به گزارش خبرنگار «نیمرخ» برنا، آرامش، واژه‌ای است که متاسفانه امروزه کسی به آن فکر نمی‌کند و جای آن را آسایش گرفته است. «مرتضی بذرافشان» دکترای علوم و معارف اسلامی، مشاور در امور مهارت‌های زندگی در این باره به برنا می‌گوید:

محققان جهان، بخش عمده بیماری‌های شایع و عصبی در افراد را ناشی از استرس و عدم آرامش می‌دانند که معمولا این بیماری‌ها با دارو رفع نمی‌شود و در وجود این افراد می‌ماند.

روش‌های ساده بسیار برای رسیدن به آرامش وجود دارد که نه هزینه و نه نیاز به پزشک دارد، در این روش انسان باید خود را از درون خود اصلاح کند.

علت اینکه اکثر افراد، کمتر به آرامش درونی می‌رسند، این است که مسیر زندگی را اشتباه می‌روند؛ زیرا این افراد زندگی را برای مردم و قهرمان شدن می‌خواهند؛ در نتیجه حسادت‌ها، چشم هم چشمی‌ها، ریاست طلبی، وابستگی به دنیا، نام آورشدن، حرص و طمع مال و… عواملی هستند که باعث سلب آرامش افراد می‌شوند.

اگر فردی از درون تهی باشد و تمام تلاش خود را صرف فراهم کردن آسایش همسر و فرزندان کنند، بیشتر از اینکه آرامش همسر و فرزندان را سلب کند، آرامش خود را از بین می‌برد.

راه‌های رسیدن به آرامش را از دیدگاه اسلام را می‌توان به ۱۲ روش تقسیم کرد:

۱- ذکر و یاد خدا
ذکر و یاد خدا باعث آرامش دل‌ها است. همان طور که خداوند در سوره رعد آیه ۲۸می‌فرماید:بِذِکر اِللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ؛« دل‌ها با یاد خدا آرام می‌گیرند

۲- توکل به خدا
کسی که توکل به خداوند نداشته باشد، همیشه دست نیاز به دیگران دراز می‌کند و این وابستگی موجب سلب آسایش او می‌شود. این افراد با کوچکترین مشکل به دیگران متوسل می‌شوند و هیچ امیدی ندارند. در این شرایط آنها باید بدانند خود سعی و تلاش کرده و خداوند قهار است و مشکلات آنها حل می‌کند.
خداوند در قرآن سوره طلاق آیه ۳ می‌فرماید: مَن یتوکل علی الله فهو حسبه:« هر که به خداوند توکل کند،خداوند او را بس است.»
بنابراین کسی که توکل به خدا داشته باشد، دیگر حرص مشکلات و سختی‌ها را نمی‌خورد و خود را به خداوند می‌سپارد.

۳- نداشتن حرص و طمع
انسان‌ها هر چقدر ثروتمندتر باشند، به همان میزان آرامش کمتری دارند. هر قدر زندگی ماشینی و امکانات رفاهی و همین طور آسایش بیشتر باشد، به همان نسبت و به همان تناسب آرامش ما کم می‌شود.
کسی که به فکر مال اندوزی و طمع باشد، همیشه به این فکر است که ثروتش بیشتر شود در نتیجه آرامشی ندارد.
افرادی‌که معمولا چشم داشت و یا حسرت مال و علم افراد را می‌خورند، معمولا از روح روان سالمی برخوردار نیستند.

۴- بالا بردن رشد معنوی
افراد می توانند با رشد معنوی و از طریق دعا کردن و توسل به خداوند و مطالعه کمبودهای و خلاء‌های خود را برطرف کنند. زیرا با دعا مشکلات آنها حل می‌شود و به آرامش می‌رسند.

۵- واقعیت زندگی را قبول کنید
درست است که انسان دوست دارد به کارهای بزرگ و مال و ثروت دست پیدا کند و این رفتار ذاتی است، اما زمانی است که فرد تمام سعی و تلاش خود را می کند، اما به آن مرحله از پیشرفت نمی رسد. او نباید نا امید شده و تمام فکرش را روی آن متمرکز کند، زیرا موجب سلب آسایش او می‌شود.
پیامبراکرم(ص) می‌فرماید: ان الله یحب معالى الامور:« خداوند کارهاى بلند و گرامى را دوست دارد».
ولی زمانیکه افراد به خواسته‌های خود و آن پیشرفت نمی رسند، باید حسرت نخورند، زیرا حسرت خوردن خود یک عامل از بین بردن آسایش است.

۶-تسلیم مقدرات خداوند باشید
فرض کنید فردی مدام در حال دعا کردن است که خداوند شرایط ازدواج او را با کسی که دوستش دارد فراهم کند، اما دعای او مستجاب نمی‌شود و او به طرف مقابل خود نمی‌رسد. این تقدیر خداوند است و نباید بر خواسته‌های خود پافشاری کند.
برخی افراد می‌گویند: خداوند در قرآن فرموده که بخوانید مرا، تا اجابت کنم شما را. پس چرا خداوند دعاهای ما را اجابت نمی‌کند؟ باید در جواب گفت؛دلیل آن این است که خداوند صلاح تو را می‌خواهد و حکمت و سرنوشت تو این طور رقم خورده است.
خداوند در قرآن سوره بقره آیه ۲۱۶ می‌فرماید: وَهُوَ کُرْهٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکُمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ
«شاید چیزی را ناخوش بدارید و در آن خیر شما باشد و شاید چیزی را دوست داشته باشید و برایتان ناپسند افتد خدا می‌داند و شما نمی دانید.»
اگر هر کاری که نمی‍‌شود به آن دست یافت را به دست خداوند سپرد، آرامش انسان زیاد می‌شود. زیرا خود را درگیر آن کار نمی‌کند.

۷- ازدواج با همسر خوب:
خداوند در قرآن سوره روم آیه ۲۱می فرماید:مِن‌ْ ءَایَـَتِه‌ِأَن‌ْ خَلَق‌َ لَکُم مِّن‌ْ أَنفُسِکُم‌ْ أَزْوَ َجًا لِّتَسْکُنُوَّاْ إِلَیْهَا « از نشانه‌های او این است که برای شما همسرانی آفرید تا به وسیله آن‌ها آرام گیرید.»
وقتی مردی وارد خانه می‌شود و همسرش تمام امکانات را برای او فراهم می‌کند تا او به آرامش برسد این نعمتی است که باید قدر او را دانست. همین طور زنی که با وجود همسرش احساس آرامش می‌کند. اخلاق نیک همسران در آرامش افراد بسیار تاثیرگذار است.

۸- استراحت و خواب در شب:
خواب و استراحت شبانه بسیار در آرامش افراد تاثیر دارد. حتی خداوند در قرآن می‌فرماید؛ الله الذّی جعل لکم الّیل لتسکنوا فیه:«خداوند شب را برای شما پدید آورد تا در آن آرام گیرید.»

۹- پاکیزگی و نظافت:
کسی که پاکیزه و تمیز است معمولا احساس آرامش می کند؛ ولی زمانیکه فردی کثیف و بد بو است از این بابت رنج می‌برد و باعث سلب آسایش او می‌شود.

۱۰- طهارت داشتن:
بارها و بارها در روایت و احادیث ذکر شده است که انسان دائم الوضو باشد، زیرا وضو باعث آرامش می‌شود. با غسل های مستحبی درمناسبت‌ها و ولادت‌های ائمه اطهار می‌توان به آرامش رسید، زیرا زمانیکه حس پاک بودن به او دست بدهد، آرامش به او تزریق می‌شود.

۱۱- خوردن غذای سالم و طبیعی:
در آیات و روایات ذکر شده است خوردن انگور سیاه، زیتون و روغن آن و همینطور خوردن عسل دراعصاب و آرامش موثر است. متاسفانه امروزه غذاهای فست فود که بسیار در روحیه و آرامش انسان‌ها تاثیر دارد، جای غذاهای سالم و طبیعی را گرفته است.

۱۲- عدم بدبینی و اعتماد به دیگران:
معمولا افرادی که به دیگران و یا همسر خود شک دارند و بدبین هستند، معمولا این شک و عدم اعتماد آرامش آنها را به خطر می‌اندازد. مثلا اگر خانمی همسرش دیر به خانه می‌آید، در ذهن خود به غلط چنین تصوری دارد که شاید او با کس دیگری است؛ در صورتیکه همسرش به دلیل مشغله کاری دیر به منزل رسیده است. به همین دلیل فکرهای منفی روح و روان او در عذاب است.
در آیات روایات آمده است که انسان‌ها باید اصل را بر نیکی بگذارند؛ مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

چگونه غول اضطراب را شکست دهیم؟

اختلال اضطراب نوعی اختلال روانی رایج است که تقریباً بیشتر مردم را در دوره‌ای از زندگی درگیر خود می‌کند. اختلال اضطراب می‌تواند به دلایل ژنتیکی، جسمانی و وقایع استرس‌زای زندگی ایجاد شود.

اضطراب یک واکنش طبیعی بدن نسبت به استرس است، در موقعیت ‌های اضطرابی معمولاً افراد مضطرب از علائمی چون تپش قلب، لرزش و عرق کردن شکایت می‌کنند. از این‌رو افراد مبتلابه اختلال اضطراب می‌بایست حتماً به دنبال درمان و تغییر سبک زندگی خود باشند. توجه به پیشنهاد‌های متخصصان، روان‌درمانی، استفاده از داروها و پیروی از درمان برای این بیماران بسیار ضروری است.
با اینکه اضطراب یک واکنش طبیعی بدن است ولی اگر بیش‌ازحد اتفاق بیفتد می‌تواند کلیه فعالیت‌های فرد را از مدرسه گرفته تا کار و زندگی تحت تأثیر قرار داده و تهدیدی برای آن‌ها باشد. بر اساس اعلام انستیتوی ملی بهداشت، تقریباً یک سوم از بزرگسالان در یک مقطع از زندگی خود با یکی از انواع اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنند.

