خانه > اهلبیت علیهم السلام, مهارت زندگی > روش‌های حضرت زهرا(س) برای تربیت فرزند عزتمند

روش‌های حضرت زهرا(س) برای تربیت فرزند عزتمند

پرورش روحیه ایثار

مقدم داشتن دیگران بر خود، اصلی بسیار ارزشمند و انسانی است که هر کس، نمی تواند دارنده آن باشد. حضرت زهرا علیهاالسلام فرزندانش را با چنین روحیه ای پرورش داده بود.

آنجا که پس از یک روز گرسنگی، وقت افطار، در به صدا در می آید و گرسنه بی سرپرستی درخواست طعام می کند، پس از آنکه حضرت علی و فاطمه علیهماالسلام طعامشان را که قرص نانی بود تقدیم آن فقیر می کنند، فرزندان آنها نیز که پرورش یافته چنین پدر و مادری هستند، دیگران را بر خود مقدم می شمارند و قرص نان خود را به فقیر می دهند و این عمل تا سه شب تکرار می شود و نتیجه این روحیه ایثار و از خود گذشتگی، آن می شود که فرزندان بزرگوار آن حضرت تمام هستی خود را برای پیشرفت و تکامل انسانیت فدا می کنند.

بازی با کودکان، روش مؤثر در تربیت

بازی، شیوه ای است که تأثیرات مثبت و گوناگونی را بر روحیه فرزند به جای می گذارد، خلاقیت او را شکوفا و عواطف کودکانه او را از محبت سیراب می سازد. بازی کودکانه مادر با فرزندان، رشد جسمی و فکری کودک را سرعت می بخشد و احساسات پاک مادری را به او منتقل می کند، نشاط، شادابی، خلاقیت، ابتکار و نوآوری و اعتماد به نفس را در او ایجاد و زمینه را برای ظهور استعدادهای نهفته کودک فراهم می آورد.

حضرت فاطمه علیهاالسلام از همان دوران کودکی با فرزندانش هم بازی می شد و به این نکته نیز توجه داشت که در بازی، نوع الفاظ و حرکات مادر سرمشق کودک قرار می گیرد، بنابراین باید از کلمات و جملات مناسبی استفاده کرد. افزون بر این باید در قالب بازی و شوخی، شخصیت کودک را تقویت ساخت و او را به داشتن نیکی ها و ارزش های اکتسابی تشویق و راهنمایی کرد.

نقل شده است حضرت با فرزندش امام حسن مجتبی علیه السلام بازی می کرد و او را بالا می انداخت و می فرمود: « پسرم حسن، مانند پدرت باش، ریسمان ظلم را از حق بر کن، خدایی را بپرست که صاحب نعمت های متعدد است و هیچ گاه با صاحبان ظلم و تعدی، دوستی مکن».

همچنین نقل شده است که وقتی فرزندش حسین علیه السلام را بازی می داد، این گونه می فرمود: «انت شبیه بأبی لست شبیه بعلی؛ تو به پدر من (پیامبر) شبیهی و به پدرت علی شباهت نداری».

رفتار و اخلاق عملی

با پند و اندرز نمی توان صحت و درستی صفات اخلاقی ای را که رعایت نمی شود، به دیگران اثبات کرد و آموخت. کسی که می خواهد دیگری را تربیت کند، باید در عمل، به آنچه می گوید پای بند باشد. مادری که به تربیت فرزند خود علاقه مند است، باید خود، دارای فضایل اخلاقی باشد و همواره رفتار صحیح را رعایت کند تا فرزندانش با آسودگی خاطر، در عمل از او الگو گیرند.

حضرت زهرا علیهاالسلام با عمل به آنچه می فرمود، فرزندانش را با اخلاق و رفتار اسلامی آشنا می ساخت، چنان که امام حسن علیه السلام می فرماید:

مادرم، فاطمه علیه السلام را دیدم که شب جمعه در محراب خویش به عبادت ایستاده بود و پیوسته در رکوع و سجود بود تا اینکه سپیده صبح بردمید و از او می شنیدم که برای مردان و زنان مؤمن دعا می کرد و نامشان را بر زبان جاری می ساخت و بر ایشان بسیار دعا می کرد، ولی برای خویش هیچ دعا نمی کرد، من به او گفتم: ای مادر! چرا همان گونه که برای دیگران دعا می کنی، برای خود دعا نمی کنی، فرمود: یا بنیّ! الجّار ثم الدّار؛ ای پسرکم! نخست باید همسایگان را دریافت، آن گاه به خانه پرداخت.

حضرت نصیحتی را به فرزندش آموخت که از شب تا به صبح به آن عمل کرده بود و چنین پند و اندرزی است که اثر می گذارد و تربیت می کند.

پرورش شخصیت توحیدی

پدران و مادران مکلفند تا فرزندان خویش را با روحیه خداپرستی آشنا سازند و شوق عبادت و تقرب به خالق بی همتا را در آنان پرورش دهند.

کودکانی که از نخستین روزهای حیات خویش، با ایمان به خدا تربیت می شوند، اراده ای قوی و روانی نیرومند دارند. از همان دوران کودکی، رشید و باشهامت هستند و نتایج درخشان ایمان، از خلال گفتار و رفتارشان به خوبی مشهود است.

از اساسی ترین مسائلی که بزرگ بانوی اسلام، در منطق رفتاری خود در تربیت کودکانش بر آن تأکید می ورزید، توجه به روحیه عبادت و حس خداپرستی در فرزندانش بود.

آن یگانه مربی روزگار چنان شوق بندگی و عبودیت و خضوع در برابر معبود را در دل و جان فرزندانش تقویت می کرد که آنان بهترین کارها و بالاترین لذت ها و زیباترین دقایق را لحظات عبادت و تقرب به خدا می دانستند.

حضرت زهرا علیهاالسلام روحیه تعبد و بندگی را از کودکی به فرزندانش می آموخت و آنها را در حد طاقتشان با عبادت آشنا می ساخت، به گونه ای که حضرت در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری و نخفتن وادار می کرد.

… حضرت در روز بچه ها را می خوابانید تا کاملاً استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتر و مطلوب تری از نظر جسمی و روحی برای شب زنده داری داشته باشند. او به حدی در این کار جدی و قاطع بود که نمی گذاشت احدی از اهل خانه خوابش ببرد و می فرمود: «محروم است کسی که از برکات شب قدر محروم بماند».

گویا فاطمه علیهاالسلام می خواهد از دوران کودکی در قلب پاک فرزندان خود جمال خدا را به تجلی و جان و زبانشان را به حلاوت و شیرینی عبادت آشنا کند و محبوب راستین را به آنان نشان بدهد تا در جوانی جذب جلوه های دروغین نشوند. این روش تربیتی فاطمه علیهاالسلام ، به عنوان یک سنت بسیار پسندیده و قابل اجرا، درگفتار امامان معصوم نیز به چشم می خورد.

پرورش شخصیت عاطفی

بوسیدن و ملاطفت با کودکان

یکی از مهم ترین نیازهای هر کودک برخورداری از عواطف پاک و مهر و محبت خانواده و خویشاوندان و والدین است. هنگامی که کودک از زلال محبت خانواده سیراب شد و عطش محبت و توجه عاطفی او برطرف گردید، با روانی آرام و سلامت و پرنشاط پا به عرصه اجتماع می گذارد تا همگان از برکات وجود او بهره مند شوند. یکی از راه های پرورش شخصیت عاطفی کودک، ابراز محبت و از جمله بوسیدن است.

بوسه های مکرر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله بر رخسار و دست و بازوی فاطمه علیهاالسلام نشانه ای از ابراز علاقه آن حضرت به فرزندش بود. آن حضرت به محبت کردن و توجه به کودکان بسیار اهمیت می داد، چنان که: روزی رسول خدا صلی الله علیه و آله امام حسن علیه السلام را می بوسید و نوازش می کرد، اقرع بن حابس عرض کرد: من ده فرزند دارم، ولی تا به حال هیچ یک از آنان را نبوسیده ام. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله غضبناک شد و فرمود: اگر خدا محبت را از قلب تو گرفته است، من چه کنم؟ هر کس نسبت به اطفال ترحم نکند و احترام بزرگ سالان را نگه ندارد، از ما نیست.

حضرت زهرا علیهاالسلام نیز که تربیت یافته چنین مکتبی بود، با بوسیدن مکرر فرزندان خود، شخصیت عاطفی آنها را پرورش می داد.

روش‌های حضرت زهرا(س) برای تربیت فرزند عزتمند

زندگی آینده بچه‌ها وقتی می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد که آنها توانایی عبور از خطرات و پیشنهاد‌های اشتباه را داشته باشند.

زندگی آینده بچه‌ها وقتی می‌تواند موفقیت‌آمیز باشد که آنها توانایی عبور از خطرات و پیشنهاد‌های اشتباه را داشته باشند. اما اگر هم قرار باشد مدام در حال امر و نهی شنیدن باشند همه‌‌چیز خسته‌کننده و تربیت بی‌فایده می‌شود.  مقاومت در برابر راه‌های خطا، هدف‌های بی‌ارزش و آسیب‌های اجتماعی نیاز به واکسنی به نام عزت نفس دارد.  الگوهای تربیت دینی می‌خواهند کودکان را طوری با عزت‌نفس تربیت کنند که خودشان توانایی انتخاب راه درست و غلط را داشته باشند. تربیت نفس عزیز، وظیفه هر پدر و مادری است. عزت از اسم عزیز خدا گرفته شده و معنی آن شکست‌ناپذیری در برابر موضوعات و خواسته‌های بی‌ارزش است.

عزت نفس اگرچه شباهت زیادی به اعتماد به نفس دارد اما مهم‌تر و کلی‌تر از آن است. اعتمادبه‌نفس باور به توانایی‌ها، قدرت استفاده از آنها و سهم خود را در موفقیت مهم‌تر از بقیه عوامل محیط دانستن است. اما عزت‌نفس احساس درونی محترم ‌بودن و کارا‌ بودن و ارزشمندبودن خود، بقیه افراد و محیط است. باعزت‌ها در برابر مشکلات زندگی زود تسلیم نمی‌شوند و نیازی نیست فشار قانون آنها را از کاری منع کند بلکه خودشان به نفس و شخصیت خود احترام می‌گذارند و از رفتارهای ناپسند دوری می‌کنند.

برای عزتمندشدن همیشه فرصت هست اما هیچ دوره‌ای در ایجاد صفت عزت به اندازه دوران کودکی مهم نیست. موفق‌بودن آدم‌های عزتمند در زندگی شخصی، اجتماعی، معنوی و… بهانه خوبی برای مرور سبک زندگی حضرت فاطمه(س) در نحوه تربیت فرزندان عزتمند است.

 

ریشه‌های عزت نفس در کجاست؟

اغلب ما اگر بخواهیم به یاد یکی از جمله‌های امام حسین(ع) بیافتیم، این جمله «مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است» به ذهنمان می‌رسد. اینکه قدرت عزت‌نفس امام حسین(ع) از کجا آمده را خودشان در بیانی، ناشی از دامنی می‌دانند که در آن رشد کرده‌اند که مانع از عمل نادرست می‌شود. این یعنی ریشه عزت نفس را باید در خانواده‌ها پیدا کرد. قطعا خاندان اهل‌بیت با عزت‌ترین افرادی هستند که سبک زندگی‌شان به‌عنوان الگو به‌دست ما رسیده است. حضرت زهرا(س) هم مادر فرزندان معصوم و هم فرزندان غیرمعصوم بودند اما نحوه تربیت ایشان، هرکدام از آنها را در نقش خود بهترین کرد.

در خصوص خود حضرت زهرا(س) می‌بینیم که احساس عزت‌نفس و خودارزشمندی ایشان به آنجا رسیده که در برابر یک فرد نابینا حجاب می‌گیرند و وقتی پدرشان دلیل آن را می‌پرسند می‌گویند: «او مرا نمی‌بیند، من که او را می‌بینم»؛ یعنی ملاک رفتار ایشان جایگاه و احترامی است که برای خود و باورهایشان قائل هستند. با این شیوه تربیت، دیگر بچه‌ها نیازی به تذکر دائمی و توبیخ و تشویق ندارند.

 

اسم خوب، رسم خوب می‌آورد

از نخستین برنامه‌ریزی‌های مادر اهل‌بیت برای فرزندان، انتخاب نام نیکو بود زیرا نام افراد می‌تواند برای آنها احترام، احساس خوشایند و پایه قضاوت خوب و درست بقیه آدم‌ها را ایجاد کند و یا موجب تحقیر و احساس بی‌تفاوتی دیگران شود. اسم هر کودکی نخستین اثرات را روی نگرش او به‌خودش به جای می‌گذارد و تکرار دائم آن نام، می‌تواندکم‌کم به باور و راه و اخلاق کودک تبدیل شود. دقت کرده‌اید بعضی از افراد مهم وقتی به دوران خاص زندگی خود رسیده‌اند نام‌شان را عوض کرده‌اند؟ برای احساس خودارزشمندی یا عزت‌نفس، اسم بچه‌ها باید جدی گرفته شود. البته قاعدتا هیچ پدر و مادری دوست ندارد اسم بدی برای فرزندانش انتخاب کند اما گاهی اسم‌هایی وجود دارند که نه معنای مهمی دارند و نه معنای ناپسندی، این اسم‌ها از توان اثر‌گذاری که می‌توانستند داشته باشند بی‌بهره مانده‌اند و کمک خاصی به پرورش احساس خود ارزشمندی نمی‌کنند.

 

محبت وقت نمی‌شناسد

بچه‌هایی که از محبت دیدن سیراب شده‌اند، کمتر برای جلب رضایت دیگران از ارزش‌های خود دست می‌کشند. ابراز محبت کلامی و غیرکلامی در تربیت حضرت زهرا(س) به وفور پیدا می‌شد. حدیث کسا را بخوانید؛ حضرت زهرا کلمات محبت‌آمیزی چون نور دیده‌ام، میوه دلم و… را برای بچه‌های خود به‌کار می‌بردند؛ آن هم به‌صورت یکسان. نوع رفتار و محبت و احترامی که در خانواده برای بچه‌ها وجود دارد به آنها می‌گوید که چه‌کسی هستند و چه نوع رفتاری در‌ شأن آنهاست.

بچه‌ای که با محبت‌های منطقی و رفتار احترام‌آمیز خانواده خود را بشناسد، خود را قابل افتخار کردن می‌داند، بنابراین آسیب‌های اجتماعی مانند اعتیاد که اغلب دامن افراد شکست‌خورده و آدم‌های بدون اعتمادبه‌نفس را می‌گیرد از این بچه‌ها دور می‌شود.دقت موشکافانه حضرت زهرا(س) در برنامه‌ریزی برای عزت‌نفس بچه‌هایشان را حتی در نوع لالایی‌های محبت‌آمیز ایشان هم می‌توان پیدا کرد. لالایی یا نغمه‌های مادرانه برای بچه‌های کوچک می‌تواند در قالب جملات با بیانی زیبا و محبت‌آمیز به آنها بگوید که شبیه چه‌کسی باش، بندگی کن و…. این نوع استفاده از محبت، نشان‌دهنده اثرپذیری روح بچه‌ها حتی در نوزادی است.

‌ به عمل کار برآید

بچه‌های عزیز و با عزت نیاز به احساس واقعی مفید بودن دارند. یعنی نیاز دارند؛ کارایی داشته باشند. حضرت زهرا(س) برای بچه‌ها شخصیت قائل بودند و اگر قرار بود کار مهم و باارزشی را مثل سرکشی به خانواده شهدا و رسیدگی به آنها انجام دهند، بچه‌ها را به کسی نمی‌سپردند و آنها را هم همراه خود می‌بردند. بچه‌ها دیر یا زود متوجه کارهای با ارزش و مهم پدر و مادر می‌شوند. این کارها به آنها هم احساس خود ارزشمندی می‌دهد. اگر بچه‌ها را دائم در حد بازی‌ها و دوران کودکی نگه دارید، مسیر پخته شدن آنها کند می‌شود.

حضرت زهرا(س) اگر توصیه به احترام و حقوق همسایه داشتند، خودشان هم نیمه‌شب در تنهایی‌شان ابتدا همسایه‌ها را دعا می‌کردند و دیدن این صحنه توسط امام حسن(ع) تبدیل به یک اتفاق اثر‌گذار می‌شود.گاهی کمی برنامه‌ریزی که پول هم نمی‌خواهد می‌تواند به بچه‌ها این پیام را بدهد که شما در خانواده اثرگذار و مهم هستید. فرزندی که بخواهد کارایی بیشتری داشته باشد نیاز به تجربه و فرصت دارد.

حضرت فاطمه(س) که مشغله‌های خانه وکمک به زنان شهر و… را داشتند با خلاقیتی زیبا توانسته بودند بدون آنکه مدام به مسجد بروند، هم از صحبت‌های جدید و هر روز پیامبر(ص) استفاده کنند، هم فرصت رشد اعتماد‌به‌نفس، احساس خودارزشمندی و رشد قدرت کلامی را به فرزندشان می‌دادند. ایشان امام حسن(ع) را که خیلی کوچک بودند به مسجد می‌فرستادند تا به صحبت‌های پیامبر(ص) گوش کنند. بعد، امام حسن(ع) روی بلندی می‌نشستند و برای مادر سخنرانی می‌کردند. این تجربه خوب می‌تواند در همه خانه‌های امروزی تکرار شود و به دوستی بیشتر بچه‌ها و خانواده هم کمک کند. این مشارکت‌دادن بچه‌ها در کارهای مهم، ارتباط نزدیکی با رشد استقلال، اعتمادبه‌نفس و عزت‌نفس آنها دارد.

خودتان چطورید؟

اگر شما عزت‌نفس نداشته باشید، رفتارهای شتابزده، مضطرب و کم‌رویی داشته باشید نمی‌توانید الگوی خوبی برای عزت‌نفس بهتر فرزندتان باشید. بچه‌های حضرت زهرا(س) مادری را می‌دیدند که اگر منافع شخصی‌اش لطمه می‌خورد و شاید کنار هم می‌آمد اما از ظلم به دین و مردم مظلوم نمی‌گذشت. تکیه‌گاه عزت نفس این مادر، دارایی‌ها و زیبایی ظاهری نبود. حضرت به رسم قرآن، عزت را مخصوص خدا، رسول و مومنان می‌دانستند پس همه تلاش‌شان برای رشد عزت‌نفس خود و بچه‌هایشان با تلاش برای رشد ایمان همراه بود. ایمان، آدم‌ها را قوی و به آنها برای رسیدن به اهداف خوبشان کمک می‌کند.

 

نوشیدن عزت‌نفس با شادی

عزت‌نفس در محیط‌های شاد بهتر می‌تواند رشد کند. در خانه ساده حضرت فاطمه(س) بازی و نشاط بچه‌ها جایگاه مهمی داشت. از مسابقه‌ها و بازی بچه‌های حضرت توصیفات زیادی رسیده که شاید بخش مهمی از این شادی‌های کودکانه را بتوان به‌خاطر داشتن همبازی در خانه امیرالمومنین(ع) دانست. اگر امروز بسیاری از بچه‌ها تمایل دارند مدام با موبایل و تبلت بازی کنند، یک دلیل مهم آن، تنهایی و نداشتن همبازی است. بازی‌های کودکان با هم علاوه بر تخلیه هیجانات آنها که فرصت رشد عقل را پیش می‌آورد، قدرت حل مشکلات، رقابت سالم و تجربه پیروزی یا شکست واقعی را هم ممکن می‌کند.

گاهی نگاه پدر و مادرها به بچه‌داری هم می‌تواند از شادی دوران بچگی فرزندان کم کند. اگر مراقبت از بچه‌ها کاری خسته‌کننده، تکراری یا بی‌فایده به‌حساب بیاید، ممکن است یکی از بهانه‌های نیاز پیدا کردن به پرستار و مهدکودک و… هم فراهم شود اما در شیوه تربیت فرزند حضرت فاطمه(س)، وقتی سلمان برای کمک به حضرت، سؤال می‌کند که من آرد آسیاب کنم یا بچه‌ها را نگه دارم‌؟حضرت می‌فرمایند من به آرام کردن بچه‌هایم اولی هستم.سپردن بچه‌ها به محیط‌هایی غیراز خانواده می‌تواند یکی از همان دلایل کم شدن شادی بچه‌ها باشد.

تربیت به سبک حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا (س) بانوی نمونه جهان اسلام، در تربیت فرزند نیز الگویی ماندگار از خود بر جای گذاشته است، حضرت زهرا (س) در دانشگاهی که در خانه کوچک خود ایجاد کرده بود ضمن تربیت برجسته ترین افراد، مادران تمام تاریخ را با سبک زندگی فاطمی در تربیت فرزند، یاری رسانیده است.   پیامبر رحمت و […]

حضرت زهرا (س) بانوی نمونه جهان اسلام، در تربیت فرزند نیز الگویی ماندگار از خود بر جای گذاشته است، حضرت زهرا (س) در دانشگاهی که در خانه کوچک خود ایجاد کرده بود ضمن تربیت برجسته ترین افراد، مادران تمام تاریخ را با سبک زندگی فاطمی در تربیت فرزند، یاری رسانیده است.

 

پیامبر رحمت و مهربانی (ص) سجده نمازش را آن قدر طولانی می‌کرد تا امام حسین (ع) به اراده خودش از روی شانه پیامبر برخیزد، بانوی آب و آیینه که خود درس آموخته چنین نمونه هایی هستند، معلم درس های مهرورزی به فرزندان می شوند که به نمونه هایی از این آموزه ها اشاره می شود.

 

اول)تربیت در سبک تربیتی فاطمی پیش از به دنیا آمدن فرزند آغاز می شود و در آغاز تولدشان با عقیقه (قربانی) و صدقه که از مستحبات تاکید شده در اسلام است ، سلامت جسم و جان آن ها را تضمین می شود، نقل شده است که فاطمه (س) هرگاه صاحب فرزندی می شد، گوسفندی عقیقه می داد، سپس روز هفتم، سرشان را می تراشید و برابر وزن موهای آن ها نقره صدقه داده، برای قابله و همسایه ها هدیه می فرستاد و دیگران را در شادی خود سهیم می کرد. یکی دیگر از سنت های جاری در زندگی حضرت زهرا (س) گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ فرزند بود تا تربیت دینی کودک همراه با ذکرهای ارزشمند اذان و اقامه ادامه یابد.

 

دوم)لالایی های مادران از نخستین آموزه هایی است که فرزندان را در مسیر تربیت رهنمون می شود، همان زمانی که برخی می اندیشند که کودک توان درک ندارد اما چنین نیست و روح هشیار کودک همواره در حال دریافت است، لالایی حضرت زهرا (س) آموزه های ایمان، شجاعت و شهامت، حق جویی و … را در بر می گرفت: «شبیه پدرت باش و طناب از گردن حق باز کن، یکتا پرست باش و دست دوستی به دشمن مده.» بهره گیری از انواع فرمهای ادبی و هنری در تربیت فرزند به ویژه شعر با توجه با ظرفیت بالای آن در انتقال مفاهیم، آغاز معرفی الگو مناسب، پرهیز دادن از همنشینی با بدان، انس و همراهی با فرزند و … آموزه هایی است که می توان از این نکته برداشت کرد.

 

سوم)سیره زندگی صدیقه طاهره (س) در زندگی، کلاسی عملی در تربیت فرزندانشان است،کارشناسان تربیتی معتقدند آموزش از این روش ماندگارتر و مؤثرتر است، در همین زمینه امام حسن (ع) می فرماید: مادرم فاطمه را در شب جمعه در محراب عبادت دیدم که به عبادت و نماز مشغول است، او پیوسته به رکوع و سجود مشغول بود که شب به پایان رسید.

 

چهارم)با نگاهی به حدیث شریف کساء حضرت زهرا (س) می بینیم که ایشان در پاسخ به سلام فرزندشان امام حسن (ع) می فرمایند: سلام برتو اى نور دیده ام و میوه دلم. نوع پاسخ ایشان نشان از احترامی است که برای فرزندشان قایل بودند و این آموزه سبب می شود که فرزندان نیز به یکدیگر و پدر و مادر احترام بگذارند، چنانچه نهایت احترام را می توانیم در میان فرزندان ایشان ببینیم.

 

پنجم)حضرت زهرا (س) فرزندانشان را به اعمال نیکو از جمله علم آموزی تشویق می نمودند به عنوان مثال به فرزندشان حسن(ع) می فرمود: «به مسجد برو، آنچه را از پیامبر شنیدی فراگیر و نزد من بیا و برای من بازگو کن». البته این کلام حضرت آموزه های مهم دیگری را نیز شامل می شود و آن ارتباط صحیح با فرزند، ایجاد بهانه هایی برای گفت و گو با او و … از دیگر نکات مهم تربیت فرزند است که باید سرمشق مادران قرار گیرد.

 

ششم)تربیت دینی سبک زندگی فاطمی از دوران کودکی آغاز می شود، برای نمونه ایشان در شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان کودکان خود را به بیداری فرا می خواند به این منظور حضرت در روز بچه ها را می خواباند تا استراحت کنند و غذای کمتری به آنان می داد تا بدین گونه زمینه و موقعیت بهتری برای شب زنده داری داشته باشند.

 

هفتم)بانوی نمونه اسلام همواره رسیدگی به فرزندان را در اولویت قرار می داد. سلمان می گوید: روزی فاطمه زهرا (س) را دیدم که مشغول آسیاب بود. در این هنگام فرزندش حسین گریه می کرد. عرض کردم: برای کمک به شما آسیاب کنم یا بچه را آرام نمایم؟ ایشان فرمود: من به آرام کردن فرزند اولی هستم، شما آسیاب را بچرخانید.

