خانه > مقالات, موضوعات قرآنی > سه راه اصلی برای محبوب تر شدن!

سه راه اصلی برای محبوب تر شدن!

آیاتی درباره انفاق

۱٫ «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَمَا تُنْفِقُوا مِنْ شَی فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ؛ شما هرگز به مقام نیکوکاران و خاصان خدا یا درجات عالیه بهشت نخواهید رسید، مگر آنکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق کنید، که همانا خدا بر آنچه انفاق می کنید آگاه است.» (آل عمران: ۹۲)

۲٫ «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِمَّا رَزَقْنَاکمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ یأْتِی یوْمٌ لَا بَیعٌ فِیهِ وَلَا خُلَّةٌ وَلَا شَفَاعَةٌ وَالْکافِرُونَ هُمْ الظَّالِمُونَ؛ ای اهل ایمان، از آنچه روزی شما کردیم انفاق کنید پیش از آنکه روزی بیاید که نه کسی (برای آسایش خود) چیزی تواند خرید و نه دوستی و شفاعتی به کار آید و کافران آن روز دریابند که به (روزگار) خود بسی ستم کرده اند.» (بقره: ۲۵۴)

آیاتی پیرامون نیکی و نیکوکاری

۱٫ «وَاللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ خدا دوست دار نیکوکاران است.» (آل عمران: ۱۳۴)

۲٫ «تَعَاوَنُوا عَلَی الْبِرِّ وَالتَّقْوَی؛ باید شما به یکدیگر در نیکوکاری و تقوا کمک کنید.» (مائده: ۲)

۳٫ «اِنَّ اللَّهَ یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ؛ همانا خدا (خلق را) به عدل و احسان فرمان می دهد.» (نحل: ۹۰)

بخشندگی صفت اهل ایمان

یکی از ویژگی های مهم اهل ایمان، سخاوت و بخشندگی است و در روایات فراوان به این صفت پسندیده توجه ویژه شده است. به فرموده امام باقر علیه السلام: «لا سیادَةَ لِمَن لا سَخاءَ لَه؛ کسی که سخاوت ندارد، به آقایی نمی رسد.» (نوری، ۱۳۶۵: ج ۱۵: ۲۵۷: ح ۱۸۱۶۳)

در بعضی روایات نیز اشاره شده که اگر کسی دو صفت نداشته باشد، مرگ برایش بهتر از زندگی است که یکی از آن صفت ها، بخشندگی و سخاوت است: «مَن لمْ یکن له سَخاءُ و لا حیاء فَالمَوتُ خَیرٌ لَهُ مِنَ الحَیاةِ؛ هر کس اهل بخشش و حیا نباشد، پس مرگ برایش بهتر از زندگی است.» (آمدی، ۱۳۷۷: ح ۸۶۱۹)

آثار بخشندگی

از پی آمدهای بخشندگی آن است که عیب ها و نقص ها در جامعه پوشیده می ماند، محبت و صفا و صمیمیت در جامعه افزایش می یابد، از گناهان کاسته می شود، اقتصاد جامعه رو به بهبود می رود و بر رزق و روزی افزوده می شود. این صفت، انسان را از عذاب الهی دور، و به رحمت و بهشت الهی نزدیک می کند.

۱٫ پوشاننده عیب ها

حضرت علی علیه السلام فرمود: «السَّخاءُ سِترُ الْعُیوبِ؛ بخشندگی، پوشاننده عیب هاست». (محمدی ری شهری، ۱۳۷۴: ج ۵: ۲۴۲۸: ح ۸۳۶۷)

۲٫ افشاننده بذر دوستی و محبت

بخشندگی، بذر و تخم محبت می فشاند که ثمره آن، صفا و صمیمیت است.

امام علی علیه السلام در کلامی زیبا و پر نغز چنین می فرماید: «السَّخاءَ یزْرَعُ الْمُحبََّةَ؛ بخشندگی، بذر دوستی می افشاند.» (همان: ۲۴۲۸: ح ۸۳۷۰)

۳٫ صفا و همت به ارمغان می آورد

حضرت علی علیه السلام در بیانی زیبا و دل نشین فرموده اند: «اَلسَّخاءُ یثمِرُ الصَّفاءَ؛ میوه بخشندگی، صمیمیت است.» (همان: ح ۸۳۷۱)

۴٫ زینت بخش اخلاق

امام علی علیه السلام در سخنی لطیف می فرماید: «اَلسَّخاءُ یکسِبُ المَحَبَّةَ وَ یزَینُ الاخلاقَ؛ بخشندگی، دوستی می آورد و زینت بخش اخلاق است.» (همان: ح ۸۳۷۲)

۵٫ پاک کنندگی گناهان

امام علی علیه السلام می فرماید: «اَلسَّخاءُ یمَحَصُ الذُّنوبَ و یجلُبُ مَحَبَّة القُلُوبِ؛ بخشندگی، گناهان را پاک و محبت دل ها را جلب می کند.» (همان: ح ۸۳۷۳)

۶٫ زیادکننده روزی

امام علی علیه السلام فرمود: «بر شما باد بخشندگی و خوش خویی که این دو ویژگی، روزی را زیاد می کند و موجب دوستی می شود.» (همان: ح ۷۳۷۴)

۷٫ نگهبان آبرو و حیثیت

امام علی علیه السلام در گفتاری پرمعنا و اثرگذار می فرماید: «الجُودُ حارِسُ الاَعْراضِ؛ بخشندگی، نگهبان آبروهاست.» (ری شهری، ۱۳۷۴: ج ۲: ۹۰۸: ح ۲۹۶۸)

۸٫ عزت آفرین است

حضرت امام علی علیه السلام فرمود: «الجُودُ عِزُّ مَوْجُودٌ؛ بخشندگی، عزتی است نقد.» (همان: ح۲۹۶۹)

۹٫ بخشندگی، مایه نزدیکی به خدا و مردم

حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام در کلامی ارزشمند می فرماید: «السَّخاءُ قُرْبَةٌ؛ بخشندگی موجب نزدیکی (به خدا و مردم است).» (مجلسی، ۱۳۷۰: ج ۶۹: ۱۹۳)

مرز بخشندگی

۱٫ امام حسن عسکری علیه السلام فرمود: «اِنَّ لِلسَّخاءِ مِقْداراً فَاِنْ زادَ عَلَیهِ فَهُوَ سَرَفٌ؛ بخشندگی، اندازه ای دارد که اگر از آن فراتر رود، اسراف است.» (محمدی ری شهری، ۱۳۷۴: ج ۵: ۲۴۳۱: ح ۸۳۸۷)

۲٫ در روایتی از امام صادق علیه السلام، از اندازه و مرز بخشندگی پرسیدند. حضرت پاسخ فرمود: «(مرز بخشندگی آن است که) حقوقی را که خداوند بر اموال تو واجب کرده است، خارج کنی و آن را در جای خودش قرار دهی.» (همان: ح ۸۳۹۰)

۳٫ پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «بخشنده کسی است که در اموال خود و برای رضای خدا بخشندگی کند. کسی که در راه معصیت خدا دست و دل باز باشد، بارکشِ خشم و ناخشنودی خداست. چنین کسی، بخیل ترین مردمان درباره خود است؛ چه رسد به دیگران.» (همان: ۲۴۳۱: ح ۸۳۹۴)

محبوبیت خود را بیشتر کنیم یا فالوور خود را؟!

یکی از مهم‌ترین عوامل محبوبیت انسان آن است که به بهبود روابط خود با خدا بیندیشد و با اصلاح میان خود و خدا، زمینه محبوبیت و اصلاح میان خود و دیگران را فراهم آورد.

هاجر نادعلی/کارشناس ارشد معارف نهج البلاغه-بخش نهج البلاغه تبیان
فالوور

انسان موجودی اجتماعی است، احساس‌ نیاز به‌ معاشرت‌ صمیمانه‌ و همدلی‌ و همراهی‌ با دیگران‌، علاوه‌ براین‌ که‌ یکی‌ از جلوه‌های‌ زندگی‌ اجتماعی‌ به‌ شمار می‌رود، ندایی‌ برخاسته‌ ازاعماق‌ وجود انسان‌ است‌، از این رو میان انسان‌ها «دوستی» شکل می گیرد. باتوجه به اینکه انسان ها، همواره از زندگی اجتماعی سرمشق می‌گیرند، روابطشان محدود به دنیای حقیقی نیست، بلکه انسان ها به جستجوی دوست در دنیای مجازی و افزایش محبوبیت در اینترنت علاقه مند شده اند. وگاه دنیای هزارتوی مجازی را از واقعیت های زندگی خویش بیشتر باور می کنند!

ارتباط درست به بشر قدرت می دهد!

انسان برای اینکه به درستی از دیگران بهره‌مند شود، نیازمند ارتباط درست است، درست ارتباط برقرار کردن به افراد در تمام مسائل زندگی توانایی و قدرت می‌دهد؛ هر کسی دوست ‌دارد با کسی که دارای ویژگی‌های خاص است ارتباط برقرار کند؛ زیرا کمالی در او می‌یابد و می‌کوشد تا خود را به آن برساند و این‌گونه از نقص و کمبودهای خود بگریزد.

خودت را به خدا وصل کن!

از آنجا که کمال مطلق خداوند متعال، است، فردی که دارای برجستگی‌های کمالی است،‌ آن را از خداوند دارد؛ زیرا بشر به طور طبیعی فاقد چیز کمالی است. (۱)

برخی از مفسران ذیل آیه ۱۳۳ سوره نساء گفته‌اند: تقوا، نقشه راه رسیدن به مقام قرب خدا، تابلوی راهنمای حرکت به سمت مقام «مشاهده و شهود قلبی»، و منزل گزیدن در جوار رضوان الهی است.