علائم اضطراب عبارت‌اند از:

۱٫ احساس فشار عصبی و تحریک‌پذیری
۲٫ انتظار یک اتفاق بد و وحشت‌زا
۳٫افزایش تپش و ضربان قلب
۴٫گرفتگی قفسه سینه
۵٫تعریق و لرزش بدن
۶٫ احساس ضعف و فرسودگی
۷٫کمردرد، سرگیجه
۸٫ مشکلات تمرکز
۹٫ بی‌خوابی
۱۰٫ مشکلات گوارشی مثل یبوست و اسهال

آیات آرامش بخش قرآن

 


 

آرامش، اسم مصدر از آرمیدن است، و در برابر اضطراب و دلهره به کار می‌رود و به حالت و صفت روانی و قلبی خاص (آسودگی خاطر، ثبات و طمأنینه) گفته می‌شود.

 


 

استدلال ضمنی به آیات قرآن

آثار آرامش

۱٫ ازدیاد ایمان

۱٫ اعطای آرامش و اطمینان از سوی خدا به مؤمنان، زمینه فزونی ایمان آنان:

هو الذی أنزل السکینة فی قلوب المؤمنین لیزدادوا إیمنا مع إیمنهم…‌. فتح (۴۸) ۴

۲٫ اقرار به توحید

۲٫ اعتراف صریح اصحاب کهف به توحید ربوبی در برابر دقیانوس، به دنبال آرامش بخشیدن خدا به‌آنان:

و ربطنا علی قلوبهم إذ قاموا فقالوا ربّنا ربّ السموت و الأرض…‌. کهف (۱۸) ۴

 

3. حفظ اسرار

۳٫ اعطای آرامش قلب به مادر موسی (علیه السلام) عامل حفظ اسرار ازسوی او:

و أصبح فؤاد أمّ موسی فرغا إن کادت لتبدی به لو لا أن ربطنا علی قلب‌ها…‌. قصص (۲۸)۱۰

 

4. رضایت از خدا

۴٫ قلب‌های آرام یافته با یاد و وعده‌های خدا، خشنود از او:

یأیّتها النفس المطمئنّة * ارجعی إلی ربّک راضیة مرضیّة * فادخلی فی عبدی * وادخلی جنّتی. فجر (۸۹) ۷‌-۳۰

 

5‌. رضایت خدا

۵٫ قلب‌های آرام گرفته با یاد و وعده‌های خدا، برخوردار از رضایت او:

یأیّتها النفس المطمئنّة * ارجعی إلی ربّک راضیة مرضیّة * فادخلی فی عبدی * وادخلی جنّتی. فجر (۸۹) ۷‌-۳۰

خداوند، بازگرداننده موسی (علیه السلام) به مادرش برای خشنودی و رفع اندوه از وی: …فرجعنک إلی أمّک کی تقرّ عین‌ها و لاتحزن

۶‌. عنایت خدا

۶٫ قلب‌های آرام یافته با یاد و وعده‌های خدا، برخوردار از عنایت‌های ویژه الهی:

یأیّتها النفس المطمئنّة * ارجعی إلی ربّک راضیة مرضیّة * فادخلی فی عبدی * و ادخلی جنّتی. فجر (۸۹) ۷‌-۳۰

 

7. مصونیّت از غضب خدا

۷٫ مصون بودن قلب‌های آرام یافته به ایمان، از غضب الهی حتّی در صورت تظاهر به کفر بر اثر اکراه:

من کفر بالله من بعد إیمنه إلاّ من أُکره و قلبه مطمئن بالایمن و لکن من شرح بالکفر صدراً فعلیهم غضبٌ من الله…‌.[شأن نزول این آیه، آورده شده است: گروهی از مؤمنان، در مکّه تحت فشار شدید قرار گرفتند تا از اسلام دست بردارند. آن‌ها در ظاهر و از روی اکراه کلمات کفرآمیز بر زبان جاری کردند؛ ولی به ایمان و اسلام خویش وفادار بودند. (مجمع‌البیان، ذیل آیه)] نحل (۱۶) ۶۰

 

آرامش آدم(علیه السلام)

آرامش یافتن آدم (علیه السلام) به وسیله همسر خود حوّا:

هو الذی خلقکم من نفس وحدة و جعل منها زوج‌ها لیسکن إلیها…‌.[منظور از «نفس واحدة» آدم (علیه السلام) و مقصود از «زوج‌ها» حوّا می‌باشد. (مجمع‌البیان، ذیل آیه)] اعراف (۷) ۸۹

 

حضرت ابراهیم

آرامش ابراهیم(علیه السلام)

آرامش یافتن قلب ابراهیم (علیه السلام) درباره کیفیّت زنده کردن مرده‌ها در قیامت با مشاهده زنده شدن پرنده‌های مرده:

و إذ قال إبرهیم ربّ أرنی کیف تحی الموتی قال أولم تؤمن قال بلی و لکن لیطمئنّ قلبی قال فخذ أربعة من الطیر فصرهنّ إلیک ثمّ اجعل علی کلّ جبل منهنّ جزءا ثمّ ادعهنّ یأتینک سعیا…‌. بقره (۲) ۶۰

 

آرامش از آیات خدا

آرامش به وسیله همسر، از آیات خدا:

و من ءایته أن خلق لکم من أنفسکم أزوجا لتسکنوا إلیها انّ فی ذلک لایات…‌. روم (۳۰) ۱

 

آرامش اصحاب‌کهف

برخورداری اصحاب‌کهف، از آرامش الهی:

و ربطنا علی قلوبهم إذ قاموافقالوا ربّنا ربّ السموت و الأرض…‌. کهف (۱۸) ۴

 

آرامش انفاق‌گران

انفاق پنهان و آشکار، سبب آرامش انفاق‌گران در قیامت:

الّذین ینفقون أمولهم بالّیل والنّهار سرًّا وعلانیة فلهم أجرهم عند ربّهم ولا خوف علیهم ولا هم یحزنون. بقره (۲) ۷۴

 

آرامش اولیاءالله

اطمینان و آرامش اولیاءالله، در سایه ایمان و تقوا:

ألا إنّ أولیاء الله لاخوف علیهم و لا هم یحزنون * الّذین ءامنوا و کانوا یتّقون. [ترس و اندوه، دو حالت روانی و بر هم زننده آرامشند. نفی آن دو از اولیای خدا، مساوی با حصول آرامش و برطرف شدن اضطراب از آن‌ها است.] یونس (۱۰) ۶۲ و ۶۳

 

آرامش‌بخشی به ابراهیم(علیه السلام

آرامش دادن ملائکه به حضرت ابراهیم (علیه السلام) :

و لقد جاءَت رسلنا ابرهیم بالبشری قالوا سلماً قال سلم فمَا لَبث أَن جاءَ بعجل حنیذ * فلمّا رءا أیدیهم لاتصل إلیه نکرهم و أوجس منهم خیفة قالوا لاتخف…‌ * فلمّا ذهب عن إبرهیم الروع وجاءته‌البشری…‌. هود (۱۱) ۶۹ و ۷۰ و ۷۴و نبّئهم عن ضیف إبرهیم * إذ دخلوا علیه فقالوا سلـما قال إنّا منکم وجلون * قالوا لاتوجل إنّا نبشّرک بغلـم علیم * قال أبشّرتمونی علی أن مّسّنی الکبر فبم تبشّرون * قالوا بشّرنـک بالحقّ فلاتکن مّن القـنطین. حجر(۱۵)‌۵۱‌-‌۵۵

هل أتیک حدیث ضیف إبرهیم…‌ * إذ دخلوا علیه فقالوا سلما…‌ * فأوجس منهم خیفة قالوا لاتخف…‌. ذاریات (۵۱) ۲۴ و ۲۵ و ۲۸

آرامش یافتن آدم (علیه السلام) به وسیله همسر خود حوّا: هو الذی خلقکم من نفس وحدة و جعل منها زوج‌ها لیسکن إلیها

آرامش‌بخشی به ابوبکر

دلداری پیامبر (صلی الله علیه وآله) به ابوبکر در غار ثور جهت برطرف ساختن دلهره وی:

إلاّ تنصروه فقد نصره اللَّه إذ أخرجه الَّذین کفروا ثانی اثنین إذ هما فی الغار إذ یقول لصـحبه لاتحزن إنّ اللّه معنا فأنزل اللّه سکینته علیه…‌. توبه (۹) ۴۰

 

آرامش‌بخشی به داود (علیه السلام)

آرامش دادن ملائکه به داود (علیه السلام) با حضور نزد وی هنگام داوری:

و هل أتیک نبؤا الخصم إذ تسوّروا المحراب * إذ دخلوا علی داود ففزع منهم قالوا لاتخف…فاحکم بیننا بالحق…‌.[از امام رضا (علیه السلام) روایت شده که شاکیان دو فرشته بودند. (عیون‌اخبارالرضا، ج ۱، ص ۱۹۴، ح ۱)] ص (۳۸) ۲۱ و ۲۲

 

آرامش‌بخشی به لوط(علیه السلام)

آرامش دادن ملائکه به لوط (علیه السلام) در زمان انجام مأموریت خود برای نابودی قوم او:

و لمّا أن جاءت رسلنا لوطا سیء بهم و ضاق بهم ذرعا و قالوا لاتخف و لاتحزن إنّا منجّوک و أهلک…‌. عنکبوت (۲۹) ۳

 

آرامش‌بخشی به مادر موسی (علیه السلام)

خداوند، بازگرداننده موسی (علیه السلام) به مادرش برای خشنودی و رفع اندوه از وی:

…فرجعنک إلی أمّک کی تقرّ عین‌ها و لاتحزن…‌. طه (۲۰)

