خانه > احکام > احکام دو دقیقه ای(شماره یک)

احکام دو دقیقه ای(شماره یک)

احکام دو دقیقه ای
هفت نکته درباره احترام والدین‏

۱٫ رعایت حقوق ‏والدین واجب است اگر چه آنها در حق ‏اولاد کوتاهى کرده باشند.[۱]
۲٫ حفظ احترام پدر و مادر و رعایت ادب در صحبت کردن با آنان لازم است.[۲]
۳٫ آنچه در اطاعت پدر و مادر واجب است این است که فرزند با آنها معاشرتى نیکو داشته باشد.[۳]
۴٫ مسافرت فرزند اگر سبب آزار پدر و مادر باشد حرام است.[۴]
۵٫ مسافرتى که بر فرزند واجب نیست در صورت نهى پدر و مادر و اذیت شدن آنان حرام بوده و نماز در آن تمام است.[۵]
۶٫ هدیه دادن و بخشیدن چیزى به پدر و مادر مستحب است.[۶]
۷٫ مستحب است انسان بر سر قبر پدر و مادر خود از خداوند حاجت بخواهد.[۷]
هفت نکته درباره گفتگو با نامحرم‏
۱٫ صحبت‏کردن با نامحرم به غیر ضرورت مکروه است، خصوصاً اگر مخاطب جوان باشد.[۸]
۲٫ صحبت کردن با هر کسى درباره هر چیزى از روى شهوت و لذت جایز نیست (مگر با همسر).[۹]
۳٫ گفتگو با نامحرم با شرایط ذیل جایز است:
الف) به قصد لذت و ریبه نباشد.[۱۰]
ب) با صحبت کردن به گناه آلوده نشوند.[۱۱]
ج) خوف افتنان (به فساد افتادن) نباشد.[۱۲]
د) خانم‏ ها هنگام صحب کردن صداى خود را نازک و لطیف نکنند.[۱۳] قرآن مى ‏فرماید:
«فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذى فى قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفا»[۱۴]
پس به گونه ‏اى هوس ‏انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید.
۴٫ اگر مردى بداند چنانچه با نامحرمى صحبت‏ کند به گناه خواهد افتاد نباید با او صحبت کند خواه زن به گونه‏ اى صحبت کند که مرد را به گناه بیندازد یا درباره مطلبى صحبت کند که مرد به گناه بیفتد.[۱۵]
۵٫ اگر مردى به قصد به حرام انداختن نامحرمى، با او صحبت کند حرام است.[۱۶]
۶٫ رد و بدل کردن سخنان محرّک از طریق تلفن، موبایل، بلوتوث، اینترنت و … به هر انگیزه‏ اى حرام است.[۱۷]
۷٫ سلام کردن مرد و زن نامحرم به یکدیگر اگر به قصد لذت نباشد و ترس افتادن به گناه وجود نداشته باشد، اشکال ندارد.[۱۸]
خودنمایى حرام‏
خودنمایى به منظور به گناه انداختن دیگرى حرام است. مثلاً خانمى به گونه ‏اى خودنمایى کند که نگاه مرد نامحرم به او جلب شود. راه رفتن به گونه‏ اى خاص، حرف زدن، انجام حرکات خاص، لبخند زدن به نامحرم یا شوخى کردن یا نگاه کردن به قصد خودنمایى نمونه‏ هایى از خودنمایى ‏هاى حرام هستند.
خودنمایى مردان نیز براى به حرام انداختن نامحرم، حرام است. مواردى مثل پوشیدن لباس خاص و یا باز گذاشتن بازو و سینه به منظور جلب نظر نامحرم، انداختن گردن بند، حرف زدن، نگاه کردن و راه رفتن و انجام رفتارهاى شهوانى به منظور جلب نظر نامحرم و … از این قبیل خودنمایى‏ ها هستند.[۱۹]
جلب توجه نامحرمان‏
یکى از مسائلى که در رابطه با خانم‏ ها در احکام شرعى مطرح است این است که نباید کارى کنند که موجب جلب توجه شود. قرآن مى ‏فرماید:
«وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیة»[۲۰]
و همچون دوران جاهلیت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.
به چند نمونه از آنها اشاره مى ‏شود:
۱٫ آنچه جلب توجه نامحرم مى ‏شود حرام است.
۲٫ پوشیدن مانتوهاى کوتاه و تنگ با رنگ ‏هاى شاد به نوعى که جلب توجه نامحرم کند حرام است.[۲۱]
۳٫ عطر زدنى که موجب جلب توجه نامحرم شود حرام است.[۲۲]
۴٫ پوشیدن لباس نازکى که موجب جلب توجه نامحرم شود حرام است.[۲۳]
۵٫ پوشیدن کفش ‏هاى صدادار و براق براى بانوان اگر باعث جلب توجه نامحرم شود حرام است.[۲۴] قرآن مى ‏فرماید:
«وَ لا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِن لِیعْلَمَ ما یخْفینَ مِنْ زینَتِهِن»‏[۲۵]
و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی شان دانسته شود.
همچنین مدل راه رفتن، نوع حرف زدن، نوع خوردن در خیابان و … نیز از این امور به حساب مى ‏آیند.
پنج نکته درباره صداى نامحرم‏
۱٫ شنیدن صداى زن نامحرم در صورتى که به قصد لذت نباشد و سبب افتادن در گناه نشود، اشکال ندارد.[۲۶]
۲٫ گوش دادن به آواز زن نامحرم در هر صورت، اشکال دارد.[۲۷]
۳٫ اگر زن قرآن را به صورت ترتیل و ساده بخواند، گوش دادن به صداى او مانعى ندارد و اگر با صدا بخواند، جایز نیست.[۲۸]
۴٫ شنیدن نوحه خوانى و مرثیه ثرایى زنان اگر مفسده نداشته باشد اشکال ندارد.[۲۹]
۵٫ سخنرانى زن در مجلس مردان، اگر مفسده نداشته باشد اشکال ندارد.[۳۰]
سه نکته درباره دوستى با نامحرم‏
۱٫ دوستى با نامحرم از نظر قرآن حرام است، چه با اطلاع و اجازه پدر باشد و چه بدون اجازه، چه با هدف ازدواج باشد و چه نباشد،[۳۱] چه دوستى با نامحرم فامیل باشد چه غریبه، چه قصد بدى در کار باشد، چه نباشد، چه با انگیزه‏ هاى خیرخواهانه باشد همچون راهنمایى دیگران، آموزش علمى، رفع افسردگى یا نباشد، چه در محیط کارى با همکاران باشد و چه در محیطهاى آموزشى و دانشگاهى.