بر همین اساس هر کسی بخواهد در جامعه به محبوبیت برسد، می‌بایست خودش را به خداوند وصل کرده و رابطه خویش را با خدا اصلاح کند، وگرنه رابطه او با دیگران به هم می‌خورد؛ از همین رو امام علی علیه السلام، اصلاح ارتباط با خداوند را عامل اصلاح میان انسان ها دانسته و می‌فرمایند: «مَنْ أَصْلَحَ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ اللَّهِ أَصْلَحَ اللَّهُ مَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النَّاسِ وَ مَنْ أَصْلَحَ أَمْرَ آخِرَتِهِ أَصْلَحَ اللَّهُ لَهُ أَمْرَ دُنْیَاهُ وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ ؛ هر کس آنچه را میان او و خداست اصلاح نماید، خداوند آنچه را بین او و مردم است اصلاح کند. و هر کس کار آخرتش را به اصلاح آورد، خداوند کار دنیایش را اصلاح کند. و آن را که از خود بر خود واعظ است از خدا بر او نگهبان است». (۲)

سه راه اصلی برای محبوب تر شدن!

امام حسن عسکری علیه السلام، سه صفت برجسته را مهم‌ترین عامل در محبوبیت در میان مردم و افزایش دوستان می‌داند و می‌فرماید: «من کان الورع سجیته، والکرم طبیعته، والحلم خلته، کثر صدیقه و الثناء علیه؛ کسی که پارسایی خوی او ، و بخشندگی طبیعت او ، و بردباری خصلت او باشد ، دوستانش زیاد و تعریف‌کنندگانش بسیار خواهند بود». (۳)

از شبهات دوری کن!

یکی از مهم‌ترین عوامل محبوبیت انسان آن است که به بهبود روابط خود با خدا بیندیشد و با اصلاح میان خود و خدا، زمینه محبوبیت و اصلاح میان خود و دیگران را فراهم آورد. امام صادق علیه السلام، برای تقوا درجاتی ذکر می‌کند که یکی از آن مراتب را ورع می‌شمارد. آن‌جا که می‌فرماید: «فَاِنِّی اُوصِیکَ وَ نَفْسِی بِتَقْوَى اللَّهِ وَ طَاعَتِهِ فَاِنَّ مِنَ التَّقْوَى الطَّاعَهَ وَ الْوَرَع‏»؛(۴) شما و خودم را به تقوای الهی و اطاعت فرمان خدا سفارش می‌کنم. پس بدانید که از مراتب تقوا، طاعت خدا، رعایت ورع است.

حضرت علی علیه السلام، فرمودند: «لا حلم کالصبر و الصمت؛ هیچ حلمی مانند استقامت و سکوت نیست». (۱۱) بنابراین استقامت و کنترل زبان، از شاخه‌های مهم حلم است، که محبوبیت انسان را افزایش می دهد!

برخی از مفسران ذیل آیه ۱۳۳ سوره نساء گفته‌اند: تقوا، نقشه راه رسیدن به مقام قرب خدا، تابلوی راهنمای حرکت به سمت مقام «مشاهده و شهود قلبی»، و منزل گزیدن در جوار رضوان الهی است. کسانی که می‌خواهند به مرتبه اعلای مقام تقوا برسند، باید منازل و مراحلی را بگذرانند، تا به مرتبه عالی تقوا برسند. مرتبه نخست تقوا، ایمان و تسلیم است. مرتبه دوم مقام «توبه» است. مرتبه سوم دوری گزیدن از شبهات بوده که آن مقام «ورع» است. (۵)

چیزهایی که می دانی نادیده بگیر!

کرامت برترین مرتبه احسان است، و انسان کریم نزد مردم محبوب می شود، کسی که برای خود کرامتی قائل است، دست کم برای حفظ کرامت خویش، کرامت دیگران را نیز پاس خواهد داشت و از این راه، عداوت و کینه توزی و اختلاف و جدایی از جامعه رخت بر خواهد بست. روایاتی از امیر‌المؤمنین علیه السلام، در تبیین صفت کرامت بیان شده است؛ امام علی علیه السلام، می فرماید: «من کرمت نفسه قلّ شقاقه و خلافه؛(۶) کسی که خود را گرامی می داشت، عداوت و مخالفت او کم باشد.»

آن حضرت می‌فرماید: «الکریم یتغافل و ینخدع»؛ انسان کریم و بزرگوار، خود را به غفلت می‌زند و به ظاهر فریب می‌خورد.(۷) همچنین می‌فرماید: « مِنْ أَشْرَفِ أَفْعَالِ الْکَرِیمِ غَفْلَتُهُ عَمَّا یَعْلَمُ »؛(۸) از بهترین کارهاى کریم و بزرگوار چشم پوشیدن (بى خبر وانمودن) او است از آنچه (زشتیهاى دیگران که) میداند (زیرا کریم پرده کس ندرد و از بسیارى زشتیها خود را غافل نشان دهد).(۹)

تغافل، خصوصیتی است که باعث می شود رشته محبت و دوستی گسسته نشود و داشتن چنین خصوصیت بزرگی موجب می‌شود که انسان محبوب دل مردم شده و دوستان بسیاری بیابد.

بر خودت مسلط باش!

حلم از دیگر عواملی است که موجب محبوبیت میان مردم می‌شود. انسان حلیم کسی است که بتواند عقل و عاطفه را چنان در حالت اعتدال جمع کند که هیجانات عاطفی در خدمت عقل باشد.

انسان برای اینکه به درستی از دیگران بهره‌مند شود، نیازمند ارتباط درست است، درست ارتباط برقرار کردن به افراد در تمام مسائل زندگی توانایی و قدرت می‌دهد؛

در روایت آمده شخصی از امام حسن مجتبی علیه السلام، سؤال کرد: حلم چیست؟ فرمودند:« الحلم کظم الغیظ و ملک النفس؛ فرو بردن خشم و تسلط بر خویشتن است». (۱۰) بر همین اساس حضرت علی علیه السلام، فرمودند: «لا حلم کالصبر و الصمت؛ هیچ حلمی مانند استقامت و سکوت نیست». (۱۱) بنابراین استقامت و کنترل زبان، از شاخه‌های مهم حلم است، که محبوبیت انسان را افزایش می دهد!

کلام آخر

حضور در رسانه ها، از آن جهت که جنبه‌های مختلف علم، هنر و فرهنگ را به صورت دیگری که به دست‌آمدنی نیست، به ما می آموزد، اجتناب ناپذیر است. اما برای حضور در رسانه ها و شبکه‌ های اجتماعی، مانند هر جمع دیگری به دستورات ارزشمند معصومین علیهم السلام نیاز داریم، انسان عاقل در هر جا حضور پیدا می کند، اهداف معقول و مشخصی را دنبال می کند؛ جذب فالوور بیشتر و اضافه کردن دیگرانی که کوچکترین شناختی از آنان نداریم به حریم شخصی خویش! نه تنها معروف و محبوب شدن به همراه ندارد! بلکه ممکن است آینده شما را به خطربیندازد؛ بهتر است از اینترنت برای آگاهی های بیشترو محکم تر شدن دوستی های واقعی بهره ببریم، نه اتلاف وقت و یا افتادن به ورطه گناه و تباهی!


پی نوشتها:

(۱) فاطر، آیه ۱۵

(۲) نهج البلاغه، حکمت ۸۹

(۳) اعلام‌الدین: ص ۳۱۴، س۷

(۴) صفار، محمد بن حسن، بصائر الدرجات فی فضائل آل محمّد صلّی الله علیهم، ج ۱، ص ۵۲۶

(۵) ابن عجیبه احمد بن محمد، البحر المدید فى تفسیر القرآن المجید، ج ‏۱، ص ۵۷

(۶) غررالحکم و دررالکلم؛ ج ۵، ص ۴۳۲

(۷) میزان الحکمه، ج ۱۱، ۵۱۵۰

(۸) نهج البلاغه،حکمت ۲۱۳

(۹) ترجمه وشرح نهج البلاغه(فیض الاسلام)، ج ۶ ص ۱۱۸۵

(۱۰) بحارالانوار، ج۷۸، ص۱۰۲

(۱۱) بحارالانوار، ج۷۷، ص۷۸

 

رازهایی برای محبوبیت !

 

 


بخشندگى مَرد، او را نزد رقیبان و مخالفانش محبوب مى‏سازد و بخل او، او را نزد فرزندان خودش منفور مى‏کند .


امام علی

امام على علیه السلام فرمود:

 

 

«جُودُالرَّجُلِ یُحَبَّبُهُ اِلىأَضْدادِهِ وَبُخْلُهُ یُبْغِضُهُ اِلىأَوْلادِهِ. » ؛

بخشندگى مَرد، او را نزد رقیبان و مخالفانش محبوب مى‏سازد و بخل او، او را نزد فرزندان خودش منفور مى‏کند. (غررالحکم ج۳ ص۳۵۸ )

گاهى نزدیکان، دور مى‏شوند و دوران، نزدیک.

خویشان، بیگانه مى‏گردند، و بیگانگان، خویش!

عامل آن را در نوع رفتار و معاشرت باید جستجو کرد و دریافت که چه چیزهایى محبوبیت آور است و چه عواملى نفرت و گریز پدید مى‏آورد.

در سخن مولى، جود و بخل که صفتى نفسانى در ما و نوعى رابطه مالى و مادى با دیگران است، از جمله این عوامل محبّت‏آور یا نفرت‏آور به شمار آمده است.

دوستان و خویشاوندان هم اگر شاهد بذل و بخشش نباشند، کم‏کم فاصله مى‏گیرند و رابطه‏ها را مى‏کاهند و اگر خیرى ببینند، جذب شوند و گرد مى‏آیند، هر چند خویش نباشند.

این، صفت مطلوبى نیست، ولى به هر حال، طبع بشر اینگونه سرشته است که بنده و مرید و هوادار کسى شود که بخشنده باشد. به قول سعدى:

                            بنده حلقه به گوش ارننوازى برود          لطف کن لطف، که بیگانه شود حلقه به گوش

در خانواده و نسبت به فرزندان نیز چنین است. علاوه بر حقوق واجب و تعهدات شرعى و قانونى که پدر نسبت به تأمین نیازهاى مالى فرزندان دارد، برخورد سخاوتمندانه، او را نزد همسر و فرزندان خویش محبوب مى‏سازد.

