خانه > مناسبتی > نقش افراد و گروه‌های در قیام ۹ دی-بصیرت در آیات و روایات-آثار بصیرت درقرآن

نقش افراد و گروه‌های در قیام ۹ دی-بصیرت در آیات و روایات-آثار بصیرت درقرآن

نقش افراد و گروه‌های مختلف در شکل‌گیری قیام ۹ دی،بصیرت در آیات و روایات،آثار بصیرت در قرآن

۹دی تجلی بصیرت

بسم الله الرحمن الرحیم

۹ دی تجلی بصیرت

** استاد انجوی نژاد**

 

چند نکته راجع به امروز (۹ دی‌ماه) خدمتتان عرض میکنم و الحمدلله رب العالمین خیلی به آن می پردازند. ان‌شاءالله خداوند تبارک و تعالی این روزی را که برای همه ما، روز شادی بود و روزی بود که احساس عزت و غرور حسینی کردیم و خوشحال شدیم نوکر کسی هستیم که می تواند بدون هیچ برنامه ای در کوچه و خیابان اینطوری مردم را بجوشاند.

هنوزم که من و شما می نشینیم فکر می کنیم، به این نتیجه می رسیم چه شد که ملت آمدند؟! حداقل یک پیامکی قبلش می دادند، یک بیانه ای در تلویزیون خوانده می شد، یک دفعه مردم بگویند برویم، برویم. بعد ببینند همه آمده اند!

»» مطلب اول بحث ارتباط تنگاتنگ بصیرت و توسل است. و این خیلی ضعف است که یک عده ای به بهانه بصیرت، زیرآب هیئت را می زنند. یعنی می گویند بصیرت یعنی بی خیال این چیزها. مشتتان را به دهن دشمن بزنید. بصیرت یعنی فقط مکتب‌های سیاسی جهان اسلام را بخوان! بصیرت یعنی صبح تا شب با اسلحه لب مرز بایست و بگو می خواهم به غزه و لبنان بروم و نمی شود! چهار سال پشت مرز بایست، آخر هم نه اینجا رفتی و نه آنجا.

من ندیدم کسی که فریاد عدالت و بصیرت بزند و ارتباطش را با امام حسین(ع) قطع کند و بماند. نمی شود دیگر! از این طرف دیدم کسی که ظاهراً ارتباطش را با امام حسین(ع) دارد، اما بصیرت ندارد. از این طرف هم هست!

یعنی این که شما از امام حسین(ع) و هیئت و توسل فاصله بگیری، قطعاً بی بصیرت می شوی. ولی اینکه در هیئت امام حسین(ع) باشی، صد در صد با بصیرت نمی شوی! باید دنبالش بروی، مطالعه اش را داشته باشی، آن هیئت و تشکیلات باید بصیرت لازم را به تو بدهد، باید به اینجا برسی. ولی آنطرف داستان قدر متقین است. یعنی کسی که از تشکیلات، توسل و امام حسین(ع) فاصله بگیرد و بگوید میخواهم بصیرت داشته باشم. یعنی قدر متقین است که نمی تواند در جبهه انقلاب، بصیرت و جهاد کار بکند.

بنده غیر متوسلی به امام حسین(ع) را ندیده ام که بتواند خوب بجنگد! اگر بوده چهار نفر از بچه های دفاع مقدس بیایند و بگویند این به امام حسین(ع)توسل نداشت، اما خوب می جنگید.

یک جنگ هم الان داریم، اسمش جنگ نرم است. در جنگ سرد و سخت ندیدم، حتماً در جنگ نرمش هم نمی شود دید. یعنی آنجا که همه مجبورند برای دفاع از دین بجنگند، نجنگی تو را می کشند، نمی توانی بروی  درخانه ات پنهان بشوی، ندیدم کسی غیر امام حسینی بجنگد.

لذا وقتی ۹ دی این اتفاق می افتد، می بینیم که سمینارها و دوره های بصیرت افزایی جواب نداد، امام حسین(ع) جواب داد.
وقتی مقام معظم رهبری(مد ظله)  ۷سال پیش می فرمایند: تنها راه مقابله با شبیخون فرهنگی هیئات مذهبی است، یعنی توسل به امام حسین(ع) باید جزء ملزومات کسانی باشد که فریادهای بصیرت و عدالت می زنند. اما می بینیم خیلی از کسانی که الان فریاد بصیرت و عدالت می زنند، با اباعبدالله(ع) و توسل فاصله گرفته اند و دیگر نمی توانند خودشان را در آن سنگر حفظ کنند.

»» مطلب دوم این است که از ب بسم الله، نباید حتی یک قدم با دشمن همراهی کنیم.
سیستم جهانی اسلام باید این باشد: “یا ایها الکافرون لا اعبد ما تعبدون و لا انتم عابدون ما اعبد”.
هدف وسیله را توجیه می کند، شعار مجاهدین خلق در اول انقلاب بود. الان به کجا رسیده اند؟!

وقتی توجیه کردند:
۱- اولین قدم هایشان را با مارکسیست‌ها برداشتند.
الان ما و چریک های فدایی دشمن مشترک داریم، آن هم اصلاحات در نظام جمهوریِ اسلامی است. یعنی سال ۶۰ نمی گفتند که باید امام(ره) را کشت، می گفتند مملکت نیاز به اصلاحات دارد. فعلاً با این ها الله اکبر می گوییم.
۲- بعد گفتند چون تلویزیون جمهوری اسلامی پخش نمی کند، مجبوریم با BBC مصاحبه کنیم.
۳- همراهی با اسلحه و جنگ در خیابان
۴- ترور
۵- فرار
۶- عراق
۷- صدام
۸- الان اسرائیل و مأموریت توی اسرائیل
اگر قدم اول را با دشمن برداشتی، تا آخرش باید بروی.
در تفسیر سوره حضرت محمد(ص) عرض کردم، اگر می خواهید مخالفت کنید و می گویید تریبون ندارم، با دست بنویس، فتوکپی بزن و در جامعه پخش کن. اثرش بیشتر از این است که تریبونت را به دست BBC بدهی!!

روزی که من و شما به این نتیجه برسیم که تریبون آمریکا و انگلیس از تریبون ما راست تر می گوید، باید تا آخرش با آن ها برویم. یعنی شما نمی توانی بگویی من فقط با یک قسمتش مشکل پیدا می کنم و در این قسمتِ مشکلم با BBC همراهی می کنم، نه! باید امام حسین(ع) را بفروشی. یعنی تو باید بروی.

این ریزشی که در قضیه فتنه انجام شد مال این بود. گروه اول گفتن ما که این را نگفته ایم. گروه دوم، سوم، چهارم …. ظهر عاشورای ۸۸ ریزش اصلی انجام شد. گفتند ما که نگفتیم ظهر عاشورا می آییم کف می زنیم، ما گفتیم احمدی نژاد دنبال کارش برود! این را که نگفته بودیم!

ما به آن ها گفتیم اگر قدم اول را با دشمن برداری، باید تا آخرش بروی. اگر ما بگوییم شما تحریم ها را بگذارید، ما برنامه های هسته ای را تعلیق می کنیم، کفایت می کند؟
حالا قدم دوم: تکلیفت را با قضیه سلمان رشدی و فتوای امام مشخص کن!
قدم سوم: چرا شما حقوق همجنس گراها را به رسمیت نمی شناسید؟!
قدم چهارم: تا آخرش باید بروید.

من بابت این جمله مطمئن نیستم. متاسفانه فیلتر بود، من هم فیلترشکن استفاده نمی کنم. ولی می خواستم ببینم واقعاً آقای دکتر چنین حرفی زده یا نه؟ ولی وقتی می بینم دکتری که به ما عرفان درس میداد، با دشمن همراه شده، امروز مجبور شده از حقوق همجنس بازها دفاع کند. واقعاً گفته؟!

وقتی با دشمن همراهی می کنی، باید تا آخرش بروی، دیگر مجبور می شوی. باید تکلیف خودت را با نظام دموکراسی مشخص کنی. در نظام دموکراسی باید همرنگ جماعت بشوی. این قانون دموکراسی است!
وقتی خدا را خط زدی، باید همرنگ مردم بشوی. مردم آنجا می گویند همجنس بازی رأی دارد، باید تا آخرش بروی.

پس دومین درس از نهم دیماه: از ملزومات همراهی با دشمن این است که دشمن تا آخرش تو را همراه خودش می برد.
حرث بن ابوالحتوف انصاری و سعد بن ابوالحتوف انصاری تا قبل از حمله به خیمه های کربلا بودند، بعد در آخرین قدم که عاشورای کربلا می شود، ۴،۳ نفر کنار کشیدند. گفتند اینجا را که رفتیم، باید بقیه اش را هم برویم. یعنی تا آخرش را برویم.
ما گفتیم می آییم در سپاه قرار می گیریم تا زن و فرزندمان را اذیت نکنند، نگفتیم به خیمه ها حمله می کنیم. بعد دیدیم یکی یکی داریم جلو می رویم!

وقتی به امام سجاد(ع) عرض کرد: یابن رسول الله(ص) حلال بفرمایید. آقا فرمودند: برای چه؟ گفت: من در قتل اباعبدالله(ع) بودم، ولی هیچ کاری نکردم. آقا فرمودند: “خداوند تبارک و تعالی در دنیا و آخرت تو را لعنت و ذلیل کند.”
گفت آقا من هیچ کاری نکردم، نشستم و نگاه کردم. آقا فرمودند: بودن تو و امثال تو باعث شد این‌ها سیاهی لشکر داشته باشند. تو در سپاه دشمن بوده ای!
پس این است نتیجه همراهی کردن با دشمن.

