خانه > اهلبیت علیهم السلام, مقالات > خصوصیات پیامبر اکرم(ص) در قرآن کریم

خصوصیات پیامبر اکرم(ص) در قرآن کریم

نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله در تمام عمر پر برکت خویش از کودکی تا هنگامی که به ملکوت اعلی پر کشید، نمونه و مظهر عالی ترین اخلاق، رفتار و گفتار بوده است. سنت و سیره آن حضرت برای همه انسان ها و خصوصاَ مسلمانان الگویی پسندیده است و بر همه ماست، ابعاد وجودی ایشان را بشناسیم و به حضرتش اقتدا کنیم. در قرآن آیات بسیاری درباره اخلاق فردی، اجتماعی، خانوادگی و همچنین آداب زندگی رسول اکرم صلی الله علیه و آله وجود دارد که ما در اینجا به بررسی تعدادی از آیات می پردازیم.

یکی از بهترین راه های شناخت مدعیان راستین از دروغین، ویژگی های اخلاقی، آنهاست. توجه کامل رسول اکرم به قرآن کریم، سیره نورانی آن حضرت را شایسته تأسی کرده است.«لقد کان فی رسول الله اسوة حسنة» هر سیره ای به هر میزان و با هر مرتبه از مراتب قرآن هماهنگی کند و به همان اندازه قرآنی است و چون رسول خدا سیره اش را بر حقایق قرآنی تنظیم کرده است سیره آن حضرت کاملترین سیره هاست.

اینک برای بهره وری افزونتر از این سیره مبارک اجمال به جمال به برخی موارد که شاهد قرآنی نیز در بردارد اشاره می شود.

۱٫ پیامبر رحمت صلی الله علیه و آله اسوه حسنه

«لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً» پیامبر اسوه حسنه نام گرفتند. اسوه یعنی سر مشق و مقتدا. اسوه سه مرتبه در قرآن آمده است. دو مرتبه در مورد حضرت ابراهیم علیه السلام(ممتحنه،۴-۶)و یک مرتبه در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله در سوره احزاب. این آیه پیامبر را به عنوان انسانی کامل که نیکو ترین سر مشق و الگو می باشد، معرفی می کند. ایشان بهترین الگو در همه امور هستند. در ایمان و اخلاص، در زهد و تقوی، در صبر و استقامت، در توکل و فداکاری، در شجاعت و دلاوری، در نظم و نظافت، در عبادت و خودسازی و خلاصه در تمام اعتقادات، اعمال و گفتار کامل ترین سر مشق برای انسان های جهان هستند و مردم با پیروی از این الگوی نیکو می توانند به سعادت دنیا و آخرت برسند.

۲٫ خلق عظیم پیامبر صلی الله علیه و آله

«وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظِیمٍ»[۱] در این آیه خلق بی مانند پیامبر را با صفت «عظیم» می ستاید و او را کانون عالی ترین صفات انسانی معرفی می کند. تو کانون محبت و عواطف و سر چشمه رحمت الهی هستی. کفار آزارت می دهند و تو آنها را انذار می دهی. ناسزایت می گویند و تو برای آمرزش آنها دست به دعا بر می داری. بر تو سنگ می زنند و خاکستر بر سرت می ریزند و تو هدایت آنها را طلب می کنی.

۳٫ پیامبر اکرم اُسوه صبر و استقانت(صبر جمیل)

هدایت مردمی که در میان آنها افرادی لجوج، ناآگاه، مغرض و متعصب وجود دارد همیشه با مشکلات و رنج های فراوان همراه است. زیرا آنها دائم مشغول توطئه و کارشکنی هستند. تحمل این مشکلات پایداری و صبری عظیم می طلبد. وقتی رسول اکرم صلی الله علیه و آله دعوت خود را آغاز نمود، آزار و اذیت مخالفان هم از هر سو آغاز شد. گاه وجود مقدس آن حضرت را سنگسار می کردند، آن چنان که بدن مبارکش مجروح می شد. زمانی خاکستر و احشاء شتر بر سرش می ریختند. گاه ساحر، دیوانه و شاعر خطابش می کردند. مدتی او و یارانش را در محاصره قرار دادند و زمانی هم کمر به قتل بستند. امّا پیامبر صلی الله علیه و آله همه دشواری ها و ناملایمات را با توکل بر خدا و استقامت تحمل نمود. در آیاتی از قرآن به پیامبر اکرم فرمان می رسد که در انجام رسالت خود و عمل به دستورات خدا و تحمل آزار مخالفان، صبر و شکیبایی پیشه کند.[۲]

۴٫ چهار خصوصیّت پیامبر صلی الله علیه و آله در یک آیه

«لَقَدْ جَاءکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْکُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ؛[۳] هر آینه پیامبری از خود شما، بر شما مبعوث شد، هر آنچه شما را رنج می دهد بر او گران می اید، سخت به شما دلبسته است و با مؤمنان رئوف و مهربان است.»

الف. از جنس خود مردم(رسول من انفسکم)

ب. رنج و ناراحتی مردم بر او سخت ناراحت کننده است.( عزیز علیه ما عنتتم)

ج. علاقمند به مردم (حریص علیکم)

د. رئوف و مهربان نسبت به مؤمنان.(بالمؤمنین روف رحیم)

۵٫شش ویژگی پیامبر صلی الله علیه و آله در یک آیه

«فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنتَ فَظّاً غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَی اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ؛[۴] به سبب رحمت خداست که تو با آنها این چنین خوشخوی و مهربان هستی. اگر تند خو و سخت دل می بودی از گرد تو پراکنده می شدند. پس بر آنها ببخشای و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با ایشان مشورت کن و چون قصد کاری کنی بر خدای توکل کن، که خدا توکل کنندگان را دوست دارد.»

الف. مهربانی و نرمش با مردم.

ب. پرهیز از خشونت.

ج. عفو و بخشش خطاکاران.

د. طلب مغفرت برای خطا کاران.

و. مشاوره و هم فکری با مؤمنان.

ی. قاطعیت در انجام تصمیمات و توکل بر خدا.

در روایات وارد شده است که امام حسین علیه السلام به نقل از پدرش، پیامبر را چنین توصیف می کند: او همیشه خندان بود و اخلاق نرمی داشت و تندخو نبود، فحش و ناسزا از او سر نمی زد،از کسی عیب نمی گرفت، کسی را بی مورد مدح نمی کرد و نسبت به چیزی که مورد علاقه اش نبود با اغماض برخورد می کرد. در سنن النبی به نقل از مکارم الاخلاق طبرسی نقل شده است: که آن حضرت هرگز از کسی انتقام نگرفت بلکه کسانی که را به وی بدی کرده بودند مورد عفو قرار می داد او پیامبر دلسوزی برای مسلمانان بود.

