خانه > دسته‌بندی نشده > جایگاه بصیرت در اندیشه دینی

جایگاه بصیرت در اندیشه دینی

انسان موجودی مختار است و با علم و آگاهی راه نیک بختی یا شقاوت را در پیش می گیرد. انسان ها برای یافتن و پیمودن راه کمال و سعادت، نیازمند علم و بصیرتند تا حق را از باطل و هدایت را از گمراهی بازشناسند.
امیال و خواهش های درونی، زیبایی و دلفریبی دنیا، مکر و فریب شیطان های درون و بیرون، پیوسته نور بصیرت و آگاهی را در انسان خاموش می کنند و باطل را در لباس حق در برابر او جلوه می دهند
. هدف راهبردی انبیای الهی علیه السلام و انزال کتب آسمانی یاری رساندن به انسان و روشن نگه داشتن نور بصیرت و آگاهی در وجود اوست. قرآن کریم و امامان معصوم علیه السلام دو منبع پرفروغ بصیرتند که پیامبر اسلام صلی الله وعلیه وآله از خویش به یادگار گذاشت و همگان را برای یافتن حقیقت و در امان ماندن از گمراهی به تمسّک به آن دو فرمان داد.

 جایگاه بصیرت در اندیشه دینی

رهبران الهی بدون داشتن فهمی عمیق از دین و چشم بصیرت باطنی نمی توانند به #مقام نبوّت و امامت راه یابند و پیشوایی مردم را به عهده بگیرند. خدای تعالی تلاش در مقام بندگی و بصیرت را از ویژگی های مهم انبیای بزرگ می شمارد و پیامبراکرم صلی الله وعلیه وآله را به یادآوری آن فرمان می دهد:

وَاذْکرْ عِبَادَنَا إِبْرَاهِیمَ وَإِسْحَاقَ وَیعْقُوبَ أُولِی الْأَیدِی وَالْأَبصَارِ (ص: ۴۵)

و بندگان ما ابراهیم و اسحاق و یعقوب را که نیرومند و بابصیرت بودند یاد نما.

علامه طباطبایی درباره این دو ویژگی انبیای بزرگ می نویسد:

صاحب دست و چشم بودن انبیای نامبرده، کنایه از آن است که آنان در طاعت خدا و رساندن خیرات به مردم و شناخت اعتقاد و عمل درست، بسیار توانمند بودند.(المیزان، ج ۱۷، ص ۲۱۱)

مبارزه با جهل و بی خردی از برنامه های راهبردی انبیای الهی است. آنان(حکمت آموزی از اهداف راهبردی انبیا است که قرآن از آن به خیر کثیر نام می برد (بقره: ۲۶۹). امام صادق علیه السلام حکمت را به تفقّه و فهم عمیق دینی معنی می کند. (بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۱۵))

تلاش می کنند تا عقل و فطرت مردم را بیدار سازند و با آگاهی و بصیرت آنان را به بندگی خدا دعوت کنند.

قُلْ هذِهِ سَبِیلی أَدْعُوا إِلَی اللَّهِ عَلَی بَصِیرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی (یوسف: ۱۰۸)

بگو: این راه من است و من و پیروانم همگان را با بصیرت به سوی خدا می خوانیم.

قرآن کریم ره آورد وحی را بصیرت آفرینی می شمارد و سود و زیان بصیرت و کوری از درک حقیقت را متوجّه انسان می داند:

قَدْ جَاءَکم بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ عَمِی فَعَلَیها (انعام: ۱۰۴)

از سوی پروردگارتان برای شما نشانه های روشن آمد هر که از روی بصیرت می نگرد به سود اوست و هر که چشم بصیرت بر هم نهد به زیان اوست.