مخالفی که مخالفی، مگر ما مخالف نیستیم؟ ما هم در بعضی جاها مخالف و در بعضی موافقیم. اگه مخالفی از کانال و تریبونش بگو.
بنده اگر با یک مطلبی در نظام و مجلس مخالف بودم، بهانه خوبی است که برم با BBC مصاحبه کنم؟؟!
زمان فاجعه بمب گذاری کانون، که شنبه ی بعدش برایتان گفتم و بایکوت مطلق بودیم و شما هم روی ما فشار می آوردید که چرا اینقدر ما را بایکوت کرده اند -اینجوری هیچکس خبردار نمی شود و خون شهدایمان دارد هدر می رود – چندین بار BBC  با ما تماس گرفت، فحش دادیم و قطع کردیم و گفتیم شما این وسط چه کاره اید؟؟ به شما ربطی ندارد!!

برادرها و خواهرها! در اعتراضات، صفتان را از دشمن جدا کنید، آن وقت اعتراض کنید، کسی بحثی ندارد.
حضرت آقا(حفظه الله) فرمودند: می خواهید اعتراض کنید، اعتراض کنید، کانال دارد.
اگر ایرانی و ایرانی با هم مشکل دارند، باید در ایران حل بشود، حل نمی شود باید یک کار دیگر کرد، نباید به دشمن متوسل شد!

+ امروزه باید چند کار انجام دهیم:
یکی اینکه به بهانه ۹ دی و … غرور کسانیکه آن زمان به اشتباه یک فکری کردند را خدشه دار نکنیم. این وقتی ۹ دی را دید، خودش را کنار کشید، مدام بر سرش نکوبیم.
فیلم و سریالی می خواهید بسازید، هر کاری می خواهید بکنید، بابا این جوان است، غرور دارد، بیاید بگوید من غلط کردم؟؟ چقدر اعتراف کند؟

حدود ۱۳ میلیون نفر به آقای موسوی رأی دادند، اغلبشان نمی دانستند چه خبر است؟! اگر می دانستند بنای این را نمی گذاشتند که در خیابان بریزند و مثل سوریه الان همدیگر را بزنند. این آن را بزند، آن ها، این ها را!

این بنا را نداشتند، با این سیستم اجرایی مخالف بودند. می گفتند اگر این آدم بیاید سیستمش بهتر است. خیلی خوب، می خواهید سریال و فیلم بسازید، راهپیمایی راه بیندازید، سخنران دعوت کنید، راضی نشوید این هایی که فهمیدند اینجوری نبوده، غرورشان بشکند. فهمیده اینجوری نبوده، تمام شد رفت! ما که به آقای احمدی نژاد رأی دادیم، فهمیدیم آنگونه نبود!

اگر دشمن آن فتنه ها و بساط را راه نمی انداخت، ما چهار سال خفه خون نمی گرفتیم. نگذاشتند یک اعتراض مسالمت آمیز برای اصلاحات انجام بشود، ما هم قائل به اصلاحاتیم. دلیل اینکه خیلی از مردم در مقابل چیزهایی که نباید، سکوت می کردند، سکوت کردن فتنه بود. جلوی اصلاحات را هم گرفت.

آقا نه اینطوری بود، نه آنطوری. قرار نیست هر کسی بیاید محکوم بشود. دوباره سخنرانی کنند و در تلویزیون پخش کنند که دیدید فلان کردید؟! دیدید دیدید راه نیندازید، شما دیدی دیدی بکنی، آن ها هم دیدی دیدی می کنند!!
بگذارید بگذرد، ما الان به آرامش نیاز داریم.

۱۳ میلیون جمعیت کمی نیست، این تعداد یک رأی دیگر داده اند. ۳۰- ۳۵ میلیون دیگر هم یک رأی دیگری داده اند. ما با اقلیتی که بخواهیم بکوبیمش طرف نیستیم. با یک اکثریت نسبی طرفیم که رأی نیاورد. به انتخابات اخیر نیکاراگوئهنگاه کنید، ۵۱ به ۴۹ رای آورد، نه درگیری، نه بحثی!

امروز سه، چهار سال از آن داستان گذشته، هنوز می بینیم در دانشگاه، روی منبر دارند می کوبند. این بدبخت را رها کنید!! چرا در این جماعت آلرژی ایجاد می کنید؟!

یک رأی داده، یا درست داده یا اشتباه. رأی به موسوی درست بوده یا نبوده، روش بعد از انتخابات این آدم قبول ندارد. به قول حضرت آقا(حفظه الله) لشکرکشی خیابانی را قبول ندارد.

مگر همان اول از ۱۳ میلیون چند نفر در خیابان آمدند؟ ده درصدشان هم در خیابون نیامدند. روش را قبول ندارد، تمام شد.
مگر نمی بینی به خیابان نیامد، مگر ندیدی آن زمان هم نیامد، بزرگ ترین تجمعات شیراز ما مگر چند نفر بود؟ آقای موسوی در شیراز سیصد هزار رأی آورد، از این سیصد هزار چقدر تجمع داشتیم؟!!! نیامد دیگر. روش را قبول ندارد، درست یا غلط!

سوء استفاده ای که منافقان از موج احساساتی که به غلط، به یک دروغ بزرگ تحریک شد و با شعار مبارزه با دروغ، بزرگ ترین دروغ را آقای موسوی به خورد مردم داد، این تحریک ایجاد شد. همان زمان هم قبول نداشت، روز بعد از انتخابات قبول نداشت. نیامد، گفت بگذار زندگی‌مان را بکنیم. رأی آورد، آورد. نیاورد هم نیاورد!

دقت کنیم که قرار نیست بقیه را تحریک کنیم. برادران و خواهرانمان بودند که یک درصدی اشتباه کردند، ما هم یک درصدی اشتباه کردیم. انتخابات بعدی هم باز ممکن است بنده اشتباه کنم، او هم اشتباه کند.

سالگرد می گیریم که به مردم بگوییم بصیرتتان را مدیون امام حسین(ع) هستید. به مردم بگوییم فتنه گردن منافق است، نه اینکه سالگرد بگیریم و این جماعت را بکوبیم!

البته دیدیم بعضی ها دوباره دارند تحریک می کنند. به نظر من این ها دارند در پازل دشمن قدم می زنند.
به نظر من امروز ۹ دی تمام شد، یادمان باشد بعد از این داستان اگر بساطی بشود، امتحانی باشد، فتنه ای باشد، حتما روش، مسیر، رنگ و نوعش فرق خواهد کرد.

کسی نمی تواند امروز علَمی را تحت عنوان جنبش سبز بلند کند. اگر منتظر آن هستید، در اشتباهید. نام، روش و رنگش فرق خواهد کرد. فتنه همیشه در دنیا هست، مراقبت کنید و ان‌شاءالله خداوند به مملکت ما در این برهه آرامش عنایت کند.

آثار بصیرت در قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

فیش منبر

آثار بصیرت در قرآن

فهرست مطالب این فیش

مفهوم بصیرت.. ۴

۱٫یقین و اطمینان: ۴

۲٫شاهد: ۴

۳٫دلایل روشن: ۴

بصیرت در لغت.. ۵

عوامل بصیرت.. ۷

  1. آیات خدا: ۷

۲٫آخرت اندیشی: ۸

  1. امدادهای خدا: ۸

۴٫ایمان: ۸

۵٫تقوا: ۸

  1. قرآن: ۸
  2. گردش شب و روز: ۹
  3. گسترش زمین: ۹
  4. معجزه: ۹
  5. یاد خدا: ۱۰

آثار بصیرت.. ۱۰

۱٫توحید: ۱۰

۲٫انذارپذیری: ۱۰

۳٫عبرت: ۱۱

  1. منفعت نفس: ۱۱

موانع بصیرت.. ۱۱

نتیجه گیری: ۱۳

منابع: ۱۴

 

مفهوم بصیرت

مفسران سه معنا برای واژه بصیرت در قرآن برشمرده اند:

۱٫یقین و اطمینان: (أَدْعُوا إِلَی اللَّهِ عَلَی بَصِیرَةٍ) (یوسف: ۱۰۸) پیامبر در این آیه اعلان می دارد که با یقین و اطمینان و از روی بصیرت کامل و معرفتی که حق و باطل را از هم جدا می سازد، به خدا دعوت می کند.

۲٫شاهد: (بَلِ الْإِنسَانُ عَلَی نَفْسِهِ بَصِیرَةٌ) (قیامت: ۱۴) در تفسیر این آیه دو احتمال وجود دارد. یکی اینکه انسان خود شاهد اعمال خویش است که در این صورت تاء در بصیرت برای مبالغه خواهد بود. دیگر آنکه این آیه معنایی مشابه آیه ۲۴ سوره نور دارد و به این صورت که شاهدانی از انسان مانند اعضاء و جوارحش بر اعمال او نظارت دارند.

