خانه > اهلبیت علیهم السلام, منبر > فضائل خدیجه علیهاالسلام

فضائل خدیجه علیهاالسلام

 فضائل خدیجه علیهاالسلام، بررسی نقش محوری حضرت خدیجه (س) در صدر اسلام،امتیازات حضرت خدیجه،اولین های حضرت خدیجه کبری،عظمت حضرت خدیجه کبری

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت خدیجه کبری سلام الله  علیها

دهم رمضان المبارک یاد آور داغ جانسوز و حادثه جانکاهی است که عصاره هستی و خاتم و افضل پیامبران را به سوگ نشاند. در سال دهم بعثت بانوی بزرگ اسلام بعد از ۲۵ سال همراهی و فداکاری در راه پیامبر صلی الله علیه و آله با کوله باری از رنجها، فداکاریها، گذشت و ایثارها، در سن ۶۵ سالگی، چشم از جهان فرو بست و همسرش محمد صلی الله علیه و آله را در میان دشمنان در فراق جانسوزی تنها گذاشت. این حادثه دردناک درست بعد از سه روز از وفات ابوطالب، حامی دلسوز و فداکار پیامبر صلی الله علیه و آله اتفاق افتاد و آنچنان حضرت ختمی مرتبت را متأثر و محزون ساخت که آن سال (دهم بعثت) را «عام الحزن» و سال غصه و غم نامگذاری نمود و در میان اندوه فراوان و اشکی چون باران، خدیجه را در محلی به نام «حجون» به خاک سپرد.

فضائل خدیجه علیهاالسلام

۱٫بصیرت ژرف

از بالاترین فضائل خدیجه کبری این است که از اندیشه بلند و فکر عمیق و بصیرت ژرف برخوردار بود؛ مخصوصاً عقل عملی او در اوج خود قرار داشت. این امر را می توان از انتخاب پیامبر اکرم به عنوان شوهر آینده و شایسته خود از بین آن همه خواستگاران پولدار و تاجر فهمید.

او در چهره و رفتار محمد صلی الله علیه و آله آینده درخشان و ممتاز او را می دید، به همین جهت راز پیشنهاد ازدواج با محمد صلی الله علیه و آله را (قبل از بعثت) چنین بیان می کند: «یَابْنَ عَمّ! اِنّی قَدْ رَغِبْتُ فِیکَ لِقِرابَتِکَ مِنّی وَ شَرَفِکَ فی قَوْمِکَ وَ اَمانَتِکَ عِنْدَهُمْ وَ حُسْنِ خُلْقِکَ وَ صِدْقِ حَدِیثِکَ؛(۱) ای پسر عمو! من به خاطر خویشاوندی ات با من، و شرف و امانتداری ات در میان قوم خود، و به جهت اخلاق نیک و راستگویی ات، به تو تمایل پیدا کردم.»

جملات فوق به خوبی نشان می دهد که محبت و ارادت این بانو به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله براساس عشق مجازی و محبت شهوانی نبوده، بلکه بر اثر معرفت و شناخت عمیقی بوده است که از شخصیت محمد صلی الله علیه و آله داشت. اما افرادی که چنین بصیرتی نداشتند، از جمله گروهی از زنان قریش سخت خدیجه را مورد ملامت و سرزنش قرار دادند، تا آنجا که گفتند: «او با این همه حشمت و شوکت با یتیم ابو طالب که جوانی فقیر است تن به ازدواج داد. چه ننگ بزرگی.»

خدیجه که انتخابش از سر شناخت و معرفت بود، محکم و قرص بر انتخاب خویش پای فشرد و در جواب سخنان ناشی از جهالت و بی خبری آنها گفت: «ای زنان! شنیده ام شوهران شما [و خودتان] در مورد ازدواج من با محمد خرده گرفته اید و عیب جویی می کنید، من از خود شما می پرسم آیا در میان شما، فردی مانند محمد وجود دارد؟ آیا در شام و مکه و اطراف آن شخصیتی به سان ایشان در فضائل و اخلاق نیک سراغ دارید؟ من به خاطر این ویژگیها با او ازدواج کردم و چیزهایی از او دیده ام که بسیار عالی است.(۲)»

ایمان و اسلام محکم و پایدار
همان بصیرت ژرف خدیجه که باعث انتخاب محمد صلی الله علیه و آله برای همسری آینده او شد، عامل ایمان و اسلام او نیز گشت، و باعث شد که لقب اول زن مسلمان را به خود اختصاص دهد.

«ابن عبد البر» به سند خود از پدر «ابی رافع» نقل می کند که پیامبر خدا در روز دوشنبه (مبعث) نماز گذارد و خدیجه در (ساعات) آخر همان روز نماز خواند.(۳)

وَ خَدیجَةَ وَ اَنَا ثالِثُهُمْ. اَری نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسالَةِ وَ اَشُمُّ ریحَ النُّبُوَّةِ؛(۴)رسالت را می دیدم و بوی نبوت را استشمام می کردم.»

خدیجه علیهاالسلام تا آخرین لحظه بر آن ایمان پای فشرد و در راه اسلام فداکاری و گذشت نمود و یک لحظه از رهبر اسلام و حمایت او غافل نگشت .

از برترین بانوان دو سرا
برترین زنان جهان هستی را چهار زن تشکیل می دهند؛ چنانکه ابن اثیر از انس بن مالک از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نقل کرده که فرمودند:«خَیْرُ نِساءِ الْعالَمینَ مریمُ، آسِیةُ، خدیجةُ وَ فاطِمةُ؛(۵) برترین زنان عالم مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه علیهاالسلام هستند.»

همینها که کوله بار کمال را در دنیا بستند، در بهشت نیز در صدر قرار دارند و از جمله آنها خدیجه کبری علیهاالسلام می باشد. «عکرمه» از «ابن عباس» نقل می کند که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«اَفْضَلُ نِساءِ اَهْلِ الْجَنَّةِ خَدیجةُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ وَ فاطِمةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْیَمُ ابْنَةُ عِمْرانَ وَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزاحِمٍ اِمْرَأةُ فِرْعَوْنَ؛(۶) بهترین زنان بهشت اینانند: خدیجه دختر خویلد، فاطمه دختر محمد و مریم دختر عمران و آسیه دختر مزاحم، همسر فرعون.»

برترین همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همسران متعددی داشتند، ولی از نظر درجات یکسان نبودند.

یکی از آنها در حال حیات و بعد از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله سخت حضرت را اذیت و آزار داد، و بر خلاف دستورات او حرکت کرد، که همین امر باعث تنزل مقام و منزلت او گردید، ولی برخی از آنها مانند خدیجه کبری با تمام وجود و هستی خویش در راه اطاعت از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و جلب رضایت او کوشید و در نتیجه در بین تمام همسران رتبه ممتاز را کسب نمود. مرحوم شیخ صدوق از امام صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند: «تَزَوَّجَ رَسُولُ اللّهِ بِخَمْسَ عَشَرَ اِمْرَأَةً اَفْضَلُهُنَّ خَدیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلَدٍ؛(۷) رسول خدا صلی الله علیه و آله با پانزده زن ازدواج کرد که برترین آنان خدیجه دختر خویلد بود.»

مادر زهرا علیهاالسلام
طبق نص قرآن کریم همسران پیامبر مادران روحانی مؤمنان و«ام المؤمنین» هستند: «وَ اَزْواجُه اُمَّهاتُهُمْ(۸)»؛ «همسران او (پیامبر) مادران مؤمنین هستند» و خدیجه از برترین مصداقهای آیه بشمار می رود. واین سعادت در بین همه زنان حضرت، نصیب خدیجه گشت که یازده امام از نسل او از طریق فاطمه زهرا علیهاالسلام پدید آید. راستی چنین مقامی نیاز به لیاقت و استعداد بالا دارد.

از بین همه فرزندان حضرت محمد صلی الله علیه و آله فاطمه زهرا علیهاالسلام از مقام ممتازی برخوردار است؛ چرا که هم دارای عصمت است(۹) و هم امامت و وصایت از طریق نسل او استمرار یافت.

سخاوت و انفاق بی بدیل
ثروت خدیجه در آن دوران زبانزد خاص و عام بود. ثروت این بانوی کاردان و عاقله به قدری زیاد بود که مالداران درجه یک قریش چون «ابو جهل» و «عقبة بن ابی معیط» در نزد او ناچیز به شمار می رفتند.

مورخان ثروت خدیجه را بدین ترتیب شمرده اند:

هزاران شتر که اموال تجارتی او را حمل می کردند.
قبه ای از حریر سبز با طنابهای ابریشمی بر بام خانه اش افراشته بود. این امر نمایانگر ثروت فراوان او بود و فقرا نیز از روی این علامت برای استعانت و کمک مراجعه می کردند.
چهار صد غلام و کنیز که خدمات ارجاعی او را انجام می دادند.(۱۰)
هستم.»(۱۱)

شما در این باره گواه باشید و گواهی دهید.(۱۲)»

به من سود نرساند.(۱۳)»

صبر و بردباری بی مانند
فردی مانند خدیجه که در درون ثروت فراوان بزرگ شده طبعا باید نازپرورده و کم تحمل باشد؛ اما خدیجه با برخورداری از نعمتها بعد از ازدواج و ایمان به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله خود را برای تحمل همه سختیها آماده کرد، تحمل فشارهای مختلف مشرکان مکه، سرزنشهای بستگان، محاصره اقتصادی در شعب ابی طالب و… مخصوصا محاصره اقتصادی سخت او را اذیت و آزار داد و با کهولت سن (۶۳ ـ ۶۵ سالگی) تحمل و بردباری نهایی را به عرصه نمایش گذاشت. بنت الشاطی در این زمینه می گوید: «خدیجه در سنی نبود که تحمل آن همه رنج برایش آسان باشد، و از کسانی نبود که در جریان زندگی با تنگی معیشت خو گرفته باشد، اما در عین حال و با وجود کهولت سن، سختیهایی را که در اثر محاصره در شعب وارد می شد تا سر حد مرگ تحمل کرد.»(۱۴)

حامی رسالت و محب امامت
چهار زن در این دنیا به حد کمال رسیده اند و به عنوان زنان نمونه و شایسته هستی شناخته شدند: آسیه، مریم، خدیجه، فاطمه علیهاالسلام . از مهم ترین اشتراکات این چهار زن، حمایت و اطاعت از رهبری و پیشوایان زمان خود بوده است. آسیه تا پای جان از رهبری و رسالت موسی علیه السلام حمایت نمود، مریم با تحمل تهمت و رنجها پایه های رسالت عیسی علیه السلام را محکم نمود، فاطمه زهرا علیهاالسلام تا مرز شهادت از امام خویش علی بن ابی طالب پشتیبانی و دفاع نمود و سر انجام شهید راه امامت و ولایت گشت.

و اما خدیجه علیهاالسلام از حامیان راستین رسالت بود. او نیز جان و مال خویش را تقدیم رسالت نمود. او هم رسالت مدار بود و هم امامت محور. هم حامی و همگام رسالت بود و هم محب و طرفدار امامت.

در مورد حمایت از رسالت در بخشهای پیشین اشاراتی به میان آمد، در این بخش فقط به یک نکته اکتفا می شود. حضرت آدم در بهشت نگاهی به زندگی محمد صلی الله علیه و آله و خدیجه علیهاالسلام انداخت و گفت: «یکی از برتریهای محمد بر من این است که همسر او برای اجرای اوامر خداوند با شوهرش همکاری و مساعدت نمود و حال آنکه همسر من مرا در نا فرمانی خداوند تشویق نمود.(۱۵)»

و محبتهای خدیجه صبح و شام به خانه ابو طالب روان بود.(۱۶)»(۱۷)

مرحوم محلاتی به نقل از مجلسی رحمه الله می گوید:

«روزی رسول خدا خدیجه را نزد خود خواست و فرمود: این جبرئیل است و می گوید: برای اسلام شروطی است: اول: اقرار به یگانگی خداوند، دوم: اقرار به رسالت پیامبران، سوم: اقرار به معاد و عمل به اصول و مهمات شرع، چهارم: اطاعت اولی الامر [یعنی علی] و ائمه طاهرین از فرزندان او و برائت از دشمنان آنها.» خدیجه هم به آنها اقرار نمود و آنها را تصدیق کرد.(۱۸)

تو و مولای تمام مؤمنان و امام آنها پس از من است.»

آن گاه دست خود را بالای دست امیرمؤمنان گذاشت و خدیجه دست خود را بالای دست پیامبر قرار داد و این گونه بیعت ابدی ولایت مداری را انجام داد.(۱۹)

پی نوشتها:

 

سیره نبوی، ابن هشام، ج۱، ص۲۰۱؛ تاریخ طبری، ج۱، ص۵۲۱٫
۲٫بحارالانوار،ج۱۶،ص۸۱ و ج۱۰۳،ص۳۷۴٫

۳٫استیعاب، ج۲، ص۴۱۹، ش۱۳٫

۴٫تاریخ طبری، ج۲،ص۲۰۸ وشرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج۱۳،ص۱۹۷٫

خصال صدوق، باب خصال اربعه.
۶٫اسدالغابة، ج۵، ص۴۳۷؛ استیعاب، ج۴، ص۱۸۲۱٫

۷٫خصال شیخ صدوق، باب خصال اربعه.

۸٫احزاب/۵٫

احزاب/۳۳٫
۱۰٫الوقایع و الحوادث، محمد باقر ملبوبی، ص۱۳؛بحارالانوار،ج۱۷،ص۳۰۹ وج۱۶،ص۲۲٫

۱۱٫همان دو.