آموزه های اسلامی همه مؤمنان رابه تفکر درعرصه های گوناگون اندیشه دینی دعوت می کنند و آنان را به تفقّه و فهم عمیق دینی فرا می خوانند. »بیش از سیصد آیه از قرآن کریم به تفکر، تذکر و تعقّل دعوت می نماید و راه درست اندیشیدن را می آموزد«.(المیزان، ج ۶، ص ۲۵۵)

علامه طباطبائی رحمهم الله درباره جایگاه بصیرت و آگاهی در اندیشه و عمل دینی می گوید:

خدای تعالی در جایی از کتابش حتی در یک آیه از آن از بندگانش نخواسته که کورکورانه به او یا یکی از معارف الهی ایمان آورند یا راهی را ناآگاهانه طی کنند حتی شرایع و احکامی که برای بندگانش واجب ساخته و عقل آنان راهی برای دریافت ملاکات آن ندارد، تعلیل کرده و آثار آن را بیان ساخته است.(همان)

قرآن کریم با تأکید بر نقش فهم و بصیرت دینی در احیای همه آموزه های اسلامی مؤمنان را از حرکت همگانی برای جهاد باز می دارد و آنان را به علم آموزی و بصیرت بخشی به دیگران فرا می خواند.

و شایسته نیست مؤمنان همگی [برای جهاد] کوچ کنند. پس چرا از هر فرقه ای از آنان دسته ای کوچ نمی کنند تا در دین آگاهی پیدا کنند و قوم خود را وقتی به سوی آنان بازگشتند بیم دهند، باشد که آنان [از کیفر الهی] بترسند؟(توبه (۹)، آیه ۱۲۲)

امام کاظم علیه السلام تفقّه و فهم عمیق دینی را رمز بصیرت ورزی و دست یافتن به حقیقت عبادت و مقامات والای دینی می شمارد:

تَفَقَّهُوا فی دین اللَّه، فان الفقهَ مفتاحُ البصیرةِ و تمامُ العبادةِ والسببُ الی المنازلِ الرفیعهِ والرتبِ الجلیلهِ فی الدّینِ والدّنیا(الحیاة، محمدرضا حکیمی، ج ۱، ص ۵۶)

دین خدا را به درستی بشناسید؛ زیرا فهم دینی کلید بصیرت و تمام عبادت و راه رسیدن به مقامات والای دینی و دنیایی است.

امام باقرعلیه السلام نیز تکامل حقیقت ایمان را در پرتو فهم دینی ممکن می داند.(بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۱۰)

آموزه های دینی در عرصه های گوناگون معرفتی، اخلاقی و رفتاری آنگاه برکات واقعی خود را در تربیت و تکامل انسان آشکار می سازد که با فهم عمیق و بصیرت همراه گردند. دین ورزی بدون بصیرت پیامدی جز گمراهی و دوری از مقصد ندارد. چنان که امام صادق علیه السلام فرمود:

 العاملُ علی غیرِ بَصیرةٍ کالسائرِ علی غیرِ الطریقِ لایزیدُه سرعةُ السیرِ اِلّا بعداً(کافی، ج ۱، ص ۴۳)

آن که بی بصیرت عمل کند همانند کسی است که در بیراهه حرکت کند که سرعت گرفتن در آن جز دوری از مقصد ثمری برایش ندارد.

از این رو، کج فهمی ها و نداشتن بصیرت دینی پیروان، از چالش های اساسی پیش روی انبیا و رهبران الهی بوده است. چنان که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:

پشتم را نشکست مگر دو نفر، عالمی بی باک و جاهلی عبادت کننده. اولی با بی باکی خود مردم را از حق دور می سازد و دومی با عبادت خویش مردم را به باطل خویش می خواند.(شرح غررالحکم، خوانساری، ج ۶، ص ۹۸)

