خانه > احکام > احکام نماز ربا-عاریه-غش-فلسفه بلاها

احکام نماز ربا-عاریه-غش-فلسفه بلاها

در روایت است از رسول خدا صلی الله علیه و اله‌: صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ کَأَنَّکَ لَا تُصَلِّی بَعْدَهَا أَبَداً؛
آنچنان نماز بگزار که گویی آخرین نماز توست و دیگر هرگز نمازی نخواهی خواند. من لا یحضره الفقیه، ج‌۱، ص: ۳۰۳ حدیث ۹۱۶٫

چند نکته درباره نماز:
۱-نماز از مهمترین واجبات دینی است و یاد گیری احکامی که غالبا به آن احتیاج داریم مثل احکام نماز واجب است.
۲-یکی از مواردی که نماز را باطل می کند خندیدنی است که عمدا و با صدا باشد. مثلا‌کسی هنگام نماز بخاطر یاد آوری حرف خنده داری یا دیدن حالت خنده آوری بخندد اگر خنده اش با صدا باشد نمازش باطل است.
۳- تبسم و لبخند نماز را باطل نمی کند هر چند عمدی باشد.
۴-اگر براى جلوگیرى از صداى خنده حالتش تغییر کند مثلا رنگش سرخ شود و بدن تکان بخورد چنانچه از صورت نمازگزار خارج شود بگونه ای که عرفا بگویند در حال نماز نیست؛ باید نمازش را دوباره بخواند. ولی اگر حالت نماز بهم نخورد نماز باطل نمی شود.(رساله مراجع م هفتم از مبطلات نماز و اجوبه س ۵۰۵)
خداوند به همه حضور قلب در نماز را عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد وآل محمد.

چند نکته کوتاه درباره ربا:
۱-هر سود و درصدی ربا محسوب نمی شود لذا اگر سودی در یکی از قالب یکی از قراردادهای شرعی مثل نسیه یا مضاربه یا مشارکت و مانند اینها با رعایت شرایطش بدست بیایید، شرعا حلال است.
۲-اگر انسان به کسی مالی را به عنوان قرض بدهد و در ضمن قرض به صورت صریح یا ضمنی شرط سود و درصد را داشته باشد، در این مورد سود، ربا و حرام است. آن سود و زیادی، به شکلهای مختلفی قابل تصور است که همه آنها حرام و ربا محسوب می شوند مثلا آن زیادی ممکن است مال باشد یا انجام کاری باشد مثل اینکه قرض دهنده به دیگری صد هزار تومان پول قرض دهد و شرط کند که باید ماشین من را مجانی تعمیر کنی. اما اگر نسبت به سود هیچگونه شرطی نشود، ولی قرض گیرنده چیزی به عنوان هدیه بدهد، مانعی ندارد.
۳٫ به نظر اکثر فقها در چند مورد ربا گرفتن حرام نیست، یک: ربا گرفتن پدر و فرزند از یکدیگر، فرقی بین پسر و دختر نیست اما بین مادر و فرزند‌یا بین خواهر و برادر جایز نیست؛ دوم: ربا گرفتن زن و شوهر از یکدیگر . (مخالفین: زنجانی (: ربا گرفتن پدر از پسر و شوهر از زن حرام نیست اما بنا بر احتیاط واجب پسر از پدر و زن از شوهر ربا نگیرد)؛ خوئی(: ربا گرفتن بنا براحتیاط واجب در موارد فوق جایز نیست)؛ نکته: زن دائم اتفاقی و در موقت مشهور ربا جایز است مخالف: وحید. مسأله مراجع ۲۰۸۰؛ رساله آیه الله وحید ۲۱۰۸)

چند‌نکته‌درباره‌عاریه:
۱- یکی از قراردادهای شرعی عاریه است عاریه این است که وسیله خود را به دیگری بدهد تا از آن رایگان استفاده کند مثلا انسان مدتی ماشین‌خود‌را به دوست یا شخص دیگری می دهد‌تا رایگان استفاد‌کند. (م۲۳۴۴)
۲-کسی که چیزی را مانند گوشی یا ماشین یا وسیله دیگری را به عنوان عاریه و استفاده رایگان گرفته، نمی تواند بدون اجازه صاحبش‌به فرد دیگری بدهد.(م۲۳۵۸)
۳- مالی را که انسان عاریه گرفته اگراز بین برود یا معیوب بشود در صورتی که کوتاهی نکرده است ضامن نیست و لازم نیست خسارت را جبران کند اما درسه صورت ضامن ‏است و باید جبران کند:
‌۱٫ در نگهداری مال یا وسیله کوتاهی کرده یا در استفاده زیاده روی نماید.
۲٫اگر شرط بشود که در صورت خسارت جبران کند.
۳٫چیزی که برای استفاده رایگان و عاریه گرفته طلا یا نقره باشد. (رساله مراجع مساله۲۳۴۹).