۳٫دلایل روشن: (قَدْ جَاءَکم بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ) (انعام: ۱۰۴) و نیز (اعراف: ۲۰۳؛ اسراء: ۱۰۲ و جاثیه: ۲۰) بیشتر مفسران بصائر (جمع بصیرت) را به معنای حجج و بینات دانسته اند که باعث شناخت هدایت از ظلالت و ایمان از کفر یا موجب علم و آگاهی می شود. از آن جهت به نشانه و دلایل روشن و قاطع الهی بصائر گفته اند که موجب بینایی قلب و درک حقایق به وسیله آن می شود.(ر.ک. دایرة المعارف قرآن، ج ۵)

بصیرت در لغت به معنی عقیده قلبی، شناخت، یقین، زیرکی و عبرت است و در اصطلاح عبارت است از قوه ای در قلب شخص که به نور قدسی منور بوده به وسیله آن حقایق اشیاء و امور ادراک می شود. همانگونه که شخص به وسیله چشم صور و ظواهر اشیاء را می بیند. همچنین بصیرت، معرفت و اعتقاد حاصل شده در قلب، نسبت به امور دینی و حقایق امور است.(ر.ک. فرهنگ قرآن، ص ۱۶۳)

در قرآن با دوگونه بینایی ظاهری و باطنی (قلبی) یا به تعبیری عقلی مواجه هستیم. روایاتی از معصومین نیز صادر شده است همچون: امام صادق علیه السلام: (العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق، لا یزیده سرعه السیر من الطریق الا بعدا) آن کس که بدون بینش عمل کند به کسی می ماند که از بیراهه رود که هر چه سریع تر برود، از راه دورتر گردد.(دائرة المعارف جامع اسلامی، ج ۲، ص ۱۴۳)

پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وآله:

کور آن نیست که چشمش نابینا باشد، بلکه کور (واقعی) آن کسی است که دیده بصیرتش کور باشد.(میزان الحکمه، ج ۲)

امام علی علیه السلام:

از دست دادن بینایی آسانتر است تا از دست دادن بینش.(همان)

و در تفاسیر از آن به بصر و بصیرت تعبیر شده است. زمخشری بصر را نور چشم و قوه بینایی و بصیرت را نور قلب و ابزار تأمل و تفکر می داند. در برخی آیات این دو گونه بینایی در کنار هم قرار گرفته اند: (… وَتَرَاهُمْ ینظُرُونَ إِلَیک وَهُمْ لاَیبْصِرُونَ.) (اعراف: ۱۹۸) آیات فراوانی، بینایی ظاهری را کنایه از بینایی عقلی یا باطنی گرفته است. دانشمندان مسلمان با استناد به آیات قرآنی بر این عقیده اند که در قلب انسان نیرویی برای دریافت نور الهی وجود دارد و برای اثبات آن مدعا به آیه ۲۲ زمر استناد می کنند: (أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِن رَبِّهِ) همچنین به روح الهی نیز از آن تعبیر شده است. (فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی) (حجر: ۲۹) و عقل نظری، بصیرت باطنی، نور ایمان و یقین نیز نامیده می شود که توانایی آن در شناخت مفاهیم عقلی همچون شناخت و ادراک خداوند و نیازمندی عالم به مدبری حکیم است. عرفا بیشتر آن را نور یا روح الهی می نامند و آن را نیرویی می دانند که دل را به نیرویی قدسی منور می کند و به وسیله آن حقایق امور شناخته شده، حق و باطل از هم تمییز داده می شود و آن در مقام چشم برای قلب است. در فلسفه نیز از آن به قوه عاقله یا قوه قدسیه تعبیر می کنند.(ر.ک. دائرة المعارف قرآن، ص ۵۷۵ – ۵۷۶)

 عوامل بصیرت

  1. آیات خدا: آیات الهی در زمین و انسان (آفاقی و انفسی) از عوامل بصیرت است. (وَفِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ × وَفِی أَنفُسِکمْ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ) (ذاریات: ۲۰ – ۲۱) آیات الهی در زمین و آسمان، مایه بصیرت است. (أَفَلَمْ ینظُرُوا إِلَی السَّماءِ فَوْقَهُمْ کیفَ بَنَینَاهَا وَزَینَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ × وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَینَا فِیهَا رَوَاسِی وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِن کلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ × تَبْصِرَةً وَذِکرَی لِکلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ) (ق: ۶، ۷، ۸)

۲٫آخرت اندیشی: آخرت اندیشی و دنیاگریزی سبب پیدایش بصیرت می شود. (واذکر عبدنا… اولی الایدی و الابصار) (انا اخلصنهم بخالصه ذکری الدار) (علت این برداشت بر اساس آن است که جمله (انا اخلصنهم…) علت اوصاف و ویژگی هایی باشد که برای پیامبران ذکر شده که از جمله آنها (اولی الابصار) است.

  1. امدادهای خدا: امدادهای الهی و پیروزی مسلمانان در غزوه بدر و بنی نضیر از عوامل عبرت و بصیرت است. (حشر: ۲؛ آل عمران: ۱۳)

۴٫ایمان: ایمان زمینه ای برای بیدار دلی و بصیرت ایجاد می کند. (… هذَا بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ… لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ) (اعراف: ۲۰۳)

۵٫تقوا: تقوا و پرهیزگاری از عوامل روشنایی ضمیر و بیدار دلی است. (إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیطَانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ) (اعراف: ۲۰۱)

  1. قرآن: قرآن مایه بصیرت و باز شدن چشم دل است. (… قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَایوحَی إِلَی مِن رَبِّی هذَا بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ…) (اعراف: ۲۰۳) (هذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ…) که در اینجا هذا اشاره به قرآن است. (جاثیه: ۲۰)
  2. گردش شب و روز: گردش شب و روز از عوامل بصیرت انسان هاست. (یقَلِّبُ اللَّهُ الَّیلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِی ذلِک لَعِبْرَةً لِأُوْلِی الْأَبْصَارِ) (نور: ۴۴)
  3. گسترش زمین: گسترده شدن زمین و قرار گرفتن کوههای بلند در آن، زمینه بصیرت را برای بندگان توبه کننده فراهم کرده است. (وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَینَا فِیهَا رَوَاسِی وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِن کلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ × تَبْصِرَةً وَذِکرَی لِکلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ) (ق: ۷ و ۸)

 ۹٫ معجزه:

الف) اعطای ناقه به صالح علیه السلام به صورت معجزه، سبب پیدایش بینش صحیح می شود. (… وَآتَینَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً…) (اسراء: ۵۹)

ب) معجزات موسی علیه السلام از عوامل بصیرت آدمیان است. (وَلَقَدْ آتَینَا مُوسَی تِسْعَ آیاتٍ بَینَاتِ… فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ…) (اسراء: ۱۰۱)

  1. یاد خدا: ذکر و یاد خداوند متعال در اهل تقوا، زمینه وصول به بصیرت و بیداری دل است. (إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیطَانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ) (اعراف: ۲۰۱)(ر.ک. فرهنگ قرآن، ج ۶)

 آثار بصیرت

از بررسی آیات قرآن به نتایج زیر درباره آثار بصیرت می رسیم.

۱٫توحید: بصیرت باعث ره یافتن به توحید و قدرت خداوند می شود. (قُلْ أَرَأَیتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَیکمُ النَّهَارَ سَرْمَداً إِلَی یوْمِ الْقِیامَةِ مَنْ إِلهٌ غَیرُ اللَّهِ یأْتِیکم بِلَیلٍ تَسْکنُونَ فِیهِ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ) (قصص: ۷۲) همچنین (رعد: ۱۶)

۲٫انذارپذیری: از نشانه های بیدار دلی و بصیرت است. (وَمَا یسْتَوِی الْأَعْمَی وَالْبَصِیرُ وَمَا یسْتَوِی الْأَحْیاءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یسْمِعُ مَن یشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِیرٌ) (فاطر: ۱۹، ۲۲، ۲۳)

۳٫عبرت: عبرت آموزی از آثار بصیرت است. (مَثَلُ الْفَرِیقَینِ کالْأَعْمَی وَالْأَصَمِّ وَالْبَصیرِ وَالسَّمِیعِ هَلْ یسْتَوِیانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَکرُونَ) (هود: ۲۴) همچنین (آل عمران: ۱۳؛ نور: ۴۴؛ غافر: ۵۸؛ حشر: ۲)

  1. منفعت نفس: حاصل شدن منفعت برای نفس آدمی، از نتایج بصیرت و ژرف نگری است. (قَدْ جَاءَکم بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ…) (انعام: ۱۰۴)(ر.ک. فرهنگ قرآن، ج ۶، ص ۲۶۳ – ۲۶۴)

 موانع بصیرت

غفلت انسان در دنیا، مانع بصیرت نسبت به حقایق آخرت است. (لَقَدْ کنتَ فِی غَفْلَةٍ مِنْ هذَا فَکشَفْنَا عَنک غِطَاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدِیدٌ) (ق: ۲۲)(ر.ک. فرهنگ قرآن، ج ۶، ص ۲۶۸)

قرآن صاحبان بصیرت را به تفکر و عبرت فرامی خواند. گاه آنان را به بینش و دقت در وجود خود (وَفِی أَنفُسِکمْ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ) (ذاریات: ۲۱). پدیده های محیط اطراف سفارش می کند: (أَوَلَمْ یرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَی الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً… أَفَلاَ یبْصِرُونَ) (سجده: ۲۷) و گاه آنان را از سرنوشت گذشتگان زنهار می دهد و به عبرت گیری از آنها فرامی خواند. (وَاللّهُ یؤَیدُ بِنَصْرِهِ مَن یشَاءُ إِنَّ فِی ذلِک لَعِبْرَةً لأُولِی الْأَبْصَارِ) (آل عمران: ۱۳ و حشر: ۲)

