خانه > موضوعات قرآنی > عوامل از میان رفتن آرامش در خانواده

عوامل از میان رفتن آرامش در خانواده

برخی از مهم ترین عواملی که در محیط خانواده آرامش را بر هم می زنند، اضطراب و دلهره و نگرانی می آفرینند، دل شوهر و فرزندان را می لرزانند و بهار خرّم زندگی زناشویی را خزان می کنند، عبارتند از:

 

 

1- سختیهای زندگی

فشارهای ناشی از مشکلات زندگی، دشواری کار و مسئولیت، فقر و نداری و مانند آن که مرد با آنها دست و پنجه نرم می کند همواره فکر و ذهن او را مشغول و در او ایجاد نگرانی می کند. او در این فکر است که چگونه از این گردونه نجات یابد و کشتی خانواده را به سلامت به مقصد برساند.

۲- احساس ناخشنودی

از عوامل نگرانی و اضطراب مردان به ویژه در آغاز زندگی مشترک این است که احساس می کنند به آرمان خود دست نیافته اند و زن او آن کسی نیست که بتواند او را خوشبخت کند.

به ویژه اگر در تعامل با همسر خویش شواهدی در این جهت پیدا کند، نگرانی اش افزون می شود.

۳- احساس تنهایی

ممکن است مرد در زندگی از دوست و آشنا و دیگر افراد خیانتها و بی وفاییهایی دیده باشد و از این جهت خود را تنها و بی یار و یاور احساس کند و نگران باشد و احساس کند همسر او نیز یکی از آنهاست و نمی تواند او را از این تنهایی درآورد.

۴- بدبینی آزاردهنده

عامل دیگری که ممکن است آرامش مرد را در خانواده بر هم زند این است که ببیند همسرش به او اعتماد ندارد و به جهت بدبینی دائم او را می پاید و به او ایراد می گیرد.

۵- جدال بیهوده

گاه بگومگوهای بیهوده همسرش روزگار او را سیاه می کند. او می بیند جوّ حاکم بر زندگی خانوادگی آرام نیست. بر سر کوچک ترین مسئله با او جدال می شود، او را می آزارند، تحقیر و یا توهین می کنند.

۶- شرارتهای برخی فرزندان

عامل دیگری که خانواده را دچار اضطراب می کند نا آرامی و شرارت برخی فرزندان است.

حرف مرد به عنوان پدر در خانه و نزد فرزند خریدار ندارد. جایگاه او در خانواده متزلزل شده است. خانه، که باید محیط امنیت و آسایش او باشد، به جهنّمی سوزان و تحمل ناپذیر تبدیل شده است. حال درصدد این نیستیم که بگوییم مقصّر کیست.

۷- کاهش روابط صمیمانه خویشاوندی

گاهی مرد یا زن می بیند پس از ازدواج، روابط صمیمی او با بستگانش تیره شده است. سردی روابط بر اثر انحطاط اخلاقی، تنشها، خصومتهای بی مورد، حسادتها، نمّامیها و مانند آن، انسان را آزرده خاطر می کند.

 

خانواده( ۵ راهکار قرآنی برای آرامش در خانواده)

.
۵ راهکار قرآنی برای آرامش در خانواده

یکی از ضروریات تشکیل جامعه سالم، تشکیل خانواده سالم است. اگر خانواده اصلاح شود جامعه نیز رو به صلاح خواهد رفت و هرچه بنیان خانواده مستحکم تر باشد بنیان جامعه نیز مستحکم تر خواهد بود.
زن و شوهر به عنوان دو رکن اصلی این محیط وظایفی را در قبال خود و فرزندان دارند که قرآن و روایات هم در این زمینه کم سخن به میان نیاورده است.
بسیاری از افراد می پرسند که چه باید بکنیم تا این ارتباط در محیط خانه برقرار شود. در قرآن برخی از این عوامل استحکام آمده است که ما به آن اشاره می کنیم :

۱٫ ایجاد فضای عاطفی
اولین مطلبی که زن و شوهر، باید مورد توجه قرار بدهند این است که محیط خانواده را محیطی همراه با صفا و صمیمیت نگه دارند.
برای این منظور قرآن یکسری راهنمایی ها برای ما دارد:

الف : خطاب زیبا:
هر کسی دوست دارد که نام او را به خوبی صدا بزنند و از اینکه نام او به زیبایی برده شود احساس بزرگی و شخصیت می کند.
امیرالمؤمنین (ع) در روایتی می‌فرماید: اگر دوست دارید دیگران شما را با نام نیکو صدا بزنند شما هم آنها را با نام نیکو صدا بزنید.
در سوره حجرات آیه ۱۱ می خوانیم خداوند می فرماید:
(ای اهل ایمان! گروهی از شما گروه دیگر را مورد تمسخر قرار ندهد شاید آن مسخره شدگان بهتر از این مسخره کنندگان باشند و زنان هم شایسته نیست زنان دیگر را مورد تمسخر قرار دهند شاید آنان بهتر از اینان باشند.)
همانطور که در آیه مشخص است قرآن، صدا زدن نامناسب را بعد از ایمان آوردن کاری خلاف و زشت می شمارد.
خالی از لطف نیست روایتی را از حضرت رسول , اینجا بیان کنیم حضرت می فرمایند:
سه چیز است که دوستی و محبت را در میان دو مسلمان تقویت می‌کند.
اول اینکه؛ هنگام ملاقات با خوشرویی و چهره ای گشاده برخورد کند.
دوم؛ برای برادر مسلمان خود جا باز کند و برای نشستن او جایی شایسته نشان دهد.
و سوم اینکه؛ به بهترین نامی که دوست دارد او را صدا بزند.

ب : گفتگوهای محبت آمیز:
ارتباط کلامی عاطفی و دل نشین می تواند نقش بسیار مؤثری را در گرم نگه داشتن محیط خانواده داشته باشد این شیوه علاوه بر استحکام محیط خانواده، نقش مؤثری را هم در تربیت فرزندان به عهده دارد.
خداوند در سوره قصص آیه ۹، نمونه ای از طرز سخن گفتن یکی از زنان بهشتی(آسیه) را بیان می‌کند که او چگونه با همسر خود (فرعون) به نرمی سخن می‌گوید:
در مورد طفلی که از دریا گرفته بودند (به همسرش گفت: این نوزاد نور چشم من و توست، او را نکشید شاید برای ما سودی داشته باشد یا اینکه او را به عنوان فرزند خود بپذیریم.)
این بانوی شایسته با گفتگوی دلنشین و استدلال متین خود خانواده اش را از یک بحران نجات داده و همسرش را از قتل یک کودک بی گناه بازداشت.