 

آرامش‌بخشی خدا به مادر موسی (علیه السلام) با الهام به وی درباره آینده فرزندش:

و أوحینا إلی أمّ موسی أن أرضعیه فإذا خفت علیه فألقیه فی الیمّ و لاتخافی و لاتحزنی إنّا رادّوه إلیک و جاعلوه من المرسلین * و أصبح فؤاد أمّ موسی فرغا إن کادت لتبدی به لو لا أن ربطنا علی قلب‌ها…‌ * فرددنه إلی أمّه کی تقرّ عین‌ها و لاتحزن…‌. قصص (۲۸) ۷ و ۱۰ و ۱۳

 

آرامش‌بخشی به متّقین

آرامش دادن خداوند به بندگان متّقی و خالص خود در قیامت:

الأخلاّء یومئذ بعضهم لبعض عدوّ إلاّ المتّقین * یعباد لا خوف علیکم الیوم و لا أنتم تحزنون. زخرف (۴۳) ۶۷ و ۶۸

 

 بخش قرآن تبیان

نعمت آرامش

آب

   کتاب مختصر ولی مفید “چگونه آرامش به دست آوریم” به قلم سید محمد صالحی کوشا، کتابی ساده و به دور از پیچیدگی های دنیای روانشناسی است که از دیدگاه  مذهب به آرامش نگاه کرده و به توضیح علل عدم آرامش می پردازد و در جهت رفع آن علل راهنمایی می کند. مطالب زیر تحت عنوان نقش حرص در زندگی انسان آمده است.

یکی از صفات رذیله که نگرانی اشخاص را بیشتر می کند و گاهی موجب هلاکت آنان می شود «حرص» است.

این صفت منفی روح متعادل و آرام صاحبش را بر هم می زند و بر اندوهش می افزاید و دامنه آتش حسرتش را گسترش می دهد.انسانی که حریص و آزمند است در واقع مریض است و مانند نا آرامی است، که در وادی حیرانی گرفتار آمده و به هر طرف می رود به انتها نمی رسد.

بر خلاف این صفت، صفت “قناعت” است. این صفت مانند کشتی نجاتی است که در امواج پر تلاطم زندگی ، سرنشینان خود را به سواحل امن می رساند. و خصلتی است که سعادت ابدی را برای صاحبان خود به ارمغان می آورد. صفت قناعت دل را مشغول چیز های زائد نمی کند و انسان را از دل مشغولی دور می سازد.

انسانی که دارای این صفت است همیشه فارغ البال می باشد و از آرامش توصیف ناپذیری برخوردار است.

حضرت باقر (ع) می فرماید :«انسان حریص در دنیا همچون کرم ابریشمی می ماند، که هر چه به دور خود بیشتر تار می پیچد، راه خلاصی او سخت تر و دورتر می شود و سر انجام از غصه می میرد.»

آرامش ذهنی

 

 

 

هر که هستید و هر کجا زندگی می کنید، آرامش را به زندگی خویش دعوت کنید و آن را در ذهن خود جایگزین سازید.

اگر کلام و رفتار شما قرین آرامش باشد، بدون شک این ویژگی به دنیای اطراف شما نیزسرایت خواهد کرد. به خاطر داشته باشید برای رسیدن به این وضعیت، لازم است برخی قابلیت های و یژه را در خود پرورش دهید و شرایط خاصی را در زندگی خویش ایجاد نمایید. رعایت نکات زیر مقدماتی است که به شما کمک می کند در این مسیر گام بردارید:

۱)  یاد بگیرید که گاه مسائل را رها سازید.

بدین معنا که به هر مسئله ای دائما گره نخورید. وقتی همیشه و همه جا در فکر مسائل خود هستید و به مرور آنها می پردازید، در واقع همیشه بار اضافه ای را با خود حمل می کنید که این خود سبب ایجاد اضطراب و استرس درشما می گردد. بیاموزید که با یک ذهن رها و آزاد زندگی کنید. این امر به شما کمک می کند که با هر محرک کوچک و یا مانع جزئی آشفته نشوید.

۲) به خود و خدای خود ایمان داشته باشید.

اگر به خود و خدای خود ایمان داشته باشید، به راحتی از عهده مشکلات زندگی برخواهید آمد و ثابت قدم و مطمئن در راه رسیدن به اهداف خود گام خواهید برداشت.

۳) مثبت اندیش باشید.

اگر دیدگاه مثبت اندیشی نداشته باشید، همه چیز می تواند بی فایده و بی ثمر باشد. داشتن نگرش مثبت و امید، بهترین سلاح در مقابل ترس و اضطراب است.

۴) نسبت به انتظارات و برنامه ریزی های خود واقع بین و منطقی باشید.

توانایی های خود را در موقعیت های خاص بشناسید و نسبت به عدم توانایی ها و ضعف های خود واقع بین باشید. هرچقدر نگرش شما نسبت به مسائل زندگی منطقی تر باشد، به آرامش بیشتری دست خواهید یافت.

 

 

 

5) نسبت به انسان ها، عشق بی قید و شرط خود را نثار کنید.

شما می توانید از دوستان، هم اتاقی ها و هم کلاسی های خود شروع کنید. یاد بگیرید که آنها را بدون قید و شرط  دوست بدارید، درمقابل ضعف های آنها صبور باشید وخطاها و اهمال کاری هایشان را ببخشید. هر چقدر نسبت به دیگران بخشش بیشتری داشته باشید احساس شادی و خرسندی بیشتری را تجربه خواهید کرد.

۶) معنای فداکاری را لمس کنید.

دست بخشش داشته باشید ولی انتظار بازگشت نداشته باشید. دیگران را به شیوه خودشان خوشحال کنید. به افراد بی پناه ، یتیم و فقیر کمک کنید. برای آنهایی که خواهان یاری شما هستند پشت و پناه باشید و بدون  آنکه منتی بر آنها نهید تکیه گاهشان باشید. هرچقدر بیشتر ببخشایید، از الزامات و قید و بندها بیشتر رها خواهید شد.

۷) افکار خود را بازسازی کنید.

در افکار و عقاید خویش نسبت به شخص خود، بازنگری کنید. بیاموزید در مقابل خویشتن صبور باشید و ارزشها، استعدادها و مهارت های خود را ارج نهید. خود را بدون هیچ قید و شرطی دوست بدارید. هرگونه ترس و تردید غیرمنطقی که در مورد خود دارید، کنار بگذارید. اگردیدگاه مثبت و سالمی را در مورد خود داشته باشید یاد خواهید گرفت که خود را بدون قید و شرط قبول داشته باشید.

آرامش ابدی

آرامش ، مظاهری

«آیت الله العظمی حسین مظاهری» از فقهای برجسته و استاد اخلاق، در ادامه سلسله مباحث اخلاقی خود در ماه مبارک رجب به موضوع آرامش پایدار، در پرتو ارتباط با خداپرداخته‏اند، که به خوانندگان محترم تقدیم می‏شود.

 

ماه رجب مربوط به خداوند، ماه شعبان مربوط به پیامبرگرامی«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» و ماه رمضان مربوط به امّت پیامبر است. در این سه ماه باید در جهت تقویت ارتباط عاطفی با خدای متعال کوشش فراوانی داشته باشیم.

اگر انسان با خدای خویش رابطۀ عاطفی نداشته باشد، در دنیا و آخرت سقوط می‌کند و راه نجاتی نخواهد داشت. رابطۀ عاطفی از طریق انس با قرآن، دعا و توسّل، می‌تواند انسان را از افسردگی، ضعف عصب و سایر مشکلات زندگی روزمرّه رهایی بخشد و آدمی را به جایی برساند که وقتی قرآن می‌خواند، بیابد که خدا در حال حرف زدن با اوست. وقتی در دل شب استغفار می‌کند و دعا می‌خواند، بیابد که در حال حرف زدن با خدا است. قرآن، کلام نازل و دعا، کلام صاعد است و هر دو مکالمه و معاشقه با خداوند سبحان است.

نماز، نوعی مکالمه با خداست. در حمد و سوره خدا با انسان و در سایر اذکار، انسان با خدا مکالمه می‌کند. و این مکالمه برای اهل معرفت، معاشقه است. بالاترین لذّت آنان در دل شب، مکالمه و معاشقه با خدا از طریق نماز شب و خواندن قرآن است.

«الرَّکعَتانِ فِی جَوفِ اللَّیلِ اَحَبُّ الَیَّ مِنَ الدُّنیَا وَ مَا فیِهَا»[۱]

اولیای الهی به دنیا و آنچه در آن است، پشت پا می‌زنند تا بتواند دو رکعت نماز شب بخوانند. در نظر ایشان دنیا هیچ ارزشی ندارد و صرفاً وسیله‌ای برای صعود است و لذا به دنیا و مادیّات، هیچ‌گونه تعلّق و دلبستگی ندارند و دل آنان فقط به خداوند متعال وابسته است.

 نفس مطمئنّه، در اثر رابطۀ عاطفی با خدا

اهل دل گاهی قرآن می خوانند، گاهی نماز می‌خوانند، گاهی استغفار می‌کنند و گاهی نیز با خدای خویش راز و نیاز می‌کنند و در هر صورت، بالاترین لذّت را از معاشقۀ خویش می‌برند. رابطۀ عاطفی با خدا، نفس مطمئنّه را در وجود انسان متجلّی می‌کند:

«أَلا إِنَّ أَوْلِیاءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ»[۲]

آگاه باشید، که بر دوستان خدا نه بیمى است و نه آنان اندوهگین مى‏شوند.

کسانی که با خدا رابطۀ عاطفی دارند، غم و غصّه و دلهره و اضطراب و نگرانی ندارند؛ نه غم گذشته را می‌خورند و نه از آینده نگرانند، زیرا خدا را دارند. کسی غم و غصّه و نگرانی دارد که خدا را نداشته باشد.

