خانه > مقالات > ارزش کارگشایی و خدمت به مردم

ارزش کارگشایی و خدمت به مردم

۱٫ بخشش دری از درهای نیکی

حضرت امیرمؤمنان علی علیه السلام می فرماید: «ثَلاثٌ مِنْ اَبْوابِ البِرِّ، سَخاءُ النَّفْسِ و طِیبُ الکلامِ و الصَّبْرُ عَلَی الاَذی؛ سه چیز از درهای نیکی و نیکوکاری است: بخشش، زیبایی سخن و پایداری بر آزار.» (نوری، ۱۳۶۵: ج ۸: باب استحباب افشاء السلام: ۳۳: ح ۹۶۷۲)

۲٫ محبوبیت جوان بخشنده

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «شابٌّ سَخِی حَسَنُ الخُلْقِ اَحَبُّ الی الله تَعالی مِنْ شَیخٍ بَخیلٍ عابدٍ سَیئءِ الخُلُقِ؛ جوان بخشنده و خوش اخلاق، نزد خدای تعالی از پیرمردِ بخیلِ عابدِ بداخلاق محبوب تر است.» (همان: ح۸۳۸۳)

۳٫ گذشت از خطای بخشنده

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در کلامی دل نشین می فرماید: «تَحافوْا عَنْ ذَنْبِ السَّخِی فَاِنَّ اللهَ آخِذٌ بِیدِهِ کلَّما عَثَرَ؛ از خطای بخشنده درگذرید؛ زیرا هر بار بلغزد، خداوند دست او را بگیرد.» (همان: ح ۸۳۸۴)

۴٫ بخشندگان، بهترین مردمان

امام صادق علیه السلام فرمود: «خِیارُکم سُمَحاؤُکم و سِرْارُکم بُخَلاؤُکمْ؛ بهترین شما، بخشندگان شمایند و بدترین تان، بخیلان تان.» (محمدی ری شهری، ۱۳۷۴: ج ۵: ۲۴۲۶: ح ۸۳۵۴)

۵٫ بخشندگی، صفت دوستان خدا

حضرت امیر بیان علی علیه السلام می فرماید: «السَّخاءُ و الشَّجاعَةُ عَزائِزٌ شریفَةٌ یضَعُهَا اللهُ سُبحانَهُ فِیمنَ أَحَبَّهُ وَ امْتَحَنَهُ؛ بخشندگی و شجاعت دو ویژگی ارجمندند که خداوند سبحان، آنها را در وجود هر که دوستش بدارد و او را بیازماید، قرار می دهد.» (همان: ۲۴۲۶: ح ۸۳۶۱)

۶٫ بخشندگی، خوی الهی

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «السّخاءُ خُلْقُ اللهِ الاَعظَمُ؛ بخشندگی، بزرگ ترین خوی خداوند است.» (همان: ۲۴۲۶: ح ۸۳۴۹)

پیام ها و نکته ها

۱٫ انفاق، یگانه راه رسیدن به نیکویی هاست که بیانگر ایمان واقعی است: لن تنالوا البرّ…».

ـ خداوند که بخشش و انفاق کردن ما را می بیند، چرا در کمّ و کیف آن کوتاهی کنیم؟ پس بهترین ها را انفاق کنیم: «فان الله به علیم»

ـ آنچه را خود دوست می داری، انفاق کن؛ نه آنچه را بینوایان دوست می دارند: «مما تحبون» و نفرموده «مما یحبون»؛ زیرا ممکن است نیازمندان به دلیل شدت فقر به اشیای ناچیز نیز راضی باشند.

ـ در انفاق، اصل کیفیت است، نه کمیت آن: «مما تحبون».

ـ پیش از انفاق و بخشش، مال تنها برای من است، ولی پس از انفاق، مال مردم می شود و به گستردگی و برّ می رسیم؛ با توجه به معنای برّ، که به معنای توسعه است.

ـ در مکتب اسلام، هدف از انفاق و بخشش تنها فقرزدایی نیست؛ رشد انفاق کننده، و دل کندن از محبوب های خیالی، شکوفا شدن روح سخاوت، و نثار کردن محبوب ها در راه خدای محبوب تر ملاک است.

ـ مکتب اسلام، مکتب انسان دوستی است نه مال دوستی؛ مال ها فدای انسان های محروم.

ـ حتی اگر کم داریم، باز هم از همان کم انفاق کنیم: «وَمَا تُنفِقُواْ مِن شَیءٍ». آری، یک برگ زرد روی حوض، می تواند کشتی صدها مورچه شود.

ـ محبت به مال در نهاد هر انسانی است: «مِمَّا تُحِبُّونَ». آنچه خطرناک است، شدت محبت است که مانع بخشش و انفاق شود: «وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیرِ لَشَدِیدٌ». (قرائتی، ۱۳۷۸: ج ۲: ۱۲۵ و ۱۲۶)

ـ مؤمن باید از بخل دوری ورزد و به دیگران بخشش کند: «وَلاَ تَجْعَلْ یدَک مَغْلُولَةً».

ـ اسلام مکتب اعتدال و میانه روی است؛ حتی در انفاق و بخشش. «وَلاَ تَجْعَلْ یدَک مَغْلُولَةً إِلَی عُنُقِک وَلاَ تَبْسُطْهَا».

ـ نتیجه ولخرجی و زیاده روی در انفاق و بخشش، خانه نشینی و ملامت و حسرت است: «فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا». (قرائتی، ۱۳۸۳: ج ۷: ۴۹)

ـ استفاده از فرصت ها در کارهای خیر، همچون بخشش و انفاق، باارزش است.

ـ انفاق امروز، وسیله برداشت و پس گرفتن چند برابر در روز قیامت، و همچنین وسیله محبت خداوند و محرومان است که در روز قیامت همین انفاق واسطه عفو خواهد بود. اگر امروز انفاق و بخششی صورت نگیرد، در آن روز هم محبت و دوستی و وساطتی در میان نخواهد بود.

ـ بخل، کفر و ستم در یک مدار هستند. در آیه ۶ سوره فصلت آمده است: «وَوَیلٌ لِلْمُشْرِکینَ الَّذِینَ لَا یؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ کافِرُونَ؛ وای به مشرکانی که زکات نمی دهند و نسبت به آخرت کافر هستند». (قرائتی، ۱۳۷۸: ج ۱: ۵۰۳)

ـ تقوا از انفاق جدا نیست: «أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ الَّذِینَ ینْفِقُونَ». (آل عمران: ۱۳۳ ـ ۱۳۴)

ـ انفاق و بخشش، سخاوت می خواهد نه ثروت: «فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ». (آل عمران: ۱۳۴)

ـ نه در حال رفاه از محرومان غافل باشید و نه در تنگدستی بگویید ما خود گرفتاریم: «فِی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ».

ـ کسی که می خواهد محبوب خدا شود، باید از مال بگذرد و ببخشد و خشم و غضب را فرو برد. (همان: ج ۲: ۱۸۰)

ـ بخشش و انفاق، ویژگی نجیبان است.

ـ بخشش، شادی آفرین است.

ـ فضل و بخشش، میزان فرّ و شکوه آدمی را نشان می دهد.

ـ برای رسیدن به جایگاهی والاتر، بخشش و انفاق را بیاموزیم.

ـ بخشش، خیر و برکتی است دوجانبه، که هم دهنده و هم دریافت کننده را بهره مند می سازد.

ـ زیستن در پرتو فضل و بخشش و بهره گیری از آن در هر روز از زندگی، راهی است برای مهار امیال نفسانی و پرورش عشق و مهربانی.

ـ بخشش، راز اندوختن خرد است.

ـ با انفاق و بخشش چیزی را از دست نمی دهیم، بلکه به دست می آوریم.

ـ کسانی که می بخشند، از بخشش خویش شادمان اند. پاداش اینان، همان شادمانی شان خواهد بود.

ـ بخشندگی باید بدون خواهش کسی صورت گیرد؛ یعنی انسان بخشنده، همانند چشمه ای است که آب از آن می جوشد واز این جوشش خود، دیگران را بی منت، سیراب می کند.

ـ اسیر مال شدن در دنیا، موجب اسارت در آخرت است.

ـ میراث همه چیز از آنِ خداست. ما با دست خالی آمده ایم و با دست خالی می رویم، پس بخل چرا؟

ـ مالی که در راه خدا صرف نشود، شرّ است: «بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ».

ـ خداوند، هم صاحب ماندنی های دنیاست و هم نیازمند انفاق ما نیست، ولی انفاق، کلید سعادت خود ماست.

ـ عدل و احسان در کنار هم جاذبه دارد؛ وگرنه، مقررات خشک دل ها را التیام نمی دهد: «یأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ». عدل مقدار واجب واحسان مقدار مستحب است.

ـ در احسان، رسیدگی به بستگان و صله رحم اولویت دارد: «الإِحْسَانِ وَإِیتَاء ذِی الْقُرْبَی». (همان: ج ۶: ۳۹۸)

کتاب نامه

ـ کلینی، محمدبن یعقوب. [بی تا]. الکافی. ترجمه: سید جواد مصطفوی. تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

ـ ــــــــ. ۱۴۰۵ق. الکافی. بیروت: دارالاضواء.

ـ هیئت تحریریه مؤسسه در راه حق. ۱۳۸۱٫ پیشوایان معصوم علیه السلام. قم: انتشارات مؤسسه در راه حق.

ـ مجلسی، محمدباقر. ۱۴۰۳ ق. بحارالانوار. بیروت: مؤسسه الوفاء.

ـ محمدی اشتهاردی، محمد. ۱۳۷۷٫ داستان های شنیدنی از چهارده معصوم علیه السلام. قم: انتشارات نبوی.

ـ کلینی، محمد بن یعقوب. ۱۳۸۸ ق. اصول کافی. تحقیق: علی اکبر غفاری. تهران: دارالکتب الاسلامیه.

ـ ابن شهر آشوب. ۱۴۱۲ ق. مناقب. بیروت. دارالاضواء.

ـ نوری، حسین. ۱۳۶۵٫ مستدرک وسائل الشیعه. قم: مؤسسه آل البیت علیهم السلام.

ـ آمدی. ۱۳۷۷٫ غررالحکم و دررالکلم. ترجمه: سید هاشم رسولی محلاتی، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

ـ محمدی ری شهری، محمد. ۱۳۷۴٫ میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی. قم: دارالحدیث.

ـ مجلسی، محمدباقر. ۱۳۷۰٫ بحارالانوار، بیروت: دارالرضا.

ـ قرائتی، محسن. ۱۳۷۸٫ تفسیر نور. ج ۲٫ قم: انتشارات در راه حق.

ـ ـــــــــ، ۱۳۸۳٫ تفسیر نور. ج ۷٫ تهران: مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن.

ـ ـــــــــ، ۱۳۷۸٫ تفسیر نور. ج ۶٫ تهران: مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن.

ـ ـــــــــ، ۱۳۷۸٫ تفسیر نور. ج ۱٫ قم: انتشارات در راه حق.

کلمات قصار امام جواد علیه السلام

محمود سوری

به تأخیر انداختن توبه، خودفریبی است. (حکیم، ۱۳۸۵: ۳۲۵)

آشکار کردن کاری پیش از استواری اش، مایه تباهی آن است. (همان: ۳۲۶)

در بهشت دری است که دروازه نیکی خوانده می شود و تنها نیکوکاران از آن در وارد می شوند. (همان: ۳۲۷)

هر کس از هوای نفس خود فرمان برد، خواسته دشمن خود را برآورده است. (همان: ۳۲۸)

هر کس بی هیچ دلیلی نکوهش کند، بی دلیل نکوهش خواهد شد. (همان، ۳۳۰)

مبادا آشکارا ادعای دوستی خدا را داشته باشی و در نهان با وی دشمنی کنی. (همان: ۳۳۱)

بی گمان هر کس به خدا اعتماد کند، خداوند او را شادمان خواهد کرد. (همان: ۳۳۲)

اعتماد به خدا دژی است که جز مؤمن در آن پناه نمی گیرد. (همان)

توکل بر خدا، وسیله رهایی از هر بدی و پناهی از هر دشمنی است. (همان)

هر کس کار زشتی را نیکو شمارد، در آن شریک خواهد بود. (همان: ۳۳۷)

دیدار برادران، مایه سلامت و رشد عقل است؛ اگرچه اندک باشد. (ربانی، ۱۳۸۲: ۱۷۴: ح ۶۸۳)

بدان که از دید خداوند پنهان نیستی؛ پس بنگر چگونه ای. (همان: ۱۸۶: ح ۷۳۸)

آن که به غیر خدا روی آورد، خداوند به هم واگذارش می کند. (همان: ۱۸۷: ح ۷۴۰)

منابع

ربّانی، هادی و سید محسن موسوی، ۱۳۸۲٫ آینه یادها: مناسبت های شمسی و قمری در قرآن و حدیث. قم: دارالحدیث.

