خانه > مقالات, موضوعات قرآنی > یاری کردن دین

یاری کردن دین

خداوند می فرماید: مرا یاری کنید تا شما را یاری کنم. چگونه می شود به خدا یاری رساند و خداوند چگونه به ما یاری می رساند؟
یاری خدایاری خداوندپرسش و پاسخ دینیپرسمان

خداوند متعال، در همه صفات کمالی و جمالی، نامحدود و بی نهایت است. او قدیر مطلق و علیم مطلق و بصیر و سمیع و … مطلق است. با توجه به این مطلب که در جای خود کاملا روشن و واضح است و ادله و براهین متعددی بر آن اقامه شده است، معنای یاری کردن خداوند و نصرت پروردگار، دارای معنای مناسب و خاص خود است زیرا او که قدرت مطلق و بی نیاز علی الاطلاق است و هیچ نیاز و نقصان و حاجتی ندارد تا از کسی یاری و کمک بطلبد. پس معنای یاری کردن خداوند، یاری کردن آیین و پیامبر و شریعت و تعلیمات او است و به همین خاطر در برخی دیگر از آیات قرآن، یاری کردن خدا و رسولش در کنار یکدیگر قرار داده شده است. در آیه ۸ از سوره حشر می خوانیم: « وَ یَنْصُرُونَ اللّهَ وَ رَسُولَهُ أُولئِکَ هُمُ الصّادِقُونَ»؛ با اینکه قدرت خداوند بی پایان است و قدرت مخلوقات در برابر او بسیار ناچیز ولی باز تعبیر به یاری کردن خداوند می کند تا اهمیت مسأله جهاد و دفاع از آیین حق را روشن سازد و تعبیری از این با عظمت تر برای این موضوع پیدا نمی شود در واقع این کمک و یاری کردن، یاری کردن خود و کمک به خود است نه به خداوند، زیرا یاری کردن دین خدا و پیامبر او و شریعت او و بر پاداشتن دین الهی و حفظ شکوه و عظمت دین، ضامن سعادت و نجات و بهره ورزی انسان است، چون دین الهی برای تأمین سعادت دنیا و آخرت انسان است و برای خداوند هیچ نفع و سودی دربر ندارد، پس نتیجه یاری کردن خدا که همان یاری کردن دین و آیین الهی است، یاری کردن خود و کمک به تأمین سعادت و کمال خود است.
اما ببینیم وعده‏اى را که خداوند در برابر دفاع از آئینش به مجاهدان
داده چیست؟ نخست: مى‏گوید: شما را یارى مى‏کند اما از کدام طریق؟
از طریق بسیار، در قلب شما نور ایمان و در روح شما تقوا، در اراده شما قدرت، در فکر شما آرامش مى‏افکند.
از سوى دیگر فرشتگان را به یارى شما مى‏فرستد، حوادث را به نفع شما تغییر مسیر مى‏دهد، قلوب مردم را به شما متمایل مى‏کند، سخنانتان را نافذ، فعالیتهایتان را پر ثمر مى‏سازد، آرى یارى خدا جسم و جان و درون و برون را احاطه مى‏کند.
اما در میان تمام اشکال یارى کردن روى مساله ثبات قدم تاکید مى‏کند، چرا که ایستادگى در برابر دشمن مهمترین رمز پیروزى است، و برندگان جنگها آنها هستند که ثبات و استقامت بیشترى نشان مى‏دهند.
و لذا در داستان پیکار طالوت، فرمانده بزرگ بنى اسرائیل، با جالوت آن زمامدار ستمگر و خونخوار و قوى پنجه، مى‏خوانیم: مؤمنان اندکى که با او بودند به هنگامى که در برابر انبوه دشمن قرار گرفتند چنین گفتند:
رَبَّنا أَفْرِغْ عَلَیْنا صَبْراً وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا وَ انْصُرْنا عَلَى الْقَوْمِ الْکافِرِینَ:
پروردگارا! صبر و استقامت را بر ما بریز و گامهاى ما را استوار دار و در برابر قوم کافر یارى فرما.
و در آیه بعد از آن مى‏خوانیم: فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللَّهِ، یاران طالوت لشکر نیرومند جالوت را به فرمان خدا شکست دادند.
آرى نتیجه ثبات قدم پیروزى بر دشمن است‏ .
تفسیر نمونه، ج‏۲۱، ص: ۴۲۶