۱۲٫بحارالانوار،ج۱۶،ص۷۵ـ۷۷٫

همان، ج۱۹، ص۶۳٫
۱۴٫خدیجه کبری، نمونه زن مجاهد مسلمان.

طبقات ابن سعد، ج۱،ص۱۳۴٫
بحار الانوار، داراحیاء التراث، ج۳۷، ص۴۳٫
۱۷٫همان، ج۴۳،ص۳٫

محلاّتی، ریاحین الشریعه، ج۲، ص۲۰۹٫
همان.

بسم الله الرحمن الرحیم

مناسبت : وفات حضرت خدیجه(س)

موضوع : بررسی نقش محوری حضرت خدیجه (س) در صدر اسلام

عنوان : مهربان ترین مادر مومنین!

پیام : غربت زدایی از  شخصیت حضرت خدیجه (س) در دل ها و باورها

ماهیت بحث : نقش محوری حضرت خدیجه (س) در صدر اسلام و فضائل ایشان از زبان پیامبر (ص)

کاری از کانال منبر انقلابی

انگیزه سازی

اگر پیامبر ص فرمودند : من و علی پدران این امت هستیم از اون طرف فرمودند حضرت خدیجه س ام المومنین هستند یعنی مادر تمامی مومنین نقش مادری حضرت خدیجه س اون هم برای تمامی مومنین مقام کمی نیست. اگه این طوری که فرمودند ایشون مادر مومنین هستند چقدر ما باید نسبت به این مادر عاطفه داشته باشیم خدا می دونه . رابطه ما با حضرت خدیجه س خلاصه شده در یک شب رحلتشون و این کافی نیست در حالی که ایشون حق حیات به گردن ما داره.

خانمی که پیامبر فرمود خدا از میان خانم ها ۴ خانم رو برگزید یکی اش حضرت خدیجه س هست چرا حضرت خدیجه برگزیده می شه کنار آسیه و مریم و دخترشون حضرت زهرا س قرار می گیره  رَسُولُ اللَّهِ ص «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی اخْتَارَ مِنْ کُلِّ شَیْ‏ءٍ أَرْبَعَة… وَ اخْتَارَ مِنَ النِّسَاءِ أَرْبَعاً مَرْیَمَ وَ آسِیَةَ وَ خَدِیجَةَ وَ فَاطِمَةَ»(خصال)

چرا خدا ایشون رو گلچین می کنند راز و رمز چی هست ؟ زینب کبری س چقدر پیش چشم ما مقامش بالاست درباره حضرت خدیجه س هم همین حس رو داریم یا نه ؟ زینب کبری با همه عظمتش وقتی به دنیا آمد پیامبر ص فرمود چقدر شبیه خدیجه هست حالا این شباهت شما بگیر شباهت ظاهری ولی من می گم پیامبری که بطن عالم رو می بینه این شباهت رو بیش از این هست

اقناع اندیشه

حضرت زینب س روز ۱۱ در کربلا هنگامی که از کنار پیکرهای شهیدان عبور می کرد در ضمن جملات جان سوزی بعد از یاد کردن از حضرت خدیجه س فرمود: بِأَبِی خَدِیجَةِ الْکُبْرَى. یاد حضرت خدیجه را در کربلا زن

ده کردندند. چه مقامی ایشان دارند من نمی دانم ولی رسول خدا (ص) خطاب به حضرت خدیجه فرمودند:« ای خدیجه هر روز خدا چند بار نزد ملائکه مقرب به شما مباهات می کند؛ رسول الله ص : یَا خَدِیجَة …فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیُبَاهِی بِکِ کِرَامَ مَلَائِکَتِهِ کُلَ‏ یَوْمٍ‏ مِرَاراً»(العدد القویه)

فدا شدن فقط یک کلمه نیست که به زبان جاری بشه در اوج غربت پیامبر، کسی  قیمت پیامبر رو بفهمه و با دل نورانی حقیقت نبوت رو در وجود او لمس کن به قدری که حاضر بشه از کنار همسران ثروت مند عبور کنه و درکنار گوهر و جودی پیامبر ص قرار بگیر این حاکی از وسعت روح حضرت خدیجه س ست.

این یک بعد فداکاری حضرت خدیجه س اصلا اعتبار اجتماعی اش رو نگاه نمی کنه با یک دلی خودش پیشنهاد ازدواج رو می ده. بعد چقدر متواضعانه با پیامبر ص برخورد می کنه این عظمت رو درک کرده مناقب)فَلَمَّا حَضَرَ أَبُو طَالِبٍ قَالَتْ اخْرُجَا إِلَی عَمِّی لِیُزَوِّجَنِی مِنْ مُحَمَّدٍ فَقَدْ قُلْتُ لَهُ فِی ذَلِکَ فَدَخَلَا عَلَی عَمِّهَا وَ خَطَبَ أَبُو طَالِبٍ الْخُطْبَةَ الْمَعْرُوفَةَ وَ عَقَدَ النِّکَاحَ فَلَمَّا قَامَ مُحَمَّدٌ ص لِیَذْهَبَ مَعَ أَبِی طَالِبٍ قَالَتْ خَدِیجَةُ إِلَی بَیْتِکَ فَبَیْتِی بَیْتُکَ ‏وَ أَنَا جَارِیَتُک (و چون پس از عقد، حضرت محمّد- صلّی اللَّه علیه و آله- برخاست تا با ابو طالب برود، خدیجه گفت: به خانه خود برو، خانه من خانه توست و من کنیز تو هستم!)‏

پرورش احساس

اصلا می شه از ابراز محبت های پیامبر ص نسبت به حضرت خدیجه س عظمت شخصیت ایشون رو فهمید خرائج)در جریان خواستگاری از حضرت زهرا زنان رسول خدا صلی الله علیه و آله یادی از حضرت خدیجه سلام الله علیهامی کنند : یَا رَسُولَ اللَّهِ قَدِ اجْتَمَعْنَا لِأَمْرٍ لَوْ أَنَّ خَدِیجَةَ فِی الْأَحْیَاءِ لَقَرَّتْ بِذَلِکَ عَیْنُهَا فَلَمَّا ذَکَرْنَا خَدِیجَةَ بَکَی رَسُولُ اللَّهِ ص ثُمَّ قَالَ خَدِیجَةُ وَ أَیْنَ مِثْلُ خَدِیجَةَ صَدَّقَتْنِی حِینَ کَذَّبَنِی النَّاسُ وَ آزَرَتْنِی(کمک کردن) عَلَی دِینِ اللَّهِ وَ أَعَانَتْنِی عَلَیْهِ (دین الله) بِمَالِهَا

تا یادی از حضرت خدیجه می کردند گریه می کردند کشف الغمه) عَنْ عَلِیٍّ ع قَالَ: ذَکَرَ النَّبِیُّ ص خَدِیجَةَ یَوْماً وَ هُوَ عِنْدَ نِسَائِهِ/  فَبَکَی فَقَالَتْ عَائِشَةُ : مَا یُبْکِیکَ عَلَی عَجُوزٍ حَمْرَاءَ مِنْ عَجَائِزِ بَنِی أَسَدٍ/ فَقَالَ ص: صَدَّقَتْنِی إِذْ کَذَّبْتُمْ وَ آمَنَتْ بِی إِذْ کَفَرْتُمْ وَ وَلَدَتْ لِی إِذْ عَقِمْتُمْ (شما ناز بودید) / قَالَتْ عَائِشَةُ: فَمَا زِلْتُ أَتَقَرَّبُ إِلَی رَسُولِ اللَّهِ بِذِکْرِهَا.نسل امامت از دامن حضرت خدیجه

ببیند در چه شرایطی پیامبر رو تصدیق کرده ایمان اورد نسل رسول الله رو از دامن او ادامه پیدا کرد حتی امامت هم متصل به دامن او می شه مناقب آل ابی طالب) دَخَلَ النَّبِیُّ ص عَلَی فَاطِمَةَ فَرَآهَا مُنْزَعِجَةً (بی قرار)/ فَقَالَ لَهَا: مَا بِکِ؟/ فَقَالَتْ : الْحُمَیْرَاءُ  افْتَخَرَتْ عَلَی أُمِّی أَنَّهَا لَمْ تَعْرِفْ رَجُلًا قَبْلَکَ وَ إِنَّ أُمِّی عَرَفَتْهَا مُسِنَّةً / فَقَالَ ص: إِنَّ بَطْنَ أُمِّکِ کَانَ لِلْإِمَامَةِ وِعَاء (ظرف) این بانو چه بانویی هست که ظرف امامت قرار می گیره

رفتار سازی

ادب این بانو چقدر بی نظیر وصیت نامه حضرت خدیجه؛ الموسوعة الکبری ) ذَکَرَ صَاحِبُ البکیات : إِنَّ خَدِیجَةَ الْکُبْرَی لَمَّا دَنَتْ وَفَاتُهَا ، قَالَتْ لِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ :  اجْلِسْ هُنَیْئَةً لأتمتّع بِالنَّظَرِ إِلَیْکَ وَ أَ تَزَوَّدُ مِنْ لِقَائِکَ ، فَإِنَّهُ آخَرُ الْوَدَاعِ وَ الْمُلْتَقَی بَیْنِی وَ بَیْنَکَ فِی دَارِ النَّعِیمِ .  حضرت خدیجه س زمانی که وقت مرگش نزدیک گفت به پیامبر ص فرمود : چند لحظه بنشین تو تو را تماشا کنم و از تماشای تو توشه بگیرم این آخرین وداع من هست و دیدار من و تو در بهشت

فَجَلَسَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ عِنْدَ رَأْسِهَا ، /  فَقَالَتْ : إِنِّی قَدْ صَرَّفتُ بَاقِی عُمُرِی فِی خِدْمَتِکَ ، وَ الْآنَ قَدْ نَزَلَ بِی الْمَوْتُ المفرقُ للجماعات ، وَ إِنِّی أَلْتَمِسُ مِنْکَ أَنْ تحبونی یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَ تُقَرِّبَنِی مِنْکَ وَ تَشْفَعَ لِی عِنْدَ الْمَلِکِ الْعَلَّامِ لِیَدخلنی دَارَ السَّلَامِ ، وَ إِنْ کُنْتُ عَمِلْتُ فِی حَقِّکَ تَقْصِیراً فَعَفْوَکَ وَ عَطْفُکَ یَکُونُ کَثِیراً ، وَ أُوصِیکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بابنتی فَاطِمَةَ فَأَحْسِن إِلَیْهَا .

پیامبر ص بالای سرش نشست / حضرت خدیجه عرضه داشت : من عمرم را در خدمت به شما صرف کردم و الان لحظاتی است که مرگ من فرا رسیده مرگی که جمع ها را از هم دور می کنه و من التماست می کنم که مرا در قیامت دوست داشته باشی و به خودت نزدیک کنی و پیش خداوند شفاعت کنی تا داخل بهشت شوم و اگر من کوتاهی در حق تو کرده ام ببخشد و عاطفه تو فراوان هست و سفارش می کنم شما را یا رسول الله به دخترم فاطمه به او نیکی کن

ثُمَّ قَالَتْ : لِی عِنْدَکَ حَاجَةُ عَظِیمَةُ وَ أَسْتَحْیِی أَنْ أَقُولَ لَکَ بِهَا مُشَافَهَةً وَ أَحَبُّ أَنْ أَقُولَ لِفَاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلَامِ وَ هِیَ تَقُولُ لَکَ

سپس فرمود من تقاضای بزرگی از شما دارم و حیا می کنم که رو در رو به شما بگم و دوس دارم به فاطمه بگویم و او به تو بگوید

فَنَهَضَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مِنْ عِنْدِهَا وَ جَلَسَت مَکَانَهُ ابْنَتُهُ فَاطِمَةُعَلَیْهَا السَّلَامُ

پیامبر ص از بالای سر خدیجه س برخاست و حضرت زهرا س جای پیامبر ص نشست

فَقَالَتْ لَهَا : بُنَیَّةَ ، ادْنِی مِنِّی . فَدَنَتْ مِنْهَا ، فَقَالَتْ لَهَا : قَوْلِی لِأَبِیکَ یَمُّنُ عَلَیَّ بِرِدَائِهِ الطَّاهِرِ الشَّرِیفِ لِأَجعَلَه لِی کَفَناً ، لَعَلَّ اللَّهَ یَرْحَمُنِی بَبَرَکَاتِهِ .

حضرت خدیجه به دخترش فاطمه فرمود : دخترم به بابات بگو به من منت بگذار و عبای شریفش رو به من بدهد تا آنرا کفنم قرار بدهم شاید که خدا به برکت این عبا به من رحم کند

فَمَضَتْ فَاطِمَةُ عَلَیْهَا السَّلَامُ إِلَی أَبِیهَا وَ عَرَِضَتْ عَلَیْهِ مَا قَالَتِ أُمُّهَا .

فاطمه س نزد پدرش رفت و حرف مادرش را رساند

فَلَمَّا سَمِعَ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ذَلِکَ بَکَی ، ثُمَّ أَعْطَاهُ فَاطِمَةَ عَلَیْهَا السَّلَامَ وَ قَالَ : خُذِیهِ لِیَطِیبَ قَلَبَهَا .