حکیم، سید منذر. ۱۳۸۵٫ جوادالائمه حضرت امام محمد تقی علیه السلام. ترجمه: حسین اسلامی. قم: مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام.

متن ادبی

ابن الرضا

رقیه ندیری

گفتند: در میان امامان کسی نبوده که رنگ چهره اش گندمگون باشد، به جز پسر سبیک، و مردم شایعه کرده اند که…

گفت: محمد، پسر من است؛ ابن الرضا، که در اسلام فرزندی بابرکت تر از او متولد نشده.

گفتند: جدمان رسول خدا قیافه شناسی را معتبر دانسته و ما می خواهیم آنها بین ما و شما قضاوت کنند. گفت: حالا که اصرار می کنید، کسی را به سوی شان بفرستید، ولی نگویید برای چه کاری از آنها دعوت کرده اید. ایشان را در باغی بنشانید و همه عموها، برادرها و خواهرها را هم دعوت کنید.

لباس گشادی از جنس پشم پوشید و کلاهی روی سرش گذاشت. بعد بیلش را برداشت و به باغ رفت و کمی دورتر از مهمان ها مشغول کار شد. شاخه ها را هرس می کرد و خاک بعضی از درخت ها را زیر و رو می کرد.

مهمان ها غذا خورده و به گپ و گفت نشسته بودند که یکی از میزبان ها کودک خردسال را روبه روی شان نشاند و پرسید: این پسر، فرزند کدام یک از ماست؟

مهمان ها که هر دو قیافه شناس بودند، چشم چرخاندند. به یکی گفتند: تو عموی پدر اویی، دیگری را برادر پدرش دانستند، به سومی گفتند: تو هم عموزاده این کودک باید باشی. آن دو خانم هم که زیر درخت سیب نشسته اند، بی گمان عمه های او هستند. همین طور که اطراف را زیر نظر داشتند، چشم شان به باغبان افتاد.

یکی شان گفت: پدرش باید آن مردی باشد که بیل بر دوش دارد؛ چون ساق پای هر دو یک شکل است. بیل را بر زمین گداشت و نزد مهمان ها رفت. قیافه شناس ها بی درنگ گفتند: این مرد، پدر کودک است.

کتاب شناسی

احمدی، حبیب الله. ۱۳۹۰٫ امام جواد علیه السلام الگوی زندگی. قم: فاطیما.

ارفع، کاظم. ۱۳۷۴٫ امام محمد تقی جواد علیه السلام. تهران: فیض کاشانی.

حکیم، منذر. ۱۳۸۵٫ پیشوایان هدایت: جواد الائمه حضرت امام محمد تقی علیه السلام. قم: مجمع جهانی اهل بیت علیهم السلام.

زکی زاده رنانی، علیرضا. ۱۳۸۸٫ یکصد و سی پرسش در محضر امام جواد علیه السلام. قم: انتشارات حدیث نینوا.

خسروی، بتول. ۱۳۸۵٫ بی کران تسبیح: عرفان در احوال و آثار امام جواد علیه السلام. بی جا: انتشارات گلگشت.

صالحی، عبدالله. ۱۳۸۱٫ امام محمد جواد علیه السلام. قم: مهدی یار.

صلواتی، فضل الله. ۱۳۸۴٫ تحلیلی از زندگانی و دوران امامت امام محمد تقی حضرت جواد الائمه علیه السلام. تهران: خرد.

طباطبایی اشکذری، ابوالفضل. ۱۳۸۲٫ اعجوبه اهل البیت علیه السلام: شرحی جامع از زندگی امام جواد علیه السلام. قم: ائمه.

عثمان محمد، عبدالزهرا. ۱۳۸۷٫ امام جواد علیه السلام؛ نهمین امام شیعه. کرج: پرهیب.

فریدونی، حسین. ۱۳۸۵٫ آشنایی با زندگانی امام جواد علیه السلام. تهران: نبا.

قاضی زاهدی، احمد. ۱۳۸۹٫ پرسش های مردم و پاسخ های امام جواد علیه السلام. ترجمه: محمدحسین رحیمیان. قم: روضة العباس.

کرمی فریدونی، علی. نگاهی نو به زندگی امام جواد علیه السلام. قم: نسیم انتظار.

کریم زاده، اکرم. ۱۳۸۸٫ وسعت آفتاب: روایت داستانی زندگی امام جواد علیه السلام. اصفهان: سازمان فرهنگی و تفریحی شهرداری اصفهان.

کفاش، حمیدرضا. ۱۳۸۳٫ بیست و پنج درس زندگی از سیره عملی حضرت امام جواد الائمه علیه السلام. تهران: عابد.

مقرم، عبدالرزاق. ۱۳۷۰٫ نگاهی گذرا بر زندگانی امام جواد علیه السلام. ترجمه: پرویز لولارو. مشهد: بنیاد پژوهش های اسلامی آستان قدس رضوی.