۶٫ عبادت و تهجّد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله

خداوند، رسول اکرم صلی الله علیه و آله را به شب زنده داری امر فرمود تا از این طریق به مقام محمود دست یابد. قرآن در سوره اسراء می فرماید:«و من الیل فتهجد به نافلة لک عسی ای یبعثک ربک مقاماً محموداً» در کیفیت نماز شب آن حضرت آمده است که، پیامبر آب وضو و مسواک خود را از قبل مهیا می فرمود و مانند یک رزمنده سنگرنشین، خواب ممتد و طولانی نداشت، آن حضرت پس از خوابی کوتاه بیدار می شد و چهار رکعت نماز می خواند و سپس قدری می خوابید و دوباره برمی خاست و به همین ترتیب عمل می کرد. ایشان هر بار که بیدار می شد به آسمان نگاه می کرد و این آیات را تلاوت می کرد: «ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف اللیل و النهار لایات لاولی الالباب…»[۵] این گونه آیات هم انسان را به تفکر در نظام آفرینش تشویق کرده و ضمناً با بیان برخی اوصاف فرزانگان، دیگران را هم به فرزانه شدن ترغیب می کند و هم هدف دارای نظام خلقت را گوشزد می کند و هم روش نیایش در پیشگاه خداوند را برای امن از عذاب دوزخ به سالکان می آموزد. شب زنده دار واقعی کسی است که عبادت عملی او با عبادت فکری وی هماهنگ باشد از این رو پیامبر گرامی که بر اساس آیه سوره اسراء شب زنده دار بود، بر اساس آیات سوره آل عمران، تفکر در معارف را با شب زنده داری توأم کرد.

۷٫ ساده زیستی و وارستگی از دنیا

رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله امور زندگی خود را همانند مسایل عبادی بر اساس توجه به قرآن تنظیم می کرد. بی توجهی به مظاهر دنیا و بی رغبتی به آنها نشانه توجه تام رسول اکرم صلی الله علیه و آله به معارف قرآن است و از جمله آیاتی که به این مطلب اشاره دارد آیه «فلاتعجبک أموالهم و لا اولادهم» دارایی ها و فرزندان کفار و متکاثران دنیا تو را به شگفت در نیاورد زیرا خدای سبحان عده ای را با مال و فرزند که فتنه اند عذاب می کند. پس، اگر کسی به متاعی یا مقامی نایل شود ناچار است بر اثر علل طبیعی مانند مریضی و کهنسالی و مرگ و یا علل سیاسی و اجتماعی آن را به دیگری بسپارد و با ساده زیستی راه مستقیم به آسانی طی خواهد شد. از این رو رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود:«نجی المخفون» سبکباران بهتر به مقصد می رسند و اهل نجات اند. موارد فوق نمونه ای از دریای معرفت پیامبر عظیم الشان صلی الله علیه و آله بود.

نشانی برخی از آیات دیگر، درباره عظمت پیامبر اکرم(ص)

بقره،۹۷، بقره،۱۴۳-۱۵۱-۵، آل عمران،۷-۲۰- ۶۸، مزمل،۲۰، مدثر، ۱-۲، بروج،۱، الاعلی،۱، شرح، ۴٫

همچنین برای اطلاع بیشتر می توانید به مطلب زیر مراجعه نمایید:

اخلاق پیامبر در قرآن

پی نوشت ها: 


[۱] قلم/۴٫

[۲] دهر/ ۲۴، قلم/ ۴۸، طور/ ۴۸، مؤمن/ ۵۵، ۷۷، روم/ ۶۰، مائده/ ۵۶، مزمل/ ۱۰، ق/ ۳۹، ص/ ۱۷، طه/ ۱۳۰، معارج/ ۵، یونس/ ۱۰۹، هود/ ۴۹، ۱۱۵، نحل/۱۲۷، مریم/ ۶۵، کهف/ ۲۸، طه/ ۱۳۲، احقاف/ ۳۵٫

[۳] ۱۲۸/ توبه.

[۴] ۱۵۹/آل عمران.

[۵] آل عمران، آیه ۱۹۱ ـ ۱۹۰٫

سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در قرآن

 


سیره رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ را از دیدگاه قرآن کریم چیست؟


 

پیامبر حضرت محمد (ص)

 

پاسخ :

برای بررسی سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مناسب است تا در دو بخش این سیره را مورد بررسی قرار دهیم:

الف) حجیت سیره: تمام اعمال، حرکات، سکنات، گفته‌ها و اوصاف نفسانی که سیره و سنت پیامبر نام دارد، از طریق وحی انجام می‌گیرد از این رو سنت و سیره آن حضرت حجت است، لذا اطاعت از سنت و سیره اطاعت از خداوند است،مَنْ یطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ.[۱] «کسی که از پیامبر اطاعت کند همانا اطاعت خداوند را نموده». پس این دو از هم جدا نخواهند بود، زیرا تمام آنچه را می‌گوید و انجام می‌دهد از ناحیه خداوند است و هرگز از روی هوی و هوس نمی‌باشد، وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یوحى[۲] «هرگز از روی هوای نفس سخن نمی‌گوید، آنچه آورده چیزی جز وحی نیست که به او وحی شده است» بر همین اساس است که فرمود:

إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یوحى[۳] «تنها از آنچه به من وحی می‌شود، پیروی می‌کنم».

و چون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای همگان اسوه حسنه است «لَقَدْ کانَ لَکمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ»،[۴] پس باید آنچه که رسول خدا برای مردم آورده بگیرند و اجرا کنند و آنچه که از او نهی کرده از آن خودداری کنند. «ما آتاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا،[۵] آنچه که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای شما آورده بگیرید و آنچه را که از آن نهی کرده، از آن خودداری کنید.»

یکی از کارهای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ این است که مطهر امت اسلامی است چون خود پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پاک و مطهر است، لذا امت خویش را پاک می‌کند: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاتَک سَکنٌ لَهُمْ «از اموال آنها صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‌شان سازی برایشان دعا کن، زیرا دعای تو برای آنان آرامش است

 

ب) سیره پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قرآن: در مورد سیره پیامبر در قرآن بحث گسترده‌ای است که به طور اختصار به بعضی از آنها اشاره می‌کنیم:

 

1. دلسوزی نسبت به امت: پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن قدر به مردم دلسوز بود و در صدد هدایت آنها بود که قرآن آن را این گونه بیان می‌فرماید:فَلَعَلَّک باخِعٌ نَفْسَک عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً[۶] «شاید جان خود را به دنبال آنان، آن گاه که به رسالت تو ایمان نیاوردند از دست بدهی.»