برعکس، اگر شاهد بخل و امساک باشند، بیزار مى‏شوند و چه بسا چشم انتظار روزى که پدر نباشد و آنان رها از این محدویت‏ها و سختگیرى‏ها به نوایى برسند!

جود، کلید است و بخل، قفل. مبادا قفل را در جاى کلید به کار گیریم و به جاى گشودن، ببندیم…

عملکردهایى که میزان خردمندى و فرزانگى اشخاص است، در جنبه‏هاى اجتماعى و معاشرت، بهتر نمودار مى‏گردد. فرستاده و قاصدى که از سوى شما پیام و چیزى را به دیگرى مى‏رساند، در قدرت انتقال و مراعات ادب نماینده شما محسوب مى‏شود

آراستگى

امام على علیه السلام فرمود: «أَلتَّجَمُّلُ مِنْ‏أَخْلاقِ المُؤمِنینَ»؛ آراستگى از اخلاق مؤمنان است. (غررالحکم)

وقتى خدا زیباست و زیبایى را دوست مى‏دارد، دین او هم زیباست و دستورهاى مکتبى هم آراسته و زینت بخش اخلاق و زندگى و نشاط آور براى جسم و روح است.

دین چه گناه دارد، اگر برخى پیروان آن، به رهنمودش عمل نکنند و موجب شوند چهره نازیبایى از آیین خداى جمیل و جمال آفرین انعکاس یابد؟!

نظم و نظافت و تمیزى و آراستگى، ره‏آورد غرب و اروپاییان نیست، بلکه فرمان اکید و صریح دین ماست. سیره بزرگان دین نیز، شاهد این مدعاست.

وقتى رسول خدا همواره آراسته و منظم بود و مى‏فرمود که از خلق و خوى یک مؤمن، آن است که وقتى به دیدار برادران دینى مى‏رود، یا در جمع آنان حضور مى‏یابد، آراسته ظاهر شود، نگاه مکتب به این مسأله روشن مى‏شود.

آراستگى، غیر از مدپرستى و خودباختگى و تشبیه به بیگانگان در قیافه و لباس و آرایش است.

حد و مرز گناه نیز باید شکسته نشود و به نام آراستگى قیافه‏هاى فسادانگیز نباید رواج یابد.

نه ژولیدگى و وارفتگى و بدبویى و یقه چرکى، نه تقلید از بیگانه و الگوگیرى از گروه هاى مبتذل و شکل و شمایل بى‏هویت‏ها و خود باختگى در برابر فرهنگهاى وارداتى.

بلکه… آراستگى آمیخته به عفاف و پاکدلى و پاکدامنى، آنگونه که پیشوایان دین داشتند و مى‏خواستند.

وقتى خدا زیباست و زیبایى را دوست مى‏دارد، دین او هم زیباست و دستورهاى مکتبى هم آراسته و زینت بخش اخلاق و زندگى و نشاط آور براى جسم و روح است

نشانه‏هاى فرزانگى

امام على علیه السلام فرمود:

«ثَلاثَهٌ تَدُلُّ عَلىعُقُولِ أَرْبابِها: أَلرَّسُولُ وَالْکتابُ وَالْهَدِیَّةُ»؛ سه چیز، نشان دهنده عقل و خرد صاحبان آنهاست: فرستاده، نامه و هدیه. (غررالحکم ج۳ ص۳۴۳ )

قضاوت ما درباره افراد، براساس عملکرد آنان است.

عملکردهایى که میزان خردمندى و فرزانگى اشخاص است، در جنبه‏هاى اجتماعى و معاشرت، بهتر نمودار مى‏گردد. فرستاده و قاصدى که از سوى شما پیام و چیزى را به دیگرى مى‏رساند، در قدرت انتقال و مراعات ادب نماینده شما محسوب مى‏شود.

نوشته و نامه‏اى را نیز، که به صورت درخواست، شکایت، انتقاد، تقاضا، یا ابراز محبت و علاقه به کسى مى‏نویسید، تراوش فکر شماست. در اینکه با چه لحن و بیانى چه مطلبى را نوشته و خواسته و گفته‏اید، باز پاى عقل و خرد شما در میان است.

هدیه و تحفه‏اى را هم که به هر مناسبت و دلیل براى کسى مى‏برید، جایزه‏اى را که به کسى مى‏دهید، سوغاتى که براى دیگرى از سفر مى‏آورید، در همه اینها مراعات اصل هدیه و جنس و نوع آن و تناسبش با مخاطب و دریافت کننده، شرط عقل است.

همچنان که تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد، تا شخصى هم چیزى ننویسد یا پیامى و قاصدى نفرستد. به میزان خردمندى او نمى‏توان پى‏برد.

در گفته‏ها، نوشته‏ها، درخواست ها و هدیه‏ها، عقل خود را به نمایش مى‏گذارید. آثار باید آینه روحیات زلال و اندیشه‏هاى درست باشد.

فرآوری : محمدی

بخش نهج البلاغه تبیان

گروه اندیشه و علم: رمز محبوبیت و خوش نامی از دیدگاه اولیای الهی با استناد به آیات و روایات معصومین(ع) راهگشای زندگی تأثیر گذار برای انسانهاست.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) شعبه همدان، در این مقاله که در ماهنامه مذهبی، فرهنگی، اجتماعی «۲۵۵»(سال ولادت حضرت ولی عصر(عج)) به چاپ رسیده است، حکمت هایی برگرفته از اولیای الهی را برمی شمرد که توجه به آنها و کاربردشان در بهینه سازی روابط ما با دیگران سودمند است.
روحیه سازگاری با دیگران و کنار آمدن با توقع ها، سلیقه ها، خواسته ها و حرف ها، به تدریج برای انسان «جا» از می کند. این روحیه هم وقتی فراهم می آید که انسان هم «حقوق» دیگران را بشناسد، هم تصمیم به مراعات آنها داشته باشد و ایجاد تنش می کند و دیگران را از پیرامون فرد، دور می سازد. حضرت علی(ع) می فرماید: «رأس الحکمه مداراه الناس»، “سرآغاز حکمت، مدارا کردن با مردم است”(غررالحکم، ج۴، ص۵۲)
باید پذیرفت که سلیقه ها و روحیه های همه یکسان نیست و همه ذوق و پسند و راه و روش ما را ندارند. ما هم چاره ای جز زیستن با آنان نداریم، پس باید «مدارا» کنیم. این همان هم زیستی است که هر که ندارد، در جامعه مطرود و مأیوس و تنها می شود.
برخورداری از اخلاق کریمانه و آراستگی به صفات خوب و رفتارهای انسانی، محبوبیت آور است. کیست که نخواهد محبوب دلها شود و مورد توجه و محبت دیگران قرار گیرد و «قلعه دل ها» را بگشاید؟ اما راه و روش آن چیست و کلید گشودن قلبها کدام است؟
مگر می توان با زور، دلی را به دست آورد، یا در خانه دلی جای گرفت؟ تواضع و خاکساری عاملی برای محبوبیت است و احسان و نیکی و بخشندگی عامل دیگر است و «حسن خلق» و سلوک والا و اخلاق متعالی، عامل سوم.
ما بی نیاز از دوست نیستیم. نداشتن دوست، نوعی غربت و تنهایی است. به فرموده حضرت امیر(ع): «الغریب من لم یکن له حبیب» غریب، کسی است که دوست نداشته باشد.(نهج البلاغه، حکمت۶۵)
ارزش هرکس به اندازه خدمت و خوبی و نفعی است که از او به دیگران می رسد. میزان محبوبیت مردم در دل ها نیز بستگی به اندازه خیری دارد که از آنها عاید دیگران شود. سرور، کسی است که خدمتی به دیگران کند. این مضمون کلام حضرت علی(ع) است که فرمود: «بالجود تسود الرجال»، مردان با جود و سخاوت به سیادت و آقایی می رسند.(غررالحکم، ج۳، ص۲۱۲)
این نیز نوعی کمال در رفتار و سلوک با دیگران است که بر محور داد و دهش انجام می گیرد. به قول سعدی در گلستان: مردم تا نان کسی را نخورند، نامش را به نکویی نبرند.
در سخنان امام علی(ع) چنین آمده است: «خیر الناس من نفع الناس؛ بهترین مردم کسی است که به مردم سود برساند».(همان، ص۴۳۰) پیامد چنین رفتارهایی چیست؟ جز آنکه محیطی سرشار از صفا و صمیمیت برای انسان و جامعه پدید می آورد، الفت ها را می افزاید و زندگی ها را صفا می بخشد. چه لذت بخش است زیستن در کنار افرادی که نیکوکاری، خوش رفتاری، نوع دوستی، خیررسانی، مهرورزی و خیرخواهی جزو سرشت و خصلت همیشگی آنان است.
امام علی(ع) می فرماید: با مردم چنان ریست و معاشرت داشته باشید که اگر از دنیا رفتید، در فقدان شما سوگوار و گریان باشند و اگر ماندید، نسبت به شما عاطفه و مهرورزی داشته باشند، «خالطوا الناس مخالطه ان متم معها بکوا علیکم و ان عشتم حنوا الیکم».(نهج البلاغه، حکمت۱۰). کسی که نه دیگران با او انس و الفت بگیرند، نه او با دیگران الفت داشته باشد خیری در او نیست.
روحیه انزوا طلبی و فردگرایی و خودخواهی، فرد را از چشم ها و دلها می اندازد. برعکس، انس و الفت و جوشیدن و گرم گرفتن با مردم، عواطف و محبت های آنان را فراهم می آورد. خداوند، از نعمت های خویش، ایجاد الفت بین دل های مردم را یاد می کند.(انفاق۸، آیه۶۳ و آل عمران۳، آیه۱۰۳) حضرت رسول(ص) نیز می فرماید: «خیرالمؤمنین من کان مألفه للمؤمنین و لاخیر فی من لایؤلف و لایألف(میزان الحکمه، ج۱، ص۱۲۹،ح۶۵۵) بهترین مؤمنان کسی است که مایه الفت مؤمنان باشد و کسی که نه دیگران با او انس و الفت بگیرند، نه او با دیگران الفت داشته باشد، خیری در او نیست».
کسی که با مردم نمی جوشد و همیشه به دامن تنهایی و گوشه انزوا و خودگرایی پناه می برد، یا دچار غرور و تکبر است، یا از آثار و برکات الفت بی خبر است یا مشکلی در تربیت خانوادگی داشته که او را «جمعی» بار نیاورده اند و زمینه مناسب برای «مردم جوشی» او فراهم نساخته اند.
صاحبان روحیه سرد و خودگرا و مردم گریز، اغلب در کارهای عمومی شرکت نمی کنند و برنامه های مشترک نمی تواند آنان را جذب کند. ابزار عاطفه به مردم و مشارکت و همراهی و هم دردی با آنان در امور و یاری رسانی در هنگامه نیاز، پشتوانه ای برای روزهای «مبادا» فراهم می آورد.
حفظ «آبرو» دیگران، مهمترین نشانه دوستی و احتام و ارزش گذاری برای آنان است. آبرو، سرمایه ای است که به این راحتی به دست نمی آید و گوهر نفیسی است که اگر شکست، به این آسانی قابل جبران نیست.
به همان اندازه که «عیب جویی» امری نکوهیده و نارواست، «عیب پوشی» نسبت به یک برادر مسلمان و آبروداری نسبت به یک مؤمن، ضروری و فضیلت است.
وقتی از لغزش و عیبی از دیگری باخبر می شوید، جوان مردی اجاب می کند که پرده پوشی کنید و اگر نیاز به تذکر است، به خودش بگویید تا اصلاح کند.
در کلام امیرالمؤمنان(ع) است که: ثمره اخوت و برادری آن است که پشت سرش آبرویش را حفظ کنی و عیب هایش را به عنوان هدیه به خودش بگویی.(غررالحکم، ج۳، ص۳۳۰)