ج : سلام کردن:
یکی از خصوصیات فرهنگ اسلامی، سلام کردن به دیگران است. سلام باعث از بین رفتن کینه می شود و نوعی ابراز محبت به دیگران است.
در قرآن آمده است: «فإِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتاً فَسَلِّمُوا »(۲۴ نور) (هرگاه به خانه ای وارد می شوید (اگر کسی هم در آنجا نباشد) بر خودتان سلام کنید، سلام خوش آمدی است مبارک و پاکیزه از جانب خدا، پروردگار متعال اینگونه آیات خود را بر شما آشکار می کند تا درمورد آنان به تفکر و اندیشه بپردازید.)
از امام صادق (ع) هم روایت است که خطاب به مردان می‌فرماید: وقتی که مردی از بیرون به خانه می رود به اعضای خانواده به ویژه همسرش سلام کند.

د: مشورت کردن:
مشورت استفاده از فکر دیگران است و باعث راهنمایی انسان در امور زندگی می شود. از طرفی مشورت با خانواده در امور مرتبط و لازم خود باعث ایجاد علاقه، احترام به افکار دیگران و همچنین تقویت ارتباط خانواده و لطافت روح حاکم بر خانه و خانواده می‌گردد.
در قران کریم هم نقل شده است که تبادل افکار میان فرعون و همسرش و نتیجه رأی مشاوره آنها باهم موجب نجات جان یکی از پیامبران الهی شد.
و در سوره بقره آیه ۲۳۳ به مشورت زن و شوهر در مورد چگونگی رفتار با کودک شیرخواره اشاره کرده و می فرماید: «فَإِنْ أَرادا فِصالاً عَنْ تَراضٍ مِنْهُما وَ تَشاوُرٍ فَلاجُناحَ عَلَیْهِما» (اگر آن دو با مشورت و رضایت یکدیگر بخواهند کودک را زودتر از شیر بازگیرند گناهی بر آنها نیست.)
میوه و ثمره امر مشورت میان زن و شوهر در خانه چیزی جز تحکیم روابط و نظام خانواده نیست.

۲: عفو و گذشت
هر زن و شوهری در زندگی دچار لغزش هایی می شوند و هیچ کس غیر معصومین] از این امر مستثنی نیست.
در زندگی مشترک یکی از علل مهم اختلافات خانوادگی عدم تحمل و کم صبری زوجین است، که البته این قبیل مسائل بیشتر در ابتدای زندگی زوجین اتفاق می افتد که اگر به درستی مهار نشود، می تواند عامل مهمی در دامن زدن به اختلافات شود.
بهترین روش در تقویت بنیان خانواده توسل به عفو، گذشت و بردباری در مقابل خطاهای یکدیگر می باشد.
به همین جهت قرآن کریم در سوره نور آیه ۲۲می فرماید: « وَ لْیَعْفُوا وَ لْیَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحیم»
(آنان شایسته است عفو کنند و از لغزش های دیگران چشم بپوشند آیا دوست نمی دارید که خداوند نیز شما را عفو کند البته که خدا آمرزنده و مهربان است.»

۳: خدمت به خانواده
تأمین نیاز های خانواده از جمله وظایف مرد است او با این عمل خود، علاوه بر ایفای نقش مدیریت در خانه رضایت همسر را نیز به دست می آورد. خدمت به خانواده موجب گرمی کانون خانواده و نزدیکی دلها به همدیگر و نوعی آموزش عشق و محبت و خدمتگذاری به فرزندان است.
این عمل والا و پسندیده در میان آیات الهی از شیوه های مردان خدا و پیامبران الهی شمرده شده، چنانکه در داستان سفر حضرت موسی به همراه خانواده اش به ناحیه مصر، در آیه ۱۰ طه می فرماید: (موسی به خانواده اش گفت: اندکی مکث کنید که من آتشی می بینم شاید شعله ای از آن را برای شما بیاورم یا بوسیله این آتش راه را پیدا کنم.)
شکوفایی روحیات جدید، کسب تجارب ویژه برای فرزندان، مشاهده اعجاز طبیعت، شناخت بیشتر نسبت به قدرت الهی و صله ارحام همه و همه موجب استحکام بیشتر پیوند خانواده و همچنین کسب پاداشهای معنوی می‌گردد که همه اینها دستاوردهای خدمت به خانواده است.

۴: سفرهای خانوادگی
رفتن به سفرهای زیارتی و تفریحی به همراه خانواده از جمله ضروریات زندگی محسوب می‌شود.
این امر آثار و برکات تربیتی، اخلاقی و آموزشی فراوانی به همراه دارد.
شکوفایی روحیات جدید، کسب تجارب ویژه برای فرزندان، مشاهده اعجاز
طبیعت، شناخت بیشتر نسبت به قدرت الهی و صله ارحام همه و همه موجب استحکام بیشتر پیوند خانواده و همچنین کسب پاداشهای معنوی می‌گردد که همه اینها دستاوردهای سفر خانواده است.
قرآن کریم نیز به نوبه خود در میان آیات آسمانیش به سفرهای خانوادگی اشاره دارد. در سیره اهل بیت ] نیز از این گونه موارد زیاد گزارش شده است. سفر حضرت ابراهیم به همراه خانواده به سرزمین وحی و کعبه معظمه، مسافرت حضرت موسی به همراه همسرش صفورا از مدائن به مصر، سفر خانوادگی حضرت یعقوب از کنعان به سوی مرکز حکومت یوسف } نمونه هایی از سفرهای خانوادگی است.