۲٫ وساطت در دوستى‏ هاى نامشروع نیز حرام است.
۳٫ وعده و قرار با چنین دوستانى حرام است و سفر به عنوان دیدار آنها سفر معصیت محسوب مى ‏شود و باید در چنین سفرهایى نماز را کامل خواند. قرآن مى ‏فرماید:
«لا تُواعِدُوهُنَّ سِرًّا»[۳۲]
پنهانى با آنها قرار نگذارید.
چهار نکته درباره حیاء
حیاء عبارت است از حالت نفسانى در انسان که مانع ارتکاب اعمال زشت مى ‏شود.
۱٫ ارتکاب اعمالى که موجب از بین رفتن حیاء در میان برادران دینى نسبت به یکدیگر مى ‏شود مکروه است.[۳۳]
۲٫ در انجام تکالیف شرعى حیاء معنا ندارد و حیاء عذر شرعى براى ترک واجب نیست.[۳۴]
۳٫ حیاء نمى ‏تواند براى ماندن بر جهل به وظایف شرعى و ترک پرسش عذر به شمار آید.
۴٫ به نیازمندى که به جهت حیاء از گرفتن زکات خوددارى مى ‏کند، جایز بلکه مستحب است به ظاهر تحت عنوان هدیه و در واقع به قصد زکات بدهند.[۳۵]
چهارشنبه سورى‏
همه نیازهاى ما، حتى تفریح ما نیاز به ضابطه دارد. سنت ‏هاى جامعه در صورتى مشروع است که منابع دینى آن را تأیید کنند. مسلمانى به حرف نیست، به رعایت ضابطه ‏هاست.
مراسم چهارشنبه سورى، به دلیل مجموعه‏ اى از آفت ‏هاى زیر، مجوز شرعى ندارد:
۱٫ ترویج خرافات.
۲٫ آزار رساندن به دیگران.
۳٫ سلب آسایش و امنیت عمومى.
۴٫ ایجاد خسارت ‏هاى مالى و جانى به دیگران. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
«مَلعونٌ مَن ضارَّ مُؤمِناً»[۳۶]
۵٫ ایجاد مزاحمت براى دیگران.
۶٫ ایجاد ترس و وحشت.
۷٫ اسراف و از بین بردن سرمایه‏ ها.
۸٫ مخالفت با ضوابط و قوانین کشور.
یاد اموات‏
از سنت ‏هاى نیکو، زیارت قبور است. امام على علیه السلام فرمود:
«زُورُوا مَوْتَاکُمْ فَإِنَّهُمْ یفْرَحُونَ بِزِیارَتِکُم‏»[۳۷]
به زیارت مرده‏ هاى خود بروید آنها از زیارت شما شاد مى ‏شوند.
در اینجا به چند نکته اشاره مى ‏شود:
۱٫ همیشه زیارت اهل قبور به ویژه شب و روز جمعه مستحب است.
۲٫ مستحب است بر اهل قبور سلام نماییم و سلام زیر را بخوانیم:
«السَّلَامُ عَلَى أَهْلِ الدِّیارِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَات»‏[۳۸]
درود بر اهل شهرها که مؤمنین و مؤمنات هستند.
۳٫ مستحب است زائر دست خود را بر روى قبر بگذارد و هفت بار سوره قدر، سه بار حمد، سه بار ناس و فلق و آیة الکرسى را بخواند.[۳۹]
۴٫ مستحب است زائر براى اموات طلب رحمت و مغفرت نماید.[۴۰]
۵٫ مستحب است آب پاشیدن بر روى قبر تا چهل روز از زمان دفن میت.[۴۱]
۶٫ حاجت خواستن از خداوند، نزد قبر پدر و مادر مستحب است.[۴۲]
۷٫ مهمتر از همه نکات فوق، اداى حقوق واجب آنهاست با قضاى نمازها و اداى بدهى ‏ها و طلب حلالیت از اموات.
احکام تفریح‏
شکى نیست که انسان نیاز به تفریح دارد. در قرآن و روایات به داشتن تفریحات سالم اشاره شده است.
در اینجا به گوشه‏ اى از ضوابط تفریحات سالم اشاره مى ‏شود:
۱٫ گناه نباشد. (مانند موسیقى، استفاده از مواد مخدر، رقص و پایکوبى، بدحجابى، قمار)
۲٫ مزاحمت براى دیگران نباشد. (مانند سد معبر، بلند کردن صداى ضبط و …)
۳٫ تضییع حق دیگران نباشد. (مانند شکستن شاخه ‏ها و سوزاندن درختان باغ ‏هاى مردم، استفاده از میوه جات و سبزیجات مردم، تصرف در باغات و مزارع مردم، ایجاد خسارت ‏هاى مالى و جانى و …)
۴٫ تخریب محیط زیست نباشد. (آتش زدن درختان و گیاهان، آلوده کردن محیط زیست)
۵٫ ترویج خرفات نباشد.
۶٫ اسراف و تبذیر نباشد.
چند چیز در مساجد و مشاهد مشرفه معصومین علیهم السلام حرام است‏
۱٫ نجس ‏کردن حرم‏ امامان علیهم السلام حرام است و اگر یکى از آنها نجس شود، تطهیر آن واجب است.[۴۳]
۲٫ ورود جنب و حائض و نفساء به حرم پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و توقف در حرم ائمه معصومین علیهم السلام جایز نیست.[۴۴]
۳٫ نمازخواندن جلوتر از قبور امامان علیهم السلام اگر هتک حرمت حساب شود، باطل است.[۴۵]
۴٫ سجده کردن براى امامان معصوم علیهم السلام حرام است ولى اگر براى خدا سجده نماید اشکال ندارد.[۴۶]
چند نکته درباره نام خدا
۱٫ بردن نام خدا در آغاز هر کارى مستحب است.[۴۷]
۲٫ احترام به اسماء الهى واجب است، از این رو مسّ نام ‏هاى خداوند بدون طهارت (وضو، غسل یا تیمم) حرام است.[۴۸]
۳٫ هتک و بى احترامى به نام خدا به هر نحو حرام است.
۴٫ نجس کردن نام خدا حرام و تطهیر آن واجب است.[۴۹]
۵٫ مسّ نام ‏هاى خداوند بدون طهارت حرام است.[۵۰]
۶٫ در رکوع و سجود، ذکر خدا واجب است.[۵۱]
۷٫ در ذبح حیوان ذکر خدا واجب است.[۵۲]
۸٫ در شکار حیوان، ذکر خدا واجب است.[۵۳]
۹٫ قسم، نذر و عهد تنها با نام‏ هاى مختص به خدا منعقد مى ‏شوند.[۵۴]
مسّ آیات قرآن‏
در چند مورد مسّ آیات قرآن و نام ‏هاى مقدس مانعى ندارد:
۱٫ سایه تابلویى که روى آن بسم الله یا آیه‏ اى از قرآن نوشته شده است.
۲٫ مسّ آیات قرآن در آینه.
۳٫ مسّ آیات قرآن در تلویزیون و موبایل.