برگرفته از پرسمان

امدادهای غیبی در چه صورتی به کمک انسان می آید؟

امداد غیبی به معنای کمک هایی است که از غیب و از ناحیه خدا برای انسان اتفاق می افتد. تعبیر امداد غیبی در قرآن بکار نرفته است ، اما آیات متعددی به مصادیق امدادهای غیبی الهی اشاره کرده و شرایط برخورداری انسان از آن را بیان کرده است. گرچه مضمون بعضی آیات این است که خداوند به هرکس بخواهد یاری می دهد: «وَاللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشَاءُ»[۱] اما با توجه به اینکه خواست خدا حکیمانه است ،ضوابط و شرایطی برای برخورداری از کمک های ویژه الهی وجود دارد، چنانکه قرآن به طور آشکار شرایطی را برای آن آورده است. شاید بتوان حدود ۲۰ شرط برای امدادهای غیبی بر شمرد که مهم ترین آنها بدین شرح است:
۱٫ایمان: نخستین شرط برخورداری از امدادهای الهی ایمان است. در چند جای قرآن وقتی از یاری و دستگیری خدا و نجات بخشی او سخن او رفته مومنان را مشمول این لطف خاص دانسته است: « وَکَانَ حَقًّا عَلَیْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ»[۲] این وعده ای به نوع مومنان است. خداوند در آیات مختلف ایمان را شرط برخورداری از برخی امدادها می داند، از جمله: آرامش بخشی، گشایش رحمت ها و برکات الهی، تقویت و تایید با روحی از جانب خدا، القای محبت شخص در دل دیگران، کمک رسانی با سپاهی نامرئی، محکم شدن دل، و بشارت دادن.
۲٫ تقوا و پارسایی:« وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا*وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ»[۳] در صورت برخورداری از تقوای الهی، انسان مشمول برخی امدادها می شود، مانند: فروفرستادن فرشتگان در جنگ، جاری ساختن حکمت بر دل، قدرت تمیز حق از باطل، خارج کردن انسان از تنگناهای دنیوی و اخروی، بشارت های فرشتگان و بالاخره توفیق یابی در انجام نیکی ها. در آیه ۱۲۵ سوره آل عمران که مربوط به جنگ احد است، شرطهایی را برای امداد الهی ذکر کرده که از جمله آنها پارسایی است:« بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَیَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ مُسَوِّمِینَ»[۴] اما چون این شرط ها محقق نشد، امداد غیبی خدا به ۵۰۰۰ فرشته نیز شامل حال مسلمانان نگشت.
۳٫پایداری: مدد غیبی در قالب فرو آمدن ۵۰۰۰ فرشته که در آیه ۱۲۵ آل عمران آمده، مشروط به اموری از جمله صبر و پایداری است. دو آیه دیگر نیز استقامت شرط برخورداری از امدادهای غیبی ذکر شده است:
«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ»[۵]
«وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا»[۶]
۴٫ جهاد: تلاش و کوششی که انسان را به زحمت زیاد اندازد، راه رسیدن به هدایت الهی است: «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»[۷] جهاد شامل مبارزه با دشمنان حق در میدان کارزار، جنگ با هوا و هوس در میدان جهاد با نفس، و جهاد و تلاش در راه کسب علم و معرفت می شود. بدون شک مجاهدان در این عرصه ها مشمول امدادهای غیبی در لباس هدایت بخشی خواهند شد.
۵٫ مخلَص بودن: قرآن کریم نجات یوسف از دام گناه خطرناکی که همسر عزیز مصر برایش گسترده بود ، در سایه برگزیدگی می داند: «کَذَلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَالْفَحْشَاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُخْلَصِینَ»[۸] و این نشانه آن است که خداوند بندگان خالص شده خویش را در این بحران ها تنها نمی گذارد، بلکه با امدادهای غیبی نجات می دهد، عبارت اخیر آیه در مقام تعلیل برای این مدد الهی است.[۹]
۶٫ دفاع از دین: دفاع از دین از امور مهم در دریافت و کمک و امداد الهی به شمار می آید و هرکسی برای یاری دین خدا تلاش کند، خداوند نیز او را یاری می کند تا به نتیجه برسد. در آیه شریفه سوره حج به نقش دفاع از دین اشاره شده است: «الَّذینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثیراً وَ لَیَنْصُرَنَ‏ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ»[۱۰] علامه طباطبایی ذیل این بخش از آیه « وَ لَیَنْصُرَنَ‏ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ » می فرماید: در این بخش سوگند و تاکید فراوانی است بر یاری رسانی و امداد الهی نسبت به کسانی که با مبارزه از دین خدا حمایت می کنند.
۷٫استغاثه و نصرت طلبی از خداوند: استغاثه که عبارت از یاری طلبی و نصرت خواهی است، یکی از مفاهیم مورد توصیه قرآن کریم به بندگان مومن می باشد. این مددخواهی و تقاضای کمک در قرآن از زبان برخی از پیامبران و بزرگان مانند نوح(ع)، لوط(ع)، طالوت و یارانش، رسول اکرم(ص) و مومنان نقل شده است. به عنوان مثال در آیه ۹ سوره انفال از زبان پیامبر(ص) و مومنان می فرماید: « إِذْ تَسْتَغِیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجَابَ لَکُمْ أَنِّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلَائِکَةِ مُرْدِفِینَ»[۱۱] این آیه به جنگ بدر اشاره دارد که هنگامی که مومنان سپاه دشمن را دیدند دلهایشان لرزید و از خدا طلب یاری و کمک کردند؛ خداوند نیز آنها را اجابت کرد و هزاران فرشته را به یاری ایشان فرستاد.
۸٫ توبه و استغفار: گرچه برخورداری از نعمت های مادی دنیا، مرهون اسباب و علل مادی است، اما به طور قطع عوامل معنوی نیز در آن نقش موثری خواهد داشت. نزول باران، بهره مندی از امکانات مادی دنیا و فرزند دار شدن همه از نعمت هایی است که در کنار علل مادی، دارای علل معنوی نیز هستند که از جمله آنها توبه و استغفار است: « فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا* یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا* وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَارًا»[۱۲]
۹٫ احسان و نیکی: خداوند در آیه ۶۹ سوره عنکبوت می فرماید: «…وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِینَ»[۱۳] بهره مندی نیکوکاران از امداد الهی از واژه «مع» بدست می آید؛ چرا که معیت خداوند با محسنین به امدادالهی تفسیر شده است. طبرسی در این باره می گوید: همراهی خدا با محسنین، به این معنا است که خداوند نصرت و امداد خود را دردنیا همراه آنان ساخته  و در آخرت نیز از پاداش و مغفرت بهره مندشان می کند. علامه طباطبایی نیز معیت را به معنای یاری و کمک دانسته است.[۱۴]
بنابراین باید دانست که امدادهای غیبی از جانب خداوند بصورت رایگان نیست، چنین نیست که انسان در خانه اش بنشیند و منتظر باشد دستی از غیب برون آید و کاری بکند؛ چنین انتظاراتی برخلاف ناموس آفرینش است. بلکه می توان با کسب شرایط آن خود را مشمول مدد الهی کرد. اگر زندگی انسان مقرون به حق جویی و حقیقت خواهی و اخلاص و عمل  و کوشش باشد مورد حمایت حقیقت قرار می گیرد و از راه هایی که برای ما مجهول است دست غیبی ما را تحت عنایت خود قرار می دهد. علاوه بر اینکه این امر یک امر ایمانی است، یک حقیقت تجربی و آزمایشی نیز هست. یعنی هر کسی لازم است در عمر خویش این اعمال را انجام دهد تا اثر لطف و عنایت پروردگار را در زندگی خود ببیند.[۱۵]
پی نوشت:
[۱] . و خداوند، هر کس را بخواهد (و شایسته بداند)، با یاری خود، تایید می ‏کند. آل عمران،۱۳
[۲] . و همواره یاری مؤ منان حقی است بر ما. روم،۴۷
[۳] . و هر کس تقوای الهی پیشه کند خداوند راه نجاتی برای او فراهم می‏ کند. و او را از جائی که گمان ندارد روزی می ‏دهد. طلاق۲-۳
[۴] . آری (امروز هم) اگر استقامت و تقوا پیشه کنید – و دشمن به همین زودی به سراغ شما بیاید – خداوند شما را به پنجهزار نفر از فرشتگان که نشانه‏ های مخصوصی دارند مدد خواهد داد. آل عمران،۱۲۵
[۵] . کسانی که گفتند پروردگار ما خداوند یگانه است سپس استقامت کردند، فرشتگان بر آنها نازل می‏شوند که نترسید و غمگین مباشید، و بشارت باد بر شما به آن بهشت…فصلت،۳۰
[۶] . و اگر آنها (جن و انس) بر طریقه (ایمان) استقامت ورزند ما آنها را با آب فراوان سیراب می ‏کنیم. جن،۱۶
[۷] . و آنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند قطعا هدایتشان خواهیم کرد. عنکبوت،۶۹
[۸] . اینچنین کردیم تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم چرا که او از بندگان مخلص ما بود. یوسف،۲۴
[۹] .دائره المعارف قرآن کریم، مرکز فرهنگ قرآن، بوستان کتاب، ۱۳۸۲، ج۴،ص۳۲۱-۳۲۳
[۱۰] . همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه مى‏گفتند: «پروردگار ما، خداى یکتاست!» و اگر خداوند بعضى از مردم را بوسیله بعضى دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‏ ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدى که نام خدا در آن بسیار برده مى ‏شود، ویران مى‏ گردد! و خداوند کسانى را که یارى او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یارى مى‏ کند. حج،۴۰
[۱۱] . (به خاطر بیاورید) زمانی را (که‏ از شدت ناراحتی در میدان بدر) از پروردگارتان تقاضای کمک می ‏کردید و او تقاضای شما را پذیرفت (و گفت) من شما را با یک هزار از فرشتگان که پشت سر هم فرود می ‏آیند یاری می ‏کنم. انفال،۹
[۱۲] . به آنها گفتم از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است. تا باران های پر برکت آسمان را پی درپی بر شما فرستد، و شما را با اموال و فرزندان فراوان امداد کند، و باغ های سر سبز و نهرهای جاری در اختیارتان قرار دهد. نوح،۱۰-۱۲
[۱۳] . و خدا با نیکوکاران است. عنکبوت،۶۹
[۱۴] .امدادهای الهی و شرایط بهره مندی از آن در قرآن، یحیی حیدری، ولی الله نقی پورفر، ۱۳۸۴،ص۲۲۶-۲۴۶
[۱۵] . امدادهای غیبی در زندگی بشر، مرتضی مطهری، صدرا، ۱۳تهران،۱۳۹۰،ص۷۱ و ۷۵

در مشکلات از چه آیه‌ای کمک می‌گیرید؟

 


 

همه ما روزانه با مشکلات فراوانی دست و پنجه نرم می کنیم و برای اینکه مشکلمون حل بشه دست به کارهای مختلفی میزنیم که یکی از اون کارها اینه که یکی از امامان را صدا می زنیم و گاهی هم یک آیه از قرآن می خونیم .

 


 

سختی

 

یکی از آیاتی که در سختی ها و مشکلات در بین مردم و در مجالس و محافل از شهرت زیادی برخورداره این آیه است که می فرماید:

(أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکْشِفُ السُّوءَ وَیَجْعَلُکُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ مَّعَ اللَّهِ قَلِیلًا مَّا تَذَکَّرُونَ : یا [کیست‏] آن کس که درمانده را- چون وى را بخواند- اجابت مى‏کند، و گرفتارى را برطرف مى‏گرداند، و شما را جانشینان این زمین قرار مى‏دهد؟ آیا معبودى با خداست؟ چه کم پند مى‏پذیرید.)(النمل : ۶۲)

معمولا دیده میشه کسانی که حاجتی دارند و یا در سختی و مشکلات دست و پنجه نرم می کنند ، به این آیه متوسل می شوند که با توجه به کلمه مضطر در آیه به یکی از شرط های استجابت دعا هم اشاره شده است که ؛

دعای کسی به اجابت می رسد که چشم از عالم اسباب به کلى برگیرد و تمام قلب و روحش را در اختیار خدا قرار دهد، همه چیز را از آن او بداند و حل هر مشکلى را به دست او ببیند، و این درک و دید، در حال اضطرار دست مى دهد.

 

توبه و استغفار ؛ حلّال مشکلات است

یکی دیگر از آیاتی که به ما کمک می کند که با عملی کردن آن در زندگی از بسیاری از مشکلات رهایی پیدا کنیم این آیه شریفه است:

وَیَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّمَاء عَلَیْکُم مِّدْرَارًا وَیَزِدْکُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِکُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِینَ : «و اى قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به درگاه او توبه کنید [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نیرویى بر نیروى شما بیفزاید، و تبهکارانه روى بر مگردانید.»( هود : ۵۲)

این آیه شریفه روی گردانی از خداوند و همچنین گناه و معصیت را رمز گرفتار شدن انسان در مشکلات بیان می کند و در مقابل، استغفار و توبه از گناهان را سبب جلب نعمت و بهره مندی انسان از رحمت خداوند متعال معرفی می کند .