آنان که از چشم عبرت و بصیرت بهره برده اند، توجهی به دنیا و لذات فانی آن ندارند و آن را با آخرت و قرب خداوند معاوضه نمی کنند. کفرورزی و گناه باعث خاموش شدن نور الهی در قلب انسان و کور شدن چشم بصیرت می شود. تعبیرهای گوناگونی در قرآن حاکی از بستن دل کافران و هدایت ناپذیری آنهاست. در این آیات از ترجیح دنیا بر آخرت (نحل: ۱۰۷ – ۱۰۸) نفاق و دورویی (بقره: ۱۷ – ۱۸) هواپرستی (جاثیه: ۲۳) روی گردانی از آیات الهی (کهف: ۵۷) سرسختی در پذیرش ایمان (انعام: ۱۱۰) و مواردی از این دست به عنوان موانع هدایت پذیری و روشنی چشم بصیرت سخن آمده است. خداوند کوری، کری، گنگی و مهر و موم شدن قلب اینان را در قرآن به خود نسبت می دهد. (أُولئِک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَی أَبْصَارَهُمْ) (محمد: ۲۳ و بقره: ۷) ولی این نفی کننده نقش آنان در گمراهی خود نیست؛ زیرا آنان خود، از پذیرش سخن فطرت و بصیرتشان سر باز زده اند، و این موجب ضعف بصیرت و عقل نظری آنها شده است. در حقیقت انسان در آغاز تولد، فاقد علم حصولی است و خداوند هم ابزار علم حصولی را به وی می بخشد و هم فطرت او را با الهام از علم حضوری بهره مند می سازد. انسانی که از فطرت و شعور درونی خود بهره نبرد و در مسیر شهوت ها و غرایز نفسانی قرار گیرد، و ابزار ادراکی او (سمع، بصر و قلب) که باید معارف و اسرار عالم را بشناسد، با گناه آلوده شود، جایی برای تابش نور هدایت بر او باقی نمی ماند.(ر.ک. دایرة المعارف قرآن، ج ۵، ص ۵۷۹ – ۵۸۰)

 نتیجه گیری:

از تدبر در آیات قرآن و سخنان بزرگان دین به این نتیجه می رسیم که بصیرت تنها این نیست که ببینیم و بشنویم، بلکه باید از عبرت ها پند گرفت تا عبرت دیگران نشد. عقل تنها راه نجات و هدایت گر بشر به راستی ها و خیرخواهی است. انسان اگر چشم ظاهر نداشته باشد، اما با شناخت و بصیرت به هدف آفرینش و محیط پیرامونش بنگرد و بیندیشد، در زندگی موفق خواهد بود و دیگران را نیز می تواند هدایت کند.

 

 منابع:

  1. قرآن کریم.
  2. دائرة المعارف قرآن کریم، جلد پنجم، ۱۳۸۵، قم، موسسه بوستان کتاب.
  3. فرهنگ قرآن (کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم)، هاشمی رفسنجانی، جلد ششم، قم، مؤسسه بوستان کتاب.
  4. میزان الحکمه، محمدی ری شهری، جلد دوم.
  5. معارف و معاریف (دایرة المعارف جامع اسلامی)، سید مصطفی حسینی دشتی، جلد دوم.

مرضیه ندافی: مدرس دانشگاه پیام نور

مجله حصون خرداد و تیر ماه ۱۳۸۹ ، شماره ۲۴

بصیرت در آیات و روایات

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مفهوم بصیرت

«بصیرت» در فرهنگ قرآنی، به معنای «رؤیت قلبی و باطنی» است.[۱] به تعبیر صاحب کتاب مجمع البیان بصیرت بینشی است که با آن واقعیت آن‌گونه که هست، مشاهده می‌شود.[۲] در اصطلاح اهل تفسیر «بصیرت» بینشی است که با آن، حق از باطل متمایز می‌شود.[۳] صاحبان بصیرت در قرآن مورد مدح قرار گرفته‌اند و از آنها به «اهل اعراف» تعبیر شده است.[۴] خداوند در قرآن کریم درباره اهمیت بصیرت می‌فرماید:

Nقَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِی فَعَلَیها وَ ما أَنَا عَلَیکُمْ بِحَفیظٍM.

آیات الهی و کتاب آسمانی که سبب بصیرت شماست، البته از طرف خدا آمد. پس هرکسی بصیرت یافت، خود به سعادت رسید و هرکس کور بماند، خود در زیان افتاد و من نگهبان شما از عذاب نیستم.[۵]

در کلام امیر سخن علی(ع) می‌خوانیم: «با بصیرت کسی است که بشنود و بیندیشد، نگاه کند و ببیند، از عبرت‌ها بهره گیرد؛ آنگاه راه‌های روشنی را بپیماید و بدین‌ترتیب از افتادن در پرتگاه‌ها دوری کند.[۶] در بیان اهمیت بصیرت همین بس که محور همۀ افعال و ارزش و اعتبار انسان وابسته به نوع بینش اوست: «قَدْرُ کلِّ امْرِئٍ مَا یحْسِنُ». هرکس آنقدر می‌ارزد که می‌داند. [۷]

موانع کسب بصیرت

برخی از امور و گرایش‌ها در وجود انسان مانع از تحقق بصیرت می‌شود. به‌گونه‌ای که با وجود یقین به حقّانیت موضوعی، آن را نادیده گرفته و چشم بصیرت خود را نسبت به آن فرو می‌بندد. در اینجا به دو مورد اشاره می‌کنیم.

۱.­ دلبستگی به دنیا

مولا امیرمؤمنان علی(ع) در این باره می‌فرماید: «انّ الدّنیا دار محن و محلّ فتن، من ساعاها فاتته، و من قعد عنها و اتته و من ابصر الی‌ها اعمته». به‌درستی که دنیا خانه محنت‌ها و جایگاه فتنه‌هاست؛ کسی که آن را طلب کند، هلاکش کند و کسی را که به دنبالش نباشد، با او به نیکویی همراهی کند؛ و هرکه به‌سوی آن نظر کند، او را کور گرداند.(به تعبیر روشن‌تر چشم بصیرت را از او می‌گیرد).[۸]

در این رابطه مقام معظم رهبری در جمع مسئولین به اهمیت عدم وابستگی به مظاهر دنیوی اشاره کرده و فرمودند: «شما چگونه می‌خواهید محبت و اطمینان مردم را جلب کنید؟ مردم باید به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسایل خودمان رفتیم، به فکر زندگی شخصی خودمان افتادیم، دنبال تجملات و تشریفاتمان رفتیم، در خرج کردن بیت‌المال هیچ حدی برای خودمان قایل نشدیم – مگر حدی که دردسر قضایی درست بکند! – و هرچه توانستیم خرج کردیم، مگر اعتماد مردم باقی می‌ماند؟… آقایان! مگر مردم نمی‌بینند که ما چگونه زندگی می‌کنیم؟….امیرالمؤمنینی که زهدش در زندگی و دنیا مَثَل سایر است و مسلمان و غیرمسلمان آن را می‌دانند، دربارۀ پیامبر(ص) می‌گوید: «قَدْ حَقَّرَ الدُّنْیَا وَ صَغَّرَهَا وَ أَهْوَنَ بِهَا وَ هَوَّنَهَا».[۹] دنیا را تحقیر کرد – یعنی همین لذایذ و بهره‌مندی‌ها و برخورداری‌های دنیا را کوچک کرد، به آنها توهین کرد و سبکشان نمود. [۱۰]

۲. گرفتار شدن به شهوات و لذت‌ها

امیرالمؤمنین علی(ع) در این باره می‌فرماید: «إِذَا أَبْصَرَتِ الْعَینُ الشَّهْوَه عَمِی الْقَلْبُ عَنِ الْعَاقِبَه». هرگاه چشم ظاهری شهوت را ببیند، چشم دل انسان نسبت به عاقبت کار کور گردد.[۱۱]

از این‌رو مقام معظم رهبری در سخنرانی‌های مکرر خود نسبت به تهاجم فرهنگی هشدار داده و در یکی از این سخنرانی‌ها فرموده‌اند: «سیاست امروز سیاست اندلسی کردن ایران است؛[۱۲] چراکه وقتی جامعه‌ای مشغول و گرفتار شهوات شد، دیگر بصیرت خود را نسبت به مسائل پیرامونی از دست می‌دهد و همچون اندلس ممکن است کشور را تقدیم کفّار نماید».

بصیرت در کلام رهبری

به تعبیر مقام معظم رهبری انسان با بصیرت همانند قطب‌نما عمل می‌کند،[۱۳] در نتیجه کسی که دارای بصیرت و بینش دینی است، با درایت و دید وسیعی که نسبت به امور پیدا کرده، در معرکه‌های فتنه همانند شتربچه‌ای عمل می‌کند که نه بار می‌کشد و نه شیر می‌دهد. در اشاره به روایت امیرالمؤمنین علی(ع) که فرمود: «کنْ فِی الْفِتْنَةِ کابْنِ اللَّبُونِ لَا ظَهْرٌ فَیرْکبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیحْلَبَ»،[۱۴] منظور آن است جوری عمل کن که نه بار جرم دیگران را بر دوش بکشی و نه خود مجرم باشی. حتی اگر سکوت تو باعث سوءاستفاده دشمنان می‌شود، از آن پرهیز کن.[۱۵]

رهبر فرزانه انقلاب در توضیح دقیق بصیرت می‌فرماید: «انسان باید بصیرت پیدا کند. این بصیرت به چه معناست؟ یعنی چه بصیرت پیدا کند؟ چه جوری می‌شود این بصیرت را پیدا کرد؟ این بصیرتی که در حوادث لازم است و در روایات و در کلمات امیرالمؤمنین(ع) هم روی آن تکیه و تأکید شده، به معنای این است که انسان در حوادثی که پیرامون او می‌گذرد و در حوادثی که پیش روی اوست و به او ارتباط پیدا می‌کند، تدبّر کند؛ سعی کند از حوادث به شکل عامیانه و سطحی عبور نکند؛ به تعبیر امیرالمؤمنین(ع) اعتبار کند،«رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً تَفَکَّرَ فَاعْتَبَرَ»،  فکر کند و براساس این فکر، اعتبار کند. یعنی با تدبّر مسائل را بسنجد  «وَ اعْتَبَرَ فَأَبْصَرَ». با این سنجش بصیرت پیدا کند. حوادث را درست نگاه کردن، درست سنجیدن، در آنها تدبّر کردن در انسان بصیرت ایجاد می‌کند؛ یعنی بینائی ایجاد می‌کند و انسان چشمش به حقیقت باز می‌شود. امیرالمؤمنین(ع) در جای دیگر می‌فرماید: «فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ».[۱۶]

نهم دی، سالروز بصیرت

نهم دی­ماه، یکی از نمادهای ماندگار در تاریخ ایران است، که مار خوش‌خط‌وخال فتنه و تزویر را هلاک کرد و حکایتی جانانه از عزم ملی در مدیریت سیاسی کشور رقم زد. نهم دی مصداق بارز Nإِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ وَ یُثَبِّتْ أَقْدامَکُمْM بوده و به همگان نشان داد که با گذشت بیش از سی سال از عمر انقلاب اسلامی، مردم شریف ایران کماکان پایبند به ارزش‌ها و لبیک‌گوی ولی‌فقیه زمان‌اند و همیشه و هر زمان از اسلام و انقلاب اسلامی به خوبی پاسداری خواهند کرد.

