خانه > منبر > هدایای دهگانه و تهیه آنها قبل از مرگ سبک زندگی قبل از مرگ چهل وظیفه قبل از مرگ روش عاقبت بخیری

هدایای دهگانه و تهیه آنها قبل از مرگ سبک زندگی قبل از مرگ چهل وظیفه قبل از مرگ روش عاقبت بخیری

هدایای دهگانه و تهیه آنها قبل از مرگ سبک زندگی قبل از مرگ چهل وظیفه قبل از مرگ روش عاقبت بخیری هدایای دهگانه و تهیه آنها قبل از مرگ أمّا هدیّة عزرائیل فأربعة أشیاء: و هدیّة القبر أربعة أشیاء: و هدیّة منکر و نکیر أربعة أشیاء: و هدیّة المیزان أربعة أشیاء: و هدیّة الصراط أربعة أشیاء: و هدیة مالک أربعة أشیاء: و هدیّة رضوان أربعة أشیاء: و هدیّة النبیّ صلّى اللّه علیه و اله أربعة أشیاء: و هدیّة جبرئیل أربعة أشیاء: و هدیة اللّه تعالى أربعة أشیاء:

ترجمه ی حدیث همراه با ذکر آیات و روایات مربوطه ۱) عزرائیل ۲) قبر ۳) نکیر و منکر ۴) میزان ۵) پل صراط ۶) دربان دوزخ ۷) دربان بهشت ۸) پیغمبر «صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» ۹) جبرئیل ۱۰) و خداوند متعال؛ براى عزرائیل چهار چیز: ۱) رضایت حقداران، ۲) قضاى نمازها، ۳) اشتیاق به خدا، ۴) و آرزوى مرگ؛ براى خداوند متعال هم چهار چیز: ۵) ترک سخن‏چینى، ۱) استبراى از بول، ( و رعایت طهارت و پاکی) ۲) تلاوت قرآن، ۳) و نماز شب؛ براى نکیر و منکر هم چهار چیز: ۱) راستگویى، ۲) ترک غیبت، ۳) حقگویى، ۴) و فروتنى براى همه؛ براى میزان نیز چهار چیز: براى صراط هم چهار چیز: براى دربان دوزخ هم چهار چیز: براى دربان بهشت نیز چهار چیز: براى پیغمبر «صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» هم چهار چیز: جبرئیل هم چهار چیز: براى قبر هم چهار چیز:

هدایای  دهگانه و تهیه آنها قبل از مرگ

سبک زندگی قبل از مرگ

چهل وظیفه قبل از مرگ

روش عاقبت بخیری

جاء رجل إلى النبیّ صلّى اللّه علیه و اله فقال له: أتأذن لی أن أتمنّى الموت،

فقال صلّى اللّه علیه و آله: الموت شی‏ء لا بدّ منه و سفر طویل ینبغی لمن أراده أن یرفع عشر هدایا،

فقال: و ما هی؟

قال صلّى اللّه علیه و آله:

۱)       هدیّة عزرائیل،

۲)        و هدیّة القبر،

۳)       و هدیّة منکر و نکیر،

۴)        و هدیّة المیزان،

۵)        و هدیّة الصراط،

۶)        و هدیّة مالک  ،

۷)        و هدیّة رضوان  ،

۸)       و هدیّة النبیّ صلّى اللّه علیه و اله،

۹)       و هدیّة جبرئیل،

۱۰)    و هدیّة اللّه تعالى.

 

أمّا هدیّة عزرائیل فأربعة أشیاء:

۱)       رضاء الخصماء،

۲)       و قضاء الفوائت،

۳)       و الشوق إلى اللّه،

۴)       و التمنّی للموت

 

و هدیّة القبر أربعة أشیاء:

۱)       ترک النمیمة،

۲)       و استبراؤه من البول،

۳)       و قراءة القرآن،

۴)       و صلاة اللیل

 

و هدیّة منکر و نکیر أربعة أشیاء:

۱)       صدق اللسان،

۲)        و ترک الغیبة،

۳)        و قول الحقّ،

۴)        و التواضع لکلّ أحد «۶».