اطمینان دل در پناه خدا

آدمیان راه را گم کرده‌‌اند و دچار نگرانی روی نگرانی شده‌اند و پناه‌گاه مطمئنّی در دنیا ندارند. نمی‌فهمند که تنها پناه‌گاه انسان، خداوند است و یاد او آرام‌بخش دل‌های نگران و مضطرب است:

«أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»[۳]

آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش مى‏یابد.

آرامش مطلق و آسودگی پایدار، در پرتو ارتباط با خدای تعالی حاصل می‌شود. «ذکر الله» در قرآن، گاهی خواندن قرآن است، همراه با توجه به اینکه خدا با او حرف می‌زند و او هم در پاسخ با خدای خویش راز و نیاز و درد دل کند. همین مکالمه و گفتگو، غم و غصّه را زایل می‌کند و به انسان آرامش می‌بخشد. چنین آرامش پایداری از نفس مطمئنّه ناشی میشود؛ یعنی وقتی که خدا بر دل انسان حکومت کند، هنگامی که همۀ اغیار  از دل آدمی خارج شوند و تنها خدا در دل باشد، دل انسان جایگاه خدای رحمان می‌شود.

«قَلْبَ الْمُؤْمِنِ عَرْشُ الرَّحْمَن‏»[۴]

چقدر عالی می‌فرماید:

«لَمْ یَسَعْنِی سَمَائِی وَ لَا أَرْضِی وَ وَسِعَنِی قَلْبُ عَبْدِی الْمُؤْمِنِ»[۵]

 من در این جهان نمی‌گنجم، امّا دل مؤمن جایگاه من است. وقتی دل انسان جای خدا شد، خدا بر دل او حکومت پیدا می‌کند، در چنین حالتی، مکالمۀ آدمی با خدایی که در دل او جای دارد، بسیار لذّت‌بخش است. از این جهت مکرّراً در پی مکالمه و معاشقه با خداست.

 

لذّت مناجات با خدا

وقتی انسان به کسی علاقه‌مند باشد، دوست دارد با او حرف بزند و صدای او را بشنود. مثلاً وقتی کودک خردسال که پدر و مادر بسیار او را دوست دارند، با آنان حرف بزند، چقدر خوشحال می‌شوند؟ کسانی که محبّت خدا را چشیده‌اند و خدا در دل آنان جای دارد، از مکالمه با خداوند مسرور می‌شوند و به یک آرامش پایدار دست می‌یابند.

اهل بیت«علیهم‌السّلام» هنگام مکالمه با خدا و راز و نیاز با او، مدهوش می‌شدند و توجّه به هیچ‌ چیز و هیچ‌کس نداشتند. امیرالمؤمنین «سلام‌الله‌علیه» نماز می‌خواندند و مدهوش می‌شدند

وقتی خدا بر دل کسی حکومت کند، او عاشق خدا می‌شود و بالاترین لذّت برای یک عاشق این است که با معشوق خودش حرف بزند و لذّت بالاتر آن است که معشوق توجّه به مکالمۀ با او داشته باشد و از آن بالاتر و محبوب‌تر، حرف زدن معشوق با عاشق است.

اگر انسان به اندازۀ فرزند خویش خدا را دوست داشته باشد، از حرف زدن با خدا و حرف زدن خدا با او لذّت می‌برد و اگر چنین محبّتی در کار باشد، امکان ندارد نماز شب نخواند و هنگام سحر خواب بماند.

بزرگ‌ترین مصیبت برای انسان این است که از مناجات با خدای خویش لذّت نبرد

آرامش ، مظاهری

 نماز حقیقی و امداد الهی

بسیاری از مردم از سر شب تا آخر شب، در حال گفتگوهای بی‌فایده و تماشای فیلم‌های تلویزیون و اتلاف وقت هستند و حتی حال خواندن نماز واجب را نیز در اوّل وقت ندارند، چه رسد به نماز شب.

توجّه ندارند که نماز، رابطۀ عاطفی با خداست، باید با ادب حضور نماز بخوانند، باید توجّه داشته باشند که با خدا صحبت می‌کنند و خدا با آنان حرف می‌زند و مراعات خشوع و خضوع نماز را بکنند. امّا یک نماز اجباری، آن هم برای رفع تکلیف و برای رهایی از جهنّم می‌خوانند.

نماز اهل دل برای رفتن به بهشت و یا نرفتن به جهنّم نیست، بلکه همین نماز برای آنان بهشت است و از آن لذّت می‌برند. اگر مردم به اندازۀ یک سریال یا یک فیلم، به خواندن نماز علاقه داشتند و به آن اهمیّت می‌دادند، بسیاری از مشکلات اصلاح می‌شد.

«وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنینَ» [۶‏]

و یارى‏کردن مؤمنان بر ما فرض است.

«وَ کَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ»[۷]

و مؤمنان را [نیز] چنین نجات مى‏دهیم.

این دو آیه مختصر است، امّا یک دنیا معنا دارد. پروردگار عالم آدمیان را خیلی دوست دارد. از هفتاد پدر و مادر مهربان، نسبت به بندگان خویش مهربان‌تر است؛ امّا متأسّفانه این مهر و محبّت یک طرفه است. علامت اینکه انسان‌ها خدا را دوست ندارند، این است که گناه می‌کنند و نماز واقعی نمی‌خوانند.

 

نیل به مقام آدمیّت در سه ماه پیش رو

ماه رجب، ماه شعبان و ماه رمضان، ماه‌های خودسازی است. این سه ماه باید بر انسان بگذرد و او آدم شده باشد. چگونه؟ وقتی دو رکعت نماز می‌خواند، توجّه داشته باشد که خدا با او حرف می‌زند، یعنی حضور قلب داشته باشد.

جوانان امروزی در اثر دوری از خدا، دچار عشق مجازی می‌شوند که یک درد ناعلاج است. حاضرند دین، ‌آبرو و همۀ دارایی خویش را فدای عشق مجازی کنند. چرا؟ چون خدا را ندارند. اما اگر جوان باخدا شد و خدا در دل او قرار گرفت، حضور قلب پیدا می‌کند. در نیمی از نماز خدا با او حرف می‌زند و در نیمۀ دوّم نماز، او با خدا حرف می‌زند و نمی‌تواند مکالمۀ خود را تمام کند.

خوشا به حال این افراد که در اثر ذکر و نماز، در دنیا گرفتاری ندارند، گره‌های زندگی آنان باز می‌شود. اصلا گره پیدا نمی‌کنند که باز شود. پول و ثروت و امکانات ندارند،‌ اما یک زندگی سراسر نشاط و آرامش دارند، چون خدا بر دل آنها حکومت می‌کند و خواست آنان خواست خداست.

 

یکی درد و یکی درمان پسندد                     یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران              پسندم آنچه را جانان پسندد

 

وقتی چنین شد، خدا در همین دنیا به مقام محمود عنایت می‌کند. چگونه؟ همه جا را محضر خدا می‌داند و در محضر خدا با او مکالمه می‌کند.

 ضرورت انس با قرآن، دعا و توسّل

تقاضا دارم با قرآن مأنوس باشید،

قرآن زیاد بخوانید، به خصوص در دل شب قرآن بخوانید. بسیاری از بلاهایی که در خانه‌ها آمده، ناشی از مطرود شدن قرآن کریم در آن خانه‌هاست

. وقتی قرآن در خانه‌ای فراموش شود، خدا فراموش شده و وقتی خدا فراموش شود، آن خانه و آن زندگی تاریک است و نور ندارد.

تقاضای دیگری که دارم این است که با دعا انس داشته باشید و همیشه دعا بخوانید. به دعای کمیل شب جمعه و دعاب ندبۀ صبح جمعه اکتفا نکنید، بلکه همیشه با دعا سر و کار داشته باشید. خدا نزدیک و سریع‌الاجابه است.

«أَنَّ اللَّهَ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِه‏»[۸]

و بدانید که خدا میان آدمى و دلش حایل مى‏گردد.

«وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی‏ وَ لْیُؤْمِنُوا بی‏ لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»[۹]

و هر گاه بندگان من، از تو در باره من بپرسند، [بگو] من نزدیکم، و دعاى دعاکننده را- به هنگامى که مرا بخواند- اجابت مى‏کنم، پس [آنان‏] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند، باشد که راه یابند.

یار از من به من نزدیک‌تر است                 این عجب بین که من از وی دورم

با که این راز توان گفت که او                    در کنار من و من مهجورم

البته همین مقدار که سعدی گفته‌ است: خداوند در کنار من است، اشتباه کرده است. در همان بیت اوّل، عالی گفته است که «یار از من به من نزدیک‌تر است»، ولی «کنار من» را اشتباه  گفته است. او به ما نزدیک  است، ما دوریم؛ چگونه نزدیک شویم؟ با نماز، با قرآن، با دعا و راز و نیاز با خدای متعال و به خصوص با توسّل. رابطۀ عاطفی با خدا، محتاج توسّل است:

«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَةَ»[۱۰]

اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از خدا بترسید و [براى تقرب‏] به سوى او وسیله بجویید.

دعا کلام صاعد است و واسطۀ فیض باید این کلام را بالا ببرد. واسطۀ فیض، اهل بیت«علیهم‌السّلام»هستند و در زمان حاضر، قطب عالم امکام، محور عالم وجود و واسطۀ بین غیب و شهود، حضرت ولی عصر«ارواحنافداه» می‌باشند و باید با توسّل به آن حضرت دعا کنیم.

قرآن کریم به واسطۀ پیامبر اکرم«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم» از جانب خدای متعال به ما رسیده است و دعای ما نیز باید به واسطۀ اهل بیت «علیهم‌السّلام» به درگاه الهی برود.