این نشان از سعی و تلاش پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اسلام در هدایت امت دارد تا جایی که خود را در پرتگاه هلاکت و نابودی قرار می‌دهد تا مردم را هدایت کند؛

خداوند در جایی دیگر می‌فرماید: وَ لا تَحْزَنْ عَلَیهِمْ وَ لا تَکنْ فِی ضَیقٍ مِمَّا یمْکرُونَ[۷]؛ «بر گستاخی کافران غم مخور، از مکر و حیله آنان بر خود فشار مده.» نیز می‌فرماید: فَلا تَذْهَبْ نَفْسُک عَلَیهِمْ حَسَراتٍ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِما یصْنَعُونَ[۸]؛ «جان خود را به اثر شدت تأسف به آنها از دست مده، خداوند از آنچه که انجام می‌دهند، آگاه است»[۹]

 

2. تطهیر امت اسلامی: یکی از کارهای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ این است که مطهر امت اسلامی است چون خود پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پاک و مطهر است، لذا امت خویش را پاک می‌کند:خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاتَک سَکنٌ لَهُمْ[۱۰]

«از اموال آنها صدقه‌ای بگیر تا به وسیله آن پاک و پاکیزه‌شان سازی برایشان دعا کن، زیرا دعای تو برای آنان آرامش است».

 

زکات در این آیه برای نمونه است، زیرا تمام دستورات اسلامی پاک کننده است و کسی که دستورات اسلام را انجام بدهد به طهارت می‌رسد، در آیه فوق به پیامبر خطاب می‌کند و این جمله «تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکیهِمْ» وصف صدقه نیست، زیرا ضمیر «ها» به صدقه برمی‌گردد، لذا ضمیر «هم» در تطهرهم و تزکیهم به صدقه بر نمی‌گردد با این توصیف معنای آیه این می‌شود که ای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ : با گرفتن صدقه از اموال مردم، خود مردم را تطهیر و تزکیه می‌کنی.[۱۱]

 

3. رأفت و رحمت پیامبر نسبت به امت: رحمت و رأفت از صفات خداوند است، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مظهر این صفات الهی است، وقتی که پیامبر از مردم زکات می‌گیرد، خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید: وَ صَلِّ عَلَیهِمْ إِنَّ صَلاتَک سَکنٌ لَهُمْ[۱۲] «ای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ برای آنها دعا کن زیرا دعای تو برای آنها آرامش است، لذا آن حضرت می‌فرماید: «زندگی من برای شما خیر است مرگ من هم برای شما خیر است»[۱۳]

 

4. صبر و پایداری: خداوند مسئولیت سنگینی بر عهده پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ قرار داد و فرمود: إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیک قَوْلاً ثَقِیلاً[۱۴]، ما گفتار سنگینی را به تو وحی می‌کنیم.»، این گفتار سنگین همان رسالت جهانی اوست، انجام این رسالت جز با پایداری و صبر ممکن نیست، لذا خداوند در آیات متعددی پیامبر را دعوت به صبر می‌کند؛ وَ لِرَبِّک فَاصْبِرْ[۱۵] «برای خدا در طریق ابلاغ رسالت بردبار باش»؛ فَاصْبِرْ کما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَسْتَعْجِلْ،[۱۶] «بسان پیامبران اولوا العزم صبر نبی و درباره آنها عجله نکن. »؛ فَاسْتَقِمْ کما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَک[۱۷] «بنابراین همان گونه که فرمان یافته‌ای استقامت کن همچنین کسانی که با تو به سوی خدا آمده‌اند».

خلق عظیم: وَ إِنَّک لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ، تو بر خویی بزرگ هستی» یکی از ویژگیهای برجسته پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قرآن به عنوان خلق عظیم است «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک،در پرتو رحمت الهی در برابر تندی آنها نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‌شدند

 

پس از این آیات استفاده می‌شود که این سیره پیامبر، همان صبر و استقامت می باشد و دیگر این که این امر فقط وظیفه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نیست بلکه تمام کسانی که از شرک به سوی ایمان باز گشته‌اند، باید استقامت کنند.[۱۸]

 

سراسر زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ با مشکلات همراه بوده آزارها و اذیت‌های فراوانی نسبت به او روا می‌داشتند او را سنگباران می‌کردند، محاصره اقتصادی و سیاسی می‌نمودند، یاران او را شکنجه و آزار می‌دادند او را دشنام و ناسزا می‌گفتند، گاه او را دیوانه و گاه ساحر خطاب می‌کردند، اما در تمام این مشکلات شکیبا و صبور بود و با این صبر و استقامتی که پیشه کرد باعث شد که دینش جهانی شود، باید مؤمنین به این سیره اقتداء کنند، لذا علی ـ علیه السّلام ـ می‌فرماید: صبر و استقامت به رهبران و زمامداران واجب است، زیرا خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: فَاصْبِرْ کما صَبَرَ أُولُوا الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ، همین معنا را بر دوستان و اهل طاعتش نیز واجب کرده است، زیرا می‌گوید برای شما در زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اسوه نیکویی است.[۱۹]

 

5. خلق عظیم: « وَ إِنَّک لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ[۲۰]، تو بر خویی بزرگ هستی» یکی از ویژگیهای برجسته پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در قرآن به عنوان خلق عظیم است «فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک،[۲۱] در پرتو رحمت الهی در برابر تندی آنها نرم شدی و اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می‌شدند.»

در طول زندگی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ موارد بسیار زیادی ازعطوفت و مهربانی رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چه در رابطه با کفار و چه در رابطه با مسلمین وجود دارد، مثلاً در جریان فتح مکه، با آن که مردم مکه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ را انواع آزارها و اذیت‌ها کرده بودند امّا وقتی پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ مکه را فتح کرد همه را آزاد کرد و فرمود: امروز بر شما سرزنشی نیست خدا همگان را می‌بخشد.[۲۲]

مشورت کردن: مشورت کردن با مردم یک نوع احترام به رأی آنها است، اگر شخصی با کسی مشورت کند در حقیقت با این کارش به او می‌فهماند که تو دارای معرفت، عقل و درایت هستی که من با تو مشورت می‌کنم و اگر انسانی همچون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین کاری را انجام دهد، باعث افتخار آن طرف می‌شود، لذا خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید با مردم مشورت کن، وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ «در کارها با آنها مشورت کن

 

 

6. گذشت و عفو: یکی از خصایص رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ گذشت و عفو بود، هر چه انسانیت انسان قوی‌تر شود گذشت او بیشتر خواهد شد، و چون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ رحمة للعالمین است و از طرفی هم خدا می‌دانست که پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ اهل چنین خصلتی است لذا او را امر به عفو و گذشت کرد و فرمود: فاعف عنهم[۲۳] «پس از آنها در گذر» پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن قدر اهل گذشت بود که حتی از وحشی که قاتل عمویش حمزه بود گذشت کرد، زیرا وقتی که وحشی مسلمان شد پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ از او سؤال کرد تو وحشی هستی؟ گفت: بله، فرمود: عمویم حمزه را چگونه کشتی؟ او جریان را برای پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ گفت، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ گریه کرد و او را بخشید.[۲۴]

 

7. مشورت کردن: مشورت کردن با مردم یک نوع احترام به رأی آنها است، اگر شخصی با کسی مشورت کند در حقیقت با این کارش به او می‌فهماند که تو دارای معرفت، عقل و درایت هستی که من با تو مشورت می‌کنم و اگر انسانی همچون پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ چنین کاری را انجام دهد، باعث افتخار آن طرف می‌شود، لذا خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌فرماید با مردم مشورت کن، وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ[۲۵] «در کارها با آنها مشورت کن» لذا پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در جنگ بدر با اصحابش مشورت کرد[۲۶].