 

و هدیّة المیزان أربعة أشیاء:

۱)       کظم الغیظ،

۲)        و ورع صادق،

۳)       و المشی إلى الجماعات،

۴)        و التداعی   إلى المغفرات.

 

و هدیّة الصراط أربعة أشیاء:

۱)       إخلاص العمل،

۲)       و حسن الخلق،

۳)        و کثرة ذکر اللّه،

۴)       و احتمال الأذى  .

 

  و هدیة مالک أربعة أشیاء:

۱)       البکاء من خشیة اللّه،

۲)       و صدقة السر،

۳)       و ترک المعاصی،

۴)       و برّ الوالدین.

 

و هدیّة رضوان أربعة أشیاء:

۱)       الصبر على المکاره،

۲)        و الشکر على نعمه،

۳)       و إنفاق المال فی طاعته،

۴)        و حفظ الأمانة فی الوقف.

 

و هدیّة النبیّ صلّى اللّه علیه و اله أربعة أشیاء:

۱)       محبّته،

۲)        و الإقتداء بسنّته،

۳)       و محبّة أهل بیته،

۴)        و حفظ اللسان عن الفحشاء.

 

و هدیّة جبرئیل أربعة أشیاء:

۱)       قلّة الأکل،

۲)       و قلّة النوم،

۳)       و مداومة الحمد،

۴)       و قلّة الکلام.

 

و هدیة اللّه تعالى أربعة أشیاء:

۱)       الأمر بالمعروف،

۲)        و النهی عن المنکر

۳)        و النصیحة للخلق،

۴)       و الرحمة على کلّ أحد.[۱]

 

 ترجمه ی حدیث همراه با ذکر آیات و روایات  مربوطه

مردى خدمت پیغمبر «صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» رسیده عرض کرد: اجازه مى‏فرمایید من آرزوى مرگ کنم؟

فرمود: مرگ چاره ندارد اما مسافرت درازى است که هر کس خواست برود باید ده تحفه با خود ببرد،

پرسید:چه تحفه‏اى؟

مقصد  کادوها :

این حدیث دو بخش است یک بخش مقصد کادوها و بخش دوم محتوای کادوها

فرمود براى:

۱)       عزرائیل

۲)        قبر

۳)        نکیر و منکر

۴)        میزان

۵)        پل صراط

۶)        دربان دوزخ

۷)        دربان بهشت

۸)        پیغمبر «صلّى اللّه علیه و آله و سلّم»

۹)       جبرئیل

۱۰)    و خداوند متعال؛

 

براى عزرائیل چهار چیز:

۱)       رضایت حقداران،

امام على «ع»- از سخنان آن امام در بصره، هنگام عیادت علاء بن زیاد حارثى که از اصحاب او بود، و دیدن سراى بزرگ وى: خانه به این بزرگى را در این دنیا براى چه مى‏خواهى، در صورتى که در آخرت بیشتر به آن نیاز دارى؟ لیکن مى‏توانى- در صورتى که بخواهى- با این سرا، سراى آخرت را به دست آورى، یعنى در آن از مهمانان پذیرایى کنى، و به صله ارحام بپردازى، و حقوق حق‏داران را به دست آنان برسانى؛ که در این صورت از این خانه به خانه آخرت    خواهى رسید. [۲]

انعام : ۱۴۱ وَ آتُوا حَقَّهُ یَوْمَ حَصادِهِ، وَ لا تُسْرِفُوا، إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِین‏

و در روز برداشت (محصول)، حقّ آن را (به حق‏داران) بدهید؛ و اسراف مکنید که خدا مسرفان را دوست نمى‏دارد*

الروم : ۳۸   فَآتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ ذلِکَ خَیْرٌ لِلَّذینَ یُریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ

پس حقّ خویشاوند و فقیر و در راه مانده را بده (به خویشاوند خود نفقه را و به خویشاوند معصوم پیامبر انفال و اخماس را، و به فقیر زکات را، و به وامانده در راه زکات و خمس را بده)، این (انفاق) براى کسانى که رضاى خدا را مى‏طلبند بهتر است و آنهایند که رستگارند.

