و بعد اگر توبه نکرد آن گناه ثبت می شود. این دو ملک تمام اعمال ما را می بینند.

یکی دیگر از شاهدان روز قیامت زمین است .در سوره ی زلزال داریم که زمین در روز قیامت چیزهای سنگینی که در خودش بوده است را بیرون می دهد و زمین رازهای خودش را برملا می کند . زمین خبر می دهد زیرا خداوند به او الهام کرده است . در فرهنگ دینی ما همه ی موجودات در عالم از کوچکترین ذرات تا بزرگترین اجرام دارای شعور و درک هستند .

در عالم تمام موجودات حی هستند و ذکر دارند. در قرآن داریم :هیچ چیزی نیست مگر اینکه در این عالم ذکر دارد ولی شما نمی فهمید.

مرحوم میرداماد فرمود که من ذکر عالم را شنیدم که همه ی عالم می گفتند: یا غنی ( بی نیاز ) و یا مغنی (بی نیازکننده) . یکی از شاگردان مرحوم آخوند کاشی می گفت که وقتی نیمه شب من از کنار حجره  استادم رد می شدم می شنیدم که درختان می گفتند: سبوح قدوس ملائکته و روح . وقتی نگاه کردم دیدم که استاد هم همین ذکر را در سجده می گوید. صبح آن روز ایشان فرمودند :اینکه شما ذکر عالم را شنیده اید تعجبی ندارد ، اینکه گوش شما باز شده است تعجب دارد.

یکی از معجزات پیامبر این بود که پیامبر مقداری سنگ ریزه برمی داشتند و این سنگ ریزه ها شروع به ذکر کردن می کردند. معجزه ی پیامبر ذکر گفتن سنگ ریزه ها نبود بلکه معجزه ی پیامبر این بود که گوش کسی که نمی توانست آن ذکر را بشنود باز می کردند .زمین کارهای خوب و بد شما را می بیند. داریم که نمازهای واجب را در یک جای منزل بخوانید یعنی مصلی داشته باشید ولی در مورد نمازهای مستحب امام صادق (ع) فرمودند که در جاهای مختلف منزل تان نماز بخوانید که در روز قیامت برای شما شهادت بدهند.

امام صادق (ع) می فرماید: وقتی شخصی گناهی مرتکب شده است بعد که توبه می کند خدا به زمین و جاهایی که او گناه کرده است دستور می دهد که آنها را بپوشانند و کتمان کنند. توبه حجابی برای تمام گناهان درست می کند.

رسول ترک که آزاد شده ی دست امام حسین (ع) بود، وقتی از محلی رد می شد وارد مسجد آنجا می شد و نماز می خواند و در هر قسمتی از مسجد دو رکعت نماز می خواند. یکی از رفقای او گفت که چرا تو در مسجد می چرخی ؟رسول ترک گریه اش گرفت و گفت که من زیاد گناه کرده ام و حالا باید آنقدر نماز بخوانم که زمین شهادت بدهد که من روی آن نماز خوانده ام.
خدا را به باب الحوائج قسم می دهیم که حاجات شرعیه ی همه ی مومنین را برآورده بفرماید .
شهود و گواهان روز قیامت متعدد هستند . تعدد این شهود جنبه ی تربیتی دارد از این جهت که باعث می شود ما بیشتر مراقب باشیم .وقتی ما می بینیم که چشم های بیشتری ما را نگاه می کند و مراقب ما است دقت مان روی اعمال مان بیشتر است و اگر ما بدانیم چشمهای نگران ،چشمهای مهربانی هستند که نگاه آنها نگاه رحمت و لطف است، احساس امنیت و امیدی هم می کنیم.

اصلی ترین شاهد وجود مقدس خداوند متعال است. او ناظر بر اعمال ما است و بر تمام اعمالی که بر شهود مخفی است آگاه است و خبر دارد و مراقب است .

در دعای کمیل داریم : خدایا همه ی گناهانی را که من انجام داده ام و کرام الکاتبین آنها را ثبت کره اند ببخش ، کرام الکاتبینی که شهود بر من هستند علاوه بر اعضا و جوارج ، خدایا تو بالای سر همه ی شهود، شاهد و مراقب من هستی ، تو شاهد اعمالی هستی که بر شهود دیگر مخفی است . اسرار و زوایایی است که بر شاهدان دیگر پنهان است .