محسن مدرس‌زاده
دستگیری از مردم و تعاون و همکاری در کارهای خیر و پسندیده در آیات قرآن و روایات بسیار مورد تأکید است. نویسنده در مطلب حاضر به برخی ابعاد و آثار این امر براساس آموزه‌های دینی اشاره کرده است.
***
ارزش کارگشایی و خدمت به دیگران
خداوند در آیه ۲ سوره مائده می‌فرماید: و تعاونوا علی البر و التقوی ولا تعاونوا علی الاثم والعدوان؛ و در نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و تعدی، دستیار هم نشوید.
هر چند خداوند در این آیه زمینه همکاری و تعاون را دو امر نیکی و پرهیزگاری قرار داده، ولی با توجه به مصادیق بسیار زیاد و متعدد و متنوع آن می‌توان دریافت که همه ابعاد زندگی آدمی را دربر می‌گیرد؛ زیرا عنوان بر و نیکی عنوان فراگیری است که هر کار نیک مادی و معنوی و دنیوی و اخروی را دربر می‌گیرد و عنوان تقوا نیز به معنای محافظت انسان از خود در برابر خشم الهی و آتش دوزخ است که ترک هر کار شر و بدی را شامل می‌شود. پس خداوند از انسان می‌خواهد به یکدیگر در انجام هر نیکی در قالب واجبات و مستحبات کمک کنیم.
از سوی دیگر از ما خواسته است تا در کارهائی که گناه و تجاوز به حقوق دیگران است به کمک دیگری نرویم و یار و یاور ظالم و متجاوز نباشیم.
این عبارت که یکی از جوامع کلمات قرآنی و از آموزه‌های کلیدی آن است، در قالب یک واجب دینی و تکلیف الهی مطرح شده است و خداوند از ما خواسته است تا در همه حالات زندگی و در همه ابعاد آن به کمک دیگران برخیزیم و هرچه از دست ما برمی‌آید در قالب نیکوکاری و پرهیزگاری انجام دهیم.
در روایات درباره اهمیت کارگشایی و برطرف کردن مشکلات مردم سخن بسیاری بیان شده و آموزه‌های دستوری و ترغیبی بسیاری نیز مطرح شده است. از جمله امام صادق(ع) فرموده است: سئل رسول‌الله صلی‌الله علیه‌ و آله عن احب الناس الی ‌الله؟ قال: انفع الناس للناس؛ از رسول خدا سئوال شد، محبوب‌ترین مردم در پیشگاه خدا کیست؟ پیامبر فرمود: کسی که بیشترین سود و خدمت را به مردم برساند. (بحارالأنوار، ج۷۳، ص۳۳۹)
در اهمیت کارگشایی و خدمت به دیگران همین بس که پیامبرگرامی‌اسلام(ص) آن را معیار و ملاک مسلمانی دانسته و فرموده است: من اصبح لایهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم؛ کسی که صبح کند و به مسائل مسلمانان همت نگمارد، مسلمان نیست. (بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۳۷)
البته خدمت به دیگران همانند بسیار امور دیگر دارای درجات و مراتب و نیز اهم و مهم است. کمک به برخی، هم‌ ارزش بیشتری دارد و هم با اهمیت‌تر و ثواب و آثار آن نیز بیشتر است. به عنوان نمونه کارگشایی نیازمندان شیعه ارزشی بیشتر دارد؛ چنانکه امام کاظم(ع) فرموده است: من لم یستطع ان یصلنا فلیصل فقراء شیعتنا؛ کسی که قدرت ندارد به ما صله نماید به شیعیان نیازمند ما رسیدگی کند. (بحار‌الانوار، ج۷۴، ص۳۱۶)
همچنین در روایت است: بعضی از اصحاب امام باقر(ع) به ایشان عرض کردند: شیعه در جامعه ما زیاد است. امام فرمود: آیا بی‌نیاز نسبت به نیازمند عطوفت و مهربانی می‌کند و آیا نیکوکار از خطاکار می‌گذرد و در مسائل مالی به همدیگر کمک می‌کنند. گفتیم: خیر. فرمود: پس اینها شیعه نیستند چون شیعه کسی است که این‌طور عمل کند. (بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۱۳)
شخص نیکوکار باید در کارهای خیر، هم سبقت بجوید و هم سرعت داشته باشد. (بقره، آیه۱۴۸؛ مائده، آیه ۴۸) زیرا اگر این‌گونه عمل نکنیم گاه ممکن است دیگران کار ما را انجام داده و از ثواب عمل خیر محروم شویم و یا آنکه حاجت شخص برطرف شود و دیگر نیازی به کمک ما و کارگشایی ما نباشد و از خدمت به خلق محروم شویم. احمدبن عیسی می‌گوید: امام صادق(ع) به من فرمود: نیازمندی که به من مراجعه می‌کند من زود نیاز او را برطرف می‌کنم از ترس اینکه او بی‌نیاز شود و این کار نیک از دستم برود. (بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۱۷)
در اهمیت و ارزش کارگشایی و خدمت به خلق همین بس که خودداری از کارگشایی به عنوان خیانت به خدا و پیامبر(ص) دانسته شده است. امام صادق(ع) فرمود: هرکس بتواند مستقیم و یا با واسطه، نیاز مؤمنی را برآورد اما از انجام آن خودداری کند خداوند عز وجل او را در قیامت با چشمانی کبود و دست‌های بسته بر گردن برپا نگهدارد و اعلام شود: این همان خائنی است که به خدا و پیغمبر خیانت کرده است. سپس فرمان رسد که او را به سوی آتش جهنم برند. (بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۷۴)
پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز فرمود: کسی که ضمانت کند «قول بدهد» نیاز برادر دینی خود را برطرف کند، تا وقتی که این کار را نکرده خداوند عز و جل به نیازهای او توجه نمی‌کند. (بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۱۷)
شیوه درست خدمت و تفاوت آثار آن
کارگشایی و خدمت به خلق براساس معیارهای اسلامی، یک هنر است و هر کسی نمی‌تواند از عهده این هنر برآید؛ از همین‌رو بسیاری از خدمت‌رسانی‌ها بی‌نتیجه و بی‌تأثیر است و آنچنان باید و شاید آثار و برکات بزرگی چون بهشت ندارد. لذا‌ ثواب اعمال انسان‌ها و خدمت‌رسانی و کارگشایی‌های آنان متفاوت است چنانکه در بخش آثار به آن اشاره می‌شود. شیوه درست کارگشایی و خدمت به خلق آن است که امام علی(ع) فرموده است؟ کارگشائی از مردم کامل نمی‌شود مگر به سه چیز: کوچک شمردن آن تا خود بزرگ گردد، پنهان نگهداشتن آن تا خود آشکار شود، شتاب و سرعت در آن تا گوارا گردد. (بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۱۸)
پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز فرموده است: انسان مؤمن وقتی نیاز برادرش را می‌داند او را مجبور نمی‌کند که نیازش را بخواهد «قبل از درخواست نیاز او را برطرف می‌کند.» (بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۱۲)
پس دانستن روش کارگشائی و نیز حسن فاعلی در کنار حسن فعلی نقش اساسی در تأثیر و نیز آثار و برکات اعمال ما دارد. از امام صادق(ع) نقل شده است که فرمود: وقتی که انسان بداند که برادر مؤمن او چیزی نیاز دارد و نیاز او را برطرف نکند تا اینکه سؤال نماید و سپس اقدام کند خداوند به او پاداش نمی‌دهد. (بحارالانوار، ج۷۴، ص۳۱۲).
برخی از آثار و برکات تعاون و خدمت به خلق
در روایات اهل بیت(ع) آثار بسیاری برای خدمت به مردم بیان شده تا انگیزه برای انجام این گونه کارها به قصد بهره‌وری از برکات آن در انسان برانگیخته شود. عزم بر آن جزم تحقق یابد. در اینجا به برخی از این آثار و برکات براساس آموزه‌های اسلام اشاره می‌شود:
۱- بهره‌مندی از معاونت الهی: اگر کسی به خدمت دیگری برود و او را یاری رساند خداوند نیز معاونت چنین بنده‌ای را به عهده می‌گیرد و یار و یاور او در کارهایش می‌شود. پیامبر اکرم(ص) در این باره می‌فرماید: ان‌الله فی عون المؤمن مادام المؤمن فی عون اخیه المؤمن؛ تا زمانی که مؤمن در کمک به برادر مؤمن خود کوشا باشد، خدا هم او را کمک و یاری خواهد کرد. (بحار‌الانوار، ج ۷۴، ص ۳۱۲)
۲- بهشت:‌ از مهم‌ترین آثار و برکات برآوردن حاجت دیگران و کارگشایی سعادت اخروی و رستگاری ابدی است. امام صادق(ع) در بیان ثواب چنین کاری فرموده است: هر مسلمانی که نیاز مسلمانی را برطرف کند خدای متعال به او می‌فرماید: اجر و ثواب تو به عهده من است و به کمتر از بهشت برای تو راضی نخواهم شد. (بحار‌الانوار، ج ۷۳، ص ۳۱۲) همچنین پیامبر گرامی اسلام فرموده است: کسی که یک حاجت مؤمنی را برآورد خداوند متعال نیازهای زیادی را از او برمی‌آورد که کمترین آنها بهشت است. (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۸۵)
۳- بهره‌مندی از اکرام الهی: کارگشایی نوعی اکرام به دیگران به ویژه برادران مسلمان است. اگر کسی دیگری را اکرام کند محبوب خداوند شده و خداوند نیز او را اکرام خواهد کرد؛ چنانکه پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است: کسی که برادر خود را گرامی بدارد خدا را گرامی داشته فکر می‌کنید کسی که خدا را گرامی بدارد با او چگونه رفتار می‌کند؟(بحار‌الانوار، ج ۷۴، ص ۳۱۹)
۴- محبوبیت در پیشگاه خداوند: اگر کسی به خانواده شما نیکی کند آن فرد محبوب شما می‌شود. اگر کسی بخواهد محبوب خداوند شود، باید به یاری بندگان خداوند برسد. امام صادق(ع) در این باره می‌فرماید: خداوند بزرگ فرمود: مردم خانواده و نان‌خور من هستند، پس محبوب‌ترین آنها پیش من کسانی هستند که نسبت به مردم مهربان‌تر باشند و در تأمین نیازهایشان کوشاتر باشند. (بحار‌الانوار، ج ۷۴، ص ۳۳۶)
۵- کمک خداوند: اگر به دیگری کمک کنیم، در حقیقت به خودمان کمک کرده‌ایم؛ زیرا کسی که کارهای دیگران را انجام می‌دهد و کارگشایی می‌کند، کار خودش را انجام داده و خداوند به رفع نیازهای او اقدام می‌کند؛ چنانکه پیامبر خدا فرموده است: مؤمنان با یکدیگر برادرند و نیازهای همدیگر را برآورده می‌کنند و خداوند هم نیاز آنها را برطرف می‌کند. (بحار‌الانوار، ج ۷۴، ص ۳۱۶)
۶- ولایت اهل بیت(ع): اگر کسی بخواهد تحت ولایت اهل بیت(ع) باشد باید به خدمت مؤمنان اقدام کرده و کارگشایی نماید. امام صادق(ع) فرمود: به خدا و پیامبر و جانشین او ایمان نیاورده کسی که وقتی برادر مؤمنش نیازش را پیش او مطرح می‌کند با خوش‌‌رویی برخورد نکند، پس در صورتی که قدرت داشت نیاز او را برطرف می‌کند و اگر خودش نتوانست با کمک دیگری اقدام می‌کند تا برطرف نماید، اگر مؤمنی چنین عمل نکند ولایتی بین ما اهل بیت و او نخواهد بود. (بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۱۷۶)
۷- ولایت الهی: ولایت الهی به معنای سرپرستی خداوند در همه امور شخص است و شخص همانند کودکی شیرخوار خواهد بود که همه کارش را دایه انجام می‌دهد. بنابراین اگر کسی بخواهد به معنای واقعی تفویض امر کند و خودش را به خدا واگذار نماید تا خداوند به عنوان ولی خودش حفظ کرده و کارهایش را انجام دهد، باید به خدمت مومنان بشتابد. چنین کسی در این صورت هرگز در کارهایش لنگ نمی‌ماند و کارهایش به خوبی پیش می‌رود. امام کاظم(ع) درباره این اثر و برکت خدمت می‌فرماید: وقتی برادر مؤمنی نیاز خود را به مؤمنی عرضه می‌کند این عرضه نعمتی است از خداوند که به سوی او فرستاده شده است پس اگر مؤمن نیاز او را برطرف کند این کار، او را به ولایت ما می‌رساند و او به ولایت خدا متصل است. (بحار‌الانوار، ج ۷۴، ص ۳۱۳)
۸- ثواب روزه و اعتکاف: از جمله آثار و برکات خدمت به خلق، ثواب روزه و اعتکاف است که پیامبر گرامی اسلام بیان فرموده است: به خدا قسم که برآوردن حاجت مؤمن از روزه یک ماه و اعتکاف یک ماه در مسجد بهتر است. (بحار‌الانوار، ج ۷۴، ص ۳۸۵)
۹- عبادت نه هزار ساله: در اهمیت کار خیر و خدمت به مومنان همین بس که پیامبر گرامی اسلام فرموده است: کسی که برای رفع نیاز برادر مؤمن خود کوشش کند مثل این است که نه هزار سال خداوند متعال را عبادت کرده در حالی که روزها روزه بوده و شبها را هم شب‌زنده‌داری می‌کرده است. (بحار‌الانوار، ج ۷۴، ص ۳۱۵)
۱۰- عبادت روزگار: پیامبر اسلام(ص) فرمود: کسی که نیاز برادر مؤمن خود را برآورد مثل کسی است که روزگاری خدا را عبادت کرده است. (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۰۲) البته تفاوت آثار ممکن است به دلیل اهمیت کاری است که انجام می‌دهد یا خلوص و درجه معرفتی و ایمانی شخص موجب تفاوت‌هایی در آثار عمل می‌شود. بنابراین هیچ گونه تضادی در این روایات نیست، بلکه براساس درجه اخلاص، معرفت و اهمیت و نوعی کار و خدمتی که انجام می‌‌دهد، درجه و مرتبه و آثار عمل نیز متفاوت خواهد بود.
۱۱- هفتاد طواف:‌ برآوردن حاجت مسلمان، ثواب هفتاد طواف را دارد. امام صادق(ع) فرمود: حرکت مسلمان برای برآوردن حاجت مسلمان دیگر، از هفتاد طواف خانه خدا بهتر است. (بحار‌الانوار، ج ۷۲، ص ۳۱۱)
۱۲- ثواب سعی صفا و مروه تا ثواب جهاد در بدر و احد: گام برداشتن برای خدمت حتی اگر به نتیجه نرسد ثواب دارد؛ البته ثواب آن کمتر از انجام حاجت است. امام صادق(ع) فرمود: کسی که در راه برطرف کردن نیاز برادر دینی خود قدم برمی‌دارد مثل کسی است که در بین صفا و مروه سعی می‌کند و کسی که نیاز او را برطرف نماید مثل کسی است که در راه خدا در جنگ بدر و احد به خون خود آغشته شده باشد و خداوند متعال هیچ امتی را عذاب نمی‌کند مگر وقتی که در حق برادران نیازمند خود کوتاهی و سهل‌انگاری کنند. (تحف‌العقول، ص ۲۲۳)
۱۳- ثواب جهاد در راه خدا: از امام صادق(ع) نقل شده که فرمود: ان‌المسلم اذا جاء اخوه المسلم فقام معه فی حاجه کان کالمجاهد فی سبیل‌الله عزوجل؛‌ وقتی برادر مسلمان پیش انسان بیاید و نیاز خود را مطرح کند اگر انسان به کمک او برخیزد مثل کسی است که در راه خدا جهاد می‌کند. (مستدرک الوسایل، ج ۲، ص ۴۰۷)
۱۴- اندوه‌زدایی: از دیگر آثار خدمت به خلق، اندوه‌زدایی است. رسول مکرم اسلام فرموده کسی که مؤمنی را کمک کند خداوند متعال هفتاد و سه ناراحتی را از او برطرف می‌کند که یکی از آنها در دنیاست و بقیه در اندوه بزرگ (روز قیامت) اوست، بعد فرمود: زمانی که همه مردم مشغول خودشان هستند. (بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۳۲۰)
البته آثار و برکات نیکی به خلق و گره‌گشایی از مردم منحصر به موارد بالا نیست و آنچه بیان شد تنها نمونه‌ای از مصادیق گسترده آن است. به جرأت می‌توان گفت در میان تمام اعمال مستحبی، هیچ عملی به اندازه خدمت به خلق و برطرف کردن نیاز آنها نیست و در روایات و نیز سیره بزرگان به عنوان برترین اعمال و عبادات مستحبی برشمرده شده است، از این‌رو سعدی نیز این مضمون را به صورت شعر اینگونه بیان کرده است:
عبادت به جز خدمت خلق نیست              به تسبیح و سجاده و دلق نیست
که پرواضح است منظور از عبادت در این بیت، تمام عبادت‌های مستحبی است.

خدمت به مردم از منظر امام خمینی

□ خوش قدم زندی اسدآبادی

تعریف خدمت

واژه «خدمت» از نظر لغوی به معنای پرستاری، تعهد و تیمار؛ انجام عملی از سر بندگی و دلسوزی برای کسی؛ تعهد و دلسوزی؛ مرافقت؛ انجام کاری نیک در حق کسی و همچنین، در معنای مشابه کار کردن برای کسی، چاکری و… به کار رفته است. (ر.ک: لغت نامه دهخدا؛ ر.ک: فرهنگ معین؛ فرهنگ عمید.)

و از نظر کاربردی «خدمت» مفهوم گسترده ای دارد و همه امور اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی را دربر می گیرد این واژه بر گذشت، فداکاری، ایثار، تحمل رنج و سختی و… صدق می کند. (ر.ک: اخلاق عبادی، ص ۱۴۵ ـ ۱۴۶) بنابراین، خدمت، عملی است که عامل در آن با اندیشه و انگیزه گره گشایی به امور مردم می پردازد.

۱«خدمت به خلق» از والاترین مظاهر عبادت است:

«من سعی فی حاجة أخیهِ المـؤمن فکأنّما عبد الله تسعة آلاف سنة صائماً نهاره، قائماً لیله»؛(بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۱۵، ح ۷۲) هر فردی که در برآوردن نیاز برادر مؤمنش تلاش کند، گویا نُه هزار سال خداوند را عبادت کرده، در حالی که روزها را روزه دار و شب ها را شب زنده دار بوده است.