 

8. عبادت: وقتی که آیه: یا أَیهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیلَ إِلاَّ قَلِیلاً[۲۷] «ای جامه به خود پیچیده شب را جز کمی بپا خیز» بر پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نازل تمام شب را به عبادت می‌پرداخت تا این که پاهایش متورم شد لذا خداوند فرمود:ما انزلنا علیک القرآن لتشقی[۲۸]؛ ما قرآن را بر تو نازل نکردیم که به زحمت افتی» و همچنین خداوند به پیامبرش فرمود: «ما قروا ما تیسر من القرآن؛[۲۹] اکنون آنچه که برای شما میسر است قرآن بخوانید». معلوم می‌شود که خداوند به پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ دستور می‌دهد که به خودش آسان بگیرد.[۳۰]

یا این که نماز شب که برای دیگران مستحب است اما بر پیامبر واجب است، «و من اللیل فتهجه به نافلة لک؛[۳۱] مقداری از شب را برخیز و نماز بخوان که آن خاص تو است». و این عبارت بود که به مقام محمود رسید «عسی ان یبعثک ربک مقاماً محموداً؛[۳۲] امید است که پروردگارت تو را به مقام در خور ستایش برانگیزد».

 

پی نوشت ها :

[۱]. نساء/۲۱۸

.[۲] نجم/۲ و ۳

[۳]. انعام/۵۰

[۴]. احزاب/۲۱

[۵]. حشر/۷

[۶]. کهف/۶

[۷]. نمل/۷۰

[۸]. فاطر/۸۰

[۹]. سبحانی، جعفر، منشور جاوید، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۷، ج ۶، ص ۲۴۵

[۱۰]. توبه/۱۰۳

[۱۱]. طباطبائی، محمد حسین، تفسیر المیزان، بیروت، موسسه الاعلمی للمطبوعات، چاپ دوم، ۱۳۹۱ه ‍ ، ج ۹، ص ۳۷۷٫

[۱۲]. توبه/۱۰۳

[۱۳]. سپهر، محمد تقی، ناسخ التواریخ (زندگانی پیامبر)، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ اول، ۱۳۸۱، ج ۴، ص ۱۸۱۳٫

[۱۴]. مزمل/۵

[۱۵]. مدثر/۷

[۱۶]. احقاف/۳۵

[۱۷]. هود/۱۱۲

[۱۸]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتاب الاسلامیه، ج۹، ص۲۵۳

[۱۹]. همان، ج ۲۱، ص ۳۸۴

[۲۰]. قلم/۴۰

[۲۱]. آل عمران/۱۵۹

[۲۲]. منشور جاوید، همان، ص ۲۴۵

[۲۳]. آل عمران/۱۵۹

[۲۴]. سید رضی صدر، محمد فی القرآن، قم، مرکز انتشارات اسلامی، چاپ دوم، ۱۴۲۰، ص ۷۸

[۲۵]. آل عمران/۱۵۹

[۲۶]. محمد فی القرآن، همان، ص ۸۱

[۲۷]. مزمل/ ۱ ـ ۲

[۲۸]. طه/۱ ـ ۲

[۲۹]. مزمل/۲۰

[۳۰]. محمد فی القرآن، همان، ص ۱۰۹

[۳۱]. اسراء/۷۹

[۳۲]. اسراء/۷۹

بخش قرآن تبیان

منبع اندیشه قم

آیة الله عبدالله جوادی آملی

جلوه هایی از سیره قرآنی پیامبر

توجه تام رسول اکرم(ص) به قرآن کریم، سیره نورانی آن حضرت را شایسته تأسّی کرده است:(لقد کان لکم فی رسول الله اٌسوة حسنة)۱٫ البته همان گونه که معارف و بطون قرآن دارای درجات است، سیره هایی هم که بر اساس توجه به قرآن شکل گرفته، یکسان نخاهد بود. چنانکه از سالار شهیدان امام حسین ونیز امام صادق ( علیهما السلام) رسیده است که قرآن بر چهار بخش است: (علی العبارة ووالإشارة واللطائف و الحقایق، العبارة للعوام والإشارة للخواص واللطائف للأولیاء والحقایق للأنبیاء)۲؛ عبارات قرآن بای توده مردم، اشارات قرآن برای خواص، لطایف آن برای اولیای الهی و حقایقش که بالاترین مرتبه قرآن است برای پیامبران می باشد.

هرسیره ای به هر میزان و با هر مرتبه از مراتب قرآن هماهنگی کند به همان اندازه قرآنی است وچون رسول خدا(ص) سیره اش را بر حقایق قرآنی تنظیم کرده است، سیره آن حضرت کاملترین سیره هاست، از این رو در باره رسول اکرم(ص)

آمده است :(کان خلقه القرآن). برای بهره وری افزونتر از این سیره مبارک، به اجمال به برخی موارد که شاهدی قرآنی نیز در بردارد اشاره می شود:

۱-عبادت وتهجد

خداوند سبحان، رسول گرامی (ص) رابه شب زنده داری امر فرمود تا از این طریق یه مقام محمود باریابد:(وم الیل فتجهد به نافلة لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا)۲٫ از آن پس، آن حضرت بدان حدّ در اقامه این عبادت به خود زحمت می داد که خداوند فرمود: (ما أنزلنا علیک القران لتشقی)۳؛ قرآن نیامده تا خودرا به زحمت بیندازی.

در کیفیت نماز شب رسول اکرم(ص) آمده است۴ که وی آب وضو و مسواک خود را از قبل مهیا می فرمود ومانند یک رزمنده سنگر نشین خواب ممتد وطولانی نداشت وهمواره پاسدر حرم دل بود تا مبادا غفلت در آن راه پیدا کند. آن حضرت پس از خوابی کوتاه بیدار می شد، چهار رکعت نماز می خواند وسپس قدری موی خوابید و دوباره برمی خاست و به همین ترتیب عمل می کرد. ایشان هر بار که بیدار می شدند به آسمانها نگاه کرده، این آیات را تلاوت می کردند:( إن فی خلق السموات والأرض والختلاف اللیل والنهار لایات لأولی الأباب* الذین یذکرون الله قیاما و قعودا وعلی جنوبهم و یتفکرون فی خلق السموات والأرض ربّنا ما خلقت هذا باطلا سبحانک فقنا عذاب النار)۵٫

این گونه آیات هم انسان را به تفکر در نظام آفرینش تشویق کرده، ضمن بیان برخی اوصاف فرزانگان،دیگران را هم به فرزانه شدن تغیب می کند و هم هدف داری نظام خلقت را گوشزد می کند و هم روش نیایش مسبّحانه در پیشگاه خداوند را برای امن از عذاب دوزخ به سالکان می آموزد.