مرحوم محمد مهدی نراقی در جامعه السعادات روایتی از پیامبر دارد : خدایا حساب امت من را طوری برس که هیچ کس اعمال آنها را نبیند، فقط من و تو آنها را ببینیم .خدا می فرماید : ای پیامبر اگر تو مهربان هستی من خالق مهربانی هستم و از تو مهربان تر هستم و اعمال آنها را به تو هم نشان نمی دهم و خودم آنها را محاسبه می کنم .

شاهد بعدی انبیاء هستند که در راس آنها پیامبر اسلام است، شاهدان بعدی ائمه هستند ، شاهدان بعدی ملائکه هستند که همان کرام الکاتبین هستند .اینها فرشتگانی هستند اعمال ما را ثبت می کند و مراقب ما هستند و برای ما امداد دعا هم دارند .

مرحوم تبریزی در کتاب اسرارالصلاة و المراقبات دارد : کرام الکاتبین در سحر مومن را برای نماز شب صدا می کنند اگر آنها بلند بشوند، آنها نورانیت و صفا پیدا می کنند والا کسل می شوند. بعضی صدای فرشتگان را می شوند که آنها را صدا می زنند .اگر شما صدای آنها را نشنیدی باز به آنها سلامی بکنید . ایشان با فرشتگان مراوده داشتند. ا

نسان باید طوری باشد که اگر پایش لغزید این فرشتگان برای او دعا کنند و او را نگه دارند . شاهد بعدی زمین و مکان ها هستند. زمین شعور دارد و اعمال ما را ثبت می کند و در روز قیامت خبرهایی که در دلش نگه داشته است را بیرون می ریزد . مستحب است که انسان حجرالاسود را ببوسد یا دست بکشد و اگر شلوغ است از دور برای آن دست تکان بدهد. در روز قیامت این سنگ شهادت می دهد.

پیامبر فرمود: دست و صورت تان را به حجرالاسود بکشید ، این به منزله ی دست خدا در روی زمین است که با انسانها بیعت می کند و دست می دهد مثل کسی که به خدا پناه برده است . و در روز قیامت شهادت می کند که این فرد تجدید بیعت کرد. گفته شده است که نمازهای مستحب را در مکان های مختلف بخوانید. مرحوم قاضی فرموده است که اگر حال نماز خواندن ندارید محل های عبادت تان را عوض کنید.

شاهدان روز قیامت علیه ما یا به نفع ما شهادت می دهند ؟
شاهدان هم می توانند به نفع ما و هم بر علیه ما شهادت بدهند، این بستگی به اعمال ما دارد که اگر انسان کار بد انجام بدهد آنها گواهی می دهند و این برای یک انسان تبهکار خجالت آور است و اگر انسان کار خوب انجام بدهد آنها گواهی می دهند و این گواهی ،برای مومن لذتی دارد . تعدد شهود برای فردی که دچار عذاب و گناه است باعث رسوایی است و نمی تواند اعمال خودش را کتمان کند .

در مورد شاهدان دیگر قیامت توضیحاتی بفرمایید .
زمان هم در روز قیامت جزو گواهان است . نیمه شعبان و شب جمعه و تمام ایام برای خودش شخصیتی دارد .امام صادق (ع) می فرماید :هیچ روزی بر انسان نمی گذرد مگر اینکه آنروز برای انسانها ندایی دارد :ای انسانها، من یک روز نویی هستم و شاهد هستم ، از من استفاده کن و اعمال خیر انجام بده. حتی شب جدید هم این ندا را دارد . حتی زمین علاوه بر زمان شعور و خطاب دارد .

پس هر روز و هر شب یک شخصیت و هویت جداگانه ای دارند .مثل انسانها که هر کدام با هم فرق می کنند. در هر روز که شما اعمالی انجام بدهید ، این روز بسته و مهر می شود. ما باید قدر هر روز را بدانیم . نه تنها هر روز برای خودش شخصیت جداگانه ای دارد و شاهد است بلکه هر ساعت هم برای خودش شخصیت جداگانه ای دارد. پس تعداد شاهدان زمین هم خیلی زیاد است .

شهود بعدی اعضا و جوارح است . در سوره یاسین آیه ۶۵ داریم : امروز که روز قیامت است بر دهان شان مهر می زنیم و دست و پاهای آنها شهادت می دهند.