 

الإسراء : ۲۶   وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیراً

و حقّ خویشاوند (حق خویشان خود و حق خویشان پیامبرت) و حق فقیر و وامانده در راه را بپرداز، و هیچ نوع اسراف و ریخت و پاش (که صرف مال در راه حرام و تجاوز از حد در حلال است) مکن

۲)        قضاى نمازها،

 

ابو عبد الله صادق (ع) گفت: اگر نافله روزانه‏ات قضا شد، روز بعد، قضاى آن را بخوان، و اگر نافله شبانه‏ات قضا شد، شب بعد، قضاى آن‏

را بخوان. من گفتم: آیا در یک شب، دو نماز وتر بخوانم؟ ابو عبد اللَّه گفت: آرى.نماز وتر به همان صورت اصلى قضا مى‏شود.[۳]

ابو جعفر باقر (ع) گفت: اگر در اثر فراموشى از نماز، یا نماز بى‏وضو خواندن، چند نماز قضا بر عهده‏ات باشد، به اولین نماز قضا بپرداز. ابتدا،

أذان و إقامه بگو و اولین نماز قضا را بخوان، و بعد از آن به ترتیب، هر نمازى را با یک اقامه قضا کن. ابو جعفر باقر گفت: اگر نماز ظهرت را خواندى و به یاد آوردى که نماز صبحت قضا شده، هر لحظه‏اى که یادت آمد، نماز صبح را قضا کن، گرچه بعد از نماز عصرت بیاد آید. این یک قانون است که هر گاه به یاد نماز قضا افتادى، همان لحظه به اداى آن بپردازى.[۴]

 

 

3)        اشتیاق به خدا،

حضرت صادق (ع) فرمود: کسى که اشتیاق به لقاى پروردگار متعال دارد: اشتهاى طعام و غذا نداشته، و از مشروبات لذیذ استفاده نخواهد برد.

او هرگز با طیب خاطر استراحت و خواب نکرده، و با کسى انس و گرمى پیدا نکرده، و منزل و خانه‏اى براى خود اختیار ننموده، و در میان آبادى سکنى نخواهد گرفت. او پوشاک نرم و لطیف در بر نگرفته، و در یک حال برقرار و اطمینان پیدا نکرده، و شب و روز مشغول عبادت و بندگى شده، و تمام نظر و فکر و هدفش رسیدن به مطلوب و آنچه مورد اشتیاق اوست خواهد بود. اودر همه حال با زبان و سخنان داغ و گرمى که از قلب آرزومند او جلوه مى‏کند، با خداى محبوب خود مناجات و راز و نیاز مى‏کند. چنان که حضرت موسى (ع) هنگام میعاد عرض نمود: پروردگارا من شتاب و عجله فراوان از خود براى لقاى او نشان دادم تا خوشنودى تو را دریابم‏[۵]

 

4)        و آرزوى مرگ؛

قُلْ یا أَیُّهَا- الَّذِینَ هادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ  وَ لا یَتَمَنَّوْنَهُ أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِالظَّالِمِینَ- [۶]

بگو اى یهودان اگر شما فقط خود را دوست خدا میدانید و دیگران را شایسته این مقام نمیدانید و راستى دوست خدائید آرزوى مرگ نمائید و با آنکه هیچ گاه بر اثر کارهاى‏زشت خود چنین آرزو نخواهند کرد و خدا داناى بحال ستمگرانست.

 

 

 براى قبر هم چهار چیز:

۵)       ترک سخن‏ چینى،

عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ لَا یَدْخُلُ الْجَنَّةَ سَفَّاکُ الدَّمِ وَ لَا مُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ لَا مَشَّاءٌ بِنَمِیم

امام زین العابدین علیه السّلام، و آن حضرت از پدر گرامیشان امام حسین علیه السّلام روایت کرده‏اند که امیر مؤمنان على علیه السّلام فرمود: بهشت بر سه کس حرام است: سخن چین، و قاتل و میخواره‏

 ‏

جدم رسول خدا (ص) گفت: آیا مردم بد گوهر را به شما معرفى نمایم؟ گفتند: آرى اى رسول خدا. رسول خدا گفت: آنان که در راه خبر چینى گام مى‏زنند و دوستان جانى را از هم جدا مى‏سازند و براى پاکان عیب و عار مى‏تراشند، مردمانى بد گوهرند.

هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِیمٍ- قلم، آیه ۱۲ آن که سخت عیبجو و بدگو و گام‏بردارنده به سخن‏چینى است. [۷]

علی علیه السلام فرمود: هر کس تن به سستى دهد، حقوق را پایمال کند، و هر کس سخن چین را پیروى کند دوستى را به نابودى کشاند.[۸]

 

1)        استبراى از بول، ( و رعایت طهارت و پاکی)

پیغمبر- صلّى اللّه علیه و آله و سلّم- از قبرستان بقیع عبور مى‏کرد، بر سر قبرى ایستاد و فرمود: هم اکنون او را نشاندند و سؤالاتى از او کردند، به آن خدایى که مرا به راستى نبوت داد، گرزى آتشین بر او نواختند که شعله‏ى آن از قلبش زبانه کشید، سپس بر سر قبر دیگرى ایستاد و همان سخن را تکرار کرد و فرمود: اگر نه این بود که دلهاى شما از جا کنده مى‏شود از خدا مى‏خواستم صداى این عذابها را به گوشتان برساند، چنان که به گوش من مى‏رسد.

گفتند: یا رسول اللّه عمل اینها چه بوده؟

فرمود: یکى سخن‏ چین بود، و دیگرى استبراء از بول نمى‏کرد (یعنى آلودگى داشت).[۹]

 

2)       تلاوت قرآن،

فرمود: مروّت در شش چیز است سه چیز در سفر و سه چیز در حضر. پس آنچه در حضر است عبارتند از ۱- تلاوت قرآن ۲- مساجد را معمور کردن یعنى زیاد در مساجد رفتن و نماز خواندن ۳- برادران دینى براى خود اختیار کردن که در امور دینى از آنها استمداد و کمک بگیرد و اما آنچه در سفر است عبارتند از: ۱- آن توشه و خوراکى که همراه دارد در موقع خوردن به دیگران هم بدهد. ۲- با همراهان و رفیقان با اخلاق نیکو رفتار کند. ۳- معاشرت و مصاحبتش با آنهابه خوبى باشد و رفیقان را از خود منزجر نکند.[۱۰]

 

مردم در مسجد سه دسته بودند یک دسته به نماز مشغول بودند و یک دسته تلاوت قرآن کریم مى‏نمودند و دسته سوّم به درس گفتن و یاد گرفتن علوم دینى مشغول بودند. امّا اکنون چنین شده که در مسجد یک دسته مشغول معامله و بیع و شراء هستند. دسته‏اى به غیبت مسلمین پرداخته و دسته دیگر مشغول گفت و شنود و مخاصمه و ردّ بدل گفتار باطل با یک دیگر مى‏باشند.[۱۱]

تلاوت قرآن در نماز بهتر از تلاوت قرآن در غیر نماز است و ذکر خدا بهتر از صدقه است و صدقه بهتر از روزه است و روزه کار خوبى است. سپس پیامبر صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: هیچ گفتارى بدون کردار و هیچ کردارى بدون نیّت، ثمره بخش نیست و هیچ گفتار و کردار و نیّتى پذیرفته نیست مگر با درست بودن راه و روش [یعنى مقرّرات دینى‏].[۱۲]

وَ أَنْ أَتْلُوَا الْقُرْآنَ فَمَنِ اهْتَدى‏ فَإِنَّما یَهْتَدی لِنَفْسِهِ وَ مَنْ ضَلَّ فَقُلْ إِنَّما أَنَا مِنَ الْمُنْذِرینَ [۱۳]

و اینکه این قرآن را (براى مردم) تلاوت کنم، پس هر که راه یافت جز این نیست که به سود خود راه یافته، و هر که گمراه شد بگو: من فقط از انذارکنندگانم (و هدایت واقعى به دست من نیست).