۴٫ مسّ آیات قرآن و اسماء جلاله از روى سلفون، شیشه، یووى و …
۵٫ مسّ کلمات مشترک قرآن در صورتى که به عنوان کلمات قرآن نباشد، مانند ابولهب، ابلیس، فرعون و …
وظایف واجب و مستحبى در رابطه با پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم
مقدس ترین و محبوب ترین چهره در اسلام، پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم است و دو نوع وظیفه نسبت به او در احکام آمده است:
۱٫ وظایف واجب همچون معرفت و شناخت او، محبت به او و پیروى از دستورات او. قرآن مى ‏فرماید:
«ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا»[۵۵]
آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهى کرده خوددارى نمایید.
۲٫ وظایف مستحبى همچون سلام به پیامبر، زیارت پیامبر، صلوات به هنگام شنیدن هر یک از نام‏ ها و القاب پیامبر، نام گذارى فرزندان به نام او و …
مسأله: مستحب است بر مأموم در نماز ظهر و عصر، تسبیح، تحمید و صلوات بفرستد.
صلوات بر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم
صلوات بر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم همیشه مستحب است و در چند مورد حکم ویژه‏ اى دارد:
۱٫ در پایان تشهد که صلوات واجب است.
۲٫ هنگام ذکر نام پیامبر مستحب فورى است، حتى در حال نماز. و اگر شنیدن نام پیامبر مکرر باشد، ذکر صلوات هم تکرار مى ‏شود.
۳٫ دو ذکر سجده سهو صلوات است (بسم الله و بالله و صلى الله على محمد و آل محمد؛ بسم الله و بالله اللهم صل على محمد و آل محمد)
۴٫ یکى از تعقیبات نماز، صلوات فرستادن است و تعداد خاص ندارد، گر چه در عرف جامعه، سه صلوات فرستاده مى ‏شود.
دو نکته درباره شهید
۱٫ مسلمانى که از دنیا مى ‏رود، باید غسل داده شود، مگر شهید در میدان معرکه و جنگ.
۲٫ تماس بدنى با بدن میت غسل مسّ میت دارد مگر در سه صورت:
الف) شهید در معرکه جنگ.
ب) میت مسلمانى که غسلش داده‏ اند.
ج) میتى که تازه مرده و بدنش گرم است.
چند نکته درباره مستحبات زیارت قبور
۱٫ زیارت قبور مستحب است به ویژه عصر روز پنجشنبه و روز جمعه.[۵۶]
۲٫ رو به قبله نشستن و گذاشتن دست بر قبر.
۳٫ خواندن هفت مرتبه سوره قدر.
۴٫ خواندن سوره حمد و ناس و فلق و آیة الکرسى، هر کدام سه مرتبه و سوره یس.
۵٫ سلام دادن بر اهل قبور و دعا کردن براى آنان.
پنج نکته درباره دعا
۱٫ دعا کردن در نماز در تمامى حالات اعم از ایستاده و نشسته، رکوع و سجود به ویژه در قنوت مستحب است.[۵۷] اگر چه طبق فتواى برخى از مراجع به فارسى یا زبان‏ هاى دیگر باشد.[۵۸]
۲٫ خواسته حرام در دعا، نماز را باطل مى ‏کند.[۵۹]
۳٫ ثواب دعاها براى خواندن متن دعا است نه ترجمه آن و یا شنیدن و آمین گفتن.
۴٫ تکرار قسمتى از دعاها اشکال ندارد و اگر بخواهد به قصد ورود بخواند باید به همان نحو که وارد شده بخواند.
۵٫ فرد ناپاک مى ‏تواند دعا و حدیث بخواند و یا گوش دهد، مگر فرازهایى از دعا که آیات سجده دارد مانند دعاى کمیل و ندبه.
اطلاع رسانى‏
اطلاع رسانى درباره ‏نجاست در سه جا لازم است:
۱٫ اگر مسجد یا حرم ائمه علیهم السلام نجس شود و خود شخص نتواند تطهیر کند.[۶۰]
۲٫ اگر میزبان دید که غذا نجس است، باید به میهمان خبر دهد.[۶۱]
۳٫ اگر کسى چیزى را به دیگرى مى ‏فروشد یا عاریه مى‏ دهد و مى ‏داند که او مى ‏خواهد آن را براى خوردن و آشامیدن استفاده کند، باید نجس بودن آن را اطلاع دهد.[۶۲]
احکام مشترک مردان و زنان‏
برخى از احکام مخصوص مردان است مانند اقامه نماز جمعه، مرجعیت، قضاوت، امام جماعت براى مردان و برخى از احکام مخصوص‏ زنان است مانند بعضى از غسل ‏ها و برخى از احکام بین زنان و مردان مشترک است همچون:
۱٫ وکالت در اجراى عقد ازدواج.
۲٫ ذبح حیوانات.
۳٫ نبایت در کارهاى واجب و مستحبى.
۴٫ اجیر شدن براى خواندن نماز و گرفتن روزه.
تشابه نماز قضا با نماز ادا
نماز قضا از چند جهت تابع نماز اداست:
۱٫ نماز قضا، همچون نماز ادا واجب است.
۲٫ نماز قضا از جهت شکسته و کامل بودن تابع نماز اداست. (اگر نمازى چهار رکعتى قضا شد، قضاى آن نیز چهار رکعتى است و اگر در سفر قضا شد، قضاى آن هم دو رکعتى است).
۳٫ در جهر و اخفات (اگر نمازى قضا شد و از نمازهایى بود که باید بلند خوانده شود، قضاى آن نیز باید بلند خواند شود و اگر از نمازهایى بود که باید آهسته خوانده شود، قضاى آن نیز باید آهسته خوانده شود).
اقسام سجده‏
سجده سه نوع است:
۱٫ واجب مانند سجده‏هاى نماز و سجده آیات سجده.[۶۳]
۲٫ سجده‏ هاى مستحبى مانند سجده شکر. (در سجده شکر، صرف قرار دادن پیشانى روى زمین همراه با نیت کافى است، گر چه مستحب است چند بار شکراً لله بگوید و یک بار نیز کفایت مى ‏کند).[۶۴]
۳٫ سجده حرام و آن سجده براى غیر خداست.
چند ویژگى نمازهاى مستحبى‏
۱٫ تمام نمازهاى مستحبى را مى ‏توان آهسته یا بلند خواند.
۲٫ نمازهاى مستحبى را نمى ‏توان به جماعت خواند، مگر نماز باران و نماز عید فطر و قربان.