بصیرت صفتی است که به شخص، توانایی شناخت راه حق و باطل از یکدیگر را می دهد.در روایات راهکارهایی برای بدست آمدن بصیرت نقل شده است که برخی را عرض می کنیم:
۱-تقوا: یکی از راهکارهای عملی جهت دست یابی به بصیرت رعایت تقوای الهی می باشد همانطور که د رآیه خوانده شده ،ذکر شد، پرهیزگاری و انجام واجبات و پرهیز و دوری از محرمات، به انسان نورانیت و روشن بینی درونی می بخشد به گونه ای که انسان در پرتو آن می تواند حق و باطل را از هم تشخیص دهد
۲- تفکر و تعقل: امام صادق علیه السّلام به ما چنین می‌آموزد:«فانّ التفکّر حیاة القلب البصیر کما یشمی المستنیر فی الظلمات بالنّور»(وسایل،ج۶،ص۱۷۰)
همان‌گونه که با کمک نور در تاریکی‌ها راه می‌پیماییم،اندیشه نیز به منزلهء نور قلب یا عقل،ما را به بصیرت می‌رساند
۳-نشست و برخواست با اهل بصیرت وعلما: از آنجا که انسان همواره در حال آموزش است و یکی از مهمترین شیوه های آموزش تقلید از دیگران و مشابه سازی است همنشینی با هر گروهی انسان را به آنها مشابه می سازد. به همین دلیل در تعالیم اخلاقی اسلام از همنشینی با بدان نهی شده و به همنشینی با خوبان بسیار تاکید شده است. »حضرت علی علیه السلام می فرماید:(غرالحکم، ۹۷۹۴):بادانشمندان وآگاهان همسایه شو تا بینا (بصیر) شوی.
۴- عبرت گیری از تجربه های گذشتگان؛ یکی از عوامل کسب بصیرت سیر و گردش در زمین و مطالعه احوال گذشتگان از خوب و بد است که عاقبت آنها چه شد و کدامیک عزیزتر و سعادتمند بودند.از این جهت در قرآن آمده است که: (لقد کان فی قصصهم عبرةٌ لاولی الألباب).:به راستی در سرگذشت آنان، برای خردمندان عبرتی است(آیه ۱۱۱ سوره یوسف)

http://www.ahkameharamerazavi.ir/

چند نکته درباره حکم غش:
غش نوعی خدعه و فریب در معامله است که دارای مصادیقی است از جمله:
۱٫ مخلوط کردن جنس خوب با جنس بد ، مثل مخلوط نمودن برنج درجه یک و درجه سه یا گردوی پارسالی با امسالی
۲٫مخلوط‌کردن‌جنس با چیز دیگری غیر از آن جنس مانند مخلوط کردن شیر با آب یا عسل با شیره نبات
۳٫ صورت ظاهری خوبی به جنس دادن مانند آب زدن به‌سبزی‌کهنه که تازه جلوه کند.
۴٫ مخفی کردن عیب جنس درصورتی که مشتری به فروشنده اعتماد داشته باشد که از او مخفی نمی دارد (مسأله ۲۰۵۵ مراجع و تحریر ج۲ مسأله ۱۷ کتاب مکاسب)
که در اینگونه معاملات خریدار حق فسخ دارد .‌(سایت رهبری م ۲۰۵۵ معاملات باطل (مسأله ۲۰۵۵ مراجع و تحریر ج۲ مسأله ۱۷ کتاب مکاسب)

فلسفه و علت بلاهای مومنین عبارتند از:
۱٫بخشش گناهان:امام صادق(ع):«هنگامی که گناهان بنده زیاد می شود و اعمالی ندارد که آن را جبران کند خداوند او را به حزنی دچار می کند تا آمرزیده شود.»( کافی،ج ۲، ص ۴۴۴)
۲-ترفیع درجه و مقام: امام صادق(ع):هر اندازه که ایمان بنده افزون گردد، تنگ دستی اش بیشتر و زندگی اش سخت تر شود.(کافی، ج۲ ، ص۲۶۱)
۳-تکامل: سختی ها موجب رشد و تکامل فرد میشود.. امام علی(ع) می فرمایند: «درختان بیابانی (که از مراقبت و رسیدگی باغبان محرومند) چوب محکم تر و دوام بیشتری دارند و درختان باغتان (که دائماً مراقبت شده اند) نازک پوست و بی دوام ترند( نهج البلاغه، نامه ۴۵)
۴٫ازفوایدبلا این است که غرور را از انسان دور می کند(نهج البلاغة، خطبه ۲۳۸) وازطرفی باعث تذکرویادآوری نعمت های الهی می شود(سوره اعراف،آیه ۳۰)
البته برخی بلاها و مصائب آثار و نتیجه اعمال خود انسان هاست؛ مثلا بدون تعقل و مشورت ازدواج می کند که به مشکل می خورد واین مشکلاتی که برایش اتفاق می افتد تقصیر خودش است. «خود کرده را تدبیر نیست.»
خداوند صبر در بلاها را به همه عنایت بفرماید به برکت صلوات بر محمد و آل محمد
راه های جلوگیری از بلا و مصیبت

 

