خانه > موضوعات قرآنی > حسابگری در آیات دیگر قرآن

حسابگری در آیات دیگر قرآن


 

وقتی که واژه حساب را در قرآن بررسی می کنیم، می بینیم که این واژه به شکل های مختلف ۴۷ بار در قرآن آمده است که در هشت مورد آن خداوند به عنوان «سریع الحساب » معرفی شده، یعنی حساب رسی او سریع، بدون کندی و با سرعت انجام می شود.

 

پنج آیه از قرآن هم روز قیامت را به عنوان «یوم الحساب » خوانده است.(۲) که این نام یکی از مشهورترین نام های قیامت است و اصولا قیام قیامت به خاطر آن است; در آیه ۴۷ سوره انبیاء می خوانیم: «و نضع الموازین القسط لیوم القیامة فلا تظلم نفس شیئا وان کان مثقال حبة من خردل اتینا بها وکفی بنا حاسبین; ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می کنیم، پس به هیچ کس کم ترین ستمی نمی شود، و اگر به مقدار سنگینی یک دانه خردل (کار نیک و بدی) باشد، ما آن را حاضر می کنیم، و کافی است که ما حساب کننده باشیم

 

اعمال

 

 

 

مسأله نامه های اعمال، میزان و ثبت اعمال توسط دو فرشته رقیب و عتید که در قرآن به طور مکرر، از جمله در آیه ۱۸ سوره «ق » مکرر آمده، همه بیانگر حسابگری و حسابرسی دقیق خداوند در قیامت است. بنابراین، نباید از مساله حساب و کتاب غافل ماند.


“وَکُلَّ إِنسَانٍ أَلْزَمْنَاهُ طَآئِرَهُ فِی عُنُقِهِ وَنُخْرِجُ لَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ کِتَابًا یَلْقَاهُ مَنشُورًا

اقْرَأْ کَتَابَکَ کَفَى بِنَفْسِکَ الْیَوْمَ عَلَیْکَ حَسِیبًا
“[إسراء، ۱۳ـ ۱۴]
و سرنوشت (نیک یا شوم عمل) هر انسانى را (که از غیب برایش مقدر شده و به سویش پر زده، همانند طوقى) در گردنش لازم و ثابت کرده‏ایم، و در روز قیامت نوشته‏اى را براى او بیرون مى‏آوریم که آن را باز و گشوده دیدار خواهد کرد.
(به او گفته مى‏شود) کتاب (اعمال قلبى و بدنى) خود را بخوان، تو خود کافى هستى که امروز حسابرس نفس خود باشى.

این را بدانیم و یقین داشته باشیم که همه این رفتارهای ما ثبت می‌شود و آن وقتی به کار ما می‌آید که «یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَأُمِّهِ وَأَبِیهِ وَصَاحِبَتِهِ وَبَنِیهِ لِکُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُمْ یَوْمَئِذٍ شَأْنٌ یُغْنِیهِ
روزى که آدمى از برادرش مى‏گریزد ،و از مادر و پدرش ،و از همسر و پسرانش ،براى هر انسانى در آن روز حال و کارى خواهد بود که او را به خود مشغول دارد»( عبس: ۳۴-۳۷) است.
آن روز، روزی که انسان از برادر خودش به خاطر کثرت التهاب، شدت، اضطراب و آشفتگی حاکم بر روز قیامت و حساب و جزای الهی و مو از ماست کشیدن الهی می‌گریزد؛ آن روز چنان سنگین و سخت است که «… یَوْمًا یَجْعَلُ الْوِلْدَانَ شِیبًا : .. کودکان را (از شدت هول) پیر سپیدمو کند پرهیز خواهید کرد؟ »؛( مزمل: ۱۷) جوان را پیر می‌کند؛ انسان در آن روز از پدر و مادر خودش و از بچه‌اش و از همسر خودش می‌گریزد.