۳٫ همه نمازهاى مستحبى را مى ‏توان ایستاده یا نشسته یا در حال حرکت خواند.
۴٫ شک در تعداد رکعات، نماز را باطل نمى ‏کند.[۶۵]
۵٫ زیاد شدن ارکان نماز، نماز را باطل نمى ‏کند.[۶۶]
۶٫ در نمازهاى مستحبى سوره واجب نیست.
۷٫ براى کم و زیاد شدن، سجده سهو واجب نیست.
۸٫ نماز مستحبى را مى ‏توان با اختیار شکست.
۹٫ هیچ یک از نمازهاى مستحبى اذان و اقامه ندارند.[۶۷]
اصل و فرع‏
مواردى در فقه وجود دارد که فرع، مهمتر از اصل است همچون موارد زیر:
۱٫ سلام مستحب است و جواب سلام واجب است.[۶۸]
۲٫ نماز جماعت مستحب است ولى تبعیت از امام جماعت در افعال واجب است.[۶۹]
۳٫ نذر واجب نیست، ولى عمل به آن واجب است.[۷۰]
۴٫ روزه اعتکاف مستحب است ولى روزه روز سوم واجب است.[۷۱]
هفت نکته درباره استخاره‏
۱٫ استخاره عبارت است از آن که انسان در کارى که قصد انجام آن را دارد از خداوند بخواهد که او را به آنچه خیر و صلاح اوست اعم از انجام فعل یا ترک آن راهنمایى کند.[۷۲]
۲٫ استخاره براى رفع تردید است نه براى پیشگویى‏[۷۳] و آینده نگرى مانند قبولى امتحان، رسیدن به حاجت، خوب شدن مریض و …[۷۴]
۳٫ استخاره در کارهاى مباح است نه در کارهاى واجب و حرام و مکروه.[۷۵]
۴٫ استخاره بعد از فکر و مشورت کردن است.[۷۶]
۵٫ عمل کردن به نتیجه استخاره واجب نیست، گر چه بهتر است بر خلاف آن عمل نشود.[۷۷]
۶٫ تجدید استخاره صحیح نیست مگر این که مدت قابل ملاحظه ‏اى بگذرد و یا شرایط استخاره تغییر کند.[۷۸]
۷٫ استخاره آدابى دارد همچون وضو داشتن هنگام استخاره، رو به قبله بودن، سخن نگفتن در بین استخاره، استخاره در زمان و مکان مقدس مانند روز جمعه و مسجد و مشاهد مشرفه و …[۷۹]
بى ‏توجهى به اولویت ‏ها
بسیارند افرادى که به اولویت ‏ها توجهى ندارند همچون موارد زیر:
۱٫ عیب جویى حرام را انجام مى ‏دهند ولى امر به معروف واجب را انجام نمى‏ دهند.
۲٫ خرج ‏هاى مستحبى مى ‏کنند ولى خرج‏ هاى واجب همچون اداى بدهى و خمس و زکات را لازم نمى‏دانند.
۳٫ واجبات میت همچون عمل به وصیت و اداى بدهى را انجام نمى ‏دهند ولى براى او خیرات مى ‏کنند.
دو نکته درباره اسراف‏
۱٫ اسراف یکى از گناهان کبیره و حرام است‏[۸۰] و نمونه‏ هاى زیادى در محیط زندگى دارد، همچون اسراف در آب، برق، نان و …
۲٫ چند چیز اسراف نیست مانند: اسراف در کار خیر، لباس ‏هاى مورد نیاز، عطر زدن، آنچه براى بدن مفید است.
۳٫ غذاى مورد نیاز بدن هر قدر که باشد، اسراف محسوب نمى ‏شود.
۴٫ خوردن بیجا و پرخورى و زیاده روى مکروه است.[۸۱]
دو نکته درباره وسواسى‏
۱٫ بر شخص وسواس واجب است به افراد معمولى رجوع کند.[۸۲]
۲٫ وسواس جایز نیست به شک خود اعتنا کند.[۸۳]
عبادت‏هاى حرام‏
برخى از عبادت‏ ها گناه محسوب مى ‏شوند و باطل هستند همچون موارد زیر:
۱٫ نماز، روزه، طواف و اعتکاف در حال‏ حیض و نفاس باطل و گناه است.[۸۴]
۲٫ نافله ظهر و عصر در سفر.[۸۵]
۳٫ اذان و اقامه براى نمازهاى غیر یومیه یا اذان قبل از وقت.[۸۶]
۴٫ وضو بعد از غسل جنابت (تا وقتى که کارى که وضو را باطل مى ‏کند از او سر نزده).[۸۷]
۵٫ روزه عید قربان و فطر.[۸۸]
۶٫ روزه یوم الشک به نیت اول ماه رمضان یعنى روزى که نمى ‏داند آخر شعبان است یا اول رمضان، نباید به نیت ماه رمضان روزه بگیرد ولى اگر به نیت روزه قضا یا روزه مستحبى روزه بگیرد، صحیح است و اگر بعداً معلوم شود همان روز اول ماه رمضان بوده از ماه رمضان حساب مى ‏شود.[۸۹]
۷٫ خوندن سوره‏ هایى که سجده واجب دارد در حال جنابت و حیض و نفاس حرام است.[۹۰]
شش نکته درباره پرستارى‏
۱٫ پرستارى از بیمار از مصادیق فعل معروف، و عملى مستحب است. در روایات آمده است از حقوق همسفر بر همسفر آن است که چنانچه‏ یکى از آنان بیمار شود، سایر همراهان تا سه روز در کنار او باشند. و ضمن مراقبت از وى، نیازهایش را تأمین نمایند.
۲٫ ترک نماز جماعت جز با عذر همچون پرستارى از بیمار سزاوار نیست.
۳٫ پرستارى هر یک از زن و مرد اجنبى از دیگرى در صورت عدم پیدایى محذور شرعى همچون لمس و نظر جایز است و در فرض وجود محذور تنها در حال ضرورت جایز است.[۹۱]
۴٫ پرستارى براى همگان مطلوب است نه قشر خاصى.
۵٫ دکتر و پرستار محرم نیستند، نه بر بیمار و نه بر خودشان، لذا باید شئونات اسلامى رعایت شود. و نمى ‏توان با عذرهایى همچون شغل و همکار بودن و قصد بد نداشتن، دل پاک داشتن، حریم ‏ها را شکست.
۶٫ پرستار همچون طبیب اگر بر بیمار آسیبى برساند، در برخى از موارد ضامن است. همچون عدم آشنایى کافى، سهل انگارى، عدم رعایت قوانین و ضوابط درمان و …
چهار نکته درباره عید و شادى‏
نیاز به عید و شادى یک نیاز طبیعى است که باید با معیارهاى زیر همراه باشد:
۱٫ همراه با گناه نباشد. (برخى فکر مى ‏کنند در ایام شادى هر کارى بخواهند مى ‏توانند انجام دهند، همچون رقص، بدحجابى، موسیقى و …)
۲٫ همراه با مزاحمت نباشد.
۳٫ نوع شادى حلال باشد