این آیه با مضامین متعدد بارها و بارها در آیات الهی تکرار شده است و نشان از اهمیت استغفار و توبه برای رهایی از مشکلات دارد.

توکل تضمین الهی برای کسی است که همیشه‏ حامی و پشتیبان حق است. قرآن کریم می‏ گوید از پیمودن راه حق نترسید و به خدا توکل کنید، از نیروی باطل نترسید و به خدا توکل کنید

به خدا توکل کن

توی هر کاری که می خواهد انجام دهد، به خدا توکل می کند … آنچنان که گویی هیچ کس دیگری در عالم ندارد … نه دوستی و نه آشنایی … نه خانواده ای و اقوامی که کمکش کنند، دستش را به یاری بگیرند، اگر جایی درمانده شد، به کمکش بشتابند … وقتی همین ها را از او می پرسم، لبخندی بر لبانش نقش می بندد و می گوید: جوان مگر نمی دانی همین دوست و آشناها، خانواده و اقوام و … هم بخواهند کمکی به من بکنند باید خدا کمکشان کند؟ … کمی فکر کن … می بینم راست می گوید … درست که دوست و آشنا و خانواده و اقوام هستند، اما مگر نه اینکه همه شان بنده های خدا هستند؛ مگر نه اینکه خودشان محتاج کمک خدایند؛ مگر نه اینکه خدا نخواهد نمی توانند قدم از قدمی بردارند … پس … الهی به امید خودت و نه بنده هایت …

چگونه به خدا توکل کنیم؟

توکل تضمین الهی برای کسی است که همیشه‏ حامی و پشتیبان حق است. قرآن کریم می‏ گوید از پیمودن راه حق نترسید و به خدا توکل کنید، از نیروی باطل نترسید و به خدا توکل کنید.

قرآن همه پیغمبرانی که بعد از نوح آمده‏ اند، را مثال می آورد که آنها به مردمی که با آنها مخالفت می ‏کردند و سد راه آنها می ‏شدند، می‏گفتند: «وَمَا لَنَا أَلاَّ نَتَوَکَّلَ عَلَى اللّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَیْتُمُونَا وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ»( ابراهیم: ۱۲) ؛ «و چرا بر خدا توکل نکنیم و حال آنکه ما را به راه‏هایمان رهبرى کرده است؟ و البته ما بر آزارى که به ما رساندید شکیبایى خواهیم کرد، و توکل کنندگان باید تنها بر خدا توکل کنند.» این آیه در کمال صراحت، توکل را به صورت یک امر مثبت ذکر می ‏کند.

خداوند در آیه دیگری می ‏فرماید: «فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ »( آل عمران: ۱۵۹ )؛ «و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن.»

قرآن نشستن و دست روی دست گذاشتن را نهی می کند و می‏ فرماید کار خود را بکن و به خدا توکل کن.

یکی از شرط های استجابت دعا هم اشاره شده است که دعای کسی به اجابت می رسد که چشم از عالم اسباب به کلى برگیرد و تمام قلب و روحش را در اختیار خدا قرار دهد، همه چیز را از آن او بداند و حل هر مشکلى را به دست او ببیند، و این درک و دید، در حال اضطرار دست مى دهد

 

همان اندازه که به هنگام مشورت باید، نرمش و انعطاف به خرج داد، در زمان اتخاذ تصمیم نهایى باید قاطع بود. بنابراین پس از برگزارى مشاوره و روشن شدن نتیجه مشورت، باید هر گونه تردید و دو دلى و آرای پراکنده را کنار زد و با قاطعیت تصمیم گرفت.

این، آن چیزى است که در آیه فوق از آن تعبیر به عزم شده است که به آن تصمیم قاطع نیز می گویند.

جمله فوق بیانگر آن است که به هنگام تصمیم نهایى باید بر خدا توکل داشت؛ یعنى در عین فراهم نمودن اسباب و وسایل عادى، استمداد از قدرت بى پایان پروردگار را فراموش نکرد.

 

خداوند در آیه دیگری نیز درباره توکل می فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اذْکُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَن یَبْسُطُواْ إِلَیْکُمْ أَیْدِیَهُمْ فَکَفَّ أَیْدِیَهُمْ عَنکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُۆْمِنُونَ»(مائده: ۱۱)؛ «اى کسانى که ایمان آورده‏اید، نعمت خدا را بر خود، یاد کنید: آن گاه که قومى آهنگ آن داشتند که بر شما دست یازند، و [خدا] دستشان را از شما کوتاه داشت. و از خدا پروا دارید، و مۆمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» توکل بر خداوند برنامه همیشگی زندگی یک انسان باایمان است.

در همه کارهایت واقعا به خدا توکل کن … وظیفه خودت را با اعتماد به خدا انجام بده، آن وقت ‏ببین چطور دست خدا به همراهت می ‏آید … «فَإِنَّ اللّهَ عَزیزٌ حَکیمٌ» … خدا غالب و قاهر است، اگر بخواهد، هیچ قدرتی در مقابل او نیست و حکیم است و کارهایش‏ حکیمانه و بر اساس مصلحت است، بی جهت کسی را تأیید نمی ‏کند.

یکی از شرط های استجابت دعا هم اشاره شده است که دعای کسی به اجابت می رسد که چشم از عالم اسباب به کلى برگیرد و تمام قلب و روحش را در اختیار خدا قرار دهد، همه چیز را از آن او بداند و حل هر مشکلى را به دست او ببیند، و این درک و دید، در حال اضطرار دست مى دهد

 

آیت الکرسی دوایی برای مشکلات

در کتاب امالی از شیخ صدوق علیه الرحمه آمده: امیرالمۆمنین علی(علیه السلام) فرمود: اگر بدانید آیة الکرسی چه اندازه با اهمیت و با ارزش است در هیچ حالی آن را ترک نمی کنید. برای رفع و از بین بردن مشکلات خود به آیة الکرسی پناه ببرید، اگر مشکلی دارید و یا اگر گرفتارید، اگر بیمارید، اگر تمام درهای این عالم به روی شما بسته شده است ، چرا از آیة الکرسی غافلید ؟!

با ایمان کامل و اعتقاد به اثر بخوانید و نتیجه بگیرید ؛ کما اینکه خواندن و نتیجه گرفتند.

 

این آیات را فراموش نکن

این آیات هم در مقام پیروزی بر مشکلات معنوی به انسان امید و روحیه زیادی می دهد.

قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ (سوره الزمر،آیه ۵۳)

 

بگو: «اى بندگان من- که بر خویشتن زیاده‏روى روا داشته‏اید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى‏آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.

 

وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (بقره، آیه ۲۱۶)

و بسا چیزى را خوش ندارید و آن براى شما بهتر است، و بسا چیزى را دوست دارید و آن براى شما بدتر است، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید .

 

 

 

فرآوری: زهرا اجلال

 

امداد به دین خدا (قرآن)

امداد به دین خدا از وظایف و تکالیف مؤمنان می‌باشد و وظیفه هر مؤمنی است که در راستای امداد به دین خدا قدم بردارد؛ به این مهم در آیات قرآن کریم اشاره شده است.

