خانه > اخبار, عفاف گرایی, گناباد > روزی که مردم در مسجد گوهرشاد به خاک و خون کشیده شدند

روزی که مردم در مسجد گوهرشاد به خاک و خون کشیده شدند

بهلول درگوهرشادواقعه گوهرشاد و صفحه سیاه دیگری در کارنامه خاندان پهلوی،غربی شدن حتی به قیمت آدم کشی
دستورات آمرانه دولت فروغی که به پشتوانه فکری و اجرایی شخص رضاشاه اعلام می‌شد طبیعی بود که بر مردم گران آید و در این میان، مشهدی‌ها پیشتاز اعتراض شدند. علما و روحانیون مشهد طی جلساتی پنهانی تصمیم گرفتند با این حرکت مقابله کنند و حکومت را از این کار بازدارند.

در روز ۲۱ تیر ۱۳۱۴ قیام مردم مشهد در اعتراض به سیاست‌های آمرانه فرهنگی از سوی دولت فروغی از جمله سیاست همسان‌سازی لباس‌ها سرکوب شد.

۲۸ خرداد ۱۳۱۴ دولت محمدعلی فروغی در یک بخشنامه آمرانه که از تبعات سفر رضاشاه به ترکیه در ۱۲ خرداد ۱۳۱۳ بود، مردم ایران را ملزم کرد که از کلاه پهلوی (یک لبه) دست برداشته و کلاه بین‌المللی تمام لبه‌ای به اسم شاپو استفاده کنند. طبق این بخشنامه اگر یک کارمند دولتی از این دستور اطاعت نمی‌کرد باید قید شغلش را می‌زد! دو روز بعد نیز دولت بخشنامه دیگری ابلاغ کرد که طبق آن، مجالس ختم اموات فقط در مساجد معدودی که بلدیه (شهرداری) اجازه می‌داد باید برگزار می‌شد و استعمال چای، قهوه، قلیان و سیگار نیز در این مجالس ممنوع اعلام شد.

مرحوم بهلول در حال سخنرانی

دستورات آمرانه دولت فروغی که به پشتوانه فکری و اجرایی شخص رضاشاه اعلام می‌شد طبیعی بود که بر مردم گران آید و در این میان، مشهدی‌ها پیشتاز اعتراض شدند. علما و روحانیون مشهد طی جلساتی پنهانی تصمیم گرفتند با این حرکت مقابله کنند و حکومت را از این کار بازدارند. در یکی از این جلسات پیشنهاد شد آیت‌الله حاج آقا حسین قمی به تهران برود و در مرحله اول با رضاشاه مذاکره نماید تا شاید بتواند او را از اجرای تصمیماتش باز دارد. وقتی آیت‌الله قمی به تهران آمد، بلافاصله از سوی حکومت دستگیر و ممنوع‌الملاقات شد. سایر روحانیون نیز در مساجد و مجالس‌، به آگاه کردن مردم پرداختند. مسجد گوهرشاد از جمله مکان‌های تجمع مردم بود. اجتماعات مردم در این مسجد هر روز بیشتر می‌شد و شهر حالت عادی خود را از دست می‌داد و سخنرانان نیز به ایراد بیانات آتشین می‌پرداختند.

همزمان با بازداشت حاج آقا حسین قمی‌، در مشهد نیز به دستور حکومت‌، روحانیونی همچون شیخ غلامرضا طبسی و شیخ نیشابوری دستگیر شدند. صبح روز جمعه ۲۰ تیر ۱۳۱۴ نظامیان مستقر در مشهد برای متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند و به روی آنان آتش گشودند و تعداد زیادی را کشتند و زخمی کردند، ولی مردم مقاومت کرده و سربازان نیز بنا به دستوری که به آن‌ها رسیده‌، مراجعت کردند. به دنبال این حادثه مردم اطراف مشهد با بیل و داس و… به سوی مسجد حرکت کردند.

فردای آن روز جمعیت عده زیادی از مردم مشهد تظاهرات پرجمعیتی علیه اجباری شدن کلاه شاپو و یکسان‌سازی لباس برگزار کردند و به مسجد گوهرشاد آمدند. سران نظامی و انتظامی مشهد این بار بنا به دستور رضاخان با تجهیزات کامل و افراد فراوان در نقاط حساس مستقر شدند و تفنگ‌ها، سلاح‌های خودکار و حتی توپ‌ها را به منظور سرکوب مردم به میدان آوردند. در اجتماع مردم مشهد در گوهرشاد، مرحوم شیخ محمدتقی بهلول سخنان تندی علیه دولت ایراد کرد و خواهان مقاومت مردم شد. پاسخ حکومت به این اعتراض آرام و مدنی مردم مشهد، کشتار معترضین بود. در حوالی ظهر مأمورین نظامی و انتظامی از هر سو به مردم هجوم آورده و در داخل مسجد به کشتار آنان پرداختند. طبق گفته منابع تاریخی، حدود دو هزار نفر در این فاجعه ملی کشته و زخمی شدند. کشتار مردم در این مسجد به اندازه‌ای بود که برخی شاهدان عینی گفته‌اند ۵۶ کامیون جنازه از صحنه کشتار خارج کردند.