حسابرسی های سخت پس از مرگ

مرگ

آماده باش سفر آخرت نزدیک است

از جمله توقفگاه های بسیار ترسناک آخرت ، ایستگاه  حساب و کتاب است . خداوند در این باره: در سوره انبیاء آیه ۱مى فرماید : اقْتَرَبَ لِلنَّاسِ حِسَابُهُمْ وَهُمْ فِی غَفْلَةٍ مَّعْرِضُونَ یعنی براى مردم (وقت‏) حسابشان نزدیک شده است‏، و آنان در بى‏خبرى رویگردانند.  . وقت حساب مردم نزدیک شد مردم از اندیشه و تفکر در آن غفلت داشته و از آن رو گردانند. و  همچنین خدای بزرگ  در سوره طلاق می فرماید: وَکَأَیِّن مِّن قَرْیَةٍ عَتَتْ عَنْ أَمْرِ رَبِّهَا وَرُسُلِهِ فَحَاسَبْنَاهَا حِسَابًا شَدِیدًا وَعَذَّبْنَاهَا عَذَابًا نُّکْرًا  یعنی و چه بسیار شهرها که از فرمان پروردگار خود و پیامبرانش سر پیچیدند و از آنها حسابى سخت کشیدیم و آنان را به عذابى (بس‏) زشت عذاب کردیم‏.  .

مناسب است دراین مورد به چند حدیث اشاره شود .

پرسش های پس از مرگ

?- شیخ صدوق (ره ) از اهل بیت (علیهم السلام ) روایت کرده که حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود: روز قیامت قدمى برداشته نمى شود تا از چهار چیز سئوال کنند:

الف – از عمر ؛ که در چه چیزى صرف کرده .

ب – از جوانى؛ که در چه چیزى سپرى ساخته .

ج – و از اموالش که از کجا پیدا کرده و در چه مواردى خرج نموده .

ح – و از محبت ما اهل بیت (علیهم السلام) پرسیده خواهدشد.

اول چیزى که از بنده حساب مى کشند نماز است ، پس اگر قبول شد چیزهاى دیگر هم قبول خواهد شد

قبولی نماز؛ معیار قبولی تمام اعمال

شیخ طوسى رحمة الله علیه از حضرت امام باقر (ع) روایت کرده که فرمود: اول چیزى که از بنده حساب مى کشند نماز است ، پس اگر قبول شد چیزهاى دیگر هم قبول خواهد شد.

نماز

اهمیت اداء قرض در دنیا

شیخ صدوق روایت کرده که روز قیامت صاحب قرض مى آید و (از پرداخت نشدن قرضش توسط مدیون) شکایت مى کند، اگر آنکه قرض گیرنده ، حسنات دارد، حسنات او را به صاحب قرض مى دهند  و اگر حسنه ندارد، گناهانش را به او مى دهند.

سنگینی گناه شرک

شیخ کلینى از حضرت على بن الحسین صلى الله علیه و آله روایت کرده که از براى اهل شرک ترازو نصب نمى شود، ایشان را فوج فوج بى حساب به جهنم مى برند زیرا نصب موازین و نشر دواوین (محکمه ها) از براى اهل اسلام است .

مرگ

حساب سخت ثروتمندان در روز قیامت

 شیخ صدوق از حضرت صادق (ع) روایت کرده است که چون روز قیامت شود دو بنده مؤمن را از براى حساب باز داشت نمایند، که هر دو از اهل بهشت باشند، یکى فقیر و ناتوان باشد و دیگری غنى و ثروتمند در دنیا، فقیر گوید: پروردگارا، از براى چه مرا باز مى دارى؟ به عزت تو سوگند که مى دانى به من ولایت و حکومتى نداده بودى که در آن به عدل یا جور عمل کنم ، و مال زیادى به من نداده بودى که حق تو در آن باشد و من نداده باشم ، و روزى مرا به قدر کفاف مى دادى به قدر آنچه مى دانستى که مرا کافى است . پس خداوند جلیل فرماید که راست مى گوید بنده مؤمن من ، بگذارید تا داخل بهشت شود. و آن که غنى و ثروتمند باشد او را نگه مى دارند تا آنقدر عرق از او جارى شود که اگر چهل شتر بیاشامند آنها را کفایت کند پس از آن داخل بهشت شود. پس فقیر به او گوید که چه چیز باعث بازداشت تو شد ؟ گوید: طول حساب ؛ پیوسته چیزى بعد از چیزى از تقصیرات ظاهر مى شد و خدا مى بخشید تا آنکه مرا به رحمت خود فرو گرفت و مرا به توبه کاران ، ملحق گردانید پس تو کیستى ؟ گوید: من آن فقیرم که با تو در محشر بودم گوید: نعمتهاى بهشت ، تو را تغییر داده است که من تو را نشناختم .