خدمت رسانی از دیدگاه قرآن
یعقوبعلی برجی
خلاصه کتاب : مقدمه: از خدمت تعاریف مختلفی شده است از جمله تلاش برای رساندن خیر به دیگران ،‌ گره گشایی از کار مردم ، یاوری درماندگان ونیازمندان. خدمتگزار کسی است که کمربه خدمت مردم را محکم بسته ودرغم وشادی وراحت ورنج مردم در کنارشان باشد هرکس درهرشرایط به تناسب شعاع وجودی خویش می تواند اهل خدمت باشد امام صادق (ع) در این باره می فرماید  ” خداوند گروهی از بندگانش را برای گره گشایی ورفع نیاز وکمک به مستمندان وشیعیان،  برگزیده است تا در مقابل این خدمت ، بهشت را بعنوان ثواب به آنان عطا کند ، اگر بتوانی از آنان باشی باش “
در لغت نامه های متفاوت معانی متعددی برای خدمت رسانی بیان شده از مثلا خدمت در” فرهنگ معین” با این عناوین آمده است /کار / ماموریت /  خدمت کردن / کاری رابرای کسی انجام دادن
تاتوانی به جهان خدمت محتاجان کن                        به دمی ، یادرمی، یاقلمی ، یاقدمی
خدمت‌رسانی در قرآن
دراین کتاب از مواردی بعنوان خدمت‌رسانی در قرآن یادنموده است وسپس هرکدام را شرح داده است وآن موارد از این قرار است  ۱) عمل صالح  ۲) احسان ۳) نیکی۴) برو …
۱) عمل صالح
یکی از عنوانی که به عنوان خدمت رسانی یاد آور می شود که در قرآن آمده است عمل صالح می باشد  که  ۵۰ بار در قران آمده است وهمیشه با کلمه ایمان همراه است وعلت همراه بودن آن با ایمان  اینست که عمل صالح در صورتی که با ایمان همراه باشد مورد قبول خداوند قرار می گیرد .همچین عمل صالح  معنی وسیع و گسترده‌ای دارد که تمام خدمت‌ها در همه زمینه‌ها را شامل می‌شود . و قرآن مجید آثار و برکات فراوانی دنیایی و آخرتی برای آن ذکر نموده است از جمله آثار دنیایی آن عبارت است از:الف ) حیات طیبه – ب) ایجاد محبوبیت – ج) ‌ایجاد قدرت وامنیت
الف) حیات طیبه:  نویسنده یکی از آثار دنیوی عمل صالح  حیات طیبه می نامد وبرای دلیل خود آیه  ۹۷ از سوره نمل را می آورد که : «هرکس عمل صالح انجام دهد، در حالی که مؤمن است، خواه مرد باشد یا زن، به او حیات طیبه می‌بخشیم.»(سوره نحل آیه ۹۷)ودر ادامه  باتوجه به آیه بالا پیام های زیر را از آن استخراج نموده است
۱ـ آیه فوق رابطه عمل صالح با ایمان رابیان می کند –ارزش عمل صالح در پیشگاه خداوند متعال مشروط ومقید به ایمان است و اما چرا عمل صالح مقید به ایمان می باشد؟ -  واما پاسخ اینست که انگیزه عمل صالح اگر خدا نباشد انسان دچار آفاتی می گردد (مانند  – عجب ، ریا ، تظاهر ، خودبینی، تقلب ، منت گذاری و…)به همین دلیل قرآن ایمان را با عمل صالح پیوند داده است
۲ـ  هرکسی که در  مسیر اعمال صالح گام بردارند، دارای حیات طیبه خواهند بودچه مرد باشد چه زن تفاوتی نمی کند گرچه باهم تفاوت های دارند اما دراین مورد هردو کاملا ّبرابر ویکسان می باشند .
۳ـ اما معنی حیات طیبه ، حیات طیبه در آیه معنی وسیعی داردبرخی آنرا روزی حلال عده ای آنرا قناعت ورضایت دادن به نصیب وگروهی رزق روزانه وبعضی عبادت توام با روزی حلال وعده ای توفیق اطاعت خداوند وگروهی رضاوخشنودی از آن چه خدا داده است و…
ب) ایجاد محبوبیت:ایجاد محبوبیت را  یکی دیگر از آثار عمل صالح بیان می دارد ودر این رابطه می آورد که خداوند متعال فرموده است:«کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند، خداوند رحمان محبت آنان را در دل‌ها می‌افکند.» سرش آن است که وقتی «ایمان و عمل» صالح بازتابش در روح و فکر و گفتار و کردار انسان به صورت اخلاق عالیه انسانی تجلی کند، هم چون نیروی عظیم مغناطیسی کشنده و دریابنده است و باعث جذب مردم می‌شود.ودرحدیثی از پیامبر (ص) نقل کرده اند : ” هنگامی که خداوند کسی از بندگانش را دوست دارد به فرشته بزرگش جبرئیل می گوید:من فلان شخص را دوست دارم، اورا دوست بدار .جبرئیل اورا دوست خواهد داشت ، سپس در آسمان ها ندا می دهد که ای اهل آسمان !خداوند فلان شخص را دوست دارد ، اورا دوست دارید،وبه دنبال آن همه اهل آسمان اورا دوست می دارند ،سپس این محبت در زمین منعکس می شود .هنگامی که خداوند کسی رادشمن بدارد ،به جبرئیل می گوید: من از او متنفرم ، اورادشمن بدار .جبرئیل اورا دشمن می دارد .سپس درمیان اهل آسمان ها ندا می دهد که خداوند ازاو متنفر است ،اورادشمن دارید ،همه اهل آسمانها از او متنفر می شوند سپس انعکاس این تنفر در زمین خواهد یود .
این حدیث پر معنی نشان میدهد که ایمان وعمل صالح بازتابی به وسعت عالم هستی دارد ،وشعاع محبوبیت حاصل از آن تمام پهنه عالم آفرینش را فرا می گیرد .ذات پاک خداوند چنین کسانی را دوست دارد نزد همهه اهل اسمان محبوب اند ، واین محبت در قلوب انسان هایی که در زمین هستند ، پرتو افکن می شود .
چه ارزشی بالا تر این که انسان احساس کند محبوب همه پاکان ونیکان عالم هستی است ؟ وچه دردناک است کهخ انسان احساس کند زمین وآسمان، فرشته ها وانسان های باایمان همه ازاو متنفروبیزارند
ج) ایجاد قدرت و امنیت: ایجاد قدرت وامنیت رایکی دیگر از آثار عمل صالح معرفی نموده است و نتیجه می گیرد که  خداوند متعال به کسانی که ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌اند، وعده سه نوید داده است ۱) حکومت روی زمین  ۲ ) نشر آیین حق به طوراساسی وریشه دار ۳ ) از میان رفتن تمام اسباب خوف وترس وناامنی
واین مطلب را با توجه به آیه ۵۵ سوره نور بیان می دارد که می فرماید  ” خداوند به کسانی که از شما ایمان آورده اند وکارهای شایسته کرده اند ، وعده داده است که به یقین، خلافت زمین را به آنان خواهد داد ،همان گونه که به پیشینیان آنها خلافت بخشید ،ودین وآیینی را که برای آنان پسندیده ، بر ایشان پابر جا وریشه دار خواهد ساخت ،وترسشان را به امنیت وآرامش مبدّل می کند ، (بگونه ای)‌ که فقط مرا می پرستند وچیزی را همتایمن قرار نخواهند داد.وکسانی که پس از آن کافر شوند ،آنها همان فاسقانند ”  ودر ادامه به آثار معنوی واخروی عمل صالح که در قرآن کریم آمده است اشاره می کنند وموارد زیر را بر می شمارد:
۱- هدایت به ایمان و رسیدن به نور ۲-  آمرزش گناهان   ۳- رهایی از هراس های قیامت ۴ – بهره مندی از پاداش های بی حساب الهی  ۵- داخل شدن به بهشت  ۶- برخورداری از نعمت های بی پایان الهی و…
۲) احسان یکی دیگر از عنوانی که به عنوان خدمت رسانی یاد آور می شود که در قرآن بیش از ۱۸۵مرتبه آمده است احسان است که در حوزه‌های مختلف به کار رفته است. یکی از حوزه‌های کاربرد آن در مورد صفات خداست و حوزه دیگر از حوزه‌های کاربرد آن، در مورد انسان‌هاست.ودر کنار واژه های از قبیل ایمان ،تقوا،حسن خلق،عدل و… به عنوان صفت ارزشی مورد سفارش قرآن قرار گرفته است.احسان یک کار ارزشمند ی است که در روابط اجتماعی ودر مورد دیگران معنی می دهد ودر حقیقت نوعی خدمت رسانی به دیگران است .بعضی مفسران براین باورند که احسان بالاتر از عدل است زیرا عدل آنست که انسان آنچه به عهده دارد وآنچه برای اوست ، بگیرد ولی احسان آن است که بیشتر از آنچه به عهده دارد بدهد وکمتر از آنچه برای اوست بگیرد .اگر کارمندی درحد وظیفه اش به دیگران خدمت کند ، به عدالت رفتار کرده ولی اگر بیش از وظیفه خدمت کند وکمتر از آنچه حق اوست بگیرد احسان کرده است  با بعضی از مصداق های احسان  در آیه ۳۶ سوره نساء تاکید شده است که می توان موارد زیر را نام برد
۱ـ احسان به پدر و مادر.- حقوق  پدر ومادر از مسائلی است که در قرآن برآن بسیار تاکید نموده وترک آن هم دوش شرک
۲ ـ احسان به خویشاوندان.- در باره خویشاوندان گاهی به عنوان ( صله رحم )‌ وگاهی با عنوان ( احسان ونیکی )‌به آنها یاد شده  ۳ ـ احسان به ایتام.- نیکی کردن به ایتام چون به اندازه کافی از محبت اشباع نشده اند هم نیکی به خود است ،هم نیکی به اجتماع  ۴ ـ احسان به مستمندان.-درجامعه افرادی معلول وازکار افتاده وجوددادکه فراموش کردن آنها برخلاف تمام اصول انسانی است ۵ ـ احسان به همسایگان نزدیک و دور.-منظور ازهمسایگانی نزدیک  هستند که از نظر مذهبی ودینی با انسان نزدیک باشند ۶ـ احسان به دوستان. – دوستان مانند همکاران ، همسفران ، مراجعان ، شاگردان ، مشاوران ،هم کلاسی ،‌ همسر ،دوست، و…  ۷ـ احسان به راه ماندگان.- (فرزندان راه ) مسافرانی که نیازمندشده اندد وباید مورد حمایت قرار گیرند