 

هشتم)برخی می پندارند که برخوردهایشان از نگاه تیزبین فرزندان دور می ماند و در این میان رفتار با عدالت در میان فرزندان اهمیت ویژه ای دارد که حضرت زهرا (س) این آموزه را نیز در سبک تربیتی خود جای می دهد و توجه ویژه ای به آن دارد، روزی امام حسن (ع) نزد پیامبر (ص) آمد و اظهار تشنگی کرد. رسول خدا (ص) برخاست، ظرفی برداشت و از گوسفندی که داخل منزل بود مقداری شیر دوشید و به امام حسن (ع) داد. فاطمه زهرا (س)، به پیامبر (ص) گفت: گویا حسن برای شما عزیزتر از حسین است. پیامبر (ص) فرمود: نه. هردو برایم عزیز و محبوبند. ولی چون اول حسن تقاضای آب کرد او را مقدم داشتم.

 

تأسی به آموزه های تربیتی زندگی حضرت زهرا (س) که نمونه های اندکی از آن مرور شد می تواند ما را گامی به سبک زندگی فاطمی نزدیکتر سازد و فرزندانمان را در مسیر زندگی سعادتمندانه یاری دهد.

بوسیدن و ملاطفت با کودکان

یکی از مهم‌ترین نیازهای هر کودک برخورداری از عواطف پاک و مهر و محبت خانواده و خویشاوندان و والدین است. هنگامی که کودک از زلال محبت خانواده سیراب شد و عطش محبت و توجه عاطفی او برطرف گردید، با روانی آرام و سلامت و پرنشاط پا به عرصه اجتماع می­گذارد تا همگان از برکات وجود او بهره­مند شوند. یکی از راه­های پرورش شخصیت عاطفی کودک، ابراز محبت و از جمله بوسیدن است.

بوسه های مکرر پیامبر اکرم (ص) بر رخسار و دست و بازوی فاطمه (علیهاالسلام) نشانه­ای از ابراز علاقه آن حضرت فرزندش بود. آن حضرت به محبت کردن و توجه به کودکان بسیار اهمیت می­داد، چنان که:

روزی رسول خدا (ص) امام حسن علیه السلام را می­بوسید و نوازش می­کرد، اقرع بن حابس عرض کرد: من ده فرزند دارم، ولی تا به حال هیچ یک از آنان را نبوسیده­ام. پیغمبر اکرم (ص)غضبناک شد و فرمود:

«اگر خدا محبت را از قلب تو گرفته است، من چه کنم؟ هر کس نسبت به اطفال ترحم نکند و احترام بزرگ سالان را نگه ندارد، از ما نیست۲۰».

حضرت زهرا (علیهاالسلام) نیز که تربیت یافته چنین مکتبی بود، با بوسیدن مکرر فرزندان خود، شخصیت عاطفی آن‌ها را پرورش می‌داد.

رعایت عدالت درباره کودکان

یکی از حساسیت­های کودکان جانبداری و توجه خاص پدر و مادر به یکی از فرزندان دیگر است که در روایات بر رعایت عدالت و مساوات بین فرزندان و محبت کردن، هدیه دادن و توجه نمودن به خصوص توجه به حساسیت بیشتر دختران در این مورد تأکید شده است.

به یک نمونه زیبا از دقت حضرت زهرا (سلام اللّه‏ علیه) ا در این مورد توجه کنید:

پیامبر (ع) حسن و حسین (علیهماالسلام) را به مسابقه خطاطی تشویق نموده، فرمودند: هر کس خط او زیباتر است قدرت او بیشتر است. حسن و حسین (ع) هم هر کدام خط زیبایی نوشتند. اما رسول خدا (ع) ایشان را به مادرشان هدایت فرمود تا اگر در قضاوت نگرانی پیش آمد، با عاطفه مادری جبران شود. زهرا (سلام اللّه‏ علیه) ا نیز جهت رعایت اصل بی­طرفی به فکرش رسید. قضاوت نهایی را به تلاش خوشان مربوط سازد لذا گردنبند خویش را پاره کرده بر سرآن­ها ریخت و فرمود: هر کدام از شما دانه­های بیشتری بگیرد قدرت او بیشتر است.۲۱

ارج نهادن به شخصیت کودک

شخصیت هرکس به اندازه­ی اثر وجودی آن فرد است. هر قدر که تأثیر و جودی انسان در جامعه، تاریخ و نسل­ها بیشتر باشد، به همان نسبت، ارزش و افتخار بیشتری نصیب وی می­شود. بعضی از افراد، داری شخصیت مثبت هستند، یعنی از توانایی­های بالفعل و بالقوه­ی خود، در جهت مصالح جامعه و افراد نزدیک به خود، استفاده می­کنند، و برخی دیگر، دارای شخصیت منفی هستند، یعنی نیرو و استعداد آن­ها مانند سم مهلکی است که به پیکره­ی اجتماع وارد می­شود. نباید فراموش کرد که شکل اصلی و اولی این دو نوع شخصیت و منش، از همان دوران کودکی، ساخته می­شود.

از طرف دیگر، آثار وجودی هر شخصی از نقطه­ای شروع می­شود که به طور صد در صد تأثیر اطرافیان، بخصوص پدر و مادر قرار داشته است. در تعالیم دینی آمده است که آن چه کودک در طفولیت می­آموزد، تا پایان عمر او را همراهی می­کند.

روانشناسان مى‏گویند: تربیت‏کننده، باید شخصیت کودک را پرورش دهد و اعتماد به نفس را به او تلقین کند. او را بزرگ نفس و با شخصیت بار بیاورد.

مربى اگر به کودک احترام نگذاشت و او را کوچک شمرد و شخصیت او را خرد کرد، طبعاً ترسو و بی­شخصیت بار می­آید و خودش را زبون و بی­ارزش می­پندارد. هنگامی که
بزرگ شد خودش را کوچک­تر از آن مى‏داند که به کارهاى بزرگ اقدام کند. چنین فردى در اجتماع منشأ اثر واقع نخواهد شد و به آسانی زیر بار ذلت خواهند رفت اما اگر خودش را بزرگ و با شخصیت دانست، به کارهاى پست، تن نمى‏دهد و زیر بار خوارى و ذلت نمى‏رود. این شخصیت نفسانی تا حدودی، به تربیت خانوادگی و روحیات پدر و مادر بستگی دارد.

روانشناسان براى تقویت روحى کودک مطالبى را به تربیت کنندگان توصیه مى‏کنند که از جمله‏ى آن­ها موضوعات زیر است:

گذری بر مراحل سه گانه تربیت فرزند

فرزند از ابتدای تولد تا ۲۱ سالگی، یعنی هنگامی که به لحاظ تربیتی از محیط خانواده دور می شود و از نظر رشد جسمی و اخلاقی ـ تربیتی به بلوغ نسبی می رسد، مراحل به هم پیوسته رشد و تربیت را پشت سر می گذارد. بر اساس تغییرات روحی، جسمی و عقلی که در انسان رخ می دهد، سه دوره تربیتی برای او نیاز است که پرورش وی نیز باید با شناخت ویژگی های هر دوره صورت پذیرد.

از دیدگاه دین، کودک تا هفت سال اول زندگی سید و سرور است و تعبیر رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله هم از این مرحله تربیتی «سیادت کودک» است. هفت سال دوم، سن تعلیم پذیری، اطاعت و فرمان برداری است و هفت سال سوم، سن نظرخواهی و مشورت. تقسیم مراحل تربیت از نگاه روان شناسان با نظر پیامبر متفاوت است. معمولا دوره های تربیت را شامل دوره کودکی اول، یعنی از تولد تا شش سالگی، دوره دوم کودکی را از ۶ تا ۱۲ سالگی و دوره نوجوانی را از ۱۲ تا ۱۸ سالگی می دانند.

پیام متن:

توجه به مراحل سه گانه تربیت فرزند، از تولد تا ۲۱ سالگی.

دوره اول تربیت: از تولد تا هفت سالگی؛ دوران سیادت

این دوره که سن خوشی و بازی کودک است، از زمان تولد شروع می شود. فرزند در اوان کودکی هنوز دنیای خود را نمی شناسد و به طور کامل با آن در ارتباط نیست. او نمی تواند کارهای شخصی خود را انجام دهد و از این جهت به سن رفع نیازها هم تعبیر می شود. روان شناسان به دوره (تولد تا ۲ سالگی)، سن حسی ـ حرکتی می گویند. از دو سالگی جست وخیز کودک اوج می گیرد و تمایل او به بازی ها بیشتر می شود. او در این سن، از تمرکز طولانی در مسائل گریزان است و فوق العاده به دنبال تنوع طلبی و آزادی خواهی است. از دو تا سه سالگی، ارتباط کامل تری با محیط پیرامون خود پیدا می کند و کم کم قدرت تشخیص در او نمایان می شود، ولی همچنان از تصمیم گیری عاجز و به والدین متکی است.

اهمیت تربیت در سن سیادت، به این علت است که شخصیت فرد در ۵ سال اول زندگی شکل می گیرد. گزل روان شناس مشهور می گوید: «کودک در ۵ و ۶ سالگی، نسخه کوچکی از جوانی است که بعدها خواهد شد». به عقیده آلپورت روان شناسان معروف:

در حدود چهار ماهگی رشد و تقویت یادگیری کودک به حدی رسیده است که می تواند عادت سازشی و صفات اکتسابی داشته باشد. ارتباطش با محیط بیشتر می شود، تفاوت های کم و بیش تدریجی در الگوی شخصیت او پدید می آید و صفات تازه ای کسب می کند. هر چه سن کمتر باشد، اثر عوامل محیطی در ذهن پا برجاتر و استوارتر است.

ناگفته نماند، آزادی کودک در هفت سال اول زندگی به معنی رها کردن او، دادن اجازه انجام اعمال مخاطره آمیز یا خلاف ادب و بی تفاوتی نسبت به رفتارهای نادرست نسیت، بلکه یعنی نباید او را تحت فشار قرار داد یا کاری را که از توانش خارج است، به او سپرد. باید با ساماندهی اموری که می تواند انجام دهد، آزادی او را با کنترل منطقی همراه ساخت.

پیام متن:

هفت سال اول زندگی، دوران شکل گیری شخصیت کودک است.

کودک و رفع نیازهای تغذیه ای

یکی از مهم ترین نیازها در سنین کودکی، دریافت تغذیه مناسب، سالم و پاک است. تأکید دین بر تهیه غذای سالم و حلال به عنوان عامل زمینه ساز رشد و پرورش درست کودک، واجب شمرده شده است. حضرت رسول صلی الله علیه و آله می فرماید: «طلب رزق حلال بر هر مرد و زنی واجب است.» «و رزقی که از غل و غش پاک نباشد، خوشبختی نمی آورد.» ناتوانی کودک در به دست آوردن غذای سالم و مناسب که لازمه رشد و تعالی جسمی و روحی اوست، وظیفه والدین را در این امر نمایان تر می کند. درباره تأکید بر تأمین غذای پاک و حلال برای فرزند، به لحاظ پی آمدهای مثبت آن در شکل گیری شخصیت فرد، در اشعار مولوی بدین مضمون آمده است:

لقمه ای کان نور افروزد، کمال آن بود آورده از کسب حلال
علم و حکمت زاید از لقمه حلال عشق و رقت زاید از لقمه حلال
چون ز لقمه تو حسد بینی و دام جهل و غفلت زاید آن را دان حرام

افرادی که از مال حرام پرهیز نمی کنند و از راه های نامشروع تأمین معاش می کنند، نسلی نابهنجار و بی بند و بار به اجتماع تحویل می دهند که باعث وبال و ناراحتی برای خود و دیگران می شوند.

پیام متن:

نیاز به تغذیه سالم و پاک، از اساسی ترین نیازهای کودک برای رسیدن به مراحل بالاتر رشد است.

بازی و کودکی

از دو سالگی به بعد حرکت های کودک کم کم بیشتر می شود و میل به بازی همراه با کنج کاوی در او شدت می گیرد. بازی به عنوان عاملی مهم جهت رشد کودک مطرح است. در حقیقت، بازی تفکر و زندگی اوست. امام صادق علیه السلام می فرماید: «طفل تا هفت سال باید بازی کند».

بچه ها از بازی لذت می برند و آن لحظه ها، فرصت خوبی برای اظهار احساسات، کنترل عواطف و تخلیه انرژی خود پیدا می کنند. بازی بر رشد عاطفی، اجتماعی و عقلانی کودک تأثیر فراوانی دارد.

هنگامی که کودک با برخی مشکلات در بازی روبه رو می شود و برای حل شدنش تلاش می کند، قدرت او برای رویارویی با مسائل گوناگون آینده افزایش می یابد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به کسانی که بچه زیر هفت سال دارند، سفارش می کند که خود را هماهنگ با آنها کنند و کارهایی که مطابق میل آنها بازی محسوب می شود، انجام دهند.

چون سر و کار تو با کودک فتاد پس زبان کودکی باید گشاد

مولوی

شرکت دادن کودکان در بازی های دسته جمعی، سبب می شود از انزوا بیرون آیند و روحیه همکاری و دوستی میان آنها تقویت شود. بیشتر تجربه هایی که در زمینه های مختلف در این دوره از عمر کسب می شود، از طریق بازی است. همچنین، کودک به وسیله بازی به آسان ترین شکل به شناخت جهان پیرامون خود می رسد. پس، بازی در زندگی بچه ها، نه تنها تفریح نیست که باید در حقیقت جدی ترین کار آنها دانست.

بهترین لحظات زندگی امام حسن و امام حسین علیهماالسلام ، زمان بازی ایشان با جد گرامی شان، حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و پدر بزرگوارشان، حضرت علی علیه السلام در قالب ارتباطی صمیمانه شکل می گرفت. بارها حضرت پیامبر سجده نماز خود را طولانی می کرد تا حسنین علیهماالسلام که کودکانی پر جست وخیز بودند و به زحمت بر پشت پیامبر سوار می شدند، از بازی سیر شوند.

در حدیثی از حضرت موسی بن جعفر علیه السلام نقل است:

تَسْتَحِبُّ عِرامةُ الغُلام فی صِغَرهِ لِیَکوُنَ حَکیما فی کِبَرِه.

خوب است فرزند در سنین خردسالی بازیگوش باشد تا در سنین بزرگسالی بردبار و صبور باشد.

پیام متن:

تأثیر عمیق بازی کودک، در رشد و تعالی شخصیت او.

تربیت کودک در بعد مذهبی

خانواده مناسب ترین بستر برای پیدایش رفتارهای مذهبی است. از آن جا که تربیت مذهبی کودک دارای سیر منطقی و منظمی است، به رعایت تناسب بین مفاهیم آموختنی به کودک و سن او، در اسلام توجه خاصی شده است. آنچه به کودک درباره آموزه های دینی ارائه می شود و او یاد می گیرد، فقط از طریق تکرار، تقلید و آشنایی است. مفاهیم مذهبی با بالاتر رفتن سن او کمتر می شود و تعقل و تفکر جای تقلید صرف را می گیرد. توصیه شده است در سه سالگی به کودک کلمه: «لا اله الا الله» را یاد دهید، در چهار سالگی «محمد رسول اللّه صلی الله علیه و آله » و در پنج سالگی روی او را به قبله متوجه کنید تا با مقدمات نماز آشنا شود.

البته اجبار کودک به یادگیری مفاهیم و اعمال مذهبی بسیار اشتباه است؛ چرا که با خوشی و سروری او در تعارض است و گاه منجر به سرخوردگی، لج بازی و بی رغبتی نسبت به مسائل مذهبی می شود، بلکه باید نسبت به این امر، کاملا ظریفانه برخورد کرد.

در این سنین، کودک به نوع رفتارها و عملکرد والدین در موقعیت های گوناگون توجه ویژه دارد و به صورت غیرمستقیم آنها را می آموزد. بنابراین، واکنش افراد خانواده نسبت به مسائل مذهبی بر او تأثیر عمیقی می گذارد و زمینه گرایش یا طرد مذهبی در او فراهم می آید. انجام عبادت ها در حضور فرزند، او را تشنه هم رنگی با آنان می کند.

اگر والدین و بزرگ ترها در صورت علاقه مندی و همراهی کودک در این زمینه، پاداشی برای تشویق او در نظر بگیرند، کودک را برای تکرار عمل شایسته اش مشتاق تر می سازند. تشویق و تقویت رفتار مثبت کودکان، سبب شکل گیری عادت های ارزشمند در آنان می شود. زمانی باید کودک را تشویق کرد که رفتار پسندیده ای از او سر بزند که البته، می تواند به صورت کلامی، غیرکلامی، مادی و معنوی، مستقیم یا غیرمستقیم باشد. درباره روش مناسب یاددهی مفاهیمی چون خدا، قیامت و غیره این نکته مهم است که شناخت و ادراک کودک در این سنین، بیشتر حسی است و بنا به اقتضای سن و سالش، نمی تواند مسائل را به صورت عقلانی درک کند. از این رو، بهتر است او را با نشانه ها و زیبایی های محسوس خلقت آشنا کرد و این گونه او را متوجه آفریننده ساخت. چنین شناختی احساسی خوشایند نسبت به خدا در او پدید می آورد که در پایداری رابطه وی با خداوند و پیدایش رفتارهای مثبت دینی مؤثر است.

در مقابل باید از بیان شدت عذاب جهنم و مسائلی این چنین و ارائه چهره ای خشمگین و غضبناک از خداوند که در فاصله گرفتن کودک از خدا تأثیر دارد پرهیز کرد.

پیام متن:

از وظایف والدین، آشناسازی کودک با مفاهیم دینی، یاددهی انجام عبادات، به همراه تشویق بیان محبت و الطاف خدا به شیوه ای ساده و ایجاد احساس خوشایند در او نسبت به خدا و پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام است.

اصول تربیتی کودک زیر ۷ سال

مصطفی سلیمانی

عدد هفت، یکی از اصول تربیت
هر مرحله زندگی ،اقتضای رفتار متناسب همان مرحله را دارد،بی حکمت نیست که بزرگان گفته اند:
هفت سال اول:
در هفت سال اول زندگی، بچه باید آقایی کند، یعنی هر کار خواست برایش انجام بدهد (صبرکن نوبت تو هم می‌شود.) بعضی‌ها از بچه‌های کوچک انتظارات بزرگ دارند در حالی‌که اساساً در این دوران هنوز چیزهایی مثل حس نظم و فرمانبرداری در وجودش شکل نگرفته. بی‌جهت نگفته‌اند که چون سر و کار تو با کودک افتاد، پس زبان کودکی باید گشاد. تربیت جایش در هفت سال دوم است.
هفت سال دوم:
هفت سال دوم جای تو و او عوض می‌شود و حالا هر کاری تو بگویی برایت می‌کند. هفت سال دوم زمان تربیت و آموزش فرزند است که باید خیلی روی او سرمایه‌گذاری زیادی کنی. هم وقت بگذاری هم جدیت کنی. مبادا آن را ساده بگیری. در آینده هر چه بشود، حاصل بذری است که در این هفت سال کاشته‌ای.
هفت سال سوم:
هفت سال سوم هم می‌شود دستیارت. آن آموزش و تربیت هفت سال قبل فرزندت در این مدت کامل می‌شود. در واقع این مرحله، مرحله کار آموزشی در زندگی است پس باید به نقش خودت و او توجه کنید . حالا او وارد اجتماع می شود و شما می توانید از دیدن او لذت ببرید و به او افتخار کنید .

دنیای پاک کودک
ایا میدانید؟
ایا می دانید چرا کودکان زیبا هستند ؟ ایا می دانید چرا کودکان چروک در صورتشان نیست ؟
ایا میدانید چرا کودکان خندان تر هستند ؟ ایا میدانید چرا کودکان شیرین هستند ؟

ایا میدانید چرا کودکان هر کجا و هر چه باشند باز دوستداشتنی هستند؟

و صد ها ایای دیگر که همگی کودکان را خوب جلوه میدهد ؟

من برای سئوال هایم چند جواب دارم شما هم به من در پاسخ کمک کنید:

زیرا کودکان همه با یک زبان صحبت میکنند زبان بی زبانی!

زیرا کودکان هرگز دروغ نمی گویند!

زیرا کودکان اخم نمی کنند!

زیرا کودکان هنوز به چیزی و کسی جز طبیعت و مادر وابسته نیستند!

زیرا کودکان هنوز مذهبی ندارند که کسی بگوید این بهتر است یا ان بهتر است!

زیرا کودکان هنوز بچه ادمند و فقط از طبیعت انسانی خود پیرزی میکنند !

و زیرا …!

روش هـای مـهـار خـشـم کـودک

کودکان ۵-۳ ساله

وقتی فرزندتان خشمگین شد، یک ظرف حباب درست کن به او بدهید. لازمه حباب درست کردن، تمرکز بر تنفس است.

تنفس آرام و شمرده، احساسات خروشان کودک را آرام می کند. به مدت چند هفته روزی یک دقیقه با فرزندتان حباب درست کنید؛ بعد از اینکه حباب درست کردن را یاد گرفت، از او بخواهید با کمک گرفتن از قوه تخیلش، حباب های متفاوتی درست کند. لطافت حباب ها و تلاش برای ساخت آنها روحیه کودک را آرام تر می کند.

چند نکته کاربردی در تربیت فرزند

محبت خود را به بچه ها صادقانه ثابت نماییم و توجه داشته باشیم که آنها فرق لوس کردن با محبت را می فهمند.

از برخوردهای خشن بپرهیزیم، حتی اگر کودک با این روش تسلیم شود. چون موقعیت را بدتر می کند و آسیب های روانی بدی را در بچه ایجاد می نماید

در مخالفت های خود با کودک ، دقت داشته باشیم که پای « نه گفتن » خود بایستیم تا کودک تصمیمات ما را جدی بگیرد. جدیت شما ، آرامش و امنیت را برای کودک به ارمغان می اورد. البته منظور ما از قاطعیت به موقع ، خشونت و دیکتاتوری در برابر فرزند نیست. به مورد زیر توجه کنید:

کودک به مادر خود قول می دهد که ابتدا تکالیف مدرسه ی خود را انجام دهد و بعد به تماشای تلویزیون بپردازد. اما بنا به دلایلی این کار را نمی کند و با شروع برنامه کودک به مادرش می گوید: « می توانم اول تلویزیون ببینم و بعد تکالیفم را انجام دهم » مادر: « نه » کودک اصرار می کند و سر انجام مادر را راضی می کند. چنین والدینی باید بدانند که عدم قاطعیت آنها در تصمیماتشان و کوتاه آمدن در برابر اصرار و گریه های کودک ، باعث می شود که فرزند در کارهایش سست شده و این برداشت را کند که اگر هم کم کاری کند ، ضرری به او وارد نمی شود ، چون با اصرار می تواند کار غلط خود را بپوشاند.

اما در طرف مقابل ، اگر والدین روی حرف خود قاطعانه بایستند ، فرزندشان در می باید که برای رسیدن به خواسته هایش ، حتماْ باید کارهایش را به موقع انجام دهد و این ، موجب تقویت برنامه ریزی صحیح و زیاد شدن رفتارهای مثبت در کودک خواهد شد

قوانین و مقرراتی را برای خانه وضع کنیم و کودک را از چرایی آنها آگاه سازیم.مثلاْ به کودکمان یاد دهیم که حتماْ باید به بزرگترهای منزل سلام کرده و احترام آنان را حفظ کند و علت این کار را هم برایش بازگو کنیم. این کار سبب تقویت رفتارهای مثبت در فرزند خواهد شد.

مثبت برخورد کنیم و مثبت سخن بگوییم. مثلاْ اگر به محض ورود به خانه متوجه شدیم که کودک ، اسباب بازی هایش را وسط پذیرای پهن کرده است ، به جای گفتن « بیا این آشغال ها رو جمع کن » ، به او بگوییم : « بیا اسباب بازی های قشنگت رو از رو زمین بردار و بذار تو اتاقت تا خراب نشه و … »

آنچه می گوییم واقعی و درست باشد. مثلاْ اگر بچه کار خوبی انجام داد و به او قول هدیه دادیم ، باید سر موقع هدیه اش را به او تحویل دهیم. این کار باعث می شود که فرزند روی حرف والدینش حساب باز کند و برای تقویت رفتارهای خود و جلب رضایت پدر و مادرش ، تمام تلاش خود را به کار گیرد. اما اگر به او قول دهیم و در عمل به قولمان ، سستی به خرج دهیم ، کودک به حرفمان اعتماد نمی کند و کم کم نسبت به انجام کارهای مفید و خوب بی رغبت می گردد

در مقابل اگر بچه کار اشتباه و عمدی را انجام داد و او را تنبیه محرومیتی کردیم. باید حتماْ تنبیه محرومیتی خود را عملی کنیم . اگر این کار را نکنیم ، کودکمان این برداشت را می کند که انجام کارهای اشتباه تنبیهی را برایش به همراه ندارد و تنبیه های ذکر شده توسط والدین ، هرگز عملی نخواهد شد.

برای تقویت روحیه تعاون و مسئولیت پذیری کودک ، وظایفی را در منزل به او واگذار کنیم تا احساس کند وجود او در منزل مفید است. البته وظایف باید در حد توان کودک بوده و خطری برایش نداشته باشد.

با صبر و حوصله به پرسش های کودک خود پاسخ دهیم ، هر چند که پرسش های او تکراری ، پیش پا افتاده و زیاد از حد باشد. اگر به پرسش های او جواب ندهیم و یا به آنها پاسخ سر بالا دهیم و یا او را در قبال پرسش ناچیزش مسخره کنیم ، او به شدت آسیب خواهد دید.