فهرست مندرجات
۱ – وعده یاری حواریون عیسی
۱.۱ – همچون حواریون
۲ – حمایت خدا
۲.۱ – دیدگاه تفسیر المیزان
۳ – امتحان انسان‌ها با یاری دین
۳.۱ – بیان آیه
۴ – نشانه صداقت مهاجران فقیر
۴.۱ – بیان تفسیر نمونه
۵ – صدق امدادکنندگان به دین
۵.۱ – دیدگاه تفسیر نمونه
۶ – وظیفه مؤمنان در امداد به دین
۷ – آثار امداد به دین خدا
۷.۱ – دیدگاه تفسیر نمونه
۸ – پانویس
۹ – منبع

وعده یاری حواریون عیسی
[ویرایش]

وعده یاری دین خدا از سوی حواریون به عیسی علیه‌السّلام داده شد:
فلمآ احس عیسی منهم الکفر قال من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله… «هنگامی که عیسی از آنان احساس کفر (و مخالفت) کرد، گفت: «کیست که یاور من به سوی خدا (برای تبلیغ آیین او) گردد؟» حواریان (شاگردان مخصوص او) گفتند: «ما یاوران خداییم؛ به خدا ایمان آوردیم؛ و تو (نیز) گواه باش که ما اسلام آورده‌ایم». [۱]
(«نحن انصار الله» در پاسخ به «من انصاری الی الله» است و نشان می‌دهد که یاری کردن مسیح -علیه‌السّلام – برای حرکت به سوی خدا، همان یاری خدا و دین او است).
.. کما قال عیسی ابن مریم للحواریین من انصاری الی الله قال الحواریون نحن انصار الله… «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یاوران خدا باشید همان گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: «چه کسانی در راه خدا یاوران من هستند؟! » حواریون گفتند: «ما یاوران خدائیم» در این هنگام گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند؛ ما کسانی را که ایمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تایید کردیم و سرانجام بر آنان پیروز شدند!». [۲]

← همچون حواریون

در تفسیر نمونه آمده است: که همچون حواریون باشید.
در این آیه که آخرین آیه سوره صف مى باشد باز تکیه و تأکید روى امر جهاد است که محور اصلى سوره را تشکیل مى دهد، منتهى از طریقى دیگر این مسأله را تعقیب مى کند، و مطلبى مهمتر از عنوان بهشت و نعمتهاى بهشتى ارائه داده ، مى فرماید: (اى کسانى که ایمان آورده اید! یاوران خدا باشید) (یا ایها الذین آمنوا کونوا انصارالله ).
یاوران خدا، خدائى که تمام قدرتها از او سرچشمه مى گیرد و به او بازمى گردد، خداوندى که قدرتش بى پایان و شکست ناپذیر است ، و عجب اینکه در اینجا بندگان را به یارى خود طلبیده است ، و این افتخارى است بى مانند، هر چند معنى و مفهومش همان یارى پیامبر و آئین او است ولى لطف و رحمت شگرفى در آن نهفته است.
سپس به یک نمونه تاریخى اشاره مى کند تا بدانند این راه بدون رهرو نبوده و نیست ، مى افزاید: (همانگونه که عیسی بن مریم بر حواریین گفت : چه کسانى یاوران من به سوى خدا هستند)؟! (کما قال عیسى بن مریم للحواریین من انصارى الى الله ).
و (حواریون ) در پاسخ با نهایت افتخار عرض کردند: (ما یاوران خدا هستیم ) (قال الحواریون نحن انصارالله ).
و در همین مسیر با دشمنان حق به مبارزه برخاستند (گروهى از بنى اسرائیل ایمان آوردند (و به حواریین پیوستند) و گروهى کافر شدند) (فامنت طائفة من بنى اسرائیل و کفرت طائفة ).
اینجا بود که نصرت و یارى ما به کمک آنها شتافت (ما کسانى را که ایمان آورده بودند در برابر دشمنان تقویت کردیم ، و سرانجام بر آنها غالب شدند) (فایدنا الذین آمنوا على عدوهم فاصبحوا ظاهرین ). [۳]

حمایت خدا
[ویرایش]

امدادکنندگان به دین خدا، مورد حمایت و یاری خداوند می‌باشند:
الذین اخرجوا من دیـرهم بغیر حق الا ان یقولوا ربنا الله… ولینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز… . «همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست! » و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا ، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است». [۴]
.. ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد». [۵]
مقصود از یاری رسانی به خداوند تنصروا الله یاری به دین خداوند است. [۶]

← دیدگاه تفسیر المیزان

این آیه مؤمنین را تحریک مى کند به جهاد ، و وعده نصرتشان مى دهد، در صورتى که خدا را نصرت دهند. و منظور از (نصرت دادن به خدا ) جهاد در راه خدا و تنها به منظور تأیید دین او و اعلاى کلمه حق است، نه اینکه جهاد کنند تا در زمین سرورى نمایند، و یا غنیمت به چنگ آرند، و یا شجاعت و هنر خود را نشان دهند.
و مراد از اینکه فرمود: (خدا هم شما را یارى مى کند) این است که اسباب غلبه بر دشمن را برایتان فراهم مى سازد، مثلا ترسى از شما در دل کفار مى اندازد، و امور را علیه کفار و به نفع شما جارى مى کند و دلهاى شما را محکم و شجاع مى سازد. بنابراین ، عطف (یثبت اقدامکم ( بر نصرت ، عطف خاص بر عام مى شود. و اگر تثبیت را اختصاص به (اقدام ) داد و در بین انواع نصرت ، فقط ثبات قدم را که کنایه اى است از تشجیع و تقویت دلها ذکر کرد براى این است که تقویت دلها روشن ترین مصادیق نصرت است. [۷]

امتحان انسان‌ها با یاری دین
[ویرایش]

یاری دین خدا، وسیله‌ای برای امتحان انسان‌ها است:
لقد ارسلنا رسلنا بالبینـت… و لیعلم الله من ینصره و رسله بالغیب… «ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حق از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ و آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید و منافعی برای مردم است، تا خداوند بداند چه کسی او و رسولانش را یاری می‌کند بی آنکه او را ببینند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است!». [۸]

← بیان آیه

تفسیر المیزان می فرماید: خداى تعالى پس از اشاره قساوتى که دلهاى مؤمنین را فرا گرفته ، و در نتیجه در امتثال تکالیف دینى و مخصوصا انفاق در راه خدا که مایه قوام امر جهاد است تثاقل ورزیدند، و آنگاه ایشان را به اهل کتاب تشبیه کرد که در اثر طولانى شدن مهلت خدا به آنان دلهایشان دچار قساوت گردید، اینک در این آیات غرض الهى از فرستادن رسولان و نازل کردن کتاب و میزان همراه ایشان را بیان کرده ، مى فرماید: غرض از این ارسال رسل و انزال کتب این بود که انبیا مردم را به عدالت عادت دهند، تا در مجتمعى عادل زندگى کنند، و آهن را نازل کرد تا بندگان خود را در دفاع از مجتمع صالح خود و بسط کلمه حق در زمین بیازماید، علاوه بر منافع دیگرى که آهن دارد، و مردم از آن بهره مند مى شوند. [۹]

نشانه صداقت مهاجران فقیر
[ویرایش]

امداد دین خدا از سوی عده‌ای از مهاجران فقیر نشانه صداقت آنان در ادعای ایمان می‌باشد:
للفقراء المهـجرین… وینصرون الله ورسوله اولـئک هم الصدقون. «این اموال برای فقیران مهاجرانی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالی که فضل الهی و رضای او را می‌طلبند و خدا و رسولش را یاری می‌کنند؛ و آنها راستگویانند!». [۱۰]

← بیان تفسیر نمونه

این آیه ادامه بحث آیات گذشته پیرامون مصارف ششگانه ( فییء ) (اموال و غنائمى که از غیر طریق جنگ عائد مسلمین مى شود) مى باشد، و در حقیقت تفسیرى براى یتیمان و مسکینها و ابن السبیل ها و بیش از همه تفسیر (ابن السبیل ) است ، چرا که بیشترین رقم مسلمانان مهاجر را در آن روز آنها تشکیل مى دادند که در وطن و بلاد خود مسکین نبودند اما به خاطر مهاجرت تهیدست شده بودند.
مى فرماید: (این اموال براى مهاجرانى است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند) [۱۱]

صدق امدادکنندگان به دین
[ویرایش]

طبق آیات قرآن، امداد کنندگان به دین خدا، انسان‌هایی صادق و راستگو هستند:
للفقراء المهـجرین… وینصرون الله ورسوله اولـئک هم الصدقون. «این اموال برای فقیران مهاجرانی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالی که فضل الهی و رضای او را می‌طلبند و خدا و رسولش را یاری می‌کنند؛ و آنها راستگویانند!». [۱۲] [۱۳]

← دیدگاه تفسیر نمونه

قرآن دو در سومین مرحله آنها را به صدق و راستى توصیف کرده که با توجه به گستردگى مفهوم این تعبیر، صداقت آنها را در همه چیز منعکس ‌ مى کند، هم در دعوى ایمان صادقند، هم در ادعاى محبت به رسول خدا -صلى اللّه علیه و آله -، و هم در زمینه طرفدارى از آئین حق.
ناگفته پیداست که این اوصاف براى یاران پیامبر -صلى اللّه علیه و آله – در زمان نزول این آیات است ، ولى مى دانیم که در میان آنها افرادى بودند که بعدا تغییر مسیر دادند و خود را از افتخارات بزرگ این آیه محروم ساختند، همانند کسانى که آتش جنگ جمل را در بصره و صفین را در شام روشن ساختند، و در برابر خلیفه رسول الله که به اتفاق مسلمین لازم الاطاعه بود قیام کردند، و خونهاى هزاران نفر مسلمان را بر خاک ریختند، افراد دیگرى مانند آنها. [۱۴]