۵: مصالحه و مدارا
در زندگی مشترک میان زن و شوهر اگر مصالحه و مدارا حکمفرما نباشد بدون تردید نظام خانواده از هم گسیخته خواهد شد.
اگر یکی از زوجین براساس غرور و خودخواهی بخواهد سلیقه و اندیشه های فردی خود را بردیگری تحمیل کند مطمئناً راه به جایی نخواهد بود.
قرآن در این زمینه می فرماید: «وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ مِنْ بَعْلِها نُشُوزاً أَوْ إِعْراضاً فَلا جُناحَ عَلَیْهِما أَنْ یُصْلِحا بَیْنَهُما صُلْحاً وَ الصُّلْحُ خَیْرٌ وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فاِنَّ اللَّهَ کانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبیراً» (النساء : ۱۲۸)
(اگر زنی از ناسازگاری و رویگردانی شوهرش بیم داشته باشد مانعی ندارد که با هم صلح و سازش کنند)
زن یا مرد می توانند با چشم پوشی از پاره ای حقوق خود با همسرشان مدارا کنند چرا که مصالحه و مدارا بهترین راه زندگی است. کوتاه آمدن در مسائل خانوادگی مانند خطای همسر و فرزندان و یا حساس نشدن درمقابل عادات و سلیقه های ناموزون اعضای خانواده، سعادت دنیا و آخرت و عزت و سربلندی در پی دارد و بنیان خانواده را از تزلزل و سستی باز می دارد.

آثار آرامش که در قرآن معرفی شده‌اند عبارتند از:

← ازدیاد ایمان

اعطای آرامش و اطمینان از سوی #خدا به مؤمنان ، زمینه فزونی ایمان آنان:
«هو الذی انزل السکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا ایمنا مع ایمنهم…فتح آیه۴. او کسی است که سکینه و آرامش را در دلهای مؤ منان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان افزوده شود….»

←اقرار به توحید

اعتراف صریح اصحاب کهف به توحید ربوبی در برابر دقیانوس ، به دنبال آرامش بخشیدن خدا به آنان:
«و ربطنا علی قلوبهم اذ قاموا فقالوا ربنا رب السموت و الارض…؛[کهف ۱۴]و دلهایشان را محکم ساختیم در آن موقع که قیام کردند و گفتند: پروردگارِ ما، پروردگارِ آسمانها و زمین است….»

← حفظ اسرار

اعطای آرامش قلب به مادر حضرت #موسی علیه‌السلام عامل حفظ اسرار از سوی او:
«و اصبح فؤاد‌ام موسی فرغا ان کادت لتبدی به لو لا ان ربطنا علی قلبها…؛[قصص آیه۱۰. ]قلب مادر موسی از همه چیز (جز یاد فرزندش) تهی گشت، و اگر قلب او را به وسیله ایمان و امید محکم نکرده بودیم نزدیک بود مطلب را افشا کند.»

← رضایت از خدا

قلب‌های آرام یافته با یاد و وعده‌های خدا، خشنود از او:
«یایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبدی و ادخلی جنتی؛ فجرآیه۲۷. تو ای روح آرام یافته!به سوی پروردگارت بازگرد در حالی هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است.و در سلک بندگانم داخل شو.و در بهشتم ورود کن.»

← رضایت خدا

قلب‌های آرام گرفته با یاد و وعده‌های خدا، برخوردار از رضایت او:
«یایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبدی و ادخلی جنتی؛تو ای روح آرام یافته!به سوی پروردگارت بازگرد در حالی هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است.و در سلک بندگانم داخل شو.و در بهشتم ورود کن.»

← عنایت خدا

قلب‌های آرام یافته با یاد و وعده‌های خدا، برخوردار از عنایت‌های ویژه الهی:
«یایتها النفس المطمئنة ارجعی الی ربک راضیة مرضیة فادخلی فی عبدی و ادخلی جنتی؛تو ای روح آرام یافته!به سوی پروردگارت بازگرد در حالی هم تو از او خشنودی و هم او از تو خشنود است.و در سلک بندگانم داخل شو.و در بهشتم ورود کن.»

← مصونیت از غضب خدا

مصون بودن قلب‌های آرام یافته به ایمان ، از غضب الهی حتی در صورت تظاهر به کفر بر اثر اکراه :
«من کفر بالله من بعد ایمنه الا من اکره و قلبه مطمئن بالایمن و لکن من شرح بالکفر صدرا فعلیهم غضب من الله…؛[/نحل ایه۱۰۶. ]کسانی که بعد از ایمان کافر شوند – به جز آنها که تحت فشار واقع شده‌ اند در حالی که قلبشان آرام با ایمان است – آری آنها که سینه خود را برای پذیرش کفر گشوده‌ اند غضب خدا بر آنها است….»
در شان نزول این آیه ، آورده شده است: گروهی از مؤمنان، در مکه تحت فشار شدید قرار گرفتند تا از اسلام دست بردارند. آن‌ها در ظاهر و از روی اکراه کلمات کفرآمیز بر زبان جاری کردند؛ ولی به ایمان و اسلام خویش وفادار بودند.

آرامش از آیات خدا

آرامش به وسیله همسر، از آیات خدا:
«و من ءایته ان خلق لکم من انفسکم ازوجا لتسکنوا الیها ان فی ذلک لایات..روم آیه۲۱. ]و از نشانه‌ های او اینکه همسرانی از جنس خود شما برای شما آفرید، تا در کنار آنها آرامش یابید، و در میانتان مودت و رحمت قرار داد، در این نشانه‌ هائی است ….»

آرامش در آخرت
آرامش و سعادت آخرتی، عاقبت اولیای خدا:
«الا ان اولیاء الله لاخوف علیهم و لا هم یحزنون لهم البشری فی الحیوة الدنیا و فی الاخرة… ذلک هو الفوز العظیم؛ یونس آیه۶۴. ]آگاه باشید اولیا (و دوستان) خدا نه ترسی دارند و نه غمگین می‌شوند.در زندگی دنیا و در آخرت شاد (و مسرور)ند… و این رستگاری بزرگی است.»

✅منشأ آرامش‌

خدا، عامل نزول آرامش بر قلب‌ها:
۱. «قل من ینجّیکم من ظلمت البرّ و البحر تدعونه تضرّعا و خفیة لئن أنجینا من هذه لنکوننّ من الشکرین‌• قل اللَّه ینجّیکم منها و من کلّ کرب .انعام/آیه۶۴.

بگو چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا رهائی می‌بخشد؟ در حالی که او را آشکارا و در پنهانی می‌خوانید (و می‌گوئید): اگر از این (خطرات و ظلمتها) ما را رهائی بخشیدی از شکرگزاران خواهیم بود.بگو خداوند شما را از اینها و از هر مشکل و ناراحتی نجات می‌بخشد….»