تا این مطلب را پیامبر ص می شنود گریه می کند سپس به فاطمه عبایش را می دهد و می فراید بگیر و به خدیجه بده تا دلش آرام بگیرد

فَهَبَطَ الْأَمِینُ جَبْرَائِیلُ وَ قَالَ : یَا مُحَمَّدُ ، رَبُّکَ یُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ یَخُصُّک بِالتَّحِیَّةِ وَ الْإِکْرَامِ وَ یَقُولُ : إِنَّ رِدَاءَکَ لَکَ ، وَ أَمَّا کَفَنَُ خَدِیجَةَ فَهُوَ عَلَیْنَا ، لِأَنَّ لَهَا مَعَکَ حَقّاً عَظِیماً حَیْثُ أَنْفَقَت مَالَهَا فِی شَأْنِکَ .

جبرائیل نازل می شود و می گوید ای محمد خدایت سلام می رساند و تو را مخصوص کرامت و تحیت قرار می دهد و می گوید : این ردای تو برای خود اما کفن خدیجه بر عهده ماست چرا که برای همراهی خدیجه با تو حق عظیمی است زمانی که مالش را برای تو بخشش کرد

ثُمَّ إِنَّ جَبْرَئِیلَ غَابَ سَاعَةً ، وَ أَتَی بِکَفَنٍ وَ حَنُوطٍ مِنَ الْجَنَّةِ . فَلَمَّا مَاتَتْ ، کَفََّنَِهَا بِهِ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ دَفَّنَهَا بِیَدِهِ . سپس لحظاتی جبرئیل غایب شد و کفنی و حنوطی از بهشت آورد زمان رحلت حضرت خدیجه س پیامبر ص او را با آن کفن کرد و با دست خودش خدیجه س را دفن کرد

ذکر مصیبت

امالی شیخ طوسی) امام صادق ع : لَمَّا تُوُفِّیَتْ خَدِیجَةُ س جَعَلَتْ فَاطِمَةُ س تَلُوذُ (چسبیدن)بِرَسُولِ اللَّهِ ص وَ تَدُورُ حَوْلَهُ، وَ تَقُولُ: یَا أَبَتِ، أَیْنَ أُمِّی قَالَ: فَنَزَلَ جَبْرَئِیلُ عفَقَالَ لَهُ: رَبُّکَ یَأْمُرُکَ أَنْ تُقْرِئَ فَاطِمَةَ السَّلَامَ، وَ تَقُولَ لَهَا: إِنَّ أُمَّکِ فِی بَیْتٍ مِنْ قَصَبٍ (نی)، کِعَابُهُ مِنْ ذَهَبٍ، وَ عُمُدُهُ یَاقُوتٌ أَحْمَرُ،( مادرت در خانه ای است از جنس نی  که گرههایش از طلا و ستونش از یاقوت سرخ) بَیْنَ آسِیَةَ وَ مَرْیَمَ بِنْتِ عِمْرَانَ، فَقَالَتْ فَاطِمَةُ ع : إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّلَامُ، وَ مِنْهُ السَّلَامُ، وَ إِلَیْهِ السَّلَامُ

*امتیازات حضرت خدیجه *

«وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً»[۱]

مناسبت: دهم ماه مبارک رمضان مصادف با وفات حضرت خدیجه (س)

 

کیستم من بانوی اسلام، ام‌المؤمنینم مادر کوثر، امید رحمۀ للعالمینم

آسمان معرفت، بر روی دامان زمینم بانوی باغ جنان، محبوبۀ جان‌آفرینم

مثل زهرا دخترم آئینۀ حق الیقینم بـارها از حق سلام آورده جبریـل امینم

من خدیجه همسر و همگام ختم المرسلینم پیشتر از روز بعثت مصطفا را همسرم من

از نزول وحی، تنها حامی پیغمبرم من همسرش نه، ‌همدمش نه، ‌بهترین همسنگرم من

مؤمنین را، بلکه ایمان را گرامی ‌مادرم من بحر ایثار و وفا و معرفت را گوهرم من

در جلالت هـاجر و حـوا و مریم را قرینم من خدیجه همسر و همگام ختم‌المرسلینم

 

ایجاد انگیزه[۲]

عفیف کندی می‌گوید: من مرد تاجری بودم که برای حج به مکه آمدم و به نزد عباس بن عبدالمطلب که سابقه دوستی با او داشتم می‌رفتم و از وی مقداری وسایل تجارت خریداری می‌کردم، پس روزی همچنان که نزد عباس در مسجدالحرام بودم، ناگاه مردی را دیدم که از منزلش خارج شد و نگاهی به خورشید کرد و چون دید ظهر شده، وضویی کامل گرفت و سپس به‌سوی کعبه به نماز ایستاد و پس از او پسری را که نزدیک به حد بلوغ بود، مشاهده کردم، او نیز آمد و وضو گرفت و در کنار وی ایستاد و پس از آن دو، زنی را دیدم بیرون آمد و پشت سر آن دو نفر ایستاد و به دنبال آن دیدم، آن مرد به رکوع رفت و آن پسرک و آن زن نیز از او پیروی کرده به رکوع رفتند، آن مرد به سجده افتاد، آن دو نیز به دنبال او سجده کردند.

من که آن منظره را دیدم به عباس (میزبان خود) گفتم: وای! این دیگر چه دینی است؟ پاسخ داد: این دین و آیین محمد بن عبدالله (ص) برادرزاده من است و عقیده دارد که خدا او را به پیامبری فرستاده و آن دیگر برادرزاده دیگرم، علی بن ابیطالب است (ع) و آن زن نیز همسرش خدیجه (س) می‌باشد.

عفیف کندی پس از آن‌که مسلمان شده بود می‌گفت: ای کاش من چهارمین آن‌ها بودم.[۳]

متن و محتوا

مورخان از اهل سنت و شیعه به اجماع معتقدند، از میان زنان، اولین کسی که به پیامبر اسلام (ص) ایمان آورد، حضرت خدیجه (س) همسر باوفا و گرامی پیامبر است؛ اما از میان مردان، تمام عالمان شیعه و بسیاری از اهل سنت بر‌آنند، امام علی (ع) اولین کسی بود که دعوت پیامبر اسلام را لبیک گفت.[۴]

امام صادق (ع) می‌فرماید: آیه «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُون»[۵] در حق علی و کسانی که از رسول خدا متابعت نمودند و مهاجرین و انصار… نازل شده و برای آنان بهشت با نهرهای جاری مهیا شده است که در آن ابدی و جاودانند، این همان فوز عظیم است.[۶]

تجلیل از شخصیتی که حقّ بسیار زیادی بر اسلام، بلکه بر جهان بشریّت دارد و سهم بزرگی برای پیشرفت این دین آسمانی داشت،‌ بر همه مسلمانان جهان، لازم است.

 

امتیازات ویژه حضرت خدیجه (س)

حضرت خدیجه از امتیازات ویژه‌ای برخوردار بوده است. برخی از امتیازات آن بانوی نمونه عبارت‌اند از:

۱. نسل پاک حضرت خدیجه (س)

حضرت خدیجه (س) بانویی آگاه و پاک‌سرشت و انسانی شیفته معنویت و حق‌گرایی، بود. او از همان روزگار جوانی یکی از دختران نامدار و بافضیلت اهل حجاز و عرب به شما می‌رفت. علاوه بر مقامات معنوی و روحی بلند، از نظر مادی و مالی نیز در اوج بوده و دارای اموال بسیاری بوده است. او با رد درخواست بزرگان و اشراف قریش که به خواستگاری او آمده بودند و انتخاب پیامبر (ص) به‌عنوان همسر خود، نعمت برخورداری از ثروت مادی را با تضمین سعادتمندی آخرت و بهره‌مندی از نعمت‌های ابدی بهشت، کامل نمود و خردمندی‌اش را به رخ همگان کشید. او برای دستیابی به این نعمت، اولین مسلمان و اولین تصدیق‌کننده پیامبر (ص) شد.

بعد از علنی شدن دعوت پیامبر اکرم (ص)، دشمنان برای خاموش‌کردن صدای توحید و بانگ روح‌بخش «الله‌اکبر و لا اله الا الله» با هم همدست شدند و به هر طریقی با آن حضرت مبارزه نمودند. آن حضرت را بسیار اذیّت و آزار کردند؛ اما شخصیتی که آن حضرت را دلداری می‌داد و بر جراحت‌های ایشان مرهم می‌گذاشت و با مهر و عطوفت و ایمان قوی، استقبال می‌نمود، حضرت خدیجه کبری (س) بود.

بانوی بزرگ مکّه که از نظر ثروت و مال در کمال ناز و نعمت و آسایش بود، از زندگی اشرافی و تجمّلات و اموال بسیار و عزّت ظاهری، چشم پوشید و همه را برای پیشبرد اهداف عالی شوهر عزیزش داد و در کنار همسرش در سخت‌ترین شرایط، زندگی نمود و او را یاری کرد.

خدیجه ‌‌‌(س) نیز چون پیامبر‌(ص) از آزار مشرکان و بت‌پرستان بی‌نصیب نماند؛ زن‌ها از او کناره گرفته و رفت‌وآمد با او را قطع کردند؛ به او زخم‌زبان می‌زدند و سخنان درشت می‌گفتند، حتّی در هنگام زایمان به کمک او نمی‌آمدند و او را تنها می‌گذاشتند.[۷]

خداوند متعال نیز در برابر این‌همه بزرگواری و بخشندگی، حضرت خدیجه (س) را به‌عنوان مادر یازده امام برگزید و از او نسلی پاک و طاهر پدید آورد و نسل او را در میان همه نسل‌ها برگزید.

خداوند حکیم نسل پیامبر آخرالزمان را از چنین بانویی قرار داد. پیامبر ‌(ص) در عین نشاط جوانی، در سن بیست و پنج سالگی با خدیجه‌‌‌ (س) که چهل سال از عمر خویش را پشت‌سر گذاشته بود، ازدواج کرد.[۸] و حدود بیست و چهار سال، خدیجه‌‌‌ (س) چراغ خانه پیامبر ‌(ص) و انیس و غمخوار او بود و پیامبر ‌(ص) تا خدیجه ‌‌‌(س) زنده بود، یعنی تا سنّ پنجاه سالگی خودش و شصت و پنج سالگی خدیجه‌‌‌ (س)، زن دیگری اختیار نکرد.

در تعداد فرزندان حضرت خدیجه (س)، میان مورخان اختلاف است. به گفته مشهور: ثمره ازدواج رسول خدا و خدیجه، شش فرزند بود.

۱- هاشم. ۲- عبدالله. (به این دو «طاهر» و «طیب» می‌گفتند.) ۳- رقیه. ۴- زینب ۵- ام‌کلثوم. ۶- فاطمه.

پسران خدیجه پیش از بعثت پیامبر (ص)، بدرود زندگی گفتند. ولی دخترانش، نبوت پیامبر (ص) را درک کردند.

در روایات آمده به حضرت عیسی (ع) وحی شد که پیامبری در آخرالزمان خواهد آمد که «نَسْلُهُ مِنْ مُبَارَکَةٍ» که منظور از این زن مبارکه، حضرت خدیجه (س) است در ادامه آمده: این زن مبارک همنشین مادر تو در بهشت است.[۹]

از امتیازات ویژه حضرت خدیجه (س) این است که خداوند متعال ایشان و دختر گران‌قدرش و داماد و فرزندان معصومین ایشان (علیهم) را در آیه شریفه قرآن مایه چشم‌روشنی پیامبر اسلام (ص) معرفی ‌کرده و مؤمنین را به دعا برای داشتن چنین خانواده‌ای و الگو گرفته از این خانواده راهنمایی کرده است: «وَ الَّذینَ یَقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّهَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً[۱۰]؛ آن‌ها کسانی هستند که می‌گویند: پروردگارا از همسران و فرزندان ما، مایه روشنی چشم ما قرار ده و ما را پیشوای پرهیزگاران بنما»

پیامبر گرامی در تفسیر این آیه فرمود: پس از نازل شدن این آیات از فرشته وحی پرسیدم: منظور از «ازواجنا» کیست؟

پاسخ داد: خدیجه (س) است؛ و «ذریاتنا» فاطمه (س) و دو نور دیده‌اش حسن و حسین (عل) هستند و در جمله‌ی «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقینَ إِماماً» منظور حضرت علی (ع) است.[۱۱]

آری، خدیجه‌‌‌ (س) در اسلام مقامی یافت که از میان بانوان، جز دخترش ـ که سیّده نساء عالمین استـ کسی به آن مقام و افتخار دست نیافت.

۲. سلام خاص خداوند بر ایشان

اعمال نیک و فداکاری‌هایی حضرت خدیجه (س) باعث شد که خداوند توسط جبرئیل (ع) چندین مرتبه بر وی سلام ویژه‌ای بفرستد که برای هیچ‌یک از زنان پیامبر (ص) اتفاق نیفتاده است.

از امام محمدباقر (ع) روایت شده: پیامبر اکرم (ص) هنگام بازگشت از معراج، به جبرئیل فرمود: آیا سفارش و پیامی و خواسته‌ای داری؟

جبرئیل عرض کرد: خواسته‌ام این است که از طرف خدا و من به خدیجه سلام برسانی!