وظیفه مؤمنان در امداد به دین
[ویرایش]

مؤمنان، موظف به امداد و یاری کردن دین خدا می‌باشند:
یـایها الذین ءامنوا کونوا انصار الله… «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یاوران خدا باشید همان گونه که عیسی بن مریم به حواریون گفت: «چه کسانی در راه خدا یاوران من هستند؟! » حواریون گفتند: «ما یاوران خدائیم» در این هنگام گروهی از بنی اسرائیل ایمان آوردند و گروهی کافر شدند؛ ما کسانی را که ایمان آورده بودند در برابر دشمنانشان تایید کردیم و سرانجام بر آنان پیروز شدند!». [۱۵] [۱۶]

آثار امداد به دین خدا
[ویرایش]

یاری دین خداوند، زمینه جلب امداد الهی می‌باشد:
… ولینصرن الله من ینصره…. «همانها که از خانه و شهر خود، به ناحق رانده شدند، جز اینکه می‌گفتند: «پروردگار ما، خدای یکتاست! » و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه‌ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می‌شود، ویران می‌گردد! و خداوند کسانی را که یاری او کنند (و از آیینش دفاع نمایند) یاری می‌کند؛ خداوند قوی و شکست ناپذیر است». [۱۷]
یـایها الذین ءامنوا ان تنصروا الله ینصرکم ویثبت اقدامکم. «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری می‌کند و گامهایتان را استوار می‌دارد». [۱۸]

← دیدگاه تفسیر نمونه

عیسی بن مریم بر حواریین گفت : چه کسانى یاوران من به سوى خدا هستند)؟! (کما قال عیسى بن مریم للحواریین من انصارى الى الله ).
و (حواریون ) در پاسخ با نهایت افتخار عرض کردند: (ما یاوران خدا هستیم )) (قال الحواریون نحن انصارالله ).
و در همین مسیر با دشمنان حق به مبارزه برخاستند (گروهى از بنی اسرائیل ایمان آوردند (و به حواریین پیوستند) و گروهى کافر شدند)) (فامنت طائفة من بنى اسرائیل و کفرت طائفة ).
اینجا بود که نصرت و یارى ما به کمک آنها شتافت (ما کسانى را که ایمان آورده بودند در برابر دشمنان تقویت کردیم ، و سرانجام بر آنها غالب شدند)) (فایدنا الذین آمنوا على عدوهم فاصبحوا ظاهرین ).
شما نیز حواریون محمد -صلى اللّه علیه و آله و سلّم – هستید، و به این افتخار مفتخرید که یاوران الله مى باشید، و همانگونه که حواریون بر دشمنان غلبه کردند شما نیز پیروز خواهید شد، و سربلندى و افتخار در این جهان و جهان دیگر از آن شما خواهد بود.

پانویس
[ویرایش]

۱. ↑ آل عمران/سوره۳، آیه۵۲.
۲. ↑ صف/سوره۶۱، آیه۱۴.
۳. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۹۴.
۴. ↑ حج/سوره۲۲، آیه۴۰.
۵. ↑ محمد/سوره۴۷، آیه۷.
۶. ↑ طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۱۴۹.
۷. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۸،ص۳۴۶.
۸. ↑ حدید/سوره۵۷، آیه۲۵.
۹. ↑ طباطبایی، محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه موسوی همدانی، ج۱۹، ص۳۰۰.
۱۰. ↑ حشر/سوره۵۹، آیه۸.
۱۱. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۵۱۴.
۱۲. ↑ حشر/سوره۵۹، آیه۸.
۱۳. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۵۱۴.
۱۴. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۳، ص۵۱۶.
۱۵. ↑ صف/سوره۶۱، آیه۱۴.
۱۶. ↑ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۲۴، ص۹۴.
۱۷. ↑ حج/سوره۲۲، آیه۴۰.
۱۸. ↑ محمد/سوره۴۷، آیه۷.

 

قرائت[۱] آیات مبارکه سوره انفال(۱-۴)                                     

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ    

یَسْأَلُونَکَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِکُمْ وَ أَطِیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ * إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَاناً وَ عَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ * الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَ مِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ * أُولئِکَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ *

موضوع بحث: یاری کردن دین

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین و هو خیرُموفق و معین؛ ثم الصلاة و السلام علی أشرف الأنبیاء و المرسلین، حبیب إله العالمین،  أبی­‌القاسم محمد صلی الله علیه و علی أهل بیته الطاهرین المعصومین، من الآن إلی قیام یوم الدین؛ سیّما بقیة الله فی الأرضین.

ضرورت نگهبانی از دین 

أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ « إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»[۲]، پروردگار متعال با علم و حکمت مجموعه­‌ای از عقائد و اعمال به نام دین برایمان تنظیم کرده است و به دست اشرف انسان‌ها در هر زمان داده است و آن‌ها به مردم ابلاغ کرده‌اند که طرز زندگی شما باید این­چنین باشد و این اسمش دین شده است. این دین مال ماست. برای ما آورده‌­اند، برای ما تنظیم کرده‌­اند نه برای در و دیوار. هم خودمان باید از این استفاده کنیم و عمل کنیم و هم این را از آسیب پذیری حفظ کنیم، افراد زیادی درصدد ضربه زدن به این دین هستند و مایل به آن نیستند، پس چون دین مال ماست ما هم خودمان باید متکفّل حفظ دین باشیم؛ لذا جهاد مربوط به ماست، دفاع مال ماست. هر وقت نسبت به این مجموعه احساس خطر کردیم باید شروع کنیم و با آماده کردن وسائلی - حتی جان دادن- باعث شویم این نسخه سعادت همه انسان‌ها آسیب نبیند؛ بنابراین حفظ دین هم به عهده ماست. 

نصرت الهی و ثبات قدم وعده الهی به یاری کنندگان

اما قبل از حفظ، وظیفه ما عمل کردن به دین است، خدا می­‌گوید اگر دین مرا نصرت کردید، اگر کاری کردید که آسیب متوجه آن نشود، و همان‌طور که آن را فرستادم باقی ماند و مورد استفاده همگان قرار گرفت، من هم در مشکلات زندگی به شما نصرت و یاری می­‌دهم. اما اگر به دین کمک نکردید چنین وعده‌­ای را به شما نخواهم داد. حتماً مشکلات پیش می­‌آید و شما هم در حل آن عاجز خواهید بود و ضربه خواهید دید. اگر به دین کمک کردید کار دیگری که برای شما می­ کنم این است که قدم‌هایتان را در این راه ثابت می‌­کنم، چون نوعاً آدم هر کجا می‌­خواهد برود با قدم می‌­رود، با پا می­‌رود و بخواهد بیاید با پا می‌­آید.

قدم صدق ماندن در مسیر

رفتن‌ها آمدن‌ها دو گونه است، گاهی مادی است، با قدم مادی است و گاهی معنوی است با قدم معنوی، اگر بخواهی وقتی آمدی تا آخر بمانی باید نصرت دین بکنی، اما اگر کمک نکردی و بروی ممکن است وسط راه برگردی، قدم صدق معنایش این است. بعضی‌­ها برای دین می‌­آ‌یند تا آخر می­‌روند این قدم صدق است. بعضی­‌ها هم برای دین می­‌آیند و برمی‌­گردند این قدم کذب است. ثبات قدم هم مسأله مهمی است. خیلی­‌ها برمی­‌گردند. در طول زندگی همه دیده‌ایم خیلی‌­ها برگشتند و حتی به عکس روز اول هم شدند. این مال همان کمک نکردن به دین است.

عمل به دین اولین قدم در یاری دین 

معنای کمک را هم حالا عرض می­‌کنم. کمک دو جور است : اولین مرحله کمک؛ عمل کردن خود من به آن مجموعه است، این بهترین کمک به دین است؛ و الّا شما عمل نکنی کمک که نکرده‌­ای بلکه کلنگ برداشت‌ه­ای و دین را تخریب می­‌کنی و این نصرت نیست، این که خدا فرمود:«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ »[۳]یعنی خودت هم باید اول عمل کنی، مرحله دوم بعد از عمل این است که دین را از آسیب پذیری سایر نواحی حفظ کنی، و الّا اگر عمل نکنی اولین تخریب همین است، دین از بین می­‌رود، بنابراین اولین قدمِ نصرت، عمل کردن ما طبق دین است، باورهایش را باور کنیم و احکامش را هم اجراء کنیم، این کمک بزرگی است. دومین مرحله این است که دین را به دیگران تجاوز دهیم؛ و الّا اگر در ناحیه اول ما کوتاه بیاییم دیگر دین به دیگران نخواهد رسید؛ بنابراین اولین قدمِ نصرت اطاعت فرمان خدا در انجام واجبات و ترک محرمات است، این هم اینجا جای مخصوص به خودش را دارد. فکر نکنیم ما حالا درس می­‌خوانیم، کتاب می­‌نویسیم، حرف می­‌زنیم، تبلیغ می­‌کنیم یاری دین خداست، اگر عمل به دین خدا می‌کنیم، یاری است. اگر خودت مخالفت عملی می­‌کنی خراب کردن دین است.