بخشیده شدن شیعیان در قیامت

شیخ طوسى(ره) روایت کرده است که چون روز قیامت شود حق تعالى ما را بر حساب شیعیان موکل گرداند پس آنچه از خدا است از خدا می خواهیم  که به ما ببخشد، و آنچه از حق ماست ، بر ایشان مى بخشیم ؛ پس حضرت این آیه را خواند: سوره غاشیة آیه ۲۵ إِنَّ إِلَیْنَا إِیَابَهُمْ  ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنَا حِسَابَهُمْ یعنی در حقیقت‏، بازگشت آنان به سوى ماست‏، آنگاه حساب (خواستن از) آنان به عهده ماست‏.

حسابرسی سختتر از عاقلترها

شیخ کلینى از حضرت امام محمد باقر (ع) روایت کرده است که فرمود: حق تعالى با بندگان در حساب روز قیامت به قدر آنچه در دنیا از عقل به ایشان داده دقت مى کند.

حکایت سختی حساب در قیامت 

از خط شیخ شهید اول (علیه الرحمه) نقل شده که احمد بن ابى الحوارى گفت که آرزو کردم ابو سلیمان دارانى () را در خواب ببینم تا آنکه بعد از یکسال او را در خواب دیدم به او گفتم اى معلم ! حق تعالى با تو چه کرد؟ گفت : اى احمد! وقتى از باب صغیر آمدم ، دیدم شترى از درمنه (و آن گیاهى است که به عربى آنرا شیح مى گویند) پس من یک چوب از آن کندم ، نمى دانم که با آن خلال کردم یا نه ، اکنون مدت یکسال است که من مبتلا به حساب آن هستم .

مرحوم محدث قمی گوید: این حکایت بعید نیست، بلکه تصدیق مى کند آن را، آیه شریفه  سوره لقمان :یَا بُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّةٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَةٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ یعنی (اى پسرک من‏، اگر (عمل تو) هموزن دانه خَردلى و در تخته‏سنگى یا در آسمانها یا در زمین باشد، خدا آن را مى‏آورد، که خدا بس دقیق و آگاه است‏.

و همچنین فرمایش امیرالمؤمنین(علیه السلام) در یکى از خطبه هاى خود:الیست النفوس عن مثقال حبه من خردل مسئولة ؟ یعنى آیا چنین نیست که از مردم از یک دانه خردل سؤ ال خواهد شد؟

و در کاغذى که امیراالمومنین (علیه السلام) به محمد بن ابى بکر نوشته، فرموده است : واعلموا عباد الله ان الله عز و جل سائلکم عن الصغیر من عملکم و الکبیر یعنی اى بندگان خدا بدانید که خداوند از هر عمل کوچک و بزرگ شما سئوال خواهد کرد.

و در کاغذى که به ابن عباس مرقوم داشته فرموده است: اما تخاف نقاش ‍ الحساب آیا نمى ترسى از مناقشه و گفتگو در حساب و کتاب ؟ و ریشه مناقشه از (نقش ‍ الشوکه) است یعنى بیرون کردن خار از بدن پا ؛ یعنى همچنانکه در بیرون آوردن خار از بدن، کمال دقت و کاوش و باریک بینى را به عمل مى آورند تا آن را پیدا کرده و بیرون آورند، همین طور در حساب دقت و باریک بینى به عمل مى آورند.

آسانی حساب آخرت برای کسانی که به سراغ محاسبه نفس خود می روند

و بدان که بعضى از محققین گفته اند که نجات نمى یابد از خطر میزان و حساب مگر کسى که در دنیا از نفس خود حساب بکشد و با میزان شرع و دین، اعمال و اقوال و خطرات و لحظات خود را بسنجد، چنانکه در خبر وارد شده است که فرمودند به حساب نفس هاى خود برسید، پیش از آنکه از شما حساب کشند و بسنجید اعمال خود را، پیش از آنکه بسنجند اعمال شما را.