آنگاه که رسول خدا (ص) به زمین رسید، سلام خدا و جبرئیل را به خدیجه (س) ابلاغ کرد. خدیجه (س) در پاسخ گفت: «اِنّ الله هُوَ السَّلام و فیه السَّلام، الیه السلام و علی جبرئیل السلام؛ همانا ذات پاک خدا سلام است و سلام از اوست و درود به‌سوی او بازگردد؛ و بر جبرئیل درود باد.»[۱۲]

در روایتی دیگر می‌خوانیم: روزی حضرت خدیجه (س) به دنبال رسول خدا (ص) بیرون آمد. جبرئیل به‌صورت مردی نا آشنا با وی روبه رو شد و از ایشان احوال رسول خدا (ص) را پرسید. ایشان نمی‌توانست بگوید رسول خدا (ص) در کجا به سر می‌برد. او می‌ترسید این مرد از کسانی باشد که قصد کشتن رسول خدا (ص) را دارد. وقتی که خدمت آن حضرت رسید و قصه را باز گفت، رسول خدا (ص) فرمودند: آن مرد جبرئیل امین بود و امر کرد که سلام خدا را به تو برسانم.[۱۳]

در روایتی نقل شده روزی جبرئیل امین به حضور پیامبر (ص) آمد و در مورد خدیجه (س) سؤال کرد. در آن هنگام، حضرت خدیجه (س) در خانه نبود، جبرئیل فرمود: چون خدیجه آمد به او خبر بده که خدایش بدو سلام می‌رساند.[۱۴]

در این سلام‌ها نکات بسیار مهمی وجود دارد: اولاً، باید بین سلام رسان و دریافت‌کننده سلام، نوعی سنخیت معنوی وجود داشته باشند؛ یعنی دریافت‌کننده باید به درجه‌ای از قرب رسیده باشد تا مورد لطف سلام رسان واقع گردد و به‌یقین حضرت خدیجه (س) به این مقام رسیده که خداوند جل و اعلی این‌گونه به او سلام رسانده است. ثانیاً، دریافت‌کننده سلامِ باید نزد خداوند متعال از ارزش والایی برخوردار باشد که این‌گونه به‌صورت خصوصی و گاهی حتی خدا فرشته بزرگ وحی را می‌فرستد تا سلامی به محضر ایشان برساند. توجه به این دو نکته، راز عظمت و یزرگی حضرت خدیجه (س) را آشکار می‌سازد.

سلامتِ من دل‌خسته، در سلام تو باشد زهى سعادت اگر دولت سلام تو یابم‏

۳.الگوی ایثار در اقتصادی مقاومتی

در صدر اسلام چندین نمونه از فشارها اقتصادی اتفاق افتاده که یکی از بارزترین آن‌ها محاصره اقتصادی پیامبر اکرم (ص) و یاران ایشان در مکه و شعب ابی‌طالب است. سران قریش که از پیشرفت حیرت‌انگیز آیین یکتاپرستی سخت نگران بودند، به فکر چاره افتادند. آن‌ها تصمیم گرفتند با محاصره اقتصادی و قطع کردن شریان‌های حیاتی مسلمانان، از نفوذ و گسترش اسلام بکاهند و پیامبر (ص) و یارانش را در حصار فقر و تبعید نابود کنند یا به سازش و تسلیم وادارند.

تنها نسخه‌ای که در آن وضعیت می‌توانست، کارآمد باشد و البته همان هم اجرا شد، هزینه کردن تمام ثروت خدیجه (س) بود که آن‌ها را از این گردنه سخت عبور داد. خدیجه (س) در این سه سال هیچ‌گاه همسرش را تنها نگذاشت و مانند همیشه با مال خود به یاری او شتافت. خدیجه (س) تمام ثروت خود را خرج کرد تا جایی که گفته شده بعد از محاصره اقتصادی، دیگر ثروتی نداشت.

او علاوه بر اینکه ثروت خود را در این راه صرف کرد، از خویشان خود نیز خواست که در فرصت پیش‌آمده به مسلمانان کمک کنند. از جمله افرادی که مسلمانان را یاری کردند، می‌توان حَکیمِ بْنِ حَزام، برادرزاده خدیجه (س) و اَبُوالْعاص، داماد خدیجه (س) و همسر رقیه را نام برد.

حکیم بن حَزام نیمه‌های شب مقداری گندم و خرما بر شتری می‌گذاشت و تا نزدیکی شعب می‌برد. آنگاه افسار شتر را بر گردنش می‌آویخت و آن را رها می‌کرد تا به مسلمانان برسد.[۱۵]

این ایثار بی‌نهایت یکی از دلایل وجود جایگاه ویژه حضرت خدیجه (س) و خاندان وی نزد پیامبر بوده و خداوند هم وجود پربرکت حضرت زهرا (س) را به ثمره همین ایثار به ایشان عطا کرد.

۴. نگاه ویژه پیامبر (ص) به ایشان

حضرت خدیجه (س) پشتیبان و نور چشم و موجب آرامش خاطر پیامبر اسلام (ص) بود و در فضای آکنده از تاریک‌اندیشی و تمسخر، همراز و همدل رسول اکرم (ص) و شریک غم‌هایش شد و همواره چون وزیری کارآمد و توانا و کوهی نستوه و استوار در کنار آن حضرت باقی ماند. بی‌شک حمایت‌های روحی و معنوی او از پیامبر (ص) در گسترش و بقای اسلام در سرزمین مکه نقشی عمده داشت.

پیامبر اسلام (ص) نیز علاقه فراوانی به حضرت خدیجه (س) داشت. عایشه از همسران پیامبر (ص)، علاقه و محبت شدید پیامبر به خدیجه را این‌گونه توصیف می‌کند: «من خدیجه را هرگز ندیده بودم؛ اما آن چنان‌که بر خدیجه حسد ورزیدم، بر هیچ یک از همسران پیامبر، رشک نبردم؛ چرا که پیامبر او را بسیار یاد می‌کرد.»[۱۶] پیامبر (ص) از خانه بیرون نمی‌آمد، مگر آنکه خدیجه را یاد می‌کرد و او را به نیکی ستایش می‌نمود.[۱۷]

هرگاه رسول خدا (ص) گوسفندی را ذبح می‌کرد، می‌گفت: آن را به دوستان خدیجه (س) هم بدهید. سرانجام، روزی علت این کار را پرسیدم. فرمود: من دوست خدیجه را هم دوست دارم.[۱۸]

رسول خدا‌ (ص) می‌فرمایند: «أَفْضَلُ نِسَاءِ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَرْبَعٌ خَدِیجَةُ بِنْتُ خُوَیْلِدٍ وَ فَاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ وَ مَرْیَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ وَ آسِیَةُ بِنْتُ مُزَاحِمٍ امْرَأَةُ فِرْعَوْنَ[۱۹]؛ بهترین زنان عالم مریم بنتِ عمران و آسیه بنت مزاحم و خدیجه بنت خُوَیْلِد و فاطمه بنت محمّد ‌(ص) هستند»

از ابن عبّاس روایت شده: پیامبر ‌(ص) چهار خط در زمین کشید و فرمود: «آیا می‌دانید این چیست؟» عرض کردند: خدا و رسول خدا داناتر هستند. آنگاه پیامبر‌(ص) فرمود: «فاضل‌ترین زنان بهشت، خدیجه بنت خویلد و فاطمه بنت محمّد ‌(ص) و مریم بنت عمران و آسیه بنت مزاحم ـ همسر فرعون ـ می‌باشند»[۲۰]

دوری خدیجه (س) برای پیامبر (ص) تا حدی بود که پیامبر (ص) سال وفات ایشان را «عام الحزن» (سال اندوه) نامید زیرا با این اتفاق پشتیبان پیامبر اکرم (ص) کوچ کرد و بیانگر عظمت آن مصیبت غمبار بود.

حضرت علی (ع) که مدتی طولانی را نزد پیامبر، در خانه حضرت خدیجه (س) سپری کرده بود، بعد از وفات حضرت خدیجه (س)، دائماً به مناسبت‌هایی که پیش می‌آمد، از این بانوی بزرگ یاد می‌کرد و نامش را گرامی می‌داشت. از جمله، یک‌بار به دفاع پیامبر از حضرت خدیجه (س) اشاره کرد و این قضیه را چنین نقل فرمود: یک روز که پیامبر خدا در میان همسران خویش حضور داشت، یادی از همسرش خدیجه نمود و به فراق او گریست. عایشه گفت: آیا بر پیرزن سرخ مویی از تیره بنی اسد می‌گریی؟!

رسول خدا (ص) فرمود: چه کسی جای خدیجه را می‌گیرد؟ روزی که شما مرا تکذیب کردید، او مرا تصدیق کرد. روزی که کفر ورزیدید، به من ایمان آورد و هنگامی که نازا بودید، برایم فرزند آورد.[۲۱]

حضرت خدیجه (س) در لحظات آخر عمر گران‌قدر خویش به دخترشان حضرت فاطمه (س) چنین گفتند:

«یا حَبیبَتی! وَ یا قُرَّهَ عَینی! قَولی لِأَبیکِ اِنَّ اُمِّی تَقُولُ اَنَا خائِفَهٌ مِنَ القَبرِ اُریدُ مِنکَ رِدائکَ الَّذی تَلبِسُهُ حِینَ نُزُولِ الوَحیِ تُکَفِّنُنِی فیه؛ هان ای محبوب دل مادر! نور دیده‌ام! به پدر گران قدرت بگو: مادرم می‌گوید: من از خانه قبر، شب اول قبر و تنهایی در قبر نگران و ترسانم، از شما تقاضا دارم که یکی از جامه‌های خویشتن را که به هنگام فرود فرشته وحی و دریافت پیام خدا و راز و نیازهای شبانه در بر می‌کردید به من هدیه کنید تا پس از مرگ، پیکرم با آن کفن گردد.

فاطمه (س) تقاضای مادر را با پدر در میان گذاشت و پیامبر نیز بی‌درنگ ردای مورد نظر را به فاطمه (س) داد و او نیز با شادمانی آن را نزد مادر آورد.

هنگامی‌که آن بانوی گرامی جهان را بدرود گفت، پیامبر (ص) به مراسم غسل او پرداخت و هنگامی‌که خواست بر بدن ایشان جامه آخرت بپوشاند به ناگاه جبرئیل فرود آمد و پس از رساندن سلام خدا پیام خداوند را رساند که می‌فرمود: »جامه آخرت خدیجه (س) از سوی ما می‌باشد، چرا که او ثروت و امکانات خویش را در راه دین و آیین ما هزینه نمود» و آنگاه آن جامه بهشتی را به پیامبر داد و آن حضرت هم بدن مطهره خدیجه (س) را نخست با ردای خویش، آنگاه با آن جامه اهدایی کفن کرد و در آرامگاه «معلّی» در دامنه کوهی که بر فراز شهر مکه است به خاک سپرد.[۲۲]

 

[۱]. فرقان/ ۷۴.

[۲]. روش داستانی.

[۳]. الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۵۷.

[۴]. تفسیر نمونه، ج ‌۸، ص ۱۰۳.

[۵]. توبه/۱۰۰.

[۶]. البرهان فی تفسیر القرآن، ج ‌۲، ص ۸۳۳.

[۷]. بحارالانوار، ج ۱۶، صص ۸۰ و ۸۱.

[۸]. تاریخ اسلام در دوران پیامبر اکرم (ص)، ص ۷۱.

[۹]. الخراج و الجرایه، ج ۲، ص ۹۵۰.

[۱۰]. فرقان/ ۷۴.

[۱۱]. علم الیقین فی اصول الدین، ج ۲، ص ۹۸۶ و تفسیر قمی ذیل ایه ۷۴ سوره فرقان.

[۱۲]. بحارالانوار، ج ۱۶، ص ۷.

[۱۳]. ریاحین‌الشریعه، ج ۲، ص ۲۰۶.

[۱۴]. روضه الواعظین ترجمه دامغانی، ص ۴۳۸.

[۱۵]. برگرفته از فروغ ابدیت، ج ۱، صص ۲۷۱ – ۲۸۶.

[۱۶]. مستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص ۱۸۶.

[۱۷]. الاستیعاب، ج ۲، ص ۷۲۱.

[۱۸]. الاصابه، ج ۴، ص ۲۷۵.

[۱۹]. الخصال، ج‏۱، ص ۲۰۶.

[۲۰]. الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۸۲۲؛ اسدالغابه، ج‌۶، ص ۸۳.

[۲۱]. کشف الغمه، ج ۲، ص ۱۳۱.

[۲۲]. ریاحین الشریعه، ج ۲، ص ۴۱۲.

بسم الله الرحمن الرحیم

فیش منبر

اولین های حضرت خدیجه کبری

*استاد رفیعی *

 

در موارد متعددی خدیجه کبری اول است. این اول بودن خودش یک امتیاز است. «وَ السَّابِقُونَ‏ السَّابِقُونَ‏، أُولئِکَ الْمُقَرَّبُون‏» (واقعه/۱۰ و ۱۱) بالاخره خود اول بودن امروز یک امتیاز در دنیا است.

می‌گویند: ایشان اولین نفر کنکور است. اولین نفر در این مسابقه ورزشی است. اولین کسی است که این اختراع را انجام داده و به نام او ثبت می‌شود. همه‌ی دنیا هم برای اولین‌ها احترام ویژه قائل هستند. حتی در اختراعات دنیا، الآن با اینکه برق اینقدر گسترش پیدا کرده، اما باز هم نام ادیسون را می‌برند. می‌گویند: اول کسی که در این عرصه ورود پیدا کرد ادیسون بود. عقل و ادب حکم می‌کند اولین‌ها را ویژه تکریم کنیم.