اوج گستاخی فتنه­گران و وابستگان آنها در جریان آشوب­های خیابانی، هنجارشکنی و سوءاستفاده از رأفت نظام اسلامی، هتک حرمت به ساحت امام حسین(ع) و تعرّض به مقدسات دینی مردم در ایام محرم بود. ولی به فاصله کمی از این واقعه تأسف­انگیز، مردم انقلابی با حرکتی عاشورایی، خودجوش و تحسین‌برانگیز در راستای حراست از ارزش‌های دینی و معنوی خود و حمایت از نظام و رکن اصلی آن، یعنی ولایت فقیه با برپایی راهپیمایی کم‌نظیری، پیام مهمی را به سران فتنه و وابستگان آنها در داخل و خارج کشور و همچنین حامیان خارجی آنان اعلام کردند.

گفتنی است روز نهم دی­ماه «روز بصیرت و میثاق امت با ولایت» نام­گذاری شده است. زیرا در این روز مردم بصیر ایران اسلامی، برای سرکوب فتنه سال ۱۳۸۸ به خیابان­ها آمدند و با برپایی راهپیمایی، ضمن محکوم کردن اقدام فتنه­گران، با رهبر معظم انقلاب و آرمان­های امام راحل و شهیدان، میثاقی دوباره بستند. در مجموع حماسه نهم­ دی حاصل بصیرت و ولایت­مداری مردم بود.

رابطه دوسویه بصیرت و ولایت­مداری

میان بصیرت و ولایت­مداری پیوند ناگسستنی وجود دارد؛ زیرا ولایت­مداری بدون شناخت کافی، بصیرت و آگاهی، معنا و مفهوم درست و حقیقی خود را نداشته و در ایمان، باور قلبی و رفتار بیرونی انسان ولایت­مدار، آثار مطلوب و سودمندی را به جای نمی‌گذارد و چه بسا که شخص را به سعادتمندی و رستگاری حقیقی نرساند. همچنانکه بی‌بصیرتی پیروان ولایت را در جنگ جمل از ولیّ خدا جدا کرد. در این جنگ افرادی که مدّعی پذیرش حکومت امام علی(ع) بودند، با همة شناختی که از فضائل و مقام معنوی آن حضرت داشتند، در حقّانیت و مشروعیت این جنگ دچار تردید شدند. از این­رو، به امیرمؤمنان(ع) گفتند: ما را به جایی بفرست که یقین داشته باشیم با کفّار می‌جنگیم. امام نیز آنها را به سرحدّات فرستاد.[۱۷] این گروه، ولایت‌گریزانی هستند که در هنگامة کارزار بر اثر بی‌بصیرتی از ولایت جا می‌مانند.

میثاق امت با ولایت و نتایج دنیوی و اخروی آن

آثار ولایت‌مداری در فرمایشی از پیامبر ختمی­مرتبت(ص) به شیوایی بیان شده است، چنانکه حضرت فرمودند: «ولایت‌مداری آدمی را صاحب بیست خصلت می‌کند که دَه موردش مربوط به دنیاست و عبارتند از: زهد نسبت به دنیا، حرص در انجام عمل صالح، پارسایی در دین، عبادت همراه با شوق وافر، توبه قبل از مرگ، سحرخیزی و شب‌زنده‌داری، ناامیدی از آنچه در دست مردم است، نگهبانی از حریم دین خدا، بغض نسبت به دنیای مذموم، بخشش و سخاوت. پیامبر اکرم (ص) در ادامة بیان خصلت‌هایی که ولایت‌مداری به دنبال دارد، به دَه خصلتی اشاره می‌کنند که مربوط به آثار اُخروی ولایت‌مداری است: کتاب چنین شخصی به دست راستش سپرده شده، برائت از آتش جهنم برای او نوشته می‌شود، سفیدرو، در حلّه‌های بهشتی پوشیده می‌شود، اجازة شفاعت صد تن از خاندان خود را می‌یابد، خداوند به نظر رحمت در او می‌نگرد، تاج بهشتی بر سرش می‌نهند و بدون حساب وارد بهشت می‌شود».[۱۸]

در پایان باید گفت که عاشورا، تداعی­کنندۀ بصیرت و درس ولایت­مداری است. تأملی در سخنان نورانی امام حسین(ع) در طول نهضت عاشورا حکایت از اوج بصیرت ایشان دارد؛ چنانکه حضرت فرمود: «أَ لَا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لَا یعْمَلُ بِهِ وَ أَنَّ الْبَاطِلَ لَا ینْتَهَی عَنْه».[۱۹] همچنانکه امام صادق(ع) درباره بصیرت و معرفت عمیق حضرت عباس(ع) نیز تعبیر زیبای «نافِذَ البَصیرَةِ» را به کار بردند، که بیانگر عشق و ارادت خالصانۀ حضرت ابالفضل(ع) به امام حسین(ع) از یک سو و اعتقاد عمیق ایشان به درستی و نیک فرجامی متقین از سوی دیگر است: «کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِیٍّ نافِذَ البَصیرَةِ صُلبَ الإیمانِ».[۲۰]

 

[۱] . قاموس قرآن، مادة بصر.

[۲] . مجمع البیان، ج۱، ص۴۳۰.

[۳] . المیزان، ج۳، ص ۲۱۹.

[۴] . المیزان، ج ۸، ص۱۳۲.

[۵] . انعام، آیه ۱۰۴.

[۶] . میزان الحکمه، ج۲، ص ۵۰۳.

[۷] . تحف العقول، ص ۲۰۸.

[۸] .شرح آقا جمال‌الدین خوانساری بر غرر الحکم، ج۲، ص ۶۳۷.

[۹] . نهج‌البلاغه، خطبه ۱۰۹.

[۱۰] . بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۵/۴/ ۹۵.

[۱۱] . تصنیف غرر الحکم و درر الکلم، ص ۳۰۵.

[۱۲] . بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ ۶/۱/۸۱.

[۱۳] . بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ ۱۵/۷/۸۸.

[۱۴] . نهج البلاغه، ص ۴۶۹، حکمت ۱.

[۱۵] . بیانات مقام معظم رهبری در تاریخ ۲/ ۷ / ۸۸.

[۱۶] . بیانات مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان استان قم، ۱۳۸۹.

[۱۷] . بحارالانوار، ج ۲، ص۸۰.

[۱۸] . بحارالانوار، ج ۲۷، ص ۷۸.

[۱۹] . مناقب، ص ۶۸.

[۲۰] . اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۴۳۰.

نقش افراد و گروه‌های مختلف در شکل‌گیری قیام ۹ دی

** ویژه ۹ دی**

 

نقش افراد و گروه‌های مختلف در شکل‌گیری قیام ۹ دی

ایجاد انگیزه(۱).

متن و محتوا

تمامی افراد و گروه‌های نقش آفرین در حماسه ۹ دی را می‌توان به چند  دسته تقسیم کرد:

الف) رهبری نظام..

ب) خواص جامعه..

داستان زبیر..

ج) مردم جامعه..

 

ایجاد انگیزه(۱)

در لحظات نفس‌گیر و سنگین جنگ بدر، زنی شاعره به نام «عصما»، در اشعارش مسلمانان را بر ضد اسلام و پیامبر (ص) تحریک می‌نمود و در ابیاتش به مسلمانان قوم خود معترض شد که چرا به کسی گرویده‌اید که نه از قوم «بنی مراد» است و نه از قوم «بنی مذحج» (درست مانند کسانی که با سوءاستفاده از حس ناسیونالیستی به ایرانی‌ها می‌گویند چرا به پیامبر عرب گرویده‌اید). اشعار این زن در همان لحظات اوج جنگ به دست پیامبر اکرم (ص) رسید. واکنش آن حضرت به شیطنت این زن بسیار درس‌آموز و جالب است.

آن حضرت نفرمود: این زنی حیله‌گر است که چند بیت شعر گفته، و این چیز مهمی نیست و نفرمود: ما اکنون در این جنگ بسیار حساس هستیم و شرایط برای مقابله با او نیست و بعدا سر فُرصت با او برخورد می‌کنیم؛ بلکه آن حضرت با اشراف به نقش همین اشعار در تشدید جنگ علیه اسلام و مسلمین و ضایعات جانی و مالی آن، از مسلمین خواست تا کسی مردم را از شر این زن ایمن سازد. و همین‌طور هم شد و حکم اعدام او توسط عمیربن عدی اجرا شد. اجرای همین حکم سبب گردید، افراد بسیاری از قبیله «بنی‌خطمه»، که از ترس او و طرفدارانش اظهار شرک می‌کردند، ایمان خود را آشکار ساختند.[۲]

این چنین پیامبر (ص) و مسلمانان از شر فتنه‌گری این زن و افکار پلیدش راحت شدند.