۴٫ افراطى نباشد و …
سه برداشت غلط از احکام‏
۱٫ شکى نیست که احکام الهى آسان است، ولى فرق است بین سهل بودن و سهل انگارى که برخى از مردم به تصور این که دین آسان است در احکام الهى سهل انگارى مى ‏کنند.
۲٫ برخى از مردم که به ضوابط شرعى آشنایى ندارند، تصور مى ‏کنند مذهبى ‏ها سختگیرى مى ‏کنند در حالى که دلیلى بر عملکرد خود ندارند.
۳٫ فراوانى گناه موجب حلال بودن نیست، اگر با گناه برخورد نشد، دلیل حلال بودن آن نیست. برخى از مردم تصور مى ‏کنند رسم بودن و سنت ‏هاى اجتماعى دلیل بر حلال بودن است، در حالى که چنین نیست.
دو نکته درباره قربانى‏
۱٫ خون قربانى نجس است و به هر جا برسد باید شسته شود. خون ‏هایى که در گردن حیوان مى ‏ماند نیز باید شسته شود و الّا غذا نجس مى ‏شود. ولى پس از ذبح، خون ‏هایى که در رگ ‏ها به مقدار متعارف مى‏ ماند پاک است.
۲٫ نباید مساجد را با خون قربانى نجس ‏کنند زیرا نجس کردن مساجد حرام است.[۹۲]
چند نکته درباره گفتگو
گفتگو خط قرمزهایى دارد به چند نمونه از آنها اشاره مى ‏شود:
۱٫ به گناه منتهى نشود. (مثل غیبت، تهمت، دروغ)
۲٫ محرک نباشد.
۳٫ موجب فتنه نباشد.
۴٫ رکیک نباشد.
احکام فورى‏
برخى از مسائل شرعى باید در اولین فرصت انجام شود همچون:
۱٫ جواب سلام.[۹۳]
۲٫ اداى بدهى در صورتى که طلبکار، طلب خود را مطالبه نماید.
۳٫ سجده سهو بعد از نماز.[۹۴]
۴٫ اداى امانت.[۹۵]
۵٫ تطهیر مسجدى که نجس شده.[۹۶]
۶٫ خواندن نماز آیات در حوادث طبیعى همچون زلزله، ماه گرفتگى، خورشید گرفتگى و …[۹۷]
چند نکته درباره تسلیت‏
۱٫ تسلیت به مصیبت دیدگان اعم از بزرگ و کوچک و زن و مرد، همچنین تسلیت صاحبان عزا به ‏یکدیگر پس از دفن میّت مستحب است.[۹۸]
۲٫ ابراز همدردى با مصیبت‏ دیدگان بر حسب شأنشان، متفاوت است، به عنوان مثال نسبت به کودک یتیم، دست کشیدن بر سر او مستحب است. البته در حصول ثواب تسلیت، صرف حضور نزد صاحب عزا و دیدار با او کفایت مى ‏کند،[۹۹] هر چند ابراز همدردى با گفتن کلمات تسلى بخش افضل است. لکن برپایى مجلس سوگوارى و اطعام مردم از سوى صاحب عزا، استحباب ندارد؛ هر چند جایز است. به خصوص زمانى که بر اثر ترک آن آبروى صاحب عزا به خطر بیفتد.
۳٫ در استحباب تسلى دادن به مصیبت دیدگان، فرقى بین زن و مرد نیست.
۴٫ تسلیت ‏دادن مستحب است، خواه پیش از دفن و خواه بعد از دفن.[۱۰۰]
۵٫ فرستادن غذا براى بستگان میت در مدتى که به قصد عزادارى نشسته ‏اند، مستحب است.[۱۰۱]
۶٫ غذا خوردن نزد مصیبت زدگان مکروه است.[۱۰۲]
۷٫ صاحب عزا تا سه روز مناسب است براى عزا بنشیند.[۱۰۳]
۸٫ به صبر و فراموشى واداشتن صاحبان ‏عزا از مستحبات مؤکد است.
چهار نکته درباره احترام به مسلمان‏
۱٫ جان و مال و آبروى انسان مسلمان، محترم است.
۲٫ پیکر بى جان مسلمان مانند زنده او محترم است. از این رو غسل، کفن و دفن آن واجب است. و آنچه موجب هتک او شود، حرام است.[۱۰۴]
۳٫ دفن مسلمان در جایى که بى ‏احترامى به او باشد، مانند جایى که خاکروبه و کثافت مى ‏ریزند، جایز نیست.[۱۰۵]
۴٫ تخلى روى قبر مؤمنین در صورتى که بى احترامى به آنان باشد، حرام است.[۱۰۶]
انسان ‏هایى که داراى احترام نیستند
جان، مال و آبروى مسلمان محترم است و برخى از مردم از نظر فقهى حرمتى ندارند همچون:
۱٫ کافر.[۱۰۷]
۲٫ مرتد.[۱۰۸]
۳٫ متجاهر به فسق که مى ‏شود غیبت او را کرد.
۴٫ فرق ضاله (بهائیت، غلات، خوارج، ناصبى، ساب النبى و …)[۱۰۹]
احترام مقطعى و همیشگى‏
رعایت آداب در مناسبت‏ هاى عزاى معصومین علیهم السلام بسیار مناسب و زیباست، اما این آداب دو گونه است: برخى مقطعى است مانند به تأخیر انداختن مجالس عقد و عروسى و حالت حزن داشتن، لباس سیاه بر تن کردن، آرایش نکردن و … و برخى از احترام ‏ها همیشگى است و نمى ‏توان بعد از مناسبت آنها را رعایت ننمود مانند شرکت در مجالس گناه، تراشیدن ریش، آرایش زنان در برابر نامحرمان، استفاده از سى ‏دى ‏هاى مبتذل و …
چهار نکته درباره شب نشینى‏
شب نشینى امر مباحى است که با در نظر گرفتن شرایطى مانع ندارد:
۱٫ همراه با گناه نباشد، مانند غیبت، موسیقى و …
۲٫ همراه با مزاحمت براى دیگران نباشد.
۳٫ محرم و نامحرم رعایت شود.
۴٫ واجب فوت نشود: کسى که مى ‏داند یا احتمال مى‏ دهد به جهت شب نشینى نمازش قضا مى ‏شود نباید به این میزان در شب نشینى ‏ها شرکت کند.
سه نکته درباره اجرت عمل حرام‏
۱٫ حقوقى که در مقابل کار حرام گرفته مى ‏شود، حرام است.[۱۱۰]
۲٫ اگر براى عمل حرام استخدام شود، حقوق بازنشستگى اش حرام است.[۱۱۱]
۳٫ درآمدهاى حرام را نمى ‏توان صدقه داد مگر با اذن حاکم شرع.[۱۱۲]
چند نکته درباره سلام‏
۱٫ ابتداى به سلام مستحب است‏[۱۱۳] و جواب آن واجب فورى است و لو در حال نماز.[۱۱۴]
۲٫ در غیر نماز مستحب است جواب سلام بهتر از سلام باشد.[۱۱۵]
۳٫ جواب سلام طفل ممیز واجب است.[۱۱۶]
۴٫ واجب است جواب سلام را چه در نماز چه در غیر نماز به طرف بشنواند.[۱۱۷]