حکایت ترس از عاقبت سخت انسان

شخصى بود به نام توبه بن صمه ، نقل شده که او نفس خود را در بیشتر اوقات شب و روز حساب مى کرد پس روزى، ایام عمر خود را حساب کرد و متوجه شد که شصت سال از عمرش گذشته است ، متوجه شد که بیست و یکهزار و پانصد روز مى شود، گفت : واى بر من ، آیا من ملاقات خواهم کرد مالک را به بیست و یکهزار و پانصد گناه ، این را گفت و بیهوش افتاد و در همان بیهوشى وفات کرد.

قطره قطره جمع گردد

محدث قمی گوید: روایت شده که وقتى حضرت رسول صلى الله علیه و آله به زمین بى گیاهى فرود آمد پس به اصحاب خود فرمود که بروید هیزم بیاورید، عرض کردند یا رسول الله ما در زمین بى گیاهی هستیم که هیزم در آن یافت نمى شود، فرمود: هر کس هر چه ممکنش مى شود بیاورد پس هیزم آوردند و مقابل آن حضرت روى هم ریختند چون هیزمها جمع شد حضرت فرمود: همین طور گناهان شما جمع مى شود با این کار حضرت ، اصحاب متوجه شدند که در بیابانى که از هیزم خبرى نبود ولى با جستجوى خود مقدار زیادى هیزم جمع شد و روى هم ریخته شد، همین طور گناه به نظر نمى آید، چون جستجو و حساب شود گناهان بسیارى جمع مى شود چنانکه ((توبه بن صمه)) براى هر روز عمر خود یک گناه فرض کرد حساب کرد ((بیست و یکهزار و پانصد)) گناه کرده است .

برگرفته شده از منازل الاخره

امام صادق(علیه‎السلام) جایگاه مهم نماز را در زندگی و رفتار روزانه یک مسلمان برای اقشار مختلف به ویژه جوانان تبیین نموده و فرمود: «اول ما یحاسب به العبد علی الصلوة فاذا قبلت قبل منه سائر عمله و اذا ردت علیه رد علیه سائر عمله؛ [روز قیامت] اولین چیزی که از بنده محاسبه می‏شود نماز است. اگر از او نماز پذیرفته شد، سایر اعمالش نیز پذیرفته می‏شود اما اگر نماز او رد شد سایر اعمال [نیک] او نیز رد خواهد شد.»

اگر انسان خود به حساب خود رسیدگی کند فردای قیامت او را برای محاسبه نگاه نمی‌دارند، محاسبه روز قیامت ۵۰ هزار سال طول می‌کشد؛ اگر سایر اعمال انسان در کنار نماز او درست باشد در قیامت با یک سوال درباره نمازی که درست بوده سریع عبور خواهد کرد و به بهشت خواهد رسید.

همه کارهاى انسان – اعم از چهره ظاهرى آنها و چهره باطنى آنها – در نامه عمل او ثبت و ضبط شده است و هیچ چیز از آن پوشیده نیست و ظاهراً در موقف میزان، مشخص مى شود که سمت و سوى او به کدام جهت است؛ به سمت حق است یا باطل:
(وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَأُولئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما کانُوا بِایاتِنا یَظْلِمُونَ)؛ «و وزن در آن روز حق است. کسى که میزان هاى [عمل ] آنان سنگین است، همان رستگارانند و کسانى که میزان هاى آنها سبک است، افرادى اند که سرمایه خود را به خاطر ستمى که نسبت به نشانه هاى ما مى کردند، از دست داده اند».اعراف (۷)، آیه ۸ و ۹؛

محاسبه روز قیامت را جدی بگیریم

 

یکی از مسائلی که خداوند در آیات متعدد از قرآن مجید انسان را به آن تذکر داده است عظمت روز قیامت است که تمام عقبات آن بسیار سخت و مشکل است و یکی از مشکل ترین عقبات آن عقبه مظالم و مرصاد و یا حق الناس می باشد چنانچه خداوند متعال می فرماید: «وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ  الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَیْئاً وَ إِنْ کانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ أَتَیْنا بِها وَ کَفى بِنا حاسِبِینَ» (انبیاء، ۴۷) یعنی «ما در قیامت برپا می کنیم ترازوی عدل را پس در آن روز بر کسی ظلم نخواهد شد و کردار هر کس هر چند اندک باشد آن عمل را می آوریم و ما از برای محاسبه روز قیامت کافی می باشیم.