حضرت خدیجه کبری چند جا اولین است. ایشان اولین راوی و محدثه است. یعنی اول کسی که از پیغمبر حدیث نقل کرده است. بعضی از منابع اهل سنت، همچون بیهقی از دانشمندان اهل سنت نقل می‌کند که حضرت خدیجه کبری به پیامبر می‌فرماید: من وقتی طواف می‌کنم چه بگویم؟ می‌دانید طواف از کارهایی است که ابراهیم مطرح کرد و خدا فرمود: ابراهیم و اسماعیل خانه مرا پاکیزه کنید. «طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفِین‏» (بقره/۱۲۵) برای طواف کننده‌ها. طواف دور خانه خدا یک عمل عبادی بود. رسم بود. اسلام که آمد همین را تأیید کرد و یک مواردی هم افزود که حج فعلی شد.

 

حضرت خدیجه فرمود: وقتی طواف می‌کنم چه بگویم؟ پیغمبر فرمود: «قُل اللهم اغفر لی ذنوبی و خطایا و اسرافی فی امری» خدایا گناه و خطایا و اسراف مرا ببخش. پس ایشان اولین راوی و محدثه و ناقل حدیث از پیغمبر گرامی اسلام است. ایشان نقل می‌کند پیغمبر از غار حرا آمدند، اینطور فرمودند. تمام چیزهایی که از پیامبر نقل می‌شود حدیث است. حدیث یعنی سخن پیغمبر و فعل پیغمبر و سکوت‌شان. وقتی ایشان می‌گوید: رسول خدا به خانه آمد، تب کرد و پتو به خود پیچید و این طور کرد. پس این یک مقام والایی است.

نکته دوم این است که اولین نمازگزار زن در اسلام که مهمتر اینکه در منابع هم اشاره شده، این است که قبل از وجوب نماز است. تعبیر روایات این است که ایشان با پیغمبر نماز خواند، قبل از آنکه نماز واجب شود. پی اولین نمازگزار و اولین اقتدا کننده به پیغمبر و اولین تشکیل دهنده‌ی نماز جماعت حضرت خدیجه بود.

سومین نکته اینکه اولین تصدیق کننده پیغمبر گرامی اسلام حضرت خدیجه بود. از غار حرا که به منزل آمدند، حضرت امیر در غار حرا همراه پیامبر بودند. این باور قبلی است، این یعنی از قبل موحد بودن، وجود زلال داشتن، حضرت خدیجه نور نبوت را نگاه کرد و دید.

 

چهارمین نکته اینکه اولین انفاق کننده‌ی مال در راه اسلام حضرت خدیجه بود. بعدها هم خیلی‌ها کمک کردند اما ایشان اولین نفر است. حتی می‌شود کتابی نوشت به نام «اولین‌ها در زندگی حضرت خدیجه(سلام الله علیها)» و اینها را ثبت کرد. اولین همسر پیامبر هم که هستند. اولین حامی پیغمبر از بین زنان هم که هست. در شرایط مختلف همراه پیغمبر بود. گفتم در عرف عالم همیشه بنیان گذار و در واقع سابقون را احترام می‌کنند. احترام خدیجه کبری بر ما لازم است به واسطه‌ی این مواردی که نقل کردم. در ادامه بحث قبل که ویژگی‌های حضرت را گفتیم، امروز هم ادامه می‌دهیم. یکی از اسامی ایشان مبارکه است. در نقلی هست که نسل پیغمبر گرامی اسلام از یک بانوی با برکتی است.

من یک مقدار کلمه برکت را توضیح بدهم. قرآن کریم در سوره مبارکه تحریم وقتی حضرت عیسی را می‌خواهد معرفی کند، می‌فرماید: ایشان در گهواره گفت: «وَ جَعَلَنِی مُبارَکا» (مریم/۳۱) من با برکت هستم. حرف‌هایی زد. من پیغمبر هستم. من عبدالله هستم. خدا به من سفارش نماز را کرده است. از امام صادق سؤال شد که معنی «مبارکا» که حضرت عیسی فرمودند، چیست؟ فرمود: پرخیر و پر اثر و پر نفع. یک کتابی در دانشگاه قرآن و حدیث قم به نام «خیر و برکت در قرآن و حدیث» چاپ شده است. آنجا مفصل آورده که برکت یعنی چه؟ در تفسیر المیزان می‌گوید: برکت یعنی چیز کم و آثار زیاد.

 

عبدالله جعفر شوهر حضرت زینب(سلام الله علیها) بچه بود. داشت با خاک بازی می‌کرد. پیغمبر رد شد و فرمود: چه کار می‌کنی؟ گفت: خاک را به گل تبدیل می‌کنم و با این گل‌ها چیزی درست می‌کنم و می‌فروشم و کاسبی می‌کنم. بعضی از بچگی هم شم اقتصادی دارند. با پول‌هایش خوراکی می‌خرم. حضرت فرمود: انشاءالله خدا به کاسبی‌ات برکت بدهد. می‌گویند: تا آخر عمرش ایشان هیچ ضرر نکرد و ورشکسته نشد. لذا خیلی‌ها تا آخر عمرشان می‌خواستند با ایشان شریک شوند چون می‌گفتند: ایشان نظر کرده‌ی پیغمبر است.

پدر شیخ صدوق نامه نوشتند، حضرت حجت دعا کردند که خداوند به شما فرزندانی بدهد. خدا دو پسر به ایشان داد. خود مرحوم صادق (ابن بابویه) در مقدمه می‌گوید: من به دعای امام زمان متولد شدم. آقا دعا کردند خدا به تو نسل با برکت بدهد. سیصد جلد کتاب دارد. این برکت است. قلم عادی که نمی‌تواند این چیزها را بنویسد.

کعبه جای خوش آب و هوایی نیست. خیلی جای سختی است. گرم و بدون امکانات است. اما خدا می‌فرماید: ما کعبه را مبارک قرار دادیم. «لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبارَکا» (آل عمران/۹۶) چقدر آدم می‌روند و می‌آیند. مثال دیگر برکت، مثال زمان است. شب قدر چند ساعت است؟ زمستان که طولانی است بگویید پنج ساعت، ده ساعت. قرآن می‌گوید: «لَیْلَةٍ مُبارَکَة» (دخان/۳) چون یک شب از هزار ماه، هشتاد سال برتر است. گاهی برکت در مکان است مثل کعبه، گاهی در زمان است مثل شب قدر. گاهی در اشیاء است مثل قرآن. یک کتاب چقدر نورافشانی می‌کند. گاهی در افراد است، مثل حضرت عیسی(ع). یکی از این افراد هم خدیجه کبری(سلام الله علیها) است. ما دوازده امام داریم. چقدر سادات در این عالم داریم، نمی‌دانیم. زیاد است. تمام این ائمه از نسل حضرت زهرا(سلام الله علیها) هستند. کوثری که «اعطیناک» به واسطه حضرت خدیجه کبری است.

تمام ائمه ما در زیارت نامه‌هایشان هست که سلام بر تو ای فرزند خدیجه کبری! «خدیجه الغرا» یعنی والا و بلندمرتبه. پس چرا امام سجاد روی منبر شام افتخار نکند و بگوید: «منا خدیجه الکبری» خدیجه از ماست. چرا امام حسین روز عاشورا فریاد نزند «هل تعلمون ان جدی رسول الله(صلوات الله علیه و آله)، هل تعلمون ان جدتی خدیجه الکبری» می‌دانید جد من خدیجه کبری است؟ می‌دانید جد من رسول الله است؟ این است که در واقع یکی از اوصاف خدیجه کبری که گاهی از آن غفلت می‌شود، مبارکه است. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) دختر این خدیجه کبری و این شخصیت بزرگوار است.

ویژگی دیگر در ارتباط با حضرت خدیجه، ویژگی طاهره است. این ویژگی در قبل از اسلام مطرح بوده است. اسم ایشان خدیجه است اما در جاهلیت قبل از اسلام به ایشان طاهره می‌گفتند. بخاطر شدت عفت و عفاف ایشان. طهارت یعنی پاکیزگی. ما چند نوع طهارت داریم. یکی طهارت ظاهری داریم. بنده الآن وضو ندارم دست به قرآن نمی‌زنم. ولی وقتی وضو گرفتم طاهره می‌شوم. نمی‌توانم نماز بخوانم، وضو می‌گیرم، نماز می‌خوانم. خداوند آب را طهور و پاک کننده قرار داده است. جایی نجس شده، می‌شویند و می‌گویند: پاک شده است. گاهی طهارت درونی و قلبی است. یعنی یک کسی گناه کرده است. گناه مثل نقطه‌ی سیاهی قلب انسان را آلوده و تاریک می‌کند. توبه طهارت است. وقتی شما «استغفر الله ربی و اتوب الیه» می‌گویید، از گناه طاهر می‌شوید. این هم یک نوع طهارت است. اقسام زیادی دارد. یکی از اقسام طهارت و پاکیزگی هم طهارت و پاکیزگی از معصیت است. ما می‌گوییم: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ‏ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرا» (احزاب/۳۳) یعنی عصمت، یعنی خداوند شما را از گناه و معاصی و خطا پاکیزه قرار داد.

خدیجه(سلام الله علیها) قبل از اسلام طهارت و پاکیزگی و عفت داشت. به همین جهت هم در انتخابش پیغمبر را انتخاب کرد. از همان اول مرید پیغمبر بود.قرآن وقتی الگو معرفی می‌کند، بحث زن و مرد نیست. می‌خواهد یک الگو برای همه مردم معرفی کند، می‌گوید: حضرت آسیه، «وَ ضَرَبَ‏ اللَّهُ‏ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْن‏» (تحریم/۱۱) نه اینکه بگوییم: خدیجه کبری الگوی زنان و امیرالمؤمنین الگوی مردان است. نه، هردو الگوی زنان و مردان هستند. در جامعه سعی کنیم این پاکیزگی را حفظ کنیم. دختر خانم و آقا پسری که ازدواج می‌کند، قبل از ازدواج خدای نکرده ارتباط نادرستی با نامحرم نداشته باشد. آنوقت این زندگی شیرین و مستمر می‌شود. بعد از ازدواج هم همین است. نکند خدای نکرده یکوقت این خانم یا آقا نگاهشان به مردان و زنان دیگر باشد. واقعاً زن برای مرد باشد و مرد برای زن باشد. این جامعه را حفظ می‌کند.

ما برای همایش «صدف کوثر» که برای بزرگداشت حضرت خدیجه(سلام الله علیها) هست و همین هفته در شهر قم برگزار می‌شود، خدمت مقام معظم رهبری رسیدیم و یکی از مطالبی که ایشان فرمودند این بود: که امتیاز اسلام به اهمیت به نظام خانواده است. در غرب این امتیاز تقریباً از هم پاشیده است. چیزی به نام نظام خانواده وجود ندارد. البته نه اینکه وجود نداشته باشد. هنوز خانواده‌هایی در غرب هستند که زندگی مستمر دارند ولی شیوه تبلیغات غربی بر این نیست. انسجام نظام خانواده یک ارزش محسوب نمی‌شود. لذا رفتن به سمت خیلی از بی بند و باری‌ها عیب نیست. من شنیدم که بعضی وقتی طلاق می‌گیرند، جشن طلاق می‌گیرند. آدم برای چیزی که از دست داده که جشن نمی‌گیرد. وقتی یک اتفاق ناشایست در زندگی بیافتد جشن می‌گیرید؟ مثلاً در امتحان رد شدید یک جعبه شیرینی بخرید و بگویید: در امتحان رد شدم! این اصلاً توجیه ندارد. مبغوضیت طلاق جای خود هست. شما نباید بگویید: چرا خدا این مبغوض را قرار داده است؟ گاهی زندگی ممکن است موجب خیلی از ناملایمات شود. مبغوض یعنی خدا دوست ندارد. اما خدا این مبغوض را یک جایی راه حلی قرار داده برای اینکه ممکن است این زندگی دوام نیاورد. آنوقت ببینید نگاه قرآن به خانواده چقدر زیباست.

در سوره فرقان دعایی که من توصیه می‌کنم بخوانید که آخر سوره فرقان هست که صفات عباد الرحمن را می‌شماریم، می‌گوییم: خدایا خانواده ما را نور چشم ما قرار بده. «رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیَّاتِنا قُرَّةَ أَعْیُنٍ‏ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماما» (فرقان/۷۴) نمی‌گوییم: خانواده‌های ما را متقی قرار بده. پیشوای متقیان قرار بده. درست است بالاترین مصداق این آیه معصومین(علیهم السلام) است. لذا انشاءالله اگر با این اصول وارد شویم خیلی از اصول در جامعه ما تغییر می‌کند. خیلی از معیارهای غلط کنار می‌رود. ویژگی سوم تواضع و فروتنی این بانوی بزرگوار است. یک کسی با این جایگاه و مقام و ثروت وارد خانه‌ی پیغمبر گرامی اسلام شده است. البته پیامبر هنوز به پیامبری مبعوث نشده است. یعنی وارد منزل محمد امین شد. دیگر من وجود نداشت. همسر پیغمبر شد. ثروت را در اختیار پیغمبر گذاشت. خانه را در اختیار پیغمبر گذاشت و به پیغمبر رو کرد که این خانه دیگر خانه من نیست. شناسنامه و سند این خانه عوض شد. شما صاحب این خانه هستی. اگر زنی در جامعه اینطور هست، آن آقا هم سوء استفاده نکند.

 

 

گاهی می‌گوییم: پیغمبر فرمودند: سه گروه از زن‌ها فشار قبر ندارند و با حضرت زهرا محشور می‌شوند.