المزمل : ۴   أَوْ زِدْ عَلَیْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتیلاً

یا بر نصف بیفزاى (دو سوم آن را)، و قرآن را با ترتیل (شمرده و آرام و با ترتیب) تلاوت کن‏

از امام صادق علیه السّلام روایت کرده است که فرمود: هر کس قرآن را از رو بخواند، از چشم خویش بهره‏مند خواهد شد و عذاب پدر و مادر او را تخفیف مى‏دهند اگر چه کافر باشند.[۱۴]

رَفَعَهُ إِلَى النَّبِیِّ ص قَالَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ أَشَدَّ عَلَى الشَّیْطَانِ مِنْ قِرَاءَةِ الْمُصْحَفِ نَظَرا

هیچ چیزى بر شیطان دشوارتر از تلاوت قرآن از روى آن نیست.

 

3)        و نماز شب؛

خداى تعالى میفرماید: «کانُوا قَلِیلًا مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ  وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» [۱۵]

و اندکى از شب را میخوابیدند و ایشان در سحرها طلب آمرزش میکردند و فرموده است «تَتَجافى‏ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ یَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ یُنْفِقُونَ»-  جمعه – ۱۶ پهلوهایشان شب‏ها از خوابگاه برمى‏خیزد خداى را میخوانند در حالت ترس و امیدوارى و از آنچه بآنان روزى دادیم انفاق میکنند. و نیز خداى سبحان میفرماید: «أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّیْلِ ساجِداً وَ قائِماً یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَ یَرْجُوا رَحْمَةَ رَبِّهِ» -  زمر – ۱۲ کسى که شب زنده‏دار است دلهاى شب در حالت سجود و قیام است و از آخرت بیم دارد و امیدوار رحمت خداست.و خداى تعالى فرمود: وَ الَّذِینَ یَبِیتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِیاماً» -  فرقان – ۶۵

و آنان که شب را بروز آوردند براى پروردگارشان در حال سجود و نیز فرموده است «وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ عَسى‏ أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً» -  [۱۶]

پس قسمتى از شب را بیدار باش بواسطه‏ى خواندن نافله براى خودت شاید پروردگارت ترا براى مقام ارجمندى برانگیزاند.

 

 براى نکیر و منکر هم چهار چیز:

۱)       راستگویى،

راستگوئى درجه‏اى است که همتاى پیامبریست و سرچشمه‏ى جوانمردى و سبب رفاقت با پیامبرانست در بهشت چنان که خداى تعالى مى‏فرماید «فَأُولئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَ الصِّدِّیقِینَ وَ الشُّهَداءِ وَ الصَّالِحِینَ وَ حَسُنَ أُولئِکَ رَفِیقا

پس باید دانست که راستگویى ریشه زیرکى است، و فراست درست نخستین (مسأله‏اى است) که بدون معارضه در ذهن مؤمن خطور مى‏کند، و اگر معارضى پس از آن پیدا شود؛ از وسوسه‏هاى نفس است و در باره این آیه:[۱۷]

أَ وَ مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً یَمْشِی بِهِ فِی النَّاسِ [۱۸]

آیا کسى که مرده بود و او را با نورى زنده کردیم که با آن در میان مردم عمل نماید.آمده که مراد از «میتا» مرده روح و ذهن است که خداوند او را به نور ایمان و زیرکى زنده مى‏کند.

امام صادق (ع) فرمود: مردم را به نیکى دعوت کنید به غیر زبانتان (یعنى با عمل و کردارتان) تا این که آنان کوشش در عبادت، و راستگویى و پرهیزکارى را از شما ببینند.[۱۹]

 

 

2)        ترک غیبت،

از پیغمبر (ص) که ترک غیبت خوبتر است نزد خدا از ده هزار رکعت نماز نافله، [۲۰]

وَ قَالَ ص أَمْسِکْ لِسَانَکَ فَإِنَّهَا صَدَقَةٌ تَصَدَّقُ بِلِسَانِک

و فرمود: زبانت را نگهدار که صدقه آنست،

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کَثیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتاً فَکَرِهْتُمُوهُ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحیمٌ [۲۱]