مسجد گوهرشاد

آیت‌الله دکتر مهدی حائری یزدی (فرزند آیت‌الله العظمی شیخ عبدالکریم حائری یزدی مؤسس حوزه علمیه قم) در گفت‌وگویی که با پژوهشگران دانشگاه هاروارد در قالب «طرح تاریخ شفاهی ایران» داشته است در این باره می‌گوید: «عده زیادی را زنده به گور کردند. به نظر من این یکی از گناهان نابخشودنی و تاریخی رضاشاه بود… من خودم از یکی از مشهدی‌ها شنیدم که می‌گفت… رفتم به عنوان حمال، مرا استخدام کردند… از زیر منبر افرادی که هنوز داشتند نفس می‌کشیدند آوردم بیرون که ببرند برای دفن.»

پاسخ غیرمتعارف دولت به اعتراض مدنی مردم مشهد علیه سیاست‌های حکومت به همین جا ختم نشد. فردای آن روز عده‌ای از علما و روحانیون سر‌شناس مردم مشهد از جمله آیت‌الله العظمی سیدیونس اردبیلی، آیت‌الله آقازاده (فرزند آخوند خراسانی)، آیت‌الله العظمی سیدعبدالله شیرازی، آیت‌الله آقا بزرگ شاهرودی، آیت‌الله شیخ هاشم قزوینی و تعدادی از واعظان برجسته شهر بازداشت و تبعید شدند. ۲۵ تیرماه نیز سرهنگ بیات، رییس نظمیه مشهد برکنار شد و رضا شاه گروهی را مأمور بررسی درباره دلایل این واقعه کرد. تحقیقات این گروه پرده از روحیه انتقادی نخست‌وزیر و سرپرست حرم امام رضا (ع) و همراهی آن‌ها با منتقدین برداشت.

فرزند مؤسس حوزه علمیه قم درباره مخالفت محمدعلی فروغی نخست‌وزیر قدرتمند رضاشاه با اقدامات زورگویانه او گفته است: «پدرم تلگراف خیلی تندی به رضاشاه کرد از قم که این مسائلی که دارد واقع می‌شود بر خلاف مذهب است و خلاف مصالح خود ایران است… و من دیگر سکوت را جایز نمی‌دانم… یادم هست که آن را رضاشاه خودش جواب نداد. فروغی جواب داد به جای رضاشاه…چهار پنج صفحه بود جواب فروغی… یک مسائل عجیبی در آنجا تذکر داده بود… مرحوم فروغی گفته بود… این یک سلسله جریاناتی است که پس از بازگشت شاه از ترکیه، اراده سنیه ملوکانه تعلق گرفته که این کار‌ها بشود. هرچه هم ما می‌گوییم و هر قدر هم بر خلاف مذهب یا خلاف مصلحت کشور باشد، بالاخره چون اراده سنیه تعلق گرفته، باید بشود… آن وقت همه تعجب کردند که چطور فروغی با این آزادی، انتقاد کرده اراده سنیه را… یک یا دو هفته بعد از این تلگراف، فروغی از کار افتاد.»

هنگام بازرسی از خانه محمدولی اسدی که نایب‌التولیه (سرپرست) حرم امام رضا (ع) و پدر دامادهای فروغی بود، کاغذی در میان نامه‌های اسدی به دست آمده بود که فروغی به طور دوستانه و خصوصی، در پاسخ نامهٔ اسدی ضمن شرح مطالبی دربارهٔ رضا شاه، این بیت مولوی را نقل کرده بود که:

در کف شیر نر خونخواره‌ای/ غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟

این نامه را سرلشکر آیرم، رییس کل شهربانی برای شاه تلگراف کرد. رضا شاه آن چنان از دست فروغی خشمگین شده بود که با فریاد از وی با عنوان «زن ریش‌دار» یاد کرد. رضاشاه که از روحیه انتقادی فروغی (ذکاءالملک) برآشفته بود، حدود یک ماه قبل از اعلام کشف حجاب (۱۷ دی ۱۳۱۴) هم محمدولی اسدی، نایب تولیت آستان امام رضا را بازداشت و به دلیل حمایت تلویحی و تحریک مردم مشهد به اعتراض، در روز ۲۹ آذر اعدام کرد و هم فروغی را روز ۱۰ آذر ۱۳۱۴ برکنار و ۶ سال خانه‌نشین کرد.


+ هشت = 9