۱- زنی که بر بداخلاقی شوهرش صبر کند. یک آقایی گفت: من دلم می‌خواهد خانم من با حضرت زهرا محشور شود، لذا بداخلاقی می‌کنم، که ایشان صبر کند. این مثل این است که بگویی: صبر بر بیماری اجر دارد و خوب است. مثلاً تو خودت را از بلندی بیاندازی و پایت بشکند که صبر کنی و اجر ببری. مثل اینکه بگوییم: کار آتش نشان‌ها خاموش کردن آتش است و این کار با ارزشی است. بگوییم: من خانه‌ام را آتش می‌زنم که آنها بیایند خاموش کنند و ثواب ببرند. به هر دلیلی آقا وارد خانه شد و بد اخلاق است و شما صبر کردی، این موجب می‌شود آن اجر را ببری.

۲- زنی که بر غیرت مردش صبر کند. دلش می‌خواهد آرایش کند و با خودنمایی بیرون بیاید، اما احساس می‌کند به مردش خیانت کرده است. اجازه ندهیم در این شیشه عطر باز شود و دیگران بوی این عطر را استشمام کنند.

۳- زنی که مهریه‌اش را ببخشد

من یکوقتی در یک کشوری برای تبلیغ رفته بودم. در آن کشور خیلی زن سالاری هست. این روایت را که خواندم، خانم‌ها آمدند و گفتند: این خوب است. اما آن طرف هم بگویید. که آقا ما که با هم خانه خریدیم و ماشین خریدیم و ثروتمند شدیم، ما را هم در آنها شریک کنید. من مهریه‌ام را بخشیدم، چه اشکالی دارد یک بخشی از خانه به نام من باشد؟ تواضع به زن صفت خوبی است. اما سوء استفاده مرد را نباید به دنبال داشته باشد. پیغمبر گرامی اسلام این تواضع و این تصدیق و حمایت را با نگاه بسیار عالی جواب داد. لذا نه فقط در دورانی که خدیجه کبری(سلام الله علیها) زنده بود، با خدیجه آرام می‌شد. به او عشق می‌ورزید. بلکه وقتی خدیجه کبری هم از دنیا رفته بود، باز هم می‌فرمود: «این مثل الخدیجه» دیگر مانند ندارد. مجری: در این چند جلسه که موضوع برنامه در مورد حضرت خدیجه هست، یک عشق و علاقه‌ی خاصی در ما نسبت به حضرت شکل گرفته است. اگر این حس تا امروز نبوده بخاطر غربت و مظلومیت حضرت خدیجه بوده است. انشاءالله درک و معرفت ما بیشتر شود. حاج آقای رفیعی: یکی از کارهایی که انجام می‌دهیم مثلاً زیارت امام رضا که می‌روم مقید هستم یک قرآنی یا صد صلوات یا دو رکعت نماز برای مادر ایشان بخوانم. حرم حضرت ابالفضل که می‌روم مقید هستم برای ام البنین نماز بخوانم. هروقت هم زیارت پیامبر گرامی اسلام می‌رفتم که انشاءالله با سقوط آل سعود راه باز شود و برویم، همین کار را می‌کردم.

دوستان توجه داشته باشند در زیارت ائمه که می‌روند، یاد مادرانشان هم باشند.

حضرت خدیجه هم برای خدا کار کرد. چون برای خدا کار کرد، نسلش با برکت شد و نامش ماندگار شد. مورد احترام پیغمبر گرامی اسلام واقع شد. رنگ خدا رنگی است که پاک نمی‌شود و ماندگار است. چرا مسجد قبا مانده است؟ برای اینکه از روز اول برای خدا بنا شد. اما مسجد ضرار چرا از بین رفت؟ چون روی چشم و هم چشمی بنا شد. چرا قابیل قربانی‌اش پذیرفته نشد اما از هابیل پذیرفته شد؟ چون هابیل برای خدا این کار را کرد و قابیل برای خدا نکرد. ما در اسلام حسن فعلی و حسن فاعلی می‌خواهیم. خوب بودن کار کافی نیست. انگیزه کار هم باید خوب باشد. لذا اگر فقیری از اینجا نزد من و شما بیاید، هردو به او کمک کنیم. جنابعالی به خاطر خدا کمک کردید، من به خاطر ریا کمک کردم. برای شما قبول می‌شود، برای من نمی‌شود. ریا انفاق را از بین می‌برد. اما کسی که فی سبیل الله انفاق می‌کند، مضاعف می‌شود و ماندگار است. حضرت علی یک شب جای پیغمبر خوابید. آیه نازل شد «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللّه‏» (بقره/۲۰۷)

حضرت زهرا (سلام الله علیها) خانواده‌اش نان به فقیر می‌دادند. «إِنَّما نُطْعِمُکُمْ‏ لِوَجْهِ اللَّهِ» برای خدا ماندگار می‌شود. آنجایی که حضرت انگشتر را داد، آنجایی که حضرت جای پیغمبر خوابید، آنجایی که انفاق کردند سه شب به یتیم و مسکین و اسیر، کسی ثبت نکرد و فیلم برداری نکرد. اما خدا بزرگش کرد. اگر کار برای خدا بود، خدا آن را بزرگ می‌کند. چرا ماندگارش می‌کند؟ چون خودش مانده است. «وَ ما عِنْدَ اللَّهِ‏ باق‏» (نحل/۹۶) این یک «قل» بود.

 

من برای چه به خدا دعوت می‌کنم؟ چه چیزی گیر من پیغمبر می‌آید؟ «قُلْ ما سَأَلْتُکُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ» اجر من برای خداست. شما وقتی حضرت امیر را احترام کنید، نه اینکه شام برای خانه حضرت امیر ببرید. نه اینکه برای حضرت امیر خانه بسازید. به حرفش گوش بدهید. نهج‌البلاغه‌اش را عمل کنید. در ادامه می‌فرماید: «قُلْ إِنَّ رَبِّی یَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ الْغُیُوبِ» بگو خداوند همواره حق پابرجا و استوار است و باطل کوبیده می‌شود. «وَ قُلْ جاءَ الْحَقُ‏ وَ زَهَقَ الْباطِل‏» (اسراء/۸۱)

یک جای دیگر هم می‌گوید: بگو اگر گمراهی باشد برای خود انسان است. اگر هدایتی باشد به اذن الهی است. یعنی هدایت به لطف خداست. اما عامل گمراهی خود انسان است. سومین جلسه‌ای است که ما در مورد حضرت خدیجه کبری(سلام الله علیها) صحبت می‌کنیم.

از طهارت ایشان و اولین‌های ایشان گفتیم.

از مبارک بودن ایشان گفتیم.

از تواضع و فروتنی این بانوی بزرگ گفتیم.

از نمازشان گفتیم.

از ایثارشان گفتیم.

از شعرشان گفتیم.

از شوهر دوستی‌شان گفتیم.

یکی دیگر از ویژگی‌های این بانوی بزرگوار ساده زیستی ایشان هست.

پیغمبر گرامی اسلام در شعب ابی طالب می‌فرماید: گاهی فقط یک پوست داشتیم که زیر خود بیاندازیم.

این ساده زیستی! امروزه مشکل در جامعه ما هست. اما نباید تغییرات در زندگی‌ موجب دلسردی شود. مثلاً شما سی سال است با آقایی زندگی کردی. همه چیز در زندگی داشتید. به هر دلیلی این آقا فقیر می‌شود. یا بیمار می‌شود. خانواده‌ها مواظب باشند این در زندگی‌شان تأثیر نگذارد و کم نیاورند.

مقام معظم رهبری جمله‌ای فرمودند: این ساده نیست که کسی از تمام ثروت بگذرد و یک زندگی کاملاً ساده را بپذیرد به خاطر خدا. انشاءالله زندگی این بزرگوار برای همه ما الگو باشد. امیدواریم که باز هم بتوانیم بیشتر از این بگوییم. اهل سخن در منبرها، اهل هنر در فیلم‌ها، شعرا در اشعارشان، دانشگاهی‌ها و آموزش و پرورش در کتاب‌های درسی، هرکسی هرچه می‌تواند برای این بانوی بزرگوار کاری کند و قدمی بردارد. پیغمبر خدا و دوازده امام، پاسخ این تلاش شما را خواهند داد.یعنی یک برکت زیادی در زندگی ایجاد خواهد شد.

بسم الله الرحمن الرحیم

فیش منبر

عظمت حضرت خدیجه کبری

*استاد فرحزاد*

 

«مَا أَصِفُ مِنْ دَارٍ أَوَّلُهَا عَنَاءٌ وَ آخِرُهَا فَنَاءٌ فِی حَلَالِهَا حِسَابٌ وَ فِی حَرَامِهَا عِقَابٌ»(مجلسی/ بحارالأنوار/ ج۷۰/ ص:۱).

باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش

درفـراق خـارهـجــران صـبـر بـلـبـل بایـدش

ای دل انـدربند زلـفـش ازپریــشـانی منال

مرغ زیـرک چون به دام افـتـد تحمل بایـدش

تکیه برتقوا ودانش در طریقت کافریست

راهـرو گــر صـدهــنـر دارد تـوکـل بایـدش

رند عالم سوز را با مصـلحت بینی چکار

کارمـلـک اسـت آن که تـدبـیروتامل بایدش

برکات ذکر صلوات

یکی از آثار و برکات ذکر صلوات از بین بردن نفاق و تفرقه و اختلاف و دوئیت است. نفاق درونی، نفاق بیرونی و نفاق اجتماعی را از بین می برد. صلوات دل ها را به هم نزدیک می کند نفاق را در وجود انسان از بین می برد. چند تا روایت هم به این مضمون داریم که در یکی از آن روایت ها حضرت امر کردند صلوات را بلند بفرستید. پیامبرخدا صلی الله … فرمودند:

«ارْفَعُوا أَصْوَاتَکُمْ بِالصَّلَاةِ عَلَی فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالنِّفَاقِ» (شیخ کلینی/ الکافی/ ج۲/ ص:۴۹۱).

موقع صلوات فرستادن بلند صلوات بر محمد و آل محمد بفرستید که این صلوات بلند نفاق را از بین می برد.

چهار بانوی به کمال رسیده

امشب شب دهم ماه مبارک رمضان است شب وفات جانگداز بی بی دو عالم ام المؤمنین حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام هست. از مردها و زن ها عده ای کامل شده اند در روایت داریم چهار بانو هستند که به کمال رسیدند که کامل شدگان زنان این چهار بانو هستند.

۱-حضرت آسیه

یکی از آن زن هایی که به کمال رسید حضرت آسیه فرزند مزاحم، همسر فرعون است. داستان حضرت آسیه خیلی عجیب است که در قرآن هم به آن اشاره شده است. هر وقت خدای متعال می خواهد بانویی را برای اسوه و الگو برای دیگران مثال بیاورد یک مورد هم حضرت آسیه را مطرح می‌کند کسی که در خانه طاغوت، همسر طاغوت، هم سفره طاغوت، هم نفس طاغوت و در محیطی که شوهرش ادعای خدایی می کرد

«فَحَشَرَ فَنادى ، فَقالَ أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى» (النازعات : ۲۳،۲۴).

بتواند به کمال برسد کار آسانی نیست.

در قرآن داستان فرعون زیاد ذکر شده، به عنوان یکی از جانی ها و ظالم ها و طاغوت هایی که اهل آتش جهنم هست در خانه او نزدیکترین فردش یک زن مؤمنه کامله بشود. اگر در قیامت بگوییم محیط، جو، خانواده، محل کار و زندگی ما فاسد بود محیط آلوده بود خدا حضرت آسیه را مثال می زند که در بدترین شرایط و بدترین موقعیت ها بود ولی یکی از بهترین زنان عالم شد. خدا تأثیر سفره فرعون، غذای فرعون را بر می دارد والا غذای فرعون غذای ناب و حلال که نیست از خون مردم درست شده است ولی این خانم در آن جا با آن شرایط قرار گرفته، خدای متعال برای او به اندازه اش حلال می کند چون مالک اصلی خداست. در آن شرایط و محیط چون حامی حضرت موسی و حامی دین خدا بود خدای متعال اثرش را برداشت. حضرت آسیه بچه نداشت وقتی که با شوهرش فرعون نشسته بودند دیدند که یک صندوقی روی آب می رود رفتند آوردند دیدند یک بچه زیبا و دلربایی در این صندوق هست. حضرت آسیه به فرعون گفت: ما اولاد نداریم خوب است به عنوان فرزند این را برداریم تا روشنی چشم من و تو باشد، فال خوب زد گفت: انشاءالله این بچه عاقبتمان را به خیر می کند. همین طور هم شد این بچه، موسی کلیم الله شد و حضرت آسیه را نجات داد. فرعون فال بد زد به دلش بد گذشت گفت نکند این همان بچه ای باشد که پدر ما را در می آورد اتفاقا همین هم بود، فال بد زد. فرعون در مقابل حضرت موسی علیه السلام ایستاد و در عاقبت در رود نیل غرق شد و به جهنم رفت و از اصحاب تابوت که هفت نفرند هست، که اصل شعله های جهنم از آن جا مشتعل و ملتهب است. در هر صورت فرعون این فرزند را بزرگ کرد حضرت آسیه از او حمایت کرد وقتی هم که به پیامبری رسید حضرت آسیه به موسی کلیم الله ایمان آورد فرعون گفت: به او ایمان می آوری؟ گفت: بله، هر چه تهدیدش کرد من خدا هستم. گفت: تو کی خدا شدی؟ به قول خودمان من که زنت هستم می دانم. فرعون هر چه کرد آسیه گفت فایده ندارد من به تو ایمان نمی آورم. فرعون او را شکنجه داد گفت او را روی زمین بخوابانید با میخ بدنش را به زمین بکوبید و بدنش را شکنجه بدهید در زیر آن شکنجه ها آیه قرآن هم هست که حضرت آسیه این دعا را می خواند:

«رَبِّ ابْنِ لی عِنْدَکَ بَیتاً فِی الْجَنَّةِ وَ نَجِّنی مِنْ فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجِّنی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمینَ» (التحریم: ۱۱).