غرض آن که شب زنده دار واقعی کسی است که عبادت عملی او با عبادت فکری و ی هماهنگ باشد، از این رو پیامبر گرامی(ص) که بر اساس آیات سوره آل عمران ، تفکر در معارف را با شب زنده داری توأم می کرد.

۲-ساده زیستی و وارستگی از دنیا

رسول گرامی(ص) امور عادی و غیر عبادی زندگی خود را همانند مسایل عبادی بر اساس توجه به قرآن تنظیم می کرد. چنانکه در باره بی توجهی به دنیا و ساده زیستی آن حضرت، از امام باقر و صادق (علیهما السلام) نقل شده است که مخازن عالم و کلیدهای آن به رسول اکرم(ص) ارائه شد واو را در انتخاب آنها مخیّر کردند بدون این که از مقام آن حضرت کاسته شود، ولی آن بزرگوار در بیان راز انتخاب زندگی ساده برای خود، و نیز عدم پذیرش آن پیشنهاد، فرمود: (الدنیا دار من لا دار له ولها یجمع من لا عقل له)۱٫

همچنین نقل شده است که بستر خواب رسول اکرم(ص) حصیر زبری بود که هرگاه بر روی آن استراحت می کردند، آثار تار پود درشت و خضن حصیر در صورت مبارک آن حضرت نمایان می شد، به آن حضرت عرض شد: چرا قیصر وکسری باید در چنان آسایشی باشند و شما بر روی چنین حصیر زبری بخوابید تا آن که تار وپودش در رخسارتان اثر گذارد؟ پیامبر گرامی(ص)فرمودند: آیا نمی پسندید که دنیای زود گذر برای آنان باشد و سرای جاویدان آخرت برای ما۲، شکّی نسیت که من از آنان برترم و نزد خداوند گرامیتر، لیکن مر با تعلقات دنیوی کاری نیست، زیرا زندگی ما در دنیا به مسافری می ماند که لحظاتی در سایه درختی می آرمد و آنگاه که سایه زایل شد آن مسافر برخاسته، به سوی مقصد خود رهسپار می شود۱٫

این وارستگی بی رغبتی به مظاهر دنیا، نشان توجه تام رسول اکرم(ص) به معارف قرآنی و از جمله آیاتی است که آن حضرت را به ساده زیستی ترغیب می کند، مانند دو آیه ذیل:

الف: ( فلا تعجبک أموالهم ولا أولادهم)۲٫ یعنی دارییها و فرزندان کفّار و متکاثران دنیا زده تو را به شگفت در نیاورد، زیرا خدای سبحان عدّه ای را بامال و فرزند که فتنه اند عذاب می کند: (إنما أموالکم وأولادکم فتنه)۳٫ کسانی که در جمع مال و پیدایش و پرورش اولاد، حدود الهی را رعایت نکنند، گرفتار فتنه اند. از این رو خداوند سبحان به شیطان دستور می دهد تا با آنها در مال و اولادشان شریک باشد: ( وشارکهم فی الأموال و الأولاد)۴٫

ب: ( ولا تمدّن عینیک إلی ما متعنا به أزواجا منهم زهرة الدنیا لنفتنهم فیه)۵٫ یعنی ای پیامبر چشمانت به سوی متمکنان گشوده نشود، زیرا زرق و برق دنیا در حد شکوفه(زهزة) است و برای کسی میوه نخواهد شد. دنیا مانند منطقة سردسیری است که شکوفه اش به بار نمی نشیند، از این رو اگر کسی به متاعی یا مقامی نایل شود ناچار است بر اثر علل طبیعی، مانند مرض و کهنسال ومرگ، یا علل سیاسی و اجتماعی آن را به دیگری بسپارد.

با ساده زیست، راه مستقیم به آسانی طی خواهد شد، از این رو رسول اکرم(ص) فرمود: ( نجی المخفّون)۱؛ سبکباران بهتر به مقصد می رسند واهل نجاتند. با توجه به این حقیقت است که امیر المؤمنین علی(علیه السلام) می فرماید:(تخففوا، تلحقوا)۲؛ سبکبار شوید تا به واصلان ملحق شده و به مقصد برسید. سنگین بارها از فضایل اخلاقی بی بهره اند، زیرا دنیا طلبی با آخرت خواهی جمع نمی شود و فاصله آن دو مانند مشرق و مغرب است۳ که اگر یک کفّه سنگین شد کفه دیگر سبک می شود.

۳-شعارها واذکار در میدان نبر

شعار مسلمانان در میدان جنگ به دستور رسول اکرم(ص) تنظیم می شد، از این رو دارای مضامینی بلند و هدفدار و آموزنده بود، همان طور که شعار مسلمانان به هنگام نماز، اذان واقامه است که کلمات آمزنده دارد بر خلاف ناقوس ترسایان که زنگی بیش نیست. شعار رزمندگان در بعضی از میدانهای نبر، ( حم لا ینصرون) بود۴٫ این گونه شعارها، دلهای رزمندگان را به قرآن متوجه می کرد.

امیر المؤمنین (ع) در باره تو جه پیامبر گرامی(ص) به قرآن و استفاده از ان در هنگام نبرد، می فرماید: در جنگ بر که اولین درگیری نظامی مسلمانان با مشرکان بود، رسول خدا را در سجده دیدم که جمله نورانی ( یا حیّ یا قیوم) را تکرار می کرد وباری نزول نصرت غیبی وامداد الهی آن قدر ذکر مزبور را بازگو کرد تا جنگ پیروز شد۵٫ ذکر شریف(یا حیّ یا قیوم) از اسمای حسنایی است که از قرآن استفاد می شود و درآیه الکرسی و مانند آن به صورت: (هو الحیّ القیّوم) ۶ آمده است.

۴- تکریم شهیدان

پس از آیه شریفه( سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار)۱، رسول اکرم(ص) هر گاه بر مزار شهدای اٌحد حضور می یافت این آیه را تلاوت می فرمود۲٫ یعنی درود خدا و پیامبر بر شما باد که صابر و شکیبا بودید و پایان خوبی در انتظار شماست. البته هم پیش ار آخرت ، در پاین دنیا زندگی به کام پرهیزکاران است و هم در آخرت: (والعقبة للتقوی)۳، ( والعاقبة للمتقین)۴٫

یعنی جامعه بشری در پایان دنیا، شاهد آرمانشهر ومدینه فاضله خواهد بود که در آن مردم پرهیزکار، معزّزند، چنانکه در قیامت نیز مکرّمند.

غرض آن که سیره رسول گرامی(ص) در تجلیل از شهیدان،تلاوت و حی خدا بود. ممکن است دیگران نیز در برابر مزار شهدا تکریمی روا بدارند، اما ادب گرامی داشت را باید همچون رسول حق (ص) از قرآن الهام گرفت.