1. دعا

دعا خواندن خدا و راز و نیاز با او و اظهار عجز و بندگی در برابر اوست؛ یعنی بنده اعتراف کند که، ای قادر متعال! همه چیز در دست قدرت توست و بدون خواست تو هیچ کس نمی توان به کاری انجام دهد لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
بارالها! من بنده ضعیف و ناتوان تو هستم و به تو احتیاج دارم. غیر از تو کسی را ندارم که صدا بزنم و اگر هم صدا بزنم آنها هم مثل من قادر به رفع حوایج و گرفتاریهای من نیستند. آنها هم خودشان ضعیف و ناتوانند و تنها ذات اقدس توست که کمال محض و بی نیاز است.
بارالها! از همه بریدم و ناامیدم و حالا رو به سوی درگاه تو آوردم و تو را می خوانم؛ چرا که خودت فرمودی: (أدعونی أستجب لکم(۸۵))؛ بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را.
در دعای کمیل می خوانیم که، الهی! عظم سلطانک و علا مکانک و خفی مکرک و ظهر أمرک و غلب قهرک و جرت قدرتک و لا یمکن الفرار من حکومتک؛ خدایا! تسلطت بس بزرگ است و جایگاهت بس بلند و نقشه مجازاتت پنهان و فرمانت نمایان و چیرگی ات غالب و قدرتت روان، و فرار از حکومتت ناممکن.
انا عبدک الضعیف الذلیل الحقیر المسکین؛ من بنده ناتوان، خوار، پست، بیچاره و درمانده توام.
این تواضع و فروتنی و عجز را امامان معصوم (علیه السلام) در دعاهایشان به ما آموخته اند. پس بنده باید در زندگی دعا کند و حاجات و رفع گرفتاریهایش را از خدا بطلبد قبل از این که گرفتاری ها، بلاها، بیماری ها، زلزله ها و طوفان ها به سراغش بیاید.
امام علی (علیه السلام) فرمود: ادفعوا أمواج البلاء عنکم بالدعاء قبل الورود البلاء(۸۶)؛ امواج بلا را قبل از ورود آن با دعا دفع کنید.
همیشه پیشگیری بهتر و آسان تر است تا درمان. اگر طوفان یا مرض نیاید بهتر است تا این که بیاید و بخواهیم درمان کنیم. با دعا و راز و نیاز نگذاریم بلاها بر ما و جامعه ما وارد شود.
و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب أجیب دعوه الداع اذا دعان(۸۷)؛ هرگاه بندگانم مرا از تو بخواهند من نزدیکم. خواسته آن که مرا بخواند اجابت می کنم.
پس دست به دعا برداریم و بر دعا و خواسته مشروع خود پا فشاری کنیم. امام صادق (علیه السلام) فرمود: الدعاء یرد القضاء بعد ما أبرم ابراما فاکثر من الدعاء؛ فانه مفتاح کل رحمه و نجاح کل حاجه و لا ینال ما عند الله الا بالدعاء و لیس باب یکثر قرعه الا یوشک أن یفتح لصاحبه(۸۸)؛ دعا قضا و قدر را بعد از محکم شدن دفع می کند. پس دعا کن که آن کلید هر رحمت و وسیله بر آوردن هر حاجت است و آنچه پیش خداست جز از دعا به دست نمی آید و هیچ دری نیست مگر این که بر اثر زیاد کوبیدن بر روی کوبنده باز می شود.
ان الدعاء و البلاء لیترافقان الی یوم القیامه ان الدعاء لیرد البلاء و قد ابرم ابراما(۸۹)؛ به راستی که دعا و بلا تا روز قیامت با یکدیگر رفیقند و محققا دعا بلای مبرم و محکم را بر می گرداند.
امام زین العابدین (علیه السلام) می فرمود: الدعاء یدفع البلاء النازل و مالم ینزل(۹۰)؛ دعا بلای نازل شده و نازل نشده را دفع می کند.

 

داستان

در زمان حضرت داوود (علیه السلام) خشکسالی پدید آمد. مردم سه نفر از علمای خود را انتخاب کردند. آنها از شهر خارج شدند تا از خدا طلب باران نمایند. یکی از آنها گفت: خدایا! تو به ما فرمان دادی تا کسی را که به ما ستم کرده، ببخشیم، اکنون ما به خود ظلم کرده ایم تو ما را ببخش.
دومی گفت: خدایا! تو به ما دستور دادی که بندگان را آزاد کنیم و اینک ما بندگان توییم ما را آزاد فرما.
سومی گفت: خداوندا! تو در تورات خود ما را فرمان کرده ای که فقیر و مسکین را از خود نرانیم و ما مسکین هستیم که در خانه ات ایستاده ایم تو ما را محروم نکن. وقتی کلمات این سه عالم با عمل پایان پذیرفت، خداوند باران رحمتش را بر مردم نازل فرمود(۹۱).