عیب های کودک را در مواقع مختلف و در فاصله ی زمانی و در ضمن بیان نقاط مثبتش ، به او متذکر شویم تا احساس بی شخصیتی ننماید و تصور نکند ما او را دوست نداریم.

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

کودکان را به پنج دلیل دوست دارم؛
گریه می کنند، چرا که گریه کلید بهشت است.
قهر می کنند، ولی زود آشتی می کنند چرا که دلی بی کینه دارند.
چیزی را زود خراب می کنند چون دلبستگی به دنیا ندارند.
با خاک بازی می کنند چون غرور ندارند.
هر چه دارند می خورند چون غم فردا ندارند.
پس می شود و کاش سعی کنیم با این اوصاف همیشه بچه بمانیم و هیچوقت بزرگ نشویم.

بچه ها چطور لوس می شوند؟

این روزها خیلی از والدین فکر می کنند پدر و مادر خوب بودن به معنی به آب و آتش زدن برای آن است که آب در دل فرزندشان تکان نخورد و تا لب تر کرد، خواسته های او را برآورده کنند.

همه ما دوست داریم خواسته های فرزندمان را تا حد توان برآورده کنیم. اما اگر به شما بگوییم باید هر از گاهی به خواسته فرزندتان نه بگویی چه خواهید گفت؟ حقیقت این است که توجه زیاد به خواسته های کودک اولین دلیل لوس شدن بچه ها است. اما این لوسی به همین جا ختم نمی شود و روی کیفیت زندگی فرزندتان در سال های بعد، حتی بزرگسالی او هم سایه می اندازد. به این ترتیب فرزند شما در آینده تبدیل به یک جوان متوقع، همسر ناراضی و والد زورگو می شود که انتظار دارد همه دنیا در خدمت او باشند.

توجه کردن بیش از حد به خواسته های بچه ها موجب قطع رابطه آنها با دنیای واقعیت ها می شود و همین مسئله موجب زیاده خواهی کودک در دوران جوانی خواهد شد. بعد از مدتی، فرزند شما طاقت نه شنیدن را نخواهد داشت و انتظار دارد همیشه به همه خواسته هایش برسد، حتی اگر منطقی نباشند. آن وقت در رابطه با دوستان، همکلاس ها و معلم هایش دچار مشکل می شود، زودرنج و عصبی شده یا تبدیل به یک کودک زورگو و خشن می شود.

از طرف دیگر، با این کار فرزند شما یاد می گیرد که بدون تلاش، به خواسته هایش برسد و در نتیجه در بزرگسالی دوست دارد همه در خدمت او، نیازها و خواسته هایش باشند و انرژی و توان شخصی شان را برای او خرج کنند.

کودکانتان را با آب بازی خلاق کنید !!
بازی با آب یکی از بهترین، اساسی ترین و لذت بخش ترین کارهایی است که کودکان انجام می دهند. آب جذبه ای سحرآمیز برای آنها دارد . کودکی که با آب بازی می کند، در حال یادگیری علت و معلول گرما و سرما، جاری شدن و فرو رفتن در زمین است. این کودک پس از آنکه به عنوان موجودی کوچک در دنیایی بزرگ، یک روز سخت را پشت سر گذاشت، با آب بازی آرامش می یابد .

آب بازی باعث تسکین عصبانیت های کودک شده و کودک از طریق آن از ناراحتی ها، فشارها و تنش ها رهایی یافته و احساس آرامش می کند. چون کودکان آب بازی را بسیار دوست دارند از این طریق می توان مفاهیم و مطالب بسیاری را به آنها آموخت و موجبات رشد مهارت ها و توانایی های مختلف آنها را فراهم ساخت .

۱۰نکته برای بهترین برخورد با کودکان

«تنبیه بدنی چیزهای اشتباهی را به کودکان می آموزد.» با استفاده از نکات زیر می توانید بهترین نوع برخورد را آموزش ببینید.

۱ـ زمانی که یک فرد بزرگسال، کودکی را کتک می زند، بچه احساس عجز و نا امیدی می کند. این احساسات باعث می شود که کودک افسرده و پرخاشگر شود.

به کودکان خود آموزش دهید که شما می خواهید که آنها چگونه عمل کنند. چون کودکان اغلب نمی دانند چه?کاری درست و چه کاری نادرست است. برای آموزش دادن به آنها صبور باشید.

۲ـ زدن یک کودک حل مشکل را به او نمی آموزد. فقط به او می آموزد که احساس بدی نسبت به خود داشته باشد و عزت نفس او پایین بیاید. عزت نفس پایین می تواند تا آخر عمر همراه کودک باشد. مراقب آنچه که می گویید باشید. معنی کلمات می تواند به اندازه کتک زدن، به آنها آسیب برساند.

بنابر این خونسرد باشید.

۳ـ تنبیه بدنی باعث می شود که بچه ها عصبانی و رنجیده خاطر شوند و احساس دشمنی کنند و بخواهند انتقام بگیرند.

پس با گفتگو به بچه هایتان بیاموزید که آنها اشتباه کرده اند. تا زمانی که آنها کوچک هستند، اطمینان حاصل کنید که آنها قوانین خانواده را می فهمند. این قوانین ایمنی، وقت خواب، وقت غذا خوردن و… است.

۴ـ تنبیه بدنی می تواند کودکان را درباره شناخت درست و غلط به اشتباه بیندازد.

به کودکان خود یاد بدهید که روش های غیر مضر برای بیان احساسات خود به کار گیرند. سپس احساسات آنها را بپذیرید و به آنها نشان دهید که می فهمید و مراقب هستید.

۵ـ وقتی شما کودک را تنبیه می کنید، به این معنا است که کار شما درست است و حق با شما است. این رفتار سبب می شود که کودک از بزرگسالش تقلید کند و در آینده هم به دیگران صدمه بزند.

۶ـ تنبیه بدنی به احساسات بچه ها آسیب می رساند، نمرات آنها در مدرسه افت پیدا می کند. همچنین یافتن دوستان در مدرسه برای آنها کار دشواری می شود.

به آنها توجه کنید، از کارهای خوب او ستایش کنید و اجازه بدهید کودک بداند که شما او را به خاطر وجودش دوست دارید.

۷ـ تنبیه و بدرفتاری فیزیکی با کودک به آنان آموزش می دهد که من بد هستم و باید حرکات بدم را تا جایی که می توانم ادامه دهم.

هنگامی که کودکتان بی ادبی می کند، زود عکس العمل نشان ندهید. به او مهلت دهید. این مسئله کودکتان را مدت کوتاهی از شما جدا می کند. او را روی صندلی، پله یا در اتاقش قرار دهید. سپس به او اجازه دهید هنگامی که توانست خود را کنترل کند، به شما بپیوندد. این به او آموزش می دهد که شما به خاطر رفتار خوب برنده شده اید.

۸ـ تنبیه بدنی، هرگز رفتار درست را به کودک آموزش نخواهد داد.

او را نزنید. بچه ای که زیاد کتک می خورد، کنترل درونیش توسعه پیدا نمی کند. او به افراد دیگر نگاه می کند تا به او بگویند که راست و غلط چیست. همچنین آنها فکر خواهند کرد که من نباید خودسری کنم چون تنبیه خواهم شد. به جای این که بگوید من نباید بی ادبی کنم چون بی ادبی بد است.

۹ـ صدمه زدن فیزیکی در هر صورت باعث ترسیدن کودکان می شود.

خود را کنترل کنید. هیچ چیز بهتر از این نیست که والدین در مقابل بچه ای که خارج از کنترل است، آرام باشند. به کودکتان آموزش دهید که عصبانیت خود را کنترل کند و به خود اجازه ندهید که به او توهین کنید. چون با این کار، عصبانیت او را دوباره زنده می کنید. به خاطر داشته باشید شما بزرگسالید.

۱۰ـ بعضی اوقات والدینی که خیلی خسته یا آشفته هستند، همزمان باگریه بچه شان او را بالا و پایین می اندازند. کوری، صدمات مغزی یا حتی مرگ بچه، می تواند نتایج چنین عملی باشد.

در تربیت فرزندان تان، از دوستان یا مشاوران خوب کمک بخواهید. پیوستن به گروه های والدین و صحبت کردن با پدر و مادرهای با تجربه را مورد توجه قرار دهید. در مورد بچه ها و چگونگی تربیت یافتن آنها به طرق مختلف آموزش ببینید.

تربیت لذت بخش

خانواده اولین پایه گذار شخصیت و ارزش ها و معیارهای فکری کودک است و نقش مهمی در تعیین سرنوشت و سبک و خط مشی زندگی آینده او دارد. خانواده نخستین محیط زندگی فرد است و در حقیقت الگوی کوچکی از الگوی وسیع تر اجتماعی به شمار می رود که در آینده با آن مواجه خواهد شد.در آن جاست که کودک با جهان آشنا می شود و ارکان شخصیتش کم کم شکل می گیرد.

همه ما بر این امر واقفیم که بزرگ کردن و تربیت فرزندان یکی از سخت ترین و پرزحمت ترین کارهایی است که افراد کمترین آمادگی را برای انجام آن در خود حس می کنند. اما با توجه به واقعیت گفته شده همه والدین می توانند با رعایت نکاتی چند گام های موثری را برای داشتن ارتباط موثر و سازنده با فرزندان خود برداشته و تبدیل به والدینی نمونه شوند.

  • اعتماد به نفس کودک خود را افزایش دهید

میراث گران بهایی که همه ما به عنوان پدر و مادر برای فرزندانمان به جای می گذاریم احساس عزت نفس است. این خصوصیت هدیه ای نیست که بتوان آن را از طریق وراثت به کودکان انتقال داد. عزت نفس بر اساس تجارب ما و از روزهای اول زندگی شروع به شکل گیری می کند و والدین در شکل دادن عزت نفس کودک خود تأثیر بسزایی دارند. کودکان از نوزادی وقتی که خود را در چشم والدین می بینند حس بودن را تجربه کرده و این احساس در آنها شروع به ایجاد شدن می کند. کلمات شما و رفتار و اعمالتان به عنوان والدین بیش از هر چیز دیگر در پرورش اعتماد به نفس کودکان تأثیر می گذارد. تمامی استعدادها و توانایی های بالقوه کودک نابود خواهد شد مگر اینکه حس عزت نفس آنها را فعال کرده و به هر کدام جهت بدهید. این امر ثابت شده که در صورت داشتن اعتماد به نفس بالا با قدرت بیشتری می توانیم با مشکلات برخورد کنیم و به موقعیت بهتری دست یابیم. کودکانی که احساس خوبی در مورد خودشان دارند با تعارضات و خرده ناملایمات بهتر کنار می آیند و فشارهای منفی را بیشتر تحمل می کنند. کودکانی که اعتماد به نفس بالایی دارند با بهره گیری از استعداد و خلاقیت خود به ابراز وجود می پردازند و به راحتی تحت تاثیر محیط قرار نمی گیرند. آنها بیشتر می خندند، بیشتر شادند و بیشتر از زندگی خود لذت می برند.

برای پرورش اعتماد به نفس کودکان به شیوه های زیر می توان اقدام کرد:

الف ـ تشویق کردن کودکان

همه ما از قدرت تشویق و اهمیت آن باخبریم. یکی از روش های بسیار موثر در تربیت کودک و ارضاء نیازهای روانی او تشویق کارهای خوب کودک است. تشویق درست، به جا و به موقع باعث رشد اعتماد به نفس در انسان می شود. بچه ها باید به شیوه درست تشویق شوند تا احساس خوبی نسبت به خودشان داشته باشند و حس لیاقت در آن ها رشد کند. اگر کودک در کارهای خوب مورد تحسین قرار گیرد به آن کارها متمایل می شود و بالعکس. تشویق آن ها هر چند کوچک احساس غرور را در آن ها ایجاد می کند. با تشویق مناسب کودک، به توانایی هایش دلگرم و نسبت به قابلیت هایش آگاه می شود.

چیزی که هر کودکی باید آن را باور کند این است که« من می توانم این کار را انجام دهم» تمام تلاشی که والدین می توانند در این زمینه انجام دهند این است که به کودک فرصت دهند و از او حمایت کنند تا بتواند مهارت های تازه را به خوبی یاد بگیرد

  • رعایت اصول زیر برای مفید واقع شدن تشویق توصیه می شود

۱ـ کار یا رفتار کودک مورد تشویق قرار گیرد نه خود او.

۲ـ علت تشویق باید برای کودک مشخص شود.

۳ـ تشویق صورت رشوه به خود نگیرد.

۴ـ تشویق نباید از حد تجاوز کند، زیرا کودک را به غرور و خودبینی مبتلا می سازد. به طور کلی از تعریف و تحسین های بی پایه و اغراق آمیز پرهیز کنیم.

۵ـ اگر کودک شما در یک زمینه خاص توانایی و استعداد دارد حتماً آن را شناسایی کنید و با تشویق آن باعث ایجاد پشتکار و میل به تمرین بیشتر در او شوید.

ب ـ کمک به رشد حس استقلال در کودکان

اجازه دادن به کودک برای انجام کارها به صورت مستقل در او احساس توانمندی و قدرت ایجاد می کند. استقلال و اعتماد به نفس ارتباطی نزدیک با هم دارند.

خود ما وقتی وظایفی را که زندگی بر عهده ما قرار داده انجام می دهیم خودمان را با نگاه مثبت تری ارزیابی می کنیم. وقتی مهارت جدیدی می آموزیم اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنیم. چیزی که هر کودکی باید آن را باور کند این است که «من می توانم این کار را انجام دهم» تمامی تلاشی که والدین می توانند در این زمینه انجام دهند این است که به کودک فرصت دهند و از او حمایت کنند تا بتواند مهارت های تازه را به خوبی یاد بگیرد. در مقابل استفاده از کلمات تحقیر آمیز و مقایسه او با دیگران احساس بی ارزشی را در کودک به همراه می آورد. هیچ گاه سعی نکنید با حرف هایتان کودک را تحقیر سازید. جملاتی مثل ـ چه کار احمقانه ای ـ یا ـ تو چه کارهای بچه گانه ای انجام می دهی ـ باعث صدمه به کودک می شود. به کودک خود اجازه دهید که بداند هر کسی اشتباه می کند و شما همواره او را دوست دارید. حتی وقتی رفتارش مورد پسند شما نباشد. ما در مورد رفتارهای فرزندانمان می توانیم اظهار نظر کنیم ولی درباره شخصیت او نباید قضاوت کنیم. مثلاً وقتی از فرزندمان کار اشتباهی سرزد می توانیم نارضایتی خود را از انجام آن کار اعلام کنیم ولی نباید بگوییم چون آن کار را انجام داده آدم بدی است.

  • برای کودک خود وقت بگذارید

احترام گذاشتن به کودکان را به شکل های مختلف می توان نشان داد. از جمله وقت گذاشتن برای آنها است. با وقت گذاشتن برای بچه ها در واقع پیام غیر مستقیم به او می دهیم که برای تو ارزش زیادی قایلیم و دوست داریم وقتمان را با تو بگذرانیم. بچه ها در هر سنی که باشند چه نوزاد باشند چه در سنین بالاتر به سر ببرند نیاز به گذراندن زمانی خاص با والدین خود دارند.

احترام به فرزندان را در مراحل مختلف رشد می توان با خوب گوش کردن و توجه به حرف های آنها نشان داد. با گوش کردن به حرف های کودک در واقع نشان می دهیم که برایش ارزش قایلیم و دوست داریم شنونده حرف های او باشیم.

منظور از زمان خاص آن است که در آن ساعت ها پدر و مادر به انجام دادن هیچ کاری مشغول نباشند و کودک این احساس اختصاصی بودن زمان را برای خود درک کند. خیلی از والدین، بودن با بچه هایشان را فوق العاده می دانند. هر هفته یک شب خاص برای با هم بودن را برنامه ریزی کنید و به فرزندتان اجازه دهید که خودش تصمیم بگیرد که چگونه زمان را بگذراند. بچه هایی که توجهی را که از سوی والدین نیاز دارند دریافت نمی کنند اغلب کارها و رفتارهای اشتباه انجام می دهند. چون مطمئن هستند از این طریق می توانند توجه والدین را جلب کنند.

اما در این بین از بهترین انواع وقت گذاشتن با کودکان عبارت است از..

  • بازی کردن با آن ها:

▪ بازی کردن واقعاً هنر است. چون باید همبازی خوبی باشید.

▪ نشان ندهید از او بیشتر می دانید.

▪ در سطح فکری کودک با او همبازی شوید.

▪ مدام او را راهنمایی نکنید.

▪ تا وقتی پیش بینی می کنید که اوضاع خطرناک نشده برای کنترل کودک اقدامی نکنید. بسیاری از والدین آن قدر وقت صرف کنترل کردن کودکشان می گذارند که از وقت گذاشتن با کودک آن گونه که هر دو از کیفیتش راضی باشند غافل می مانند.

▪ گاهی گیج بازی در بیاورید و اعتراف کنید که اشتباه کرده اید.

  • از دیگر راههای وقت گذاشتن با کودک گفت و شنود است:

▪ احترام به فرزندان را در مراحل مختلف رشد می توان با خوب گوش کردن و توجه به حرف های آن ها نشان داد. با گوش کردن به حرف های کودک در واقع نشان می دهیم که برایش ارزش قایلیم و دوست داریم شنونده حرف های او باشیم. از طرفی خوب گوش کردن والدین باعث می شود که کودک احساس خود را با والدین مطرح کند و بر آن سرپوش نگذارد.

▪ اگر برای صحبت با کودک وقت گذاشته نشود او احساس خــواهد کــرد که به انـدازه کافی خوب نیست و برای والدین بی اهمیت است.

▪ برای صحبت کردن پهلو به پهلو و در کنار هم بنشینید.

▪ نظرشان را در مورد چیزهایی که به آن ها مربوط است بپرسیم.

▪ ازتجربه های دوران کودکی خودمان و نیز وقایع زندگی خود کودک برایش حرف بزنیم. بچه ها عاشق این هستند که درباره خودشان بیشتر بدانند.

چنانچه کودک از خانواده محبت ببیند و به محبت بزرگترها اطمینان داشته باشد همواره به عواملی که موجبات آسایش و استراحت وی را فراهم می کند اعتماد کامل خواهد داشت.

کارتون دیدن با کودکان را با هم امتحان کنید. شما هم با دیدن آن ها ذوق کنید اما نه بیشتر از خود کودک:

نشان دهید که عشق شما به فرزندتان غیر شرطی است. کودکان باید بی قید و شرط مورد محبت قرار بگیرند. محبت بی قید و شــرط یعــنی محبتی که هیچ شرطی برای ابراز آن تعیین نشده و بی دریغ نثار کودک می شود. در خانواده هایی که صمیمیت و محبت و مهربانی وجود دارد کودک می تواند با اطمینان به شخصیت خود با مشکلات روبرو شود و از سوی دیگر بدون داشتن اضطراب و تشویش رفتارهای نامناسب خود را مورد تردید قرار داده و سعی کند آن ها را به نحو مطلوبی تغییر دهد.

چنانچه کودک از خانواده محبت ببیند و به محبت بزرگترها اطمینان داشته باشد همواره به عواملی که موجبات آسایش و استراحت وی را فراهم می کند اعتماد کامل خواهد داشت و گرنه این اعتماد از او گرفته می شود و به طبع همه چیز برای او ناراحت کننده و خطرناک خواهد بود. و او را از اضطراب سرشار می سازد.

۷سال اول : دوره تکوین است
پرورش مذهبی در حقیقت از همان روز تولد با گفتن اقامه و اذان در دو گوش کودک آغاز می شود و بتدریج این آموزش ها تا ۳سالگی تکامل می یابد. مرحله رشد دیگری از ۵سالگی آغاز می شود که در این مرحله باید متوجه تفاوت کودکان در امر رشد و نمو باشیم.
تحقیقات روان شناسی ، تفاوت های کودکان را از نظر میزان و ظرفیت یادگیری و نیز رشد و نمو عقلی آنها، مدنظر قرار داده است.اصول تربیتی اسلام از همان ابتدا توجه و نظر خود را به وجود تفاوت های رشدی در ۵سالگی با مطرح کردن سوال زیر جلب کرده است.الیهما یمینک من شمالک؟ راستت از چپت کدام است؟ اگر کودک بتواند به این سوال پاسخ بدهد ، مرحله رشد قبلی خود را پشت سر گذاشته است.امام صادق (ع) سفارش کرده اند که در ۵سالگی ، به کودک ، سجده آموزش داده شود. همچنین امام می فرمایند: «کودک خود را تا ۶سالگی فرصت دهید، سپس او را در فراگیری کتاب به مدت شش سال تربیت کنید. (وسائل باب ۸۲ حدیث ۲) شارع اسلام در زمینه های دیگر تشریعی نیز به تفاوت بین کودکان توجه دارد مانند حدیثی که درباره اقامه نماز میت برای کودک متوفای ۵ساله وارد شده است.از حضرت صادق (ع) سوال شد؟ «آیا اگر کودک ۵ساله ای بمیرد، باید نماز میت بر او خواند؟ حضرت فرمود: اگر نماز را فهمید و درک می کرد، بر او نماز خوانده شود». (وسائل باب ۱۳حدیث ۴)

نیازهای کودک

کودک نیازمند نوازش و مهربانی است

یک گل یا گیاه را در نظر بگیرید که چطور به نور خورشید نیازمند است، کودک نیز برای رشد کردن نیازمند محبت و لبخند مادر خویش است. ابتدایی ترین نشانه این عشق ورزی و محبت میان مادر و فرزند، با شیردادن به کودک آغاز می شود. این عمل به قدری مهم است و در انتقال احساس محبت به کودک موثر است که حتی در زمان اتمام دوران شیردهی، توصیه می شود تا این کار به کندی صورت گیرد تا کودک با یک تغییر ناگهانی، دچار اختلالات عصبی و عاطفی نشود. پدر و مادر باید بتوانند با مهربانی و محبت، خود را دائما با تمایلات کودکشان همراه سازند تا به این صورت، کودک شخصیتی مستقل یافته و نسبت به خود،اتکا و اطمینان داشته باشد. نکته جالب دیگر این است که به لحاظ روان شناسی ثابت شده که کودک بیمار، وقتی در معرض محبت والدین خویش قرار گیرد، روند بهبودی او سرعت بیشتری پیدا می کند.

هرگز فراموش نکنیم که همیشه در پاسخ به کودکان، بیانگر حقیقت باشیم. هیچگاه به کودکان دروغ نگوئیم. همیشه با علاقه به گفته های کودکان گوش دهیم تا بتوانیم اعتماد انها را جلب کنیم

کودک نیازمند آرامش است

هیچ کودکی از اعمال خشونت آمیز خوشش نمی آید. در عوض عبارات محبت امیز نقش مهمی در آرامش کودک دارند. پس باید توجه داشت که از ایجاد اصواتی که برای کودک وحشت برانگیز است، پرهیز شود. اگر والدین باور داشته باشند که بالاتر بودن صدایشان برای کودک، بر عدم حرف شنوی کودک از آنها موثر است، هرگز چنین نمی کنند.

مشاجرت بزرگترها موجب ایجاد وقفه در رشد کودک است

به گفته مشاوران و روانشناسان کودک، نظارت کودکان بر دعوا و مشاجرات والدین، حتی در هنگام خواب هم، ممکن است موجب بروز اختلالات رفتاری و روحی در کودکان شود.

کودک نیازمند آزادی است

کودکان دوست دارند تا به کشف دنیای جدید و تازه ای بپردازند. به نظر می رسد بهتر است والدین در مواردی که موقعیتی خطرناک برای کودک وجود ندارد، به کودک اجازه دهند تا آزادانه و بدون وجود یک ناظر بیرونی، دست به تجربه بزند. اگر اجازه دهیم تا آزادانه به کشف موارد مختلف بپردازد، این پیروزی موجب شادی و نشاط او خواهد شد.

کودک به قدرت و دقت نیاز دارد

حس قدرتمندی برای کودک ایجاد امنیت می کند. اصولا کودکان از کسی اطاعت می کنند که به انها ابراز محبت کرده و آنها را تحسین می کند. پس برای ایجاد روحیه حرف شنوی در کودکمان،بهتر است ابتدا به اصلاح خود بپردازیم. فراموش نکنیم که کودکی که هر انچه به او بگویند، اطاعت کند، حالت طبیعی ندارد. کودک باید با اراده باشد. باور داشته باشیم که کودکان نیز معنای درستی را می فهمند و آنرا دوست دارند و از نادرستی بیزار هستند.

کودک نیازمند صداقت و راستی است

هرگز فراموش نکنیم که همیشه در پاسخ به کودکان، بیانگر حقیقت باشیم. هیچگاه به کودکان دروغ نگوئیم. همیشه با علاقه به گفته های کودکان گوش دهیم تا بتوانیم اعتماد انها را جلب کنیم. پس مراقب باشیم که خودمان اعمال منفی را به کودک یاد ندهیم.

کودک نیاز به مراقبت و نگهداری دارد

کودک باید احساس کند که در مقابل تمامی چیزهای ناشناخته ای که در اطرافش وجود دارد، محافظت می شود. اگر صدای ترسناکی را می شنویم بهتر است بخندیم و به آرامی به سمت کودک برویم و بعد همان صدا را تقلید کنیم و با کودکمان بخندیم. از ترساندن کودک پرهیز کنیم. بدانید که تنبیه کردن اشتباه است و به جای ان به فکر قانع کردنش باشیم.