اى کسانى که ایمان آورده‏اید، از گمان‏ها جدّا بپرهیزید، زیرا که (پیروى) برخى از گمان‏ها (گمان بدى که مخالف واقع باشد) گناه است و (چون معلوم نیست پس باید از همه پرهیز نمود و از عیوب و اسرار دیگران) تجسس و کاوش نکنید و از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکى از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟

۳)       حقگویى،

حضرت باقر علیه السلام فرمود: سه چیز درجات انسانى را بالا میبرد، سه چیز گناهان را مى‏پوشاند، سه چیز باعث هلاکت انسان است، سه چیز نجات دهنده است اما بالا برنده درجات: ۱- سلام آشکار و گرم نمودن ۲- گرسنه‏ها را سیر کردن ۳- در دل شب که مردم در خوابند نماز شب خواندن. اما پوشاننده گناه ۱- وضو کامل گرفتن در هواى سرد ۲ شب و روز در فکر نماز بودن ۳ مرتب در جماعت شرکت کردن اما آن سه چیز که هلاکت و بدبختى انسان در آنها است. ۱- بخیل بودن و خوددارى از انفاق و حریص بودن ۲- دنبال هواى نفس رفتن. ۳- خودبینى و خود پسندى اما نجات دهنده انسان ۱- ترس از خدا در نهان و آشکار ۲- میان روى در زندگى در حال ثروت و تهیدستى ۳- عدل و دادگرى هنگام خوشنودى و هنگام خشم در کتاب محاسن هم چنین نقل شده      [۲۲]

سفیان بن نجیح گوید: از امام باقر علیه السّلام شنیدم فرمود: سلیمان بن داود علیهما السّلام گفتند: به ما داده شده آنچه را که به مردم داده‏اند و یا نداده‏اند، و به ما تعلیم کردند آنچه را که مردم مى‏دانند و یا نمى‏دانند.

ما در میان همه این معلومات که خداوند به ما داده بهتر از این نیافتیم که باید از خداوند در حضور و غیبت ترسید، در فقر و توانگرى باید میانه‏رو بود، در هنگام خشم و خوشنودى باید از گفتن حق عدول نکنند، و در هر حال باید به خداوند تضرع نمایند[۲۳]

۴)       و فروتنى براى همه؛

فروتنی در برابر خداوند

خداى تعالى در قرآن فرماید: «قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ  الَّذِینَ هُمْ فِی صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ» [۲۴]- مسلم رستگار شدند مؤمنان آنان که در نماز ترسان و خاضعن

فروتنی در برابر مردم

خداى تعالى میفرماید: «وَ عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»   [۲۵] و بندگان خاص خدا آنان که روى زمین با تواضع و فروتنى راه میروند و هر گاه با نادانان روبروشوند بآنان سلام گویند یعنى مردمانى خاضع و فروتن باشند

 

یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکافِرین‏[۲۶]

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانى نمى‏رساند؛ خداوند جمعیّتى را مى‏آورد که آنها را دوست دارد و آنان(نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛

آنها در راه خدا جهاد مى‏کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگرى هراسى ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد(و شایسته ببیند) مى‏دهد؛ و(فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست‏

 

حضرت موسى بن جعفر (ع) بر مرد سیاه چهره و بدمنظرى گذر کرد، بر وى سلام نمود و کنارش نشست، مدتى با او سخن گفت، سپس آمادگى خود را در قضاء حوائجش اعلام فرمود. بعضى که ناظر جریان بودند عرض کردند یا ابن رسول اللَّه، آیا با چنین شخصى مى‏نشینى و از حوائج او سؤال میکنى؟ حضرت در جواب فرمود این مرد سیاه چهره بنده‏ایست از بندگان خدا و برادرى است بحکم کتاب خدا، همسایه ایست با ما در بلاد خدا، حضرت آدم بهترین پدران، و آئین اسلام بهترین ادیان، ما و او را بهم ربط داده است.[۲۷]

 

 

 براى میزان نیز چهار چیز:

۱)       فرو خوردن خشم،

۲)       تقواى راستین،

۳)       رفتن به جماعتها،

۴)        و دعوت مردم به کارهاى خیر؛

 براى صراط هم چهار چیز:

۱)       اخلاص،

۲)        خوش خوئى،

۳)       ذکر زیاد،

۴)       و تحمل آزار دیگران؛

 

براى دربان دوزخ هم چهار چیز:

۱)       گریه از ترس خدا،

۲)        صدقه‏ى مخفى،

۳)       ترک گناه،

۴)       و خوشرفتارى با پدر و مادر؛

 

 براى دربان بهشت نیز چهار چیز:

۱)       صبر در ناملایمات،

۲)        شکر نعمت،

۳)       صرف مال در راه خدا،

۴)        و رعایت امانت در مال وقف؛

 براى پیغمبر «صلّى اللّه علیه و آله و سلّم» هم چهار چیز:

۱)       دوستى آنجناب،

۲)       پیروى از سنت او،

۳)        محبت اهلبیتش،

۴)        و عفت زبان؛ براى‏

 

جبرئیل هم چهار چیز:

۱)       کم خورى،

۲)       کم خوابى

۳)       و مداومت بر شکر

۴)       (چهارمین سقط شده)؛کم کردن کلام

 

براى خداوند متعال هم چهار چیز:

۱)       امر به معروف،

۲)        نهى از منکر،

۳)       خیرخواهى براى مردم،

۴)        و مهربانى با همه.

 

[1] - تحریر المواعظ العددیة         ۵۰۸    الفصل الأول مما روته العامة و الخاصة عن النبی صلى الله علیه و اله

[۲] - الحیاة با ترجمه احمد آرام    ج‏۳    ۲۰۷    ح

[۳] - الکافی    ج‏۳    ۴۵۱    باب تقدیم النوافل و تأخیرها و قضائها و صلاة الضحى

[۴] - . گزیده کافى    ج‏۲    ۲۰۲

[۵] - مصباح الشریعة

[۶] - سوره جمعه  – ۶ -۷

[۷] - الکافی    ج‏۲    ۳۶۹    باب النمیمة بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏۷۲    ۲۶۵    باب ۶۷ النمیمة و السعایة

[۸] - نهج البلاغة-ترجمه دشتى         ۶۸۱    زشتى سستى و سخن چینى -حکمت

[۹] - مواعظ العددیه     فصل دوم احادیث سنیان از پیغمبر«صلى الله علیه و آله و سلم»

[۱۰] - ارشاد القلوب-ترجمه طباطبایى         ۳۰۹    باب هجدهم در وصیت لقمان به فرزندش‏

[۱۱] - إرشاد القلوب إلى الصواب    ج‏۱    ۷۷    الباب الثامن عشر وصایا و حکم بلیغة

[۱۲] - تحف العقول عن آل الرسول ص         ۴۳    و روی عنه ص فی قصار هذه المعانی

[۱۳] - النمل : ۹۲

[۱۴] - ثواب الأعمال و عقاب الأعمال         ۱۰۲    ثواب من قرأ القرآن نظرا

[۱۵] - ذاریات – ۱۷

[۱۶] - اسرا ء – ۸۱

[۱۷] - ارشاد القلوب-

[۱۸] - انعام – ۱۲۲

[۱۹] - تفصیل وسائل الشیعة إلى تحصیل مسائل الشریعة    ج‏۱۲    ۱۶۲    ۱۰۸ باب وجوب الصدق

[۲۰] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏۷۲    ۲۶۱    باب ۶۶ الغیبة

[۲۱] - الحجرات : ۱۲

[۲۲] - بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏۶۷    ۵    باب ۴۱ المنجیات و المهلکات

[۲۳] - خصال ج ۱ ص ۴۱

بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار    ج‏۶۶    ۳۷۶    باب ۳۸ جوامع المکارم و آفاتها و ما یوجب الفلاح و الهدى

[۲۴] - مومنون – ۲

[۲۵] - فرقان -۶۲

[۲۶] - المائده (آیه ۵۴)

 


2 × = دوازده