دنیای حرام، درخششی ندارد

امام علی (علیه السلام) در خطبه اول نهج البلاغه می فرماید: بندگان خدا شما را سفارش به تقوا می کنم، این حق خداست بر شما که تقوا کنید .

مصادیق مال حرام را جدی بگیریم

کسب مال و تحصیل مال برای زندگی و تربیت لازم است اما از راه حلال. در آیات قرآن کریم مصادیقی برای مال حرام ذکر شده چرا که این اموال حرام به گونه ایست که دین و ایمان را از بین می برد و قساوت دل ایجاد می کند.
مال حرام دل تاریک می شود غفلت به سراغ انسان می آید، غفلت یعنی بیدار نیست، دعا مستجاب نمی شود، نماز قبول نمی شود، در مسیر دوزخ قرار می گیرد و باعث سلب توفیق می شود.
حرام خواری، مانع سعادت و خوشبختی می شود، ارتباط با خدا را  قطع می کند و رابطه انسان با شیطان محکم شود.

چرا انسان به دنبال حرام خواری می رود؟

بخاطر حرص و آزمندی و دلبستگی به مال دنیا انسان به دنبال حرام خواری می رود. در سوره مائده آمده است: کسانی که رشوه می دهند هم گناه انجام می دهند و هم کار شرم آوری انجام می دهند.

مسابقه حرام خوری، مسابقه جهنم رفتن است

متأسفانه این روزها عده ای را می بینیم که در حرام خواری تلاش می کنند، مسابقه حرام خواری مانند مسابقه به سمت جهنم است.
غضب اموال دیگری مثالی است که در قرآن بیان شده است، مال دیگری را بردن، مال دیگری را دزدیدن، بیت المال همه مال مردم است و گناه دارند.
در مثال دیگر قرآنی آمده است ای کسانی که اصرار بر ادامه کسب مال حرام در ربا و نزول دارید، اگر ادامه دهید به رباخواری و برنگردید، شما با خدا و پیامبر اعلام جنگ دارید.
اگر مال یتیم را مثل ربا و .. بخورید به جای آن آتشی در شکم های خود می ریزید.

آتشی که هیزمش خود ما هستم

حضرت علی علیه السلام در تفسیر آیه: «فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِی  وَقُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجارَة» فرمودند: « اتَّقُوا اللَّهَ – وَ احْذَرُوا أَنْ تَکُونُوا لِتِلْکَ النَّارِ حَطَباً – وَ إِنْ لَمْ تَکُونُوا بِاللَّهِ کَافِرِینَ- فَتَوَقَّوْهَا بِتَوَقِّی ظُلْمِ إِخْوَانِکُمُ الْمُوْمِنِینَ- وَ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ مُوْمِنٍ ظَلَمَ أَخَاهُ الْمُوْمِنَ- الْمُشَارِکَ لَهُ فِی مُوَالاتِنَا- إِلَّا ثَقَّلَ اللَّهُ فِی تِلْکَ النَّارِ سَلَاسِلَهُ وَ أَغْلَالَهُ- » یعنی: بپرهیزید و بترسید از اینکه شما برای چنین آتشی هیزم باشید اگر چه کافر به خدا نیستید خود را از این آتش به ستم نکردن به برادران دینی نگه دارید هر یک از شما به برادر خود که با او در دوستی ما شرکت دارد ستمی روا دارد خداوند در میان همین آتش زنجیر و غل او را سنگین می نماید .