کودک نیازمند داشتن خانواده ای گرم و صمیمی است

کودک معنای صمیمیت،عشق،محبت و گرمی را می داند. کودک پدرش را نمادی از قدرتمندی فرض می کند و او را به عنوان نان آور خانواده باور می کند. پدری که به کودک خود توجه داشته و به امورات او رسیدگی کند، اطمینان فرزند خود را جلب کرده و موفق به برقراری رابطه ای عاطفی با او می شود.

آنچه مهم است اینکه پدر و مادر تا جائیکه ممکن است باید در حضور کودکان با یکدیگر با مهربانی و احترام رفتار کنند تا به این ترتیب کودک نیز بیاموزد که چطور رفتار کند.

فراموش نکنید که اعتماد شاه کلیدی است که قادر است کانون خانواده را همیشه دلپذیر و زیبا نگه دارد و احساس خوشبختی را درون کودک ایجاد کند. مهمتر این است که بدانیم این شاه کلید از طریق محبت و مهربانی به دست می آید.

فرصت حرف زدن را به کودک‌تان بدهید

مادران و پدران، دغدغه‏ های زیادی دارند که از جمله آنها ایجاد یک رابطه خوب است؛ به خصوص در دوران نوجوانی که این مسئله از اهمیت ویژه‌ای برخوردار می‏شود، ما برای شما چند توصیه داریم که می‏تواند به کمک شما بیاید برای برقراری یک رابطه خوب با نوجوان.

اجازه حرف زدن به کودک‌تان را بدهید:

زمانی که در منزل هستید، باید جو را طوری درست کنید که هر یک از اعضای خانواده بتوانند به طور آزادانه راجع به موضوعات مورد نظر خود بحث کنند. انعطاف‌پذیری شما این اجازه را به فرزندتان می‌دهد تا بتواند خودش را نشان دهد. در صورتی که بتوانید ارتباطی مناسب با او برقرار کنید، می‌توانید در مورد مسائل خاصی چون مصرف مواد مخدر و ارتباط جنسی که از رفتارهای مهم و پرخطر دوران نوجوانی است، راحت‌تر و با موفقیت بهتری وارد بحث و مذاکره شوید. تحقیقات نشان داده، در نوجوانانی که به طور بارزتر و آشکارتر با والدین خود مشارکت و گفتگو می‌کنند، احتمال مصرف مواد مخدر کمتر است. برای بهبود ارتباط با نوجوان باید برای او زمان گذاشت. یافتن زمان برای ارتباط با فرزند در دنیای پرمشغله امروز، ممکن است مشکل اساسی والدین باشد ولی اختصاص دادن فقط چند دقیقه در روز برای گوش دادن فعال به نوجوان‌تان، می‌تواند نقطه خوبی برای شروع باشد. زمانی را به این موضوع اختصاص دهید که هر دو فارغ و آزاد هستید. به خاطر داشته باشید نوجوان نباید برای ورود به گفتگو و مشارکت با شما، احساس اجبار و فشار کند. سعی کنید برای هر فرزند خود، وقت اختصاصی و ویژه‌ای بگذارید. به ‌خصوص زمانی که قرار است راجع به موضوعات مشکل‌دار و استرس‌آور صحبت کنید.

از هر فرصتی بهره ببرید

حتما که نباید مشکلات بزرگ به وجود بیاید تا فرصت صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن با نوجوان فراهم شود. از هر فرصتی برای صحبت کردن با او استفاده کنید. ارتباط خوب، شامل هر دو حالت گوش کردن و صحبت کردن است. کسی که خوب گوش می‌دهد، به صحبت‌های طرف مقابل علاقه نشان می‌دهد. این علاقه را با توجه و پرسیدن سئوال‌های مناسب و غیر قضاوت‌کننده نشان دهید.

او را درک کنید

از وظایفی که بر عهده شما پدر و مادر است، اینکه با احساسات او همدردی کنید. وظیفه شما گوش دادن و درک و فهم نوجوان است، نه قضاوت کردن. خودتان را به جای او بگذارید. بپذیرید که مسائلی وجود دارد که خاص این مرحله رشدی است. سعی کنید نظر او را بفهمید و به آن احترام بگذارید، حتی اگر با آن موافق نیستید. قبل از آنکه لب به سخن بگشایید، فکر کنید. ممکن است لازم باشد قبل از پاسخ دادن تا ۱۰ بشمارید. این موضوع به شما فرصتی می‌دهد که خود را آرام کرده و از جنگ و جدل اجتناب کنید. حتی زمانی که بحث راجع به موضوعات حساس و هیجانی است، بگذارید تا نوجوان شما بفهمد‌ او را دوست دارید و مراقب او هستید. مکالمه را با صحبت کردن راجع به اینکه چگونه می‌خواهید مشکل را حل کنید، مثبت کنید. مدام به اشتباهات گذشته او گریز نزنید. مثبت ماندن، مکالمه را خلاق و سازنده می‌کند.

جلوگیری از انحرافات جنسی فرزند

بسیاری از انحرافات جنسی فرزندمان ، از رفتارهای ما سرچشمه می گیرد . شاید والدین خواهان انحراف فرزند خود نباشند ولی اگر مراقبت های لازم را در سنین کودکی نکنند ،در سنین نوجوانی وگاهی قبل از آن موجب انحرافات جنسی فرزند شان می شود . برای آن که فرزند مان ار این انحرافات محفوظ بمانند والدین باید به نکات زیر توجه کنند.

خودداری از دست زدن به عورت کودک

گاهی اوقات مادر یا افراد دیگری با آلت جنسی کودک بازی می کنند ، کودک در حالی که آرام می گیرد ، عادت به آن می کند ؛ اگر کسی با او این کار نکند ، خودش مبادرت به استمناء می نماید.

قَالَ عَلِیٌّ ص مُبَاشَرَةُ الْمَرْأَةِ ابْنَتَهَا إِذَا بَلَغَتْ سِتَّ سِنِینَ شُعْبَةٌ مِنَ الزِّنَا علی (ع) فرمودند : وقتی زن آلت فرزند پسرش را دستمالی کند در حالیکه او شش ساله شده است نوعی زنا انجام شده. (من‏لایحضره‏الفقیه ج۳ ،ص۴۳۶)

جداسازی رختخواب کودکان

از آن جایی که با هم خوابیدن ، ممکن است باعث تماس بدنی آنها با یکدیگر وشاید تحریک حس کنجکاوی آنها شود ، لذا طبق اصل لزوم علاج واقعه ، قبل از وقوع ، پیش از آگاه شدن کودکان به لذت های جنسی ، باید رخت خواب آنها جدا گردد .

قَالَ علی (ع): أَنَّهُ یُفَرَّقُ بَیْنَ الصِّبْیَانِ فِی الْمَضَاجِعِ لِسِتِّ سِنِینَ « رخت خواب بچه های شش ساله را از هم جداکنید» (وسایل الشیعه ۲۱، ص ۴۶۱)

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ یُفَرَّقُ بَیْنَ الْغِلْمَانِ وَ بَیْنَ النِّسَاءِ فِی الْمَضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا عَشْرَ سِنِینَ « رختخواب پسران نوجوان ده ساله ، از بستر زنان جدا باشد» ( وسایل الشیعه ،ج۲۱ ،ص۴۶۱)

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص الصَّبِیُّ وَ الصَّبِیُّ وَ الصَّبِیَّةُ وَ الصَّبِیَّةُ وَ الصَّبِیُّ وَ الصَّبِیَّةُ یُفَرَّقُ بَیْنَهُمْ فِی الْمَضَاجِعِ لِعَشْرِ سِنِینَ « پیامبر (ص) فرمودند رختخواب کودکان ده ساله ، چه پسر با پسر ، یا دختر با پسر ، یا دختر بادختر باشد ، باید از هم جدا باشد» (بحار الانوار،ج ۱۰۱ ،ص ۹۶)

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ ع قَالَ یُفَرَّقُ بَیْنَ الصِّبْیَانِ وَ النِّسَاءِ فِی الْمَضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا عَشْرَ سِنِینَ «وقتی کودکان ده ساله شدند ، رختخواب آنها و زنان را جدانمایید» (وسایل لشیعه ،ج۲۱، ص۴۶۱)

قَالَ النَّبِیُّ ص فَرِّقُوا بَیْنَ أَوْلَادِکُمْ فِی الْمَضَاجِعِ إِذَا بَلَغُوا سَبْعَ سِنِینَ« وقتی فرزندانتان هفت ساله شدند ، رختخواب آنها را جداکنید» ( بحار الانوار، ،ج۱۰۱ ،ص۹۷)

والدین ، در پیشگیری از بازی های جنسی کودکان وظیفه دارند و باید مراقب باشند تا شرایط محیطی برای این نوع بازی ها برای کودکان فراهم نشود واگر احیاناً این صحنه ها را مشاهده کردند ، باید به صورت معقول ، از ن بازی ها جلوگیری کنند

خودداری از بوسیدن و در آغوش گرفتن کودکان نامحرم ، پس از سن معین

علی رغم این که در اسلام به محبت کردن ، نوازش کردن وبوسیدن بچه ها سفارش شده ، اما این رفتار ، پس از سن معین ، از سوی افراد نامحرم منع می شود . با این که در هیچ روایتی ندیده ایم که دختر بچه ها پیش از سن بلوغ ، به حجاب وپوشش مخصوص وادار شده باشند ، یا روایتی که حضور دختر بچه ها را در برابر مردان یا پسران ، منع کرده باشد ، اما روابطی مثل : بوسیدن ودر آغوش گرفتن آنها از سوی نامحرمان ، منع شده است (تربیت جنسی،ص۱۲۰)

أَحْمَدَ الْکَاهِلِیِّ وَ أَظُنُّنِی قَدْ حَضَرْتُهُ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ جُوَیْرِیَةٍ لَیْسَ بَیْنِی وَ بَیْنَهَا مَحْرَمٌ تَغْشَانِی فَأَحْمِلُهَا فَأُقَبِّلُهَا فَقَالَ إِذَا أَتَى عَلَیْهَا سِتُّ سِنِینَ فَلَا تَضَعْهَا عَلَى حَجْرِکَ « احمد کاهلی از امام صادق(ع) پرسید:دختر بچه نامحرمی ، خود را در آغوش من می اندازد ومن اورا بلند می کنم ومی بوسم ، حکمش چیست ؟ امام(ع) پاسخ دادند: اگر دختر شش ساله شد ، اورا روی پای خود ننشان» (کافی ،ج۵ ،ص۵۳۳)

کَانَ أَبُو الْحَسَنِ الْمَاضِی ع عِنْدَ مُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ وَالِی مَکَّةَ وَ هُوَ زَوْجُ فَاطِمَةَ بِنْتِ‏ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع وَ کَانَتْ لِمُحَمَّدِ بْنِ إِبْرَاهِیمَ بِنْتٌ یُلْبِسُهَا الثِّیَابَ وَ تَجِی‏ءُ إِلَى الرَّجُلِ فَیَأْخُذُهَا وَ یَضُمُّهَا إِلَیْهِ فَلَمَّا تَنَاهَتْ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ ع أَمْسَکَهَا بِیَدَیْهِ مَمْدُودَتَیْنِ وَ قَالَ إِذَا أَتَتْ عَلَى الْجَارِیَةِ سِتُّ سِنِینَ لَمْ یَجُزْ أَنْ یُقَبِّلَهَا رَجُلٌ لَیْسَتْ هِیَ بِمَحْرَمٍ لَهُ وَ لَا یَضُمَّهَا إِلَیْهِ « علی (ع) پیش محمد ابن ابراهیم بود ، اوشوهر فاطمه دختر امام حسین (ع) می باشد ،وومحمد بن ابراهیم دختری داشت که لباس پوشیده بود وپیش مردان می آمد وآنها ، اورا در آغوش می گرفتند ، وقتی پیش امام(ع) آمد ، حضرت با دستش اورا از خود دور نمود ؛ وفرمود زمانی که دختر شش ساله شد ، مردی که نامحرم است اورا نبوسد ویا اورا فشار ندهد» (وسایل الشیعه ،ج۲۰ ،ص۲۳۱)

أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ إِذَا بَلَغَتِ الْجَارِیَةُ الْحُرَّةُ سِتَّ سِنِینَ فَلَا یَنْبَغِی لَکَ أَنْ تُقَبِّلَهَا«وقتی دختر بچه شش ساله شد ، برای شما جایز نیست که اورا ببوسید» (کافی ،ج۵ ،ص۵۳۳))

قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِذَا بَلَغَتِ الْجَارِیَةُ سِتَّ سِنِینَ فَلَا یُقَبِّلُهَا الْغُلَامُ وَ الْغُلَامُ لَا یُقَبِّلُ الْمَرْأَةَ إِذَا جَازَ سَبْعَ سِنِین‏ «وقتی دختر بچه ای به شش سالگی رسید ، جایز نیست که پسر بچه ، اورا ببوسید وهنگامی که پسر از هفت سالگی گذشت ، جایز نیست که زن (نامحرم ) اورا ببوسد» ( من‏لایحضره‏الفقیه ،ج۳ ،ص۴۳۷)

گاهی اوقات ، کودکان ، برای کشف بدن خود با آلت خود بازی می کند ،این امر برای آنها لذت بخش است ، لذا کودک به این عمل تکرار می کند.والدین نباید چنین برداشت کنند که بازی با آلت تناسلی اش ،امری طبیعی است ودر این زمینه اقدامی نکنند ؛ بلکه باید احساس وظیفه کنند و با توجه به آثار نامطلوب آن ،در صدد پیشگیری از تکرار آن بر آیند

مراقبت از بازی های کودکان

کودکان ، به دلیل کنجکاوی برای شناخت دنیای اطراف خود ، به جستجوی در هر چیزی می پردازند . از جمله می خواهند بدن را کشف کنند . در این جستجوهاست که با اندام تناسلی خود آشنا می شوند وسپس کنجکاوانه ، می خواهند بدانند که آیا دیگر کودکان نیز همین گونه یا خیر ؟ لذا به بازی هایی نظیر : دکتر بازی ومامان بازی روی می آورند که در این بازی ها سعی می کنند از چگونگی اندام های یکدیگر آگاه شوند. این مسئله،در کودکانی که شاهدروابط جنسی والدین بوده اند ویا اندام تناسلی آنها را دیده اند ، بیشتر حساس تر می شود؛ زیرا در این موارد ، کودک دوست دارد به تقلید از بزرگ سالان بپردازد ورفتار های آنان را انجام دهد . در این صورت ، گاه ممکن است طرفین بازی ، با رضایت ، به بازی با آلات تناسلی یکدیگر بپردازند واز این طریق ، احساس لذت کنند وکم کم ، زمینه برای انحراف جنسی آنان فراهم می شود .

والدین ، در پیشگیری از بازی های جنسی کودکان وظیفه دارند و باید مراقب باشند تا شرایط محیطی برای این نوع بازی ها برای کودکان فراهم نشود واگر احیاناً این صحنه ها را مشاهده کردند ، باید به صورت معقول ، از آن بازی ها جلوگیری کنند . آنها نباید از کودکان بپرسند : چه میکنند ؟ زیرا هر گاه کودکان ، عین حقیقت را بگویند ، برای والدین ، بسیار ناراحت کننده خواهد بود . همچنین نباید آنها را سر زنش وشرمسار کرد ونیز نباید حرکت آنها را به صورت دیگری حمل کرد ویا بهانه ساده ای یافت از قبیل این که : آیا فکر نمی کنید با این هوای سرد ، نباید لُخت شد؛ بلکه باید به کودکان دستور دادکه لباس خود را مرتب کنند وبه بازی دیگری بپردازند . باید گفت : تو و دوستت داشتید لباس های یکدیگر را در می آوردید . شما لُخت بودید . این حرکت را نباید انجام دهید ! دیدم که به او دست می زنی ! این کار مجاز نیست ! هرگاه سؤالی داشتید ، از من بپرسید وبا من مطرح کنید ، تا موضوع را برایتان شرح دهم(تربیت جنسی ،صص۱۲۵ـ۱۲۴)

گاهی اوقات ، کودکان ، برای کشف بدن خود با آلت خود بازی می کند ،این امر برای آنها لذت بخش است ، لذا کودک به این عمل تکرار می کند.والدین نباید چنین برداشت کنند که بازی با آلت تناسلی اش ،امری طبیعی است ودر این زمینه اقدامی نکنند ؛ بلکه باید احساس وظیفه کنند و با توجه به آثار نامطلوب آن ،در صدد پیشگیری از تکرار آن بر آیند .

بازی با آلت تناسلی موجب لذت وآرامش کودک می شود ، از این رو کمبود محبت در کودک ، یکی از عواملی است که تکرار آن مؤثر می باشد ؛ لذا والدین برای پیشگیری از این عادت زشت وآسیب زا ، می بایست به کودک محبت به اندازه کافی داشته باشند ؛ واز هر گونه اعمال خشونت برای ترک آن خودداری نمایند

ازاین رو ، والدین ، به جای فشار آوردن بیش از حد به کودک برای ترک این عادت (استمناء) ، بهتر است نوزاد را در آغاز پیدایش ، از مهر ومحبت خود بهره مند سازند وقلب اورا از سرچشمه دوستی حقیقی ، چنان سرمست کنند که به خود ارضایی ، به عنوان یک وسیله التذاذ وخشنودی اش روی نیاورد (روابط بین والدین و کودکان ،ص۱۹۵).

چنانچه والدین، چند یا یکی، از موارد فوق را رعایت نکنند ، کودک به « بلوغ پیش رس » مبتلا خواهد شد ؛ که عواقب بدی در قیل وبعد از بلوغ برای اوخواهد داشت . از این رو برای پیشگیری از بلوغ پیش رس ، یا رشد تمایلات جنسی زود هنگام در کودکان ، والدین می بایست نکات زیر را مراعات کنند:

* خودداری والدین ومحارم جنس مخالف ، از ظاهر شدن در برابر کودک به صورت عریان ، با لباس نیمه عریان ویا زننده ومهیج .

* خوداری از دستمالی کردن آلت تناسلی کودک ویا حتی تنبیه کردن ، به صورت زدن بر پشت وران های کودک .

* جدا کردن اتاق کودک از اتاق خواب والدین ، از سنّی که کودک ، قادر به تشخیص رفتار های جنسی است .

* جلوگیری از خوابیدن کودکان با کودکان یا بزرگ سالان دیگر .

* خودداری والدین از انجام دادن عمل زناشویی ویا دیگر رفتار های آمیزشی در برابر کودکان (حتی نوزادن ).

*خودداری از قرار دادن کودکان در معرض صحنه ها، عکس ها ویا فیلم های مستهجن وخودداری از شرکت دادن آنها در مجالس مختلط و پارتی ها وایجاد محدویت در استفاده از برنامه های سکسی در اینترنت وماهواره .

* پاسخ دادن به سؤالات جنسی کودکان ، به طور واقع بینانه وبه دور از تهییج جنسی آنها.

* مراقبت از کودکانی که در رختخواب برای مدت طولانی بیدارند. به این منظور ، لازم است که والدین ، در کنار کودک باشند یا رفت و آمد کنند تا هنگامی که مطمئن شوند که کودک ، به خواب رفته است . وبهتر است که اتاق کودک ، در مجاورت اتاق والدین باشد تا در موقیعت ها وزمان های گوناگون بتواند به راحتی ، از حال او آگاهی یابند.

* مراقب از دوستی ها وبازی های کودکان وجلوگیری از بازی های جنسی آنها وهمچنین ممانعت از خلوت کردن کودکان ، به مدت طولانی دور از چشم والدین. (تربیت جنسی ،صص۱۲۸ـ ۱۲۷)

واکنش کودکان در برابر حوادث

اغلب کودکانی که در قبول احساسات خود مشکل دارند، به طور تکراری و مداوم حادثه را برای خود ترسیم می کنند.بدین ترتیب دیده شده که یک کودک دو یا سه ساله می تواند حوادث غم انگیز را به یاد بیاورد.

میزان رشد شناختی کودک،تعبیر آنان را از حوادث پر استرس تحت تأثیر قرار می دهد. مطالعات دیگر نشان می دهد که توانایی ذهنی کودک، جنس کودک، سن و عوامل فامیلی دربهبود کودکان پس از حوادث و بلایا تأثیر دارد.دختران واکنش های روحی بیشتری نسبت به پسران نشان می دهند،همچنین کودکان سفیدپوست،نسبت به کودکان سیاه پوست، سریعتر بهبود می یابند.همان گونه که انتظار می رود، رابطه مستقیمی بین میزان در معرض قرار گرفتن کودکان با حوادث و بلایا،و بهبود آنان- یعنی تطابق روحی و بازگشت به دوران قبل از حادثه- وجود دارد.

برخی دیگر از محققان سعی بر آن داشته اند تا توضیح دهند چه عواملی واکنش های کودکان را نسبت به حوادث پر استرس و مخرب تحت تأثیر قرار می دهد.در این تحقیقات گزارش گردیده که عقیده و باور شخص بر این که چه کسی یا چه عاملی سبب بروز حادثه گردیده و نیز شدت تخریب حادثه، عوامل اصلی مؤثر بر روی واکنش های کودکان می باشند.

خرید اسباب بازی

کودکان در صورتی که اسباب‌بازی‌های نامناسب به دست آنها داده شود ممکن است به خود آسیب برسانند.این توصیه‌ها را برای انتخاب اسباب‌بازی‌های ایمن برای کودکان رعایت کنید.

ترجمۀ گریه نوزاد

پی بردن به دلیل واقعی گریه کودکان، چندان کار آسانی نیست ولی تجربه ثابت کرده که در اغلب موارد گریه آنها چندان هم بی‌دلیل نیست. گرچه می‌دانید که آنها از بودن در کنار شما، دیدن شما، گوش دادن به صحبت‌های شما و آموختن از شما والدین عزیر لذت می‌برند.

برای پی بردن به دلایل شگفت انگیز گریه کردن آنها بهتر است از زبان خود آنها بشنوید:

لطفا این لباس را از تن من خارج کنید!

لطفا کمی با هم سازگار باشید!

من مضطرب و پریشان شده‌ام!

دلم درد می کند!

کسی من را نیشگون گرفت!
من احساس تنهایی می کنم!
من از دیدن این فضای تکراری خسته شدم!
من گرسنه هستم!
وظیفه بزرگتر ها در دعوای کودکان
دعوا، یکی از مزایای داشتن خواهر یا برادر در خانه است. چون چنین کودکی، قبل از ورود به جامعه، خواهر یا برادری دارد که با او اختلاف سلیقه و اختلاف نظر دارد و با درگیری هایی روبرو می شود که باید سعی کند آنها را حل کند. والدین باید به فرزندان خود اجازه رویارویی با چنین مشکلاتی را بدهند.
این کار آنها را برای آینده آماده می کند. اگر دعوا یا بحث میان کودکان، کلامی بود، بهتر است دخالت نکنید و به هیچ وجه نقش قاضی را در این میان بازی نکنید. مثلا عده ای همیشه به فرزند کوچک تر می گویند که: «تو باید به برادر یا خواهر بزرگ تر خود احترام بگذاری.» یا به فرزند بزرگ تر می گویند که: «تو باید رعایت کنی، هر چه باشد تو بزرگ تر هستی.» با این کار، کودک نسبت به والدین خود احساس منفی?ای پیدا می کند.
اگر جنگ و دعوای کودکان، به زدو خورد کشیده شد، قبل از آسیب رساندن به خودشان یا وسایل، آنها را از هم جدا کنید. بهتر است هر کدام از آنها نیم ساعت در محیطی جدا از هم بمانند و اجازه هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند. بعد از نیم ساعت، هم به آنها بگویید اگر دوباره دعوا کنند، دیگر اجازه بازی ندارند. ما به عنوان والدین، باید مراقب نوع درگیری های خود در خانواده باشیم. کودکان از مشاهده های خود، مطالب زیادی در ذهن ثبت می کنند.
بحث یا فحاشی و دعوا میان همسران در حضور کودکان، باعث الگوپذیری آنها می شود. در درجه اول باید خودمان و شیوه روابطمان را اصلاح کنیم و بعد، انتظار چنین رفتارهایی را از کودکان خود داشته باشیم. در بعضی موارد، والدین، رفتار غلط را به کودک خود آموزش می دهند. مثلا وقتی فرزندشان به خانه می آید و تعریف می کند کسی او را زده است، کودک را تحقیر می کنند و به او یاد می دهند که اگر کسی تو را زد، تو هم باید او را بزنی. با این کار، پرخاشگری را به کودک آموزش می دهند که کار غلطی است.
از آنجا که بیشتر خانواده ها، وعده شام را در کنار هم صرف می کنند، زمان مناسبی است که هر کدام از اعضا در مورد خودشان حرف بزنند. پدرومادر می توانند با بیان غیرمستقیم به کودکان خود بیاموزند که چگونه می توان عصبانیت را کنترل کرد. مثلا پدر می تواند ماجرایی در مورد اینکه چگونه ناگهان از کسی عصبانی شده اما سعی کرده خودش را از محیط دور کند تا درگیری پیش نیاید، تعریف کند.
این کار غیرمستقیم به کودکان آموزش می دهد که چگونه خشم خود را کنترل کنند. در مورد بچه های کوچک تر (زیر ۱۰ سال)، قصه خوانی یا عروسک بازی هم روش خوبی برای آموزش غیرمستقیم است. می توان قصه ای را برای آنها در مورد اینکه چگونه مثلا دو خرس بر سر کوزه عسلی دعوا کردند تعریف کرد و از کودک خواست قصه را ادامه دهد و راهی پیدا کند که دعوای دو خرس تمام شود. بعد می توانیم راه حلی را که او بیان کرده با هم بررسی کنیم و ببینیم که راه درستی است یا نه.
مهم است که به کودک اجازه بدهیم از ذهنش کمک بگیرد و راه حلی به او ندهیم. این کار روش خوبی برای آموزش کودکان کم سن و سال است. می توان به کودک گفت حالا از راه حل خودت در دعوای با خواهرت هم می توانی استفاده کنی. به این ترتیب احساس آرامش می کند و به کمک راه حل خودش، موضوع یا مشکل خود را حل می کند.