۲. «ثم أنزل اللَّه سکینته على‌ رسوله و على المؤمنین …؛[توبه/آیه۲۶. ]سپس خداوند سکینه خود را بر رسولش و بر مؤ منان نازل کرد….»

۳. «… إذ یقول لصحبه لا تحزن إنّ اللَّه معنا فأنزل اللَّه سکینته علیه …توبه/آیه۲۶. .. در آن هنگام که آن دو در غار بودند و او به همسفر خود می‌گفت غم مخور خدا با ماست! در این موقع خداوند سکینه (و آرامش) خود را بر او فرستاد ….»

۴. «إذ تمشى أختک فتقول هل أدلّکم على‌ من یکفله فرجعنک إلى‌ أمّک کى تقرّ عینها و لاتحزن و قتلت نفسا فنجّینک من الغمّ …؛[طه، آیه۴۰. ]در آن هنگام که خواهرت (در نزدیکی کاخ فرعون) راه میرفت و میگفت آیا خانوادهای را به شما نشان دهم که این نوزاد را کفالت می‌کند (و دایه خوبی برای اوست) و به دنبال آن ما تو را به مادرت بازگرداندیم تا چشمش به تو روشن شود، و غمگین نگردد، و تو کسی (از فرعونیان) را کشتی اما ما تو را از اندوه نجات دادیم….»

۵. «فرددنه إلى‌ أمّه کى تقرّ عینها و لاتحزن …؛[ قصص آیه۱۳. ]ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود، و غمگین نباشد….»

۶. «هو الذى أنزل السکینة فى قلوب المؤمنین …؛[ فتح آیه۴. ]او کسی است که سکینه و آرامش را در دلهای مؤ منان نازل کرد….»

← ❇️منشأ آرامش اصحاب کهف

خدا، منشأ آرامش قلبِ اصحاب‌کهف:
«و ربطنا على‌ قلوبهم …؛ [کهف، آیه۱۴. ]و دلهایشان را محکم ساختیم….»
«ربط» در لغت به معناى محکم کردن و بستن، و مقصود از آن، قوّت قلب است. و لازمه آن، آرامش داشتن و سکینه است. آیه، با «انزل السکینة فى قلوب المؤمنین» هم‌سیاق است.

← ❇️منشأ آرامش مادر #موسی

آرامش قلب مادر موسی علیه‌السلام عطیه الهى:
«و أصبح فؤاد أمّ موسى‌ فرغا إن کادت لتبدى به لو لا أن ربطنا على‌ قلبها …• فرددنه إلى‌ أمّه کى تقرّ عینها ولاتحزن ولتعلم أنّ وعد اللّه حقٌّ ولکنّ أکثرهم لایعلمون؛قصص/آیه۱۰. قلب مادر موسی از همه چیز (جز یاد فرزندش) تهی گشت، و اگر قلب او را به وسیله ایمان و امید محکم نکرده بودیم… ما او را به مادرش بازگرداندیم تا چشمش روشن شود، و غمگین نباشد، و بداند وعده الهی حق است ولی اکثر آنها نمیدانند.»

←❇️ منشأ آرامش انسان‌ها

خداوند، قرار دهنده زمین جهت آرامش انسان‌ها:
۱. «الّذى جعل لکم الأرض مهدا وسلک لکم فیها سبلا وأنزل من السّمآء مآء فأخرجنا به أزوجا مّن نّبات شتّى‌؛[طه/آیه۵۳. ]همان خداوندی که زمین را برای شما محل آسایش قرار داد، و راههائی در آن ایجاد کرد و از آسمان آبی فرستاد که به وسیله آن انواع گوناگون گیاهان مختلف را (از خاک تیره) برآوردیم.»

۲. «الّذى جعل لکم الأرض مهدا و جعل لکم فیها سبلا لّعلّکم تهتدون؛[ زخرف آیه۱۰. همان کسی که زمین را گاهواره و محل آرامش شما قرار داد و برای شما در آن راههائی آفرید تا هدایت شوید (و به مقصد رسید).» «مهد»، جایگاهى است که براى طفل آماده مى‌کنند. در آیه شریفه، زمین به گهواره‌اى که طفل در آن مى‌آرامد، تشبیه شده است.

←❇️ منشأ آرامش مجاهدان صلح حدیبیه

خدا، پدید آورنده آرامش در قلب مؤمنان پس از صلح حدیبیّه:
۱. «لقد رضى اللَّه عن المؤمنین إذ یبایعونک تحت الشجرة فعلم ما فى قلوبهم فأنزل السکینة علیهم …؛فتح/ آیه۱۸. خداوند از مؤمنانی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند راضی و خشنود شد، خدا آنچه را در درون قلب آنها (از صداقت و ایمان) نهفته بود میدانست، لذا آرامش را بر دلهای آنها نازل کرد….»

۲. «… فأنزل اللَّه سکینته على‌ رسوله و على المؤمنین …؛[فتح/آیه۲۶. ]… و (در مقابل) خداوند آرامش و سکینه را بر رسول خود و مؤمنان نازل فرمود….»

← منشأ آرامش مؤمنان
منشأ نزول آرامش بر دل‌هاى مؤمنان عبارتند از:

←←❇️علم و حکمت خدا

علم و حکمت خدا، منشأ نزول آرامش بر مؤمنان:
«هو الذى أنزل السکینة فى قلوب المؤمنین لیزدادوا إیمنا مع إیمنهم … وکان اللَّه علیماً حکیماً؛[فتح آیه۴. ]او کسی است که سکینه و آرامش را در دلهای مؤ منان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان افزوده شود… و خداوند دانا و حکیم است.»

←← احاطه خدا بر عالم
احاطه خدا بر عالم هستی، منشأ نزول آرامش بر دل‌هاى مؤمنان:
«هو الّذى أنزل السّکینة فى قلوب المؤمنین لیزدادوا إیمنا مّع إیمنهم وللّه جنود السّموت والأرض …؛[۳۸]او کسی است که سکینه و آرامش را در دلهای مؤ منان نازل کرد تا ایمانی بر ایمانشان افزوده شود، لشکر آسمانها و زمین از آن خدا است….»
آمدن جمله «للّه جنود السّموت» پس از «هوالّذى أنزل السکینه» مفید نکته فوق است.
❇️عوامل پیدایش و ایجاد آرامش:

قرآن و روایات عوامل متعددی را برای آرامش بیان نموده اند که به تعدادی از آنها در ذیل اشاره می کنیم:

۱) ذکر و یاد خدا: انسان، بى‏نهایت طلب است و کمال مطلق مى‏خواهد ولى چون هر چیزى غیر از خداوند محدود است و وجود عارضى دارد، دل را آرام نمى‏گرداند. نماز، ذکر الهى مایه آرامش است. «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی» (الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ ) سوره الرعد: آیه ۲۸

(هدایت شدگان) کسانى هستند که ایمان آورده و دلهایشان به یاد خدا آرام مى‏گیرد. بدانید که تنها با یاد خدا دلها آرام مى‏گیرد.