این آیه مربوط به مشرکین است که در دنیا انسانهای دروغگویی بودند و دروغ ملکه ی آنها شده است و در روز قیامت وقتی آنها می خواهند حرف بزنند، باز هم دروغ می گویند. حتی آنها وقتی اعمال شان را می بینند باز قبول نمی کنند و وقتی ملائکه شهادت می دهند آنها می گویند که ملائک بنفع خدا شهادت می دهند و ما قبول نداریم .

در اینجا خدا به دهان آنها مهر می زند و دست و پای آنها شهادت می دهند. شهادت دادن دست به این صورت است که عمل را نشان می دهد و در واقع آن عمل بازسازی می شود. در اینجا دیگر جای انکار نیست .

مرحوم کوهستانی می فرمود: من طوری زندگی کرده ام که در روز قیامت اعضا و جوارج علیه من شهادت ندهند.

امام باقر (ع) در کتاب اصول کافی می فرماید : جوارح علیه مومن شهادت نمی دهد، بر کسی شهادت می دهد که عذاب بر او حتمی است، مومنی که اعمالش را بدست راستش می دهند با خوشحالی می رود. اعضا و جوارح به نفع مومن شهادت می دهند.

در کشف الاسرار داریم : مژه و چشم شهادت می دهند که این مومن چقدر گریه کرده است، خدا این مومن را می آمرزد و می فرماید که این آمرزیده بواسطه ی تار مو است. پس اعضا و جوارح بنفع مومن شهادت می دهند.

شاهد بعدی وجدان انسان است ،وجدانی که بیدار شده است شهادت می دهد. این وجدان ها دروغ نمی گویند.

شاهد بعدی تجسم خود اعمال است . یعنی اعمال خوب ما به شکل ملکوتی در می آید و تجسم پیدا می کنند.

شاهد بعدی قرآن است . قرآن شهادت می دهد که خدایا فلانی با من بود یا اینکه فلانی من را ترک کرد. در واقع این همان شکایت قرآن است .

علامه مجلسی در جلد هفت این روایت را آورده است : رفتارهایی که افراد با قرآن کرده اند، در قیامت شهادت داده می شود. بشرطی اعضا و جوارح ما در قیامت علیه ما شهادت نمی دهند که ما مومن باشیم و ایمان خودمان را با خودمان به قیامت ببریم .

اگر ما توبه بکنیم تمام اعمال بد ما بر همه ی شاهدان پوشانده می شود . و در توبه ی واقعی بدی ها به خوبی تبدیل می شود.

در مورد میزان روز قیامت توضیحاتی بفرمایید .
وقتی در دادگاه می خواهند اعمال ما را بررسی کند باید ملاک و میزانی باشد. مثلا وقتی شما می خواهید ببیند که خطی زیبا است یا خیر آنرا با کامل ترین و زیباترین خط می سنجید. وقتی شما می خواهید ببینید که دیواری صاف است آنرا با شاقول ارزیابی می کنید. میزان اعمال ما در قیامت حق و عدل است . یعنی اعمال ما را با حق می سنجند که آیا عمل ما حق بوده است یا باطل .

در آیه ی دیگر داریم که عمل ما را با عدالت می سنجند.  در آیه ۸ سوره ی اعراف داریم: میزان در آن روز حق است و اعمال ما را با حق می سنجند و آیه ۴۷ سوره انبیا داریم : میزان های عدل را می گسترانیم و اعمال را با آن می سنجیم و به هیچ کس ظلم نمی شود.

امام صادق (ع) می فرماید : پیامبر و جانشینان مصداق حق و عدل هستند که در راس آنها چهارده معصوم است .آنها مصداق کامل عدالت و حقانیت هستند . نماز ما را با نماز آنها می سنجند . پس آنها موازین هستند. در این صورت اعمال ما خیلی با اعمال ائمه فاصله دارد و این نگران کننده است.

اگر کسی می خواهد به میزان حق نزدیک باشد باید دو کار انجام بدهد و اینها میانبُر هستند:

خوش اخلاقی و صلوات بر محمد و آل محمد 

پیامبر فرمود : چیزی مثل خوش اخلاقی ترازوی عمل را سنگین نمی کند. انسان خوش اخلاق در دنیا اعتبار دارد و انسان بد اخلاق پوک است و ظاهری دارد و درون مایه ندارد.

مرحوم میرزا جواد آقای تهرانی مجسمه ی اخلاق بودند. ایشان وقتی فردی پیش او می آمد تمام قد بلند می شد و اگر فردی به ایشان می گفت که مرا موعظه کنید ، ایشان می فرموند که اول شما مرا موعظه کنید. روزی فردی به زور دست ایشان را بوسید. ایشان از اتاق بیرون رفتند و در بازگشت فرمودند که شما اهل علم هستید که دست مرا بوسیدید ، من هم کفش شما را بوسیدم .