۵- خوف و رجای ممدوح

خوف و رجا که دو عامل بازدارنة از تباهی و محرّک به نیکیهاست، در زندگی رسول اکرم(ص) بر اساس قرآن کریم تنظیم شده بود، ازاین رو یکی از آیاتی که آن حضرت مکرّر آن را تلاوت می کرد این آیه بود: (قل إنی أخاف إن عصیت ربّی عذاب یوم عظیم )۵٫ یعنی اگر من معصیت کنم از عذاب دردناک روز بزرگ هراسناکم؛ تا این که سوره مبارکه فتح نازل شد: (إنا فتحنا لک فتحنا لک مبینا* لیغفر لک الله ما تقدم من ذنبک وما تأخر)۶ وخداوند با وعده غفران ، به رسولش تسکین داد . البته باید توجه داشت غفران در باره غیر معصوم،رفع گناه موجود است و در باره معصومان دفع آن است، زیرا و سوسه به حرم امن قلب معصوم، راه پیدا نمی کند. این نکته نیز روشن است که عصمت با اختیار منافات ندارد، چون حقیقت عصمت به یک ملکه علمی برمی گردد نه جبر، زیرا معصوم به توفیق خداوند سبحان باطن گناه را مشاهده می کند که همچون سمّ است واگر چنین کسی از سم پرهز کرد، با حسن اختیار خود این عمل را انجام داده است، چنانکه اگر مرتکب شد با سوء اختیار خود بوده است.

منبع : کتاب سیره رسول اکرم در قرآن ج ۹ ص ۳۱۳

پیامبر (ص) چگونه زندگی می کرد؟

آشنایی با سیره زندگی پیامبر عظیم الشان اسلام(ص)

در قرآن مجید، به نقش اخلاق پیامبر (ص) درپیشرفت اسلام و جذب ‏دل‏ها تصریح شده است، آن جا که مى ‏خوانیم: «فبما رحمة من الله‏لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم‏و استغفر لهم و شاورهم فى الامر; اى رسول ما! به خاطر لطف ورحمتى که از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان‏ گشته‏ اى، و اگر خشن و سنگدل بودى، مردم از دور تو پراکنده ‏مى ‏شدند، پس آن‏ها را ببخش، و براى آن‏ها طلب آمرزش کن، و درکارها با آن‏ها مشورت فرما.»

نماز و روزه پیامبر ‏(ص) ‏

۱٫ پیامبر ‏(ص) ‏ دوبرابر نمازهای واجب نماز ، مستحبی بجا می‌آورد و دوبرابر روزه‌های واجب ، روزه‌ی مستحبی می‌گرفت.
۲٫ در سفر و غیر سفر ، شبانه سیزده رکعت بجا می‌آورد که یک رکعت وَتر و دورکعت نماز صبح جزء آن بود.
۳٫ در ماه مبارک رمضان ، نماز بیشتر می‌خواند.
۴٫ وقتی نیازمندی نزد او می‌نشست ، نمازش را سریع می‌خواند تا نیاز او را اجابت نماید.
۵٫ در نماز رنگ چهره‌اش از خوف خدا دگرگون می‌گشت.
۶٫ پیش از آغاز نماز ۷ مرتبه تکبیر می‌گفت.
۷٫ بسم‌ا…الرحمن الرحیم را در نماز بلند می‌گفت.
۸٫ قبل از قرائت نماز « اعوذ بالله من الشیطان الرجیم » می‌گفت.
۹٫ نماز را از همه کاملتر و در عین حال مختصرتر می‌خواند.
۱۰٫ هیچ نماز واجبی را بدون قنوت نمی‌خواند.
۱۱٫ در هنگام شروع نماز ، دست به شانه‌های نمازگزاران می‌گذارد و می‌فرمود:‌« منظم و صاف بایستید ».
۱۲٫ مشتاقانه انتظار وقت نماز را می‌کشید و بر آن مراقبت می‌نمود.
۱۳٫ هیچ چیز را بر نماز مقدم نمی‌داشت.
۱۴٫ می‌فرمود : « نور چشم من در نماز و روزه قرار داده شده است ».
۱۵٫ پس از تمام شدن سلام نماز ، سه بار تکبیر می‌گفت و هر بار دست‌هایش را تا برابر نرمة گوش بلند می‌کرد.
۱۶٫ در هنگام رکوع ، سرش را نه پایین می‌انداخت و نه آنگونه بلند می‌کرد که از بدنش بالاتر باشد بلکه حدِ معتدل را رعایت می‌نمود.
۱۷٫ هنگامی که به مصیبتی دچار می‌شد ، هزاررکعت نماز در آن روز می‌خواند و به شصت مسکین صدقه می‌داد و سه روز روزه می‌گرفت.
۱۸٫ اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.

مکارم اخلاقی پیامبر ‏(ص)

‏ ۱٫ هیچ فرصتی را جز در راه کار برای خدا و یا اصلاح خویشتن ازدست نمی‌داد.
۲٫ مسلمانان را به کارکردن سفارش می نمود.
۳٫ کینه کسی را در دل نگاه نمی داشت و درصدد انتقام بر نمی آمد.
۴٫ به آرامی و با وقار قدم برمی‌داشت.
۵٫ نعمت های الهی درنظر او بزرگ و با عظمت بودند.
۶٫ دنیا و حوادث تلخ آن وی را غضبناک نمی ساخت .
۷٫ هرگز در کارهایشان تندروی و کندروی نمی نمود .
۸٫ شجاع ترین، نیکوترین و بخشنده ترین مردم بود.
۹٫ وقتی که با حادثه ای برخورد می کرد، آن را به خدا واگذار می نمود.
۱۰٫ در همه کارها معتدل و میانه رو بود .
۱۱٫ بردباریش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.
۱۲٫ هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.

ویژگی های فرماندهی پیامبر (ص)

۱٫  پیامبر (ص) در همه شرایط با لشگریان و مردم خویش مدارا می نمود.
۲٫ در جنگ راستگو و وفادار به عهدو پیمان خود بود.
۳٫ هنگام قدرت ، از مجازات چشم پوشی وگذشت می کرد.
۴٫ در امور جنگ با تدبیر ، تفکر و دور اندیشی عمل می کرد.
۵٫ در هر میدان  جنگی به ابتکاری جدید دست می زد ،که او را در پیروزی بر دشمن یاری می کرد.
۶٫ دشمنان از اقدامات و تاکتیکهای او بهت زده و سرگردان می شدند.
۷٫ سرعت در فرماندهی در نزد او ،  برای مقابله با مسائل جدی دارای اهمیت بسیار بود.
۸٫ به تمرکز فرماندهی توجه و تأکید فراوان داشت .
۹٫ ضوابطی دقیق ، برای فرماندهی لشگر و تقویت آن قرار می داد.
۱۰٫ اطاعت از فرماندهان را رمزی برای انضباط ،  انقیاد و فرمانبرداری می دانست .
۱۱٫ فرمانده لشگر را بر اساس شایستگی و شناخت بر می گزید.
۱۲٫  پیروزیهای جنگ او را مغرور نمی کرد.
۱۳٫ نیروی دشمن را ارزیابی می نمود ، و برای مقابله ، ابزار و تجهیزات لازم را تهیه و تدارک می دید.