برگزیدگان الهی، انبیا و معصومان، خدمت گزارترین افراد به مردم خواهند بود؛ زیرا آنان اسوه و شاخص اند و درخت کمال به بالنده ترین شکل در وجودشان سر به فلک کشیده است. آیه الهی خطاب به پیامبر اکرم(ص) را به یاد آوریم که می فرماید: (وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنْ اتَّبَعَکَ مِنْ الْمُؤْمِنِینَ)؛ (شعرا(۲۶): ۲۱۵) پر و بال خود را برای مؤمنانی که پیرو تو هستند، بگستران.

عبارت «خفض جناح» که سه بار در قرآن کریم به کار رفته است، به کنایه از کمال مهرورزی، عطوفت و خدمتگزاری خالصانه و متواضعانه حکایت می کند. پیامبران و اولیای الهی دلسوزترین و خدمتگزارترین انسان ها نسبت به افراد جامعه بوده اند. آنان برای هدایت مردم، مشکلات طاقت فرسایی را به جان می خریده اند. قرآن شریف درباره پیامبر اسلام می فرماید:  او به خاطر سختی هایی که به مردم می رسید، بسیار در رنج و ناراحتی بود. (توبه(۹): ۱۲۸)

در روایت های مختلف نیز بر اهتمام ورزیدن به امور مسلمین تأکید بسیاری شده تا جایی که «ایجاد و تقویت روحیه خدمت به دیگران» به عنوان یکی از اصول مهم تعلیم و تربیت دینی معرفی شده است. وقتی از پیامبر بلندمرتبه اسلام درباره محبوب ترین بندگان نزد خداوند سؤال شد، ایشان فرمودند: محبوب ترین بندگان نزد خداوند، آن کسی است که سودش بیشتر به مردم برسد. (اصول کافی، ج۳، ص ۲۳۹)

در مقابل، کسی که هر روز به امور مسلمانان همت نگمارد، مسلمان نیست. (ر.ک:  اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶۳، ح ۱) در جامعه اسلامی، همة افراد در واقع اعضای یک پیکرند، از این رو، افراد باید در جهت رفع نیازمندی های یکدیگر بکوشند که این از اجر وپاداش بزرگ برخوردار است. رسول گرامی اسلام(ص) می فرماید: کسی که برای برادر مؤمن خود نیازی برآورد، مانند کسی است که روزگار درازی خدا را عبادت کرده باشد. (ر.ک: بحار الانوار، ج ۷۱، ص ۳۱۵، ح ۷۲)

بر اساس اصل برادری دینی، مؤمنان موظف به خدمت ‏به هم هستند و ترک وظیفه امری مذموم شمرده می ‏شود و به معنای ضایع کردن حقوق دیگران است.

امام خمینی، مردم را صاحبان اصلی انقلاب می‏ دانست و برای آنان، ارزش و احترام ویژه‏ ای قائل بود و در هر فرصتی، مسئولان را به خدمت‏ رسانی به مردم سفارش می‏ کرد. (ر.ک: صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۳۶؛ ج ۷، ص ۲۳۷؛ ج ۱۳، ص ۲۸۳)

۲ ضرورت و اهمیت خدمت به مردم

یکی از محور های اساسی اهمیت و ضرورت خدمت به مردم نوع تعامل میان دولتمردان و ملت است. خدمت رسانی مسئولان و کارگزاران به ملت، و در مقابل، حمایت های ملت از سیاست های دولت تبلور حقیقی این تعامل است. نکته مهم و دقیقی که از آثار و اندیشه ها و دغدغه های امام و مقام معظم رهبری استنباط می گردد این است که مردم ایران تا موقعی در فرایند تثبیت و استمرار نظام جمهوری اسلامی و استحکام بنیان های آن قرار می گیرند و از پشتیبانی مسئولان و کارگزاران و سیاست های کلی نظام دریغ نمی ورزند که خدمات دولتمردان را عملاً در همة سطوح مشاهده نمایند؛ در غیر این صورت، گسست مسئولان و ملت پدید می آید و به مرور زمان، مطالبات به عنوان اهرمی قوی نقطه مقابل سیاست های دولت قرار می گیرد و این آغاز یک فاجعه است که نظام را به سمت دیکتاتوری سوق می دهد. ( ابعاد خدمت رسانی، ص ۱۷)

محور دیگر، حفظ پایگاه ملی است. حضور مستمر و همه جانبة مردم در عرصه های مختلف انقلاب و نظام اسلامی پایگاه مستحکمی را برای نظام و مسئولان پدید آورده است. مسئولان و سیاست مداران نظام با داشتن چنین پایگاه مستحکمی می توانند در برابر فشار های سیاسی و بین المللی مخالفان نظام مقتدرانه بایستند و بسیاری از مشکلات نظام را حل نمایند. (ابعاد خدمت رسانی، ص ۱۹)

از این رو، حفظ پایگاه ملی برای حفظ نظام اسلامی، فقط با خدمت رسانی امکان پذیر است.

در شرایط کنونی کشور ما، علاوه بر وجود دلایل عقلی و نقلی همیشگی بر ضرورت ‏ خدمت و ‏ خدمت رسانی، این موضوع ابعاد و آثار دیگری یافته است. خدمت رسانی یک فریضه الهی در زندگی اجتماعی است و همیشه مصداق احسان و انفاق و یاری و نصرت و امداد و حمایت از مؤمن و مظلوم و قضای حوایج مؤمنان می باشد.

تلقّی درست از انواع و ابعاد خدمت و تشخیص اولویت های آن در صحنه فعالیت های دینی، از مهم ترین وظایف مبلغان گرامی و همه کسانی است که کمر به خدمت امت اسلامی بسته ‏اند و به امور مسلمانان اهتمام می‏ ورزند.

خدمت ‏به مسلمانان و انسان ها را در دو بخش مهم می‏ توان ساماندهی کرد:

۱٫ تأمین نیازمندی ها؛

۲٫ مقابله با آفات و خطرات.

زندگی اجتماعی اصولاً چیزی جز ارائه خدمات متقابل بین گروه های متفاوت جامعه نیست. هر چه ارتباط بین انسان ها بیشتر و گسترده ‏تر و نزدیک تر شود، زمینه خدمات بهتر و بیشتری پدید می ‏آید که صداقت و دقت و نظم بهتر و افزون‏تری را ایجاب می کند. و تأمین هرکدام از نیازهای واقعی و فطری انسان ها ‏خدمت است.

 اصولاً انسان ها نسبت ‏به نیازها و مشکلات دیگران سه حالت دارند:

۱٫ دلسوزی و احساس مسئولیت؛

۲٫ بی تفاوتی و غفلت؛

۳٫ خوشحالی و مسرت.

در تفکر دینی ما، هرکس در جامعه خدمات بهتر و بیش تری ارائه دهد، و میزان کم تری از خدمات دیگران را مصرف کند، ارزشمندتر است.

در الگوی خدمت رسانی باید از حاکمیت‏ خدا به جای حاکمیت ‏شیطان بزرگ و کوچک سخن گفت و به جای نهادهای بین المللی و استانداردهای دروغین دموکراسی، باید از عدالت پاسداری کرد.

الف: اهمیت و ضرورت خدمت به مردم در قرآن کریم:

قرآن کریم همواره انسان را به دستگیری، گره گشایی، و خدمت رسانی به دیگران توصیه نموده است. واژه هایی که در قرآن کریم مشوق خدمت رسانی است، عبارت است از: احسان، اکرام، انفاق، انعام، ایثار، ایتاء، باقیات الصالحات، بِرّ، تعاون، رحمت، صدقه، عطیه، فضل، فعل خیرات، قرض، قربان، مسابقه در خیرات و…. (برای نمونه، ر.ک: قصص (۲۸): ۷۷؛ بقره (۲): ۱۷۷ و۲۳۷؛ نمل (۱۶): ۹۰؛ لیل (۹۲): ۵ ـ ۶؛ اعراف (۷): ۵۶؛ توبه (۹): ۱۲۰و…)

انجام کار خوب، حتی برای غیرمسلمانان هم پاداش دارد. درباره احسان و نیکی به دیگران، روایات فراوانی وجود دارد. حتی اگر غیرمسلمانی هم نیکی کند، خدا به او پاداش می دهد.

تعهد و مسئولیت ایمانی و انسانی

درک و احساس حضور خداوند در محدوده زندگی انسان، سازنده اندیشه سبز و پاکی است که انجام عمل صالح و تقید به خدمت رسانی را به همراه دارد. ایمان به خداوند آدمی را متصف به اوصاف الهی می گرداند؛ در نتیجه، معرفت و اتصاف بنده به اوصاف الهی، زندگی را شکوفا و سازنده در جهت محبت و خدمت به دیگران می نماید.

چرا خدمت رسانی، به عنوان نمونه و مصداقی والا از عمل صالح، مقیّد به ایمان و خداشناسی است؟

اولاً خدمت رسانی، به عنوان یک صفت عالی نفسانی که نقش هدایتگری را در حیات آدمی ایفا می کند، فی نفسه سازنده اندیشه پاک آسمانی است و با ایجاد انگیزه و هدف والا و ارزشی او را به سوی پاکی ها سوق داده و از زندگی او آثار و برکات فراوان معنوی به جای می گذارد و عمل را خالص و پاکیزه می گرداند. در نتیجه، عوامل و اسبابی که به تدریج موجبات تنبلی و بی مبالاتی، بی مهری و بی دقتی، کم لطفی و بی احساسی و عدم احساس وظیفه و قبول مسئولیت و نهایتاً نگرش انتفاعی و منفعت جویی را فراهم می آورد، از اندیشه و انگیزه او رخت می بندد؛ عواملی همچون عجب و ریا و تظاهر، خودبینی و خودخواهی، تقلب و منت گذاری و خودمحوری.

به همین دلیل، شاید انجام عمل صالح و تقید به خدمت رسانی ملازم و همراه با ایمان است. در آیات زیادی، این موضوع ذکر شده است؛

از جمله: سوره مبارکه آل عمران (آیه ۵۷)، سوره مبارکه مائده (آیه ۶۹)، سوره مبارکه بقره (آیه ۶۲) و موارد بسیار دیگر.

ثانیاً، به دلیل این که ایمان به مؤمن جهت می دهد، در ازای کار و خدمتی که انجام می دهد، توقع مزد و پاداشی از غیر خداوند ـ به جز آنچه در قبال وظیفه، به عنوان لازمه معیشت و زندگی خود، اخذ می کند ـ ندارد. این باور موجب می شود بی مهری ها و احیاناً ناملایمات و قدرناشناسی هایی که از ناحیه مخدومین صورت می گیرد، در روند حرکت نفّاع و سازنده انسان مؤثر نباشد و هیچ گاه تحت تأثیر این عوامل، از عمل ارزشی خویش دست برندارد.

مؤمن می داند عملش خیر، و در جهت تقرّب به خداوند است و هیچ گاه عملی که به فرمان و خواست و رضای اوست، بی پاداش نمی ماند. (ر.ک:  اندیشه حوزه، همان، ص ۷۰ ـ ۷۱)

امام خمینی، در خصوص تعهد و مسئولیت ایمانی چنین می فرماید:

ما هرچه خدمت بکنیم به این ملت، کم خدمت کرده ایم، برای این که این ملت بود که همه این گرفتاری ها به دست او رفع شد… ما باید خدمتگزار باشیم، واقعاً خدمتگزار باشیم و هرچه خدمت بکنیم، باز کم است… این ها بندگان خدا هستند، این ها کسانی هستند که برای خدا دارند خدمت می کنند به این کشور، و شکر این است که ما به آن ها خدمت بکنیم، هر کس در هر مقامی که هست خدمت بکند. (صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۲۶)

 همه در خدمت باید به منزله اعضای یک انسان باشند

اگر جامعه اسلامی را مانند پیکر واحدی بدانیم، اعضای این پیکر ارتباطی حیاتی و سرنوشت ساز با یکدیگر دارند. اختلال و کم کاری در یک عضو، عامل به هم خوردن تعادل بدن خواهد شد. در این هنگام، بقیه اعضا باید به کمک آن عضو بشتابند و به آن یاری دهند تا نظم و تعادل به بدن برگردد و حیات و زندگی ممکن شود. این حقیقت، در سطح جامعه اسلامی نیز باید پیاده شود. اگر نیازمندی به عللی نتواند خود را همپای دیگران قرار دهد، شایسته است دیگران به او یاری رسانند تا عدالت و تعادل اجتماعی در جامعه محقق گردد. امام صادق(ع) ایجاد مواسات را از حقوق افراد جامعه اسلامی بر گردن یکدیگر بیان فرموده اند:

«یحق علی المسلمین الاجتهاد فی التواصل والتعاون علی التعاطف والمؤاساة لأهل الحاجة وتعاطف بعضهم علی بعض»؛ ( الکافی، ج ۲، ص ۱۷۵، ح ۴) مسلمانان موظفند در راه پیوستگی و کمک نسبت به نیازمندان، کوشا و جدّی باشند؛ از عواطف اخلاقی و کمک های مالی مضایقه نکنند؛ به هنگام گرفتاری و نیاز، یار و یاور هم باشند.