روزی ایشان وقتی داشت با شاگردش بحث می کرد صدایش بالا رفت و این شاگرد از سادات بود. بعد از درس ایشان می خواستند دست او را ببوسند. روزی ایشان دیر به منزل آمده بود و تا صبح پشت در نشسته بود زیرا می فرمود که اگر من زنگ بزنم حق بچه ها ضایع می شود. یکی از شاگردانش که سادات بود می گفت که من دو ساعت ایشان را سرپا نگه داشتم تا از ایشان سوال کنم . من بخاطر این معطلی از ایشان معذرت خواهی کردم .ایشان فرمودند که در روز قیامت وقتی من را به طرف جهنم می برند به مادرت زهرا بگو که شفاعت من را بکند.

امام صادق (ع) می فرماید : در نامه ی عمل چیزی سنگین تر از صلوات نیست .

وقتی عمل انسان را وزن می کنند و عمل انسان سبک است، در اینجا صلوات ها به کمک انسان می آید و میزان را سنگین می کند.

صلوات نزدیک شدن به سمت اهل بیت است و کم کردن فاصله با اهل بیت است. ظاهر صلوات همان ذکر است و باطن آن انجام دادن خواسته ی ائمه است . صلوات ظاهری و باطنی هر دو انسان را به ائمه نزدیک می کند.

از خداوند می خواهیم که ما در هیچ کدام از مواقف قیامت توقف نداشته باشیم و شفای همه بیماران و گم شدگان را از خداوند خواستاریم.


” مباحث یاد مرگ – حجت الاسلام عالی – برنامه سمت خدا – http://samtekhoda.tv3.ir ”

شاهدان اعمال در روز قیامت

۱۳:۴۳ – ۱۳۹۳/۰۱/۱۵

چکیده: از قرآن و روایات استفاده می‌شود، در روز قیامت و در دادگاه عدل الهی، شش نفر بر اعمال آدمی گواهی خواهند داد و جای هیچ عذر و بهانه‌ای برای انسان باقی نخواهد ماند؛ آن شش دسته عبارتند از:

شاهدان روز قیامت

رهروان ولایت ـ از آیات قرآن استفاده می‌شود که چند دسته از افراد، گواهان روز قیامت خواهند بود؛ آنان شاهدانی هستند که در دنیا ناظر اعمال آدمی هستند و در آخرت نیز به نفع او یا بر علیه او، شهادت خواهند داد؛ این شاهدان و گواهان عبارتند از:

۱٫ خداوند متعال: نخستین شاهد بر کردارهای انسان، خداوند متعال است که چیزی بر او مخفی نماند؛ قرآن در این باره می‌فرماید: «قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ لِمَ تَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ شَهِیدٌ عَلى‏ ما تَعْمَلُونَ [آل عمران-۹۸]: بگو اى اهل کتاب! چرا به آیات خدا کفر می‌ورزید با آن‌که خدا گواه بر اعمال شماست». هم‌چنین در آیه‌ای دیگر فرمود: «إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهِیدٌ [حج-۱۷]: خداوند در میان آن‌ها روز قیامت داورى می‌کند و حق را از باطل جدا می‌سازد، خداوند بر هر چیز گواه است (و از همه چیز آگاه)».

۲٫ پیامبران الهی: قرآن به روشنی یادآور می‌شود که در روز قیامت پیامبر هر امّت، شاهد اعمال امّت خویش بوده و روز قیامت نیز گواه بر آنان است. قرآن در این باره می‌فرماید: «فَکَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلى‏ هؤُلاءِ شَهِیداً [نساء-۴۱]: حال آن‌ها چگونه است، آن روز که براى هر امتى گواهى بر اعمالشان می‌طلبیم و تو را گواه بر آنان قرار خواهیم داد». هم‌چنین در آیه‌ی دیگری فرمود: «وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ إِلاَّ لَیُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَکُونُ عَلَیْهِمْ شَهِیداً [نساء-۱۵۹]: و هیچ‌یک از اهل کتاب نیست، مگر این‌که به او قبل از مرگش ایمان می‌آورد؛ و حضرت عیسی(علیه‌السلام) روز قیامت گواه بر آن‌ها خواهد بود».