توسل به اهل بیت«علیهم‌السّلام» دل انسان را به عالم ملکوت نزدیک‌تر می‌کند. اگر محبّت امام زمان«ارواحنافداه» در دل کسی رسوخ کند، آن حضرت را می‌یابد و به واسطۀ ایشان می‌تواند با خداوند متعال رابطۀ عاطفی برقرار کند. در این صورت مقام شهود پیدا می‌کند و نیازی نیست به دنبال تشرّف باشد، بلکه همیشه در محضر امام زمان«ارواحنافداه» است.

 


 

پی‌نوشت‌ها:

۱٫ وسائل الشّیعة، ج ۸، ص ۱۵۶

۲٫ یونس / ۶۲

۳٫ رعد / ۲۸

۴٫ بحارالانوار، ج ۵۵، ص ۳۹

۵٫ همان

۶٫‌ الروم / ۴۷‏

۷٫‌ الأنبیاء / ۸۸

۸٫‌ انفال / ۲۴

۹٫‌ بقره / ۱۸۶

۱۰٫ مائده / ۳۵

 

تهیه  و تنظیم : گروه حوزه علمیه تبیان

آرامش پایدار و ناپایدار

در بخش اول مجموعه مقالات آرامش و معنویت از این گفتم که برای شناخت آرامش و آموختن راه های افزایش آرامش در زندگی لازم است هدف زندگی را بدانیم و گفتم که هدف زندگی رفتن و رسیدن به خداست. اضطراب زنگی است که وقت فراموش کردن خدا به صدا در می آید. اضطراب بیدار باشی است برای دل های به خواب رفته که خدا را از یاد برده اند.
زمان تقریبی مطالعه :۱۰ دقیقه

آرامش پایدار و ناپایدار

هرگاه از یاد او غافل شویم، هرچه او برای شادی و لذت در زندگی ما قرار داده، مایه اضطراب و نگرانی می شود. ممکن است از راه های مختلف آرامش را تجربه کنیم، اما آرامشی که ناپایدار است و از دست می رود، خواستۀ حقیقی ما نیست. پس می توانیم بر اساس رهنمود طلایی «یاد خدا موجب آرامش دلهاست.» تکنیک هایی را بیاموزیم که ما را به آرامش پایدار برساند.
شاید کسانی که از اضطراب بسیار رنج می برند، نخواهند به این موضوع فکر کنند که آرامش پایدار و ناپایدار چه تفاوتی دارد و هر وسیله ای که بتواند کمی آنها را به آرامش برساند، می پذیرند و تجربه اش می کنند.
اگر با چنین افرادی روبرو شوم، اول چند تکنیک معنوی را به آنها می آموزم و بعد که کمی آرام شدند. در مورد حقیقت آرامش و پایداری و ناپایداری آن با آنها گفتگو می کنم، تا بتوانند به خوبی از تکنیک های معنوی آرامش استفاده کنند. گاهی اوقات تا زمانی که به مبانی تکنیک های معنوی آرامش توجه نکنیم، نمی توانیم به آنها عمل کنیم. برای همین لازم است که موضوع پایه ای آرامش پایدار و ناپایدار را بررسی کنیم و بعد وارد راهکارهای کلی و تکنیک های جزئی و کاربردی شویم.
از دیدگاه قرآن آرامش همیشه و به هر صورت شاخص سلامت معنوی و به دنبال آن سلامت روانی به شمار نمی­ آید. آرامشی به عنوان شاخص سلامت معنوی شناخته می­شود، که پایدار باشد. پایداری و ناپایداری آرامش به موضوع آن بستگی دارد. آرامش یک پدیده مستقل روانی نیست، بلکه آرامش به ارتباط انسان با یک موضوع مربوط است. شما نمی­توانید خود به خود آرام یا نگران باشید، البته ممکن است گاهی انسان علت آرامش یا نگرانی خودش را نداند، بهتر است بگوییم موضوع آرامش و نگرانی خود را نداند. اما به هر حال آرامش یا نگرانی به ارتباطات انسان مربوط می­شود. دقیقاً مثل عشق. شما خود به خود عاشق هیچ چیز نمی­شوید. عشق در قلمرو ارتباطات انسان پدید می­آید و همیشه نسبت به کسی یا چیزی احساس می­شود.
آرامش در ارتباط با چیزی یا کسی قابل تجربه است، که شما زندگی خود را در تکیه به آن برقرار می­بینید. شما ممکن است خود را به پول وابسته بدانید و از زیاد داشتن آن احساس آرامش کنید. یا ممکن است خودتان و زندگی تان را به کسی وابسته بدانید و هنگام بودن در کنار او آرامش را تجربه کنید. نگرانی هم در همین ارتباط پدید می­آید. اگر به چیزی یا کسی که زندگی خود را به او مربوط و برقرار می­دانیم، مطمئن باشیم یا به اصطلاح عامیانه خیال­مان از آن راحت باشد، احساس آرامش می­کنیم، اما اگر آن را تکیه­گاه مطمئنی ندانیم، احساس نگرانی خواهیم کرد.
آرامش از دیدگاه معنوی بر این اساس استوار است، که تکیه گاه و پناهی مطمئن تر از خداوند وجود ندارد. همۀ نیازهای مادی و معنوی ما به دست اوست. بخش های مختلف زندگی، شامل زندگی شغلی، خانوادگی، اجتماعی و… همه با تکیه بر او استوار و اطمینان بخش خواهد شد. در حقیقت آرامش پایدار با یاد خدا و بودن با او به دست می آید و بی او تنها ممکن است گاهی سراب آرامش در زندگی به چشم آید.
قرآن کریم آرامشی را که به امور ناپایدار دنیوی مربوط می­شود، ناپایدار و بی ارزش می­داند. و در مقابل آرامشی را که از یاد خداوند و درک نشانه های او برمی آید، ارزشمند و پایدار ارزیابی می کند.
«خداوند مردمان روستایی را مثال می­زند‌‍، که آرام و مطمئن بودند که روزی­شان از هر سو و هر روز می­آید. پس به نعمت­های خدا کافر شدند و خداوند لباس گرسنگی و نگرانی بر آنها پوشاند.» (نحل.۱۱۲) جملۀ پایانی آیه بیانگر دشمنی خدا با آنها نیست، بلکه بیان طبیعت ناپایدار و دگرگونی دنیاست. به طوری که آرامش و اطمینان یافتن با آن به نگرانی و اضطراب تبدیل می­شود. بنابراین مشکل اصلی این نیست که مدت برخورداری از نعمت ها محدود است، مشکل آنجاست که نسبت به نعمت بودن آنها از سوی خدا، کافر شویم و خدا را فراموش کنیم.
ممکن است گرسنگی و تنگناهای زندگی برای اهل ایمان پیش بیاید، ولی آنها نگران نمی شوند و امید و ایمان شان را به خداوند از دست نمی دهند. به همین خاطر او درهای برکت و فراوانی را به روی شان می گشاید. «اگر اهل سرزمینی ایمان بیاورند و پاک باشند، بی تردید درهای برکت آسمان و زمین را به روی آنها می گشاییم.» (اعراف.۶۹)
در آیه دیگری می­فرماید: «کسانی که امیدی به دیدار خداوند (و لطف و بخششندگی او) ندارند و به زندگی دنیوی راضی شدند و به آن اطمینان و آرامش پیدا کردند، آنان از نشانه­های ما غافل اند.» (یونس.۷) لحن توبیخ آمیز این آیه شریفه با اینکه به دگرگونی دنیا اشاره­ای ندارد، با بیان اینکه آرامش یافتگان به دنیا از نشانه­های خدا غافل هستند، به پوچی آرامش یافتن به دنیا و تقابل این آرامش، با درک حقیقت نشانه­های خدا اشاره می­نماید. این طور که آرامش یافتگان به دنیا بر بنیانی پوچ استوارند و آگاهان از نشانه­های خدا به حقیقت رسیده­اند.
در واقع هر چه که در زندگی در اختیار ما قرار می گیرد و ممکن است با آن احساس آرامش کنیم در حقیقت نشانه ای از نشانه های لطف بی پایان و عشق بی کران و بخشندگی بی دریغ الهی است. این تغییر بینش یکی از راهکارهای معنوی آرامش است. بسیار از مواقع ما نسبت به همان لطفی که خداوند در حق ما کرده است احساس نگرانی می کنیم. نسبت به همسری که با مهربانی کنار ما زندگی می کند، نسبت به شغلی که نیازهای مادی ما با آن برآورده می شود، نسبت به هر چیز دیگری که گوشه ای از نیازهای ما را تأمین می کند. ما نسبت به همه اینها ممکن است نگران باشیم. به این علت که همان موضوع را می بینیم و می خواهیم آرامش را در ارتباط با آن تجربه کنیم.
همه چیز در این دنیا محدود است و اگر به آن وابسته شویم احساس نگرانی خواهیم کرد. ترس از اینکه مبادا آن را از دست بدهیم، ما را رها نمی کند. در حالی که تکنیک تغییر بینش الهی به ما می گوید، از آن موضوع بگذر و به سرچشمه بی پایان لطف و مهربانی و بخشندگی نگاه کن و در فراسوی این نعمت، او را ببین که آن را در اختیار تو گذاشته است. به این ترتیب، آنچه از نعمت های دنیوی داریم، تبدیل به نشانه ای از نشانه های خداوند بخشنده و مهربان می شود و دیگر محدود نیست. بلکه روزنه ای است که از آن به لطف و بخشش بی پایان می پیوندیم و می توانیم به آرامش پایدار برسیم. در این صورت خداوند نیز به آن نعمت برکت می دهد و بسیار بیشتر از آنکه فکر کنیم، بهره و فایده در آن قرار می دهد.
در آیه دیگر می­خوانیم: «و از مردم کسی است که خدا را در حاشیه می­پرستد، پس اگر خیری به او رسد به آن آرامش می­یابد و اطمینان می­کند و اگر فتنه و بلایی پیش آید، چهره­اش دگرگون می­شود و بی­تابی می­کند. او در دنیا و آخرت زیان کرده و این زیانی آشکار است.» (حج.۱۱) این آیه نیز بر ناپایداری آرامش یافتن به خیر دنیا بدون توجه به پدیدآورندۀ مهربان و بخشندۀ آن اشاره دارد. چنین افرادی اگر هم از یاد خدا و پرستش او سخن می گویند، این گفته ها در دلشان نفوذ نکرده و فقط در زبان شان می چرخد و در حاشیه زندگی شان قرار می گیرد.
این آیه شریفه هم راهکار تغییر بینش نسبت به بهره های دنیوی را می آموزد. به طوری که به جای آرامش یافتن به خیر دنیایی دل مان را به پروردگار این نعمت ها بسپاریم و با تمام قلب او را بپرستیم و با او به آرامش برسیم، نه با نعمت های او.
آرامشی که نتیجه دلبستگی به پدیده ها و نعمت های این جهانی باشد، ناپایداری است و بالاخره زمانی به پایان می رسد و اضطراب زا می شود. هنگام تجربۀ چنین اضطراب هایی راهکار تغییر بینش به کار می آید.
راهکار تغییر بینش را می توانیم به صورت زیر فرموله کنیم.
A توجه به خداوند و یاد او؛ R آرامش پایدار؛ r آرامش ناپایدار؛ N برخورداری از نعمت ها؛
rnدلبستگی به نعمت ها و آرامش یافتن با آنها بدون یاد خدا؛ An نعمت ها را در ارتباط با لطف و مهر الهی دیدن؛ C تغییر بینش؛ e نگرانی و اضطراب.
این راهکار در مواردی به کار می آید، که اضطراب نسبت به نعمت ها و فرصت هایی که در اختیار ماست، پدید می آید. و آرامشی که نسبت به آنها احساس می کردیم چهره ناپایدار خودش را نشان می دهد. همانطور که در بخش پیشین مقاله گفته شد، اضطراب زنگی است که وقت فراموش کردن خدا به صدا در می آید. و دقیقاً زمان اجرای راهکار تغییر بینش همین موقع است.
در واقع توجه و دلبستگی به نعمتی که داشته ایم و فراموش کردن بخشندۀ مهربان و دلبستن به نعمت ها (nr) معادل آرامش ناپایدار (r) می شود که پیامدی غیر از نگرانی و اضطراب (e) ندارد. در این شرایط با تغییر بینش (C) بازگشت به یاد خدا (A) نعمت ها به پنجره ای به سوی خداوند بخشنده تبدیل می شود (An) و آرامش پایدار (R) وجود شخص را فرا می گیرد.
از مجموع آیات مورد بحث که ذکر شد، تقابل بین آرامش یافتن به دنیا و آرامش یافتن به خدا مشخص می­شود. آرامش ناپایدار برای کسانی است که به دیدار خدا امید ندارند؛ از نشانه­های او غافل اند و خدا را در حاشیه می­پرستند. این افراد ناگزیر زندگی خود را در ارتباط با دنیا و امور دنیوی برقرار می­بینند و به آرامشی ناپایدار می­رسند، در مقابل کسانی که اهل امید و آگاهی و بندگی هستند، می­توانند به آرامش پایدار دست یابند. این افراد در اثر انس و عشق خدا به این حقیقت می­رسند، که زندگی­شان به دنیا و امور دنیوی برقرار نیست، بلکه در حقیقت به خداوند و عشق و لطف و قدرت بی­کران او وابسته است.
اهل ذکر و انس با خدا اگر خیر و بهره دنیوی خود را در معرض خطر ببینند، نگران نمی­شوند زیرا مطمئن هستند که عشق و حمایت خداوند همیشه با آنهاست و او را هیچ گاه از دست نمی­دهند. به این ترتیب به آرامش پایداری می­رسند که بزرگترین دگرگونی­های دنیا و بلاها و گرفتاری­ها نیز، نگرانی و دلهره­ای در آنها برنمی­انگیزد. از این رو قرآن کریم هر نوع آرامشی را مؤثر در سلامت معنوی نمی­داند و آرامش پایدار را به عنوان عامل تأمین کننده سلامت معنوی و آرامش ناپایدار را به عنوان عامل تخریب کننده سلامت معنوی معرفی می­کند.