 بنابراین اولین قدم در نصرت عمل کردن به دستور دین یعنی«تقوی» و ترک گناه است؛ بنابراین مسأله تقوا و ترک گناه خودش را اینجا نشان می‌­دهد، می‌­گوید اول باید به انجام واجبات و ترک محرمات پایبند باشید، و الّا این کار را نکنی به دیگران نخواهی رسید. ایمان ضعیف می‌­شود و آدم می­‌گوید به من چه مربوط؟، دنده­‌اشان نرم شود. دیگر نمی‌­رود این کار را بکند، در صورتی که نصرت کردن دین گاهی خیلی سنگین تمام می‌­شود. خون‌ریزی می‌خواهد، جنگ می‌­خواهد، معلول شدن می­‌خواهد، جانباز شدن می­‌خواهد، اسارت می‌­خواهد، همه این‌ها در آن است. البته همیشه این جور نیست اما در آن هست. زیرا این نسخه دینِ­ الهی بسیار ارزشمند است و اهمیت دارد چون سعادت همه انسان‌ها را در بردارد، این قدر ارزش دارد؛ لذا باید در راهش جان هم بدهند، سختی هم بکشند. اما پله اول عمل کردن خود ماست، باید نمازش را بخوانیم، دروغ نگوییم، ظلم نکنیم، در یک کلام محرمات را ترک کنیم و واجبات را هم انجام بدهیم به این وسیله به دین کمک کرده­‌ایم، بعد این مرحله تمام شد زبان داریم برای دیگران تبلیغ می­‌کنیم، قلم داریم کتاب بنویسیم، مردم را به دین و سایر انواع و اقسام خدمات و نصرت‌های دینی دعوت کنیم. اما پله اولش آن است که من خودم عمل کنم، اگر نکنیم اولین مخرّب خود ما هستیم. ایمان ضعیف می­‌شود آن وقت هر بلایی را مبتلا می‌شویم. هر گناهی را مرتکب می‌­شویم. همه گناهان منشأش ضعف ایمان است. اگر به دستور دین عمل نکنیم ایمان پایین می­‌آید، و وقتی ایمان پایین آمد آماده می­‌شویم حتی گناهان خطرناک را انجام دهیم، بنابراین اولین قدم ِنصرت عمل کردن به دستور دین است. 

دومین قدم در یاری دین

در قدم دوم از خود تجاوز می‌­کنیم سراغ دیگران می­‌رویم، با وسایل مختلفی که در هر عصری و در هر مکانی برای رساندن دین به دیگران فراهم شده از همان راه‌ها دیگران را به عمل کردن به این دین دعوت کنیم؛ و آن‌ها عمل کنند به همان اولی. غرض از رساندن دین به مردم عمل کردن مردم به این دین است، و الّا خود اینکه ما بگوییم او هم عمل نکند اثری ندارد؛ بنابراین باز برمی‌گردد به آن اولی که خودمان باید عمل کنیم، آن‌های دیگر را هم باید به عمل دعوت کنیم.

عمل به دین و تبلیغ آن؛ شغل انبیاء علیهم السلام 

انبیاء شغلشان این بود، هم می­‌گفتند و هم دعوت به عمل می­‌کردند چون خدا این کار را دستور داده است. این­ همه آیات عذاب، آیات جهنم، آیات بلا و مصیبت دنیایی مال چیست؟ می‌خواهند مردم را از ترک عمل بترسانند، می­‌گویند عمل نکنی این خطرات را در پی دارد، بنابراین ما هم همین کار را باید بکنیم، اول باید بگوییم بعد همان‌گونه که خدا با تهدید و تشویق کرده دعوت کرده است دعوت به عمل کنیم، خدا در قرآن هم بهشت را معرفی کرده و هم جهنم را، جهنم مال کسانی است که عمل نمی‌­کنند. بهشت هم مال کسانی است که تحمل زحمت می­‌کنند و عمل می­‌کنند. این را هم خودمان درباره خودمان باید پیاده کنیم و هم به دیگران بگوییم، از این راه هم خودمان را به دین برسانیم و هم مردم را دعوت به عمل به دستورات دین بکنیم، تا نتیجه حاصل شود و الّا من بگویم و عمل نکنم او هم یاد بگیرد و بگوید و عمل نکند این عین تخریب دین خواهد شد؛ بنابراین نصرت ِدین پله اولش عمل کردن به دین است یعنی تقوا را ادامه بدهیم و خلاصه‌اش، گوش به حرف خدا دادن است، یعنی عبودیت و بندگی در برابر فرمان خدا. « وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ »[۴] یعنی همه اطاعت فرمان بکنند. اگر این کار انجام گرفت نتایج حاصل می‌­شود. نتایج مادی و دنیوی، نتایج معنوی و اخروی، هر دو پیش می‌­آید. اما اگر یاد نگیریم و یا یاد بگیریم و عمل نکنیم آن آیات عذاب و بلا و مصیبت در انتظار ما می‌­باشد.

اول سال تحصیلی است امیدواریم پروردگار متعال به همه­‌مان توفیق مرحمت کند، اول شروعِ حرف‌هاست، خدا توفیق عمل را مرحمت کند از زحمت‌­ها بهره ببریم دیگران هم از این بهره استفاده کنند ان شاء الله، همه انبیای عظام دین را به مردم ابلاغ کردند و هم مردم را با شدّ الوسائل دعوت به عمل کردن به دین کردند، یکی از وسائل عمل به دین هم عمل خودشان بود. خودشان دقیقاً عمل می­‌کردند که مردم یاد بگیرند. اگر می‌­گفتند و عمل نمی­‌کردند مردم هم عمل نمی­‌کردند، این مقدار از دین که مانده است مال عمل انبیاء است، مردم باور کردند و عمل کردند جریان دین ادامه پیدا کرد. ما هم همین کار را باید بکنیم. باید درس بخوانیم و یاد بگیریم و باید عمل هم بکنیم تا مردم از عمل ما استفاده کنند و الّا اگر ما درس خالی بخوانیم عمل نکنیم هیچ بهره دینی از ما نمی­‌برند و از ما بدتر می‌­شوند، امیدواریم ان شاء الله پروردگار متعال به همه ­ما توفیق مرحمت کند، هم درس بخوانیم یاد بگیریم و هم عمل کنیم و دیگران هم از عمل ما استفاده کنند. نثار ارواح طیبه همه انبیای عظام علیهم السلام که منادیان این واقعیت بودند و همه شهدای این خط و امام شهدا سه صلوات ختم کنید.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

درس اخلاق عالم ربانی حضرت آیت الله خوشوقت تهرانی اعلی الله مقامه

مدرسه علمیه حضرت صاحب الأمرعج ۰۷/۰۷/۱۳۹۰

شروط لبیک به امام عاشورا

- یکی از پیام هایی که از زیارت اربعین، برای عاشقان و دلسوختگان این حضرت دارد، بحث آماده بودن برای یاری امام حسین(علیه السلام) است. راهکار این یاری را امام زمان(عج الله تعالی) در نامه خود به شیخ مفید(علیه الرحمه) فرمودند: «تقوا پیشه سازید و به ما اعتماد کنید…». طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، ج۲، ص۴۹۷٫

زیارت اربعین دارای مضامین عمیق و قابل تفکر، برای کسانی است که دنبال مباحث معرفتی هستند. کسانی هم که دنبال تحکیم روابطشان با امام حسین(علیه السلام) هستند باید با دقت بیشتری مراقب مضامینی که در این زیارت به محبوب خود می‌گویند باشند، زیرا در یک فراز از این زیارت ما برای یاری امام حسین(علیه السلام) و اهدافشان، اعلام آمادگی می‌کنیم.
«وَ قَلْبِی‏ لِقَلْبِکُمْ‏ سِلْمٌ‏ وَ أَمْرِی لِأَمْرِکُمْ مُتَّبِعٌ وَ نُصْرَتِی لَکُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّى یَأْذَنَ اللَّهُ لَکُمْ فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لَا مَعَ عَدُوِّکُمْ [۱] و قبلم با قلبتان در صلح، و کارم پیرو کارتان، و یاری ام براى شما آماده است، تا خدا به شما اجازه دهد، پس با شمایم نه با دشمنانتان»
و خوب می‌دانیم این اعلام آمادگی نیاز به زمینه سازی و مقدماتی دارد وگرنه در زمان لبیک گفتن مانند بعضی از افراد مانند عبد الله ابن عمر که در تاریخ هستند از یاری امام جا می مانیم.