ای خدا پیش خودت (بهشت مراتبی دارد یک بهشتی است که بهشت قرب و پیش خداست یعنی از همه نزدیکتر است.) در آن بهشت قرب برای من خانه ای بنا کن و مرا از ظلم و عمل ظالمانه و از دست ظالم نجات بده. خدا دعایش را مستجاب کرد جای خودش را در بهشت دید زیر شکنجه ها میخ به بدنش می کوبیدند می خندید. آدمی که دیگر از بدن جدا بشود یعنی فارق بشود مثل اصحاب امام حسین (سلام الله علیهم اجمعین) می شود در شرح حال عابس بن ابی شبیب شاکری است که کلا خودش را برداشت زره اش را در آورد گفت: می خواهم این تیرها به بدنم بخورد در راه خدا شهید بشوم. حضرت آسیه از این شکنجه ها لذت می برد که زودتر پرواز بکند و روحش برود. فرعون مادر زنش را حاضر کرد گفت: ببین دخترت خدایی مرا انکار کرده دیوانه هم شده، ما شکنجه اش می دهیم تبسم می کند. نمی دانست که این چه می بیند و روحش دارد به کجا پرواز می کند. حضرت آسیه در بدترین شرایط دین و ایمانش را حفظ کرد به پیامبر زمان ایمان آورد و با ایمان کامل از دنیا رفت.

۲-حضرت مریم علیهاالسلام

دومین بانویی که به کمال رسیده جناب مریم بنت عمران و مادر حضرت عیسی روح الله علی نبینا و آله و علیه السلام است، که داستانش در قرآن آمده است. در قرآن نام مردها فراوان آمده، نام انبیاء یا مؤمنین، حتی نام یکی از اصحاب پیامبر به نام زید بن حارثه در قرآن آمده است

«فَلَمَّا قَضى زَیدٌ مِنْها وَطَراً زَوَّجْناکَها» (الأحزاب : ۳۷).

که پسر خوانده پیامبر بود. از نام مردها چه خوب ها و چه بدها مثل ابولهب آمده اما از نام خانم ها از اول تا آخر قرآن فقط اسم یک خانم در قرآن آمده و آن هم نام حضرت مریم است، نام بقیه خانم ها مثل همین حضرت آسیه با عنوان همسر فرعون آمده، نام حضرت زهراء با عنوان فراوان آمده

«إِنَّا أَعْطَیناکَ الْکَوْثَرَ»(الکوثر : ۱).

ولی نام زهراء در قرآن نیست. تنها خانمی که نامش صریحا در قرآن آمده بلکه یک سوره هم در قرآن به نام این خانم هست حضرت مریم علیهاالسلام است، که خدای متعال می فرماید:

«وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَةُ یا مَرْیمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى نِساءِ الْعالَمینَ»(آل عمران : ۴۲).

و زمانی که ملائکه گفتند: یا مریم خدا تو را انتخاب کرده، خدا تو را پاک کرده، خدا تو را بر زن های عالم برگزیده و انتخاب کرده و برتری داده است. مادر بزرگوار حضرت مریم نذر کرد که خدا فرزندی به من مرحمت کن او را خادم خانه خدا می کنم خادم مسجد می کنم. فکر می کرد فرزندش پسر است ولی وقتی متولد شد دید دختر است گفت: حالا دختر باشد جاروکش مسجد می شود. به مسجد آوردش، چون نذر کرده بود وقف خانه خدا کرد. حضرت مریم در مسجد عبادت می کرد مسجد را تمیز می کرد غذا و مائده آسمانی برای او نازل می شد. تنها بانویی که در عالم بدون شوهر و ازدواج، خدا در دامنش پیامبری هم چون حضرت عیسی پیامبر اولواالعزم را به وجود آورد این بانو بود. خدا قدرتش را در همه جا نشان می دهد حضرت آدم و حوا را بدون پدر و مادر و حضرت عیسی را بدون پدر درست کرد. برای خدا کاری ندارد هر چه اراده کند می شود. حضرت مریم حامله شد و عیسی روح الله به وجود آمد آمدند دورش را گرفتند خیلی به او اهانت کردند گفتند: پدرت آدم بدی نبود مادرت آدم بدی نبود تو که ازدواج نکردی این فرزند از کجاست. حضرت مریم گفت: از این نوزاد و طفل بپرسید. طفل تازه متولده شده به زبان آمد و گفت: من پیامبر هستم خدا به من کتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است، مادر من هم پاک است. آبروی مادرش را حفظ کرد. حضرت مریم هم از آن بانوانی هست که در اعلاء درجه بهشت همسر پیامبر ما خواهد شد

۳-حضرت زهراء علیهاالسلام

سومین بانویی که سیده و سرور همه زنان عالم هست حضرت صدیقه کبری فاطمه زهراء علیها السلام است، که با احدی در عالم قابل قیاس نیست. واقعا شان و منقبت حضرت زهراء علیهاالسلام از قلم و بیان بیرون است. ما روایاتی داریم که

وَ إِنَّمَا سُمِّیتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا (مجلسی/ بحارالأنوار/ ج۴۳/ ص:۱۹).

فاطمه را فاطمه نام نهادند چون مردم از شناخت ذات و حقیقت حضرت زهراء بریده شدند جدا شدند. آیا کسی در عالم هست که به همه انبیاء و امامان، به همه فرشته ها فرمانده و حکمران باشد؟ به آن ها فرمان بدهد و اطاعتش بر جمیع ما خلق الله واجب باشد؟ فقط یک بانو داریم یک خانم است آن هم حضرت زهراء علیهاالسلام است. امام باقرعلیه‌السلام فرمودند: فرمان و اطاعت حضرت زهراء بر همه انبیاء و ملائکه، بر همه جن و انس و حتی بر ما امامان واجب است.[۱]

امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: ما حجت بر مردم هستیم ولی مادرمان فاطمه حجت بر ما هست.[۲]

حضرت زهراء تنها بانویی است که سرور و سیده زنان عالم و مردان عالم است باید زیر لوای او باشیم

۴-حضرت خدیجه سلام الله علیها :

چهارمین بانویی که به کمال رسید مادر بزرگوار حضرت فاطمه زهراء علیهاالسلام حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام است که امشب شب وفات این بانوی بزرگوار ومادر مومنین است. می دانید حضرت خدیجه مادر همه ما هست طبق آیه قرآن همسران پیامبر ام المومنین هستند. البته در روایات ما هست همسرانی که وفادار بودند ولی همسرانی که با جان پیامبر، با جانشین پیامبر (امیرالمومنین علیه السلام ) بی وفایی کردند و جنگیدند آن ها از شرافت همسر بودن کنار گذاشته شدند. اما همسرانی که باوفا بودند مثل حضرت خدیجه علیهاالسلام ازدواج با آن ها بعد از پیامبر بر این امت حرام است و به افتخار ام المومنین بودن نائل شدند و در حکم مادر امت هستند مادر مومنین هستند که حضرت خدیجه کبری علیهاالسلام یکی از آن هاست. وقتی پیامبر به رسالت مبعوث شدند اول بانویی که ایمان آوردند حضرت خدیجه علیهاالسلام بودند. پیامبراکرم که وارد خانه شدند حضرت خدیجه علیهاالسلام فرمودند: یک نوری در شما می بینم (چون روایت داریم خانه به قدوم حضرت منور شد) فرمود: نور رسالت است نور نبوت است من به پیامبری مبعوث شدم به من ایمان بیاور. حضرت خدیجه عرض کرد: من خیلی جلوتر به شما ایمان آوردم از آن اول که شما را انتخاب کردم و خاطر خواه شما شدم می دانستم که شما روزی پیامبر خواهید شد من جلوترها در دلم ایمان آوردم حالا هم در ظاهر ایمان می آورم :

«أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»(شیخ صدوق/ من لایحضره الفقیه/ ج۱/ ص:۲۸۱).

این بانوی بزرگواری اول ثروتمند در منطقه حجاز بود در آن زمان ۸۰ هزار شتر یعنی ۸۰ هزار تا ماشین داشتند که بار و مسافر جا به جا می کردند. طلا و ملک و امکانات داشت و دیگران از سرمایه او استفاده می کردند می رفتند تجارت می کردند ولی همه این مال و ثروت را در راه خدا و پیامبر مصرف کرد. ما همه مدیون زحمات این بانو هستیم.

همسران بهشتی پیامبرصلی الله …

روایت داریم دو نفر از امت های گذشته در اعلاء درجه بهشت همسر پیامبر ما می شوند یکی حضرت آسیه ودیگری حضرت مریم هست (گاهی بهشت و جهنم در دنیا کنار هم جمع می شوند یک مورد هم اینجاست شوهر در قعر جهنم و خانم در اعلاء درجه بهشت) که همسر پیامبر ما می شوند. همسر پیامبر ما بودن خیلی مقام می‌خواهد. پیامبر ما در موقع وفات حضرت خدیجه علیهاالسلام به ایشان فرمودند: پهلوی حضرت آسیه و حضرت مریم می‌روید سلام مرا به آن ها برسان. پس واقعا این برای ما درس است اگر کسی واقعا پیوندش با خدا باشد خدا حفظش می‌کند. کسی که توکلش به خدا باشد از خدا کمک بخواهد حتی غذای فرعون، نفس فرعون به او اثر نمی‌کند.

پیامبرصلی الله … و ازدواجش با حضرت خدیجه علیها السلام

پیامبر به قدری به این بانو عشق می ورزید که فرمودند: «فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَیبَاهِی بِکِ کِرَامَ مَلَائِکَتِهِ کُلَّ یوْمٍ مِرَاراً»(مجلسی/ بحارالأنوار/ ج۱۶/ ص:۱).

ای خدیجه تو این قدر پیش خدا عزیز هستی که خدا هر روز چند بار به ملائکه مباهات می کند خدا مباهات می کند که همچین بنده و کنیزی مثل خدیجه در روی زمین دارد. واقعا هم خیلی فداکاری و ایثار کرد تمام ثروتش را در اختیار پیامبر گذاشت از مال گذشت از جان گذشت از آبرو گذشت. می دانید چه قدر مردم مکه ملامتش کردند سرزنشش کردند سرکوبش کردند. حضرت خدیجه علیها السلام خیلی بلاء دید زن های مکه با او قهر کردند شاید نزدیکانش هم با او قهر کردند گفتند: این همه خواستگارهای درجه یک داری همه ثروتمندها و سرشناس ها خواستگار تو هستند تو آمدی با یک یتیمی که مال ندارد ثروت ندارند خانه ندارد ازدواج کردی. پیامبر ما در ۲۵ سالگی با حضرت خدیجه ازدواج کرد پیامبر در آن زمان یک اتاق اجاره ای هم نداشت. معمولا داماد یک خانه ای دارد یا خانه ای اجاره می کند که عروس را ببرد ولی هم پیامبر و هم امیرالمومنین موقع ازدواج خانه نداشتند. این هایی که می گویند باید حتما سن به سی، چهل سال برسد و خانه و حقوق کذا و همه چیز باشد بعد ازدواج کنیم دیگر بگذارند برای آخرت، یک مرتبه با حورالعین ازدواج کنند. اولا دنیا سختی دارد آدم باید یک مقدار قانع و راضی باشد و بعد هم خدا زود به زود می رساند خدا در قرآن می گوید: ازدواج بکنید. می دانست که ما فوری می گوییم پولش چه می شود؟ حقوقش چه می شود؟ خانه اش چه می شود؟ خداوند متعال می فرماید :

«إِنْ یکُونُوا فُقَراءَ یغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ»(النور : ۳۲).

اگر بی پولی باعث شده که در وقتش دست به این کار نمی زنید خدا شما را بی نیاز می کند. اگر دختر یا پسر فقیر هستند یا خانواده هایشان فقیرند، خدا بی نیازشان می کند.

آقای قرائتی می گفت: از همه دنیا بروید سراغ بگیرید بالای ۹۰ درصد تمام این هایی که در دنیا هستند اعم از کافر، بت پرست، یهودی، نصاری، مسلمان بپرسید آقا قبل از ازدواج وضعیتت بهتر بود یا بعد از ازدواج؟ بالای ۹۰ درصد می گویند بعد از ازدواج رزقمان و روزیمان بهتر شده است. آن خدایی که روزی این دختر را در خانه بابایش می داد حالا در خانه شوهر می فرستد. حالا یک وقت شوهر معتاد است بی عرضه است نمی رود کار بکند آن یک حرف دیگر است آن استثنا ء است همان ۵ درصد، ۱۰ درصد استثناء شده است. در آن جا مقصر خود آن شوهر تنبل، بیکار معتاد است والا خدا وعده روزی را داده است. ما چه قدر روایت داریم که سفارش می کنند بروید زندگی مشترک و نکاح و ازدواج را برای بچه هایتان و خودتان انجام بدهید چون ازدواج روزی را زیاد می کند:

«إتّخذوا الأهل فإنّه أرزق لکم» (بهاء الدین خرمشاهى-مسعودانصارى/ پیام پیامبر /متن عربى/ ص:۶۹۸).