از طرفی قرآن مجید، زندگی توأم با اضطراب و رنج را نتیجه بی ایمانی و نداشتن پناهگاه معنوی می داند و می فرماید: هر کس از یاد خدا غفلت ورزد و اعراض کند، زندگی او تنگ و تاریک خواهد بود.

کسى که از یاد خدا غافل است، آرامش ندارد و زندگى بدون آرامش زندگى نکبت بارى است.
« وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ أَعْمَى »
۲) ایمان و ذکر و یاد خدا: به تمام پریشانی هایی که بر اثر دل باختگی در برابر تعلقات مادی پدید می آید، پایان می دهد.

۳) علم و آگاهى:
دستیابى به اطمینان و آرامش مى‏تواند عوامل گوناگونى داشته باشد، ولى در رأس آنها آگاهى و علم جلوه ویژه‏اى دارد کسى که مى‏داند ذرّه‏ی مثقالى از کارش حساب دارد، «مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ»

نسبت به تلاش و فعّالیّتش دلگرم است

 

4) لطف و رحمت الهى: کسى که مى‏داند بر اساس لطف و رحمت الهى آفریده شده، «إِلَّا مَنْ رَحِمَ رَبُّکَ وَ لِذلِکَ خَلَقَهُمْ» امیدوار است.

۵) خدا درکمین ستمگران: کسى که مى‏داند خداوند در کمین ستمگران است” وحق کسی ضایع نمی شود، «إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ» آرامش دارد.

۶) خدای حکیم و علیم :کسى که مى‏داند خداوند حکیم و علیم است و هیچ موجودى را بیهوده خلق نکرده است «عَلِیمٌ حَکِیمٌ» خوش‏بین است.

 

7) عاقبت بخیری: کسى که مى‏داند باعمل صالح” راهش روشن و آینده‏اش بهتر از گذشته است، «وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏» قلبش مطمئن است.
۸) انتخاب رهبری معصوم: کسى که مى‏داند امام و رهبرش انسانى کامل، انتخاب شده از جانب خداوند و معصوم از هر لغزش و خطاست، «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً» با آرامش دست دردست او می دهد .

پاداش اعمال :کسى که مى‏داند کارِ نیک او از ده تا هفتصد بلکه تا بى‏نهایت برابر پاداش دارد ولى کار زشت

او یک لغزش به حساب مى‏آید دلخوش است. «مَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ» کسى که مى‏داند خداوند نیکوکاران را دوست دارد، «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» به کار نیکش دلگرم مى‏شود.

۹) ستارالعیوبی خدا: کسى که مى‏داند کار خیرش آشکار و کار شرّش پنهان مى‏ماند، «یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح» شاد است.
۱۰) آمادگی روحی: معمولاً حوادث ناگوار و غیره منتظره تأثیر زیادی در دوران زندگی آدمی می گذارد.

در صورتی که اگر حادثه ای مترتب باشد، نگرانی کاهش می یابد. توجه به این اصل که ناکامی ها با زندگی انسان از آغاز عجین شده و دنیا پیوسته فراز و نشیب دارد، انسان را برای تحمل شداید، شجاع می کند و در برابر حوادث سخت، صبور و مقاوم می سازد و به او آرامش خاطر می بخشد.
( امام علی(ع) می فرماید: دنیا سرایی است که بلا و مصیبت آن را احاطه نموده و به مکر و فریب شناخته شده است. حالاتش ناپایدار است و کسانی که در این منزلگاه فرود می آیند، از آفاتش به سلامت نخواهند ماند).

۱۱) صبر: یکی از عوامل آرام بخش، استفاده از نیروی بزرگ صبر در برابر مشکلات زندگی است.

امام علی(ع) می فرماید: ضربات خرد کننده نگرانی را با صبر و تحمل در هم شکن. خویشتن را به صبر عادت ده که خصلت نیکویی است و نگرانی و ترس و حوادث دنیا را به وسیلة آن بر خود هموار ساز.

حاج اسماعیل دولابی (ره) درباره رسیدن به آرامش می گوید:

اگر یک شخص غنی که به او اطمینان و اعتماد داری، به تو بگوید نگران نباش و غصّه ی بدهی هایت را نخور، خیالت راحت باشد، من هستم؛ ببین این حرف او چقدر به تو آرامش می بخشد و راحت می شوی!

خدای مهربان که غنی و تواناست به تو گفته است: ألَیسَ اللهُ بِِکافٍ عَبدَهُ، آیا خداوند برای کفایت امور بنده اش بس نیست؟ یعنی ای بنده ی من، برای همه ی کسری و کمبودهای دنیوی و اخروی ات من هستم. این سخن خدا چقدر انسان را راحت می کند و به او آرامش می بخشد؟؟ لذاست که فرمود: ألا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ، دل ها با یاد خدا آرامش می یابد.

 

12) تغافل: یکی از اصول اخلاقی که نقش بسزایی در آرامش روان و رفع اضطراب دارد، تغافل است. تغافل به معنای نادیده گرفتن بعضی از امور ناچیز و بی ارزش است که چه بسا اعتنای به آن ها منشأ مشکلات روحی می شود. حتی روان شناسان به این اصل توجه کرده و از آن به عنوان واپس زدگی یاد نموده اند.