۵٫ اگر دو نفر به یکدیگر سلام کنند، بر هر کدامشان واجب است که جواب سلام دیگرى را بدهد.
۶٫ ابتدا به سلام و مقدم داشتن آن بر هر سخنى مستحب است.
۷٫ سلام کردن مرد به زن نامحرم و برعکس اگر بدون قصد لذت و ترس افتادن به حرام باشد اشکال ندارد.[۱۱۸]
۸٫ پیشى گرفتن در سلام به مسلمانان مستحب مؤکد است مگر نمازگزار که بر او جایز نیست.
۹٫ مستحب است انسان وقتى وارد خانه ‏اى مى ‏شود که کسى در آن نیست بر خود این گونه سلام کند: «السلام علینا من عند ربّنا».
۱۰٫ سلام‏ کردن به حاضران در مجلس هنگام برخاستن و خداحافظى مستحب است.
۱۱٫ سلام سواره بر پیاده و ایستاده بر نشسته و کوچکتر به بزرگتر مستحب است.
۱۲٫ پاسخ سلام کسى که به قصد شوخى سلام نموده واجب نیست.
۱۳٫ سلام کردن به کافر جز به هنگام ضرورت جایز نیست.[۱۱۹]
۱۴٫ پاسخ سلام با واسطه واجب نیست هر چند مستحب است خطاب به واسطه گفته شود: «علیک و علیه السلام».
۱۵٫ جواب سلام در نماز باید مشابه سلام کننده باشد.[۱۲۰]
آداب سفره‏
۱٫ برداشتن و خوردن غذاى بیرون سفره ریخته شده مستحب است مگر در بیابان که مستحب است براى جانوران از آن صرف نظر شود.
۲٫ زیاد نشستن سر سفره و طول دادن در غذا خوردن مستحب است.
۳٫ نشستن و خوردن از سفره ‏اى که در آن شراب نوشیده‏ مى ‏شود حرام است.[۱۲۱]
۴٫ شستن دست‏ ها پیش و پس از غذا مستحب است.[۱۲۲]
۵٫ بردن نام خدا در ابتداى غذا مستحب است.
۶٫ آغازکردن میزبان به خوردن و دست کشیدن از غذا پس از میهمان مستحب است.
۷٫ خوردن نمک در آغاز و پایان غذا مستحب است.
۸٫ غذا خوردن با دست راست مستحب است.
۹٫ دعا کردن براى میزبان مستحب است.
چند نکته درباره سجده شکر
۱٫ سجده شکر براى به دست آوردن هر نعمت و دفع هر بلا و هنگام یادآورى آنها و براى هر کار خیر حتى براى اصلاح بین دو نفر مستحب است.[۱۲۳]
۲٫ براى سجده شکر یک سجده کافى است ولى اصل، آن است که دوبار سجده کند.
۳٫ در سجده شکر قرار دادن پیشانى بر زمین کافى است گرچه بهتر است مانند سجده نماز ۷ عضو بدن به زمین برسد.
۴٫ مستحب است در دعا سجده شکر رو به قبله باشد.[۱۲۴]
مکروهات غذا خوردن‏
۱٫ خوردن با دست چپ مکروه است.
۲٫ خوردن در حال راه رفتن.
۳٫ پرخورى.
۴٫ خوردن در حال تخلى.
۵٫ خوردن در حال سیرى.
۶٫ نگاه کردن به دیگرى در حال غذا خوردن.[۱۲۵]
آمادگى در احکام‏
یکى از مسائل شرعى که در موضوعات مختلف مطرح شده است موضوع آمادگى است. در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره مى ‏شود:
۱٫ اگر نزدیک وقت نماز به قصد مهیّا شدن براى نماز وضو بگیرد اشکال ندارد.[۱۲۶]
۲٫ آمادگى براى تکلیف با عبادات تمرینى براى کودکان.
۳٫ آمادگى براى شرکت در نماز جماعت.
۴٫ آمادگى براى روزه دارى ماه رمضان.
۵٫ مستحب است انسان همیشه براى مرگ آمادگى داشته باشد.[۱۲۷]
سه نکته درباره راستگویى‏
۱٫ راستگویى یکى از صفات برجسته مؤمنان است.[۱۲۸]
۲٫ راستگویى در صورتى که موجب فتنه و فساد گردد جایز نیست.[۱۲۹]
۳٫ گفتار مسلمان را باید همچون رفتار او حمل صدق و راستى نمود مگر آن که خلاف آن ثابت شود.[۱۳۰]
انجام وظایف دیگران‏
به صورت طبیعى هر کس باید وظایف شرعى واجب خود را انجام دهد[۱۳۱] و دیگران نمى ‏توانند به جاى او انجام دهند. اما در چند صورت مانعى ندارد:
۱٫ قضاى نماز و روزه پدر توسط پسر بزرگ تر بعد از وفات.[۱۳۲]
۲٫ اجیرگرفتن براى نمازها و روزه ‏هاى میت (نماز استیجارى یا تبرعى).[۱۳۳]
۳٫ اجیر گرفتن براى انجام حج واجب کسى که توان شرکت در مراسم حج را ندارد.
چهار نکته درباره حیوانات حرام گوشت‏
۱٫ خوردن و خوراندن گوشت حیوانات حرام گوشت حرام است.
۲٫ ادرار و مدفوع حیوانات حرام گوشتى که خون جهنده دارند نجس است.[۱۳۴]
۳٫ تا حیوانات حرام گوشت زنده هستند بدنشان پاک است‏[۱۳۵] ولى با مردنشان نجس مى ‏شود.[۱۳۶]
۴٫ در نماز نباید اجزاى حیوانات حرام گوشت بر بدن و لباس نمازگزار باشد.[۱۳۷]
معیار عرف‏
معیار بسیارى از مسائل فقهى عرف است.[۱۳۸] در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره مى ‏شود:
۱٫ هر موسیقى از نظر عرف لهوى و مطرب و مناسب با مجالس عیش و نوش باشد حرام است.[۱۳۹]
۲٫ هر کارى که عرفاً اهانت و بى احترامى به قرآن محسوب شود حرام است.
۳٫ قصد ماندن همیشگى و ماندن مقدارى از زمان ‏که عرفاً صدق وطن کند.[۱۴۰]
۴٫ ملاک در کثیرالشک عرف است.[۱۴۱]
۵٫ معیار خارج شدن از حالت کثیر الشک در نماز عرف است.[۱۴۲]
۶٫ بازى با هر چیزى که عرف آن را از آلات قمار مى ‏داند حرام است.[۱۴۳]
۷٫ معیار ضرر داشتن در احکام عرف است.[۱۴۴]
۸٫ هر عملى را که عرفاً به آن رقص گویند براى غیر همسر جایز نیست.[۱۴۵]
۹٫ معیار حداقل ریش صدق عرفى است.[۱۴۶]
۱۰٫ محلى را که انسان به عنوان وطن جدید انتخاب مى ‏کند به صرف نیت حکم وطن را پیدا نمى ‏کند بلکه باید مدتى بماند تا عرفاً صدق کند آن محل وطن اوست.[۱۴۷]