و نیز از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «فَمَنْ نَالَ مِنْ رَجُلٍ شَیْئاً مِنْ عِرْضٍ أَوْ مَالٍ وَجَبَ عَلَیْهِ الِاسْتِحْلَالُ مِنْ ذَلِکَ وَ الِانْفِصَالُ مِنْ کُلِّ مَا کَانَ مِنْهُ إِلَیْهِ وَ إِنْ کَانَ قَدْ مَاتَ فَلْیَتَنَصَّلْ مِنَ الْمَالِ إِلَى وَرَثَتِهِ وَ لْیَتُبْ إِلَى اللَّهِ مِمَّا أَتَى إِلَیْهِ حَتَّى یَطَّلِعَ عَلَیْهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالنَّدَمِ وَ التَّوْبَةِ وَ الِانْفِصَالِ» (وسائل قدیم، ص ۵۲۴) یعنی: «هر کس ضرر آبرویی یا مالی بر کسی وارد کند، بر او واجب و لازم است که از او طلب گذشت و حلالیت کند و ذمه خود را بری کند از آن ظلمی که در حق او روا داشته و هر گاه صاحب حق مرده باشد برائت و آزادی ذمه اش به این است که مال را به ورثه او بدهد و نیز توبه کند از آنچه کرده و واقعا از آن کارپشیمان شود.

ابوبصیر می گوید شنیدم که امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصاد» فرمودند: «یَقُولُ مَنْ أَکَلَ مَالَ أَخِیهِ ظُلْماً وَ لَمْ یَرُدَّهُ إِلَیْهِ- أَکَلَ جَذْوَةً مِنَ النَّارِ یَوْمَ الْقِیَامَة» یعنی: «هر کس از روی ظلم مال برادرش را بخورد و به او برنگرداند، (در حقیقت) پاره ای افروخته از آتش را در روز قیامت خورده است.» و نیز امام علی علیه السلام فرمودند: «بِئْسَ  الزَّادُ إِلَى الْمَعَادِ الْعُدْوَان »یعنی: چه بد توشه ای است برای روز قیامت، تجاوز بر حقوق بندگان خدا.

لقمه کآید از طریق مشتبه                              خاک خور خاک و بر آن دندان منه


حساب از همه مردم، از همه کارها

۱- حساب از همه. از همه‌ی مردم. قرآن یک آیه دارد می‌گوید: «فَلَنَسْئَلَنَّ الَّذینَ أُرْسِلَ إِلَیْهِمْ وَ لَنَسْئَلَنَّ الْمُرْسَلینَ» (اعراف/۶) یعنی هم از انبیاء سؤال می‌کنیم، هم از مردم، از همه سؤال می‌کنیم. حتی از انبیاء هم سؤال می‌کنیم. به وظیفه‌تان عمل کردید یا نه؟ از همه مردم. دیگر چه؟

از همه‌ی کارها، همه مردم، همه کارها. قرآن راجع به همه کارها می‌فرماید: «لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (نحل/۹۳) هرکاری کردی مورد سؤال است. دیگر چه؟

از همه‌ی احوال. قرآن می‌فرماید: «إِنْ تُبْدُوا ما فی‏ أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُمْ بِهِ اللَّه‏» (بقره/۲۸۴) علنی انجام دهی یا مخفی، هم از کارهای علنی تو سؤال می‌کنیم و هم از کارهای مخفی‌ تو. دیگر چه؟

از همه اعضاء، از همه اعضای بدن. قرآن می‌گوید: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ»، «سَمع» یعنی چه؟ گوش، «بَصَر» یعنی چشم، فؤاد یعنی قلب. می‌گوید: از چشم، از گوش می‌پرسند چه شنیدی؟ از چشم می‌پرسند چه دیدی؟ از دل می‌پرسند چه در تو نفوذ کرد؟بعد نمی‌گوید: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ» (اسراء/۳۶) بعد می‌گوید: «کُلُّ أُولئِکَ»، یعنی چه؟ یعنی این سه تا را برای نمونه گفتم. از پا هم سؤال می‌کنند کجا رفتی؟ از دست هم سؤال می‌کنند. به چه کسی کمک کردی یا در سر چه کسی زدی؟ از همه سؤال می‌کنند. منتهی اسم چشم و گوش و دل را برده، اگر این سه تا بود، کلمه‌ی «کُلُّ أُولئِکَ» نبود. می‌گفت: «إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً» چشم و گوش و دل مورد سؤال هستند. نمی‌گوید چشم و گوش و دل، می‌گوید: چشم و گوش و دل همه… این همه یعنی این سه تا را که گفتم، از باب نمونه بود. وگرنه اگر، از پا هم سؤال می‌کنند کجا رفتی؟ از همه‌ی اعضاء.