میل جنسی کودک
برخی روان‌پزشکان معتقدند تمایلات جنسی از بدو تولد شروع می‌شود و مکیدن پستان مادر را نیز جزو تجارب جنسی محسوب می‌کنند. در برخی تحقیقات نیز توانایی ارگاسم در نوزادان پسر پنج ماهه و نوزادان دختر ۴ ماهه گزارش شده است. این تحقیقات به این نکته اشاره کرده‌اند که مراحل ارگاسم در نوزادان پسر دقیقا مانند مردان بالغ است، منهای توانایی انزال…

در این دوره لازم است والدین و مراقبان کودک به نکات اساسی زیر توجه نمایند:
۱) از هرگونه لمس و نوازش اندام تناسلی کودک خودداری نمایید.
۲) تماس دست با اندام تناسلی کودک و شیرخوار در هنگام تعویض پوشک یا شستشو و حتی حین حمام کردن او را به حداقل برسانید.
۳) از انجام روابط زناشویی درساعات بیداری کودک و شیرخوار اجتناب کنید که این مساله در تعالیم دینی نیز به صورت ویژه مورد توجه قرار دارد و به آن تاکید شده است.
در دوران خردسالی، تفاوت‌های کودکان از نظر جنسیتی بارزتر شده و نسبت به بازی‌های پسرانه یا دخترانه نمود پیدا می‌کند. با شروع به رشد ذهنی و عقلی، کودک به مرور نام نقاط مختلف بدن خود را یاد می‌گیرد که لازم است در این دوران آموختن صحیح اسامی اعضای تناسلی توسط والدین به تنهایی یا به کمک مشاوران به جای اسامی نامانوس مورد توجه و اهمیت ویژه قرار گیرد. به مرور با رشد کودک و آشنایی با محیط پیرامون و شناخت بیشتر نقاط مختلف بدن کودک درمی‌یابد که لمس برخی نقاط بدن برای وی خوشایند است.

برخی از کودکان در این دوران ممکن است به این لمس ادامه داده و حالت خودارضایی به خود بگیرند که حرکاتی مانند خوابیدن مکرر بر روی شکم و مالش خود به اشیاء یا زمین یا اسباب‌بازی‌ها و عروسک‌ها فرآیندی معمولی و گذرا تلقی می‌شوند. توجه والدین به این موارد و جدا کردن این موارد از سایر مواردی که عوامل گوناگون از جمله عفونت‌های ادراری و مشکلات تناسلی و پوستی موجب تحریک دستگاه تناسلی کودکان می‌گردد، بسیار مهم تلقی می‌شود.
هرچند سوالات بسیاری در مورد علل این رفتار کودکان همچنان بی‌پاسخ مانده ولی مسلم است که این پدیده در این سنین موقت است و نیاز به اقدام خاصی ندارد. هرچند لازم است زمینه‌های مذهبی و فرهنگی خانواده مورد توجه قرار گیرد ولی والدین باید از رفتارهای خشن و ترساننده در این مورد بپرهیزند زیرا ممکن است کودک را به سایر فعالیت‌های مضر وادار کند. به زبان کودکانه باید به وی آموخت که این رفتار مورد پسند نبوده و نباید به تکرار آن اقدام کند. این مساله باید در محیطی آرام و بدون ترس به کودک منتقل شود. مشغول کردن کودک به سایر فعالیت‌ها و منحرف کردن حواس بچه‌ از این رفتار و ایجاد زمینه‌ برای سایر فعالیت‌های مفید می‌تواند در ترک این عادت در کودکان مفید فایده باشد.

چگونه با کودکان دروغگو برخورد کنیم؟
نباید کودکانمان را تحریک کنیم تا برای دفاع از خود دروغ بگویند.وقتی کودکان دروغ می گویند والدین از خشم برافروخته می شوند، به خصوص وقتی که دروغ آشکار است؛ مثلا شنیدن پافشاری کودک در اینکه به رنگ دست نزده است یا شکلات نخورده است، وقتی که صورت و پیراهنش خلاف گفته اش را می رساند برای والدین بسیار خشم آور است.
دروغ ها بیان کننده حقایق مربوط به امیدها و دلهره ها هستند، دروغ ها آشکارکننده آن چیزی هستند که فرد می خواهد انجام دهد یا باشد. واکنش کامل و پخته نسبت به یک دروغ بیشتر بایستی درک مفهوم آن دروغ را منعکس کند نه انکار مفهوم آن یا محکومیت فرد دروغ گو را.

ما از طریق اطلاعاتی که از دروغها کسب می کنیم می توانیم به کودک کمک کنیم تا واقعیت ها را از افکار پوچ و خیالی تشخیص بدهد. وقتی پسر بچه ای به ما خبر می دهد که برای عید، فیل زنده ای را به عنوان هدیه سال نو دریافت کرده، اگر پاسخ دهیم «تو دلت می خواست این طور بود یا تو دلت می خواهد یک فیل داشتی» مفیدتر نخواهد بود تا اینکه دروغگویی او را ثابت کنیم و دست به انکار گفته او بزنیم.
دروغ ها به دو دسته تقسیم می شوند: دسته اول دروغ هایی هستند که حقایق را بیان می کنند، گاهی اوقات کودکان به این دلیل دروغ می گویند که اجازه ندارند حقیقت را بر زبان بیاورند؛ وقتی کودک به مادرش می گوید که از برادرش متنفر است، مادر شاید او را به خاطر این حقیقت گویی تنبیه کند. اگر همین کودک در آن لحظه برگردد و آشکارا به دروغ اعتراف کند و بگوید که حالا دیگر برادرش را دوست دارد، مادرش شاید به او پاداش بدهد و او را محکم در آغوش بگیرد و ببوسد. با این تجربه کودک نتیجه می گیرد که انسان را به خاطر حقیقت گویی کتک می زنند!
دسته دوم دروغ هایی هستند که محرک داشته باشند، والدین نباید سؤالاتی از کودکان بکنند که کودک به منظور دفاع از خود پاسخ دروغ به آنها بدهد. کودکان از اینکه پدر و مادر از آنها سؤال و پرس وجو کنند، متنفرند به خصوص هنگامی که گمان می کنند والدینشان از قبل پاسخ ها را می دانند. کودکان از سؤالاتی که نقش دام را دارند بیزارند. سؤالاتی که وادارشان می کند دروغ بگویند و یا حقیقت را بر زبان بیاورند و خجالت بکشند. در این صورت کودک می آموزد «پدر درک می کند. من می توانم مشکلاتم را به او بگویم.»

برخورد با دروغگویی:
خط مشی ما در برابر دروغ گویی مشخص است؛ از یک طرف ما نباید بازپرس بازی در بیاوریم و کودک را سؤال پیچ کنیم و موضوع را بزرگ جلوه دهیم، از طرف دیگر باید حتما و بدون تردید، رک و پوست کنده با کودک حرف بزنیم.
ما نباید کودکانمان را تحریک کنیم تا برای دفاع از خود دروغ بگویند و نیز آگاهانه برای کودک فرصت ایجاد نکنیم که دروغ بگوید. وقتی کودک قطعا دروغ می گوید، واکنش ما نباید غیراخلاقی و دارای هیجان شدید بوده بلکه باید واقعی و دور از احساس باشد چرا که ما می خواهیم کودکمان بداند که نیازی ندارد به ما دروغ بگوید.

هدیه هایی با عشق
هدیه دادن عملی پسندیده و زیباست که هم برای اهدا کننده و هم برای دریافت کننده آن، امری خوشایند و لذت بخش است. این موضوع در رابطه با کودکان تا حدی متفاوت از سایر افراد است.
معمولا هدایایی که کودکان در سالهای اول تولد دریافت می کنند، بیش از اینکه برای کودکان لذت بخش باشد، برای والدین آنها لذت بخش و خوشحال کننده است. چرا که اغلب کودکان زیر سه سال، درک مشخصی نسبت به دریافت هدیه ندارند. اغلب کودکان در سن ۳ سالگی به بعد نسبت به جشن تولد و فرا رسیدن اعیاد و دریافت هدیه از اطرافیان، عکس العمل نشان می دهند و برای رسیدن این زمانهای خاص، روزشماری می کنند. اما کودک یک یا دو ساله، چون تصور ذهنی مشخصی از مناسبتی خاص برای دریافت هدیه در ذهن ندارد، این حالت که آرزوی رسیدن این زمانها را داشته باشد، در او وجود ندارد. اما کودک ۳ ساله و یا بزرگتر، به درک نسبتا مشخصی از این موضوع دست یافته است و در صورت قرارگرفتن در چنین موقعیت هایی، با حال و هوای خاصی مواجه می شوند.
در رابطه با هدیه دادن به کودکان، مسئله محبت و عشق بسیار مهم است. یعنی به این واسطه می توان دریایی از محبت را به قلب کوچک کودکان جاری کرد. آنچه مشخص است اینکه قطعا وقتی کودک هدیه را از شخص خاصی دریافت می کند، این موضوع در ذهن او حک می شود هرچند که آن هدیه از ارزش مادی کمی هم برخوردار باشد و گه گاه نیز دیده شده که هدیه ای گران قیمت به طور غیر مستقیم به کودک داده می شود هیچگاه ان اثر محبت امیز را میان کودک و شخص اهدا کننده ایجاد نمی کند. پس این نکته مهم است که به هنگام دادن هدیه، خود را به کودک نشان دهید تا بداند چه کسی به او هدیه داده است.

چیز هایی جالبی که از والدینمان آموختیم !! (طنز)
دعا: اگر می خواهید همدیگه رو بکشید برید بیرون! من تازه اینجا رو تمیز کردم!
منطق: دعا کن سر جاش باشه وگرنه…!
آینده نگری: به خاطر اینکه من می گم!
رعایت آداب غذا خوردن: اگر از اون تاب بیافتی و گردنت بشکنه محاله با خودم ببرمت خرید!
توجه: موقع غذا خودن دهنت رو ببند!
استقامت: اگر بدونی پشت گوش هات چقدر چرکه!
چرخه ی زندگی: تا وقتی کلم بروکلی هاتو نخوردی از جات تکون نمی خوری!
اصلاح رفتار: من تورو به دنیا آوردم و اگر بخوام خودم هم شرت رو از این دنیا می کنم!
قناعت: تو دیگه مثل بابات رفتار نکن!
انتظار: میلیون ها بچه کم شانس توی دنیا هستن که آرزو می کردن من مادرشون بودم!
مراقب از خود: وایسا برسیم خونه…
رشد کردن: ژاکتت رو بپوش! یه جوری رفتار می کنی انگار من که مادرتم نمی دونم کی سردت میشه!
کنایه: اگر اسفناج نخوری بزرگ نمیشی!
ژنتیک: گریه می کنی؟ حالا یه کاری می کنم که واقعا اشکت در بیاد!
اصل و نصب: باید به خاطر ژن بابات باشه!
خرد: این چه وضع اتاقه؟ مگه تو طویله به دنیا اومدی؟
عدالت: وقتی به سن من برسی می فهمی! یه روزی بچه داری میشی و امیدوارم بچه هات عین خودت بشن!

کم رویی ارثی نیست
**انتقاد و تمسخر ( سرکوب و سرزنش و مقایسه ی او با کسانی که کودک قدرت هم گامی با آنان را ندارد .)
**تمسخر و نیشخند درباره ی امری که در آن مرتکب خطا شده است .
**معرفی او در جمع به کم رویی .
**عیب جویی از جوان یا نوجوان و انتقاد عملی از او .
**آسیب وارد نمودن به شخصیت کودکان که سبب حقارت آنها می شود .

بچه ها از چه سنی باید تنها بخوابند ؟
یکی از مسائل مهمی که ذهن بیشتر والدین جوان را مشغول می‌کند، این است که باید فرزندشان رادر اتاق خودشان بخوابانند یا اینکه او را از همان ابتدا به خوابیدن دراتاقش عادت دهند. نگرانی از اینکه مبادا برای کودک مشکلی پیش آید و مادر متوجه نشود، باعث می‌شود بسیاری از مادران کودکشان را در تخت خودشان بخوابانند…
با بزرگ شدن کودک و عادت کردن به این شیوه، خواباندن او به تنهایی در اتاق خودش مساله‌ای بغرنج می‌شود.
به طور کلی در یک سال اول بهتر است شیرخواران در معرض دید والدین باشند. به همین دلیل توصیه می‌کنیم حتی اگر اتاق جدایی برای فرزند در نظر گرفته می‌شود، در معرض دید والدین باشد. از آنجا که این امکان معمولا وجود ندارد، بهتر است در یک سال اول شیرخوار در اتاق والدین‌ اما در تخت جدا خوابانده شود.
بعد از یک سال، به خصوص در مورد کودکانی که شیر مادر نمی‌خورند، بهتر است جای خواب آنها را جدا کرد اما در مورد شیرخواران شیر مادرخوار، ممکن است جداکردن فرزند از مادر هنگام خواب کار راحتی نباشد زیرا مادر مجبور می‌شود با هر بار گریه کودک، بلند شود و او را به تخت خود بیاورد یا در کنار تختش بنشیند و او را [تنها کاربران قادر به مشاهده لینک ها هستند ] کند و دوباره به تخت بازگرداند.
بعد از دو سالگی به طور منطقی و علمی، توجیهی برای خواباندن فرزند در کنار والدین وجود ندارد اما گاهی وابستگی مادر به فرزند شدید است و نمی‌تواند او را از خود جدا کند زیرا در آغوش گرفتن فرزند به اواحساس آرامش و اطمینان می‌دهد و دوست دارد تا سال‌ها فرزندش در کنارش باشد.
در این حالت لازم است با مادر صحبت شود و هر چه سریع‌تر جدایی صورت بگیرد. در اغلب موارد جدایی به دلیل وابستگی شدید مادر به فرزند انجام نمی‌شود، ولی به هر حال مادری هم که از لحاظ عاطفی توجه ومحبت کافی به فرزندش دارد، می‌تواند در پایان دو سالگی محل خواب فرزندش را جدا کند.
بهترین راه این است که فرزندمان را عادت دهیم خودش در تختش تنها بخوابد. اینکه او را بخوابانیم و بعد در تخت بگذاریم، کار صحیحی نیست. باید از ابتدا فرزند را به‌طوری بار بیاوریم که بداند در مورد این مساله جدی و قاطع هستیم. البته مادر می‌تواند تا زمانی که کودک به خواب رود در اتاق او بماند.
عادت‌های دیگر مانند خواباندن در بغل یا روی پا یا در اختیار گذاشتن قسمتی از مو یا بدن مادر در دست کودک تا زمانی که به خواب برود، صحیح نیست. در مورد کودکی که چنین عادتی پیدا کرده، بهتر است مادرعروسک پشمالو در اختیارش قرار دهد تا کودک عادت کند عروسک یا بالشش را بغل بگیرد تا به خواب برود. وقتی این عادت از بین رفت، به راحتی با بردن کودک به اتاقش و ماندن مادر در کنار او، به خواب می‌رود.
مادر نباید به تخت کودک برود یا در اتاق او روی زمین بخوابد زیرا این کارها هم تفاوتی با خوابیدن کودک در اتاق والدین ندارد. باید کودک حس کند مادر حضور دارد ولی این حضور به معنی خوابیدن کنار اونیست. مادر می‌تواند برای فرزندش کتاب بخواند یا قصه بگوید تا کودک در حالی که عروسک به بغل دارد، به خواب برود.
در مورد کودکان سه سال به بالا خیلی خوب است که از جدول ستاره استفاده کنیم. یعنی به کودکمان بگوییم هر روز صبح که بلند می‌شوی اگر در تختخوابت بودی، یک برچسب جایزه می‌گیری و مثلا هر سه برچسب یک جایزه بزرگ‌ دارد. استفاده از روش‌های تشویقی در این مورد مؤثر هستند.

به کودکان درس زندگی بیاموزید
پیروی از ده قانون ساده به شما امکان می دهد رفتارهای خوب را در کودک خود تقویت کنید و این رفتار را در آنها به صورت عادت در آورید.
۱. رفتار درست بچه ها را تقویت کنید
رفتار درست بچه ها را تقویت کنید نه بد رفتاری شان را درخواست های مؤدبانه ی بچه ها را تقویت کنید، نه نالیدن ها، فریاد زدن ها، کج خلقی ها یا قهر کردن هایشان را. سعی کنید بحث و گفت و گوهای آرامی را که در بینتان وجود دارد، چند برابر کنید، نه مجادله کردن، پافشاری و جنگیدن هایی که گاه و بیگاه بینتان به وجود می آید.
۲. به آنها بیاموزید که قبل از صحبت فکر کنند
همیشه در حین حرف زدن با فرزندانتان از آنها بپرسید: «منظور تو دقیقاً چیست؟ چقدر راجع به این حرف فکر کرده ایی؟» از او بخواهید که همیشه حرف هایش را بسنجد بعد آنها را بر زبان بیاورد؛ اگر به این روش عمل کرد، برای ثابت قدم بودنش به او پاداش دهید.
۳. از فرزندانتان توقع رفتار خوب داشته باشید
بچه ها باید بدانند که شما چه توقعی از آنها دارید و آنها چه توقعی می توانند از شما داشته باشند. وقتی بچه ها بتوانند پیش بینی کنند که عکس العمل شما در برابر رفتارشان چگونه خواهد بود، می توانند رفتارهای انتخابی خود را بهتر کنند. مطمئن باشید که می توانید.
۴. بچه هایتان را به شیوه ای تربیت کنید که در هر موقعیتی به مقتضای آن موقعیت رفتار کنند. به آنها بیاموزید که تلاش کردن، اساسی ترین چیز است. آنها را در موقعیت های خوب تشویق کنید. وقتی شما فرزندتان را تشویق می کنید، آنها ایمان و اعتماد شما را به خودشان می بینید و در نتیجه به خودشان و توانایشان ایمان می آورند.
۵. وقتی الگوی بد رفتاری را تشخیص دادید، شیوه ی رفتاریتان را تغییر بدهید
به فرزندتان قوانین رفتاری حاکم بر خانواده تان را بگویید؛ دقت کنید که این قوانین باید مشخص، ثابت و عقلانی باشد. از جدولهای رفتاری و تعهدات استفاده کنید، موقعیت ها و رفتارهای خوبشان را پر رنگ کنید؛ از آنها حمایت کنید و تشویق هایتان را هم در این جدول بگنجانید.
۶. تنبیه معقول در نظر بگیرید
در برابر بچه هایتان از تنبیه هایی استفاده کنید که به آنها بیاموزد در برابر اعمال و رفتارشان مسؤولند. تنبیه های معقول می تواند کار ساز باشد. این تنبیه ها می توانند شامل محدود کردن و کوتاه کردن زمان های بیرون بودنشان باشند. فراموش نکنید وقتی از دستشان عصبانی هستید به عنوان آنها را تنبیه نکنید!
۷. از کودکی به آنها درس زندگی بدهید
وقتی فرزندتان هنوز کوچک هستند، مسؤرلیت پذیری و تصمیم گیری را به آنها یاد بدهید. این دروس، آنها را برای دنیای واقی آماده خواهد کرد. به خاطر داشته باشید که بچه ها به محدودیت ها، ساختار و قوانینی پایدار و یکنواخت احتیاج دارند.
۸. به آنها عشق بورزید
علی رغم رفتارهای خوب یا بد فرزندانتان به آنها عشق بورزید و روی نکات مثبت اخلاقی و رفتاریشان تمرکز و توجه کنید.
۹. بگویید که کار خوب بدون پاداش نخواهد ماند
برای اینکه فرزندتان نسبت به انجام کارهای درست احساس خوبی داشته باشند، باید به آنها بیاموزید، که خودشان در پی بدست آوردن پاداش کار درست خود باشند.
۱۰. محیط و فضای خانوادگی سالم و دلپذیری را ایجاد کنید
استعدادها و توانایی هایشان را تؤیی کنید و ضعف هایشان را بپذیرید و در رفع این ضعف ها به آنها کمک کنید. قبول کنید که هیچ کس بدون عیب نیست و به آنها فرصت جبران بدهید.

سیگار کشیدی

توصیه به پدران و مادران گرامی :
وقتی بچه تون اومد خونه عطر زده بود
آدامس هم می جوید
هیچوقت ازش نپرسین : “سیگار کشیدی!؟”
مستقیم بزنین زیر گوشش !!!

تربیت کودکان ۳ تا ۱۴ سال

مجموعه: تعلیم و تربیت

 

 

 

 

آیا برای تربیت کودکان اصول یکسانی وجود دارد که والدین با رعایت آن اصول بتوانند به نحو مطلوبی عمل کنند؟هر چند که شاید نتوان اصول کاملا روشنی را برای تربیت بیان کرد، ولی می توان به چند اصل کلی اشاره کرد که فرایند تربیت را آسانتر می کند. در زیر به برخی ار مهارتها و اصول مهم اشاره می شود:

 

با ثبات عمل کنید
ثبات داشتن در رابطه با کودک یکی از اصول مهم فرزندداری است معهذا ممکن است در پیروی از آن در موقعیت های روزانه با مشکل مواجه شوید. اگر هنگامی که کودک کاری را انجام می دهد به او لبخند بزنید لکن در زمان دیگری همان کار یا شبیه آن را انجام دهد به او سخت بگیرید کودک به شدت دچار سردرگمی می شود. چرا این عمل در یک زمان خطای بزرگی بود و در زمان دیگر خنده آور؟ هنگامی که اجازه می دهید حالات خلقی شما عکس العمل هایتان را نسبت به کودک تحت تاثیر قرار دهد، قرار گرفتن در این بی ثباتی آسان می شود. پس مواظب باشید کودک خود را به علت رفتار مثبت که انجام داده تشویق نمایید و به علت رفتار منفی تنبیه نمایید نه اینکه ملاک تشویق یا تنبیه شما حالات خلقی شما باشد. روزی شاد و پر حوصله و روز دیگر به دلایل گوناگون خسته و بی حوصله.

 

هماهنگ باشید

 

بعنوان پدر و مادر لازم است اصول یکسانی داشته باشیم حداقل در جلوی کودکان وانمود کنیم که در تربیت آنان هماهنگیم. اگر رفتاری را پدر تائیید می کند و مادر رد، باعث تعارض کودک می شود پس بهتر است به عنوان والدین قبلا با یکدیگر هماهنگ باشیم و حداقل در جلوی کودکان عدم هماهنگیمان را بروز ندهیم.

در مورد فرزند خود مودب باشید. صحبت مودبانه درهنگام خشم و ناراحتی، معلم خوبی برای کودک و نوجوان است که حتی در هنگام خشم به طور صحیحی رفتار کنند.زمانی خاص برای توجه بدون قید و شرط به بچه ها اختصاص می دهید

منظور از توجه بدون قید و شرط، یعنی بدون توجه به رفتار کودک زمان خاصی را با وی صحبت می کنیم، درد دل می کنیم، درد دل او را گوش میدهیم و یا بازی می کنیم، بستگی به سن فرزندان دارد. وی باید احساس کند زمانی خاص را به وی اختصاص داده ایم. می توانیم هر روز چند دقیقه و در آخر هفته یک ساعت این کار را انجام دهیم.

 

رابطه ای سالم با کودکتان برقرار کنید

 

برای ایجاد رابطه ای سالم از شیوه گوش دادن فعال استفاده کنید. وقتی فرزندتان چیزی می گوید به خوبی به سخنانش گوش دهید، حتی اگر با کودک موافق نیستید، اجازه دهید صحبتهایش تمام شود، تماس چشمی مناسب و انجام ندادن کاری دیگر در هنگام صحبت با کودک، به وی می فهماند که برای حرف زدن وی ارزش قائلید و عقاید او برای شما مهم است. لحن صحبت شما در هنگام امر کردن به وی باید مودبانه باشد و حتی الامکان دستوری نباشد. به همان اندازه که نسبت به بهترین دوست خود مودب هستید در مورد فرزند خود مودب باشید. صحبت مودبانه به کودک یاد می دهد که حتی در هنگام خشم به طور صحیحی رفتار کنند. اگر خیلی هم از دست فرزند خود ناراحتید بگویید تو فلان کار را انجام دادی و من به این علت عصبانیم ولی توهین نکنید. وعظ کردن و بحث اخلاقی را در حداقل خود بکار برید، زیرا آنها در بازنگهداشتن ارتباط، مفید نمی باشد.

 

 

الگوی مناسبی باشید

 

هر چه امر می کنید، بهتر است در ابتدا خودتان آن کار را انجام دهید و از هر چه فرزندتان را باز می دارید خودتان هم انجام ندهید. بچه ها بیشتر از آنکه از کلام ما آموزش ببینند، از رفتار ما آموزش می بینند. پس ابتدا از خود شروع کنیم.

 

آزادی و محدودیت زیاد ایجاد نکنید

 

کودک نباید زیاد آزاد باشد و نه زیاد محدود. محدودیتهایی که ایجاد می شود باید پایدار و منطقی باشد. اگر می گویید شب باید در منزل خودتان بخوابد و منزل کس دیگری نباشد، دلیل آن را توضیح دهید و در برابر اصرار کودک و دیگران کوتاه نیایید. اگر محدودیتها منطقی باشد، چانه بردار نیست و برای آینده کودک بهتر است.