۸ـ احسان به بردگان.- خداوند متعال درآخرین مرحله به نیکی کردن نسبت به بردگان توصیه کرده است .در حقیقت ،آیه با حق خداشروع شده وباحقوق بردگان ختم می شود زیرا این حقوقاز یکدیگر جدا نیستند ،وتنها این آیه نیست که درآن درباره بردگان توصیه شده ،بلکه درآیات مختلف دیگر نیز دراین باره بحث شده است .در پایان ،آیه هشدارمی دهد ومی گوید :” خداوند افراد متکبر وفخر فروش را دوست نمی دارد ”
۳)‌ «بِر» (نیکی ّ)  یکی دیگرازعنوانی که به عنوان خدمت رسانی یاد آور می شود که در قرآن آمده است برّ می باشد  که به معنی نیکی ، فایده ای که به دیگران می رسد ، خدمتی که به حساب می آید و… می باشد  قرآن درسوره بقره آیه ۱۷۷ می فرماید :    ” نیکی آن نیست که رویتان را به مشرق ومغرب آورید، بلکه نیکی آن کسی که به خداوند وروز بازپسین وفرشتگان وکتاب های آسمانی وپیامبران ایمان داشته باشد ومال را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان ویتیمان وبینوایان ودر راه ماندگان وخواهندگان وبردگان ببخشد و نماز را بر پا دارد وزکات را بپردازد ،ووفاکنندگان به پیمانشان چون پیمان بندندوخوشا شکیبا یان به هنگام تنگدستی وناخوشی وهنگامه کارزار ،اینان صادقان وهم اینان پرهیزکاران اند ”
در آیه بالا اصول نیکی را در شش عنوان خلاصه کرده است که عبارت‌انداز:
۱ـ ایمان به خدا، ایمان به رسالت انبیأ و ایمان به روز قیامت.وفرشتگان - نخستین پایه همه نیکی ها از نگاه قرآن ،ایمان به مبداء ، معاد ، برنامه های الهی وپیامبران که مامور اجرای این برنامه ها بودند وفرشتگان که واسطه ابلاغ این دعوت محسوب می شوند که این خود انگیزه نیرومندی برای خدمت رسانی ایجاد می کند .
۲ـ انفاق، ایثار و خدمات اقتصادی.- بودن گمان گذشتن از مال وثروت برای همه کار آسانی نیست ،به خصوص هنگامی که به مرحله ایثار برسد ، زیرا حب مال دردل های همه است وتعبیر – علی حبه – نیز اشاره به این حقیقت دارد که انان برای رضای خدا در مقابل این خواسته نفس مقاومت می کنند. خداوند متعال در آیه دیگر راجع به انفاق وخدمات اقتصادی می فرماید : “هرگز به نیکی دست نیابیدمگرآن که ازآنچه دوست دارید( وعزیز می شمارید ) ببخشید خداوند از آن آگاه است ”
بنابراین ،رسیدن به مقام نیکو کاران واقعی ف شرایط زیادی دارد که یکی از آنها انفاق کردن از اموالی است که مورد علاقه انسان است ، زیرا عشق وعلاقه واقعی به خدا ،واحترام به اصول انسانیت واخلاق ، آن گاه روشن می شود که انسان برسردوراهی قرار گیرد ،در یک طرف مال وثروت یا مقام ومنصبی قرار داشته باشد مورد علاقه شدید اوست ،در طرف مقابل خدا وحقیقت وعواطف انسانیت ونیکو کاری ، اگر از اولی برای دومی صرف نظر کرد معلوم می شود که در عشق وعلاقه خود صادق است ،واگر تنها در این راه از موضوعات جزئی حاضر بود صرف نظر کند ، معلوم می شود عشق وعلاقه معنوی اونیز به همان پایه است مقیاسی برای سنجش ایمان وشخصیت .در پایان آیه ، برای جلب توجه انفاق کنند گان می فرماید : ” بنابراین ،هرگز گم نخواهد شد ونیز چگونگی آن براومخفی نخواهد ماند .”
۳ـ به پا داشتن نماز و عبادت خداوند متعال. – اگر نماز به درستی اقامه شود ، انسان را به هر خیر ونیکی وخدمت شایسته ای تشویق می کند.
۴ـ ادای حقوق واجب مالی. (مانند زکات وخمس و…زیرا واجب است ) بسیاری افراد ی از موارد حاضرند به مستمندان کمک کنند ،اما درادای حقوق واجب سهل انگارند .آیه بالا نیکو کاررا کسی می داند که هم در میدان انفاق مستحب ، وهم در میدان ادای حقوق واجب انجام وظیفه کند
۵ـ وفای به عهد.  – خداوند متعال فرمود ( نیکوکاران کسانی اند که به عهد خویش به هنگامی که پیمان می بندند ،وفا دارند ) زیرا سر مایه زندگی اجتماعی اعتماد متقابل افراد جامعه است واز جمله گناهانی که رشته اطمینان واعتماد را پاره کرده وزیر بنای روابط اجتماعی  وفای به عهد می باشد. به همین دلیل ، درروایات نقل شده که مسلمان موظف است  سه برنامه را در مورد همه انجام دهد – وفای به عهد ، ادای امانت ، احترام به پدر ومادر .
۶ـ صبر و استقامت به هنگام بیماری و درد و به هنگام جنگ. –خداوند متعال فرمود ۰ (نیکو کاران کسانی اند که در هنگام محرومیت وفقر وبه هنگام بیماری ودرد وبه هنگام جنگ در برابردشمن ، صبر واستقامت نشان می دهند ) در پایان فرموده است :(اینان کسانی اند که راست می گویند واینان پرهیز گاران اند)   خدمت رسانی به صورت موقت وگاه گاه زمینه ساز رشد وتوسعه جامعه نیست . آن چه رمز وراز تکامل وپیشرفت است خدمت رسانی مداوم واستقامت در مسیر خدمت رسانی وزدودن موانع تجدید شونده آن است .پس باتوجه به این اصول خدمت رسانی باید نهادینه شود
نهادینه کردن خدمت‌رسانی
برای نهادینه کردن خدمت رسانی دو مرحله لازم است  ابتدا  برنامه‌ریزی وبعد اجرا.
مرحله اول برنامه‌ریزی ( تصمیم‌گیری پیشاپیش ) اهمیت برنامه‌ریزی از نگاه قرآن از ماجرای خواب پادشاه مصر و تعبیر حضرت یوسف (ع) و برنامه‌ریزی که حضرت یوسف برای مبارزه با خشکسالی ارائه داد، به خوبی نمایان می‌شود. به نص صریح قرآن ، پادشا ه مصر در خواب دید که هفت گاو لاغر به هفت گاو چاق حمله کردند وآن ها را از میان بردند ونیز هفت خوشه خشکیده بر گرذد هفت خوشه سبز پیچیدند وآن ها را از میان بردند .معبران اظهار کردند که این گونه خواب ها خواب های پریشانی است و قادر به تعبیر آن ها نیستند.ساقی شاه به یاد یوسف افتاد واز پادشاه اجازه گرفت ،وارد زندان شد وقضیه خواب را بایوسف در میان گذاشت .حضرت یوسف پس از تعبیر هفت گاو چاق به هفت سالخوب وهفت گاو به هفت سال خشکسالی وقحطی در پاسخ چنین پیشنهاد داد.(گفت هفت سال پیاپی مثل همیشه کشت کنید وآنچه درو می کنید ،‌سپس بعد ازآن می خورید .با خوشه اش کنار بگذارید ،مگر اندکی که از آن می خرید .سپس بعد از هفت سال سختی (وقطحی )‌پیش می اید که (مردم ) آن چه برایشان از پیش نهاده اید ، میخورند ،‌مگر اندکی که آن را ذخیره می کنید .سپس بعد از این سالی پیش می آید ( با باران ) داد مردم داده خواهد شد (ازقحط وغلا ) نجات می یابند ) حضرت یوسف در آیات بالا تنها اکتفا به تعبیر خواب اکتفا نکرد ه بلکه در کنار تعبیر خواب برنامه جامع وکاملی جهت مقابله با خطرات خشکسالی ارائه داد که برنامه‌ریزی حضرت یوسف (ع) بر چهار اصل استوار بود: ۱- تلاش افزونتر وجدیت بیشتر برای تولید غله پیش از فرارسیدن خشکسالی  ۲- صرفه جویی در مصرف وذخیره سازی قسمتی از محصولات برای دوران قحطی وخشکسالی ۳- تدبیر جهت جلو گیری از فاسد شدن غلات ذخیره شده ۴-  باقی گذاشتن مقداری از ذخیره های ومصرف نکردن همه آنها در دوران بعد از خشکسالی
اهمیت برنامه ریزی برای رسیدن به هدف
باتوجه به آیات بالا اهمیت برنامه ریزی روشن می گرددکه بر فرهیختگان جامعه لازم است برای پیشبرد بهتر خدمت رسانی برنامه ریزی دقیق ، حساب شده وجامعی ارائه دهند.پیامبر (ص)‌به ابن مسعود فرمودند : ( هرگاه کاری راانجام دادی از روی علم وعقل انجام ده وبر حزر باش از این که کاری را بدون آینده نگر یوآگاهی انجام دهی ، به درستی که خداوند – جل وجلاله – می فرماید : همانند زنی که بافته اش را بعد از اینکه محکم گردانید ه بود جاهلانه بازکرد ،نباشید .)
برنامه‌ریزی دارای فایده های زیادی است من جمله
۱٫ مانع ندامت است - برنامه ریزی موجب می شود انسان با دید مشخصی وارد کاروخدمت شده ، هدفی را دنبال کند این امر به او آرامش می بخشد با خاطر ی آسوده کار را شروع وپیگیری می نماید وهرگزدغدغه آن را ندارد کهخ با شکست مواجه شود واز انجام دادن کارهایش پشیمان شود . این اطمینان خاطر درحین کار وآگاهی به آینده طرح ها تاثیر زیادی درروحیه خدمتن گزاران داشته وبازتابش در عملکرد آنان به خوبی بروز می کند . که  امیر المومنین (ع)  در این باره می فرماید :  ” آینده نگری قبل از شروع کار ، تورا از پشیمانی ایمن می سازد .
۲٫ حلال مشکلات - می توانیم سخن امام علی (ع) در این باره بیاوریم که فرمود :  ” کسی که در چاره اندیشی کوتاهی کرد ، شداید اورا به پا خواهند داشت . ” کسانی که توان چاره اندیشی جهت حل مشکلات را دارند ،سختی ها در مقابل آنان سر بر نمی آورند اماافرادی که بون برنامه ،کاری را شروع می کنند ،چون اشکالات کار را پیش بینی نکرده اند وبرای آن راه حلی نیافته اند ،هر روز حادثه ای فرا رویشان رخ می دهد واینان همیشه در دنیایی از مشکلات غوطه ورند واز گرفتاری ها وکار زیاد شکایت دارند ، اما اگر خوب توجه کنند خواهند که باید از بی بر نامه بودن وبی تدبیری خود شکوه کنند .
۳٫ استفاده از امکانات - خدمت گزارانی که از نظر امکانات درتنگنا هستند ، اگر به خوبی فکر کنند وبا بر نامه ای منظم امکانات را در موارد ضروری ولازم به کار گیرند واز معطل ماندن بی جا ی آن جلوگیری کنند، می توانند با درایت ، بیشترین بهره برداری را داشته باشند .