در همین رابطه دیل کارنگی(یک نویسنده و سخنران آمریکایی توسعه دهنده درسهایی در زمینه پیشرفت شخصی) می گوید: ما صاحب آن خُلق سلیم و روح ملکوتی نیستیم که بتوانیم دشمن خود را دوست بداریم، ولی برای خاطر سلامت و خوشی خود باید آن ها را ببخشیم و فراموششان کنیم. کنفوسیوس(کُنفُوسیوس مشهورترین فیلسوف، نظریه پرداز سیاسی و معلم چینی است که در چین باستان زندگی می‌کرد) می‌گوید: اگر کسی بدی بکند یا مال شما را برباید، اهمیتی ندارد، بلکه فراموش نکردن و دائماً به خاطر آوردن آن است که شما را ناراحت می کند.
اسلام چهارده قرن پیش به این اصل مهم توجه داشته و بر آن تأکید ورزیده است.

لذا امام صادق(ع) می فرماید: صلاح زندگی و آمیزش با مردم محتوای پیمانه پُری است که دو سوّمش فهم و یک سوّمش تغافل است.
۱۳) نسبت سنجی: از جمله اموری که در تسکین نگرانی مؤثر است، توجه به افراد زیر دست و مصیبت دیده می باشد. در همین رابطه امام صادق(ع) می فرماید: همواره به فروتر از خود نظر کن تا قدر نعمتهای الهی را بدانی و شکر گزار او باشی و شایستة افزایش نعمت گردی و به عطایش قرار و آرام یابی.

 

14) واقع بینی: این موضوع واقعا در بین مردم زیاد است که هرحرفی یا کاری را به خود تلقین کنیم آن کار به طور قطع به سمت ما می آید. در یک بررسی از علل نگرانی ها گفته شده است: چهل درصد مصیبت هایی است که هرگز پیش نخواهد آمد؛ سی درصد مربوط به غم های گذشته و آینده است که غمگساری همة جهانیان تغییری در آن ها نخواهد داد؛ دوازده درصد هراس بی اساس برای از دست دادن سلامتی است؛ ده درصد موضوعهای جزئی و بی اهمیت است و هشت درصد ممکن است واقعاً مایة تشویش و اضطراب باشد. پس از آن چه ما معمولاً بیش از همه می ترسیم، در واقع به ندرت پیش خواهد آمد.

 

و چه خوش گفت سعدی:

«سعدیا ، دی رفت و فردا هم چنان معلوم نیست— در میان این و آن فرصت شمار امروز را»

برای غلبه بر نگرانی باید درهای دیروز و فردا را به روی خویش ببندیم و به وظیفة امروز بیندیشیم و تدبیر را جانشین بیم از آینده کنیم.

 

ده نکته کاربردی از برخی از تکنیک های روانشناختی را گردآوری کرده ایم تا شما با خواندن آن شادی و آرامش را در زندگیتان به وجود بیاورید.
راز اول: با خدا ارتباط برقرار کنید

حداقل نیاز انسان به روح خدایی، مانند احتیاج نوزاد است به مادر. به همان میزان که جسم برای ادامه حیات به هوا و غذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی و روح ربانی محتاج است. آرامش جان، زمینی حاصل خیز است که دانه های “خواست و نیاز” در آن به خوبی می روید، نیازهای به حق خود را در یاد خداوند که آرامش جان و قلب است، بکارید تا به خوبی تحقق یابند. خداوند همراه کسی است که او همراه خداوند باشد.

با توجه به خداوند و خواندن نام های او، همراهی و پشتیبانی خدا را به سوی خود جلب کنید. انسان همان است که به آن توجه می کند، پس به خداوند توجه کنید تا الهی شوید! به خدا توکل کنید. هرچه ارتباط شما با خدا، “آن نیروی عظیم و خرد لایتناهی” بیشتر و بیشتر شود، آرامش و نشاط بیشتری را در خود تجربه می کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود، ترس و اضطراب بیشتری بر شما چیره می شود. خداوند فرموده است: “اگر مرا یاری کنید، شما را یاری می کنم و قدم هایتان را استوار می گردانم.” یار خدا بودن یعنی بر اساس قوانین الهی رفتار کردن، گناه نکردن، کمک به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و غیره. “یار خدا بودن” در واقع همان “یاری کردن به خود” است.

 

راز دوم: مثبت فکر کنید

هر فکر، صورتی از انرژی است که در جهت نیکی یا بدی خود تولید می کنیم. با اندیشیدن به افکار بهشتی با نیروی بهشتی مرتبط می شویم، شادی را احساس می کنیم و آفتاب سرور را هر جا که رویم، می تابانیم.
یاد بگیرید که احساس هایتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید. به دقت افکارتان را زیر نظر بگیرید و هنگامی که یک فکر منفی هجوم می آورد، خودتان را وارسی و به جای آن یک فکر مثبت جایگزین کنید. ذهن مثبت، اوضاع مثبت را به خود جلب می کند. به خاطر داشته باشید که عالم، به نیات ما پاسخ می دهد. افکار و عقاید ما به صورت انرژی از وجودمان ساطع می شود و به جهان بیرون راه می یابد و محیط سعی می کند آنچه را که می خواهیم، به ما هدیه کند.
راز توفیق آن است که میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود و دیگران همیشه بهترین ها را بخواهیم. چرا که حتی اگر در مورد دیگران نیت بد و منفی داشته باشیم، آثار مخرب آن گریبانگیر خودمان می شود. چه زیباست که بهترین نیات و آرزوها و افکار را برای خود و دیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش و شادی برسیم.

راز سوم: قضاوت خود را به تأخیر بیندازید

در این جهان، هیچ حادثه ای برحسب تصادف نداریم و در همه وقایعی که روی می دهند، لطف و رحمت الهی نهفته است. تمام حوادث برای ما پیام هایی دارند که سبب تکامل روحمان می شوند. مثلاً شما می توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زمانی بفهمید و یا حتی ممکن است تا زمانی که زنده هستید متوجه نشوید.

زیرا بسیاری از این وقایع فراسوی ادراک ما و جزء اسرار الهی هستند و تلاش برای فهم حکمت خداوند با هوش محدودمان، مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است. همچنین در ذهن الهی از دست دادنی ای وجود ندارد و اگر شما به ظاهر چیزی را از دست می دهید، معادل آن شیء و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام این اشیاء به عنوان وسیله ای برای تکامل و زیبایی روح شما هستند. بیایید کاملاً بپذیریم که در هر موقعیت نامطلوب، نیکی پنهانی برای همه وجود دارد. “ساقی هر چه ریزد از لطف اوست.”