۲٫ توسل

انسان باید برای رسیدن به مقام قرب الهی و گرفتن حاجت از وسایل استفاده نماید: یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله جاهدوا فی سبیله لعلکم تفلحون(۹۲)؛ ای کسانی که ایمان آورده اید! پرهیز گاری پیشه کنید و وسیله ای برای تقرب به خدا بجویید و در راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.
بهترین این وسایل اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و اله) هستند، چرا که آنها آبرومندان درگاه حق و واسطه فیض الهی اند. امام رضا (علیه السلام) از پدران بزرگوارش (علیهم السلام) از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) روایت فرمود: الائمه من ولد الحسین. من أطائهم فقد أطاع الله و من عصاهم فقد عصی الله. هم العروه الوثقی و هم الوسیله الی الله عز و جل(۹۳)؛ امامان از اولاد حسین هستند. کسی که آنها را اطاعت کند اطاعت خدا کرده و هر که نافرمانی کند نافرمانی خدا کرده است. آنان ریسمان محکم الهی و وسیله به سوی خدایند.
انبیای الهی (علیه السلام) و بزرگان هر موقع که در کارهایشان گره ای می افتاد به این بزرگواران توسل می جستند و با توسل، مشکلشان حل می شد. توبه حضرت آدم (علیه السلام) با توسل او به آل عبا بود که قبول شد. آن گاه که طوفان نوح شروع شد و کشتی به روی امواج طوفان قرار گرفت نوح ترسید از این رو در آن جا به پنج تن آل عبا متوسل شد و رهایی یافت.

داستان: دفع بلا

مرحوم آیت الله شیخ عبد الکریم حائری موسس حوزه علمیه قم فرمودند: اوقاتی که در سامرا مشغول تحصیل علوم دینی بودم، اهالی سامراء به بیماری وبا و طاعون مبتلا شدند و همه روزه عده ای می مردند. روزی در منزل استادم مرحوم سید محمد فشارکی جمعی از اهل سامراء بودند که ناگاه آیه الله میرزا محمد تقی شیرازی، که در مقام علمی مانند مرحوم فشارکی بود، تشریف آوردند و صحبت از بیماری وبا شد و اینکه همه در معرض خطر مرگ هستند. مرحوم میرزا فرمودند: اگر من حکمی بکنم آیا لازم است انجام شود یا نه؟ همه گفتند: آری. فرمود: من حکم می کنم که شیعیان ساکن سامراء از امروز تا ده روز همه مشغول خواندن زیارت عاشورا شوند و ثواب آن را به مادر امام زمان حضرت نرجس خاتون هدیه نمایند، تا این بلا از آنان دور شود. اهل مجلس این حکم را به همه شیعیان رساندند و مشغول زیارت عاشورا شدند. از فردا، هیچ شیعه ای نمرد، ولی غیر شیعه می مردند و بر همه مردم سامراء این نکته واضح و ظاهر شد.
برخی از غیر شیعه، از آشنایان شیعه خود می پرسیدند: سبب چیست که از ما می میرند و از شما کسی نمی میرد؟ به آنها گفته شد: همه زیارت عاشورای امام حسین می خوانند تا در معرض وبا و طاعون قرار نگیرند و خداوند هم دفع بلا می کند(۹۴).

۳٫ تقوا

تقوا و ایمان باعث نزول رحمت و برکت الهی می شود و جلو عذاب الهی را می گیرد و در مقابل آن، گناه مانع نزول نعمت و سبب نزول عذاب می شود.
در دعای کمیل می خوانیم: اللهم اغفرلی الذنوب التی تغیر النعم، اللهم اغفرلی الذنوب التی تنزل البلاء؛ خدایا! بیامرز آن گناهانم را که نعمت ها را تغییر می دهد. خدایا! بیامرز آن گناهانم را که بلا فرود می آورد.
و لو ان أهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماء و الأرض و لکن کذبوا فأخذناهم بما کانوا یکسبون(۹۵)؛ اگر مردم روی کره زمین ایمان داشتند و تقوا پیشه می کردند درهای رحمتمان را از هر سو به سویشان باز می کردیم؛ ولی آنان حق را تکذیب کردند ما نیز به کیفر اعمال زشتشان گرفتیم.

۴٫ صدقه

صدقه موجب دفع بلا و طولانی شدن عمر می گردد و هفتاد نوع مرگ بد را بر می دارد: رسول خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود: ان الصدقه تدفع مینه السوء عن الانسان(۹۶)؛ صدقه مرگ بد را از آدمی دور می کند.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: بیماران خود را با صدقه درمان و بلاها را با صدقه رد کنید و رزق و روزی را با صدقه به سوی خود آورید.
ممکن است برای شهر یا خانواده ما بلا و مصیبتی رقم خورده باشد ولی ما با صدقه می توانیم آن را تغییر دهیم. امام باقر (علیه السلام) فرمود: صدقه به فقیران بر عمل می افزاید و فقر را از میان می برد و هفتاد نوع مرگ بد را دفع می کند.