از هر کجا، «اللَّهُ أَکْبَر»! سؤال از هر کجا، لقمان به پسرش می‌گوید: «إِنْ تَکُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ» (لقمان/۱۶) به اندازه‌ی خردل، یعنی سر سوزن، چیزی «فی‏ صَخْرَةٍ» زیر سنگ باشد، «أَوْ فِی السَّماواتِ» در اوج آسمان باشد، «أَوْ فِی الْأَرْضِ» در عمق زمین باشد، یعنی از هر کجا، هر کاری را، یعنی در خانه‌ی تیمی برود، در آسمان‌ها برود،در دریا برود، هر کجا هر عملی انجام شد، روز قیامت سؤال می‌کنند. «یَأْتِ بِهَا اللَّهُ» خدا آن عمل را حاضر می‌کند. نمی‌شود گفت آنجا کسی نیست، اینجا کسی هست. دوربین هست، دوربین نیست، فهمیدند، نفهمیدند.

حساب از اعمال و آثار آن‌ها تا قیامت

حسابرسی دقیق است. قرآن می‌فرماید: «کَفى‏ بِنا حاسِبینَ» (انبیاء/۴۷) یعنی حسابرسی ما کافی است برای قیامت. قیامت یک دادگاه صد در صد است. قاضی دارد. شاهد دارد، پرونده دارد. سؤال و جواب دارد. همه در قرآن است. اول کارها ثبت می‌شود. آیه‌ای که کارها ثبت می‌شود  این است. «نَکْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُم‏» (یس/۱۲) می‌نویسیم کارهایی که کردی و آثارش را هم می‌نویسیم. یعنی هم کارت را می‌نویسیم و هم آثار کارت را. ممکن است کسی یک متلک به کسی بگوید، این را با همین متلک از درس خواندن بیاندازید. یک کسی آمده طلبه شده، یک کسی به او نیش می‌زند. می‌گویند: دنبال آخوندی رفتی چه کنی؟ برو دنبال کارت، آخوندی که شغل نیست. هیچی دو تا نیش می‌زند و این را از طلبگی می‌اندازد.

 

دختر می‌خواهد ازدواج کند، حالا زود است بگذار یک خرده… می‌خواهند بچه‌دار شوند، بگذار چند سال بی‌بچه باشیم خوش باشیم. بچه عامل تحکیم خانواده است. خیلی وقت‌ها زن و شوهرها می‌خواهند از هم جدا شوند، به خاطر بچه‌شان از هم جدا نمی‌شوند. بچه، یکی از ابزار تحکیم خانواده‌هاست. چرا بچه‌دار نشوی؟ چرا جلوگیری می‌کنید؟ چرا مناع الخیر شدی؟ «یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ» (انفال/۴۷) جلو راه خدا را می‌گیرد. از تحصیل او را باز می‌دارد. از ازدواج باز می‌دارد، برو دنبال کار، کار چیه بابا، کار برای تراکتور است. این کار در شأن شما نیست! حدیث داریم دوره‌ی آخرالزمان اگر آدم‌های مشهور اذان بگویند، مردم می‌گویند: در شأن شما نیست. یک آیت الله که اذان نمی‌گوید. بگذارید از انجمن اسلامی از این بسیجی‌ها اذان بگویند. تو آیت الله هستی، زشت است اذان بگویی. یک وزیر که اذان نمی‌گوید. مدیر کل هستی زشت است، هیچی همین که مدیر کل شد و وکیل و وزیر و چیزی شد، دیگر از اذان گفتن خجالت می‌کشد. ما خیلی وضعمان باید بررسی شود. راست می‌گوییم یا دروغ؟