اما اگر مسئول خدمت گزار برنامه نداشته باشد ، دریاییاز امکانات را در موارد غلط به کار خواهد گرفت ودر نهایت در جهت تحقق اهداف خدمت رسانی هیچ حرکت مثبتی ارائه نخواهد کرد.
امیر المومنین علی(ع) می فرماید : ” ظرافت ودقت دربرنامه ریزی بهتر از امکانات است ”  گروهی از مدیران به محض برخورد با مشکلات ، فریاد بر می آورند که نمی شود بدون امکانات کار کرد .اگر امکانات فراهم نشود ،کارکردن غیر ممکن است و…پس از آن سیاهه ای از امکانات تخلی مورد نیاز را تهیه می کنند واعلام می دارند تنها مشکل ما نبود ن این اقلام است .حال آن که در بسیاری از موارد اگر مقداری فکر کنند ، خواهند دید مشکل از جای دیگر است ومی توان با امکانات موجود کارکرد وبسیاری از گره های کور را باز نمود .
البته لزوم تامین امکانات را در کلیه موارد منکر شویم ،زیرا برای انجام دادن هر کاری تهیه امکانات ، لازم وضروری است ، ولی باید اعتراف کرد که در بسیاری از موارد مدیران بی کفایت ویا فاقد توان برنامه ریزی ، قبل از آن که به علل مشکلات بیندیشند وبرای رفع آنها طرحی وبرنامه ای ارائه کنند ، از کمبود امکانات شکایت می کنند ، چون این کوتاهترین راه یاست که می توانند به وسیله آن ، ضعف ها ی خود را مخفی نگه داشته وتوجیه کنند.
عواملی که ممکن است برنامه ریزی را با شکست مواجه
۱٫ به کارگیری افراد نامناسب- در انجام هر عملیاتی ، افراد ی را باید به کار گرفته شوند که مناسب انجام آن کار هستند .استفاده از افراد نالایق ، هر برنامه ای را با شکست مواجه می کندامام علی (ع) در این مورد فرموده اند: ” عّجّبا! من می خواهم به وسیله شما بیماری ها را مداوا کنم ، امٌا شما خود ،دردمندید .”
هرکسی را ، بهر کاری ساختندمیل آن را ، در دلش انداختند
۲٫ آگاهی نداشتن - نداشتن شناخت درست از منابع ،توانایی ها وتغییرات محیطی ، هر برنامه ای را با شکست مواجه می کند سخن امام علی (ع) است که : ” هرکس ، کاری را بدون علم وآگاهی انجام دهد ، فسادی که از آن کار ناشی می شود ، بیش از اصلاحی است که از آن به دست می آید “‌ ودر جایی دیگر می فرماید : ” هیچ حرکتی نیست ،مگر آن که به شناخت آن محتاجی ” ودر مورد ضرورت آگاهی مدیر از تحولات می توان به خطبه۶ نهج البلاغه اشاره کردکه آمد ه است : ” به خدا سوگند ، از اخبار وروایات جاری کشور بی اطٌلاع نیستم ، تا مرا غافلگیر کنند.به خدا سوگند ، من همچون کفتار نیستم ، که با ضربات آرام وملایم بر لانه اش به خواب رّود وناگهان دستگیرش سازند؛ نّه !(من کاملاًمرا قب مخالفان هستم )‌”
۳٫ تضاد واختلاف نظر دربرنامه – قسمت های مختلف یک برنامه نباید درتضاد باشد سخن امام علی (ع) است که : ” ناسازگاری ، رای ونظر را از بین می برد ، ناسازگاری بسیار ، شقلق وپراکندگی است ” ودر جای دیگر فرموده است : ” اختلاف رای ،عقیده را نابود می کند ”
۴٫مردد بودن دراجرای برنامه – در اجرای برنامه نباید مردد بود زیرا بقول امام علی(ع) تصمیم قوی ، از دور اندیشی است .
۵٫ عدم مشارکت باکلیه دست اندرکاران برنامه – « چگونه صبر خواهی کرد در برابر چیزی که نسبت به آن ، آگاهی نداری » برا یبرنامه ریزی واجرای هر تغییری ، لازم است نخست کارکنان را آگاه سازیم وضرورت تغییر رابرای آنان بیان کنیم .هم چنین آنان را از مشکلاتی که در صورت انجام نگرفتن تغییرات ایجاد خواهد شد ؛ آگاه گردانیم .وآنان را با فرصت ها وتهدید ها ی آتی ناشی از استقرار وضع موجود ، آشنا سازیم .عدم مشارکت با کارکنان ،هر برنامه ای را باشکست مواجه خواهد کرد . دراینجا سخن امام علی درباره مشورت را می آوریم که : ” من همه کارها راباشما مطرح می کنم ، جز اسرار جنگ .”” کسی که به رای خود پافشاری کند هلاک می شود وکسی که با دیگران مشورت کند ، درعقل واندیشه آنان شریک شود “
مرحله دوم اجرا
برای نهادینه کردن خدمت رسانی ، برنامه ریزی لازم است اما کافی نیست .باید علاوه بر برنامه ریزی ، اجرای دقیق برنامه ها ،اصولی را رعایت کرد زیرا عدم رعایت آن اصول برنامه ها ر ا با شکست مواجه خواهد ساخت .برخی از اصولی را که در  این کتاب آورده است وبیان داشته که رعایت آنها الزامی است به این شرح می باشد .
۱٫اولویت بندی است. – خداوند متعال در مقام مقایسه سیراب کردن حاجیان و آبادی مسجدها با جهاد و ایمان، برای دسته دوم اولویت قایل شده و نشان داده است که همه کارهای نیک و خدمات در یک رتبه نیستند و بعضی بر بعضی دیگر اولویت دارند. «” آیا سیراب کردن حاجیان خانه خداوعمران مسجد الحرام را همانند کار کسی قرار دادید که ایمان به خدا وروز قیامت داردودر راه خدا جهاد کرده است ؟این دو هیچ گاهخ در نزد خدا یکسان نیستند وخداوند جمعیت ستمکاران را هدایت نمی کند .کسانی که ایمان آوردند وهجرت کردند ، ودر راه خدا با مال وجان خود جهاد کردند ، ایناندر پیشگاه خداوند مقامی برتر دارند واینان به افتخاری بزرگی نایل شده اند .”»
۲٫ استمرار و پایداری در اجرای برنامه‌های خدمت‌رسانی است. – اجرای مقطعی وموقت هیچگاه فرهنگ خدمت رسانی را نهادینه نخواهد کرد وبه کمالرساندن جامعه را در پی نخواهد داشت خداوند متعال در استقامت وپایداری در کارهای نیک تاکید وتشویق کرده است وهمچنین  برای تشویق بندگان به پایداری در راه خدا و نیکوکاری، پاداش‌های فراوانی برای آنان در نظر گرفته است، از جمله: نزول فرشتگان بر مؤمنان با استقامت، آرامش و امیدواری، بهره‌مندی از همه نعمت‌های بهشتی و…
آثاروفایده های استقامت – خداوند متعال برای تشویق بندگان به پایداری درخدا ونیکو کاری ، پاداش های فراوانی برای آنان درنظر گرفته است در آیات زیر خداوند به هفت پاداش وموهبت که برای استقامت کنند گان قرار داده اشار کرده است  می گوید: “کسان یکه می گویند پرودگار ما الله است ، سپس بر سر گفته خود می ایستند وکمترین انحرافی پیدا نمی کنند .وآنچه لازمه آن است در عمل وگفتار نشان می دهند فرشتگان الهی بر آنان نازل می شوند که نترسند وغمگین نباشند”  تعبیر جامع وجالبی که در حقیقت همه نیکی ها وصفات برجسته را دربر دارد نخست دل به خدا بستن وایمان پایدار پیدا کردن دوم تمام زندگی را به رنگ ایمان درآوردن ودر ادامه کتاب سخنی را از نهج البلاغه می آورد وسپس آنرا توضیح وشر ح کاملی می دهد وآنچه از نهج البلاغه می آورد اینست که  :” شما گفتید پروردگار ما الله است اکنون بر سر این سخن پایمردی کنید به انجام دستور های کتاب او استقامت به خرج دهید ا زدایره فرمانش خارج نشوید درآیین او بدعت مگذارید وهرگز با آن مخالفت نکنید”( خطبه ۱۷۶)
۳٫همیاری و مشارکت مردم در پروژه‌های خدمت‌رسانی است.  -  الگوی قرآنی که در این اصل الهام بخش است ماجرای سد سازی عبد صالح خدا ذوالقرنین است. ذوالقرنین به پیشنهاد مردمی که از تجاوز و حمله‌های یأجوج و مأجوج به تنگ آمده بودند با همیاری و مشارکت مردم سد محکمی ساخت و در مقابل پیشنهاد کمک مالی فرمود: «آنچه خدا در اختیار من گذاشته بهتر است، مرا با نیرویی یاری کنید و در ساختن سد با من مشارکت داشته باشید.»
از آیات مربوط به قصد سد سازی ذوالقرنین پیام‌های زیادی در مسأله خدمت‌رسانی قابل استفاده است از جمله تکیه روی همیاری و مشارکت نیروی انسانی و امکانات مردمی در خدمت رسانی، توجه ویژه به استحکام و اتقان در کارها و خدمت رسانی، خدمت بدون چشم داشت و…
۴٫ خدمت رسانی با اهداف مقدس ودر چار چوب ارزش ها باشد  -  در فرهنگ قرآن کارهایی که با انگیزه‌های پاک و بر شالوده تقوا پی ریزی شده باشد مستحکم، ماندگار و سودمند است اما کارهایی که با انگیزه‌های فاسد و اهداف پلید انجام گیرد بی‌بنیاد، سست و بی‌ثبات است.
الگوی قرآنی که این واقعیت را به خوبی نشان می‌دهد آیات ۱۰۷ تا ۱۰۹ سوره توبه است این آیات درباره دو مسجدی است که هر دو در یک منطقه ساخته شده و در ظاهر هر دو خدمت به جامعه بوده است، اما واقعیت این گونه نبود؛ زیرا یکی از آن دو مسجد با انگیزه‌های فاسد و اهداف زیانبار، کفرآمیز و تفرقه افکنانه ساخته شده بود و دیگری با اهداف مقدس و بر شالوده تقوا پی‌ریزی شده بود. مسجد اول را پیامبر دستور داد از بنیان ویران کردند ولی مسجد دوم تاکنون آباد و محل عبادت بندگان خداست. پی‌ریزی همه کارها و خدمات بر پایه تقوا وصیت خداوند متعال به همه انسان‌ها در همه دوره‌ها بوده است و سختی‌های گرفتاری‌ها را برای خدمت‌گزاران آسان و گوارا می‌سازد.