داستان: صدقه

امام صادق (علیه السلام) نقل کرده است که روزی مردی یهودی بر حضرت رسول (صلی الله علیه و اله) گذشت و گفت: السام علیک؛ مرگ بر تو حضرت در پاسخ فرمود: السام علیک؛ مرگ بر خودت اصحاب گفتند: یا رسول الله (صلی الله علیه و اله) این مرد یهودی بر شما، مرگ طلبید. فرمود: من نیز همان را به سوی خودش باز گردانیدم. امروز او را ماری می گزد و می میرد. مرد یهودی هیزم شکن بود، از همان جا به صحرا رفت و هیزم خود را گرد آورد و بر پشت گرفت و بازگشت. حضرت رسول (صلی الله علیه و اله) او را دید و به شگفت در آمد. فرمود: هیزم را به زمین بگذار. وقتی مرد یهودی، هیزم را به زمین گذاشت، ماری از میان هیزم ها بیرون خزید که چوبی میان دندانش گیر کرده بود. حضرت فرمود: امروز چه کرده ای؟ یهودی گفت: دو گرده نان داشتم، یکی را به فقیری دادم و یکی را خودم خوردم. حضرت فرمود: خداوند با همان صدقه، بلا را از تو دفع فرموده و چوب در دهان مار، گیر کرده است، سپس فرمود: صدقه مرگ بد را دفع می کند(۹۷).

۵٫ قرآن

ما باید شفای دردهایمان و مشکلاتمان را در قرآن جستجو کنیم. دوای هر دردی در قرآن است پس باید قرآن بخوانیم و به آن عمل کنیم تا رستگار شویم. قرآن سبب می شود عذاب بر فرد و جامعه قرآنی نازل نشود. رسول خدا (صلی الله علیه و اله) فرمود: لا یعذب الله قلبا وعی بالقرآن(۹۸)؛ خداوند قلبی را که قرآن در آن باشد عذاب نمی کند.
امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: در خانه ای که تلاوت قرآن و یاد خدا می شود برکت و ملائکه نازل می شوند و به اهل آسمان نور می بخشد و شیاطین را دفع می کند و فرمود: به درستی که خدا اراده عذاب اهل زمین می کند که یکی را زنده نگذارد پس چون نظر می کند که پیران قوم به سوی نماز و دعا بر می دارند و اطفال قرآن یاد می گیرند بر آنان رحم می آورد و عذاب را به تاخیر می اندازد.
اما امروزه متاسفانه در بعضی از منازل از قرآن تنها در مجالس ختم و مرگ استفاده می شود و به جای آن، صدای ساز و آواز به گوش می رسد.

داستان: توجه به خلق یا خالق

شخصی همواره ملازم در خانه عمر بن خطاب بود. به خانه او می آمد تا کمکی مادی نصیبش شود. عمر از دست او خسته شده و به او گفت: ای آقا! به در خانه خدا هجرت کرده ای یا به در خانه عمر؟ برو قرآن بخوان و قرآن بیاموز، که تو را از آمدن به در خانه ام بی نیاز می سازد. او رفت، و ماه ها گذشت و دیگر نیامد. عمر جستجو کرد و آگاه شد که او از مردم دوری کرده و در جای خلوتی به عبادت اشتغال دارد. عمر به سراغ او رفت و به او گفت: مشتاق دیدار تو شدم (و آمدم حال تو را بپرسم). فلانی بگو بدانم، چه چیزی سبب شد که از ما دوری گزیدی؟ او در پاسخ گفت: قرآن خواندم. قرآن مرا از عمر و آل عمر بی نیاز ساخت. عمر گفت: کدام آیه را خواندی که چنین تصمیم گرفتی؟ او گفت: قرآن می خواندم و به این آیه رسیدم: (و فی السماء رزقکم و ما توعدون(۹۹))؛ روزی شما با آن چه به شما وعده داده اند در آسمان (به امر خدا مقدر) است.
با خود گفتم: رزق و روزی من در آسمان است؛ ولی من آن را در زمین می جویم، پس به راستی بد مردی هستم. عمر تحت تاثیر این سخن قرار گرفت و گفت: راست می گویی(۱۰۰).

۶- صله رحم و رضایت پدر و مادر

از جمله اعمالی که موجب آبادانی و طول عمر و دفع مرگ نا به هنگام و زیادی رزق می شود، صله رحم و خشنودی پدر و مادر است. امام باقر (علیه السلام) فرمود:صدقه السر تطفی غضب الرب، و بر الوالدین و صله الرحم یزیدان فی الأجل(۱۰۱)؛ صدقه نهانی آتش قهر خدا را خاموش می کند و نیکی به والدین و صله رحم بر عمر می افزاید.
در حدیثی دیگر فرمودند: بخشش پنهانی و نیکی به پدر و مادر، تهیدستی را برطرف می سازد و عمر را دراز و هفتاد قسم مردن بد را دور می کند(۱۰۲).
صله الرحم تعمر الدیار و تزید فی الأعمار و تهون الحساب و تقی میته السوء(۱۰۳)؛ صله رحم خانه ها را آباد و عمرها را زیاد و حساب قیامت را آسان می کند و مرگ بد و نا به هنگام را دور می سازد.