منبع:پرسمان

۸ تمرین ساده برای مثبت اندیشی در شرایط سخت

با مثبت اندیشی به جای تمرکز بر مشکلات و نقاط منفی فرصت‌هایی را پیش روی خود خواهید دید که شما را به نتایج بهتری سوق خواهد داد.
زمان تقریبی مطالعه :۵ دقیقه
مثبت اندیشی

دلایل زیادی برای مثبت اندیشی وجود داردٰ، اول از همه این که مثبت اندیشی میزان استرس را کاهش می‌دهد و باعث می‌شود شما احساس آرامش بیشتری داشته باشید، در نتیجه شب‌ها خواب بهتری را تجربه کرده و در طول روز از آرامش روحی بیشتری برخوردار باشید.

چرا باید مثبت اندیش و خوشبین باشیم؟

۱٫ افراد مثبت اندیش سریع‌تر با استرس کنار می‌آیند

مثبت اندیشان اگر در یک موقعیت ناخوشایند قرار بگیرند بیشترین تمرکزشان روی این است که هر چه سریع‌تر خود را از این موقعیت خارج کنند. در واقع آن‌ها چون عادت ندارند روی افکار منفی خود تمرکز کنند کمتر در معرض استرس قرار می‌گیرند.

۲٫ سالم‌تر هستند

طی تحقیقات انجام شده افرادی که افکار مثبت دارند از سلامت جسمی و عمر طولانی‌ با کیفیت‌تری برخوردار هستند. احساسات و افکار منفی به سرعت شروع به آسیب رساندن اعضای بدن می‌کنند، استرس و افکار افسرده مشکلات جسمی فراوانی را به وجود می‌آورند که عبارتند از مشکلات خواب، گرفتگی ماهیچه‌ها، مشکلات قلبی عروقی، دیابت و …

۳٫ با دیگران روابط بهتری دارند

افراد مثبت اندیش در اولین برخورد احساس خوبی به طرف مقابل خود القا می‌کنند و بیشتر مورد توجه دیگران قرار می‌گیرند، به همین علت معمولاً دوستان زیادی دارند و در زندگی اجتماعی خود فعال‌تر هستند و راحت با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند.

۴٫ تمرکز بیشتری دارند

آن‌ها از روبرو شدن با مشکلات نمی‌ترسند و تمرکزشان بیشتر روی حل مشکلات است در نتیجه در شرایط دشوار بهترین تصمیم ها را می‌گیرند.

۵٫ اعتماد به نفس بالایی دارند

تفکر مثبت منجر به اعتماد به نفس بیشتر می‌شود. مثبت اندیشی باعث می‌شود تا هرگز نخواهید جای کس دیگری باشید و یاد می‌گیرید که خودتان را دوست داشته باشید و همیشه خودتان باشید!

۶٫ در زندگی موفق‌تر هستند

افراد مثبت اندیش روی شکست و ناکامی تمرکز نمی‌کنند و فرصت بیشتری به خود می‌دهند. آن‌ها دائما برای یادگیری تلاش می‌کنند و به همین دلیل در تمامی مراحل زندگی موفق‌تر هستند.

۷٫ زندگی شادتری دارند

افراد خوشبین معمولاً زندگی شاد و پُرباری دارند، در واقع با مثبت اندیشی اتفاقات مثبت بیشتری را به سمت زندگی خود جذب می‌کنند. بنابراین بر مشکلات خود متمرکز نشوید، خوش‌بین باشید تا زندگی شادی در انتظارتان باشد.

زندگی شاد

چند تمرین ساده برای مثبت اندیشی:

۱٫ ذهن خود را بازسازی کنید

اگر سالهاست که روی نقاط منفی تمرکز کرده‌اید نگران نباشید هنوز هم امید هست، شما با تمرکز روی نقاط مثبت می‌توانید ذهنیت خود را تغییر دهید. نمی‌دانید از کجا شروع کنید؟ خیلی ساده است کافیست به افکار خود توجه بیشتری داشته باشید، می‌دانم ساده نیست و مغز انسان ناخودآگاه روی نتایج منفی متمرکز است. با دانستن اینکه تفکر منفی می‌تواند شما را از دستیابی به موفقیتها باز دارد تلاشتان را بیشتر کنید که به دنبال نکات مثبت باشید نه منفی! مثلاً هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شوید به دنبال ۳ نکته مثبت در زندگی روزانه خود باشید و از آن‌ها برای ایجاد انگیزه و توانمند سازی ذهن خود استفاده کنید.

۲٫ از افکار منفی فاصله بگیرید

زمانی‌که احساس کردید مضطرب هستید افکار خود را به سمت نتایج مثبت سوق دهید. اجازه ندهید در افکار منفی غرق شوید، از آنها فاصله بگیرید به جای آن روی افکار مثبت تمرکز کنید و نتایج مثبت بیشتری را پیش بینی کنید. ذهنتان را وادار به مثبت اندیشی کنید به زودی خواهید دید که به صورت کاملاً خودکار ذهنتان مثبت اندیش شده است.

افکار منفی

۳٫ با دیگران مهربان باشید

با خوب بودن با دیگران خوشبختی خود را تضمین می‌کنید. سعی کنید احساسات دیگران را بشناسید و با آن‌ها به مهربانی رفتار کنید. مهربانی درحق دیگران شما را از ذهنیت منفی باز می‌دارد. با ابراز احساسات مثبت، تفکرات منفی به مثبت سوق داده خواهد شد.