[۱] توضیح المسائل آیة الله مظاهرى، م ۵۴۸٫

[۲] همان، م ۵۵۱٫

[۳] همان، م ۵۵۲٫

[۴] همان، م ۵۴۶٫

[۵] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۷۲۰، م ۱۲۹۵٫

[۶] توضیح المسائل آیة الله مظاهرى، م ۴۳٫

[۷] همان، م ۶۱۷ و ۱۴۴۶٫

[۸] تحریرالوسیله، ج ۲، نکاح، ص ۲۴۵، م؛ عروة الوثقى، نکاح، م ۳۹٫

[۹] تحریرالوسیله، نکاح، م ۲۹٫

[۱۰] استفتائات جدید، مکارم، ج ۱، س ۸۱۹؛ اجوبة الاستفتائات، س ۱۱۴۵؛ عروة الوثقى، ج ۲، نکاح، م ۳٫

[۱۱] تحریرالوسیله، نکاح، م ۲۹؛ عروة الوثقى، نکاح، م ۳۹٫

[۱۲] همان، م ۲۹؛ عروة الوثقى، نکاح، م ۳۹٫

[۱۳] تحریرالوسیله، ج ۲، نکاح، ص ۲۴۵، م ۲۹؛ اجوبة الاستفتائات، س ۶۷۸ و ۶۷۴؛ منهج الصاحین، نکاح، ج ۳، م ۲۹٫

[۱۴] احزاب/ ۳۲٫

[۱۵] عروة الوثقى، ج ۲، نکاح، م ۳۹٫

[۱۶] تحریرالوسیله، ج ۲، با استفاده از مسئله ۲۹٫

[۱۷] استفتائات امام خمینى( ره)، ج ۳، س ۵۲؛ اجوبة الاستفتائات، س ۱۱۴۵؛ استفتائات بهجت، ج ۴، ص ۱۹۵؛ استفتائات جدید، محسن محمودى، ج ۲، ص ۳۳٫

[۱۸] عروة الوثقى، ج ۲، نکاح، م ۳۹ و ۴۱٫

[۱۹] احکام روابط زن و مرد، ص ۱۸۰٫

[۲۰] احزاب/ ۳۳٫

[۲۱] مسائل جدید، محسن محمودى، ج ۴، ص ۸۴٫

[۲۲] اجوبة الاستفتائات، س ۹۶۷؛ استفتائات جدید مکارم، ج ۱، س ۷۹۷؛ هزار و یک مسأله فقهى، نورى همدانى، س ۱۰۳۲٫

[۲۳] استفتائات امام خمینى، س ۲۷؛ استفتائات جدید مکارم، ج ۲، س ۱۵۲؛ جامع المسائل فاضل، ج ۲، س ۱۳۲۹؛ اجوبة الاستفتائات، س ۱۳۶۳٫

[۲۴] اجوبة الاستفتائات، س ۱۳۶۲؛ استفتائات امام خمینى، ج ۳، س ۶۶؛ استفتائات جدید مکارم، ج ۲، س ۱۰۲۳٫

[۲۵] نور/ ۳۱٫

[۲۶] احکام خانواده، آیة الله مکارم، ص ۵۵، س ۱۲۶٫

[۲۷] احکام خانواده، آیة الله مکارم، ص ۵۵، س ۱۲۷؛ جامع الاحکام صافى، ج ۲، ص ۱۶۱، س ۱۶۷۱٫

[۲۸] استفتائات امام خمینى، ج ۳، ص ۲۷۳، س ۶۲؛ احکام خانواده، آیة الله مکارم، ص ۵۵، س ۱۲۹ و ۱۳۰؛ جامع الاحکام صافى، ج ۲، س ۱۶۷۸٫

[۲۹] استفتائات آیة الله سبحانى، ص ۳۶۲، س ۱۱۲۴٫

[۳۰] استفتائات امام، ج ۳، ص ۲۷۳، س ۵۹٫

[۳۱] استفتائات مکارم، ج ۲، س ۱۰۴۹ و ۱۰۷۵٫

[۳۲] بقره/ ۲۳۵٫

[۳۳] فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۳۸۷٫

[۳۴] اجوبة الاستفتائات، س ۱۸۱٫

[۳۵] فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۳۸۷؛ جواهر الکلام، ج ۱۵، ص ۳۲۴٫

[۳۶] نهج‏الفصاحه، موضوعى، ص ۳۶۰٫

[۳۷] بحارالانوار، ج ۱۰، ص ۹۷٫

[۳۸] کامل الزیارت، ص ۳۲۳٫

[۳۹] وسائل‏الشیعه، ج ۲، ص ۸۸۱؛ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۸۲؛ عروة الوثقى، ج ۱، ص ۳۲۵ ..

[۴۰] تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۸۲؛ عروة الوثقى، ج ۱، ص ۳۲۴٫

[۴۱] وسائل الشیعه، ج ۲، ۸۵۹٫

[۴۲] عروة الوثقى، ج ۱، ص ۳۲۶٫

[۴۳] توضیح المسائل مراجع، م ۹۰۴٫

[۴۴] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۵۱۷؛ تحریرالوسیله، ج ۱، القول فى احکام الجنب، ص ۳۸٫

[۴۵] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۴۹۴٫

[۴۶] همان، ص ۵۱۷٫

[۴۷] وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۴۴۳٫

[۴۸] فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۴۳۶٫

[۴۹] همان.

[۵۰] همان، ص ۴۳۷٫

[۵۱] همان.

[۵۲] جواهر الکلام، ج ۳۶، ص ۱۱۳؛ فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۴۳۷٫

[۵۳] جواهر الکلام، ج ۳۶، ص ۱۱۳؛ فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۴۳۷٫

[۵۴] فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۴۳۶٫

[۵۵] حشر/ ۷٫

[۵۶] فرهنگ فقه، ج ۴، ص ۳۳۰٫

[۵۷] جواهر الکلام، ج ۱۱، ص ۱۱۸؛ فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۶۲۲٫

[۵۸] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، م ۱۱۳۵٫

[۵۹] فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۶۲۳٫

[۶۰] مجمع الرسائل، ج ۱، ص ۴۳٫

[۶۱] همان، ص ۵۰٫

[۶۲] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۹۵٫

[۶۳] تحریرالوسیله، مترجم، ج ۱، ص ۳۱۲، م ۱٫

[۶۴] تحریرالوسیله، مترجم، ج ۱، ص ۳۲۴، م ۸٫

[۶۵] توضیح المسائل محشى، ج ۱، ص ۶۴۸٫

[۶۶] همان.

[۶۷] عروة الوثقى، ج ۱، ص ۶۰۱٫

[۶۸] تحریرالوسیله مترجم، ج ۱، م ۸٫

[۶۹] همان، ج ۱، ص ۴۹۴، م ۹٫

[۷۰] همان، ج ۳، ص ۱۹۵٫

[۷۱] همان، ج ۲، ص ۵۶۵٫

[۷۲] فرهنگ فقه، ج ۱، ص ۴۰۱٫

[۷۳] فرق استخاره و تفأل این است که استخاره براى انتخاب است و تفأل براى اطلاع، استفتائات بهجت، ج ۱، ص ۴۱۲٫

[۷۴] استفتائات سیستانى، ص ۴۰۵، س ۱۵۹۵؛ مسائل جدید، محسن محمودى، ج ۴، ص ۱۶۱٫

[۷۵] توضیح المسائل مراجع، ج ۲، م ۱۰۲۲؛ قاعدة القرعه، شیخ حسین کریمى، مرکز فقهى ائمه اطهار( ع)، ص ۷۹٫

[۷۶] عروة الوثقى، ج ۲، ص ۴۱۱، کتاب الحج.