امام راحل، در این خصوص به زیبایی تمام می فرمایند:

شما توجه داشته باشید که به اسلام خدمت کنید و به کشور خودتان خدمت کنید. شما وکیل مردمی هستید که همه اسلام را می خواهند و همه کشور خودشان را می خواهند و شما باید برای این ملت خدمت بکنید. به آن چیزی که شما را وکیل کرده است، خدمت بکنید. اگر انحراف پیدا کنید برخلاف ملت، خیانت کرده اید به وکالتی که دارید. (صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۳۵۱)

 خلق عیال خدایند و بنده خدا خدمتگزار عیال خدا

در جهان بینی اسلام، از یک سو، مسأله خدمت به خلق، مقدمه قرب الهی و نوعی عبادت تلقی شده است و از سوی دیگر، به هر اندازه که انسان در بعـد شناخـت و معرفت حـق تعالی رشـد و تکامل پیدا کند، عاشقانه تر به مردم خدمت می کند؛ زیرا شیفته حق، خدمت به خلق را جدای از بندگی خالق نمی بیند.

پیامبر اکرم(ص) سودمندی و خدمت به مردم را در کنار ایمان به خداوند، معیار و ملاک ارزشمندی انسان دانسته و می فرماید:

«خصلتان لیس فوقهما من البرّ شیء: الإیمان بالله والنفع لعباد الله…»؛ (تحف العقول، ص ۳۵) ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او، دو خصلت نیک است که برتر از آن چیزی نیست.

از این بیان، استفاده می شود که اگر عشق و سوز به مردم، که نمودار محبت به پروردگار است، بر روح آدمی حاکم گردد و با ایمان و اعتقاد به خداوند درآمیزد، انسانی خدمتگزار و پرتلاش می سازد که هیچ گاه از خدمت به دیگران غفلت نمی ورزد که به فرموده رسول خدا(ص)، مسلمانی غیر از خدمت به برادران مسلم و اهتمام در رفع مشکلات آنان نیست:

«من أصبح لا یهتم باُمور المسلمین فلیس بمسلم».( بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۳۳۷، ح ۱۱۶)

در برخی از روایات، خدمتگزاری یکی از ویژگی ها و مشخصه های اصلی مؤمنان دانسته شده است: یکی از راویان می گوید: از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: «المؤمنون خدم بعضهم لبعض». قلت: وکیف یکون خدما بعضهم لبعض؟ قال: «یفید بعضهم بعضاً»؛(الکافی، ج ۲، ص ۱۶۷، ح۹) مؤمنان خدمتگزار یکدیگرند. گفتم: چگونه؟ فرمود: به یکدیگر فایده و سود می رسانند.

امام خمینی، که خود اسوه ایمان به خدا و خدمت به خلق بود، در دستورالعملی به فرزندشان، چنین می نگارند:

پسرم !… آن چه گفتم بدان معنی نیست که خود را از خدمت به جامعه کنار کشی و گوشه گیر و کَلّ بر خلق الله باشی که این از صفات جاهلان متنسک است، یا درویشان دکان دار… پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی که خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مکن که تاخت و تاز شیطان در این میدان، کمتر از میدان تاخت و تاز در بین مسئولین و دست اندرکاران نیست. (صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۵۱۱ ـ ۵۱۲)

 ضرورت پیشگامی در خدمت

اسلام برای شخصیت انسان اهمیت بسیاری قائل است و برآورده ساختن نیازهای او را یکی از کارهای پسندیده می شمرد.

از این طریق، نه تنها مردمان مسلمان، به برآورده ساختن نیازمندی‏های دیگران تشویق و ترغیب می‏شوند، بلکه در بسیاری از روایات تصریح شده است که نباید منتظر ماند تا شخص نیازمند، نیازش را بازگو کند پیش از آن که او به بیان نیازش بپردازد، مسلمانان باید خواسته او را برآورده سازند.

 توفیق خدمت

با همه ارزش، ثواب، و برکاتی که در خیررسانی و خدمت به دیگران است، همه کس موفق به آن نمی شود. شوق خدمت و نیکی به دیگران، از روحی زلال و وارسته حکایت دارد. آنان که در بندِ «خویش» و وابسته به «تمنّیات نفسانی»اند، توفیق نمی‏یابند که خود را وقف جامعه و خدمت به محرومان کنند. از خدا باید خواست تا دست ما را در گره‏گشایی از مشکلات مردم باز کند و آن چه را که در روایات به عنوان «قضای حاجت مؤمن» مطرح شده است، برای ما فراهم آورد.

این گونه انسان‏های خیرخواه و خدوم، «بندگانِ ویژه» خدایند و مورد عنایت خاص او. به این حدیث نورانی توجه کنید: امام صادق(ع)به مفضّل بن ‏عمر فرمود:

خدای متعال، گروهی از بندگانش را آفریده و آنان را برای رفع نیازهای شیعیان ما برگزیده است تا به پاداش این نیکی، به آنان بهشت بدهد. اگر بتوانی تو هم از آنان باشی، باش! (الکافی، ج۲، ص ۱۹۳، ح۲)

دریغ و حسرت را کسانی خواهند خورد که در این مرحله، برای آن سرای جاودانی فکری نکرده و عملی نیندوخته باشند. امام خمینی(ره) می فرماید:

من امیدوارم که خداوند همۀ شما را توفیق بدهد و همۀ ما را توفیق بدهد برای خدا کار بکنیم، تا شکست در آن نباشد. این از همۀ توفیق ها بالاتر است که ما خودمان طوری بکنیم که کارهایمان برای او باشد. (صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۴۴۴)

 برکت وجودی

خدمت به دیگران، تنها به خرج مال و کمک به معیشت و وضع اقتصادی آنان نیست. حتی واسطه ‏شدن برای حل مشکل، راهنمایی برای رسیدن به مقصود، برخورد خوب و شایسته با ارباب‏رجوع، اهتمام و تصمیم داشتن به خیررسانی به مردم، شاد کردن غمگینان و غم‏زدایی از چهره‏های پریشان و دل‏های داغ‏دیده و محزون، همه و همه نوعی خدمت است و پاداش دارد.

از حضرت رضا(ع) روایت است:

«اِنّ لله‏ عبادا فی الأرضِ یسْعَونَ فی حوائج النّاس، هُم الآمِنونَ یومَ القیامَةِ، وَ مَنْ اَدخَلَ علی مؤمِنٍ سرورا فَرّحَ الله‏ُ قلبَهُ یوم القیامة»؛ ( الکافی، ج ۲، ص ۱۹۷، ح ۲) خداوند در روی زمین، بندگانی دارد که در رفع نیازهای مردم می‏کوشند. آنان روز قیامت ایمن و آسوده‏اند. هرکس که بر مؤمنی شادی ببخشد و دل او را خوشحال کند، خداوند در روز قیامت، قلب او را شادمان خواهد ساخت.

این همان «برکت وجودی» است. بعضی‏ها وجودهای بی‏برکت‏اند. نه فکری به حال دیگران می‏کنند، نه قدمی در راه دیگران برمی‏دارند و نه مردم امیدی به خیر و احسان آنان دارند. اینان به راستی که محروم واقعی‏اند، هم از محبت و صفای مردم، هم از پاداش فراوان خدا.

 تا توانی، به جهان، خدمت محتاجان کن

به دمی، یا درمی، یا قلمی، یا قدمی

بعضی درختی پربار و سایه‏افکن بر سر مردم‏اند. برخی خشک و بی‏ثمرتر از درخت خشکیده‏ای که دست‏کم می‏تواند هیزمی شود و با سوختن، کلبه محرومی را گرم کند. انسان‏های بی‏خیر و برکت از آن چوب و درخت خشکیده هم بی‏ارزش‏ترند.

 ۳ ویژگی های خدمتگزاران

نهضت خدمت رسانی پیش از آن که متکی به آحاد جامعه اسلامی باشد، متکی به نظام و حاکمیت اسلامی است؛ چه این که هم ثروت های اصلی در دست نظام است و هم سیاست گـذاری و تدبیر کلان برای سامـان دهی زندگی مـردم به دست متولـیان نظام اسـلامـی. به همین دلیل، دین عـلاوه بر ایجـاد رغـبت و شـوق در مردم به خیرخـواهـی و خدمـت رسـانی، ویژگی ها و شرایطی برای حکومت و کارگزاران آن لحاظ نموده که نتیجه اش تحقق نهضت خدمت و اصلاح زندگی مردم است. امام و حاکم اسلامی همچون مادری دلسوز و پدری مهربان، دغدغه اصلی اش رفع حوایج و مشکلات رعیت و ساختن بستر های مناسب برای رفاه دنیوی و سعادت اخروی خلق خداست. لذا باید بر اساس کتاب خدا حکم راند و به سوی قسط و عدالت فراخواند(ر.ک: نهضت خدمت رسانی در نگاه قرآن و سیره معصومین(ع)، ص ۱۶۱ ـ ۱۶۲) و دین مداری و خداترسی و رعایت کرامت مردم را در دستور کار خویش قرار دهد.

رهبری و مسئولیت در نظام اسلامی شایسته کسی است که در حیطه قدرت و قلمرو مسئولیت بتواند مدیریتی خوب اعمال کند و برای مردم همچون پدری مهربان باشد. (ر.ک:  همان)

رسول خدا(ص) در بیان ویژگی های حاکم اسلامی و کارگزاران نظام دین فرموده اند:

«حُسنُ الوِلایه عَلی من یلی، حتَی یکُونَ لَهُم کَالوالِدِ الرَّحیمِ»؛ (الکافی، ج ۱، ص ۴۰۷، ح ۸) مردم را به خوبی سرپرستی و اداره کند تا جایی که همچون پدری مهربان و دلسوز (اهتمام او دغدغه مردم و حل مشکلات آنان باشد).

امام راحل می فرمایند:

دولت واقعاً باید با تمام قدرت آن طوری که علی ـ علیه السلام ـ برای محرومین دل می سوزاند، این هم با تمام قدرت دل بسوزاند… مثل یک پدری که بچه هایش اگر گرسنه بمانند، چطور با دل افسرده دنبال این می رود که آن ها را سیر بکند، یک دولت تابع امیرالمؤمنین باید این طور باشد. (صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۱۵۹)

مولا علی(ع) هنگامی که از وضعیت ناگوار یک خانواده شهید و بچه های یتیم او مطلع شدند، شب را تا به صبح با نگرانی و تشویش گذراندند. (ر.ک:  بحارالانوار، ج ۱، ص ۵۲)

اگر نظام بر پایه احکام الهی بنا شده باشد و اگر کارگزاران نظام اسلامی برخوردار از عدالت و تقوا باشند و اگر دین مداری ملاک و معیار همه کارها باشد، آن وقت آن چه در فضای جامعه اسلامی رایج شده و جریان می یابد، نهضت خدمت به مردم و اصلاح زندگی آنان می گردد.(ر.ک: نهضت  خدمت رسانی در نگاه قرآن و سیره معصومین(ع)، ص ۱۶۲)

نظام اسلامی موظف است با بکارگیری نیروهایی که روحیه مردمی دارند و از تلاش گسترده احساس خستگی نکرده و با وجدان کاری در پی خدمت به مردم اند، بسترسازی مناسب را نموده و وظایف اصلی خویش را که همانا عدالت گستری و فقرستیزی، ایجاد اشتغال و حل مشکلات مختلف مردم و ایجاد رفاه عمومی است، انجام دهد. در این جا، به برخی از ویژگی های خدمت گزاران اشاره می شود:

 ۱ ـ علم و عدالت

مسأله عدالت و تحقق آن در جامعه بشری، از ضروریات اوّلیه حیات اجتماعی است. آدمی که دارای عقل سلیم و پیراسته از هواجس نفسانی است، با جذبه ای خاص به سوی عدل و داد در حرکت است. عدل و داد نه تنها عامل رشد، توسعه، رفاه و امنیت در جامعه است؛ بلکه عامل وحدت و یکپارچگی جامعه نیز هست.