متن و محتوا

یکی از منفورترین کارها در فرهنگ اسلامی، کشتن انسان‌های بی‌گناه است. این مسئله از نگاه اسلام آنقدر زشت و طرد شده است که در قرآن آمده: «أَنَّهُ‏ مَنْ‏ قَتَلَ‏ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمیعاً[۳]؛ هر کسی، انسانى را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روى زمین بکشد، چنان است که گویى همه انسان‌ها را کشته است.»

خداوند حکیم در این آیه شریفه، کشتن یک انسان بی‌گناه را مساوی و معادل با کشتن همه انسان‌ها دانسته و مجازات کسانی را که مؤمن بی‌گناهی را به قتل برسانند، عذاب جاودانه در جهنم تعیین کرده و می‌فرماید: «وَ مَنْ یَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ خالِداً فیها وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِ وَ لَعَنَهُ وَ أَعَدَّ لَهُ عَذاباً عَظیماً[۴]؛ و هر کسی، فرد با ایمانى را از روى عمد به قتل برساند، مجازاتِ او دوزخ است در حالى که جاودانه در آن مى‏ماند و خداوند بر او غضب مى‏کند و او را از رحمتش دور مى‏سازد و عذاب عظیمى براى او آماده ساخته است.»

با توجه به آیات فوق، گناهی همچون «فتنه‌گری و فتنه‌انگیزی» بسیار بزرگتر و عذابش شدیدتر از قتل نفس است. خداوند متعال در آیه‌ای می‌فرماید: «وَ الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْل[۵]؛‏ فتنه از قتل شدیدتر است» و در آیه دیگری چنین فرموده است: «وَ الْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْل‏[۶]؛ فتنه از قتل بزرگتر است.»

ممکن است دلیل شدت و بزرگی فتنه آن باشد که اگر شخصی، بی‌گناه کشته شود، به رغم همه زشتی و شناعت این کار، در نهایت چند روزی زودتر به سرای ابدی خود رفته و به دلیل همین مظلومیتش، ممکن است، برخی گناهان او نیز بخشوده شود؛ اما فتنه‌انگیزی، به دلیل ایجاد ابهام و شک و تردید، از یقین افراد به برخی مسلمات و معتقدات با ابزارهای گوناگون، پیامدهای ناگواری چون از دست رفتن ایمان و سعادت حقیقی عده‌ای از مردم و فاصله گرفتن آنان از جاده حق و حقیقت را در پی خواهد داشت.

در نتیجه نه تنها فتنه‌گران و فتنه‌زدگان خود تا ابد در آتش جهنم می‌سوزند؛ بلکه در صورت تداوم غبار و ابهامات حاصله از فتنه فتنه‌گران، نسل‌های آینده خود را نیز به انحراف خواهند کشید.

خداوند متعال در آیه‌ای دیگر این چنین ضرورت مبارزه با فتنه و فتنه‌گران را بیان کرده است: «وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصیبَنَّ الَّذینَ ظَلَمُوا مِنْکُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَدیدُ الْعِقاب[۷]؛ از فتنه‌ای که تنها به ستمکاران شما نمی‌رسد، بترسید و بدانید که خداوند سخت کیفر است.»

علامه طباطبایی (ره) ذیل این آیه شریفه چنین تصریح کرده که مخاطب این آیه همه امت اسلامی و جامعه مؤمنان است و بر اساس مضمون آیه ریفه، همه جامعه اسلامی و تمامی مؤمنین موظف هستند با فتنه‌ها به مبارزه بپردازند؛ چراکه آسیب‌ها و آفات فتنه همگان را در بر خواهد گرفت.

در انقلاب اسلامی فتنه‌های مختلفی شکل گرفته که از جمله آن‌ها فتنه سال ۱۳۸۸ بود. با وجود حمایت‌های مختلف کشورهای غربی و دشمنان نظام و منافقین از فتنه‌گران و تجهیز آنان، هر یک از افراد و گروه‌های انقلابی و متعهد به اسلام و نظام نیز به نحوی جهت خاموش کردن شعله‌های این فتنه نقش‌آفرینی کردند و جلوه زیبای این ایفای نقش‌ها در روز ۹ دی ۱۳۸۸ اتفاق افتاد.

نقش افراد در شکل‌گیری حماسه ۹ دی

تمامی افراد و گروه‌های نقش آفرین در حماسه ۹ دی را می‌توان به چند  دسته تقسیم کرد:

الف) رهبری نظام

اولین گام رویارویی با فتنه گران، از نماز جمعه ۲۹ خرداد آغاز شد که در آن مقام معظم رهبری (حفظه‌الله) خط را برای مردم و فتنه‌گران روشن نمود و نقش‌ها را مشخص ساختند و با مشخص شدن این نقش‌ها حماسه بزرگ ۹ دی ایجاد شد، حماسه ای که باعث خاموشی فتنه فتنه‌گران گشت و تا حدودی نظام را بیمه کرد.

بر اساس آموزه‌های دینی، رهبری یکی از ارکان اصلی جوامع بشری است که نقش تعیین کننده‌ای در مبارزه و قیام علیه فتنه و فتنه انگیزان دارد.

در میان امواج فتنه‏ها که هرکدام به سویی پیش می‏روند، قدرت تفکر، تدبّر و اراده و عمل رهبری می‏تواند تلاطم امواج را فرو نشاند و کشتی توفان‏زده جامعه را به ساحل آرامش رساند.

امیرالمؤمنین علی (ع) درباره شیوه رهبری خود در جهت مبارزه با فتنه‌ها می‏فرماید: «اَلاَ وَ اِنَّ الشَّیْطانَ قَدْ جَمَعَ حِزْبَهُ وَ اسْتَجْلَبَ خَیْلَهُ وَ رَجِلَهُ و اِنَّ مَعِی لَبَصِیَرتِی. ما لَبَّسْتُ عَلَی نَفْسِی، و لا لُبِّسَ عَلَیَّ وَایْمُ اللّه ُفْرِطَنَّ لَهُمْ حَوْضا اَنَا مَاتِحُهُ! لاَ یُصْدِرُونَ عَنْهُ وَ لاَ یَعُودُونَ اِلَیْهِ[۸]؛ به هوش باشید که اینک شیطان، هواداران خود را گرد آورده و نیروهای سواره و پیاده‏اش را فرا خوانده است؛ اما این همه بر من هیچ است؛ زیراکه بینش من همواره با من است. هرگز حقایق را بر خود مشتبه نساخته‏ام، تا عوامل دیگر، زمینه‏ساز اشتباه ‏آفرینی شود. به خدا سوگند! برایشان گودالی پر آب می‌کَنم، که چون در آن افتند، نتوانند بیرون آیند و چون بیرون آیند، هرگز هوس نکنند که بار دیگر در آن افتند.»

آن حضرت در جای دیگری چنین می‌فرماید: «وَ اللّهِ لاَ اَکونُ کَاالضَّبُعِ تَنَامُ عَلَی طُولِ اللَّدْمِ حَتَّی یَصِلَ اِلَیْهَا طَالِبُهَا وَ یَخْتِلَها راصِدُهَا[۹] ؛ به خدا سوگند! من نه آن کفتارم که به ضرب آهنگ‏های پیاپی و طولانی صیاد به خواب رود تا جوینده‏اش به او برسد و دشمنی که کمین کرده در راهش تا او را بفریبد و او را به چنگ آورد.»
سپس آن حضرت در ادامه می‏افزاید:

«وَ لَکِنِّی اَضْرِبُ بِالاْمُقْبِل اِلَی الْحَقِّ الْمُدْبِرَ عَنْهُ وَ بِاالسَّامِعِ الْمُطِیعِ الْعَاصِیَ الْمُریبَ اَبَدا حَتّی یَأْتِیَ عَلیَّ یَوْمِی[۱۰]؛ من با نیروهای گرویده به حق، فراریان را سرکوب می‏کنم و با سربازان آماده به فرمان، دودلان وسوسه‏گر را در هم می‏کوبم.»

اگر نیروی عزم و اراده و قدرت اندیشه و کیاست و شجاعت در رهبری جمع شود، جامعه مسیر هدایت را می‏پیماید و راه‌های پر پیچ و خم فتنه را در می‏نوردد، همان گونه که رهبر معظم انقلاب (مدظله العالی) در فتنه ۱۳۸۸ همچون علی (ع) با فتنه و فتنه گران برخورد کردند و با کیاست مسیر هدایت را به مردم نشان دادند.

یکی از ویژگی‌های حماسه ۹ دی، مشخص شدن جایگاه و نقش ولایت فقیه و رهبری در هدایت جامعه بود. هوشمندی رهبر معظم انقلاب در خنثی‌سازی توطئه‌ها، شکست دشمنان خارجی و پیوندهای داخلی آنان، شفاف‌سازی جبهه حق و باطل، ناامیدی و شکست استکبار و فتنه‌گران داخلی جلوه‌ای از هدایت‌های رهبری به شمار می‌رود. نقش بی‌بدیل رهبر معظم انقلاب در کنترل و مدیریت بحران فتنه ۸۸ و نیز پیوند ناگسستنی ملت ایران با ولایت فقیه و پایبندی آنان به آرمان‌های بلند انقلاب در حماسه ۹ دی بسیار موثر بود.

یکی از مسؤلین امنیتی کشور نقل می‌کند: «در حوادث عاشورای سال ۸۸ که در تهران اتفاق افتاد، تعدادی از افراد دستگیر شدند، اما احتمال می‌رفت که در میان این دستگیری‌ها برخی از آدم‌های بی‌گناه نیز وجود داشته باشند. بعد از چند روز که گذشت پرسیدیم، وضعیت دستگیر شده‌گان به چه نحوی است؟ گفتند تفکیک اینها سخت است و نمی‌دانیم چه کسانی بی‌گناه و چه کسانی گناهکار هستند؟ ۲۲ بهمن را هم در پیش داریم و اگر این‌ها را آزاد کنیم، ممکن است در ۲۲ بهمن همین آشوب‌ها را به راه بیندازند.