تواضع و فروتنی پیامبر ‏(ص)

۱٫ پیامبر ‏(ص) ‏ هرکس را که می‌دید به او سلام می‌کرد  وکسی در سلام بر او سبقت نگرفت .
۲٫ با فقیران و مساکین نشست و برخاست می‌نمود.
۳٫ هیچ فقیری را به خاطر فقر یا بیماری تحقیر نمی‌کرد.
۴٫ از هیچ پادشاهی به خاطر قدرتش نمی‌ترسید
۵٫ همه را یکسان بسوی خدا و حق دعوت می‌کرد.
۶٫ لباس و کفش خود را وصله می‌زد.
۷٫ روی زمین می‌نشست و با بردگان غذا می‌خورد.
۸٫ اگر به مجلسی وارد می شد، در آخر و نزدیک درب می نشست ونه در صذر آن.
۹٫ دارای رقّت قلب بسیار بود.
۱۰٫ سلام کردن بر کودکان را دوست داشت.
۱۱٫ دوست نداشت که هنگام ورود به مجالس ، جلوی پای او بلند شوند.
۱۲٫ با دست خود از گوسفندان شیر می‌دوشید.
۱۳٫ پیامبر ‏(ص) هنگام اشاره ، با تمام دست اشاره می‌فرمود.
۱۴٫ بر دست کارگر بوسه می زد.
۱۵٫ بدرفتاری و بی حرمتی به شخص خود را با نظر اغماض می نگریست.

زهد پیامبر اکرم ‏(ص) ‏

۱٫ پیامبر‏(ص) ‏  از دنیا به اندازه‌ی نیاز خود استفاده می‌نمود.
۲٫ هرگز شیفته و شیدای دنیا نبود.
۳٫ خزینه‌ها و گنج‌های دنیا بر او عرضه شد ولی نپذیرفت.
۴٫ با قلب خویش از دنیا اعراض فرمود و یاد دنیا را در قلب خویش نابود ساخت.
۵٫ هیچ چیز را در دنیا از گرسنگی و خوف خدا خوش‌تر نداشت.
۶٫ سخاوتمندترین مردم بود.
۷٫ از آنچه که خداوند نصیب او می‌کرد ، جز به اندازه نیاز یکسال آنهم از خرما و جو برنمی‌داشت و باقیمانده را در راه خدا صرف می‌نمود.
۸٫ حق را اجرا می‌نمود ، هرچند که به ضرر خود و یا یارانش تمام می‌شد.
۹٫ از همه پیامبران زاهدتر بود.
۱۰٫ اگر داشت ، می‌بخشید و اگر نداشت ، می‌فرمود: « ان‌شاء ا… ، خدا می‌رساند ».
۱۱٫ هرگز دونوع غذا در سفرة آن حضرت نبود مگراینکه از یک غذا می‌خورد و  غذا ی دیگر را صدقه می‌داد.
۱۲٫ هرگز درهم ودیناری نزد خود پس انداز نکرد.

سکوت و سخن گفتن پیامبر ‏(ص) ‏

۱٫ سکوت پیامبر‏(ص) ‏ بر حلم و بردباری ، حذر و پرهیزکاری ، تقدیر و اندازه‌گیری و تفکّر و اندیشمندی استوار بود.
۲٫ جز در مواقع ضروری سخن نمی‌گفت.
۳٫ از همه مردم خوش سخن‌تر و فصیح‌تر بود.
۴٫ تمام سخنانش کوتاه و جامع بود.
۵٫ جوهر صدای او بلند و آهنگ کلامش از همه زیباتر بود.
۶٫ وقتی که کسی را صدا می‌زد ، سه مرتبه صدا می‌کرد.
۷٫ در هنگام سخن گفتن بدون تکرار حرف می‌زد.
۸٫ هنگام اجازه گرفتن سه مرتبه اجازه می‌گرفت.
۹٫ درحال سخن گفتن لبخند می‌زد.
۱۰٫ به سخنان همه به یک میزان گوش می‌داد.
۱۱٫ کلمات او متصل به یکدیگر، ولی شمرده بود. به گونه‌ای که شنونده آن را بخوبی می‌شنید و درک می‌کرد.
۱۲٫ سخن همنشین خود را قطع نمی نمود وبا او به صورتی رفتار می کرد که تصور می شد هیچکس در نزد رسول خدا ( ص) از او گرامی تر نیست.
۱۳٫ هیچگاه زبان خود را به دشنام و ناسزا آلوده نمی کرد.
۱۴٫ هرگاه از رفتار کسی آزرده می گشت ناراحتی در سیمایش نمایان می شد ولی با زبان گله واعتراض برخورد نمی کرد.
۱۵٫ از جدال (اصرار کردن ) ، پرحرفی و بیان مطلب بیهوده پرهیز می کرد .
۱۶٫ در جایی که امید ثواب داشت سخن می گفت .
۱۷٫ سخن گفتن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه آن شخص از حد مشروع ( غیبت، تهمت و …)  تجاوز می کرد.
۱۸٫ کسی را بر اغزش و خطای در سخن مؤاخذه نمی فرمود.
۱۹٫  چون با کسی سخن می گفت ، کاملاً  بر می گشت  و رو به او می ایستاد  .

آداب خوردن و آشامیدن پیامبر ‏(ص) ‏

۱٫ پیامبر ‏(ص) ‏  در هنگام غذا خوردن با دیگران ، نخستین کسی بود که دست به غذا می‌برد و آخرین کسی بود که دست از غذا می‌کشید.
۲٫ همواره از جلوی خود غذا می‌خورد .
۳٫ هنگام نوشیدن آب به سه مرتبه می‌نوشید. (می‌مکید و هرگز نمی‌بلعید)
۴٫ با دست راست خود غذا می‌خورد.
۵٫ هرگز درحال تکیه دادن غذا نمی خورد.
۶٫ مانند بردگان و به جهت تواضع در برابر خداوند بر روی زمین می‌نشست و غذا می‌خورد.
۷٫ بهترین غذا نزد آن حضرت غذایی بود که شرکت کنندگان بیشتری بر سر آن سفره وجود داشته باشند.
۸٫ بین هر دو لقمه غذایی که میل می‌نمود ، حمد خداوند را بجا می‌آورد.
۹٫ هرگاه نوشیدنی میل می‌کرد ، در آغاز بسم‌ا… می‌گفت و آب را می‌مکید و می‌فرمود : « درد کبد از بلعیدن آب به یک نفس به وجود می‌آید ».
۱۰٫ غذا را خوب می‌جوید.
۱۱٫ هرگز غذای داغ میل نمی‌کرد و صبر می‌کرد تا خنک شود.
۱۲٫ هرگز غذایی را مذمت نمی‌کرد . اگر دوست داشت می‌خورد و اگر دوست نداشت ، نمی‌خورد و آن را بر دیگران تحریم نمی‌کرد.
۱۳٫ هنگام خوردن غذا ، به کسی که مقابلش بود ، لقمه‌اش را تعارف می‌نمود و هنگام نوشیدن آب ، به کسی که سمت راستش بود ، آب می‌داد.
۱۴٫ هنگام غذا خوردن ، نشستن بر پای چپ را سنت می‌دانست.
۱۵٫ از خوردن سبزی های بد بو پرهیز می نمود.
۱۶٫ تا حد امکان تنها غذا نمی خورد.
۱۷٫ تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن نیز از خوردن  منصرف می شد.