امام خمینی(س) در این باره می فرماید:

اسلام خدایش عادل است، پیغمبرش هم عادل است و معصوم، امامش هم عادل و معصوم است، قاضی اش هم معتـبر است که عـادل باشد، فقیهـش هم معتبر است که عادل باشد، شاهد طلاقش هم معتبر است که عادل باشد، امام جماعتش هم معتبر است که عادل باشد، امام جمعه اش هم باید عادل باشد؛ از ذات مقدس کبریا گرفته تا آن آخر. زمامدار باید عادل باشد؛ وُلاتشان هم باید عادل باشند. این وُلاتی که در اسلام می فرستادند، والی هایی که می فرستادند به این طرف و آن طرف، امام جماعتشان هم بود، باید عادل باشد. (صحیفه امام، ج ۳، ص ۳۰۴)

 ۲ ـ قانون مداری و احترام و خضوع در مقابل قانون

در اندیشه سیاسی امام خمینی، آنچه بر همه حاکمیت دارد، قانون است؛ هیچ کس از حاکمیت قانون بیرون، و فراتر و فوق قانون نیست. از این دیدگاه، نظام اسلامی، نظام حاکمیت قانون است که در آن، همه چیز و همه کس تابع قانون ند؛ نه این که حکومت تابع رأی و آرای شخصی و خودسری باشد. (ر.ک: صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۳۱۰ ـ ۳۱۱)

… در کشوری که قانون حکومت نکند، خصوصاً قانونی که قانون اسلام است، این کشور را نمی توانیم اسلامی حساب کنیم. کسانی که با قانون مخالفت می کنند، این ها با اسلام مخالفت می کنند:

اسلام برای برقراری قانون آمده است و پیغمبر اسلام و ائمۀ اسلام و خلفای اسلام تمام برای قانون خاضع بوده اند و تسلیم قانون بوده اند. ما هم باید تبعیت از پیغمبر اسلام بکنیم و از ائمۀ هدی بکنیم و به قانون هم عمل کنیم و هم خاضع باشیم در مقابل قانون. قانون برای همه است… قانون برای نفع ملت است، برای نفع جامعه است، برای نفع بعضی اشخاص و بعضی گروه ها نیست… همۀ افراد هر کشوری باید خودشان را با آن تطبیق بدهند. اگر قانون برخلاف خودشان هم حکمی کرد، باید خودشان را در مقابل قانون تسلیم کنند؛ آن وقت است که کشور، کشور قانون می شود. (همان، ج ۱۴، ص ۴۱۴ ـ ۴۱۵)

 ۳ ـ ساده زیستی

یکی دیگر از زمینه ها و بستر های مناسب خدمت رسانی مسئولین به مردم، ساده زیستی و تلاش آنان برای همسان نمودن زندگی خویش با سطوح پایین جامعه است.

لذا می بینیم اولیای الهی، انبیا و امامان، هرجا فرصتی یافته و نظامی دینی را سامان بخشیده و استقرار داده اند، خود به بهره اندکی از امکانات قانع شده اند و تمام تلاششان معطوف به ایجاد رفاه عمومی و رفع پریشانی آحاد امت شده است. (ر.ک: نهضت خدمت رسانی در نگاه قرآن و سیره معصومین(ع)، ص ۱۷۵)

پیامبر اکرم به ابن مسعود می فرمایند:

«یابن مسعود اِن شئت نَبَاتُک بِاَمر سلیمان(ع) مع ما کان فیه من الملک، کان یأکل الشعیر ویطعم الناس الحواری، وکان لباسه الشعر، وکان إذا جنه اللیل شدّ یده إلی عنقه فلا یزال قائماً یصلی حتی یصبح»؛ (مکارم الاخلاق، ص ۴۴۸)

ای ابن مسعود، اگر بخواهی، از وضعیت سلیمان به تو خبر می دهم: با آن حکومت گسترده، خود نان جوین می خورد؛ ولی به مردم تحت حکومتش نان از آرد (گندم) سفید می داد. لباسش از مو بود و شب هایش به یاد خدا، و ناله های جان سوز سپری می شد.

مردی یهودی به علی(ع) گفت که چنین گمان می کنند که عیسی زاهد بوده است. علی(ع) گفت: بله چنین بود و محمد(ص) زاهدترین پیامبران بود؛ هرگز سفره ای از پیش او برچیده نشد که بر آن طعام باقی مانده ای باشد (چون همیشه طعام سفره اندک بود) و هرگز نان گندم نخورد و هرگز سه شب پیاپی نان جو سیر نخورد، در حالی از دنیا رفت که زرهش در نزدیک یهودی گرو بود. با همه سرزمین هایی که در اختیار او بود و غنایم فراوان و… هیچ چیز از خود به جای نگذاشت. روزها، هزار هزار درهم و دینار تقسیم می نمود و در شب، حتی یک دینار یا درهم یا پیمانه ای از گندم و جو در دستش نبود. (الاحتجاج، ج ۱، ص ۳۳۵)

امام خمینی در رابطه با ساده زیستی می فرماید:

اگر بخواهید بی خوف و هراس در مقابل باطل بایستید و از حق دفاع کنید و ابرقدرتان و سلاح های پیشرفته آنان و شیاطین و توطئه های آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از میدان به در نکند، خود را به ساده زیستن عادت دهید و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهیزید. مردان بزرگ که خدمت های بزرگ برای ملت های خود کرده اند، اکثر ساده زیست و بی علاقه به زخارف دنیا بوده اند… با زندگانی اشرافی و مصرفی، نمی توان ارزش های انسانی ـ اسلامی را حفظ کرد. (صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۴۷۱)

۴ ـ تواضع و احترام به مردم

«تواضع» در معنای فروتنی و نرمی به کار رفته است. تواضع، در اصطلاح، کوچک نشان دادن خود در برابر خدا، پیامبر(ص) و مؤمنان، و میل به بزرگی و جاه طلبی نداشتن است. انسان متواضع، با نهاد پاکی که دارد، همیشه نیکی ها را میان خود و دیگران تقسیم می کند و سعادت همنوعان خویش را طالب است؛(ر.ک: حدیث پایداری، ص ۵۸ ـ ۵۹)چنان که امام کاظم(ع) می فرماید:

«التَّواضُعُ اَن تُعطی النّاسَ ما تُحِبُ اَن تُعطاهُ»؛(وسائل الشیعه، ج ۱۵، ص ۲۷۳، ح ۵) تواضع آن است که آن چیزی را به مردم عطا نمایی که دوست داری همان را دریافت کنی.

اسلام، تواضع را از صفات کمال انسان دانسته، و پیروان خویش را بدان سفارش کرده است. قرآن مجید فروتنان را بندگان شایسته خدا شمرده و فرموده است:

(وَعِبَادُ الرَّحْمَنِ الّذِینَ یَمْشُونَ عَلَی الْأَرْضِ هَوْناً)؛(فرقان (۲۵): ۶۳) بندگان خدای رحمان، کسانی هستند که در روی زمین، متواضعانه قدم برمی دارند.

همچنین، به پیامبر اسلام(ص) می فرماید: (وَاخْفِضْ جَنَاحَکَ لِمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ)؛(شعراء (۲۶): ۲۱۵) با پیروان با ایمانت، متواضع و فروتن باش.

لذا تواضع خصیصه ای درونی است که در رفتار فرد متجلی می گردد؛ به همین خاطر، شخص متواضع خود را در سطح هم کیشان خود می بیند، برای خویشتن، شخصیت کاذب و دروغین نمی سازد و خود را بالاتر از دیگران نمی بیند، به آسانی با آنان انس می گیرد، با صفا و صمیمیت آنها را دیدار می کند، و لذا همواره تاج تواضع را بر سر خویش می نهد و بدین وسیله، به تکبر و خودبزرگ بینی دچار نمی شود.

رهبران معصوم، خود در این رابطه بی نظیر بودند و بهترین درس را به پیروان خود می دادند؛ شجره وجود مبارکشان از جمیع انبیا و اولیا متواضع تر، خاکی تر، و خمول تر بود. معروف است که هر قدر میوه درخت فراوان تر باشد، خمیدگی و خضوعش بیشتر خواهد بود:

مرد سرکش ز هنرها عاری است

پشت خم خاصیت پرباریست

شاخ بی میوه کشد سر به قیام

شاخ پرمیوه شود خم به سلام(ر.ک:  سیمای ابرار در آیینه ادب و حدیث، ص ۱۳۸)

نقل است که روزی حضرت سیدالشهداء(ع) سوار بر اسب از محلی عبور می کردند، در راه چند فقیر بینوا و بیچاره را دیدند که روی کهنه عبایی بر خاک نشسته بودند. آنان که تکه های خشک نان در دست داشتند و می خورند، همین که چهره نورانی امام را دیدند، گفتند: ای پسر رسول خدا، بفرما و از این غذا بخور! امام فوراً از اسب پیاده شد و با کمال تواضع، در کنار فقرا بر خاک نشست و با آنان از نان ها میل فرمود؛ آن گاه این آیه شریفه را تلاوت فرمود:

(إن الله لا یحِبُّ المُستکبِرینَ)؛(نحل (۱۶): ۲۳) همانا خداوند متکبّران را دوست نمی دارد.

بنازم به بزم محبت که آن جا

گدایی به شاهی مقابل نشیند (ر.ک: بزم محبت (لطف خداوندگار)، ص ۸۰)

 ۵ ـ پرهیز از منت گذاری

یکی از نشانه های خدمت به مردم، آن است که شخص خدمتگزار کار های نیک خود را به رخ خدمت شوندگان نکشد، بر آنان منت ننهد و اذیت و آزارشان نرساند؛ وگرنه عمل خویش را پایمال کرده است.

حضرت علی(ع) منّت ننهادن را زیور و زینت احسان اعلام کرده و می فرماید: «تمامُ الاِحسان تَرکُ المنَّ به»؛ احسان و نیکی کامل و تام آن است که به سبب آن کار نیک منّت نگذاری.

و در جای دیگر، خطاب به مالک اشتر و همه دولت مردان، هشدار می دهد که مبادا خدمات عمومی و فعالیت های مربوط به مردم را با منّت و… آلوده سازند.

ایشان همچنین می فرمایند:

«وَإیاکَ وَالمَنّ َعَلَی رَعِّیتِکَ بِإحسَانِکَ، أو ِالتَّزَیدَ فِیما کانَ مِن فِعلِکَ، أوأن تَعِدَهُم فَتُتبِعَ مَوعِدَکَ بِخُلفِکَ فإنَّ المَنَّ یبطِل الإحسَانَ، وَالتَّزَیدَ یذهَبُ بِنُورِ الحَقِّ، وَالخُلفَ یوجِبُ المَقتَ عِندَاللهِ وَالنَّاسِ. قالَ اللهُ تَعَالی: (کَبُرَ مَقتاً عِند َ اللهِ أن تَقولوا مَا لاتَفعلونَ)؛ (نهج البلاغه، نامه ۵۳) مبادا با خدمت هایی که انجام دادی بر مردم منت گذاری، یا آن چه را انجام داده ای بزرگ بشماری، یا مردم را وعده ای داده، سپس خلف وعده نمایی! منّت نهادن، پاداش نیکوکاری را از بین می برد، و کاری را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده عمل کردن، خشم خدا و مردم را برمی انگیزاند که خدای بزرگ فرمود: «دشمنی نزد خدا آن که بگویید و عمل نکنید».