با یک نگاه مدیریت بحران به شکل کشورهای غربی، باید این‌ها را نگه می‌داشتیم تا ۲۲ بهمن بگذرد، اما هنگامی که خبر به مقام معظم رهبری (مدظله العالی) رسید، ایشان به عنوان ولی‌فقیه عادل فرمودند: اگر احتمال می‌دهید حتی یکی از این‌ها هم بی‌گناه است، هر ۱۰۰ نفر باید آزاد شوند.»[۱۱]

اگر کسی بخواهد به عنوان کارشناس امنیتی نظر بدهد، قطعا اجازه آزادی این افراد را نمی‌دهد؛ اما مقام معظم رهبری، نگاه دینی بر گرفته از آیه زیر را تببین نمود و فرمود باید همه این افراد آزاد شوند:

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَ لَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَئِکَ لَهُمُ الأَمْنُ[۱۲]؛ آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنى تنها از آن آنهاست.»

این دستور رهبری اجرا می‌شود و همه دستگیر شده‌گان آزاد می‌شوند و خود آن مسؤل امنیتی می‌گوید تصورش را هم نمی‌کردیم در ۲۲ بهمن هیچ آشوبی نشود و هیچ فتنه‌گری جرئت بروز پیدا نکند. این یعنی باور به نظر ولی‌فقیه عادلی که می‌خواهد جامعه را اداره کند و ادعای حکومت دارد. لذا می‌بینید نظام در عبور از فتنه و نشاندن غبار از روی حقیقت و مسیری که نظام دنبال می‌کند، موفق می‌شود و الحمدلله کارها پیش می‌رود.

بنابراین همانگونه که انقلاب اسلامی در ابتدا به خاطر داشتن رهبری همچون حضرت امام خمینی (ره) شکل گرفت و توانست بر امواج متلاطم فتنه‌های داخلی و خارجی سوار شود و حرکت خود را ادامه دهد، در زمان رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (حفظه الله) نیز حرکت‌های تدافعی و تهاجمی نظام کُند نشد، بلکه بر سرعت خود نیز افزود.

درایتی که مقام معظم رهبری (حفظه الله) نسبت به نوع ترفند دشمن طی سال‌های گذشته و به‌خصوص در فتنه ۸۸ انجام داده است، قابل قیاس با هیچ دوره‌ای در کشور نبوده است و ثمره چنین درایتی این است که امروز پس از ۳۸ سال با وجود همه دشمنی‌ها، با مدد گرفتن از آگاهی و اطلاع‌رسانی دقیق و موثق و بهنگام رهبری، پیروز میدان بوده‌ایم.

ب) خواص جامعه

خواص و نخبگان، حلقه‏ واسطه‏ میان مردم و رهبری و حکومت را تشکیل می‏دهند. نقش و جایگاه خواص در هنگام وقوع فتنه‌ها بسیار مهم است.

در طول تاریخ خواص در هنگام فتنه‌ها به دو شکل نقش‌آفرینی کرده‌اند: یا به مبارزه با فتنه و فتنه‌گران پرداخته‌اند و یا اینکه خود جزء عوامل برپاکننده فتنه و از حامیان فتنه‌گران بوده‌اند.

داستان زبیر

زبیر بن عَوام از برجسته‌ترین خواص صدر اسلام می‌‎باشد. وی از نخستین کسانی بود که به اسلام گروید و در دوران رسول الله (ص) از نزدیک‌ترین یاران حضرت بود. او چنان در راه دین اسلام می‌جنگید که به «سیف الاسلام» ملقب گشت.[۱۳]

زبیر از علاقمندان و شیفتگان امیرالمؤمنین (ع) بود که تا آغاز خلافت ایشان همراه و همگام حضرت بود. او پس از جریان سقیفه، وقتی دید که امام را با اهانت به مسجد می‌برند، در حمایت از علی (ع) شمشیر برکشید. در شورای شش نفره، نیز زبیر از علی (ع) حمایت کرد.[۱۴]

طلحه معروف به «طلحة الخیر» نیز یکی دیگر از پیش قدمان اسلام بود که در عمده جنگ‌های صدر اسلام حضور فعال داشت.

چهره‌هایی با این سوابق درخشان، سرانجام دنیا آن‌ها را فریفت و به همراه  همسر پیامبر جزء برپاکنندگان فتنه جمل گردیدند و در همین فتنه نیز از پای درآمدند.[۱۵]

در جریان فتنه جمل وقتی امام علی‌ (ع) مردم کوفه را به یاری طلبید، بسیاری از مردم کوفه نگاه به دهان و سخن ابوموسی اشعری دوختند. او هم به مردم توصیه ‌کرد تا در این اوضاع و احوال در خانه خود بمانند.»[۱۶]

در زمان خلافت امام حسن (ع) نیز معاویه با نرم کردن خواص لشکر امام حسن (ع)، زمینه را برای فروپاشی سپاه امام فراهم ساخت. عبید الله بن عباس که از خواص لشکر امام حسن (ع) بود، بعد از ملاقات با عبدالرحمن سمره نماینده معاویه، فریب خورد و شبانه با تعدادی از فرماندهان خود تسلیم سپاه معاویه شد. این اقدام او باعث از هم پاشیدن سپاه امام گردید.[۱۷]

در زمان فتنه ۸۸ نیز برخی خواص، از افراد بی بصیرت فوق پیروی نمودند و حتی بعد از حماسه ۹ دیماه نیز بیدار نشدند و متاسفانه حاضر نشدند تا در جمع حماسه سازان این قیام خودجوش و مردمی قرار گیرند.

اما برخی از خواص در جامعه بودند که به نحو احسنت نقش آفرینی کردند و در شکل گیری قیام ۹ دی مؤثر بودند.

در این جلسه به نقش ائمه جماعات مساجد در رویارویی فتنه‌ها، به خصوص فتنه ۱۳۸۸ و حماسه ۹ دی اشاره می‌کنیم.

در این سال دشمنان خارجی به کمک عوامل داخلی خود، فتنه‌ای را با ایجاد شبهه در انتخابات و تهمت و افتراء زدن به مسئولان نظام آغاز کردند و تلاش داشتند تا با ایجاد بدبینی و بددلی نسبت به آموزه‌ها و آرمان‌های اسلام و انقلاب و اصل ولایت فقیه آن را به سرانجام برسانند.

به طور کلی می‌توان اهداف سردمداران فتنه را چنین دسته بندی نمود:

١.      مشروعیت زدایی از نظام اسلامی، از طریق حمله به باورها و اعتقادات مردم

٢.      اعتبار زدایی از نظام اسلامی با ناکارآمد جلوه دادن مسئولان و دولتمردان

٣.      اعتماد زدایی از مردم، نسبت به مسئولان از طریق وارد آوردن تهمت و دروغگو خواندن آنان.[۱۸]

این سه هدف، آنقدر حساس و سرنوشت‌ساز هستند که تنها افرادی قادر به مبارزه با آن و انجام این مسؤلیت خطیر هستند که از آموزه‌های اسلام آگاه باشند و هم اینکه سرنوشت نظام و امت اسلامی برای آنان ارزش داشته و نسبت به هدایت و روشنگری مسلمانان دلسوز و متعهد باشند. بارزترین مصداق این افراد، علما و ائمه جماعات هستند.

همانطور که روشن است، یکی از وظایف مهم و برجسته امام جماعت و ائمه جمعه هدایت اعتقادی و عبادی و رفع شبهات دینی برای مردم است. اما وظیفه دیگر در کنار این وظیفه و شاید به بیانی مهمتر و بالاتر از آن، ایجاد بصیرت در باورهای فکری و اعتقادی مردم نسبت به اسلام و انقلاب و ضرورت وجود مقام ولایت فقیه است.

بنابراین وظیفه امام جماعت فقط هدایت عبادی نیست؛ بلکه او نقشی فراتر از نماز خواندن در مسجد دارد. امام جماعت باید بداند مأمومین چه کسانی هستند و چه نگرش‌ها و گرایش‌هایی دارند. ائمه جماعات برای این منظور با اهل مسجد ارتباط برقرار می‌کنند و همین ارتباط‌ها تعداد مراجعین به مسجد را برای اقامه نماز جماعت بیشتر می‌کند و آن‌ها را از نظر اعتقادی محک‌تر و در مسائل شرعی جدی‌تر می‌نماید.

اقبال مردم به مساجد و تبدیل آن به مرکزی برای آگاهی، نهضت و افشای اسرار زمامداران طاغوت، یکی از علل پیروزی انقلاب مبارک در ایران است ـ و یا لااقل سهولت این پیروزی ـ این بود که مردم به مساجد اقبال پیدا کردند؛ جوانان مساجد را پر کردند و علمای اعلام، مساجد را به عنوان مرکزی برای تعلیم و تربیت، روشنگری افکار و اذهان، مورد استفاده قرار دادند و ائمه جماعات و مساجد، مرکزی برای حرکت، آگاهی، نهضت و افشای اسرار زمامداران فاسد و خودفروخته رژیم طاغوت شد.

در دوره مشروطیّت نیز جریانی مثل انقلاب اسلامی ایران رخ می‌دهد؛ در دوره ملی شدن صنعت نفت، هم تا حدودی همین‌طور بوده است؛ در زمان انقلاب هم که این مسئله، به حدّ اعلی می‌رسد.