آداب بهداشتی پیامبر ‏(ص)

۱٫ پیامبر ‏(ص) برای هر نمازی مسواک می‌کرد.
۲٫ موی سر خود را با برگ سدر می شست و شانه می‌زد.
۳٫ می‌فرمود : گرفتن موی بالای لب ، به گونه‌ای که لب نمایان گردد ، از سنت است.
۴٫ بعد از هر وضو خود را معطر می‌نمود.
۵٫ در هر روز جمعه ، قبل از اینکه برای نماز از خانه خارج شود ؛ ناخن‌هایش را می‌گرفت.
۶٫ بهترین و محبوب‌ترین هدیه نزد او ، عطر بود.
۷٫ علاوه برآداب  وضو ، اغلب روزها خود را شست وشو می داد .
۸٫ پیش از صرف غذا و بعد از آن دست و دهانش را می شست.
۹٫ شانه ، قیچی ،آینه و مسواک جزء اسباب مسافرتش بود.
۱۰٫ خانه اش با تمام سادگی و بی تجملی پیوسته پاکیزه بود.
۱۱٫ اکثر لباس های او سفید بود.
۱۲٫ ژولیده مو بودن را کراهت می دانست .
۱۳٫ همیشه خوشبو بود.

آداب فردی و خانوادگی  پیامبر ‏(ص) ‏

۱٫ پیامبر ‏(ص) ‏ اوقات خود را به سه بخش تقسیم می‌فرمود : بخشی را برای عبادت ، بخشی را برای خانواده و اهل بیت و بخشی برای کارهای شخصی خود که دراین وقت نیز به کارهای مردم می‌پرداخت.
۲٫ خود را برای اصحاب می‌آراست . چنانکه برای خانواده‌اش آراسته می‌ساخت.
۳٫ با خانواده خود مشورت می‌کرد.
۴٫ با اهل خانه مهربان بود .
۵٫ به اهل خانه در امور داخلی منزل کمک می نمود.
۶٫ هرگز صدای خود را بلند  نمی کرد.
۷٫ به هر که وارد خانه می شد احترام می کرد.
۸٫ هنگام ورود به منزل وضو می‌گرفت و دورکعت مختصر نماز می‌خواند و سپس به بستر می‌رفت.
۹٫ هزینه‌های زندگی او اندک بود.
۱۰٫ احترام به پدر و مادر را به دیگران سفارش می نمود.
۱۱٫ در خوراک و پوشاک ، چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.

آداب معاشرت پیامبر ‏(ص)

۱٫ اخلاق پیامبر (ص) نرم بود و به کسی ظلم نمی کرد.
۲٫ کسی راتحقیر نمی کرد.
۳٫ همواره اهل فضل و دانش را می پذیرفت و حوایج هر کدام را برآورده می ساخت .
۴٫ دستور می دادند که نیازهای نیازمندان را به من ابلاغ کنید .
۵٫ زبان خود را از سخنان غیرلازم و غیرضروری حفظ می کرد.
۶٫ با مردم مأنوس بود و آنها را از خود نمی راند .
۷٫ از یاران خود دلجویی و تفقد می کرد.
۸٫ از احوال عمومی مردم جویا می شد .
۹٫ اگر کسی کار شایسته ای انجام میداد، او را تحسین و تقویت می کرد .
۱۰٫ از جریان های اجتماعی و اوضاع و احوال مردم غافل نبود .
۱۱٫ حق هریک از کسانی را که در مجلس او حضور داشتند ، ادا می کرد.
۱۲٫ لغزش کسی را بازگو نمی کرد .
۱۳٫ همواره خوشرو و نرم بود ..
۱۴٫ کسی را زیاد ستایش نمی کرد .
۱۵٫ مردم را از خود ناامید نمی ساخت .
۱۶٫ هیچگاه کسی را سرزنش نمی کرد و از او عیب نمی گرفت .
۱۷٫ بر بی ادبی اشخاص غریب در هنگام سؤال و سخن صبر می کرد .
۱۸٫ برمصیبت های بزرگ و تهمت های سهمگین صبور بود .
۱۹٫ در سخاوت و جرأت و صراحت لهجه و صداقت و وفای به عهد و پیمان و اخلاق نرم و کرامت در معاشرت از همه مردم بالاتر وبرتر بود .
۲۰٫ هیچگاه پای خود را در میان اصحاب دراز نمی کرد .
۲۱٫ در مصافحه دست خود را نمی کشید تا طرف مقابل دست خود را بکشد .
۲۲٫ مزاح را از خوش اخلاقی و موجب ادخال سرور می دانست و خنده اش لبخند بود.
۲۳٫ باافراد شریف و آبرومند ارتباط عاطفی داشت .
۲۴٫ پیامبر ‏(ص)  با خویشاوندان خود صله رحم می کرد .
۲۵٫ به هیچکس ظلم و ستم نمی نمود .
۲۶٫ از همه دیرتر به خشم می آمد و از همه زودتر از افراد راضی می شد.
۲۷٫ مردم را با تمام وجودونهایت جدّ یت موعظه و نصیحت می کرد .
۲۸٫ به هیچ سائلی جواب رد نمی داد .
۲۹٫ به هیچکس خیره خیره نگاه نمی کرد .
۳۰٫ با هر کسی روبرو می شد، ابتدا او سلام می کرد .
۳۱٫ از ترس آنکه مبادا مردم دچار انحراف شوند، لحظه ای از کار آنان غفلت نمی نمود .
۳۲٫ هنگام خشم وغضب از شدت ناراحتی روی خود را برمی‌گرداند.
۳۳٫ خشنودی و خشم او از چهره‌اش فهمیده می‌شد.
۳۴٫ به عیادت بیماران می‌پرداخت .
۳۵٫ درمراسم تشییع جنازه حضور می یافت .
۳۶٫ هیچگاه در معامله سخت گیری نمی کرد به دروغ و تدلیس (فریب کاری) متوسل نمی شد.
۳۷٫ با کسی مجادله و لجاجت نمی کرد.
۳۸٫ کار خود را به گردن دیگران نمی انداخت.
۳۹٫ به کسی حق مداخله در امور دیگران را نمی داد.
۴۰٫ نظر مشورتی دیگران را مورد مطالعه و توجه قرار می داد.


× 1 = شش