ازدواج این طور نیست که روزی را کم بکند روزی را بیشتر می کند خدا برکت می دهد. البته یک مشکلمان همین است جوانی که تازه ازدواج کرده روز اول می خواهد خانه ۳۰۰ متری و حقوق یک میلیونی و نمی دانم تلفن و ماشین داشته باشد خوب بله این نمی شود پدر شما بعد از ۵۰ سال به اینجا رسیده شما می خواهید روز اول پایت را روی پله آخر بگذاری. این توقعات بالا رفته تشریفات و تجملات و چشم هم چشمی زیاد شده است. والا کسی که قانع و راضی باشد حتما خدا رزقش را به اندازه نیاز در وقتش می رساند. این برای ما عبرت است که هم امیرالمومنین و هم پیامبرخدا در شب عروسی یک اتاق اجاره ای هم نداشتند. آیا این ها عزیز خدا نبودند؟ عالم برای این ها خلق نشده بود؟ همه عالم به یک موی این ها نمی ارزد عالم فانی قابل قیاس با یک موی این ها نیست دنیا ارزشی ندارد پوچ است خیال است. باید بگذارید و بروید چرا این قدر غصه دنیا را می خورید. پیامبر در خردسالی پدر و مادرشان را از دست دادند و در خانه پدربزرگشان بودند بعد هم در خانه عمویشان حضرت ابوطالب زندگی کردند وجایی نداشتند در مقابل هم حضرت خدیجه که اول ثروتمند منطقه بود. خیلی خانم را سرزنش کردند ولی تحمل کرد محبت همه مشکلات را حل می کند پیامبر را دوست داشت فهمیده بود که این آقا کیست جا نزد. این عروس با تقوا و با ایمان و با ادب مادر ماست، امامان ما افتخار می کنند، به ما گفتند هنگام سلام به محضر امام زمان علیه السلام بگویید:

السَّلَامُ عَلَیکَ یا ابْنَ خَدِیجَةَ الْکُبْرَى وَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءِ»(شیخ طوسی/ تهذیب الأحکام/ ج۶/ ص : ۵۴).

سلام بر شما ای امام زمان که فرزند خدیجه بزرگ هستی. امامان به این مادر و به این جده افتخار می کنند ما هم افتخار می کنیم مادر مومنین است.

این خانم خدمت پیامبر زانو زد و عرض کرد: یک وقت غصه نخورید که جا ندارید پول ندارید خانه ندارید، مال من مال شماست خانه من خانه شماست من هم کنیز شما هستم. همان روز اول همه را به صاحبش، به خدا واگذار می کند. گفت: در واقع مال من مال شماست خانه من هم خانه شماست من هم کنیز شما هستم نوکر شما هستم خیلی گردن ما حق دارد. جدا به این بانو باید به چشم مادری نگاه کرد در حق پیامبر ما هم مادری کرد. پیامبر آن قدر این خانم را دوست داشت که بارها می نشست و برای دوری و فراق حضرت خدیجه گریه می کرد این خیلی مهم است

فضائل حضرت خدیجه علیها السلام

شب اول عروسی همه مال و جان و هستی اش را فدای شوهرش کرد پیامبرخدا هم بعد از وفات این بانو بارها می نشستند گریه می کردند خیلی مهم است شما تصور بکنید مثلا حالا یک آدمی هست که ناشناس است گمنام است اما فرض بفرماید یک مرجع تقلید، یک پرفسور، یک رهبر، یک شخصیت جهانی بنشیند های های گریه کند بگویند آقا چرا گریه می کنید؟ بگوید خانم من ۵ سال قبل از دنیا رفته است. اول شخصیت عالم بنشیند برای یک خانم گریه کند بعضی از همسران پیامبر اعتراض هم می کردند گفتند: ما هستیم چرا برای خانمی که مسن بوده و حالا از دنیا هم رفته شما گریه می کنید؟ پیامبر فرمودند:

خَدِیجَةُ وَ أَینَ مِثْلُ خَدِیجَةَ صَدَّقَتْنِی حِینَ کَذَّبَنِی النَّاسُ»(مجلسی/ بحارالأنوار/ ج۴۳/ ص:۹۲).

شما می دانید چه همسری را از دست دادم؟ خدیجه چه شخصیتی بوده؟ دیگر چه کسی برای من مثل خدیجه می شود؟ وقتی که مردم مکه از من جدا شدند او مرا رها نکرد، همه قهر کردند او با من پیوند زد، شما فرزند برای من نیاوردید او برای من فرزند آورد.

شب معراج وقتی پیامبر از معراج برگشتند و خواستند از جبرئیل وداع بکنند به منزل برگردند به جبرئیل فرمودند دیگر کاری ندارید؟ جبرئیل گفت: یا رسول الله، خدا می فرماید سلام مرا به حضرت خدیجه برسان. سلام من جبرئیل را هم به همسرت حضرت خدیجه برسان. وقتی پیامبر وارد منزل شدند به خدیجه فرمودند: خدا برای تو سلام رساند. جبرئیل هم برای تو سلام رساند. خیلی مهم است خدا به یکی سلام برساند حضرت خدیجه عرضه داشت:

«رَبِّی هُوَ السَّلَامُ وَ مِنْهُ السَّلَامُ وَ إِلَیهِ یعُودُ السَّلَامُ»(شیخ کلینی/ الکافی/ ج ۱/ ص : ۲۷۹).

سلام خود خداست از او سلام می آید و به او برمی گردد و بر پیک و وحی خدا جبرئیل سلام و درود من باد. این بانویی که یک عمر وفاداری کرد ایثار کرد گذشت کرد داغ چندین فرزند دید معروف این است ۲ تا پسر و ۴ دختر برای پیامبر آورد اما همه این عزیزان الا یک دختر در زمان خود حضرت خدیجه از دنیا رفتند. پیامبر ما و حضرت خدیجه خیلی داغ دیدند بعضی هایشان در شیرخوارگی از دنیا رفتند. دنیا ارزش ندارد پیامبر و اهل بیت پیامبر چه قدر داغ دیدند اگر این جا جای ماندن و جای خوشی بود خدا این خوشی های دنیا را به آن ها می داد. سالی که حضرت خدیجه از دنیا رفت سال حزن و اندوه نامگذاری شد دیگر پیامبر نتوانست در مکه بماند به طرف مدینه آمد حامی و فداکاری مثل حضرت خدیجه را از دست داد

وصایای حضرت خدیجه(سلام الله علیها)

حضرت خدیجه در بستر بیماری قرار گرفته بود حالات آخر احتضار، در بستر افتاده بودند پیامبر عظیم الشان هم کنار بستر حضرت خدیجه۳قرار گرفتند وصیت های این همسر با وفاء را بشنوند. خانم شروع کردند به وصیت کردن،

یکی از وصیت هایش این بود عرض کرد: یا رسول الله حلالم کن مرا عفو کن من در حق شما کوتاهی کردم. خانمی که مال و جان و آبرو و حیثیت و همه هستیش را داده ولی باز هم عذر خواهی می کند، حق پیامبر خیلی بزرگ است. پیامبر فرمودند: خدیجه جان شما همه هستی‌ات را در راه من دادی من از تو گذشتم از شما راضی هستم.

وصیت دوم من این است که یا رسول الله بعد از من یک یادگار، یک دختر ۵ ساله به نام فاطمه از من می ماند. مادر به دختر خردسال علاقه فوق العاده ای دارد دختر هم وابستگی فوق العاده ای به مادر دارد آن هم تک فرزند، چون پیامبر در یک خانه ای بودند که سه نفری زندگی می کردند بقیه بچه ها همه از دنیا رفته بودند. یک تک فرزند داشتند آن وقت حضرت خدیجه عرض کرد: یا رسول الله بعد از من شما و فاطمه ۵ ساله می مانی جای خالی مادرش را می بیند غصه دار می شود غربت به او اثر نکند شما جای خالی مرا پر کن به او بیشتر نوازش بکن محبت بکن. حتی یک روایت عجیبی هم داریم که شب عروسی حضرت زهراء علیهاالسلام پیامبرخدا به همه خانم‌ها گفتند: به خانه هایتان بروید همه رفتند ولی دیدند اسماء نرفته است. فرمودند: مگر من نگفتم همه بروید کسی این جا نماند؟ اسماء عرض کرد: یا رسول الله یکی از جاهایی که دختر احتیاج به مادر دارد شب عروسی است همسرتان حضرت خدیجه به من وصیت کرد که من شب عروسی دخترم نیستم شما جای من در حق دخترم مادری بکن کارهایی که فاطمه زهراء دارد انجام بده. پیامبر خیلی منقلب شدند گریه کردند به یاد همسری که برای عروسی حضرت زهراء هم فکر می‌کرد غصه می‌خورد. پیامبر به یاد همسرشان گریه کردند که این بانو حتی یاد این دختر بوده که یک روزی عروس می‌شود کسی باشد که جای مادر را پر بکند.

خانم در وصیت سوم گفتند: یا رسول الله من خجالت می کشم به شما بگویم به دخترم فاطمه می گویم به شما بگوید. پیامبر از اتاق بیرون رفتند فاطمه ۵ ساله کنار مادر نشست، خانم عرض کرد: فاطمه جان، من از قبر می ترسم. امام سجاد علیه السلام در دعای ابوحمزه می گوید:

«أَبْکِی لِظُلْمَةِ قَبْرِی أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی»(شیخ عباس قمی/ مفاتیح الجنان/۱/ ص : ۱۸۶).

من برای تنگی قبرم برای تاریکی قبرم گریه می کنم. به خدا راست است یک روزی ما را تک و تنها در چاله قبر رها می کنند و می روند. حضرت خدیجه عرض کرد دخترم من از قبر می ترسم دوست دارم پدرت آن عبایی که موقع وحی به دوش می اندازد آن را کفن من قرار بدهد که من در قبر در امان باشم به من صدمه ای نرسد ولی خجالت می کشم به پدرت بگویم. کسی که همه اموالش را داده از تقاضای یک عبا خجالت می کشد. جان همه عالم به قربان همچین بانوی باحیاء و باادب و باعفتی، پیامبر وارد حجره شدند فاطمه زهرا عرض کرد بابا جان مادرم دوست دارد این عبای خودت را کفن او قرار بدهی ولی خجالت کشیدند این وصیت را به شما کنند. پیامبر فرمودند: باشد حتما این کار را خواهم کرد. حضرت خدیجه از دنیا رفتند پیامبر بدن این همسر را غسل دادند وقتی خواستند با عبای خودشان کفن کنند جبرئیل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله خدای متعال سلام می رساند می فرماید کفن خدیجه با ما هست. کسی که همه هستیش را در راه خدا داده است برای هیچ کسی من ندیدم از بهشت کفن بیاید جبرئیل از طرف خدای متعال فقط برای این بانو کفن بهشتی آورده است. پیامبرخدا او را هم با عبای خودشان و هم با کفن بهشتی کفن کردند نماز خواندند در قبر وارد شدند و بدن این بانوی عزیز را در قبر دفن کردند

ذکر مصیبت

یا رسول الله وقتی همسرتان از دنیا رفت شما عبا آوردید عبایی که موقع وحی به دوش می انداختید. همسرتان از دنیا رفت جبرئیل آمد از بهشت کفن آورد مگر اباعبدالله فرزند عزیز شما نبود مگر شما نفرمودید:

«حُسَینٌ مِنِّی وَ أَنَا مِنْ حُسَینٍ أَحَبَّ اللَّهُ مَنْ أَحَبَّ حُسَیناً حُسَینٌ سِبْطٌ مِنَ الْأَسْبَاط»(مجلسی/ بحارالأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار/ ج ۴۳/ ص : ۲۶۱).

مگر حسین دردانه خدا نیست عزیز خدا نیست حتما از حضرت خدیجه خیلی پیش خدا عزیزتر است اما چرا اباعبدالله نباید یک کفن داشته باشد. امام سجاد خواست بدن پدر را بردارد هر طرف را برمی داشت قسمت دیگر روی زمین می ماند صدا زدند بروید یک حصیر بوریا بیاورید.

مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود کفن برای او مگر به غیر بوریا نبود

«لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِی الْعَظِیمِ» «أَلا لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَى الظَّالِمینَ»(هود : ۱۸).

منابع:

 

[۱] بحرانی اصفهانی، عوالم، ج ۱۱، ص ۱۹۰، دلائل الامانه، ص ۱۷۲٫

[۲] همان، ص ۷٫

:scroll: منبر مکتوب:envelope_with_arrow: منبر کامل

#حضرت_خدیجه سلام الله علیها

#عظمت_حضرت_خدیجه

:diamonds: فیش منبر وفات حضرت خدیجه سلام الله علیها:diamond_shape_with_a_dot_inside:

#استاد_فرحزاد

✍دهم ماه مبارک رمضان

دسترسی به متن منبر :point_down::point_down:
yon.ir/Honfi

دریافت سایر مجموعه های فیش منبر ماه رمضان:point_down:

دانلود فــــیــــــش منبر و مرثیه:
╭┅─────────┅╮
:hibiscus:@fishemenbar


هفت + = 10