 

درموقع مناسب به کودک دستور دهید
اگر دستوری که به کودک می دهید درحد توانایی اش نیست یا اینکه فعلا سرگرم کار دیگری است و دستورش را اجرا نمی کند، به هیچ وجه به وی دستور ندهید زیرا این کار وی را نافرمان بار می آورد.

 

لازم نیست همه خواسته های کودک برآورده شود

 

در این مورد منطقی عمل کنید و بلافاصله بعد از این که کودک چیزی خواست برایش تهیه نکنید. ضمن اینکه باید زیاد او را ناکام نگذارید ولی عمل کردن به همه خواسته های او باعث می شود در آینده از کنترل شما خارج شود.

مواظب باشید کودک خود را به علت رفتار مثبت که انجام داده تشویق نمایید و به علت رفتار منفی تنبیه نمایید نه اینکه ملاک تشویق یا تنبیه شما حالات خلقی شما باشد. متناسب سن کودک به او کار و مسئولیت محول کنید

لازم نیست همه کارهای فرزندتان را شما انجام دهید و کودک در منزل فقط مصرف کننده باشد. همچنانکه کودک رشد می کند می تواند بسیاری از کارهای خود و خانه را انجام دهد. چنین استقلالی را به کودک بدهید. در غیر این صورت کاملا متکی به دیگران تربیت می شود.

 

در مورد موفقیتها و شکستهای کودکان منطقی عمل کنید

 

برخورد منطقی با شکستها و موفقیتها باعث می شود انگیزه برای کارهای بعدی در کودک از بین نرود. بزرگ کردن موفقیت و زیاد منفی جلوه دادن شکست هیچ کدام صحیح نیست. اگر فرزندتان در یک مسابقه ورزشی مدال می آورد، آن را زیاده از حد بزرگ و با اهمیت جلوه ندهید، زیرا اگر دوباره نتوانست مدال بیاورد شدیدا احساس بی ارزشی می کند و اگر هم شکست خورد آن را زیاد مهم تلقی نکنید تا بتواند باز تلاش خود را از سر گیرد. در این مورد، شکست و موفقیت در تحصیل حائز اهمیت ویژه ای است.

 

چگونه کودک خود را مودب بزرگ کنیم؟

مجموعه: تعلیم و تربیت

 

 

فکر می‌کردم فرزندانم رفتار درستی دارند تا این‌که مادربزرگم که همیشه الگوی خانواده است، چند ماه قبل برای شام پیش ما آمد و من جلوی چشمان او شاهد رفتارهای بد آنها بودم.  پسر ۶ ساله‌ام تقریبا روی میز لم داده بود و دختر ۳ ساله‌ام مدام وسط حرف دیگران می‌پرید و فرزند یک ساله‌ام همه چیز را به اطراف می‌ریخت. تا دیر نشده باید کاری برای این رفتارها انجام می‌دادم اما من دقیقا نمی‌دانستم از چه سنی باید شروع کنم. آیا کودک پیش دبستانی من به اندازه کافی بزرگ شده که بیاموزد باید صبر کند تا نوبت حرف زدنش بشود؟ آیا من می‌توانم انتظار داشته باشم فرزند ۳ ساله‌ام مدام با غذایش بازی نکند؟ راهنمای پیش رو سن مناسب هر رفتار را به شما توضیح می‌دهد.
یک تا ۲ سال
حدود ۱۸ ماهگی کودک درمی‌یابد که چند تایید اجتماعی وجود دارد. حالا وقت آن است که به کودک کمک کنید درباره احساسات و نگرانی‌های دیگران فکر کند.
سلام و خداحافظی را یاد دهید
قبل از آنکه شروع به صحبت کند به او بیاموزید با دست سلام و خداحافظی کند. این اولین قدم در آموزش معاشرت با دیگران است. یک کار دیگر این است که هر روز صبح به او «صبح به خیر» بگویید.
 مادامی که در حال خوردن هستید بنشینید
به جای این‌که به کودک اجازه دهید کل خانه را با میوه‌‌ای که آبش همین‌جور می‌چکد قدم بزند به او یاد دهید تا زمانی که در حال خوردن است در صندلی‌اش بنشیند. در این سن کودکان توجه کمی به زمان دارند اما ۱۰ تا ۱۵ دقیقه ماندن در صندلی به آنها درس بزرگی می‌دهد. بنابراین شما هم باید مادامی که غذا می‌خورید پشت میز بنشینید. اگر او غذایش را پرت می‌کرد به او اجازه دهید بداند که این موضوع تبعاتی دارد. «فکر می‌کنم دیگه گرسنه نیستی اگر یه بار دیگه غذات را پرت کنی دیگر از خوراکی خوشمزه خبری نیست.»
از کلمات اعجاب‌انگیز استفاده کنید
فرزند شما تا زمانی که کمی بزرگتر شود به طور کامل معنی «خواهش می‌کنم» و «متشکرم» را نمی‌آموزد اما از حالا این عادت را به او بدهید. می‌توانید از راه‌های بامزه استفاده کنید. برای «خواهش می‌کنم» دست‌های‌تان را روی قلب‌تان به صورت دایره‌وار بکشید. برای «متشکرم» دست‌های‌تان را روی لب‌های‌تان بگذارید و به سمت فردی که می‌خواهید از او تشکر کنید دراز کنید.
۳ تا ۴ سال
این اولین دوره آموزش رفتارهای مودبانه به بچه‌هایی است که می‌خواهند ادای بزرگ‌ترها را دربیاورند.
 معاشرت‌های ساده را دنبال کنید
تا ۳ سالگی کودک باید قادر به خوردن با قاشق و چنگال باشد. حالا زمان اجرای اصول اولیه‌ است: «از دستمال استفاده کن نه از آستینت»، «با دهان پر صحبت نکن»، «درست بنشین.» هر بار روی یکی دو رفتار تمرکز کنید و به این ترتیب او راحت‌تر به رفتارها عادت می‌کند. پلیس بازی درنیاورید و مدام سر فرزندتان داد نزنید.
 کلمات مودبانه را زیاد کنید
با کودک خود کار کنید و از جملات بیشتری استفاده کنید مثلا این‌که «میشه یه خواهشی بکنم!» وقتی یادش رفت به او یک فرصت دیگر بدهید. به این ترتیب او فرصت دارد خودش را اصلاح کند. همچنین می‌توانید تمام انواع معذرت‌خواهی را به او یاد دهید و وقتی به مهمانی می‌رود از میزبان و بچه‌هایی که با او همبازی شدند، تشکر کند.
 مهربان باشید
این به این معناست که فقط از کلمات محبت‌آمیز استفاده نکنید، بلکه با کودک صحبت کنید و به او یاد دهید در برخورد با دیگران چه کار کند. بنابراین خود به خود کلماتی را که باید استفاده کند، پیدا می‌کند.
۵ تا ۶ سال
این قبیل بچه‌ها دوست دارند مدام رفتار خوب‌شان را به رخ بکشند اما نمی‌توانند برای مدت طولانی این کار را انجام دهند آنها وقتی که تحت فشارند دیگر تحمل‌شان را از دست می‌دهند.
 براساس سن‌تان  رفتار کنید
زمانی که با آنها صحبت می‌کنید یا جواب‌شان را می‌دهید یادتان باشد که شما بزرگسال هستید و باید براساس سن‌تان رفتار کنید. این از جمله مهارت‌های اجتماعی بنیادینی است که کودک باید بیاموزد اما حتی بچه‌های با اعتماد به نفس هم چندان مشخص و واضح حرف نمی‌زنند.
وسط حرف نپرید
خبر خوب این که بچه‌های ۶-۵ ساله بالاخره آموخته‌اند که صبر کنند تا نوبت صحبت کردن‌شان برسد. حالا اگر بعضی وقت‌ها یادشان می‌رود می‌توانید برای آنها کلمات رمز یا نشانه‌هایی در نظر بگیرید تا هر زمان لازم بود به او یادآوری کنید. وقتی با صبوری تحمل کرد و حرف نزد خیلی سریع به او توجه کنید. یادتان باشد کودکان در این سن بیشتر از ۵ دقیقه نمی‌توانند صبر کنند.
 رفتارهای بیشتری را با او تمرین کنید
بچه ها در این سن خودشان را با دیگران مقایسه می‌کنند بنابراین می‌توانید از این راه رفتارهای مودبانه بیشتری را با او تمرین کنید.
۷تا۸ سال
بچه‌های بزرگ‌تر ظرفیت درک احساسات دیگران را دارند
مهارت جواب دادن تلفن
از آنجا که این روزها بیشتر از موبایل استفاده می‌شود شاید بچه‌ها کمتر با آداب تلفن صحبت کردن آشنا باشند. باید به او یاد دهید وقتی تلفن را برمی‌دارد سلام کند و اگر شما نمی‌توانستید جواب دهید به او یاد دهید بگوید «ببخشید به مادرم بگم کی زنگ زده بود؟» یا «ببخشید میتونین پیغام بذارین؟»
 بازی‌هایی که می‌توانید انجام دهید
کارت جایزه
لیستی از رفتارهای خوب را در یک جدول تهیه کنید. انداختن دستمال سفره روی پا، استفاده کردن از قاشق و چنگال، با دهان بسته غذا خوردن، با دهان پر صحبت نکردن. وقتی کودک یکی از این رفتارها را هنگام خوردن شام انجام داد به او یک کارت بدهید. هر چه تعداد این کارت‌ها بیشتر شد، جایزه می‌گیرد.
شام راحت
به کودک قول دهید اگر برای چند روز پشت سر هم رفتار مناسبی انجام داد یک روز را تعطیل اعلام می‌کنید. او می‌تواند روی میز لم دهد یا با دهان پر صحبت کند یا حتی با دستش غذا بخورد. به این ترتیب او می‌فهمد که داشتن ادب چقدر مهم است.
مهمانی خیالی
یک بار میز را برای یک شام خیالی با وسایل پلاستیکی اسباب بازی بچینید. چراغ ها را خاموش کنید و روی میز شمع بگذارید و یک مهمانی خیالی ترتیب دهید. بچه‌ها از این کار خوششان می‌آید.
تشکر کردن را تمرین کنید
بچه‌ها همیشه کادوهایی برای تولد یا عیدی از والدین و دوستان می‌گیرند. هدیه هرچه که باشد نباید اگر و اما داشته باشد. به او یاد دهید همان لحظه تشکر کند و آن را به روز یا هفته بعد موکول نکنید. هرچه زودتر بهتر. به فرزندتان کمک کنید یک پیغام تشکر بنویسد و آن را با نقاشی تزئین کند. وسایل خانه را بردارید و کادو کنید و به فرزندتان بگویید که آنها را باز کند و درباره آنها هر چیزی که به ذهنش می‌رسد بگوید. چیزی مثل اینکه «مرسی برای این بسته دستمال کاغذی. این رنگ مورد علاقه من است.»

اشتباه تربیتی که پدر و مادر ها مرتکب می شوند

مجموعه: تعلیم و تربیت

 

تربیت کردن بچه‌ها، کار درستی است و اتمام حجت کردن، بعضی وقت‌ها، خیلی هم لازم است، اما قرار نیست همیشه، شما دستور بدهید و او هم گوش به فرمان‌تان باشد.

- «همین الان لباست رو بپوش؛ وگرنه اصلا بیرون نمی‌ریم»

- «باشه، پس خونه می‌مونیم!»

مکالمه عجیب و غریبی نیست. ممکن است شما هم از دو، سه سالگی فرزندتان به بعد، چندین و چند بار در همین موقعیت قرار گرفته باشید و وقتی می‌خواستید با پسر و دختر بازیگوش‌تان اتمام حجت کنید، آن‌ها با واکنش‌شان، شما را حیرت‌زده کرده باشند. تربیت کردن بچه‌ها، کار درستی است و اتمام حجت کردن، بعضی وقت‌ها، خیلی هم لازم است، اما قرار نیست همیشه، شما دستور بدهید و او هم گوش به فرمان‌تان باشد. در ادامه، با بزرگ‌ترین اشتباه‌هایی که هنگام تربیت فرزندان مرتکب می‌شوید و هم‌چنین روش درست جایگزین آن، آشنا می‌شوید.

  1. دروغ گفتن

یکی از تله‌های تربیتی که والدین در آن می‌افتند، دروغ گفتن برای ترساندن بچه‌هاست. شاید شما هم برای این‌که فرزندتان، کاری را که از آن سرپیچی کرده، انجام دهد، به دروغ، محلی ترسناک را برایش توصیف کنید که همه بچه‌های بد و حرف‌گوش‌نکن به آن‌جا می‌روند. بعد، تهدید کنید که اگر آن کار را انجام ندهد، او را به آن مکان می‌فرستید. این موضوع، ذهن کودک شما را پر از ترس می‌کند و باعث می‌شود تا مدت‌های طولانی، از نزدیک شدن به بعضی مکان‌ها یا آدم‌های خاص، واهمه داشته باشد.  مادری را در نظر بگیرید که مجبور است سر کار برود و چون نمی‌خواهد دختر خواب‌آلودش، صبح زود و قبل از رسیدن به خانه مادربزرگ، یک گریه و زاری درست و حسابی راه بیندازد، به او می‌گوید: «اگر همین حالا ساکت نشی، می‌گم آقاپلیسه بیاد و ببردت زندان»! واضح است که از آن به بعد، دختر او، از تمام پلیس‌های شهر می‌ترسد.

روش درست: دروغ‌های مصلحتی، ممکن است گاهی به یاری‌تان بیایند و ترساندن کودک، به شما کمک کند تا او، حرف‌شنوی بیش‌تری داشته باشد، اما توصیه همیشگی کارشناسان تربیت کودک این است که با کودک‌تان صادق باشید. به‌عنوان مثال، این مادر می‌توانست به دخترش بگوید: «می‌فهمم که دلت نمی‌خواهد صبح زود بیدار شوی و تا خونه مادربزرگ، توی اتوبوس سرپا بایستی، من هم دوست ندارم سر کار بروم، اما مجبورم و چاره دیگری ندارم.» این روش باعث می‌شود او، احساس بهتری درباره صبح زود بیدار شدن و… داشته باشد.

  1. تهدید کردن

یکی دیگر از اشتباهات رایجی که والدین مرتکب می‌شوند، تهدید کردن بچه‌هاست. به او نگویید «اگر دوباره زبانت را دربیاوری، تنبیه‌ات می‌کنم»؛ زیرا وقتی کودک را در چنین شرایطی قرار می‌دهید، علاقه او را برای لجبازی با خودتان، دوبرابر می‌کنید و مطمئن باشید او، کار بدش را تکرار خواهد کرد.

روش درست: تکرار جمله «اگر باز هم به خواهرت لگد بزنی، دیگه هیچ وقت نمی‌آییم پارک»، رفتار کودک شما را تغییر نمی‌دهد، بلکه باعث می‌شود فکر کند هنوز تا قبل از این‌که او را از محل بازی بیرون کنید، می‌تواند با چندتا لگد حسابی دیگر، خدمت خواهرش برسد. پس، بهتر است به او تذکر بدهید که اگر رفتارش را درست نکند، به خانه برمی‌گردید و در صورتی که آن را نادیده گرفت، بدون درنگ، به حرفی که زده‌اید، عمل کنید. این موضوع باعث می‌شود او، از جدیت شما مطمئن باشد.

۳٫ خراب کردن وجهه پدر ومادر توسط یکدیگر

پشت هم را خالی کردن مقابل خواسته‌های بچه‌ها، یکی دیگر از خطاهایی است که هر پدر و مادری ممکن است انجام دهند. به‌عنوان مثال، اگر پدر خانواده، شرط بستنی خوردن را تمیز کردن اتاق قرار داده، شما هم پیرو این شرط باشید و از روی دل‌سوزی، در صورتی که فرزندتان، اتاقش را مرتب نکرده، به او بستنی ندهید.

روش درست: متحد بودن پدر و مادر، یکی از مهم‌ترین مسایلی است که باید توسط والدین رعایت شود. ممکن است شما روش‌های مختلفی برای تربیت و تنبیه کردن فرزندتان داشته باشید و می‌توانید در مورد آن‌ها با یکدیگر صحبت کنید، اما هرگز سعی نکنید مقابل فرزندتان، تلاش دیگری را کم‌تر جلوه دهید.

۴٫ رشوه دادن

رشوه دادن به کودکان، آن هم وقتی باید وظیفه‌شان را انجام دهند، باعث می‌شود همیشه، از شما توقع جایزه داشته باشند. مادر یک دختر دو ساله، در این‌باره می‌گوید: «دختر من، هیچ وقت خوب غذا نمی‌خورد. به همین دلیل، یک بار به او پیشنهاد دادم که اگر غذایش را کامل بخورد، به او شکلات می‌دهم. از آن پس، او، هر بار پس از اتمام غذایش، از من انتظار شکلات یا آب‌نبات دارد.»

روش بهتر: گاهی کار خوب،  مستحق جایزه است، اما تشویق کردن بچه‌ها برای خوب رفتار کردن، بهتر از دادن وعده جایزه است. بهتر است به‌جای به کار بردن جمله «اگر امروز که رفتیم خانه خاله، پسر خوبی باشی، برایت اسباب‌بازی می‌خرم»، از جمله «من واقعا به تو افتخار می‌کنم که امروز، خانه خاله، پسر خوبی بودی و من را خوش‌حال کردی» استفاده کنید.

راه‌کارهای پیشنهادی ما

اگر فرزندتان، هنگام صحبت با شما، فریاد بزند و شما هم در مقابل، فریاد می‌زنید یا به او هشدار می‌دهید و عصبانی می‌شوید؟

همه اشتباه می‌کنند. به همین دلیل، خودتان را سرزنش نکنید و در مقابل، به فرزندتان بگویید از کاری که انجام داده‌اید یا حرفی که زده‌اید، پشیمان هستید و از این پس، قانون‌های جدید در خانه بگذارید.

حتی اگر شما فکر می‌کنید که روش تربیتی که داشته‌اید، باید به‌طور کل تغییر کند، در ابتدا، با دو قانون جدید شروع کنید و فرزندتان را با ۲۰ قانون جدید، غافل‌گیر نکنید.

برای فرزندتان، بیش‌تر از دو یا سه حق انتخاب نگذارید. به این ترتیب، می‌توانید همیشه او را در کنترل‌تان داشته باشید.

به خودتان و فرزندتان زمان دهید. تغییر یک رفتار بد، همیشه، زمان می‌خواهد.

فنری که گاهی درمی‌رود!

وقتی دختر خردسالم، از سفر جادویی به خانه پدربزرگ و مادربزرگش برمی‌گردد، مثل فنری می‌شود که از جا در رفته؛ باید با همان تقلا، او را به زندگی برگردانیم. در این سفر جادویی، او هر کاری می‌خواهد، می‌تواند انجام دهد؛ حتی می‌تواند برای چندین ساعت غذا و خوراکی نخورد، کسی هم با قاشق دنبالش ندود. حالا من و همسرم را تصور کنید که باید با تلاش بسیار، او را دوباره به قوانین زندگی خودمان عادت دهیم.

این حرف‌های تکراری، دردسرهای همیشگی همه والدین است؛ چون همه پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها فکر می‌کنند که بچه‌هایشان، با روش‌های تربیتی که در پیش گرفته‌اند، حتما نوه‌های عزیزتر از جان‌شان را می‌کُشند. این وسط، نوه‌ها، از موقعیت پیش آمده نهایت سوءاستفاده! را می‌کنند و حسابی، پنبه پدر و مادر را پیش پدربزرگ و مادربزرگ می‌زنند.

تنها راه والدین برای بهتر کردن اوضاع، نه درست کردن آن، حرف زدن است؛ آن هم با احترام، اما قاطعانه. ما هم همین راه  را در پیش گرفته‌ایم و هم‌چنان تلاش می‌کنیم تا  این دو جبهه! را به تعادل برسانیم. هیچ‌وقت از حرف زدن خسته نشوید؛ سرانجام، نتیجه خواهد داد.

پرورش کودکان و نوجوانان

کودکان، امید و ضامن آینده‌اند و به همین جهت در دارایی یک جامعه، گرانبهاترین گنجینه به شمار می‌روند. کودکان حامل بذرهایی هستند که خصوصیات جامعۀ فردا را دربردارند. ساختن جامعه‌ای بر پایۀ اصل یگانگیِ نوع بشر، نیازمند بکارگیری اصولی همچون عدالت، محبت، امانت، صداقت و بردباری در روابط اعضای آن می‌باشد. بنابراین، باید این اصول در جامعه، درک و به نسل آینده منتقل شوند. بدین‌ترتیب هیچ تلاشی برای بهبود جامعه نمی‌تواند آموزش اخلاقی و معنوی کودکان و نوجوانان را نادیده بگیرد.

تعلیم و تربیت کودکان فقط بر عهدۀ والدین نیست، جامعه نیز سهم مهمی در این‌باره ایفا می‌کند. تشکیل کلاس‌هایی برای پرورش معنوی و اخلاقی که درهای آن به روی همۀ کودکان از هر نژاد، قوم، ملیت و دین باز است به طور معمول از نخستین فعالیت‌هایی است که بهائیان در هر محل به آن مشغول می‌شوند. محور این کلاس‌ها، پرورش صفات و خصوصیاتی همچون صداقت، بخشندگی، پاکی قلب و مهربانی است؛ صفاتی الهی که در آینۀ قلب انسان انعکاس می‌یابند و پایه‌های ضروری برای وحدت در جامعه را بنا می‌کنند. مطالب آموزشی این کلاس‌ها، متناسب با سن کودکان است و به آنان کمک می‌کند تا درک واضح‌تری از این مفاهیم و چگونگی به کار بستن آن‌ها را در زندگی روزمره کسب کنند. جوامع بهائی در سراسر دنیا بخشی از منابع و انرژی خود را صرف آموزش مربی برای کلاس‌های کودکان می‌کنند تا بتوانند افرادی را برای این خدمت آماده نمایند که با محبت و علاقه نسبت به کودکان، با ایمان به توان‌مند‌ی‌های آنان و با دیدگاهی روشن نسبت به آیندۀ باشکوهی که انسان به سمت آن در حرکت است، به آموزش کودکان بپردازند.

یک کلاس کودکان، ترکیه

هر جامعۀ محلی به توان‌افزایی معنوی و اخلاقی نوجوانان نیز توجه می‌نماید تا این گروه سنی بتوانند مسئولیت رشد معنوی، فکری و اجتماعی خود را به عهده گیرند و نقش خود را در ساختن دنیایی بهتر به طور موثر ایفا کنند. نوجوانان که در حال عبور از یکی از مهم‌ترین و حساس‌ترین دوران زندگی خود هستند، همراهی و حمایت می‌شوند تا به هدف زندگی و هویت واقعی خود بیندیشند و از همین زمان در مورد مسائل مهمی همچون تحصیل، شغل و … با جدیت و هدفمندی تصمیم بگیرند. نوجوانان تشویق و یاری می‌شوند تا ابتکار و نظرات خویش را جهت بهبود شرایط محیط اطراف‌شان ابراز کنند و با همراهی جوانان بزرگ‌تر و باتجربه‌تر به جامعۀ محلی خود خدماتی ارائه دهند؛ نیروهای سازنده و مخرب را در اجتماع پیرامون خود تجزیه و تحلیل کنند؛ اثرات هریک را برافکار و اعمال خود شناسایی نمایند و به این ترتیب آگاهانه خود را از اثرات منفی محیط حفظ نمایند. با تقویت ساختارهای اخلاقی و احساس هدفمندی، نوجوانان، انرژی و توان بی‌نظیرشان را جهت پیشرفت فکری و معنوی خود و مشارکت مؤثر در پیشرفت اجتماعی صرف می‌کنند.

بهترین روش تربیت کودک‌‌ از ‌منظر قرآن ‌چیست‌؟

گروه اندیشه: اولین سنگ بنای تربیت دینی فرزند آشنایی با تعالیم قرآن کریم است چنان‌که امام علی(ع) در این رابطه فرموده است: «از جمله حقوق فرزند بر پدر و مادر این است که نامی نیکو بر او بنهد و به‌خوبی تربیتش کند و قرآن را به او بیاموزند».

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)از لرستان، فرزند، گلی است که پدر و مادر وظیفه دارند به‌عنوان باغبان آن‌را پرورش دهند تا عطر دل‌انگیز آن فضای خانواده و جامعه را شاداب و بانشاط کند.

برای این‌که باغبانان در کار خود موفق شوند باید وظایف خود را به‌درستی انجام دهند و حقوق فرزند را به‌جای آورند. شیر دادن، انتخاب نام نیک، تعلیم قران، تربیت دینی، تکریم و احترام به اولاد، عدالت میان فرزندان از مواردی است که باید مورد توجه والدین قرار بگیرد.

یکی از مسائلی که اکثر خانواده‌ها در رابطه با کودکان خود با آن مواجه هستند چگونگی تشویق کردن کودکان به کارهای خوب و پسندیده است. این‌که والدین در زمان انجام یک کار پسندیده از جانب کودکشان چه رفتاری از خود نشان دهند که انگیزه وی برای انجام دوباره را در پی داشته باشد.

برخی خانواده‌ها برای تشویق فرزند خود به‌کار خوب به وی هدیه‌ای شامل پول و یا اسباب‌بازی و یا حتی یک شکلات یا آبنبات می‌دهند اما سؤال این‌جاست که آیا در این زمینه تشویق تا چه میزان می‌تواند مؤثر باشد.

خانواده‌هایی هم هستند که برای برحذر داشتن کوکان خود از انجام کارهای بد یا شیطنت به آن‌ها هدیه می‌دهند، ترسی که در این مورد وجود دارد این است که کودک نسبت به دریافت جایزه بعد از هر کار خوب و یا دوری از هر کار بد منتظر دریافت هدیه و جایزه بماند و به‌نوعی یک رفتار شرطی در او به‌جود آید.