۴٫ بر زمان حال متمرکز شوید

بیشتر تفکرات منفی ناشی از تخیلات اغراق آمیز از یک خاطره آزاردهنده یا اتفاق بدی است که در گذشته رخ داده است. گذشته تاریکی را که داشته‌اید فراموش کنید. در عوض، مثبت بودن را در زندگی روزمره خود جای دهید. نگرشی را که حتی ۵ دقیقه پیش داشتید فراموش کنید و تمرکزتان روی لحظه‌ای باشد که در آن زندگی می‌کنید.

۵٫ بی اعتنایی به افکار منفی

ما روزانه بین ۶۰/۰۰۰ تا ۷۰/۰۰۰ فکرهای مختلفی می‌کنیم که اکثر آنها منفی، سمی و مخرب هستند و اگر همه آن‌ها را جدی گرفته و مورد توجه قرار دهیم به زودی روانمان را تخریب خواهیم کرد. با علم بر اینکه ما مدیر کنترل افکارمان هستیم از ورود و تخریب افکار منفی به ذهنتان جلوگیری کنید.

اجازه ندهید در افکار منفی غرق شوید، از آنها فاصله بگیرید به جای آن روی افکار مثبت تمرکز کنید و نتایج مثبت بیشتری را پیش بینی کنید.

۶٫ درس گرفتن از مشکلات زندگی

هر اتفاقی که در زندگی برای ما می افتد با خود درسی به همراه دارد. اگر تصمیم دارید کیفیت زندگی خود را بهبود بخشیده و زندگی مثبت‌ و خوش بینانه داشته باشید عاقلانه است که از هر اتفاقی که برایتان می افتد درس بگیرید و دید مثبتی نسبت به تمام وقایع داشته باشید.

۷٫ قدردان باشید

یکی از عالی‌ترین راه‌ها برای ایجاد تفکر مثبت ابراز قدردانی از هر چه که برایتان اتفاق می افتد و در اطرافتان می‌گذرد است. زمانی‌که شادی حاصل از سپاس گزاری را بچشید دیگر هرگز راضی نخواهید شد که زمان و انرژی خود را با افکار استرس زا و دردناک هدر دهید.

قدردانی

۸٫ ورزش کنید

افرادی که به صورت روزانه و مرتب ورزش می‌کنند احساس مثبت‌تری نسبت به بقیه افراد دارند. ورزش با تقویت ذهن کمک می‌کند تا جلوی ورود افکار منفی را گرفته و نکات مثبت را بیشتر مورد توجه قرار دهید.

چه عواملی موجب اضطراب در افراد می شود؟

تصور می‌شود عدم تعادل انتقال‌دهنده‌های عصبی به نام سروتونین و نوراپی نفرین مسئول این اختلال باشند، بااین‌حال دلایل عدم این تعادل هنوز مشخص نیست و محققان اظهار می‌دارند که این اختلال به دلیل عوامل بسیاری چون ژنتیکی، مشکلات جسمانی و وقایع استرس‌زا رخ می‌دهد.
۱٫ اگر شما در خانواده فردی مبتلابه اضطراب ندارید و در کودکی هم اضطراب را تجربه نکرده‌اید این احتمال وجود دارد که اضطراب شما مربوط به مشکلات جسمانی‌تان باشد. مطالعات نشان می‌دهد که برخی مشکلات جسمانی به اختلال اضطراب مربوط می‌شود مانند:
- بیماری‌های مربوط به پرکاری تیروئید
- دیابت
- بیماری‌های قلبی
- بیماری‌های تنفسی
- یائسگی
- مصرف یا ترک مواد مخدر
- نوشیدن الکل
- درد مزمن یا سندرم روده تحریک‌پذیر
- برخی از تومورها
۲٫ دلایل ژنتیکی ناشی از جهش DNA
3. رویدادهای استرس‌زا به‌ویژه در دوران کودکی، مانند از دست دادن والدین، بی‌توجهی، سوءاستفاده جسمی، عاطفی یا جنسی.
۴٫ وجود سایر اختلالات روان‌شناختی مانند افسردگی
۵٫داشتن یک شغل استرس‌زا و فشار کار شدید
۶٫ جنس مونث بودن - زنان تقریباً دو برابر بیشتر از مردان دچار اضطراب هستند.

 اختلال اضطراب چگونه تشخیص داده می‌شود؟

اگر اضطراب شما از حد نرمال فراتر رفته و عملکرد روزانه شما را مختل کرده است به این معنی است که زمان مراجعه به یک روانشناس یا روان‌پزشک است. یک متخصص می‌تواند پس از گوش دادن به مشکلات از شما بخواهد تا دلیل افکار، احساسات و رفتارهای خود را مشخص کنید تا مشکلتان را شناسایی کند. گاهی برخی اوقات افرادی به پزشک مراجعه کرده و از مشکلات جسمانی شکایت می‌کنند درصورتی‌که مشکلشان جسمانی نیست و مربوط به اضطراب آن‌ها است. اگر اضطراب به مدت شش ماه ادامه داشته باشد به‌احتمال‌زیاد به اختلال اضطراب مبتلا شده‌اید.

آیا آزمونی وجود دارد که به کمک آن اختلال اضطراب تشخیص داده شود؟

خیر اختلال اضطراب تنها با یک آزمون قابل‌ تشخیص نیست و روان‌پزشکان با معاینه جسمی، آزمایش‌های روانی و ارزیابی‌هایی که انجام می‌دهد پی به وجود اضطراب می‌برند.

براساس اعلام انستیتوی ملی بهداشت، تقریباً یک سوم از بزرگسالان در یک مقطع از زندگی خود با یکی از انواع اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنند.

انواع راه‌های درمان اضطراب کدام‌اند؟

هدف از درمان کاهش و کنترل اضطراب و از بین بردن اثرات منفی آن است. درمان اضطراب بسته به‌ شدت علائم متغیر است؛ اما به‌ طور کلی از دو روش روان‌درمانی و دارودرمانی استفاده می‌شود. زمانی که اضطراب خفیف است ممکن است به دارو نیازی نباشد.

۱٫ روان‌درمانی: در مواردی که اضطراب خفیف است و نیاز به دارو ندارد روان‌درمانی برای کاهش علائم اضطرابی مفید و کافی است.
بسته به اضطراب و خلق‌وخوی افراد روان‌درمانی می‌تواند در انواع مختلف باشد:
درمان شناختی رفتاری: یک روش درمانی کوتاه‌مدت است که تمرکز درمانگر بیشتر بر مشکلات افکار، احساسات و رفتارهای مربوط به آن است تا بیمار بتواند مکانیسم‌های مقابله‌ای جدید و مؤثری را برای کاهش و کنترل اضطراب فراگیرد.
خانواده‌درمانی: در این نوع درمان خانواده بیمار نیز باید در روند درمان بیمارشان مشارکت داشته باشند و یاد بگیرند چگونه به بیمار خود در مقابله با اضطراب و چگونگی جلوگیری از شدیدتر شدن آن کمک کنند.
مشاوره: برخلاف روان‌درمانی، مشاوره فرایندی سطحی‌تر است. در موارد اضطراب خفیف مشاوران قصد دارند تا افراد مهارت‌های جدیدی کسب کرده و سازوکارهای مقابله‌ای را برای استفاده در روابط بین فردی به آن‌ها می‌آموزند.

۲٫ دارودرمانی: اگر شدت علائم اضطراب زیاد باشد علاوه بر روان‌درمانی از دارودرمانی نیز استفاده می‌شود و هدف از این درمان تسکین بیمار برای مقابله و بازگشت به امور روزمره است.

چگونه می‌توان اختلال اضطراب را درمان کرد؟

درمان اضطراب کار دشواری نیست. با مراجعه مکرر به درمانگر و استفاده مرتب از داروهایی که پزشک تجویز کرده است می‌توان آن را کاهش داد و کنترل کرد.

چند نکته کاربردی برای افراد مضطرب:

آب زیاد بنوشید
نوشیدن ۸ تا ۱۲ لیوان آب هر روز به شما کمک می‌کند تا استرس‌تان را کاهش دهید.
خواب کافی
نداشتن خواب کافی می‌تواند ذهن را خسته و استرس را افزایش دهد. ۷ تا ۹ ساعت خواب شبانه برای سلامتی بسیار ضروری است. سعی کنید هر شب سر ساعت معین به رختخواب رفته و به‌موقع بیدار شوید. قرار گرفتن در نور آفتاب در روز به خواب شبانه شما کمک می‌کند.
فعالیت بدنی
پیاده‌روی یا دویدن به مدت ۳۰ دقیقه هر روز برای سلامتی جسمی و روحی بسیار مفید خواهد بود.
کم کردن مصرف کافئین
مصرف کافئین را محدود کنید، کافئین می‌تواند ضربان قلب شما را افزایش و باعث تپش قلب شده و در طولانی‌مدت باعث ایجاد حمله هراس شود.
نیکوتین ممنوع
اگرچه افراد با مصرف نیکوتین احساس می‌کنند که از میزان استرس و اضطرابشان کاسته شده اما در واقع نیکوتین میزان اضطراب را افزایش می‌دهد.
رژیم غذایی سالم
داشتن یک رژیم غذایی ناسالم می‌تواند مشکلات متعددی برای سلامتی ایجاد و اضطراب را افزایش دهد.
ماساژ
ماساژ دادن عضلات را آرام و به شما در مقابله با اضطراب کمک می‌کند.
یوگا و مدیتیشن
مراقبه شیوه ادراک از جهان و واکنش به وقایع زندگی را تغییر می‌دهد. یوگا ترکیبی از مراقبه، تمرین‌های تنفسی و تکنیک‌های کششی بدن است و هر دو در مقابله با اضطراب مؤثر هستند.
تمرینات تنفسی
تمرینات تنفسی به شما می‌آموزد که چگونه نفس خود را کنترل و اضطرابتان را کاهش دهید. برای این کار روی یک سطح صاف بنشینید و از طریق بینی نفس بکشید و سعی کنید نفستان را سمت شکم هدایت کنید. وقتی احساس کردید هوا به‌اندازه کافی وارد شده به‌ آرامی از دهان خود بازدم کنید و همین کار را چندبار تکرار کنید. به یاد داشته باشید که در ابتدا ممکن است تمرینات تنفسی مشکل و به دلیل اکسیژن زیاد سرگیجه ایجاد کند.
مدیر افکار خود باشید
سعی کنید افکار منفی را به افکار مثبت تبدیل کنید. هرچه این کار را در ذهن خود بیشتر انجام دهید، برخورد با آن آسان‌تر خواهد بود.