۳٫ فرشتگان الهی: گواهان دیگر، فرشتگانی هستند که همیشه همراه انسان بوده و در همه حال ناظر و نویسنده اعمال او هستند و در قیامت نیز با همان فرشتگان وارد محشر می‌شود؛ قرآن در این باره می‌فرماید: «وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهِیدٌ… وَ قالَ قَرِینُهُ هذا ما لَدَیَّ عَتِیدٌ [ق ۲۱ - ۲۳]: و هر انسانى وارد محشر می‌گردد در حالی‌که همراه او سوق دهنده و گواهى است…. فرشته هم‌نشین او می‌گوید این نامه اعمال او است که نزد من حاضر و آماده است».

۴٫ ائمه اطهار(علیهم‌السلام): قرآن می‌فرماید امّت اسلامی بر امّت‌های دیگر شاهد و گواه است؛ این‌جا قطعاً منظور کل امّت اسلامی نیست و برخی از آن مدّ نظر بوده چرا که همه مسلمانان لیاقت این شهادت را ندارند، پس بعض امّت و عده‌ی قلیلی مدّ نظر بوده است؛ قرآن در این رابطه می‌فرماید: « وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُمْ أُمَّةً وَسَطاً لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً [بقره-۱۴۳]: همان‌گونه شما را نیز امت میانه‏‌اى قرار دادیم (که در حد اعتدال که میان افراط و تفریط هستید) تا گواه بر مردم باشید و پیامبر هم گواه بر شما». اگر به روایاتی که ذیل این آیه آمده رجوع کنیم، اهلبیت(علیهم‌السلام) فرموده‌اند: منظور از این آیه ما هستیم، یعنی منظور ائمه اطهار(علیهم‌السلام) است.[۱]

۵٫ زمین و مکان انجام عمل: یکی دیگر از گواهان روز قیامت مکانی است که در آن عمل انجام می‌شود؛ قرآن در این رابطه می‌فرماید: «یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها، بِأَنَّ رَبَّکَ أَوْحى‏ لَها [زلزال- ۴و۵]: در آن روز زمین تمام خبرهاى خود را بازگو می‌کند، چرا که پروردگارت به او وحى کرده است». هم‌چنین در روایتی نقل شده است امام صادق(علیه‌السلام) در پاسخ پرسش کسی که سوال کرد: آیا نمازهای نافله را در یک جا انجام دهد یا در جاه‌های مختلف؟ فرمودند: «در جاه‌های مختلف، تا همه این مکان‌ها در روز رستاخیز به نفع تو گواهی دهند».[۲]

۶٫ اعضا و جوارح آدمی: از شگفتی‌های روز رستاخیز این است که اعضا و جوارح مجرم بر گناه او گواهی می‌دهند و با این گواهی، دیگر جای هیچ شک و تردیدی برای خود مجرم باقی نمی‌ماند. قرآن در این رابطه می‌فرماید: «یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدِیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَعْمَلُونَ [نور-۲۴]: روزی که زبان‌ها و دست‌ها و پاهایشان بر ضد آن‌ها به اعمالى که مرتکب می‌شدند گواهى می‌دهد». هم‌چنین در آیه‌ی دیگری فرمود: «الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلى‏ أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدِیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ [یس-۶۵]: امروز بر دهان آن‌ها مهر می‌زنیم، و دست‌هایشان با ما سخن می‌گوید و پاهایشان کارهایى را که انجام می‌دادند، شهادت می‌دهد».[۳]

در نتیجه: از قرآن و روایات استفاده می‌شود، در روز قیامت و در دادگاه عدل الهی، شش نفر بر اعمال آدمی گواهی خواهند داد و جای هیچ عذر و بهانه‌ای برای انسان باقی نخواهد ماند؛ آن شش دسته عبارتند از: ۱٫ خداوند متعال؛ ۲٫ پیامبران الهی؛ ۳٫ فرشتگان الهی؛ ۴٫ ائمه اطهار(علیهم‌السلام)؛ ۵٫ زمین؛ ۶٫ اعضا و جوارح انسان.

———————-

پی‌نوشت

[۱]. کافی، ج۱، ۱۴۶٫
[۲]. بحار الانوار، ج۷، باب ۱۶، حدیث ۱۵٫
[۳]. بر گرفته از کتاب عقاید استدلالی، علی ربانی گلپایگانی، ج۲، ص۲۷۴-۲۹۰٫

 


2 + پنج =