تشویق کودک برای رفتار خوب و خوشایند
با وجودی‌که یکی از بهترین راه‌ها برای تشویق کودک به رفتارهای خوب، استفاده از سیستم جایزه دادن است اما باید توجه داشت این روش در کودکان دو سال به بالا بیشتر نتیجه می‌دهد. البته والدین باید راجع به رفتار خوب و خوشایند و برعکس رفتار ناخوشایند برای کودک توضیح دهند و در مورد جایزه‌اش نیز به او بگویید.
البته باید توجه داشت هیچ‌ قانون کلی برای کودک خوب بودن وجود ندارد؛ اما برای آن‌که یک کودک سالم و شاد را تربیت کنید لازم است عشق و علاقه خود را به او نشان دهید. به حرف‌های کودک‌تان گوش دهید. به او احساس امنیت بدهید. او را تشویق کنید. رفتارهای نامناسب او را مورد انتقاد قرار دهید، نه خود او را. صبور و شکیبا باشید. برای کودک‌تان وقت کافی بگذارید.

برای تغییر رفتار کودک چه می‌توان کرد؟
کودکان وقتی به تکرار یک رفتار و ادامه آن تمایل نشان می‌دهند که به‌خاطر آن پاداش گرفته و مورد توجه قرار بگیرند. همچنین زمانی یک رفتار را ترک می‌کنند که آن رفتار رد می‌شود. تداوم و ثبات واکنش‌های شما برابر یک رفتار بسیار مهم است، زیرا باعث می‌شود کودک بداند چه زمان مورد نکوهش قرار می‌گیرد و چه زمان تشویق می‌شود و به این ترتیب گیج نمی‌شود.

بهترین روش تربیت کودک‌، از نظر قرآن کریم چیست‌؟
بی‌گمان بهترین روش تربیت که مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و همه نیازهای روحی و روانی اوست‌، راه وحی است و قرآن کریم آئین خود را بهترین آیین تربیت برای کل بشر معرفی کرده است.

در آیه ۹ سوره اسرا در این رابطه آمده است: «إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَیُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِیرًا؛ قطعا این قرآن به [آیینى] که خود پایدارتر است راه مى‏‎نماید و به آن مؤمنانى که کارهاى شایسته مى‏‌کنند مژده مى‏‌دهد که پاداشى بزرگ برایشان خواهد بود».

هر چند که به روش تربیت کودک در قرآن تصریح نشده و لکن این مطلب‌، از لابه‌لای برخی از آیات و داستان‌های قرآن کریم به زیبایی نمایان است‌.

روش‌ الگویی‌
انسان ذاتاً الگوطلب و الگوپذیر است‌. به همین جهت یکی از بهترین و کوتاه‌ترین روش‌های تربیت برای نمونه و تربیت عملی هرچه کمال و جاذبه نمونه ارائه شده بیشتر باشد. این روش کارآیی بیشتری خواهد داشت‌. تربیت ابتدایی کودک به‌طور طبیعی با روش الگویی شکل می‌گیرد؛ چراکه کودک در چند سال نخست زندگی خود، همه کارهایش را از الگوهای پیرامون خود که در درجه اول «پدر و مادر» او هستند، الگوبرداری می‌کند و با تقلید از آنان رشد کرده و ساختار تربیتی‌اش سامان می‌یابد.

به‌طور کلی روش الگویی به‌عنوان تربیت عملی بر جان انسان‌ها می‌نشیند و در نفوس آن‌ها رسوخ می‌کند.به همین جهت قرآن کریم در آیه ۴۴ بقره می‌فرماید: «أَتَأْمُرُون‌َ النَّاس‌َ بِالْبِرِّ وَ تَنسَوْن‌َ أَنفُسَکُم‌؛ آیا مردم را به نیکی دعوت می‌کنید، اما خودتان را فراموش می‌نمایید».

و در آیات ۲ و ۳ سوره صف آمده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ(۲) کَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ؛ اى کسانى‌که ایمان آورد‌‏اید چرا چیزى مى‏‌گویید که انجام نمى‏‌دهید،  نزد خدا سخت ناپسند است که چیزى را بگویید و انجام ندهید».

پیامبراکرم(ص) الگویی کامل برای تربیت علمی بشر
قرآن کریم‌، پیامبر اکرم‌(ص) را به‌عنوان الگویی کامل برای تربیت عملی بشر، معرفی می‌نماید و در آیه چهارم سوره ممتحنه می‎فرماید: «قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَءاؤا مِنکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَةُ وَالْبَغْضَاء أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَمَا أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِن شَیْءٍ رَّبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ؛ قطعاً براى شما در [پیروى از] ابراهیم و کسانى‌که با اویند سرمشقى نیکوست آن‌گاه که به قوم خود گفتند ما از شما و از آن‌چه به جاى خدا مى‌‏پرستید بیزاریم به شما کفر مى‏‌ورزیم و میان ما و شما دشمنى و کینه همیشگى پدیدار شده تا وقتى‌که فقط به خدا ایمان آورید جز [در] سخن ابراهیم [که] به [نا]پدر[ى] خود [گفت] حتماً براى تو آمرزش خواهم خواست با آن‌که در برابر خدا اختیار چیزى را براى تو ندارم اى پروردگار ما بر تو اعتماد کردیم و به سوى تو بازگشتیم و فرجام به سوى توست».
همچنین در آیات ۱۰ تا ۱۲ سوره تحریم نیز در این رابطه آمده است: «ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ کَفَرُوا …بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ وَکَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ؛ خدا براى کسانى‌که کفر ورزیده‌‏اند آن نوح و آن لوط را مثل آورده [که] هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته ما بودند و به آن‌ها خیانت کردند و کارى از دست [شوهران] آن‌ها در برابر خدا ساخته نبود و گفته شد با داخل شوندگان داخل آتش شوید(۱۰) و براى کسانى‌که ایمان آورده‌‏اند خدا همسر فرعون را مثل آورده آن‌گاه که گفت پروردگارا پیش خود در بهشت‏ خانه‏‌اى برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان(۱۱) و مریم دخت عمران را همان کسى‌که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتاب‌هاى او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود».

الگوگیری از دوستان
بعد از پدر و مادر، یکی از الگوهای کودکان و جوانان‌ «دوستان‌» آن‌ها هستند که در برخی از موارد الگوپذیری آنان از دیگران بیشتر است و روی تربیت عقایدی و اخلاقی و رفتاری آن ما تأثیر دارند. قرآن‌کریم در این زمینه هشدار داده و در آیات ۲۷ تا ۲۹ فرقان در این رابطه می‎فرماید: «وَیَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلًا﴿۲۷﴾ یَا وَیْلَتَى لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا﴿۲۸﴾لَقَدْ أَضَلَّنِی عَنِ الذِّکْرِ بَعْدَ إِذْ جَاءنِی وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِلْإِنسَانِ خَذُولًا».

الگوگیری از معلم
یکی دیگر از موارد الگوگیری کودکان و جوانان‌، محیط تعلیم و تربیت آن‌ها یعنی همان «معلم‌» و مربی کودکان می‌باشند و معمولاً تمامی حرکات و سکنات خود را از مربیان‌، نمونه‌برداری می‌کنند، به همین جهت‌، هنگامی‌که از امام باقر(ع) درباره آیه ۲۴ سوره عبس که می‎فرماید: «فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ؛ انسان باید به غذای خویش بنگرد» سؤال شد، حضرت فرمود: یعنی علمی که فرا می‌گیرد، بنگرد از چه کسی فرا می‌گیرد.

روش‌های محبت‌
بی‌گمان این روش در اصلاح و تربیت همه انسان‌ها به‌خصوص کودکان‌، نقشی عظیم و کارساز دارد که خداوند متعال‌، پیامبر گرامیش‌ را به روش محبّت آراسته کرده‌ و در آیه ۱۵۹ آل‌عمران در این رابطه می‎فرماید: «فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ؛ پس به [برکت] رحمت الهى با آنان نرمخو [و پرمهر] شدى و اگر تندخو و سخت‌دل بودى قطعاً از پیرامون تو پراکنده مى‏‌شدند پس از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار[ها] با آنان مشورت کن و چون تصمیم گرفتى بر خدا توکل کن زیرا خداوند توکل‏ کنندگان را دوست مى‏‌دارد».

و تعبیر قرآن‌کریم نیز از کودکان به «بخشش‌» و هدیه‌، تعبیری است محبت‌آمیز که در آیه ۴۹ سوره شوری می‌فرماید: «لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَن یَشَاءُ الذُّکُورَ؛  فرمانروایى [مطلق] آسمان‌ها و زمین از آن خداست هر چه بخواهد مى‌‏آفریند به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مى‌‏دهد».
انسان‌، به فطرت خود نیازمند محبت است و در مراحل اولیه زندگی و دوران کودکی خویش به محبتی بیشتر نیاز دارد و تأثیر روش محبت در سازمان دادن به شخصیت کودک بر کسی پوشیده نیست‌. البته محبتی معتدل و راستین و به‌دور از تکلف و تصنع و متناسب با سن و سال و وضع و حال کودک و به‌دور از تبعیض که در این زمینه روایاتی از اهل بیت‌(ع) نیز داریم‌.

نمونه‌هایی از این روش را در قرآن کریم‌، می‌توان در داستان حضرت یوسف‌(ع) جست‌وجو کرد. یکی در هنگامی که پدرش‌، حضرت یعقوب‌(ع) بنابر تقاضای برادران یوسف‌، او را به بازی و گردش می‌فرستد و خوف از جان یوسف‌(ع) را دارد. چنان‌که در آیات ۱۲ و ۱۳ سوره یوسف(ع) فرموده است: «أَرْسِلْهُ مَعَنَا غَدًا یَرْتَعْ وَیَلْعَبْ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ﴿۱۲﴾قَالَ إِنِّی لَیَحْزُنُنِی أَن تَذْهَبُواْ بِهِ وَأَخَافُ أَن یَأْکُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ؛ فردا او را با ما بفرست تا [در چمن] بگردد و بازى کند و ما به‌خوبى نگهبان او خواهیم بود(۱۲) گفت این‌که او را ببرید سخت مرا اندوهگین مى‏‌کند و مى‏‌ترسم از او غافل شوید و گرگ او را بخورد».

روش موعظه‌
این روش از جمله روش‌هایی است که خداوند متعال برای تربیت همه انسان‌ها بدان سفارش کرده و در آیه ۱۲۵ سوره نحل در این رابطه می‌فرماید: «ادْعُ إِلِى سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِیلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ؛ با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به [شیوه‏اى] که نیکوتر است مجادله نماى در حقیقت پروردگار تو به [حال] کسى‌که از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‌‏یافتگان [نیز] داناتر است».
موعظه نیکو، موعظه‌ای است که از جان پاک واعظی راه یافته‌، به روشی نیکو، از آن برای اصلاح و هدایت بهره گرفته شود و خود قرآن کریم‌، کتاب موعظه الهی است‌.در قرآن‌کریم در آیات ۵۷ سوره یونس، ۱۳ تا ۲۰ لقمان به زیبایی به این مبحث اشاره شده است.

روش تعلیم‌
این شیوه هم یکی از روش‌ها است که بیشتر در روایات ائمه‌ روی آن تأکید شده مثلاً در بعضی از روایات‌، یکی از حقوق فرزند را «آموزش قرآن‌» و یا «سوادآموزی‌» برشمرده‌اند و در جای دیگر امام علی‌(ع) می‌فرماید: از دانش ما به کودکان خود چیزی بیاموزید که خداوند به‌واسطه آن سودشان بخشد.(میزان الحکمة‌، همان‌، ج ۱۴، ص ۷۱۰۷، ح ۲۲۷۵۳)
و همچنین است آموزش نماز، شنا، تیراندازی که همه این‌ها در تربیت جسمی و روانی کودک مؤثر است‌ و در تربیت قرآنی‌، احتیاط‌های لازم در امور جنسی کودک نیز حایز اهمیت شمرده شده او امر فرمود که کودکان باید با اجازه وارد اتاق خواب پدر و مادر شوند، می‌فرماید: «ای کسانی‌که ایمان آورده‌اید! بردگان شما و همچنین کودکانتان که به حد بلوغ نرسیده‌اند، در سه وقت باید از شما اجازه بگیرند.

آشنایی با تعالیم قرآن؛ اولین سنگ بنای تربیت دینی فرزند
حجت‌الاسلام والمسلمین سیداحمد میرعمادی، نماینده ولی‌فقیه در استان و امام جمعه خرم‌آباد در گفت‌وگو با خبرنگار ایکنا در رابطه با حقوق فرزندان بر والدین گفت: اولین سنگ بنای تربیت دینی فرزند آشنایی با تعالیم قران کریم است چنان‌که امام علی(ع) در این رابطه فرموده است: از جمله حقوق فرزند بر پدر و مادر این است که نامی نیکو بر او بنهد و به‌خوبی تربیتش کند و قرآن را به او بیاموزد.

تعلیم احکام
وی افزود: آشنا کردن فرزند به احکام اسلام و حلال و حرام از جمله وظایف پدر و مادر بر فرزند است چنان‌که پیامبراکرم(ص) در این رابطه فرموده است: «فرزندانتان را در سن هفت سالگی وادار به نماز کنید و اگر خواستید تنبیه کنید از سن ده سالگی باشد و از این سن بیشتر بستر خواب آن‌ها را جدا کنید».

ایجاد محبت اهل‌ بیت(ع)
حجت‌الاسلام میرعمادی اضافه کرد: از موضوعاتی که در مسئله تعلیم و تربیت فرزند مطرح شده آن است که پدر و مادر، فرزند را بر دوستی علی‌بن ابیطالب(ع) و فرزندان او تربیت کنند، زیرا مایه سعادت دنیوی و اخروی است چنان‌که رسول خدا(ص) خطاب به یکی از انصار فرمود: «فرزندان خود را بر دوستی علی(ع) ادب کنید».

عدالت میان فرزندان
نماینده ولی‌ فقیه در لرستان گفت: رعایت عدالت از جمله توصیه‌های همیشگی است در مورد فرزندان و تربیت انها در خانواده نیز توجه فراوانی به عدالت شده است از جمله: محبت عادلانه، تقسیم ارث عادلانه، حمایت مادی و معنوی عادلانه، رفتار عادلانه با فرزندان و … چنان‌که پیامبر اکرم(ص) در این باره سفارش فراوان داشته از جمله نعمان بن بشیر می‌گوید: شنیدم پیامبر(ص) فرمود: بین فرزندانتان به عدالت رفتار کنید.

اصل تربیت فرزند در ۷ سال طلایی و مهم

فرزندان حاصل رفتار و شیوه های تربیتی هستند که والدین آنها اتخاذ کرده اند. کودکان در سنین پایین همچون آینه ای در پی تقلید رفتار از اولین الگوهایشان؛ پدر و مادر خود هستند. جهت گیری های آینده در زندگی کودک، گرفته شده از نوع آموزش و تربیت آنها در دوران خردسالی شان است.

به گزارش خبرنگار «سلیم»؛دوران کودکی فرصت ارزشمندی است که گاهأ نادیده گرفته می‌شود و از دست می‌رود و والدین مسئول بهره برداری از این فرصت ها هستند. موهبتی که از بدو تولد در اختیار پدر و مادر قرارمی گیرید و آنها مسئولیتی در مقابلش دارند. مهم‌ترین وظیفهٔ که نیاز به رسیدگی دارد برنامه ریزی برای بّعد اخلاقی کودک است که از دو سالگی آغاز می‌شود و اما دلایل زیر بیانگر اهمیت این دوره از زندگی است:
۱٫ خالی بودن قلب کودک از پلیدی‌ها: قلب کودک که باید عرش الرحمان شود در این دوران خالی است و هنوز به سیاهی پلیدی گناهان نیالوده و مانند زمینی است که هنوز بذری در آن کاشت نشده و هرچه در آن کاشته شود به بار خواهد نشست. از این جهت می‌توان هرگونه صفات اخلاقی و اجتماعی را در کودک پروراند. قلبی که خالی است هم می‌توان صفت‌های اخلاقی نیکو مانند صداقت اخلاص و امانت را در آن کشت کرد و هم دروغ خیانت و ریا… .  این والدین هستند که کودک خود را مهربان و خوش اخلاق و پیرو حقیقت و یا پیروی کننده رویه‌های غلط اخلاقی و اجتماعی تربیت می‌کنند.

۲٫ گام‌های اولیه زندگی بهتر: بخشی از تربیت آدمی برای بهتر زندگی کردن در همین دنیاست بنابراین بهتر است از نخستین زمان ممکن برای آموزش و تربیت؛ پرورش کودک پرداخته شود تا بتواند هرچه بیشتر و بهتر از زندگی و عمر خویش بهره ببرد. اگر این امر به مراحل بعدی منتقل شود علاوه بر اینکه برخی امکانات و استعدادهای تربیت پذیری از دست خواهد رفت بخشی از عمر کودک نیز بدون بهره برداری صحیح تلف خواهد شد و خساراتی به بار خواهد آمد.

۳٫ مشغول نبودن به امور بی فایده: در دوران کودکی هنوز ذهن فرزند با آموزش‌های بی فایده و مسائل معیشتی و دنیوی همچون خانواده، فرزندان و جمع مال مشغول نشده است. کودک فارغ از همه این افکار می تواند به راحتی آموزش‌ها وتربیت لازم را قبول کند بنابراین تا قلب آن سخت و ذهن مشغول نشده باید آغاز کرد تا حقیقت آنچه را که با تجربه اولیه و خالص نیاز به پذیرش آن دارد با رأی قاطع بپذیرد البته باید به این نکته توجه کرد که کودکان دارای استعدادهای مختلف هستند و نقش وراثت را نباید نادیده گرفت ولی همواره چون کودکان از عوامل محیطی دخالت کننده متاثر نیستند بهتر و راحت‌تر می‌توان آنهارا آموزش داد.

۴٫ حاکم بودن والدین: کودکان ارزشمندترین هدیه‌ای هستند که خداوند به امانت به والدین سپرده و آنها را برسرنوشت  فرزندان حاکم کرده است و نیز وظیفه دارند این بار مسئولیت را باید با برنامه ریزی از روزهای نخستین تحویل گرفتن این امانت به بهترین شکل ممکن تربیت کرد.

۵٫ روحیه الگوپذیری: انسان در دوران کودکی بیشتر و عمیق تر تحت تأثیر دیگران قرار می‌گیرد و روحیه الگو پذیری و تقلید در او قوی تر است، اما هرچه سن او بالاتر می‌رود ر این روحیه  کمتر می‌شود بنابراین در این دوران  می‌توان به راحتی از این ویژگی‌ها در امور تربیتی بهره مند شد و به آن سرعت بخشید.

۶٫ عدم استقلال رأی: در دوران کودکی فرزند در اختیار والدین است و هنوز استقلال رأی و نظر ندارد و برای والدین امکان تربیت او بیشتر فراهم است اما در بزرگسالی با به وجود آمدن استقلال رأی و نظر امکان کمتری برای تربیت وجود دارد.

۷٫ ماندگاری تربیت: پرورش اخلاقی درست، انسان را از تنگناهای بزرگ می‌رهاند و  از تباهی‌ها و لغزش ها باز می‌دارد. وقتی کاری در شرایطی ویژه و در زمان خود انجام گیرد آثار دلخواه را به دست می‌دهد. دوران کودکی بهترین زمان برای تربیت و آمادگی کامل را دارد و هر تدبیری در او به کارگرفته شود در دل و جان او نقش می‌بندد و از بین نمی‌رود. از سالهای نخستین که رشد ساختمان مغزی کودک سریع است باید در تربیت همه جانبه مادی و معنوی کودکان همت کردکه اثری دراز مدت در روح انسان دارد. طبق نظر روانشناسی بخش عمدهٔ از ویژگی‌های شخصیتی انسان قبل از ۷ سالگی یا همان کودکی شکل می‌گیرد و بقیه عملکردهای دوره‌های زندگی آن برگرفته از آن دوران کودکی است.

۷سال طلایی در تربیت فرزند
باتوجه به اهمیت این دوران این سؤال به ذهن خطور می‌کند که در هفت ساله اول در بعد رفتاری، عاطفی وشناختی چه عکس العملی با فرزندان خود داشته باشیم؟

در هفت سال اول نیاز کودک به ارزشمند شمردن و اهمیت دادن بدون اینکه در مقابلش کار مهمی انجام دهد است و هرچه احساس ارزشمندی در این دوره فهم شود در دوره نوجوانی فرزندی مطیع و آماده خدمت را خواهیم داشت. اما انتقال حس ارزشمندی در تمام کنش‌های ما با کودکانمان معنا پیدا می‌کند:

بُعد عاطفی
در این دوران کودک به‌شدت به محبت و در تأمین نیازهای عاطفی اش به والدین اش محتاج است و این موضوع تا دوسالگی برای رشد ذهنی کودک ضروری است؛ مادر باید کاملاً در کنار فرزندش باشد، او را در آغوش بگیرد و نیازهای زیستی و عاطفی‌اش را رفع کند. لازم به ذکر است که وقتی فردی که به‌شدت برای ما مهم و ارزشمند است در حالت پریشانی و گریه‌اش بی‌توجهی نمی‌کنیم پس سعی کنید حتی اگر با دلیل موجهی گریه می‌کند فرزندتان طرد نکنید او باید بداند همیشه و بی‌قیدوشرط از سوی پدر و مادر  دوست داشته می‌شود، مورد احترام قرار می گیرد، دیدگاهی به او تحمیل نمی‌شود و می‌تواند از خود دفاع کند. بدین گونه، مسئولیت‌پذیری به او آموزش داده می‌شود و نیروی تصمیم‌گیری و استدلال در او قوت می‌گیرد.

بُعد رفتاری
احساس ارزشمندی در بعد رفتاری به این معنی نیست که هر کاری برایش مضر است انجام دهد. خیر! کدام آدم مهم زندگی‌تان را می‌شناسید که بخواهد راه اشتباهی برود و شما به دلیل ارزشمند بودنش اورا رها کنید؟ گاهی به او امرونهی می‌کنید و بایدونبایدها را متذکر می‌شوید و راه را نشان می‌دهید اما همه این کارها با رعایت احترام و تجلیل انجام می‌دهید. گستردگی احساس مسئولیت و احساس اینکه همه در خدمت کودک هستند به او جرئت تصمیم‌گیری و حس اعتماد به محیط را می‌دهد.  دور ماندن کودک از تحقیر شدن،به رشد بهتر ذهنی، عاطفی و عقلی آنان کمک می‌کند و شکوفاییِ شخصیتیِ بهتری میابند.

بُعد شناختی
ما موظفیم نظم و قانون رابه کودکانمان آموزش دهیم. قوانین را ساده  و به روشنیِ روز به زبان آوردن، و به‌دوراز غر زدن و سرکوفت بیان کنیم. اگر می‌خواهیم پیام‌های سازنده و آموزشی، به‌خوبی در مغز کودکانمان پردازش شود، چشمه زلال ذهن کودک را آلوده به خار و خاشاک نکنیم. کودکان با داشتن قوانین و چارچوب‌های معین، به‌آسانی می‌توانند با محیط ارتباط مناسب برقرار کنند. یادمان باشد کودک جهان پیرامونش را به‌وسیله ما می‌شناسد پس اولأ بدون آموزش، نباید چشمداشت گزینش رفتار درست از سوی کودکان را داشته باشیم و ثانیا قوانین گفته شده به کودک باید در کمال احترام و محبت و به دور از ترس و تحقیر باشد تا شناخت کودک از محیط اجتماعی و قوانین حاکم برگرفته از سلامت و امنیت باشد.

سه دوره ۷ ساله برای تربیت کودک در روایات/ به جای مخالفت با کودک زمینه تقاضای نامطلوب را از بین ببرید

حجت‌الاسلام آقایی در جلسه تربیت اسلامی گفت: به جای مخالفت با کودکان در مرحله اول تربیت در مورد تقاضاهای نامطلوبشان، باید زمینه تقاضاهای نامطلوب را از بین ببریم. به شکلی باید رفتار شود که به روح سیادت کودکان در این مرحله لطمه وارد نشود.

به گزارش خبرآنلاین، حجت الاسلام و المسلمین آقایی در ادامه سلسله مباحث تربیت اسلامی در آیینه روایات که در مسجد هفتاد دو تن مجموعه فرهنگی شهدای انقلاب اسلامی« سرچشمه» برگزار می شود به نکات زیر اشاره کرد:

* طبق روایتی فرزندان ما ۷ سال آقا و سید، ۷ سال مطیع و در ۷ سال وزیر خواهند بود. اگر رفتار و کردار آنها در این سالها راضی کننده بود که شما کار خود را در تربیت درست انجام داده اید، اما اگر نتیجه تربیت راضی کننده نبود شما عذرت پیش خداوند موجه است. تربیت فرزندان به اندازه‌ای نزد ائمه معصومین(س) مهم و با اهمیت است که بیش از چهل حدیث و روایت در این تربیت موجود است.

* امیرالمومنین(ع) می‌فرمایند: “«یُرْخی الصّبیُّ سَبْعاً و یُؤَدَّبُ سبْعاً وَ یُسْتخدمُ سَبْعاً.» کودک در هفت سال نخست زندگی آزاد گذارده می شود و در هفت سال دوم به آن ادب آموخته می‌شود و در هفت سال سوم به خدمت گرفته می‌شود. در روایات داریم که عقل فرزندان ما تا ۳۰ سالگی تکمیل و از ۳۰ سال به بعد در حال کسب تجربه است. در روایات مختلف سه دوره برای تربیت کودکان در نظر گرفته شده است.