با توجه به مطالب یاد شده وظیفه امام جماعت مسجد را نسبت به بصیرت‌افزایی و افشاگری نسبت به فتنه‌ها را چنین می‌توان ارزیابی کرد:

١.      ارائة براهین و شواهد وحیانی و بیان روایات در اثبات و تایید ضرورت وجود مقام ولایت فقیه؛

٢.      بیان شواهد تاریخی و نمونه‌های عملی از صحابه و دوستان اهل بیت در اطاعت از امام و پیشوای زمان خود؛

۳.      معرفی اصل ولایت به عنوانی اصلی مهم از اصول اسلام؛

۴.      یادآوری ارزش‌های اسلام و انقلاب اسلامی خصوصا برای نسل جوان؛

۵.      آگاهی ساختن و کمک به ایجاد بصیرت؛

۶.      همراهی با مردم و رهبری کردن حرکت‌های مردمی.

حضرت امام خمینی (ره) نمونه بارز خواص با بصیرتی است که توانستند در برابر فتنه‌های رضاخانی و پهلوی بایستند و با روشنگری خود، زمینه بیداری مردم و شکل‌گیری انقلاب مردمی ایران را فراهم نمایند.

حضرت امام (ره) در خاطره‌ای فرمودند: «در دوران رضاخان از امام جماعتی سؤال کردم که اگر یک وقت رضاخان لباس‌ها را ممنوع کند و اجازه پوشیدن لباس روحانی به شما ندهد، چکار می‌کنید؟ او گفت: ما توی منزل می‌نشینیم و جایی نمی‌رویم. گفتم: من اگر پیشنماز بودم و رضاخان لباس را ممنوع می‌کرد، همان روز با لباس تغییریافته به مسجد می‌آمدم و به اجتماع می‌رفتم. نباید اجتماع را رها کرد و از مردم دور بود.»[۱۹]

بنابراین خواص آگاه و بیدار در زمان فتنه ۸۸ با آگاهی دادن و بصیرت افزایی نسبت به حقایق و واقیعت‌ها نقش‌آفرینی کردند و زمینه حضور بابصیرت و آگاهانه مردم را درحماسه ۹ دی فراهم نمودند.

ج) مردم جامعه

حماسه دیماه ۸۸، نمایش بلوغ اجتماعی و سیاسی، استقلال‌خواهی، ولایت‌مداری، شاخص مرزبندی بین جبهه حق و باطل و تجلی اقتدار ملی و سیاسی تمامی مردم ایران بود که با حضور گسترده خود در راهپیمایی عظیم ۹ دی توطئه دشمنان را خنثی کرد و مدال قبولی و رضایت را چنین از نایب امام زمان (عج) به دست آورد که فرمود: «اگر صدها بار برای نعمت هوشیاری این ملت، سجده شکر به جا آورده شود، باز هم کم است.»[۲۰]

مردم ایران نسبت به استقلال کشور و دخالت بیگانکان در امور داخلی خود همواره حساس بوده و هستند، در واقع روح عزت‌طلبانه و انقلابی ملت ایران در تاریخ نشان داده که هر جا پای بیگانگان به امور داخلی‌شان باز می‌شود، واکنش شدیدی نشان می‌دهند.

مقام معظم رهبری (مدظله العالی) در سال ۸۸ در خطبه‌های نماز جمعه نقش مردم را در رویارویی با فتنه مشخص می‌کنند و راه حل  مقابله با فتنه را خود مردم دانسته و فرمودند: «اگر کسانی بخواهند راه دیگری- غیر از راه قانون- را انتخاب می‌کنند، آن وقت بنده دوباره خواهم آمد و با مردم صریح‌تر از این صحبت خواهم کرد.»[۲۱]

اصولاً شاخصه اصلی انقلاب اسلامی مردمی بودن آن است و از این حیث، نسبت به سایر انقلاب‌های بزرگ رجحان قابل ملاحظه‌ای دارد. در هیچ یک از این انقلاب‌هایی که تاکنون شکل گرفته تنوع و تکثر مردمی مشابه انقلاب اسلامی ایران دیده نمی‌شود. این حضور مردمی در دوران جنگ تحمیلی، انقلاب اسلامی و نظام اسلامی را از یک گردنه بزرگ و عمیق به سلامت نجات داد. جنگ تحمیلی پدیده‌ای بود برای نابودی انقلاب اسلامی، اما مردم اجازه چنین اتفاقی را به دشمنان ندادند.

فتنه ۸۸، جنگی پیچیده و بسار بزرگتر از جنگ تحمیلی بود. طراحان فتنه با هدف سرنگونی و براندازی وارد عرصه شدند، اما ملت انقلابی ایران با ندای رهبری نظام در مقابل کودتاگران ایستادند و آنها را از صحنه خارج کردند.

مردم ایران اسلامی در رویارویی با فتنه‏ها اندیشناک و محتاطانه حرکت کردند و این مصداقی بود برای کلام گهربار امام علی (ع) کر ‏فرمودند: «کُنْ فِی الْفِتْنَةِ کَابْنِ اللَّبُونِ لاَ ظهرٌ فَیَرْکَبْ وَ لاَ ضَرْعٌ فَیَحْلَبْ[۲۲]؛ در فتنه‌ها مانند بچه شتری باش که نه پشتی برای سواری دادن دارد و نه پستانی برای دوشیدن.»

شعارهای روز ۹ دی مشخص کرد مردم به هیچ جناحی گرایش ندارند و آنان نشان دادند برای دفاع از انقلاب، نظام و رهبری و مقابله با انحراف از مسیر انقلاب که مقدمه نفوذ و رخنه در داخل است، در صحنه هستند. از این رو نمی‌توان ۹ دی را متعلق به یک گروه و یا جریان خاص دانست؛ بلکه قیامی سراسر مردمی و اجتماعی از همه قشرهای مردم با سلایق و دیدگاه‌های متعدد بود.

آیت‌الله علم الهدی سخنران حماسه ۹ دی می‌گوید: «پس از برپایی مراسم عزاداری در روز ۹ دی، بنده سخنرانی‌ام را شروع کردم، فکر نمی‌کردیم در این روز چنین جمعیتی حضور پیدا کنند. به خاطر مسائل جسمی نمی‌توانستم از پله‌ها بالا بروم و انبوه جمعیت را ببینم؛ اما مسئولینی که به پشت بام ساختمان می‌رفتند، گفتند تقریباً از حوالی پیچ شمیران و پل چوبی جمعیت متراکم و کند است.

مسیر راهپیمایی نیز از ۴ طرف اعلام شده بود؛ اما از جایگاهی که ما مستقر بودیم، فقط میدان انقلاب تا پل چوبی قابل مشاهده بود و همین مسؤلین نیز طرف میدان آزادی و امیرآباد و کارگر از جنوب را نمی‌دیدند. برای ما واقعاً جمعیت قابل توجه بود. نکته دیگری که در آن روز احساس کردم این بود که بنده صحبتم را با استدلالات قرآنی شروع کردم؛ اما دیدم مردم شور و هیجانی دارند که با این سخنان آرام نمی‌گیرند و به جریان حماسی بیشتری احتیاج دارند و ما پاسخگوی این احساس و هیجان مردم نیستیم و هر چقدر هم که مطلب قوی و منطقی و تکیه‌گاه حرفهایمان آیات قرآن و تفسیر آن باشد، پاسخگوی هیجان عظیم مردم نیست، چرا که مردم از اتفاقات آن روزها (اهانت به عزاداری امام حسین (ع) و پاره کردن عکس امام) طوری به درد آمده‌اند که این‌گونه صحبت‌ها و سخنرانی‌ها آن‌ها را اشباع و ارضاء نمی‌کرد؛  این احساسی بود که نسبت به وضعیت مردم داشتم، (از اینرو مجبور شدم مطالبم را به صورت حماسی بیان کنم).»[۲۳]

[۱]. روش داستانی.

[۲]. سیره ابن‌هشام، ج۳، ص ۶۳۷ و انساب الاشراف، ح۱، ص ۳۷۳.

[۳]. مائده/ ۳۲.

[۴]. نساء/۹۳.

[۵]. بقره/۱۹۱.

[۶]. بقره/۲۱۷.

[۷]. انفال/۲۵.

[۸]. نهج البلاغه، خطبه‏ ۱۰.

[۹]. نهج‏البلاغه، خطبه ۶.

[۱۰]. همان.

[۱۱]. سایت تحلیلی خبری عصر ایران، تاریخ مخابره: ۱۷/۱۰/۱۳۹۴.

[۱۲]. انعام/۸۲.

[۱۳]. الطبقات الکبری، ج ۳، ص ۱۰۰ و ۱۰۵.

[۱۴]. اسدالغابة، ابن اثیر، ج ۲، ص ۱۹۸.

[۱۵]. اخبار الطوال دینوری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، ص۱۸۰- ۱۹۲.

[۱۶]. تاریخ طبری، ج ۴، ص ۴۹۹.

[۱۷]. انساب الاشراف، ج ۳، ص ۳۸.

[۱۸] . زارع پور، ٩ دی، حماسه نهم دی مظهر عاشورای حسنی بود، ١٩ دی، قیام خونین مردم قم، قابل دسترس در سایت.

[۱۹]. ۲۴۰ داستان از نماز و عبادات امام خمینی (ره).

[۲۰]. گزیده بیانات در دیدار مردم قم، ۱۹/۱۰/۱۳۸۸.

[۲۱]. گزیده بیانات در نماز جمعه تهران، ۲۴/۳/۱۳۸۸.

[۲۲]. نهج البلاغه، قصار ۱.

[۲۳]. سایت خبری قاصد نیوز: ۷/۱۰/۱۳۹۳.


نُه + = 14