داستان: جریح عابد

در بنی اسراعیل عابدی بود که او را جریح می گفتند و در صومعه خود عبادت خدا می کرد. روزی در حال نماز خواندن او، مادرش آمد و او را خواند. او جواب نداد. مادر بار دوم آمد و او جواب نگفت. بار سوم مادر آمد و او را خواند باز جواب نشنید. مادر گفت: از خدای می خواهم تو را یاری نکند! روزی دیگر زن زنا کاری نزد صومعه او آمد و در آن جا زایید و گفت: این بچه را از جریح به هم رسانیده ام. مردم گفتند: آن کسی که مردم را به زنا ملامت می کرد خود زنا کرد. پادشاه امر کرد وی را به دار آویزند. مادر جریح آمد و سیلی بر روی خود می زد. جریح گفت: ساکت باش از نفرین تو به این بلا دچار شده ام. مردم گفتند: ای جریح! از کجا بدانیم که راست می گویی. گفت: طفل را بیاورید. چون آوردند دعا کرد و از طفل پرسید: پدر تو کیست؟ آن طفل به قدرت الهی به سخن آمد و گفت: از فلان قبیله، فلان چوپان پدرم است.
جریح بعد از این قضیه از مرگ نجات پیدا کرد و سوگند خورد که هیچ گاه از مادر خود جدا نشود و به او خدمت کند.

۷٫ وجود مومنین و علما

به سبب مومنین و علما در بین مردم هر منطقه ای خداوند بلا را از آن مردم دور می گرداند، چرا که آنان آبرومندان درگاه حقند، دعاهای آنها مستجاب می شود و وجودشان مایه برکت و رحمت است:(و الله ولی المومنین(۱۰۴))؛ خداوند سرپرست و سرور مومنان است.

داستان: دفع بلا به جهت مومن

زکریا بن آدم اشعری از اصحاب ائمه بود و به قدری درجات معرفت و ایمانی او والا بود که در سفری از مدینه تا مکه همراه و هم کجاوه امام رضا (علیه السلام) شد. ایشان در شهر قم از طرف امام رضا (علیه السلام) ساکن بود و مردم مامور بودند مسائل دینی خود را از او بگیرند و وجودش مانع از عذاب بر اهل قم بوده است. چنان که خود زکریا به امام رضا (علیه السلام) عرض می کند: می خواهم از قم بیرون روم و با آنها قطع رابطه نمایم، زیرا در بین آنان سفیهان و نادانان زیادند (و کارهایی می کنند که موجب خشم خداست). امام فرمود: چنین کاری نکن، زیرا خدا به واسطه تو بلا را از مردم قم بر طرف می سازد، چنانکه به وجود پدرم امام کاظم بلا را از بغداد دور می ساخت(۱۰۵).

۸- پیروی از عقل

أبی الله أن یجری الأمور الا بأسبابها. أبی الله أن یجری الأشیاء الا بألاسباب فجعل لکل شی ء سببا و لکل سبب شرحا و جعل لکل شرح علما و جعل لکل علم بابا ناطقا(۱۰۶)؛ خداوند امتناع دارد که امور عالم را جز از طریق وسایط و اسباب جاری گرداند. خداوند برای هر چیزی سببی و برای هر سببی حکمتی و برای هر حکمتی دانشی و برای هر دانشی دروازه گویایی قرار داده است.
نظام هستی نظام علی و معلولی است. هر چیز از مجرای علل و اسباب خود ایجاد می شود گه گاهی علل و اسباب مادی است و گاهی غیر مادی. اگر در ماده می خواهد تغییر و تحولی به وجود آید یقینا نزدیک ترین عامل و سبب همان علل و مادی می باشد. آن چه دانشمندان امروز درباره زلزله به آن رسیده اند این است که فعالیت های درونی زمین باعث وقوع زلزله می شود و این، صحیح است و غیر این نمی شود و باید از مجرای خود باشد. آنچه دانشمندان علم طبیعی درباره علل حوادث می گویند تا حدودی صحیح می باشد و به راه هایی هم که برای جلوگیری پیشنهاد می کنند باید عمل کرد: اگر در زلزله می گویند باید خانه ها با این طرح و سیستم باشد و یا دکتر می گوید برای تندرستی، شما باید این کارها را انجام بدهید و فلان چیز مفید است یا مضر باید بدان عمل کرد. آنها هم که علم الهی را یاد گرفتند و بدان عمل کردند اجتماعشان را از بسیاری بلاهای روحی، روانی، اجتماعی و…مصون نگه داشتند و آنها هم که به دنبال علم مادی و تکنولوژی رفتند و یاد گرفتند و به کار بستند، جلو بسیاری از بلاها را گرفتند و پیشگیری کردند؛ مثلا می بینیم در ژاپن با پیشرفت تکنولوژی، منازلی ضد زلزله ساخته می شود که با زلزله بیش از ۷ ریشتر نیز خراب نمی شود. آنان از عقل مادی خود به درستی استفاده کرده اند. خداوند به انسان عقل داده تا در امور دنیا و آخرت خود از آن استفاده کند. عقل راهنمای درونی و فصل ممیز انسان با دیگر موجودات است و باید در محدوده خودش از آن پیروی کرد. بنابراین اگر برای انسان پیشرفت و تکاملی به وجود می آید حاصل پیروی از عقل است و آن که از عقل پیروی نکند در پیشگاه خداوند مسئول است. یکی از علت هایی که باعث می شود دچار بسیاری از بلاها بشویم عدم پیروی از عقل است.
عقل و علم می گویند سیگار نباید کشید، سیگار مضر است و سرطان زاست و اگر کسی کشید هر لحظه باید منتظر بلا باشد، اما عده ای عمل نمی کنند. یا مهندسان ساختمان می گویند باید خانه ها را با اسلوب مهندسی و ضد زلزله ساخت و اگر عمل نشد و ساختمان ها ویران شد و افرادی کشته شدند. نباید جز خود را ملامت کنند. از این روست که امام علی (علیه السلام) فرمود: (الجهل اصل کل شر(۱۰۷))؛ جهل و نادانی ریشه همه شرهاست.
خلاصه، عقل از لشکریان الهی است و حجت درونی و هر نوع عقلی چه الهی و چه نظری و تجربی، موجب ترقی و رشد و کمال انسان است. ما در این جا در صدد بررسی کیفیت تاثیر امور معنوی در امور مادی نیستیم و مجاری علی و معلولی این جریان را نشان دهیم، بلکه تنها می خواهیم علل و عوامل به وجود آورنده و پیشگیری کننده را، که در آیات و روایات آمده، بیان کنیم.