* مرحله نخست در تربیت فرزندان، مرحله سیادت است و حرف اول و آخر آن آزادی مطلق کودک است. فرزندان ما در این مرحله ولع عجیبی به بازی دارند. باید والدین راه را برای بازی کودکانشان باز بگذارند. چند نکته مهم در ۷ سال اول تربیت کودک وجود دارد که باید به آن توجه کرد. نکته اول این است که چگونه توقع اطاعت و فرمانبرداری از کودک داشته باشیم. باید توجه داشت که کودک در مرحله سیادت توقع فرمانبرداری و اطاعت از شما را ندارد. او فطرتاً خود را آقا و امیر می‌داند. کودک در این مرحله به هیچ عنوان نباید امر و نهی شود. بازی کار او و سرپیچی مرام او در این مرحله است.

* نکته دوم چگونگی پاسخ به درخواست‌های او است. در این شرایط کودک هر درخواستی داشته باشد والدین موظف به انجام آن هستند. آنها از زیر دست خود انتظار دارند اوامرشان را اطاعت کنند. در این شرایط اگر اوامر آنها رعایت نشود حق دارند فریاد زده و بی‌فرمانی و پرخاشگری کنند؛ نباید با درخواست های غیر منطقی کودکان در این شرایط به صورت مستقیم مخالفت شود. مخالفت با کودکان در این مرحله آثار منفی بسیار بدی به جای خواهد گذاشت. هرگاه کودک با نافرمانی مواجه شود اولین چیزی که به سراغ او می آید احساس ناامنی است.

* به جای مخالفت با کودکان در مرحله اول تربیت در مورد تقاضاهای نامطلوبشان، باید زمینه تقاضاهای نامطلوب را از بین ببریم. به شکلی باید رفتار شود که به روح سیادت کودکان در این مرحله لطمه وارد نشود. نکته سوم بحث نظارت و کنترل کودک است. کودکان در این مرحله بیش از پنج کیلومتر راه می روند. کودکان در این مرحله تاج سیادت بر سر داشته و در برخورد با او باید بنده و فرمانبردارش باشید. باید کودک احساس کند در کار او دخالتی نمی‌شود. به گونه‌ای باید بر او نظارت کنیم که او خودش را آزاد تصور کرده و احساس نظارت بر زندگی خود نکند.

* باید چنان وانمود شود که از دیدن رفتار و اعمال او قصد کارآموزی و آموزش دارید، نه بازخواست. اگر هم کودک اجازه نظارت نداد امر او مطاع و لازم الاجراء خواهد بود. ملاک برخورد این است که کودک خودش را محدود نداند. لازم است که مراقب باشیم هرگونه سد و موانع که آزادی کودک را محدود می‌کند از سر راهش برداشته شود. تعلیم و آموزش کودک باید غیر مستقیم و همراه با بازی و تفریح باشد. نباید کودک احساس کند که چیزی به او تحمیل شده است. باید از زبان تشویق برای منع کردن کودک از کاری و یا پاسخی که نامربوط است استفاده شود.

مراحل تربیت کودک و نوجوان

طبق روایات اسلامی کودک در ۷ سال اول امیر و سید، در ۷ سال دوم مطیع و فرمانبردار و در ۷ سال سوم وزیر و مشاور است. امروزه ثابت شده که قبل از شروع هر فعالیت فرد باید قبلاً خود را برای آن آماده کرده باشد تا در اجرای آن موفقیت بهتری نصیبش گردد. والدین باید به اثرات سوء تبعیض از لحاظ روانی، عاطفی، اجتماعی و غیره کاملاً آگاه بوده و از اعمال تبعیض اجتناب ورزند.

تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۵/۲۶

بازدید : ۶۷۸

منبع : نحوه رفتار والدین با فرزندان، ص۳۵

طبق روایات اسلامی کودک در ۷ سال اول امیر و سید، در ۷ سال دوم مطیع و فرمانبردار و در ۷ سال سوم وزیر و مشاور است. لذا والدین در هر یک از این مراحل باید به نکاتی توجه کنند.

تربیت کودک در هفت سال اول

مواردی که والدین بایستی در مراحل سیادت (هفت سال اول) فرزندان رعایت کنند.

  1. ابراز محبت به کودکان
  2. دادن آزادی و استقلال به فرزندان (منظور از این آزادی ها سخت گیری نکردن، تعلیم به موقع و متناسب با سن کودک، کمک های لازم به کودک در رفع نیازهایش، دادن ابتکار عمل و آزادی به او به خصوص در اموری مثل غذا خوردن، لباس پوشیدن، بازی کردن، شانه زدن مو، مسواک کردن و…است. وظیفه والدین این است که کودک را در انجام عملیات آزاد گذاشته و حتی بعضی مواقع تحریض و تشویق کنند که مستقلاً عمل کند ولی هر جا که ناتوان شد و یا اشتباه کرد به او کمک کنند)
  3. عدم مبارزه با حس کنجکاوی کودک
  4. دادن پاسخ های مناسب به سؤالات او
  5. تخطئه نکردن کودک در برابر سؤالات بسیار ساده و یا سؤآلات تکراری او
  6. ایجاد شخصیت در کودکان و احترام به شخصیت آنان
  7. نادیده گرفتن بعضی از اشتباهات آنان
  8. احتراز از پرخاشگری و لجاجت در برابر آنان
  9. رفع بعضی از نیازهای آنان
  10. پرهیز از محبت ها و حمایت های افراطی و بی جا
  11. امر و نهی کودکان به موقع با حفظ آبرو و شخصیت آن ها
  12. آماده کردن کودکان برای رفتن به دبستان و. ..

آمادگی لازم جهت تربیت کودک

نظر به این که قبل از شروع هر کار و فعالیت آماده شدن برای آن کار از اهمیت ویژه ای برخوردار است لذا مختصری درباره آمادگی توضیح می دهیم:

آمادگی:امروزه ثابت شده که قبل از شروع هر فعالیت فرد باید قبلاً خود را برای آن آماده کرده باشد تا در اجرای آن موفقیت بهتری نصیبش گردد. به عنوان مثال فردی که قادر است از ارتفاع یک متری به راحتی سقوط کند، اگر همین فرد در شب و به هنگام تاریکی پایش در گودالی به عمق ۱۰ سانتیمتر برود آسیب می بیند. چرا؟

واضح است این فرد قبل از سقوط و پرش از سکوی یک متری بدن خود را آماده می کند به عبارت دیگر «گارد» و ژست لازم را می گیرد همه عضلات و اندام بدن خود را آماده می کند و پس از آن از یک متری سقوط می کند و بدون آسیب دیدن در پرش خود موفق می شود.

امّا به هنگام شب چون بدون آمادگی قبلی در چاله ۱۰ سانتی متری می افتد پایش آسیب می بیند و رنجور می شود. همین طور وقتی که قصد داریم به منزل یکی از آشنایان به مهمانی برویم قبل از مهمانی رفتن خود را از هر لحاظ باید آماده کنیم. لباس مناسب مهمانی می پوشیم. وسیله لازم برای رفتن به مهمانی را تدارک می بینیم و اگر قرار باشد هدیه ای با خود ببریم، هدیه مناسبی تهیه می کنیم و بعد از فراهم کردن این مقدمات به مهمانی می رویم. بدیهی است اگر مقدمات خوب فراهم شده باشد این مهمانی موجب خوشحالی و انبساط خاطر میزبان، مهمان و سایر افراد شرکت کننده خواهد شد. ولی اگر بدون آمادگی و تهیه مقدمات به چنین مهمانی برویم آن مهمانی چیزی جز ناراحتی، خستگی، پشیمانی و بالاخره رنج روانی چیزی به بار نمی آورد.

بنابر این قبل از رفتن به دبستان هم اگر مقدمات رفتن به دبستان خوب فراهم شده باشدو به عبارت دیگر کودک از قبل آماده شده باشد، امکانات لازم فراهم شده باشد. رفتن به مدرسه موفقیت آمیز خواهد بود. خوبست والدین قبل از فرستادن کودکان به مدرسه و آغاز تعلیم و تربیت رسمی حداقل نکات زیر را در نظر داشته باشند.

۱ـ فرزند آنان از لحاظ رشد جسمی و روانی به حدی رسیده باشد که بتواند تعلیم و تربیت رسمی را پذیرا باشد بنابر این به والدین توصیه می شود از بزرگتر گرفتن شناسنامه بچه ها که اصطلاحاً «کَبرَ سن» نامیده می شود و گذاشتن کودکان قبل از رسیدن به سنّ لازم جداً خودداری نمایند. و همچنین است در مورد رشد روانی و عقلی. (در این مورد از مشاوران آگاه می توان کمک گرفت)

۲ـ کودکانی که دوره کودکستان و آمادگی را ندیده اند و به عبارت دیگر از خانه و خانواده و آغوش مادر جدا نشده اند، نمی توانند رفتن به مدرسه و ساعت ها دوری از محیط خانواده را به خوبی تحمل کنند. لذا والدین این قبیل کودکان باید قبل از ورود به مدرسه بچه ها را با محیط مدرسه و مقررات آن آشنا کنند و در صورت امکان پا گذاشتن کودکان در دوره های آمادگی آنان را برای رفتن به دبستان آماده کنند.

۳ـ وابستگی کودک را به والدین و خانه به روش های مقتضی کم کنند (مثل بردن کودک به پارک و بازی با کودکان همسن و سال ـ گذراندن ساعتی در منزل اقوام بدون حضور پدر و مادر و غیره)

اصولی که والدین باید در مرحله اطاعت (هفت سال دوم) مراعات کنند.

دوران امیری کودک (هفت سال اول)

از پر مشغله ترین و یکی از حساس ترین برهه های زندگی کودک آغاز می کنیم . دورانی که بنا به حدیث نبوی دوران امیری کودک است . ۱تا ۷ سال .

بسیار شنیده ایم که در این دوران باید کودک را آزاد و رها گذاشت . این دوران ، دوران توبیخ و تنبیه و قهر کردن با کودک نیست . دورانی است که کودک باید فارغ از هر مانعی به بازی ها و کنجکاوی های کودکانه اش برسد . اما والدین همیشه نگرانند که نکند این آزادی ها باعث شود کودکشان تبدیل به یک انسان لوس و خود مختار و خودخواهی بشود که گمان کند امر امر اوست و همه را موظف به اطاعت از خود ببیند. برای پاسخگویی به این سوال باید به صفحات تاریخ نگاهی بیندازیم . زندگی بانوی بانوان زهرای مرضیه و شیوه ی تربیتی او در مورد کودکانش راه گشای مادران نگران ماست . شیوه ای که انسانی چون حسین (ع) را به تاریخ عرضه داشت . پس به آنچه مشاوران مذهبی می گویند اعتماد کنید و با صبر و حوصله آنها را انجام دهید.

تاریخ به ما نشان می دهد که حضرت زهرا(س) در این دوران بسیار بافرزندانشان بازی می کردند. این همان پاسخ جادویی است . مادرانی که با فرزندان خود بازی می کنند در واقع آنها را همان طور بار می آورند که خودشان دوست دارند . مادرانی که کودکانی در این سن دارند برای اثبات این ادعا می توانند از همین امروز شروع کنند. یک مادر در این ایام (۱تا۷سال) با دنیایی کار مواجه است . درست در همین سالهاست که می توانید یک مهندس ، یک محقق ، یک عالم و یک سرباز برای امامتان تربیت کنید. پس این دوران را جدی بگیرید. به زودی خواهید دید وقتی با فرزندتان بازی می کنید و با او وقت می گذرانید او را تابع کامل خود کرده اید . او درمی یابد که برای اینکه شما بتوانید با او بازی کنید باید آن کاری را انجام دهد که شما می پسندید. به این صحنه ی واقعی از زندگی این بانو دقت کنید.

فصل امتحانات نزدیک است . مادر هم باید به درسش برسد و هم به کارهای خانه رسیدگی کند و هم اینکه پسربچه ی دو ساله ی خانه را سرگرم کند . صبح بعد از صبحانه برنامه ی همیشگی بازی شروع می شود این بار نوبت ساخت کاردستی با وسایل دور ریختنی خانه است که ۲ ساعت از وقت مادر را می گیرد و کودک را سرگرم می کند . بعد نوبت بازی حرکتی است . مادر و فرزند دور گل های قالی می دوند و هر کدام مراقب است که نکند آن دیگری پایش را از گلها بیرون بگذارد و بسوزد .(مادر می داند که بازی های دویدنی نباید با ساعت خواب همسایه ی پایینی همراه باشد ) وقت ناهار است و کودک دوست ندارد قبل از غذا دستهایش را بشوید مادر به جای بحث با او ، بغلش می کند و می گوید : دوست داری تا با هم میکروبهای دستت را تماشا کنیم ؟ کودک کنجکاو می شود . همراه مادر می رود مادر آب را باز می کند و می گوید اگر می خواهی آنها را که در دستت قایم شده اند تماشا کنی اول باید دستت را با آب خیس کنی و مایع بزنی . کودک برای تماشای میکروب ها همین کار را می کند . بعد می بیند که آب سیاه از دستش می رود . مادر از فرصت استفاده می کند و می گوید نگاه کن این کثیفی ها میکروب های دست توست . به این ترتیب مادر به هدفش رسید. حالا کودک دلش می خواهد با کفگیر به جای قاشق غذا بخورد مادر به جای اینکه مانع او شود یک پارچه ی بزرگ پهن می کند یک بشقاب می آورد و یک کفگیر به دست کودک می دهد . کودک تلاش می کند با کفگیر غذا بخورد اما می بیند که نمی تواند،بخش زیادی از غذا به زمین می ریزد پس بی هیچ کلامی قاشقش را برمی دارد و دیگر به سراغ کفگیر نمی رود. بعد از ناهار مادر کودک را روی اپن آشپزخانه می نشاند که با هم ظرف بشویند . مادر می شوید و کودک با یک دستمال کوچک آنها را خشک می کند.

بعد از ناهار ، کودک باز هم بازی می خواهد و مادر نگران درسهایش هست . به کودک می گوید برای اینکه بتوانیم با هم بازی کنیم بیا یک مسابقه بگذاریم من این کتاب را می خوانم و تو یک نقاشی قشنگ بکش وقتی عقربه ی ساعت روی عدد ۴ آمد بازی استپ هست و می بینیم که کداممان برنده شده ایم . با این ترفند بچه سرگرم نقاشی می شود و مادر به درسش می رسد .
- بجای آنکه مرتب به کودکتان امر و نهی کنید و اشیا خطرناک را از او بگیرید ، آنها را از تیررس او دور کنید. کودکی که خاک گلدان را به دهان می گذارد را از این کار نهی نکنید بجای آن گلدان را از جلوی او بردارید.
- تا دو سالگی با بچه ها بازی های جنبشی و چرخشی کنید و از دو سالگی تا چهارسالگی با او بازی های فکری و هیجانی مانند گرگم به هوا و خانه سازی کنید.
- حتما شما هم در مهمانی ها بچه هایی را که اذیت می کنند و همه را با اذیت های خود عاصی می کنند دیده اید. این بچه ها معمولا” بچه هایی هستند که در خانه مرتب امر و نهی می شوند ، دعوا می شوند یا حتی کتک می خورند و وقتی می بیند که مادر در مهمانی کاری نمی تواند بکند، هرکاری که دلش می خواهد انجام می دهد. اما بچه هایی که در خانه تحت تربیت نبوی بزرگ می شوند در مهمانی ها ، آرامتر و معقول تر هستند وبه شکل خود به خود به اصطلاح ما “آبروداری می کنند.”

علی کوچولو با کفش های گلی روی صندلی سفید امام خمینی بالا و پایین می پرید . عروس امام با عجله می روند تا بچه را بگیرند و مانع کثیف شدن روکش سفید صندلی ایشان شوند اما ، امام اجازه نمی دهند و می فرمایند: روکش صندلی را می شود شست و تمیز کرد اما هول و اضطرابی که شما به این بچه وارد می کنید هیچ وقت از اعصابش پاک نمی شود.
- فرزندی که مطابق توصیه اسلام در هفت سال اول زندگی اش دوران امیری را به سلامت طی کند ، هرگز با مشکل جویدن ناخن مواجه نمی شود. اغلب بچه هایی که ناخن خود را می جوند دچار افسردگی هستند و فشار روانی را تحمل می کنند . لذا مراقب باشید که کودکانتان با این بحران مواجه نشوند.

- فرزندان خود را حتما” در محیط حمام با لباس زیرشان نگه دارید . به آنها یاد بدهید که هنگام بیرون آوردن لباس زیرشان بسم الله الرحمن الرحیم بگویند . چرا که در روایات داریم در این شرایط ملائک حیا کرده ، از اطراف انسان پراکنده می شوند و همان وقت است که شیطان حضور پیدا میکند و به او نظر می کند.

- معمولا” این دوران ، آغاز بیداری جنسی در کودکان است . اغلب کودکان در این سن دچار خودارضایی یا همان استمنا می شوند. این حالت در پسرها بیشتر است اما این به آن معنی نیست که در دخترها ابتلای به این مسئله پیش نمی آید یا حتی کم است . در این مواقع هرگز بر سرکودکتان فریاد نزنید . هرگز دراو ایجاد حساسیت نکنید . فرزندتان را از روی زمین بلند کنید . سعی کنید که حواسش را پرت کنید . استمنا در کودکان معمولا از سن ۴ سالگی شروع می شود هرچند مدتی است که سن استمنا به ۲ سال هم رسیده است . همیشه اول از زمین شروع می شود همین طور دسته های مبل و عروسک های پولیشی . در صورتیکه متوجه این مسئله درکودکتان شدید ، عروسک های پولیشی اش را از او دور کنید . مخصوصا اجازه ندهد که با این عروسکها به رختخواب بروند. مراقب لقمه هایی که به خانه می آورید باشید. خانه ای که در آن صدای موسیقی بلند باشد هرگز نمی تواند محل رشد معنوی یک انسان باشد. پس خانه هاتان را از آوای موسیقی طاهر کنید . گاهی با صدای بلند در خانه تان اذان بگویید . باصدای بلند قرآن بخوانید تا خانه ی شما محل رفت و آمد ملائک باشد . در مجالس آلوده به گناه شرکت نکنیدو مراقب رفت و آمدهایتان باشید. تا ان شاالله نسلی طاهر و صالح تربیت کنید. حالت خودارضایی به طور طبیعی در کودکان از بین می رود . هر چند ممکن است به دلایل متعدد در سنین بالاتر تشدید شود تا حدی که به شکل یک بیماری جدی دربیاید. ما با نمونه ای مواجه بودیم که دردناک بود . مردی که در سن ۳۰ سالگی با داشتن مدال های متعدد در رشته های ورزشی و تحصیلات بالا متاسفانه از سن ۴ سالگی به این درد مبتلا بود تا جاییکه در ۳۰ سالگی بیشتر از ده بار در روز مرتکب این عمل می شد و مشکلات بسیاری هم برایش پیش آمده بود.

- به بچه ها بیاموزید که شبها قبل از خواب ۳ بار سوره توحید را بخوانند . بر طبق روایات در این صورت ، تا صبح ملائک بر او دعا می کنند و نوری از او تا آسمان ساطع می شود این طور یاد می گیرد که رخت خوابش محل عبادت اوست و به ورطه استمنا نمی افتد.

- به هیچ عنوان مادرها به منظور طهارت گرفتن ، به آلت جنسی کودک دست نزنند . به کودکتان آموزش دهید که خودش را تطهیر کند . ضمن اینکه به او بیاموزید در هنگام تطهیر نیازی به دست زدن به آلت جنسی ندارد و آب گرفتن کافی است
ما باید تحولات زندگی کودک را کشف کنیم و مطابق آن رفتار کنیم . مثلا معنا ندارد که بگوییم از یک سالگی چادر به سرش کنیم تا عادت کند . او با این چادر به سرکردن اجباری به چادر عادت نمی کند، او تقلید می کند . وظیفه ی ما این است که او را باحجاب آشنا کنیم و بعد آرام آرام فلسفه ی حجاب را برایش بازگو کنیم .
- جلوی بچه ها آرایش نکنید . در را ببندید و بعد آرایش کنید . اجازه ندهید هرگز دخترها از لوازم آرایش استفاده کنند . مسائل شخصی خودتان به عنوان یک “خانم” را از دخترتان مخفی کنید .
- در برابر سوالات بچه ها درمورد ذات اقدس الهی ، فقط از نظم خدا در عالم هستی و نعمت ها و مهربانی هایش بگویید و نه از مسائل پیچیده تر . اگر کودکتان از شما پرسید: چرا خدا را نمی بینیم ؟ مراقب پاسختان باشید نگویید خدا در قلب توست یا خدا در آسمانهاست ، پس ما نمی توانیم او را ببینیم. بدانید این پاسخ های نامناسب ممکن است سرانجام به کفر او در سنین بالاتر منجر می شود.
- هیچ گاه به فرزندتان نگویید که می تواند امام زمان را ببیند. بدانید که بچه ها تفکر انتزاعی ندارند.
- در مورد قیامت فقط از فصل بهار کمک بگیرید . ولی در مورد عذاب های اخروی و جهنم چیزی به آنها نگویید .فقط از پاداش خوبی ها بگویید.
- برای بچه ها از مرگ اطرافیان چیزی نگویید . برایشان به جای استفاده از لغت مرگ از کلمه ” به سفر رفتن” استفاده کنید . دقت کنید که با وجودیکه حضرت رقیه در جریان واقعه کربلا و شهادت اصحاب و نزدیکانشان بودند هر بار که از عمه شان حضرت زینب (س) سراغ پدرشان را می گرفتند ، آن بزرگوار می فرمودند که پدرشان به سفر رفته اند. بعد ازواقعه کربلا ، به محض آنکه حضرت رقیه با واقعیت شهادت پدر مواجه شد ، به اصطلاح امروز ما دق کرد.حتی لازم نیست که شما فرزندتان را سر مزار متوفی ببرید.
- برای فرزندتان از کودکی اهل بیت بگویید . همیشه از موفقیت های آنها بگویید . مثلا از واقعه غرق شدن حضرت یونس و بلعیده شدن ایشان توسط ماهی بزرگ یا از نحوه شهادت اهل بیت به آنها نگویید . در روضه های امام حسین وقتی مقتل خوانده می شود یا وقتی که جزئیات و نحوه شهادت اصحاب یا اهل بیت صحبت می شود یا هرگاه که صدای شیون و ناله و بر سر زدن مردم بلند می شود بچه های زیر شش سال را بیرون ببرید. هرگز برای بچه ها از نحوه شهادت حضرت علی اصغر یا نحوه شهادت حضرت رقیه کلامی نگویید .
- این مادر است که قدرت کاشتن بذر شجاعت را، در قلب و وجود فرزندش دارد. مادر ترسو هرگز نمی تواند فرزندی شجاع تحویل امام زمان بدهد. مادر عاقل مادری است که حتی اگر خودش از چیزی می ترسد هرگز این ترس را به فرزندش منتقل نمی کند .

با بچه ها در سنین بین ۴ تا ۶ سالگی بازهای معمایی مثل پازل انجام دهید . این بازی کمک می کند تا صبر و مهارت دیداری او بالا برود. می توانید از پازل هایی با قطعات کوچک شروع کنید .
* یادمان باشد ادب کردن مربوط به دوره ی بعدی زندگی بچه ها و ۷ سال دوم است . ولی تمام حرکات بزرگترها مانند مسواک زدن ،راستگویی و … توسط ذهن های کوچک آنها رصد می شود و مورد تقلید قرار می گیرد. بدانیم اگر بچه ها در سنین زیر ۷ سال آزاد نباشند و مرتب محدود شوند در سنین مدرسه تمرکز نخواهند داشت . مثلا ممکن است نقطه ها را جابه جا بگذارند و یا کلمات را در عین بلد بودن پس و پیش بنویسند . وقتی بچه ای فحش می دهد و آنرا تکرار می کند ، مرتب به او نگویید که حرف زشتی می زنی . چراکه او متوجه حساسیت و توجه شما بر این نقطه شده و کارش را تکرار می کند . به جای آن سعی کنید تا کلمات سخت به او بیاموزید مثل میرفندرسکی یا قسطنطنیه. او وقتی توجه و حتی خنده ی اطرافیان را موقع ادای این کلمات می بیند ، ذوق می کند و آن فحش را فراموش می کند.
* هرگز کودکان زیر ۷ سالتان را برای رفتن به مسافرت به دیگران نسپارید . وقتی مادرشده اید دیگر رفتن به مسافرتهای بدون فرزندتان را فراموش کنید.
* به بچه ها در پایان ۳ سال قمری بگویید که ۷ بار “لااله الاالله” بگویند و بعد رهایشان کنید .در سه سال و هفت ماه و بیست روزگی اش بگوید”محمدرسول الله” و بعد رهایش کنید. در ۴ سالگی ، هفت بار “صلوات ” بگوید و بعد رهایش کنید . در ۵ سالگی دست چپ و راست و جهت قبله را به او بیاموزید و از او بخواهید که یکبار سجده کند و بعد رهایش کنید. در ۶سالگی وضو گرفتن را به شکل کامل به او بیاموزید . اگر فرزندتان دختراست از هفت سالگی نماز خواندن را برای او آغاز کنید و اگر فرزندتان پسر است او را از ده سالگی به نماز دعوت کنید . قبل از این سن هرگز او را برای نماز تحت فشار قرار ندهید .
** کودک در ۶ سالگی به بیداری جنسی می رسد . پس لازم است که آموزش طهارت را برای او جدی بگیرید

 


× دو = 16