اضطراب؛ علائم، علل و درمان آن

 

 


 

اضطراب عبارت است از یک احساس ناراحت‌کننده،‌ ترس و یا خطر با منشا ناشناخته که بر فرد مسلط می‌شود.

 

 


 

اضطراب

نگرانی فکری، جزئی از زندگی روزمره است. کمی نگرانی و اضطراب می‌تواند به تمرکز و انگیزه شما کمک کند. اما اگر اضطراب زیاد باشد، شما احساسی از ناامیدی به همراه گیجی و همچنین احساس نگرانی بیش از حد نسبت به رویدادهای غیرجدی و معمولی زندگی خواهید داشت.

 

گاهی این اضطراب شدید ممکن است به علت بیماری‌های دیگر از جمله افسردگی و یا محرک‌های جسمی یا احساسی ایجاد گردد که با برطرف شدن عامل ایجاد آن، اضطراب نیز از بین می‌رود.

 

اضطراب از نظر علمی چندین نوع دارد که شامل این موارد است: اضطراب حاد ناشی از موقعیتی خاص، اختلال در تطابق یافتن با شرایط جدید، اختلال اضطرابی شایع شده، اختلال هراس، اختلال تنش‌زای پس از حادثه، ترس مرض‌گونه و اختلال وسواسی ـ جبری.

در واقع اضطراب با اثر گذاشتن بر روی قسمت ارتباطات در مغز، در خلاقیت و عملکرد انسان مشکل ایجاد می‌کند.

 

علایم اضطراب 

احساس ناراحتی، بی قراری و تحریک پذیری

نگرانی بیش از حد

ترس دائم از این که اتفاق بدی در حال وقوع است و یا احساسی مبنی بر این که دنیا به آخر رسیده است.

عدم تمرکز

احساسی مثل اینکه همه چیز را فراموش می‌کنی

خشک شدن دهان

مشکل در بلع

خشونت صدا

لرزش یا پرش عضلات

ناتوانی جنسی

گرفتگی عضلات

احساس گرفتگی یا پری در ناحیه گلو یا قفسه سینه

نفس تنگی و افزایش ضربان قلب

سرگیجه

عرق سرد و دستان مرطوب

خستگی مفرط

مشکلات خواب(احساس عدم راحتی در به خواب رفتن و بیدار شدن)

سردرد و  کمردرد

تهوع و اسهال

کاهش وزن

خواب‌آلودگی

منگی یا غش

دیدن کابوس

بروز اختلال در روابط اجتماعی

هراس و فرار از موقعیت

 

علل اضطراب

فعال شدن مکانیسم‌های دفاعی بدن‌ برای مبارزه یا فرار، باعث افزایش ترشح آدرنالین از غدد فوق‌کلیوی می‌شود. موادی که از تجزیه آدرنالین در بدن جمع می‌شوند (کاتکول آمین‌ها)، بخش‌های مختلف بدن را تحت تأثیر قرار می‌دهند.

تلاش برای پرهیز از اضطراب، خود موجب اضطراب بیشتر می‌شود.

بسیاری از بیماران احساس اضطراب، عصبانیت و حساسیت خود را در تمام طول زندگی خویش به همراه دارند و این مشکل می‌تواند در هر سنی اتفاق بیفتد.

اختلالات اضطرابی، در بچه‌هایی که حداقل یکی از والدین آن‌ها سابقه‌ای از بیماری افسردگی داشته باشد، دو برابر بچه‌های دیگر می‌باشد

اختلالات اضطرابی می‌تواند به همراه دیگر مشکلاتی همچون افسردگی و مصرف مواد مخدر باشد.

مشکلات جسمی اضطراب، بیماری‌های قلبی و ریوی می‌باشد؛ لذا قبل از تشخیص اختلالات اضطرابی، معاینات دقیق پزشکی باید انجام پذیرد.

 

اختلالات اضطرابی

اختلالات اضطرابی وقتی اتفاق می‌افتد که افراد علائم بالا را داشته باشند. در واقع اختلالات اضطرابی با روابط معمولی افراد و فعالیت‌های روزمره آن‌ها تداخل می‌کند. همچنین زنان دو برابر مردان مستعد ابتلا به این اختلالات می‌باشند. از جمله اختلالات اضطرابی عبارتند از :

- وحشت‌زدگی

- ترس بیش از حد (فوبیا)

- اختلالات وسواسی

- اختلالات اضطرابی پس از تروما

 

وحشت زدگی

احساس ناگهانی اضطراب و ترس شدید بدون دلیل مشخص یا بدون وجود خطر، وحشت‌زدگی است. علائم این مشکل شامل موارد زیر است:

احساس از دست دادن کنترل خود

احساس مرگ به همراه تنفس سریع و ضربان تند قلب

احساس گیجی، عرق ریزی و یا لرزش

تنفس دشوار و سخت، دردهای قفسه سینه و ضربات نامنظم قلبی

بعضی وقت‌ها این علائم به حدی ناگهانی و شدید اتفاق می‌افتد که فرد فکر می‌کند که دچار حمله قلبی شده است.

خیلی از این علائم ممکن است در بیماری‌های دیگر مثل مشکلات تیروئید و یا انسدادی مزمن ریوی اتفاق بیفتد.

 

ترس بیش از حد (فوبیا)

ترس بی نهایتی است که بر زندگی روزمره فرد اثر می‌گذارد. این افراد بدون علت دچار ترس می‌گردند.

آن‌ها از ترس بی علت خود آگاهی دارند، ولی قادر به کنترل آن نیستند.

این افراد با فرار و یا خودداری از قرار گرفتن در مکان، با خاطره یا موقعیتی که با دیدن و یا به یاد آوردن آن دچار ترس می‌گردند مقابله می‌کنند.

سه نوع اختلالات ترس عبارتند از:

۱- ترس از تنها ماندن یا حضور در مجامع عمومی که قادر به فرار یا کمک گرفتن از کسی نباشد.

۲- ترس از حضور در مجامعی که ممکن است مورد انتقاد قرار گیرند.

۳- ترس از چیزهای خاص

 

پیشگیری

از روش‌های کسب آرامش برای کاهش استرس بهره بگیرید.

به فکر تغییر شیوه زندگی خود باشید تا استرس کاهش یابد.

استرس و اضطراب ایجاد شده را کنترل کنید.

از تفکرات بی‌جا و بیش از حد، دوری کنید.

سعی کنید در اجتماعات، حضور بیشتری یابید.

سعی کنید زیادی با خودتان خلوت نکنید و خود را از تنهایی دور کنید.

از خوردن کافئین خودداری کنید مانند قهوه، چای، نوشابه سیاه و شکلات، زیرا کافئین شما را در حالت تحریک پذیری قرار می‌دهد

از سیگار کشیدن خودداری کنید. نیکوتین موجود در سیگار سبب افزایش تحریک پذیری جسمی می‌گردد. همچنین سبب افزایش انقباض عروقی و افزایش کارکرد قلبی می‌شود.

انجام ورزش روزانه می‌تواند بسیار کمک کننده باشد. حتی یک پیاده روی می‌تواند شما را آرام نگه دارد.

 

درمان

- ابتدا ترس و اضطراب خود را در رابطه با موقعیت خاص بشناسید و قبول کنید که شما دچار این اضطراب هستید و برای مواجهه با این موقعیت برنامه ریزی کنید؛ برای مثال اگر شما دائم در خصوص مسائل مالی اضطراب دارید، یک برنامه پس انداز پول را برنامه ریزی کنید و یا بودجه را به طور مجزا در نظر بگیرید.

- در مشکلات قبلی خود باقی نمانید. تغییراتی ایجاد کنید که احساس راحتی بیشتری داشته باشید و اجازه دهید تا مشکلات را پشت سر بگذارید.

- تنش‌ها را با ورزش و ماساژ از خودتان دور سازید.

- از روش های رهاسازی (Relaxation) استفاده نمایید.

- به اندازه کافی استراحت کنید و اگر در خواب مشکل دارید به پزشک مراجعه نمایید.

- از الکل ، کافئین و شکلات و سیگار دوری جویید.

- فکر خود را مشغول نمایید.

- برای لذت بردن به بیرون بروید، مثل دیدن یک فیلم طنز، پیاده روی و یا کوهنوردی.

- برنامه ریزی روزانه داشته باشید. داشتن کار بیش از حد و یا بیکار بودن در طی روز می‌تواند به اضطراب شما بیفزاید.

- علائم خود را یادداشت کنید و گاهی به دوست صمیمی خود آن‌ها را بازگو کنید. گاهی مواقع گفتگو کردن با یک دوست از اضطراب شما می‌کاهد.

- در گروه‌های اجتماعی شرکت کنید و یا به طور داوطلبانه به کمک دیگران بپردازید.

 

دارو درمانی

- امکان دارد داروهای ضداضطراب مثل بنزودیازپین‌ها برای مدتی کوتاه توسط پزشک تجویز شوند.

- امکان دارد از داروهای ضدافسردگی برای اختلال هراس استفاده شود.

فرآوری: مریم سجادپور

بخش سلامت تبیان