بعد از بلا و مصیبت چه باید کرد؟

کسی که به وظیفه خود عمل کرد و هیچ کوتاهی ننمود و همیشه خداوند را عادل و حکیم دانست و این که همه کارهای او از روی حکمت و عدالت است، نتیجه را به خداوند می سپارد که ما مامور به وظیفه هستیم نه نتیجه. اگر خدای ناکرده مصیبتی یا بلایی بر او وارد شد، بی تابی نمی کند و در آن حکمتی می بیند و وظیفه خود را شکیبایی و ادای تکلیف می داند.

۱٫ صبر

باید در این زمان صبر پیشه کنیم و استقامت کنیم و خدای را شکر.
امام معصوم (علیه السلام) در دعا می فرماید: الهم انی أسئلک صبر الشاکرین لک؛ خدایا! از تو می خواهم که صبر سپاسگزاران را به من عنایت کنی.
این استقامت و پایداری بلاها و مصایب را آسان می کند. خداوند ما را به صبر توصیه فرموده است.
(استعینوا بالصبر و الصلوه)؛ به صبر و نماز کمک جویید. (تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر)؛ به حق و به صبر سفارش می کنند.
برای این صبر اجر و پاداشی بس عظیم است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: من ابتلی من المومنین ببلاء فصبر علیه کان له مثل أجر ألف شهید(۱۰۸)؛ هر مومنی به بلایی مبتلا شود و بر آن شکیبایی ورزد برای او چونان هزار شهید پاداش خواهد بود.

داستان: وفات فرزند

ام سلیم همسر ابو طلحه انصاری، از زنان بزرگوار هاشمی بود. هنگامی که ابو طلحه از او خواستگاری کرد گفت: تو مرد شایسته ای هستی، اما چه کنم که کافری و من زنی مسلمانم؛ اگر اسلام بیاوری مهریه، همان اسلام آوردنت باشد. ابو طلحه بعد از قبول اسلام از اصحاب بزرگ پیامبر (صلی الله علیه و اله) شد. در جنگ احد پیش روی پیامبر تیر اندازی می کرد. پیامبر بر روی پنجه پا بلند می شد تا هدف تیر او را مشاهده کند. در این جنگ خود را سپر جان پیامبر کرد و عرض می کرد: سینه من سپر جان مقدس شما باشد پیش از آن که تیر به شما رسد، مایلم سینه مرا بشکافد. ابو طلحه پسری داشت که بدان بسیار علاقه مند بود. اتفاقا آن پسر بیمار شد. همین که مادر احساس کرد فرزندش می خواهد وفات کند همسرش، ابو طلحه را خدمت پیامبر فرستاد. پس از رفتنش بچه از دنیا رفت. ام سلیم او را در پارچه ای پیچید و کنار اتاق گذاشت. فورا غذای مطبوعی تهیه نمود و خویش را برای پذیرایی شوهر آراست. وقتی ابو طلحه وارد شد حال فرزند خود را پرسید، در جواب گفت: خوابیده است. پرسید: غذا آماده است؟ گفت: آری. غذا را آورد با هم صرف کردند و پس از غذا از نظر غریزه جنسی نیز او را بی نیاز ساخت. در آن بین که شوهر بهترین دقایق لذت جنسی را داشت، ام سلیم به ابو طلحه گفت: چندی پیش امانتی از شخصی نزد من بود، آن را امروز به صاحبش رد کردم، از این موضوع که نگران نیستی؟ گفت: چرا نگران باشم وظیفه تو همین بود. ام سلیم گفت: پس در این صورت به تو می گویم فرزندت امانتی بود از خدا نزد تو، امروز خدا امانت را گرفت. ابو طلحه بدون هیچ تغییر حالتی گفت: من به شکیبایی از تو که مادر او بودی سزاوارترم. از جا حرکت کرد و غسل کرد و دو رکعت نماز گزارد. پس از آن خدمت پیامبر (صلی الله علیه و اله) رسید و فوت فرزند و عمل ام سلیم را به عرض آن جناب رسانید. پیامبر (صلی الله علیه و اله) فرمود: خداوند در آمیزش امروز شما برکت دهد. آن گاه فرمود: شکر می کنم خدایی را که در میان امت من نیز زنی همانند زن صابر بنی اسرائیل قرار داد(۱۰۹).