این شخصیت با تمام عبادت و علمی که داشت در ملاقاتی که با امام حسین(علیه السلام) داشت برای ایشان خیرخواهی کرد و گفت: «من از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) شنیدم که فرمود: «حسین کشته خواهد شد و اگر مردم دست از یاری او بردارند به خواری و ذلت ابدی مبتلا خواهند شد». پیشنهاد من این است که مانند همه مردم راه صلح پیش گیری.[۲]
حضرت در جواب خیر خواهی و نصیحتش، به هشدار دادند و فرمودند: «اتَّقِ اللَّهَ یَا أَبَا عَبْدِ الرَّحْمَنِ وَ لَا تَدَعَنَّ نُصْرَتِی‏ [۳] اباعبدالرحمن! از خدا بترس و از یاریم دست برندار»
اما او در جواب حضرت گفت: «اى ابا عبداللّه، جایگاه بوسه رسول‌اللّه(صلی الله علیه و آله و سلم) را به من نشان دهید. پس سه بار آن را بوسید، و در حالى که اشک از چشمانش جارى بود، گفت: اى ابا عبداللّه، من در حالى با شما خداحافظى مى‌کنم که مى‌بینم سرانجام به شهادت خواهید رسید، و بدین ترتیب از آن حضرت جدا شد».[۴]

پس تجربه نشان داده که با توجه به سنت بلا و امتحان الهی، از زمان حرف تا زمان عمل، ریزش هایی اتفاق می افتد. به گفته حجت الاسلام پناهیان: «بله، همۀ ما می‌گوییم: «ای کاش من کربلا بودم و امام حسین(علیه السلام) را کمک می‌کردم» و در زیارت اربعین هم می‌گوییم: «آماده‌ام برای یاری شما، اما باید ببینیم که آیا این‌را از ما می‌پذیرند؟ خُب اگر از همه پذیرفته بودند که امام زمان(علیه السلام) ظهور کرده بود! حضرت ۳۱۳ نفر می‌خواهد ولی الان بیش از ۲۰ میلیون نفر اربعین می‌آیند، پس معلوم می‌شود که یک‌مقدار سخت‌گیری هم هست».[۵]

راهکار آمادگی یاری اهل بیت و رهایی از فتنه‌ها

امام زمان(عج الله تعالی) در نامه خود به شیخ مفید(علیه الرحمه) فرمودند: «تقوا پیشه سازید و به ما اعتماد کنید و چاره این فتنه و امتحان را که به شما رو آورده است از ما بخواهید».[۶] در این نامه امام دو توصیه دارند که در این اوضاع، می تواند ما را برای یاری اهل بیت آماده کند.

۱- تقوا
خداوند درباره عظمت و ضرورت نیاز به تقوا برای بندگان می‌فرماید: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ [مائده، ۲۷] خدا، تنها از پرهیزگاران می پذیرد». پس واضح است بی تقوا هیچ عملی به درد حساب و کتاب نمی‌خورد و ما را به جایی نمی‌رساند.
نقل این روایت هم به روشن شدن ضرورت تقوا کمک می کند. امام حسن عسگری(علیه السلام) می فرماید: «در عصر امام صادق(علیه السلام) مردی به تقدس و تقوا شهرت یافته بود، اطوار عوام فریبانه او امام(علیه السلام) را متوجه کرد و روزی به تعقیب ایشان پرداخت تا اعمال او را از نزدیک ببیند امام (علیه السلام) ملاحظه فرمود که این مرد ۲ قرص نان و ۲ عدد انار دزدید و سپس آنها را صدقه داد امام(علیه السلام) خود را به او نشان داده و توضیح خواست. آن مرد گفت: من ۴ گناه و ۴۰ ثواب کرده ام و به همین آیه ۱۶۰ سوره انعام تمسک جست و چون ۴ از ۴۰ کم کنیم برای من ۳۶ ثواب خالص می ماند امام(علیه السلام) فرمود: «إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقینَ» شما چهار معصیت مرتکب شده ای که دزدی کرده ای و ۴ گناه دیگر که بدون اذن صاحب اموال آنها را صدقه داده ای و این مجموعاً ۸ گناه می شود بدون هیچ حسنه ای. و بعد از این گفتار امام او را رها کرد و رفت و چشمان آن مرد خیره مانده بود».[۷]

۲- اعتماد و تکیه به اهل بیت
باور داشتن به جایگاه اهل بیت نزد خداوند بسیار مهم است. حضرت علی(علیه السلام) درباره جایگاه اهل بیت می‌گویند:«لَا تَتَجَاوَزُوا بِنَا الْعُبُودِیَّةَ ثُمَّ قُولُوا فِینَا مَا شِئْتُم‏ [۸]عبودیّت را از ما بگذرانید و ما را یکى از بندگان واجب تعالى دانسته بعد از آن هر چه خواهید بگویید».
خوب اگر معرفت ما به این مرحله برسد دیگر وعده های اهل بیت را باور می‌کنیم. در مسیر کربلا هم وقتی امام حسین با ادبیات مختلف می‌خواهد به عمر سعد بفهماند که من همه نگرانیهای دنیایی تو را برطرف می‌کنم، اما او به امام اعتماد نمی‌کند.

ماجرا از این قرار بود که ابتدا امام(علیه السلام) آغاز سخن کرد و فرمود: «واى بر تو، اى پسر سعد، آیا از خدایى که بازگشت تو به سوى اوست، هراس ندارى؟ آیا با من مى جنگى در حالى که مى دانى من پسر چه کسى هستم؟ این گروه را رها کن و با ما باش که این موجب نزدیکى تو به خداست.
ابن سعد گفت: اگر از این گروه جدا شوم مى ترسم خانه ام را ویران کنند. امام (علیه السلام) فرمود: من آن را براى تو مى سازم. ابن سعد گفت: من بیمناکم که اموالم مصادره شود. امام فرمود: من از مال خودم در حجاز، بهتر از آن را به تو مى دهم. ابن سعد گفت: من از جان خانواده ام بیمناکم.
امام حسین (علیه السلام) هنگامى که مشاهده کرد ابن سعد از تصمیم خود باز نمى گردد، سکوت کرد و پاسخى نداد و از وى رو برگرداند و در حالى که از جا بر مى خاست، فرمود: تو را چه مى شود! خداوند به زودى در بسترت جانت را بگیرد و تو را در روز رستاخیز نیامرزد. به خدا سوگند! من امیدوارم که از گندم عراق، جز مقدار ناچیزى، نخورى. ابن سعد گستاخانه به استهزا گفت: جو عراق مرا کافى است». [۹]

و این مرگ در بستر که امام حسین(علیه السلام) به او وعده داد سرنوشت کسانی است که به اهل بیت اعتماد نکنند. قطعا ما که با خواندن زیارت اربعین و رفتن با پای پیاده تا کربلا خود را بار امام می‌دانیم، باید به فکر آمادگی برای یاری واقعی اهل بیت باشیم.