نقش بصیرت در جامعه
عنصر بصیرت، به معناى فهم درست و توانایى تحلیل واقعیت‌هاى جامعه، نقش مهمی ‏در حراست از جامعه اسلامى دارد. اگر افراد یک جامعه اسلامی بصیرت کافى نداشته باشند به آسانى فریب توطئه‌هاى دشمنان را خواهند خورد و جوهر گرانبهاى وجود خود را با اشیاى کم ارزش معامله خواهند کرد. وظیفه خواص جامعه است که بر آگاهى توده مردم بیفزایند و مانع انحراف آنها شوند. حفظ تقوا، خودباورى و دفاع از ارزش‌هاى اسلامى در تعیین کیفیت بصیرت نقش ممتازى ایفا می‌کند.
مردم در جامعه‌هاى گوناگون به اعتبار قدرت نفوذ و تأثیرگذارى بر اندیشه‌ها و رفتار دیگران و همچنین میزان تأثیر پذیرى متفاوت‌اند. در هر جامعه تعدادى اندک به دلیل موقعیت‏ ویژه‌اى که دارند بر رفتار و ارزش‌هاى دیگران تأثیر می‌گذارند. این گروه، با نام‌هاى: خواصّ، نخبگان، برگزیدگان و… شناخته می‌شوند. گروه دیگر که اکثریت جامعه را تشکیل می‌دهند از آنان به عنوان: توده یا عوام یاد می‌شود. مرز میان خواص و عوام همان بصیرت و آگاهى است.
بی‌تردید، یکى از مهم‌ترین رازهاى شکست حکومت امام على(ع)، سوء استفاده دشمنان از بی‌بصیرتى برخی از دوستان ایشان بود، در گزارشى آمده است که حضرت علی(ع) در این‌باره می‌فرماید:
«اى کوفیان! من به سه خصلت [که در شما هست] و دو خصلت [که در شما نیست]، گرفتار آمده‌ام: گوش دارید، امّا کَرید، و زبان دارید، امّا لالید، و چشم دارید، امّا کورید. [و امّا آن دو خصلتى که ندارید:] نه هنگام دیدار، آزاد مردانى هستید صادق، و نه به گاه سختى، برادرانى مورد اعتماد».
بر پایه این سخن، جامعه‌اى که از بصیرت لازم برخوردار باشد، نه تنها حق را می‌بیند و باطل را در چهره‌هاى گوناگون تشخیص می‌دهد، بلکه عملاً از حق، جانبدارى می‌کند و از پیشوایان حق، اطاعت می‌نماید. چنین جامعه و مردمى، با رهبران الهى، صادقانه رفتار می‌کنند و در عوض، در سختی‌ها و مشکلات، مورد اعتماد آنهایند و در دام دشمنان قرار نمی‌گیرند.
اما مردمى که امام على(ع) بر آنها، حکومت می‌کرد به دلیل آن‌که فاقد بصیرت بودند، به سادگى در دام دشمن می‌افتادند، آنها نمی‌توانستند چهره روشن و زیباى حق را مشاهده کنند. از این‌رو؛ نه از حق، جانبدارى می‌کردند و نه از امام خویش فرمانبَرى داشتند. با امام خود، یک‌رنگ نبودند و امام نیز نمی‌توانست در بحران‌ها به آنها اعتماد کند.

عوامل بصیرت
۱-تقوا و پرهیزگاری از عوامل روشنایی ضمیر و بیدار دلی است. (إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیطَانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ) (اعراف: ۲۰۱)

تقوا موجب می‌شود تا اگر دچار لغزش شدیم یا به خود ستم کردیم،از خدا غافل‌ نشویم؛بلکه با یاد خدا و استغفار،خود را پاک کنیم و بر گناه اصرار نورزیم(آل‌ عمران(۳):۱۳۴-۱۳۵).

۲- ولایتمداری
،محبوبیّت،دوستی،اتصال و پیوند و حاکمیت‌ و سرپرستی با حاکم اسلامی

«ولایت در یک انسان،به معنای وابستگی فکری و عملی هر چه بیشتر و روز #افزون‌تر با ولیّ است.ولیّ را پیدا کن،ولیّ خدا را بشناس،خود را به او متصل و مرتبط کن،به دنبالش حرکت بکن؛به‌طوری که تلاش تو،تلاش او،جهاد تو،جهاد او،دوستی‌ تو،دوستی او،دشمن تو،دشمن او و جبهه‌بندی‌های تو،جبهه‌بندی‌های او باشد.

۳-تفکّر(عقل)

تعقّل و تفکّر در نزد خدا از جایگاه بسیار بلندی برخوردار است.در کتاب خدا، بارها انسان به تفکر دعوت شده است و بدترین جنبندگان نزد خدا کسانی معرفی‌ شده‌اند که عقل خود را به‌کار نمگیرند(انفال(۸):۲۲).