۲٫ تسلیم

خدا فرمان داده است که در برابر او تسلیم باشیم (و أمرنا لنسلم لرب العالمین)(۱۱۰)؛ این فرمان الهی به بندگان و وظیفه بنده اطاعت حق است. امام باقر (علیه السلام) فرمود: احق خلق الله أن یسلم لما قضی الله(۱۱۱)؛ سزاوارترین بندگان خدا کسانی هستند که در مقابل قضای الهی تسلیمند.

داستان

در زمان یکی از پیامبران مادری، جوانی داشت که او را بسیار دوست می داشت. آن جوان مرد و مادر، در این مصیبت بسیار ناراحتی می کرد، تا جایی که اقوام او نزد پیامبر وقت رفتند و از او چاره خواستند. او نزد آن مادر آمد و آثار گریه و غم و بی تابی را در او مشاهده کرد. بعد به اطراف نگریست و لانه کبوتری نظر او را جلب کرد آن گاه فرمود: ای مادر! این لانه کبوتر است؟ گفت: آری. فرمود: این کبوتران جوجه می گذارند؟ گفت: آری. فرمود: همه جوجه ها به پرواز در می آیند؟ گفت: نه، زیرا بعضی از جوجه های آنها را می گیریم و از گوشت آنها استفاده می کنیم. فرمود: با این همه کبوتران لانه خود را ترک می کنند؟ گفت: نه. فرمود: ای زن! بترس از این که تو در نزد پروردگارت از این کبوتران پست تر باشی، زیرا این کبوتران از خانه شما با آن که فرزندان آنها را پیش روی آنها می کشید و می خورید هجرت نمی کنند، لکن تو با از دست دادن یک فرزند از خدا قهر و به او پشت کرده ای و این همه بی تابی و سخنان ناشایست به زبان جاری می کنی.
آن مادر چون این سخنان را شنید اشک از دیده بر گرفت و دیگر بی تابی نکرد(۱۱۲).

۳٫ رضایت

مومن در همه حال راضی به رضای حق است. امام حسین (علیه السلام) در لحظات آخر می فرماید: الهی! رضا برضاک و تسلیما لأمرک.
یکی درد و یکی درمان پسندد – یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران – پسندم آن چه را جانان پسندد.
خداوند می فرماید: (رضی الله عنهم و رضوا عنه)(۱۱۳)؛ خدا از ایشان راضی است و آنان از خدا.
مومنان حقیقی تسلیم قضا و قدر الهی هستند و راضی به رضای اویند و از کمبودها، بلاها و مصیبت ها نمی نالند و هیچ شکایتی ندارند، چرا که این خود عین عبادت، بلکه راس عبادات است و ترک آن خود گناهی بزرگ. امام سجاد (علیه السلام) فرمود: الصبر و الرضا رأس طاعه الله(۱۱۴)؛ شکیبایی و خوشنودی سر اطاعت الهی اند.
کسانی که در دنیا صبر می کنند و راضی به رضای حقند و شکر می گزارند آنها رستگارانند و هم در دنیا نتیجه صبر خود را خواهند دید و هم در آخرت.

داستان: راضی به سه بلا

حضرت عیسی بر مردی نابینا و ابرص (پیس) و مفلوج گذر کرد و دید که گوشت تنش از جزام فرو ریخته است و می گوید: شکر خدایی را که مرا از بلاهایی که بسیاری از مردم بدان گرفتارند عافیت داد. حضرت عیسی فرمود: ای مرد! کدام بلاست که تو را از آن عافیت داد؟ گفت: ای روح الله! من از کسی که در دل وی آن معرفت که خدا در دلم قرار داده، نیست بهترم. فرمود: راست گفتی، دستت را بده. دست او را گرفت و بر اندامش دست مبارک خود را مالید، درست اندام و نیکو چهره گردید و خداوند بیماری های او را به جهت رضای او بر بلاها شفا داد. وی بعدا یار حضرت عیسی شد و با او عبادت می کرد(۱۱۵).

داستان: رضایت خلاده

خداوند به حضرت داوود (علیه السلام) وحی کرد که به خلاده دختر اوس، مژده بهشت بده و او را آگاه کن که همنشین تو در بهشت است. داوود به در خانه او رفت و در زد. خلاده در را باز کرد، تا چشمش به داوود افتاد شناخت و گفت: آیا درباره من چیزی نازل شده که این جا آمده ای؟ فرمود: آری. گفت: شاید زنی همنام من باشد، درباره او نازل شده است! فرمود: نه، درباره تو نازل شده. کمی از حالات خود را برایم بگو: گفت: هر درد و زیانی به من رسید صبر کردم و تسلیم رضای الهی بودم و در مقابل، هیچ عوضی نخواستم. حضرت داوود فرمود: به همین جهت به این مقام رسیده ای که درباره ات وحی نازل شده است. امام صادق (علیه السلام) پس از ذکر این قصه فرمود: این همان دینی است که خدا آن را برای بندگان صالحش پسندیده است(۱۱۶).

 http://www.ghadeer.org/Book/83/13136

 


نُه − 4 =