 

راز چهارم: بر آرامش درونی تمرکز کنید

در دل توفان هم، آرامش نهفته است. مهم نیست که در هر زمانی از روز چه اتفاق بیفتد. هرچه مسائل به نظر مشکل و پردردسر بیایند و هرچه قدر هم که بخواهیم کارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم، باید فقط به خلوتگاه درون خویشتن برگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم. برای دسترسی به خلوتگاه درونی، چشم هایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور کنید. این فضا جایی است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد- به آن جا بروید.

از دور دست، استاد معنوی تان از راه می رسد؛ در گوشتان زمزمه می کند: “هرجا می توانید خوبی کنید، در هرچه می توانید، به هرشکل که می توانید، هر وقت که می توانید، به همه اشخاصی که می توانید و تا زمانی که می توانید.” نور سفیدی فضای دلتان را آرام می کند، سپس بر این آرامش حاصل شده تمرکز کنید.

 

راز پنجم: از آنچه هستید راضی باشید

بدن وسیله زندگی است نه جوهر آن. آن قدر که ما انسان ها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم، یک درخت با تنه اش مشخص نمی شود. تجربیات ما باید مثل شاخه های درخت به ما شکل بدهد، ولی این کار را نمی کند. فقط جوهره وجودمان است که با شرایطی محیطی از بین نمی رود، شکسته نمی شود و یا در معرض دید و بررسی دیگران قرار نمی گیرد.

وجود داشتن، پرمعنا و پرمفهوم است: من وجود دارم، من هستم، من اینجا هستم، من در حال شدن هستم، تنها من هستم که زندگی ام را می سازم و… هر کدام از ما انسان ها در این دنیا مأموریت خاصی داریم. با کمک کردن به دیگران و مهرورزی به آنان، باعث تکامل روحمان می شویم. رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار کردن است و زندگی ما به منزله یک سفر است و هدف نیست. منظور از بیداری، فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایای زندگی است. مانند: بیداری روحی، بیداری جسمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و… بیداری به زمان، مکان و خلاصه در یک کلام “بیداری الهی”!

 

راز ششم: به دستورات اخلاقی احترام بگذارید

از کنجکاوی کردن در زندگی دیگران دوری کنید. از خواندن نامه های شخصی و دفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مکالمات خصوصی آن ها اجتناب کنید. بدون درزدن و اجازه گرفتن وارد هر مکانی نشوید. سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید. تلاش نکنید که به زور، افکار و عقاید دیگران را تغییر دهید.
زیرا در صورت رعایت نکردن این دستورات، آرامش خود را بر هم می زنید. به پدر و مادر خود نیکی کنید. با آنان با صدای بلند صحبت نکنید. “بتی. جی. ایدی” می گوید: “زمانی که شما به درگاه خداوند دعا می کنید، این دعاها به صورت شعاع های نورانی به طرف آسمان بالا می روند و فرشته ها برای اجابت آن به زمین می آیند.
ولی در میان این شعاع های نورانی یکی از همه فوق العاده قطورتر و نورانی تر است و فرشتگان به محض مشاهده آن سریع به آن مورد رسیدگی می کنند. این پرتو قدرتمند و خیره کننده مربوط به دعای مادر در حق شما است. دعای مادر خالصانه ترین دعاهاست.” چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب احترام بگذارید و نیازهای آنان را تأمین کنید، زیرا که مهر و نیکی به آنان، سبب آرامش و نشاط در شما می شود.

 

 

راز هفتم: دید جدیدی پیدا کنید

پرهای دم طاووس رنگارنگ هستند و هنگامی که از زاویه ای خاص به آنها نگاه می کنید، درخشش و زیبایی بی نظیری دارند. خیلی از مسایل در زندگی، هنگامی ارزش خود را نشان می دهند که از زاویه درست دیده شوند؛ ولی نگرش های متشابه و کلیشه ای، دیدن این زیبایی ها را مشکل می سازد.

اگر به هر مسأله ای از زاویه ای درست نگاه کنید، در آن چیزهای باشکوه و زیبایی خواهید دید. سعی کنید همه چیز و همه کس را با چشم های تازه ای ببینید که از طریق عادت، تیره و تار نشده اند. با این روش، شما می توانید ثروت های نامحدودی را کشف کنید. به خاطر داشته باشید که اگر از زاویه ای درست به تمام چیزها و اشخاص نگاه کنید، هر شخص یا هر شیء از طرف خالقتان برای شما ارمغان و پیام زیبایی به همراه خواهد داشت. فلورانس می گوید: “تمام انسان ها همچون حلقه های طلایی هستند در زنجیره خیر و صلاح من.”

 

راز هشتم: صفت های مثبت خود را افزایش دهید

از غیبت، تهمت، قضاوت نسنجیده در مورد افراد یا حوادث، حسادت، کینه، دروغ، جر و بحث کردن با دیگران و خلاصه رنجاندن دیگران به شدت پرهیز کنید. زیرا با انجام دادن این گونه اعمال تراکمی از نیروهای منفی را به دور خودتان جمع می کنید، کسی که از این همه نیروهای منفی عذاب می کشد، خودتان هستید.
زمانی که به دیگران خوبی و کمک می کنید، تجمعی از نیروهای مثبت به دور خودتان فراهم می آورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می شوند، هنگامی که وضو می گیرید، الکتریسیته های ساکن را به سطح بدن خود می آورید؛ آب نیز رسانا است و شما امواج آلفا (امواج آرامش بخش) تولید می کنید. با کشیدن مسح سر، این امواج را به کورتکس مغز انتقال می دهید و باعث می شوید که ناحیه شلوغ ذهن آرام گیرد.

با مسح پا، انتقال امواج آلفا را در اندام های پایینی سرعت می بخشید. بیشترین منطقه ای که در روی کره زمین امواج آلفا دارد، کعبه است. زمانی که شما نماز می خوانید و در جهت خانه خدا قرار می گیرید و ۷ قسمت بدن شما با زمین تماس پیدا می کند، امواجی را دریافت می کنید که باعث آرامش شما می شوند.

برای افزایش نیروهای مثبت خود می توانید در یک وان حمام، پر از آب و نمک، به مدت ۲۰ دقیقه قرار بگیرید. در بطری های رنگی آب خوراکی بریزید و به مدت ۲ ساعت در معرض نور شدید آفتاب قرار دهید؛ سپس آن ها را در یخچال بگذارید و در موقع لزوم بنوشید. بدون کفش و جوراب روی چمن راه بروید؛ زیرا طبیعت منبع انرژی نیروهای مثبت است.