امام راحل(س) در این زمینه می فرماید:

پسرم! ما که عاجز از شکر او و نعمت های بی منتهای اوییم، پس چه بهتر که از خدمت به بندگان او غفلت نکنیم که خدمت به آنان خدمت به حق است؛ چه که همه از اویند. هیچ گاه در خدمت به خلق الله خود را طلبکار مدان که آنان به حق، منّت بر ما دارند که وسیلۀ خدمت به او ـ جلّ و علا ـ هستند. و در خدمت به آنان دنبال کسب شهرت و محبوبیت مباش که این خود حیله شیطان است که ما را در کام خود فرو برد. و در خدمت به بندگان خدا، آن چه برای آنان پرنفع تر است انتخاب کن، نه آن چه برای خود یا دوستان خود؛ که این علامت صدق به پیشگاه مقدس او ـ جلّ و علا ـ است. (صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۱۵۷)

۶٫ انتظار تمجید و پاداش نداشتن

هرگونه اقدامی که به شکلی در راستای خدمت به مردم و جامعه قرار بگیرد و جامعه و مردم را به سوی خیر و نیکی فراخواند، برّ خوانده می شود. نیکی و نیکوکاری، این نیست که انسان وظایف فردی و عبادی خود را به بهترین شیوه انجام دهد و از سرنوشت دیگران بی خبر باشد؛ بلکه آن انسانی نیکوکار است که همپای اعمال عبادی فردی، به وظایف اجتماعی و تعاون و خدمت به دیگران نیز توجه داشته باشد.

در آموزه های دینی، کسی نیکوکار حقیقی است که علاوه بر پایبندی به عبادات، توان و جسم و جان و مال خود را به خاطر خدا به نیازمندان ببخشد.

از امام صادق(ع) نقل شده است:

«… من خالص الإیمان البرّ بالإخوان والسعی فی حوائجهم فی العسر والیسر»؛(بحارالانوار، ج ۷۱، ص۳۱۷، ح ۷۵) نیکی به برادران دینی و تلاش و جدیت برای رفع مشکلات آنان، در تمام زمینه ها و در هر شرایط، برخاسته از ایمان خالص است.

احسان نیز هم افق با برّ است. احسان هر خدمتی را که برای مردم انجام گیرد و در برابر آن انتظار پاداشی نباشد، شامل می شود. مرحوم علامه طباطبایی می فرماید:

«الإحسان إلی الغیر… هو ایصال خیر أو نفع إلی غیر لا علی سبیل المجازاة والمقابلة، کأن یقابل الخیر بأکثر منه ویقابل الشرّ بأقلّ منه… ویوصل الخیر إلی غیر متبرعاً به إبتداء»؛ ( المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۱۲، ص ۳۳۲) احسان به دیگران… نفع و نیکی رساندن به آنان است، بدون انتظار پاداش مقابل.

از مصادیق احسان است: جبران نیکی دیگران، به گونه ای فزون تر و شایسته تر، برخورد با بدی مردم در مرتبه ای نازل تر، و خدمت بدون  انتظار پاداش.

احسان یکی از اساسی ترین ارزش ها در جامعه اسلامی است و خداوند در قرآن همگان را به انجام آن فرمان داده است:

إِنَّ اللهَ یَأمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِیتَاءِ ذِی الْقُرْبَی.(نحل (۱۶): ۹۱)

روشن است که اگر بنیاد جامعه ای بر پایه عدل و احسان و کمک به خویشان استوار گردد و خدمتگزاری در آن پدیدار شود، آن جامعه، از ارزش های زیربنایی و اساسی برخوردار خواهد بود.

امام راحل(س) در این باره می فرماید:

توقع این که مسائل به آسانی رفع بشود نباید داشته باشید و ندارید هم. و این که کسی به شما از بشر یک تشویقی بکند ـ یک عرض می کنم که فرض کنید که ـ پاداشی بدهد، شما برای خدا کار می کنید… اینی که اساس است این است که ما حسابمان را با خدا درست کنیم نه با مردم، و از هیچ کس هم توقع نداشته باشیم. مایی که برای خدا می خواهیم یک کاری بکنیم، توقع نداشته باشیم. (صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۲۸۳ ـ ۲۸۴)

۷ ـ اخلاص در عمل

از آن جا که تمام اعمال و کردار انسان در پیش روی خداوند تعالی انجام می گیرد، لذا باید از هرگونه پلیدی به دور باشد. قرآن کریم محور نیکی و نیکوکاری را «خالصاً لوجه الله» و خالی بودن از تمنیّات مادی آن می داند و می فرماید:

(وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَلأنفُسِکُمْ وَمَا تُنفِقُونَ إِلا ابْتِغَاءَ وَجْهِ اللهِ)(بقره (۲): ۲۷۲)؛شما هر انفاق و احسانی کنید درباره خویش کرده اید و نبایست انفاق کنید جز در راه رضای خدا.

و در سوره انسان می فرماید:

(وَیُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأسِیراً * إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلا شُکُوراً)؛ (انسان (۷۶): ۸ ـ ۹) و هم بر دوستی (خدا)، به فقیر و اسیر و طفل یتیم، طعام می دهند و (گویند) ما فقط برای رضای خدا به شما طعام می دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی هم نمی طلبیم.

امام خمینی(س) می فرماید:

ما الآن تکلیف زیاد داریم، ما مواجه هستیم با یک ملتی که همه چیز خودش را در طبق اخلاص گذاشته است و برای اسلام دارد صرف می کند… شکر این نعمت به این است که ما مردم را شریک بزرگ بدانیم در این حکومت. حکومت نیست، باید همه خدمتگزار باشیم برای این ملت، برای این جوان ها و برای این پیرها و زن ها و مردها. (صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۵۵)

 ۸ ـ صبر و شکیبایی

مسیر مهرورزی و خدمت رسانی با فراز و نشیب های گوناگونی مواجه است. انواع ناملایمات، بی اعتنایی ها و گاهی تهمت های ناروا را باید تحمل کرد تا به مقصود رسید. (ر.ک: اصل ها و عرصه ها در نهضت خدمت رسانی، ص ۸۳) از زبان قرآن بشنویم که می فرماید:

(إِدفَع بِالَّتی هِیَ اَحسَنُ السَّیِّئهَ) (مومنون (۲۳): ۹۶)ای رسول ما، تو آزار و بدی های امت را به آنچه نیکوتر است دفع کن.

حضرت امام خمینی(س) می فرماید:

باید همه توصیه به حق بکنیم و سفارش به حق بکنیم و در همۀ اطراف کشور… همه با هم سفارش به حق بکنند و اگر اعوجاجی خدای نخواسته در یکی پیدا بشود… خود مردم آن اعوجاج را سفارش بکنند که رفع بشود. سفارش به حق و صبر، و سفارش به صبر. در مشکلات صبر بکنند و سفارش به صبر کنند و در همۀ قشرهای متصدی کار، سفارش به حق بکنند. (صحیفه امام، ج ۱۳، ص ۴۶۹)

 ۹ ـ مقدم داشتن دیگران بر خود

ادب دیگری که قرآن می آموزد و به آداب و اخلاق مهرورزی و خدمت رسانی مربوط می شود، مقدّم داشتن دیگران برخود است؛ چنان که قرآن، این عصاره همه حقایق هستی می فرماید:

(وَیُؤْثِرُونَ عَلَی أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَه؛ (حشر (۵۹): ۹) و هر چند خود سخت به چیزی نیازمند باشند، باز دیگران را برخویش در آن چیز مقدم می دارند.

ائمه معصومین(ع) در این میدان، گوی سبقت را از همگان ربوده و همواره تجلی گاه ایثار و فداکاری بوده و هستند. قرآن کریم داستان ایثار حضرت علی(ع) و خاندان گرامی اش را در آیات پرشکوه سوره «هل أتی» منعکس کرده و می فرماید:

(وَیُطْعِمُونَ الطّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَ یَتِیماً وَأسِیراً)؛(انسان (۷۶): ۸) با غذای خود، مسکین و یتیم و اسیر را اطعام می کنند با آن که خود به آن غذا نیاز دارند.

 و بدین گونه درس ایثار، فداکاری، از خودگذشتگی و مهربانی را به جامعه بشری آموختند.

امام خمینی(س) فرمودند:

امروز به مستضعفان و مستمندان و زاغه نشینان که ولی نعمت ما هستند، خدمت کنید. پیش خدای تبارک و تعالی، کمتر خدمتی است که به اندازه خدمت به زاغه نشینان فایده داشته باشد.(صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۳۸)

 ۱۰ ـ احسان پنهانی

بهترین و بزرگ ترین محبت ها باید به صورت پنهانی انجام شود؛ چرا که به فرموده علامه طباطبایی(ره)، احسان پنهانی، آبروی مستمندان را بیش تر حفظ می کند و گرد خواری و حقارت برپیشانی آن ها نمی نشاند و به شرافتشان صدمه نمی زند. و این سنتی دیرینه در خاندان نبوّت است. لطف و کرم امام چهارم و سائر ائمه معصومین به تهیدستان و بینوایان برهمگان روشن است؛ دست نوازشگر آنها تا پایان عمر بر سر یتیمان و مساکین بود، آنها، شب ها، کیسه ای پر از نان را بر دوش گرفته و در تاریکی های شب، با چهره ای ناشناس، به مستحقان می رساندند. آنان هرگز آورنده غذاها را نشناختند تا آن که پس از شهادت آن  بزرگواران به واقعیت امر پی می بردند.

 ۱۱ ـ عدم تبعیض

 نیکوکار و مهرورز کسی است که گزینشی عمل نمی کند و همه را با یک چشم می نگرد. حضرت علی(ع) فرمودند:

«اَلمُحسِنُ مَن عَمَّ النّاسَ بِالإحسانِ»؛(میزان الحکمه، ج ۱، ص ۶۴۲) نیکوکار کسی است که به همه مردم نیکی کند.

اسلام با هرگونه تبعیض طبقاتی و نژادی مخالف است. بر این اساس، حتی جزئی ترین مسائل در این باره، دغدغه ای است که بزرگان دین از تذکر آن فروگذار نکرده اند؛ یعنی حتی انسان نباید در سلام کردن که کوچک ترین ابراز احترام و محبت است، تفاوتی میان افراد از جهت دارایی و فقر قائل شود، بلکه بایستی همه را به یک چشم بنگرد و به آنها به طور یکنواخت و بدون تبعیض سلام کند. امام رضا(ع) در این رابطه می فرمایند:

«مَن لَقِیَ فَقیراً مُسلِماً فَسَلَّمَ عَلَیهَ خِلافَ سَلامِهِ عَلَی الغَنِی لَقِیَ اللهَ عَزَّوَجَلَّ یَومَ القِیامَهِ وَ هُوَعَلَیهِ غَضبانُ»؛(عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص ۵۷، ح ۲۰۲؛ آداب معاشرت، ص ۷۲)

 هر کس فقیر مسلمانی را ملاقات کند و به گونه ای بر او سلام نماید که با سلام بر ثروتمند فرق داشته باشد، در روز قیامت، خدا را در حالی ملاقات می کند که خدا بر وی خشمگین است.

آری، هیچ کس از دیگری برتر و نزد خداوند مقام و مرتبه اش والاتر نیست، مگر پاک، متقی و پرهیزگار باشد؛ چنانکه خداوند فرموده است:

(إنَّ اَکرَمَکُم عِندَ اللهِ أتقاکُم)؛(حجرات (۴۹): ۱۳) بزرگوارترین شما نزد خداوند با تقواترین شما است.

 ۱۲ ـ عدم چشم داشت

توصیه بزرگان دین آن است که: اگر در خدمت به دیگران با خداوند معامله کردید، دیگر چشم به پاسخ گویی و جبران خدمت از سوی مردم نداشته باشید. امام باقر(ع) در این رابطه می فرمایند:

«لا تُعطِی العَطِیَّهَ تَلَتَمِس أکثَرَ مِنها»؛(بحار الانوار، ج ۹، ص ۲۴۴، ح ۱۴۷)چیزی هدیه و عطا مکن برای این منظور که در قبال آن مقدار بیشتری طلب نمایی.