—————————————-
پی نوشت:

[۱]. طوسى، محمد بن الحسن، تهذیب الأحکام (تحقیق خرسان)، ج۶، ص۱۱۴، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ، چهارم، ۱۴۰۷ ق.
[۲]. سخنان حسین بن علی، محمدصادق نجمی، دفتر انتشارات اسلامی، ص۴۲٫
[۳]. ابن نما حلى، جعفر بن محمد، مثیر الأحزان‏، تاریخ وفات مؤلف: ۶۴۵ ق‏، محقق / مصحح: مدرسه امام مهدى علیه السلام‏، موضوع: تاریخ‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: ۱، ناشر: مدرسه امام مهدى‏، مکان چاپ: ایران؛ قم‏، سال چاپ: ۱۴۰۶ ق‏، ص ۴۱٫
[۴]. قاضی نعمان،‌ شرح الاخبار، مغربی، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۳، ج۳، ص ۸۱٫
[۵]. نکاتی از حجت الاسلام علیرضا پناهیان درباره اجتماع شکوهمند اربعین؛ ۱۰ آبان ۱۳۹۵
سایت اطلاع رسانی عقیق؛ http://aghigh.ir/fa/news/80327
[6]. «فَاتَّقُوا اللَّهَ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ظَاهِرُونَا عَلَى انْتِیَاشِکُمْ‏ مِنْ فِتْنَةٍ قَدْ أَنَافَتْ عَلَیْکُم‏» طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، تاریخ وفات مؤلف: ۵۸۸ ق‏، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، موضوع: کلام‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: ۲، ناشر: نشر مرتضى‏، مکان چاپ: مشهد، سال چاپ: ۱۴۰۳ ق‏، ج۲، ص۴۹۷٫
[۷]. «إِنَّ مَنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ وَ أُعْجِبَ بِرَأْیِهِ کَانَ کَرَجُلٍ سَمِعْتُ غُثَاءَ الْعَامَّةِ تُعَظِّمُهُ‏ وَ تَصِفُهُ فَأَحْبَبْتُ لِقَاءَهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَعْرِفُنِی فَرَأَیْتُهُ قَدْ أَحْدَقَ بِهِ خَلْقٌ کَثِیرٌ مِنْ غُثَاءِ الْعَامَّةِ فَمَا زَالَ یُرَاوِغُهُمْ حَتَّى فَارَقَهُمْ وَ لَمْ یَقِرَّ فَتَبِعْتُهُ فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ مَرَّ بِخَبَّازٍ فَتَغَفَّلَهُ- فَأَخَذَ مِنْ دُکَّانِهِ رَغِیفَیْنِ مُسَارَقَةً فَتَعَجَّبْتُ مِنْهُ ثُمَّ قُلْتُ فِی نَفْسِی لَعَلَّهُ مُعَامَلَةٌ ثُمَّ مَرَّ بَعْدَهُ بِصَاحِبِ رُمَّانٍ فَمَا زَالَ بِهِ حَتَّى تَغَفَّلَهُ وَ أَخَذَ مِنْ عِنْدِهِ رُمَّانَتَیْنِ مُسَارَقَةً فَتَعَجَّبْتُ مِنْهُ ثُمَّ قُلْتُ فِی نَفْسِی لَعَلَّهُ مُعَامَلَةٌ ثُمَّ أَقُولُ: وَ مَا حَاجَتُهُ إِذاً إِلَى الْمُسَارَقَةِ ثُمَّ لَمْ أَزَلْ أَتْبَعُهُ حَتَّى مَرَّ بِمَرِیضٍ فَوَضَعَ الرَّغِیفَیْنِ وَ الرُّمَّانَتَیْنِ بَیْنَ یَدَیْهِ ثُمَّ ذَکَرَ أَنَّهُ سَأَلَهُ عَنْ فِعْلِهِ فَقَالَ لَهُ لَعَلَّکَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ قُلْتُ بَلَى فَقَالَ لِی فَمَا یَنْفَعُکَ شَرَفُ أَصْلِکَ مَعَ جَهْلِکَ فَقُلْتُ وَ مَا الَّذِی جَهِلْتُ مِنْهُ قَالَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزى‏ إِلَّا مِثْلَها- وَ إِنِّی لَمَّا سَرَقْتُ الرَّغِیفَیْنِ کَانَتْ سَیِّئَتَیْنِ وَ لَمَّا سَرَقْتُ الرُّمَّانَتَیْنِ کَانَتْ سَیِّئَتَیْنِ فَهَذِهِ أَرْبَعُ سَیِّئَاتٍ فَلَمَّا تَصَدَّقْتُ بِکُلِّ وَاحِدَةٍ مِنْهَا کَانَ لِی أَرْبَعُونَ حَسَنَةً فَانْتَقَصَ مِنْ أَرْبَعِینَ حَسَنَةً أَرْبَعُ سَیِّئَاتٍ وَ بَقِیَ لِی سِتٌّ وَ ثَلَاثُونَ حَسَنَةً فَقُلْتُ لَهُ ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ أَنْتَ الْجَاهِلُ بِکِتَابِ اللَّهِ- أَ مَا سَمِعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ‏ إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ‏- إِنَّکَ لَمَّا سَرَقْتَ رَغِیفَیْنِ کَانَتْ سَیِّئَتَیْنِ وَ لَمَّا سَرَقْتَ رُمَّانَتَیْنِ کَانَتْ أَیْضاً سَیِّئَتَیْنِ وَ لَمَّا دَفَعْتَهُمَا إِلَى غَیْرِ صَاحِبِهِمَا بِغَیْرِ أَمْرِ صَاحِبِهِمَا کُنْتَ إِنَّمَا أَنْتَ أَضَفْتَ أَرْبَعَ‏ سَیِّئَاتٍ‏ إِلَى‏ أَرْبَعِ‏ سَیِّئَاتٍ‏ وَ لَمْ تُضِفْ أَرْبَعِینَ حَسَنَةً إِلَى أَرْبَعِ سَیِّئَاتٍ فَجَعَلَ یُلَاحِظُنِی فَانْصَرَفْتُ وَ تَرَکْتُهُ‏ قَالَ الصَّادِقُ ع- بِمِثْلِ هَذَا التَّأْوِیلِ الْقَبِیحِ الْمُسْتَکْرَهِ یَضِلُّونَ وَ یُضِلُّون‏» شیخ حر عاملى، محمد بن حسن‏، وسائل الشیعة، تاریخ وفات مؤلف: ۱۱۰۴ ق‏، محقق / مصحح: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، موضوع: جوامع روایى‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: ۳۰، ناشر: مؤسسة آل البیت علیهم السلام‏، مکان چاپ: قم‏، سال چاپ: ۱۴۰۹ ق‏، ج۹، ۴۶۷٫
[۸]. طبرسى، احمد بن على، الإحتجاج على أهل اللجاج، تاریخ وفات مؤلف: ۵۸۸ ق‏، محقق / مصحح: خرسان، محمد باقر، موضوع: کلام‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: ۲، ناشر: نشر مرتضى‏، مکان چاپ: مشهد، سال چاپ: ۱۴۰۳ ق‏، ج۲، ص۴۳۸٫
[۹]. «فَقَالَ لَهُ الْحُسَیْنُ ع وَیْلَکَ یَا ابْنَ سَعْدٍ أَ مَا تَتَّقِی اللَّهَ الَّذِی إِلَیْهِ مَعَادُکَ أَ تُقَاتِلُنِی وَ أَنَا ابْنُ مَنْ عَلِمْتَ ذَرْ هَؤُلَاءِ الْقَوْمَ وَ کُنْ مَعِی فَإِنَّهُ أَقْرَبُ لَکَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَقَالَ عُمَرُ بْنُ سَعْدٍ أَخَافُ أَنْ یُهْدَمَ دَارِی فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَنَا أَبْنِیهَا لَکَ فَقَالَ أَخَافُ أَنْ تُؤْخَذَ ضَیْعَتِی فَقَالَ الْحُسَیْنُ ع أَنَا أُخْلِفُ‏ عَلَیْکَ‏ خَیْراً مِنْهَا مِنْ‏ مَالِی‏ بِالْحِجَازِ فَقَالَ لِی عِیَالٌ وَ أَخَافُ عَلَیْهِمْ ثُمَّ سَکَتَ وَ لَمْ یُجِبْهُ إِلَى شَیْ‏ءٍفَانْصَرَفَ عَنْهُ الْحُسَیْنُ ع وَ هُوَ یَقُولُ مَا لَکَ ذَبَحَکَ اللَّهُ عَلَى فِرَاشِکَ عَاجِلًا وَ لَا غَفَرَ لَکَ یَوْمَ حَشْرِکَ فَوَ اللَّهِ إِنِّی لَأَرْجُو أَنْ لَا تَأْکُلَ مِنْ بُرِّ الْعِرَاقِ إِلَّا یَسِیراً فَقَالَ ابْنُ سَعْدٍ فِی الشَّعِیرِ کِفَایَةٌ عَنِ الْبُرِّ مُسْتَهْزِئاً بِذَلِکَ الْقَوْلِ» مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏ ، بحار الأنوار، تاریخ وفات مؤلف: ۱۱۱۰ ق‏، محقق / مصحح: جمعى از محققان‏، موضوع: جوامع روایى‏، زبان: عربى‏، تعداد جلد: ۱۱۱، ناشر: دار إحیاء التراث العربی‏، مکان چاپ: بیروت‏، سال چاپ: ۱۴۰۳ ق‏، ج ۴۴، ص ۳۸۸-۳۸۹٫ فتوح، ابن اعثم، ج ۵، ص ۱۶۴-۱۶۶٫

 


پنج × = 10