[۷۷] استفتائات امام خمینى، ج ۲، س ۷۵ و ۷۶؛ اجوبة الاستفتائات، س ۱۴۳۴؛ استفتائات مکارم، ج ۱، س ۸۵۸٫

[۷۸] احکام خانواده، آیة الله مکارم شیرازى.

[۷۹] جواهر الکلام، ج ۱۲، ص ۱۶۲؛ فرهنگ فقه، ج ۱، ص ۴۰۲٫

[۸۰] تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۲۷۵؛ فرهنگ فقه، ج ۱، ص ۴۷۹

[۸۱] توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۵۳۹، م ۲۶۳۷٫

[۸۲] توضیح المسائل ده مرجع، م ۲۰۹؛ اجوبة الاستفتائات، س ۱۴۳٫

[۸۳] استفتائات امام خمینى( ره)، ج ۱، س ۲۹۸- ۲۹۶؛ اجوبة الاستفتائات، س ۳۱۱٫

[۸۴] توضیح المسائل محشى، ج ۱، ص ۲۶۰٫

[۸۵] توضیح المسائل محشى، ج ۱، ص ۴۲۶٫

[۸۶] همان، ص ۵۱۸٫

[۸۷] همان، ص ۲۲۷٫

[۸۸] همان، ص ۹۶۴٫

[۸۹] همان، ص ۸۸۹٫

[۹۰] همان، ص ۵۴۵٫

[۹۱] فرهنگ فقه، ج ۲، ص ۲۵۳٫

[۹۲] عروة الوثقى، ج ۱، ص ۱۷۷٫

[۹۳] توضیح المسائل مراجع، م ۱۱۳۸؛ عروة الوثقى، ج ۱، ص ۵۵۷، م ۲۵٫

[۹۴] همان، م ۱۲۵۰٫

[۹۵] همان، م ۲۷۰۰٫

[۹۶] همان، م ۹۰۰٫

[۹۷] همان، م ۱۱۳۸٫

[۹۸] فرهنگ فقه، ج ۲، ص ۴۷۶٫

[۹۹] تحریرالوسیله، چهار جلدى، ج ۱، ص ۱۶۸٫

[۱۰۰] تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۸۶؛ عروة الوثقى، ج ۱، ص ۳۲۵٫

[۱۰۱] مرآت الکمال، ج ۳، ص ۵۴۵؛ تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۸۶؛ عروة الوثقى، ج ۱، ص ۳۲۵٫

[۱۰۲] عروة الوثقى، ج ۱، ص ۳۲۵٫

[۱۰۳] تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۱۷۱٫

[۱۰۴] فرهنگ فقه، ج ۱، ص ۲۸۸٫

[۱۰۵] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، م ۶۲۱٫

[۱۰۶] همان، م ۶۴٫

[۱۰۷] همان، ص ۸۴، م ۱۰۶ و ۱۰۷٫

[۱۰۸] همان، ص ۸۷، م ۱۱۰٫

[۱۰۹] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۸۷، م ۱۱۰٫

[۱۱۰] استفتائات امام خمینى، ج ۲، س ۶۴٫

[۱۱۱] استفتائات امام خمینى، ج ۲، س ۶۳٫

[۱۱۲] همان، س ۶۱٫

[۱۱۳] تحریرالوسیله، چهارجلدى، ج ۱، ص ۳۳۹، م ۸٫

[۱۱۴] همان، ص ۳۳۹٫

[۱۱۵] همان، م ۲٫

[۱۱۶] همان، م ۴٫

[۱۱۷] همان، م ۶٫

[۱۱۸] عروة الوثقى، ج ۲، ص ۴۱۶، م ۳۹٫

[۱۱۹] فرهنگ فقه، ج ۴، ص ۵۱۶٫

[۱۲۰] همان.

[۱۲۱] توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۶۰۵، م ۲۶۳۶؛ فرهنگ فقه، ج ۴، ص ۴۸۵٫

[۱۲۲] فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۵۲۳٫

[۱۲۳] تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۱۷۸٫

[۱۲۴] عروة الوثقى، ج ۱، ص ۵۴۸٫

[۱۲۵] فرهنگ فقه، ج ۳، ص ۵۲۴٫

[۱۲۶] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، م ۳۲۰؛ عروة الوثقى، ج ۱، ص ۱۹۳٫

[۱۲۷] فرهنگ فقه، ج ۱، ص ۱۴۳٫

[۱۲۸] فرهنگ فقه، ج ۴، ص ۳۲٫

[۱۲۹] همان.

[۱۳۰] همان.

[۱۳۱] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، م ۱۳۸۶٫

[۱۳۲] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، م ۱۳۹۰ و ۱۳۹۷٫

[۱۳۳] تحریرالوسیله، ج ۱، القول فى صلاة الاستیجار، م ۱٫

[۱۳۴] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۷۵، م ۸۴٫

[۱۳۵] به جز سگ و خوک که نجس العین مى‏باشند.

[۱۳۶] توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۵۰۱، م ۲۵۸۹٫

[۱۳۷] همان، ج ۱، ص ۴۸۲، م ۸۲۴٫

[۱۳۸] درآمدى بر عرف، سید على جبار گلباغى، ماسوله، دفتر تبلیغات قم؛ مجله فقه، ش ۱، ص ۲۵، پائیز ۷۳؛ مبادى فقهى و اصولى عرف، ص ۲۱۹٫

[۱۳۹] اجوبة الاستفتائات، ج ۲، ص ۱۹، س ۴۱ و ۴۳؛ استفتائات امام، ج ۲، س ۳۱٫

[۱۴۰] جامع المسائل فاضل، ج ۲، ص ۱۴۱٫

[۱۴۱] عروة الوثقى، ج ۲، ص ۵۲، م المراجع فى کثرة الشک.

[۱۴۲] استفتائات جدید مکارم، ج ۲، ص ۱۱۰، س ۲۷۶٫

[۱۴۳] اجوبة الاستفتائات، ج ۲، ص ۱۶، س ۳۰٫

[۱۴۴] همان، ص ۱۳۳، س ۳۷۶٫

[۱۴۵] مسائل جدید، آیه‏ا … مکارم، ج ۱، ص ۲۰۴٫

[۱۴۶] اجوبه الاستفتائات، ج ۲، س ۳۲۵، ص ۱۱۵٫

[۱۴۷] جامع المسائل فاضل، ج ۲، ص ۱۴۱٫

دسته هااحکام برچسب ها:,


پنج × 6 =