 ۱۳ـ عدم شهرت طلبی

یکی دیگر از ویژگی های اخلاقی مهرورزان و خدمتگزاران، عدم شهرت طلبی است. انسان هر عمل خیر و محبتی که انجام می دهد، باید فقط برای رضای خدا باشد و آن محبت و ملاطفت را به جهت شهرت طلبی و خودنمایی و معروف شدن انجام ندهد. حضرت امام خمینی(س) می فرمایند:

باید افراد متوجه این معنا باشند، کسانی که واقعاً دلشان برای اسلام می تپد و برای کشورشان، متوجه این باشند که پست، میزان نیست؛ مقام میزان نیست… این ها چیزی نیستند، این مقامات تمام می شود، آنی که هست خدمت است. آدم متعهد در هرجا باشد، اگر دید خدمتش خوب است آن جا، بیشتر دلگرم است… وقتی دید که یک کسی از خودش بهتر می تواند کار کند برود آنجا، برایش فرق نکند؛ یعنی، هدفش این باشد که خدمت بکند، نه هدفش این باشد که مقام داشته باشد. (صحیفه امام، ج ۱۹، ص ۳۶۵)

فهرست منابع

* قرآن کریم.

نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی، موسسه تحقیقاتی امیرالمومنین(ع).

عوالی اللالی، ابن ابی جمهور احسائی، انتشارات سیدالشهدا(ع)، قم، ۱۴۰۵ ق.

اخلاق عبادی، علی اصغر الهامی نیا وغلامعباس طاهرزاده، مرکز تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه، افق فردا.

نهضت خدمت رسانی در نگاه قرآن و سیره معصومین(ع)، ابوالقاسم بخشیان، نشر روح.

غررالحکم ودرر الکلم، عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، شرح و ترجمه خوانساری، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۶۶٫

خدمت رسانی درآموزه های دینی، سید حسین تقوی، مؤسسه انتشارات مشهور، چاپ اول، ۱۳۸۲٫

تحف العقول عن آل الرسول، ابومحمد حرانی، صادق حسن زاده، قم، انتشارات آل علی(ع)، چاپ اول، ۱۳۸۳٫

شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ق.

ابعاد خدمت رسانی، جمعی از نویسندگان، انتشارات سپهر اندیشه، پژوهشکده تحقیقات اسلامی۱۳۸۲ (نمایندگی ولی فقیه در سپاه).

لغت نامه دهخدا، علی اکبر دهخدا.

الاحتجاج، ابو منصور احمد بن علی طبرسی، نشر مرتضی، مشهد مقدس، ۱۴۰۳ ق.

مکارم الاخلاق، رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، انتشارات شریف رضی، قم، ۱۴۱۲ق.

فرهنگ عمید، حسن عمید، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۶۳٫

المیزان فی تفسیر القرآن، محمدحسین طباطبایی، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، انتشارات اسلامیه، قم، ۱۳۶۴٫

کلیات سعدی، محمدعلی فروغی، نشر افکار، چاپ پنجم، ۱۳۸۲٫

الکافی، محمد بن یعقوب کلینی، موسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ق.

بحارالانوار، محمدباقر مجلسی، موسسه الوفا، بیروت، ۱۴۰۴ق.

نقطه های آغاز در اخلاق عملی، محمدرضا مهدوی کنی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۲٫

فرهنگ معین، محمد معین، به کوشش محمدمهدی بلادی، چاپ اول، ۱۳۸۵٫

معراج السعاده، ملااحمد نراقی، تصحیح رضا مرندی، انتشارات دهقان، چاپ دوم، ۱۳۷۹٫

حدیث پایداری، علی باقی نصرآبادی حمید، انتشارات لوح محفوظ، ۱۳۷۹٫

صحیفه امام، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، چاپ اول، پاییز ۱۳۷۸٫

مجله اندیشه حوزه، شماره سوم و چهارم، ۱۳۸۲٫

تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴٫

روضه الواعظین، محمد بن الفتال النیشابوری، منشورات الشریف الرضی، قم.

جایگاه و ارزش خدمت رسانی در اسلام

خدمت به مردم، در تعالیم آسمانی اسلام، از موقعیت ممتازی برخوردار است. در این جا از زبان ائمه بزرگوار به گوشه هایی از ارزش های خدمت رسانی اشاره می کنیم:
۱ – معیار و ملاک ارزش مندی انسان: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «خصلتان لیس فوقهما من البر شیء: الایمان بالله و النفع لعباد الله؛(۲) دو خصلت نیکوست که برتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او.»
۲ – شاخصه ایمان: یکی از یاران امام صادق (ع) می گوید: از آن حضرت شنیدم که فرمود: «المؤمنون خدم بعضهم لبعض قلت: و کیف یکون خدماً بعضهم لبعض؟ قال: یفید بعضهم بعضاً؛(۳) مؤمنان خدمت گزار یک دیگرند. گفتم: چگونه؟ فرمود: به یک دیگر فایده می رسانند.»
پس معلوم می شود آنان که از مسئولیت های اجتماعی روی بر می تابند و فقط به عبادت دل خوش کرده اند، در حقیقت مؤمن واقعی به حساب نمی آیند.
۳ – محبوبیت در پیش گاه خدا: از پیامبر اسلام (ص) پرسیدند: محبوب ترین فرد در پیش گاه خدا کیست؟ فرمود: «انفع الناس للناس؛(۴) محبوب ترین فرد کسی است که بیشتر از همه برای مسلمانان مفید باشد.»
۴ – سرآمد اعمال عاقلانه: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: رأس العقل بعد الدین التودد الی الناس و اصطناع الخیر الی کل برّ و فاجر؛(۵) پس از ایمان به خدا و دین، سرآمد عقل، بشر دوستی و نیکی به مردم است، چه خوب باشند و چه فاسق.»
۵ – ملاک برتری: مردی از سفر حج برگشته بود و سرگذشت مسافرت خود و همراهانش را برای امام صادق (ع) تعریف می کرد، مخصوصاً یکی از هم سفران خویش را بسیار می ستود که چه مرد بزرگواری بود. ما به معیّت این مرد شریف، مفتخر بودیم. یک سره مشغول طاعت و عبادت بود. همین که در منزلی فرود می آمدیم فوراً به گوشه ای می رفت و سجاده خویش را پهن می کرد و به طاعت و عبادت خویش مشغول می شد. امام (ع) فرمود: پس چه کسی کارهای او را انجام می داد؟ گفت: البته افتخار این کارها با ما بود. او فقط به کارهای مقدس خویش مشغول بود و کاری به این کارها نداشت. حضرت فرمود: پس همه شما از او برتر بوده اید.(۶)
۶ – عبادت بودن خدمت به مردم: عبادت در اسلام، معنای گسترده ای دارد و علاوه بر نماز و روزه، شامل نیکی و خدمت به مردم نیز می شود. پیامبر اسلام (ص) می فرماید: هر فردی از مسلمانان چیزی را که مایه رنج و آزار دیگران است، از سر راهشان بردارد، برای او یک حسنه نوشته می شود و هر کس یک کار نیک از او قبول شود، به بهشت می رود.(۷)
قرآن به صراحت می فرماید: نیکی آن نیست که رو به جانب مشرق و مغرب کنید، لکن نیکوکار کسی است که به خدای عالم و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبر الهی ایمان آورد و دارایی خود را در راه دوستی خدا به خویشان و یتیمان و فقیران و رهگذران و مستمندان بدهد و هم در آزاد کردن بندگان صرف کند و نماز به پا دارد و زکات مال را به مستحق برساند و وفا به عهد نماید و در کارزار صبور باشد و به هنگام رنج و مشقّت، راه صبر را در پیش گیرد؛ کسانی که بدین اوصاف آراسته اند، آنها به حقیقت راست گویان و اهل تقوایند.(۸)
عجیب آن است که در این آیه، نیکوکاری و کمک به دیگران، قبل از نماز و زکات ذکر شده است تا معلوم شود خدمت به خلق جدای از بندگی خالق نیست و در واقع مردم، عیال خدایند و خدمت به آنان، خدمت به خداست.
یکی از شیعیان می گوید: در مسجد الحرام مشغول طواف خانه خدا بودم. یکی از دوستانم از من درخواست دو دینار وام کرد. به او وعده دادم که پس از طواف، حاجتش را بر آورده سازم. هنوز طوافم به پایان نرسیده بود که امام صادق (ع) وارد شد و دست بر شانه ام نهاد و بر من تکیه کرد و هر دو مشغول طواف شدیم. طواف من تمام شد، ولی به احترام امام صادق (ع) او را همراهی کردم و طواف را ادامه دادم. آن مرد حاجت مند که در کناری نشسته بود و امام صادق (ع) را نمی شناخت، به خیال آن که من حاجتش را فراموش کرده ام هر بار که از مقابلش می گذشتم با دست اشاره می کرد. امام (ع) از من پرسید: چرا این مرد به تو اشاره می کند؟ گفتم: فدایت شوم، او منتظر من است که پس از طواف نزد او بروم و وامی به او بدهم و چون دست مبارک شما بر شانه من است خوش ندارم شما را ترک گویم. امام (ع) بدون لحظه ای درنگ، دست از روی شانه من برداشت و فرمود: مرا به حال خود گذار و برو حاجت او را برآور. من رفتم و کار او را اصلاح کردم. روز بعد امام صادق (ع) را دیدم که با اصحابش سخن می گفت تا مرا دید سخن خود را قطع کرد و فرمود: اگر برای برآوردن حاجت یکی از برادران مؤمن خود سعی کنم نزد من بهتر است از آزاد کردن هزار بنده و بسیج نمودن هزار نفر در راه خدا.(۹)

یکی از بزرگان می گوید: یک سال تابستان به اتفاق امام خمینی (ره) و چند تن از روحانیان برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد مشرّف شدیم. بعد از ظهرها به حرم می رفتیم و پس از زیارت و نماز به خانه باز می گشتیم. امام راحل (ره) همراه ما به حرم می آمد وقتی ما از حرم بر می گشتیم می دیدیم همه چیز فراهم و رو به راه است و چایی نیز آماده شده است. یک روز به امام عرض کردم: این چه کاری است که شما می کنید و زحمت می کشید، دعا و زیارت را برای چایی دم کردن مختصر می کنید و با شتاب به خانه باز می گردید؟ ایشان در پاسخ فرمود: من ثواب این خدمت را کمتر از آن زیارت و دعا نمی دانم.(۱۰)
صدها فرشته بر آن دست بوسه می زنند
کز کار خلق یک گره بسته وا کند
۷ – درخواست توفیق خدمت به مردم از خداوند: خدمت به مردم به اندازه ای اهمیت دارد که امامان معصوم (علیهم السلام) از خداوند توفیق انجام آن را طلب می کردند. امام سجاد (ع) در دعای خود می گوید: «اللهم صل علی محمد و آله و… اجر للناس علی یدی الخیر؛(۱۱) خدایا بر محمد و آلش درود فرست و… به دست من کارهای خیر را برای مردم جاری کن.»
در جای دیگر می گوید: خدایا بر من لباس تقوا بپوشان تا بتوانم در راه فضل و کمال، از دیگران پیش بیفتم و زیادی مالم را به مستمندان ایثار کنم.(۱۲)
۸ – تشویق شیعیان به خدمت رسانی: امامان بزرگوار همواره مردم را به خدمت رسانی تشویق می کردند. امام سجاد (ع) به فرزندش می فرماید: هر کس از تو انجام کار خیری را خواست برایش انجام ده، اگر اهلش بود، درست عمل کردی وگرنه تو خود اهل خیر شده ای.(۱۳)
شخصی در حضور امام حسین (ع) گفت: اگر به نا اهل نیکی شود، ضایع می شود، حضرت فرمود: این طور نیست، نیکی کردن مانند باران تند و شدیدی است که به همه جا می بارد و چمن و شوره ار نمی شناسد.(۱۴)

پی نوشت:
۲) بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۳۷٫
۳) اصول کافی، ج ۲، ص ۱۶۷٫
۴) بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۳۷٫
۵) مستدرک الوسائل (چاپ قدیم)، ج ۲، ص ۶۷٫
۶) مرتضی مطهری، داستان راستان، ج ۱، ص ۱۰٫
۷) کنزالعمّال، ج ۶، ص ۴۳۰٫
۸) بقره (۲) آیه ۱۷۷٫
۹) سفینة البحار، ج ۱، ص ۳۵۳٫
۱۰) برگرفته از: سرگذشت های ویژه از زندگی امام خمینی، ج ۱، ص ۹۷ و ۹۸٫
۱۱) صحیفه سجادیه، دعای بیستم.
۱۲) همان، دعای سی ام.
۱۳) تحف العقول، ص ۲۸۲٫
۱۴) همان، ص ۲۴۵٫


+ نُه = 17