عوامل مؤثر در خدمت رسانی
منظورازرعایت اموری است که موجب افزایش بهره‌وری از نیروی انسانی و امکانات در جهت خدمت‌رسانی است، عواملی که خدمت‌گزاران را در ارائه خدمات شایسته، به موقع و دلسوزانه تقویت کرده و شرایط و زمینه را برای کسانی که مشتاق خدمت‌رسانی هستند، بیش از پیش فراهم سازد.
۱)  گزینش خدمت گزاران شایسته است. قرآن خدمت رسان شایسته را دارای دویژگی می داند   الف) توانایی   ب) درست کاری
ونمونه ای که از قرآن می آورد درداستان حضرت موسی (ع) است و دختر شعیب هنگامی که موسی را برای خدمت گرفتن به پدر پیشنهاد کرد، بر دو صفت برجسته توانایی و درست کاری او تکیه کرد و استقبال شعیب از پیشنهاد دختر، نشانه درستی معیاری است که دختر شعیب در گزینش موسی بیان کرده بود.
۲) دانش افزایی و توجیه به موقع و مستمر خدمت‌گزاران  متصدیان امور باید خدمت‌گزاران را نسبت به اهمیت، آثار و برکات خدماتی که به عهده دارند، توجیه کنند و ابهامات را بر طرف سازند، به شایعات پاسخ دهند و آنان را با واقعیت آشنا سازند و مهارت آنان را برای رفع مشکلات افزایش دهند.
الگوی قرآنی این بحث، داستان موسی و خضر است. موسی با آن که پیامبر خدا بود وقتی عبد صالح خدا را می‌بیند و از علم و دانش او آگاه می‌شود، با نهایت ادب و به صورت استفهام به آن مرد عالم می‌گوید: آیا من اجازه دارم از تو پیروی کنم تا از آن چه به تو تعلیم داده شده و مایه رشد و صلاح است به من بیاموزی؟
حضرت خضر ابتدا نمی‌پذیرد و بعد از اصرار موسی با شرایطی پیشنهاد موسی را می‌پذیرد.
داستان موسی و خضر پیام‌های زیادی دارد که در بحث دانش افزایی و آموزش ضمن خدمت بسیار کار آمد است از جمله:۱ـ تحمل کاری که انسان نسبت به آن توجیه نیست، سخت است. ۲ ـ انسان در هر مرتبه‌ای که باشد باز هم نیازمند دانش افزایی است. ۳ ـ انسان برای دانش افزایی نیازمند معلم و راهنماست. ۴ ـ فروتنی و ادب در برابر استاد. ۵ ـ تحمل سختی و مشکلات در راه دانش افزایی. ۶ـ تسلیم در برابر استاد. ۷ ـ پرهیز از شتابزدگی در پرسش.
یکی از مسایل مهم در موفقیت نسبت به توجیه و دانش افزایی خدمت‌گزاران اتخاذ شیوه صحیح و کارآمد در امور دانش افزایی است. بی‌گمان نمی‌توان با همه خدمت‌گزاران با یک شیوه رفتار کرد بلکه باید از روش‌های مختلف متناسب با سطح فکر و فرهنگ مخاطب استفاده کرد و به جنبه‌های مختلف عقلی، عاطفی و احساس فراگیران توجه کافی مبذول داشت.از قرآن شیوه‌های مختلفی استفاده می‌شود. از جمله:
۱ـ شیوه حکمت. ۲ ـ شیوه موعظه حسنه. ۳ ـ شیوه جدال. - ازاین شیوه بیشتر در مواردی استفاده می شود که ذهن مخاطب از مسائل نادرستی انباشته شده است .این گونه انسان ها را باید ابتدا ازطریق مناظره ذهن شان را خالی کرد .تا آمادگی برای پذیرش پیدا کرد . بدیهی است شیوه مناظره نیزهنگامی موثر می افتد که به تعبیر قرآن “بالتی هی احسن ” باشد یعنی حق وعدالت ودرستی ، امانت وراستی بر آن حکومت کند توهین ،تحقیر وخلاف گویی خالی باشد وجنبه های انسانی در آن رعایت شده باشد . ۴ ـ شیوه قصه‌گوی. ۵ ـ شیوه استفاده از تمثیل.۶ـ شیوه استفاده از تاریخ و سرگذشت پیشینیان. ۷ ـ شیوه معرفی الگو و…
ج )‌ نظارت وکنترل
یکی از عوامل موثر در خدمت رسانی کنترل دقیق عملکرد خدمت گزاران است که این نظارت از نگاه قرآن در سه مرحله مورد توجه استمرحله اول: نظارت‌های غیبی مرحله دوم: نظارت همگانی مردم  مرحله سوم: نظارت مدیریتی. سوهمچنین از نگاه قرآن سه موجود بر اعمال انسان نظارت غیبی دارند: الف) خداوند متعال؛ ب) پیامبران و امامان؛ ج) رقیب و عتید.در فرهنگ قرآن همه مردم وظیفه دارند پاسدار ارزش‌ها باشند با کجروی‌های و منکرات مبارز کنند. جامعه اسلامی براساس وظیفه امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر نمی‌تواند در برابر رفتار و کردار دیگران بی‌تفاوت باشد.
نوع دیگر از نظارت، نظارت و کنترل مدیریتی است که مورد سفارش امام علی (ع) است و بخشی از مباحث مدیریتی را به خود اختصاص داده است.کنترل و نظارت در تقسیم کلی به سه نوع تقسیم می‌شود، کنترل گذشته نگر، کنترل در ضمن عمل و کنترل آینده‌نگر.به طور کلی عملیات نظارت در سه شیوه انجام می‌شود، نظارت آشکار، نظارت درونی و نظارت پنهانی. وهمچین ویژگی های ناظر را  یاد آور می شود که عبارتند از ۱- راستگو باشد ۲- وفادار باشد  ۳- تجسس ب یجا ننماید
د) یکی ازعواملی که شور و نشاط در عرصه خدمت رسانی به وجود می‌آورد، ایجاد رقابت  و مسابقه خدمت‌رسانی است.
خداوند متعال در آیات متعدد به مسابقه و سرعت در کارهای نیک و خدمت‌رسانی سفارش کرده است.خداوند متعال انسان‌ها را در میدان مسابقه نیکی‌ها و خدمت‌رسانی به سه گروه تقسیم کرده است:گروه اول- کسانی‌اند که در انجام وظیفه خدمت‌رسانی و عمل به احکام الهی کوتاهی کرده‌اند. از نگاه قرآن این گروه به خویشتن ستم کرده است.گروه دوم – کسانی‌اند که در میانه راه هستند.گروه سوم -  گروه ممتازی هستند که در مسابقه خدمت و نیکی پیشتاز بوده‌اند. اینان از نگاه قرآن به فضیلتی بزرگ دست یافته‌اند. در روایات نیز سفارش فراوان به شتاب در امور خیر و خدمت‌رسانی شده است. امام صادق (ع)  فرمود پدرم سفارش می‌کرد: «آن‌گاه که به انجام کار نیکی تصمیم گرفتی، شتاب کن. همانا تو نمی‌دانی چه پیش خواهد آمد.»
ه) تعاون، همکاری و همفکری در امر خدمت‌رسانی
خداوند متعال به تعاون در نیکی‌ها و تقوا سفارش کرده و از تعاون در گناهان و ستم نهی کرده است. آیه‌ای که درباره تعاون نازل شده است، یک اصل کلی اسلامی است که همه مسایل اجتماعی و حقوقی و اخلاقی و سیاسی را در بر می‌گیرد. طبق این اصل، مسلمانان موظف‌اند در کارهای نیک تعاون و همکاری کنند.
و) تأمین زندگی خدمت‌گزاران و پرداخت اجز و مزد مناسب به آنان
در داستان حضرت موسی و شعیب آمده است که یکی از دو دختر شعیب با نهایت شرم نزد موسی آمد و گفت: پدرم از تو دعوت می‌کند که در عوض سیراب کردن گوسفندانمان به تو پاداش و اجرت دهد.پیامبر خدا فرموده است: «کسی که نسبت به أجرت کارگری ستم کند، بوی بهشت به مشامش نمی‌رسد.»
ز) همراهی، همگامی و حتی پیشگامی مسؤولان در عرصه خدمت‌رسانی
زمانی فراخوانی به نهضت خدمت‌رسانی مؤثر واقع می‌شود که متصدیان کردارشان با گفتارشان همخوانی داشته باشد. مسؤولانی که می‌گویند و خود عمل نمی‌کنند هرگز مردم به آنان اعتماد نکرده و حاضر به همکاری با آنان نخواهند بود. خداوند متعال کسانی را که می‌گویند، ولی عمل نمی‌کنند، مورد سرزنش قرار داده است.
ح)استفاده از دو اصل تشویق و تنبیه
قرآن پیامبران را مبشر و منذر معرفی می‌کند. سیره پیامبر اسلام (ص) آن بود که اصحابی را که در امور خیر و نیکی پیشگام بودند، تشویق می‌کرد و افرادی را که در انجام وظایف کوتاهی می‌کردند، تنبیه می‌کرد.
در تشویق و تنبیه باید شرایطی را رعایت کرد. مهم‌ترین شرایط تشویق عبارت است از: تناسب با عمل، به موقع بودن، مبتنی بر ارزش‌ها، براساس ظوابط، عادلانه و… باشد. تنبیه‌ها نیز به منظور آگاهی دادن، متناسب با تخلف، اصلاح کنند،به موقع و… باشد.