در یکی از شهرها، رئیس هیأت ابالفضل قالی‌های مسجد را برد حسینیه روی آن سینه بزنند. عالم منطقه گفت: آقا این فرش‌ها وقف مسجد است. چیزی که وقف مسجد است شما نمی‌توانی ببری بیرون از مسجد. شما خودکار بانک صادرات را بانک ملی ببری، جریمه‌ات می‌کنند. مهر این مسجد را مسجد دیگر ببری، نمی شود روی آن نماز خواند. چیزی که وقف مسجد است نباید حسینیه ببری. گفت: چرا؟ حسینیه مگر برای ابالفضل نیست؟ گفت: حسینیه برای ابالفضل است، اما جایز نیست. گفت: برو آ شیخ! ابالفضل دو دستش را کربلا برای خدا داد، حالا خدا دو تا زیلو برای ابالفضل نمی‌دهد؟ (خنده حضار) محاسبه می‌کنیم. می‌گوییم: حالا که ابالفضل دستش را داد، پس خدا هم زیلوهایش را بدهد. من خمس نمی‌دهم، ولی خودم به فقرا می‌دهم. فلانی را کمک کردم، فلانی را کمک کردم. تمام کمک‌ها را هم بکنی

امام رضا(ع) فرمود اگر کسی سلام به پولدارش پررنگ بود، سلام به فقرایش کمرنگ بود، خداوند روز قیامت بر او غضب خواهد کرد.

آیت الله العظمای بروجردی استاد مراجع فعلی بود. تقریباً همه‌ی مراجع فعلی شاگرد آقای بروجردی بودند. یک شخصی آمد ظاهراً طلبه بوده است، آمده است خانه‌ی آقای بروجردی و یک مشکل مالی داشته است، آقای بروجردی گفته است که دارم می‌روم درس، بگذار بروم درسم را بگویم، برگردم شما بیا بگو مشکلت چیست. خوب آقای بروجردی من یادم است. قم تاکسی نبود. درشکه بود پنجاه سال پیش! سوار درشکه می‌شود و و با همراهانش درس می‌رود. این طلبه هم که فقیر بوده است، می‌رود درس. پای درس آقای بروجردی یک اشکالی می‌کند. تا اشکال می‌کند آقای بروجردی می‌بیند که این همان طلبه‌ای است که خانه آمده بود تا پول بگیرد. متوجه نمی‌شود که اشکالش علمی است، فکر می‌کند که باز هم پول می‌خواهد. به تندی می‌گوید: گفتم الان وقتش نیست، بعد از درس بیا خانه! آیت الله صافی به آقای بروجردی می‌گوید: ایشان پول نخواست، یک اشکال علمی کرد. آقای بروجردی ناراحت می‌شود که چرا من یک کسی را که اشکال علمی کرد، در دنیای خیال فکر کردم که این همان فقیر است، برای فقرش آمده است، عصبانی شدم. آقای بروجردی از منبر پایین می‌آید و دست این طلبه را می‌بوسد.
یک برخورد تلخی شده است، دست بابا را ببوسید، دست مادر را ببوسید، راضی نمی‌شود، پایش را ببوسید. آدم کوچک نمی‌شود. آقای بروجردی بعد از پنجاه سال… من این را از آقای صافی شنیدم

می‌فرماید:
ان الینا ایابهم ـ ثم ان علینا حسابهم.

رجوع آنان به سوی ما است سپس حساب آنان بر ما است.
و نیز می‌فرماید:
ان حسابهم الا علی ربی لو تشعرون.

حساب آنان (به عهده کسی) جز خدا نیست اگر درک می‌کردید.
و نیز می‌فرماید:
و کفی بالله حسیبا.

کافی است که خدا حسابرس اعمال بندگان خود باشد.

 سوال از تمام اعمال انسان


آیاتی که حاکی از این است که از تمام کارهائی که انسان انجام داده است سئوال می‌شود و ما نمونه هائی را یاد آور می‌شویم:
الف: و لتسئلن عما کنتم تعملون.


قطعا شما درباره کارهائی که انجام داده‌اید، مورد سئوال واقع می‌شوید.
ب: لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون.


از آنچه خداوند انجام می‌دهد، سئوال نمی‌شود ولی آنان در مورد کارهائی که انجام می‌دهند مورد سئوال واقع می‌شوند.
ج: یومئذ یصدر الناس اشتاتا لیروا اعمالهم.


روز قیامت انسان‌ها گروه گروه از قبرها بیرون می‌آیند تا اعمال (یا جزای اعمال) خود را ببینند.
گذشته از آیات یاد شده آیات مربوط به جزاء و کیفر و پاداش نیز بر این شمول و گستردگی دلالت دارند.


سه + = 11