بر این اساس،یک مبنای مهم‌ برای بصیرت،تعقّل است.امام علی علیه السّلام از به خواب رفتن یا سبات عقل به خدا پناه‌ می‌برد و می‌فرماید:«نعوذ باللّه من سبات العقل و قبح الزّلل»(نهج البلاغه،خطبهء ۲۲۴)؛ یعنی از خوابیدن عقل و زشتی لغزشها به خدا پناه می‌بریم.

راه مقابله با خوابیدن عقل،اندیشیدن و #تفکّر است.

امام صادق علیه السّلام به ما چنین‌ می‌آموزد:«فانّ التفکّر حیاة القلب البصیر کما یشمی المستنیر فی الظلمات بالنّور»(العاملی، ۱۴۱۴ ق،ج ۱۷۰:۶)

#موانع بصیرت کدامند؟

۱-غفلت انسان در دنیا،
مانع بصیرت نسبت به حقایق آخرتى است: آیه ۲۲ سوره مبارکه ق
(به او خطاب می‌شود) تو از این صحنه (و دادگاه بزرگ) غافل بودی و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملا تیزبین است!

کفر درآیه‌ ۷ سوره‌ی‌ ۲ (بقره): خَتَمَ اللَّهُ عَلى’ قُلُوبِهِم و عَلى سَمعِهِم؛ و عَلى’ اَبصارِهِم غِشاوَةٌ؛
چرا خدا مهر بر دلها و گوش و چشمها نهاده ؟ جز اینک آنان به بیان قرآن کافرند. با این حساب می توان گفت که یکی از دلیل عدم بصیرت کفراست.

۲-نفاق و منافق بودن ما نعی برای بصیرت.
قرآن می فرماید: منافقین کسانی هستند که متظاهر به اسلامند ولی در قلبشان و در عمق روحشان مسلماننیستند، مردمی هستند دو چهره: یک چهره شان چهرهمسلمانی و چهره دیگرشان چهره کفر است.

قـرآن نشانه هاى دقیق و زنده اى براى آنها درسوره بقره ،آیات ۲۰-۸، بیان مى کند ، نـخستمى گوید: بعضى از مردم هستند که مى گویند به خدا و روز قـیامت ایمان آورده ایم درحالى که ایمان ندارند.
من الناس من یقول آمناباللّه و بالیوم الا خر و ماهم بمؤمنین؛ بقره۸٫ نفاق در واقع یکنوعبیمارى است و در آیه ۱۰ مى گوید:
در دلهاى آنها بیمارى خاصى استفى قلوبهم مرض خداوندهم بر بیمارى آنها مى افزایدفزادهم اللّه مرضاو ازآنجا که سرمایه اصلى منافقان دروغ است، تا بتوانند تناقضها را که درزندگیشاندیده مى شود با آن توجیه کنند، بنابراین براى آنها عذاب درد ناک است.لهم عذاب الیم بما کانوایکذبون. در این زمینه در آیات دیگری هم مباحثی را قرآن کریم ذکر می کند.

نفاق شناسی گامی در راستای افزایش بصیرت است. چرا که آنان نور های کذائی هستند.که خود را خورشیدمی نامند درحالی که اصلی را به نحوی پنهان می دارند. بنابراین باید با بینشی قوی به مبارزه با نفاق رفت . وپرده از روی مکر آنان برداشت.
۳-لجاجت درلغت، به معنای پافشاری در انجام کاری که، مخالف میل طرف مقابل باشدو در اصطلاح، به اصرار ورزیدن در کاری همراه با عناد که، از انجام آن نهی شده، گفته می شود
لجالت با جهالت متفاوت است جهالت، ناشی از عوامل چون (طغیان هوای نفس) است.ممکن است فردمتوجه زشتی اعمال سابق خود شود و از اعمال خود پشیمان گردد؛ در حالی که، لجاجت از روی #عناد وتکبر بوده و از بد ذاتی، ناشی می -گردد .
به شخص لجوج ندامت فورى دست نمى‏دهد.مگرآنکه، خدا بخواهد او را هدایت کند.(۵۵)
لجاجت در قرآن یکی از پلیدترین صفاتی است که با اصرار ورزیدن بر سخنان و عقاید باطل ،منجر به تکذیب انبیاء، آیات الهی و حتّی قتل انبیای الهی می-گردد.
این صفت ناشی از عواملی چون .
الف:#تقلید کورکورانه
وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ(سوره مائده۱۰۴)
و هنگامى که به آنها گفته شود به سوى آنچه خدا نازل کرده، و به سوى پیامبر بیایید مى‏گویند: آنچه از پدران خود یافته‏ایم، ما را بس است .
ب: #تکبّر و إستکبار:
فَالَّذِینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْکِرَةٌ وَ هُمْ مُسْتَکْبِرُونَ(نحل‏۲۲) امّا کسانى که به آخرت ایمان نمى‏آورند، دلهایشان (حق را) انکار مى‏کند و مستکبرند. وزمانی که به این رویه باشند این گونه افراد: ا ز درک آیات الهی محرومند:

و هنگامى که به آنها گفته شود: «از خدا بترسید!» (لجاجت آنان بیشترمى‏شود)، وآنها را به گناه مى‏کشاند.
همین است که در هر زمانی اینگونه افراد لجوج بوده و فقط حرف خود را حجت می دانند. در حالی که قرآن آنان را به بصیرت می خواند و آنان غافلند.

۴-تجاهل مانعی بر بصیرت

أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَکُمْ وَ أَنْتُمْ تَتْلُونَ الْکِتابَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ
آیا مردم را به نیکى (و ایمان به پیامبرى که صفات او آشکارا در تورات آمده) دعوت مى‏کنید، اما خودتان را فراموش مى‏نمایید با اینکه شما کتاب (آسمانى) را مى‏خوانید! آیا نمى‏اندیشید؟ (بقره۴۴) در این آیه شریف به نوعی تذکر داده می شود به گروهی که خود را به تجاهل زده اندآفتاب را می ببینند ولی باز هم انکار می کنند

ترکیبات واژه جهل در قرآن کریم به کار رفته است مانند :
الجاهل: بقره۲۷۳ یحسبهم الجاهل.الجاهلیناعراف۱۹۹
و أعرض عن الجاهلین هود۴۶
أن تکون من الجاهلین یوسف۸۹ ـ ۳۳
وأکن من الجاهلین .

هر ضربه‌ای‌ که در طول تاریخ،ما مسلمانان خوردیم،از ضعف قدرت تحلیل بود»(همان:۱۳).

ضربات جبران‌ناپذیر ناشی از بی‌بصیرتی که ضعف در تحلیل سیاسی،دشمن‌شناسی، جریان‌شناسی، تکلیف‌شناسی، زمان‌آگاهی و اقدام به موقع در برابر دشمن را در پی‌ دارد،گاه ممکن است تا نیم قرن تداوم داشته باشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی در این‌ زمینه می‌فرماید:
«بصیرت و علم به زمان و استفاده از موقعیت‌ها برای هر عالمی،چه‌ اعلم علما باشد و چه کسی که در یک محله،احکام دین را به چند نفر تعلیم می‌دهد، ضروری است…ما در طول تاریخ تشیع،به خاطر عدم آگاهی علما از حقایق جریانات‌ دنیا،خیلی ضربه خوردیم؛به خصوص در دویست سال اخیر…هرگاه ما عالم دین و متقی و باهوش و زرنگ و دقیقی مثال #میرزای شیرازی و شیخ انصاری داشتیم،از شرّ دشمن محفوظ می‌ماندیم و برنده بودیم؛ولی آنجا که قدری غفلت و ناآگاهی در کار بوده است،ضرر می‌کردیم که آن ضرر به یک نفر و یک حوزه و یک مجموعه و یک‌ شهر و یک سال و چند سال محدود نمی‌شد؛بلکه در برخی موارد،اثرش تا پنجاه سال‌ تمام،جامعهء اسلامی را تحت‌فشار قرار می‌داد.دیگر نباید تسلیم ناآگاهی‌ها شویم.باید آگاهی و بصیرت را در خومان تقویت کنیم»(آیة اللّه خامنه‌ای،۲۰/۱۲/۱۳۸۶ ).

 


هشت + = 15