نتیجه گیری
خدمت‌رسانی میدان گسترده‌ای دارد و در هر عرصه‌ای که باشد، پاداش بسیار زیادی دارد.
گستردگی خدمت‌رسانی به قدری است که شامل نیت عمل نیز می‌شود به این معنی که کسی نیت کار خیر و خدمت را داشته باشد، به او پاداش داده می‌شود ولو در خارج موفق به تحقق آن عمل نباشد.
خدمت‌رسانی در بعضی از عرصه‌ها مورد عنایت ویژه خداوند متعال است، یکی از آن عرصه‌ها، ۱- عرصه فرهنگی و هدایت‌گری است.خداوند متعال هدایت یک انسان را معادل زنده کردن همه انسان‌ها معرفی کرده است. پیامبر گرامی اسلام ارزش هدایت انسان را بهتر از آنچه خورشید بر او می‌تابد، معرفی کرده است. ۲- یکی دیگر از عرصه‌هایی که مورد توجه ویژه خداوند متعال است، عرصه عمران و آبادانی است. خداوند متعال توانایی انسان به عمران و آبادانی را یکی از نعمت‌های ویژه‌ای خود به انسان برشمرده و امام علی (ع) هدف از آمدن آدم به زمین را عمران و آبادانی زمین بر شمرده و این مهم را به عنوان وظیفه اصلی حکومت برشمرده است.
آفات خدمت رسانی
یکی از اموری که ارزش خدمات را از بین برده و انسان را از برکات خدماتش محروم می‌سازدآفات خدمت رسانی می باشد که عبارتند از  منت ، آزاررسانی ، ریا ، خودنمایی – از آیه ۲۶۲ و ۲۶۳ سوه بقره چند پیام مهم درباره خدمت‌رسانی استفاده می‌شود:
۱ـ خدمت در صورتی مورد قبول خداوند متعال است که بی‌منت و بدون آزار باشد. ۲ـ به هنگام خدمت به دیگران حرمت و شخصیت آنان باید حفظ شود؛ زیرا در صورتی که خدمت همراه با منت باشد در حقیقت، اگر سرمایه‌ای به او داده سرمایه‌ای هم از او گرفته است.۳ ـ گفتار پسندیده و نیک از خدمت با منت ارزشمندتر است. ۴ـ مدارا با ارباب رجوع از خدمت همراه با منت ارزشمندتر است. یکی از آفات خدمت‌رسانی، ریا و خود نمایی است. در فرهنگ قرآنی ریا در کارهایی که باید با انگیزه الهی انجام گیرد، نشانه بی‌ایمانی به خدا و روز قیامت معرفی شده است.خداوند متعال انفاق کنندگان را با توجه به انگیزه‌های شان به سه دسته تقسیم کرده است: گروه اول: انفاق همراه با خود نمایی، خداوند متعال عمل این گروه را تشبیه کرده است به پاشیدن بذر بر روی صخره صافی که بر روی آن قشری از خاک باشد و رگبار تندی بر آن وزیده و همه خاک‌ها را بشوید و ماهیت آن سنگ را نمایان سازد.گروه دوم: کسانی‌اند که به انگیزه الهر و برای خوشنودی خدا انفاق کنند، ملکوت زیبا و سرسبز این عمل ارزشمد را به باغ و بوستانی پرطراوت و سرسبز تشبیه کرده است که در سرزمین حاصل خیر قرار گرفته و با بارش به موقع باران به بار نشسته و دو چندان میوه دهد. گروه سوم: افرادی‌اند که چه بسا با انگیزه الهی انفاق کرده‌اند اما بعد از عمل کار نیک خود را به ریا و منت می‌آلایند و آفت زده می‌سازند. خداوند متعال اعمال این گروه را به باغی تشبیه کرده است که گردبادی آتش‌زا بر آن بوستان افتد و آن را به تل خاکی مبدل سازد.
موانع خمت رسانی
موانع خدمت‌رسانی بردو نوع است یک ) به موانع فکری و فرهنگی – دو)  آسیب‌های اداری و سازمانی .
از نگاه قرآن وسوسه‌های شیطانی و دلبستگی شدید به دنیا از موانع فکری و فرهنگی خدمت‌رسانی محسوب می‌شوند.
شیطان برای جلوگیری از خدمت‌رسانی در عرصه‌های مختلف از بهانه‌های مناسب با همان عرصه استفاده می‌کند، مثلاً برای جلوگیری از انفاق انسان را از فقر و تنگدستی می‌ترساند. شیطان در مبارزه‌اش از سیاست تدافعی سیاست ضربه و گریز، استفاده نمی‌کند بلکه سیاست‌های اصولی وی عبارت‌انداز: ۱ـ سیاست هجوم همه جانبه. ۲ـ سیاست کمین و بهره‌گیری از غفلت. ۳ـ سیاست گام به گام و تدریج.  ۴ـ سیاست پی‌گیری و دوام. ۵ ـ سیاست هجوم جمعی.
یکی دیگر از موانع خدمت‌رسانی آسیب‌های اداری و سازمانی است. شناسایی دقیق این آسیب‌ها نیازمند مطالعات کارشناسی گسترده است. از آیات قرآن اصولی استفاده می‌شود که توجه به آن اصول در مسیر مبارزه با آسیب‌ها بسیار کار آمد است از جمله: ۱ـ توجه به اصل حلال و حرام و توجه به خطرات مال حرام و خورد لقمه حرام در آسیب زدایی و ایجاد وجدان کاری بسیار مؤثر است. ۲ـ توجه به عواقب وخیم کارشکنی و کم کاری.  امام علی (ع) فرمودند: هر صاحب منصبی که از راه اندازی کار مردم و رفع مشکلات مردم کوتاهی کند، خداوند در روز قیامت از او کناره‌گیری خواهد کرد. ۳ ـ توجه به عواقب وخیم سستی و تنبلی.

تهیه کننده : غلامرضا محمدی
نام کتاب :       خدمت رسانی از دیدگاه قرآن
نویسنده : یعقوبعلی برجی
نشر: مرکز مطالعات وتحقیقات حوزه نمایندگی ولی فقیه در جهاد کشاورزی
ناشر : موسسه شقایق روستا



2 + یک =