 

راز نهم: حس ها را از همدیگر، جدا کنید

اغلب، ما به این مسأله توجه چندانی نداشته ایم که حواس پنجگانه خود را از یکدیگر تفکیک و آن ها را به صورت مجزا از یکدیگر حس کنیم. ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی پرورش دهید. امروز بر بینایی تمرکز کنید، فردا برمزه، روز بعد بر بویایی و … مثلاً: زمانی که در حال دوش گرفتن در حمام هستید، قطرات آب را روی بدن خود احساس کنید و از این که باعث تمیزی و آرامش شما می شود، لذت ببرید. موقعی که در حال غذا خوردن هستید فقط بر طعم و مزه غذا تمرکز کنید.
وقتی در حال ریختن چای در استکان هستید، به صدای ریزش آن گوش دهید. به این ترتیب، شروع به جدا کردن تجربیات حسی تان از یکدیگر کنید و از بابت هر کدام لذت ببرید.

 

راز دهم: وسایل اضافی را از محیط زندگی تان خارج سازید

اشیاء درون خانه تان را لمس کنید و از خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟ کتاب ها را از درون قفسه بیرون بیاورید و ببینید آیا دوباره قصد خواندن این کتاب ها را دارید. هر شیء یادگاری را بررسی کنید و از خودتان بپرسید آیا هنوز لحظه ای را که این شیء به یادم می آورد، برایم مهم و با ارزش هستند؟
لباسهایتان را باز کنید و توجه کنید که آیا به تمام این لباس ها احتیاج دارید و از آخرین باری که آنها را پوشیده اید چه قدر زمان می گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟
بعد از این بررسی کاملی که به عمل می آورید تمام وسایل و لباس های اضافی تان را یا به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید. زیرا که هر شیء انرژی خودش را دارد و اگر به کار نرود در خانه به آب راکد تبدیل می شود. همچنین جای مناسبی برای جوندگان و پشه ها می گردند. پس باید مراقب باشید و بگذارید انرژی آزادانه جریان یابد و آب جاری گردد. اگر کهنه ها را نگه دارید، تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابد. پس برای چرخش انرژی و پیشرفت در زندگی تان وسایلی را که مورد احتیاج تان نیست از محیط خارج سازید.

 

الگوى راستین آرامش خاطر

روزى عربى بادیه نشین با شترش به مدینه آمد و مدعى شد که حاضر است با پیامبرصلى الله علیه وآله مسابقه شتردوانى بدهد. شورى در میان اصحاب افتاد و همگى یقین کردند که شتر چابک رسول خداصلى الله علیه وآله در مسابقه پیروز خواهد شد. پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله به همراه رقیب خود و حاضران به میدان مسابقه رفتند.
هیجان عجیبى در بین مردم افتاده بود. مسابقه آغاز شد؛ ولى برخلاف انتظار اصحاب، شتر پیامبرصلى الله علیه وآله عقب ماند و در رقابت شکست خورد. آن دسته از اصحاب که درباره شتر پیامبر صلى الله علیه وآله باور ویژه اى پیدا کرده بودند، از این پیشامد بسیار ناراحت شدند و چهره هایشان درهم کشیده شد. پس از انجام مسابقه، پیامبرصلى الله علیه وآله متوجه ناراحتى آنان گردید و به آنان فرمود: «این موضوع ناراحتى ندارد. شتر من چون از دیگر شتران جلو مى افتاد، به خود بالید و مغرور شد و این سبب شکست او گردید.» آن حضرت حتى براى لحظه اى هم آرامش خود را به موجب شکست بر هم نزد؛ در حالى که اصحاب ایشان از این پیشامد نگران شدند.

 

آرامش توأم با تسلیم

خانه امام باقر علیه السلام مملوّ از جمعیت بود و شیعیان براى دیدار با امام نزد ایشان آمده بودند. صداى گریه برخى از افراد خانواده امام، حاضران را بر آن داشت که بدانند چه اتفاقى افتاده است. پس از مدتى متوجه شدند که یکى از فرزندان امام باقرعلیه السلام به شدت بیمار و در بستر آرمیده است. این موضوع سبب نگرانى خانواده امام شده بود. امام مقدارى از مهمانان خود پذیرایى کرد و پیش آنها نشست. دیرى نگذشت که صداى شیون زنان و کودکان از اندرونى خانه امام به گوش رسید و همه فهمیدند که کودک از دنیا رفته است. امام علیه السلام از جایش برخاست و به اتاق درونى رفت و پس از اندکى با چهره اى گشاده بازگشت و دوباره پیش مهمانان خود نشست. یکى از آنان از امام اجازه گرفت تا سؤالى مطرح کند.

او از امام علیه السلام پرسید: هنگامى که ما صداى شیون و گریه شنیدیم، با خود انگاشتیم که حتماً براى شما از این مصیبت، اندوه و تشویشى زیاد حاصل مى شود؛ اما اکنون شما را با چهره اى گشاده مى بینیم. ما ترسیدیم براى شما اتفاقى بیفتد؛ ولى اکنون شما را گونه اى دیگر یافتیم.

امام باقرعلیه السلام با چهره اى آرام و قلبى مطمئن فرمود: «إِنَّا لَنُحِبُّ أَنْ نُعَافَى فِیمَنْ نُحِبُّ فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ سَلَّمْنَا فِیمَا یُحِبُّ؛) به درستى که ما نیز مى خواهیم آنکه دوستش داریم (فرزندمان)، در سلامت باشد؛ ولى وقتى که [خواست و] امر خدا [در مورد ما] نازل شد، به آنچه او دوست مى دارد، تسلیم مى شویم.»
همان گونه که ملاحظه کردید در آیات و روایات و متون دینى ما از آرامش با تعبیر «سکینه» و «اطمینان» یاد شده است. آرامش و اطمینان قلبى هدیه اى آسمانى است که خدا آن را به مؤمنان ارزانى مى دارد.

امید است با خواندن این مطالب و عمل کردن به آنها ذره ای از روزمرگی زندگی پر تنش شهری رهایی پیدا کیند و یاد خدا شما را به آرامش واقعی نزدیک کند

https://eitaa.com/fatemi5

_______________________________________
منبع : وبلاگ رهپویان قرآن


+ هفت = 16